سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



این رفتارها روزی تان را زیاد می کند

گندم


از ناملایمات زندگی آدمی، پدیده فقر و نیاز مالی است كه روح بشر را آزار می دهد و گاه به خاطر عدم مهارت انسان ها در مقابله با این پدیده، فقر آنها را از مسیر فطریشان كه رسیدن به سعادت و رستگاری است باز می دارد و به سوی خطرات مهلكی سوق می دهد.
در روایتی به خطرات فقر تصریح شده است.
پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) فرمود: «كادَ الفَقْرُ انْ یكونَ كُفراً» (ری شهری،/ 448)
«نزدیك است كه فقر به كفر انجامد.»
از این جهت كه پدیده فقر مالی، آزار دهنده روح آدمی و زمینه ساز سقوط او از مسیر فطری است، پیامبر اسلام از كفر و فقر مالی به خدا پناه می برد و می گوید: «اللّهمَّ إِنّی اَعُوذُ بِكَ من الكُفْرِ و الْفَقْرِ. فقالَ رَجُلٌ: أیَعدِلان؟ قال: نَعَمْ.» (همان)
«بارخدایا، من از كفر و فقر به تو پناه می برم. مردی عرض كرد: آیا این دو با هم برابرند؟ فرمود: آری.»
در آیات و روایات یک سلسله عوامل به عنوان افزایش روزی شمرده شده است که اگر کسی آن ها را انجام دهد، روزی او افزایش می یابد، از سوی دیگر یک سلسله عوامل نیز هستند که به عنوان اسباب کاهش رزق به شمار می آمده اند.
آنچه باید بدان توجه داشت این است که این عوامل افزایش روزی علت تامه برای وسعت رزق نیستند، بلکه مقتضی هستند، یعنی خود به خود و به تنهایی موجب افزایش روزی نمی شوند، بلکه باید علاوه بر انجام دادن مقتضی و فراهم شدن شرایط لازم، از مرتکب شدن اسباب کاهش رزق بر حذر بود تا بعد از وجود مقتضی و فقدان مانع، افزایش روزی بر آن عمل مترتب شود، چه بسا شخصی عوامل افزایش روزی را به جا می آورد، ولی از سویی دیگر از اسباب کاهش رزق خود را برحذر نمی دارد، طبیعی است که این فرد به نتیجه نخواهد رسید.

تقوا؛ معتبرترین راه برای پولدار شدن

خداوند تعالى در قرآن كریم فرموده است:

انسان با اعتقاد و با تقوا نگران روزی و معیشت خود نیست، چون خداوند متعال راه هایی را فرا روی او قرار می دهد تا مشکلاتش را برطرف سازد و وقتی در تنگنا و بن بست قرار گرفت خداوند راه نجاتی برایش قرار می دهد و روزی اش را از راهی که گمان نمی برد می رساند

«وَلَوْ انَّ اهْلَ الْقُرى امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالارْضِ وَلكِنْ كَذَّبُوا فَاخَذْناهُمْ بِما كانُوا یَكْسِبُونَ» (سوره اعراف: آیه 96)
اگر اهالى شهرها و قریه ها همگى با هم ایمان آورند و تقوا داشته باشند درهاى رحمت و بركت را از آسمان و زمین به رویشان مى گشاییم. امّا آنان حقایق را تكذیب كردند، ما نیز آن ها را به كیفر اعمالشان مجازات كردیم.
و نیز فرموده است: «...وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا وَ یَرْزُقُهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ...» (سوره طلاق: آیات 2 3 )
انسان با اعتقاد و با تقوا نگران روزی و معیشت خود نیست، چون خداوند متعال راه هایی را فرا روی او قرار می دهد تا مشکلاتش را برطرف سازد و وقتی در تنگنا و بن بست قرار گرفت خداوند راه نجاتی برایش قرار می دهد و روزی اش را از راهی که گمان نمی برد می رساند.

شکرگزار باشیم

شکر و سپاس در هر شکلی از قلب تا زبان تا عمل و رفتار، کار پسندیده ای است. البته شکر واقعی نسبت به نعمت های الهی، استفاده درست از آن نعمت ها برای دست یابی به کمال است.
به این معنا که اگر نعمت الهی چون نعمت وجود، عافیت، سلامتی، پول و ثروت، قدرت و جوانی و شادابی و مانند آنها را به درستی به کار بریم و برای ارتقای خود و دیگران و تقرب به خدا مصرف کنیم، این همان شکر واقعی نعمت است که در برابر آن کفران نعمت است.
یکی از اثراتی که این شکر گزار بودن دارد این است که رزق و روزی انسان افزایش پیدا می کند... چنانچه می فرمایند: (لَئِن شَكَرْتُمْ لأزِیدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِید) (ابراهیم /7)
«اگر شكرگزاری كنید (نعمت خود را) شما خواهم افزود، و اگر ناسپاسی كنید، مجازاتم شدید است.»

از صدقه دادن و انفاق کوتاهی نکنیم

مطابق آیات كریمه كسی كه انفاق می كند عوضش را از خدا دریافت می كند و بلكه فزونتر از آنچه كه در راه خدا داده است پس می گیرد. (وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِین) (سبأ /39)
«و هر چیزی را (در راه خدا) انفاق كنید، عوض آن را می دهد، و او بهترین روزی دهندگان است.»
و همچنین فرمود: (وَاللَّهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم) (بقره/268)
«خداوند وعده آمرزش و فزونی به شما می دهد و خداوند با قدرت وسیعش، به هر چیز داناست.»
در تفسیر مجمع البیان از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است كه هنگام انفاق دو چیز از طرف خداست و دو چیز از ناحیه شیطان است. آنچه از جانب خداست، یكی آمرزش گناهان و دیگری وسعت و فزونی اموال است. و آنچه از طرف شیطان است یكی وعده فقر و تهیدستی و دیگر امر به فحشاء است.»

