سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



تاریخ انقضای مهلت ها !

این عدم باورمان به حقیقت مرگ و پایان زندگی زمانی اثر تخریبی اش چندین برابر می شود که خود را از خدا نیز دور کرده و سرگرم و دل مشغول نفس خویش شده باشیم، اینجاست که خدا نیز صبوری کرده و تا وقتی معین مهلت می دهد اما تا کی؟

در این دنیای خاکی با قوانین دست و پا شکسته اش اگر زمان و مهلت چک بانکی نیز به سر رسد و چک پاس نشود، صاحب چک تا زمان معینی به بدهکار مهلت می دهد تا چک را پاس کند ، این که برگه کاغذی است و قرارداد اقتصادی دنیوی، وقتی پای جان و زندگی آدمی در میان باشد آیا خداوند که خالق جان بشریت است چگونه ممکن است قوانین و چهارچوب هایی مقرر نفرموده باشد؟

در این دنیا هر چیزی تاریخ انقضایی دارد و جان انسان نیز از این امر مستثنی نیست پس روزی این مهلت نفس کشیدن به پایان رسیده و انسان می مانند و طوماری از اعمال.
وَلَوْ یُوَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن یُوَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ (نحل/ 61) اگر خداوند بخواهد که مردم را به گناهشان هلاک کند ، بر روی زمین هیچ جنبنده ای باقی نمی ماند ، ولی عذابشان را تا مدتی معین به تأخیر می افکند و چون اجلشان فرا رسد ، یک ساعت پس و پیش نشوند. خداوند به گناهکاران مهلت می دهد اما روزی این مهلت به پایان خواهد رسید و این مهلت تا زمانی معین به نام مرگ ادامه خواهد داشت.
نوع مهلتی که خداوند به بنده اش می دهد، بسته به جایگاهی که بنده نزد خداوند دارد متفاوت است.

نقشه خداوند در مورد بعضی از گناهکاران که از هدایت آنان مأیوس شده، این است که آنان را به تدریج از قابلیت دریافت رحمت حق دور سازد بدین گونه که پیوسته به آنان نعمت و فرصت می دهد و استغفار و توبه را از یاد آنان می برد نام این عمل در اصطلاح قرآن استدراج است

مهلت دادن و تأخیر در عذاب خداوند بر دو وجه منظور است: گاهى خداوند نسبت به افراد صالح و مومنى كه مرتكب لغزش و گناه شده‏ اند مهلت مى ‏دهد و عذاب را به تأخیر مى ‏اندازد و گاهى نسبت به افراد مخالف و كفّار مهلت مى‏ دهد كه در آیات و روایات متعددى، هر دو مورد بیان شده است.

امّا مهلت دادن خداوند به مومنان و بندگان صالحى كه دچار لغزش گردیده ‏اند از بزرگترین الطاف و نعم الهى است و اگر این مهلت دهى نبود، دنیا جایى براى زندگى نبود و اگر خداوند اسرار انسان ‏ها را فاش مى ‏كرد و در عقوبت و مجازات عجله مى‏ نمود، دیگر چیزى از هستى باقى نمى ‏ماند.
مهلت دادن و به تأخیر انداختن مجازات براى كفّار و مخالفان نقمت و بدبختى است: وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَیْرٌ لِاَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ» (ال عمران178) و كسانى كه كافر شدند، گمان نكنند مهلتى كه به آنان مى ‏دهیم به سودشان خواهد بود، جز این نیست كه مهلتشان مى ‏دهیم تا بر گناه خود بیفزایند، و براى آنان عذابى خوار كننده است.

مطابق بعضی از آیات و روایات نقشه خداوند در مورد بعضی از گناهکاران که از هدایت آنان مأیوس شده، این است که آنان را به تدریج از قابلیت دریافت رحمت حق دور سازد بدین گونه که پیوسته به آنان نعمت و فرصت می دهد و استغفار و توبه را از یاد آنان می برد نام این عمل در اصطلاح قرآن استدراج است.


مرگ پایان تمامی مهلت ها

مرگ

مرگ یكى از اسرار خلقت است ، یكى از رازهاى حل نشده است كه بشر هنوز نتوانسته به اصل آن پى ببرد، آگاهى از اسرار مرگ یكى از مشكلات علم به حساب مى آید، همان طور كه اصل حیات و زندگى نیز از اسرار و رموز مى باشد.

آن طور كه از آیات قرآن و روایات معصوم علیهم السلام به دست مى آید و در طول تاریخ عالم خلقت تجربه شده است، مرگ قانونى عمومى است ، سرنوشتى كه براى همه انسان ها، همه موجودات زنده و بلكه همه موجودات غیر زنده حتمى و ثابت است.

قرآن در این رابطه مى فرماید: كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ (عنکبوت/57) ((هر انسانى مرگ را مى چشد، سپس به سوى ما باز مى گردید.))
آیه به قانونى اشاره مى كند كه بر تمام موجودات زنده جهان حاكم است . مى گوید: تمام زندگان، خواه نا خواه روزى مرگ را خواهند چشید. اگر چه بسیارى از مردم مایلند، فناپذیرى خود را فراموش كنند، ولى این واقعیتى است كه اگر ما آن را فراموش كنیم هرگز ما را فراموش نخواهد كرد، حیات و زندگى این جهان ، بالاخره پایانى دارد، روزى مى رسد كه مرگ به سراغ هر كسى خواهد آمد و ناچار از این جهان رخت برخواهد بست.

