سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



خطر! مرگ در یک قدمی

مرگ، قبر

تا به حال به اینکه زمان مرگتان کی  و چه روزی است فکر کرده اید؟

به نتیجه ای هم رسیده اید؟

اصلا تا به حال به موضوع مرگ فکر کرده اید یا همیشه تا این موضوع میاید که ذهن شما را درگیر کند، یا یک سری اتفاقاتی می افتد که شما را به فکر کردن پیرامون آن وادار کند ازش فرار کرده اید و با حدیث نفس یا با صدای بلند گفته اید:

من و مرگ؟!! من خیلی جوانم! مرگ مال آدم هایی است که سن و سالی از آنها گذشته، با انواع بیماری ها از چربی خون و فشار و ... دست و پنجه نرم می کنند!!

انگار آیات قرآن و وعده ها و کلام خالق مهربانمان که ما را خلق کرده است را فراموش کرده ایم؛ او در مورد مرگ و گرفتن جان آدم ها هیچ قید و فاکتوری را ذکر نکرده است؛ نگفته اگر هنوز سنتان کم است مرگ با شما کاری ندارد ، نگفته مسن ها مراقب مردن باشند، این ها هیچ کدام حرف خدای متعال نیست و همه و همه باور های اشتباه من و شمایی است که مرگ را از خودمان دور می بینیم ....

او فقط یک چیز گفته و آن اینکه : مَا یُدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِیبٌ (17، شوری)

شاید زیباترین و حکیمانه ترین جمله ای که می تواند انسان را به مرگ متمرکز کند و  آدمی را به وسیله این موضوع تنبهی دهد تا در رفتارهایشان تجدید نظری داشته باشند همین است؛ و چه میدانی، شاید لحظه (قیامت) نزدیک باشد.

همین که بدانیم مرگ و مردن برای همه هست و پیر و جوان ندارد، خیلی چیزها را می تواند تغییر دهد؛

من اگر بدانم دیر یا زود رفتنی هستم، برایم چسبیدن به این دنیا آن هم دو دستی و تلاش برای به دست آوردنش به هر قیمتی لذت بخش نخواهد بود، دیگه با هر رفتاری ناراحت نمی شوم و از کسی توقعی ندارم ... در زندگی کار و تلاش می کنم ولی حرصی برایش نمی زنم ....

بین مردم زندگی می کنم ولی ظلم کردن به آنها را از برنامه ی زندگیم حذف می کنم ... شادی های مردم را می بینم اما حسادت نمی کنم بلکه از صمیم قلب برایشان بهترین ها را آرزو می کنم ....

خلاصه اینکه فکر و یاد مرگ ، بر خلاف نظر اکثریت مردم که از آن ترس و وحشت دارند، حال آدم را خوب می کند و به عبارتی  آدم را انسان می کند و به او تذکر می دهد.

او در مورد مرگ و گرفتن جان آدم ها هیچ قید و فاکتوری را ذکر نکرده است؛ نگفته اگر هنوز سنتان کم است مرگ با شما کاری ندارد، نگفته مسن ها مراقب مردن باشند، این ها هیچ کدام حرف خدای متعال نیست و همه و همه باور های اشتباه من و شمایی است که مرگ را از خودمان دور می بینیم .... او فقط یک چیز گفته و آن اینکه: مَا یُدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِیبٌ

خدا رحمت کند پدر بزرگم همیشه می گفت: بابا جون چه خوبه ماها آدم به دنیا بیاییم و انسان از دنیا برویم. 

نکته این جا است که برای انسان شدن باید تلاش کرد و این تلاش باید ادامه دار باشد.

یادمان باشد که آدم ها تا دم رفتن، خوب شدنشون واسه خدا عزیزه و نباید هیچ وقت از انسان شدن و خوب شدن ناامید شوند ...

باید در این بین به چند نکته توجه کنیم؛

فراموش نشود که این مدت معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز طول بکشد و زمانش اصلاً معلوم نیست.

هیچ کسی حتی بزرگترین متخصصان عالم چه داخل کشور و چه در کشورهای پیشرفته نمی توانند کاری بکنند امر مردن و رفتن ما منتفی شود.

خلاصه اینکه همه رفتنی هستیم؛ اما زمانش معلوم نیست!!

کلام را با سخنی از امیر مومنان علی علیه السلام  که خطاب به فرزندشان می فرمایند به پایان می برم:
پسرم، بدان تو برای آخرت آفریـده شده ای نه دنیا، برای رفتـن از دنیا، نه پایـدار ماندن در آن، برای مرگ، نه زندگی جاودانـه در دنیـا، كه هر لحظه ممكن است از دنیـا كـوچ كنی، و به  آخرت در آیی و تو شكـار مرگی هستی كه فرار كننده آن نجاتی ندارد، و هر كه را بجوید به آن می رسد، و سرانجام او را می گیرد. 

پس، از مرگ بترس ! نكند زمانی سراغ تو را گیرد كه در حال گناه یا در انتظار توبه كردن باشی و مرگ مهلت ندهد و بین تو و توبه فاصله اندازد، كه در این حال خود را تباه كرده ای.


- نظرات (0)

چرا دعایمان مستجاب نمی شود؟

فریاد سخت دشوار داد

گاهی زندگی چنان سخت می شود که مجال نفس کشیدن را از انسان می گیرد ،سختی ها سیل آسا هجوم می آورند و به هر طرف رو کنی بن بست است ،تمام کسانی که تا دیروز تا وقتی که روزگار روال عادی خود را طی میکرد دوستانی سینه چاک بودند الآن چون غریبگانی که هرگز نمی شناختی با نگاهی سرد و بی تفاوت نظاره گر لحظه های پر از درد زندگیت هستند و تنها همتشان این است که با سرزنشی جانسوز متهمت کنند .

