سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



بعضی کم و به برخی زیاد روزی می دهند!

کلمه «رزق» که معادل فارسی آن «روزی» است؛ یعنی هر چیزى که موجودى دیگر را در بقاى حیات و زندگی ‌اش کمک نماید، و در صورتى که آن رزق، ضمیمه آن موجود و یا به هر صورتى ملحق به آن شود، حیاتش ادامه مى ‏‌یابد. [طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏18، ص 376]


رزق وروزی

با توجه به این معنای محدود، رزق تنها شامل مواد غذایى می ‌شود که چنین معنایی از رزق نیز در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است: «وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» [بقره، 233]  در این آیه لباس از مصادیق رزق شمرده نشده است.
آنچه از موارد استعمال رزق  به دست می ‌آید؛ این است که در معناى این کلمه نوعى بخشش و عطا هم خوابیده است. این معناى اصلى و لغوى کلمه بود، ولى بعدها در معناى آن توسعه دادند و هر غذایى را که به آدمى می ‌رسد، چه دهنده‌‏ اش معلوم باشد و چه نباشد رزق خواندند، گویا رزق بخششى است که به اندازه تلاش و کوشش انسان به او می‌ رسد، هر چند که عطا کننده آن معلوم نباشد. سپس توسعه دیگرى در معناى آن داده و آن ‌را شامل هر سودى که به انسان برسد نموده‌‏اند، هر چند که غذا نباشد، و به این اعتبار، همه مزایاى زندگى اعم از مال، مقام، فامیل، یاوران، زیبایی، علم و... را رزق خواندند. [المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏3، ص 12]
در قرآن کریم هم به این اعتبار آیاتى وارد شده است؛ مانند: «و مگر از ایشان مزد می ‌خواهى مزد پروردگارت بهتر است و او بهترین رازقین است.» [مؤمنون، 72]

خدا هم روزی رسان است هم روزی نرسان !

اگر کسی عقیده دارد که خدا روزی دهنده است به این معنی که به همگان روزی زیاد می ‌دهد، عقیده‌ اش نادرست است. خود خدای متعال، تصریح نموده که به برخی‌ ها زیاد می ‌دهد و به برخی ‌ها کم می ‌دهد

خدا هم روزی رسان است هم روزی نرسان. هم زیادی روزی از اوست هم کمی روزی. لذا اگر کسی پنداشته که خدا به همه روزی زیاد  می‌ دهد، اشتباه از خود اوست که چنین اعتقاد نادرستی پیدا کرده است؛ خدای متعال هیچ گاه در قرآنش نگفته که ما به همه روزی زیاد می ‌دهیم؛ بلکه بر عکس فرموده است: «اللَّهُ یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ وَ یقْدِرُ وَ فَرِحُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ: خدا روزی را برای هر کس بخواهد وسیع، و برای هر کس بخواهد تنگ قرار می ‌دهد؛ ولی آن ‌ها (کافران) به زندگی دنیا، خوشحال شدند؛ در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت، متاع ناچیزی است.»
و باز فرمود: «إِنَّ رَبَّک یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ وَ یقْدِرُ إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبیراً بَصیرا ـــــــ به یقین، پروردگارت روزی را برای هر کس بخواهد، گشاده یا تنگ می ‌دارد؛ او نسبت به بندگانش، آگاه و بیناست.»
و باز فرمود: «قُلْ إِنَّ رَبِّی یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ وَ یقْدِرُ وَ لکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ ــــــ بگو: پروردگار من روزی را برای هرکس بخواهد وسیع یا تنگ می ‌کند، (این ربطی به قرب در درگاه او ندارد)؛ ولی بیشتر مردم نمی‌ دانند.»
آیات دیگری نیز به همین مضامین وجود دارند که به ذکر همین چند نمونه بسنده می‌ کنیم.

به برخی زیاد و به برخی کم می دهد

توصیف رزق به صفت بی‌ حسابى، از این ‌رو است که رزق از ناحیه خداى تعالى بر طبق حال مرزوق صورت می ‌گیرد، نه عوضى در آن است و مرزوق نه طلبى از خدا دارد، و نه استحقاقى نسبت به رزق، آنچه مرزوقین دارند حاجت ذاتى، یا زبانى ایشان است که هم ذاتشان ملک خدا است، و هم حاجت ذاتشان، و هم احتیاجاتى که به زبان درخواست می ‌کنند، پس داده خدا در مقابل چیزى از بندگان قرار نمی ‌گیرد، و به همین جهت حسابى در رزق او نیست

خلاصه آنکه اگر کسی عقیده دارد که خدا روزی دهنده است به این معنی که به همگان روزی زیاد می ‌دهد، عقیده‌ اش نادرست است. خود خدای متعال، تصریح نموده که به برخی‌ ها زیاد می ‌دهد و به برخی ‌ها کم می ‌دهد. البته نه کم دادنش لزوماً از روی غضب است نه زیاد دادنش لزوماً از روی رحمت؛ بلکه گاه کم دادن از سر رحمت  است و گاه زیاد دادن؛ کما اینکه کم دادن و زیاد دادن، گاهی هم از روی غضب است.

