سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



استانداردی برای ثروتمند شدن

ثروت

شاید شما نیز از آن دسته از افراد باشید كه یكی از مهم ترین آرزوهایی كه برای آینده خود در پیش رو دارید، رسیدن به ثروت و موفقیت اقتصادی باشد. اینكه روزی فرا برسد كه شما به تمام آرزوهای خود دست پیدا كنید و بتوانید برای مثال مانند برخی از افراد بر ماشین های گران قیمت سوار شوید و یا خانه چند صد متری در یكی از مناطق خوب شهر داشته باشید و در كنار خانواده خود در آسایش و آرامش زندگی كنید.

این آرزویی است كه افراد زیادی در سر تا سر دنیا مدام به آن فكر می كنند و شب و روز برای رسیدن به چنین روزی به سختی تلاش می كنند.

اما سوالی كه در این میان مطرح می شود، این است كه آیا داشتن چنین آرزویی اساساً درست است؟ آیا صحیح است كه انسان آرزو كند كه روزی به اصطلاح پول هایش از پارو بالا برود و به عبارت دیگر در ثروت و اموال خود غرق شود؟

برای رسیدن به جواب این سوال مهم و اساسی و كاربردی در زندگی كنونی بهترین راه، ورق زدن صفحاتی چند از قرآن مجید و همچنین كتاب هایی است كه مشتمل بر روایات حضرات معصومین می باشد تا با یك بررسی مختصر به پاسخ این سوال دست پیدا كنیم.

كسب رزق و روزی و تلاش برای آن، یكی از مسائلی است كه فراوان در آیات الهی بیان شده است تا جایی كه قرآن مجید در آیات مختلف افراد را به كسب رزق و روزی تشویق و دعوت كرده می كند، آیاتی همچون:

(فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِیرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ: و چون نماز گزارده شد در [روى] زمین پراكنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد كنید باشد كه شما رستگار گردید.) (الجمعة: 10)

كه مسلمانان را در ابتدا دعوت به حضور در نماز جمعه و سپس به كسب و كار و جستجوی فضل الهی دعوت كرده است.

و یا آیه ای كه یكی از اهداف خلقت را آبادانی زمین بیان می كند و روشن است كه یكی از شرایط مهم برای آبادانی زمین كسب ثروت و بكار گیری صحیح و درست آن در جهت توسعه و آبادانی است، چنانچه خداوند متعال در این زمینه می فرماید:

(وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِیهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَرِیبٌ مُّجِیبٌ: و به سوى [قوم] ثمود برادرشان صالح را [فرستادیم] گفت اى قوم من خدا را بپرستید براى شما هیچ معبودى جز او نیست او شما را از زمین پدید آورد و در آن شما را استقرار داد پس از او آمرزش بخواهید آنگاه به درگاه او توبه كنید كه پروردگارم نزدیك [و] اجابت‏ كننده است.)( هود : 61)

در طلب روزی میانه روی كنید و نه چنان برای رسیدن به روزی حریص باشید كه مورد مذمت دیگران قرار بگیرید و نه نسبت به كسب روزی حلال بی تفاوت باشید كه اصلا در جستجوی آن نباشید.

 

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: (روزی اندک و بسنده، بهتر است از روزی بسیار و بازدارنده (از یاد خدا)

اما در كنار تمام این توصیه ها به كسب روزی حلال، قرآن مجید از افرادی كه در آرزوی ثروتمند شدن با شیوه های نادرست هستند به بدی یاد می كند:

(فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاةَ الدُّنیَا یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ: پس [قارون] با كوكبه خود بر قومش نمایان شد كسانى كه خواستار زندگى دنیا بودند گفتند اى كاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما [هم] داده مى‏شد واقعاً او بهره بزرگى [از ثروت] دارد.)( القصص : 79)

این افراد كسانی بودند كه با مشاهده مال و ثروت هنگفت قارون آرزو می كردند كه ای كاش ما نیز روزی به چنین ثروتی دست پیدا كنیم تا بتوانیم مانند قارون بر تمامی مردمفخر فروشی كنیم. هرچند آرزوی این افراد در ارتباط با ثروتمند شدن به منظور فخر فروشی و همچنین رسیدن به ثروت از راه نادرست است، اما با كنكاش در روایات اسلامی متوجه می شویم كه آرزوی داشتن ثروت هنگفت یك آرزوی درست و صحیح نیست. چنانچه رسول خدا در این ارتباط این گونه می فرماید:

(ألا وإنّ الرُّوحَ الأمینَ نَفَثَ فی رُوعِی أ نّهُ لَن تَمُوتَ نفسٌ حتّى تَستَكمِلَ رِزقَها، فاتَّقُوا اللّه َ وأجمِلُوا فی الطَّلَبِ، ولا یَحمِلْ أحَدَكُم استِبطاءُ شَیءٍ مِنَ الرِّزقِ أن یَطلُبَهُ بغَیرِ حِلِّهِ ، فإنّهُ لا یُدرَكُ ما عِندَ اللّه إلاّ بطاعَتِهِ؛ همانا جبرئیل در دلم چنین افكند كه هیچ كس نمیرد تا روزیش را به طور كامل دریافت كند، پس از خدا پروا كنید و در طلب روزى میانه روى كنید و دیر رسیدن روزى، شما را وادار نكند كه آن را از راه غیر حلال بجویید؛ زیرا آنچه نزد خداست جز با طاعت او به دست نمى آید.) (الكافی : 2 / 74)

در این روایت نورانی به دو نكته مهم و اساسی اشاره شده است:

نكته اول اینكه در طلب روزی میانه روی كنید و نه چنان برای رسیدن به روزی حریص باشید كه مورد مذمت دیگران قرار بگیرید و نه نسبت به كسب روزی حلال بی تفاوت باشید كه اصلاً در جستجوی آن نباشید.

نكته دوم اینكه ممكن است بر اثر عوامل مختلف رسیدن رزق و روزی به شما به تأخیر بیفتد كه این مساله نباید سبب ناامیدی شما در مرحله اول و همچنین گرفتار شدن در كسب و كار حرام برای جبران روزی به تأخیر افتاده شود.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: (روزی اندک و بسنده، بهتر است از روزی بسیار و بازدارنده (از یاد خدا)

ممكن است بر اثر عوامل مختلف رسیدن رزق و روزی به شما به تأخیر بیفتد كه این مساله نباید سبب ناامیدی شما در مرحله اول و همچنین گرفتار شدن در كسب و كار حرام برای جبران روزی به تأخیر افتاده شود

آنچه در آیات و روایات اسلامی در ارتباط با آرزوی ثروت بیان شده است سفارش و توصیه به خواستن و تلاش برای رسیدن به روزی است كه به قدر كفایت باشد:

نه آنچنان زیاد باشد كه انسان را از یاد خداوند متعال باز دارد چنانچه در داستان آن شخصیت معروف (ثعلبه) در زمان پیامبر خدا می خوانیم كه: مرتب پیش پیغمبر می آمد و می گفت: یا رسولَ اللّه! از خدا بخواه مرا ثروتمند كند. پیغمبر می فرمود: تو كار را به جریان طبیعی واگذار كن، شاید مصلحتت این نباشد.

نه یا رسولَ اللّه! من می خواهم به این اغنیا یاد بدهم كه اصلاً پول خرج كردن و در راه خدا خرج كردن چگونه است. پیغمبر هم برای او دعا كرد.

گوسفندهایی پیدا كرد. ثروتمند شد، كم كم ظهر دیگر به نماز جماعت نمی رسید. تا جایی كه آیات زكات نازل شد و او نیز مانند دیگران ثروتمندان باید مقداری از اموال خود را به فقرا و مساكین می داد اما ثروت او را كر و كور كرده بود و دیگر نمی توانست از درهمی از اموال خود دل بكند. (مجموعه آثار شهید مطهری. ج26، ص: 805) 
و به همین جهت است كه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: (روزی اندک و بسنده، بهتر است از روزی بسیار و بازدارنده (از یاد خدا) (أمالی الصدوق)

و نه آنچنان كم باشد كه دست نیاز انسان به سوی دیگران دراز باشد و محتاج خلق باشد. بلكه بهترین آرزو. خواستن رزق و روزی به قدر كفایت از خداوند متعال است چنانچه این آرزو یكی از دعاهای رسول خدا صلی الله علیه و آله را تشكیل داده است وقتی اینگونه برای خویش و خاندان و دوستداران اهل بیت از خداوند متعال درخواست می كند:

(خدایا به محمد و خاندان محمد و به كسی كه محمد و خاندان او را دوست دارد پاكدامنی و روزی به قدر كفاف عطا فرما )(كافی ،ج2،ص140)



- نظرات (0)

پیشگویی و کهانت، دامی از دام های شیطان

فال

شاید دیده یا شنیده باشید کسانی که مدعی آینده نگری هستند و با کف بینی و فال قهوه و مانند آن بخواهند در گوشه ای از بوستان یا دفتری در خیابان پاسداران و یا خانه ای در سعادت آباد یا در روستای دور افتاده، پیرزن و پیرمردی شما را از آیندتان آگاه کنند و از دارندگی و برازندگی آینده ات خبر دهند.

