سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



با این آیه همه مشکلات حل می شود

عطیه فریدونی

لطفاً خودتان را معرفی کنید.
عطیه فریدونی هستم. رشته تحصیلی ام مهندس نرم افزار می باشد.

حفظ قرآن را از چه زمانی شروع کردید؟
حفظ قرآن فعالیتی بود که از دوران راهنمایی شروع کردم. بعد از سپری کردن دوره ی اول دبیرستان، یک سال درس و مدرسه را رها کردم و به شکل تخصصی به حفظ قرآن مشغول شدم.

آیا این وقفه ای که بین درس و مدرسه ایجاد شد، ضربه ای نزد؟ پشیمان نیستید؟
اصلاً، این کار نه تنها ضربه ای نزد بلکه به من در درس ها هم کمک کرد.

هدفتان از حفظ قرآن چه بود؟

در ابتدای راه با تشویق پدر و مادرم وارد مقوله حفظ قرآن شدم. بعد از گذشت مدتی، وقتی به دبیرستان وارد شدم و قدرت تشخیصم بهتر شد احساس می کردم با حفظ کردن آیات، خود قرآن روشنگر راه زندگی ام است. ضمن اینکه قرآن و حفظ آن روی رفتارها و منش هایم، نوع نگاه به زندگی کردنم تأثیر بسیاری دارد و در حقیقت این حفظ قرآن سپری است که آدمی را از رفتن به راه های خطا حفظ می کند.

در مسیر حفظ قرآن آیه و یا سوره ای مورد توجه و علاقه ی ویژه شما قرار گرفته است؟
در این مسیر آیه ها و سوره های ویژه بسیار است که خیلی جاها می توان نکات ارزشمندی از آنها استخراج کرد اما در کل قرآن دو آیه را خیلی دوست داشتم:

در ابتدای راه با تشویق پدر و مادرم وارد مقوله حفظ قرآن شدم. بعد از گذشت مدتی، وقتی به دبیرستان وارد شدم و قدرت تشخیصم بهتر شد احساس می کردم با حفظ کردن آیات، خود قرآن روشنگر راه زندگی ام است. ضمن اینکه قرآن و حفظ آن روی رفتارها و منش هایم، نوع نگاه به زندگی کردنم تأثیر بسیاری دارد و در حقیقت این حفظ قرآن سپری است که آدمی را از رفتن به راه های خطا حفظ می کند.

1- زمانی که سپاه مسلمین در برابر سپاه کفار قرار گرفته، خداوند می فرمایند: وَ لا تَهِنُوا فِی ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یَرْجُونَ وَ کانَ اللَّهُ عَلیماً حکیما (104 نساء) شما از این شرایط دشوار سختی می کشید و در شرایط درد و الم هستید. سپاه کفار هم شرایط شما را دارند... این وسط با یک واو حالیه امتیاز سپاه مسلمانان را مطرح می کند می فرماید: و ترجون  و... این در حالی است که شما مسلمانان به خداوند امید دارید و آنها (کافران) این امید را ندارند و این وجه امتیاز مسلمانان نسبت به کفار است که مسلمانان همیشه امیدوارند اما کافران ندارند.
2- قسمتی از آیه 36 سوره زمر هم هست که می گوید: « أَ لَیْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ » در واقع این عبارت کوچک همه چیز را پوشش می دهد و می فرماید: خداوند برای بنده اش کافی نیست؟! 
با این عبارت همه ی دغدغه های زندگی پوشش داده می شود و آرامش عجیبی نصیب انسان می شود.
انسان وقتی در مشکلات و دغدغه های زندگی قرار می گیرد و به یاد این آیه می افتد انگار همه چیز حل می شود و مشکلات برایش آسان می شود. 
این آیه برای همه ی ابعاد زندگی کافی است ...

رمز موفقیتتان در حفظ قرآن چه بود؟
اگر از دید معنوی نگاه کنیم فقط و فقط دعای خیر پدر و مادر است.
اگر فکر کنیم که بدون دعای پدر و مادر می توان به جایی رسید و کاری کرد، اشتباه است و من قطعاً عامل موفقیت خودم را دعای پدر و مادر می دانم.

