سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



منافق چیزی شبیه گور کافران است

منافق

نفاق از ماده «نفق» به معنای نفوذ و پیشروی است. نفق به معنی کانال و راهرو زیرزمینی است که از آن برای استتار یا فرار استفاده می کنند. در اصطلاح، اظهار ایمان و پنهان کردن کفر باطنی را «نفاق» گویند. منافقان کسانی اند که هدایت الهی را واقعا و قلبا نپذیرفته اند، ولی چهره کفر خود را در نقابی از ایمان پنهان می دارند و به ظاهر در میان مسلمانان قرار می گیرند. این گروه خطرناک ترین دشمن مسلمانان به شمار می روند، چرا که شناخت چهره نفاق برای توده مردم بسیار دشوار و مبارزه با آن مشکل ترین مبارزه هاست.
به قول شیخ بهایی منافقان به ظاهر گونه ای وانمود می کنند که گویی با یزید روزگارند حال آنکه در درون حتی یزید هم از آن ها شرم دارد!
از برون طعنه زنی بر با یزید
وز درونت ننگ می دارد یزید
هر چه داری در دل از مکر و رموز
پیش ما پیدا بود مانند روز
گرچه پوشیمش ز بنده پروری
تو چرا رسوائی از حد می بری [شیخ بهایی]

به قول معروف " انسان هر چی ضربه می خوره از خودیه" ؛ یک برداشت این حرف این است که دشمن که مشخص است چه کسی است و دشمنی اش آشکار و واضح است، ضربه اصلی آنجا است افراد اظهار دوستی، همیاری و محبت می کنند اما این دوستی در دل هایشان نیست و در دل جز دشمنی و کینه چیزی ندارند و با چهره یبزک کرده در حال خنجر زدن هستند.

در این میان این نفاق و دو رویی در ابعاد مختلفی نمود داشته و خودنمایی می کند.

نفاق در اصول اعتقادی

و کسانی از مردم هستند که می گویند؛ به خداوند و روز بازپسین ایمان آورده ایم، ولی آنان مومن نیستند: وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَ مَا هُم بِمُوْمِنِینَ (آیه 8 سوره بقره)
همچنین در سوره منافقون می فرماید: منافقان چون به نزد تو آیند، گویند: «گواهی می دهیم که تو پیامبر خدایی، خداوند می داند که تو پیامبرش هستی و خداوند گواهی می دهد که منافقان دروغگو هستند إِذَا جَاءکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ
این آیات گواهی می دهد که در دوره حیات پیامبر(صلی الله و علیه وآله)، منافقان در عقیده حضور داشته اند.

سه خصلت است که در هر کس باشد منافق است و اگر چه روزه بدارد و نماز بگزارد و گمان کند مسلمان است، کسی که هر گاه امانت به او سپرده شود خیانت کند و هر گاه تکلم کند دروغ گوید و هر گاه وعده کند وفا ننماید.

نفاق در عمل

آیه 54 توبه و چند آیه دیگر به تبلیغات سوء منافقان در میان مجاهدان اسلام اشاره می کند و به کارشکنی های آنان می پردازد. اینان مردمی هستند که اعمال منافقانه انجام می دهند، جز با حالت کسالت به نماز نمی پردازند و جز با اکراه انفاق نمی کنند: وَ مَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ کَفَرُواْ بِاللّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لاَ یَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَ هُمْ کُسَالَى وَ لاَ یُنفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ کَارِهُونَ
در بیانی نیز پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: ثلاث خصال من کن فیه  کان مُنافقاً و ان صام و صلّی و رعم ائهُ مُسلم من اذا ائتمن خانّ و اذا احدث کذب و اذا وعد اخلف [جامع السادات]
سه خصلت است که در هر کس باشد منافق است و اگر چه روزه بدارد و نماز بگزارد و گمان کند مسلمان است، کسی که هر گاه امانت به او سپرده شود خیانت کند و هر گاه تکلم کند دروغ گوید و هر گاه وعده کند وفا ننماید.