طالع‌بینی به روش هایی گفته می ‌شود که برخی باور دارند به یاری آنها می ‌توان از آینده و سرنوشت هر کس آگاه شد.

در واقع علم اختر گویی یا طالع ‌بینی به معنای تعبیر و تفسیر آینده با توجه به وضعیت ستارگان است.

آرزوی خبر از آینده، آرزوی قدمی فراتر بودن از زمان و مكان، از زندگی انسان ها جدا نمی ‌شود.

این روزها برخی افراد گاهی آن چنان درگیر این فال ها می شوند كه توكل و تلاش از یادشان می رود؛ یادشان می رود كه "وَ مَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ" و هر كس بر خدا توكل كند، كفایت امرش را مى كند. (طلاق، آیه 3)؛ به سراغ مخلوق می روند و به دانش سطحی و اندك آن، ریسمان آرزو گره می زنند.

برای انسان ها آینده جاذبه ای شگرف دارد. دیدن و شنیدن آینده همیشه برای آدمی همانند رسیدن به قله اورست جذاب و شیرین است. از این روست که کم تر از زیبایی های مسیر قله و شگفتی ها و جاذبه های آن استفاده می کنند و چشم به دور دست دارند و لهله آن را می زنند.

نباید فراموش کرد که آینده انسان را خودش در حال می سازد و هر کسی می بایست به آینده و قله آن از این زاویه دید بنگرد و عمل کند. پس دانستن آینده ای که حال آن را می سازد، در شرایطی خوب است که انگیزه حرکت بیش تر شود.

برای بیان حقیقت طالع بینی سه دلیل ذکر می کنیم: قرآنی، روایی، عقلی.

قرآنی:

علم به امور مربوط به آینده، یکی از انواع علم غیب است که در قرآن منحصر به ذات خدای متعال شده است و تنها کسانی که خدای متعال بخواهد، می توانند از آن بهره هایی ببرند. حتی قرآن از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله) احاطه و اشراف به علوم غیبی را نفی می کند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید که اگر علم غیب داشتم، اوضاع و احوالی متفاوت می داشتم:

نباید فراموش کرد که آینده انسان را خودش در حال می سازد و هر کسی می بایست به آینده و قله آن از این زاویه دید بنگرد و عمل کند. پس دانستن آینده ای که حال آن را می سازد، در شرایطی خوب است که انگیزه حرکت بیش تر شود

«قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَمَا مَسَّنِیَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِیرٌ وَبَشِیرٌ لِّقَوْمٍ یُوْمِنُونَ [اعراف/188] بگو جز آنچه خدا بخواهد براى خودم اختیار سود و زیانى ندارم و اگر غیب مى ‏دانستم قطعا خیر بیشترى مى‏ اندوختم و هرگز به من آسیبى نمى ‏رسید من جز بیم‏ دهنده و بشارتگر براى گروهى كه ایمان مى‏ آورند نیستم.»

البته شکی نیست که در مواردی خدای متعال علم غیب را به برگزیدگانش می دهد؛ اما آیا طالع بینان مدعی اخذ علم غیب از خدا هستند یا می گویند که آن را از وضعیت ستارگان می فهمند؟

«عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُكُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا [جن/26 و 27] داناى نهان است و كسى را بر غیب خود آگاه نمى‏كند

جز پیامبرى را كه از او خشنود باشد كه [در این صورت] براى او از پیش رو و از پشت ‏سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت».

باید در نظر داشت که در منطق قرآنی حتی جنیان نیز اشرافی بر غیب ندارند. بعد از رسالت حضرت خاتم (صلی الله و علیه و آله) که از آسمان ها منع شدند:

«وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِیدًا وَشُهُبًا [جن/8] و ما بر آسمان دست‏ یافتیم و آن را پر از نگهبانان توانا و تیرهاى شهاب یافتیم.»