الان از اینکه حافظ قرآن هستید چه احساسی دارید؟
من همیشه سعی کردم حافظ بودن را برای خودم امتیازی برای فخر فروشی  و ... ندانم اما خوب به هر حال با توجه به روایاتی که داریم حفظ کردن قرآن یک امتیاز معنوی و توفیقی از جانب خداوند است.
از اینکه در خانواده و در اجتماع به عنوان حافظ قرآن مطرح می شوم قبل از هر چیزی به من قوت قلب می دهد.
خیلی از مراحل زندگی که دچار ناامیدی و یأس شده ام، همین قوت قلب  و حفظ قرآن پشتوانه و امیدواری دوباره به من داده است و با داشتن این قرآن که به لطف خداوند در سینه دارم، در شرایط سخت توانسته ام خوب مدیریت کنیم.

عطیه فریدونی

حفظ قرآن چه اثری در زندگی تان داشته است؟
قرآن به خودی خود و بدون توجه به مفهوم آن خودش نور است و تأثیراتی دارد حال چه بسا اگر این توجه به قرآن در باب حفظ و تدبر باشد تأثیر بیشتر خواهد داشت چرا که هر آنچه برای زندگی نیاز داشته باشیم در این کلام الهی است. در روایت است که قرآن مقامش از خداوند پایین تر و بالاتر از هر آنچه از غیرخداوند است. حال با توجه به چنین موقعیت و موهبت بزرگی و داشتن این گنج در سینه ، مسلماً گنجینه غنی است که باید قدر بدانیم.

اولین سوره ای که حفظ کردید چه بود؟
دوران ابتدایی سوره های کوچک جزء 30 را حفظ کردم. در دوران راهنمایی از ابتدای قرآن حفظ کردم اما در حفظ تخصصی ام اولین سوره، سوره ی نور  بود.

بهترین و مهمترین شیوه برای حفظ قرآن چیست؟
رمز موفقیت در حفظ قرآن، فقط و فقط تکرار است. ابتدا آیه خوانده شود بعد ترجمه و آنقدر این آیات تکرار شود که در حافظه کامل جا بگیرد.

اگر می خواهید حافظ قرآن شوید باید برای حفظ  وقت بگذارید، حفظ قرآن سخت نیست اما برای کیفیت خوب باید اراده و تلاش و وقت خوبی بگذارید.

از دوران حفظ خاطره ای دارید؟
سالی که برای حفظ قرآن به شکل تخصصی در نظر گرفتم به واقع سالی تکرار نشدنی بود و هر لحظه آرزوی این را دارم که آن سال دوباره برگردد.
در آن سال تمام ابعاد زندگی ام با قرآن در ارتباط و عجین شده بود بطوری که حتی برای کنکور نهایت زمانی که برای درس خواندن می گذاشتم شاید 10 ساعت بود اما در آن یک سال برای حفظ قرآن من روزانه 15- 14 ساعت کامل و مفید قرآن می خواندم به طوری که حتی گاهی می شد که من یک هفته فقط 4 ساعت می خوابیدم و بقیه ساعات را به حفظ و ارتباط با قرآن  می گذراندم و واقعاً توان و وقت من برکت دیگری داشت.

حرف آخر

توصیه و پیشنهادتان برای علاقمندان به حفظ قرآن چیست؟
اول از همه به دوستانی که علاقمند به حفظ قرآن هستند بگویم که تبریک می گویم به این علاقه ی آنها، چرا که به واقع علاقمند بودن به حفظ بهترین و ارزشمندترین علاقه ای است که یک فرد مسلمان می تواند داشته باشد.
اولین مزیتی که برای حفظ قرآن می توان گفت این است که قرآن همیشه با یک حافظ همراه است و شخصی که حافظ است باید حتماً یک قرآن به همراهش داشته باشد چیزی که شاید برای دیگران دغدغه ای نباشد. (برای از بین نرفتن حفظ قرآن از ذهن یک حافظ، او مجبور است که همیشه یک قرآن همراهش باشد چیزی که شاید یک فردی که حافظ نیست دغدغه ای برایش نباشد.)
اگر می خواهید حافظ قرآن شوید باید برای حفظ  وقت بگذارید، حفظ قرآن سخت نیست اما برای کیفیت خوب باید اراده و تلاش و وقت خوبی بگذارید.
حفظ و ارتباط با قرآن یک میانبر برای رسیدن به خود و رسیدن به گمشده ای که مردم امروز در جستجوی آن هستند و در نهایت رسیدن به خداوند است.
به نقل از آقای سلیمی (قاری بین المللی): تمام مشکلات جامعه، آمار جرم و جنایت همه به دلیل مهجور بودن و عزلت قرآن است و اگر همه ی جامعه یک برنامه مناسب برای ارتباط با قرآن در زندگی ایجاد کنند قطعاً و قطعاً مشکلات حل خواهد شد.


