سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



10شباهت گناه و اعتیاد

معتاد شدن هر یک از جوانان ما به مواد مخدر به معنای آوار شدن همه غم ها و ناکامی ها و تلخ کامی های زندگی بر سر و روی اعضای خانواده است. کم نیستند خانواده هایی که به محض مطلع شدن از اعتیاد فرزند خود، برای درمان او پول و وقت و تلاش زیادی را صرف نموده و از هیچ کوشش طاقت فرسایی دریغ نمی کنند.

متأسفانه بسیاری، فرد معتاد را مورد نفرت و طرد و انزجار قرار داده و روز به روز او را ترک نموده و با همه دردها و زخم های روحی و روانی اش تنها می‌گذارد.

اگر چه این گونه برخوردهای حذفی و سلبی مناسب درمان افراد معتاد نیست، امّا این ترس و هراس و تلاش و طرد و اختصاص هزینه های کلان در مورد افراد گناهکار (که آثار تلخ و گزنده و مخرب شان در جسم و جان و اطرافیانش بسیار بیشتر از افراد معتاد می باشد) انجام نمی گیرد.

به نظر شما اعتیاد در مقایسه با گناه عوارض و پیامدهای مخربی تری دارد؟

آیا نباید برای مقابله با گناه بیشتر و حساس تر از مقابله با اعتیاد باشیم؟ به راستی چرا تأمل و توجه چندانی به آثار مخرب گناه نداریم؟

در این مجال مختصر این دو معضل و مشکل را با هم مقایسه می کنیم تا هشداری باشد برای آنان که آثار گناه را کمتر از اعتیاد می دانند.

تلخ تر از همه اینکه برای انجام گناه و ایجاد زمینه های معصیبت زمان، مکان و هزینه های زیادی را بعضاً اختصاص می‌دهیم.

1- همان طور که اعتیاد از طریق دوستان و اطرافیان و معاشران ناصالح و ناسالم به فرد سرایت می کند، گناه نیز به وسیله معاشرت و ارتباط با افراد گناهکار بر فرد انتقال می یابد.

عارفان و عالمان اخلاق با تأکید بر آموزه های دینی تصریح کرده اند که: طبع انسان گاهی بدون اینکه فرد مطلع و متوجه شود خصلت ها و خصوصیات اخلاقی معاشران و اطرافیان خود را از آن خود می کند. لذا گناه و رذایل اخلاقی نیز بعضاً از طریق مراوده و آمد و شد با دیگران وارد پایتخت وجودی (روح و روان) انسان شده و وی را آلوده و فاسد می کند.

همان طور که اعتیاد از طریق دوستان و اطرافیان و معاشران ناصالح و ناسالم به فرد سرایت می کند، گناه نیز به وسیله معاشرت و ارتباط با افراد گناهکار بر فرد انتقال می یابد

2- انسان همان طور که به طور طبیعی از اعتیاد به مواد مخدر متضرر است، از گناه نیز متضرر است و آن را بد می داند. دروغ، غیبت، اسراف، تکبر، حسد، خودنمایی و... را همه بد می دانند امّا معتاد و معصیت کار هر دو به این امراض مبتلا شده و خود را در گرداب غمبار و خانمان سوز اعتیاد و گناه گرفتار می کنند.

3- نقطه آغازین در اعتیاد از تعارف یک سیگار، و یا قلیان شروع شده و به مرور به مصرف مواد کننده مغبر می شود. گناه نیز از یک نقطه ظاهراً کوچک آغاز می شود. تخم مرغ دزد، شتر دزد می شود.

4- معتاد به ظاهر خود را در پناه مصرف مواد مخدر به آرامشی کاذب و مقطعی وارد می سازد، تا به خیال خود از قید غم و اندوه و ناکامی نجات یابد. فرد گناهکار نیز با یک دروغ و غیبت در پی آرامش و به اصطلاح خنک شدن دل خود تلاش می کند، امّا در مرداب معصیت و گناه توأم با اضطراب و افسردگی و خودخوری گرفتار می آید.

5- فرد معتاد در اوان اعتیاد، آلودگی خود را پنهان نموده و سعی در تظاهر به سلامت و شادابی دارد تا اینکه تابلو شده و آبروی خود را بر باد می دهد فرد گناهکار نیز در ابتدا گناه خود را پنهان می کند و پس از مدتی رسوا می شود. زندان، محاکمه و فرو افتادن تشت رسوایی از بام زندگی همگان را با خبر می سازد.

6- فرد معتاد، اغلب زشتی عمل خود را چندان درک نمی کند، گناهکار نیز نه تنها به تعفن و فساد گناه خود آگاه نیست، بلکه اغلب به گناه خود می بالد. به طور مثال فرد اسراف کار گناه خود را نوعی سخاوت، حسود، خود را دلسوز، عبوس خود را مومن، متکبر و خودسر خود را مفّرقر... می دانند.

