سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



توبه

ازش پرسیدم :

اگر بزرگترین گناه عالم رو انجام داده باشی چیکار میکنی ؟

دستی رو دوشم گذاشت ، تبسمی کرد و گفت : توبه


- نظرات (0)

علامه طباطبایی و نشانه های آخرالزّمان

علامه طباطبایی و نشانه های آخرالزّمان


علامه طباطبایی

علاّمه طباطبایی ذیل بعضی از آیات، پس از مطرح کردن تفسیر عقلی خود، با توجه به روایات متناسب، مواردی از علائم ظهور را از باب جری(1) تطبیق بر آن آیات، منطبق می کند؛ برای نمونه، در آیه 54 سوره ی سبأ خداوند فرموده است:

«وَ حِیلَ بَینَهُم وَ بَینَ ما یَشتَهونَ کَما فُعِلَ بِأشیاعِهِم مِن قَبلُ»

سرانجام میان آنها و خواسته هایشان جدایی افکنده شد؛ همان گونه که از پیش با پیروان آنها عمل شد».

وی، معنای آیه را فاصله افتادن بین مشرکان و خواسته ها و آمال دنیوی آنان - که آنها را پناهگاه خود تصور می کردند - می داند. سپس با اشاره به روایات مستفیضه از شیعه و سنی، جریان خسف بیداء( فرو رفتن سپاه سفیانی در سرزمین بیداء) را از باب جری، به این آیه مرتبط می داند و از تفاسیر اهل سنت، به « درالمنثور» سیوطی اشاره می کند و می گوید که در روایتی از اهل سنت ذیل آیه، جریان سفیانی را از قول پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل می کنند: « خداوند سفیانی و همراهانش را وقتی به بیداء می رسد، در زمین فرو می برد، پس هیچ کدام از آنها نجات نمی یابند، جز یکی که این خبر را برای انسان ها نقل می کند».

می توان گفت که مرحوم علامه، در بحث علائم ظهور نیز مانند مباحث دیگر، روایات مستفیض و قابل اعتماد را مطرح می کند و به طور قطع و یقین - مانند بعضی از مفسران - آیات را بر آن وقایع یا علائم، حمل نمی کند؛ اما چون قرآن، در همه ی زمان ها جاری است، در زمان متّصل به ظهور امام مهدی(عج) نیز این گونه آیات، با وقوع آن علایم، جریان دارد و مصداق می یابد.

در واقع، نگاه کلی نگر علامه، باعث می شود نوعی سنت الهی درباره ی مشرکان و اغراض و آمال آنها را مطرح و در زمان های خاص نیز آن سنت ها را جاری بداند .

از قول امام صادق(علیه السلام) به گروهی اشاره می شود که قبل از قیام قائم(عج)، توسط خدا برانگیخته می شوند و مخالفان اهل بیت(علیهم السلام) را شناسایی و دستگیر می کنند. علامه با اشاره به روایات دیگر، اساس این وقایع را تکرار حوادث بنی اسرائیل در امت اسلام می داند؛ بدین معنا که شبیه این وعده ها و حوادث، در قوم بنی اسرائیل واقع شده است

برای نمونه، در تفسیر آیه ی 5 سوره اسراء، بیان می نماید که احتمالاتی در تحقق این وعده ی الهی داده شده است و در « تفسیر البرهان» از قول امام صادق(علیه السلام) به گروهی اشاره می شود که قبل از قیام قائم(عج)، توسط خدا برانگیخته می شوند و مخالفان اهل بیت(علیهم السلام) را شناسایی و دستگیر می کنند. علامه با اشاره به روایات دیگر، اساس این وقایع را تکرار حوادث بنی اسرائیل در امت اسلام می داند؛ بدین معنا که شبیه این وعده ها و حوادث، در قوم بنی اسرائیل واقع شده است.

خیانت در امانت، تصدیق دروغگو، تشبّه زنان به مردان و برعکس، گسترش آلات لهو ولعب، امر به منکر و نهی از معروف، ذلّت مۆمنان، گسترش ربا و رشوه، کاهش و نامنظم شدن باران را علاّمه از نشانه های آخرالزمان می داند.

 


پی‌نوشت‌ها:

1 - جری: جاری شدن و سرایت کردن مفاهیم به دست آمده از آیات به موارد مشابه.

 

 


منبع:

نشریه موعود شماره 137 و


- نظرات (0)

اعمال ماه مبارک رجب

دعا و نیایش
فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.

پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .
دعا و نیایش
اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :

1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ."

2- دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:

«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»

3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:

«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»

قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .

4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .

6- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .

8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.

9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و  سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .

10- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.

11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه: هر كس در یك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

 
هلال ماه

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

2- غسل.

حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

3- زیارت امام حسین علیه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

 
روز اول رجب

این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

1- روزه .

روایت شده كه حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .

2- غسل .

3- زیارت امام حسین علیه السلام.

از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر كس امام حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.


- نظرات (1)

تقويم و اعمال ماه رجب



تقويم و اعمال ماه رجب
ماه رجب از جمله ماه‌هاي بسيار پر فضيلت در اسلام است كه بسياري از معصومان به ويژه پيامبر مكرم اسلام (ص) بر انجام اعمال عبادي در آن تاكيد فراوان كرده‌اند.
ايسنا:  مشروح تقويم و اعمال ماه رجب بنا بر منابع ديني به شرح زير است:

روز اول: مطابق بعضى از روایات، روز ولادت امام محمد باقر (ع) در سال 57 هجرى.

روز سوم: روز شهادت امام على النقى (ع) در سال 254 هجري.

روز دهم: روز ولادت امام محمد تقى (ع) طبق بعضى از روایات.

روز سیزدهم: روز ولادت امیر مومنان على بن ابى طالب (ع) در داخل كعبه؛ 12 سال قبل از بعثت رسول خدا (ص).

روز پانزدهم: مطابق برخى از نقل‌ها، روز وفات حضرت زینب کبري (س) در سال 63 هجرى.

روز هجدهم: روز وفات جناب ابراهیم، فرزند رسول خدا (ص).

روز بیست و پنجم: روز شهادت امام موسى بن جعفر (ع) در سال 183 هجرى.

روز بیست و ششم: مطابق روایتى، روز وفات حضرت ابوطالب (ع).

روز بیست و هفتم: بعثت پیامبر گرامى اسلام (ص).

ماه رجب و ماه‌هاى شعبان و رمضان، از ماه‌هاى بسیار پرفضیلت هستند و از تعبیرات بعضى از روایات اين‌گونه برمى‌آید که ماه رجب در میان این سه ماه، امتیاز خاصى دارد؛ تا آنجا که ماه رجب «ماه خدا» نامیده شده و ماه شعبان «ماه پیامبر» و ماه مبارک رمضان «ماه امت».

ماه رجب یکى از ماه‌هاى حرام است که آغاز و ادامه جنگ در آن با دشمنان اسلام حرام است (مگر جنگ دفاعى) و جنایات نیز در این ماه‌ها (ماههاى حرام) دیه سنگین‌ترى دارد.

پیغمبر اکرم (ص) ماه رجب را «ماه أصَبّ» نامیده‌اند زیرا رحمت خدا در این ماه بر امت فرو مى‌ریزد.

از روایات متعددى که درباره روزه‌هاى ماه رجب ـ حتى یک روز از آن ـ وارد شده است، اهميت فوق‌العاده این ماه و عبادت و خودسازى در آن کاملا روشن مى شود که در اینجا به گوشه‌اى از آن اشاره مى‌شود:

1ـ مرحوم «شیخ صدوق» به سند معتبر از امام صادق (ع) نقل مى‌کند که یکى از یاران آن حضرت در اواخر ماه رجب خدمتشان رسید. چون نظر مبارک امام (ع) به او افتاد، فرمودند: آیا در این ماه روزه گرفته‌اى؟ عرض کرد: نه. فرمودند: آن قدر ثواب از تو فوت شده است که اندازه آن را کسى جز خدا نمى‌داند. این ماه، ماهى است که خداوند آن را بر سایر ماه‌ها برترى بخشیده و احترام آن را عظیم شمرده و براى روزه داشتن آن، پاداش‌هاى مهمى قرار داده است. آن مرد عرض كرد: آیا اگر در بقیه این ماه روزه بدارم، به بخشى از ثواب مى‌رسم؟ امام (ع) فرمودند: آرى. سپس ثواب‌هاى مهمى براى کسى که فقط روز آخر ماه یا دو روز آخر ماه یا سه روز آخر ماه را روزه بدارد، بیان فرمودند؛ مانند نجات از سکرات مرگ، عذاب قبر و لغزش بر صراط و شداید قیامت و نایل شدن به برائت و رهایى از آتش دوزخ.

2ـ در حدیث دیگرى آمده است: «رجب» نام نهرى است در بهشت، از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر. هر کس یک روز از این ماه را روزه بدارد، از آن مى‌نوشد.

3ـ در حدیث دیگرى از رسول خدا (ص) مى‌خوانیم كه هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد، خشنودى عظیم خدا را به دست آورده است، خشم الهى از او دور مى‌شود و درهاى جهنم به روى او بسته خواهد شد.

4ـ هر کس سه روز از این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد، فضیلت بسیار دارد و همچنین در سایر ماه‌هاى حرام. در روایتى از رسول خدا (ص) آمده است: هر گاه کسى نتواند در این ماه روزه بگیرد، هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند، تا ثواب روزه آن را دریابد: «سُبْحانَ اللهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ ـ منزه است خداى بزرگ، منزه است آن که تنزیه و تسبیح جز براى او شایسته نیست، منزه است خداى برتر و کریم‌تر، منزه است آنکه لباس عزت در بر دارد و شایسته آن است.»