- نظرات (0)

عذاب این افراد2برابراست

عذاب

در بحث پاداش و عذاب هایی که از جانب خداوند به انسان می رسد صحبت بسیار است. در این فرصت می خواهیم پیرامون مواردی که در مقابل آن ها عذاب دو برابر نصیب انسان می شود صحبت کنیم.
با ما همراه باشید....

گمراه کنندگان دو برابر عذاب می شوند

یکی از موضوعاتی که از اسباب و مقدمه ای برای رسیدن عذاب به انسان می باشد موضوع ضلالت است. ضلالت یعنی انحراف از راه راستِ زندگی که دو گونه است : گاه ابتدایی و گاه کیفری است.
گاهی در ابتدا انسان راه را نمی داند یعنی حق به گوش او نرسیده و پیام خداوند متعال به او منتقل نشده است و یا منتقل شده اما گوش نداده یعنی راه را خدا به او نشان داده اما او مخالفت می کند؛ وقتی کسی با راهنمایی الهی مخالفت می کند مشمول ضلالت کیفری می شود یعنی خداوند او را به کیفر گوش ندادن به راهنمایی خداوند گمراه می کند.

خطرناک ترین گمراهان چه کسانی هستند؟

خطرناک ترین گمراهان کسانی هستند که هم خودشان گمراه هستند و هم دیگران را گمراه می کنند.

"گمراهان از نظر قرآن چند طائفه هستند:

طائفه اول ابلیس و فرمانبردارانش هستند.

طائفه دوم رهبران فاسد سیاسی هستند. سران استکبار و رهبران فاسد سیاسی نخستین گروه از انسان های شیطان صفت هستند که هم گمراه و هم گمراه کننده اند که به دلیل قدرت سیاسی و امکاناتی که برای گمراه کردن مردم دارند از خطرناک ترین عوامل بیرونی گمراهی محسوب می شوند.
در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) داریم: خطرناک ترین چیزی که من بر شما می ترسم رهبران گمراه کننده است که این خطر در جامعه اسلامی اتفاق افتاد و جامعه اسلامی گمراه شدند که این گمراهی تا امروز هم ادامه دارد. (به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).

عذاب چه کسانی دو برابر محاسبه می شود؟

هر قدر مقام انسان از نظر علم و آگاهى و معرفت و ایمان بالاتر رود، اعمال نیك او به همان نسبت عمق و ارزش بیشتر، و طبعا ثواب فزون ترى خواهد داشت، بنا بر این، در بعضى از روایات مى خوانیم «ان الثواب على قدر العقل». ثواب به نسبت عقل آدمى داده مى شود كیفرها و مجازات ها نیز به همین نسبت بالا خواهد رفت

