سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



به کدام سو

إن النفس لامّارة بالسّوء إلّا ما رحم ربّي . . .


لطافت گلبرگ ها و رايحه روح فزاي آنها، او را به سمت خود مي کشاند .

همو که عاشق اين زيبايي هاست و اصلاً فلسفه زنده بودنش به بودن اين زيبايي هاست.

آنچنان غرق در مشاهده اين زيبايي ها گشته که ديوانه وار در پي آن به کوه و دشت مي زند،

برايش هيچ فرقي نمي کند که گمشده اش را نزديکتر بيابد يا دورتر!!

کامش با يک طعم انس عجيبي پيدا کرده است، طوري که تصميم گرفته خود کانون اين طعم باشد،

او با زيبايي ها سنخيّت پيدا کرده . . .





در اين ميان کسي هم هست که ...

خوابگهش فاضلاب ها و مزبله هاست

طعامش تعفّن و پليدي هاست

او با تعفّن سنخيّت پيدا کرده . . . .


حال ببينيد در فضاي مجازي به کدام سو ميرويم، زنبور عسليم يا . . . ،



- نظرات (0)

چهار شنبه سوری و ترقه بازی از دیدگاه علما و مراجع

حضرت آیت الله خامنه ای:

چهارشنبه سوری و سیزده بدر مبنای عقلایی ندارد.(مجموعه استفتائات)

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی (ره):

در فرض مزبور که دارای خطرات جانی و مالی است  و موجب اذیت و آزار دیگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جایز نیست.

حضرت آیت الله بهجت(ره):

این کارها مشروعیت ندارد.

حضرت آیت الله خامنه ای:

چهارشنبه سوری و سیزده بدر مبنای عقلایی ندارد

حضرت آیت الله تبریزی(ره):

هیچ یک ا زاین امور رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به این مورد تشویق به دنیا غافل کردن از آخرت است و این که تصور می کنند این امور مردم را به حفظ وطن و عزت وا می دارد تصوری باطل است، آنچه مردم را به عزت می رساند و به حفظ وطن وا می دارد ایمان است و بس.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:

اشکال دارد.

حضرت آیت الله سیستانی:

اموری که به جامعه ضرر می زند و موجب ایذاء مردم است مانند استعمال ترقه خرید و فروش آن جایز نیست.  

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:

 این کارها شایسته مسلمان نیست.

چهار شنبه سوری و فتوای علمای اسلام


- نظرات (0)

چهارشنبه سوری یا عاقبت سوزی


چهارشنبه سوری
باز هم آخرین سه شنبه سال و آتشهایی که در غروب و شامگاه آن به پا می شود. بی شک روا نیست که برای مردم فهیم ایران از خطر آتش بگوییم و از لطمات انفجار یا به آنها توصیه هایی کنیم که معمولا به کودکان می‌شود؛ اما چه کنیم که با وجود تذکرات و هشدارهای امنیتی و پزشکی که هر ساله تکرار می شود و پخش صحنه های دلخراشی که در اثر بی توجهی به این توصیه ها رخ داده است؛ باز شاهد آنیم که هر ساله عده ای به طرز فجیعی می سوزند و عده ای دچار نقص عضو می شوند و تعدادی هم متأسفانه به سال جدید نرسیده و سورشان به سوگ تبدل می شود.

به نظر می رسد بی توجهی به عواقب کار و تنها به فکر شور و لذت آنی بودن به اضافه اینکه همه هم مدعی اند کارشان بی خطر است و تدابیر لازم را اندیشیده اند؛ سبب می شود که این قصه پر غصه هر ساله تکرار شود.

این نوشته برای آن دسته از عزیزان است که در چهارشنبه سوری به دنبال سور و سُرُور می گردند و با تمام این بحثها و هشداها؛ همچنان اصرار دارند که از روی شعله های آتشی که به پا کرده اند پرش کنند و از صدای انفجاری که تولید می کنند لذت(!) برند و مطمئن هم هستند که تمام جوانب کار را دیده اند و کارشان کاملا بی خطر است.