و قبل از آن نیز، داستان مرگ حضرت سلیمان و عدم اطلاع جنیان از آن روشن کرد که آنها اهل اطلاع از غیب نبوده اند:

«فَلَمَّا قَضَیْنَا عَلَیْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَیَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ الْغَیْبَ مَا لَبِثُوا فِی الْعَذَابِ الْمُهِینِ [سباء/14]؛ پس چون مرگ را بر او مقرر داشتیم جز جنبنده‏اى خاكى [=موریانه] كه عصاى او را [به تدریج] مى‏خورد [آدمیان را] از مرگ او آگاه نگردانید پس چون [سلیمان] فرو افتاد براى جنیان روشن گردید كه اگر غیب مى‏دانستند در آن عذاب خفت‏آور [باقى] نمى‏ماندند.»

آسمان

منشأ کهانت

خداوند درباره منشای کهانت در آیه 6 سوره جن می فرماید که کاهنان در اخبار و پیش گویی های خویش از جنیان بهره می گرفتند؛ چرا که استعاذه کاهن به جنیان برای دریافت اخبار و اطلاعات و مانند آن بوده است. (المیزان، ج 20 ، ص 42)

در این آیه خداوند به صراحت القا کنندگان به کاهنان را شیاطین جنی بر می شمارد.

هم چنین از آیات دیگر قرآن از جمله 6 تا 10 سوره صافات بر می آید که استراق اخبار آسمانی از سوی شیاطین و انتقال آن به کاهنان امری است که اتفاق می افتد و شیاطین جنی الهام بخش و القاء کنندگان کهانت بر کاهنان هستند.

 

حدیثی:

خطبه 79 نهج البلاغه، بیان موضع امام علی (علیه اسلام) در مقابل اظهار نظر یک ستاره شناس است:

(به هنگام حركت براى نبرد با خوارج، در ماه صفر سال 38 هجرى، شخصى با پیشگویى از راه شناخت ستارگان گفت: اگر در این ساعت حركت كنید، پیروز نمى ‏شوید و من از راه علم ستاره شناسى این محاسبه را كردم.)

امام فرمود: گمان مى ‏كنى تو از آن ساعتى آگاهى كه اگر كسى حركت كند زیان نخواهید دید، و مى ‏ترسانى از ساعتى كه اگر كسى حركت كند ضررى دامنگیر او خواهد شد.

تنها دسته ای اندک از مومنان هستند که از قدرت علم ربانی برخوردار بوده و از علم غیب و غریب آگاهی می یابند ولی ایشان هرگز این علوم خویش را در بازار عرضه نمی کنند و برای کسب درآمد دکانی باز نمی کنند و علم غیب خویش را به پول عرضه نمی دارند. بنابراین،‌ هر کسی که دکانی از علوم غریب باز کرد و متاعی از متاع های دنیوی از مقام و پول و نام و نشان خواست، یقین کنید که یا دروغگوست یا کاهن جنی است

كسى كه گفتار تو را تصدیق كند، قرآن را تكذیب كرده است، ... اى مردم، از فرا گرفتن علم ستاره شناسى براى پیشگویى ‏هاى دروغین،بپرهیزید، جز آن مقدار از علم نجوم كه در دریا نوردى و صحرا نوردى به آن نیاز دارید، چه اینكه ستاره شناسى شما را به غیب گویىو غیب گویى به جادوگرى مى ‏كشاند، و ستاره شناس چون غیب گو، و غیب گو چون جادوگر و جادوگر چون كافر و كافر در آتش جهنم است.

 

چرا شیاطین این كار را می كنند؟ 

چون می خواهند زمینه هایی را برای فریب دادن افراد فراهم كنند و آنها را در دامهای بزرگ بیندازند؛ دامهایی كه هرگز نتوانند خود را از آن خلاص نمایند.  خدای تعالی فرمود: « وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْكِ سُلَیْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّیْاطِینَ كَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ یَعْلَمُونَ

