سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



خواص و فضیلت شگفت انگیز آیت الکرسی

عكس العمل شيطان هنگام نزول آيه الكرسي
حضرت امام محمد باقر از امير المومنين (علیه السلام) روايت فرموده: هنگامي كه آيت الكرسي نازل شد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود آيه الكرسي آيه اي است كه از گنج عرش نازل شده و زماني كه اين آيه نازل گشت هر بتي كه در جهان بود با صورت به زمين خورد.
در اين زمان ابليس ترسيد و به قومش گفت :"امشب حادثه اي بزرگ اتفاق افتاده است باشيد تا من عالم را بگردم و خبر بياورم.
ابليس عالم را گشت تا به شهر مدينه رسيد مردي را ديد و از او سوال كرد: " ديشب چه حادثه اي اتفاق افتاد"
مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آيه اي از گنج هاي عرش نازل شد كه بت هاي جهان به خاطر آن آيه همگي با صورت به زمين خوردند. ابليس بعد از شنيدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.

آيت الكرسي سيد آيات قرآن
پيامبر به حضرت علي (علیه السلام) فرمود: " يا علي ! من سيد عربم-مكه سيد شهر هاست- كوه سينا سيد همه كوه هاست- جبرئيل سيد همه فرشتگان است – فرزندانت سيد جوانان اهل بهشتند- قرآن سيد همه كتاب هاست – بقره سيد همه سوره هاي قرآن است – ودر بقره يك آيه است كه آن آيه 50كلمه دارد و هر كلمه 50 بركت دارد و آن آيت الكرسي است.

پاداش كسي كه آيت الكرسي را زياد مي خواند
عبدالله بن عوف گفته است:" شبي خواب ديدم كه قيامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آساني بررسي كردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و كاخ هاي زيادي به من نشان دادند. به من گفتند: درهاي اين كاخ را بشمار ؛ من هم شمردم 50 درب داشت.
بعد گفتند: خانه هايش را بشمار. ديدم 175 خانه بود. به من گفتند اين خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم كه از خواب پريدم و خدا را شكر گفتم.

صبح كه شد نزد ابن سيرين رفتم و خواب را برايش تعريف كردم.

او گفت : معلوم است كه تو آيه الكرسي زياد مي خواني. گفتم : بله ؛ همين طور است. ولي تو از كجا فهميدي. گفت براي اينكه اين آيه 50 كلمه و 175 حرف دارد. من از زيركي حافظه او تعجب كردم. آنگاه به من گفت : هر كه آيه الكرسي را بسيار بخواند سختي هاي مرگ بر او آسان مي شود.

داستان نزول
رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: چون خداي متعال خواست سوره ي حمد و آيه هاي شهدالله (18و19 آل عمران) و قل اللهم (26-27آل عمران) و سوره توحيد و آيه الكرسي را به زمين نازل كندهمگي به عرش الهي چنگ زدند در حالي كه بين آن ها و خداوند حجابي نبود.
سپس فرمودند : پروردگارا ما را به خانه پر گناه و به سوي كساني كه عصيان و گناه مي كنند مي فرستي ؛ در حالي كه ما پاك و مطهر هستيم.

سپس خداي متعال فرمود :" به عزت و جلال خودم سوگند ، هيچ كس شما را بعد از نماز نخواند مگر اين كه او را در مرتبه بالاي قدس جاي دهم كه از نعمت هاي آن استفاده كنند و در هر روز 70 بار به او با نظر رحكت خود بنگرم و در هر روز 70 حاجت او را برآورم هرچند كه بسيار گناه كرده باشد كه كمترين آن دعاها و حاجت ها و آمرزش گناهان باشد. او را از هر دشمني پناه مي دهم و براي پيروزي بر هر دشمني ياريش مي دهم و مانعي به جز مرگ براي بهشت رفتن او نباشد.( يعني بعد از مرگ بلافاصله به بهشت مي رود)


آيت الكرسي براي حفظ چشم
بعد از هر نماز دستان را روي چشم بگذاريد و بعد از خواندن آيت الكرسي بگوييد:"اللهم احفظ حدقتي بحق حدقتي علي بن ابيطالب(علیه السلام)"

امان نامه الهي
امام كاظم (علیه السلام) فرمود: از بعضي پدران بزرگوارم شنيدم كه كسي داشت سوره حمد را مي خواند پس حضرت فرمود: هم شكر خدا را به جاي آورد و هم به پاداش رسيد. بعد حضرت شنيد كه سوره توحيد مي خواند فرمود: ايمان آورد و ايمني به دست آورد و سپس شنيد كه سوره قدر مي خواند فرمود: راست گفت و آمرزيده شد و بعد شنيد كه آيت الكرسي مي خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برايش فرو فرستاد.

قرآن برتر است يا تورات؟
روايت شده كه از پيامبر (صلی الله علیه و آله) پرسيدند: قرآن برتر است يا تورات؟ فرمودند: در قرآن آيه اي است كه از تمام كتابهايي كه خداوند بر پيامبرانش نازل فرموده بهتر و برتر و والاتر است و آن آيه الكرسي است.
پيامبر فرمودند با فضيلت ترين آيه اي كه بر من نازل شد آيه الكرسي است.
پيامبر فرمودند آيه الكرسي وسوره توحيد عظيم تر از همه چيزهايي است كه دون و پست تر از خداست.