به این دسته از عزیزان که شاید بتوان گفت اکثر قریب به اتفاق صحنه گردانی های آن شب را همین ها بر عهده دارند عرض می شود:

مسائل امنیتی و رعایتی آن شب تنها به همین موارد ختم نشده و اموری کلان همچنان باقی است؛ امور مهمی که متاسفانه به ذهن نیامده و یا توجهی به آنها نمی شود.

با خود بیندیشیم که اگر با شعله و صدای انفجاری که ما باعث آن بودیم کودکی ترسید و پیری رنجید ؛ تکلیف چیست؟ اشک کودک و آه مادر را چگونه می توان جبران کرد و غم از دل آن پدر و مادر پیر چطور می شود زدود؟

اگر دلی را شاد کردیم و لبخندی بر لب نشاندیم این کار ما گم نخواهد شد و دیر یا زود اثر آن را خواهیم دید ؛ اما اگر به اسم تفریح و شادی و رسم و آیین، دلی را لرزاندیم و اشکی را در آوردیم و ترساندیم و صدمه زدیم ؛ منتظر باشیم که زده را بخوریم و یادمان نرود که خدا در کمین است ؛ إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ

آن که معتقد به قیامت و روز جزاست به یاد داشته باشد که:

«مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَه‏»؛ هر كس به اندازه ذره‏اى بدی كرده باشد، آن را مى‏بیند.(1) زیرا قاضی آن روز همان خدایی است که «لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ» در آسمانها و در زمین همسنگ ذره‏اى از او پوشیده و پنهان نیست. (2)

سلب امنیت و آرامش مردم به بهانه لذت و سُرُور نه تنها روا نیست ؛ بلکه مصداق ظلم و تضییع حق الناس است. مردم حق دارند آرامش داشته باشند و در سلامت به سر برند. نادیده گرفتن این حق و تعدی به حقوق آنها یعنی ظلم به آنها و ظلم به دیگران هم گناهی نیست که تنها با استغفار زبانی و ندامت درونی فیصله یابد.

امام باقر علیه السلام در مورد ظلم به دیگران به این نکته اشاره دارد که خداوند از این ظلم نمی گذرد [تا اینکه صاحب حق؛ راضی شود] (3)

 و بالاخره ، دیر یا زود ، آتش ظلم ، دامن ظالم را می گیرد. امام صادق علیه السلام فرمود: « مَنْ ظَلَمَ مَظْلِمَةً أُخِذَ بِهَا فِی نَفْسِهِ أَوْ فِی مَالِهِ أَوْ فِی وُلْدِه‏» ؛ هر كس ستمی به دیگری کند به همان ستم ، گرفتار می شود ؛ یا خودش یا دارائیش یا فرزندش‏.

چهارشنبه سوری با این نگاه و با توجه به وقایعی که در آن رخ می دهد ؛ شبی است که در آن ، آتش ظلم زبانه می کشد. تمام اشتباه ما این است که فکر می کنیم این کارها ، ظلم نیست و ظلم یعنی کشتار کودکان غزه و چپاول سه هزار میلیارد تومان از اموال مردم و مانند آن؛ در حالی که لرزاندن دل کودکی هم ظلم است. جوانی که با منفجر کردن نارنجک و یا حتی ترقه ای کودکی را چنان می ترساند که او به آغوش مادر پناهنده شده و بلند گریه می کند و خود مستانه می خندد هم ظالم است و باید منتظر عواقب کار خود باشد.

سلب امنیت و آرامش مردم به بهانه لذت و سُرُور نه تنها روا نیست ؛ بلکه مصداق ظلم و تضییع حق الناس است. مردم حق دارند آرامش داشته باشند و در سلامت به سر برند. نادیده گرفتن این حق و تعدی به حقوق آنها یعنی ظلم به آنها و ظلم به دیگران هم گناهی نیست که تنها با استغفار زبانی و ندامت درونی فیصله یابد

تفریح و شادی در اسلام حرام نیست به شرط اینکه حرامی در آن نباشد و الا حرام است و ممنوع؛ مانند اینکه عده ای بخواهند با تمسخر یک نفر، بخندند و شادی کنند.

