سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



تضمین بهشت


﴿الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُون ﴾[1]آنان كسانى هستند كه پيمان خدا را [كه توحيد و وحى و نبوت است ] پس از استوارى اش [با دلايل عقلى و علمى و براهين منطقى با عدم وفاى به آن ] مى شكنند و آنچه را خدا پيوند خوردن به آن فرمان داده است [مانند پيوند با پيامبران و كتاب هاى آسمانى و اهل بيت طاهرين و خويشان ] قطع مى نمايند و در زمين تباهى و فساد بر پا مى كنند، آنانند كه زيانكارند.

گروهی وفادار به این عهد و گروهی نقض کنندۀ این عهد

انسان ها در مواجۀ با پیمان های خداوند دو گروه می شوند: گروهی وفادار به این عهد و گروهی نقض کنندۀ این عهد. عهدهای خداوند برای تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان ارائه شده است.

خداوند پیمان های خود را از طریق علمی که به انبیاء داده است و یا نازل کردن کتب الهی ارائه می دهد. قبول و عمل کردن به این پیمان ها، مصداق وفاداری به آن است و همچنین عدم قبول و عمل نکردن به آن ها مصداق نقض پیمان ها است.

مفسرین بزرگ قرآن بر اساس آیات و روایات پیمان های خداوند را در چند مصداق بیان کرده اند. ربوبیت خداوند یکی از حقایق و عهدهایی است که به تمام انسان ها ارائه شده است. در قرآن مجید ربوبیت خداوند به طور صریح بیان شده که به نوعی ابطال تمام بت ها، ربّ ها و فرهنگ های باطل است. ربوبیت این نکته را بیان می کند که مالک در تمام عوالم هستی، یکتاست و او پرورش دهنده چه در عالم تکوین و چه در مسائل پرورش حقیقی است. ربّ یعنی وجود مقدسی که مالک، مدبر، پرورش دهنده و متصرف است.

انواع تربیت های خداوند

تربیت و پرورش دادن خداوند دو نوع است: نوع اول پرورش و تربیت تکوینی است. نطفه در صلب تولید می شود و انتقال به رحم پیدا می کند. پروردگار عالم در پشت آن سه تاریکی و ظلمت (تاریکی شکم، تاریکی رحم و تاریکی بچه دان)[2] صورتگری کرده است و علقه را مضغه و مضغه را به استخوان بندی تبدیل کرده و بعد بر استخوان ها گوشت رویانده و زمانی که آماده حیات شد، روح به آن دمیده است. [3]

این نوع پرورش تکوینی در انسان، حیوانات و جمادات توسط رب یکتا صورت می گیرد.

نوع دوم پرورش و تربیت تشریعی است. زمانی که انسان به سن تکلیف می رسد، تربیت تشریعی خداوند آغاز می شود. یعنی انسان مکلف به اموری می شود که باعث پرورش و تربیت اوست. پروردگار عالم بهترین و صحیح ترین روش تربیت را برای انسان ارائه داده است. تمام مکاتبی که در مقابل خداوند به وجود آمده دارای عیب و نقص اند و در طول حیات انسان کاربرد واقعی ندارند. پیروی از روش های تربیتی تشریعی خداوند، باعث هدایت انسان و پیروی از مکاتب دیگر، باعث ضلالت و گمراهی انسان می شود که این امر را تجربه زندگی بشر نیز ثابت کرده است. [4]

اگر انسان‌ها درست عمل می‌کردند، بستر فساد در جوامع ایجاد نمی‌شد

على بن ابى حمزه مي گويد: دوستى داشتم كه از نويسندگان دفاتر بنى اميه بود، به من گفت: از حضرت صادق براى من اجازه بگير تا خدمت آن جناب مشرف شوم. من براى او اذن حضور گرفتم، هنگامى كه به محضر امام رسيد، سلام كرد و نشست، سپس گفت: فدايت گردم من در ديوان بنى اميه به شغل كتابت مشغول بودم، و از اين راه ثروت انبوهى به دست آورده ام، فعلاً از چنين درآمدى چشم پوشيده ام.

