سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



معیارهای تنظیم روابط خارجی از دیدگاه قرآن

اسلام

اسلام دین اجتماعی و آموزه ‌های وحیانی قرآن سرشار از موضوعات، مسائل و مباحث اجتماعی است. جایگاه موضوعات اجتماعی در آموزه ‌های دینی تا آن اندازه است که حتی موضوعات خصوصی و شخصی را تحت تأثیر خود قرار داده است، به گونه‌ای که حتیارتباط میان بنده و خدا نیز متأثر از موضوعات اجتماعی است و خداوند راه رهایی ازخسران ابدی حتی در امور عبادی را توجه مومن به دیگران قرار داده است.

خداوند روابط اجتماعی را در چارچوب اصول اعتقادی تنظیم کرده و در آموزه ‌های وحیانی هرگونه روابط، میزان، حدود و شرایط آن را مبتنی بر آن دانسته است لذا مسلمان و جامعه اسلامی می ‌بایست در این چارچوب روابط خود را تنظیم و چارچوب ‌های روابط اجتماعی را در حوزه تعهدات و معاهدات بین‌ المللی براساس آیات قرآن تبیین کنند.


جامعه اسلامی که از آن به امت اسلام تعبیر می‌ شود، جامعه‌ای شکل گرفته از افرادی است که به اصول اعتقادی اسلام باور دارند و در چارچوب آن، سبک زندگی خود را سامان داده و در راه اهداف آن تلاش می‌ کنند.

برهمین اساس، جامعه اسلامی برخلاف جوامع دیگری که بر پایه مشترکات قومی، جغرافیایی، زبانی و اهداف مادی شکل می ‌گیرد، از پایه و بنیاد متفاوت است.
در جامعه اسلامی که از آن به امت یاد می ‌شود، آنچه عنصر اصلی جامعه را شکل می‌ بخشد، عنصر اعتقادی و باورهای اسلامی است.

از این رو در شکل ‌گیری جامعه اسلامی، افراد جامعه به عنوان برادران دینی با هم پیوند می‌ خورند (حجرات،10) در حالی که امت اسلام می ‌تواند در همان حال برادران خونی و حتی پدر و مادر را به عنوان عنصر بیگانه و غیر خودی معرفی کند و از عضویت جامعه ایمانی و اسلامی بیرون براند و هرگونه معاشرت و روابط را با آنان قطع و تحریم نماید. (مجادله، آیه ۲۲؛ توبه آیه ۲۳؛ تفسیر التنویر و التحریر، ج ۶، جزء ۱۰، ص ۱۵۰ و نیز کشاف، زمخشری، ج ۴، ص ۴۹۷)
بر همین اساس هرگونه روابط اجتماعی میان افراد جامعه اسلامی و دیگران تنها در چارچوب اعتقادات تعریف می ‌شود و گاه حتی همنشینی و معاشرت با خویشان کافر و اهل باطل و هم قوم و نژاد و هم زبان و همکار اقتصادی و امنیتی منع شده و به عنوان فعل حرام از آن بازداشته شده و وعید عذاب داده می‌ شود (همان و نیز مدثر، آیات ۴۱ تا ۴۵) زیرا عنصر ایمان به خدا و آخرت و تقوای الهی نمی‌ گذارد که انسان با کسانی که اهل باطل و کفر هستند هر چند که برادر خونی و یا والدین باشد، روابط دوستانه برقرار کند و با آنان معاشرت داشته باشد. (همان آیات و نیز مائده، آیات ۵۷ و ۵۸)

خداوند در همین آیات گزارش می‌ کند که مشرکان غیرقابل اعتماد هستند و مسلمانان نباید با اعتماد به این قرارداد دست از هوشیاری بردارند و مواظب تحرکات مشرکان نباشند؛ چرا که مشرکان به هیچ اصول عقلانی و هنجاری پایبند نیستند و به سبب شرایط دشواری که در آن قرار گرفته‌اند، تن به سازش و صلح می ‌دهند و زمانی که قدرت بیابند و یا موقعیت اقتضا کند، به نقض مفاد عهد نامه اقدام می‌ کنند

محدودیت‌های ارتباطی با جوامع دیگر

از آنجایی که امت اسلامی و جامعه دینی، در چارچوب اصول اعتقادی شکل گرفته است، همان‌گونه که تنظیم روابط داخلی میان اعضای جامعه اسلامی مبتنی بر میزان اعتقادات و باورهای افراد آن به اصول اسلامی است، تنظیم روابط خارجی نیز مبتنی بر همین اصول خواهد بود.

بنابراین، جوامع دیگر که اکثریت آن جوامع قومی، جغرافیایی و یا زبانی هستند، در ریشه و بنیاد با جامعه اسلامی در تضاد هستند و می‌ بایست روابط به گونه‌ای تنظیم شود که فرصت هدایت و جذب دیگران به سوی امت اسلام فراهم آید. 

خداوند در راستای حفظ سلامت اعتقادی و امنیت روانی و روحی مسلمانان و مومنان، از جامعه اسلامی خواسته است تا محدودیت‌هایی را نسبت به تعاملات و روابط با جوامع دیگر برقرار کنند و اجازه ندهند تا آنان از این روابط سوء استفاده کنند.

از طرفی نیز آموزه‌های وحیانی اسلام به جامعه اسلامی این مجوز را داده است تا با جوامع دیگر بر اساس نوع تعامل آنان برخورد یا همکاری داشته باشد. از این رو، برای تنظیم و ساماندهی تعاملات، جواز انعقاد پیمان‌ها و معاهدات خاصی را صادر کرده است.
 