نفاق در اخلاق

مثل اینکه کسی در باطن و حقیقت اهل سخا و کرم و بخشش و انصاف و مروت نباشد اما در ظاهر خود را چنین وانمود کند که این گونه است.
به عبارتی منافقان دست دهنده و بخشنده ندارند، بلکه دستهایشان را می بندند و یقبضون أیدیهم یعنی نه در راه خدا انفاق می کنند، نه به کمک محرومان می شتابند و نه خویشاوند و آشنا از کمک مالی آنها بهره می گیرند.
هر چند برای رسیدن به اغراض شوم خود، اموال فراوانی خرج می کنند و یا به عنوان ریاکاری، بذل و بخششی دارند، اما هرگز از روی اخلاص و برای خدا، دست به چنین کاری نمی زنند.
تمام اعمال، گفتار و رفتارشان نشان می دهد که "آنها خدا را فراموش کرده اند" و نیز وضع زندگی آنها نشان می دهد که "خدا هم آنها را از برکات و توفیقات و مواهب خود فراموش نموده است" یعنی با آنها معامله فراموشکار کرده و آثار این دو فراموشی در تمام زندگی آنان آشکار است: نسوا الله فنسیهم بدیهی است. 

نسبت "نسیان" به خدا، به معنی فراموشی واقعی نیست، بلکه بدین معنا است که هیچ گونه سهمی از رحمت و توفیق خود، برای آنها قائل نمی شود.


منابع:
کتاب باران حکمت؛ بیانات حجت الاسلام رنجبر، بهار 1388


- نظرات (0)

سوره "یس" راهی برای سیر و سلوک

سوره یس

انسان با اندک توجّهی به بیانات پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام)، به این حقیقت پی می برد که سوره یس از موقعیت ویژه و مرتبه ای بلند برخوردار است و اگر کسی بتواند با آن فضایل و مناقب آشنا شود، خواهد توانست فواید کاملی را از آن خود سازد.
امامان(علیهم السلام) برای این که مومنان را از موقعیت ممتاز این سوره که همچون قلّه ای پوشیده از فضایل است، آگاه کنند، فرموده اند: «یس قلب قرآن است».
موقعیت ممتاز و جایگاه برتر و منحصر به فرد بودن قلب در بدن انسان بر کسی پوشیده نیست. سوره یس نیز دارای همان موقعیت و جایگاه در میان دیگر سوره ها است.

عارف بزرگ آیة الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی(ره) به شاگردان خود چنین سفارش می کردند که هر شب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن، 14 صلوات بفرستید. یعنی این سوره را در بین این صلوات ها قرار دهید. بی شک این 14 صلوات هم یکی از اسرار مهم سیر و سلوکی در مکتب اهل بیت است.

چنین نیست که فضایل و عجایب سوره یس تنها در زمانه خاصّی کشف شده باشد. با مطالعه تاریخ در می یابیم از همان صدر اسلام، از این سوره با شگفتی یاد می شده و فضایلش معروف بوده است. حتّی گاهی بزرگانی را به فکر وا می داشته که این همه فضیلت برای این سوره ناشی از کدام یک از آیات آن است.

طرز خواندن سوره یس

باتوجه به این سفارشات می توان گفت یس در این مكتب، محور سیر و سلوك و نردبان رسیدن به بالاترین مقامات معنوی می باشد.
بزرگانی که خود با این سوره مأنوس بوده اند اغلب برای شاگردان خود در مورد قرائت این سوره مبارکه دستورالعمل هایی نیز داشته اند.
عارف بزرگ آیة الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی(ره) به شاگردان خود چنین سفارش می کردند که هر شب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن، 14 صلوات بفرستید. یعنی این سوره را در بین این صلوات ها قرار دهید. بی شک این 14 صلوات هم یکی از اسرار مهم سیر و سلوکی در مکتب اهل بیت است. (متاله قرآنی، رحیمیان، محمدعلی، ص 278)
آن بزرگمرد فرموده بودند: بنده در زندگی به هر چه که رسیده ام و هرچه به دست آورده ام از برکت این سوره می باشد.
با توجه به این فرمایش می توان گفت: «یس در این مكتب، محور سیر و سلوك و نردبان رسیدن به بالاترین مقامات معنوی می باشد.»