این جهان ، سراى جاویدانى براى هیچ كس نیست ، بعضى زودتر و بعضى دیرتر باید بروند، فراق دوستان ، فرزندان و خویشان به هر حال تحقق مى یابد.

كه  هر  نفس  كو  آمد  حیات/چشد  شربت  نیستى  و  ممات
دو  روزى  چو  از  زندگانى  گذشت/ به  سوى  خدا  باز  خواهید  گشت

اصولاً انسان در هر چیز شك و تردید كند، در مرگ نمى تواند تردید نماید. تمام اهل آسمان ها و زمین مى میرند، همه موجودات زنده در كام مرگ فرو مى روند، همه مخلوقات بدون استثنا اجل و سرآمدى دارند كه لحظه اى در آن تأخیر نیست ، ادعاى خلود و جاودانگى مردم درباره یكدیگر یا رهبران خود تعارف هاى بى محتوایى بیش نیست ، كدام خلود؟ كدام جاودانگى ؟ در حالى كه همه انبیاء این راه را پیموده اند و همگى بدون استثناء از این گذرگاه گذشتند.
در حدیثى آمده است : وقتى آیه شریفه كل من علیها فان  ((تمام كسانى كه بر روى زمین هستند فانى مى شوند)) نازل شد ملائكه گفتند: فرمان مرگ اهل زمین صادر شد!

هر  آن  كس  كه  روى  زمین  پا  به  جاست/سرانجام  او  نیستى  و  فناست
كسانى كه از شیطانیت و فرعونیت نصیب بیشتر دارند، كمتر از مرگ یاد مى ‏كنند. به یاد مرگ نبودن نشانه ‏ى رشد شخصیت یا فراتر رفتن از مرگ نیست. بلكه ناشى از دیو زدگى است. سركشان تلقین عجز را برنمى ‏تابند

مرگ آینه‏ خود شناسى است‏

آدمیان بر حسب نوع مواجهه ‏اى كه با مرگ دارند، مى ‏توانند خود را بشناسند. در آینه‏ى مرگ بهتر مى ‏توان خود را دید. هر كس از یاد مرگ غافل ‏تر باشد، شجاع تر نیست ...

امكان ندارد كه انسان هوشمند نسبت به این حادثه‏ ى بسیار مهم زندگى خویش بى اعتنا باشد. گروهى مى ‏كوشند این امر بسیار مهم را به نحو كاذب و مصنوعى و متكلفانه از نظر دور بدارند یا آن را بى‏ اهمیت تلقى كنند. این امر به هیچ وجه نشانه ‏ى رشد عقلانى یا ظرفیت روحى فراخ آنها نیست، بلكه نشانه ‏ى نهایت بى فكرى و دورى آنها از عالم راستین انسانیت است.

كسانى كه از شیطانیت و فرعونیت نصیب بیشتر دارند، كمتر از مرگ یاد مى ‏كنند. به یاد مرگ نبودن نشانه ‏ى رشد شخصیت یا فراتر رفتن از مرگ نیست. بلكه ناشى از دیو زدگى است. سركشان تلقین عجز را برنمى ‏تابند.

یكى از دلایلى كه شیطان از خداوند عمر طولانى طلبید، همان استكبار او بود. اولین درخواست وى از خداوند این نبود كه «خدایا مرا ببخش» بلكه این بود كه «دست كم مرا نمیران» و سرانجام مهلت شیطان نیز روزی به پایان خواهد رسید.


- نظرات (0)

چرا باید به کشورهای دیگر کمک کنیم

فلسطیناین روزها از این ور و آن ور شنیده می شود که خوب الان که داریم رابطه مان را با امریکا برقرار می کنیم ، پس دیگر یک سری از کارهایی که در قدیم انجام می شد را نباید انجام دهیم: مثل بعضی از شعارها، کمک کردن به سرزمین های همسایه که دست نیاز دراز می کنند و آمریکا از این باب ناراحت می شود و ...

در این مقاله بر آن شده ایم تا ببینیم که کمک کردن به دیگران و کسانی که نیاز به کمک دارند ربطی به برقراری با آمریکا و غیره دارد یا نه.

بحث را با ذکر یک جریان تاریخی که در قرآن به اشاره در باره آن گفته شده است شروع می کنیم.

در سوره مبارکه دهر (انسان)، خداوند داستان خانواده نیکوکاری را ذکر می کند که سه روز متوالی در ماه مبارک رمضان و در هنگام افطار، غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر می دهند و روزه خود را با آب باز می کنند. (وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا)(انسان، 8)

قرآن کریم جواب اهل بیت علیهم السلام را پس از شنیدن تشکر توسط درخواست کنندگان اینگونه توصیف می کند: "إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا همانا ما به خاطر خداوند شما را اطعام می کنیم و از شما انتظار عوض و حتی تشکر نداریم."

برای رسیدن به مقام ابرار می بایستی در زمانی که خود نیازمند هستیم به نیازمندان دیگر کمک کنیم. کمک هم فقط برای رضوان الهی باشد و به دنبال معامله گری دنیایی نباشیم. آنگاه است خداوند رحیم و بخشنده که مالک ذخایر آسمانها و زمین است، در ازای این ایثار خالصانه، پاداش هایی را که در آیات فوق به آن اشاره شده است، به ما می دهد.

