سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



کشف ایات

sajdeh-jafr-ir

کشف آیاتی در قرآن مجید که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن.

گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود ۲۴ مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم ۲۴ مرتبه است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی ۲۴=۲۴.

با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق می‌کند. به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:

دنیا ۱۱۵ / آخرت ۱۱۵

ملائک ۸۸ / شیطان ۸۸

زندگی ۱۴۵ / مرگ ۱۴۵

سود ۵۰ / زیان ۵۰

ملت (مردم) ۵۰ / پیامبران ۵۰

ابلیس ۱۱ / پناه جستن از شر ابلیس ۱۱

مصیبت ۷۵ / شکر ۷۵

صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان) ۱۷ / مردگان (مردم مرده) ١٧

مسلمین ۴١ / جهاد ۴١

طلا ۸ / زندگی راحت ٨

جادو ۶٠ / فتنه ۶٠

زکات ٣٢ / برکت ٣٢

ذهن ۴٩ / نور ۴٩

زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵

آرزو ٨ / ترس ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ / تبلیغ کردن ١٨

سختی ١١۴ / صبر١١۴

محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴

مرد ٢۴ / زن ٢۴

همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم:

نماز ۵، ماه ١٢، روز ٣۶۵

دریا ٣٢، زمین (خشکی) ١٣

دریا + خشکی = ۴۵=۱۳+۳۲

دریا = %۱۱۱۱۱۱۱/۷۱= ۱۰۰ × ۴۵/۳۲

خشکی = % ۸۸۸۸۸۸۸۹/۲۸ = ۱۰۰ × ۴۵/۱۳

دریا + خشکی = % ۰۰/۱۰۰

دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب ۱۱۱/۷۱% و خشکی ۸۸۹/۲۸ % از کره زمین را فراگرفته است.

آیا همه اینها اتفاقی است؟

سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟ قرآن هم دقیقاً همین را بیان می‌کند.


- نظرات (0)

امام کاظم علیه السلام در سایه قرآن

در دین شریف اسلام در مورد جمیع مسائل زندگی انسان، حتی ریزترین آن‌ها، دستورالعمل‌هایی ذکر شده است تا مبادا انسان نسبت به مسئله ای بی پاسخ و یا بدون راه بماند. اهل بیت علیهم السلام که قرآن ناطق هستند، مبیّن احکام و آداب دین اسلام می‌باشند. امام کاظم علیه السلام در باب آداب قرآن سخنان گهرباری فرموده‌اند که در اینجا به ذکر پاره ای از آنان می‌پردازیم.


 

آداب تلاوت

۱- صدای زیبا و حزن‌آور

عالم بزرگوار شیخ مفید (ره) می‌نویسد: «آن حضرت دانشمندترین مردم زمانه‌اش بود و بیش از همه حافظ کتاب الهی و خوش صداترین آنان در قرائت قرآن بود. هنگام قرائت، آهسته و حزن‌آور می‌خواند و می‌گریست و شنوندگان هم گریه می‌کردند، اهل مدینه او را «زین المجتهدین» ‌نامیدند. (۱)

در روایتی دیگر آمده است: «و کانت قراته حزنا»؛ قرائت آن حضرت حزن‌آور بود. (۲)

امام کاظم علیه السلام به ابرهه مسیحی فرمود: با کتاب خودت چقدر آشنایی؟ پاسخ داد: به متن و تاویل آن آگاهم. هشام می‌گوید: حضرت کاظم علیه السلام شروع کرد به قرائت انجیل، آنگاه ابرهه گفت: حضرت مسیح این چنین می‌خواند و جز او هیچ کسی چنین نخوانده است و از پنجاه سال پیش تا کنون در جستجوی چنین شخصیتی بودم.‌ و دراین هنگام، ابرهه توسط امام مسلمان شد. (۳)