به عزیزانی هم که چندان با فضای آیات و روایات مانوس نیستند توصیه می کنیم به این تک بیت مولوی توجه کرده و در آن اندیشه کنند:

                       این جهان کوه است و فعل ما ندا                          سوی ما آید نداها را صدا (4)

احتمالا شما هم تجربه حضور در کوهستان را داشته اید و از تکرار فریادهایتان در بین کوه ها لذت برده اید. مولوی همین حالت را به تصویر کشیده و می گوید افعال و رفتار ما در این دنیا مانند فریاد در آن کوهستان است اگر شما به کوه بد گفتید دیر یا زود همان را که گفته اید خواهید شنید و اگر برای او زیباترین کلمات را بر زبان راندید همانها را گوشتان خواهد شنید.

اعمال و رفتار ما در دنیا نیز اینگونه است اگر دلی را شاد کردیم و لبخندی بر لب نشاندیم این کار ما گم نخواهد شد و دیر یا زود اثر آن را خواهیم دید ؛ اما اگر به اسم تفریح و شادی و رسم و آیین، دلی را لرزاندیم و اشکی را در آوردیم و ترساندیم و صدمه زدیم ؛ منتظر باشیم که زده را بخوریم و یادمان نرود که خدا در کمین است ؛ «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ » .(5)

پی نوشت ها

1. آیه 8 سوره زلزله

2.آیه 3 سوره سبأ

3. کافی ج2 ص330 ح1

4.مثنوی دفتر اول ص14

5.آیه 14 سوره فجر 


- نظرات (0)

تجلی ایثار بانویی بزرگ به بیان قرآن کریم


بخشش
تجلی ایثار برای مهمان

قرآن کریم وابستگی انسان به مال و متاع دنیا را به عنوان یک واقعیت و بر اساس گرایش طبیعی انسان معرفی می‌نماید و برای رهانیدن انسان از این علاقمندی تلاش نموده و راه رهیدن از این وابستگی را، بریدن از دنیا و انفاق عنوان می‌نماید. لذا خداوند سبحان، به لحاظ شدت این وابستگی رهیدن از این خطر را آن چنان با اهمیت می‌داند که جهاد با مال را در کنار جهاد با جان عنوان می‌نماید: «... وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ  ...»(1): و با مال و جان خویش در راه خدا جهاد کنید؛ زیرا هدیه کردن مال در راه خدا همانند هدیه کردن جان در راه خداست.

قرآن کریم افزون بر رهنمود، الگوهایی را نیز برای تأثیر گذاری بیشتر ارائه می‌دهد و زندگی برگزیدگان را در جلو دیدگان انسان‌ها ترسیم می‌نماید. آنان که از انفاق در راه خدا از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. آنان که از بهترین امکانات خود در سخت‌ترین شرایط در راه خدا گذشتند و در رفتار آنها نه تنها انفاق، بلکه فراتر از انفاق، یعنی «ایثار» جلوه‌گر است. (2)

 

ایثار بهتر از سخاوت است

سخاوت و جوانمردی جزیی از اخلاق انبیاء و معصومین (علیهم السلام) و از مظاهر ایمان است. خداوند متعال در این باره می‌فرماید: «فَأَمَّا مَن أَعْطَی وَاتَّقَی * وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَی * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَی»(3): امّا هرکس بخشش و سخاوت کرد و پرهیزگار شد و به نیکویی این عمل را تصدیق کرد، البته کارش را سهل و آسان می‌گردانیم.

با توجه به این آیه معنای سخاوت، بخشش مال با رضایت کامل به مستحقان، خویشان و مانند این‌هاست. خداوند متعال همه مشکلات کسی که سخاوت را به کمال برساند؛ آسان و ختم به خیر می‌نماید.

