سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



دانلود مجموعه نواهای ویژه ماه مبارک رمضان

نواهای ماه رمضاندانلود مجموعه نواهای ویژه ماه مبارک رمضان شامل فایل های صوتی: مناجات افشاری (شجریان) ،ربنا (شجریان)،  ربنا (خوانچی) ، سحرگاهان (رفعتی)، زمزمه های بسیار زیبای سحر، دعای سحر (صالحی) ، مولای یا مولای، یا علی و یا عظیم، مناجات سحر (ذبیحی)


- نظرات (0)

قدر لیله القدر


محل نزول ملائکه و روح یا همان جبرئیل، قلب ولی الله است قلب انسان کامل است! نه فلان مسجد یا فلان دیر و کنیسه، همان قلبی که ظرف علم خداست، همان قلبی که ملائکه، تقدیرات امور را بر آن عرضه می کنند و رحمت الهی را تقسیم می نمایند .


قدر
برای همه واضح است که هیچ زمان و هیچ مکانی دارای ارزش ذاتی نیست و هر نوع ارزشی که هر مکان و هر زمانی پیدا می نماید ناشی و پدید آمده از مظروف آن زمان و مکان خواهد بود چرا که ارزش هر ظرفی به مظروف آن است و به آن چه که حامل آن است می باشد. ظرف به تنهایی هیچ ارزشی ندارد، اگر خانه کعبه محترم است و حرم است و حرام، به این دلیل است که بیت الله است، منسوب به خداوند است و صرف این انتساب حتی به شکل قرار دادی باعث این همه ارزش و احترام شده است، چنانچه در قرآن می خوانیم که: « لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ » (1)

کلمه « لَا أُقْسِمُ » دلیل بر عظمت است، چه بگوییم منفی و به معنی قسم نخوردن است که این نوعی احترام و تعظیم است نسبت به آن چیزی که به آن قسم خورده نمی شود و چه بگوییم مثبت است، باز هم احترام و تعظیم خواهد بود، چرا که هر امر بی ارزشی قابل قسم خوردن نیست و فقط به امور مهم و خطیر قسم خورده می شود، پس می بینیم که خداوند برای شهر مکه آن قدر احترام قائل است که به آن قسم نمی خورد، ولی علت  آن را این چنین بیان می کند: «و أنت حلٌ بهذا البلد» به این شهر قسم نمی خورم چرا که تو در آن ساکنی!

اگر در قرآن این کلمات را می بینیم «یوم نحسٍ» (2) یا «ایّامٍ نحساتِ» (3) باز این نحوست و شومی برای ایام و ازمنه ذاتی نیست بلکه به خاطر حادثه نحسی است که در این ایام واقع شده که همان عذاب الهی می باشد. پس با این وجود ماه مبارک رمضان نیز ارزش ذاتی نخواهد داشت، برکت و رحمت آن ناشی از امر دیگری است که باید به دنبال آن بگردیم!

به قرآن مراجعه می کنیم و در می یابیم که می فرماید: « شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ...» (4) همین یک آیه بس است تا سرّ عظمت رمضان که یک زمان است درک شود و آن سر عظمت چیزی نیست جز اینکه این ماه ظرف نزول قران شده است، به همین دلیل در روایت نیز داریم که: رمضان بهار قرآن است؛ «لکل شیءٍ ربیع، و ربیع القرآن شهر رمضان» (5)

تمام اهمیت شب قدر به خاطر صاحب آن شب است که در هر زمان، امامِ آن زمان یا امام زمانِ آن زمان، صاحب آن شب است! ظاهراً در شب قدر تمام ملائکة الله به رهبری روح اعظم به خدمت ولی الله مشرف می شوند تا تقدیرات امور رقم بخورد

حال به سراغ خود قرآن برویم و کلام را به آن منتقل کنیم، قرآنی که خود را مبارک و مایه برکت معرفی می نماید: « وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ » (6) و « وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ ...» (7) ظاهراً خود قرآن نیز ارزشش ذاتی نمی باشد! پس از کجا کسب نموده؟!

باز به خود قرآن مراجعه می کنیم، می بینیم که فرموده: « إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ » (8) یا فرموده: « إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ » (9) ظاهر این جملات اقتضاء می نماید که یکی از وجوهی که باعث شده قرآن مبارک باشد و دارای برکت نزول آن در شب قدر است این است که که در شب قدر نازل شده، شبی که قرآن آن را به مبارک بودن و برکت معرفی می نماید یا به عبارت دیگر به قدر و منزلت!