خداوند در آیات قبل از این آیه به پاداش انسان های نیکوکار (ابرار) اشاره می کند که آنها از کاسه ای سیراب می شوند که طعم کافور دارد ( إِنَّ الْأَبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ). آنها از چشمه ای می نوشند که مخصوص عباد خداست (عینا یشرب بها عبادالله).(انسان،5)

قرآن سپس به ویژگی ابرار در دنیا اشاره می کند که آنها به نذر خود وفا می کنند و از روزی که سختی آن فراگیر است بیمناک هستند ( یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیَخَافُونَ یَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا )(انسان،7) و در حالی که خود نیازمند هستند به مسکین و یتیم و اسیر کمک می کنند (وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا) .(انسان،8) و این کمک را بی چشمداشت از آنها و فقط برای رضای خداوند انجام می دهند.

آنچه ما از این آیات در می یابیم آن است که برای رسیدن به مقام ابرار می بایستی در زمانی که خود نیازمند هستیم به نیازمندان دیگر کمک کنیم. کمک هم فقط برای رضوان الهی باشد و به دنبال معامله گری دنیایی نباشیم. آنگاه است خداوند رحیم و بخشنده که مالک ذخایر آسمانها و زمین است، در ازای این ایثار خالصانه، پاداش هایی را که در آیات فوق به آن اشاره شده است، به ما می دهد.

کمک به دیگران

آیا ما می توانیم به عنوان مسلمان از کمک به محرومین خودداری کنیم؟

پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله می فرماید که اگر مسلمانی صدای کمک خواهی مسلمانی دیگر را بشنود و به یاری او نرود مسلمان نیست.

در همین آیات سوره دهر نیز یکی از دلایل کمک به بیچارگان ترس از عذاب آخرت ذکر شده است (إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا)(انسان،10) ابرار می گویند: ما به واسطه آنکه از قهر خداوند در روز عبوس و سخت می ترسیم، وظیفه داریم به شما کمک کنیم).
در جای دیگری خدای رحمان در قرآن بیان می کند: «إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَینَ أَخَوَیْكمُ‏ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكمُ‏ تُرْحَمونَ» (حجرات/۱۰) «همانا مومنان برادرند، پس بین برادرانتان آشتی برقرار کنید و تقوای الهی داشته باشید؛ امید است که مورد رحمت خداوند قرار گیرید
خداوند در این آیه شریفه مسلمانان را برادر هم خطاب می کند. ولی ما مسلمانان نسبت به این کلام پروردگار چه کار کرده ایم؟ آیا نمی بینیم که دولت های کفر، هر روز بهتر از دیروز؛ متحدتر در منافعشان که در حقیقت ضدیت با اسلام و مسلمین است؛ می شوند و ما هر روز آشفته تر؟
و جای بس تأسف و اندوه است که شاهد هستیم عده ای از مسلمانان یا بهتر بگویم مسلمان نماها، کشور هایی که ادعای اسلام دارند کاری به همدیگر ندارند و حرف هایی می زنند که از انسانیت و شأن انسان بودن به دور است...
هر گروهی از مسلمانان که در هر جای این کره خاکی به مشکلی بر بخورند؛ ما هم باید احساس همدردی کرده و در رفع مشکل آنها نهایت سعی را بکار ببندیم.

اسلام معتقد است مردم مسلمان در سراسر دنیا یک ملت هستند، لذا از آنان تعبیر به امت واحده می کند: "إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُون‏".(انبیاء، 92) و کشورهای اسلامی یک کشورند که در فقه اسلامی به آنها «دارالاسلام» در مقابل دارالکفر [هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت] اطلاق می شود.
بیاییم به طور جد این آیه را بار دیگر پیش روی خود قرار دهیم که آیا ما به وظیفه خود که آشتی دادن بین مسلمانان است؛ رفع گرفتاری مسلمانان است عمل کرده ایم؟ یا فقط تماشاگر بوده ایم؟

 

کمک به فلسطین چه سودی به حال ما دارد؟

در برخی از موارد چنین مطرح می شود که کمک به آنها چه سودی به حال ما دارند.برخی از افراد نیز در این حالت به این دام می افتند که برای این کار سودهایی بتراشند.

چنین سوالی از پایه ویران است چرا که کمک به دیگران می بایست بی هیچ چشم داشتی و بدون هیچگونه منتی صورت گیرد.

در اسلام اصل بر نیت است و به همین جهت ما از کمک به مظلوم نباید هیچ چشم داشتی داشته باشیم. البته اگر این کار در آینده سودی هم برای کشور داشته باشد باید از آن استقبال نمود ولی مشروط نمودن کمک به دیگران از جوانمردی نبوده و خلاف دستورات دینی است.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالأذَى (بقره ،۲۶۴)

با این حال همانطور که عده ای هم بر می شمارند کمک به چنین گروه هایی در فلسطین ، لبنان ، سوریه و عراق ممکن است منافعی نیز نصیب ما صورت دهد.

در اسلام اصل بر نیت است و به همین جهت ما از کمک به مظلوم نباید هیچ چشم داشتی داشته باشیم. البته اگر این کار در آینده سودی هم برای کشور داشته باشد باید از آن استقبال نمود ولی مشروط نمودن کمک به دیگران از جوانمردی نبوده و خلاف دستورات دینی است.

چراغی که به خانه رواست به مسجد رواست؟

برخی بر این عقیده اند تازمانی که ما در داخل ایران فقیر داریم چرا باید به فلسطینی ها و لبنانی ها کمک کنیم؟

چنین سوالی دارای یک اشتباه منطقی است . در این سوال چنین استدلال شده است که مشکل فلسطین و لبنان از نوع مشابه با مشکل ایرانیان فقیر می باشد در صورتی که این طور نیست.

