سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



خواندن قرآن بدون فهم آیات فایده دارد؟

قرآن، کلام آدمى نیست که اگر کسى معنایش را نداند ‏خواندنش بى‌ثمر باشد؛ بلکه نورى الهى است که خواندن آن به تنهایى عبادت است گرچه به معنایش ‏آگاهى نداشته باشد.‏



آیا تلاوت قرآن در صورتى که انسان معناى آیات را نفهمد اثر و فایده‌اى دارد؟

آیت‌الله جوادی آملی در پاسخ به سوالی آثار معنوی تلاوت قرآن و انس با کلام الهی را بیان کردند.

اگر اهمیت و فضیلت تلاوت قرآن براى ما روشن شود و بدانیم که قرآن تکلم و سخن گفتن خداوند با ما ‏است، و با طهارت باطن و اُنس با قرآن لذت تلاوت را بچشیم، هیچ گاه حاضر نمى‌شویم بین خود و قرآن ‏فاصله بیندازیم و هرگز از فیض عظیم آن، حداقل با تلاوت پنجاه آیه در شبانه‌روز، محروم نمى‌گردیم.

‏خداى سبحان رسول الله صلّى‌الله‌علیه‌ و آله را مستقیماً تحت ولایت خود معرفى کرده، مى‌فرماید: «إِنَّ وَلِیِّـیَ اللّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحِینَ »(1)

این آیه کریمه حاوى چند مطلب است:

اول آن ‏که مى‌فرماید خدا ولى رسول الله است «إِنَّ وَلِیِّـیَ اللّهُ»

دوم آن که همان خدایى ولى رسول الله است که ‏قرآن را نازل فرموده «الَّذِی نَزَّلَ الْكِتَابَ»

سوم آن که خداوند متولّى صالحین است «وَهُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحِینَ». ‏

با توجه به این سه نکته مى‌فهمیم راه این که خدا ولى انسان باشد، آن است که انسان، صالح بشود و تا ‏صالح نگردد تحت ولایت الله نخواهد بود و خدا هم تولى او را نخواهد پذیرفت و بهترین راه صلاح هم اُنس با ‏قرآن است.

این جمله که مى‌فرماید ولى رسول الله صلّى‌الله‌علیه‌وآله، خدایى است که قرآن را نازل کرده ، از ‏باب تعلیق حکم بر وصف مى‌باشد که مشعر به علیّت است؛ یعنى اگر کسى به قرآن عمل کند صالح ‏مى‌شود و اگر خداوند بخواهد ولى کسى بشود، از راه قرآن، ولایت و تدبیر او را اعمال مى‌کند.‏ به همین دلیل مى‌فرماید: «فَاقْرَۆُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ »(2) آن مقدارى که براى شما میسّر است ‏قرآن تلاوت کنید و با این کتاب الهى مأنوس باشید.

حتّى اگر معناى بعضى از آیات و سور براى شما روشن ‏نشد، نگویید خواندن بدون ادراک چه اثرى دارد ؛ چرا که قرآن، کلام آدمى نیست که اگر کسى معنایش را نداند ‏خواندنش بى‌ثمر باشد؛ بلکه نورى الهى است که خواندن آن به تنهایى عبادت است گرچه به معنایش ‏آگاهى نداشته باشد.
آیا هیچ می دانیم قرآن مانند سایر مکتوبات نیست؟ گویی قرآن موجودی ربوبی از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است. به دلیل این که چیز هایی از آن بر می آید و یا دیده می شود که از اجسام و اعراض دیده نمی شود
‏راز عبادت بودن نگریستن به قرآن 

از محضر «آیت الله العظمی بهجت» سۆال شد که:

در روایت آمده که نگاه کردن به قرآن عبادت است. رازش در چیست؟

پاسخ معظم له:

آیا هیچ می دانیم قرآن مانند سایر مکتوبات نیست؟ گویی قرآن موجودی ربوبی از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است. به دلیل این که چیز هایی از آن بر می آید و یا دیده می شود که از اجسام و اعراض دیده نمی شود. (فریادگر توحید، ص153 )

«اسحاق بن عمّار» همین پرسش را از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‎كند.