"روز قیامت وقتی است که همه در محضر خدا حاضر می شوند. نتیجه ضلالت گروه های دنباله روی استکبار در آنجا ظاهر می شود. در آیه 21 سوره مبارکه «ابراهیم» آمده است: «وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِیعًا فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُواْ إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَیْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَیْنَاکُمْ سَوَاء عَلَیْنَآ أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِیصٍ؛ و همگى در برابر خدا ظاهر مى شوند پس ناتوانان به گردن کشان مى گویند ما پیروان شما بودیم آیا چیزى از عذاب خدا را از ما دور مى کنید؟ مى گویند اگر خدا ما را هدایت کرده بود قطعا شما را هدایت مى کردیم، چه بى تابى کنیم چه صبر نماییم براى ما یکسان است، ما را راه گریزى نیست»"(به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).
بنابر این مراقب باشیم که دنباله روی چه کسی و یا کسانی هستیم ... به چه حزبی یا چه فردی رأی می دهیم؟ 
یادمان نرود که اگر کسی کورکورانه از کسی تبعیت کرد این آیه درباره او صادق است. عقل و خرد داریم و خداوند می گوید خردمحور باشید.
"در آیه ای از قرآن اهل جهنم از خداوند می خواهند عذاب گمراه کنندگان را دو برابر کند. در آیه 38 سوره مبارکه «اعراف» آمده است: «قَالَ ادْخُلُواْ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِکُم مِّن الْجِنِّ وَالإِنسِ فِی النَّارِ کُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَکُواْ فِیهَا جَمِیعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لأُولاَهُمْ رَبَّنَا هَؤُلاء أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ قَالَ لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَلَکِن لاَّ تَعْلَمُونَ؛ (خداوند به آنها) می گوید: داخل شوید در صف گروه های مشابه خود از جن و انس در آتش، هر زمان گروهی وارد می شوند گروه دیگر را لعن می کنند تا همگی با ذلت در آن قرار گیرند (در این هنگام) گروه پیروان درباره پیشوایان خود می گویند: خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن (کیفری برای گمراهیشان و کیفری به خاطر گمراه ساختن ما) می گوید برای هر کدام (از شما) عذاب مضاعف است ولی نمی دانید (زیرا پیروان نیز اگر گرد پیشوایان ستمگر و گمراه را نگرفته بودند آنها قدرتی بر اغوای دگران نمی داشتند)" (به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).

این تبعیت کار دستمان می دهد

در قیامت عده ای که در دنیا سنت گرای تعصبی بودند و گوششان به هیچ حرف حق و هدایتی بدهکار نبود [بقره، 170] و برای همین مسیر هدایت را رها و در همان گمراهی بزرگان و گذشتگان خود آواره مانده بودند، با ابراز ندامت از اینکه چرا پیرو خدا و رسولش نبودند (یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا) دست به شکایت از همان بزرگان خود می زنند و با انداختن تمام تقصیرها به گردن آن ها تلاش می کنند خود را بی گناه نشان دهند تا شاید روزنه ای برای فرار از عذاب بیابند (وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا) و بعد برای همان بزرگانی که در دنیا سنگشان را به سینه می زدند و در برابر دین خدا از آن ها حمایت می کردند تقاضای عذاب مضاعف می کنند (رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذَابِ).
هر چند پاسخ این عده در این آیات نیامده است؛ اما پاسخ را می توان در سوره اعراف مشاهده کرد. در آنجا آمده است: هنگامی که این پیروانِ گمراه تقاضای عذاب مضاعف برای پیشوایان و سردمداران خود می کنند به آن ها گفته می شود: لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَ لکِنْ لا تَعْلَمُونَ؛ هم برای آن ها عذاب مضاعف است و هم برای شما، ولی نمی دانید. [اعراف، 38].
مضاعف بودن عذاب ائمه کفر و ضلال روشن است؛ زیرا هم گمراه شدند و هم گمراه کردند؛ اما مضاعف بودن مجازات این پیروان گمراه چرا؟!
دلیلش به مانند رهبرانشان است؛ یک عذاب به دلیل همین گمراهی که دارند و عذاب دیگر برای کمک به آن ظالمان و تقویت راه باطلشان.
"بر کسی پوشیده نیست که ظالمان به تنهایی نمی توانند کاری از پیش ببرند؛ این ها یاران و پیروانی می خواهند تا گرم کنندگان تنور داغ ظلم و کفرشان باشند و در نبود آن ها راه باطلشان را با سنت گرایی های متعصبانه و کورکورانه شان ادامه دهند.
بنابراین مراقب باشیم که "اگر جایی ظلمی دیدم و سکوت کردیم و یا در صورت ظالم لبخند زدیم نتیجه اش را خواهیم دید ..." (به نقل از حجت الاسلام قرائتی).

عذاب مضاعف برای پیامبر خدا!

احمد بن عمر گوید: به حضرت ابوالحسن علیه السلام عرض كردم: به من بفرمائید كسیكه فرزند فاطمه باشد و با شما دشمنى كند و حق شما را نشناسد از لحاظ مجازات با سایر مردم برابر است ؟ فرمود على بن الحسین علیهما السلام مى فرمود: عقاب ایشان دو چندان است.

