سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



دیوانگانی که غیر از خدا را می خوانند

تفسیر آیه 14 سوره مبارک رعد

آنها كه غير خدا را مى خوانند به كسى مى مانند كه بر كنار آبى كه سطح آن از دسترس او دور است نشسته و به آن اشاره مى كند، به اين اميد كه آب به دهان او برسد و هرگز نمى رسد چه خواب و پندار بيهوده اى ؟!



توحید در عبادت و افعال
خداوند در قرآن مهم ترین مسائل حکمی و عقلی که بسیاری از حکما و فلاسفه برای اثباتش وقت زیادی می گذارند را با یک مثال روشن و مشخص می کند و در حقیقت و به اصطلاح تشبیه معقول به محسوس می کند.
در یکی از آیات قرآن به مسئله درخواست مردم از غیر خدا به خصوص از بت ها در ذیل یک مثال شیرین پرداخته شده است که در ادامه به توضیح آن خواهیم پرداخت.

تفسیر آیه

«لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ  وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلَّا كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاءِ لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَ مَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ؛ [1] دعوت حق از آن اوست! و کسانی را که (مشرکان) غیر از خدا می‌خوانند، (هرگز) به دعوت آنها پاسخ نمی‌گویند! آنها همچون کسی هستند که کفهای (دست) خود را به سوی آب می‌گشاید تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسید! و دعای کافران، جز در ضلال (و گمراهی) نیست!»

دعوت حق از آن خداست (له دعوة الحق ).
يعنى هر گاه او را بخوانيم مى شنود، و اجابت مى كند، هم آگاهى از دعاى بندگان دارد و هم قدرت بر انجام خواسته هاى آنها، و به همين دليل خواندن او و تقاضاى از ذات مقدسش حق است نه باطل و بى اساس .
ديگر اينكه خواندن بتها و تقاضاى از آنها دعوت و دعاى باطل است ، زيرا كسانى را كه مشركان غير از خداوند مى خوانند و براى انجام خواسته هايشان به آنها پناه مى برند هرگز به آنان پاسخ نمى گويند دعايشان را اجابت نمى كنند (و الذين يدعون من دونه لا يستجيبون لهم بشى ء).
سپس - همانگونه كه روش قرآن است - براى مجسم ساختن اين موضوع عقلانى مثال حسى زيبا و رسائى بيان مى كند و مى گويد: آنها كه غير خدا را مى خوانند به كسى مى مانند كه بر كنار آبى كه سطح آن از دسترس او دور است نشسته و به آن اشاره مى كند، به اين اميد كه آب به دهان او برسد و هرگز نمى رسد چه خواب و پندار بيهوده اى ؟! (الا كباسط كفيه الى الماء ليبلغ فاه و ما هو ببالغه ).

آيا مى توان در كنار چاه نشست و دست به سوى آب دراز كرد و با اشاره ، آب را به دهان فرستاد؟ اين كار جز از يك انسان ساده لوح و ديوانه سر ميزند؟


چرا از خدا درخواست کنیم؟

که ما چرا از خدای متعال کمک بخواهیم؟ چرا همه‌ اسباب از کار افتادند؟ چه خصوصیتی در حضرت حق هست که می‌شود در کار بزرگ و کوچک، در کار ظاهری و باطنی، در امور مادی و معنوی از او استعانت جست و باید استعانت جست؟
یک تعبیری در روایت هست، فرمود: «أستعین على أموری کلها بالله‏ الذی لا تحق العبادة إلا له‏» الله آن کسی است که صاحب مقام عبودیت است و لذا عبادت که ملازم استعانت است، بندگی و خضوع و استعانت و استمداد جز شایسته‌ او نیست، بقیه همه فقیر هستند. همه دستشان خالی است.

به تعبیر قرآن:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ  وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ [2] ای مردم، شما همه به خدا فقیر و محتاجید و تنها خداست که بی‌نیاز و غنیّ بالذّات و ستوده صفات است.»

با این حساب دیگر خیلی فرقی نمی کند از بت ها مستقیما درخواست داشته باشیم و یا به همنوعان خودمان نگاهی خدا گونه داشته باشیم؛ اساسا انسان های دیگر هم تحت قانون فقرایی قرار دارند که قرآن می فرماید پس درخواست یک فقیر از فقیری دیگری منطقی نیست.