منظور از «مَنْ یَشاءُ؛ به هرکس بخواهد می دهد» چیست؟

1. بدیهى است که منظور از «مَنْ یَشاءُ» (هر کس را که بخواهد) این نیست که خداوند بدون هیچ علتى روزی بدون حساب  را به این و آن می‌ دهد، بلکه اراده و مشیت خداوند در همه جا با شایستگی‌‏ هاى افراد آمیخته است؛ یعنى هر کس را شایسته ببیند به او روزی بی ‌حساب می ‌دهد. به بیان دیگر، خواست و اراده او از روی گزاف نیست، بلکه آنچه انجام می ‌دهد از روى حکمت و عدالت است.
هر گاه مشیتش اقتضا نماید و هر کس را بخواهد، -البته از روى حکمت و نظام خلقت و آفرینش می ‌بخشد، نه از روی گزاف؛ زیرا که حق تعالى از کار عبث منزّه و مبرا است و نیز نسبت او به تمام موجودات یکسان است - او را به غیر حساب روزى می ‌دهد. 
2. البته برخی می ‌گویند؛ منظور از «هر کس را بخواهد به غیر حساب روزی می ‌دهد، اهل بهشت ‌اند؛ زیرا خداوند بهشتیان را آن ‌قدر روزی می ‌دهد که به حساب نمی ‌آید و حد و مرز ندارد؛ به دلیل آن‌ که بهشت محدود و متناهى نیست و نهایت ندارد و آیه به این معنا مثل آیه شریفه است که می‌ فرماید: «فَاُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ یُرْزَقُونَ فِیها بِغَیْرِ حِسابٍ» [آنها به بهشت در آیند و بی‌حساب روزى داده شوند]، [طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج ‏2، ص 72]

روزی بدون حساب دادن یعنی چه؟

منظور از «مَنْ یَشاءُ» (هر کس را که بخواهد) این نیست که خداوند بدون هیچ علتى روزی بدون حساب  را به این و آن می‌ دهد، بلکه اراده و مشیت خداوند در همه جا با شایستگی‌‏ هاى افراد آمیخته است؛ یعنى هر کس را شایسته ببیند به او روزی بی ‌حساب می ‌دهد. به بیان دیگر، خواست و اراده او از روی گزاف نیست، بلکه آنچه انجام می ‌دهد از روى حکمت و عدالت است.

پیرامون معنای «بدون حساب» دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد که به آن اشاره می ‌شود:
1. توصیف رزق به صفت بی‌ حسابى، از این ‌رو است که رزق از ناحیه خداى تعالى بر طبق حال مرزوق صورت می ‌گیرد، نه عوضى در آن است و مرزوق نه طلبى از خدا دارد، و نه استحقاقى نسبت به رزق، آنچه مرزوقین دارند حاجت ذاتى، یا زبانى ایشان است که هم ذاتشان ملک خدا است، و هم حاجت ذاتشان، و هم احتیاجاتى که به زبان درخواست می ‌کنند، پس داده خدا در مقابل چیزى از بندگان قرار نمی ‌گیرد، و به همین جهت حسابى در رزق او نیست. [المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏3، ص 141]
2. هر کس را بخواهد بی ‌حساب روزى می ‌دهد؛ یعنى بدون بخل و  سخت ‌گیرى روزى می ‌دهد. این آیه مانند این مثال است که فلان کس بی ‌حساب انفاق  می ‌کند؛ یعنى خیلى سخاوتمندانه و خالى از بخل؛ زیرا عادت بخیل و سخت‌گیر از خرج، این است که در خرج و انفاق خیلى حسابگر و دقیق است. [مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 728]
3. گفته ‌‏اند که معناى آیه این است که بدون ترس از کمبود و نقصان دارایى خود می ‌بخشد و روزى می ‌دهد؛ چون قدرت و ملک خدا  حد و نهایت ندارد و آنچه از آن برداشته شود موجب نقصان آن نمی ‌گردد. [همان]
4. برخی نیز گفته‌ اند؛ یعنی نباید به کسی حساب پس دهد؛ زیرا بالاتر از وی احدی نیست. تا او را مورد حسابرسی  قرار دهد. [فخرالدین رازی، ابو عبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ‏8، ص 191]