مسئله کمک به فلسطین و لبنان موضوع کمک به فقیر نیست که ما بگوییم چرا در حالی که در ایران فقیر داریم باید برویم به فقرای دیگران کمک کنیم.

موضوع کمک به فلسطین کمک به مظلوم در برابر ظالم است نه فقیر. موضوع این است که عده ای در حال ظلم به عده ای دیگر هستند.

در واقع چنین ضرب المثلی (هر چند هر ضرب المثلی حجت نیست) به هیچ وجه در اینجا واجد کاربرد نیست چرا که در این مثل مشکل خانه و مسجد از یک جنس است که این مشکل نداشتن چراغ است اما در مسئله کمک به فلسطین و فقرای ایران مسئله این است که عده ای در ایران فقیر هستند ولی در فلسطین عده ای تحت ظلم هستند.

بر فرض که برادر ما در خانه گرسنه باشد اما زورگویی در حال دزدی و قتل همسایه ماست آیا با این استدلال که باید به برادر کمک کنیم نباید به همسایه کمک کرد؟

در واقع اصلا موضوع در اینجا اصلا از یک جنس نیست. کمک های ایران به فلسطین و لبنان بیش از اینکه نقدی و مادی باشد کمک های معنوی و حمایتی بوده است.

حضرت علی (علیه السلام) در این زمینه می فرماید: دشمن ظالم و کمک حال مظلوم باشید.( نامه ۴۷ :از وصیت‏هاى امام علی علیه السلام)

 

کلام آخر:

این روایت را همیشه به خاطر داشته باشیم: « مَن لا یَرحَم لا یُرحَم وَ مَن لا یَغفِر لا یُغفَر لَه» (نهج الفصاحه ص۷۴۵ ، ح۲۸۸۵) هر كس رحم نكند به او رحم نشود، هر كس نبخشد بخشیده نشود»
وقتی ما به یکدیگر رحم نکنیم،  زیر ساخت های کشور همسایه ی مسلمان خود را نابود کنیم، از داعشی حمایت بکنیم که به جز تخریب و سوزاندن و ویرانی هنری ندارد؛  باید هم منتظر پسرفت جوامع مسلمان و وضع نامطلوب خودمان باشیم و در مقابل پیشرفت جوامع کفر را ببینیم. چون سنگ جامعه کفر را به سینه زده (خواسته یا ناخواسته) و در جهت کمک به منافع او و در نتیجه پیشرفت او، عمر گرانمایه را هدر داده ایم.



- نظرات (0)

لباس مطلوب خانم ها در مجالس زنانه

نقل می ‌کنند آخوند ملا محمد کاشی، (از عرفای دو نسل پیش، و دارای چشم برزخی بوده است) در مدرسه صدر اصفهان زندگی می ‌کرد و از فرط پیری، به تنهایی توان انجام امور شخصی از قبیل استحمام را نداشت لذا هر بار، یکی از شاگردان وی، او را در امر استحمام یاری می ‌رساندند.

یک بار که در معیت یکی از شاگردان به حمام رفت، در حمام، شروع به خرده گیری و اعتراض و نق و نوق کردن به این شاگرد کرد در حالیکه عده‌ای در حمام این گونه رفتارِ آخوند با این شاگرد را مشاهده کردند به گونه‌ای که شاگرد در مقابل آن عده تحقیر شد و به قول خودمان، کنف شد؛ طلبه در ذهن خود می ‌پروراند که دیگر من این استاد را به حمام نمی ‌آورم به جای آنکه از من تشکر کند تازه به من غرغر هم می‌ کند!

وقتی از حمام خارج شدند استاد رو به طلبه گفت: دیگر مرا به حمام نمی ‌آوری؟! می‌ دانی چرا در درون حمام به تو غرغر کردم؟! به خاطر اینکه برخی از افرادی که در حمام بودند دارای صورت برزخی کریه ‌المنظری بودند و من نمی ‌خواستم بدین صورت آنها را مشاهده کنم لذا این طور احساساتت را جریحه دار کردم تا پرده‌ای مقابل چشمانم بیاید و آنها را به صورت معمولی مشاهده کنم.

آری، هر گونه دست بردن در احساسات دیگران (در جهت منفی)، عواقب سوء و آثار وضعی زیانباری برای انسان به ارمغان می ‌آورد.

به مومنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آنها پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است

یکی از فلسفه ‌های حرمت موسیقی حرام نیز همین است زیرا به جا و نا بجا، احساسات و عواطف انسان را به تلاطم می ‌اندازد و چنین امری، مخرب روح انسان است. همچنین، از فلسفه های حجاب، همین مطلب را متذکر شده اند.

بنابر این اگر خانمی با پوشیدن لباسی (در مقابل زنان دیگر)، دل دیگران را پریشان و فکر آنان را مشغول کند، به لحاظ ظاهر، برنده است اما به لحاظ روح و روانش، بازنده است و امور گرانقیمتی را از دست داده است.

روی سخن تنها داشتن حجاب به معنای پوشاندن خود از نامحرم (جنس مخالف) نیست بلکه آن ، یکی از مصادیق برای پوشش است.

«قُل لِلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکى لهَمْ  إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصنَعُونَ» (سوره ى نور، آیه ى 30)؛ به مومنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آنها پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است.