از مجموع احادیث بالا و دیگر احادیث به خوبى روشن مى‌شود که این ماه، ماه تهذیب نفوس و خودسازى و آغاز یک دوره جدید سیر و سلوک الى الله است که از ماه رجب آغاز و به ماه مبارک رمضان منتهى مى‌شود. خوشا به حال آنان که قدر و منزلت این سه ماه را بدانند و از آن بهره کافى ببرند.

اعمال مشترک این ماه

این اعمال که مخصوص روز معینى نیست بلکه در تمام ماه انجام مى‌شود، بسیار است؛ از جمله:

1ـ در تمام ماه رجب، این دعا را بخواند: یا مَنْ یَمْلِکُ حَوآئِجَ السّآئِلینَ، ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، لِکُلِّ مَسْئَلَة؛ اى که مالک حاجات خواستارانى و اى‌ که نهاد خاموشان دانى براى هر خواسته‌اى، مِنْکَ سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ. اللّـهُمَّ وَمَواعیدُکَ الصّادِقَةُ واَیادیکَ الفاضِلَةُ؛ از جانب تو گوشى شنوا و پاسخى آماده است خدایا به حق وعده‌هاى راستت و نعمت‌هاى بسیار، وَ رَحْمَتُکَ الواسِعَةُ فَاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ محمد؛ و رحمت وسیعت از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد و آل محمد، واَنْ تَقْضِىَ حَوائِجى لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ؛ و حوایج دنیا و آخرتم را برآورى که به راستى تو بر هر چیز توانایى.

همچنين رسول خدا (ص) فرموده‌اند: هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و در پایان صدقه‌اى بدهد، خداوند کارش را به رحمت و مغفرت پایان دهد و هر کس 400 مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را دارد.

همچنین ايشان فرمودند: کسى که در ماه رجب هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» بگوید، خداوند براى او حسنات فراوانى مى‌نویسد.

در روایتى آمده است: «هر کس در ماه رجب، در وقت صبح، 70 مرتبه و شبانگاه نیز 70 مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ و پس از آن، دستها را بلند کند و بگوید أَللّهُمَّ اغْفِرْ لی وَ تُبْ عَلَىَّ اگر در همان ماه رجب بمیرد، خداوند از او راضى خواهد بود...».

در طول این ماه هزار مرتبه بگوید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَ الاْکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالاْثامِ» تا خداوند رحمان وى را بیامرزد.

«سیّد بن طاووس» در «اقبال» فضیلت فراوانى براى خواندن سوره «قل هو الله احد» در ماه رجب نقل کرده است. از جمله از رسول خدا (ص) روایت کرده است كه هر کس با نیت پاک در ماه رجب، 10 هزار مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالى که از گناه پاک باشد مانند روزى که از مادر متولد شده است و 70 فرشته به استقبال او مى‌آیند و به وى بشارت بهشت را مى‌دهند.

همچنین آن حضرت براى هزار بار خواندن سوره «قل هو الله احد» در این ماه و حتى صد بار نیز پاداش زیادى ذکر کرد.

در روایتى از رسول خدا (ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: «هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد و چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در رکعت اول صد مرتبه «آیة‌الکرسى» بخواند و در رکعت دوم دویست مرتبه «قل هو الله احد»، پیش از مردن جاى خود را در بهشت مى‌بیند و یا دیگرى جاى او را ببیند (و براى او توصیف کند)».

لیلة الرّغائب

اولین شب جمعه ماه رجب را «لیلة الرّغائب» گویند. رسول خدا (ص) در روایتى که فضیلت ماه رجب را بیان مى کرد، فرمودند: «از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» نامیدند.»

آنگاه رسول خدا (ص) اعمالى را براى آن شب به این کیفیت بیان فرمود: «روز پنج شنبه اول ماه را روزه مى‌گیرى. چون شب جمعه فرا رسید، میان نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز مى‌گزارى (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت از آن، یک مرتبه سوره «حمد» و سه مرتبه «إنا انزلناه» و دوازده مرتبه «قل هو الله احد» را مى خوانى. پس از اتمام نماز هفتاد مرتبه مى گویى: أللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد النَّبِىِّ الاُْمِّىِّ وَ عَلى آلِهِ آنگاه به سجده مى‌روى و هفتاد بار مى‌گویى: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» سپس سر از سجده برمى دارى و هفتاد بار مى گویى: «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ، إِنَّکَ أنْتَ العَلِىُّ الاْعْظَمُ» بار دیگر نیز به سجده مى‌روى و هفتاد مرتبه مى‌گویى: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» آنگاه حاجت خود را مى‌طلبى که ان‌شاءالله برآورده خواهد شد.

رسول خدا(ص) در فضیلت این اعمال فرمود: «کسى که چنین نمازى را بخواند، خداوند همه گناهانش را بیامرزد...»

عمره رجبیه

انجام «عمره»، در ماه رجب فضیلت فراوان دارد. طبق روایات اهل بیت (ع) «عمره» در ماه رجب فضیلتى هم‌ردیف حج (تمتع) دارد.

در روایتى از امام صادق (ع) آمده است: «اَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ با فضیلت‌ترین عمره، عمره در ماه رجب است».

شب اوّل ماه:

انجام اعمالى در این شب با ارزش، مورد سفارش است

اول: از رسول خدا (ص) نقل شده است که به هنگام رویت هلال ماه رجب، این دعا را مى‌خواند: اَللّـهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاَْمْنِ وَ الاْیمانِ، وَ السَّلامَةِ وَ الاِْسْلامِ، رَبّى وَرَبُّکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ؛ خدایا این ماه را بر ما نو کن به امنیت و ایمان و سلامت و دین اسلام پروردگار من و پروردگار تو (اى ماه) خداى عزوجل است.

و همچنین از آن حضرت نقل شده است که وقتى هلال ماه رجب را مى‌دید، مى‌فرمودند: اَللّـهُمَّ بارِکْ لَنا فى رَجَب وَ شَعْبانَ، وَ بَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَ اَعِنّا عَلَى الصِّیامِ وَ الْقِیامِ، وَ حِفْظِ اللِّسانِ، وَ غَضِّ الْبَصَرِ، وَ لا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ؛ خدایا برکت ده بر ما در ماه رجب و شعبان و ما را به ماه رمضان برسان و کمکمان ده براى گرفتن روزه و شب زنده دارى و نگهدارى زبان و پوشیدن چشم و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگى و تشنگى قرار مده.

دوم: غسل کردن

مرحوم «سیّد بن طاووس» مى گوید در کتب «عبادات» روایتى از رسول خدا (ص) یافتم که آن حضرت فرمود: «هر کس درک کند ماه رجب را و در اول، وسط و آخر آن، غسل کند همانند روزى که از مادر متولد شده، از گناهان خارج گردد (و پاک شود).»

سوم: زیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.

چهارم: بعد از نماز مغرب، بیست رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار سوره «حمد» و یک بار سوره «توحید» بخواند. رسول خدا (ص) در پاداش این عمل فرمود: هر کس چنین کند، به خدا سوگند خودش، خانواده‌اش، مالش و فرزندانش محفوظ بمانند و از عذاب قبر پناه داده شود... و در قیامت به سرعت از صراط بگذرد.

پنجم: بعد از نماز عشا، دو رکعت نماز به‌جا آورد، در رکعت اول «حمد» و «الم نشرح» را یک مرتبه و سوره «قل هو الله احد» را سه مرتبه بخواند و در رکعت دوم، سوره هاى «حمد»، «اَلَم نشرح»، «قل هو الله احد» و «معوّذتین» (سوره هاى ناس و فلق) را یک‌بار بخواند و پس از سلام سى مرتبه بگوید: «لا اله الاّ الله» و سى مرتبه «صلوات» بفرستد.

رسول خدا (ص) فرمود: کسى که این عمل را انجام دهد، خداوند گناهانش را مى‌آمرزد و از گناه پاک مى‌شود.

ششم: سى رکعت نماز بخواند، (هر دو رکعت به یک سلام) در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و یک مرتبه «قل یا ایّها الکافرون» و سه مرتبه «قل هو الله احد» را بخواند. در روایتى رسول خدا (ص) فرمود: هر مرد و زن مومنى چنین کند، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ وى را مى‌آمرزد و تا سال بعد، خداوند نامش را در فهرست «نمازگزاران» مى‌نویسد و از نفاق پاک مى‌شود.

هفتم: احیاى شب اول ماه: «شیخ طوسى» در «مصباح المتهجّد» از امام صادق (ع) از جدش از امیر مؤمنان على (ع) نقل کرده است که آن حضرت دوست داشت که در چهار شب از شب‌هاى سال، فارغ از هر چیز، به عبادت بپردازد شب اوّل ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان.

در حدیثى دیگر، از امام صادق (ع) نقل شده است که: «تا مى توانى بر احیاى شب هاى عید فطر، عید قربان و... شب اول رجب مراقبت کن».

هشتم: خواندن دعایى که از امام جواد (ع) نقل شده است که فرمود: مستحب است انسان، در شب اول رجب، با این کلمات، دعا کند: اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ مَلیکٌ، وَاَنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء مُقْتَدِرٌ، وَاَنَّکَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر یَکُونَ، خدایا از تو خواهم بواسطه آن که تو فرمانروایى و تو بر هر چیز توانایى و تو هر کارى را بخواهى مى شود

اَللّـهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّد نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، خدایا من بسویت رو کنم بوسیله پیامبرت محمّد پیامبر رحمت درود تو بر او و آلش

یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّى اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَى اللهِ رَبِّکَ وَرَبِّى لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتى، اى محمّد اى رسول خدا براستى من به تو رو آورده ام براى رفتن به درگاه خدا پروردگار من و تو تا بلکه بوسیله تو حاجت روا گردم...