قرآن به پیامبر هشدار می دهد: وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلیلاً، إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَیاةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَیْنا نَصیراً 
و اگر ما تو را ثابت قدم نمى ساختیم (و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودى)، نزدیك بود به آنان تمایل كنى. اگر چنین مى كردى، ما دو برابر مجازات (مشركان) در زندگى دنیا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، به تو مى چشاندیم سپس در برابر ما، یاورى براى خود نمى یافتى!( الإسراء : 74 و 75).
نوشته اند:«وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ» اگر چنین نبود كه ما با عطا كردن نیروى عصمت و لطف خود تو را محافظت كردیم، نزدیك بود كمى به سوى آن ها تمایل نشان دهى و بعضى از خواسته هاى آنان را عملى کنی در این صورت ما دو برابر عذاب دنیا و آخرت را به تو مى چشاندیم، یعنى هر چه عذاب دنیا براى گناه كاران و هر چه براى آخرت و پس از مرگ براى آن ها آماده كرده ایم درباره تو دو برابر مى کردیم و این مطلب دلیل بر آن است كه زشتى و بزرگى معصیت بستگى به مقام فاعلش دارد كه هر چه مقام وى بالاتر باشد، گناهش هم بزرگ تر و كیفرش سخت تر است. (ترجمه جوامع الجامع گروه مترجمان، ج 3، ص 483).
در تفسیر دیگری این پرسش، (چرا عذاب مضاعف؟) مطرح و پاسخ داده شده است: روشن است كه هر قدر مقام انسان از نظر علم و آگاهى و معرفت و ایمان بالاتر رود، اعمال نیك او به همان نسبت عمق و ارزش بیشتر، و طبعا ثواب فزون ترى خواهد داشت، بنابر این، در بعضى از روایات مى خوانیم «ان الثواب على قدر العقل». ثواب به نسبت عقل آدمى داده مى شود كیفرها و مجازات ها نیز به همین نسبت بالا خواهد رفت. (اصول كافى جلد اول كتاب العقل و الجهل صفحه 9 حدیث 8).
یك انسان بى سواد و ضعیف الایمان اگر گناه كبیره اى مرتكب شود، چندان غیر منتظره نیست و به همین دلیل مجازات كمترى دارد، اما یك فرد با ایمان و عالم پرسابقه هرگاه گناه صغیره اى نیز انجام دهد، جاى تعجب خواهد بود، و چه بسا مجازات او در برابر این گناه كوچک از مجازات آن عامى بى سواد در برابر آن گناه كبیره شدید و سنگین تر باشد. (مکارم، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج 12، ص 214).

عذاب سادات گنهکار دو برابر مردم عادی

یکی از مواردی که در مسأله عذاب دریافت دوبرابری عذاب برایشان ذکر شده است، سادات می باشند.
در روایتی داریم که می فرماید: احمد بن عمر گوید: به حضرت ابوالحسن علیه السلام عرض كردم : به من بفرمائید كسیكه فرزند فاطمه باشد و با شما دشمنى كند و حق شما را نشناسد از لحاظ مجازات با سایر مردم برابر است ؟ فرمود على بن الحسین علیهما السلام مى فرمود: عقاب ایشان دو چندان است. (اصول كافى جلد 2 صفحه 210 روایت 2)
طبق حدیث سادات گناهكار دو برابر دیگران عذاب مى كشند، چنانكه فرمانبرداران آنها نیز دو برابر ثواب مى برند. (الحمیرى؛ قرب الاسناد، ص: 357)
دلیل آن نیز روشن است؛ زیرا آنها انتساب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و امام على و حضرت زهراء (سلام اللّه علیهما) دارند و گناهان آنها، موجب ناراحتى بیشتر آنها مى شود و بنابراین گناهانشان دو برابر حساب مى شود.


منابع: 
سایت بینات 
حجت الاسلام قرائتی 
حجت الاسلام ری شهری 


- نظرات (0)

گفتم خدایا

  • خدایا…!!!

گفتم: خسته ام…

گفتی: ( لاتقنطوامن رحمة الله…
  • خدایا…!!!

    گفتم: خسته ام…

    گفتی: ( لاتقنطوامن رحمة الله… "از رحمت خدا ناامید نشوید" زمر/35)

    گفتم: کسی نمیداند در دلم چی میگذره…

    گفتی: (إن الله بین المرء وقلبه… "خداوند حائل است بین انسان و قلبش" انفال/26)

    گفتم: کسی را ندارم…

    گفتی: (نحن إقرب إلیه من حبل الورید…"ما از رگ گردن به تو نزدیکتریم" ق/16)

    گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی...