پيامبر (ص
لی الله علیه و آله) فرمودند: دانش بر تو گوارا باد. سوگند به كسي كه جان محمد در دست اوست اين آيه داراي دو زبان و دو لب است كه در عرش الهي تسبيح و تقديس خدا مي گويد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: در شب معراج دو لوح را ديدم ، كه در يك لوح سوره حمد و در لوح ديگر كل قرآن قرار داشت كه سه نور از آن مي درخشيد . پس گفتم اي جبرئيل اين نوره چيست؟ جبرئيل در جواب گفت : آن سه نور يكي سوره توحيد و يكي سوره ياسين و ديگري آيه الكرسي مي باشد.

پيامبر (ص
لی الله علیه و آله) فرمودند: در معراج در آـسمان هفتم ديدم كه ملائكه حجب سوره نور را مي خوانند ، خزان كرسي آيه الكرسي و حمله عرش سوره مومن را مي خوانند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: همانا من از آيه الكرسي براي بالا رفتن درجات استفاده مي كنم.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هرگاه سوره حمد و توحيد و قدر را با آيه الكرسي بخوانيد و بعد از آن برخيزيد و و رو به قبله حاجات خود را از خدا بخواهيد كه حاجاتتان بر آورده خواهد شد زيرا اسم اعظم هستند.

امام علي (ع
لیه السلام) فرمودند اگر شما از آثار معنوي آيه الكرسي آگاه بوديد در هيچ حال خواندن آن را ترك نمي كرديد.
امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند: هر كس يك بار آيه الكرسي را بخواند خداوند هزار ناراحتي از ناراحتي هاي دنيا و هزار سختي آخرت رااز او دور مي كند كه كمترين ناراحتي دنيا فقر و كمترين سختي آخرت فشار قبر است.

رسول خدا در خواب به دختر خويش فرمودند: ترازوي اعمال خويش را با آيه الكرسي سنگين گردان. زيرا هركس آن را قرائت نمايد آسمان وزمين با فرشتگانش به جنبش و حركت در آيند و خداوند را با صداي بلند به پاكي ياد كنند و او را بزرگ بدارند و تسبيح گويند. پس از آن تمامي فرشتگان از خداوند مي خواهند كه گناه خواننده آيه الكرسي را ببخشد و از خطا و لغزشش در گذرد.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: هركس آيه الكرسي را يك بار بخواند اسم او از ديوان اشقيا و انسان هاي بد محو مي شود.
امام رضا (علیه السلام) به نقل از پيامبر فرمودند: هر كس 100 مرتبه آيه الكرسي را بخواند چنان باشد كه همه عمر خود را عبادت كرده باشد.

بعد از نماز
پيامبر فرمودند: هر كس آيه الكرسي را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شكافته گردد و به هم نيايد تا خداوند متعال به سوي خواننده آيت الكرسي نظر رحمت افكند و فرشته اي را بر انگيزد كه از آن زمان تا فرداي آن كارهاي خوبش را بنويسد و كارهاي بدش را محو كند.
رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: يا علي بر تو باد به خواندن آيه الكرسي بعد از هر نماز واجب. زيرا به غير از پيغمبر و صديق و شهيد كسي به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمي كند و هر كس بعد از هر نماز آيه الكرسي را بخواند به جز خداوند متعال كسي او را قبض روح نمي كند و مانند كسي باشد كه همراه پيامبران خدا جهاد كرده تا شهيد شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت مي شود و به جز انسان صديق و عابد كسي بر خواندن آيه الكرسي مواظبت نمي كند.

در روايتي از امام باقر آمده است:" هر كس آيه الكرسي را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بيچارگيدر امان شود و رزق او وسعت يابد و خداوند به او از فضل خودش مال زيادي بخشد."

رسول اكرم فرمودندك هر كس آيه الكرسي را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق مي گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد.
جهت نور چشم بعد از هر نماز دست بر چشم بگذارد و آيه الكرسي بخواند و بگويد :" اعيذ نور بصري بنور الله الذي لا يطفي"

خداوند به موسي بن عمران وحي فرمود: كسي كه بعد از نماز واجبش آيه الكرسي بخواند خداوند متعال به او قلب شاكرين – اجر انبيا و عمل صديقين را عطا فرمايد و چيزي جز مرگ از داخل شدن او به بهشت جلوگيري نمي نمايد. مداومت نمي نمايد به آن مگر پيامبر يا صديق يا كسي كه از او راضي شده ام و يا شخصي كه شهادت را روزي او مي نمايم.


زيادي علم وحافظه
پيامبر (صلی الله علیه و آله) روايت كرده است كه فرمودند : 5 چيز حافظه را قوي مي گرداند: خوردن شيريني – گوشت نزديك گردن – عدس – نان سرد و خواندن آيت الكرسي
عالمي گويد : هر كه علم مي خواهد بر پنج چيز مواظبت مي كند:
1- پرهيزكاري در آشكارا و پنهان 2- خواندن آيت الكرسي 3- هميشه با وضو بودن 4- نماز شب خواندن حتي اگر دو ركعت باشد. 5- غذا خوردن به منظور نيرو گرفتن نه شكم پر كردن.

سفر
امام صادق (علیه السلام) فرمود: سفر را با دادن صدقه و يا با خواندن آيت الكرسي آغاز كنيد. كسي كه در سفر هر شب آيه الكرسي را بخواند هم خودش در سلامت باشد و هم چيزهايي كه همراه اوست.

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: هرگاه براي حاجتت از خانه ي خود بيرون آمدي آيه الكرسي را بخوان كه حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.