شب سیزدهم

امام صادق (ع) فرمود: «خداوند به این امت سه ماه ارزشمند عطا کرد که به امت هاى قبل نداده بود و آن ماهها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب نیز به این امت عنایت کرد که به امت هاى پیشین نداده بود و آن شب هاى سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا) به این امت عطا کرد که به امّت هاى سابق نداده بود و آن سوره هاى «یس»، «مُلک» و «توحید» است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان بهترین عطاهاى این امّت جمع کرده است».

از امام (ع) سوال شد: «چگونه مى توان میان آنها جمع کرد؟»

فرمود: «در لیالى بیض (سه شب مزبور) در این سه ماه نماز بخواند. به این نحو که «در شب سیزدهم، دو رکعت نماز بگزارد و در هر رکعتى پس از سوره «حمد» این سه سوره (یس، ملک و توحید) را بخواند، و در شب چهاردهم، چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتى «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند و در شب پانزدهم، شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و همان سوره ها را در هر رکعت بخواند».

امام (ع) در فضیلت این نمازها فرمود: «هر کس چنین کند فضیلت این سه ماه را به دست آورده و خداوند همه گناهانش را ـ جز شرک ـ مى آمرزد».

روز سیزدهم ماه

روز سیزدهم ماه رجب مصادف با ولادت امیرالمؤمنین على (ع) است و اولین روز از ایام البیض است. روزه گرفتن در این روز، و دو روز بعد، ثواب فراوانى دارد و هر کس که بخواهد عمل «امّ داوود» را بجا آورد باید این روز را روزه بگیرد.

روز چهاردهم ماه

روزه گرفتن در این روز پاداش فراوانى دارد. در روایتى از رسول خدا(ص) مى خوانیم: «هرکس که روز چهاردهم ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند پاداشى به وى عنایت کند که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه بر قلبى خطور کرده باشد... .»

شب نیمه ماه

این شب، شب ارزشمندى است که چند عمل در آن وارد شده است.

اوّل: غسل.

دوم: احیاى آن شب به عبادت که فضیلت بسیار دارد.

سوم: زیارت امام حسین (ع) که زیارت آن حضرت در شب و روز نیمه رجب مورد تأکید قرار گرفته است.

چهارم: شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در هر رکعتى «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند .

پنجم: بجا آوردن سى رکعت نماز، که در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و ده مرتبه سوره «توحید» را بخواند، در روایتى از رسول خدا (ص) پاداش فراوانى براى این نماز ذکر شده است.

ششم: دوازده رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار «حمد» و یک بار «سوره» را مى خوانى و پس از پایان نمازها هر یک از سوره هاى «حمد»، «فلق»، «ناس»، «توحید» و «آیة الکرسى» و همچنین سوره «قدر» را چهار مرتبه مى خوانى و پس از آن، چهار مرتبه مى‌گویى: سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لاَ اِلهَ إِلاَّ اللهُ وَاللهُ اَکْبَر، سپس مى گویى: أللّهُ أللّهُ رَبِّی، لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً، ما شاءَ اللهُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

روز نیمه رجب

روز مبارکى که در آن چند عمل وارد شده است:

1ـ غسل کردن.

2ـ زیارت امام حسین (ع)؛ در روایتى از محمد بن ابى نصر نقل شده است که از امام رضا (ع) سوال کردم: «در چه ماهى زیارت امام حسین (ع) بهتر است؟» فرمود: «در نیمه رجب و نیمه شعبان».

3ـ بجا آوردن نماز جناب سلمان (همان گونه که در اعمال روز اوّل ماه رجب گذشت).

اعمال امّ داوود

از مهم‌ترین اعمال روز نیمه رجب، عمل «امّ داود» است که به گفته علاّمه مجلسى: «شیخ صدوق»، «شیخ طوسى» و «سیّد بن طاووس» (ره) به سندهاى معتبر آن را نقل کرده اند. این عمل براى برآمدن حاجات و رفع اندوه و غم، حلّ مشکلات و دفع ظلم ستمگران بسیار مؤثر است. (و به گفته «علامه مجلسى»، در كتاب «زاد المعاد»، بارها تجربه شده است.)

شب بیست و هفتم ماه رجب (شب مبعث)

شب مبعث از شب هاى مهمّ سال و بسیار ارزشمند است و اعمالى براى این شب نقل شده است:

اوّل: غسل کردن در این شب مستحب است.

دوم: «شیخ طوسى» در كتاب «مصباح المتهجّد» روایتى را از امام جواد (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «در ماه رجب، شبى است که از تمام آنچه که خورشید بر آن مى تابد بهتر است و آن شب، شب «بیست و هفتم» ماه رجب است که در صبح این شب، رسول خدا(ص) به رسالت مبعوث گردید و از شیعیان ما هر کس در آن شب عملى را انجام دهد، پاداش آن به اندازه عمل شصت سال خواهد بود.»

از آن حضرت سوال شد: چه عملى در آن شب بهتر است؟

فرمود: پس از نماز «عشا» وقتى که خوابیدى، پیش از نیمه شب، یا پس از نیمه آن از خواب برمى خیزى و دوازده رکعت نماز مى خوانى، در هر رکعتى، سوره «حمد» و یک سوره از سوره هاى کوچک مفصّل را مى‌خوانى. آنگاه در هر دو رکعتى که سلام نماز را دادى، مى نشینى و هفت مرتبه سوره «حمد» و هفت مرتبه «معوّذتین» (سوره فلق و ناس) و سوره هاى «توحید» و «کافرون» و سوره «قدر» و «آیة الکرسى» را هر کدام هفت مرتبه مى خوانى. آنگاه هر حاجتى که دارى از خداوند طلب کن.

سوم: دوازده رکعت نماز است که نحوه آن در اعمال شب نیمه رجب، بیان شد.

چهارم: زیارت حضرت امیر مؤمنان على (ع) در این شب، از افضل اعمال است. براى آن حضرت، در این شب سه زیارت نقل شده است.

روز بیست و هفتم ماه

بیست و هفتم رجب، روز مبعث است که روز بسیار شریف و با ارزشى است.

در روایتى از امام صادق (ع) روز مبعث به عنوان شریفترین اعیاد یاد شده است. در هر حال بزرگان براى این روز، اعمالى ذکر کرده‌اند:

اوّل: غسل کردن در این روز مستحب است.

دوم: روزه. این روز در میان روزهاى سال یکى از چهار روزى است که روزه گرفتن آن فضیلت بسیار دارد و پاداش فراوانى براى آن نقل شده است.

در روایتى از امام صادق (ع) مى‌خوانیم: «هر کس در روز بیست و هفتم رجب روزه بگیرد، خداوند براى او پاداش روزه هفتاد سال را مى نویسد».

سوم: زیاد صلوات فرستادن.

در روایتى از امام صادق (ع) نقل شده است که: «در این روز روزه مى گیرى و بر محمد و آلش زیاد صلوات مى فرستى.»

چهارم: زیارت رسول خدا و امیر مؤمنان (علیهما السلام) است.

پنجم: دوازده رکعت نماز است.

از «ریّان بن صلت» نقل شده است که هنگامى که امام محمّد تقى (ع) در بغداد بود، روز نیمه رجب و روز بیست و هفتم رجب را روزه مى گرفت و همه ملازمان و یاران آن حضرت نیز روزه گرفتند. آنگاه به ما فرمودند، دوازده رکعت نماز بجا آوریم (هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت، «حمد» و «سوره اى» بخوانیم و هنگامى که نمازها به پایان رسید، هر یک از سوره هاى حمد، توحید و معوّذتین (فلق و ناس) را چهار مرتبه بخوانیم، آنگاه چهار مرتبه گفته شود: لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ، وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظِیمِ; و چهار مرتبه: اَللهُ اَللهُ رَبِّى لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً و چهـار مرتبـه: لا اُشْرِکُ بِرَبّى اَحَـداً.

ششم: دوازده رکعت نماز دیگر: «شیخ طوسى»، از حسین بن روح (رحمه الله) روایت کرده است که در این روز دوازده رکعت نماز بجا مى آورى و در هر رکعت حمد و هر سوره اى که خواستى مى خوانى و پس از هر دو رکعت و سلام نماز، مى خوانى: اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى الْمُلْکِ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً، یا عُدَّتى فى مُدَّتى یا وَلیّى فى نِعْمَتى،یا غِیاثى فى رَغْبَتى،یا نَجاحى فى حاجَتى یاحافِظى فى غَیْبَتى،یاکافِىَّ (کافِىَ) فى وَحْدَتى،یااُنْسى فى وَحْشَتى اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتى فَلَکَ الْحَمْدُ، وَ اَنْتَ الْمُقیلُ عَثْرَتى فَلَکَ الْحَمْدُ وَاَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتى فَلَکَ الْحَمْدُ،صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاسْتُرْ عَوْرَتى، وَ آمِنْ رَوْعَتى، وَ اَقِلْنى عَثْرَتى، وَ اصْفَحْ عَنْ جُرْمى، وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتى فى اَصْحابِ الْجَنَّةِ، وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذى کانُوا یُوعَدُونَ.

وقتى که نماز و دعا پایان یافت، هر یک از سوره هاى حمد، اخلاص، معوّذتین، کافرون، انّاانزلناه و آیة الکرسى را هفت مرتبه مى خوانى. سپس هفت بار مى گویى: لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ و آنگاه هفت مرتبه مى گویى: اَللهُ اَللهُ رَبِّى لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً. پس از آن، هرچه از خدا مى خواهى طلب نما.