فضیلت خواندن سوره یس

در فضیلت این سوره، حضرت محمد(صلی الله و علیه وآله) می فرمایند: هر کس سوره «یس» را قرائت کند مانند آن است که 10 بار قرآن را ختم کند.
در این رابطه امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره یاسین است. کسی که قبل از خواب یا در روز آن را تلاوت کند، در آن روز محفوظ بوده و روزی می خورد.
پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) به امیرالمومنین علی(علیه السلام) فرمودند: ای علی! «یس» را بخوان که در آن 10 اثر است: هر که آن را قرائت کند، اگر گرسنه باشد سیر گردد؛ اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛ اگر عریان باشد، پوشانیده گردد؛ اگر عزب باشد، ازدواج کند؛ اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛ اگر مریض باشد، عافیت یابد؛ اگر زندانی باشد، نجات یابد؛ اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛ نزد میت خوانده نمی شود مگر اینکه خدا بر او آسان گیرد؛ اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا کند.
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: کسی که یک بار در عمر خود سوره یس را بخواند، خداوند به شماره هر آفریده ای در دنیا و هر آفریده ای در آخرت و در آسمان دو هزار حسنه برای او نوشته و دو هزار گناه او را پاک می نماید و دچار فقر، زیان مالی، زیر آوار ماندن، بیچارگی، دیوانگی، جذام، وسواس و بیماری زیانبخش نمی شود.
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: سوره ی یس را به فرزندان خود بیاموزید؛ زیرا که آن گل خوشبوی قرآن است.


- نظرات (0)

ابداع در گناه، ابداع در بلا

خداوند در سوره نسا آیه 79 می فرماید : هر بدی و ناراحتی که به تو می رسد از ناحیه خود توست .

همچنین در سوره شورا آیه 30 نیز می فرماید : هر گرفتاری و بلایی که به شما می رسد به خاطر اعمال و کردار خود شماست .


ابداع در گناه

خداوند در سوره نسا آیه 79 می فرماید : هر بدی و ناراحتی که به تو می رسد از ناحیه خود توست . همچنین در سوره شورا آیه 30 نیز می فرماید : هر گرفتاری و بلایی که به شما می رسد به خاطر اعمال و کردار خود شماست .

خداوند قوم لوط را به اموری ابتکاری و ابتداعی می شناسد و می فرماید: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَهَ مَا سَبَقَکُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِینَ ؛ و لوط را [فرستادیم ] هنگامى که به قوم خود گفت: «آیا آن کار زشت [ى ] را مرتکب مى شوید، که هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشى نگرفته است؟ (اعراف، آیه 80)
این کار زشت که ایشان ابداع کرده بودند و پیشتار در این عرصه بودند، لواط و مساحقه و همجنس بازی بود. چنان که در آیه 81 سوره اعراف در ادامه آیه پیشین آمده است: شما به جای زنان با مردان شهوت می رانید. شما مردمی تجاوزکار هستید.

از امام رضا(علیه السلام) روایت است که فرمود: هر گاه بندگان، گناهان جدیدی را بیاورند که پیش از آن، نسبت به آن آگاهی نداشتند، خداوند بلاهای جدیدی را بر آنان می آورد که پیش از آن نبود و از آن آگاه نبودند.(وسایل الشیعه ، ج 11 ، ص 240)


همین مساله موجب شد تا ایشان به گناهانی عذاب شوند که درباره اقوام دیگر سابقه نداشته است. ایشان از نخستین اقوامی بودند که از آسمان سنگباران شدند (فرقان ، آیه 40 و هود ،آیه 82 و آیات دیگر) و این گونه بلای سنگ سار آسمانی پدید آمد. هم چنین ایشان به عذاب های دیگر چون صیحه و صدای وحشتناک (حجر ، آیه 73)، طوفانی از شن و سنگریزه (قمر ، آیات 33 و 37) ، زلزله (ژنوبت ، آیات 33 و 34) و زیر و رو شدن سرزمین و خانه هایشان (هود ، آیه 82 ) گرفتار شدند.