اسراف را کنار بگذاریم

اسراف مفهوم گسترده دارد. از سوزاندن غذا در آشپزخانه برای یک خانم خانه گرفته تا ریخت و پاش هایی که یک مدیر عامل برای شهرت بیشتر انجام می دهد که قرآن كریم از آن نهی فرموده است؛ (كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِین) (اعراف /31)
«(از نعمت های الهی) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نكنید كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.»
در روایات به این مهم اشاره شده است:
قال الصادق (علیه السلام): «إِنَّ السَّرَفَ یُورِثُ الْفَقْرَ و إِنَّ الْقَصْدَ یُورِثُ الغِنی». (احسان بخش، 8/441)
«به درستی كه اسراف و زیاده روی موجب تنگدستی و اقتصاد و میانه روی باعث ثروت و بی نیازی است.»
و در جایی دیگر فرمودند: «إِنَّ مع الاسراف قِلَّةُ الْبَرَكة». (همان) «همانا بی بركتی همراه زیاده روی است.»

با اهل خانه همدل باشیم

امام کاظم علیه السلام در نصیحتی به هشام بن حکم در مورد اثرات مادّی رفق و نیکی و خوش اخلاقی فرمودند: «عَلَیْکَ بِالرِّفْقِ فَاِنَّ الرِّفْقَ یُمْنٌ وَالْخُرْقَ شُوْمٌ اِنَّ الرِّفْقَ وَالْبِرَّ وَحُسْنَ الْخُلْقِ یَعْمُرُ الدِّیارَ وَیَزِیدُ فِی الرِّزْقِ؛ بر تو باد که [با دیگران] با رفق و ملایمت رفتار کنی؛ چرا که رفق مبارک [و با برکت] و تندخویی شوم و ناپسند است. رفق، نیکی و خوش اخلاقی با دیگران، شهرها را آباد و رزقها را افزون می کند


امام صادق علیه السلام در این زمینه فرموده اند: «به هر خانواده ای که سهم آنان از رفق [و همدلی] هدیه شده باشد [و با یکدیگر با مدارا و ملایمت رفتار کنند]، خداوند حتما رزق آنان را افزایش خواهد داد. در تقدیر معیشت [همدلی و] مدارا بهتر از ثروت زیاد است. با رفق [در زندگی] هیچ کمبودی وجود ندارد و با ولخرجی، هیچ چیزی باقی نمی ماند. خداوند عزیز و با جلال اهل رفق [و مدارا] است و رفق را دوست دارد.»

صله رحم را دست کم نگیریم

ارتباط با بستگان و مشارکت در غم و شادی آنان و مطّلع شدن از احوال و روزگارشان، ثمرات و برکات مادّی و معنوی فراوانی در پی دارد که از جمله برکات مادّی آن، افزایش رزق و روزی است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ارتباط با خویشاوندان باعث نیکی اخلاق، مبارک شدن دست، پاکیزگی روح، افزایش رزق و تأخیر در مرگ آدمی می شود.»
امام باقر علیه السلام نیز برکات ارتباط با خویشان و بستگان را پاکیزه شدن اعمال، دفع بلا، ازدیاد ثروت، طول عمر، وسعت رزق و محبوبیت در بین خانواده معرفی کردند. ایشان می فرمایند: « صله رحم اعمال را پاکیزه می گرداند، بلا را دفع می کند، اموال را افزایش می دهد، عمر انسان را طولانی می کند، رزق او را توسعه می بخشد، و [او را] در خانواده اش محبوب می گرداند؛ پس انسان باید تقوای الهی پیشه کرده و صلح رحم کند.»

خوش رفتاری و مدارا با مردم، روزی آور است

امام کاظم علیه السلام در نصیحتی به هشام بن حکم در مورد اثرات مادّی رفق و نیکی و خوش اخلاقی فرمودند: «عَلَیْکَ بِالرِّفْقِ فَاِنَّ الرِّفْقَ یُمْنٌ وَالْخُرْقَ شُوْمٌ اِنَّ الرِّفْقَ وَالْبِرَّ وَحُسْنَ الْخُلْقِ یَعْمُرُ الدِّیارَ وَیَزِیدُ فِی الرِّزْقِ؛ بر تو باد که [با دیگران] با رفق و ملایمت رفتار کنی؛ چرا که رفق مبارک [و با برکت] و تندخویی شوم و ناپسند است. رفق، نیکی و خوش اخلاقی با دیگران، شهرها را آباد و رزقها را افزون می کند.» (صحیفه امام کاظم؛ جواد قیومی اصفهانی)

منابع:
ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقی
ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر
نقطه های آغاز در اخلاق، مهدوی کنی
مقالات استاد محمد شجاعی



- نظرات (0)

تمثیلی از ذات پاک خداوند

نور

امروزه بشر با بسیاری از اختراعات علمی و امکانات و تجهیزات پیچیده ای همچون سفینه های فضایی، ابر رایانه ها، وسایل ارتباط جمعی و مانند آن ها مواجه است که تا پیش از این برای بشر حتی درک و فهم چنین صنایع پیشرفته ای ممکن نبود و حتی در فرهنگ لغات بشری نیز نامی برای این تجهیزات وجود نداشت.
بر فرض بخواهیم برای فردی که در قرن های گذشته زندگی می کرده است، درباره این تجهیزات توضیحاتی بدهیم، کاری بیهوده است؛ زیرا این فرد نه با این تجهیزات آشناست و نه فهم دقیق این امور را دارد.