هفتم: دعایى است که وقتى امام موسى بن جعفر (ع) را در روز 27 رجب سال 179 هجرى از مدینه به سوى بغداد حرکت دادند، آن را خواند: یا مَنْ اَمَرَ بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ، وَضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَالتَّجاوُزَ، یا مَنْ عَفى وَتَجاوَزَ، اُعْفُ عَنّى وَتَجاوَزْ یا کَریمُ، اَللّـهُمَّ وَقَدْ اَکْدَى الطَّلَبُ، وَاَعْیَتِ الْحیلَةُ وَالْمَذْهَبُ، وَدَرَسَتِ الاْمالُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ اِلاَّ مِنْکَ، وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ ...

روز آخر ماه

در این روز، نماز جناب سلمان را بجا مى آورى. همچنین روزه نیز در این روز پاداش فراوان دارد، امام رضا (ع) فرمود: «هر کس روز آخر ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند گناهانش را مى آمرزد».



- نظرات (0)

شناخت‌های درست ونادرست ازخدا در قرآن

شناخت‌های درست ونادرست ازخدا در قرآن

شناخت‌های درست ونادرست ازخدا در قرآن

 

منبع:راسخون



 

چکیده

موضوع این تحقیق :بررسی معرفت‌های درست ونادرست از دید گاه قرآن (با نگاهی مختصر به آسیب شناسی معرفت خداوند در میان مسلمانان عصر حاضر) می‌باشد.
هدف از انجام این تحقیق این است که ما با بررسی تطبیقی شناختی که خداوند از ذات پاکش در قران ارائه می‌دهد وشناخت هایی که قرآن ان‌ها را رد کرده است شناختی درست از خداوند ارئه دهیم.
روش کار به این صورت است که ابتدا به بیان آیاتی می‌پردازیم که در آن‌ها خداوند به بیان نوعی از انواع شناخت نادرست پرداخته است سپس به بیان شناخت ومعرفت درستی که خود قرآن ارائه داده است پرداخته ودر پایان به صورت مختصر اگر نمونه‌هایی از این شناخت‌های اشتباه در عصر حاضردر میان مسلمانان وجود داشته باشد را بیان کنیم.
آنچه در پایان از این تحقیق نتیجه گرفته می‌شود این است که خدایی که قرآن بیان می‌کند مصداق کامل وجود است قران وجود خداوند رااثبات کرده، او را بری از هر گونه محدودیت وسرشار از صفات جمال وکمال می‌داند.
کلید واژه‌ها: خدا- قران - انکار- توحید – صفات.

مقدمه

مسئله‌ی شناخت، مسئله ای مهم، بنیادین ودر عین حال مشکل است، مسئله ای است که بسته به نوع دیدی که نسبت به آن داریم نوع جهان بینی وبه طبع سیر حیاتمان بسیار متفاوت خواهد بود. اینکه آیا اصلاً شناخت راممکن بدانیم یا اینکه از ریشه آن را منکر شویم. حال اگر شناخت را ممکن بدانیم دوّمین مطلب مهم این است که چه منبع را برای شناخت منبعی درست وقابل اطمینان بدانیم. یافتن این مسیر نیاز به دقت وصرف وقت بسیار وتفکر ودقت نظر دارد. به همین علت بوده که در طی روزگار مکاتب فکری مختلف به وجود آمده وهر یک تنها راه خود را درست می‌دانسته است وهر یک مسیر متفاوتی را پیموده‌اند.
قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت انسان، یکی از مهم‌ترین اهدافش رساندن ما به معرفتی درست از پروردگار است. قطعاً خود خداوند که هم بر تمام نیاز های انسان واقف است وهم بر تمام ظرفیت‌های وجودی او، بهترین شناخت را پیش روی ما قرار خواهد داد.
بنا بر آنچه گفته شد برآنیم که بفهمیم که چه شناخت‌ها و تصوراتی از خداوند از دیدگاه قرآن مورد نکوهش است؟ دیگر اینکه قرآن، در مقابل چه شناختی ارائه می‌دهد؟ ودیگر اینکه در جهان معاصر در میان خود مسلمانان نمونه‌هایی از این شناخت‌های اشتباه وجود دارد واگر دارد به چه صورتی است؟
تصورات وشناخت های اشتباهی را که قرآن مورد توبیخ قرار می‌دهد می‌توان ذیل چند محورگنجاند: برخی مربوط به انکار خداوند می‌شود وبرخی مربوط به محدودیت قائل شدن برای خداوند واین محدودیت هم به صورت شریک قرار دادن برای خداوند است وهم به صورت انکار ویا محدودیت قائل شدن در صفات جلال وجمالش.
1-انکار خداوند :
می‌توان گفت: مهم‌ترین وسخت ترین اشتباهی که در شناخت عالم وجود دارد انکار خالق و مبدأ هستی است این که این مطلب را در ذیل تصور اشتباه از خداوند گنجانده ایم به این دلیل است که در واقع تصور اشتباهشان عدم وجود خداوند است. قرآن کریم سخن اینان را نقل قول می‌کند ومی فرماید که اینان بینششان این است : «وَمَا یُهْلِکُنَا إِلاَّ الدَّهْر».
از مهم‌ترین راه های اثبات وجود خداوند در قرآن کریم دو راه است :1.راه بیدارکردن فطرت انسان‌ها 2.راه حس ومشاهده طبیعت

1-بیدار کردن فطرت انسان‌ها

در فطرت و خلقت هر کس یک احساس وتعالیمی وجود دارد که خود به خود انسان را به سوی خدا می‌کشاند. این حس اگر به واسطه انبیاء علیهم السلام درست راهبری نشود ممکن است سر از بت پرستی وگرایش به پرستش مخلوق در آورد. به این حقیقت خداوند متعال در آیه میثاق تصریح فرموده است : «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَی أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَی شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِین. أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَکَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَکُنَّا ذُرِّیَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِکُنَا به ما فَعَلَ الْمُبْطِلُون» (اعراف/173 و 172) آنگاه که پروردگارت از فرزندان آدم، از پشتهایشان ذریه ونسلشان را بیرون کشید وآنان راگواه خودشان گرفت وفرمود: آیا من پرووردگار شما نیستم؟ گفتند آری گواهی می‌دهیم. این برای آن بود که در روز قیامت نگویید پدران ما مشرک شدند وما نسل بعدی آنانیم. آیا ما را به خاطر انان هلاک می‌کنی؟
هنگامی که نوزاد متولد می‌شود اوّلین غریزه او که غریزه گرسنگی است او را به تلاش در پی غذا وا می‌دارد. در این غریزه در حقیقت همه انسان‌ها با حیوانات برابرند. امّا پس از آنکه کودک بزرگتر می‌شود غریزه دومی به تدریج در او رشد می‌کند ودر اوان کودکی ظاهر می‌گردد ونیروی مغزی‌اش را برای دریافت غذای روحی به تلاش وتکاپو وامی دارد. در این حال هر چه در اطراف خود می‌بیند، توجهش را جلب کرده واو را به سؤال از پدر ومادر می‌کشاند، تا علت وجود هر پدیده ای را بپرسد وبا سؤالهایی که از علت وسبب پدیده‌ها می‌کند، نیاز غریزه دوّم خود را تأمین نماید.
بنا بر این بحث وبررسی وکاوشگری انسان در یافتن علّت پدیده‌ها در نهایت او را به شناخت علّت پدیده آن‌ها یعنی خدای خالق می‌رساند وآیه در صدد بیان این معناست.
در بسیاری از آیات، اعتراف انسانها به وجود خالق در قالب شیوه ای زیبا مطرح گردیده است. نکته مهم در تمام این آیات آن است که افراد مورد سؤال آن است که افراد مورد سؤال تنها مؤمنان وموحدان نیستند که به دلیل اعتراف به خدابه این امر اعتراف کرده باشند؛ بلکه عامه مردم ودر برخی آیات خاصه مشرکین مورد سؤال قرار گرفته‌اند.
در واقع قرآن به شیوه های گوناگون «مخاطب خود را وادار به فکر کردن» می‌کند تا فطرتش رابرای پذیرش حق بیدار کند.
به آیات ذیل توجّه کنید : «وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّه» (لقمان/25) اگر از ایشان سؤال کنی چه کسی آسمان‌ها وزمین را خلق کرده البته جواب خواهند داد خدا.
«وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّی یُؤْفَکُون» (عنکبوت/61) اگر از ایشان سؤال کنی زمین وآسمان را چه کسی آفریده وخورشید وماه مسخر کیست، به یقین جواب می‌دهند الله. پس با این حال چگونه آنان رامنحرف می‌سازند.
«وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَحْیَا بِهِ الأَرْضَ مِن بَعْدِ موت‌ها لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُون» (عنکبوت/63) واگر سؤال کنی آن کیست که از آسمان باران نازا سازد تا زمین را پس از مرگ آن زنده گرداند؟ به یقین جواب دهند :الله. بگو ستایش مخصوص اللّه است؛ بلکه اکثر ایشان عقل خود را به کار می‌گیرند.
در بعضی دیگر از آیات قرآن، با بیان حالات خوف واضطرار انسان در زندگی وتوجه او به یک مبدأ وملجأ در چنین حالاتی بر وجود خالق استدلال شده است.
در واقع در چنین حالاتی قرآن عقل وفطرت را با هم مورد خطاب قرار می‌دهد تا آنان را که در خواب غفلت فرو رفته‌اند بیدار کرده بر مسند قضاوت نشاند که خود حکم کنند چرا در حالات خاصی متوجّه یک نجات بخش ویک مبدأو ملجأ می‌شوند. به این آیات توجّه کنید :
«فَإِذَا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَی الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِکُون» (عنکبوت/65) هنگامی که سوار بر کشتی شوند خدا را با اخلاص می‌خوانند (وغیر او را فراموش می‌کنند) اما هنگامی که خدا آنان را به خشکی رساند ونجات داد، باز به خدا شرک می‌ورزند.
«وَإِذَا مَسَّکُمُ الْضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَی الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَکَانَ الإِنْسَانُ کَفُورًا» (إسراء/11) وهنگامی که در دریا ناراحتی به شما برسد، جز او، تمام کسانی را که (برای حل مشکلات خود) می‌خوانید فراموش می‌کنید. اما هنگامی که شما را به خشکی برساند، روی می‌گردانند وانسان بسیار ناسپاس است.
«وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَن لَّمْ یَدْعُنَا إِلَی ضُرٍّ مَّسَّهُ کَذَلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُون» (یونس/12) هنگامی که به انسان زیان (ناراحتی) رسد، ما را (در هر حال) در حالی که به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده است، می‌خواند. امّا هنگامی که ناراحتی را از برطرف ساختیم، چنان می‌کنند که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی که به او رسیده بود، نخوانده است، این گونه برای اسرافکاران اعمالشان زینت داده شده است.
بنابراین بحث فطرت در قرآن محورهای متعددی دارد از جمله :1-تصریح برفطری بودن توجه به مبدأدر انسان، مانند آیه میثاق.
2-استشهاد به اقرار واعتراف به وجود خالق.
3-استدلال به حالات خوف واضطرار در زندگی انسان‌های غافل