امام علي (ع
لیه السلام) فرمودند: هرگاه يكي از شما اراده حاجتي كند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بيرون رود و در وقت بيرون رفتن آخر سوره آْ عمران ( آيه 190تا آخر) و آيه الكرسي و سوره قدر و حمد را بخواند ، زيرا كه در خواندن اين ها حوائج دنيا و آخرت برآورده مي شود.
در روايت آمده است هر كس آيت الكرسي را در وقت غروب بخواند حاجتش برآورده گردد. 


ادامه مطلب - نظرات (0)

چگونه در کارهای سخت موفق شویم؟

ایمان

«فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى» [لیل/ آیات 5، 7، 6] ؛ اما آن کس که بخشش و پرهیزکاری کرد(5) و وعده های خدا را تصدیق کرد(6) پس به زودی او را در مسیر آسانی قرار می دهیم. (7)

توفیق از مادّه وَفْق است، به معنای ایجاد موافقت میان دو چیز یا چیزهای متعدد; و در واقع، نوعی فراهم کردن وسیله لازم برای افراد است تا با میل و اراده خود از آن برای پیشرفت استفاده کنند. می توان گفت توفیق به معنای هدایت کردن و رساندن به مقصود است.

قرآن یکی از اسباب جلب توفیق الهی را تلاش و کوشش در راه هدف می داند و می فرماید: مجاهدان راه خدا و شهیدان از توفیق الهی برخوردارند و کارشان در نزد خداوند اصلاح می شود.

یکی دیگر از عواملِ به دست آوردنِ توفیقِ الهی کار نیک است. از نظر قرآن، فقط خداوند منشأ توفیق است: «اَلَیسَ اللّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ»; و اگر خداوند [(بر اساس علم به شایستگی ها و ناشایستگی ها )] محرومیت کسی را بخواهد، هرگز کسی نمی تواند به او بهره ای از هدایت برساند; و اگر خداوند هدایت و توفیق را بخواهد، هیچ کس قادر نیست آن را برگرداند.»

با توجه به آیات سوره لیل، خداوند برای «توفیق الهی» سه عامل را بیان داشته است که عبارتند از: انفاق، پرهیزگاری و تصدیق جزاهای الهی و همچنین عوامل سلب توفیق را بخل، بی نیازی طلبی از خدا و انکار پاداش نیک الهی می داند.

یکی دیگر از واژه هایی که به سلب توفیق معنی شده است واژه «لعن» در دنیاست که اهل لغت آن را به معنى سلب توفیق گرفته اند، ولی در واقع باید گفت سلب توفیق، از مصادیق لعن مى‏ باشد. (7)

گاه مجازات ها که نتیجه گناهان انسان است، به شکل سلب توفیق نمود پیدا می کند چنانکه خداوند متعال در آیه 49 سوره مبارکه مائده مى‏ فرماید: «فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ أَن یُصِیبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ؛ و اگر آنها (از حکم و داورى تو)، روى گردانند، بدان که خداوند مى‏ خواهد آنان را به خاطر پاره‏ اى از گناهانشان مجازات کند و بسیارى از مردم فاسقند».

از توفیق در روایات به عنوان «لا قائد کالتوفیق: بهترین راهبر » (نهج‌البلاغه، کلمات قصار«113» رضی، محمد بن حسین؛ ترجمه شهیدی، سید جعفر) و «اجلٌ ما ینزل من السماء التوفیق: با ارزشترین چیزی که از آسمان فرو می‌آید » (میزان الحکمه، ج14، ص6950 ، ج22228 ) تعبیر شده است.

با توجه به آیات سوره لیل، خداوند برای «توفیق الهی» سه عامل را بیان داشته است که عبارتند از: انفاق، پرهیزگاری و تصدیق جزاهای الهی و همچنین عوامل سلب توفیق را بخل، بی نیازی طلبی از خدا و انکار پاداش نیک الهی می داند

بنابر آیات خداوند انفاق توأم با تقوا و ایمان را عامل توفیق در کارهای بزرگ و سخت و بخل و تنگ نظری را سبب از دست دادن توفیق معرفی کرده است.

به روایاتی از امام علی (علیه السلام) توجه فرمایید: «توفیق اساس خوشبختی است; بهترین کوشش آن است که با توفیق قرین شود; نعمتی چون عافیت نیست و عافیتی چون یاریِ توفیق; اقدام نکردن در هنگام سرگردانی از توفیقات است; امکان گناه نیافتن از توفیقات است.»

از امام باقر(علیه السلام) درباره معنای «لاحَوْلَ وَلاقُوًّةَ اِلّا باللّه» پرسیدند. حضرت فرمودند: «ما قدرت بر ترک معصیت نداریم، مگر به یاری خداوند; و توانایی بر طاعت خدا نداریم، مگر با توفیق خداوند، عزّوجل.»