    گفتی: (فاذکرونی، أذکرکم… "مرا یاد کنید تا به یاد شما باشم" بقره/152)


    - نظرات (0)

    اثبات حقانیت شیعه در یک دقیقه با سه آیه قرآن

  • اثبات حقانیت شیعه در یک دقیقه با سه آیه قرآن

   تا وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم ) زنده بود
  • اثبات حقانیت شیعه در یک دقیقه با سه آیه قرآن
    تا وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم ) زنده بودند شیعه وسنی نبود .رهبر همه پیامبر بود .
    بعد از پیامبر ما شیعیان فقه خودمان را از اهل بیت گرفتیم و اهل سنت از چهار تا عالم دیگه ،امام احمد حنبل ، ابو حنیفه ،امام مالک و امام شافعی
    اولا : ما که فقه مان را از اهل بیت گرفتیم سه تا آیه داریم ،قرآن راجع به اهل بیت (علیهم السلام ) وقتی به کلمهاهل بیت که می رسه می فرماید : یطهرکم تطهیرا ( احزاب ۳۳ )
    یطهرکم یعنی معصومند .هیچ کس نگفته یطهرکم مال ابو حنیفه و شافعی هست .نه شیعه گفته نه سنی .
    دوما : اهل بیت قرن اول هجری بودند ، اما چهار تا عالم سنی یعنی ابوحنیفه و شافعی و مالکی و امام احمد حنبل مال قرن دوم هجری بودند .
    اهل بیت یک قرن از اونها جلوتر بودند .
    قرآن می فرماید "و السابقون السابقون اولئک المقربون " (واقعه ۱۰و۱۱)
    سوما : تمام اهل بیت شهید شدند ، یکی از علماء اهل سنت سیلی نخوردند .
    قرآن می فرماید : "فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما " (نساء ۹۵)
    یک دقیقه من تموم شد .
    ما شیعه هستیم بدلیل اینکه:
    یک : ما فقه مان را اهل بیت گرفتیم معصومند (یطهرکم تطهیرا )
    دو :یک قرن جلوترند ( و السابقون السابقون )
    سوم : همه ائمه شهید شدند ( قتلوا فی سبیل الله )
    شما اهل سنت اگر می توانید یک آیه بخوانید که چرا دینت را از ابوحنیفه گرفتید؟
    حجت الاسلام قرائتی


    - نظرات (0)

    پنج ویژگی ممتاز حضرت مسیح در قرآن

    حضرت مسیح

    در فرهنگ اسلامی نه تنها حضرت عیسی بن مریم(علیه السلام) بلکه تمام انبیاء الهی دارای کمالات رفیع اخلاقی می باشند و دامن ایشان از هر گونه ناپاکی و رذایل اخلاقی مبرا دانسته شده است.

    حضرت مسیح پیامبری است که به طور معجزه آسا پا به عرصه گیتی نهاده و مورد عنایت و توجه خاص الهی بوده است. خداوند متعال در قرآن کریم با بیان حضرت او را این چنین گرامی می دارد: «وَ السَّلامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا؛[سوره مریم، آیه 33] و سلام (خدا) بر من، در آن روز كه متولّد شدم، و در آن روز كه مى میرم، و آن روز كه زنده برانگیخته خواهم شد!»

    تعامل اسلام با ادیان توحیدی و پیروان حضرت مسیح(علیه السلام)

    علامه فقیه مرحوم کاشف الغطاء این چنین بیان می دارد اگر ما تعریف و تمجیدی که قرآن مجید در خصوص حضرت مسیح(علیه السلام) و مادر مکرمشان حضرت مریم مقدس(علیها السلام) بیان داشته را نداشتیم جهان بشریت به عظمت و قداست  حضرت مسیح(علیه السلام) دست نمی یافت، چرا که اگر قرار بود برای شناخت جایگاه و موقعیت حضرت مسیح(علیه السلام) به اناجیل رجوع می کردیم قلم شرم می نمود که در توصیف حضرت آن مطالب را بیان نماید

    بر خلاف سیاست و تبلیغات گسترده ای که کمپانی های خبر پراکنی دنیا در خصوص اسلام هراسی در پی گرفته اند دین اسلام آیین دوستی و مهرورزی بوده است؛ چرا که هیچ گاه به دنبال ظلم و تعدی به حقوق سایر انسانها و مروج ستیز و جنگ با پیروان ادیان توحیدی نبوده است. کما اینکه خداوند متعال در این خصوص می فرماید: «لا یَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِیارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطین [ممتحنه/۸] خدا شما را از نیكى كردن و رعایت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دین با شما پیكار نكردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهى نمى كند چرا كه خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد». 