راه حس ومشاهده :

در روش متعارف قرآن، آیات وآثار الهی واسطه اثبات وجود خدا قرار گرفته‌اند. روش قرآن در اثبات وجود خدا روش صرفاً فلسفی وعقلانی نیست وجنبه ای ذهنی ومجرد از واقعیت‌های خارجی ندارد؛ بلکه قرآن در همه جا با تکیه بر محسوسات مادی عالی‌ترین جلوه های خدا شناسی را به دست داده است. قرآن همه افراد بشررا به مشاهده وتفکر در عالم هستی ومخلوقات آن دعوت می‌کند. به این آیات توجه کنید :
«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ به ما یَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن مَّاء فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ موت‌ها وَبَثَّ فِیهَا مِن کُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُون» (بقره /164) در آفرینش آسمان‌ها وزمین و آمد وشد شب وروز وکشتی هایی مه در دریا به سود مردم در حرکتند وآبی که خداوند از اسمان نازل کرده وبا آن زمین راپس از مرگ زنده نموده وانواع جنبندگان را در آن گسترده و (همچنین) در تغییر مسیر بادها وابرهایی که میان زمین وآسمان مسخرند، نشانه‌هایی است برای مردمی که عقل دارند ومی اندیشند.
«أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَی» (انبیا/30) آیا کافران ندیدند که اسمانها وزمین به هم پیوسته بودند وما آن‌ها را از یکدیگر باز کردیم وهر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم؟ آیا ایمان نمی‌آورید؟
«وَفِی الأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ (20) وَفِی أَنفُسِکُمْ أَفَلا تُبْصِرُون» (روم/20) و در زمین آیاتی است برای اهل یقین ودر وجود خود شما (نیز آیاتی است) آیا نمی‌بینید؟
علامه طباطبایی (ره) در این زمینه می‌نگارد : «قرآن کریم با اصرار وابرام بی نظیری افراد بشر را به مطالعه در خلقت موجودات به منظور شناخت خدا سوق می‌دهد. همین امر در کلام پیشوایان دین نیز دیده می‌شود ومسلماً برای عامه مردم بهترین راه شناساندن خدا همین راه است.»
«أَفَلا یَنظُرُونَ إِلَی الإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَت. وَإِلَی السَّمَاء کَیْفَ رُفِعَت. وَإِلَی الْجِبَالِ کَیْفَ نُصِبَت. وَإِلَی الأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَت» (غاشیة/20-17)
آیا آنان به شتر نمی‌نگرند که چگونه آفریده شده است؟ وبه آسمان نگاه نمی‌کنند که چگونه بر افراشته شده است؟ وبه کوه‌ها که چگونه در جای خود نصب گردیده است؟ به زمین که چگونه گسترده وهموار گشته است؟
در واقع آیات الهی از خلال ظواهر همین عالم واسرار طبیعت که همه آن‌ها از محسوسات بشر است، انسان را به وجود خالقی راهنمایی می‌کند (نیکو دیالمه، مقایسه میان اسلوب قرآن وحدیث با کلام اسلامی در طرح عقاید، صفحات 114-99)
گاه این انکار به این گونه است که مصداق مبدا کامل هستی را یک مخلوق می‌دانند مانند آنچه که قرآن در این آیه بیان می‌کند : «لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَم» (مائده/17) قرآن کریم این ادعا را سخت رد می‌کند ودر ادامه آیه می‌فرماید : «قُلْ فَمَن یَمْلِکُ مِنَ اللَّهِ شَیْئًا إِنْ أَرَادَ أَن یُهْلِکَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِیعًا...»خداوند با صراحت بیان می‌کند که مسیح نیز یک موجود ضعیف است وتحت اراده‌ی نیرویی برتر است و از این طریق ما را توجه می‌دهد که چنین موجودی نمی‌تواند خدا وخالق همه چیز باشد.
در جایی دیگر می‌فرماید : «لَّن یَسْتَنکِفَ الْمَسِیحُ أَن یَکُونَ عَبْداً لِّلّهِ وَلاَ الْمَلآئِکَةُ الْمُقَرَّبُون» (نساء/117) هرگز مسیح از این ابا نداشت که بنده‌ی خدا باشدونه فرشتگان مقرب.

2-محدودیت قائل شدن برای خداوند:

2-1-شریک قرار دادن برای خداوند:

2-1-1-انکار توحید ذاتی :

در قران کریم دیدگان این دسته از افراد یعنی کسانی که که ذات خداوند را بیشتر از یکی می‌دانند بیان شده وبه شدت توبیخ شده است : «وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الإِنسَانَ لَکَفُورٌ مُّبِین» (زخرف/15) برای او از بندگا نش جزئی را قرار دادند (وملائکه را دختران خدا خواندند) انسلن کفران کنندهی آشکاری است.
عده ای دیگرعقیده به خدایان سه گانه دارند هستند : «لَّقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ إِلَهٌ وَاحِد» (مائده/113)
آیه الله مکارم شیرازی می‌گویند : «:باید توجه داشت که این آیه نمی‌گوید کسانی که معتقد به خدایان سه گانه اند کافرند بلکه می‌گوید :کسانی که خداوند را سومین اصل یا سومین ذات می‌دانند کافرند. سخن از این است که خدا را سومین ذات دانستن کفر است. یعنی نه تنها اعتقاد به خدایان سه گانه موجب کفر است بلکه خدا را همردیف وهمطراز موجودات دیگر دانستن کفر است. »(ناصر مکارم شیرازی، پیا م قرآن، جلد 3، صفحه 268)
آیات بسیار فراوانی یگانگی وتوحید خداوند در ذات پاکش را بیان می‌دارند :
«أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیم» (آل عمران /18) خدا، فرشتگان، وهمه دانایان عادلانه گواهی می‌دهند که جز او خدایی نیست، جز او که گرانقدر وکاردان است.
«لا اله الا الله» (37) 35 «لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُو» (2) 163 «أَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ أَنت» (21) 87 «لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَاْ (16) 2 مَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ اللَّهُ (3) 62 » أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ « (18) 110 و ...»
ساده‌ترین تعبیری که از توحید ذات می‌توان کرد این است : وقتی می‌گوییم خدا یکی است یکتا وبی همتا که اصولا چند تایی بردار نیست، یعنی حتی در عالم فرض هم نمی‌توان دو نمونه دو فرض برای آن تصور کرد بنا بر این یکتایی یعنی منحصر به فرد بودن در ذات او نهفته است وتوحید لازمه‌ی ذات اوست.
به این ترتیب برای پی بردن به یگانگی خدا همین قدر کافی است که او را درست بشناسیم واز کلمه خدا معنی صحیحی در ذهن داشته باشیم. اگر از این کلمه معنی درست وراستینش را بفهمیم، خود به خود به این نتیجه می‌رسیم که اگر خدایی باشد یکی است وچند تایی بردار نیست چون ذات او با دوتا یی وچند تایی سازگار نیست. (محمد حسین بهشتی، خدا در قرآن، صفحه 154)

2-1-2-انکار توحید در خالقیت :