پی نوشت ها:
[1] سوره رعد، آیه 14
[2] سوره فاطر، آیه 15


- نظرات (0)

مال حلال و حرام

لقمه حرام


[إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً] «1».
بى ترديد كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مى خورند، فقط در شكم خود آتش مى خورند و به زودى در آتش فروزان در آيند.


[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً* وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً] «2».
اى اهل ايمان! اموال يكديگر را در ميان خود به باطل [و از راه حرام و نامشروع ] مخوريد، مگر آن كه تجارتى از روى خشنودى و رضايت ميان خودتان انجام گرفته باشد و خودكشى نكنيد؛ زيرا خدا همواره به شما مهربان است.* و هر كه خوردن مال به باطل و قتل نفس را از روى تجاوز [از حدود خدا] و ستم [بر خود و ديگران ] مرتكب شود، به زودى او را در آتشى [آزار دهنده و سوزان ] درآوريم؛ واين كار بر خدا آسان است.


[الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ] «3».
كسانى كه ربا مى خورند [در ميان مردم و براى امر معيشت و زندگى ] به پاى نمى خيزند، مگر مانند به پاى خاستن كسى كه شيطان او را با تماس خود آشفته حال كرده [و تعادل روانى و عقلى اش را مختل ساخته ] است، اين بدان سبب است كه آنان گفتند: خريد و فروش هم مانند رباست. در حالى كه خدا خريد و فروش را حلال و ربا را حرام كرده است. پس هر كه از سوى پروردگارش پندى به او رسد و [از كار زشت خود] بازايستد، سودهايى كه [پيش از تحريم آن ] به دست آورده مال خود اوست و كارش [از جهت آثار گناه و كيفر آخرتى ] با خداست و كسانى كه [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهى خدا را احترام نكنند] پس آنان اهل آتش اند و در آن جاودانه اند.


روايات كه توضيح و تفسيرى بر آيات قرآنند، در باب مال حرام مسائل مهمّى را به شرح زير بيان مى كنند:

قالَ رَسُولُ اللّه صلى الله عليه و آله: أَرْبَعٌ لا تَدْخُلُ بَيْتاً، واحِدَةٌ مِنْهُنَّ إِلّا خَرِبَ وَلَمْ يَعْمُرْ بِالْبَرَكَةِ:
الخِيانَةُ وَالسِّرقَةُ وَشُرْبُ الْخَمْرِ وَالزِّنا «4».
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: چهار چيز است كه هريك از آن ها وارد خانه اى شود آن خانه خراب مى شود و آباد به بركت نگردد: خيانت، مال دزدى، شرب خمر، زنا.


قالَ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله: مَنْ خانَ جارَهُ شِبْراً مِنَ الْأَرْضِ جَعَلَهَا اللّهُ طَوْقاً فى عُنُقِهِ مِنْ تُخُومِ الْأَرَضينَ السَّابِعَةِ حَتّى يَلْقَى اللّهَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مُطَوَّقاً إِلّا أَنْ يَتُوبَ وَيَرْجِع «5».
نبىّ اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: هركس به اندازه يك وجب از زمين به همسايه خيانت كند، خداوند همان مقدار را از آخر زمين هاى هفت گانه، هم چون حلقه به گردنش اندازد، تا خدا را به همان صورت در قيامت ملاقات كند، مگر توبه كند و مال مردم را به صاحبش برگرداند.


قالَ أَبُو عَبْدِاللّه عليه السلام: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ زَوَّجَهُ اللّهُ مِنَ الْحُورِ العَينِ كَيْفَ شاءَ، كَظْمُ الْغَيْظِ وَالصَّبْرُ عَلَى السُّيُوفِ لِلّهِ عَزَّوَجَلَّ وَرَجُلٌ أَشْرَفَ عَلى مالٍ حَرامٍ فَتَرَكَهُ لِلّهِ عَزَّوَجَلَ «6».
امام صادق عليه السلام فرمود: سه چيز است هركس آن ها را دارا باشد، هرگونه بخواهد خدا حورالعين تزويج او مى كند. فرو خوردن خشم، استقامت در ميدان جنگ و ترك مال حرام به هنگام روبرو شدن با حرام.