ما باید این راه را برویم. ما هم باید گذشت کنیم، ایثار کنیم ... آن بزرگوار (حضرت زهرا سلام الله علیها) کاری کرد که سوره ی دهر (و حشر) درباره ی او و شوهر و فرزندانش نازل شد ، ایثار نسبت به فقرا و کمک به محرومان، به قیمت گرسنگی کشیدن خود: «وَیُۆْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ » ما هم باید همین کارها را بکنیم

پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرمود: «وَلا یَصْلُحُ لِدِینِکُمْ إلاَّ السَّخَاءُ وَحُسْنُ الْخُلْقِ»(4): خداوند صلاح و خیر دینتان را جز با سخاوت و خوش اخلاقی ممکن نمی‌کند.

امّا «ایثار، از سخاوت فراتر است. چنان‌که مولای متقیان امام علی علیه السلام فرمود: «الإِیثَارُ أَعْلَی الْمَكَارِم‏»(5): ایثار عالی‌ترین درجه مکارم است.

زیرا در سخاوت، انسان مالی که از نیاز او فزون‌تر است را می‌بخشد؛ اما در ایثار، چیزی را عطا می‌کند که خود نیز به آن احتیاج دارد.

 

نمونه ای از تجلی ایثار حضرت زهرا (سلام الله علیها)

ایثار و مقدم داشتن نیاز دیگران بر خود، یکی از مظاهر بارز حضرت زهرا (سلام الله علیها) است.

مردی نزد پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلم) آمد و از گرسنگی شکایت کرد. پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلم) کسی را برای تهیه طعام به حجره‌های همسران خویش می‌فرستد. آنها می‌گویند چیزی جز آب در حجره‌ها پیدا نمی‌شود؛ سپس حضرت رو به یارانش کرد و فرمود: «کسی هست که امشب او را سیر کند؟

حضرت فاطمه

علی بن ابیطالب(علیه السلام) گفت: «أَنَــا یَا رَسُـول الله»؛ سپس مرد گرسنه را نزد فاطمه (سلام الله علیها) آورد و گفت: «مَا عِنْدَکَ یَا بِنْتَ رَسُولِ الله؟» فَقَالَتْ: «مَا عِنْدَنَا إِلاَّ قُوتُ الْعَشیَّةِ لَکِنّا نُۆْثِرُ ضَیْفَنَا.»(6): چه نزد توست ای دختر پیامبر خدا؟ پاسخ دادند: ما جز قوت شب چیزی نداریم ولی میهمان را بر خود ترجیح می‌دهیم. (غذای خود را با وجود نیازمندی به فقیر دادند.)(7)

پس علی بن ابیطالب (علیه السلام) گفت: بچه ها را بخوابان و من چراغ را برای میهمان روشن می نمایم. پس چنین کرد و میهمان خوراک خورد.

پس از آنکه از میهمان پذیرایی فرمودند، در بامداد، خداوند این آیه را درباره آنان نازل فرمود: «وَ یُۆْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(8): آنها را بر خود مقدم می‌کنند در حالی که خود بدان محتاج بودند، و کسانی که [برای آسایش دیگران] به نفس خود سخت‌گیری کنند از رستگارانند.

آن ها کسانی اند که ایثار می کنند، از چیزهایی که واقعاً حق خودشان است می گذرند، از چیزهایی که حقِ مشروع و نیازهای طبیعیشان است، از راحتی و خواب و خوراک خویش می گذرند. با اینکه این ها مخصوص خودشان است و اگر خودشان استفاده کنند، همه می پذیرند. آن کسی که بتواند در دنیا نفس خودش را کنترل کند و قدرت ایثار و گذشت پیدا کند، رستگار می شود. پیامبر فرمودند که: «مهربانترین شما کسانی اند که به فکر خودشان نباشند، خودشان ساده و راحت زندگی می کنند و بیشتر به فکر دیگرانند.» و این رابطه ای است میان مهربانی و زهد. سخت گرفتن بر خود، ساده گرفتن بر دیگران. (9)

ایثار، از سخاوت فراتر است. چنان‌که مولای متقیان امام علی علیه السلام فرمود: «الإِیثَارُ أَعْلَی الْمَكَارِم‏»: ایثار عالی‌ترین درجه مکارم است

ما باید این راه را برویم

ما باید این راه را برویم. ما هم باید گذشت کنیم، ایثار کنیم ... آن بزرگوار (حضرت زهرا سلام الله علیها) کاری کرد که سوره ی دهر (و حشر) درباره ی او و شوهر و فرزندانش نازل شد ، ایثار نسبت به فقرا و کمک به محرومان، به قیمت گرسنگی کشیدن خود: «وَیُۆْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ » ما هم باید همین کارها را بکنیم.