هیچ چیزی در مقابل نور خدا نیست و همه نورها در مقابل نور خدا ظلمتند و سایر اشیا اگر پیدا و پیدا کننده هستند، در ذات خودشان تاریک هستند و خدا آن ها را پیدا و پیدا کننده کرده است؛ همچنانکه می فرماید: «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ» (4) و خدا ظاهر است؛ یعنی پیداست. خداوند خالق اشیاست؛ یعنی پدیدآورنده و پیدا کننده اشیاست.

برای بشر عادی و مادی نیز درک مفاهیم و حقایق غیبی، چنین حالتی وجود دارد و پیمانه عقل و اندیشه وی گنجایش اقیانوس ژرف و بیکران عالم غیب و اسرار و رموز فراوان آن را ندارد؛ از این رو خداوند متعال برای تبیین حقایق غیبی و آشنایی و تعریف اذهان بشر با این امور، بر وی منت نهاده و این حقایق را در لباس تمثیلات و تشبیهات و در لباس محسوسات و ملموساتی که دسترسی به آن ها و فهم و درک شان برای عقول بشری امکان پذیر است، ارائه می دهد.(1)

«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ یَكَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ»؛ «خدا نور آسمان ها و زمین است، مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شیشه اى است، آن شیشه گویى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته زیتونى كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مى شود؛ نزدیك است كه روغنش هر چند بدان آتشى نرسیده باشد، روشنى بخشد؛ روشنى بر روى روشنى است، خدا هر كه را بخواهد با نور خویش هدایت مى كند و این مثل ها را خدا براى مردم مى زند و خدا به هر چیزى داناست».(2)
کلمه «نور» بیانگر چیزی است که اجسام تیره را برای دیدن ما روشن می کند و هر چیزی به وسیله آن ظاهر و هویدا می گردد، ولی خود نور برای ما ذاتاً مکشوف و هویداست، چیز دیگری آن را ظاهر نمی کند.
نور عبارت است از چیزی که ظاهر بالذات و مظهر غیر است. این اولین معنایی است که کلمه نور را برای آن وضع کرده اند و چون وجود و هستی هر چیزی باعث ظهور آن چیز برای دیگران است؛ پس مصداق تام نور همان وجود است و از سوی دیگر، چون تمامی موجودات وجودشان به ایجاد خدای تعالی است؛ پس خدای تعالی کامل ترین مصداق نور است. اوست که ظاهر بالذات و مظهر ماسوای خویش است و هر موجودی به وسیله او ظهور می یابد و موجود می شود. (3)
به عبارتی دیگر هیچ چیزی در مقابل نور خدا نیست و همه نورها در مقابل  نور خدا ظلمتند و سایر اشیا اگر پیدا و پیدا کننده هستند، در ذات خودشان تاریک هستند و خدا آن ها را پیدا و پیدا کننده کرده است؛ همچنانکه می فرماید: «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ» (4) و خدا ظاهر است؛ یعنی پیداست. خداوند خالق اشیاست؛ یعنی پدیدآورنده و پیدا کننده اشیاست.
قرآن در پرتو این مثل، حقیقت ذات نامتناهی الهی را تا حدودی برای ادراکات محدود بشری نزدیک ساخته و نمونه کوچکی را که برای حواس آدمس قابل درک است، برای او ترسیم کرده است؛ زیرا بشر از دستیابی به اصل و حقیقت ذات مقدس خداوندی عاجز و ناتوان است. (5)
بد نیست ویژگی های نور را از نظر بگذارنیم:
1. نور زیباترین و لطیف ترین موجودات در جهان ماده است و سرچشمه همه زیبایی ها و لطافت هاست.
2.  نور بالاترین سرعت را طبق آنچه در میان دانشمندان معروف است در جهان ماده دارد. نور با سرعت سیصد هزار كیلومتر در ثانیه می تواند كره زمین را در یك چشم بر هم زدن (كمتر از یك ثانیه ) هفت بار دور بزند؛ به همین دلیل مسافت های فوق العاده عظیم و سرسام آور نجومی را فقط با سرعت سیر نور می سنجند و واحد سنجش در آن ها سال نوری است؛ یعنی مسافتی را كه نور در یك سال با آن سرعت سرسام آورش می پیماید.
3. نور وسیله تبیین اجسام و مشاهده موجودات مختلف این جهان است و بدون آن، چیزی را نمی توان دید، بنابراین هم «ظاهر» است و هم «مظهر» (ظاهركننده غیر).
4. نور آفتاب كه مهم ترین نور در دنیای ماست، پرورش دهنده گل ها و گیاهان بلكه رمز بقای همه موجودات زنده است و ممكن نیست موجودی بدون استفاده از نور (به طور مستقیم یا غیر مستقیم) زنده بماند.
5. امروز ثابت شده كه تمام رنگ هایی را كه ما می بینیم، نتیجه تابش نور آفتاب یا نورهای مشابه آن است و گرنه موجودات در تاریكی مطلق رنگی ندارند.