اینان کسانی اند که معتقدند کسانی دیکر مستقل از خداوند در در کار خلق و امر دخالت دارند. آیه 16 سوره رعد می‌فرماید : «أَمْ جَعَلُواْ لِلّهِ شُرَکَاء خَلَقُواْ کَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّار»
دسته ای دیگر از آیات هستند که توجه می‌دهند برای توجیه حوادث طبیعت ضرورت ولزومی برای فرضیه چند خدایی نیست. بدیهی است که مسئله اعتقاد به خدا مسئله ای است که بشر ناچار، با توجه به طبیعت وپدیده های شگفت انگیز آن، آن را پذیرفته است، واین مطلب رادرک کرده نموده که برای توجیه طبیعت وحوادث آن چاره ای جز ایمان به خدای قادر وتوانا ندارد. اکنون در مقابل مشرکین این مطلب را می‌توان مطرح کرد که کدام حادثه طبیعی ویا کدام مسئله‌ی دیگر است که شما ناچار برای توجیه آن مجبور به قبول شرک شده‌اید وبرای خدا همتا قائل شده‌اید؟
آیا تمام پدیده های طبیعت وحوادث مربوط به آن‌ها با اعتقاد به خدای واحد یکتا قابل توجیه نیست که شما فرضیه چند خدایی را طرح نمود هاید وخیلی روشن است که آن‌ها چنین ضرورتی را احساس ننموده وفرضیه ان‌ها صرفاً مبتنی بر تقلید وعادت بوده است.
آیات ذیل از این قبیل اند : «أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ لَکُم مِّنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَّا کَانَ لَکُمْ أَن تُنبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّه» (نحل 60) کیست که آسمان‌ها وزمین را خلق کرده است وکیست که برای شما از آسمان باران فرستاد تا با آن باغ وبوستان های خرم وپر طراوت را برویانیم این قدرت در شما نیست که حتی یک درخت آن را برویانید. راستی آیا خدایی با خدای یگانه است؟
واصولاً آیا برای توجیه این حوادث آیا نیازی به این هست که خدای دیگری را فرض کنیم؟
2- «أَمَّن جَعَلَ الأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خلال‌ها أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَجَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّه» (نمل/ 63) آن کیست که زمین را آرام قرار داد ودر آن نهرها جاری ساخت وکوه ها را بر افراشت ومیان دو دریا حائل قرار داد، آیا با این خدا، خدای دیگری را فرض می‌کنید.
3- «أَمَّن یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَن یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّه» (نمل/63) آن کیست که شما را در تاریکی‌های دریا وخشکی هدایت می‌کند وکیست که باران ثمر دهنده رحمت را می‌فرستد؟ آیا خدایی با خدای یکتا هست؟ (خدا شناسی، صفحات 77 و 78)
آیات دیگری نیز توحید در خالقیت را به صراحت بیان می‌کنند : «اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْء» (16/رعد)، «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْء» (انعام /102) خدایی جز او که آفریننده هر چیز است نیست، «وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیرًا» (فرقان/2) هر چیز را آفرید وبرای آن قدر واندازه ای خاص معین فرمود.

2-1-3-انکار توحید در الوهیت:

اینان کسانی اند که غیر از خداوند کسانی دیگر رانیز شایسته عبادت وبندگی می‌دانند. آیه 3 سوره فرقان می‌فرماید «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَا یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ وَلَا یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا یَمْلِکُونَ مَوْتًا وَلَا حَیَاةً وَلَا نُشُورًا» آنان غیر از خداوند معبودانی برای خود برگزیده‌اند؛ معبودانی که چیزی برای خود نمی‌آفرینند، بلکه خودشان مخلوقند ومالک زیان وسود خویش نیستند ونه مالک مرگ وحیاة ورستاخیز خویشند.
قران در برخورد با مشرکان دو شیوه برخورد دارد :یکی نفی الوهیت آلهه ای که می‌پرستیدند وبیان اینکه اگر اینهایی که غیر الله می‌خوانید، آلهه واقعی هستند، باید قیام به کارهایی خلق وایجاد کنند؛ وگرنه آلهه بودن چه معنا دارد؟
آیه 4 سوره احقاف در رد الوهیت اینان می‌فرماید: «قُلْ أَرَأَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِی مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الأَرْض» به آنان بگو :این معبودهایی را دکه غیر از خدا پرستش می‌کنید به من نشان دهید که چه چیزی از زمین را افریده اند.
در جای دیگر می فرما ید : «مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ کُلُّ إِلَهٍ به ما خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُون» خدا هرگز فرزندی برای خود انتخاب نکرده است ومعبودی دیگر با او نیست اگر چنین می‌شد هر یک از خدایان مخلوقات خود را تدبیر واداره می‌کردند وبعضی بر بعضی دیگر برتری می‌جستند (وجهان هستی به تباهی کشیده می‌شد) منزه است خدا از آنچه آنان توصیف می‌کنند. دوم نفی تعدد آلهه وحصر الوهیت وربوبیت در الله.
قرآن قبل از هر چیزحالت نفسانی مشرکین را نشان می دهدوتصور آنان را نسبت به توحید مجسم می‌کند.
«أَجَعَلَ الآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ عُجَاب. وَانطَلَقَ الْمَلأ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَی آلِهَتِکُمْ إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ یُرَاد. مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِی الْمِلَّةِ الآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلاَّ اخْتِلاق» (ص/7 و 8) آیا او به جای این همه خدایان خدای واحدی قرار نداده است؟ این به راستی چیز عجیبی است. سر کردگان آن‌ها بیرون امدند وگفتند بروید وخدایانتان را محکم بچسبید. این چیزی است که خواسته‌اند (شما را گمراه کنند) ما هرگز چنین چیزی در آیین واپسین نشنیده‌ایم این تنها یک آیین ساختگی است.
«أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ هَذَا ذِکْرُ مَن مَّعِیَ وَذِکْرُ مَن قَبْلِی بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُون» (انبیا /24) آیا آن‌ها معبودانی جز خدا برگزیدند؟ بگو دلیلتان را بیاورید. این سخن کسانی است که با من هستند وسخن کسانی است که پیش از من بودند؛ اما بیشتر ایشان حق را نمی‌دانند به همین دلیل ازآن روی می‌گردانند.
«وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً یُعْبَدُون» (زخرف/45) ازرسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس آیا غیر از خدای رحمن معبودانی برای پرستش قرار دادیم؟
وبرای اقامه دلیل بروحدانیت الله ونفی تعدد آلهه قران به سه طریق عمل کرده است :
1-تصریح بر وحدانیت خدای تعالی از طریق نشان دادن صفات الوهیت وربوبیت به طور انحصاری در الله.
2-بیان نتایج وآثار اعتقاد به تعدد آلهه.
3-از طریق نفی افکاری که منجر به تصور تعدد آلهه شده است مثل فرزند قائل شدن برای خداوند.
قرآن از طریق نشان دادن آفرینش‌های الله در عالم هستی وعجز معبودان دیگر در ایجاد هر آفرینش وامر اثری در این عالم، قدرت هر گونه خلق وایجادی را منحصر در الله می‌داند. از آنجایی که هر عاقلی می‌پذیرد که وجودی شایسته پرستیدن است که قدرت خلق وایجاد را داشته باشد، انحصار الوهیت در الله را که خالق همه مخلوقات است را ثابت کرده است وهیچ می‌کند : «مَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ إِلَهٌ وَاحِد» (مائده/173) «وَقَالَ اللَّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِد» (نحل /51)... .
اما مورد دوم؛ یعنی بیان آثار ونتایج اعتقاد به چند خدایی : قرآن به دور از بحث‌های خشک وبی روح فلسفی می‌کوشد تا سیمایی از عالم که دارای چند خدا می‌باشد به مخاطب خود عرضه کند تا آنچه در ذهن است ملموس ومحسوس گردد لذا همراه با بحث‌های استدلالی در اثبات وحدانیت اله ورب، از نتایج چنین خدایی سخن می‌گوید. آنجا که می‌فرماید : «قُل لَّوْ کَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ کَمَا یَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَی ذِی الْعَرْشِ سَبِیلاً» (اسراء/42) بگو اگر انچنان که آنها می‌گویند : با او خدایانی بود، در این صورت (خدایان) سعی می‌کردند (در امر ربوبیت) راهی به سوی (خداوند) صاحب عرش پیدا کنند.
وجود الله دیگر اقتضا می‌کند که طالب آن باشند که بر عرش غلبه کنند؛ برای اینکه آن‌ها نیز در صفت قدرت با او شریک شوند. به عبارت دیگر اگر چند خدا بودند البته در تدبیر امر خلقت مخلوقات وتدبیر زیست آنان مشارکت داشتند. هنگامی که هیچ اثری از آن در آفرینش نمی بینبم، نشان این است که چند آلهه نیستند.
در جای دیگر قرآن به صورت روشن‌تر آثار وجود دو خدا را مجسم می‌کند تا با نفی آن، اعتقاد به سه خدا وبیشتر از ان نیز نفی گردد.
به این آیه توجه کنید : «لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُون» (22/انبیاء) اگر در آسمان‌ها وزمین جز الله خدایان دیگری بود، زمین وآسمان تباه می‌شدند (ونظام جهان به هم می‌خورد)، منزه است خداوند، پروردگار عرش از توصیفی که آنها می‌کنند.
تعدد آلهه به معنی تعدد قدرت است؛ بنا بر این اگر دو خدا بودند؛ یعنی اگر دست‌های مستقلی بود که هر کدام می‌خواستند مستقلاًاین عالم را اداره کنند آنچنان که که مقتضی الوهیت وربوبیت است در عالم فساد وتباهی آشکار می‌شد. حال که وحدتی در این عالم حکم فرماست واین وحدت در نظام مشهود همگان است وهر کسی در هر سطحی از بینش باشد، درک می‌کند که اجزای این عالم به هم پیوسته است، در واقع آنچه مشهود است وحدت ونظم است ونه فساد وآشفتگی. این‌ها خودش دلیلی روشن است بر اینکه اندیشه تعدد، باطل است ودستی که آن جهان را در اختیار دارد، دست واحدی است. (مقایسه میان اسلوب قرآن وحدیث با علم کلام در طرح عقاید، صفحات 154-147)

2-2-محدودیت قائل شدن در صفات جمال وجلال خداوند:

2-2-1-انکار حکمت خداوند :