جواز معاهده

روابط جامعه اسلامی با دیگر جوامع در چارچوب اصول اعتقادی و نوع تعاملات آنان تنظیم می ‌شود. از این رو احکام متفاوتی برای معاهدات با دیگران و بیگانگان در آموزه‌های وحیانی بیان شده است.
بر اساس آیاتی از قرآن، بستن معاهدات و پیمان همکاری و یا ترک مخاصمه حتی با جوامع کافر و غیرمسلمان، امری جایز از نظر حکم تکلیفی و صحیح از نظر وضعی است. (نساء، آیه ۹۰؛ انفال؛ ۵۵ تا ۶۱، توبه، آیه ۱۲)
خداوند در آیاتی از جمله ۱ تا ۱۲ سوره توبه، بستن معاهده عدم تعرض میان مشرکان و مسلمانان را جایز و عمل به مفاد آن را صحیح دانسته است. از این رو پیامبر(صلی الله و علیه و آله) قرارداد صلح و عدم تعرض با گروهی از مشرکان در کنار مسجدالحرام بست. (توبه، آیه۷) و از پیامبر(صلی الله و علیه و آله) و جامعه اسلامی خواسته شده بود که به مفاد و محتوای این معاهده صلح عمل کنند و بدان وفادار باشند، هرچند که خداوند در همین آیات گزارش می‌ کند که مشرکان غیرقابل اعتماد هستند و مسلمانان نباید با اعتماد به این قرارداد دست از هوشیاری بردارند و مواظب تحرکات مشرکان نباشند؛ چرا که مشرکان به هیچ اصول عقلانی و هنجاری پایبند نیستند و به سبب شرایط دشواری که در آن قرار گرفته‌اند، تن به سازش و صلح می ‌دهند و زمانی که قدرت بیابند و یا موقعیت اقتضا کند، به نقض مفاد عهد نامه اقدام می‌ کنند.
خداوند در آیاتی از جمله آیات ۸۹ و ۹۰ و نیز آیات ۵۹ و ۶۱ سوره انفال، پذیرش صلح مطرح شده از سوی کافران را لازم و واجب بر می ‌شمارد. بنابراین، در صورت ارائه طرح و پیشنهاد صلح و عدم تعرض از سوی کافران، بر مسلمانان و جامعه اسلامی است که با آنان قرار صلح منعقد کنند.
البته این لزوم و وجوب پذیرش همواره بی‌قید و شرط نیست؛ زیرا کافران و دشمنان در جنگ‌ها گاه زمانی پیشنهاد صلح را مطرح می ‌کنند که در موقعیت ضعف و سستی قرار دارند. بنابراین، پذیرش صلح و ترک مخاصمه در هنگام برتری سپاه اسلام و ضعف دشمن، جایز و روا نیست. (محمد، آیه ۳۵)
همچنین پذیرش هرگونه صلح و متارکه جنگ، در حیطه قدرت و مسئولیت رهبری جامعه اسلامی است و هر کسی نمی‌تواند پیمان صلح را بپذیرد و امضا کند. (انفال، آیه ۶۱)
خداوند به مومنان هشدار می‌ دهد که پذیرش صلح پیشنهادی از سوی دشمنان می‌تواند خدعه و نیرنگی باشد که آنان می ‌زنند تا فرصت شبیخون و یا تجدید قوا را بیابند. بنابراین، لازم است جوانب در پذیرش صلح پیشنهادی از سوی رهبری بررسی شود و پس از انعقاد پیمان نیز هوشیاری حفظ گردد. (انفال، آیات ۶۱ و ۶۲)

پذیرش هرگونه صلح و متارکه جنگ، در حیطه قدرت و مسئولیت رهبری جامعه اسلامی است و هر کسی نمی‌تواند پیمان صلح را بپذیرد و امضا کند

از نظر قرآن پیمان‌ شکنان و ناقضان معاهدات بین ‌المللی، انسان ‌های متجاوز (توبه، آیه ۱۰)، فاقد تقوای عقلانی (انفال، آیه ۵۶)، فاسق و منحرف از مسیر حق (توبه، آیه ۸) و خیانتکار (انفاق، آیات ۵۶ و ۵۸) هستند.
در صورت هرگونه نقض پیمان و عدم پایبندی به مفاد پیمان ضروری است که با آنان به جنگ و نبرد پرداخت (نساء، آیه ۹۱؛ انفال، آیات ۵۶ و ۵۷؛ توبه، آیات ۴ تا ۱۲) زیرا اگر این‌گونه عمل نشود نمی ‌توان آنان را از ضربه زدن به اسلام و مسلمانان باز داشت.

از نظر اسلام، همه قراردادها و پیمان‌های بین‌المللی تا زمانی از سوی جامعه اسلامی پذیرفته شده است که دیگران پیمان‌ شکنی نکرده و یا مفاد آن را نقض نکنند. در صورت هرگونه نقض مفاد پیمان، معاهده از سوی جامعه اسلامی ابطال و از اعتبار ساقط می ‌شود. (انفال، آیات ۵۶ و ۵۸ و توبه، آیات ۸ تا ۱۰)

 

نتیجه گیری:

بر اساس آیه ۵۶ سوره انفال و آیات دیگر، جامعه اسلامی مجاز است با جوامع کافری که هیچ انگیزه‌ای برای جنگ ندارند و خواهان روابط اقتصادی و سیاسی و مانند آن هستند و هیچ‌ گونه تعرضی به مسلمانان و مرزهای جغرافیایی اسلام نداشته‌اند، پیمان و قرارداد منعقد کنند و در صورت ارائه پیمان عدم تعرض از سوی آنان حتی به ‌رغم روحیه ستیزه ‌جویی و پیمان‌ شکنی آنان، با آنان پیمان ‌هایی را منعقد کند و به نظر می ‌رسد که پذیرش پیمان ‌های ارائه شده در قالب عدم تعرض و صلح، لازم و واجب است.