۲- ترتیل

ترتیل یعنی حروف کاملاً ادا و بیان شده و وقوف رعایت گردد. حضرت کاظم علیه السلام می‌فرماید: از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله درباره معنای «و رتل القرآن ترتیلا»( مزمل/ ۴) پرسیدند، در پاسخ فرمود: «بینه تبیانا ولا تنثره نثرالرهل و لاتهذه هذا الشعر، قفوا عند عجائبه و حرکوا به القلوب و لا یکون هم احدکم آخرالسورة» (۴) ؛ قرآن را واضح و کاملا روشن بیان کن و حروفش را مانند رمل و شن‌هایی که باد یکباره می‌پاشد بر روی هم نریز و آن را مانند شعرخوانی پشت سر هم و با شتاب مخوان، وقتی به شگفتی‌های قرآن رسیدی؛ بایستید و دل‌ها را با آن تکان دهید و همت و نظر شما رسیدن به آخر سوره نباشد، ( یعنی به کیفیت بپردازید نه به کمیت). (۵)

فرمود: ای حفص! هر کس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را خوب نداند، در عالم برزخ آموزش داده می‌شود تا خدا به واسطه آن درجه و مقامش را بالا ببرد زیرا درجات بهشت به قدر آیه‌های قرآن کریم است. به قاری گفته می‌شود: بخوان و بالا برو پس او می‌خواند و بالا می‌رود

ارج نهادن به حاملان قرآن

آن حضرت در حدیثی از جد بزرگوارش نقل می‌فرماید: خدای تعالی بخشنده است و جود و بخشش را دوست دارد و کارهای عالی را دوست می‌دارد و از کارهای پست ناخرسند است. بزرگداشت سه گروه از احترام به جلال الهی است:

الف- ریش سفید مسلمان.

ب- امام عادل.

ج- آن کسی که حامل و تسلیم قرآن کریم است، به گونه‌ای که نه اهل غُلو است و نه از بار تکالیفش شانه خالی می‌کند.(۶)

 

اهدای ثواب قرائت به معصوم

علی بن مغیره به امام کاظم علیه السلام می‌گوید: پدرم از جد شما پرسید: آیا رواست شبی یک ختم قرآن بخوانم؟

جد شما فرمود: هر شب. دوباره پرسید: آیا در ماه رمضان هم؟ جدّ شما فرمود: در ماه رمضان نیز.

و برنامه پدرم این بود که در ماه رمضان چهل بار قرآن را ختم می‌کرد؛ و من نیز بیشتر از پدرم قرآن می‌خوانم و گاهی کمتر از پدرم، کم و زیادیش بستگی دارد به اندازه فرصت و فراغت و یا کار و سرگرمی و نشاط و بیماریم و هنگام عید فطر، قرآن‌هایی که را که خوانده‌ام، یک ختمش را برای رسول اکرم صلی الله علیه وآله، یکی برای علی علیه السلام، یکی برای فاطمه علیه السلام و همچنین برای هر کدام از امامان هدیه می‌کنم. و از هنگامی که خدا این بینش و حال را به من عنایت کرده است و در سلک پیروان شما قرار گرفته‌ام، ثواب یک ختم را نیز به شما هدیه می‌کنم. آیا برای خودم نیز پاداشی هست؟ حضرت فرمود: پاداش تو آن است که در قیامت با آن‌ها هستی، گفتم الله‌اکبر، آیا چنین اجری دارم؟ حضرت سه بار فرمود: بله. (۷)

 imamkazem-jafr-www-jafr-ir-ir-2

شیعه و قرائت قرآن

حضرت کاظم علیه السلام به مردی فرمود: آیا دوست داری در دنیا بمانی؟ پاسخ داد: بله. امام پرسید: برای چه؟ گفت: به خاطر قرائت «قل هو الله احد»، آنگاه حضرت سکوت کرد و پس از زمانی فرمود: ای حفص! هر کس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را خوب نداند، در عالم برزخ آموزش داده می‌شود تا خدا به واسطه آن درجه و مقامش را بالا ببرد زیرا درجات بهشت به قدر آیه‌های قرآن کریم است. به قاری گفته می‌شود: بخوان و بالا برو پس او می‌خواند و بالا می‌رود.