داشتن حیا و نکته ای که عرض شد را باید در همه جا، حتی در مجالس زنانه (در برابر هم جنسان خودمان) مد نظر رفتارها، حرف زدن ها و پوششمان داشته باشیم. یادمان باشد حیا جزو فطرت ما است: آیه ای  از داستان حضرت آدم و حوا (علیهماالسلام): «فَلَمّا ذاقا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءاتُهُمَا وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِن وَرَقِ الْجَنَّه (40)» : چون از آن درخت تناول کردند، زشتی ‌هایشان بر آنان آشکار گردید و بر آن شدند که از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند.

لباس اسلامی

 

از سرگذشت حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) می ‌توان فهمید که ایشان هنگام برهنه شدن، مضطرب و پریشان شدند، زیرا برای رهایی از این حالت، به برگ درختان پناه آوردند و خود را با آن ‌ها پوشاندند و صبر نکردند تا لباس مناسبی بدست آورند.

در نزد بانوان هم پرهیزگاری و شرم و حیاء در پوشش را رعایت کنیم ... لباس و رفتارهایمان طوری باشد که نمایانگر حیاء ذاتی خانم باشد؛ چنانچه در کلامى گهربار از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) در بیان صفات عاقل آمده است: «صِفَةُ الْعاقِلِ... لایُفارِقُهُ الْحَیاءُ...» (بحار الأنوار، ج1 ص129 حدیث12)؛ ویژگى عاقل این است که هرگز حیا از او جدا نمى شود.

 

 

از امام باقر (علیه السلام) نیز نقل شده: «اَلْحَیاءُ وَالاْیمانُ مَقْرُونانِ فِی قَرْن، فَإذا ذَهَبَ أَحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ» (الکافى، ج2 ص106 حدیث 4)؛حیا و ایمان در کنار هم در یک ظرف قرار دارند (و چنان به هم پیوسته اند که) اگر یکى از آنها برود، دیگرى هم به دنبالش خواهد رفت.

از ابی جعفر علیه السلام وارد شده: «واما زینته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زینه الزوج فالجسد كله» (میرزا حسین نوری، مستدرك الوسائل مستنبط المسائل ، ج 14، ص 275)

زینت برای سایر محارم که شامل محل گردنبند و بالای آن، بازوبند و زیر آن و خلخال و آنچه پائین آن است می باشد.

بنابراین باید به این مهم توجه داشت كه از پوشیدن لباس حلقه ای، دامن های كوتاه و یقه های باز بیش از حد متعارف حتی در برابر محارمی به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دایی .... خودداری کرد.
جواز نگاه كردن به زینت های باطنی زنان آن هم در محدوده ای كه در روایات نقل شده برای محارم غیر شوهر به شرطی است كه قصد لذت در بین نباشد و نگاه عاری از هرگونه هوس باشد.

یک خانم به جز برای همسر که کاملاً آزاد است، در جاهای دیگر باید حدود را رعایت کند، در جمع محارم لازم نیست حجاب داشته باشد اما هرگز هم نباید خدایی نکرده لباس های نیمه عریان بپوشد به این امید که همه محرمند

حواسمان باشد بعضی خانم ها هم نامحرمند

تاکنون شده بخواهید حرفی را بزنید فرض یکی از دوستان ایستاده باشد و شما حرفتان را نزنید ، بعد دوستان بپرسن چرا نگفتی؟ شما بگویید چونکه او آدم نامحرمی است و دیده ام که حرف دیگران را جلوی من می زند، ممکن است حرف مرا هم درجای دیگر بگوید!

در مجالس زنانه نیز متاسفانه بعضی خانم ها نامحرمند ! یعنی آنچه از ظاهر خانم ها در مجلس دیده اند را به راحتی برای برادر و شوهر و .... تعریف میکنند!!

این موضوع خیلی خطرناک است و مشکلات زیادی را هم تاکنون به وجود آورده است!!
متاسفانه رعایت نکردن خانم ها در پوشش در جمع همجنسان (در خوابگاه های دانشجویی، عروسی ها و...) مفاسد خیلی زیادی را به دنبال داشته است.
یادمان باشد یک خانم به جز برای همسر که کاملاً آزاد است، در جاهای دیگر باید حدود را رعایت کند، در جمع محارم لازم نیست حجاب داشته باشد اما هرگز هم نباید خدایی نکرده لباس های نیمه عریان بپوشد به این امید که همه محرمند!!!
امام علی علیه السلام فرمودند: مردی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم پرسید: ای رسول خدا! خواهرم موهای خود را در مقابل من باز می گذارد. حضرت فرمودند: نه (نباید این کار را انجام دهد)؛ زیرا می ترسم وقتی چیزی از زیبایی ها و موها یا ساعد خود را برای تو نمایان کند, به گناه بیفتی. [بحارالأنوار, ج ۱۰۱, ص ۳۸؛ مستدرک الوسائل, ج۱۴, ص ۳۰۳]

پس به هوش باشیم  که اگر کمی در رفتارهای اجتماعی مان دقت کنیم، باور کنید بسیاری از مشکلات خود به خود حل خواهند شد ...