امروزه اشکال جدیدی از گناهان از سوی مردم ابداع و اختراع می شود که می توان به گناهان اینترنتی، تلفن همراهی و مانند آن اشاره کرد که بسیاری از خانواده ها را از هم می پاشند و زمینه گسترش گناهان جدید را فراهم می آورد. این گونه است که بلاها و آفات و مصیبت ها نیز جدید و تازه است. نوآوری انسان در عرصه گناه به معنای نوآوری در اشکال جدید عذاب است.
چنانچه می بینیم هر اندازه راه های گناه، شکل جدیدتری به خود گرفته اند و از طریق وسایل ارتباط جمعی ( رادیو ، تلویزیون ، سینما، ماهواره، اینترنت ، قرصهای روانگردان و ...) دایره گناه وسعت یافته و گناهان جدیدی ابداع و اختراع شده است ، به همان مقدار هم بیماری های جدیدی (انواع سرطانها ، ایدز ، سارس ، طاعون گاوی و انواع و اقسام حساسیت ها ...) دامنگیر انسان شده و رواج پیدا کرده که سابقه نداشته است و با تمام پیشرفت هایی که در زمینه علم پزشکی صورت گرفته ، باز هم از درمان کامل آن عاجز و ناتوان هستند .
از امام رضا(علیه السلام) روایت است که فرمود: هر گاه بندگان، گناهان جدیدی را بیاورند که پیش از آن، نسبت به آن آگاهی نداشتند، خداوند بلاهای جدیدی را بر آنان می آورد که پیش از آن نبود و از آن آگاه نبودند.(وسایل الشیعه ، ج 11 ، ص 240)


- نظرات (0)

هشداری برای تباهی های زندگی ما

محله ای که من در آنجا زندگی می کردم تازه راه افتاده بود و فقط یک مغازه در آن محله شروع به کار کرده بود ما هم که به مغازه های دیگر دسترسی نداشتیم، برای خرید نیازمندی ها باید از همان مغازه خرید می کردیم. یک روز صبح که برای خرید وسیله ی مورد نیازم به مغازه رفتم بعد از شنیدن قیمت کالا به مغازه دار اعتراض کردم که چرا اینقدر این کالا را گران می فروشید؟ در جواب به من گفت: میتوانی بروی و از جای دیگری خرید کنی. من که شما را مجبور به خرید از مغازه خودم نکردم؛ می خواهی بخواه و اگر نمی خواهی از جای دیگری بخر و وقت ما را نگیر.


شب یلدا، میوه،

 از این دسته داستان ها به کرّات و مرّات برای همه ی ما اتفاق افتاده و می افتد. حال سوال اینجاست که آیا ما مجوز داریم با این توجیه که چون این کالا مال من است می توانم گران فروشی کنم و کالا را چندین برابر گران تر از مشابه آن باشد به فروش برسانم؟

معیارهای قرآنی برای داد و ستدهای اقتصادی

با توجه به آیات قران به آیاتی بر می خوریم که در آن ها نه به صراحت اما به صورت ضمنی و به مسائلی که به گران فروشی ختم می شود، به صراحت پرداخته است. مسائلی همچون کم فروشی و احتکار.
از مهمترین آیاتی که در مورد کم فروشی که نتیجه آن همان گران فروشی است آیات اول سوره ی مطففین است که خداوند به صراحت کم فروشان را در آن مذمت می کند و می فرماید: «وای بر کم فروشان. کسانی که هرگاه از مردم پیکانه بگیرند کامل می گیرند و هرگاه به ایشان پیمانه دهندیا برایشان (کالایی را) وزن کنند، کم می گذارند. آیا آنان گمان ندارند که برانگیخته خواهند شد؟ برای روزی بزرگ.» (سوره ی مطففین)
در سوره ی اسراء آیه ی 35 می فرماید: «چون چیزى را پیمانه کنید، پیمانه را کامل گردانید و با ترازویى درست وزن کنید که این بهتر و سرانجامش نیکوتر است.»