جریان این پرسش و پاسخ به این شرح است:

به امام ـ علیه السّلام ـ عرض كردم: فدایت شوم من قرآن را از حفظ دارم، بهتر است آن را از حفظ بخوانم یا از روی مصحف؟

امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: آن را بخوان و در مصحف نظر كن؛ زیرا آن بهتر است. یا نمی‎دانی نگاه در مصحف كردن عبادت است؟[اصول كافی، ج 2، ص 449. ]

در توضیح كلام امام باید گفت؛ قرائت قرآن و نگاه كردن به قرآن دو عبادت جداگانه است. به عبارت دیگر كسی كه قرآن را از حفظ می‎خواند بدون اینكه به آن نگاه كند ، یك عبادت كرده است و پاداش آن نزد خدا محفوظ است. امّا اگر قرآن را از روی آن بخواند عبادت دیگری به نام «نگاه به مصحف» انجام داده است.

ابوذر از پیامبر بزرگوار اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‎كند كه فرمود:

«النَّظَرُ فِی الْمُصْحَفِ یَعْنِی صَحِیفَهُ الْقُرْنِ عِبَادَهٌ».[بحار الانوار، ج 89، ص 199 ] نگاه كردن در مصحف، یعنی صفحه قرن عبادت است.

 

پی نوشت ها:

‏(1) سوره اعراف، آیه 196.‏

‏(2) سوره مزّمل، آیه 20.‏ ‏


منابع:

خبرگزاری شبستان به نقل از  کتاب قرآن در قرآن، ص 239، 240.‏

سایت اندیشه قم


- نظرات (0)

چه ویژگی‌هایی انسان را مغضوب خدا می‌کند؟

در کمترین حالت ممکن، روزانه 10بار سوره حمد و جمله «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ» رو تکرار می‌کنیم، قصد داریم با عنایت به آیات و روایات ببینیم چه کسانی مورد غضب خدا و از گمراهان هستند؟ و وجود چه ویژگی هایی فرد رو جزء این دسته از افراد می کند!!!

حمد

درباره اینکه مصادیق «المغضوب علیهم» و «الضالین» چه کسانی هستند، تفسیرهای گوناگونی وجود دارد ولی مشهور این است که مراد از «المغضوب علیهم»، قوم یهود هستند و منظور از «الضالین» قوم نصاری .

وجود چه چیزهایی باعث می شود که انسان جزء این دو دسته قرار بگیرد؟

اینها چه کارهایی کرده اند که خداوند این عنوان را در موردشان به کار می برد؟

قرآن می فرماید قوم یهود در ابتدا بر مردم زمان خویش برتری داشتند ولی بعداً به خاطر رفتار و کردار خودشان مستحق لعن و غضب الهی شدند؛

بنا به فرموده قرآن، دانشمندان یهود دستورات و قوانین آسمانی تورات را تحریف کردند و تجار و ثروتمندان آنان نیز به ربا و حرام خواری و رفاه طلبی روی آوردند و عامه مردم آنان در برابر دعوت به جهاد و مبارزه، از روی تن پروری و ترس، از رفتن به جبهه نبرد سر باز زدند ...

اما در مورد اینکه نصاری چرا به عنوان گمراهان لقب گرفتند، علتش افراط و تفریط آنها بود؛ در ثنای حضرت عیسی- علیه السلام- افراط کردند و او را «ابن الله» دانستند و نسبت به خاتم الانبیاء - صلی الله علیه و آله- تفریط نمودند و پیغمبری آن حضرت را قبول نکردند ...

آیه شریفه «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ » را دقت بفرمایید :

خداوند متعال بعد از «أَنعَمتَ عَلَیهِمْ»، «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ » را ذکر کرده است، یعنی اینکه مواظب باشید شما هم بعد از نعمت دادن ما، مثل یهود و نصاری نباشید و خصوصیات آنها را نداشته باشید ...

باید بدانیم علاوه بر موارد فوق راه غضب شدگان همان ؛

راه فرعون ها و قدرتمندان مغضوب است ، که به خاطر بی تعهدی و گردنکشی شان، غرق و هلاک شدند.

فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانظُرْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِینَ (قصص، آیه 40)

تا او و سپاهیانش را فرو گرفتیم و آنان را در دریا افكندیم، بنگر كه فرجام كار ستمكاران چگونه بود.