در چنین شرایطی حس میکنی زمین و زمان به هم بافته است و نه دعا اثری دارد و نا آه و فغان ،تنهایی و تلخی چنان قلبت را فشار می دهد که همه وجودت بغضی میشود مانده در گلو نه دیگر یارای گریستن هست و نه توان فروخوردنش ، اینجاست که ذهن ادمی به دنبال چرا ها می گردد ، چرا این طور شد؟ مگر چه گناهی از من سر زده ؟ چرا دعا اثر نمی گذارد؟ تا کی باید تحمل کنم ؟ و ... .

این شرایط دلایل متفاوتی می تواند داشته باشد که در هر صورت برای تک تک افراد در هر طبقه ای ممکن است پیش آید ، و نحوه برخورد ما با این بحران هاست که تعیین کننده شرایط دیگر ما در آینده است .

واکنش افراد در برخورد با چنین شرایطی متفاوت است عده ای عنان اختیار از دست داده ضعف بر وجودشان مستولی می شود و قدرت تفکر و تدبیر را از دست می دهند و این افراد به جای اینکه به فکر راه چاره باشند شروع می کنند به دنبال مقصر گشتن و متهم کردن دیگران و روی آوردن به ضد ارزش هایی چون اعتیاد و کفر مقام ربوبی پروردگار عالم است که این ها نتایجی را به دنبال دارد که هر چه بیشتر شرایط را بحرانی می کند و چنین شخصی هرگز متوجه نیست که این ها نتایج خودخواسته اعمال خودش است .

عده ای دیگر از افراد در همان شرایط به دنبال یافتن مصلحتی هستند که قرار است درسی به آن ها بیاموزد و با توکل بر خداوند حکیم سعی در مدیریت بحران پیش آمده دارند و می کوشند سنگ ها را یکی یکی از پیش پا بردارند.

هنگامى که انسان مسئولیت هایش را به دنبال فراموش کردن یاد خدا به فراموشى بسپارد، غرق در شهوات و حرص و طمع مى‏گردد، پیدا است، که نصیب او معیشت سخت خواهد بود، نه قناعتى که جان او را پر کند، نه توجه به معنویت که به او غناى روحى دهد، و نه اخلاقى که او را در برابر طغیان شهوات باز دارد

وقتی در چنین شرایطی قرار گرفتیم باید بنشینیم و شرایط خود را بسنجیم و با خود صادق باشیم که چه عواملی باعث شده که در این شرایط قرار بگیریم  اگر کوتاهی و اشتباه از ما در صدد جبران برآییم و اگر نه ب دنبال راه چاره باشیم  نباید از دعا کردن و لطف و رحمت خدای بی نیاز نا امید شد در این دنیا همه چیز در حال گذر است نه خوشی هایش دوامی دارد و نه غم هایش .

این شرایط اگر به خاطر گناهانمان باشد خوب بهتر است در همین دنیا متنبه شده و توبه کنیم و به خودسازی بپردازیم اما اگر نه امتحان الهی است باید شکرگزار بود چرا که خداوند متعال خیر محض است و بدی در ذات پاکش راه ندارد  و هر آنچه می رساند متضمن خیری است در بطن خود. باید عالمانه و دقیق به وقایع نگاه کرد نه سطحی و بدون فکر .

کسی که به خداوند ایمان دارد و به او توکل می کند و به یاد خدا و انجام وظایف خود مشغول است هرگز زندگی سخت و پیچیده ای نخواهد داشت و درمانده نخواهد شد. در قرآن کریم، در آیه‌ای به علت برخی زندگی‌های سخت و تنگ و گره خورده می‌پردازد و می‌فرماید: « وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى‏ (طه 124) و هر کس از یاد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور مى‏کنیم!.

اصولا تنگى زندگى بیشتر به خاطر کمبودهاى معنوى و نبودن غناى روحى است، به خاطر عدم اطمینان به آینده و ترس از نابود شدن امکانات موجود، و وابستگى بیش از حد به جهان ماده است، و آن کس که ایمان به خدا دارد و دل به ذات پاک او بسته، از همه این نگرانی ها در امان است

در این آیه کریمه تصریح دارد که اگر ما از زندگی‌ای که خدایی است و در آن رفتارهای ما مطابق دستورات خدا است فاصله بگیریم مبتلا به زندگی سخت می‌شویم در این صورت  خدا روزى او را به سختى می‌دهد و این کیفر روی برگرداندن از خدا است. اگر هم به او رزق فراوان دهد، معیشت را از این راه بر او سخت مى‏گیرد که امساک کند و از آن استفاده نگیرد و اگر هم استفاده گیرد، حرص و تلاش زیاد، زندگى را بر او دشوار مى‏سازد.

گاه مى‏شود درهاى زندگى به روى انسان به کلى بسته مى‏شود، و دست به هر کارى میزند با درهاى بسته رو به رو مى‏گردد، و گاهى به عکس به هر جا روى مى‏آورد خود را در برابر درهاى گشوده مى‏بیند، مقدمات هر کار فراهم است و بن‏بست و گرهى در برابر او نیست، از این حال تعبیر به وسعت زندگى و از اولى به ضیق یا تنگى معیشت تعبیر مى‏شود، منظور از معیشت ضنک که در آیه بالا آمد نیز همین است .