- نظرات (0)

توجه به عاملی که موجب پیروزی است!

جنگ احد

در جنگ احد نقش علىّ بن ابىطالب علیهماالسلام از همه‏ى افراد بیشتر بود، به نحوى كه شمشیر آن حضرت شكست و پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شمشیر خود را كه ذوالفقار نام داشت به آن حضرت داد و  حضرت على علیه السلام از ایشان حفاظت مى ‏كرد. در این جنگ شصت ضربه و زخم بر پیكر مبارك امام على علیه السلام وارد شد.

امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله جبرئیل را در میان زمین و آسمان دید كه مى ‏گوید: «لا فتى الا على لا سیف الا ذو الفقار».


وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُوْمِنِینَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (آل عمران ـ 121)
و [یاد كن] زمانى را كه [در جنگ احد] بامدادان از پیش كسانت بیرون آمدى [تا] مومنان را براى جنگیدن در مواضع خود جاى دهى و خداوند شنواى داناست.


پیام‏ های آیه:
1ـ روزهاى حسّاس گذشته را فراموش نكنیم و به عنوان سند تجربه، بیاد آوریم. «وَ إِذْ غَدَوْتَ ...»
2ـ در آستانه جنگ باید از خانواده دل كند. «وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ ...»
3ـ برنامه ‏ریزى ‏هاى فنّى، جغرافیایى و طبیعى عملیات نظامى، باید قبل از حمله‏ى دشمن صورت گیرد. «وَ إِذْ غَدَوْتَ»، «تُبَوِّئُ»
4ـ فرماندهى جنگ و انتخاب پایگاه‏ ها و مناطق استراتژیك دفاعى، به عهده‏ى شخص پیامبر و رهبر مسلمانان است. «تُبَوِّئُ الْمُوْمِنِینَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ»

إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِیُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُوْمِنُونَ (آل عمران ـ 122)
آن هنگام كه دو گروه از شما بر آن شدند كه سستى ورزند با آنكه خدا یاورشان بود و مومنان باید تنها بر خدا توكل كنند.


پیام ‏های آیه:

1ـ خداوند از تصمیمات ما آگاه است و پیامبرش را از افكار مردم آگاه مى ‏سازد. «إِذْ هَمَّتْ»
2ـ روزهاى سخت و تجربه از آنها را فراموش نكنید. «إِذْ هَمَّتْ»
3ـ همه‏ى كسانى كه به جبهه جنگ مى‏ روند یكسان نیستند. «طائِفَتانِ»، «أَنْ تَفْشَلا»
4ـ وجود عناصر سست بنیاد در جبهه ‏ها، عامل شكست و خطر است. «تَفْشَلا»
5ـ اگر انسان تحت ولایت خدا نباشد، سست مى ‏شود. «أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما»
6ـ خداوند مومنان را به حال خود رها نمى ‏كند و در مواقع حساس دست آنان را مى ‏گیرد. «وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما»

ذكر ماجراى احد به دنبال آیاتى كه قبلاً درباره عدم اعتماد به كفار بود اشاره به یك نمونه زنده از این واقعیت است چون پیغمبر اجازه نداد یهودیانى كه به ظاهر به حمایت او برخاسته بودند، در لشكرگاه اسلام بمانند، زیرا هر چه بود آنها بیگانه بودند و بیگانگان نباید محرم اسرار و تكیه‏گاه مسلمانان در آن شرایط حساس شوند

 فكر گناه، اگر به مرحله‏ى عمل نرسد، انسان را از تحت ولایت الهى خارج نمى‏ كند. «هَمَّتْ»، «وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما»

8ـ یگانه داروى سستى، توكّل بر خداست. كه این دارو تنها در دست مومنان است. «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُوْمِنُونَ»
9ـ توكّل بر خداوند، عامل پیروزى است. «هَمَّتْ»، «أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ»


تفسیر اجمالی:

از اینجا آیاتى شروع مى ‏شود كه درباره یك حادثه مهم و پر دامنه اسلامى یعنى جنگ "احد" نازل شده است زیرا از قرائنى كه در آیات 121 و 122 وجود دارد استفاده مى ‏شود كه این دو آیه بعد از جنگ احد نازل شده و اشاره به گوشه‏اى از جریانات این جنگ وحشتناك مى‏ كند و بیشتر مفسران نیز بر همین عقیده‏اند.
در آغاز اشاره به بیرون آمدن پیامبر از مدینه براى انتخاب لشكرگاه در دامنه احد كرده و مى‏ گوید: "به خاطر بیاور اى پیامبر آن روز را كه صبحگاهان از مدینه از میان بستگان و اهل خود بیرون آمدى تا براى مومنان پایگاه‏ هایى براى نبرد با دشمن آماده سازى".
در آن روز گفتگوهاى زیادى در میان مسلمانان بود (توضیح آن به تفصیل در ذیل خواهد آمد) و درباره انتخاب محل جنگ و اینكه داخل مدینه یا بیرون مدینه بوده باشد، در میان مسلمانان اختلاف نظر شدید بود، و پیامبر پس از مشورت كافى نظر اكثریت مسلمانان را كه جمع زیادى از آنان را جوانان تشكیل مى‏ دادند انتخاب كرد و لشكرگاه را به بیرون شهر و دامنه كوه احد منتقل ساخت، و طبعاً در این میان افرادى بودند كه در دل مطالبى پنهان مى ‏داشتند و به جهاتى حاضر به اظهار آن نبودند.

5700نفر از دانش آموزان کاشان در مسابقات قرآن شرکت کردند

جمله "وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ" گویا اشاره به همه اینها است یعنى "خداوند هم سخنان شما را مى‏ شنید و هم از اسرار درون شما آگاه بود".

إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا ...
سپس به گوشه دیگرى از این ماجرا اشاره كرده مى‏ فرماید: "در آن هنگام دو طایفه از مسلمانان (كه طبق نقل تواریخ "بنو سلمه" از قبیله اوس و "بنو حارثه" از قبیله خزرج بودند) تصمیم گرفتند كه سستى به خرج دهند و از وسط راه به مدینه باز گردند".
علت این تصمیم شاید این بود كه آنها از طرفداران نظریه "جنگ در شهر" بودند و پیامبر با نظر آنها مخالفت كرده بود، به علاوه "عبد اللَّه بن ابى سلول" با سیصد نفر از یهودیانى كه به لشكر اسلام پیوسته بودند بر اثر مخالفت پیامبر به ماندن آنها در اردوگاه اسلام، به مدینه بازگشتند و همین موضوع تصمیم آن دو طایفه مسلمان را بر ادامه راهى كه در پیش گرفته بودند سست كرد.
اما چنان كه از ذیل آیه استفاده مى ‏شود آن دو طایفه به زودى از تصمیم خود بازگشتند، و به همكارى با مسلمانان ادامه دادند، لذا قرآن مى ‏گوید: وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُوْمِنُونَ:" خداوند یاور و پشتیبان این دو طایفه بود و افراد با ایمان باید بر خدا تكیه كنند".
ضمناً باید توجه داشت كه ذكر ماجراى احد به دنبال آیاتى كه قبلاً درباره عدم اعتماد به كفار بود اشاره به یك نمونه زنده از این واقعیت است چون پیغمبر اجازه نداد یهودیانى كه به ظاهر به حمایت او برخاسته بودند، در لشكرگاه اسلام بمانند، زیرا هر چه بود آنها بیگانه بودند و بیگانگان نباید محرم اسرار و تكیه‏گاه مسلمانان در آن شرایط حساس شوند.

مسلمانان نیز با شنیدن شایعه شهادت رسول خدا با ترس و وحشت پا به فرار گذاشته و بعد از با خبر شدن از زنده بودن پیامبر بازگشته و از آن حضرت عذرخواهى كردند. در این جنگ هفتاد تن از مسلمانان شهید و عدّه‏ى زیادى نیز مجروح شدند

برخی وقایع از جنگ احد

در این جنگ نقش علىّ بن ابىطالب علیهما السلام از همه‏ى افراد بیشتر بود، به نحوى كه شمشیر آن حضرت شكست و پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شمشیر خود را كه ذو الفقار نام داشت به آن حضرت داد و على علیه السلام از ایشان حفاظت مى‏كرد.

در این جنگ شصت ضربه و زخم بر پیكر مبارك على علیه السلام وارد شد. امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله جبرئیل را در میان زمین و آسمان دید كه مى‏گوید: «لا فتى الا على لا سیف الا ذو الفقار» (مجمع البیان، ج 1، ص 497)
یكى از كفّار مكّه به نام ابن قمعه، سرباز فداكار اسلام مَصعب را به خیال اینكه او پیامبر است، شهید كرد و فریاد زد: به لات و عزّى سوگند كه محمّد كشته شد. كفّار به شهادت رسول خدا مطمئن شده و راه مكّه را در پیش گرفته و جنگ را رها كردند و عملًا این شعار به نفع مسلمانان تمام شد. در این میان مسلمانان نیز با شنیدن شایعه شهادت رسول خدا با ترس و وحشت پا به فرار گذاشته و بعد از با خبر شدن از زنده بودن پیامبر بازگشته و از آن حضرت عذرخواهى كردند. در این جنگ هفتاد تن از مسلمانان شهید و عدّه‏ى زیادى نیز مجروح شدند. (تفسیر نمونه)

 

بحث لغوی:

غدوت: غدو به معنى خارج شدن در بامداد است «غدوت» یعنى در بامداد خارج شدى.
تبوى: تبوئه، اتخاذ مكان و آماده كردن جا براى دیگرى است، به مفعول دوم با لام و بى لام متعدى مى ‏شود.
مقاعد: جمع مقعد به معنى محل قعود و محل نشستن است. در المنار گوید: آن در اصل به معنى مكان قعود است سپس به معنى مكان (از باب توسع) به كار رفته، مراد از آن در آیه مواضع است.
همت: یعنى قصد كرد. «الهم: القصد و العزم».                        
تفشلا: فشل (بر وزن جبل) به معنى ترس و ضعف است، مراد از آن در اینجا ظاهراً ضعف در تصمیم و برگشتن از تصمیم است. (قاموس قرآن)

یتوكل: وكل (بر وزن عقل): واگذار كردن. توكل بر خدا: واگذار كردن كار به خداست.

منابع: 
تفسیر نمونه، ج 3
تفسیر نور ج 2
تفسیر أحسن الحدیث، ج‏2
قاموس قرآن
مجمع البیان، ج 1

 



- نظرات (0)

حد و حدود حجاب چیست

چادر

آرایش در مقابل نامحرم نوعی «تبرّج» محسوب شده و از نظر شرع جایز نیست.

تبرّج از مصدر بروج (ظهور و بروز) و به معنای خود آرایی و خود نمایی است.

تبرّج جاهلیت به زنان اختصاص ندارد، همان‏ طور كه حمیت جاهلیّت - كه در سوره فتح مطرح شده است - به مردان اختصاص ندارد.