هرچند مقام والا و منزلت شایان الهی از هر شبیه و نظیری برتر است، اما به راستی برای ذات پاک خداوند تشبیه و تمثیلی، بهتر از واژه «نور» نمی تواند گویای این حقیقت باشد و اگر نبود که خدای متعال خود این تمثیل و تعبیر را برای تقریب اذهان با ذات بی همتای خود در اختیار بشر نهاده است، ما را سزا نبود که بخواهیم ذات پاک کبریایی خداوند متعال را به امری تشبیه و مثالی در این باره یاد کنیم

6. تمام انرژی های موجود در محیط ما (به جز انرژی اتمی) همه از نور آفتاب سرچشمه می گیرند؛ حركت بادها، ریزش باران و حركت نهرها و سیل ها و آبشارها و بالاخره حركت همه موجودات زنده با كمی دقت به نور آفتاب منتهی می شود. سر چشمه گرما و حرارت و آنچه بستر موجودات را گرم نگه می دارد، همان نور آفتاب است؛ حتی گرمی آتش كه از چوب درختان و یا ذغال سنگ و یا نفت و مشتقات آن به دست می آید نیز از گرمی آفتاب است؛ زیرا همه این ها طبق تحقیقات علمی به گیاهان و حیواناتی باز می گردند كه حرارت را از خورشید گرفته و در خود ذخیره كرده اند؛ بنابراین حركت موتورها نیز از بركت آن است.
7. نور آفتاب، نابود كننده انواع میكرب ها و موجودات موذی است و اگر تابش اشعه این نور پر بركت نبود، كره زمین به بیمارستان بزرگی تبدیل می شد كه همه ساكنانش با مرگ دست به گریبان بودند. خلاصه هر چه در این پدیده عجیب عالم خلقت (نور) بیشتر می نگریم و دقیق تر می شویم، آثار گرانبها و بركات عظیم آن آشكارتر می شود.
حال اگر بخواهیم برای ذات پاك خدا تشبیه و تمثیلی از موجودات حسی این جهان انتخاب كنیم (اگر چه مقام با عظمت او از هر شبیه و نظیر برتر است) آیا جز از واژه نور می توان استفاده كرد؟! همان خدایی كه پدید آورنده تمام جهان هستی است، روشنی بخش عالم آفرینش است، همه موجودات زنده به بركت فرمان او زنده اند و همه مخلوقات بر سر خوان نعمت او هستند كه اگر لحظه ای چشم لطف خود را از آن ها باز گیرد، همگی در ظلمت فنا و نیستی فرو می روند.

کلام آخر:

هر چند مقام والا و منزلت شایان الهی از هر شبیه و نظیری برتر است، اما به راستی برای ذات پاک خداوند تشبیه و تمثیلی، بهتر از واژه «نور» نمی تواند گویای این حقیقت باشد و اگر نبود که خدای متعال خود این تمثیل و تعبیر را برای تقریب اذهان با ذات بی همتای خود در اختیار بشر نهاده است، ما را سزا نبود که بخواهیم ذات پاک کبریایی خداوند متعال را به امری تشبیه و مثالی در این باره یاد کنیم.(6)

پی نوشت ها:
1. ر.ک: قاسمی، تمثیلات قرآن و جلوه های تربیتی آن، ص 158.
2. نور: 35.
3. ر.ک: تفسیر المیزان، ج 15، ص 172.
4. حدید: 3.
5. مطهری، آشنایی با قرآن، ج4، ص 101.
6. ر.ک: تمثیلات قرآنی و جلوه های تربیتی آن، ص 161


- نظرات (0)

دو گروه در سرنوشت جامعه مؤثرند

جامعه

درنگی در تاریخ نشان دهنده ی زمامداری حکومتها بدست افراد ظالم و ناشایست است. حاکمانی که خواسته های شخصیشان محور حکومت داریشان می گردد نه تنها در پی یافتن نیازهای مردم و حل آنها نیستند بلکه پیوسته در تلاش اند تا بر قدرت و اعتبار خویش بیافزایند و آنقدر پایه های قدرت خویش را محکم نمایند که نسل در نسل زمامدار دولتها باشند.
قدرت خواهی و قدرت طلبی تا بدانجا در وجود این افراد شعله ور می گردد که از وظایف زمامداری خویش غافل می گردند. تصورات اشتباه چنین رؤسایی از حکومت بر مردم آنان را از توجه به مردم و تلاش در جهت بهبود زندگی مادی و معنویشان باز می دارد و چه بسیار زمامدارانی که خود بهره ای از معنویت نداشته و تنها به فکر آبادانی دنیای خویش اند در حالیکه از منظر اسلام و با توجه به آموزه های دینی بیان شده توسط اولین زمامدار بر حق مردم، بزرگترین حق نهاده شده بر دوش مردم حق حاکمان بر ایشان و حق ایشان بر حاکمان است که از جمله حقوق مردم بر حاکمان تربیت آنان و رسیدگی به اوضاع اقتصادی ایشان است که گرچه تلاش به منظور بهبودی اوضاع اقتصادی مردم در صدر توجهات برخی از دولتمردان کنونی است اما وظیفه تربیت مردم از سوی حاکمان واقعیتی است که تنها در آموزه های دینی آخرین شریعت آسمانی مورد توجه قرار گرفته است و این حاصل ژرف نگری و نگاه همه جانبه ی اسلام به تلاش برای قرار گرفتن انسان در جاده سعادت و رستگاریست.
دو گروه مؤثر بر جامعه
آنچه پس از گذشت قرنهای متمادی بدست آمده است صحه نهادن بر این فرمایش نبی مکرم صلوات الله علیه است که «وَ قَالَ صلی الله و علیه و آله: صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِی إِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ أُمَّتِی وَ إِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِی قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ هُمْ قَالَ الْفُقَهَاءُ وَ الْأُمَرَاء؛ دو گروه از امت من اگر شایسته باشند مردم شایسته شوند و اگر ناشایست باشند مردم فاسد گردند؛ دانشمندان و حاکمان».(تحف العقول، حسن بن علی، ابن شعبه حرانی، ص50)
در واقع حکومت حکامی ظالم و دنیا پرست که تنها در خدمت دنیای خویش اند و از هر کاری برای آبادی دنیایشان فروگذار نمی کنند ارائه الگویی است برای افراد زیر دست که چگونه زندگی خویش را بگذرانند و از دنیایشان چطور بهره گیرند.
توجه به آموزه های دینی و درک ضرورت اداره جامعه بدست افرادی دیندار و خدا محور در پیشبرد اهداف خلقت پس از گذشت قرن های پی در پی از حاکمیت حکام جور توسط بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی تحولی بی بدیل نه تنها در تاریخ ایران، بلکه در تاریخ بشریت پس از حکومت اولین حاکمیت بر حق توسط امیرالمومنین (علیه السلام) بوجود آورد.