- نظرات (0)

مقابله در برابر سناریوی رعب و وحشت

مدافع حرم

یکی از مصیبت ها و گرفتاری های کشورهای اسلامی در جهان کنونی، تحمیل جنگ های نیابتی بر آنان است. کشورهای غربی و استکباری برای سیطره و اضمحلال دول اسلامی، به جای اینکه خود با هزینه های سنگین نظامی و تسهیلاتی وارد جنگ با مسلمانان شوند، با شناخت چالش های موجود در جهان اسلام، فتنه ای گسترده از تفرقه و اختلاف و درگیری را در این سرزمین ها مدیریت نموده و گروه های تکفیری و افراطی، که در اتاق های فکر آمریکایی صهیونیستی سازمان دهی شده اند را به جان جوامع اسلامی می اندازند؛ تا اینکه بتوانند با یک برنامه دقیق و از پیش طراحی شده، هم سناریوی اسلام هراسی را در جهان به طور قاطع کلیک کرده باشند و هم با هزینه مسلمانان روز به روز جوامع ایشان را ضعیف تر نمایند.

بصیرتی از جنس مدافعان حرم

كسى كه خواهان عزّت  است (باید از خدا بخواهد چرا كه) تمام عزّت براى خداست سخنان پاكیزه به سوى او صعود مى ‏كند، و عمل صالح را بالا مى ‏برد و آنها كه نقشه ‏هاى بد مى ‏كشند، عذاب سختى براى آنهاست و مكر (و تلاش افسادگرانه) آنان نابود مى‏شود (و به جایى نمى ‏رسد).»

در این بین اندیشمندان اسلامی و گروه کثیری از مسلمانان بصیر  و متعهد به آموزه های اسلامی به فکر چاره ای برای ریشه کن کردن این فتنه بزرگ  بر آمدند، از آنجا که گروه های تکفیری وهابی هیچ کس جز خود را مسلمان و عاقل نمی پندارند و به راحتی حکم به قتل سایر انسان های مظلوم و بی گناه می دهند، عده ای این چنین دریافتند که با این گروهای تکفیری همچون منطق خودشان برخورد نمایند. هر چند از روی اجبار و تحمیل، ولی از روی بصیرت  و آگاهی گروه های از جان گذشته ای به نام مدافعان حرم  را تشکیل دادند. چنانچه حضرت امیر (علیه السلام) از رزمندگان راستین با این صفت یاد مى ‏کند که: «حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلى َ اسْیَافِهِمْ [1] بصیرت هاى خویش را بر شمشیرهایشان سوار کردند.» یعنى اگر در میدان نبرد تیغ مى ‏زدند از روى بصیرت بود. 

آیا دفاع از حرم از سر احساس و فقدان معرفت است؟ 

ملاک و معیار ارزشِ دفاع از حرم

در منطق و مکتب اسلام، هر کار و عملی حتی اگر عبادی باشد، دارای ارزش و زیبایی نیست مگر اینکه برای خدای متعال خالص شده باشد. از این رو حتی نماز و سجده در برابر خدای متعال اگر برای رضای دوست و در مسیر صحیح مکتب اسلام نباشد، خالی از ارزش و قیمت است؛ کما اینکه فرهنگ قرآن پیش از این به همگان آموخته است، هر کاری باید برای خدای متعال خالص باشد: « قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُكی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ، لا شَریكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمینَ؛[سوره انعام، آیات 163-162] بگو: «نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است. همتایى براى او نیست و به همین مأمور شده ‏ام و من نخستین مسلمانم!»

دفاع از حرم و نجات مسلمانان مظلوم جهان از دست آدم خوارهای تکفیری نیز از این امر مستثنی نیست، از این رو اگر به دنبال این هستیم که این عمل ما نیز یکی از مصادیق عمل صالح  بوده و به عنوان ذخیره ای برای آخرت ثبت شود، می بایست خالی از احساسات و به دور از شهرت طلبی و ریا کاری باشد. هر چند که نمی توان به سادگی این چنین وانمود کرد که، جان فشانی و حضور در معرکه شهادت از سر شهرت طلبی و ریاکاری، و احساسات زودگذر جوانی و بی منطق بوده است. 

ارتباط عمل صالح و دفاع از حرم

در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) نقل شده است که فرمودند: «إِنَّ النّاسَ إِذا رَأَوُا الظّالِمَ فَلَمْ یَأْخُذوا عَلى یَدَیْهِ أَوْشَكَ أَنْ یَعُمَّهُمُ اللّه بِعِقابٍ مِنْهُ؛[2] مردم آنگاه كه ظالم را ببینند و او را باز ندارند، انتظار مى‏ رود كه خداوند همه را به عذاب خود گرفتار سازد.»