انسان ذاتاً و به‏ طور طبیعی تشنه خودنمایی نزد دیگران است. حال اگر سوال شود كه چرا در سوره احزاب فقط زنان از تبرّج نهی شده‏اند نه مردان؟

پاسخ آن روشن است؛ زیرا مردان به ‏ویژه در دوران جاهلیت هیچ مانعی برای ظهور و بروز به شكل‏ های مختلف در جامعه نداشته‏اند، اما زنان پیوسته از امكان ظهور و بروز در زمینه‏ های شایسته و بایسته محروم بوده‏اند و ناگزیر، این میل درونی خود را به ‏صورت منفی و در مسیر نادرست ارضا می ‏نموده‏اند.
همزمان با طلوع خورشید اسلام از افق تاریك عربستان، در جامعه عرب - كم ‏و بیش مانند دیگر جوامع بشری آن روزگار - زن ابزاری برای خوش‏ گذرانی و وسیله‏ای برای ارضای تمایلات غریزی و شهوانی مرد بود و بی‏بند و باری و هرج ‏و مرج در روابط جنسی بیداد می‏ كرد و به ‏طور كلی كانون خانواده از پایه و اساس محكمی برخوردار نبود.

این‏ ها و مسائل بسیار دیگر، باعث شده بود كه جایگاه زن در افكار عمومی جامعه به‏ خصوص مردان از حد یك انسان كامل به یك حیوان و حتی پست ‏تر از آن تنزّل یابد.

 

تبرّج حرام است

آرایش برای محارم در هر حدی قابل قبول است و اشکال آرایش در ظاهر شدن آن مقابل نامحرمان است که از آن به عنوان «تبرّج» نام برده می ‌شود.

«تبرج» یعنی اینکه مرد و یا زن خود را به شکلی بیاراید که دیگران را تحت تاثیر قرار دهد و در آنها حالت هیجانی ایجاد کند.

آرایش زنان به گونه‌ای که چیزی به صورت خود بیفزایند مانند استفاده از لوازم آرایش نوعی تبرج است و موجب جلب توجه می ‌شود و این کار از نظر شرع مجاز نیست.

در هر حال هر نوع ظاهر شدن مقابل نامحرم به گونه‌ای که احساسات او را برانگیخته و جلب توجه کند، از نظر شرع جایز نیست.

آرایش برای محارم در هر حدی قابل قبول است و اشکال آرایش در ظاهر شدن آن مقابل نامحرمان است که از آن به عنوان «تبرّج» نام برده می ‌شود

تبرّج مردان!

اینان نیز اگر از موقعیت ‏های فرهنگی و اجتماعی مناسبی برخوردار بودند، هرگز خود را به این شكل و شمایل درنمی‏آوردند. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

 

ارزش و اهمیت حجاب در قرآن

یا آنان را به جواهرات اصلی، چون یاقوت و مرجان تشبیه می‏كند كه جواهر فروشان، در پوششی مخصوص قرار می‏ دهند تا همچون جواهرات بدلی به آسانی در دسترس این و آن قرار نگیرند و از قدر و ارزش و اهمیت آنها كاسته نشود: فِیهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ

بنابراین، حجاب، كمال و وقار زن بوده و نشانگر ارزش و اصالت وی می‏ باشد و باید کوشید که این اصالت باقی بماند و با تبرّج و خودنمایی آن را خراب نکنیم.

خداوند پاداش عظیم و بی‏كرانی را برای زنان تقوا پیشه و پاكدامن مقرر داشته است.

مردان به ‏ویژه در دوران جاهلیت هیچ مانعی برای ظهور و بروز به شكل‏ های مختلف در جامعه نداشته‏اند، اما زنان پیوسته از امكان ظهور و بروز در زمینه‏ های شایسته و بایسته محروم بوده‏اند و ناگزیر، این میل درونی خود را به ‏صورت منفی و در مسیر نادرست ارضا می ‏نموده‏اند

حدّ و حدود حجاب

حتی در مورد حجاب نیز حد و حدود و عرف تعیین شده است و نباید نوع حجاب به گونه‌ای باشد که محرک هیجانات، عواطف و احساسات نامحرم باشد.

حجاب نباید به گونه‌ای باشد که قیافه فرد را متفاوت کرده و جاذبه ایجاد کند.

چنانچه مردان نیز لباس ‌های عجیب پوشیده، به گونه‌ای که جلب توجه کرده و آرامش جامعه را برهم زند و افراد با دید تحقیر به فرد بنگرند، این نوع لباس پوشیدن برای مردان نیز تبرّج بوده و حرام است. 


- نظرات (0)

2 منبع مهم برای شناخت چهره ی حقیقی اسلام

نزول

از همان زمانی که محمد(صلی الله علیه و آله) از سوی خدا بر انگیخته شد و ندای حق و حقیقت سر داد تا به امروز، گروهی در تلاش بودند تا چهره حقیقی این دین را به طرق مختلف مخدوش ساخته و یا پنهان نمایند.

در هر بازه زمانی نقشه ای جدید کشیده و بر علیه اسلام توطئه ‌ها کردند اما نه تنها موفق نشدند بلکه، جذابیت اسلام را بیش از گذشته جلوه گر ساختند.

این بار نیز با کشیدن کاریکاتوری از رسول رحمت (صلی الله علیه وآله) بار دیگر شانس خویش را برای رسیدن به اهداف شومشان امتحان نمودند. اما این بار نیز نتوانستند و نخواهند توانست. شاید آنچه در این زمان، جدای از مبارزات گسترده ای که در سراسر جهان در توبیخ این عمل صورت گرفت، اهمیت به سزایی دارد آن است که چهره حقیقی دین  را شناخته و به دیگران نیز بشناسانیم. اما باید دید در این میان بهترین و کارآمدترین ابزار چیست؟!

 

ابزار شناخت دین

برای شناخت درستی هر آیینی ابزاری وجود دارد. بر اساس آیات قرآن و روایات رسیده از پیشوایان دین، بهترین ابزار برای شناخت چهره حقیقی اسلام، ثقلین است.

ثقلین به مجموعه قرآن و سنت پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) گفته می ‌شود که هم سوی با هم پیش رفته و راه را بر مسلمین نمایان می سازند.