امام صادق فرمود: اگر بنى اميه كسى را براى كتابت امورشان نمي يافتند و مأمورى را براى جمع كردن ماليات پيدا نمي كردند و كسى نبود كه به سودشان بجنگد و در جماعتشان حاضر شود، قدرت بر سلب حق ما اهل بيت را نداشتند. اگر همه مردم آنان را ترك مي نمودند، و با آنچه داشتند رها مي شدند، به جز اندك مالى كه در اختيارشان بود، چیزی نداشتند. به طور قطع با کمبود نيرو و ثروت  در ميان  امت کاری از دستشان برنمي آمد.

كاتب بني اميه به آن حضرت گفت: از آنچه که به آن گرفتار شده ام راه نجاتى هست؟ حضرت فرمود: اگر تو را براى رسيدن به ساحل نجات راهنمایى كنم مي پذيرى؟ عرضه داشت: آرى مي پذيرم. فرمود: از آنچه از این طريق حقوق گرفته شده و در اختيار دارى جدا شو، چنانچه صاحب اموال را مي شناسى به آنان برگردان، و اگر نمي شناسى همه آن ها را در راه خدا صدقه بده، در صورت انجام اين كار، من بهشت را براى تو ضمانت مي كنم.

على بن ابي حمزه مي گويد: جوان كاتب مدتى طولانى سر به زير انداخت، سپس به حضرت گفت: فدايت شوم انجام مي دهم.[5]

اگر انسان ها از طاغوت ها فرمان نمی بردند و خدا را رب خود قرار می دادند، جهان اسلام به فساد کشیده نمی شد و خون ها ریخته نمی شد. خداوند در آیۀ عهد[6] ، از میان تمام اسماء خود، فقط اسم «رب» را ذکر می کند و این خود دلیلی بر اهمیت ارائه ربوبیت است.

پی نوشت:
[1]. بقره (2) : 27.
[2]. مؤلف : «خداوند در سوره زمر ، آیه شش بیان کرده که نطفه در پشت سه تاریکی پنهان است و این یکی از معجزات قرآن است که مطلبی را بیان کرده که در آن زمان کسی از آن اطلاع نداشته است. «يَخْلُقُكُمْ في بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في ظُلُماتٍ ثَلاث »، شما را در شكم هاى مادرانتان آفرينشى پس از آفرينشى ديگر در ميان تاريكى هاى سه گانه [شكم و رحم و مشيمه ] به وجود آورد.»
[3]. مؤمنون (22) : 14.
[4]. یونس (10) : 32.
[5]. کافی : 5/106؛ وافی : 17/153.
[6]. أعراف (7) : 172.

- نظرات (0)

هجوم همه جانبه شیطان


یکی از سیاست های شیطان را قرآن تعبیر می کند به سیاست هجوم همه جانبه که شیطان از همه طرف به انسان حمله می کند: قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَ‌اطَکَ الْمُسْتَقِیمَ : گفت: «پس به سبب آنکه مرا به بیراهه افکندى، من هم براى [فریفتن‌] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست./ ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَ‌هُمْ شَاکِرِ‌ینَ: آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‌تازم، و بیشترشان را شکرگزار نخواهى یافت.(سوره اعراف آیه 16 و 17)

شیطان گفت خدایا در مقابل اینکه تو من را گمراه کردی، لَأَقْعُدَنَّ: بهترین تعبیرش این است که من در کمین انسان ها و سر راه آنها می نشینم. از لحن گفتار شیطان مشخص است که ادب را رعایت نکرده چرا که خداوند کسی را گمراه نمی کند بلکه شیطان خودش راه گمراهی را برگزید.

شیطان در کمین چه می‌کند؟

می گوید: لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ از جلو وَمِنْ خَلْفِهِمْ از پشت سر آنها را اغوا می کنم. وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ از سمت راست و وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ از سمت چپ هم به آن ها هجوم می آورم. وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَ‌هُمْ شَاکِرِ‌ینَ اکثرشان هم شاکر نیستند.

یوسف قدرت کنار‌ه‌گیری از زلیخا را نداشت

شیطانی که از جلو و پشت سر و راست و چپ به انسان حمله می کند یعنی شما یک لحظه غفلت کنید در دامش گرفتار می شوید. در خیلی از شرایط تنها خدا می تواند که ما را از هجوم های شیطان حفظ کند. به خاطر همین است که قرآن در مورد حضرت یوسف می فرماید: کذالک لنصرف عنه سوء و الفحشاء یعنی آنچنان ما گناه و بدی را از یوسف دور کردیم. یعنی او قدرت کناره گیری از زلیخا را نداشت. پس نقش یوسف چه بود؟ می فرماید: او به ما پناه آورد.