پس تا به این جا به این نتیجه رسیدیم که عظمت ماه رمضان به خاطر قرآن است و  وجهی از عظمت قرآن به خاطر این است که در شب قدر نازل شده است!

اما این سۆال باقی می ماند که مگر قرار نبود که هیچ زمان و مکانی ارزش ذاتی نداشته باشد؟!

و مگر شب قدر نیز خود زمانی مثل بقیه زمان ها نیست؟!

پس شب قدر، قدر و منزلت خود را از کجا بدست آورده؟!

باز به خود قرآن مراجعه کنیم، می فرماید: « لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ » (10).

از ظاهر این آیات برداشت می شود که علت این که شب قدر از هزار ماه یا همان تقریباً 80 سال برتر و بهتر است این وقایعی است که در آن شب رخ می دهد و آن نزول ملائکه و روح است!

اما باز سوال پیش می آید که این ملائکه و روح بر کجا فرود می آیند؟ آیا نزول آن ها نزول مادی و به شکل ظاهری بر همین کره خاکی است؟!

باز به قرآن مراجعه می نماییم: « وَإِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ * عَلَى قَلْبِكَ...»(11)  و یا «من کان عدوا لجبریل فإنه نزّله علی قلبک... »(12)

شب قدر

از این آیات فهمیده می شود که محل نزول ملائکه و روح یا همان جبرئیل، قلب ولی الله است قلب انسان کامل است! نه فلان مسجد یا فلان دیر و کنیسه، همان قلبی که ظرف علم خداست، همان قلبی که ملائکه، تقدیرات امور را بر آن عرضه می کنند و رحمت الهی را تقسیم می نمایند: « بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ »(13) یا « فِیهَا یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ * أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ * رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ...»(14)

همان قلبی که معدن علم الله است «عیبة علمه» (15) معدن حکمت الهی است «معادن حکمة الله»(16)

محفظه سرّ خداست: «حفظة سر الله»(17)

شاید به همین دلیل باشد که در شب قدر دعای فرج یا همان «اللهم کن لولیک» زیاد خوانده شود!(18)

پس عظمت شب قدر به خاطر عظمت حوادثی است که در آن واقع می شود. یکی از عظیم ترین این حوادث که بی نظیر و بی مانند بوده حادثه ایست که جبرئیل یا همان روح اعظم را که در شب قدر نازل می شود به زیاد در آورده است: «تهدّمت و الله ارکان الهدی...» (19) قسم  به خدا که ارکان هدایت نابود شد!

بله محل نزول ملائکة الله یعنی همان ولی الله، فرق وی منشق گشت و قدر صاحب شب قدر دانسته نشد!

پس *تمام اهمیت شب قدر به خاطر صاحب آن شب است که در هر زمان، امامِ آن زمان یا امام زمانِ آن زمان، صاحب آن شب است! ظاهراً در شب قدر تمام ملائکة الله به رهبری روح اعظم به خدمت ولی الله مشرف می شوند تا تقدیرات امور رقم بخورد،* به همین دلیل است که درخواست حج و روزی و سایر امور در این ماه بسیار سفارش شده و تقریباً در 15 مورد در ادعیه این ماه به ما سفارش شده که از خداوند بخواهیم که اسم ما را جزء حجاج بنویسد یا جزء شهدا و سعداء نه جزء اشقیاء!

ازمنه ذاتی نیست بلکه به خاطر حادثه نحسی است که در این ایام واقع شده که همان عذاب الهی می باشد. پس با این وجود ماه مبارک رمضان نیز ارزش ذاتی نخواهد داشت، برکت و رحمت آن ناشی از امر دیگری است که باید به دنبال آن بگردیم!

و شاید به همین دلیل است که به ما سفارش شده که برای مسئله امامت به سوره قدر احتجاج کنید! (20)

و نزول آن ها همه به یک محور بازگشت می نماید و آن ولی کامل خداوند در هر زمان است!

به همین دلیل بود که امیرالمومنین علیه السلام به حسب نقل می فرمود: «سلونی قبل أن تفقدونی فإنی بطرق السماء أعلم منّی بطرق الارض» (21)؛ از من سۆال کنید قبل از آن که مرا از دست بدهید چرا که من به راه های آسمان داناترم تا به راه های زمین!

