سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



اجابت دعا

اگر دعايتان مستجاب شده مواظب سه حالت باشيد
اول : آن كه عجب نكنى و نگويى من معلوم مى شود آدم خوبى هستم كه دعايم مستجاب شد زيرا عجب و خودپسندى باعث فساد عمل و غلبه شيطان است .
دوم : شكر و حمد خدا نمايى كه تفضل كرد بر تو به اجابت دعاى تو، بلكه مستحب است دو ركعت نماز شكر بجا آورى .
سوم : همين كه دعاى تو مستجاب شد ترك دعا نكنى و باز در خانه خدا بروى تا بيگانه نشوى و در وقت حاجت خواستن دوباره آشنا باشى .


- نظرات (0)

دعاى پيش از دعا كردن


حضرت على عليه السلام : هر كس دوست مى دارد كه دعايش رد نشود پس بخواند پيش از دعايش اين دعا را.

ماشاء اللّه توجها الى اللّه ،

ماشاء اللّه تعبداللّه ،

ماشاء اللّه تلطفا للّه ،

ماشاء اللّه تذللا للّه ،

ماشاء اللّه استضارا باللّه

استكانه للّه

، ماشاء اللّه تضرعا الى اللّه ،

ماشاء اللّه استعانه با اللّه استعانه باللّه ،

ماشاء اللّه لا حول و لاقوه الا باللّه العلى العظيم .


- نظرات (0)

صحیفۀ مهدیّه (مترجم وزیری)

مجموعهٔ مهمّي از نمازها، دعاها و زيارت هايي

که از ناحيهٔ مقدّسهٔ امام زمان عجّل الله تعالي فرجه

صادر شده و يا دربارهٔ آن حضرت از بقيّهٔ

امامان عليهم السلام نقل گرديده است.

فايل هاي PDF کتاب «صحيفهٔ مهديّه مترجم»

PDF   1

PDF   2

PDF   3

PDF   4

PDF   5

http://www.almonji.com



- نظرات (0)

این سلام خودش ی دنیا روضه هست!


بار خدایا؛ سلام و درود و برکتت را بر سیّده بزرگوار نیکو سیرت نازل فرما؛ آن بانوى معصوم از گناه و خطا و مورد ستم قرار گرفته، شریف و بزرگوار، غم و اندوه دیده که سختی‏ها و مصائب دنیا وجود مقدّسش را آزار داد و در اندک زمانى، طولانى‏ ترین غصّه‏ ها و مصیبت‏ها را تحمّل نمود، بانوى پسندیده بردبار و پاکدامن، صاحب قلب سلیم که قدر و مقامش ناشناخته و قبرش پنهان مانده و پنهانى مدفون گردید ولى آشکارا حقّش غصب گردید، سرور زنان و حوریّه ‏اى در قالب انسان، مادر امامان بزرگوار و نیک ‏نژادان، دختر بهترین پیامبران، پاک و پاکیزه، آن که از تعلّقات دنیوى بریده و به سوى معبودش روى آورد و چون مروارید ناسفته تلألو مى نمود ، فاطمه پرهیزگار و ستاره درخشان آسمان پیامبر که درود و سلام بر او باد .


فرازی از دعای توسل چهارده معصوم علیهم السلام
دربارۀ سیده زنان دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها





- نظرات (0)

شبهه ی فاطمیه و پاسخ آیت الله سبحانی

شبهه:

مى‌گویند تاریخ اسلام، گواهى مى‌دهد که على(علیه السلام) یک قهرمان شجاع و خیبرگیر و دلیر و دشمن‌شکن بود. آیا شایسته است به همسرش جسارت شود و او سکوت کند؟