رهبر معظم ایران اسلامی نیز در نامه خویش به جوانان اروپا و آمریکای شمالی آنان را دعوت به شناخت دین با استفاده از این منبع نمودند:

" ... خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیش داوری ‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌ واسطه از این دین به دست آورید. ... با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی ‌الله ‌علیه‌ و آله‌) آشنا شوید".

 

قرآن

برای شناخت هر دین و مکتبی، اولین و اصولی ترین کار آن است که اساس نامه ها و کتب آن دین مورد مطالعه قرار گیرد.

قرآن نیز به "تبیان کل شیء" بوده و "نور مبین" خوانده شده است. اگر کسی بدون داشتن عناد، در پی حقیقت باشد، از طریق مطالعه این کتاب می تواند به هدف خویش دست یابد. اما راه استفاده از قرآن را می ‌توان در موارد زیر خلاصه نمود:

1ـ پى جویى از ریشه لغات و درك معانى و مفاهیم عمومى عصر نزول و جدا كردن آن از معانى و اصطلاحات حادثه، مانند مفاهیم: ایمان، كفر، نفاق، قلب، محكم، متشابه، تأویل و مانند اینها.

برای فهم روایات نیز مراحلی همانند آنچه در مورد قرآن گفته شد وجود دارد. در نتیجه افراد می ‌توانند به کتب شروح و یا تک نگاری های موجود مراجعه کرده و مقصود اصلی کلام معصومین(علیهم السلام) را به دست آورده و در زندگی به کار ببندد

2ـ دقت در نكته‏ هاى مقصوده و اشارات ملحوظه و مقایسه در اسلوب، و توجه به هر ایجاز و تطویل، تقدیم و تأخیر، حذف و ابدال، تشبیهات و كنایات، امثال و عبر، و نكته ‏هاى بلاغتى. تنها دانستن فنون معمولى بلاغت براى درك بلاغت وسیع و متنوع قرآن كافى نیست بلكه با تأمل و تفكر آزاد می ‌توان به رموز بلاغت قرآن آشنا شد و این آشنایى اندك اندك به صورت ملكه در مى ‏آید، چنان كه عرب به سادگی با فطرت آزاد و ملكه درك لطائف می توانست رموز بلاغت و نفوذ كلام خدا را دریابد، و بسیارى از محققین در بلاغت و رموز آن از درك لطائف قرآن محرومند، و كلامشان در سطح كلام عامه است، و بسیارى از علماى ادب و شعر از سرائیدن شعر روان و موثر عاجزند.

3ـ دانستن خصال نفسانى و قواى درونى و تجزیه مبادى فكرى شهوات، غرائز، عواطف، تحولات اجتماعى، اسرار ترقى و انحطاط امم.

روایات

4ـ توجه عموم به محیط جاهلیت عرب و هنگام نزول قرآن، و متمثل نمودن بلاغت سرشار، فطرت زنده، فضاى باز، آسمان درخشان آنها، محیطى كه آیات قرآن دل ها را مى ‏ربود و عقل ها را مقهور می كرد و آنها را چنان تغییر داد كه گویا از نو آفریده شده‏اند.

5ـ دانشمندان اهل نظر و محققین، باید كلیات عقلى و فلسفى و معلومات خود را در طریق فهم هدایتى قرآن قرار دهند، نه آنكه قرآن را محدود به دریافته‏ هاى خود گردانند.

6ـ در تأویل متشابهات و فهم آیات الاحكام و استنباط فروع باید به احادیثى كه از جهت دلالت صریح و از جهت سند استناد آنها به منابع وحى و ائمه طاهرین علیهم السلام، بررسى شده باشد رجوع شود. [1]

با توجه به مشکل بودن این مسیر برای افراد عادی، کتب تفسیری فراوان، به زبان های مختلف نگاشته شده است که انسان حق طلب می تواند از آن ها برای آشنایی با این کتاب آسمانی و در نتیجه دین اسلام بهره گیرد.

 

سنت

سنت به مجموعه گفتار، کردار و تقریرات [2] معصومین(علیهم السلام) گفته می شود که در زمان کنونی از آن با عنوان حدیث ذکر می کنند.

احادیث به عنوان دومین منبع برای شناخت دین به کار می ‌روند. البته مشکلی که در برخورد با روایات وجود دارد آن است که درگذر زمان روایاتی ساختگی وارد مصادر شده و یا متون آن ‌ها تغییراتی کرده اند.

به منظور شناخت هرچه بهتر صحیح و سقیم روایات علوم حدیثی متنوعی به وجود آمده و عالمان فعالیت هایی جدی انجام داده اند که ماحصل آن اکنون در اختیار ما قرار دارد.

سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌ واسطه از این دین به دست آورید. ... با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی ‌الله ‌علیه‌ و آله‌) آشنا شوید"

برای فهم روایات نیز مراحلی همانند آنچه در مورد قرآن گفته شد وجود دارد. در نتیجه افراد می ‌توانند به کتب شروح و یا تک نگاری های موجود مراجعه کرده و مقصود اصلی کلام معصومین (علیهم السلام) را به دست آورده و در زندگی به کار ببندد.

 

نتیجه

این وظیفه هر انسانی است که برای رسیدن به حقیقت تلاش کند و شناخت اسلام نیز یکی از مهم ‌ترین اقدامات در این زمینه است.

ابزار شناخت دین اسلام را می ‌توان در قرآن و سنت خلاصه نمود. هر چند مواردی چون مطالعات تاریخی نیز در این زمینه راهگشا هستند.

اگر این دو منبع بدون هیچ عنادی و تنها برای پی بردن به حقیقت مورد بررسی صحیح قرار گیرند چهره حقیقی دین آشکار خواهد شد و زیبایی هایش جلوه گر می گردد.