اگر ما نعمت را شکر نکنیم خداوند آنها را از ما گرفته و ما جزو مغضوب ها و ضالین ها خواهیم شد. همانطور که خداوند به بنی اسرائیل نعمت داد «یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم» ولی همین بنی اسرائیل در سوره حمد مصداق مغضوبین هستند. چرا چون نعمت را شکر نکردند و آن را حفظ نکردند

فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِینَ (قصص، آیه 81)

آن گاه [قارون‏] را با خانه‏اش در زمین فرو بردیم، و گروهى نداشت كه در برابر [عذابِ‏] خدا او را یارى كنند و [خود نیز] نتوانست از خود دفاع كند.

كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ (صف، آیه 3)

برای شناخت مغضوبان، باید تاریخ و سرگذشت افراد امت هایی را مطالعه کرد که به قهر خدا دچار شدند، و مورد عذاب و هلاکت قرار گرفتند؛ مثل قوم یهود، لوط و پیروان طاغوت، منافقان و قاتلان و...

وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ (هود، آیه 59)

در این آیه گناهان قوم عاد را در سه موضوع خلاصه مى‏ كند :

نخست مى‏ فرماید:

1. «و این قوم عاد بود كه آیات پروردگارشان را انكار كردند» و با لجاجت، هرگونه دلیل و مدرك روشنى را بر صدق دعوت پیامبرشان منكر شدند. (وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآیَاتِ رَبِّهِمْ).

2. دیگر این كه؛ آنها از نظر عمل نیز «به عصیان و سركشى در برابر پیامبران برخاستند» (وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ).

3. سومین گناهشان این بود كه فرمان خدا را رها كرده «و از فرمان هر جبّار عنیدى پیروى مى‏كردند» (وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ).

چه گناهى از این گناهان بالاتر، ترك ایمان، مخالفت پیامبران و گردن نهادن به فرمان جباران عنید. (برگزیده تفسیر نمونه، ج‏2، ص 356)

وَالَّذِینَ یُحَاجُّونَ فِی اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِیبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ (شوری، آیه 16)

و كسانى كه درباره خدا پس از اجابت [دعوت‏] او به مجادله مى‏پردازند، حجّتشان پیش پروردگارشان باطل است، و خشمى [از خدا] برایشان است و براى آنان عذابى سخت خواهد بود.

وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِینَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیرًا (فتح، آیه 6)

و [تا] مردان و زنان نفاق‏پیشه و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد برده‏اند، عذاب كند بَدِ زمانه بر آنان باد. و خدا بر ایشان خشم نموده و لعنتشان كرده و جهنّم را براى آنان آماده گردانیده و [چه‏] بد سرانجامى است!

وَمَن یَقْتُلْ مُۆْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآۆُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا (نساء، آیه 93)

و هر كس عمداً مۆمنى را بكشد، كیفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مى‏گیرد و لعنتش مى‏كند و عذابى بزرگ برایش آماده ساخته است.

گمراهی

مرحله اى سخت تر و بدتر از ضالین

در قرآن مجید چنین استفاده مى شود كه ((مغضوب علیهم)) مرحله اى سخت تر و بدتر از ضالین است، و به تعبیر دیگر ضالین گمراهان عادى هستند، و مغضوب علیهم، گمراهان لجوج و یا منافق، و به همین دلیل در بسیارى از موارد، غضب و لعن خداوند در مورد آنها ذكر شده.

در آیه 106 سوره نحل مى خوانیم : وَلَـكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ

: ((لیكن هر كه سینه‏اش به كفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است )).