اما آیا قدر صاحب لیلة القدر را شناختند؟! هرگز فلذا فرمود: « وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ ». (22)

در همان مجلسی که حضرت امیر علیه السلام آن جملات را فرمود شخصی جاهلی که همان سعد بن ابی وقاص بود برخواست و گفت: یا علی اگر راست می گویی، تعداد موهای سر من را بیان کن!

اما جواب حکیمانه آن اول مظلوم این بود که: ای بنده خدا اگر من جواب را بگویم تو از کجا خواهی فهمید که من جواب صحیح به تو داده ام؟!

از این جا بود که با آه و درد، سر به سینه چاه فرو می برد! با اینکه آهی می کشید و به سینه مبارک اشاره می کرد و می فرمود: «ان هاهنا علما جماً لو أصبت له حمله» (23)

«او در اینجا برای تمنّی و آرزو است، آرزوی محال؛ یعنی دریای علم در سینه من موج می زند و سنگینی می کند ای کاش حاملانی پیدا می کردم تا علم خود را به آنان منتقل می کردم»!

« وَسَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا » (24) 

 

 

پی نوشت ها :

1- سوره بلد، آیه 1 و 2.                                                     13- سوره قدر، آیه 4.

2- سوره قمر، آیه 14.                                                        14- سوره دخان، آیه 4 و 5 و 6.

3- سوره فصلت، آیه 16.                                                    15- معانی الاخبار، ص 25.

4- سوره بقره، آیه 185.                                                     16- زیارت جامعه.

5- ثواب الاعمال، ص 103.                                                  17- زیارت جامعه.

6- سوره انبیاء، آیه 50.                                                      18- مفاتیح اعمال شب 23 رمضان.

7- سوره انعام، آیه 92 و 155 و سوره ص آیه 29.                 19- بحارالأنوار، ج 42، ص 282.

8- سوره قدر، آیه 1.                                                          20- کافی ج 1ص249

9- سوره دخان، آیه 3.                                                        21- نهج البلاغه، شرح محمد عبده، ج2، ص 130

10- سوره قدر، آیات 3 و 4 و 5.                                            و توحید صدوق، ص 305 و 306 و 307.

11- سوره شعراء، آیات 192 و 193 و 194.                           22- سوره قدر، آیه 2.

12- سوره بقره، آیه 97.                                                     23- ارشاد شیخ مفید، ج1، ص 228 و شرح ابن ابی

                                                                                         الحدید، ج 18، ص 346.

                                                                                        24- سوره مریم، آیه 15.


- نظرات (0)

ویژگی های شب قدر در قرآن

قدر


آن شب خاص در ماه رمضان شب قدر و تقدیر نامیده شد؛ زیرا خداوند متعال در آن شب، رخدادهای یک سال؛ یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏کند؛ یعنی زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل افراد را رقم می زند.

شب قدر شبی است در ماه مبارک رمضان که در آن شب، قرآن کریم نازل شد.

این را می توان با کنار هم قرار دادن دو آیه از قرآن کریم به دست آورد یکی آیه 185/ بقره که می فرماید: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآن‏ ؛ ماه رمضانی که در آن قرآن نازل شد و دیگری آیه 1/ قدر که می فرماید: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْر ؛ ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.

پس تردیدی نیست که شب قدر، شب نزول قرآن یکی از شبهای ماه مبارک رمضان است و گمان اینکه شب قدر، شب نزول قرآن در ماه رجب، شعبان و یا زمانی غیر از ماه رمضان باشد پندار نادرستی خواهد بود.

ویژگی های این شب از نظر قرآن کریم .

 

شب نزول قرآن کریم

همانگونه که گذشت قرآن کریم در (آیه 1/ قدر )خبر از نزول قرآن در این شب می دهد. سۆال مشهوری در این جا مطرح است که اگر قرآن در این شب به رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و پس آن آغاز نزول در 27 رجب و استمرار آن در طول بیست و سه سال چه می شود؟

علامه طباطبایی ره این مفسر بزرگ قرآن کریم با استناد به این آیه و آیات 2ـ3/ دخان می نویسد:

قرآن کریم دو جور نازل شده، یکى یکپارچه و در یک شب معین و یکى هم به تدریج در طول بیست و سه سال نبوت؛ یکی انزال است و دفعی و یکی تنزیل است و تدریجی.[1]

منظور، جبرئیل امین است که روح الامین نیز نامیده مى‏شود و بعضى با توجه به آیه 25/ شوری روح را به معنى وحى تفسیر کرده‏اند که می فرماید: و کذلِک أَوْحَیْنا إِلَیْک رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ؛ همانگونه که بر پیامبران پیش وحى فرستادیم بر تو نیز به فرمان خود وحى کردیم

شب قدر و اندازه گیری

قرآن کریم با وصف قدر و اندازه گیری از این شب یاد می کند و آن را «لَیْلَة الْقَدْر» می خواند. اما چرا؟

آن شب خاص در ماه رمضان شب قدر و تقدیر نامیده شد؛ زیرا خداوند متعال در آن شب، رخدادهای یک سال؛ یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏کند؛ یعنی زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل افراد را رقم می زند.