پول فریاد

در تفسیر نمونه توضیح خوبی در مورد آیه وجود دارد: گاهى تنگى معیشت به خاطر این نیست که درآمد کمى دارد، اى بسا پول ‏و درآمدش هنگفت است، ولى بخل و حرص و آز زندگى را بر او تنگ مى‏کند نه تنها میل ندارد در خانه‏اش باز باشد و دیگران از زندگى او استفاده کنند، بلکه گویى نمى‏خواهد آن را به روى خویش بگشاید، به فرموده على علیه السلام همچون فقیران زندگى مى‏کند و همانند اغنیاء و ثروتمندان حساب پس مى‏دهد.

قرآن مى‏گوید: عامل اصلی این سختی ها اعراض از یاد حق است. یاد خدا مایه آرامش جان، و تقوا و شهامت است و فراموش کردن او مایه اضطراب و ترس و نگرانى است.

هنگامى که انسان مسئولیت هایش را به دنبال فراموش کردن یاد خدا به فراموشى بسپارد، غرق در شهوات و حرص و طمع مى‏گردد، پیدا است، که نصیب او معیشت سخت خواهد بود، نه قناعتى که جان او را پر کند، نه توجه به معنویت که به او غناى روحى دهد، و نه اخلاقى که او را در برابر طغیان شهوات باز دارد.

اصولا تنگى زندگى بیشتر به خاطر کمبودهاى معنوى و نبودن غناى روحى است، به خاطر عدم اطمینان به آینده و ترس از نابود شدن امکانات موجود، و وابستگى بیش از حد به جهان ماده است، و آن کس که ایمان به خدا دارد و دل به ذات پاک او بسته، از همه این نگرانی ها در امان است.

یاد خدای متعال و این که در مقام عمل ِ در زندگی، مطابق دستور او باشیم گره گشا و آرامش بخش همه‌ی زندگی‌ها است

از امام صادق علیه السلام پرسیدند منظور از آیه «مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً» چیست؟ فرمود: اعراض از ولایت امیر مؤمنان علیه السلام است. یعنی آن کس که الگوى خود را از زندگى على علیه السلام بگیرد، همان ابرمردى که تمام دنیا در نظرش از یک برگ درخت کم ارزشتر بود، آن چنان به خدا دل ببندد که جهان در نظرش کوچک گردد، او هر کس باشد، زندگى گشاده و وسیعى خواهد داشت، اما آنها که این الگوها را فراموش کنند در هر شرائط گرفتار معیشت ضنک و تنگ هستند. (ر.ک: تفسیر نمونه، ج‏13، صص 328و 329)

بله، یاد خدای متعال و این که در مقام عمل ِ در زندگی، مطابق دستور او باشیم گره گشا و آرامش بخش همه‌ی زندگی‌ها است.

مرد تنها
چرا دعایمان مستجاب نمی شود؟

موانع استجابت دعا:

1. گناه

یکى از عوامل مهمى که رابطه انسان با خدای متعال را ضعیف نموده و مانع اجابت دعا می شود، نافرمانى از دستورهاى خداست. حضرت على (علیه السّلام) در دعاى کمیل چنین مى فرماید: پروردگارا! گناهانى را بر من ببخش که موجب حبس و بالا نرفتن دعا مى شوند و در جاى دیگر از همان دعا چنین مى فرماید: اى آقا و مولاى من! به عزتت قسم! از تو مى خواهم که بدى کردار و رفتارم موجب پوشیده شدن دعاى من از تو نشود.

امام باقر (علیه السلام) در این باره فرمود: بنده حاجتى از خدا طلب مى کند و مقرر مى شود آن حاجت در زمانى برآورده شود; پس در این فاصله، او گناهى مرتکب مى شود و در نتیجه، خداوند مى فرماید: حاجت این بنده برآورده نشود و از آن محروم شود; چون او خشم و غضب مرا برانگیخت و همین باعث محروم شدن اوست.

همیشه مؤمن در خیر و آسایش است تا هنگامى که عجله نکند. در غیر این صورت ناامید مى‏شود و دعا را ترک مى‏کند. به درستى که بنده هنگامى که دعا مى‏کند خداوند متعال در صدد برآورده ساختن حاجت اوست تا زمانى که او عجله نکند

2. لقمه حرام

استفاده از درآمد حلال و پاکیزه از دیگر شرایط اجابت دعا است که امروزه بیش از هر زمان دیگر لازم است به آن توجه شود. لقمه ى حرام تا 40 روز مانع استجابت دعا مى شود.

 

3. قساوت قلب

همچنین گناهان زیاد که منجر به قساوت و سنگدلى مى‏شوند از عوامل دیگر عدم استجابت دعا مى‏باشد. امام صادق (علیه السلام) مى‏فرماید: خداوند دعایى که از قلب قسى برخاسته باشد اجابت نمى‏کند.

 

4. شتاب و عجله

امام صادق (علیه السلام) فرمود: همیشه مؤمن در خیر و آسایش است تا هنگامى که عجله نکند. در غیر این صورت ناامید مى‏شود و دعا را ترک مى‏کند. به درستى که بنده هنگامى که دعا مى‏کند خداوند متعال در صدد برآورده ساختن حاجت اوست تا زمانى که او عجله نکند.  

امید است که در شرایط سخت و تنگگناهای زندگی خداوند باری تعالی را با قلب خاشع به کمک بخوانیم و از وی بخواهیم تا مشکلات ما را از میان بردارد چرا که او توانای مطلق و بی نیاز است و ما سراپا نیاز.