    جایگاه ممتاز حضرت مسیح در فرهنگ اسلام

    نگاه اسلام به حضرت مسیح(علیه السلام) یک نگاه ارزشی و اخلاقی است، به طوری که این چنین توصیف و منزلتی حتی در آیین مسیحیت مورد توجه و بیان قرار نگرفته است. علامه فقیه مرحوم کاشف الغطاء این چنین بیان می دارد اگر ما تعریف و تمجیدی که قرآن مجید در خصوص حضرت مسیح(علیه السلام) و مادر مکرمشان حضرت مریم مقدس (علیها السلام) بیان داشته را نداشتیم جهان بشریت به عظمت و قداست  حضرت مسیح(علیه السلام) دست نمی یافت، چرا که اگر قرار بود برای شناخت جایگاه و موقعیت حضرت مسیح(علیه السلام) به اناجیل رجوع می کردیم قلم شرم می نمود که در توصیف حضرت آن مطالب را بیان نماید.[1]
    این در حالی است که خداوند متعال با عبارتی نیکو حضرت عیسی بن مریم را می ستاید و به بزرگی و عظمت از ایشان یاد کرده و ایشان را مایه مبارکی و برکت معرفی می فرماید:« قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنی نَبِیًّا وَ جَعَلَنی مُبارَكاً أَیْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانی بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَیًّا؛[مریم، آیات31و 30] (ناگهان عیسى زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدایم او كتاب (آسمانى) به من داده و مرا پیامبر قرار داده است! و مرا- هر جا كه باشم- وجودى پربركت قرار داده و تا زمانى كه زنده ام، مرا به نماز و زكات توصیه كرده است!».

    ویژگی های ممتاز حضرت مسیح در قرآن

    1-عیسی بن مریم الگوی تکریم والدین و دوری از ظلم

    خداوند متعال در قرآن کریم با بیان اوصاف ارزنده حضرت مسیح ایشان را به عنوان یکی از اسوه های برتر اخلاقی معرفی می نماید بطوری که هر انسان آزاد و موحدی سزاوار است آن زیبایی های اخلاقی را در زندگی خود نهادینه کند.
    یکی از اوصاف و شاخصه های برجسته ای که خداوند متعال آن را برای بندگان معرفی می فرماید توجه و تکریم والدین و دوری از ظلم و ستم در زندگی است. شاخص مهم اخلاقی که همه انسانها در زندگی فردی و اجتماعی خود نیازمند آن هستند، «وَ بَرًّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یَجْعَلْنی جَبَّاراً شَقِیًّا؛[ مریم، آیه 32] و مرا نسبت به مادرم نیكوكار قرار داده و جبّار و شقى قرار نداده است!».

    2-دعوت به خدا پرستی و توحید

    دعوت به خداپرستی و پرهیز از شرک، اصلی ترین و محوری ترین برنامه همه انبیاء الهی  بوده است. حضرت عیسی(علیه السلام) نیز به فراخور وظیفه و مسؤلیت الهی خود در این زمینه از هیچ گونه تلاشی دریغ ننموده است. اصرار حضرت مسیح(علیه السلام)  به یکتا پرستی و عبودیت خدای متعال گویای بطلان اعتقاد به تثلیث است. بر خلاف باور و اعتقاد پیروان حضرت مسیح که مقام اولوهیت و خدایی را برای ایشان قائل هستند ایشان این چنین باوری در خصوص خود نداشته و افراد را به توحید رهنمود ساخته است. « وَ إِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقیم؛[سوه مریم، آیه 36] و خداوند، پروردگار من و شماست! او را پرستش كنید این است راه راست!».  
    در روایتی از حضرت عیسی (علیه السلام) در خصوص بندگی خداوند متعال این چنین نقل شده است: «طُوبی لِلَّذینَ یَتهَجَّدونَ مِن اللَّیلِ ، اُولئكَ الّذینَ یَرِثونَ النُّورَ الدّائِمَ؛[2]خوشا آنان كه پاسی از شب را به عبادت می گذرانند ؛ آنان كسانی اند كه نوری ماندگار به ارث می برند.