قالَ أَميرُالْمُؤْمِنينَ عليه السلام: إِنَّ اللّهَ يُعَذِّبُ سِتَّةً بِسِتَّةٍ.. إِلى أَنْ قالَ: التُّجارُ بِالْخِيانَةِ «7».
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: خدا شش طايفه را به شش چيز عذاب مى كند.. تا فرمود: تاجران را به خيانت در كسب.


عَنْ أَبى الْحَسَنِ الثّالِثِ عليه السلام قالَ: كانَ فيما ناجى مُوسى رَبَّهُ: إِلهى ماجَزاءُ مَنْ تَرَكَ الْخِيانَةِ حَياءً مِنْكَ؟ قالَ: يا مُوسى لَهُ الأَمانُ يَوْمَ القِيامَةِ «8».
ابى الحسن سوّم [امام هادى ] عليه السلام فرمود: موسى در مناجات با حضرت حق عرض كرد: خدايا! جزاى كسى كه به خاطر حياى از تو ترك خيانت كند، چيست؟ خداوند فرمود: اى موسى! امان از عذاب در روز قيامت.

پی نوشت :
(1)- نساء (4): 10.
(2)- نساء (4): 29- 30.
(3)- بقره (2): 275.
(4)- الأمالى، شيخ صدوق: 398، مجلس 62، حديث 12؛ بحار الأنوار: 72/ 170، باب 58، حديث 2.
(5)- الأمالى، شيخ صدوق: 427، مجلس 66، حديث 1؛ بحار الأنوار: 72/ 171، باب 58، حديث 3.
(6)- وسائل الشيعة: 12/ 179، باب 114، حديث 16016؛ المحاسن: 1/ 6، باب 1، حديث 15؛ بحار الأنوار: 72/ 115، باب 50، حديث 9.
(7)- مستدرك الوسائل: 14/ 13، باب 13، حديث 15969؛ الخصال: 1/ 325، حديث 14؛ بحار الأنوار: 72/ 171، باب 58، حديث 7.

(8)- بحار الأنوار: 72/ 170، باب 58، حديث 1.


منبع اثر: کتاب : عرفان اسلامى ج ۲/ استاد حسین انصاریان


- نظرات (0)

اعجاز عددی اهل بیت(علیهم السلام)

14معصوم

در معارف دین آمده است که اهل بیت(علیهم السلام) در همه چیز با قرآن کریم مساوی و برابراند. بر همین مبنا در این گفتار به بحث درباره ارتباط میان این دو از جهت اعجاز عددی می‌پردازیم.

بین حروف و اعداد، رابطه وجود داشته، اعداد سرّ حروف و حروف سرّ افعال‌اند و به وسیله آن آسمان‌ها و زمین برپا شده است.

اعجاز قرآن کریم

در قرآن کریم وجوه متعددی از اعجاز وجود دارد؛

از جمله اعجاز در بلاغت و موضوعات آن، آگاهی دادن از غیبت، بیان قضایای علمی، و همچنین اعجاز عددی که عبارت از نظم در تعداد کلمات و حروفی است که برای مفهومی مشخص بیان شده است. به عنوان مثال در قرآن کریم؛ لفظ «ساعت» 24 بار به تعداد ساعات روز؛ لفظ «شهر = ماه» 12 بار به تعداد ماه‌های سال؛ لفظ «روز» 365 بار به تعداد روزهای سال شمسی؛ لفظ «عزم» 5 بار به تعداد پیامبران اولوالعزم؛ لفظ نماز 5 بار به تعداد نمازهای روزانه، لفظ «طواف» 7 بار به تعداد طواف واجب به دور کعبه؛ از جمله تطابق‌ها، تطابق بین عدد کلماتی که به لحاظ مفهومی موافق یا معکوس یکدیگرند؛ مثلاً:

کلمه «حیات» 145 بار، در مقابل «موت» 145 بار؛

کلمه «دنیا» 115 بار، در مقابل «آخرت» 115 بار؛

کلمه «ملائکه» 84 بار، در مقابل «شیاطین» 84 بار؛

کلمه «حَرّ = گرما» 4 بار، در مقابل «برد = سرما» 4 بار؛ کلمه «ایمان» 11 بار در مقابل «کفر» 11 بار، به کار رفته است.