وعده های خداوند محقق می شود

بر هم زدن بساط جور و ظلم، آن هم پس از گذشت قرنهای متمادی از حکومت ظالمان به جز یاری رسانی خداوند و یقین به برحق بودن وعده هایش ممکن نبود.
خداوند بلند مرتبه در آیات کتاب آسمانی اش بارها به امداد رسانی اهل ایمان اشاره نموده و نابودی بساط جور و ستم را قطعی خوانده است. با پدیدار شدن روحیه ی حق خواهی و حق طلبی در نهاد انسانها از یک سو و تلاش به منظور برقراری حکومتی بر حق و خدا محور از سویی دیگر موعد تحقق وعده های الهی فرا می رسد.
آن هنگام که حق پدیدار شد باطل از میان می رود؛ چرا که اصل خلقت بر مبنای حق و راستی است و از این رو خداوند در آیه ی 81 سوره ی اسراء می فرمایند: «وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً؛ و بگو: حق آمد و باطل نابود شد. آرى، باطل همواره نابودشدنى است.».

یوم الله؛ روز نابودی ریشه ظلم و ستیز

با بلند شدن فریاد داد خواهی از سوی امام خمینی (ره) و بدست گیری رهبری مردمی که سالها تحت حاکمیت ظلم حقوقشان پایمال می گشت توسط ایشان؛ وعده ی برحق خداوند محقق گشت و بساط ظلم و جور از ایران رخت بربست. بیست و دوم بهمن ماه سال پنجاه و هفت روز محقق گشتن وعده الهی بر ملت ایران و نابودی ریشه ی ظالمان حاکم به حق، یوم الله نامیده شد چرا که به فرموده ی مفسر بزرگی همچون علامه طباطبایی (ره) در تفسیر آیه ی «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی ذلِكَ لَآیاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور؛ و روزهاى خدا را به آنان یادآورى كن، كه قطعاً در این [یادآورى]، براى هر شكیباىِ سپاسگزارى عبرتهاست.» (آیه ی 5 سوره ی ابراهیم) مراد از ایام، ایام مخصوصی است و نسبت دادن این ایام به خداوند قطعا بدلیل حوادث خاصی است که در آن ایام رخ می دهد و امر خداوند تعالی را نمایان می سازد که در دیگر ایام چنین رخدادهایی واقع نشده است. (ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج12، ص23)



- نظرات (0)

فرمولی که جای انسان‌ را در «بهشت» نشان می‌دهد

بهشت

باروری ایمان، تخفیف گناهان، درمان بیماری های روحی و روانی، عمر با بركت، استجابت دعا، صفای خانه، رفع غم و اندوه، پیمودن درجات كمال و ترقی از جمله پاداش های تلاوت قرآن است.

کسی که قرآن را آنگونه که قرآن و پیشوایان دینی دستور داده‌اند بخواند، در قیامت مبنای محاسبه درجات او قرآن است.

به سخنان امام صادق علیه‌السلام که در این زمینه از رسول بزرگوار اسلام صلی‌الله علیه و آله نقل کرده‌اند نظر کنید:

«بر شما باد تلاوت قرآن! همانا درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است. هنگامی که قیامت برپا شد، به قاری قرآن گفته می‌شود: بخوان و بالا برو، و او هر آیه‌ای که می‌خواند، یک درجه بالا می‌رود»

البته باید بدانیم این پاداش‌ها، و مقام و منزلت‌ها از آن کسی است که به آیات قرآن عمل کند و حامل قرآن باشد، یعنی قاری قرآنی که رنگ قرآنی و خدایی گیرد؛ آنگاه در زمره شریف‌ترین انسان‌ها قرار می‌گیرد.

پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله فرمود: «اَشرافُ اُمَّتی حَمَلَةُ‌القرآن...؛ شریف‌ترین افراد امت من، حاملان قرآنند.»