7- فرد معتاد به تدریج در نظر دیگران حقیر، بی اراده، ناکام، ناسالم و ... تلقی شده و منزوی می شود. فرد گناهکار نیز عاقبت مورد سوء ظن و بی اعتمادی دیگران واقع شده و خوبان از اطراف او دور شده و افراد آلوده به گناه همراه و همصدای او می شوند.

معتاد به ظاهر خود را در پناه مصرف مواد مخدر به آرامشی کاذب و مقطعی وارد می سازد، تا به خیال خود از قید غم و اندوه و ناکامی نجات یابد. فرد گناهکار نیز با یک دروغ و غیبت در پی آرامش و به اصطلاح خنک شدن دل خود تلاش می کند، امّا در مرداب معصیت و گناه توأم با اضطراب و افسردگی و خودخوری گرفتار می آید

8- اعضای خانواده معتاد هر یک به نوعی آسیب دیده و طلاق، بیکاری، احساس حقارت، فرزندان بی سرپرست و یا بدسر پرست و... در زندگی فرد معتاد از جمله آسیب های آزاردهنده و رنج آور خواهد بود. افراد مرتبط با گناهکار نیز تحت تأثیر گفتار و رفتار آلوده گناهکار واقع شده و دچار مشکلات و معضلات متعددی خواهند شد.

شک نکنیم که پدری که دروغ می گوید و یا از راه نامشروع به تحصیل مال و ثروت اقدام می کند، فرزندانی ناصالح و ناسالم خواهد داشت، همسرش او را فردی نامطمئن می داند و...

9- ترک اعتیاد توسط معتاد و اطرافیانش نیاز به زحمت و ریاضت و آموزش دارد فرد آلوده به گناه نیز می بایست با جهاد اکبر علیه بدی ها و زشتی های اخلاقی و رفتاری خود قیام کند.

10- معتاد و گناهکار بعد از ترک، (اعتیاد و گناه) محتاج باز پروری و باز تولید و تقویت خود می باشند لذا لازم است، با افراد موفق و مصمم و مۆمن مراوده داشته، با توسل به مدل های متعالی (معصومین علیهم السلام) و توکل به خدای متعال، در جهت تقویت بنیه ایمانی، نورانی و فطری خود بکوشند.


- نظرات (0)

چگونگی مجازات‌های آخرت

چه رابطه ای بین اعمال دنیوی انسان و نتایج اُخروی آن (ثواب و عقاب) وجود دارد؟

از جمله مسائلی که در بحث معاد به آن پرداخته شده و در آیات الهی و روایات معصومین(علیهم السلام)، فراوان به چشم می‌خورد، مسئله‌ی جزای اعمال و نتیجه‌ی کردار آدمی در دنیاست و این که هر عملی که از انسان صادر می‌شود، خوب یا بد، به گونه ای آن را در آخرت پیش روی خود خواهد دید; اما این که بین اعمال دنیایی با نتایج اخروی آن چه ارتباطی وجود دارد، پرسشی است که باید بدان پرداخت.

قبل از هر چیز لازم است متوجه این نکته باشیم که دنیا و آخرت با هم مرتبط اند. رابطه ای که بین این دو نشئه از حیات انسان وجود دارد، رابطه ای است چون کاشتن و برداشتن. دنیا فصل کاشت و حرکت و تکاپو و عمل است و آخرت فصل برداشت نتیجه‌ی همان تلاش‌ها و زحماتی که در دنیا کشیده شده است. آخرت برگ دیگری از حیات انسان است که توأم با بقا و جاودانگی است و سعادت و شقاوت آدمی در آخرت، در گرو عقاید و رفتار او در دنیاست. حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام)می‌فرماید:

و إن الیوم عمل و لا حساب و غداً حساب و لا عمل; امروز (در دنیا) کار است و محاسبه نیست و فردا محاسبه است و کار نیست.

 

انواع مجازات‌ها و کیفره

عمل هر کسی باقی است و فانی نمی‌شود; به عبارتی هر نیک و بدی که از انسان صادر شود به خود او برمی گردد و قرآن از این اصل، چنین خبر می‌دهد:

(وَ کُلَّ إِنسان أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِی عُنُقِهِ); هر انسانی مسئول کار خویش است و هر کرده ای از او سر زد بر گردن خود اوست.

خداوند در آیاتی از قرآن کریم از این حقیقت خبر می‌دهد.

بیان کیفیت ارائه‌ی عمل به انسان در قیامت: (سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لِلّهِ مِیراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللّهُ به ما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ) ; اموالی که در جهان می‌اندوزند، به زودی (در قیامت) همانند طوقی به گردنشان می‌افکنند و میراث آسمان‌ها و زمین از آن خداست و خدا از آنچه انجام می‌دهید آگاه است

1. انسان هر آنچه در دنیا انجام دهد در آخرت خواهد دید:

(وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْر تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ به ما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ) ; نماز را به پا دارید و زکات بدهید و بدانید که آنچه برای خود پیش می‌فرستید در نزد خدا خواهید یافت، همانا خداوند به اعمال شما آگاه است.