- نظرات (0)

نماز گنهکار به حساب شیطان است؟

نماز


مهم ‌ترین ارزش نماز گناهکار این است که بهترین دریچه امید برای بازگشت از گناهان است، از این رو توصیه می ‌شود نه تنها نماز خود را با این گونه وسوسه ‌های شیطانی ترک نکند، بلکه سعی کند نسبت به حضور قلب در نماز دقت بیشتری داشته باشد: (وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی) نماز به پادار به خاطر یاد من. (طه، 14)



نماز بهترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت‌ های دیگر هم قبول می ‌شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی ‌شود: و اعلم ان کل شی ء من عملک تبع لصلوتک (نهج ‏البلاغه فیض، نامه‏ ی 27، ص 888)

همان ‌طور که اگر انسان شبانه ‌روزی پنج نوبت در نهر آبی شست ‌و شو کند، آلودگی در بدنش نمی ‌ماند، نماز های پنج‌ گانه هم انسان را از گناهان پاک می ‌کند و سزاوار است که انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و کسی که نماز را پست و سبک شمارد مانند کسی است که نماز نمی‌ خواند.

 

قبول شدن نماز، آری یا خیر؟

به تازگی با پسری دوست شده ‌ام، می ‌دانم که این کار من اشتباه است و مرتکب گناه می‌ شوم، آیا با این کار من، نماز خواندن و سایر کارهایی که انجام می ‌دهم، نزد خداوند بی‌ ارزش خواهد بود؟

مهم ‌ترین ارزش نماز و سایر اعمال عبادی گناهکار این است که بهترین دریچه امید برای بازگشت از گناهان است، از این رو توصیه می ‌کنیم نه تنها نماز خود را با این گونه وسوسه ‌های شیطانی ترک نکنید، بلکه سعی کنید نسبت به احکام نماز و حضور قلب در نماز دقت بیشتری داشته باشید

پاسخ

ایجاد محدودیت و رعایت حدود الهی در برخورد با نامحرم، به سود و نفع هر دو طرف، یعنی زن و مرد است، قدم گذاشتن در نواهی الهی و انجام اعمالی که حضرت حق تعالی ما را از آن نهی کرده است، در مدت زمانی کوتاه یا طولانی، به ضرر خود و جامعه است و بالاخره دود مخالفت با حق تعالی، اول به چشم خود ما خواهد رفت.
یکی از مضرات ارتباط غیر شرعی با نامحرم، ایجاد مشغله فکری و محبت قلبی نسبت به جنس مخالف است، این مشغله، کم‌کم انسان را وارد معاصی بزرگتر می ‌کند تا جایی که خدایی ناکرده، بعضی از گناهان ناشی از این ارتباط، ضربه‌ای سهمگین به پیکره جسم و روح انسان و جامعه وارد کرده و چه بسا تبعات ملال ‌آوری به دنبال خواهد داشت.
نماز و سایر اعمال عبادی شما نزد خداوند بی ‌ارزش نخواهد بود، چرا که اگر قرار بود این اعمال پس از گناه نزد خداوند بی ‌ارزش باشد، دستور می ‌داد تا گناهکاران دیگر نماز نخوانند.
مهم ‌ترین ارزش نماز و سایر اعمال عبادی گناهکار این است که بهترین دریچه امید برای بازگشت از گناهان است، از این رو توصیه می ‌کنیم نه تنها نماز خود را با این گونه وسوسه ‌های شیطانی ترک نکنید، بلکه سعی کنید نسبت به احکام نماز و حضور قلب در نماز دقت بیشتری داشته باشید.
در پایان این نکته را یادآوری می‌ کنیم که یکی از شگردهای شیطان رانده شده، این است که گناه را در نظر انسان زیبا و ترک آن را سخت و نشدنی جلوه می ‌دهد؛ اما با توکل به خدا و توسل به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به ویژه امام زمان (عج) می ‌توان از این گونه ارتباط‌ های حرام، اجتناب کرد و بر اساس وعده الهی که فرمود: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»(1) و هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى ‏‌کند، به فراهم شدن زمینه‌ های ازدواج سالم خود امیدوار بود.

 

آیا کسى که شیطان وجود او را تسخیر کرده، نماز او به حساب شیطان گذاشته مى ‏‌شود؟
عبادت

خیر، نماز او به حساب خودش نوشته مى ‏‌شود، منتها جزء کسانى است که «خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً عَسَى اللهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِم» (2)؛ کار خوب و بد را به هم آمیختند؛ امید مى ‏‌رود که خداوند توبه آن‌ ها را بپذیرد.
در توضیح بیشتر باید بگوییم که افراد چند گروه هستند: بعضى ‏‌ها منزه محض هستند، مخلِص و مخلَص هستند که در نامه عمل آن ‏‌ها جز فضیلت چیز دیگرى نیست، مثل ائمه معصومین (علیهم السلام)، بعضى‏‌ ها متأسفانه کسانى هستند که در نامه عمل آن ‏‌ها جز تباهى و سیاهى چیزى نیست، این ‏ها کسانى اند که «خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ» (3)؛ خدا بر دل‌ ها و گوش ‌هاى آنان مهر نهاده‏، گروه سوم کسانى‏‌ هستند که «خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً» (4)؛ یعنی گاهى به طرف فضیلت و گاه به طرف رذیلت حرکت مى‏‌ کنند، این‏ ها مادامى که تسلیم شیطان نشوند و عقائدشان محفوظ باشد، امید نجات دارند و نماز و عبادات این‏ ها به حساب خودشان است، چون اصل عقیده را حفظ کرده‏‌اند و اجازه نداده ‏‌اند بیگانه در مسائل عقیدتى به جاى ایشان تصمیم بگیرد.