خداوند باز می فرماید که اگر به خاطر حرام خواری، دارایی و زندگیتان تباه شد، من ضامن نیستم: «ما انا علیکم بحفیظ» و این هشداری است جدی که خداوند به افرادی می دهد که از طرق مختلف حرام خواری می کنند.

همچنین در سوره ی هود آیات 85 و 86 می فرماید: «(حضرت هود تأکید کرد که) ای قوم من! پیمانه و ترازو را با انصاف و عدل پر کنید (و تمام دهید) و از اشیاء و اجناس و حقوق مردم چیزی را نکاهید و فسادکنان در زمین تباهی مکنید. (مال و سرمایه ی حلالی که) خداوند برای شما باقی گذارده (از مال و ثروتی که در اثر کم فروشی بدست می آورید) برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید.» 
نکات ارزشمندی در این آیات وجود دارد که با توجه به آن معیارهای قرآنی در خرید و فروش ها بدست خواهد آمد:
1. کم گذاشتن حق مردم تنها در محدوده ی چیزهای وزنی و کشیدنی و یا پیمانه ای نیست. در هر کاری که انسان به حق خود قانع نباشد و بیش از آن چیزی که مستحق آن است از دیگران بگیرد، مرتکب کم فروشی و گران فروشی شده است و در این مسئله فرقی میان افراد جامعه، شرکت ها، کارخانه ها و... نمی کند. (برای مثال در سال های اخیر بسیار دیده می شود که کارخانه ها به جای افزایش قیمت، وزن کالا را کاهش می دهند که این مصداق بارز کم فروشی و گران فروشی است.)
2. رزق اندک ولی حلال و پاک، بهتر از درآمدهای بسیار، اما حرام است.(تفسیر نور، ج 5، ص 369)
حرص، ولع و شتابزدگی انسان (در کنار بی توجهی به وعده های قرآن در تضمین روزی مخلوقات از سوی خداوند متعال)، او را به ورطه ای می کشاند تا برای رسیدن به سود بیشتر دست به هر کاری زده کم فروشی کند و برای سودی موقت و فانی، آخرت خود را از بین می برد.

از مهمترین آیاتی که در مورد کم فروشی که نتیجه آن همان گران فروشی است آیات اول سوره ی مطففین است که خداوند به صراحت کم فروشان را در آن مذمت می کند و می فرماید: «وای بر کم فروشان. کسانی که هرگاه از مردم پیکانه بگیرند کامل می گیرند و هرگاه به ایشان پیمانه دهندیا برایشان (کالایی را) وزن کنند، کم می گذارند. آیا آنان گمان ندارند که برانگیخته خواهند شد؟ برای روزی بزرگ.» (سوره ی مطففین)

3. خود خداوند می فرماید: «بقیه الله خیر لکم» یعنی اگر کم فروشی [و گران فروشی] نکنیم، مشتریان بیشتر و در نتیجه سود ما در آینده، زیادتر و گوارا تر خواهد گردید.
4. خداوند باز می فرماید که اگر به خاطر حرام خواری، دارایی و زندگیتان تباه شد، من ضامن نیستم: «ما انا علیکم بحفیظ» و این هشداری است جدی که خداوند به افرادی می دهد که از طرق مختلف حرام خواری می کنند.