    3-روشنگری و تبین حقایق

    یکی اوصاف و ویژگیهای ممتازی که خداوند متعال تنها در خصوص حضرت عیسی(علیه السلام) از آن استفاده نموده است، آبرو مندی و مقبولیت در دنیا و آخرت است: به یاد آورید هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مریم! خداوند تو را به كلمه اى [وجود با عظمتى ] از طرف خودش بشارت مى دهد كه نامش «مسیح، عیسى پسر مریم» است در حالى كه در این جهان و جهان دیگر، صاحب شخصیّت خواهد بود و از مقرّبان (الهى) است

    روشنگری و تبین حقایق یکی از شعارهای مشخص حضرت مسیح(علیه السلام)در قرآن است. [3] حركت انبیاء یك حركت فرهنگى و فكرى است نه كودتایى، ایشان به دنبال قوام نظام فکری امت خود بوده اند تا اینکه بدین وسیله به پیروان خود کمک تشخیص حق از باطل را نمایند. از اینرو خداوند متعال این شاخص حضرت عیسی(علیه السلام) را این چنین بیان می فرماید: « وَ لَمَّا جاءَ عیسى بِالْبَیِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ لِأُبَیِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذی تَخْتَلِفُونَ فیهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطیعُون؛[زخرف، آیه 63] و هنگامى كه عیسى دلایل روشن (براى آنها) آورد گفت: «من براى شما حكمت آورده ام، و آمده ام تا برخى از آنچه را كه در آن اختلاف دارید روشن كنم پس تقواى الهى پیشه كنید و از من اطاعت نمایید!».

    4-آبرومندی ومقبولیت در دنیا و آخرت

    یکی اوصاف و ویژگیهای ممتازی که خداوند متعال تنها در خصوص حضرت عیسی(علیه السلام) از آن استفاده نموده است، آبرو مندی و مقبولیت در دنیا و آخرت است« إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجیهاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبین؛[آل عمران، آیه45] (به یاد آورید) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مریم! خداوند تو را به كلمه اى [وجود با عظمتى ] از طرف خودش بشارت مى دهد كه نامش «مسیح، عیسى پسر مریم» است در حالى كه در این جهان و جهان دیگر، صاحب شخصیّت خواهد بود و از مقرّبان (الهى) است».

    5-حضرت عیسی(علیه السلام) از صالحین بود

    «وَ یُكَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ مِنَ الصَّالِحین؛[آل عمران، آیه46] و با مردم، در گاهواره و در حالت كهولت (و میانسال شدن) سخن خواهد گفت و از شایستگان است».« وَ زَكَرِیَّا وَ یَحْیى وَ عیسى وَ إِلْیاسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحینَ؛[انعام آیه 85.] و (همچنین) زكریّا و یحیى و عیسى و الیاس را همه از صالحان بودند».
    صلاح: در مقابل فساد و بمعنى شایسته بودن و نیكو شدن است، بطوریكه اختلال و فسادى در آن نباشد. و صالح بطور مطلق كسى است كه در افكار و أعمال و رفتار او هیچگونه فساد و تباهى صورت نگیرد.[4]

    سخن پایانی

    با اندکی تأمل و دقت در آیاتی که در خصوص ویژگی و شاخص های ارزشمند حضرت مسیح (علیه السلام) وجود دارد، به خوبی می توان اقرار نمود که تعظیم و تکریمی که قرآن از حضرت مسیح می نماید در عالی ترین و عمیق ترین صورت ممکن می باشد تا آنجا که بی تردید انجیل های رسمی موجود هرگز نمی توانند در این رابطه با قرآن مجید مقایسه شوند.

    پی نوشت ها:
    [1]. پژوهشی در باره مسیح و انجیل،آیه الله شیخ محمد حسین کاشف الغطا، ص17.
    [2]. تحف العقول ، ص 510 .
    [3]. اشخاص و شاخص ها در قرآن، سید فتاح مرتضوی، ص224.
    [4]. تفسیر روشن: ج 8، ص71.


    - نظرات (0)