 

دوست بی نماز

من دوستی دارم که نماز نمی‌ خواند من چند بار به او توصیه کرده‌ام که نمازش را بخواند، ولی باز هم احتمال زیادی می‌ دهم که نمازش را نمی‌ خواند، در ضمن من این دوستم را خیلی دوست دارم، از طرفی شنیده‌ام که دوستی با بی ‌نماز گناه است، آیا واقعا دوستی با بی ‌نماز گناه است؟ اگر هست من باید چه کار کنم؟

خداوند در رابطه با دوستان خوب که برادران دینی ما به حساب می ‌آیند، می‌ فرماید:«فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ فَإِخْوانُکُمْ فِی الدِّینِ وَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»، اگر توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات پرداختند، در این صورت برادران دینى شمایند و ما آیات خود را براى گروهى که مى ‏‌دانند (و مى ‏‌اندیشند)، به تفصیل بیان مى ‏‌کنیم.(توبه، 11)

یکی از مهمترین ملاک ‌های انتخاب دوست و همنشین را نماز قرار داده است، امام صادق (علیه السلام) در این باره فرموده اند:  برادران خود را با دو خصلت آزمایش کنید، پس اگر آن دو خصلت در آنها بود خوب است و گر نه دور شوید، دور شوید، دور شوید، مواظبت او بر نمازهایش در اوقات آن، نیکى به برادران در سختى و گشایش

در اینجا شرط دوستی و برادر دینی بودن زکات دادن و نماز خواندن شمرده شده است و اگر می‌ خواهید ببینید که شخصی به درد دوستی می‌ خورد یا نه، ببینید که آیا واجباتش، از جمله نمازش را بجا می ‌آورد یا نه؟.
همچنین در سوره الکهف آیه 28 در رابطه با دوستان خوب می ‌فرماید: «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُریدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»؛ با کسانى باش که پروردگار خود را صبح و عصر مى‏‌ خوانند و تنها رضاى او را مى ‏‌طلبند! و هرگز به خاطر زیورهاى دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر! و از کسانى که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همان ها که از هواى نفس پیروى کردند و کارهایشان افراطى است.
در اینجا نیز خداوند دوست خوب را کسی معرفی می ‌کند که به یاد خدا باشد و به ذکر خداوند و نماز مشغول باشد.
در روایات نیز یکی از مهمترین ملاک ‌های انتخاب دوست و همنشین را نماز قرار داده است، امام صادق (علیه السلام) در این باره فرموده اند:  برادران خود را با دو خصلت آزمایش کنید، پس اگر آن دو خصلت در آنها بود خوب است و گر نه دور شوید، دور شوید، دور شوید، مواظبت او بر نمازهایش در اوقات آن، نیکى به برادران در سختى و گشایش. (اصول كافى جلد 4 صفحه  497)
کسی که نماز نمی‌ خواند و جزو دوستان شما است، اگر می ‌دانید و یا احتمال می‌ دهید که ارتباط با او ممکن است ایشان را به نماز بکشاند و یا اثرات خوبی بگذارد، با او ارتباط سازنده داشته باشید، به این معنا که به اصلاح زیر بناهای فکری وی پرداخته و به مرور او را به خواندن نماز ارشاد کنید و البته مراقب باشید که در اعتقادات و خلقیات شما اثر منفی نگذارد، زیرا در این صورت یعنی در صورت تأثیر او در شما، ادامه این ارتباط صحیح نبوده و شرعاً جایز نیست.
اگر احتمال مى ‏‌دهید که نتیجه معکوس باشد رابطه دوستانه خود را قطع کنید، گر چه در برخوردها با او گرم بوده و به او محبت کنید، ادامه دوستی با افراد بی‌ نماز که توجهی به خدا و دین ندارند و تأثیر پذیر هم نیستند، ممکن است در شما تأثیر منفی بگذارد و کم کم شما هم حس کنید که توجهتان به نماز و خداوند کم شده است.

پی ‌نوشت ‌ها:
1- الطلاق/2
2- توبه/ 102
3-سوره بقره/7
4-توبه/102


- نظرات (0)

وقتی کورها به تعریف فیل می نشینند!

روش برداشت برخی ما آدم ها هم از دین کمتر از کار این کوران نیست ؛ چنانچه در خیلی از مواقع با دیدن یک آیه و روایت، اسلام را به خشونت گرایی، یا فاشیسم یا تسامح و تساهل و... متهم می کنیم بدون آنکه مقدمات و موخّرات آیات و احکام را بدانیم.
یا خیلی از مواقع آن قسمت از دین ، آیات قرآن و روایات را که مناسب حال خودمان است و به شخصیت و عملکرد ما نزدیک تر است را می گیریم و بقیه را رها می کنیم و غافل از این هستیم که این نوع عملکرد ما چه ضربه هایی اولاً برای خود ما و ثانیاً برای دیگران دارد.
سوار اتوبوس شدم ... یک روز گرم و طاقت فرسای تابستان با این اتوبوس هایی که کولری برای خنک کردن هم نداشتند ...

از قسمت آقایان، یک روحانی مسنی با صدای بلند گفت: خدایا ما این گرمای دنیا را نمی توانیم تحمل کنیم، برای اینکه از عذاب و گرمای قیامت و خشم خدا در امان باشیم صلوات ...

دو تا خانم پشت سر من که از اولی که سوار شده بودم تا آخر داشتند پشت سر یکی از کسانی که هر دو او را می شناختند، با صدای بلند حرف می زدند و غیبت، گفتند؟ وااا ... این حرفارو این آخوندا از خودشون در میارن ... عذاب و گرمای آخرت و خشم خدا ... بابا این قدر مردمو از خدا نترسونید ... خدا خیلی مهربونه ...