 

قرآن مجید در زندگی ما حضور ندارد

بدون شک سبک زندگی دینی ، مشخصات و شرایط ویژه خود را دارد. شاید یکی از مواردی که در زندگی ما به عنوان یک مسلمان کمتر بدان توجه می شود تلاوت قرآن ، به عنوان کتاب دینی و تعمق در آیات آن است.

این در حالی است که خداوند حكیم در این مورد می فرماید: ای مردم، از سوی پروردگارتان موعظه و اندرزی برای شما آمد، قرآنی كه مایه شفای بیماری دل ها و روان ها است و چیزی كه مایه هدایت و راهنمایی و رحمت برای مؤمنان است. 

ای پیامبر به مردم بگو به فضل پروردگار و به رحمت بی پایان او و این كتاب بزرگ آسمانی كه جامع همه نعمت ها است ، باید خشنود بشوند نه به ثروت اندوزی و پست و مقام دنیا و فزونی قوم و قبیله. (سوره یونس آیات 58-57)

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله ) فرمود: قلوب شما همانند آهن، زنگار می گیرد. پرسیدند جلا دهنده آن چیست؟ فرمود: تلاوت قرآن

كفاره گناهان

انسان در زندگی گاه دچار گناه و لغزش های كوچك و بزرگ می شود كه برخی از آنان كفاره دارد، تلاوت قرآن كفاره گناهان است.

قرآن بخوان كه خواندن قرآن كفاره گناهان، سپر آتش و امان از عذاب الهی است. (وسایل الشیعه، ج4، ص 839)

 

بارور شدن ایمان

امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: تلاوت قرآن، مایه باروری ایمان است .(غررالحكم و دررالكلم ص 263)

بنابر این یكی از راه های موثر در رشد و باروری ایمان در هر فرد قرائت قرآن است.

 

گفتگو با خداوند

برای انسان مومن و با ایمان چه چیزی می تواند زیباتر از سخن گفتن با خداوند باشد و چه واسطه ای و همكلامی بهتر ازقرائت قرآن است؟! پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) فرمود: هر كه دوست دارد با خدایش سخن بگوید قرآن بخواند. (كنزالعمال، ج 21 ص510، ح 2257)

قرآن
منور شدن منازل

خانه های خود را با تلاوت قرآن نورانی كنید؛ خانه ای كه زیاد در آن قرآن تلاوت شود خیر و بركتش فزونی یابد ،به اهلش فراخی رسد و نورش به اهل آسمان روشنایی دهد؛ بدان سان كه ستاره های آسمان به اهل زمین، روشنایی دهند. (اصول كافی، ج 2، ص 610)

چه بسیار افرادی هستند كه در زندگی خود نورانیت آشكاری با تلاوت قرآن احساس كرده اند و روزی و بركت خود را مدیون قرآن هستند.

 

زدودن زنگار از قلب

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله ) فرمود: قلوب شما همانند آهن، زنگار می گیرد. پرسیدند جلا دهنده آن چیست؟ فرمود: تلاوت قرآن. (كنز العمال، ج 2، ص 241، ح 3924)

قلب انسان در مراحل مختلف زندگی دچار زنگارهایی می شود و اگر برای جلا دادن آن اندیشه ای نداشته باشیم ،هلاكت به سراغمان می آید ؛بنابر این یكی از بهترین این راه ها برای پاك كردن زنگارها قرائت قرآن است.

 

قرار گرفتن در شعاع نور نبوت

كسی كه قرآن بخواند شعاع نور نبوت او را فرا می گیرد، با این تفاوت كه به او وحی نمی شود. (اصول كافی، ج 2، ص 610)

انسان هایی كه قلب پاك و رستگاری دارند و خود را از هر گونه گناه و آلودگی دور می دارند ، در هنگام قرائت قرآن پاداش های فراوانی نصیبشان می شود.

 

باید بدانیم این پاداش‌ها، و مقام و منزلت‌ها از آن کسی است که به آیات قرآن عمل کند و حامل قرآن باشد، یعنی قاری قرآنی که رنگ قرآنی و خدایی گیرد؛ آنگاه در زمره شریف‌ترین انسان‌ها قرار می‌گیرد

قرآن تنها سنگر و پناهگاه

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: زمانی كه فتنه ها به پا خاست به طوری كه نتوانستید اسلام ناب و خالص را تشخیص دهید، (مانند شب تاریكی كه نمی توان راه را تشخیص داد) بر شما لازم است كه به قرآن مراجعه كنید. (بحارالانوار، ج 92، ص17)

 

پاداش قاری قرآن

برخی از روایات و احادیث که بیانگر اجر و پاداش تلاوت قرآن است انسان را به شگفت می‌آورد.

در این باب بخشی از روایتی را که «محمدبن بشیر» از امام سجاد و امام صادق علیهما‌السلام در این زمینه نقل می‌کند برای نمونه تقدیم می‌کنیم، شاید ما را به انس بیشتر با قرآن ترغیب نماید.

«کسی که تنها با نظر کردن به قرآن و بدون صدا، آن را بخواند، خداوند برای هر حرفی حسنه‌ای به او می‌دهد و یک بدی از او محو می‌کند و یک درجه مقام او را بالا می‌برد.