و آنچه را كه شیطان[صفت]ها در سلطنت‏سلیمان خوانده [و درس گرفته] بودند پیروى كردند و سلیمان كفر نورزید لیكن آن شیطان[صفت]ها به كفر گراییدند كه به مردم سحر مى‏آموختند و [نیز از] آنچه بر آن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود [پیروى كردند] با اینكه آن دو [فرشته] هیچ كس را تعلیم [سحر] نمى‏كردند مگر آنكه [قبلا به او] مى‏گفتند ما [وسیله] آزمایشى [براى شما] هستیم پس زنهار كافر نشوى و[لى] آنها از آن دو [فرشته] چیزهایى مى‏آموختند كه به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفكنند هر چند بدون فرمان خدا نمى‏توانستند به وسیله آن به احدى زیان برسانند و [خلاصه] چیزى مى‏آموختند كه برایشان زیان داشت و سودى بدیشان نمى‏رسانید و قطعا [یهودیان] دریافته بودند كه هر كس خریدار این [متاع] باشد در آخرت بهره‏اى ندارد وه كه چه بد بود آنچه به جان خریدنداگر مى‏دانستند .» (بقره:102)


- نظرات (0)

سال نوپرازخیروبرکت بانام زیبای زهرا

رسیده عید و دلها شاد و خرم
همه در فکر دیدارند با هم
همه آماده اند سفره بچینند
به فکر سفره های هفت سینند
منم در سفره دارم هفت سین را
ولی توام شده با داغ زهرا
بود سین نخستین ، سیلی کین
به روی مادرم با دست سنگین
ببین بر سفره سین دومم را
که سویی نیست در چشمان زهرا
بگویم سین سوم تا بسوزی
که مادر سوخت بین کینه توزی
از این ماتم دل حیدر غمین است
که سین چهارمم سقط جنین است
به روی سفره سین پنجم اینست
سر سجاده اش زینب حزین است


- نظرات (0)

یک واژه قرآنی که خیلی استفاده می کنیم

نوروز

همیشه برای یک اتفاق خوب مثل عروسی، یا برای یک روز خوب مثل ایام دهه فجر یا همین ایام نوروز، به هم تبریک می گوییم: مبارک باشه! اما شاید کمتر توجه کنیم که "مبارکی" یک واژه و مفهوم قرآنی است.
"مبارک" از مشتقات "برکت" است. بدون اینکه بخواهیم با بحث های تخصصی واژه شناسی، مطلب را طولانی کنیم، باید بگوییم در دل واژه ی "برکت" هم معنای خیر فراوان و هم معنای ثبوت و پایداری نهفته است.

ویژگی دیگر برکت این است که معمولاً با حساب و کتاب های مادی رایج، قابل سنجش نیست. یعنی شما به راحتی زیادی و فراوانی اش را نمی بینی فقط شاید بتوانی برکت را در زندگی حس کنی.

بنابراین تعریف ما از "مبارکی" این می شود: "خیر فراوان نادیدنی اما ماندنی".

پس وقتی برای یک اتفاق خوشایند به کسی تبریک می گوییم، در حقیقت دعا کرده ایم که خدای مهربان با این اتفاق، خیر و نفع فراوان و ماندگار نصیبتان کند و چه خوب است اگر این دعایمان از ته دل و از سر صدق و صفا باشد.
آن چه را که قرآن دقیقاً با کلمه ی "مبارک" معرفی می کند، دو وجود نورانی است: 
1- قرآن
قرآن عزیز را خدا "مبارک" توصیف می کند: "وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَك"‏ و این كتابى است كه ما آن را نازل كردیم؛ كتابى است پربركت‏...  "وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ" این مبارك قرآنى است كه نازل كرده‏ایم‏. 
2- عیسی (علیه السلام)
عیسی بن مریم علیهاالسلام از انسان های مبارک روزگار است. برکتی که خداوند در وجود عیسی (علیه السلام) قرار داده است، یکی از شاخصه هایی است که این پیامبر بزرگ، خود را با آن معرفی می کند: "وَ جَعَلَنی‏ مُبارَكاً أَیْنَ ما كُنْت"‏  و مرا- هر جا كه باشم- وجودى پربركت قرار داده‏.

امام صادق (علیه السلام) درباره ی معنای مبارکی در این آیه فرمودند: یعنی نفع فراوان رساندن.

معیاری که قرآن برای شایستگانِ بارش برکات الهی اعلام می کند دو مفهوم آشناست: ایمان و تقوا. "وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض‏"

اما نزول برکات الهی به این دو خلاصه نمی شود. انبیاء و اولیای خدا و کسانی که در سبک و منش زندگی پیرو آن ها هستند هم در زیر بارش برکات قرار دارند.