پاسخ:
قهرمانى واقعى، تنها در شجاعت بدنى، خلاصه نمى شود. علاوه بر این، انسان باید از نظر روحى هم، قهرمان شجاع باشد و در جایى که اظهار شجاعت به مصلحت اسلام نباشد، بتواند خویشتن دارى کند.
پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله) از جایى عبور مى کرد، جمعى را دید که مشغول وزنه‌بردارى هستند تا نیرومندترین فرد را مشخص کنند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «أشجعکم من غلب هواه» شکى نیست که امیرمؤمنان، شجاع و قهرمان بود و در تاریخ اسلام، فردى به پایه او در مقاومت و دلیرى نمى‌رسد، او تنها کسى است که پیامبر در جنگ خندق، درباره‌اش فرمود: «ضربة علىّ یوم الخندق أفضل من عبادة الثقلین» (1) ولى مصالح آن روز امت اسلامى، ایجاب مى کرد که صبر و بردبارى را بر اعمال قدرت، ترجیح دهد، زیرا ستون پنجم در داخل مدینه مشغول فعالیت بود که نظم را به هم بزند. اعراب بیرون مدینه از اسلام دورى جسته و رسماً مرتد شده بودند. در چنین شرایطى اعمال قدرت، و کشتن مهاجم و دستیاران او، نتیجه اى جز یک جنگ داخلى تمام عیار میان بنى هاشم و قبیله هاى تیم و عدى در برنداشت، از این جهت، امام بردبارى را پیشه کرد و کراراً این سخن را تکرار مى کرد:
«فوالله ما کانَ یُلقى فى روعى، ولا یخطرُ ببالى، أنّ العرب تُزعِجُ هذا الأمرَ من بعده (صلى الله علیه وآله) عن أهل بیته، ولا أنّهم مُنَحُّوه عنّى من بعده! فما راعنى إلاّ انثیالُ الناس على فلان یبایعونه، فأمسکتُ یدى حتّى رأیتُ راجعة النّاس قد رجعتْ عن الإسلام، یدعون إلى مَحق دین محمّد (صلى الله علیه وآله) فخشیتُ إن لم أنصر الإسلام وأهله أن أرى فیه ثَلماً أو هدماً، تکون المصیبة به علىّ أعظمَ من فوت ولایتکم التى إنّما هى متاع أیّام قلائل، یزول منها ما کان، کما یزول السَّرابُ، أو کما یتقشَّعُ السَّحابُ; فنهَضتُ فى تلک الأحداثِ حتّى زاح الباطلُ وَزهقَ، واطمأنَّ الدِّینُ وتَنَهْنَهَ». (2)
«به خدا سوگند هرگز فکر نمى کردم; و به خاطرم خطور نمى کرد که عرب بعد از پیامبر; امر امامت و رهبرى را از اهل بیت او بگردانند(و در جاى دیگر قرار دهند و باور نمى کردم) آنها آن را از من دور سازند! تنها چیزى که مرا ناراحت کرد اجتماع مردم اطراف فلان... بود که با او بیعت کنند، دست بر روى دست گذاردم تا این که با چشم خود دیدم گروهى از اسلام بازگشته و مى خواهند دین محمد(صلى الله علیه وآله) را نابود سازند. (در اینجا بود) که ترسیدم اگر اسلام و اهلش را یارى نکنم باید شاهد نابودى و شکاف در اسلام باشم که مصیبت آن براى من از رها ساختن خلافت و حکومت بر شما بزرگتر بود، چراکه این بهره دوران کوتاه زندگى دنیا است که زایل و تمام مى شود. همان‌طور که «سراب» تمام مى شود و یا همچون ابرهایى که از هم مى‌پاشند. پس براى دفع این حوادث به پا خاستم تا باطل از میان رفت و نابود شد و دین پابرجا و محکم شد».


[1] . تاریخ دمشق، ج1، ص 155(ترجمه على (علیه السلام) ); فرائد السمطین، ج1، ص 255; الدر المنثور، ج5، ص 192.
[2] . نهج البلاغه، نامه 62.


منبع : tabnak.ir


- نظرات (0)