حفص گوید: در عمرم کسی را که بیشتر از امام کاظم علیه السلام خدا ترس و به رحمت حق امیدوار باشد ندیدم و قرآن خواندنش همراه با حزن بود و گویا هنگام قرائت به شخصی خطاب می‌کند. (۸)

 

پرهیز از بحث‌های بی فایده

همچنان که امروزه، پرداختن به طرح و حل بسیاری از معماهای قرآنی، وقت گیر، کم فایده و مایه غفلت از اهداف اصلی قرآن کریم است، در گذشته نیز مباحثی چون مخلوق بودن یا قدیم بودن قرآن، به صورت مشکلی جنجالی درآمده بود و مایه درگیری و خونریزی ها و اتلاف وقت و… می‌شد. هنگامی که به امام کاظم علیه السلام گفته شد که مردم در باره بعضی مسائل قرآن اختلاف دارند تا آنجا که برخی قرآن را مخلوق و بعضی غیر مخلوق می‌دانند، فرمود: من آنچه را آنان می‌گویند، نمی‌گویم ولی می‌گویم:« انه کلام الله» قرآن سخن خداست. (۹)

امام کاظم علیه السلام به ابرهه مسیحی فرمود: با کتاب خودت چقدر آشنایی؟ پاسخ داد: به متن و تاویل آن آگاهم. هشام می‌گوید: حضرت کاظم علیه السلام شروع کرد به قرائت انجیل، آنگاه ابرهه گفت: حضرت مسیح این چنین می‌خواند و جز او هیچ کسی چنین نخوانده است و از پنجاه سال پیش تا کنون در جستجوی چنین شخصیتی بودم.‌ و دراین هنگام، ابرهه توسط امام مسلمان شد

این روش و منش باید سرمشق امروز و همیشه ما باشد، که از مباحث نظری بی فایده و مشکل‌آفرین بپرهیزیم.

 

عنایت به تفسیر قرآن

سزاوار است که قاری به معنی و تفسیر هم توجه نماید، در فرمایشات امام کاظم علیه السلام مواردی از تفسیر آیات بیان شده است، مثلا « توبه نصوح» در آیه «یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا» (تحریم/‌۷۷) را چنین تفسیرمی‌فرماید:

بنده به درگاه خدا توبه می‌کند و دیگر برنمی‌گردد و توبه نمی‌شکند و به راستی که محبوب‌ترین بندگان خدا در پیشگاه حق، فریب خوردگان توبه کننده‌اند. (۱۰)

 

تفسیر واژه‌های مشکل

امام کاظم علیه السلام در تفسیر «الذین هم عن صلاتهم ساهون» (ماعون/۵)، «سهو» در نماز را تضییع نماز می‌داند. (۱۱) و یا در تفسیر «الله الصمد» (توحید/ ۲) می‌فرماید: « الصمد الذی لا جوف له» (۱۲)؛ صمد کسی است که تو خالی نیست.

بدیهی است که اجسام همه تو خالی و دارای هسته مرکزی و پروتون هستند، و طبق این تفسیر صمد یعنی غیرمادی و غیر جسم.

 

ثواب تلاوت

در سخنان امام کاظم علیه السلام ثواب و آثار تلاوت بسیاری از آیه‌ها و سوره‌ها بیان شده که نمونه‌هایی را مرور می‌کنیم:

۱- هر گاه از چیزی ترسیدی صد آیه از هر جای قرآن که خواستی، بخوان، آنگاه سه بار بگو: اللهم اکشف عنی البلاء. (۱۳)

۲- نسیم رحمت الهی در هر روز جمعه هزار بار می‌وزد، و به هر بنده‌ای هر چه از خدا بخواهد می‌دهد پس هر که بعد از عصر جمعه صد بار سوره قدر را بخواند، خداوند آن هزار رحمت و همانند آن را به او می‌بخشد. (۱۴)

 

پی نوشت ها :

۱- ارشاد مفید، ص ۲۳۵؛ بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۰۲٫

۲- کافی، ج ۲، ص۶۰۶، به نقل از مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۱۱٫

۳- بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۰۴٫

۴- بحارالانوار، ج۷۶، ص۶۳؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۴۴٫

۵- مسند الامام الکاظم علیه السلام، ص ۴۴؛ نقل از بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۲۱۵٫

۶- بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۸۴٫

۷- کافی، ج ۲، ص ۴۱۸؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۹۸٫

۸- همان، ص۶۰۶٫

۹- توحید صدوق، ص ۲۲۴؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص۷٫

۱۰- تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۷۴؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۴۲، با اندکی تفاوت.