خانواده و اهل بیت ابراهیم خلیل الرحمن (علیه السلام)، در زمره ی میهمانان این خوان برکت هستند: رحمت خدا و بركاتش بر شما اهل بیت بوده و هست " رحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ‏" 

همان خدایى كه ابراهیم را از چنگال نمرود ستمگر رهایى بخشید، و در دل آتش سالم نگاه داشت، همان خدایى كه ابراهیم قهرمان بت شكن را كه یك تنه بر همه طاغوت ها تاخت، قدرت و استقامت و بینش داد.

این رحمت و بركت الهى تنها برای آن روز و آن زمان نبود بلكه در این خاندان همچنان ادامه داشته و دارد، چه بركتى بالاتر از وجود پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) و امامان معصوم (علیهم السلام) كه در این خاندان آشكار شده‏اند. 
در جای دیگر خداوند به حضرت نوح (علیه السلام) و همراهان مومن او اطمینان می دهد که فرودشان، همراه با سلامت و خیر و برکت فراوان خواهد بود: "قیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَیْكَ وَ عَلى‏ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَك‏" (به نوح) گفته شد: اى نوح! با سلامت و بركاتى از ناحیه ما بر تو و بر تمام امت هایى كه با تواند، فرود آى‏.

ویژگی دیگر برکت این است که معمولاً با حساب و کتاب های مادی رایج، قابل سنجش نیست. یعنی شما به راحتی زیادی و فراوانی اش را نمی بینی فقط شاید بتوانی برکت را در زندگی حس کنی

دو معیار برکت در زندگی

نمونه هایی که از انسان های پر برکت ذکر کردیم، علاوه بر خصیصه های منحصر به فردشان، در یک معیار مهم مشترکند. معیاری که قرآن برای شایستگانِ بارش برکات الهی اعلام می کند دو مفهوم آشناست: ایمان و تقوا. "وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض‏"  و اگر اهل شهرها و آبادی ها، ایمان مى‏آوردند و تقوا پیشه مى‏ كردند، بركات آسمان و زمین را بر آنها مى ‏گشودیم‏. 
نکته ی مهمی که از این آیه برمی آید این است که افتتاح ابواب برکت، به ایمان و تقوای جمعی وابسته است. قرآن اهالی شهر را به ایمان و تقوا دعوت می کند؛ نه فقط افراد را. 
پس مبارکیِ زندگی های ما ارتباط عمیقی با ایمان و تقوای خود و جامعه مان دارد. 
چه خوب است که در این ایام نوروز، با رفتارها و عملکردهایمان این ایام را به معنای واقعی مبارک و با برکت کنیم تا انشالله مفید واقع شوند.


- نظرات (0)

اگر می خواهی روحت رشد کند، این را بخوان!

طبیعت

هر آنچه از حرکت به کمال می ‌رسد آئینی دارد و طبق قوانین خاصی پیش می ‌رود.

یک دانه گندم، هسته ی هلو، تخم پرنده از راه حرکت، رشد و نمو می‌ کند و کم‌کم به کمال مقصود خود می ‌رسد.

هر کدام از این موجودات در شرایط مساعد، مسیر کمال خود را طی می‌ کند. مثلاً دانه سالم گندم در خاک حاصل خیز، نور کافی، اکسیژن، آب مناسب جوانه می‌ زند، ریشه می ‌دهد سر از خاک بیرون می ‌آورد و رشد می‌ کند تا تبدیل به سنبله گندم می ‌شود.

هر موجودی قابلیت و استعداد کمال را دارد اما اگر زمینه ‌های این حرکت مساعد نباشد، رشد متوقف می‌ شود. خاک نامرغوب، آب ناسالم، فقدان نور خورشید موانع مهمی بر سر راه این گیاه می ‌باشند.

انسان نیز برای رسیدن به رشد، نیاز به شرایط مساعد دارد که در صورت فقدان هر کدام از شرایط مناسب، این رشد و حرکت ناقص می‌ ماند و ثمر و میوه‌ای به نام انسان کامل و متعالی نمی ‌دهد.

کمال انسان

گوهر ناب وجودی انسان در معدن جسم و جان او به ودیعه گذاشته شده است و هدف نهایی خلقت انسان، کمال، پرورش و رشد استعدادهای الهی است.

