سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



پاداش مضاعف

ماه رمضان 

ماهی که مانند بارانی بر سر بشریت نازل می ‌شود و هر فردی به میزان ظرفیت خود از این آب حیات استفاده می ‌کند. بررسی چند ویژگی این ماه، برای شناخت قدر و ارزش آن، بسیار شایسته است.

ماه نزول کتاب ‌های آسمانی

همه مسلمانان ماه رمضان را ماه قرآن می ‌دانند؛ همچنانکه خداوند فرموده: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاس[بقره/185] ماه رمضان ماهى است كه قرآن برای هدایت بشر در آن نازل شده است.» ولی شاید کمتر کسی بداند که دیگر کتب آسمانی نیز در این ماه نازل شده است. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «نَزَلَتْ صُحُفُ إِبْرَاهِیمَ فِی أَوَّلِ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ لِسِتٍّ مَضَیْنَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ أُنْزِلَ الْإِنْجِیلُ لِثَلَاثَ عَشْرَةَ لَیْلَةً خَلَتْ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ أُنْزِلَ الزَّبُورُ لِثَمَانِیَةَ عَشَرَ خَلَوْنَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ أُنْزِلَ الْقُرْآنُ فِی ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ؛ صحف ابراهیم در اولین شب ماه رمضان و تورات در ششمین شب ماه رمضان و انجیل در سیزدهمین شب ماه رمضان و زبور در هجدهم ماه رمضان و قرآن در بیست و سوم ماه رمضان نازل شد.» (الکافی، ج2، ص629) پس نباید اهمیت ماه رمضان را تنها مختص مسلمانان و پس از نزول قرآن بدانیم؛ بلکه این ماه از ابتدای خلقت، ماه نزول کتاب ‌های آسمانی بوده و آغازی برای هدایت به شمار می ‌رفته است.

ماه برکت، رحمت و مغفرت

حضرت محمد (صلی الله و علیه وآله) در خطبه ‌ای مهم که به معرفی ماه مبارک رمضان پرداختند؛ از این ماه به این صورت یاد کردند: أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ؛ هان مردم، ماه خدا به سوی شما همراه با برکت و رحمت و آمرزش روی آورده است، ماهی است که نزد خدا برترین ماه ها، روزهایش برترین روزها و شب هایش بهترین شب ها و ساعت هایش بهترین ساعات است.» 

پیامبر اکرم فرمودند: همانا ماه رمضان، ماهی بزرگ است که در آن پاداش ‌ها چندین برابر است و گناهان در آن پاک می ‌شود و بر درجات در آن افزوده می ‌شود.» (امالی، ص55)

حضرت ورود به این ماه را دعوتی از جانب خدا دانسته و بیان داشتند: «هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَةِ اللَّهِ؛ ماهی است که در آن به مهمانی خدا دعوت شدید و شما در آن ماه از افراد ارزشمند الهی شمرده شدید.» (امالی صدوق، ص93)

این ماه را نباید تکراری مثل دیگر ماه‌ها دانست. ماه رمضان از ارزشمندی خاصی برخوردار است که قابل مقایسه با دیگر ماه‌ ها و روزها نیست. ماهی که به فرموده پیامبر اکرم (صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله) حتی نفس کشیدن و خواب در آن تسبیح و عبادت به شمار می ‌رود و اعمال در آن مقبول و دعاها در آن مستجاب است. کدام سی روز را می ‌توان یافت که چنین جایگاه و ویژگی ‌هایی داشته باشد؟

ماه پاداش‌های مضاعف

ماه مبارک رمضان را باید ماه پاداش‌ های مضاعف دانست. حضرت رسول اکرم(صلی الله و علیه وآله) درباره این ماه فرمودند: «مَنْ أَدَّى فِیهِ فَرْضاً كَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِینَ فَرِیضَةً فِیمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُور؛ کسی که در این ماه یک واجب الهی را انجام دهد برایش پاداش کسی است که آن کار را هفتاد مرتبه در غیر این ماه انجام داده است.»

درباره قرائت قرآن در این ماه فرمودند: «وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُور؛ و کسی که در این ماه یک آیه از قرآن را تلاوت کند؛ برایش پاداش ختم قرآن در غیر این ماه است.»