۱۱- مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص۴۷٫

۱۲- مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۴۸٫

۱۳- مناقب ابن شهرآشوب، ج ۱، ص۵۵۹، نقل از مسند الامام الکاظم علیه السلام، ص ۴۱٫

۱۴- ثواب الاعمال، ص۱۵۷، نقل از مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۱۱٫

 


منابع :

سایت حوزه.

سایت سبطین.


- نظرات (0)

اشاره قرآن به جنسیت ملکه زنبور عسل

مورس مترلینگ در کتاب زنبور عسل نوشته است:

درباره زنبور عسل کتابهای بسیاری نوشته شده است برای اینکه از آغازتمدن بشیری این حشره بالدار اجتماعی که در کندو به طرزی شبیه به معجزه عسل خوش طعم و و مقوی و معطر را تولید می کرده است مورد توجه مردم قرار گرفته بود.


 www-jafr-ir-zanbor

ارسطو کاتون وارون پلین کولومل پلاریوس و دیگران که همگی از نویسندگان و علمای عصر باستان بودند راجع این حشره کتابهای بزرگ و رساله نوشتند.

آریستوس فانوس فیلسوفی بود که مدت ۵۸ سال در وضع زندگی زنبول عسل تحقیق کرد.

همچنین دانشمند دیگری موسوم به فیلیس کوس دوناس شب و روز در جوار زنبور های عسل زندگی می نمود که جز آنها چیزی نبیند به همین جهت از طرف هموطنان خود موسوم به وحشی گردید.

مطالعه واقعی درطرز زندگی زنبور عسل فقط از قرن هفدهم میلادی آغاز گردید در ابتدای این قرن دانشمند فلاماندی به نام کلونیوس بر اثر مطالعات خود اظهار داشت که یگانه حشره ای که در کندو فقط تخم می گذارد همانا ملکه است و گفت که ملکه دارای آلات تناسلی نرینگی و مادگی(هر دو) می باشد ولی نتوانست این گفته ها را اثبات کند.

بعد او یک دانشمند هلندی به نام سوامردان برای اولین دفعه مطابق اصول علمی شروع به مطالعه در وضع زنبور عسل کرد و به وسیله میکروسکوپ جزئیات زندگی زنبور عسل را از نظر گذرانی و آنها را تشریح نمود و چون بعد از تشریح توانست بطور واضح آلات تناسلی مادگی را در ملکه پیدا کند صریحا گفت که ملکه یک زنبور ماده است و حال آنکه قبل از آن تصور می‌شد ملکه شاه است یعنی یک حیوان نر است.

نکته ای که موریس مترلینگ در کتاب خود اشاره کرده کاملا درست است تا ۳۰۰ سال قبل تصور می شد که کندو دارای یک پادشاه و تعدادی سرباز است و هیچ اظهار نظری در مورد جنس ماده زنبور در قرآن نمی شد در قرآن کریم در سوره نحل آیه ۶۸ نوشته شده است.

خداوند در این آیه از قیدهای مونث برای خطاب زنبور استفاده می کند و این آیه دقیقا با این مثاله مطابقت دارد زیرا همیشه اولین بار یک زنبور ماده و تعدادی سرباز محافظ او از کندوی قبلی مهاجرت می کنند و کندوی جدید را تشکیل می دهند!و برای خود خانه درست می کنند.این مساله اولین بار ۳۰۰ سال قبل کشف شد حال آنکه این حقیقت بطور ماهرانه در ۱۴۰۰ سال قبل در آیات قرآن جاسازی شده است

وَأَوْحَى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى کرد که از پاره‏اى کوه ها و از برخى درختان و از آنچه داربست مى‏کنند خانه‏هایى براى خود درست کن .

اگر به معنی عربی آیه دقت کنید خداوند در این آیه از قیدهای مونث برای خطاب زنبور استفاده می کند و این آیه دقیقا با این مثال مطابقت دارد زیرا همیشه اولین بار یک زنبور ماده و تعدادی سرباز محافظ او از کندوی قبلی مهاجرت می کنند و کندوی جدید را تشکیل می دهند! و برای خود خانه درست می کنند. این مسأله اولین بار ۳۰۰ سال قبل کشف شد حال آنکه این حقیقت به طور ماهرانه در ۱۴۰۰ سال قبل در آیات قرآن جاسازی شده است.