هر کس حرفی از آن را یاد بگیرد، برای او 10 حسنه می‌نویسد و از او 10 کار بد را محو می‌کند و 10 درجه او را بالا می‌برد. آنگاه حضرت فرمود: نمی‌گویم در برابر هر آیه‌ای، بلکه می‌گویم در برابر هر حرفی مثل حرف «ب» و «ی» و مانند آن (چنین پاداشی است) و کسی که حرفی از قرآن را در نماز و در حال نشسته بخواند، خداوند برای او 50 حسنه می‌نویسد و 50 کار بد از نامه اعمال او پاک می‌کند و او را 50 درجه بالا می‌برد. کسی که حرفی از قرآن را در نماز و در حالت ایستاده بخواند، خدا 100 حسنه بر او می‌افزاید و 100 پلیدی از او پاک می‌کند و او را 100 درجه بالا می‌برد.


- نظرات (0)

تحریم هایی با قدمت چند هزار ساله!

تحریم
علیرضا تقوی زاده/کارشناس حوزه - بخش قرآن تبیان

تحریم

از آنجا که همیشه مستکبرین و جباران از طبقه سرمایه دار و با نفوذ جامعه بوده اند از این ثروت و نفوذ خود در راستای اهداف پلیدشان استفاده می کردند و لذا همواره با تحریم های همه جانبه سعی در نابودی یا حداقل تضعیف مومنین داشتند.

در صدر اسلام پس از آنکه کفار علی رغم شکنجه ی اصحاب و یاران نبی مکرم اسلام با افزایش محبوبیت اسلام در بین جوانان قریش شدند و از طرفی کفار در حبشه کاری از دستشان بر نیامد لذا تصمیم بر آن گرفتند که بنی هاشم را به شعب ابی طالب تبعید کنند.
کفار قریش از چند جهت مسلمین را تحریم کردند:
1.آنها را از دسترسی به هرگونه خوار و باری ممنوع کردند.  2. معامله با آنها را ممنوع کرده و کسی که با آنها معامله می کرد را دستگیر و اموالش را مصادره می کردند.  3. کسی حق تزویج با آنها را نداشت و کسی که از این قوانین سرپیچی میکرد کشته می شد. کفار سه سال حضرت را در بدترین شرایط قرار دادند تا شاید حضرت دست از دعوت خویش بردارد ولی نمی دانستند آنگاه که انسان طعم ایمان را بچشد به هیچ وجهی حاضر نمی شود آن را با نعمات زودگذر و فانی دنیوی معامله کند.
انسان های ضعیف الایمان و آنها که لذت ایمان به خداوند را نچشیده بودند مدام در هراس بودند که نکند تقابل و دشمنی مسلمین با جبهه ی کفر منجر به تحریم آنها شود. این واقعیت را قرآن (پس از آنکه در آیه ی 51 مائده مسلمین را از برقراری روابط دوستانه با کفار نهی می کند) چنین بیان می کند:
فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِیبَنا دائِرَة
(ولى) كسانى را كه در دلهایشان بیمارى است مى بینى كه در (دوستى با آنان)، بر یكدیگر پیشى مى گیرند، و مى گویند: «مى ترسیم حادثه اى براى ما اتفاق بیفتد (و نیاز به كمك آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزى یا حادثه دیگرى از سوى خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند!
ترس آنها از برقراری تحریم های همه جانبه از سوی کفار بوده است. دائره یعنی همان محاصره و اینکه شما را تحت فشارهای اقتصادی و ... قرار دهند.

تحریم ها علیه ایران

آمریکا و هم دستانش بارها و بارها برای به زانو درآوردن ایران و مقاومت اسلامی اقدام به وضع انواع تحریم های اقتصادی و نظامی و ... کردند و فشارهای خود را هر دوره بیشتر و بیشتر کردند و هر بار به زعم خود می گفتند این تحریم های جدید فلج کننده خواهد بود ولی از این غافل بودند که ایران همچون رودی نیست که اگر ورودی آن را ببندند دیگر جریان نداشته باشد، بلکه ایران چشمه ای است که رودها را به جریان می اندازد.

سم پاشی رسانه ای

دشمن با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی که در اختیار دارد در صدد آن است که جبهه ی مقاومت مومنین را با پخش انواع شایعات و تهمت ها در بین مردم ناآگاه تضعیف کند.
از اینگونه ابزارها جهت ترور شخصیت سران مقاومت استفاده کرده و فضای فکری مردم را مسموم می کنند و حتی اجازه نمی دهند مردم از واقعیات جامعه مطلع شوند.

نمونه ای قرآنی

ترور شخصیت حضرت موسی توسط فرعونیان

در جریان تقابل میان فرعونیان و حضرت موسی مشاهده می کنید که فرعون و اطرافیانش مدام به موسی تهمت های ناروا می زدند و مردم را از پیروی او و مکتبش نهی می کردند.