بر اساس آیات قرآن کریم عمل صالح است که به نفع انسان بالا می رود و انسان را نیز ترفیع درجه می بخشد؛ کما اینکه خدای متعال در سوره فاطر می فرماید: «مَنْ كانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ وَ الَّذینَ یَمْكُرُونَ السَّیِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ یَبُورُ؛ [سوره فاطر، آیه 10] كسى كه خواهان عزّت است (باید از خدا بخواهد چرا كه) تمام عزّت براى خداست سخنان پاكیزه به سوى او صعود مى ‏كند، و عمل صالح را بالا مى ‏برد و آنها كه نقشه ‏هاى بد مى ‏كشند، عذاب سختى براى آنهاست و مكر (و تلاش افسادگرانه) آنان نابود مى‏شود (و به جایى نمى ‏رسد).»
یک مدافع حرم باید خوب بداند عزت و سربلندی در دنیا و آخرت تنها به صرف حضور در جبهه و بدون رعایت قواعد و قوانین اخلاقی و ارزشی حاکم در مکتب اسلام نیست. همان طور که در مطالب پیشین نیز بیان شد برای تطهیر عمل سزاوار است، به دور از هر گونه هوی خواهی و شهرت طلبی و احساسات، با شعور و منطق قرآنی و عقلانی در مصاف با افراطی های تکفیری حاضر شود. یک مدافع حرم لبیک به ندای انسان های مظلومی می دهد که بدون جرم و گناه سر بریده می شوند، و بدون اینکه گناهی مرتکب شوند محکوم به شرک و ارتداد می شوند. در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) نقل شده است که فرمودند: «إِنَّ النّاسَ إِذا رَأَوُا الظّالِمَ فَلَمْ یَأْخُذوا عَلى یَدَیْهِ أَوْشَكَ أَنْ یَعُمَّهُمُ اللّه بِعِقابٍ مِنْهُ؛[2] مردم آنگاه كه ظالم را ببینند و او را باز ندارند، انتظار مى‏ رود كه خداوند همه را به عذاب خود گرفتار سازد.» 
از این روایت بدرستی این چنین استفاده می شود، اگر مجاهدان و مدافعان حرم با از خود گذشتگی و جان فشانی به مصاف با این ابر ظالمان عصر جاهلیت مدرن نمی رفتند، به زودی می بایست در تهران، قم، مشهد و کرمانشاه شاهد حضور تکفیری ها می بودند. حامیان آمریکایی و صهیونیستی داعش با توجه به اینکه خود مسبب گسترش این ظلم در جهان بوده اند یقیناً به زودی می بایست منتظر آتش گروه های تکفیری در دام خود باشند. 

سخن آخر:

 هر كار شایسته و مفید و سازنده، چه دعوت به سوى حق باشد، چه حمایت از مظلوم، چه مبارزه با ظالم و ستمگر، چه خودسازى و عبادت، چه آموزش و پرورش و خلاصه هر چیز كه در این مفهوم وسیع و گسترده داخل است؛ اگر براى خدا و به خاطر رضاى او انجام شود، اوج مى ‏گیرد و به آسمان لطف پروردگار عروج مى ‏كند، و مایه معراج و تكامل صاحب آن، و برخوردارى از عزت حق مى ‏شود. [3] این همان چیزى است كه در سوره ابراهیم آیه 24 به آن اشاره شده «أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها: آیا ندیدى خداوند چگونه براى سخن پاكیزه، مثالى زده است؟ همانند درختى پاك كه ریشه آن ثابت و برقرار، و شاخه آن در آسمان افراشته، هر زمان میوه‏هاى خود را به اذن پروردگارش به مشتاقان مى‏دهد.»

پی نوشت ها
[1]. نهج البلاغة (للصبحی صالح): ص209. 
[2]. نهج الفصاحه: ص 323 ، ح 833.
[3]. تفسیر نمونه، ج‏18، ص195. 