 


منبع:

سایت معجزات علمی قرآن


- نظرات (0)

حجاب



- نظرات (0)

۷ پله اصلی رفتن به سمت خدا

ی انسان! هرچه می‌خواهی انجام بده امّا توجّه داشته باش که خداوند متعال، پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» حتماً تو را می‌بینند.

 


برای رسیدن به هر مقصدی راهی را باید در پیش گرفت ،و پا بر پله ای گذاشت، برای رسیدن به خداوند متعال راه و مشخص و روشن است ،بیراهه هم زیاد است اما مشخص نیست حرکت در آن ها رو به جلو باشد، باید در راه رسیدن به خدای خوبمان که اسلام نقشه راه را دقیق و روشن ترسیم کرده دقت کنیم که به بیراهه نرویم و در حرکتی رو به جلو حرکتی مداوم و سازنده داشته باشیم،البته راه میانبر هم داریم که اهمیت زیادی دارد ،اگر کسی بتواند به اخلاص در نیت و عمل برسد او از راه میانه خواهد رفت و هر عبادت و عملی تأثیر عمیقی در روح و کمالش خواهد داشت.

 

مراتب خلوص

علما و بزرگان، هدف و علّت غایی اعمال و به خصوص علّت غایی عبادات را در هفت مرتبه طبقه بندی کرده‌اند. به عبارت دیگر می‌توان گفت: خلوص در انجام عمل یا میزان رعایت اخلاص در عبادت، هفت مرتبه دارد که عبارتند از:

مرتبه اوّل: سعادت دنیوی

مرتبه دوّم: ترس از عذاب

مرتبه سوّم: شوق بهشت

مرتبه چهارم: حیا از خداوند

مرتبه پنجم: مقام شکر و وفا

مرتبه ششم: عشق و محبّت

مرتبه هفتم: مقام عنداللّهی

این هفت مرتبه از منظر علمای علم اخلاق و عرفا، فوق العاده مهم است و انسان باید با تلاش و کوشش مداوم، میزان اخلاص خود را از درجات و مراتب پایین، به درجات و مراتب بالاتر برساند.

در ادامه بحث، به شرح مراتب اخلاص می‌پردازیم:

 

مرتبه اوّل: سعادت دنیوی

در این مرتبه، وقتی کسی عبادتی را انجام می‌دهد، در کنار نیّت الهی، هدفی دنیوی را دنبال می‌کند؛ مثلاً برای رفع گرفتاری یا ادای قرض یا پیداکردن همسر، نماز می‌خواند یا نذری می‌کند.

مرتبه اول خلوص خوب است و اگر با صدق نیّت و خالصانه انجام شود، می‌تواند انسان را به اهداف مادی خود برساند، چنان‌که ادعیه، نمازها و اذکار زیادی برای رفع حوائج مادی از جانب ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم» وارد شده است.

اگر زنان جامعه، به واسطه حیا از خداوند، حجاب خود را حفظ کنند، در پیشگاه خداوند متعال و نزد ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم»، از جایگاه بالایی برخوردار خواهند بود

مرتبه دوّم: ترس از عذاب

بیشتر مردم در کارهای خود مخصوصاً عبادات، خداوند متعال را در نظر دارند، زیرا از عذاب الهی ترسان و گریزانند. ترس از عذاب الهی، عاملی بازدارنده از گناهان به شمار می‌رود و بسیاری از مسلمانان، برای دوری از آتش جهنّم، عبادات و کارهای نیک خود را به‌جا می‌آورند. مثلاً به نماز اهمیّت می‌دهند، زیرا بی‌توجّهی به نماز، فشار قبر و سختی عذاب جهنّم را در پی دارد.[۲] روزه می‌گیرند، زیرا در روایات فرموده‌اند: روزه سپری در برابر آتش جهنّم است.[۳] کارهای خیر انجام می‌دهند، به بینوایان و نیازمندان کمک‌رسانی می‌کنند و بین مردم را اصلاح می‌نمایند تا در روز قیامت از حرارت جهنّم و شدّت سختی حساب در امان باشند. همه این نیّات برای دنیا و آخرت انسان مفید است و خداوند رحمان، به عاملان آنها اجر و پاداش عنایت می‌کند، امّا علما و عرفا، آن را مرتبه پایینی از درجات اخلاص می‌دانند و انسان مخلص برای نیل به قرب الهی، باید از این اهداف نازل گذر کند.