منبع : وبلاگ سید مصطفی علم خواه


- نظرات (0)

معیشت و آرامش خاطر

روزی

مطالعه ‌ی احادیث و استدلالات آیات قرآن بر این دلالت دارد که نوع نگاه اسلام به معیشت و زندگی انسان این آموزه را نشان می‌ دهد که نگاه اسلام به اقتصاد اساساً متفاوت از نگاه موجود است.

اسلام در یک نگاه متفاوت به انسان ، نوع نگاه به اقتصاد را نیز متفاوت مطرح کرده است و این امر موجب شده که مسائل غیر مادی مثل صله ‌ی رحم و نخوابیدن در بین‌ الطلوعین  و ... را در گسترش فقر یا توسعه‌ ی رزق موثّر دانسته و محدود به توجه به دخل‌ و خرج نکند .

مطابق با بیان اسلامی که فطرت ام ‌المعارف است ، شاکله و بنای همه چیز بر اساس فطرت است ، لذا اقتصاد اسلامی نیز زمانی از انحرافات و آسیب ‌ها مصون خواهد بود که به فطرت انسانی توجه داشته باشد . 

با این توصیفات معیشت انسان زمانی بسامان و در جهت کمال خواهد بود که از فطریات در زندگی انسانی تبعیت شود.


جایگاه تقدیر معیشت در رفتارسازی انسان

معیشت یکی از اصلی ‌ترین آموزه های دین مبین اسلام است که متأسفانه در ادبیات اقتصاد اسلامی، توجه چندانی به آن نمی ‌شود.

حدیث شریف «الْکَمَالُ کُلُّ الْکَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَةِ» [الکافی ، ج ‏1، ص 32] با ساختار مشابه ، بر این مطلب تأکید می‌ کنند که یکی از سنجه‌ های کمال یا معیار های کمال ، تقدیر معیشت است.

حجم انبوه احادیث با چنین ساختاری، آن هم در کتب اربعه‌ ، ادعایی را که تقدیر معیشت یکی از جنبه‌ های اصلی زندگی انسانی است تأیید می ‌کند.

ما وظیفه ایجاد آرامش داریم تا دغدغه روح و تشویش خاطر خانوده‌هایمان را مرتفع کنیم. فقط به فکر معیشت خانواده و جامعه نباشیم بلکه ایجاد آرامش، قرار دل و خروج آنها از تشویش را در برنامه داشته باشیم

از امام باقر (علیه السلام) و احادیث بسیاری که اساساً در ادبیات اسلامی ، که به بسیاری از شئون زندگی انسان توجه می‌ کند ، امر معیشت و نحوه‌ ی زندگی از مهم‌ ترین معیار های انسان است ؛ تا حدی که در آیه‌ ی شریفه می‌ فرماید: «مَن أعرَضَ عَن ذِكرِی فإنّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنكاً» (طه ، 124)

علامه طباطبایی (ره) ، در کتاب شریف المیزان می ‌فرمایند که «معیشت ضنک» به شکلی از زندگی گفته می ‌شود که در آن ، فرد احساس آرامش نداشته باشد و مدام به دنبال افزایش ثروت و دارایی خود باشد.

به عبارت دیگر ، ممکن است که فرد وضع مالی خوبی داشته باشد ، اما احساس آرامش و راحتی در صورتی است که به ذکر خدا توجه کند.

 

معیشت و آرامش خاطر

گاهی ما بین رفاه مادی و آرامش و رفاه در خانواده خلط موضوع می ‌کنیم . قرآن در آیه 26 سوره مبارکه مریم می‌ فرماید : " فَكُلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَیْنًا فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْیَوْمَ إِنسِیًّا.

داستان حضرت مریم سلام الله علیها را همه می ‌دانیم ؛ ایشان بعد از این که از عبادتگاه به حکم الهی خارج شد ، به مکان دوری رفت و مشکلات بسیار زیادی را برای او این سفر پیش آورد.

اولاً ایشان یک دختر تنها بود، ثانیاً متأهل نبود اما عیسی (علیه السلام) را در شکم داشت و ثالثاً آب و غذایی نداشت ، در یک  جای دور بود و مردم پشت سر ایشان حرف ‌هایی می‌ زدند. 

در این شرایط ندا آمد : مریم به درخت خرما تکیه بزن و اولین معجزه را همانجا دید به طوری که درخت خرمای خشکیده برای او خرمای تازه پایین فرستاد.

همان ندای غیبی برای او فرمود: "بخور و بیاشام و آرام دل داشته باش"

در دستور بعدی فرمود وقتی با مردم ملاقات کردی سکوت کن ، لذا مریم (سلام الله علیها) روزه سکوت گرفت.

اما از آن سه دستور ؛ خوردن و آشامیدن که مربوط به امور دنیوی است اما "قَرِّی عَیْنًا " به معنی آرامش دل و خاطر انسان از دغدغه‌ ها و تشویش های زندگی است.

قرآن این حکم را از حکم معیشت جدا کرده است و می فرماید : "نباید بین معیشت و  آرامش دل از تشویش و دغدغه خلط مبحث کنید."

محبت

گاهی ما در خانواد‌ه‌ های خود این اشتباه را می ‌کنیم، فکر می‌ کنیم اگر امکانات و رفاه مناسب در اختیار خانواده و همسر قرار دادیم پس به رسالت خود عمل کردیم در حالی که همسر و فرزند شما نیاز به محبت دارد ، نیاز به این دارد که یک آرامشی داشته باشد. 