صفات الهی که در روح اوست باید شناخته شوند و به عرصه ظهور و بروز برسند. من عرف نفسه فقد عرف ربه.

اسماء الحسنی الهی که در روح انسان است باید فعال شوند و قوه‌ ها به فعلیت برسند. یعنی تمام صفات الهی مانند: علم، قدرت، عفو، بخشش زمینه ‌های رشد.

همچنان که نور خورشید، آب سالم، خاک حاصلخیز زمینه ‌های مساعد رشد گیاه هستند برای رشد روح و کمال انسان نیز زمینه ‌های مساعد لازم است تا روح او به تعالی برسد.

اطاعت و فرمانبرداری خدا، انجام واجبات و مستحبات زمینه رشد روح انسان است.

امام علی (علیه السلام) در دعای کمیل می ‌فرماید: (قَوَّ علی خدمتک جوارحیٰ)

«خدایا نیرو و توان مرا در راه خدمت به خودت قرار ده.»

چرا که خدمت به خدا نیروها و توان انسان را فعال می ‌سازد. خداوند در قرآن شکر نعمت را مهمترین عامل رشد و کمال بیان می ‌دارد، اما نه به آن معنایی که ما تاکنون تصور می‌کردیم.

اگر افراد اجتماع به تقویت روحیة شکرگزاری در خویش بپردازند، به این معنا که در برابر خدمت دیگران از آنان سپاسگزاری نمایند، دل های افراد به یکدیگر نزدیک می ‌گردد و افراد تشویق به خدمت رسانی به همنوعان خویش می‌ گردند

شکر نعمت تنها گفتن ذکر الحمدلله رب العالمین نیست، بلکه استفاده صحیح و درست از نعمت ‌های الهی در مسیر اطاعت و فرمانبرداری از خداوند است.

اگر از نعمت چشم و گوش و اعضاء و جوارح و هوش و حافظه در راه بندگی خدا استفاده کنیم، علاوه بر آنکه باعث رشد و شکوفایی تمام استعدادهای نهفته آن می‌ شود، سرعت ما در پیشرفت و موفقیت صد افزون می‌ کند چنان که آب سالم پای درخت سیب باعث رشد و بارور شدن آن می ‌گردد.

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا مَّا تَشْكُرُونَ (ملک /23)

بگو اوست آن كس كه شما را پدید آورده و براى شما گوش و دیدگان و دل ها آفریده است چه كم سپاسگزارید.

نماز، روزه، ترک گناه، همه و همه در رشد و کمال انسان مانند نورخورشید، آب، خاک حاصلخیز برای رشد گندم و همه نباتات عمل می‌ کند.

 

صراط مستقیم

مسیر درست بندگی اصل صراط مستقیم است که باعث پیشرفت و شکوفایی استعدادهای انسان ‌ها و رسیدن به خدا می‌ شود؛ همچنانکه کاشتن بذر گندم در خاک سخت آن را می ‌پوشاند و مانع رشد آن می‌ شود. بیراهه ‌ها نیز گوهر ناب انسان را آلوده و تخریب می ‌کند. گناهان و معاصی موانع بزرگی بر سر راه انسان قرار می‌ دهند که مانند شوره‌زار و مرداب عمل می ‌کنند.

وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ

و از بندگان من اندکی سپاسگزارند

خداوند به زیبایی می ‌فرماید: اکثر مردم نیروهای خود را در راه درست بکار نمی ‌گیرند و همین باعث هدر دادن سرمایه عمر، مال، جوانی، زیبایی و جان است؛ چرا که هر کس سرمایه‌ های خود را در مسیر صحیح به کار گیرد، سرمایه‌اش فزونی و رشد و توسعه می یابد.

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِیدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ (ابراهیم /7)

و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگزارى كنید [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نمایید قطعاً عذاب من سخت‏ خواهد بود.

شکر

شکر نعمت، نعمت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند

راه اصلی ازدیاد نعمت و رشد و کمال، همان راه بندگی است که چونان خاک حاصلخیز برای بذر گیاه عمل می‌ کند.