 

مرتبه سوّم: شوق بهشت

این مرتبه نیز مانند مرتبه قبل، در بسیاری از افراد وجود دارد. تمایل آنان به انجام کارهای نیک از شوق رسیدن به بهشت و کسب ثواب سرچشمه می‌گیرد و برای رسیدن به نعمت‌های بهشتی، تلاش و کوشش می‌کنند. مثلاً می‌دانند که اگر کسی نماز اوّل وقت و با جماعت بخواند، بهشت مهیّای او خواهد بود. یا شنیده‌اند که اگر کسی به نیازمندان و بینوایان کمک کند، در آخرت برای او قصرهای مجلّل و درختان سر به فلک کشیده، جویبارهای روان، حورالعین و … وجود دارد و از آنها لذّت خواهد برد. بیشتر مردم این‌گونه عبادت می‌کنند و برای آنان نیز مفید است، همان‌طور که قرآن کریم می‌فرماید: «لِمِثْلِ هذا فَلْیَعْمَلِ الْعامِلُونَ»[۴]

وقتی مردم برای رسیدن به چنین اهدافی تلاش می‌کنند، با عنایت پروردگار عالم، به آن نیز دست می‌یابند و هنگامی که وارد بهشت می‌شوند، این‌گونه مورد خطاب قرار می‌گیرند: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنیئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِی الْأَیَّامِ الْخالِیَةِ- بخورید و بنوشید، گوارایتان باد، به پاداش‏ آنچه در روزهاى گذشته انجام دادید.»[۵]

ملائکه به آنان خطاب می‌کنند که از این نعمت‌ها استفاده کنید، زیرا اینها چیزهایی است که خودتان به واسطه روزه گرفتن، به واسطه عبادات و … در دنیا به دست آورده‌اید.

این مرتبه نیز گرچه در جایگاه خود با ارزش و بزرگ است، ولی نسبت به اهداف بالاتر، مرتبه نازلی به شمار می‌رود.

در اینجا تذکّر این نکته لازم است که وقتی بیان می‌شود نباید هدف، مراتب پایین اخلاص مثل رسیدن به مادیات و امور دنیوی یا ترس از عذاب یا شوق بهشت باشد، به این معنا نیست که مخلصین از دنیا محروم‌اند، بلکه وقتی نیّت خالصانه در همه کارها متجلّی شد و تنها برای رضای الهی کارها انجام گرفت، همه بلاهای دنیا و آخرت از میان می‌رود و همه نعمت‌‌ها در اختیار مخلصین قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، مخلصین، مراتب والای اخلاص را در نظر می‌گیرند و به نعمت‌های ناشی از مراتب اولیّه اخلاص توجه نمی‌کنند، امّا آن نعمت‌ها در ازای اخلاصی که داشته‌اند، به سوی آنها سرازیر می‌شود.

مرتبه چهارم: حیا از خداوند

مرتبه چهارم، نسبت به مراتب قبل، بسیار بهتر و با اهمیّت‌تر است؛ زیرا اوّلین مرتبه برای خواص به‌شمار می‌رود. برخی از افراد، انسان‌های باحیا و مۆدّبی هستند و برای کسب نعمت‌‌های دنیوی یا شوق بهشت و ترس از جهنّم عبادت یا اعمال صالح انجام نمی‌دهند، بلکه پایه و نیّت اصلی کارهای آنان، حیای درونی آنان از خداوند متعال است. در این مرتبه، ترک گناه و اهمیّت به واجبات، از حیای درونی نسبت به خداوند سرچشمه می‌گیرد. کسانی که به این درجه نائل می‌شوند، در مقابل پروردگار عالم باحیا هستند و در همه حالات، ادب و حیاء در مقابل او را رعایت می‌کنند.

قرآن کریم، ‌به طور غیرمستقیم بر این مسأله پافشاری دارد و می‌فرماید:

«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُۆْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[۶]

ای انسان! هرچه می‌خواهی انجام بده امّا توجّه داشته باش که خداوند متعال، پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» حتماً تو را می‌بینند. حرف «س» در «فَسَیَرَى اللَّهُ»، تحقیقی است؛ یعنی شک نکن که خداوند می‌بیند. پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین می‌بینند. آنگاه در آخرت، آنچه به جا آورده‌اید، به شما نشان داده خواهد شد.