و در آیه 6 سوره فتح آمده است، وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِینَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ : ((و [تا] مردان و زنان نفاق‏پیشه و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد برده‏اند، عذاب كند بَدِ زمانه بر آنان باد. و خدا بر ایشان خشم نموده و لعنتشان كرده و جهنّم را براى آنان آماده گردانیده ))

به هر حال مغضوب علیهم آنها هستند كه علاوه بر كفر، راه لجاجت و عناد و دشمنى با حق را مى پیمایند و حتى از اذیت و آزار رهبران الهى و پیامبران در صورت امكان فروگذار نمى كنند. آیه 112 سوره آل عمران مى گوید: وَبَآۆُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ یَكْفُرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ وَیَقْتُلُونَ الأَنبِیَاء بِغَیْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ یَعْتَدُونَ : ((و به خشمى از خدا گرفتار آمدند، و [مُهر] بینوایى بر آنان زده شد. این بدان سبب بود كه به آیات خدا كفر مى‏ورزیدند و پیامبران را بناحق مى‏كشتند. [و نیز] این [عقوبت‏] به سزاى آن بود كه نافرمانى كردند و از اندازه درمى‏گذرانیدند.)).(تفسیر نمونه، جلد 1، صفحه 55)
«و این قوم عاد بود كه آیات پروردگارشان را انكار كردند» و با لجاجت، هرگونه دلیل و مدرك روشنى را بر صدق دعوت پیامبرشان منكر شدند. (وَ تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ)
هم گمراهند و هم گمراه می کنند

((مغضوب علیهم)) كسانى هستند كه هم گمراهند و هم گمراه گر، و با تمام قوا مى كوشند دیگران را همرنگ خود سازند!.

شاهد این معنى آیاتى است كه سخن از كسانى مى گوید كه مانع هدایت دیگران به راه راست بودند و به عنوان ((یصدون عن سبیل الله)) از آنها یاد شده در آیه 16 سوره شورى مى خوانیم: وَالَّذِینَ یُحَاجُّونَ فِی اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِیبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ : و كسانى كه درباره خدا پس از اجابت [دعوت‏] او به مجادله مى‏پردازند، حجّتشان پیش پروردگارشان باطل است، و خشمى [از خدا] برایشان است و براى آنان عذابى سخت خواهد بود.

. (تفسیر نمونه، جلد 1، صفحه 56) 

 
نتیجه ناشکری خدا، غضب اوست

اگر ما نعمت را شکر نکنیم ، خداوند آنها را از ما گرفته و ما جزو مغضوب ها و ضالین ها خواهیم شد. همانطور که خداوند به بنی اسرائیل نعمت داد «یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ » ولی همین بنی اسرائیل در سوره حمد مصداق مغضوبین هستند ؛ چون نعمت را شکر نکردند و آن را حفظ نکردند.

در واقع بنی اسراییل که در ابتدا مشمول نعمت الهی بودند و در واقع مصداق انعمت علیهم بودند ، به خاطر ظلم و عصیان مغضوب شدند و مورد غضب الهی قرار گرفتند.

پس ممکن است یک دسته افراد باشند که مورد نعمت خدا باشند ولی سپس از شمول نعمت خارج شده و مغضوب الهی واقع شوند.


منابع:

سایت ایده ها

قرائتی، تفسیر نور

شهید دستغیب، صلاة الخاشعین

پرتوی از اسرار نماز، آقای قرائتی

  


- نظرات (0)