در دعاهای فراوانی هم از خداوند، توفیق طلب شده، مثل «ارزقنی فیها التوفیق لما وفقت له محمد و آل محمد» (قمی، عباس؛ مفاتیح الجنان، دعای شب بیست و دوم رمضان) و یا « وفقنی للّتی هی أزکی ….» (همان، دعای مکارم الاخلاق) و یا «اللهم ارزقنی توفیق الطاعه و بعد المعصیه…» و … شاید گفته شود چرا این توفیقات شامل حال گروهى مى‏ شود، در حالى که گروه دیگرى از آن محروم مى‏ گردند؟

باید گفت در حقیقت انجام عمل خیر، سبب توفیق الهى مى‏ گردد و انجام اعمال شرّ، توفیق را از آدمى سلب مى‏ کند. (تفسیر نمونه ج‏19 ص485)

توفیق و موافق قراردادن همه اسباب و وسائل خارجی تنها از جانب خداوند متعال امکان ‌پذیر است زیرا کسی را چنین نیروی فراگیر و کاملی نیست که بتواند در هر موردی که می ‌خواهد همه اسباب و مسائل مادی و معنوی را موافق سازد. (مصطفوی، تفسیر روشن، ج11, ص285)

در قرآن از زبان حضرت شعیب (علیه السلام) آمده است: «و ما توفیقی الا بالله؛ توفیق من تنها از جانب خداوند است.» (سوره هود؛ آیه 88)

از امام باقر(علیه السلام) درباره معنای «لاحَوْلَ وَلاقُوًّةَ اِلّا باللّه» پرسیدند. حضرت فرمودند: «ما قدرت بر ترک معصیت نداریم، مگر به یاری خداوند; و توانایی بر طاعت خدا نداریم، مگر با توفیق خداوند، عزّوجل»

به هر حال توفیق و نهادینه کردن روح عبودیت، مانند دیگر فضائل نیاز به تمرین و تلاش دارد، زیرا همان ‌طور که عواملی مثل فطرت و عقل، انسان را به سوی عبادت و تکامل سوق می‌ دهند، عوامل متعددی از شهوت و هوای نفس و … انسان را از عبادت و عبودیت باز می ‌دارند.

امام رضا (علیه السلام) می ‌فرمایند، «هر کس از خدا توفیق مسألت کند، در حالی که کوشا و تلاشگر نیست، خود را به استهزاء گرفته است.» (میزان الحکمه، ج 2، ص862، ح2790)

برخی از عوامل توفیق غیر از آنچه در شرح آیات سوره لیل گذشت (انفاق، پرهیزگاری و تصدیق جزاهای الهی) عبارتند از: نیت خوب داشتن، چنان که امام علی(علیه السلام) می فرماید: «هر که نیتش خوب باشد، توفیق یار او شود.» (میزان الحکمه، ج13، ص6574، ح20983 )

یکی از عوامل دیگر توفیق، دعا است حضرت علی(علیه السلام) می ‌فرماید: «یعنی بر توست که از خدایت کمک بگیری و توفیق را از او طلب کنی.» (غرر الحکم، 203)

عامل دیگر، نصیحت پذیری و موعظه است زیرا ممکن است حتی کسانی که اهل عبادتند گاهی دچار کم رغبتی شوند، که در این حالت، نیاز به عوامل دارند که نشاط عبادت را به آن‌ها باز گرداند و موعظه می ‌تواند بسیار کارساز باشد.

حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «بزرگ ‌ترین توفیق برای انسان پذیرش نصحیت است.» (میزان الحکمه ج 13، ص 6302، ح 20183)

عوامل دیگری نیز برای توفیق بیان شده است، مانند: علم، مطالعه زندگی علماء و خوبان، مال حلال، توبه و استغفار، تلاش و پشتکار، حسن خلق،همنشین خوب، اخلاص، نظم و برنامه ‌ریزی، توسل و …


- نظرات (0)

می خواهید از عذاب جهنم در امان باشید

اتحاد

از تاریخِ تلخِ اختلافات پیشینیان، درس بگیریم که اختلاف و تفرقه، نه تنها قدرت در دنیا را مى ‏شكند، بلكه گرفتاری عذاب و جهنم را در قیامت به دنبال دارد.

وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ(آل عمران ـ 105)

و چون كسانى مباشید كه پس از آنكه دلایل آشكار بر ایشان آمد پراكنده شدند و با هم اختلاف پیدا كردند و براى آنان عذابى سهمگین است.

در این آیه مجدّداً بحث در پیرامون مسئله اتحاد و پرهیز از تفرقه و نفاق است، این آیه مسلمانان را از اینكه همانند اقوام پیشین، همچون یهود و نصارى، راه تفرقه و اختلاف را پیش گیرند و عذاب عظیم براى خود بخرند بر حذر مى‏دارد و در حقیقت آنها را به مطالعه تاریخ پیشینیان، و سرنوشت دردناك آنها پس از اختلاف و تفرقه دعوت مى‏ كند.

اصرار و تأكید قرآن مجید در این آیات، درباره اجتناب از تفرقه و نفاق، اشاره به این است كه این حادثه در آینده در اجتماع آنها وقوع خواهد یافت زیرا هر كجا قرآن در ترساندن از چیزى زیاد اصرار نموده اشاره به وقوع و پیدایش آن مى‏ باشد.

پیامبر اسلام نیز این پیش ‏بینى را قبلاً كرد و صریحاً به مسلمانان خبر داد كه: "قوم یهود بعد از موسى 71 فرقه شدند و مسیحیان 72 فرقه و امت من بعد از من 73 فرقه خواهند شد" (این روایت به طرق مختلف از شیعه و سنى نقل شده است به طریق شیعه در كتاب هاى: خصال، معانى، احتجاج، امالى صدوق، اصل سلیم بن قیس، و تفسیر عیاشى، وارد شده است و به طرق اهل تسنن نیز در كتاب هاى در المنثور، و جامع الاصول، و ملل و نحل نقل شده است.)