خیر و برکت را از خدا بخواهیم

در حدیثی از امام علی علیه السلام می خوانیم: تجارتی ارزشمند است که بر پایه ی حق و راستی باشد. «التاجر فاجر و الفاجر فی النار الاّ من اخذ الحق و اعطی الحق» (کافی، ج 5، آداب تجارت) آن حضرت همه روزه در بازار کوفه قدم می زد و گاهی در وسط بازار می ایستاد و می فرمود: ای گروه تجار! از خدا خیر بخواهید، برکت را در سایه آسان گرفتن به مردم بخواهید، از دروغ در معامله پرهیز کنید و به ربا نزدیک نشوید. (تفسیر نمونه)

از کوزه همان برون تراود که در اوست

کسانی که گران فروشی می کنند این عملشان از دو جنبه قابل بررسی است ؛یکی جنبه ی ظاهری آن و دیگری جنبه باطنی. جنبه ی ظاهر آن این است چنین افرادی روحیه ی تعامل اجتماعی آن ها در معامله ی با مردم ضعیف است لذا در طولانی مدت این مدل برخورد به ضرر آن ها خواهد بود زیرا همیشه سود کم و مشتری زیاد، بهتر از گران فروشی و از دست دادن مشتری است. و اما جنبه ی باطنی و معنوی آن این است که انسانی که گران فروشی می کند از درون خود خبر می دهد که فردی است که حرص و طمع فراوان داشته و حب دنیاست که او را بر این کار ترغیب می کند به گونه ای که حاضر است حتی در حق دیگران اجحاف و ظلم را روا بدارد و از طرف دیگر با زبان عمل (گران فروشی) می گوید که من به رزاق بودن خداوند اعتقاد قلبی ندارم که این نشان از نقص و ضعف در ایمان است.


- نظرات (0)

نیست بیماری چو بیماری دل

باران حکمت؛ حجت الاسلام رنجبر
بیماری دل

اگر جان آدمی لایه روبی نشود خطر رسوب آلودگی ها، آن را تهدید می کند و ادامه رسوب، تبدیل هویت انسانی است و این همان خواسته دشمن است که می کوشد با وسوسه بر تأخیر شست و شوی جان، آن را به دست آورد. برای این شست و شو دستورالعمل هایی رسیده، که اساسی ترین آن ها همان طور که گفته شد، توبه است.

دل آدمی همچون کشتزار است و هر چه در آن کاشته شود رویش یافته و رشد می کند، و همچنانکه برای کشتزار هیچ تفاوت نمی کند که بذر کوچک است یا بزرگ، برای هیچ دلی هم هیچ تفاوتی ندارد که کبر و تکبر اندک و ناچیز باشد مثل آنکه آدمی خود را از مورچه ای بالاتر بداند، یا بزرگ و عظیم باشد مثل کبر و خود بزرگ بینی فرعون که خود را از همه کائنات برتر می دید.

ما تا هنگامی که در منزل دنیا هستیم، درِ توبه به روی ما گشوده است؛ توبه، تطهیر کننده جان، و شست و شوگرِ آلودگی های گناهان است؛ (معجم المفهرس لالفاظ غررالحکم و درر الکلم، ج 3، ص 2112) توبه، سرمایه سالکان و اول مقامات دین و موجب محبت حضرت باری و سبب نجات و رستگاری است؛ خدای تعالی فرمود: «... اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التّوّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ» (سوره بقره (2) آیه 222) «خداوند، توبه کنندگان و پاکان را دوست می دارد.»
در روایتی از پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است: «توبه کننده، دوست خداست و کسی که از گناه توبه کند مانند کسی است که هیچ گناهی برای او نباشد.»
امیرمومنان امام علی علیه السلام  فرمود: «التُّوبةُ تُطَهِّر القلوب و تَغْسِلُ الذُنُوبَ»؛ «توبه، دل را تطهیر می کند و گناهان را می شوید.»
یادمان باشد همچنانکه در دل زمین اگر بذری کاشته شود- چه گل و یا خار- همواره رشد یافته و پیش می رود، دل آدمی نیز همین گونه است هر صفتی که در آن پدید آید رو به رشد نهاده و پیش می رود.