زنان و دختران درقرآن

1. كدام سوره در شأن حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ نازل شده است؟
2. كدام زن بود كه قصد فريب دادن يكي از پيامبران را داشت؟
3. كدام سوره قرآن به معناي زنهاست؟
4. دختر كداميك از پيامبران به عفت و حيا مشهور است؟
5. دو زن نمونه كه در قرآن نيز به آنها اشاره شده است را نام ببريد؟
6. كدام زن هيزم كش آتش جهنم است؟
7. دختر كداميك از پيامبران همسر يكي از پيامبران اولوالعزم بود؟
8. نام كدام زن همراه با نام فرزندش در قرآن آمده است؟
9. سوره‌اي كه به معناي زن امتحان شده است را نام ببريد؟
10. زني كه حاكم قومي بود و در زمان حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ مي‌زيست چه نام دارد؟
11. كدام زن بود كه بدون شوهر فرزند به دنيا آورد؟
12. فرزند كدام زن بود كه در كودكي و در گهواره سخن گفت؟
13. دو زن كه در قرآن به زشتي از آن‌ها نام برده شده است را نام ببريد؟
14. كدام زن بود كه به دستور خداوند فرزند خود را در صندوق گذاشته و به روي آب رها كرد؟
15. نام كدام خانم 34 مرتبه در قرآن ذكر شده است؟
16. كدام سوره قرآن است كه سفارش شده زن‌ها آن را بيشتر بخوانند؟
17. كدام سوره قرآن به نام يك زن مي‌باشد؟
18. كدام سوره درباره يك زن نمونه است و آن زن چه نام دارد؟
19. كدام زن بدون پدر و مادر بدنيا آمد؟
20. تنها زني كه نامش در قرآن آمده است چه نام دارد؟
21. براي كدام دختر، هنگامي كه در محراب عبادت بود از جانب خداوند غذا آورده شد؟
22. به مادر كدام يك از پيامبران وحي شد؟
23. كدام زن در سن پيري صاحب فرزند شد؟
24. به كدام زن لقب طيبه داده شده است؟
پاسخ‎ها:
1. سوره‌اي كه در شأن «حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ » نازل شده سوره «كوثر» مي‌باشد.
2. زني كه قصد فريب دادن يكي از پيامبران را داشت «زليخا» بود.
3. سوره «نساء» به معناي زنها است.
4. «دختر حضرت شعيب ـ عليه السلام ـ » به عفت و حيا مشهور است.
5. دو زن نمونه كه قرآن به آن‌ها اشاره نموده است عبارتند از: «آسيه زن فرعون، مريم مادر عيسي ـ عليه السلام ـ ».
6. «زن ابولهب» هيزم‌كش جهنم است.
7. «دختر حضرت شعيب ـ عليه السلام ـ » همسر حضرت موسي ـ عليه السلام ـ بود.
8. نام حضرت مريم همراه با حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ در قرآن بيان شده است.
9. «سوره ممتحنه».
10. زني كه در زمان حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ حاكم قومي بود بلقيس نام داشت.
11. «حضرت مريم» بدون شوهر فرزند بدنيا آورد.
12. «فرزند حضرت مريم» بود.
13. دو زن كه در قرآن به زشتي از آن‌ها نام برده شده است عبارتند از: «زن لوط و زن نوح».
14. «مادر حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » فرزند خود را به دستور خداوند درصندوق گذاشته و بر روي آب رها كرد.
15. نام حضرت مريم «34 مرتبه» در قرآن آمده است.
16. سوره‌اي كه سفارش شده آن را زنها بيشتر بخوانند «سوره نور» است.
17. «سوره مريم».
18. سوره‌اي كه در باره يك زن نمونه است «سوره كوثر» است.
19. «حضرت حوا» بدون پدر و مادر به دنيا آمد.
20. تنها زني كه نامش در قرآن آمده است «حضرت مريم» است.
21. دختري كه هنگام عبادت از طرف خداوند برايش غذا آورده شد «حضرت مريم» بود.
22. به «مادر حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » وحي شد.
23. «ساره همسر حضرت ابراهيم» در سن پيري صاحب فرزند شد.
24. به «حضرت مريم» لقب طيبه داده شد.


- نظرات (0)