ظاهراً عدد 70 اشاره به كثرت است و به اصطلاح "عدد تكثیرى" است نه "شمارشى" یعنى در میان یهود یك طایفه بر حق بودند و "طوائف زیادى" بر باطل، در میان مسیحیان طوائف باطل فزونى گرفتند و حق همچنان در یك طایفه بود و در میان مسلمانان اختلافات باز هم فزونى خواهد گرفت.

و طبق آنچه قرآن مجید اشاره كرده و پیغمبر اكرم نیز خبر داده بود، مسلمانان بعد از وفات او از طریق مستقیم كه یك راه بیش نبود منحرف شدند؛ در عقاید مذهبى و حتى در خود دین پراكنده گشتند و به تكفیر یكدیگر پرداختند، تا آنجا كه در میان آنان گاه شمشیر، و گاه سب و لعن حكومت مى‏كرد، كار به جایى كشید كه بعضى از مسلمانان جان و مال همدیگر را حلال می دانستند و حتى به قدرى میان مسلمانان عداوت و دشمنى ایجاد شده بود كه بعضى حاضر می شدند به كفار بپیوندند و با برادران دینى خود جنگ كنند!

بدین ترتیب اتحاد و وحدت كه رمز موفقیت مسلمانان پیشین بود، به نفاق و اختلاف مبدل گشت، در نتیجه زندگى سعادتمندانه آنان به یك زندگى شقاوت بار تبدیل شد، و عظمت دیرین خود را از دست دادند.

ظاهرا عدد 70 اشاره به كثرت است و به اصطلاح "عدد تكثیرى" است نه "شمارشى" یعنى در میان یهود یك طایفه بر حق بودند و "طوائف زیادى" بر باطل، در میان مسیحیان طوائف باطل فزونى گرفتند و حق هم چنان در یك طایفه بود، و در میان مسلمانان اختلافات باز هم فزونى خواهد گرفت

خلاصه ای از تفسیر المیزان:

کسانی که اختلاف می نمایند، اختلاف آنها از تفرقه در اعتقاداتشان ناشی می شود، اما همین تفرقه در عقاید به تفرقه در ابدان آنها منجر می شود و آنها را از صورت جماعت خارج می کند و از طرف دیگر تفرقه ابدان هم به اختلاف عقاید منجر می شود.

می فرماید: شما مسلمانان با هم متحد باشید و مانند اهل کتاب نباشید که ابتدا بدن هایشان از هم جدا شد و از جماعت خارج شدند و آنگاه آراء و عقاید آنها هم مختلف گردید.

لذا قرآن در دعوت به اتحاد تأکید می کند و در نهی از اختلاف مبالغه می نماید و این نیست مگر به جهت ژرف نگری چون می دانسته که این امت به زودی دچار اختلاف و تشتت آراء می گردند، جریان حوادث هم این پیش گوئی قرآن را تأیید و تصدیق کرد،چون امت محمد (صلی الله علیه و آله ) به مذاهب گوناگون منشعب گشت که هر یک، دیگری را نسبت کفر می داد و هر گاه شخصی برخاست تا اختلاف دو مذهب را از بین برد خود مذهب سومی ایجاد کرد.

به هرحال پس از رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله ) در اثر نفاق منافقان مردم متفرق شدند و حکومت ها، مردم را در بند تحکم و استبداد کشیدند و سعادت حیاتشان را به شقاوت و هدایتشان را مبدل به ضلالت نمودند و عذاب عظیم آنان به جهت تفرقه و اختلاف است که به سقوط آنها منجر می شود.

در صحیح بخاری و صحیح مسلم از انس روایت شده که گفت: رسول خدا فرمود: (به زودی مردانی از صحابه من در کنار حوض بر من وارد می شوند و همین که نزدیک می شوند از جانب خدا دستگیرشان نموده و به سرعت می برند و من می گویم: ای پروردگار من، اینها اصحاب من هستند، پس خطاب می رسد: مگر نمی دانی که اینها بعد از رحلت تو چه حوادثی پدیدآوردند؟)

أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ:

كسانى كه با بودن ادله روشن در دین اختلاف كنند به عذاب عظیم و دردناكى گرفتار می گردند.

بى‏ شك نتیجه فورى اختلاف و نفاق ذلت و خوارى است و سرّ ذلت و خوارى هر ملت را در اختلاف و نفاق آنان باید جستجو كرد.

جامعه‏اى كه اساس قدرت و اركان همبستگى ‏هاى آن با تیشه‏ هاى تفرقه در هم كوبیده شود، سرزمین آنان براى همیشه جولانگاه بیگانگان و قلمرو حكومت استعمارگران خواهد بود، راستى چه عذاب بزرگى است! اما عذاب آخرت آنچنان كه خدا در قرآن بیان كرده است فوق العاده از این عذاب هم شدیدتر خواهد بود و در انتظار تفرقه ‏اندازان و اختلاف ‏گرایان است.

همیشه ریشه‏ى اختلافات جهل نیست، هوس‏ها نیز اختلاف برانگیز است. «وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ»

پیام‏ های آیه:

1ـ از تاریخِ تلخِ اختلافات پیشینیان، درس بگیریم. «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِینَ ...»

2ـ همیشه ریشه‏ى اختلافات جهل نیست، هوس‏ ها نیز اختلاف برانگیز است. «وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ»

3ـ اختلاف و تفرقه، نه تنها قدرت شما را در دنیا مى‏ شكند، بلكه در قیامت نیز گرفتار عذاب جهنّم مى‏ سازد. «لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ»

منابع:

تفسیر نور، ج 2

تفسیر نمونه، ج 3

تفسیر المیزان



- نظرات (0)

حفظ قرآن، یکی از راه های ورود به تدبّر است

حفظ

منابع:

برگزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار قاریان، حافظان و اساتید قرآنی

انس با قرآن دل هاى ما را با معارف قرآن آشناتر خواهد كرد. هر چه در دنیاى اسلام كمبود هست، بر اثر دورى از معارف الهى و معارف قرآنى است.