پاداش افطاری دادن در این ماه، کسب مغفرت و بخشیده شدن گناهان بیان شده و در این ماه است که با افطاری دادن به یک خرما یا جرعه ‌ای آب انسان می‌ تواند خود را از آتش جهنم دور کند. (امالی، ص95)

حضرت رسول اکرم(صلی ‌الله‌ علیه ‌ وآله) در حدیثی دیگر فرمودند: «إِنَّ شَهْرَ رَمَضَانَ شَهْرٌ عَظِیمٌ یُضَاعِفُ اللَّهُ فِیهِ الْحَسَنَاتِ وَ یَمْحُو فِیهِ السَّیِّئَاتِ وَ یَرْفَعُ فِیهِ الدَّرَجَات‏؛ همانا ماه رمضان، ماهی بزرگ است که در آن پاداش ‌ها چندین برابر است و گناهان در آن پاک می ‌شود و بر درجات در آن افزوده می ‌شود.» (امالی، ص55)

پاداش افطاری دادن در این ماه، کسب مغفرت و بخشیده شدن گناهان بیان شده و در این ماه است که با افطاری دادن به یک خرما یا جرعه ‌ای آب انسان می‌ تواند خود را از آتش جهنم دور کند. (امالی، ص95)

ماهی با قدری ناشناخته

همانطور که ما ارزش شب قدر را نشناختیم؛ ارزش ماه رمضان را نیز درک نکردیم. اگر قدر این ماه بزرگ را شناخته بودیم؛ هیچگاه راضی به تمام شدن آن نبودیم. مطلبی که پیامبر خدا (صلی الله و علیه وآله) آن را اینگونه بیان داشتند: «لَوْ یَعْلَمُ‏ الْعَبْدُ مَا فِی‏ رَمَضَانَ‏ یَوَدُّ أَنْ یَكُونَ رَمَضَانُ السَّنَة؛ اگر بندگان می ‌دانستند در ماه رمضان چیست؛ دوست داشتند تمام سال ماه رمضان باشد.» (بحارالانوار، ج93، ص346)

جالب است که امام سجاد علیه ‌السلام در مناجات خویش و با شروع ماه رمضان این گونه نجوا می ‌کنند: «اللَّهُمَّ... وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ فَضْلِهِ وَ إِجْلَالَ حُرْمَتِهِ؛ خدایا! به ما توفیق شناخت فضیلت ماه رمضان و بزرگداشت این ماه را عنایت کن! »(صحیفه سجادیه، ص188) این دعای امام چهارم ما بیانگر عظمت این ماه است. عظمتی که برای فهم آن نیرویی الهی نیاز است. حال اینکه چرا برخی از کنار آن به سادگی می‌گذرند یا آن را مانند ماه‌های دیگر طی می‌کنند؛ جای سؤال است؟!

راز این عظمت و آن پاداش ‌ها

عظمت ناشناخته ماه رمضان و پاداش‌های مضاعفی که در این ماه نصیب بندگان می‌ شود؛ دل ‌های افراد را شستشو می ‌دهد و با پاک شدن دل، ظرفیت انسانی است که بالاتر می ‌رود و آمادگی او برای کسب هدایت و قدم گذاشتن در مسیر سعادت بالا و بالاتر می ‌رود.

گزافه نیست اگر بگوییم راه یک ساله را در ماه رمضان می ‌توان یک ماهه پیمود. استاد مطهری(ره) در کتاب انسان کامل آورده‌اند: «اساساً برنامه ماه مبارك رمضان برنامه انسان ‌سازى است كه انسان هاى معیوب در این ماه خود را تبدیل به انسان هاى سالم، و انسان هاى سالم خود را تبدیل به انسان هاى كامل كنند. برنامه ماه مبارك رمضان برنامه تزكیه نفس است، برنامه اصلاح معایب و رفع نواقص است، برنامه تسلط عقل و ایمان و اراده بر شهوات نفسانى است، برنامه دعاست، برنامه پرستش حق است، برنامه پرواز به سوى خداست، برنامه ترقى دادن روح است.»