2. تمام اسرار و پنهان کاری انسان در آخرت آشکار می‌شود:

(إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحاسِبْکُمْ بِهِ اللّهُ) ; هر آنچه از خیر و شر در دل داشته باشید، پنهان کنید یا آشکار، همه را خداوند در محاسبه‌ی اعمالتان می‌آورد.

3. پاداش عین عمل است:

(یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل فَتَکُنْ فِی صَخْرَة أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللّهُ إِنَّ اللّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ) ; ای پسرکم همانا اگر (نتیجه‌ی کار تو در این دنیا) به اندازه‌ی دانه‌ی خردلی، آن هم در (میان) سنگی در آسمان‌ها یا زمین باشد، خدا آن را خواهد آورد. خدا لطیف و آگاه است.

4. بیان کیفیت ارائه‌ی عمل به انسان در قیامت:

(سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لِلّهِ مِیراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللّهُ به ما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ) ; اموالی که در جهان می‌اندوزند، به زودی (در قیامت) همانند طوقی به گردنشان می‌افکنند و میراث آسمان‌ها و زمین از آن خداست و خدا از آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

5. اعمال انسان دارای ظاهر و باطنی است:

(إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامی ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً) ; در حقیقت کسانی که اموال یتیمان را به ستم می‌خورند، جز این نیست که آتش در شکم خود فرو می‌برند و به زودی در شعله های آتش (دوزخ) می‌سوزند.6. آدمی به سبب ظلم بی حدّ و حصر خودش هیزم جهنم می‌شود:

(أُولئِکَ هُمْ وَقُودُ النّارِ) ; اینان مایه‌ی آتش افروز جهنّم اند.

کیفیت اتحاد و عینیت بین عمل در دنیا و جزای در آخرت خیلی روشن نیست; عمل انسان در دنیا مرتبه ای از وجود است، پاداش آن عمل در آخرت هم مرتبه‌ی دیگری از وجود است که برای ما ناشناخته است. هرچه آن جا مشاهده می‌شود، از نتیجه‌ی عمل و عقاید، از موجودی که در این دنیاست به وجود می‌آید و ایمان و عمل صالح و یا کفر و عصیان، آن را شکل می‌دهد

(فَاتَّقُوا النّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ) ; بترسید از آتشی که هیزم (آتش گیره و آتش زنه ی) آن مردم بدکار و سنگ ریزه‌هاست ]اینان همچون سنگ‌های آتش زا و آتش برانگیزند.

7. قدرت عمل چنان است که عامل را به صورت خود درمی آورد:

(یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً) ; روزی که در صور دمیده می‌شود، و شما گروه گروه ]به شکل‌های مختلف[ وارد محشر می‌شوید.

ذیل همین آیه از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) روایتی نقل شده که حضرت فرمود:

ده صنف از امت من پراکنده محشور خواهند شد و خداوند آنان را از سایر مردم جدا و متمایز ساخته است; برخی به شکل بوزینه، برخی به صورت خوک، برخی واژگون اند و پاهایشان بالا و در صحنه‌ی قیامت به چهره کشیده می‌شوند... .

اثر عمل در دنیا تا حدّی پیش می‌رود که در قیامت صورت انسانی را از او می‌گیرد. اگر کسی در دنیا سخن چین بود در آخرت، همین عمل او که به حدّ ملکه رسیده است، به صورت بوزینه ظاهر می‌شود.

پس رابطه‌ی تنگاتنگی بین عمل و جزا برقرار است، تا حدّی که به عینیّت و اتحاد می‌رسند; امّا از آن جا که ما توان درک آخرت را نداریم، کیفیت اتحاد و عینیت بین عمل و جزا هم برای ما چندان روشن نیست. عینیتی که در این جا مطرح است، بدان معنا نیست که همان عملی که در دنیا انجام داده‌ایم، با تمام خصوصیات در آخرت ظاهر می‌شود; مثلا اگر انفاقی به فقیر در خلوت صورت گیرد عین همین به صورت جزا پیش روی آدمی ظاهر می‌شود، بلکه پاداش و جزایی به این بنده تعلق می‌گیرد که رابطه‌ی عینی با نفس عمل دارد و چیزی خارج از عمل نیست. عمل در آخرت به صورت پاداش ظهور پیدا می‌کند، امّا کیفیت این ظهور برای ما روشن نیست.

کیفیت اتحاد و عینیت بین عمل در دنیا و جزای در آخرت خیلی روشن نیست; عمل انسان در دنیا مرتبه ای از وجود است، پاداش آن عمل در آخرت هم مرتبه‌ی دیگری از وجود است که برای ما ناشناخته است. هرچه آن جا مشاهده می‌شود، از نتیجه‌ی عمل و عقاید، از موجودی که در این دنیاست به وجود می‌آید و ایمان و عمل صالح و یا کفر و عصیان، آن را شکل می‌دهد.


مقاله محسن میرزاپور


- نظرات (0)

آثار سخاوت زندگی

آثار سخاوت

1ـ سخاوت خُلق عظیم پروردگار ویکی از صفات کمالیه‌ی او است.

