سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



نماز در شريعت حضرت ابراهيم

س 147- آيا حضرت ابراهيم على نبينا و آله و عليه السّلام نيز نماز مى خوانده است ؟
ج - بله ، حضرت ابراهيم عليه السّلام نيز نماز مى خوانده است .

س 148- خداوند مى فرمايد: و قالوا: كونوا هودا او نصارى تهتدوا، قل : بل ملة ابراهيم حنيفا، و ما كان من المشركين
و (اهل كتاب ) گفتند: يهودى يا مسيحى باشيد، تا هدايت يابيد، بگو: نه ، بلكه بر آيين ابراهيم حق گرا هستم ، و او از مشركان نبود.
آيا از جمله (بل مله ابراهيم حنيفا) مى توان استفاده كرد كه حضرت ابراهيم عليه السّلام بر حضرت موسى و عيسى عليهم السلام يك نوع فضيلت و برترى داشته است ؟
ج - فضيلت استفاده نمى شود. در دين حضرت ابراهيم عليه السّلام حج بود؛ چنانكه خداوند متعال مى فرمايد به او گفتيم كه اعلام كند: و اذن فى الناس بالحج ... (حج : 27)
و در ميان مردم براى اداى حج بانگ بر آور....
ولى دين حضرت موسى و عيسى عليه السّلام حج نداشت .


- نظرات (0)

شریعت درزمان حضرت ادم

آيا حضرت آدم عليه السّلام داراى دين و شريعت بود؟
ج - خير، دين و شريعت از زمان حضرت نوح عليه السّلام شروع شده است ، چنانكه آيه شريفه زير بيانگر آن است . خداوند سبحان مى فرمايد: شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا، والذى او حينا اليك ، و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى . (شورى : 13).
خداوند، تمام اديان و شريعتها را كه به حضرت نوح سفارش ، و به شما (پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم ) وحى ، و به حضرت ابراهيم ، موسى و عيسى سفارش نموده ، همگى را براى شما (پيروان دين اسلام ) تشريع نموده است .
زيرا آيه در مقام امتنان به اين امت است و بيانگر آن است كه شريعت محمديه صلى اللّه عليه و آله و سلم جامع تمام شرايع گذشته است ، و اينكه شرايع الهى كه توسط وحى به مردم رسيد. عبارت است از شريعت حضرت نوح ، حضرت ابراهيم ، حضرت موسى ، حضرت عيسى عليهم السلام و حضرت محمد است . و از شريعت ديگرى هم مى بود ذكر مى شد تا جامعيت اين دين نسبت به آن نيز ثابت شود؛ و لازمه اين معنى آن است كه پيش از شريعت حضرت نوح عليه السّلام هيچ شريعتى (به معنى قوانين حاكم بر جامعه انسانى كه رافع اختلافات امور اجتماعى آنها باشد) نبوده است ؛ زيرا اولين شريعت در اين آيه شريفه (ما وصى به نوحا) است كه مقصود از آن همان شريعت حضرت نوح مى باشد.

- نظرات (0)

همه موجودات امام عليه السّلام را مى شناسند

آيا از آيه و ان من شى ء الا يسبح بحمده (اسراء: 44):

(و هيچ چيزى نيست مگر آنكه با ستايش خدا، تسبيح او را مى گويد).

و نيز آيه كل قد علم صلاته و تسبيحه (نور: 41):

(همگى ، نيايش و تسبيح خود را مى دانند.)

استفاده مى شود كه حيوانات و جمادات همگى امام عليه السّلام را مى شناسند؟

ج - همين طور است .