این اعجاز به واسطه وجود سرّی است که خداوند متعال آن را در حروف و اعداد قرار داده است. وضع نخستین حروف، ابداع خداوندی است که آن را قالب و ظرف حقایق نورانی و کتاب‌های آسمانی قرار داده و از باب اهمیت موضوع به آنها سوگند یاد نموده و فرموده است: «الم، الر، المص، ن، ق ...» و آیات دیگری از این‌گونه که در آغاز سوره‌ها وجود دارد.

امام رضا(علیه السلام) در روایتی می‌فرمایند: «اوّلین ابداع و خواست و مشیت خداوند، حروف است که آن‌را اصل هر چیز، دلیل هر سند، و فصل کننده هر دشواری قرار داد و به وسیله آن همه چیز ـ از اسامی حق و باطل یا فعل و مفعول، یا معنی و غیر معنی، ... ـ را از یکدیگر جدا نمود».1

اعجاز دیگر، اعجاز عددی است که اهمیت آن از اهمیت حروف کمتر نیست، و در نظام آفرینش به صورت متوازن وجود دارد. خداوند متعال می‌فرماید: إنّا کلّ شیءٍ خلقناه بقدرٍ.2

ما که هر چیزی را به اندازه آفریده‌ایم.

و می‌فرماید: و أحصی کلّ شیءٍ عدداً. 3

و [خداوند] هر چیزی را به عدد شماره کرده است.

و پوشیده نماند که بین حروف و اعداد، رابطه وجود داشته، اعداد سرّ حروف و حروف سرّ افعال‌اند و به وسیله آن آسمان‌ها و زمین برپا شده است. خدای تعالی موجود را با کلمه «کن فیکون» آفریده که مرکب از هفت حرف و معروف به «حروف تکوین» است.

روایت شده، آن هنگام که عطش بر امام حسین(علیه السلام) و اصحابش غلبه یافت، آن حضرت(علیه السلام)، نیزه‌ای برگرفت و پشت خیمه‌ها 19 خط به سمت قبله کشید و آن را حفر نمود، در اثر آن چشمه آبی جوشید که از آن نوشیدند و سپس از بین رفت و اثری از آن باقی نماند. در اینجا می‌پرسیم؛ چرا آن حضرت(علیه السلام) فقط 19 خط کشیدند و نکته قابل توجه آنکه تعداد این خط‌ها برای مورخ دارای اهمیت بوده که آن را نقل کرده است.(6)

اعجاز عددی قرآن و امامان(علیهم السلام)

بعد از توضیحی که درباره اعجاز عددی و اهمیت آن داده شده در اینجا لازم است مقایسه‌ای میان اعجاز عددی قرآن کریم و اهل بیت(علیهم السلام) انجام داده و کیفیت بروز اعجاز عددی در اهل بیت(علیهم السلام) را یادآوری کنیم. از جمله این موارد اعجاز عبارتند از:

1. اگر حروف مقطّعه قرآن کریم را که در آغاز برخی از سور آن مانند «الم، کهیعص، الر،...» آمده است، جمع و حروف تکراری را حذف کنیم، جمله‌ای کامل و معنی‌دار به دست می‌آید که عبارت است از : «صراط علیٍّ حقٌّ نمسکه؛ راه امیرالمؤمنین ـ علی(علیه السلام) طریق حق است که ما به آن تمسک می‌جوییم».

یا: «علیٌ صراط حقٍّ نمسکه؛ علی(علیه السلام) راه حق است که به آن تمسک می‌جوییم».

2. کلمه «کساء» و مشتقّات آن 5 بار [در قرآن کریم] آمده است، به تعداد اصحاب کسا که عبارتند از: حضرات «محمد(ص)، علی(علیه السلام)، فاطمه(س)، حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام)». برای آگاهی بیشتر در این باره به حدیث شریف کسا رجوع کنید.4

3. کلمات «امام»، «خلیفه»، «وصیه»، «عصمت»، «آل» و مشتقات آنها 12 بار به تعداد امامان دوازده‌گانه اهل‌بیت(علیه السلام) به کار رفته است.