2ـ سخاوت خُلق انبیای الهی است. [1]

3ـ سخاوت ستون محکم دین است.[2]

9ـ سخاوت شعاع نور یقین است. یعنی یکی از عوامل ایجاد سخاوت یقین است.

15ـ انسان سخاوتمند نسبت به مال خودش متبرّء، و نسبت به اموال دیگران مُتُوَرِّع است، یعنی اموال خودش را به دیگران بدون هیچ چشم داشتی انفاق می‌کند اما در مواجهه‌ی با اموال دیگران، با تقوا و ورع برخورد نموده و بدون اذن اجازه‌ی آنان در مالشان تصرف نمی‌کند.[3]

16ـ سخاوت در فطرت تمام اولیای الهی نهفته است و هیچ ولیّ و انسان وارسته ای را پیدا نمی‌کنید که بخیل باشد. چرا که ولی خدا از نظر کمالات، با خدای خود سنخیت دارد و یکی از کمالات الهی سخاوت است.[4]

17ـ سخاوت، اِحدی السعادتین(یکی از دو سعادت) است. یعنی انسان در زندگی دو سعادت دارد یکی دارایی و مال، و دیگری سخاوتی که با آن مال را به دیگران انفاق کند.[5]

18ـ بزرگ‌ترین شکر نعمت، بذل نعمت بوده و این تشکر عملی از خداوند است زیرا لازمه‌ی تشکر از نعمت‌ها، استفاده‌ی از نعمت‌های الهی در بهترین راه است و بهترین راه استفاده‌ی از مال، بذل و بخشش آن به دیگران است. [6]

51ـ انسان سخاوتمند از آنچه موجود است بخشش می‌کند. دستوری هم که برای میهمانی‌ها وارد شده است همین است که میزبان هر چه را در منزل دارد برای میهمان بیاورد و برای آنچه که در منزلش موجود نیست خود را به زحمت نیندازد. [7]

بهترین احسان‌ها، احسان غیابی است که انسان پشت سر دیگران و به طور ناشناس به آن‌ها کمک کند. مانند اینکه در نبود دیگران به آن‌ها دعا می‌کند و چه بسا به کسانی دعا می‌کند که اصلاً آن‌ها را نمی‌شناسد مثلاً از جلوی بیمارستان عبور می‌کند و برای شفای همه‌ی بیماران حمد شفا می‌خواند

شخصی امیر المومنین علیه‌السلام را با اصرار زیاد به منزلش دعوت کرد. امام علیه‌السلام به او فرمودند: به شرطی دعوت تو را می‌پذیرم که از آنچه در خانه داری از من دریغ نکنی و نسبت به آنچه نداری خود را به زحمت نیندازی!

52ـ انسان سخاوتمند انفاق را به اهلش می‌رساند و این بهترین نوع بخشش است. چه اینکه صاحب حق همسرش باشد، فرزندش باشد، همسایه‌اش باشد، وبا اقوامش باشند.[8]

53ـ تنگدستی و عسرت، انسان سخیّ را از سخاوت باز نمی‌دارد. [9]

54ـ انسان سخاوتمند تمام تلاش خود را بذل می‌کند( از هیچ تلاشی برای دیگران فروگذاری نمی‌کند). [10]

55ـ انسان سخیِ «اتباع الاحسان بالاحسان» می‌کند که می‌توان برای آن دو معنا ذکر کرد؛ یکی اینکه پی در پی احسان می‌کند و بعد از هر نوبت احسان دو مرتبه احسان می‌کند.

معنای دوم روایت این است که هرگاه کسی به او احسان می‌کند او نیز در مقابل، احسان او را فوراً با احسان پاسخ می‌دهد و به قول معروف نمی‌گذارد عرقش بخشکد. [11]

56ـ سخاوتمندترین مردم، به کسی عطا می‌کند که هیچ امیدی به او ندارد مانند اینکه اهل بیت علیهم السلام برای سفر حج وارد کاروان‌های غریبه می‌شدند و چون کسی آن‌ها را نمی‌شناخت تا می‌توانستند به زائران خدمت می‌کردند. [12]

56ـ بهترین احسان‌ها، احسان غیابی است که انسان پشت سر دیگران و به طور ناشناس به آن‌ها کمک کند. مانند اینکه در نبود دیگران به آن‌ها دعا می‌کند و چه بسا به کسانی دعا می‌کند که اصلاً آن‌ها را نمی‌شناسد مثلاً از جلوی بیمارستان عبور می‌کند و برای شفای همه‌ی بیماران حمد شفا می‌خواند.

گاهی طوری برای بیماران دعا می‌کند که گویا بیماری آنان بیماری خودِ او است و خدای متعال هم دعایش را مستجاب می‌کند. از موارد دیگر احسانِ بدون چشم داشت، احسان به امواتی است که دستشان از دنیا کوتاه است و انسان هیچ امیدی به تشکر کردن آن‌ها ندارد. انسان سخاوتمند در هنگام دعا و انس با پروردگار دیگران را هم سهیم می‌کند.