ترجمان این آیه، همان سخن استاد بزرگوار ما، حضرت امام خمینی«قدّس‌سرّه» است که مکرّراً می‌فرمودند: «ما در محضر خدا هستیم. عالَم محضر خداست، در محضر خدا معصیت خدا نکنید.»

بیشتر مردم در کارهای خود مخصوصاً عبادات، خداوند متعال را در نظر دارند، زیرا از عذاب الهی ترسان و گریزانند. ترس از عذاب الهی، عاملی بازدارنده از گناهان به شمار می‌رود و بسیاری از مسلمانان، برای دوری از تش جهنّم، عبادات و کارهای نیک خود را به‌جا می‌ورند. مثلاً به نماز اهمیّت می‌دهند، زیرا بی‌توجّهی به نماز، فشار قبر و سختی عذاب جهنّم را در پی دارد

نیل به مقامات معنوی در پرتو خلوص

اگر زنان جامعه، به واسطه حیا از خداوند، حجاب خود را حفظ کنند، در پیشگاه خداوند متعال و نزد ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم»، از جایگاه بالایی برخوردار خواهند بود. یکی از بزرگان گفته بود: من نذر کردم که چهل شب، در چهل مسجد، نماز امام زمان«ارواحنافداه» بخوانم تا بتوانم خدمت حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» برسم و ایشان را ملاقات کنم. وقتی نماز چهلم در مسجد چهلم به اتمام رسید، کسی نزد من آمد و گفت: امام زمان در فلان خانه هستند، به آنجا بیایید. وقتی به آن خانه رفتم، متوجّه شدم که خانم آن خانه از دنیا رفته است و حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» برای خواندن نماز او تشریف آورده‌اند. حضرت به من فرمودند: این زن، در زمان پهلوی، هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چادر و عفّتش را حفظ کند!

بنابراین کسب عصمت و عفّت یا ترک گناه به خاطر رعایت حیا و ادب در برابر خداوند متعال و ائمّه اطهار«سلام‌الله‌علیهم» مرتبه بلندی در درجات و مراتب اخلاص است که التزام به آن، باعث رشد معنوی انسان‌ها می‌شود.

 

روش بازداری از گناه، از نظر امام سجاد«علیه السلام»

شخصى خدمت امام سجّاد«سلام‌الله‌علیه» آمد و گفت: یابن رسول‏الله! من به گناه عادت کرده‏ام و نمى‏دانم چه کنم؟! امام فرمودند: پنج کار را انجام بده و پس از آن هرچه خواستی گناه کن. اوّل: روزى خدا را نخور و گناه کن؛ دوّم از ملک خدا بیرون برو و گناه کن؛ سوّم وقتى مى‏خواهى گناه کنى، جایى برو که خدا تو را نبیند؛ چهارم وقتى که عزرائیل مى‏خواهد جانت را بگیرد، او را دفع کن؛ پنجم هرگاه مالک جهنّم خواست تو را به دوزخ بیندازد، وارد جهنّم نشو. سائل گفت: هیچکدام نمى‏شود. حضرت فرمودند: پس اى ذلیل! در محضر خدا، در ملک خدا، روزى خدا مى‏خورى و این قدر هم ذلیل هستى که اگر بخواهند تو را به جهنم ببرند، نمى‏توانى کارى کنى، پس چرا گناه مى‏کنى؟![۷]

 

متن بخش دوّم این گفتار اخلاقی که به شرح سایر مراتب اخلاص اختصاص دارد، متعاقباً منتشر می‌گردد.

 

پی‌نوشت‌ها :

۱٫ بقره / ۱۳۸٫

۲٫ فلاح السائل، ص ۲۲٫ همچنین ر.ک: نماز نجوای مۆمنان، صص ۷۲-۶۲٫

۳٫ الکافی، ج ۲، ص ۱۹: «الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ».

۴٫ صافات / ۶۱٫

۵٫ حاقه / ۲۴٫

۶٫ توبه / ۱۰۵٫

۷٫ بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۲۶؛ جامع الأخبار، ص ۱۳۱٫

فرآوری: محمدی


- نظرات (0)