- نظرات (0)

30 هزار ملک در مراسم تغسیل، تشییع و تدفین

مهمترین و حساس ترین و ترسناکترین موقعیت برای هر کس زمان مرگش است. همه ما نگرانیم که مرگمان کی می رسد و چه اتفاقاتی می افتد. به شهادت آیات قرآن کریم ایمان و عمل توامان باعث نجات انسان می شود؛ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره، 62)


یس

«کسانی که ایمان داشتند و یهودیان و مسیحیان و صابئین (پیروان حضرت یحیی ) هر که به خدا و روز قیامت ایمان داشته و کردار نیک انجام داده باشد، چنین افرادی پاداششان در پیشگاه خدا محفوظ بوده و ترسی بر آنان نیست و غم و اندوهی بدیشان دست نخواهد داد....» اما کمتر کسی یافت می شود که به ایمان و عمل خود صد در صد اعتماد داشته باشد. ولی با انجام برخی اعمال توصیه شده از سوی اهل بیت علیهم السلام می توانیم تا حدی نقصان اعمال خود را جبران کنیم. یکی از آن اعمال تلاوت سوره یس می باشد.

یس، و نام های دیگرش «عزیزه؛ معمّه(شامل شونده)، مدافعه قاضیه(دفع کننده برآورده) سی و ششمین سوره قرآن است که مکی و دارای 83 آیه است.
از رسول گرامی اسلام روایت شده قرائت کننده این سوره نزد خداوند شریف خوانده می شود و این سوره برای قاری خود شفاعت می کند.

«قاضیه: دفع کننده برآورنده» نامیده می شود چون از قاری خود، هر بدی را دفع کرده و همه حاجت های او را روا می کند و قرائت آن سوره پاداشی برابر بیست حج دارد. و گوش سپردن به صدای قرائت آن، معادل با ثواب هزار دینار انفاق در راه خداست

در روایتی دیگر از ایشان آمده: سوره «یس» در تورات «معمّه: شامل شونده» نام دارد چون خیر دنیا و آخرت را شامل حال قرائت کننده خود می کند و بلاهای دنیا و سختی های آخرت را از او دور می کند.
و نیز «قاضیه: دفع کننده برآورنده» نامیده می شود چون از قاری خود، هر بدی را دفع کرده و همه حاجت های او را روا می کند و قرائت آن سوره پاداشی برابر بیست حج دارد. و گوش سپردن به صدای قرائت آن، معادل با ثواب هزار دینار انفاق در راه خداست.(1)
در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر کس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است که ده بار قرآن را ختم نماید.(2)
ایشان همچنین فرمودند: هر کس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند 12 ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره 10 فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می کنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند. (3)
از جابر جعفی روایت شده که امام باقر علیه السلام فرمودند: هر کس سوره یاسین را در عمر خود یک بار بخواند خداوند به شماره تمام آفریده هایش در این جهان و آن جهان و آنچه در آسمان است به عد هر یک 2000 حسنه در نامه عملش ثبت فرماید و به همین مقدار از گناهان او محو سازد و دچار تنگدستی و زیان و بدهکاری و خانه خرابی نشود و بدبختی و دیوانگی نبیند و مبتلا به جذام و وسواس و دودلی و بیماری های مضر نگردد و خداوند سختی و دشواری مرگ را بر او آسان کند و خود متصدی و مباشر قبض روح او باشد و از جمله کسانی خواهد بود که خداوند فراخی زندگی او را به عهده گرفته و ضامن خوشحالی او هنگام مرگ گردیده و خشنودیش را آخرت تضمین کرده و همه فرشتگان آسمان و زمین را خطاب فرموده که من از بنده راضی هستم پس برای او آمرزش بطلبید.(4)

امام صادق علیه السّلام فرمودند

هر کس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند 12 ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره 10 فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می کنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند
هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره یاسین است. کسی که قبل از خواب یا در روز آن را تلاوت کند، در آن روز محفوظ بوده و روزی می خورد. و کسی که در شب قبل از خواب آن را تلاوت نماید، خداوند هفتاد هزار فرشته را بگمارد تا او را از شرّ شیطان رانده شده و هر آفتی حفظ نمایند؛ و اگر در فردای آن شب بمیرد، خداوند او را به بهشت می برد و سی هزار فرشته به هنگام غسل او حاضر می شوند که همگی برای او استغفار می نمایند و با استغفار برای او، تا قبرش او را تشییع می نمایند؛ و هنگامی که وارد قبرش می شود، آن فرشتگان در داخل قبر او عبادت می کنند و ثواب عبادت آنان برای او خواهد بود؛ و به اندازه وسعت دید چشمهایش، قبرش را وسعت می بخشد؛ از فشار قبر ایمن خواهد بود؛ و دائما از قبرش تا پهنه آسمان نوری می درخشد تا هنگامی که خداوند او را از قبرش خارج نماید.
و هنگامی که او را از قبرش خارج نمود، فرشتگان پیوسته با او هستند و او را بدرقه کرده با او صحبت نموده، به چهره او لبخند می زنند و او را به تمامی خیرات مژده می دهند. و بدین ترتیب، او را از پل صراط و میزان عبور داده و به گونه ای او را به خداوند نزدیک می نمایند که کسی نزدیکتر از او به خدا نباشد، مگر فرشتگان مقرّب خدا و پیامبران فرستاده او. (5)
پی نوشت ها:
(1)  مجمع البیان،ج8، ص254
(2) الدر المنثور، ج5، ص 256.
(3) مجمع البیان، ج8، ص 254.
(4) درمان با قرآن، صص82-79
(4)الدعوات، ص215