این معنا در آیه 4/ سوره دخان که در وصف شب قدر است مشهودتر است. در آن آیه می فرماید:

«فِیها یُفْرَقُ کلُّ أَمْرٍ حَکیمٍ» «فرق» ؛ به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است و «فرق هر امر حکیم» یعنی آن امر و آن واقعه‏اى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیرى مشخص سازند.

بنابراین این شب را شب قدر نامید چون در آن شب هر واقعه ای که تا سال آینده باید رخ دهد در آن شب حد اندازه اش تعیین شده و رقم می خورد.

نامه اعمال
دو نکته:

اول. خداوند متعال حکیم است و تقدیر او نیز حکیمانه است و از این کار هم با تعبیر امر حکیم یاد کرد بنابراین واقعه ای که رقم می خورد حکیمانه و به تعبیر عامیانه روی حساب و کتاب است. برای مثال در شب قدر رقم می خورد: فلانی که با اختیار خود، فلان کارها را انجام خواهد داد به اضافه کارهایی که انجام داده است به همراه تأثیر عوامل دیگری مانند دعای خیر یا آه دردمندانه دیگران در حق او، به فلان سرنوشت خیر یا ناگوار دچار شود. به عبارت دیگر رابطه منطقی و ریاضی دو طرف تساوی به امضاء می رسد.

اگر کسی طرف اول این تساوی را که مربوط به اوست را بعد از این شب تغییر داد و آن در جهت خوب یا بد تغییر داد به شکل خودکار ، طرف دیگر تساوی متناسب با طرف اول تغییر می کند. چه بسا کربلای نوشته شده با گناهی از دست برود و کربلایی نانوشته با ترک واقعی یک گناه یا انجام یک کار خالصانه روزی انسان شود. تعابیری که مانند تغییر نعمت که در ادعیه و روایات به چشم می خورند بیانگر همین مطلبند.

دوم. از تفسیری که گذشت استفاده مى‏شود شب قدر منحصر در آن شب و آن سال نزول نیست؛ بلکه هر ساله این وقایع در یک شب خاص به نام شب قدر تکرار می شود؛ شبی که در آن، امور سال آینده تا شب قدر سال بعد اندازه گیرى و مقدر مى‏شود. این تکرار را می توان از کلمه «یفرق» که فعل مضارع است و استمرار را مى‏رساند به خوبی استنباط کرد.[2]

منظور از بهتر بودن این شب از هزار شب به طورى که مفسرین تفسیر کرده‏اند بهتر بودنش از نظر فضیلت عبادت است. این معنا با هدف قرآن هم تناسب دارد؛ چون هدف اصلی قرآن، نزدیک کردن مردم به سوى خدا و زنده کردن آنها با عبادت است بنابراین منظور از برتری، ارزش عبادت در آن شب است که از هزار شب عبادت برتر است. ناگفته نماند این همان معنایی است که در روایات نیز به آن اشاره شده است

پس ما در ماه رمضان شبی داریم که در آن شب، یکبار قرآن به صورت دفعی و یکجا بر قلب مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و در همان شب هر ساله مقدرات یک ساله رقم می خورد؛ بنابراین آن شب، شب نزول قرآن است (یکبار) و شب قدر است (هر سال).

 

برتر از هزار ماه

قرآن کریم ارزش این شب را برتر از هزار ماه می داند و می فرماید: لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ؛ شب قدر بهتر از هزار ماه است.[3]

منظور از بهتر بودن این شب از هزار شب به طورى که مفسرین تفسیر کرده‏اند بهتر بودنش از نظر فضیلت عبادت است. این معنا با هدف قرآن هم تناسب دارد؛ چون هدف اصلی قرآن، نزدیک کردن مردم به سوى خدا و زنده کردن آنها با عبادت است بنابراین منظور از برتری، ارزش عبادت در آن شب است که از هزار شب عبادت برتر است. ناگفته نماند این همان معنایی است که در روایات نیز به آن اشاره شده است.