این نمی‌شود که ما دم از محبت فاطمه ی زهرا (سلام‌اللَّه‌علیها) بزنیم، در حالی که آن بزرگوار برای خاطر گرسنگان، نان را از گلوی خود و عزیزانش -مثل حسن و حسین (علیهماالسّلام) و پدر بزرگوارشان (علیه‌السّلام)- برید و به آن فقیر داد ... .

ما می‌گوییم پیرو چنین کسی هستیم؛ ولی ما نه فقط نان را از گلوی خود نمی‌بُریم که به فقرا بدهیم، اگر بتوانیم، نان را از گلوی فقرا هم می‌بُریم! این روایاتی که در «كافى» شریف و بعضی از کتب دیگر در باب علامات شیعه هست، ناظر به همین است؛ یعنی شیعه بایستی آن‌طور عمل کند. ما باید زندگی آنها را - ولو به صورت ضعیف - نمایش بدهیم. (10)

جاذبه مال و منال و مقام، و آنچه متاع دنیا به حساب می‌آید؛ انسان را از مسیر خود باز می‌دارد. وابستگی به دنیا پر خطرترین دام سر راه انسان است. بسیاری این خطر را احساس می‌کنند. لیکن مهم چاره‌سازی این مشکل است که چگونه باید از دام این خطر رهید.

انفاق و ایثار امامان از بهترین اموال خویش و در سخت‌ترین شرایط نیازمندی صورت می‌گرفت. این چنین است آنان الگوی زندگی و تلاش در سازندگی برای همگان هستند. آنان با این ارزش‌ها دل ها را شیفته خود و چشم‌ها را خیره هنرهای خویش نموده‌اند و وحی الهی و سروش آسمانی از سیره، انفاق و ایثار آنان، این چنین ستایش می‌نماید.

 

پی نوشت ها:

1.      سوره مبارکه توبه، آیه 41.

2.      حبیب الله احمدی؛ امام علی (علیه السلام) الگوی زندگی، صفحه 49، برگرفته از سایت امام علی نت.

3.      سوره مبارکه لیل، آیات 5-7.

4.      جامع السعادات، ج 1، ص 308.

5.      غررالحکم، ج 1، ص 986.

6.      عبدالعلی بن جمعه عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 286 و نیز رجوع کنید به حاکم حسکانی، شواهدالتنزیل، ج 2، ص 246.

7.      اسماعیل منصوری لاریجانی، در ملکوت حج.

8.      سوره مبارکه حشر، آیه 9.

9.      گفتاری از استاد رحیم پور ازغدی پیرامون اردوی جهادی

10.  بیانات رهبر عزیزمان، سید علی خامنه ای در دیدار جمعی از مداحان 05/10/1370 با اندکی دخل و تصرف


- نظرات (0)

آیا خداوند را می‌‌توان دوست محسوب کرد


 بہترین عبادت کیا ہے؟
اگر قرار است دوستی در زندگی ما باشد ما حتما انتظاراتی از او داریم که چون بنده ای است مثل خود ما به یقین قادر به برآوردن همه نیازهایمان نیست گاه دلخوری ها و کدورت ها پیش می آید چون درک کاملی از هم نداریم .

اما خداوند متعال بهترین دوست ماست او ما را آفریده و دوستمان دارد چون مخلوق اوییم، خداوند متعال همه چیز را به ما نشان داده است اما هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند مانع رفاقت ما با خداوند متعال شود مگر اینکه خود ما این رفاقت سراسر خیر و برکت را نخواهیم و به جای این رفاقت نورانی بخواهیم به نور پشت کرده و به تاریکی رو کنیم .