قرآن کریم، ریسمان استوار و دستاویز محکمی است که خداوند به بندگانش هدیه داده است و بنابر سفارش رسول مکرمش، در کنار عترت، می بایست به آن تمسک ورزید. (سیوطی،1414 هـ.ق، ج2، ص60؛ کلینی، 1389 هـ.ق، ج2، ص415)
قرآن، تنها کتاب آسمانی است که از تحریف مصون مانده و یگانه کلامی است که بر بلندای قله فصاحت، هدایت و رستگاری را نوید داده (اسراء، 2) و رمز و راز مکتوم عالم را باز می گوید. (نحل، 89)
در مکتب اسلام، قرآن به عنوان بهترین و مطمئن ترین راه انس با حضرت حق تعریف شده است. گرچه انس با قرآن کریم مراحل مختلفی دارد از جمله: نگاه، شنیدن، روخوانی، قرائت، ترتیل، تلاوت، درس (مراجعه مکرر)، حفظ، تدبر، تفکر، تمسک، فهم و عمل؛ اما مرحله نهایی و اصلی انس، عمل کردن به دستورات آن امانت مقدس الهی و پیاده نمودن در جامعه می باشد.
متأسفانه، امروزه در بسیاری از جوامع، انس با امور دنیوی بر انس با قرآن مقدم شده است.

و این در حالی است که قرآن كتاب حكمت است، كتاب علم است، كتاب حیات است. حیات امت ها و ملت ها در آشنائى با معارف قرآن و عمل به مقتضاى این معارف و عمل به احكام قرآنى است.

انسان ها اگر طالب عدالتند و از ظلم بیزارند، راه مبارزه‌ى با ظلم را باید از قرآن فرا بگیرند.

انسان ها اگر طالب علمند و به وسیله‌ى معرفت و آگاهى و علم می خواهند زندگى را رونق ببخشند و راحت و رفاه را براى خودشان تأمین كنند، راهش به وسیله‌ى قرآن نشان داده می شود. انسان ها اگر در پى ارتباط با خداى متعال و صفاى معنوى و روحى و آشنائى با مقام قرب الهى هستند، راهش قرآن است.

ضعف ما امت مسلمان، عقب‌ ماندگى ما، كج‌ رفتارى ‌هاى ما، كج‌ تابى ‌هاى ما در مسائل اخلاقى و زندگى، همه‌ى اینها ناشى از دورى از قرآن است.

ملت هاى مسلمان بر اثر حاكمیت طغیان گران و طاغوت ها - كه قرآن مخاطبان خود را این همه از طاغوت ها بر حذر داشته است - خونشان مكیده شد؛ نه فقط خون اقتصادیشان، نه فقط منابع حیاتى و معادن زیر زمینى و نفت و امثال این ها، بلكه روحیه‌ى ایستادگیشان، مقاومتشان، طلب علوّ و عزت در دنیا هم از ملت هاى مسلمان گرفته شد.

ضعف ما امت مسلمان، عقب‌ ماندگى ما، كج‌ رفتارى ‌هاى ما، كج‌ تابى ‌هاى ما در مسائل اخلاقى و زندگى، همه‌ى اینها ناشى از دورى از قرآن است

ملت هاى مسلمان به فرهنگ خودشان پشت كردند، فرهنگ مادیگرى را پذیرفتند. با اینكه به ظاهر ما كلمه‌ى «لا اله الّا اللَّه» گفتیم، در طول زمان مسلمان بودیم، اما فرهنگ غرب و معارف غرب در دل هاى ما اثر كرد و ما را از حقایق دور كرد. آن وقت نه فقط اقتصادمان را، عزت دنیویمان را از دست دادیم، بلكه اخلاق و معالم اخلاقیمان را هم از دست دادیم. ما اگر دچار تنبلى هستیم، اگر دچار ضعف و سستى هستیم، اگر دل هاى ما با یكدیگر مأنوس نیست، اگر در میان ما بدخواهى وجود دارد، اینها از آثار فرهنگ تزریقاتىِ تحمیلىِ ضد اسلامى و غیر اسلامى است.

نقش قرآن این است كه ما را از لحاظ ماده و معنا اعتلاء ببخشد؛ و این كار را قرآن می كند. كسانى كه با تاریخ آشنا هستند، نمونه‌هایش را در تاریخ دیدند.

 

حفظ قرآن، تدبیر در قرآن را به ارمغان می آورد

یكى از چیزهائى كه می تواند تدبر در قرآن را به ما ارزانى بدارد، حفظ قرآن است.

توجه داشته باشید كه حفظ قرآن قدم اول است. اولاً حفظ را باید نگه داشت. بنابراین حافظ قرآن باید تلاوت كننده‌ى مستمر قرآن باشد؛ یعنى مرتباً بایستى قرآن را تلاوت كند؛ والّا حفظ از دست خواهد رفت. بعد بایستى این حفظ كمك كند به تدبر؛ حفظ حقیقتاً كمك می كند به تدبر. آنجائى كه شما قرآن را تكرار می كنید، حافظید و می خوانید، فرصت تدبر و تعمق در آیات قرآن براى شما پیدا می شود.