انسان سخاوتمند انفاق را به اهلش می‌رساند و این بهترین نوع بخشش است. چه اینکه صاحب حق همسرش باشد، فرزندش باشد، همسایه‌اش باشد، وبا اقوامش باشند.[8

مرحوم آیت الله صافی رحمه الله داستانی را در جلسه‌ی درسشان نقل می‌فرمودند که شخصی از دنیا رفته بود و کسی در عالم خواب از او پرسیده بود آیا خیراتی که برایت می‌فرستیم به تو می‌رسد یا خیر؟

بزرگ‌ترین شکر نعمت، بذل نعمت بوده و این تشکر عملی از خداوند است زیرا لازمه‌ی تشکر از نعمت‌ها، استفاده‌ی از نعمت‌های الهی در بهترین راه است و بهترین راه استفاده‌ی از مال، بذل و بخشش آن به دیگران است

آن شخص هم در پاسخ گفته بود "خیرات شما به دست ما می‌رسد اما چون نمی‌توانم چگونگی آن را توضیح دهم مثالی می‌زنم. کسی را فرض کنید که در حمام پر از بخار ایستاده و بخار زیاد موجب تنگی نفسش شده است. اما روزنه‌ی کوچکی از بیرون نمایان می‌شود و هوای تازه وارد حمام می‌شود و او نفس عمیقی می‌کشد. خیرات شما هم این گونه به ما می‌رسد.

61ـ انسانی که بذل و بخشش نمی‌کند اما مورد ستایش مردم است روزی برایش پیش خواهد آمد که انفاق می‌کند اما مورد ملامت و نیش مردم قرار می‌گیرد. یعنی به خاطر اینکه در زمان وسعت بذل و بخشش نمی‌کرده است خداوند او را تنبیه کرده و در موقعیتی قرار می‌گیرد که هم اموالش را به دیگران بذل می‌کند و هم مورد ملامت آن‌ها قرار می‌گیرد.[13]

62ـ در روایت دیگری می‌فرماید کسی که در حال نشسته نمی‌بخشد، در حال ایستاده به چیزی داده نمی‌شود. ظاهراً نشستن و ایستادن در این جملات کنایه است از هنگام دارایی و تنگدستی، به این بیان که انسان دارایی که در وضعیت خوب مالی به سر می‌برد مانند انسان نشسته در آرامش خاطر روزگار را سپری می‌کند و انسانی که نیازمند و محتاج شده است مانند کسی که ایستاده، و برای دستیابی به مال تلاش می‌کند. بنا بر این امام علیه‌السلام می‌فرمایند در حالت گشاده دستی انفاق کنید تا هنگام تنگدستی مورد بی مهری مردم قرار نگیرد. [14]

63ـ کسی که مالش را به ستایشگر خود نمی‌دهد، در عاقبت وارثانی مالش را تصرف می‌کنند که او را ستایش نمی‌کنند. [15]

64ـ کسی که سخا و حیا ندارد مرگ برای او از حیات بهتر است.[16]

65ـ به کسی که کریم بودن را در طبع او نمی‌یابید هیچ گاه امیدوار نباشید و انتظار اینکه خیری از او به شما برسد را نداشته باشید.[17]

 

پی نوشت ها :

1. غررالحکم/ص375

2. بحارالأنوار/ج68 /ص355 / باب 87

3. غررالحکم/ص376 /ح8459

4. بحارالأنوار/ج68 /ص355

5. غررالحکم/ص375 /ح8441

6. غررالحکم/ص376 /ح8482

7. غررالحکم/ص381 /ح8642

8. غررالحکم/ص381 /ح8643-

9. غررالحکم /ص381/ح8644

10. غررالحکم/ص252 /ح 5275

11. غررالحکم/ص388 /ح 8885

12. بحارالأنوار/ج71 /ص400

13. غررالحکم /ج380 /ص 8615

14.غررالحکم/ص380 /ح 8617

15. غررالحکم/ص380 /ح

16. غررالحکم /ص380/ح 8619

17. غررالحکم/ص380 /ح 8619



- نظرات (0)

استعمار با معنای قرآنی

قرآن تمدن‌ساز است/ جامعه قرآنی؛ نیازمند مدیرانی مدبر

آیات 37 تا 40 سوره فاطر اشاره به اوضاع قیامت دارد و یکی از خصوصیات قیامت این است که قیامت ظرف تکامل علم است ولی به هیچ وجه ظرف تکامل عمل نیست. یعنی انسان نمی‌تواند کاری بکند که آن عمل و فعل باعث کامل شدن او در قیامت شود.

 

علم انسان در قیامت کامل می‌شود

در قیامت انسان حق را می‌فهمد یعنی علم او کامل می‌شود «رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا؛ پروردگارا دیدیم و شنیدیم» اما نمی‌تواند ایمان بیاورد به همین خاطر در ادامه این آیه انسان می‌گوید: «فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا؛ ما را بازگردان تا کار شایسته کنیم». چون اگر انسان در آخرت کاری انجام دهد یا ایمان بیاورد، عمل صالح انجام دهد نظام حاکم بر آنجا نظام شریعت می‌شود، اگر جایی تکلیف باشد دین است، دستور است، رسالت است و تازه این می‌شود دنیا؛ این همه مختص دنیاست و تفاوت آخرت و دنیا در همین مسئله است.