(5) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/ ترجمه بندرریگی، ص238




- نظرات (0)

ویژه نامه محرم



vijename.jpg
 

 ویژه نامه محرم



- نظرات (0)

مذموم بودن گدایی

مذموم بودن گدایی کردن

تبیان به نقل از گزارش خبرگزاری مهر، متن خطبه های نماز جمعه این هفته هامبورگ به امامت آیت الله رمضانی در پی می آید.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الحمد لله الذی لا مُضادّ له فی مُلکه و لا مُنازِعَ لَهُ فی أمره. الحمدالله الذی لا شریک لَهُ فی خلقه ولا شبیه لَهُ فی عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سیدّنا ونبیّنا محمّد صلّی الله علیه وعلی آله الطاهرین واصحابه المنتجبین.  

عبادالله! أُوصیکم و نفسی بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه. 

توجه و دقت در احکام اسلام، انسان را به این نتیجه می‌رساند که اسلام برای همه امور زندگی بشریت قواعد و ضوابط ویژه‌ی خود را دارد. چه آن اموری که مربوط به ابعاد فردی انسان است، و چه آنچه که مربوط به ابعاد اجتماعی اوست. و روح همه این قوانین به حفظ جایگاه و کرامت انسان بر می گردد. لذا در حقیقت هر نوع رابطه ای برای حفظ جایگاه انسان، یک اصل اساسی شمرده می‌شود. و در هیچ جا اجازه داده نمی شود که شخص مورد تحقیر و اهانت قرار گیرد. به عنوان مثال حتی کسانی که به لحاظ وضعیت اقتصادی در سختی و فقر به سر می برند، تحت هیچ شرایطی نبایست تحقیر شوند. و آن زمان که نیاز واقعی خود را اظهار می کنند باید با آنها برخوردی کریمانه شود.

حق سوال کننده این است که اگر صدقه آماده داری به او بدهی و نیاز او را برطرف کنی، و برای برطرف شدن فقرش دعا کنی، و به درخواست او کمک کن، و اگر در صداقت گفتار او شک داری و او را متهم می دانی ولی به آن یقین نداری، بسا که شیطان برایت دامی نهاده و می خواهد تو را از بهره ات باز دارد، و میان تو و تقرب به پروردگارت حائل شود. او را به حال خود واگذار و به خوبی جواب کن، و اگر هم با این حال چیزی به او بدهی کار بجایی است

حق فقیر

این حق زمانی از سوی پیشوایان دینی ما طرح شده است که نشان می‌دهد آن بزرگواران به ریزترین مسائلی که مربوط به کرامت انسان بوده توجّه عمیق داشته و آن‌را آموزش می دادند تا جامعه بشری به این نوع آداب برای حفظ حرمت انسانها توجّه داشته باشند. از این رو امام سجاد(علیه السلام) به این حق اخلاقی اشاره می کند و در خصوص حق سائل فرموده‌اند: «وَ أَمَّا حَقُ السَّائِلِ فَإِعْطَاؤُهُ إِذَا تَیَقَّنْتَ صِدْقَهُ وَ قَدَرْتَ عَلَی سَدِّ حَاجَتِهِ وَ الدُّعَاءُ لَهُ فِیمَا نَزَلَ بِهِ وَ الْمُعَاوَنَةُ لَهُ عَلَی طَلِبَتِهِ وَ إِنْ شَکَکْتَ فِی صِدْقِهِ وَ سَبَقَتْ إِلَیْهِ التُّهَمَةُ لَهُ وَ لَمْ تَعْزِمْ عَلَی ذَلِکَ لَمْ تَأْمَنْ أَنْ یَکُونَ مِنْ کَیْدِ الشَّیْطَانِ أَرَادَ أَنْ یَصُدَّکَ عَنْ حَظِّکَ وَ یَحُولَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ التَّقَرُّبِ إِلَی رَبِّکَ فَتَرَکْتَهُ بِسَتْرِهِ وَ رَدَدْتَهُ رَدّاً جَمِیلًا وَ إِنْ غَلَبْتَ نَفْسَکَ فِی أَمْرِهِ وَ أَعْطَیْتَهُ عَلَی مَا عَرَضَ فِی نَفْسِکَ مِنْهُ- فَإِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ؛ امّا حق سوال کننده این است که اگر صدقه آماده داری به او بدهی و نیاز او را برطرف کنی، و برای برطرف شدن فقرش دعا کنی، و به درخواست او کمک کن، و اگر در صداقت گفتار او شک داری و او را متهم می دانی ولی به آن یقین نداری، بسا که شیطان برایت دامی نهاده و می خواهد تو را از بهره ات باز دارد، و میان تو و تقرب به پروردگارت حائل شود. او را به حال خود واگذار و به خوبی جواب کن، و اگر هم با این حال چیزی به او بدهی کار بجایی است».