اگر ما بین معیشت و ایجاد آرامش و محبت در خانواده خلط مبحث کنیم از یکی از فرامین الهی تخطی کرده‌ایم و با تخطی در این موضوعات ، در نهایت ثبات زندگی و آرامش را از زندگی خود از بین برده ایم.

ما وظیفه ایجاد آرامش داریم تا دغدغه روح و تشویش خاطر خانوده ‌هایمان را مرتفع کنیم . فقط به فکر معیشت خانواده و جامعه نباشیم بلکه ایجاد آرامش ، قرار دل و خروج آنها از تشویش را در برنامه داشته باشیم. ( به نقل از سخنرانی حجت ‌الاسلام سید‌ ابراهیم راد )

 

ریزه کاری های دخل و خرج در نگاه اسلام

در دین اسلام ، بیان اصول حاکم بر روابط انسانی است و جزییات و موارد کاربردی ‌تر بر عهده خود مردم در زمان ‌های مختلف و متناسب با اقتضائات زندگی آن‌ ها می‌ باشد.

همچنین باید توجه کرد که تقدیر معیشت که به معنای اندازه‌گیری در زندگی است، دلالت بر این دارد که باید اندازه هر چیز مشخص باشد.

حد مصرف از کالاهای مختلف ، میزان مصرف اعضاء خانواده ، مدیریت مالی درآمد برای آنکه انسان به دیگران محتاج نشود و … ذیل این مفهوم قرار می‌ گیرند.

علامه طباطبایی(ره)، در کتاب شریف المیزان می ‌فرمایند که «معیشت ضنک» به شکلی از زندگی گفته می ‌شود که در آن، فرد احساس آرامش نداشته باشد و مدام به دنبال افزایش ثروت و دارایی خود باشد

معیار «غنی از آنچه در دست مردم است» می ‌باشد:

و َبِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِی علیه السلام فِی حَدِیثِ الْأَرْبَعِمِائَةِ : برای تجارت اقدام کنید به درستی که در تجارت بی ‌نیازی از آنچه که در دست مردم می‌ باشد وجود دارد و خداوند پیشه ور امین را دوست دارد.) (اصول کافی ، جلد پنجم کتاب المعیشه، ص ۷۳)

با بررسی سایر احادیث می ‌توان نتیجه گرفت که در زمینه مدیریت هزینه در خانواده ، معیار اسلامی «غنی عما فی ایدی الناس» می ‌باشد.

یعنی انسان باید طوری کار کند و مصرف نماید که از مردم بی ‌نیاز باشد . از این رو اسلام از اجیر شدن نهی می‌کند ، امر به تجارت می‌ کند تا از این طریق ، روزی انسان در‌‌ همان روز به انسان برسد و…. (مطابق حدیث مورد بحث ، فرد تاجر اگر در تجارت زیان کند ، اگر چه ، اجری ندارد و ستایش نمی ‌شود اما خداوند او را دوست دارد. لذا اگر کسی که محبوب خداست (فرد تاجر) ضرر کند ، حتما خداوند برای او جبران خواهد کرد و نمی ‌گذارد که محتاج مردم بشود . اما این شرطی دارد و آن این است که فرد باید امین باشد. عدم صداقت و خیانت در امانت سبب می‌ شود که انسان از امداد الهی دور بماند و از آن منتفع نشود.)

کسی که توکلش با خداست ، حتی اگر درفعالیتش زیان ببیند ، خداوند از راهی دیگر ضرر او را جبران خواهد کرد.

در طرف دیگر زندگی که معطوف به مخارج می‌ باشد ؛ رعایت الگوی مصرف صحیح، مدیریت اموال و استفاده بهینه از آن ‌ها ، تناسب میان دخل و خرج ، نیز باید مورد توجه قرار گیرد و با تناسب میان داشته ‌ها و خواسته مصرف کرد و اصول آن را رعایت کرد.



- نظرات (0)

تلاش‏ برای محو اسلام بى ‏اثر است

از قدیمی ترین معلم قرآن شهرستان قلعه گنج در جنوب استان کرمان تجلیل شد.

قرآن، دنیا را بازار مى ‏داند و مردم را فروشنده و عقاید و اعمال انسان را در طول عمر، كالاى این بازار.

در این بازار، فروش اجبارى است ولى انتخاب مشترى با انسان است. یعنى ما نمى ‏توانیم آنچه را داریم، از قدرت و عمل و عقیده رها بگذاریم، ولى مى ‏توانیم مسیر عقاید و كردار را سود بخش یا زیان آور قرار دهیم.
در قرآن از عدّه‏اى ستایش شده كه جان خود را با خدا معامله مى‏ كنند و در عوض بهشت و رضوان مى ‏گیرند، و از عدّه‏اى انتقاد شده كه به خاطر انحراف و انتخاب سوء یا سودى نمى ‏برند «فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ» (بقره، 16) و یا دچار خسارت مى‏ شوند «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ» و در بعضى از آیات همچون آیه‏ى 177 سوره آل عمران، كسانى كه ایمان خود را با كفر معامله مى ‏كنند، تحقیر مى ‏شوند و در مقابل به مومنان دلدارى داده مى ‏شود كه ارتداد آن ها، به خدا و راه خدا هیچ ضررى نمى ‏زند. (تفسیر نور، ج 2)

وَلاَ یَحْزُنكَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن یَضُرُّواْ اللّهَ شَیْئاً یُرِیدُ اللّهُ أَلاَّ یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ (آل عمران ـ 176)
و كسانى كه در كفر مى ‏كوشند، تو را اندوهگین نسازند كه آنان هرگز به خدا هیچ زیانى نمى ‏رسانند. خداوند مى ‏خواهد در آخرت براى آنان بهره‏اى قرار ندهد، و براى ایشان عذابى بزرگ است.
 