- نظرات (0)

حجت كيست ؟

س 121- آيا از آنجا كه در روايات معروف لو لاالحجه ، لساخت الارض باهلها (اگر حجت نبود، مسلما زمين ، ساكنانش را فرو مى برد.) (لو لا الحجه ) آمده است نه (لولا الامام ) آيا مى توان از آن استفاده نمود كه لازم نيست حجت خصوص امام باشد، بلكه شامل نبى هم مى شود؟
ج - (حجت ) كسى است كه اعمال بندگان نزد اوست و او اعمال را پرورش داده و به خداوند متعال سوق مى دهد، و او امام است خواه نبى هم باشد مانند حضرت ابراهيم عليه السّلام و حضرت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم ، و يا نبى نبوده و فقط امام باشد مانند ائمه اطهار عليهم السلام . خداوند متعال مى فرمايد: وجعلناهم ائمه يهدون باءمرنا، و اوحينا اليهم فعل الخيرات ... (انبياء: 72)
و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى كردند، و انجام دادن كارهاى نيك را به ايشان وحى كرديم .
و نيز مى فرمايد: و جعلنا منهم ائمه يهدون باءمرنا لما صبروا (سجده : 24)
و چون شكيبايى كردند برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى كردند.
منظور از كلمه (امر) در جمله (يهدون باءمرنا) همان (كن ) وجودى هر چيز است كه در اواخر (سوره يس ) آن را بيان نموده و مى فرمايد: انما امره اذا اراد شيئا، ان يقول له : كن فيكون (يس : 82)
چون خداوند اراده كند كه چيزى (را پديد آورد)، تنها به آن مى گويد كه موجود شو. و آن چيز بى درنگ ، به وجود مى آيد.
و مقصود از هدايت در جمله (يهدون بامرنا) بيان فرمان الهى و (ارائه طريق ) نيست ؛ زيرا آنان نبى بودند و ارائه طريق مى كردند، بلكه منظر (ايصال الى المطلوب ) است ، و امام ، انسان و عمل او را به سوى خداوند متعال سوق مى دهد.

س 122- معناى اين حديث چيست كه مى فرمايد: لو لاالحجه لساخت الارض باهلها.(45) اگر حجت نبود، قطعا زمين ، ساكنانش را فرو مى برد.
ج - معنى تحت اللفظى آن مراد است ، زيرا غايت خلقت انسان ، رسيدن او به نهايت كمال است ، و اين جز با وجود حجت امكان ندارد. و در غير اين صورت ، لغو بودن خلقت انسان پيش مى آيد.

س 123- اگر غايت خلقت انسان ، وجود حجت است ، پس آيا بايد در زمان هر انسانى حجت وجود داشته باشد؟
ج - براى هر انسانى يك حجت بايد باشد زيرا خلقت او بدون غايت نمى شود، و اگر حجت نباشد، يعنى غايت ندارد، و صدور چنين فعلى از خداوند متعال محال است ؛ بنابراين ، بازگشت اين مساءله به اين است كه فعل خداوند متعال غايت مى خواهد.
به عبارت ديگر، عالم انسانى كه خلقت انسان است داراى كمال خاصى است كه بايد به آن كمال هدايت شود؛ و هدايت ، حجت مى خواهد، و اگر حجت از بين برود، بايد غايت از بين برود، و اگر غايت از بين برود فعل خدا بى غايت مى شود و لغويت در خلقت لازم مى آيد و صدور چنين امرى از خدا محال است . خداوند متعال مى فرمايد: و ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما الا بالحق (حجر: 85)
ما آسمانها و زمين و موجودات ميان آن دو را جز به حق و هدف دار، نيافريديم .


- نظرات (0)

آيا امامت بالاتر است يا نبوت ؟

آيا امامت بالاتر است يا نبوت ؟

ج - امامت از نبوت بالاتر است ،

زيرا حضرت ابراهيم عليه السلام ، عبد، نبى ، رسول اولوالعزم و خليل بود،

ولى بعد از اين همه مقامات ، خداوند متعال به او فرمود:(44)

انى جاعلك للناس اماما (بقره : 124)

من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم .


44) ر، ك : اصول كافى ، ج 1، ص 174، روايت 1.


- نظرات (0)