انسان های ضعیف الایمان و آنها که لذت ایمان به خداوند را نچشیده بودند مدام در هراس بودند که نکند تقابل و دشمنی مسلمین با جبهه ی کفر منجر به تحریم آنها شود. این واقعیت را قرآن (پس از آنکه در آیه ی 51 مائده مسلمین را از برقراری روابط دوستانه با کفار نهی می کند) چنین بیان می کند:
فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِیبَنا دائِرَة

1. پس از آنکه حضرت موسی نزد فرعون رفت و ابلاغ رسالت خویش کرد و نشانه های صدق دعوت خویش را آشکار کرد (تبدیل عصا به مار و دست نورانی) فرعون و درباریان نه تنها ایمان نیاوردند بلکه به او تهمت ساحری زدند:
قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِیم
گفتند این ساحر دانا و كهنه كار و آزموده اى است. (اعراف 109)
2. در جایی دیگر زمانی که سحره هایی که فرعون برای مقابله با موسی جمع کرده بود به خدای موسی ایمان آوردند و گفتند آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِین فرعون به آنها می گوید إِنَّهُ لَكَبِیرُكُمُ الَّذِی عَلَّمَكُمُ السِّحْر موسى استاد بزرگ شما است كه به شما سحر آموخته است. ( طه 71)
3. هر کجا حضرت موسی را می دیدند با تمسخر به او می گفتند: مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آیَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِین ای موسی هر چه را که به عنوان معجزه و نشانه ای از پروردگارت براى ما بیاورى تا ما را با آن جادو كنى ما به تو ایمان نمى آوریم. (اعراف 132)
این که فرعونیان از لفظ آیه استفاده می کنند به عنوان تمسخر حضرت موسی بوده است، زیرا حضرت موسی معجزات خود را به عنوان آیات و نشانه های خداوند معرفی می کرد ولی آنها به عنوان سحر آن را تفسیر می کردند اما در تعبیر همان حرف موسی را یعنی کلمه ی آیه را تکرار می کردند تا او را مسخره کنند. همانند سخن کفار قریش به نبی مکرم اسلام می گفتند: یا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُون «اى كسى كه «ذكر» [قرآن ] بر او نازل شده، مسلماً تو دیوانه اى! (حجر 9)
زیرا پیامبر آنچه را که بر او نازل میشد و برای مردم بیان می کرد به عنوان ذکر تعبیر می کرد.
4. تهمت دیگری که به حضرت موسی می زدند مربوط به اهداف سیاسی حضرت موسی بوده و چنین می گفتند: یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُم هدف این مرد این است كه شما را از سرزمین و وطنتان بیرون براند.
و با بیان این مطلب قبطیان اصیل مصری را می ترساندند که حضرت موسی هدفش این است که بنی اسرائیل را که هم اکنون برده های شما هستند به قدرت برساند و شما را از سرزمینتان اخراج و آواره کنند .
تهمت های آنها گاهی مربوط به اصل جوهر کار حضرت موسی که آیا معجزه است یا سحر بر می گشت و گاهی به اهداف سیاسی و برخی به اهداف اجتماعی، بعضی به هدف دینی و برخی به امنیت جامعه برمی گشت.

 

گاهی با پروژه ی ایران هراسی، ایرانیان را هدف قرار میدهند همچنان که فرعونیان گاهی حضرت موسی را عامل تهدید می دانستند و گاهی پروژه ی اسلام هراسی را دنبال می کنند و عامل اصلی جنایات و ترورها را اسلام معرفی می کنند و با ساخت برخی فیلم ها در صدد آنند که پیامبر ما را خونخوار و بی رحم و شهوت پرست نشان دهند.
این مطالب لزوم بیدار بودن و هوشیاری ملت مسلمان را میرساند که نباید خوراک فکری خود را از مشتی رسانه های معاند و مزدور و وابسته ی به استکبار و صهیونیست تهیه کنند.

دنیا بر مدار جنگ های تبلیغاتی

امروزه دنیا بر مدار جنگ های تبلیغاتی و رسانه ای می گردد، و هر روز که می گذرد با افزایش امکانات و پیشرفت دانش بشری نقش آفرینی این رسانه ها پر رنگ تر می شود.
در جهان امروز ما اکثر رسانه های دنیا در اختیار متکبرترین قوم که همان یهودیان صهیونیست هستند می باشد. کسانی که خود را برترین مخلوقات خداوند می دانند و دیگران را همچون حیوانی می پندارند که باید در راستای منافع آنها قدم بگذارد.
این رسانه ها گاهی ایران را متهم می کنند که شما تروریست و تروریست پرور بوده و در صدد تولید سلاح هسته ای برای نابودی و سلطه ی بر کشورهای دنیا هستید و این در حالی است که خود تا دندان مسلح به انواع سلاح های شیمیایی و اتمی هستند. در کشورهای گوناگون اقدام به ترور شخصیت های برجسته می کنند (همچون ترور دانشمندان هسته ای کشورمان) و از گروه های خونخوار و بی رحمی همچون داعش آشکارا حمایت می کنند و عاملین جنایات در یمن و عراق و سوریه را محق دانسته و پشتیبانی می کنند.
از برچسب ناقض حقوق بشر علیه ایران استفاده می کنند در حالی که دستانشان تا مرفق آلوده به خون هزاران زن و کودک بی گناه است.
گاهی با پروژه ی ایران هراسی، ایرانیان را هدف قرار میدهند همچنان که فرعونیان گاهی حضرت موسی را عامل تهدید می دانستند و گاهی پروژه ی اسلام هراسی را دنبال می کنند و عامل اصلی جنایات و ترورها را اسلام معرفی می کنند و با ساخت برخی فیلم ها در صدد آنند که پیامبر ما را خونخوار و بی رحم و شهوت پرست نشان دهند.
این مطالب لزوم بیدار بودن و هوشیاری ملت مسلمان را میرساند که نباید خوراک فکری خود را از مشتی رسانه های معاند و مزدور و وابسته ی به استکبار و صهیونیست تهیه کنند.


- نظرات (0)