نکته:

گویا شركت كنندگان در جنگ احد، از همدیگر مى ‏پرسیدند: حال كه ما شكست خوردیم و كفّار پیروزمندانه به مكّه برگشتند، چه خواهد شد؟

آیه در پاسخ آنان مى ‏فرماید: ناراحت نباشید، این مهلت الهى است تا پیمان كفرشان پر شود و دیگر حظّى در آخرت نداشته باشند. (تفسیر نور، ج 2)

مهلت دادن به كفّار سنّت الهى است، نه آنكه نشانه ‏ى ناآگاهى و یا ناتوانى خداوند باشد. «یُرِیدُ اللَّهُ أَلَّا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَةِ»

پیام‏ های آیه:

1ـ آرامش خود را حفظ كنید، كه تلاش ‏هاى كفّار در محو اسلام بى‏ اثر است. «لا یَحْزُنْكَ»، «إِنَّهُمْ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ»
2ـ كفر انسان ‏ها، اندك ضررى به ساحت قدس خدا نمى ‏زند. «لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً»
3ـ حضور در میدان كفر، انسان را از قابلیّت توبه و دریافت رحمت الهى محروم مى‏ كند. «أَلَّا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَةِ»
4ـ مهلت دادن به كفّار سنّت الهى است، نه آنكه نشانه ‏ى ناآگاهى و یا ناتوانى خداوند باشد. «یُرِیدُ اللَّهُ أَلَّا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَةِ»
5ـ محرومیّت انسان در آخرت، ناشى از عملكرد او در دنیاست. «یُسارِعُونَ فِی الْكُفْرِ»، «أَلَّا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَةِ»
6ـ هم فضل الهى بزرگ است و هم قهر او. (در دو آیه قبل، نسبت به مجروحانى كه به فرمان رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله به جبهه رفتند، از فضل عظیم الهى بشارت داد و در این آیه نسبت به كفّار سر سخت، عذاب عظیم را یادآور مى‏ شود). «لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ» (تفسیر، نور ج 2)
إِنَّ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الْكُفْرَ بِالإِیمَانِ لَن یَضُرُّواْ اللّهَ شَیْئًا وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (آل عمران ـ 177)
در حقیقت، كسانى كه كفر را به [بهاى‏] ایمان خریدند، هرگز به خداوند هیچ زیانى نخواهند رسانید، و براى آنان عذابى دردناك است.


وجوه مشترك عاشورا و دفاع مقدس

نکته:

در قرآن مسأله‏ى خرید و فروش و سود و زیان سرمایه عمر، بارها تكرار شده است. قرآن، دنیا را بازار مى ‏داند و مردم را فروشنده و عقاید و اعمال انسان را در طول عمر، كالاى این بازار.

در این بازار، فروش اجبارى است ولى انتخاب مشترى با انسان است. یعنى ما نمى‏ توانیم آنچه را داریم، از قدرت و عمل و عقیده رها بگذاریم، ولى مى ‏توانیم مسیر عقاید و كردار را سود بخش یا زیان آور قرار دهیم.
در قرآن از عدّه‏اى ستایش شده كه جان خود را با خدا معامله مى‏ كنند و در عوض بهشت و رضوان مى ‏گیرند، و از عدّه‏اى انتقاد شده كه به خاطر انحراف و انتخاب سوء یا سودى نمى ‏برند «فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ» (بقره، 16) و یا دچار خسارت مى‏ شوند «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ» و در بعضى از آیات همچون آیه‏ى فوق، كسانى كه ایمان خود را با كفر معامله مى‏ كنند، تحقیر مى ‏شوند و در مقابل به مومنان دلدارى داده مى ‏شود كه ارتداد آنها، به خدا و راه خدا هیچ ضررى نمى ‏زند. (تفسیر نور ج 2)

 

پیام ‏های آیه:

1ـ سرمایه اصلى انسان، ایمان و یا زمینه ‏هاى فطرى ایمان است. «اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِیْمانِ»
2ـ در یك انقلاب عقیدتى و فرهنگى، از ریزش ‏هاى جزئى نگران مباشید. «اشْتَرَوُا الْكُفْرَ»، «لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ»


تفسیر اجمالی: تسلیت به پیامبر(صلی الله علیه و آله)

وَ لا یَحْزُنْكَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْكُفْرِ

روى سخن در این آیه به پیامبر صلی الله و علیه وآله است و به دنبال حادثه دردناك احد، خداوند او را تسلیت مى ‏گوید كه اى پیامبر! از این كه مى ‏بینى جمعى در راه كفر، بر یكدیگر پیشى مى ‏گیرند و گویا با هم مسابقه گذاشته ‏اند، هیچ گاه غمگین مباش، زیرا: آنها هرگز هیچ گونه زیانى به خداوند نمى‏ رسانند (إِنَّهُمْ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً) بلكه خودشان در این راه زیان مى ‏بینند، اصولاً نفع و ضرر و سود و زیان براى موجوداتى است كه وجودشان از خودشان نیست، اما خداوند ازلى و ابدى كه از هر جهت بى نیاز است و وجودش نامحدود، كفر و ایمان مردم و كوشش ها و تلاش هاى آنها در این راه چه اثرى براى خداوند می تواند داشته باشد؟ آنها هستند كه در پناه ایمان، تكامل مى ‏یابند و به خاطر كفر تنزل و سقوط مى ‏كنند. به علاوه خلافكاری هاى آنها فراموش نخواهد شد و به نتیجه اعمال خود خواهند رسید.