 

پی نوشت ها:

[1]. پرتوى از قرآن، ج‏1، ص: 18

[2]. مقصود مواردی است که به گونه ای تأیید معصوم را به همراه دارد. مثلاً عملی در برابر امامی صورت گرفته و ایشان سکوت کرده یا لبخند زده ‌اند که نشان از تأیید آن بزرگوار داشته است.


- نظرات (0)

سرعت در كار خیر، ارزش آن را بیشتر مى‏كند

کار خیر

خوبى و كمال را از هر گروه و طایفه‏اى كه باشد، بپذیریم و بدان اقرار كنیم.

در كنار انتقاد از دیگران، از خوبى‏ هاى آنان غافل نشویم.


لَیْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَآئِمَةٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ(آل عمران ـ 113)
اهل كتاب همه یكسان نیستند، طایفه‏اى از آنها (به طاعت خدا) ایستاده، آیات الهى را در دل شب تلاوت مى‏ كنند و سر به سجده مى‏ نهند.


نکات آیه:

این آیه و آیه بعد، صفات خوب گروهى از اهل كتاب را بیان مى ‏دارد كه عبارت است از قیام به اطاعت خدا، تلاوت كتاب آسمانى، سجده، امر به معروف و نهى از منكر و سرعت در كارهاى خیر. شاید همین اعمال، بیانگر «بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ» در آیه قبل باشد.
همان گونه كه تلاوت قرآن براى مسلمین به همراه اقامه نماز مورد ستایش الهى است، تلاوت كتب آسمانى، همراه با عبادت و سجده براى اهل كتاب نیز مورد ستایش است.

«یَتْلُونَ»، «یَسْجُدُونَ» خداوند در این آیه به ارزش علم، عمل، تداوم، نشاط و عشق و جهت داشتن اشاره كرده است.

با كلمه «یَتْلُونَ» به علم، با كلمه «یَسْجُدُونَ» به عمل، با عبارت «آناءَ اللَّیْلِ» به تداوم و با كلمه «قائِمَةٌ» به عشق و نشاط و با عبارت «آیاتِ اللَّهِ» به جهت اشاره كرده است.

 

پیام‏ های آیه:

1ـ خوبى و كمال را از هر گروه و طایفه‏اى كه باشد، بپذیریم و بدان اقرار كنیم. در كنار انتقاد از دیگران، از خوبى‏ هاى آنان غافل نشویم. «مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ»
2ـ یكى از راه هاى جذب و دعوت دیگران، اقرار و اعتراف به كمالاتِ آنان است. «مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ»
3ـ عبادت، نیاز به همّت، جدّیت، عشق و آمادگى دارد. «أُمَّةٌ قائِمَةٌ»
4ـ تلاوت آیات خدا و سجده‏ هاى شبانه، موجب ستایش خداوندى است. «یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ»
5ـ تلاوت آیات الهى و سجده به درگاه او، قیام به امر الهى است. «قائِمَةٌ یَتْلُونَ»
 شب و بالاخص سحر، بهترین وقت براى مناجات است. «آناءَ اللَّیْلِ»
7ـ عالى‏ ترین حالات عبادت، سجده است. «وَ هُمْ یَسْجُدُونَ»

قرآن از اینكه نژاد یهود را به كلى محكوم كند، و یا خون آنها را كثیف بشمرد، خوددارى كرده، و تنها روى اعمال آنها انگشت مى‏ گذارد، و با تجلیل و احترام از افرادى كه به اكثریت فاسد نپیوستند و در برابر ایمان و حق تسلیم شدند به نیكى یاد مى‏ كند، و این روش اسلام است كه در هیچ مورد مبارزه او، رنگ نژادى و قبیله‏اى ندارد، و تنها بر محور عقائد و اعمال و رفتار افراد دور مى ‏زند

یُوْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَأُوْلَئِكَ مِنَ الصَّالِحِینَ (آل عمران ـ 114)

وَمَا یَفْعَلُواْ مِنْ خَیْرٍ فَلَن یُكْفَرُوْهُ وَاللّهُ عَلِیمٌ بِالْمُتَّقِینَ (آل عمران ـ 115)
آنان به خدا و روز قیامت ایمان دارند و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند و در كارهاى خیر شتاب مى ‏ورزند و آنان از افراد صالح و شایسته هستند. و آنچه از خیر انجام دهند، هرگز درباره آن ناسپاسى نبینند و خداوند به (حال) پرهیزكاران داناست.

 

نکات آیه:

همان گونه كه در سوره‏ى بقره آیه 3، در كنار ایمان، نماز مطرح شده است، «الَّذِینَ یُوْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ» در این آیه نیز در كنار ایمان، امر به معروف و نهى از منكر آمده است.

«یُوْمِنُونَ»، «یَأْمُرُونَ» شیوه‏ى قرآن آن است كه امر به معروف را قبل از نهى از منكر مى ‏آورد. آرى، اگر درهاى معروف باز شود، راه منكر بسته مى‏ شود.

ازدواج آسان، جلو فحشا را مى ‏گیرد. نماز، انسان را از فحشا و منكر باز مى‏ دارد. اشتغالِ صحیح مى ‏تواند مانع فسادهاى اجتماعى گردد. شخصیّت دادن به افراد، آنان را از سقوط به ابتذال باز مى‏ دارد.
صالحان كسانى هستند كه همگان آرزوى ملحق شدن به آنان را دارند: «وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ» (شعراء، 83) و هر مسلمانى در هر روز، پنج مرتبه به آنان سلام مى‏كند. «السلام علینا و على عباد الله الصالحین»

در بینش الهى، هیچ عمل صالحى ضایع نمى ‏شود. «فَلَنْ یُكْفَرُوهُ» البتّه چنان كه در قرآن مى ‏خوانیم: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»(مائده، 27) شرط قبولى، ایمان و تقواست، لذا در اینجا مى ‏فرماید: ما خود مى‏ شناسیم كه متّقین چه كسانیند كه باید عملشان مورد قبول واقع شود.