درمان بیماری ها و ترمیم آسیب ها

با لایه روبی جان و شست وشوی آلودگی های آن، نوبت به درمان بیماری ها می رسد؛ بیماری هایی که اگر درمان نشوند دوباره صحنه جان را تیره و تاریک می کنند. البته برخی از این بیماری ها به قدری مرموزند که هرگز برای انسانِ ابتدایی یا متوسء بیماری به حساب نمی آیند؛ چون انسان هر چه اوج بگیرد و عمیق تر بیندیشد، بیماری هایی را می بیند که در سطوح پایین تر، آفت وبیماری به حساب نمی آیند.

یادمان باشد همچنانکه در دل زمین اگر بذری کاشته شود- چه گل و یا خار- همواره رشد یافته و پیش می رود، دل آدمی نیز همین گونه است هر صفتی که در آن پدید آید رو به رشد نهاده و پیش می رود.

به عنوان نمونه:
کبر یک بیماری روحی و روانی است و این صفت شوم هر چند ناچیز و اندک باشد اگر در دل آدمی لانه کند و توسط چاپلوسی ها و مدح و ثنای دیگران یا افکار و خیالات خام آبیاری شود، روز به روز شاخ و برگ یافته و رشد می کند، و آدمی نیز هر روز متکبرتر از روز پیش خواهد بود.
و اگر آدمی به گذشته و آینده خود بنگرد، و فقر و نیازش را ببیند، جایی برای فخر فروشی اش باقی نمی ماند. امیرمومنان امام علی علیه السلام فرمود: «ما لاِبْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرُ، اَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ اخِرَهُ جیفَةٌ وَ لا یَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لا یَدْفَعُ حَتْفَه.»(نهج البلاغه، حکمت 454) «انسان را با تکبر چه کار؟ در آغاز، نطفه (ناچیز) بود و سرانجام مرداری (متعفن) است؛ نه می تواند به خود روزی دهد و نه مرگ را از خود براند.»

درمان کبر و فخرفروشی، افزون بر این نسخه های معرفتی، راه کارهای عملی هم دارد که در سخنان امیرمومنان امام علی علیه السلام به آن ها اشاره شده است؛ امام فرمود:«خداوند [برای حفظ بندگانش از ظلم و ستم و تکبر] با نماز، زکات و مجاهده در گرفتن روزه واجب، آنان را حراست فرموده است، تا اعضا و جوارح شان آرام، و چشم های شان خاشع، و غریزه ها و تمایلات سرکش شان خوار و ذلیل، و قلب های آنان خاضع شود، و تکبر از آن ها رخت بربندد ... .» (نهج البلاغه، خطبه ی 192، در حکمت 252 نیز امام می فرماید: «خداوند ایمان را برای تطهیر شرک و نماز را برای پاک شدن از تکبر واجب کرد.»)
از همین روست که وجود نازنین امام سجاد (علیه السلام) در صحیفه خود می فرماید: انا بعد اقل الاقلین و اذل الاذلین و مثل الذّره او دونها: می گوید: خدایا کمترینم و خوارترین، درست مثل یک ذره بلکه فروتر و پایین تر. (صحیفه سجادیه/ دعای 47)
چرا که آن نازنین خوب می دانست که دل آدمی همچون کشتزار است و هر چه در آن کاشته شود رویش یافته و رشد می کند، و همچنانکه برای کشتزار هیچ تفاوت نمی کند که بذر کوچک است یا بزرگ، برای هیچ دلی هم هیچ تفاوتی ندارد که کبر و تکبر اندک و ناچیز باشد مثل آنکه آدمی خود را از مورچه ای بالاتر بداند، یا بزرگ و عظیم باشد مثل کبر و خود بزرگ بینی فرعون که خود را از همه کائنات برتر می دید.

کلام آخر:

از یاد نبریم صفات مثل بذر بوده و قابل رشد و زیادت هستند و نیز اینکه دل همچون مزرعه ای است که می رویاند و رشد می دهد، ریشه در ارادت خداوند داشته و اوست که در نهاد ما چنین نرم افزاری آفریده است.
از همین رو همه چیز به او منسوب خواهد بود و برهمین اساس می فرماید: فی  قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ (سوره بقره، آیه 10)


- نظرات (0)