علت تکامل علمی در آخرت این است که بین علم و نفس فاصله نیست و زمانی که علم حاصل شود و برهان و دلیل کافی ارائه شود انسان نمی‌تواند نفهمد؛ چرا که فهم در اختیار و اراده انسان نیست. از همین رو کسانی که وارد قیامت شده‌اند چون علم شهودی به قیامت و برزخ پیدا کرده‌اند و همه چیز را دیده‌اند عالم به قیامت و معاد شده‌اند و به همین علت است که درخواست بازگشت برای انجام عمل صالح می‌کنند؛ اما بین نفس و ایمان فاصله است و آن فاصله اراده است و می‌توانیم بگویم کاری که صد در صد حق است قبول نداریم یا ایمان نمی‌آوریم مانند آنچه برای فرعون اتفاق افتاد. فرعون فهمیده بود علم داشت که کار موسی معجزه است اما ایمان نیاورد.

استعمار از مقدس‌ترین واژه‌های قرآنی است اما وقتی به دست ستمکاران افتاد از پلیدترین واژه‌ها شد. استعمار قرآنی یعنی خداوند زمان و زمین را به مطالب علمی مزین کرد، انسان را به نیروی تدبیر مجهز کرد و انسان را در زمین آورد و از انسان به جد خواست که زمین را آباد کنند و هیچ احتیاجی به دیگران نداشته باشند و هر جا نفس می‌کشند روزی همان جاست

آخرت محل انجام عمل صالح نیست

بنابراین آخرت محل ثواب و عقاب نیست و اینکه در آیه ده سوره یونس خصوصیات بهشتیان را اینگونه بیان می‌کند «دَعْوَاهُمْ فِیهَا سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ وَتَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ نیایش آنان در آنجا سبحانک اللهم [خدایا تو پاک و منزهى] و درودشان در آنجا سلام است و پایان نیایش آنان این است که الحمد لله رب العالمین [ستایش ویژه پروردگار جهانیان است]» منظور انجام این برای اخذ ثواب بیشتر و تکامل عملی نیست. هر کسی این افعال را در دنیا انجام دهد ثواب دارد اما در آخرت اهل بهشت این کارها را انجام می‌دهند بدون اینکه ثواب ببرند.

 

آثار اعمال نیک در آخرت باعث اعتلای درجه انسان می‌شود

اگر چه قیامت جای تکامل عملی برای خود افراد نیست و افراد نمی‌توانند با انجام اعمال صالح باعث ارتقای درجات‌شان شوند اما اگر آثار عمل آنها در دنیا باقی مانده باشد باعث تکامل و ارتقای انسان می‌شود. این همان مطلبی است که خداوند در آیه 12 سوره یاسین به آن اشاره کرده است «نکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ؛ آنچه را از پیش فرستاده‏اند با آثار [و اعمال]شان درج مى‏کنیم».

قرآن

پس اگر کسی در دنیا عمل صالحی انجام دهد مثلا مدرسه‌ای بسازد، بیمارستانی بسازد، مسجدی بسازد، سدی بسازد و هر عمل خیر دیگری انجام دهد که باعث خدمت به خلق و استفاده دیگران باشد و یا حتی فکری را پایه‌گذاری کند که باعث هدایت انسان‌ها شود جزء آثار عمل دنیاییش شمرده می‌شود و حتی اگر خودش از دنیا رفته باشد باعث ارتقای درجه‌اش می‌شود.

خداوند در آیه 39 این سوره می‌فرماید «هُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلَائِفَ فِی الْأَرْضِ» که انسان را جانشین خود قرار داده است. خداوند کل زمین را مسخر کرد قدرت تدبیر را نیز به انسان داد و انسان را مظهر مدیریت که مختص ذات اقدس اله است، قرار داد و در نتیجه آن از انسان به جد خواست که زمین را آباد کند. این امر مطابق همان چیزی است که خداوند در آیه 61 سوره هود فرموده است «هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا»

 

استعمار با معنای قرآنی؛ یکی از مقدس‌ترین واژه‌ها

استعمار از مقدس‌ترین واژه‌های قرآنی است اما وقتی به دست ستمکاران افتاد از پلیدترین واژه‌ها شد. استعمار قرآنی یعنی خداوند زمان و زمین را به مطالب علمی مزین کرد، انسان را به نیروی تدبیر مجهز کرد و انسان را در زمین آورد و از انسان به جد خواست که زمین را آباد کنند و هیچ احتیاجی به دیگران نداشته باشند و هر جا نفس می‌کشند روزی همان جاست.