مگه ما چیکار می کنیم؟ همین که نیتمان خوب است برای بهشتی شدن کافیه ... ما نریم بهشت پس کی می خواد بره؟
خدا رو انقدر برای خودتون ترسناک نکنید، خدا رحمن و رحیم و مهربونه

******
ما ندیدیم که خداوند انجام کاری را حرام کند مگر اینکه آن چیز مایه ی ذلت و خواری و فساد انسان شود و ندیدیم که خداوند انجام کاری را واجب بشمرد مگر آنکه آن چیز مایه ی سعادت و کمال انسان بشود

تا رسیدن به مقصد با خودم داشتم در مورد حرف آقای روحانی و این دو تا خانم فکر می کردم ... عذاب و گرمای قیامت (حرفی که به قول عده ای این ها را این آخوندها از خودشان در آورده اند) ... مهربانی خدا (با داشتن آیات و روایات فراوان در این باب)، داشتن نیت خوب برای بهشتی شدن (این هم می تواند درست باشد)  ...

با مروری که در مطالعاتم داشتم دیدم حرف هیچ کدام از این ها غلط و اشتباه نیست ... هم عذاب و گرمای قیامت و غضب او وجود دارد و هم خدا خیلی مهربان است، و هم برای بهشتی شدن نیت خوب، لازم .... به نظرم نکته ای که این وسط مغفول واقع شده همان نگاه و برداشت های شخصی ما از دین است ... دقیقاً مثل تعریف کردن فیل از زبان نابینا در داستان مذکور ...

ایمان

خداوند رحمان و رحیم است : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به تصریح آیات قرآن خداوند نسبت به بندگان رافت و عطوفت و محبت دارد: رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَة (انعام 147)

قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (53، سوره زمر)

مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما (سوره فرقان، آیه 70)

و این روایت زیبا از امام رضا علیه السلام که می فرمایند: ما ندیدیم که خداوند انجام کاری را حرام کند مگر اینکه آن چیز مایه ی ذلت و خواری و فساد انسان شود و ندیدیم که خداوند انجام کاری را واجب بشمرد مگر آنکه آن چیز مایه ی سعادت و کمال انسان بشود. (میزان الحکمه - جلد 4 - صفحه 2797 - محمد محمدی ری شهری) نیز این رحمت و مهربانی خداوند را به زیبایی نشان می دهد.

اما همین خدای مهربان و رحیم، عده ای را مورد غضب خود قرار می دهد: صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ.

و طبق روایات هستند افرادی که خداوند به سبب اعمالشان به آنها غضب دارد و مورد غضب الهی واقع می شوند.
«منفورترین شما نزد خداوند كسانى هستند كه سخن چینى مى كنند، میان برادران جدایى مى افكنند و در پى یافتن خطا و لغزش براى افراد بى گناه هستند.» (بحارالانوار، ج 71، ص 383)

و امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «مبغوض ترین خلق خدا بنده اى است كه مردم از زبان او بترسند.» (کافی، ج 2 ، ص 323)

اگر کسی می ‌خواهد «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ » که در نماز از خدا خواستار آن است درباره او مستجاب شود نباید گناه کند. هر چه گناه کرد بداند که مورد خشم خدا قرار می ‌گیرد

شخصی در مورد آیه وَ مَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوى (81 /طه) از امام باقر علیه السلام سوال کرد که منظور از غضب خدا چیست؟

حضرت در جواب ایشان فرمودند: غضب خدا همان عقاب الهی است (که آثار گناهان خود شخص می باشد) و هرکس که بگوید خدا از حالتی به حالت دیگر تغییر کرده است صفت مخلوق را به خداوند نسبت داده است. ( اصول کافی / ج1 / ص110)

یادمان باشد اگر کسی می ‌خواهد «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ » که در نماز از خدا خواستار آن است درباره او مستجاب شود نباید گناه کند. هر چه گناه کرد بداند که مورد خشم خدا قرار می ‌گیرد.

و نکته ی آخر اینکه برای بهشتی شدن دو مولّفه ی مهم را باید رعایت کرد:  ایمان و عمل صالح ( داشتن نیت درست و  عمل درست)

وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ (25، بقره)

الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ (82، همان)

الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ  (173، نساء)

اصل ایمان همین است که دین را کامل و همه جانبه نگاه کنیم ... اگر این گونه عمل کردیم آن می شود که پدر در کانون گرم خانواده تنها صفت قوامیت را برای خودش نمی گیرد ، آن هم نادرست و همراه با رفتارهای خشن  که همه از او بترسند ... نتیجه آن می شود که من جوان که سال های کودکی و ناتوانی ام را که زیر بال پدر و مادر آرامش داشتم را فراموش نمی کنم و حال که بزرگ و توانا شده ام و آنها ناتوان و پیر...  تک بعدی به دین نگاه نمی کنم و نیاز این گوهرها به وجود من و داشتن خواسته ای از من و وجوب تبعیت از آن ها  را فدای نماز جماعت مستحبی یا هیئت های مستحبی و... نمی کنم.
مراقب باشیم که شیطان به واقع خیلی زرنگ و زیرک است ... در لحظه ای بر ما وارد می شود و ما را میان درخواست پدر و مادر و یک عمل مستحبی که خیلی هم به آن علاقه داریم سرگردان می کند ...


- نظرات (0)