 

فرشته
نزول ملائکه و روح در این شب

در این شب ملائکه و روح به دستور خداوند متعال ، تنزل پیدا کرده و پایین می آیند «تَنَزَّلُ الْمَلائِکةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کلِّ أَمْرٍ» [4]

علامه ره معنای آیه می نویسد: ملائکه و روح در آن شب به اذن پرودگارشان نازل می شوند برای تدبیر هر امری از امور عالم.[5]

در سوره نحل، فرودگاه این گروه را بندگان برگزیده خدا دانسته و می فرماید:

یُنَزِّلُ الْمَلائِکةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِه‏[6] ؛ فرشتگان را با روح به فرمان خویش، بر هر کس از بندگانش که بخواهد، نازل می کند.

منظور از «روح» کیست یا چیست؟

بعضى گفته‏اند: منظور، جبرئیل امین است که روح الامین نیز نامیده مى‏شود و بعضى با توجه به آیه 25/ شوری روح را به معنى وحى تفسیر کرده‏اند که می فرماید: « و کذلِک أَوْحَیْنا إِلَیْک رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ؛ همانگونه که بر پیامبران پیش وحى فرستادیم بر تو نیز به فرمان خود وحى کردیم»

برکت به معنای خیر کثیر است و چون شب ظرف زمان است پس مبارک بودن آن شب به این است که ظرفیت خیر کثیرى را دارد. و این خیر کثیر، در درجه اول قرآن است که در چنین شبی نازل شد و رحمت گسترده اش، همه خلق را گرفت و در مراتب بعدی عبادتهای این شب است که با وجود ظاهری کوتاه و چند ساعته برتر از عبادتهای هزار ماه است و نیز عنایتها و الطاف ویژه خداوند متعال که در این شب نسب به بندگانش روا می دارد

در اینجا تفسیر سومى هم وجود دارد که بر اساس روایت است و آن اینکه روح، مخلوق عظیمى است برتر از فرشتگان، چنان که در حدیثى از امام صادق ع نقل شده است که شخصى از آن حضرت سۆال کرد: آیا روح همان جبرئیل است؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمود:

جبرئیل من الملائکه، و الروح اعظم من الملائکة ؛ جبرئیل از ملائکه است و روح اعظم از ملائکه است.[7]

 

غرق در سلام

این شب تا طلوع فجر غرق در سلام است ، سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر[8]

سلام و سلامت به معنای عاری بودن از آفات ظاهری و باطنی است.[9] بنابراین آیه اشاره به این دارد که خداوند متعال اراده کرده است که در آن شب، رحمتش شامل تمام بندگانی شود که به سوی او رو می آورند و نیز اراده کرده در آن شب درهای عذابش بسته باشد.

 

شب مبارک

قرآن کریم این شب را شبی مبارک توصیف کرده و می فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةٍ مُبارَکةٍ»[10]

برکت به معنای خیر کثیر است و چون شب ظرف زمان است پس مبارک بودن آن شب به این است که ظرفیت خیر کثیرى را دارد. و این خیر کثیر، در درجه اول قرآن است که در چنین شبی نازل شد و رحمت گسترده اش، همه خلق را گرفت و در مراتب بعدی عبادتهای این شب است که با وجود ظاهری کوتاه و چند ساعته برتر از عبادتهای هزار ماه است و نیز عنایتها و الطاف ویژه خداوند متعال که در این شب نسب به بندگانش روا می دارد.

 

پی نوشت ها:

1. ر.ک به المیزان 20/330

2. ر.ک به المیزان 20/331

3. 3/ قدر

4. 4/ قدر

5. المیزان 2/332

6 . نحل /2

7.  تفسیر نمونه 27/184

8. 5/ قدر

9. مفردات راغب ماده «سلم»

10.   3/ دخان

                                             


- نظرات (0)

ویژه های ماه مبارک رمضان


ویژه های ماه مبارک رمضان

گنجینه صوتی تبیان، با افتخار در روزهای نورانی و پرفیض ماه مبارک رمضان، با مجموعه‌ای متنوع و جذاب در خدمت شما کاربران عزیز و

روزه‌دار است. شما کاربر گرامی می‌توانید در این ویترین صوتی، با کلیک بر روی بخش‌های گوناگون ویژه‌های این ماه عزیز، فایل‌های


دلخواه خود را بشنوید و در صورت تمایل، آنها را بر روی رایانه خود، ذخیره نمایید.