اولین های قرآنی

1. اولين آيه‌اي كه نازل شد كدام است؟
2. اولين آيه‌اي كه در «حرمت شراب» نازل شد در كدام سوره است؟
3. اولين آية قرآن كه حضرت مهدي ـ عج ـ هنگام ظهورشان تلاوت مي‌فرمايند كدام آيه است؟‌
4. اولين سوره‌اي كه نازل شد كدام سوره است؟
5. اولين دعايي كه در قرآن آمده در كدام سوره است؟
6. اولين آيه سجده‌دار در كدام سوره قرار دارد؟
7. اولين آيه‌اي كه از «بهشت» ياد مي‌كند كدام است؟
8. اولين آيه‌اي كه از «جهنم» ياد مي‌كند كدام است؟
9. اولين سوره قرآن چه نام دارد؟
10. اولين آيه‌اي كه درباره «مسجد» سخن گفته است در كدام سوره قرار دارد؟
11. اولين «كلمه‌اي» كه نازل شده است چيست و در كدام سوره قرار دارد؟
12. اولين آيه‌اي كه كلمة «قرآن» در آن آمده كدام است؟
13. اولين سوره قرآن «مكي» است يا «مدني» ؟
14. اولين سوره‌اي كه «سجده مستحبي» دارد چه نام دارد؟
15. اولين «حرف» قرآن كريم كدام است؟
16. اولين سوره قرآن داراي چند آيه و كلمه است؟
17. اولين سورة قرآن كه «سجده واجب» دارد چه نام دارد؟
18. اولين سوره‌اي كه ترجمه شد چه نام دارد؟
19. اولين سوره‌اي كه به نام يكي از پيامبران الهي است چه نام دارد؟
20. اولين سوره‌اي كه با كلمه «قُل» آغاز ميشود چه نام دارد؟
21. اولين سوره‌اي كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ آن را در مكه اعلان نمود چه نام دارد؟
22. اولين فرشته‌اي كه نامش در قرآن آمده است چه نام دارد؟
23. اولين سوره‌اي كه به نام يكي از پيامبران اولوالعزم است چه نام دارد؟
24. اولين آيه‌اي كه در آن راجع به «احسان و نيكي به پدر و مادر» اشاره شده كدام است؟
25. اولين آيه‌اي كه در خصوص «دين اسلام» سخن گفته كدام است؟
26. اولين آيه‌اي كه درباره «اسراف» سخن گفته است در كدام سوره قرار دارد؟
27. اولين آيه‌اي كه كلمة «آيه» در آن بيان شده كدام است؟
28. اولين آيه‌اي كه در آن لفظ جلاله «الله» بيان شده، در كدام سوره است؟
29. اولين آيه‌اي كه راجع به «جنگ و قتال» نازل شد، كدام است و در چه سوره‌اي قرار دارد؟
30. اولين آيه‌اي كه از سوره «توبه» نازل شده، كدام است؟
31. اولين آيه‌اي كه راجع به «تلاوت قرآن كريم» بيان شد در كدام سوره قرار دارد؟
32. اولين آيه كه كلمة «مؤذن» در آن به كار رفته كدام است؟
33. اولين آيه‌اي كه راجع به «شهيد و شهادت در راه خدا» سخن گفته كدام است؟
34. اولين سوره‌ قرآن كريم چه نام دارد؟
35. اولين سوره‌اي كه در مدينه نازل شد، چه نام دارد؟
پاسخ‎ها:
1. اولين آيه‌اي كه نازل شده است آيه اول سوره علق مي‌باشد.
2. اين آيه در سورة بقره «آيه 129» مي‌باشد.
3. «آيه86» سوره هود اولين آيه‌اي است كه حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ هنگام ظهورشان بر زبان مباركش جاري مي‌سازد.
4. اولين سوره «علق» مي‌باشد.
5. اولين دعا در سوره بقره «آيه 126» مي‌باشد.
6. آخرين «آيه سوره اعراف».
7. «آيه 35 سوره بقره» اولين آيه است كه از بهشت ياد مي‌كند.
8. «آيه 206 بقره» اولين آيه است كه از جهنم ياد مي‌كند.
9. اولين سوره قرآن كريم سوره حمد ميباشد.
10. درآيه «114 سوره بقره» راجع به مسجد سخن گفته شده است.
11. اولين كلمه «اقرأ» در سوره علق مي‌باشد.
12. آيه «185 سوره بقره».
13. اولين سوره قرآن «مكي» است.
14. اولين سوره‌اي كه سجده مستحبي دارد سوره «اعراف» مي‌باشد.
15. اولين حرف قرآن «ب» مي‌باشد.
16. اولين سوره قرآن داراي «7 آيه و 29 كلمه» مي‌باشد.
17. اولين سوره‌اي كه سجده واجب دارد سوره «سجده» است.
18. اولين سوره‌اي كه ترجمه شده سوره «حمد» مي‌باشد.
19. اولين سوره به نام «حضرت يونس ـ عليه السلام ـ » مي‌باشد.
20. «سوره جن».
21. اولين سوره‌اي كه حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ در مكه اعلان نمود سوره «سجده» مي‌باشد.
22. اولين فرشته‌ «جبرئيل» است كه در آيه 97 سوره بقره بيان شده است.
23. «سوره ابراهيم».
24. اولين آيه‌اي كه راجع به احسان و نيكي به پدر و مادر سخن گفته است «آيه 83 سوره بقره» مي‌باشد.
25. اولين آيه‌اي كه راجع به دين مقدس اسلام سخن گفته است«آيه 19 سوره آل عمران» مي‌باشد.
26. «آيه 147 سوره آل عمران».
27. اولين آيه اي كه كلمه آيه در آن ذكر شده «آيه 106 سوره بقره» است.
28. «آيه 7 سوره بقره».
29. «آيه 39 سوره حج».
30. «آيه 25 سوره توبه».
31. اولين آيه كه راجع به تلاوت قرآن كريم بيان شده در سوره «بقره آيه 121» مي باشد.
32. كلمه «مؤذن» براي اولين بار در قرآن در آيه «44 سوره اعراف» بكار رفته است.
33. راجع به شهيد و شهادت براي اولين بار در قرآن در آيه «104 سوره بقره» سخن به ميان آمده است.
34. اولين سوره قرآن كريم «بيش از ده نام» دارد.
35. «سوره مطففين» اولين سوره‌اي است كه درمدينه نازل شده است.