یادمان باشد در هر حال خداوند ما را دوست دارد اگر فکر می کنیم در گناه غرق هستیم و وجودمان را ناپاکی گرفته است کافی یک لحظه از سر ندامت و پشیمانی و با قلبی خاضع و قطره ای اشک به درگاه خداوند متعال برویم و بگوییم که اشتباه کرده ایم و پشیمانیم خداوند متعال " یغفر الذنوب است » است «ارحم الراحمین » است ما را می بخشد دست نوازش بر سرمان می کشد و به ما فرصت جبران می دهد.

حضرت علی (علیه السلام) خطاب به پسر گرامیشان می فرمایند: آن خدایی که آسمان ها و زمین به دست اوست به تو اجازه داده است که او را بخوانی و ضمانت کرده است که دعای تو را اجابت می کند.( نهج البلاغه / نامه 31 ) بنابراین با خیال آسوده هر زمان که خواستی خدا را صدا کن، روز و شب، زمستان و تابستان، وقت قبلی نیاز نیست چرا که او همه جا حاضر و ناظر بوده و قبل از اینکه او را بخوانی به نیت و خواست تو آگاه است و تو را اجابت خواهد کرد. این مجوز سخن گفتن از زبان یکی از بزرگانش بود امّا خدای متعال خود به صراحت در قرآن مجید فرموده "بخوانید مرا تا اجابتتان کنم" .

حضرت علی (علیه السلام) خطاب به پسر گرامیشان می فرمایند: آن خدایی که آسمان ها و زمین به دست اوست به تو اجازه داده است که او را بخوانی و ضمانت کرده است که دعای تو را اجابت می کند

خودش این اجازه را به ما داده است و  در قرآن کریم خداوند خود را دوست مۆمنان نامیده و هم در روایات از زبان ائمه خداوند به عنوان دوست مورد خطاب قرار گرفته است.

الف. در قرآن کریم می‌خوانیم:

1. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرین»؛[1] خداوند، توبه ‏کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد.

2. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین»؛[2] خداوند، نیکوکاران را دوست مى‏ دارد.

3. «... وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقینَ»؛[3] و خدا دوست پرهیزکاران است.

4. «إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یُحْیی‏ وَ یُمیتُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیر»؛[4] ملک آسمان‌ها و زمین از آن خدا است، زنده می‌کند و می‌میراند و شما را جز خدا دوست و یاورى نیست.

ب. در دعاها نیز چنین آمده است:

1. «یَا حَبِیبَ قُلُوبِ الصَّادِقِینَ‏»؛[5] ای دوست قلب‌های صادقان.

2. «یَا حَبِیبَ مَنْ لَا حَبِیبَ لَه‏»؛[6] ای دوست کسی که دوستی برایش نیست.

3. «یَا وَلِیَّ الْمُۆْمِنِین»؛‏[7] ای دوست مۆمنان.

بنابراین دلایل متقن خداوند متعال نه تنها ما را دوست دارد که بهترین دوست ما نیز هست پس با وجود خدای خوبمان هیچ کدام از ما نباید احساس تنهایی و دلگرفتگی کنیم. ما دوستی داریم که ناگفته غممان را از نگاهمان می خواند، ناگفتنی های حرف هایمان را می داند، همه کارهایی را که کرده ایم می داند و با همه این ها دوستمان دارد، کارهایی که اگر گوشه ای از آنها را کسی بداند تا ابد به روی ما نگاه هم نخواهد کرد.

 

خوشا به حال ما که چنین دوست و یاوری داریم و باشد که قدرش را بدانیم ...

پی نوشت ها:

[1]. بقره، 222.

[2]. همان، 195.

[3]. جاثیه، 19.

[4]. توبه، 116.

[5]. طوسى، محمد بن الحسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج ‏2، ص 848، مۆسسة فقه الشیعة، بیروت، چاپ اول، 1411 ق‏.‏

[6]. کفعمى، ابراهیم بن على عاملى، البلد الأمین و الدرع الحصین، النص، ص 407، مۆسسة الأعلمی للمطبوعات‏، بیروت، چاپ اول، 1418 ق.‏

[7]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد،  ج 2، ص 552، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق


- نظرات (0)