در بعضى از آیات همچون آیه‏ى فوق، كسانى كه ایمان خود را با كفر معامله مى‏ كنند، تحقیر مى ‏شوند و در مقابل به مومنان دلدارى داده مى ‏شود كه ارتداد آنها، به خدا و راه خدا هیچ ضررى نمى ‏زند

یُرِیدُ اللَّهُ أَلَّا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ:" خدا مى ‏خواهد آنها را در این راه، آزاد بگذارد و چنان به سرعت راه كفر را بپویند كه كمترین بهره‏اى در آخرت نداشته باشند، بلكه عذاب عظیم در انتظار آنها باشد".
در حقیقت آیه می گوید: اگر آنها در راه كفر بر یكدیگر پیشى می گیرند، نه به خاطر این است كه خدا نمی تواند جلو آنها را بگیرد بلكه خدا آزادى عمل به- آنها داده تا هر چه می توانند انجام دهند و نتیجه ‏اش محرومیت كامل آنها از مواهب جهان دیگر است بنابراین، آیه نه تنها دلالت بر جبر ندارد بلكه یكى از دلایل آزادى اراده است.
سپس در آیه بعد، مطلب را به طور وسیع تر، عنوان كرده و مى‏ فرماید: إِنَّ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِیْمانِ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً: یعنى نه تنها افرادى كه به سرعت در راه كفر، پیش می روند چنین هستند، بلكه تمام كسانى كه به نوعى راه كفر را پیش گرفته‏اند و ایمان را از دست داده و در مقابل آن، كفر خریدارى نموده‏اند، هرگز به خدا زیان نمی رسانند و زیان آن، دامنگیر خودشان مى‏ شود.
و در پایان آیه مى ‏فرماید: وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ: آنها عذاب دردناك دارند، و این تفاوت در تعبیر كه در اینجا "عَذابٌ أَلِیمٌ" و در آیه قبل "عَذابٌ عَظِیمٌ" ذكر شده بود به خاطر آن است كه آنها در مسیر كفر با سرعت بیشترى پیش مى ‏رفتند. (تفسیر نمونه ج 3)


بحث لغوی: 
یسارعون: مسارعه در اینجا به معنى مبالغه است یعنى: سخت شتاب و تلاش مى‏ كنند.
حظا: حظ به معنى نصیب و بهره است. (تفسیر احسن الحدیث ج 2)

منابع: 
تفسیر نور ج 2
تفسیر نمونه ج 3
تفسیر احسن الحدیث ج 2


- نظرات (0)

سیاست قدرت ‏هاى شیطانى

ایمان

اگر در قلبى ترس از غیر خدا پیدا شود، نشانه عدم تكامل ایمان و نفوذ وسوسه ‏هاى شیطانى است، زیرا می دانیم در عالم بیكران هستى تنها پناهگاه خدا است و موثّر بالذات فقط او است و دیگران در برابر قدرت او قدرتى ندارند.

اصولاً مومنان اگر ولى خود را كه خدا است با ولى مشركان و منافقان كه شیطان است مقایسه كنند، می دانند كه آنها در برابر خداوند هیچ گونه قدرتى ندارند و به همین دلیل نباید از آنها، كمترین وحشتى داشته باشند، نتیجه این سخن آن است كه هر كجا ایمان نفوذ كرد، شهامت و شجاعت نیز به همراه آن نفوذ خواهد كرد.

إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّوْمِنِینَ (آل عمران ـ 175)
در واقع، این شیطان است كه دوستانش را مى‏ ترساند پس اگر مومنید از آنان مترسید و از من بترسید.
این آیه دنباله آیاتى است كه درباره غزوه "حمراء الاسد" نازل گردید و "ذلكم" اشاره به كسانى است كه مسلمانان را از قدرت لشكر قریش مى ‏ترسانیدند تا روحیه آنها را تضعیف كنند.

بنابر این معنى آیه چنین است: عمل نعیم بن مسعود و یا كاروان عبد القیس فقط یك عمل شیطانى است كه براى ترساندن دوستان شیطان صورت گرفته، یعنى این گونه وسوسه‏ ها تنها در كسانى اثر می گذارد كه از اولیاء و دوستان شیطان باشند و اما افراد با ایمان و ثابت قدم هیچ گاه تحت تأثیر این وسوسه ‏ها واقع نمى‏ شوند، بنابراین شما كه از پیروان شیطان نیستید، نباید از این وسوسه‏ ها متزلزل شوید.
تعبیر از نعیم بن مسعود و یا كاروان عبد القیس به شیطان، یا به خاطر این است كه عمل آنها به راستى عمل شیطانى بود و با الهام او صورت گرفت، زیرا در قرآن و اخبار، معمولاً هر عمل زشت و خلافى، عمل شیطانى نامیده شده، چون با وسوسه‏ هاى شیطان انجام مى ‏گیرد و یا منظور از شیطان، خود این اشخاص مى‏ باشند و این از مواردى است كه شیطان بر مصداق انسانى آن، گفته شده، زیرا شیطان معنى وسیعى دارد و همه اغوا گران را اعم از انسان و غیر انسان شامل مى‏ شود، چنان كه در سوره انعام آیه 112 مى‏خوانیم: وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ: " این چنین براى هر پیامبرى دشمنانى از شیاطین انسانى و جن قرار دادیم".