4. کلمه «شیعه» و مشتقات آن 12 بار، نشان دهنده حقانیت مذهب تشیع در پیروی از امام «علی‌بن ابی‌طالب»(علیه السلام) که تعداد حروف اسم شریفش 12 است، می‌باشد. همچنین است القاب آن بزرگوار مانند: «امیرالمؤمنین»، «العروالوثقی»، «الصّدیق الأکبر» و «یتلوه شاهد منه» که هر یک از آنها از 12 حرف ترکیب یافته است. و این عدد 12 بر کلمه توحید: «لااله‌الا‌الله»، کلمه نبوت: «محمّدٌ رسول‌الله» و کلمه ولایت «علی خلیفه محمد» منطبق است.

پس مانند آنچه که درباره قرآن کریم دیدیم، اعجاز عددی در مورد عترت پاک رسول خدا(ص) نیز بارز است. اگر در اسامی اصحاب کساء ـ یعنی حضرات محمد(ص)، علی(علیه السلام)، فاطمه(س)، حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام) ـ دقت کنیم درمی‌یابیم که از 19 حرف ترکیب یافته است که مطابق تعداد حروف آیه بسمله «بسم‌الله الرحمن الرحیم» ـ خلاصه قرآن کریم ـ می‌باشد.

از امام علی(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:

«همه علوم در کتاب‌های آسمانی چهارگانه مندرج و علوم آنها در قرآن است. علوم قرآن در فاتحه الکتاب، علوم فاتحه در «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» و علوم بسمله در بای بسم‌الله است و من نقطه زیر باء هستم».5

به عبارت دیگر همچنان‌که علوم در قرآن کریم و در بسمله جمع شده، در امام علی(علیه السلام) نیز گرد آمده است.

ابن مسعود می‌گوید:

همانا قرآن بر هفت حرف نازل شده، که هر حرفی از آن دارای ظاهر و باطنی است و حقاً، ظاهر و باطن آن نزد علی‌بن ابی‌طالب می‌باشد.

و این تطابق موجود بین حروف بسمله و عترت پیامبر(صلی الله علیه وآله) بر وجود تعادل و تساوی در تمسک به آن دو دلالت می‌کند. پس همچنان‌که فرد مؤمن به وسیله بسمله خود را از شرّ اجنّه و شیاطین و هر چیز ناپسندی محافظت می‌نماید، به همین ترتیب خود را به واسطه تمسک به اسامی مبارک اصحاب کسا مصونیت می‌بخشد.

این مطلب را روایات ما تأیید و بیان می‌کند که خدای تعالی به هر پیامبری نام‌های معصومین پنج‌گانه را آموخت تا در دشواری‌ها و خطرات به ایشان متوسل شوند؛ مانند: نوح نبی(علیه السلام) که درون کشتی لوحی قرار داد. که بر روی آن کف دستی با پنج انگشت آن کشیده شده و بر هر انگشت نام‌های اصحاب کسا(علیه السلام) یعنی: محمّد، ایلیا، فاطمه، شبّر و شبیر ـ نقش بسته و در وسط دست این جمله نوشته بود:

«ای خدا و ای یاور من؛ به واسطه لطف و رحمت خویش و به [حقّ] این نفوس مقدس دستم را بگیر. اینان همگی بزرگان و گرامیانی هستند که تو به خاطر ایشان عالم را آفریده‌ای. خداوندا، به برکت اسامی اینان مرا یاری نما، و تو یکتای توانا بر هدایت من به سوی حق و حقیقتی».

و در بیان اهمیت عدد 19 آنکه بعضی از امامان(علیهم السلام) در امور خود آن را به کار می‌گرفته‌اند. از امام علی(علیه السلام) روایت شده که آن حضرت(علیه السلام) درجنگ‌ها به همراه خود نقشی را حمل می‌کردند که در محیط دایره آن حروف بسمله در 19 خانه و به ازای هر خانه نامی از نام‌های نیکوی خداوند قرار داده شده بود که با آن حروف آغاز می‌شد. و آن حضرت این را در خط مقدم سپاه حمل می‌نمودند و به وسیله آن به خداوند توسل می‌جستند تا بر دشمنان غلبه یابند.