ایمان

نظر صاحب تفسیر هدایت دربارۀ این آیه:

این آیه، آن نظر قشرى منتسب به اسلام را نفى مى‏ كند كه بنابر آن هر كس شهادت كلامى به مسلمان بودن بدهد، مسلمان و بهشتى است و هر كس چنین نكند از اهل دوزخ است هرگز ...

خدا پیش از گفته ‏ها به كردارها و اعمال نگاه مى‏ كند.

پیام ‏های آیه:

1ـ امر به معروف و نهى از منكر، در ادیان دیگر نیز مطرح بوده است. «أَهْلِ الْكِتابِ»، «یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ»
2ـ سجده ‏هاى سحر باید همراه با امر و نهى در روز باشد. «یَسْجُدُونَ»، «یَأْمُرُونَ»
3ـ سرعت در كار خیر، ارزش آن را بیشتر مى‏ كند. «یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ»
4ـ سبقت و سرعت صالحان در نیكى ‏ها، موسمى نیست دائمى است. «یُسارِعُونَ»
5ـ افراد صالح، كسانى هستند كه با نشاط و شتاب، به سراغ هر كار خیرى مى ‏روند، نه فقط بعضى از كارها. «الْخَیْراتِ»
6ـ ایمان، عبادت، تلاوت، امر به معروف و نهى از منكر و سرعت در كار خیر انسان را در زمره صالحان مى ‏برد. «أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِینَ»


تفسیر اجمالی دو آیه: روح حق‏ جویى اسلام‏

لَیْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ ...
به دنبال مذمت هاى شدیدى كه در آیات گذشته از قوم یهود به عمل آمد، قرآن در این آیه براى رعایت عدالت و احترام به حقوق افراد شایسته، و اعلام این حقیقت كه همه آنها را نمى ‏توان با یك چشم نگاه كرد مى ‏گوید:
"اهل كتاب همه یكسان نیستند، و در برابر افراد تبه‏كار، كسانى در میان آنها یافت مى ‏شوند كه در اطاعت خداوند و قیام بر ایمان ثابت قدمند و پیوسته در دل شب آیات خدا را تلاوت مى‏ كنند، و در برابر عظمت پروردگار به سجده مى ‏افتند، به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند، و به وظیفه امر به معروف و نهى از منكر قیام مى ‏كنند، و در كارهاى نیك بر یكدیگر سبقت مى ‏گیرند، و بالآخره آنها از افراد صالح و با ایمان هستند".

خوبى و كمال را از هر گروه و طایفه‏اى كه باشد، بپذیریم و بدان اقرار كنیم. در كنار انتقاد از دیگران، از خوبى‏ هاى آنان غافل نشویم. «مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ»

و به این ترتیب قرآن از اینكه نژاد یهود را به كلى محكوم كند، و یا خون آنها را كثیف بشمرد، خوددارى كرده، و تنها روى اعمال آنها انگشت مى‏ گذارد، و با تجلیل و احترام از افرادى كه به اكثریت فاسد نپیوستند و در برابر ایمان و حق تسلیم شدند به نیكى یاد مى‏ كند، و این روش اسلام است كه در هیچ مورد مبارزه او، رنگ نژادى و قبیله‏اى ندارد، و تنها بر محور عقائد و اعمال و رفتار افراد دور مى ‏زند.
وَ ما یَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَلَنْ یُكْفَرُوهُ

این آیه در حقیقت مكمل آیات قبل است، و مى‏ فرماید: "این دسته از اهل كتاب در برابر اعمال نیكى كه انجام مى‏ دهند پاداش شایسته خواهند داشت"، یعنى هر چند در گذشته مرتكب خلاف هایى شده باشند اكنون كه در روش خود تجدید نظر به عمل آورده‏اند و در صف متقین و پرهیزگاران قرار گرفته‏اند، نتیجه اعمال نیك خود را خواهند دید و هرگز از خدا، ناسپاسى نمى ‏بینند!.
وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالْمُتَّقِینَ با اینكه خداوند به همه چیز آگاهى دارد. در این جمله فرموده است: "خداوند از پرهیزكاران آگاه است" گویا این تعبیر اشاره به آن است كه افراد پرهیزگار با اینكه غالباً در اقلیت هستند، و مخصوصاً در میان یهودیان معاصر پیامبر اقلیت ضعیفى را تشكیل مى ‏دادند و طبعاً باید چنین افراد قلیلى به چشم نیایند، اما از دیده تیزبین علم و دانش بى پایان پروردگار هرگز مخفى نمى ‏مانند و خداوند از آنها آگاه است و اعمال نیك آنها، كم باشد یا زیاد، هرگز ضایع نمى ‏شود.


بحث لغوی:

"آناء" در اصل جمع "انا" (بر وزن وفا) و "انا" (بر وزن غنا) به معنى اوقات است.
به كار بردن كلمه "كفر" در آیه در برابر "شكر" است، زیرا شكر در اصل به معنى اعتراف به نعمت است و كفر و كفران به معنى انكار آن است یعنى خداوند هیچ گاه اعمال نیك آنها را نادیده نخواهد گرفت.
یسارعون: مسارعه در آیات قرآن ظاهراً براى كثرت و مبالغه است و به معنى بسیار شتاب كردن مى‏باشد.


منابع: 
تفسیر نمونه، ج 3
تفسیر نور، ج 2
تفسیر احسن الحدیث، ج 2
تفسیر هدایت، ج 1


- نظرات (0)