نیكوتر آن است كه دوستى زینت دنیا را از دل هاى خود بیرون كنیم تا از شجاعت بهره‏مند شویم

وَ خافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُوْمِنینَ: در پایان آیه مى‏ فرماید: اگر ایمان دارید،از من و مخالفت فرمان من بترسید، یعنى ایمان با ترس از غیر خدا سازگار نیست.
همانطور در جاى دیگر مى ‏خوانیم: فَمَن یُوْمِن بِرَبِّهِ فَلَا یَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا: " كسى كه به پروردگار خود ایمان آورَد، از كمى [پاداش‏] و سختى بیم ندارد." (سوره جن آیه 13)
بنابراین اگر در قلبى ترس از غیر خدا پیدا شود، نشانه عدم تكامل ایمان و نفوذ وسوسه ‏هاى شیطانى است، زیرا می دانیم در عالم بیكران هستى تنها پناهگاه خدا است و موثّر بالذات فقط او است و دیگران در برابر قدرت او قدرتى ندارند.

اصولاً مومنان اگر ولى خود را كه خدا است با ولى مشركان و منافقان كه شیطان است مقایسه كنند، می دانند كه آنها در برابر خداوند هیچ گونه قدرتى ندارند و به همین دلیل نباید از آنها كمترین وحشتى داشته باشند.

نتیجه این سخن آن است كه هر كجا ایمان نفوذ كرد، شهامت و شجاعت نیز به همراه آن نفوذ خواهد كرد. (تفسیر نمونه ج 3)

اگر در قلبى ترس از غیر خدا پیدا شود، نشانه عدم تكامل ایمان و نفوذ وسوسه ‏هاى شیطانى است، زیرا می دانیم در عالم بیكران هستى تنها پناهگاه خدا است و موثّر بالذات فقط او است و دیگران در برابر قدرت او قدرتى ندارند

نظر صاحب تفسیر هدایت در مورد این آیه:

یک سوال: آدمى از كجا باید شجاعت لازم را براى رویارویى با اوضاع و احوال شكست به دست آورد؟
قرآن با توجه به آیه 175 سوره آل عمران به این پرسش چنین پاسخ مى ‏دهد كه: مصدر شكست نفسانى، ترس است و ترس یكى از امور فطرى بشر است، ولى بر مومن واجب است كه ترس خود را از شكست به مصدر حقیقى ترس كه خداوند متعال است متوجه سازد و نه به دشمنان بشرى خود، به جهت آنکه خدا بشر نیست و مى‏ تواند در دنیا و آخرت سخت ‏ترین عقوبت هاى خود را بر آن مستولى كند و بنابراین انسان باید تنها از او بترسد.
ترس از انسان های دیگر، تنها وسواسى شیطانى است، به این دلیل که هر چه در تصرف بشر است امكان آن دارد كه به تصرف من در آید، ولى آیا این امكان براى من وجود دارد كه مالك چیزى شوم كه در ملكیت خدا بوده است؟ 
« إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّوْمِنِینَ- این شیطان است كه دوستان خود را مى ‏ترساند، پس اگر شما مومنید از ایشان مترسید و از من بترسید،» و ایمان داشتن به خدا و به این كه سود و زیان به دست او است، و این كه به حال بندگان خود بصیر است، ما را به ترس از او مى‏ خواند، و وقتی این چنین شود از چیزى جز او بیم نخواهیم داشت. اما ایمان داشتن به شیطان و به مال و شهرت و فریبندگی هاى دیگر او، مایه بیم داشتن ما از شیطان مى ‏شود و سبب آن است كه از دارندگان مال و سلطه و نیروى فریبندگى بترسیم. پس: نیكوتر آن است كه دوستى زینت دنیا را از دل هاى خود بیرون كنیم تا از شجاعت بهره‏مند شویم. (تفسیر هدایت، ج 1)


بحث لغوی:

ذلكم: همان ذلك است كه نسبت به طرف خطاب ذلكما و ذلكم گفته مى‏ شود. (لفظ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ تقدیرش «یخوفكم باولیائه» است.) (تفسیر احسن الحدیث، ج 2)


پیام‏ های آیه:

1ـ هرگونه شایعه ‏اى كه مایه‏ ى ترس و یأس مسلمانان گردد، شیطانى است. «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ»
2ـ شیوه ‏ى ارعاب و تهدید، سیاست دائمى قدرت ‏هاى شیطانى است. «یُخَوِّفُ»
3ـ افراد ترسوى میدان ‏هاى نبرد، یار شیطان و تحت نفوذ شیطانند. «یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ»
4ـ مومنان شجاع، از ولایت شیطان دورند. «الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ»
5ـ ترس از خدا، زمینه ‏ى فرمان ‏پذیرى و ترس از غیر خدا، زمینه ‏ى فرمان ‏گریزى است. «فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ» (با توجّه به آیات قبل)
6ـ مومن واقعى از غیر خدا نمى ‏ترسد و مى ‏داند كه ایمان از شجاعت جدا نیست. «وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُوْمِنِینَ» (تفسیر نور ج 2)

منابع: 
تفسیر نور ج 2
تفسیر نمونه ج 3
تفسیر احسن الحدیث ج 2
تفسیر هدایت ج 1


- نظرات (0)