 حق اعطاء کننده

امام سجاد(علیه السلام) به دنبال بیان حق سائل در خصوص حق مسئول می‌فرمایند: «وَ أَمَّا حَقُّ الْمَسْئُولِ فَحَقُّهُ إِنْ أَعْطَی قُبِلَ مِنْهُ مَا أَعْطَی بِالشُّکْرِ لَهُ وَ الْمَعْرِفَةِ لِفَضْلِهِ وَ طَلَبِ وَجْهِ الْعُذْرِ فِی مَنْعِهِ وَ أَحْسِنْ بِهِ الظَّنَّ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ إِنْ مَنَعَ فَمَالَهُ مَنَعَ وَ أَنْ لَیْسَ التَّثْرِیبُ فِی مَالِهِ وَ إِنْ کَانَ ظَالِماً فَإِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ؛ حق کسی که از او سئوال شده اینست که اگر چیزی داد با تشکر از او پذیرفته شود و قدردانی گردد. و اگر نداد او را به خوشی معذور دارد و به او خوش بین باشی. و بدان که اگر دریغ کرد نسبت به مال خود دریغ کرده و ملامتی متوجّه او نیست، اگرچه ظالم باشد، زیرا انسان ستمکار و پنهان کننده حق است».

آنچه که در این بیان نورانی حضرت بر آن اشاره کرده چکیده‌اش این است که انسان در صورتی که از نظر مال در وضعیت خوبی قرار دارد، زمانی که نیازمندی از وی درخواستی می‌کند، هیچگاه او را محروم نسازد. زیرا در واقع خدای متعال اموال را به امانت در اختیار او قرار داده و نیازمند واقعی هم حقی دارد که باید حقش را اداء کند. چراکه خداوند در قرآن کریم در این باره می‌فرمایند: «وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ * و همانان که در اموالشان حقی معلوم است * برای سائل و محروم». و در این صورت نباید سائل را محروم کنند. «وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَر؛ و گدا را مران». لذا در هر صورت باید تلاش کند که فقر او بر طرف شود. امّا در صورتی که خود از نظر مالی در وضعیت مناسبی نیست با احترام و بزرگواری او را جواب نماید.

 مذموم بودن گدایی کردن

لازم به ذکر است هر انسانی باید تلاش کند و روزی خود را به دست آورد و دست خود را به سوی دیگران دراز نکند، زیرا گدایی کردن باعث می شود انسان خود را کوچک کند. و لذا پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) فرموده‌اند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَحَبَ شَیْئاً لِنَفْسِهِ وَ أَبْغَضَهُ لِخَلْقِهِ أَبْغَضَ لِخَلْقِهِ الْمَسْأَلَةَ وَ أَحَبَ لِنَفْسِهِ أَنْ یُسْأَلَ وَ لَیْسَ شَیْ ءٌ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ فَلَا یَسْتَحْیِی أَحَدُکُمْ أَنْ یَسْأَلَ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ وَ لَوْ بِشِسْعِ نَعْلٍ؛ خداوند تبارک و تعالی دوست می دارد چیزی را برای خود، ولی آن را برای بنده اش مبغوض می شمارد. مبغوض شمرده برای بنده، سئوال را، ولی دوست می دارد برای خود که سئوال شود، و هیچ چیزی در نزد خداوند محبوبتر از این که از او سئوال شود نیست. پس حیا نکند فردی از شما سئوال از خداوند را از فضلش ولو دربار بند کفش خود».