- نظرات (0)

فضیلت اعمال مستحبى ماه رمضان



فضیلت اعمال مستحبى ماه رمضان
دعا و استغفار در ماه رمضان
الحدیث:
قال على بن ابیطالب(ع):
»علیکم فى شهر رمضان بکثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فیدفع عنکم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبکم. (۱)

ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زیاد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بین برنده گناهان است.
توضیح:
از وظایف روزه داران در این ماه، دعا و درخواست‏حوایج از حضرت حق است که بنده احساس نیاز به پیشگاه بى نیاز کرده، و دستهاى احتیاج خویش را به درگاه او دراز مى‏کند.

- روزهاى ماه رمضان
الحدیث:
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):

ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ایامه افضل الایام و لیالى افضل اللیالى و ساعاته افضل الساعات. (۲)
ترجمه:
اى مردم ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به شما رو کرده است، ماهى است که پیش خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات.

- اعتکاف در ماه رمضان
الحدیث:
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):
اعتکاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین. (۳)
ترجمه: اعتکاف در یک دهه از ماه مبارک رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.
توضیح:
در ایام و لیالى مقدسه‏اى، طبق روایات رسیده از ائمه معصومین (علیهم السلام) مستحب است که هر مسلمانى در صورت امکان دهه آخر ماه مبارک رمضان را در مسجد معتکف شود، که پیامبر اکرم(ص) در تمامى عمرش چنین می‏کرد.
- تلاوت قرآن در ماه رمضان
بهترین اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارک رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژه‏اى برخوردار است چنانچه وارد شده:
الحدیث:
قال ابو جعفر (علیه السلام):
لکل شى‏ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان (۴)
ترجمه:
براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.
بنا بر این امتیازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى دیگر بیشتر است.
الحدیث:
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):
من تلافیه آیة من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فى غیره من الشهور. (۵)
ترجمه:
اگر کسى در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثوابش مثل کسى است که در غیر ماه رمضان یک ختم قرآن کرده است.
- افطارى و صدقه دادن در ماه رمضان
الحدیث:
قال الباقر (علیه السلام)
یا سدیر، هل تدرى اى لیال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداک ان هذه لیالى شهر رمضان فما ذاک؟ فقال له اتقدر على ان تعتق کل لیلة من هذه اللیالى عشر رقاب من ولد اسمعیل؟ فقال له سدیر بابى انت و امى لا یبلغ مالى ذاک، فما زال ینقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى کل ذلک یقول: «لا اقدر علیه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى کل لیلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (علیه السلام):
فذاک الذى اردت یا سدیر، ان افطارک اخاک المسلم یعدل عتق رقبة من ولد اسماعیل علیه السلام. (۶)
ترجمه:
اى سدیر! آیا مى‏دانى چه شبهایى است این شبها؟ سدیر گفت:
بلى فدایت گردم این شبها شبهاى ماه رمضان است، مگر این شبها چگونه است؟ امام (علیه السلام) فرمودند: آیا قدرت دارى هر شب از این شبها ده بنده از فرزندان اسماعیل (ع) را آزاد کنى؟ پس سدیر عرض کرد: پدر و مادرم به فدایت، ثروتم کفاف نمى‏دهد، پس امام پیوسته تعداد بنده‏ها را کم کرد، تا رسید به یکى در تمام این ماه، سدیر گفت: قدرت ندارم پس امام(ع) به او فرمود: آیا قدرت ندارى هر شب یک مسلمان روزه‏دارى را افطار دهى؟ سدیر عرض کرد: بلى تا ده نفر را هم مى‏توانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود:
اى سدیر همان است که اراده کردى یعنى با افطارى دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و آزاد کردن ده بنده از اولاد اسماعیل (ع) نایل می‏گردى.
توضیح:
خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق مى‏کند در خوردنیها و آشامیدنیها محاسبه نمى‏کند ولى در این امر «اسراف‏» نشود.
الحدیث:
عن ابى عبد الله علیه السلام:
من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعین نوعا من البلاء. (۷)
ترجمه:
هر کس در ماه رمضان صدقه‏اى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور می ‏کند.

پی ‏نوشت‏ها:
۱- امالى شیخ صدوق، ص ۶۱
۲- امالى شیخ صدوق، ص ۹۳
۳- وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۹۷
۴- وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۱۸
۵- امالى شیخ صدوق، ص ۹۳
۶- من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۱۳۴
۷- بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۳۱۶


- نظرات (0)