- نظرات (0)

خواندن تفسیر

ارتباط با قرآن


نفس تلاوت قرآن آثار و برکات و فضیلت و ثواب دارد. بعضی می گویند یعنی چه که کتاب عربی که آدم نمی فهمد را بخواند؛ خب ترجمه اش را می خوانیم. ترجمه اش را هم بخوانید و یاد بگیرد ولی تلاوت خود این کلمات فضلیت و ثواب دارد؛ زیرا این کلمات وحی شده و قرآن است و قالب آن حقایق قرآن و لباس آن حقایق قرآنی این کلمات است؛ اگر به فارسی ترجمه اش کردید، ترجمه اش هم محترم است ولی قالب آن حقایق قرآنی نیست؛ گرچه ترجمه قرآن بی ربط با قرآن نیست ولی آن الفاظی که قالب آن حقایق و معانی هستند مثل بدنی که روح انسان در آن هست، آن پیکره ای که روح و نور قرآن در آن تنزل و تجلی کرده همین الفاظ عربی است و لذا انس با همین الفاظ و تلاوت همین الفاظ عربی ولو آدم معنی اش را نفهمد دارای فضلیت های بسیار زیاد است.

کلید فهم قرآن

اگر انسان مأنوس با قرآن شد و قرآن را همراه با ادب حضور زیاد تلاوت کرد، آن وقت ترجمه اش را هم می فهمد و نور و روح قرآن هم به قلبش وارد می شود. بنابراین یکی از عبادات مهم تلاوت قرآن است که ثواب هم دارد؛ البته تلاوت آدابی نیز دارد.

این جور نباشد که کسی بگوید ما بجای اینکه قرآن را تلاوت کنیم می رویم تفسیر قرآن را می خوانم. بعضی از اینهایی که بوی روشن فکری می دهند از این حرفها می زنند که چرا ما قرآن را بخوانیم؟ می رویم تأمل و تدبر می کنیم. نخیر؛ نفس تلاوت قرآن موضوعیت دارد البته تلاوت باید همراه با آدابی باشد. غیر از تعلم قرآن، فهم قرآن هم اثر و ثواب دارد؛ یعنی اینکه انسان دنبال فهم قرآن باشد و حقیقت و معارف قرآن را هم تلاوت کند هم بفهمد و تعلم کند؛ اما عمل به قرآن فضلیت بیشتری دارد؛ تعلیم به دیگران هم فضیلت دارد.

قرآن یک کتابی است که انسان هر نوع ارتباط مثبتی با این کتاب برقرار کند فضلیت دارد و این طور نیست که فقط فهمیدن معارفش یا عمل کردن به قرآن اثر داشته باشد. بله، فهم و عمل کردن به قرآن بسیار مهم است اما این موجب نشود که آدم بگوید ما بجای این که قرآن بخوانیم تفسیر قرآن بخوانیم. این طور نیست؛ خواندن تفسیر قرآن جای تلاوت قرآن را نمی گیرد.

چقدر قرآن بخوانیم؟
خود قرآن می فرماید «فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»(مزمل/20) هر چه از قرآن برایتان میسور است بخوانید. خدای متعال به وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله می فرماید «قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا * نِّصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا»(مزمل/2-4) شب را جز اندکی از آن یا نیمی از شب و یا کمی کمتر کمی بیشتر بیدار باشید و قرآن را با ترتیل بخوانید.

ترتیل یکی از آداب تلاوت قرآن است. بنابراین هر چقدر مقدور است باید قرآن خواند؛ منتهی تلاوت قرآن یک آدابی دارد که باید آنها را انسان رعایت کند بعد از رعایت آداب هر چه بیشتر قرآن بخواند بهتر است.



منبع:
سایت حجت الاسلام سید مهدی میرباقری


- نظرات (0)

اراده خدا

خواستن خدا یعنی چه؟


لَقَدْ أَنزَلْنَا آیَاتٍ مُّبَیِّنَاتٍ ۚ وَاللَّـهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ﴿نور:٤٦﴾همانا نازل ساختیم آیاتی روشنگر و خدا هر که را بخواهد به راه راست رهنمون می‌گردد.

اینکه می‌گوئیم هر که را خدا بخواهد، خواستن خدا یعنی چه؟ یعنی یک نفر را خدا می‌خواهد، یک نفر را نمی‌خواهد؟ با بعضی‌ها یک نظر خاصی دارد، آنها را می‌کشاند، می‌برد، بعضی‌ها را پس می‌زند؟ این‌جور نیست قضیه. اراده و مشیت خدا -در موارد معمولی البته- جز در قالب علت‌های طبیعی و عادی جلوه‌گری نمی‌کند. ... اراده‌کردن خدا به این معناست که وسایل و اسباب عادی پیش آمده یا نیامده؛ اگر وسایل و علل عادی پیش آمده برای انجام گرفتن این معلول، با اراده و خواست شما، اینجا خدا خواسته. اگر چنانچه شما نخواستید پیداست که خدا نخواسته؛ نه اینکه نخواستن خدا موجب بشود که شما اراده نکنید؛ نه، شما در اراده‌کردن آزادید. خدا نخواسته یعنی علت لازم مترتب نشده، این معنی خدا نخواسته.