بنابراین اگر این آیات قرآنی به درستی در جامعه پیاده می‌شد تحریم و امثال تحریم افسانه بود. اگر جامعه ما قرآنی بود و اگر همه موازین و دستورات قرآن در جامعه به خوبی پیاده می‌شد ما دیگر به هیچ کس و هیچ چیز نیازمند نبودیم.

اینکه گفته می‌شود قرآن تمدن می‌آورد و تمدن ما در تدین ماست همین است یعنی خداوند همه چیز را به انسان داد و انسان را خلیفه قرار داد و به او گفت زمین را آباد کنید و آقای خودتان باشد

تفاوت معنای استعمار قرآنی و استعمار ستمگران

تفاوت استعمار قرآنی و استعمار منحوث این است که در استعمار قرآنی همه چیز برای خداوند است و خداوند همه امکانات را آفرید و همه هوش واستعداد را به انسان داد و برای اینکه انسان روی پای خودش باشد و محتاج کسی نباشد از او خواست تا برای خودش کار کند تا زمین را آباد کند؛ اما استعمار ستمگران یعنی اینکه زمین و زمان مال شما همه چیز برای شما و تمام امکانات برای شما اما برای ما کار کنید.

 

انتقاد از واردات محصولات کشاورزی به کشور

علوفه که انرژی هسته‌ای نیست کشور ما هزاران هکتارش همسایه دیوار به دیوار دریا است و تصفیه کردن آب و کاشت علوفه نه کود می‌خواهد و نه سم و نه چیز دیگر اینها عرضه می‌خواهد، مدیریت می‌خواهد. بنابراین وارد کردن علوفه از ترکیه با این گرانی ارز چه معنایی دارد.

اینکه گفته می‌شود قرآن تمدن می‌آورد و تمدن ما در تدین ماست همین است یعنی خداوند همه چیز را به انسان داد و انسان را خلیفه قرار داد و به او گفت زمین را آباد کنید و آقای خودتان باشد. جامعه قرآنی یعنی همین را خوب بفهمد و خوب عمل کند. خداوند فرمود شما مدیریت دارید من شما را مدیر کردم. اگر کسی این‌ها را نداشته باشد که خداوند او را خلیفه خود نمی‌کند. مدیریت در جامعه اسلامی وجود دارد؛ چرا که همه این مدیریت‌ها را در طول زمان در دفاع مقدس در جامعه در تمام پیشرفت‌های علمی دیده‌ایم.

منبع: بیانات آیت الله جوادی آملی؛ سایت ایکنا



- نظرات (0)

ظریفه های قرآنی

انسان باید طوری باشد که در هر کاری وارد می‌شود بگوید: خدایا به نام تو صادقانه وارد می‌شوم و از هر کاری که بیرون می‌آید بگوید: خدایا به نام تو خالصانه از این کار رخت برمی‌بندم. یعنی با دست پر و نتیجه درست از این کار بیرون می‌آیم. روشن است که انسان در مورد کار حرام یا مکروه نمی‌تواند بگوید: "خدایا به نام تو صادقانه وارد می‌شوم" چنانکه کار مکروه و حرام پایان صادق و خالصی ندارد تا درباره آن بگوید: "و خارج می‌شوم خالصانه" هر کاری که انسان شروع می‌کند باید به گونه‌ای باشد که در آغاز آن بتواند بگوید: "بسم الله الرحمن الرحیم" و آن کار ، واجب یا مستحب است.

این که گفته‌اند هنگام ورود در کار و آغاز عمل، نام خدا را فراموش نکنید، یعنی نام خدا کلید واجب و مستحب است زیرا کار حرام و مکروه را نمی‌شود به نام خدا انجام داد (1)

 

عیب جو

شخصی نزد عمربن عبدالعزیز آمد و در خلال سخنان از مردی نام برد، او را به بدی یاد کرد و عیبی از وی به زبان آورد. عمربن عبدالعزیز گفت اگر مایلی پیرامون سخنت بررسی و تحقیق می‌کنم در صورتی که گفته‌ات دروغ در آمد فاسق و گناهکاری و خبری که داده‌ای مشمول این آیه است: "ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر فاسقی خبری برایتان آورد پس تحقیق کنید" (سوره حجرات) و در صورتی که راست گفته باشی عیب جو و سخن چین هستی و مشمول این آیه‌ای"سوره قلم آیه 11 "

اگر میل داری تو را می‌بخشم و مورد عفو قرار می‌دهم. مرد که از گفته خود سخت پشیمان و منفعل شده بود با سرافکندگی و ذلت در خواست عفو نمود و متعهد شد که دیگر از کسی عیب جویی نکند و این عمل ناپسند را تکرار نماید.(2)

 

ثواب موعظه و نصیحت

در روایت آمده است که در حضور پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از حال دو نفر که یکی از آنان بعد از ادا نماز واجب می‌نشست و به مردم احکام دین را یاد می‌داد. و دیگری که روزها را روزه می‌گرفت و شبها را به عبادت مشغول بود جویا شدند که کدام فضیلت بیشتری دارد؟