گروهی ازکسانی که خدا را قبول دارند ولی شناخت نادرستی از خداوند دارند بر طبق فرموده قرآن معتقدند که خداوند مردگان را مبعوث نمی‌کند ودر واقع قیامتی در کار نیست. اینان در واقع حکیم بودن خداوند را منکرند. سوره نحل آیه 38 می‌فرماید : «وَأَقْسَمُواْ بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لاَ یَبْعَثُ اللَّهُ مَن یَمُوت» با سخت‌ترین سوگندها به خدا سوگند یاد کردند که خدا کسی را که می‌میرد را بر نخواهد انگیخت.
آیه می‌فرماید : «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لا تُرْجَعُونَ (115) فَتَعَالَی اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِیم» (مؤمنون /115 و 116)...مفهوم آیه به اصطلاح استفهام انکاری است شما چنین گمان کرده‌اید؟ یعنی چه گمان باطلی، اگر بنا باشد شما به سوی ما باز گردانده نشوید، خلقت شما عبث است وشما باور می‌کنید که ما عبث خلق کنیم؟...ما را می‌شناسید وقبول دارید یا نه؟ به کسانی می‌گوید که الله را قبول دارند :الله شما را خلق کند وقیامتی نباشد. پس خلقت شما عبث باشد؟ تمام جنبه‌هایی که در خداوند است به موجب آن‌ها امکان ندارد که خلقت عبثی صورت بگیرد. «ملک» صاحب قدرت مطلقه «الحق» آنکه در ذات او هیچ بطلانی نیست. در سوره انبیاءخداوند می‌فرماید : «وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لاعِبِین. لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لاَّتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن کُنَّا فَاعِلِین»...قرآن می‌گوید :اگر ما می‌خواستیم چیزی را بازیچه قرار دهیم می‌توانستیم در عالم ملأ اعلی که همان فرشتگان هستند یک کار بازی بزای خودمان برقرار کنیم ولزومی نداشت که بیاییم این عالم وشما را خلق کنیم که هزار شک وتردید داشته باشید. (مرتضی مطهری، معاد، صفحه 66)
در جای دیگر خداوند از عقیده ای در میان گمراهان سخن می‌گوید که می‌توان گفت این عقیده به طور غیر مستقیم با اعتقاد به حکمت پروردگار ناسازگار است. آیه می‌فرماید : «أَلا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُون» (زمر /3) آگاه باشید آیین پاک از آن خداست وکسانی که به جای او دوستانی برای خود گرفته‌اند (به این بهانه که) ما ان‌ها را جز برای اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک کند می‌پرستیم. البته خدا درباره آنچه که بر سر آن اختلاف دارند، داوری خواهد کرد.
در این آیه سخن از وسایطی است که عبادت آن‌ها مایه تقرب به پروردگار است. این‌ها از طرفی الله را قبول دارند واز طرفی به وسایطی معتقدند که آن‌ها را به خدا نزدیک می‌کند وهمین وسایط را عبادت نیز می‌کنند. اولیایی که در این آیه اشاره شده است؛ اولیایی است که هرگز شایستگی چنین وساطتی را ندارند وهرگز مقربین درگاه پروردگار چنین موجوداتی نیستند واین هرگز حکیمانه به نظر نمی‌رسد که خدایی که همواره کارهایش بر اساس حکمت بالغه است موجوداتی را مقرب درگاه خود قرار دهد که هیچ شایستگی ندارند. اولیایی که خداوند متعال برای ما معین کرده است کسانی هستند که در بالاترین درجه کمال و وجود قرار دارند «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُون» (مائده/55 ) ولی شما تنها خدا وپیامبر است وکسانی که ایمان آورده‌اند: همان کسانی که نماز بر پای می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.
در جای دیگر خداوند عقیده‌ی اشتباهی دیگر رابیان می‌دارد که تقریباً با آن چه گفته شد یکی است. می‌فرماید : «وَیَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّهِ:»(18/یونس) در ادامه آیه می‌فرماید : «قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ به ما لاَ یَعْلَمُ فِی السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِی الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَی عَمَّا یُشْرِکُون» ای رسول ما به اینان بگوشما به دعوی شفاعت بتها می‌خواهید به چیزی که در همه آسمان‌ها وزمین چیزی که علم به آن ندارد خبر دهید خدا از آنچه شریک قرار می‌دهید منزه وبرتر است.
قطعاً هرگز شفیع خداوند چنین موجودات پستی نیستند واین هرگز با مقام قدسی پروردگار سازگار نیست که شفیعان خدا را کسانی قرار دهد که چنین شایستگی را ندارند واین با حکمتش ناساز گار است.
در آیه دیگر نیز کاملاً این مسأله را رد کرده می‌فرماید : «وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَی کَمَا خَلَقْنَاکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَکْتُم مَّا خَوَّلْنَاکُمْ وَرَاء ظُهُورِکُمْ وَمَا نَرَی مَعَکُمْ شُفَعَاءکُمُ الَّذِینَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِیکُمْ شُرَکَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَیْنَکُمْ وَضَلَّ عَنکُم مَّا کُنتُمْ تَزْعُمُون» (انعام /94) محققا شما تنها باز آیید بدان گونه که اوّل شما را بیافریدیم وآنچه را که به شما داده بودیم همه را پشت سر انداختید وآنانی را را که برای خود شریک می‌دانستید همراه شما وشفیع شما نمی‌بینیم به تحقیق بین شما جدایی افتاده است وآنچه را می‌پنداشتید از شما ناپدید گشته است.
در جامعه امروز ما؛ آیا دخیل بستن استناد شرعی دارد؟
در هیچ کتابی از کتب اعم از فقهی وحدیثی وکلامی و...اشاره ای در این‌باره وجود ندارد و گمان هم نمی‌رود که بتوان در این مورد صورت شرعی خاصی ارائه کرد.
با وجود اینکه قول و فعل و تقریر معصومی را در این خصوص ملاحظه نکرده‌ایم، اما نمی‌توان تکه پارچه‌هایی که در زیارتگاه‌ها به نیت برآورده شدن حاجتی در حال گره خوردن هستند، انکار کرد.
از تطبیقی که بین اغراض مردم در دخیل بستن و بحث شرعی پیرامون آن حاصل شد، چنین برمی‌آید که دخیل بستن را باید در دایرة عرفیات دانست و با دیدة عوام به آن نگریست.
اسلام به آداب و رسوم ملل تا زمانی که با آموزه‌های اصلی و گوهر اسلامی در تضاد نباشد.
احترام گذاشته و هیچ منعی نسبت به آن‌ها روا نمی‌دارد.
آدابی مانند دخیل بستن، تبرک جستن، همه و همه در راه «ابتغوا الیه الوسیله» هستند و ما نباید بر آن مضطری که زبان ارادت و حاجت خود را این‌گونه ابراز می‌دارد، خرده گیریم. زیرا او خود آگاه است این‌ها همه وسیله‌اند و فقط به دنبال گمشده خویش است. (http://www.kheimehnews.com)
درجای دیگر خداوند از عقیده اشتباه دیگری سخن می‌گوید که عقیده اشتباه خود پدرانشان را مشیت الهی می‌دانند : «سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُواْ لَوْ شَاء اللَّهُ مَا أَشْرَکْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَیْءٍ...»(انعام/148) کسانی که شرک آورده‌اند به زودی خواهند گفت :اگر خدا می‌خواست نه ما ونه پدرانمان شرک نمی‌آوردیم وچیزی را (خود سرانه) حرام نمی‌کردیم
آیات بسیاری است که صراحتاً نشانگر اختیار انسان در زمینه های مختلف است :همچون اختیار در شرک : «وَلَوْ شَاء اللَّهُ مَا أَشْرَکُواْ وَمَا جَعَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا وَمَا أَنتَ عَلَیْهِم به وکیل» (انعام/107) اگر خدا می‌خواست (همه به اجبار ایمان می‌آوردند وهیچ یک) مشرک نمی‌شدند وما تو را مسئول (اعمال) انان قرار ندادیم وظیفه نداری آنان را مجبور سازی
. «وَقَالَ الَّذِینَ أَشْرَکُواْ لَوْ شَاء اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَیْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَیْءٍ کَذَلِکَ فَعَلَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِین» (نحل/35) وکسانی که شرک ورزیدند گفتند :اگر خدا می‌خواست ما وپدرانمان جز او چیزی را نمی‌پرستیدیم وچیزی را بدون اجازه او تحریم نمی‌نمودیم آن‌ها که قبل از ایشان بودند نیز همین کارها را انجام دادند. ولی آیا پیامبران وظیفه ای جز ابلاغ آشکار دارند.
اختیار در عمل خوب وبد : «مَن کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلأَنفُسِهِمْ یَمْهَدُون» (روم/)
44، لاَ یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلاَّ وسع‌ها لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ «(خداوند هیچ کس را جز به اندازه‌ی توا نایی‌اش تکلیف نمی‌کند) انسان» هر کار نیکی بکند به نفع خویش انجام داده وهر کار (بدی) بکند به زیان خود انجام داده است.
اختیار در کفر: «قُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَن شَاء فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْیَکْفُر» (کهف/ 29) بگو :حق از جانب پروردگارت است هر که می‌خواهد ایمان بیاورد وهر که می‌خواهد کفر بورزد.
اختیار در شکر گزاری: «وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِّمَنْ أَرَادَ أَن یَذَّکَّرَ أَوْ أَرَادَ شُکُورًا» (فرقان/62) واو کسی است که شب وروز را در پی هم قرار داد برای کسی که می‌خواهد پند گیرد یا شکر گزاری کند، «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا» (انسان/3 ) ما راه را بدو نمودیم یا سپاس گزار خواهد بود یا نا سپاس گزار.
آیه 28 سوره بقره چنین می‌فرماید: «َکَیفَ تکفُرون با للهِ وَ کُنتُم أمواتاً فأحیاکم ثُمَّ یُمیتُکُم ثمَّ یُحییکُم ثُمَّ إلَینا ترجعون»...دراین آیه چهار دوران وجودی برای انسان بیان شده است ودر این چهار دوران انسان دارای دوحالت وجودی است که عبارتند از موت وحیاه. بر اساس آیات قرآن موت حالت وجودی از انسان است نه حالت عدمی، ...قرآن کریم این چهار دوران را در سیر زندگی بشر برای تدارک یک دوران تربیتی وآزمایشی اعلام می‌دارد چنان که می‌فرماید : «ألَّذی خَلَقَ المَوتَ وَالحَیاه لِیَبلُوَکُم أیُّکُم أحسَنُ عَمَلا» (ملک/1 و 2) به خوبی روشن است که علت آافرینش مرگ وزندگی وسوق دادن انسان از دورانهای متوالی مرگ وزندگی به خاطر ازمایش وی معرفی شده است تنها دورانی که جنبه آزمایشی دارد، دوران حیاه دنیوی است که به آزمایشی بودن آن تصریح فرموده است : «انّا جَعَلنا ما علی الارض زینَةً لِنَبلُوَهم ایُّهُم أحسَنُ عَمَلا...»(کهف/7 و 8)... قرآن کریم از تربیت وتکامل انسان‌ها تعبیر به رشد نموده است وافراد بشر رادعوت می‌کند که درکلاس انبیاء شرکت نمایند تا به رشد وحیاة معنوی خود نائل شوند. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ ...»(انفال/24)
پس مکتب انبیای الهی برای رشد وکمال بخش اند. همچنین عبارت قرآنی «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی» (بقره/256) مکمل مطلب فوق است خداوند رشد را از طریق اکراه نخواسته است بلکه فقط تبیّن رشد وغی را خداوند انجام می‌دهد «.(سید محسن میر باقری، جبر واختیار، صفحات 67-60)»
از طرف دیگر خداوند (طبق فرموده خود قرآن «وَاللَّهُ لاَ یُحِبُّ الفَسَاد») هرگز عامل فساد نمی‌شود چرا که تمام این‌ها نقض غرض و نشان عدم حکمت پروردگار است.
در جامعه امروز:
چه بسا دیده می‌شود که ما کم کاری کرده وسستی به خرج می‌دهیم ودر انجام ان کار چنان که باید به وظیفه مان عمل نمی‌کنیم ودر نهایت زمانی که نتیجه مطلوب را نمی‌گیریم یا اتفاقی که نباید بیفتد می‌افتد آن را نتیجه تقدیر وسر نوشت می‌دانیم واین توجیه کم کاری خودمان است.
یک نمونه‌ی بارز آن می‌تواند در ازدواج‌ها باشد که بدون توجه وصرف دقت وعقلانیت ازدواج می‌کنند وبعد که به طلاق منجر می‌شود آن را تقدیر وقسمت می‌نامند. اگرچه چنین فردی منکر حکمت پر وردگار نیست ولی این فرد در واقع با این عقیده چیزی نادرست را به خدا نسبت می‌دهد.