البته انس با تفاسیرى كه مراد از آیه را تبیین می كنند، خیلى لازم است. وقتى حفظ باشد و این انس با تفسیر هم باشد و تدبر باشد، نتیجه می شود؛ شكوفائى قرآنى.

 


- نظرات (0)

امر به معروف غیر از خشونت است

امر به معروفامر به معروف و نهى از منكر، به دو صورت انجام مى‏شود:

1ـ به عنوان وظیفه‏اى عمومى و همگانى كه هر كس به مقدار توانایى خود باید به آن اقدام نماید.

2ـ وظیفه‏اى كه یك گروه سازمان یافته و منسجم آن را به عهده دارد و با قدرت، آن را پى ‏مى ‏گیرد. چنان كه اگر راننده‏اى در خیابان خلاف كند، هم سایر رانندگان با چراغ و بوق به او اعتراض مى ‏كنند و هم پلیس راهنمایى براى برخورد قاطع با متخلّف وارد صحنه مى‏ شود

  • تعداد بازديد :
  • 213
  • شنبه 11/11/1393
  • تاريخ :
  • امر به معروف غیر از خشونت است

    امر به معروف

    امر به معروف و نهى از منكر، به دو صورت انجام مى‏شود:

    1ـ به عنوان وظیفه‏اى عمومى و همگانى كه هر كس به مقدار توانایى خود باید به آن اقدام نماید.

    2ـ وظیفه‏اى كه یك گروه سازمان یافته و منسجم آن را به عهده دارد و با قدرت، آن را پى ‏مى ‏گیرد. چنان كه اگر راننده‏اى در خیابان خلاف كند، هم سایر رانندگان با چراغ و بوق به او اعتراض مى ‏كنند و هم پلیس راهنمایى براى برخورد قاطع با متخلّف وارد صحنه مى‏ شود.


    وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آل عمران ـ 104)

    و باید از میان شما گروهى [مردم را] به نیكى دعوت كنند و به كار شایسته وا دارند و از زشتى باز دارند و آنان همان رستگارانند.

    به دنبال آیات پیشین كه مسئله اخوت و اتحاد را توصیف می كرد در این آیه اشاره به مسئله "امر به معروف" و "نهى از منكر" شده كه در حقیقت به منزله یك پوشش اجتماعى براى محافظت جمعیت است، زیرا اگر مسئله امر به معروف و نهى از منكر در میان نباشد عوامل مختلفى كه دشمن بقاى "وحدت اجتماعى" هستند، همچون موریانه از درون، ریشه ‏هاى اجتماع را مى ‏خورند، و آن را از هم متلاشى می سازند، بنابراین حفظ وحدت اجتماعى بدون نظارت عمومى ممكن نیست!

     

    طرح یک سوال‏ مهم:

    در اینجا این سوال پیش مى‏ آید كه ظاهر "منكم امة" این است كه این امت بعضى از جمعیت مسلمانان را تشكیل مى ‏دهد، نه همه آنها را و به این ترتیب وظیفه امر به معروف و نهى از منكر جنبه عمومى نخواهد داشت، بلكه وظیفه طایفه خاصى است، اگر چه انتخاب و تربیت این جمعیت، وظیفه همه مردم است.

    به عبارت دیگر این دو وظیفه واجب كفایى است نه عینى، با اینكه از دیگر آیات قرآن بر مى ‏آید كه این دو وظیفه جنبه عمومى دارد، و به عبارت دیگر واجب عینى است نه واجب كفایى، مثلا در چند آیه بعد از این آیه مى‏ خوانیم: كُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَر" شما بهترین امتى بودید كه به سود مردم مبعوث شدید، چه اینكه امر به معروف و نهى از منكر مى‏ كنید".

    باید در انجام این فریضه الهى و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد، دلسوزى و حسن نیت و پاكى هدف را فراموش نكرد، و جز در موارد ضرورت، از راه هاى مسالمت ‏آمیز وارد شد و نباید انجام این وظیفه را مساوى با خشونت گرفت

    در سوره "العصر" مى ‏فرماید: "همه مردم در زیانند جز آنان كه ایمان و عمل صالح دارند و دعوت به حق و توصیه به صبر و استقامت مى ‏كنند"

    طبق این آیات و مانند آنها این دو وظیفه اختصاص به دسته معینى ندارد.

     

    پاسخ‏ :

    دقت در مجموع این آیات پاسخ سوال را روشن مى‏ سازد، زیرا چنین استفاده مى‏ شود كه "امر به معروف و نهى از منكر" دو مرحله دارد:

    یكى "مرحله فردى" كه هر كس موظف است به تنهایى ناظر اعمال دیگران باشد، و دیگرى "مرحله دسته جمعى" كه امتى موظفند براى پایان دادن به نابسامانی هاى اجتماع دست به دست هم بدهند و با یكدیگر تشریك مساعى كنند.

    قسمت اول وظیفه عموم مردم است، و چون جنبه فردى دارد طبعاً شعاع آن محدود به توانایى فرد است، اما قسمت دوم شكل واجب كفایى به خود مى‏ گیرد و چون جنبه دسته جمعى دارد و شعاع قدرت آن وسیع و طبعاً از شئون حكومت اسلامى محسوب مى‏ شود، این دو شكل از مبارزه با فساد و دعوت به سوى حق، از شاهكارهاى قوانین اسلامى محسوب مى‏ گردد و مسئله تقسیم كار را در سازمان حكومت اسلامى و لزوم تشكیل یك گروه نظارت بر وضع اجتماعى و سازمان هاى حكومت مشخص مى‏ سازد.