اگر میل داری تو را می‌بخشم و مورد عفوت قرار می‌دهم. مرد که از گفته خود سخت پشیمان و منفعل شده بود با سرافکندگی و ذلت در خواست عفو نمود و متعهد شد که دیگر از کسی عیب جویی نکند و این عمل ناپسند را تکرار نماید

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: فضیلت یاد دهنده مانند فضلیت من است بر سایر مردم. آیا نمی‌بینید که خداوند اسماعیل صادق الوعد را مدح نموده و فرموده "بدرستی که او بسیار در وعده صادق و در پیغمبری بزرگوار بود و همیشه اهل بیت خود را به ادا نماز و زکوه امر می‌کرد و او نزد خدا بنده پسندیده‌ای بود" (سوره مریم آیه 55).(3)

 

سخاوت و فوائد دنیوی و اخروی آن

سخاوت ثمره زهد بی‌مبالاتی به دنیا است و مشهورترین صفات پیغمبران خدا و معروف‌ترین اخلاق اصفیا و اولیا است چنانچه خداوند در مدحشان فرموده: "اختیار می‌کردند دیگران را برخورد اگر چه خود احتیاج داشتند(سوره حشر)

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: دو صفت است که خداوند آنها را دوست می‌دارد و آن سخاوت و حسن خلق است و دو صفتند که پروردگار آنها را دشمن می‌دارد و ان بخل و بداخلاقی است و خداوند متعال همه این صفات را در این آیه جمع فرموده چنانکه می‌فرماید: "هر که خویشتن را از بخل و بدخلقی نگاهدارد رستگار خواهد بود" (سوره حشر آیه 9 )(4)

اخلاق
حکایت اسمعی

اسمعی، حکایت کرده که روزی آیه "وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا ... وَاللّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ : مرد دزد و زن دزد را بگیرید و دستشان را قطع کنید... و خداوند بخشنده و مهربان است" را می‌خواندم. مردی عرب نزد من بود، آن مرد عرب گفت: این که می‌خوانی کلام کیست؟

گفتم: کلام خداست.

مرد عرب گفت: بار دیگر برایم بخوان.

آنچه را که می‌خواندم بار دیگر برای او خواندم.

مرد عرب گفت: این کلام الهی نیست!

من دانستم که آیه را غلط خواندم تصحیح کردم و خواندم "...و... عزیز حکیم"

آن مرد گفت: حالا درست خواندی! این کلام الهی است.

از آن مرد پرسیدم قرآن را از حفظی؟ گفت نه.

گفتم: پس از کجا دانستی که نوبت اول غلط خواندم و دیگر بار درست خواندم؟

گفت: ای برادر! چون خداوند غالب بود، حکم به بریدن کرد و اگر قصد آموزش داشت. هرگز حکم به بریدن نمی‌کرد. یعنی من از این آیه دانستم که غالب شدن و حکم کردن مناسب بریدن است و آمرزیدن و گذشت مناسب عفو و بخشش است.(5)

فضیلت یاد دهنده مانند فضلیت من است بر سایر مردم. یا نمی‌بینید که خداوند اسماعیل صادق الوعد را مدح نموده و فرموده "بدرستی که او بسیار در وعده صادق و در پیغمبری بزرگوار بود و همیشه اهل بیت خود را به ادا نماز و زکوه امر می‌کرد و او نزد خدا بنده پسندیده‌ای بود"

انواع مستی

برخی از مفسران در تفسیر این آیه "ای کسانی که ایمان آورده‌اید نزدیک نماز نشوید در حالی که مست هستید" (سوره نساء _43) گفته‌اند مستی بر چند قسم است :

یکی از آنها مستی شراب است و آن زودتر از همه مستی‌ها برطرف می‌شود.

دیگری مستی غفلت است.

دیگر مستی هوا و هوس است.

دیگر مستی دنیا و آرزوهاست.

دیگر مستی اهل و فرزند است.

دیگر مستی معصیت است.

دیگر مستی طاعت است.

که همه این مستی‌ها، صاحب خود را از تمام کردن نماز به شرایط عبودیت و بندگی منع می‌کند و مانع می‌شود.(6)

 

دل مومن

از عالمی پرسیدند: قول خدای عزوجل که فرموده است:

"و چاه های متروک و کوشک های افراشته" (سوره حج 45) اشاره به چه دارد و مراد چیست؟

عالم گفت: "چاه های متروک" دل کافر است که فارغ از گفتن "لا اله الا ا..." است. و همچنین "کوشک های افراشته" دل مومن است که همواره به گفتن "لا اله الا ا..." مشغول است.(7)

 

پی نوشت ها:

1. مراحف اخلاق در قرآن _ آیة الله جوادی آملی

2. مجموعه ورّام _ ج1 ص 122

3. انوار ملکوت _ سید محمدحسین حسینی تهرانی

4. نور ملکوت قرآن _ سید محمدحسین حسینی تهرانی

5. رساله خطی مشکول _ حاج بابا قزوینی

6. رساله خطی مشکول _ حاج بابا قزوینی

7. رساله خطی مشکول _ حاج بابا قزوینی



- نظرات (0)