2-2-2- انکار عدل خداوند:

در جای دیگر قران حال گروهی را بیان می‌کند از طرفی حکمت خداوند را قبول ندارند و از طرفی عدل او را واین باعث می‌شود هنگامی که در دام سختی‌ها ومشکلات گرفتار می‌آیند، آن را اها نتی از جانب پروردگار بدانند (ودر واقع احساس کند خدا به او ظلم کرده است) : «فَأَمَّا الإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ (15) وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَن» (فجر/16) اما انسان چون خدایش مبتلا سازد پس گرامیش داشته ونعمتش دهد گوید: خدایم گرامیم داشت وچون او را باز برای آزمودن فقیر گرداند گوید : خدا مرا خوار گردانید.
این فرد نمی‌داند که خداوند هر کاری را به هدف ومقصود خاصی انجام می‌دهد. در قرآن ازطرفی علت مصایب وبلاها ی انسان را خود انسان می‌داند «وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَن کَثِیر» (شوری /30) وهیچ مصیبتی به شما نمی ر سد مگر به خاطر انچه کسب کرده‌اید (اعمالی که انجام داده‌اید). واز طرفی بلاها را مایه آزمایش انسان می‌داند : «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ به شیءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ...»(بقره/155 ) وقطعاً شما رابه چیزی (از قبیل) ترس وگرسنگی وکاهش دراموال و جا نها می‌آزماییم.
می‌توان گفت: بر طبق آیات قرآن سختی‌ها و مشکلات گاه نتیجه اعمال خودمان است وگاه برای آزمایش انسان (ودر واقع برای خالص سازی انسان)؛ و از حکمت وعدل خدای متعال به دور است که کاری انجام دهد که زیان آور باشد. بنا بر این در هنگام مشکلات نیز باید همچون لحظات آسایش شاکر وصبور بود.
«إنَّ اللّه لا یظلِم النّاس شَیاً ولکن النّاس أنفُسَهُم یَظلُمون» در این آیه خداوند به طور قاطع می‌فرماید :کمترین ستمی به مردم نمی‌کند این مردمند که به خویشتن ستم روا می‌دارند این تعبیر ممکن است اشاره به سخنی باشد که در آیات قبل آمده که می‌فرماید :گروهی از مردم از مشاهده چهره حق کور واز شنیدن سخن حق کرند
در این آیه «وَمَا اللَّهُ یُرِیدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِینَ آل عمران 108» ظلم از سوی خداوند از تمام جهانیان نفی شده است. اگر عالمین را به معنای جمع عاقل بگیریم تمام موجودات عاقل جهان را اعمّ از انسان‌ها وجن وفرشتگان شامل می‌شود واگر حمل بر تغلیب کنیم همه‌ی موجودات عالم هستی اعمّ از جاندار وبی جان راشامل می‌شود وعدل الهی به معنی قرار دادن هر چیزی در محل مناسب خود درباره آن‌ها تثبیت می‌کند.
تعبیر ظُلماً به صورت مفرد نکره آن هم بعد از نفی برای عمومیت است وکمترین ظلم وکوچکترین ستم را شامل می‌شود. (پیام قرآن، ایه الله مکارم شیرازی، جلد 4، صفحه 108)
آیات بسیار دیگری نفی ظلم وستم از خداوند می‌کنند : «إنَّ اللّه لا یظلِم النّاس شَیئاً ولکنّ النّاس أنفُسَهُم یَظلِمون» (یونس/44)، «فَما کان اللّه لِیَظلمهم ولکن کانوا أنفُسَهم یظلمون» (توبه/70)، «بل اللّه یزکی مَن یَشاء ولا یظلَمون فَتیلا» (نساء/49) «لا یظلم ربّک احدا» (کهف/49)، «وما ربّک بظلّامٍ للعَبید» (کهف/49)، «أم نجعَل الذین امنوا وعمل الصّالحات کالمُفسدین فی الارض أم نجعل المتّقین کالفُجّار» (ص/28) و ...

2-2-3-انکار غنای خداوند:

قرآن از عقیده اشتباه دیگری سخن می‌گوید که این عقیده نهایت جهالتشان را نسبت به خداوند نشان می‌دهد : «لقد سَمع الله قول الذین قالوإنّ الله فقیرٌ ونحن أغنیاء» (آل عمران /181) خداوند سخن کسانی را که گفتند :خدا فقیر است و ما بی نیازیم شنید.
قرآن در مقابل می‌فرماید :: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِید» (فاطر /15) ای مردم شما نیازمند به سوی خدا هستید وخداوند بی نیاز ستوده است.
آقای رضا استادی درکتاب خدا وصفات جلال وجمال او می‌گویند : «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَی ...» اگر خداوند بندگان خود را به عبادت و پرستش امر می‌کند برای این نیست که او به عبادت آنان نیاز داشته باشد بلکه چون این عبادت‌ها به تربیت وموجب کمال روحی انسان است از بندگان خود خواسته است که آن‌ها را بشناسد و پرستش کنند و در حقیقت باید گفت: وجوب عبادت و بندگی خود لطفی است از جانب خدا به بندگانش است.
قرآن می‌فرماید : «وَقَالَ مُوسَی إِن تَکْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِید» (ابراهیم/ 8) موسی به قوم خویش گفت : اگر شما و همه‌ی کسانی که روی زمین زندگی می‌کنند دست از عبادت و بندگی بردارید و کفر وکفران نعمت را پیشه خود سازید (بر دامن کبریاییش ننشیند گرد) زیرا خدا بی نیاز ستوده است و به هیچ چیز نیاز ندارد (خدا وصفات جلال وجمال او صفحه 105)
قرآن کریم در آیات دیگری نیز تصریح به غنای پروردگار می‌کند : «وَمَن یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِیُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء» (محمد/38) وهر کس بخل ورزد به زیان خود بخل ورزیده وخداوند بی نیاز است وشما نیازمندید، «لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِید» (حج/64) هر چه در آسمان‌ها وزمین است از آن خداوند است واین خداست که خود بی نیاز وستوده (صفات) است.

2-2-4- انکار رحمت خداوند:

قران از زبان برخی ناسپاسان بیان می‌دارد : «إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَی عِلْم» (زمر /49) وچون انسان را آسیبی رسد، ما را فرا می‌خواند پس چون نعمتی از جانب خود به آن‌ها عطا کردیم می‌گوید :آن را به دانش خود یافتم.
قران در مقابل می‌فرماید : «وَمَا بِکُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّه» (نحل/53) هیچ نعمتی برای شما نیست مگر از جانب خدا.
همچنین در آیات فراوان دیگری خداوند از رحمت بی کران خود سخن می‌گوید : «وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْء» (اعراف/156) و رحمت من همه چیز را در بر گرفته است، «وَهُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَیَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِید» (شوری/28) واوست که باران را پس از آنکه (مردم) ناامید شدندفرو می‌بارد ورحمت خویش را می‌گسترد وهموست سرپرست ستوده، «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیم» (حج/65) خداوند نسبت به بندگان سخت رئوف ومهربان است.

2-2-5-انکار عظمت خداوند :

درک نکردن عظمت پروردگار گاه به این صورت بوده است که گمان می‌کردند خداوند باید جسم باشد تا ان‌ها خدا
- نظرات (0)