خب چرا نمی‌گوئیم علت لازم مترتب نشده، می‌گوییم خدا نخواسته؟ برای خاطر اینکه به‌وجودآورنده‌ی علت‌ها و خاصیت‌بخش علت‌ها خدا بود. ... به‌خاطر اینکه خدا آفریننده‌ی علت‌هاست، به این دلیل. این «من‌یشاء»ها در همه جای قرآن از این قبیل است.


- نظرات (0)

رابطه بدگویی با تجسس

 تجسس در امور و زندگی شخصی دیگران ممنوع!

قرآن کریم آن گاه که از آسیب های اخلاقی و شخصیتی انسان ها سخن می راند، تجسس در امور و زندگی شخصی دیگران را یاد می کند و ایمان آورندگان را از استمرار این رفتار ناپسند اخلاقی بر حذر می دارد:

«یَا أیُّهَا الّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیرًا مِنَ الظَّنِّ إنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أیُحِبُّ أحَدُکُمْ أنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللهَ إنَّ اللهَ تَوّابٌ رَحِیمٌ»؛[1] ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان ها بپرهیزید که پاره ای از گمان ها گناه است و جاسوسی مکنید و بعضی از شما غیبت بعضی نکند. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ از آن کراهت دارید (پس) از خدا بترسید که خدا توبه پذیر و مهربان است.

نباید تردید داشت که بدگمانی نسبت به دیگران و نیز بدگویی در غیاب آنان، با تجسس برای یافتن نقطه ضعف ها یا عیوب پنهانی، پیوندی تنگاتنگ دارد. یعنی کسانی که به دلایلی دچار بدگمانی و دشمنی نسبت به کسی شده اند و یکسر به غیبت و تضعیف شخصیت اجتماعی او می پردازند، خواه ناخواه به دنبال شواهدی عینی برای اثبات گفته های خود می باشند. از این رو یا خود وارد حریم خصوصی افراد می شوند یا از ساده لوحی نزدیکان استفاده کرده و می کوشند تا اندک مایه و اعتباری که آنان در حیات جمعی شان دارند، سلب کنند.

اسلام از آن جا که نگاهی کریمانه به انسان ها دارد و حقوق فردی و اجتماعی شان را محترم می شمارد، به هیچ مسلمانی اجازه نمی دهد که سرنوشت کسی را بازیچه دست خود قرار دهد؛ زیرا با گسترش موج بی حرمتی و بی اعتمادی مردم به یکدیگر، نمی توان جامعه ای سالم و رشدیافته و معنویت گرا داشت. از طرفی نیز هراس و عدم امنیت اجتماعی مجال نمی دهد که کسی از حقوق خود یا ستمدیدگان جامعه جانبداری کند؛ زیرا ممکن است در معرض ترور شخصیت قرار گرفته و به کلی از منزلت اجتماعی اش محروم شود.

از اطلاق بسیاری از اخبار معلوم می شود که کشف سرّ مؤمنین حرام است؛ یعنی، عیوبی که از مؤمنین مستور و مخفی است، چه خَلقی یا خُلقی یا عملی باشد، حرام است اظهار آن را و افشا[2] آن را. چه شخص متصف، راضی به آن باشد یا نه؛  مگر آن که نفس عمل از اموری باشد که ذکر آن و اشاعه آن محرّم شرعی باشد؛ چون معاصی خدا که صاحب معصیت نیز نمی تواند اظهار آن کند و از جملة اشاعة فاحشه است. و این مربوط به حرمت غیبت نیست و بعید نیست اظهار مستورات مؤمنین در صورت عدم رضایت آن ها نیز محرّم باشد ولو قصد انتقاص در کار نباشد.[3]

کسانی که با انگیزه های سیاسی یا غیر سیاسی حریم خصوصی دیگران را محترم نمی شمارند و اقدام های خود را به لحاظ عرفی یا شرعی توجیه می کنند، از مسأله حرمت اظهار و افشای گناهان و لغزش های مردم و طبعاً اشاعه زشتی در جامعه، چه تلقی دارند؟ چون به هر حال این گونه دخالت های ناروا پیامدهایی غیر منتظره به همراه خواهد داشت. پندار باطلی است اگر تصور شود که زیان این گونه حرکت ها گریبانگیر یک فرد یا گروه می شود؛ چرا که امنیت اجتماعی یک جامعه و نظام را زیر سؤال می برد.