    والدین و نوجوان

    امر به معروف از خشونت جداست

    در پایان این بحث تذكر این نكته نیز لازم است كه باید در انجام این فریضه الهى و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد، دلسوزى و حسن نیت و پاكى هدف را فراموش نكرد، و جز در موارد ضرورت، از راه هاى مسالمت ‏آمیز وارد شد و نباید انجام این وظیفه را مساوى با خشونت گرفت.

    ولى متاسفانه بعضى افراد به هنگام انجام این وظیفه، در غیر موارد ضرورت، از راه خشونت آمیز وارد مى‏ شوند و گاهى متوسل به الفاظ زشت و زننده مى‏ گردند.

    و لذا مى ‏بینیم این نوع امر به معروف ‏ها نه تنها اثر خوبى از خود نمى‏ گذارد، بلكه گاهى نتیجه معكوس هم مى ‏دهد، در حالى كه روش پیامبر صلی الله و علیه وآله و سیره ائمه هدى علیهم السلام نشان مى ‏دهد كه آنها به هنگام اجراى این دو وظیفه، آنها را با نهایت لطف و محبت مى ‏آمیختند و به همین دلیل سر سخت‏ ترین افراد به زودى در برابر آنها تسلیم مى ‏شدند.

     

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    درباره امر به معروف و نهى از منكر، روایات بسیارى آمده كه از نقل آنها صرف نظر و به این مقدار بسنده مى‏ كنیم:

    1ـ امام على علیه السلام فرمود: اگر امر به معروف و نهى از منكر ترك شود، كارهاى نیك و خیر تعطیل و اشرار و بَدان مسلّط مى‏شوند. (نهج البلاغه، نامه 47)

    2ـ "امر به معروف و نهى از منكر دو فریضه بزرگ الهى است كه بقیه فرائض با آنها برپا مى‏ شوند، به وسیله این دو، راه ها امن مى‏گردد و كسب و كار مردم حلال مى‏ شود، حقوق افراد تأمین مى‏ گردد، و در سایه آن زمین ها آباد، و از دشمنان انتقام گرفته مى ‏شود، و در پرتو آن همه كارها رو به راه مى‏ گردد." (وسائل كتاب امر به معروف و نهى از منكر باب 1، حدیث 6، صفحه 395، جلد 11)

    3ـ پیغمبر اكرم صلی الله و علیه وآله مى‏فرماید: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر كند، جانشین خداوند در زمین، و جانشین پیامبر و كتاب او است." (مجمع البیان در تفسیر آیه فوق)

    4ـ امام علی علیه السلام فرمودند: تمام كارهاى نیك و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون آب دهان است در برابر دریاى پهناور"! (نهج البلاغه كلمات قصار شماره- 374)

    فلاح و رستگارى، تنها در نجات و رهایى خود خلاصه نمى‏شود، بلكه نجات و رشد دیگران نیز از شرایط فلاح است. «یَأْمُرُونَ»، «یَنْهَوْنَ»، «أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»

    بحث لغوی:

    "امت" در اصل از ماده "ام" به معنى هر چیزى است كه اشیاء دیگرى به آن ضمیمه گردد و به همین جهت "امت" به جماعتى كه جنبه وحدتى در میان آنها باشد گفته مى ‏شود؛ خواه وحدت از نظر زمان یا از نظر مكان و یا از نظر هدف و مرام باشد، بنابراین به اشخاص متفرق و پراكنده "امت" گفته نمى ‏شود.

     

    پیام ‏های آیه:

    1ـ در جامعه اسلامى، باید گروهى بازرس و ناظر كه مورد تأیید نظام هستند، بر رفتارهاى اجتماعى مردم نظارت داشته باشند. «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ»

    2ـ اصلاح جامعه و جلوگیرى از فساد، بدون قدرتِ منسجم و مسئول مشخّص امكان ندارد. «مِنْكُمْ أُمَّةٌ»

    3ـ دعوت‏ كننده‏ى به خیر و معروف باید اسلام‏ شناس، مردم‏ شناس و شیوه شناس باشد. لذا بعضى از امّت این وظیفه را به عهده دارند، نه همه آنها. «مِنْكُمْ أُمَّةٌ»

    4ـ دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از منكر، باید به صورت دائمى باشد، نه موسمى و موقّتى.«یَدْعُونَ»، «یَأْمُرُونَ»، «یَنْهَوْنَ»

    5ـ امر به معروف، بر نهى از منكر مقدّم است. اگر راه معروف‏ ها باز شود، زمینه براى منكر كم مى ‏گردد. «یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»

    6ـ كسانى كه براى رشد و اصلاح جامعه دل مى‏ سوزانند، رستگاران واقعى هستند و گوشه ‏گیرانِ بى‏ تفاوت را از این رستگارى سهمى نیست. «أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»

    7ـ فلاح و رستگارى، تنها در نجات و رهایى خود خلاصه نمى‏شود، بلكه نجات و رشد دیگران نیز از شرایط فلاح است. «یَأْمُرُونَ»، «یَنْهَوْنَ»، «أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»

    منابع:

    تفسیر نمونه، ج 3

    تفسیر نور، ج 2

    تفسیر مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث

    وسائل الشیعه، ج 11

    نهج البلاغه، نامه 47 و كلمات قصار، شماره 374


    - نظرات (0)