بی اعتمادی به خداوند یکی از آثار گدایی

پرواضح است اگر انسان عادت کند و همیشه از مردم گدایی کند، او چندان اعتمادی به پروردگار ندارد. و حال آن‌که باید جزء باورهای ما باشد که روزی دهنده خداست و همواره دست نیاز باید به سوی او دراز کرد. به ‌همین جهت پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) در وصیت خود به جناب ابی ذر فرموده است: «یَا أَبَاذَرٍّ إِیَّاکَ وَ السُّؤَالَ فَإِنَّهُ ذُلٌ حَاضِرٌ وَ فَقْرٌ تَتَعَجَّلُهُ وَ فِیهِ حِسَابٌ طَوِیلٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ... أَبَاذَرٍّ لَاتَسْأَلْ بِکَفِّکَ وَ إِنْ أَتَاکَ شَیْ ءٌ فَاقْبَلْهُ؛ ای ابو ذر از سؤال کردن دوری گزین، زیرا در دنیا موجب ذلت و خواری می شود و انسان را بفقر می‌کشاند، و در روز قیامت حساب آدمی بطول می انجامد. ای ابوذر با دست خود از کسی سؤال نکن و اگر چیزی بدستت رسید آن را بپذیر».و از امام علی(علیه السلام) نقل شده است که در این خصوص فرموده‌اند: «قَالَ رَجُلٌ لِلنَّبِیِّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، عَلِّمْنِی عَمَلًا لَا یُحَالُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْجَنَّةِ. قَالَ: لَا تَغْضَبْ، وَ لَا تَسْأَلِ النَّاسَ شَیْئاً، وَ ارْضَ لِلنَّاسِ مَا تَرْضَی لِنَفْسِکَ؛ مردی محضر پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) شرفیاب شد و عرض کرد ای رسول خدا! مرا کاری بیاموز که میان آن کار و بهشت حایلی نباشد. حضرت فرمود: خشمگین مشو، و از مردم نیز چیزی مخواه، و برای مردم بپسند آنچه را برای خود می پسندی».

درخواست رفع نیاز کردن از افراد نیکوکار

بسیار روشن است کسی که در شرائط خاصی است و نیازمند است، می تواند به اهلش ابراز نیاز کند و حاجت خود را بر طرف سازد. به‌همین جهت در روایات پیشوایان دینی(ع) سفارش شده از کسانی که حاجت و نیاز تو را برآورده نمی کنند، درخواست نکنید. چراکه حضرت امیر(ع) در این باره می‌فرمایند: «لاتسئل مَن تَخاف مَنعُه؛ از کسی که می ترسی چیزی بتو ندهد چیزی مخواه». لذا اگر انسان با چنین افرادی مواجه شود، بهتر است سختی را تحمل کند و دست خود به سوی این نوع افراد دراز نکند. چه اینکه امام علی(ع) فرموده است: «فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَی غَیْرِ أَهْلِهَا؛ فوت شدن حاجت بهتر از این است که انسان آن را از غیر اهلش طلب نماید».

اگر فردی از کسی چیزی طلب کند، و او درخواست سائل را مرتفع نسازد، سائل باید به او خوش بین باشد و عذر او را بپذیرد. گرچه ممکن است او در واقع با دارندگی اش به خودش ظلم و ستم کرده باشد. ولی نباید این طور باشد که سائل هم نسبت به او بدبین باشد، زیرا به راحتی نمی توان دربار   هرکسی قضاوت و داوری کرد و او را محکوم نمود.

 سخن پایانی

یکی از موضوعات بسیار مهم این است که انسان این باور را باید در خود نهادینه کند که اگر نیازمندی به سوی انسان بیاید، این از جانب خدا به سوی او فرستاده شده تا هم فقر آن سائل از بین برود و هم انسان به عنوان یک دارا و دارنده مال به وظیفه‌ی خود عمل کند. و راه رفتن به بهشت را برای خود هموار ساخته، و به مأموریت الهی خود برای حل مشکل بنده ای از بندگان خدای تعالی به‌ گونه‌ ی صحیحی انجام وظیفه کند. زیرا اگر او مشکل فقر این سائل را حل نکند قطعاً با وسائل و افراد دیگر خداوند روزی اش را خواهد داد. بدین بیان که اگر آن صاحب مال در انجام مأموریت کوتاهی کند، بی شک او خسران کرده و به تکلیف خود عمل نکرده است. چه بسا باید این حواله به سوی خود را توفیقی از جانب خداوند بداند و شکرگزار آن باشد. البته هر کسی باید به صورت صحیح به وظیفه خود عمل کند؛ چراکه امام سجاد(علیه السلام) به این مهم اشاره فرموده‌اند. لکن اگر فردی از کسی چیزی طلب کند، و او درخواست سائل را مرتفع نسازد، سائل باید به او خوش بین باشد و عذر او را بپذیرد. گرچه ممکن است او در واقع با دارندگی اش به خودش ظلم و ستم کرده باشد. ولی نباید این طور باشد که سائل هم نسبت به او بدبین باشد، زیرا به راحتی نمی توان دربار هرکسی قضاوت و داوری کرد و او را محکوم نمود.


- نظرات (0)