وقتی کسی یا کسانی در محل مسکونی یا اشتغال خود احساس نا امنی داشته باشند، چگونه می توان از اخلاق اجتماعی اسلام سخن به میان آورد یا مدعی کرامت انسان و عدالت اجتماعی شد؟ از این رو رهبر فقید انقلاب اسلامی در فرمان هشت ماده ای خود ـ که بر پیشانی نظام و انقلاب می درخشد ـ آشکارا از مسئولان خواستند که حرمت مردم را نگاه دارند و حریم خصوصی کسی را جولانگاه پندار و شیوه غیر انسانی ـ اسلامی خود قرار ندهند.

هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصیِ کسی بدون اذن صاحب آن ها وارد شود یا کسی را جلب کند یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه، تعقیب و مراقبت نماید و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی ـ اسلامی مرتکب شود.[4]

پی‌نوشت:
[1]. حجرات (49): 12.
[2]. «افشای» صحیح می‌باشد.
[3]. شرح چهل حدیث، ص 302.
[4]. صحیفه امام، ج 17، ص 140.

منبع:
اصول اخلاق اجتماعی اسلام از منظر امام خمینی، ابوالفضل هدایتی، موسسه تنظم و نشر آثار امام، ص 38-


- نظرات (0)

حضرت عیسی نمرده

حضرت عیسی


برخی شبهه افکنان در فضای مجازی این چنین بیان می کنند، در مورد حضرت عیسی(علیه السلام) یک علامت سوال در اذهان نقش می‌بندد: چرا کسی که طبق بیان قرآن، مرده را زنده می‌کرد، خود سرانجام کشته شد؟
خدا در آیه 49 آل عمران می فرماید: «و پيامبرى به سوى بنى‏ اسرائيل مى‏‌فرستد كه[به آنان گويد:] من از سوى پروردگارتان براى شما نشانه‏ اى[بر صدق رسالتم‏] آورده ‏ام؛ من از گل براى شما چيزى به شكل پرنده مى‌‏سازم و در آن مى‌‏دمم كه به اراده و مشيت خدا پرنده ‏اى[زنده و قادر به پرواز] مى‌‏شود؛ و كور مادرزاد و مبتلاى به پيسى را شفا می‌دهم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده مى‌‏كنم‏.»

پاسخ: باید به شما شبهه کننده گفت که حضرت عیسی(علیه السلام) کشته نشده است. قرآن می‌فرماید: «و نيز گفته آنها كه ما مسيح عيسى بن مريم رسول خدا را كشتيم- در حالى كه او را نكشتند و به دار نياويختند، و لكن كار بر آنها مشتبه شد (خيال كردند در جنگ كشته شد، يا شخص ديگرى به قيافه او كشته شد يا عيسى نامى مدعى نبوت پس از مدتى كشته شد) و حتما كسانى كه درباره او اختلاف دارند در اين باره در شك و ترديدند و جز پيروى ظن و گمان هيچ علمى بدان ندارند و يقينا او را نكشتند.»(آل عمران/157) زنده بودن حضرت عیسی(علیه السلام) را هم اهل سنت نقل کرده اند[1] و هم شیعیان[2]
وقتی که کشته نشدن حضرت عیسی(علیه السلام) ثابت است، دیگر دلیلی برای پاسخ به سوال غلط شما شبهه کنده نمی ماند. ولی در حالت کلی باید بدانی که این سخن غلط شما مانند آن است؛ کسی بگوید چون یک دکتر، متخصص سرطان است، باید در مقابل سرطان بیمه باشد؛ در حالی که اینگونه نیست و چه بسا متخصصینی، گرفتار همان بیماری می‌شوند که در درمان آن استاد هستند.

پی نوشت:
[1]. تفسیر القرآن العظیم، ابن ابی حاتم، مکتبة نزار الصطفی الباز، عربستان سعودی، 1419 هـ ق، ج 4، ص 1110، ح 6232.
[2]الامالی، . شیخ صدوق، انتشارات کتابخانه اسلامیه، تهران، 1362 هـ ش، ج 1، ص 218.


- نظرات (0)