همچنین روایت شده، آن هنگام که عطش بر امام حسین(علیه السلام) و اصحابش غلبه یافت، آن حضرت(علیه السلام)، نیزه‌ای برگرفت و پشت خیمه‌ها 19 خط به سمت قبله کشید و آن را حفر نمود، در اثر آن چشمه آبی جوشید که از آن نوشیدند و سپس از بین رفت و اثری از آن باقی نماند. در اینجا می‌پرسیم؛ چرا آن حضرت(علیه السلام) فقط 19 خط کشیدند و نکته قابل توجه آنکه تعداد این خط‌ها برای مورخ دارای اهمیت بوده که آن را نقل کرده است.(6)

6. در روایتی آمده است که امام کاظم(علیه السلام) به راهبی فرمودند: «خداوند، چند اسم دارد که اگر به وسیله آنها خوانده شود، ردّ نمی‌شود؟»

کلمات «امام»، «خلیفه»، «وصیه»، «عصمت»، «آل» و مشتقات آنها 12 بار به تعداد امامان دوازده‌گانه اهل‌بیت(علیه السلام) به کار رفته است.

آن راهب عرضه داشت: اسامی خدا زیاد است امّا آنچه که به طور حتم سائلش را ردّ نمی‌کند، هفت تاست.

امام کاظم(علیه السلام) فرمودند: «هر تعداد از آنها را که می‌دانی برایم بازگو».

راهب پاسخ داد: به خدا سوگند، هیچ یک از آنها را نمی‌دانم...

محدث قمی می‌گوید:

«مقصود از اسماء هفت‌گانه، همه معصومین(علیهم السلام) هستند. زیرا نام‌های گرامی ایشان از آن فراتر نیست و آن عبارت است از: «محمد، علی، فاطمه، حسن، حسین، جعفر و موسی» علیهم‌السلام. و بنابراین تأویل «السبع‌المثانی» در این آیه شریفه مشخص می‌شود:

«و لقد آتیناک سبعاً من المثانی و القرآن العظیم؛7و به راستی به تو [پیامبر] سبع‌المثانی و قرآن بزرگ را عطا کردیم».

عدد هفت دارای اسرار عظیمی است که در آسمان‌ها و زمین‌های هفت‌گانه، تعداد روزهای هفته، تعداد طواف دور کعبه و تعداد نام‌های امامان(علیهم السلام) ظهور یافته است»8و9

پی نوشتها :

1. رضوان فقیه، الکشوف فی علم الحروف، ص 18.

2. سوره قمر (54)، آیه 49.

3. سوره جن (72)، آیه 28.

4. محدث قمی، مفاتیح‌الجنان، ملحقات پایانی.

5. مصابیح الأنوار، ج 1، ص 435.

6. ابن اعثم كوفى، ابو محمد احمد بن على، الفتوح، ص 893 و مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج 44، ص 337.

7. سوره حجر (15)، آیه 87.

8. منتهی‌الآمال، ج 2، ص 307.

9. برای آگاهی بیشتر در این موضوع به کتاب «الکشوف فی الإعجاز القرآنی و علم الحروف»، اثر شیخ رضوان فقیه رجوع کنید.

منبع: ماهنامه موعود شماره 94 ؛ نویسنده : سید حسین نجیب محمد ؛ مترجم: ابوذر یاسری


- نظرات (0)

اعجاز عددی قرآن

تساوی عددی و هماهنگی رقمی و تناسب در موضوعات قرآن، موضوعی است كه قدرت بشری از دریافت دقیق آن ناتوان بوده  و از توضیح كامل وبیان آن در می ماند. به عنوان نمونه تعدادی از تناسبهای عددی آیات قرآن را بیان می نمائیم.

اجر

واژه(اجر: مزد): 108 بار در قرآن آمده و به همین اندازه واژه (فعل: كار) آمده است.

جزاء

كلمه(جزاء: پاداش- كیفر) 117 بار در قرآن به كار رفته و (مغفرت)334 بار. پس آمرزش دو برابر كیفر به كار رفته است!