آیا تاکنون دیده‌اید کسی سرمایه ی مادی‌اش را در راه درست خرج کند، درحالی که خمس و زکات بدهد و خسارت سنگینی به او وارد شود؟ یا افرادی که برای اهل‌ بیت مال و سرمایه ی خود را هزینه می‌ کنند دچار خسران و نابودی شوند؟

إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا

ما راه را به او نشان دادیم خواه شاكر باشد و پذیرا گردد یا ناسپاس. (انسان /3)

خداوند در این دنیا دو راه قرار داده است که انسان ها با اختیار هرکدام را بخواهند انتخاب می‌ کنند:

1 ـ مصرف صحیح نعمت‌ ها در مسیر اصلی خود.

2 ـ هدر دادن نیروها و نعمت ‌ها در بیراهه‌ ها و انحرافات.

 

آثار و برکات شکر

آثار فردی آن شامل آثار دنیوی و اخروی است و آثار دنیوی آن عبارتند از فراوانی نعمت، کسب فضائل اخلاقی و دوری از زشتی ها، دوام و ثبوت نعمت، ایمن بودن از انواع بلاها. و آثار اخروی شامل، کسب پاداش الهی و دوری از عذاب اخروی است.

اما آثار اجتماعی شکر این است که اگر همة افراد جامعه تمام نعمت هایی که در دسترس دارند را ببینند و استفاده بهینه از بکنند، می ‌توانند با برنامه ‌ریزی دقیق مسائل و مشکلات اجتماعی موجود را برطرف کنند. نکتهی مهمّی که در اجتماع مۆثر است، این است که نعمت ها اظهار شود.

افراد اجتماع باید برای بهره‌ گیری بهتر از نعمت ها، خود را به اظهار نعمت ها در جامعه عادت دهند. اگر بازگو کردن نعمت ها به عنوان شکر و سپاس الهی و نه به عنوان افتخار برتری ‌جویی انجام گیرد، علاوه بر اینکه انسان را در مقام عبودیّت پروردگار تکامل می ‌بخشد و اثرات مثبت اجتماعی دارد، در روح و جان انسان نیز اثر آرام‌ بخشی می ‌گذارد.

راه اصلی ازدیاد نعمت و رشد و کمال، همان راه بندگی است که چونان خاک حاصلخیز برای بذر گیاه عمل می‌ کند

بنابراین به نظر می‌ رسد که اگر افراد اجتماع به تقویت روحیة شکرگزاری در خویش بپردازند، به این معنا که در برابر خدمت دیگران از آنان سپاسگزاری نمایند، دل های افراد به یکدیگر نزدیک می ‌گردد و افراد تشویق به خدمت رسانی به همنوعان خویش می‌ گردند.

از جمله آثار دیگر شکر آثار فرهنگی است. فردی که از نعمت های خداوند که در اختیارش است، استفاده می ‌نماید و شکر آنها را به جای می ‌آورد، یعنی توانسته تواضع و فروتنی را در خود تقویت کند و با این خصوصیّت اخلاقی بالا در اجتماع حاضر می‌ شود و نسبت به تمام کسانی که در اطرافش هستند و به نوبه‌ای او را در ادای امر زندگی کمک و یاری می‌ کنند سپاسگزاری می ‌کند و با این رفتار خوب خود، روابط اجتماعی سالم را در جامعه رشد می ‌دهد و فرهنگ جامعه را رو به ترقی و رشد می‌ برد و با تمام وجود باور دارد که شکرگزاری از زحمات و خدمات مخلوق نیز، راهی برای تشکر و قدردانی از خداوند است.

در نتیجه در برابر اعمال مردم هر چند کوچک باشد، از آنها تشکر و قدردانی می‌ کند و با این کار خود، روحیه ی خدمتگزاران در اجتماع را بالا می ‌برد.

فردی که خود را در قبال هر نوع نعمتی اعم از نعمت های مادی و معنوی مسئول دانسته و هم زمان، غنای طبع هم در او رشد کرده باشد، هیچ‌ گونه توقّعی از دیگران ندارد و به هیچ وجه حاضر نمی‌ شود که بار مسئولیّت خود را به دوش دیگران بیندازد، بلکه فردی مسئولیت پذیر و انجام وظیفه می‌ کند که این عملکرد او عکس ‌العمل متقابل را به همراه دارد؛ یعنی دیگران نیز از او توقعی برای انجام کارهای خود ندارد.


منابع:

تفسیر نمونه – آیة الله مکارم شیرازی  

مقاله مفهوم شکر نعمت در قران –زهرا غیور


- نظرات (0)