- نظرات (0)

نام امام حسین درقرآن


آیا در قرآن نام و یادی از امام حسین(علیه السلام) شده است؟

پاسخ:
در بسیاری از كتب تفسیر و حدیث و تاریخ، امام حسین(علیه السلام) از جمله مصادیق بارز آیه تطهیر،[۱] مباهله،[۲] مودت[۳]، اطعام[۴]و كلمات[۵] و آیات پایانی سوره فجر دانسته شده، و روایات معتبری در این باره نقل كرده‎اند. درباره آیات پایانی سوره فجر روایاتی نقل شده است كه اثبات كننده این معناست كه این آیات درباره حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) است در تفسیر «البرهان» چنین آمده است:
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «سوره فجر را در نمازهای واجب و نیز نماز مستحب خود بخوانید؛ چرا كه این سوره، سوره حسین بن علی است.»
پس از این كلام امام صادق و تحریض و تشویق مخاطبین به خواندن سوره فجر در نمازهایشان با این كلام زیبا و دلنشین و همراه با دعای «وارغبوا فیها رحمكم الله»؛ از سرشوق و رغبت به این امر اقدام نمایید. خداوند شما را مورد رحمت و لطف قرار دهد، یكی از اشخاص حاضر در مجلس سؤالی می‎نماید ـ كه چه بسا سؤال بسیاری از ماها نیز باشد؛ سؤال می‎كند:

چگونه این سوره، سوره اختصاصی حسین بن علی شد؟
امام صادق(علیه السلام) فرمود: شما مگر این بخش از آیه و كلام خداوند را نشنیده‎اید كه می‌فرماید: «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی»انما یعنی الحسین بن علی ـ علیهما السّلام ـ فهو ذو النفس المطمئنه الراضیه المرضیه و اصحابه من آل محمد ـ صلوات الله علیهم ـ الرضوان عن الله یوم القیامه و هو راض عنهم، و هذه السوره فی الحسین بن علی و شیعته و شیعه آل محمد خاصه.
امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه می‌فرماید: این آیه درباره حسین بن علی ـ علیهماالسّلام ـ است؛ چرا كه آن بزرگوار صاحب نفس مطمئنه بود و از خدا راضی بود و خدا نیز از او راضی بود، و یاران آن بزرگوار از خاندان محمد(صلی الله علیه و آله) از خداوند راضی بودند و خداوند نیز از آن‌ها راضی بود، و این سوره فقط درباره حسین بن علی و شیعیان او و شیعیان آل محمد(صلی الله علیه وآله) می‌باشد.
و در پایان روایت، امام صادق(علیه السلام) می‎فرمایند: من ادمن قراءه الفجر كان مع الحسین فی درجته فی الجنه، ان الله عزیز حكیم، هر كس در خواندن سوره فجر مداومت داشته باشد، با امام حسین در درجه‎اش در بهشت خواهد
” امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه می‌فرماید: این آیه درباره حسین بن علی ـ علیهما السّلام ـ است؛ چرا كه آن بزرگوار صاحب نفس مطمئنه بود و از خدا راضی بود و خدا نیز از او راضی بود، و یاران آن بزرگوار از خاندان محمد(صلی الله علیه وآله) از خداوند راضی بودند و خداوند نیز از آن‌ها راضی بود، و این سوره فقط درباره حسین بن علی و شیعیان او و شیعیان آل محمد(صلی الله علیه وآله) می‌باشد “
بود، به درستی كه خداوند بر هر چیز توانا و به هر امری دانا است.[۶
در روایت دیگری كه از ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربك راضیه مرضیه» الآیه یعنی الحسین ابن علی ـ علیهما السّلام ـ[۷] مراد از «نفس المطمئنه» كه از خداوند راضی و خداوند نیز از او راضی است، حسین بن علی(علیه السلام) است در این آیات، كلمه «نفس المطمئنه» نقش كلیدی و محوری دارد به طوری كه فهم معنای آیه تا حدود زیادی به روشن شدن معنای این واژه بستگی دارد، و چه بسا وجود این كلمه در این آیه موجب تفسیر و بیان شأن نزول آیه، درباره حسین بن علی(علیه السلام) گردیده است، و آن حضرت مصداق اتم و اكمل آن به حساب آمده است.
سؤالی كه در اینجا می‌تواند مطرح شود این است كه چه امری باعث این تقریب و تقارن گردیده است؟
چرا حسین بن علی(علیهماالسلام) از میان معصومین ـ علیهم السّلام ـ به عنوان مصداق این آیه معرفی گردیده است؟
در پاسخ باید گفت: با توجّه به آنچه كه در تاریخ عاشورا به فراوانی نقل گردیده است كه از یك سو برای حادثه عظیم عاشورا، هیچ واقعه و حادثه‎ای به عنوان نظیر و مانند و شبیه سراغ نداریم، و مصیبت بزرگی كه در این رویداد عظیم تاریخی بر خاندان عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ وارد گردید، در تاریخ نمونه دیگری ندارد، و از دیگر سو، قربانی بزرگ این حادثه حضرت سیدالشهداء ـ علیهم السلام ـ بود كه در سهمگین‎ترین حالات و لحظات و شكننده‎ترین ماجراهای این حادثه، در نهایت اطمینان و آرامش نفس بود، به طوری كه در روایت راویان شاهد حادثه آمده است كه هر چه این حادثه به پایان خود كه شهادت حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) بود نزدیك‎‎تر می‎شد، چهره دلربای امام، زیباتر و برافروخته‎تر می‎شد، و برای لقای پروردگار آماده‎تر.
از اتفاقات سهمگین و تزلزل آفرین آن حادثه در چهره امام، ذره‎ای سستی و ضعف و یا بی‎صبری و جزع و شكوه دیده نشد و در عوض در این ماجرا از ابتدا تا انتها میزان تسلیم و صبر آن حضرت كه ناشی از اطمینان و آرامش نفس بود، افزوده‎تر می‎شد. و این جمله آخر آن حضرت در لحظات پایانی عمر شریفش شنیدنی و زیباست: صبراً علی قضائك یا ربّ لا اله سواك یا غیاث المستغیثین، مالی ربّ سواك و لا معبود غیرك، صبراً‌علی حكمك، بر قضای تو شكیبا هستم! پروردگارا! معبودی جز تو نیست، ای پناه بی‎پناهان! من غیر از تو پروردگار و معبودی ندارم، برخواست و اراده تو شكیبا هستم.[۸]

پی نوشت ها :

[۱] . احزاب/ ۳۳.
[۲] . آل عمران/ ۶۱.
[۳] . شوری/ ۲۳.
[۴] . انسان/ ۸.
[۵] . بقره/ ۳۷.
[۶] . بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، بی‎تا، ج ۴، ص ۴۶۱؛ و بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۹۳ و ج ۴۴، ص ۲۱۸.
[۷] . حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۵۷۷؛ و بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۴۶۰؛ و بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۳۵۰؛ و تفسیر القمی، علی بن ابراهیم قمی، قم، دارالكتاب، چاپ سوم، ۱۴۱۴ ق، ج ۲، ص ۴۲۲.
[۸] . موسوعه كلمات الامام الحسین(علیه السلام)، ص ۵۱۰.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
ـ تفسیر قمی تألیف علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص ۴۲۲.


- نظرات (0)