ابلیس

در قرآن لفظ ابلیس 11 بار آمده و عیناً به همین تعداد، یعنی 11 بار، فرمان به استعاذه (پناه بردن به خدا) تكرار شده است.

آیات

واژه ( آیات: نشانه ها) 382 بار در قران آمده وبا توجه به اینكه واژه ( الناس:مردم) 241 بار و (الملائكة: فرشتگان)86 بار و (عالمین: جهانیان) 73 بار در قرآن بكار رفته، كلمه(آیات) به اندازه مجموع واژه های (ناس- ملائكه و عالمین) به كار رفته است.

ایمان

(ایمان) و مشتقات آن 811 بار در قرآن به كار رفته و لفظ (علم) و مشتقات آن 782 بار و مترادف (علم) یعنی(معرفت) با مشتقاتش 29 مرتبه در قرآن آمده است. در نتیجه (علم ) و(معرفت) و مشتقات آن دو، مجموعاً 811 بار تكرار شده اند كه مساوی با لفظ (ایمان) به كار رفته اند.

بِرّ

لفظ برّ( نیكی) و تمام مشتقاتش 20 بار در قرآن آمده كه با واژه (ثواب) و مشتقاتش برابر است.

جحیم

كلمه جحیم( دوزخ) 26 بار در قرآن تكرار شده كه برابر با لفظ عقاب (كیفر) می باشد.

حرث

واژه حرث( كشت)14 بار در قرآن آمده، و به همین اندازه واژه زراعت ( كشاورزی) به كار رفته است.

دنیا و آخرت

كلمه (دنیا) در قرآن 115 بار به كار رفته و واژه (آخرت) نیز عیناً 15 بار در قرآن آمده است.

رسل

واژه (رسل) 368 بار تكرار شده و واژه نبی 75 بار ، بشیر18 بار و نذیر 57 بار كه مجموع ارقام مذكور 518 مرتبه است. جای شگفتی است كه این عدد با تعداد مواردی كه اسامی پیامبران آمده برابراست. یعنی اسامی پیامبرن الهی ( آدم- نوح – موسی و...) نیز 518 بار در قرآن به كار رفته است.

صیام

واژه (صیام: روزه) و (صبر: شكیبایی) و (درجات: بیمناكی) و (شفقت: مهربانی) هر كدام 14 بار در قرآن آمده است.

عقل

كلمه (عقل) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده و با موارد به كار رفته واژه (نور) در قرآن برابر است .

محبت

واژه (محبت ) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده كه به همین تعداد واژه ( طاعت : فرمانبرداری ) در آیات وجود دارد .

لسان

كلمه ( لسان: زبان) 25 بار در قرآن آمده است كه با تعداد ( موعظه: پند و اندرز) برابر است.

مطالب فوق برگرفته از كتاب (اعجازعددی قرآن) متعلق به عبدالرزاق نوفل می باشد.


- نظرات (0)

لطایف قرآنی

Image result for ‫لطیفه قرآنی‬‎

وحی شیطانی

شخصی به (ابن عمر) گفت: مختارگمان می كند كه به او وحی می شود. ابن عمر پاسخ داد: البته درست می گوید، چرا كه خداوند فرموده است:

" و شیاطین به دوستان خود وحی( وسوسه ) می كنند." (انعام /121)

حاضرجوابی

 كودكی در مكتب خانه برای معلم خود می خواند:

" وَ اِنَّ عَلیكَ الَّلعنَةَ اِلی یومِ الدین : و لعنت تا روز قیامت بر تو خواهد بود."(حجر/35)

و مكرر آیه را تكرار میكرد. معلم عصبانی شد و گفت:

علیك و علی والدَیكَ : بر تو و بر پدر و مادرت باد.

كودك گفت: در این قرآن كه من می خوانم( علیك) هست و ( علی والدیك) نیست. آیا آنرا اضافه كنم؟!

حفظ اموال

از بخیلی پرسیدند: كدام آیه قرآن را بیشتر دوست داری؟

گفت: آیه" اموال خودتان را به دست بیخردان  نسپارید."(نساء/5)


- نظرات (0)