آتش شهوت در جوان شعله ور است. شما فکر کنید زلیخا زن زیبا، به یوسف گفت: من درب ها را بستم و خودم را برای تو آماده ام. چیزی که یوسف گفت: "معاذ الله" یعنی پناه می برم به خدا. یعنی دوری از زلیخا کار من نیست. خدا باید من را کمک کند. "انه احسن مثوای" یعنی او تا حالا خیلی به من کمک کرده. من از او احسان ها و خوبی ها دیده ام. من را از چاه در آورده. و اگر بخواهد اینجا هم کمک می کند و دست من را می گیرد.

خدا می فرماید: "کذلک لنصرف عنه السوء" خدا می گوید ما دستش را گرفتیم. و از آن عمل بد نجاتش دادیم. "ولقد همت به": آن زن همه همت و جذمش را انجام داد که با یوسف آن کار را انجام دهد؛ "وهم بها لولا ان رءا برهان" ربه یعنی یوسف هم به آن همت می کرد اگر لطف و عنایت ما شامل حالش نمی شد.

آن وقت خیلی از افراد می گویند که من اگر بین 50 تا زن هم باشم گلیم خودم را از آب بیرون می کشم. یوسف از خدا خواست و خداوند هم کمکش کرد، وای به حال ما که اگر بخواهیم یک تنه وارد میدان شویم.

شیطان قدرت دارد

شما اگر آیت الله العظمی هم که باشید، برصیصای عابد هم که باشید او می تواند شما را فریب دهد: ان النفس الاماره با السوء الا ما رحم ربی، یوسف گفت: من نمی گویم پیغمبر زاده ام، نفس همیشه به بدی دستور می دهد مگر اینکه خدا بخواهد به آدم رحم کند و او از مهلکه نجات پیدا کند.

از امام باقر سوال کردند: معنی آیه "ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَ‌هُمْ شَاکِرِ‌ینَ" چیست؟ امام فرمود: من بین ایدیهم یعنی امر آخرت را برای بشر آسان می کند. شیطان شروع می کند به گفتن مسائلی چون؛ تو هر کاری می خواهی در این دنیا انجام بده، خدا رحیم است، شب اول قبر علی به فریادت می رسد.

شیطان می گوید: حالا این همه آدم مردن تو هم یکی از آن ها. حالا این همه آدم شب اول قبر را گذراندن تو هم یکی از آن ها.

به امیر المومنین گفتند سخت ترین چیز چیست؟ ایشان فرمودند شب اول قبر. بعد سوال کردند سخت تر از آن چیست؟ ایشان فرمودند این که انسان بخواهد دست خالی بدون توشه ای به این مسیر برود.
حضرت زهرا(س) با آن مقام به امیر المومنین فرمود: علی جان وقتی من را دفن کردی تا صبح بالای سرم قرآن بخوان، چرا که شب سختی را طی می کنم. در بیانی نیز امیر المومنین(ع) در رابطه با خودشان می فرماید: آه آه من طول السفر و قلت الزاد. اهل بیت با انهمه مقام و توانایی از کمی توشه خود و سختی راه سخن می گویند، آن وقت ما چه باید بگوییم؟

اگر فضل و رحمت خداوند نباشد، گشایشی برای ما وجود ندارد، "و لَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَن یَشَاءُ: و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هیچ کس از شما پاک نمى ‏شد ولى [این] خداست که هر کس را بخواهد پاک مى‏ گرداند."(سوره نور آیه 21)

در ادامه روایت امام باقر می فرمایند: اغوای از پشت سر یعنی شیطان امرشان می کند که مال دنیا جمع کنید و از دادن خمس و زکات منعشان می کند. اغوای از سمت راست یعنی اموری که مربوط به دین آنهاست را فاسد می کند.  کاری می کند که نماز و روزه آنها ضایع شود و بالا نرود. گناه را در نظر آن ها زیبا جلوه می دهد. 

و اغوای از سمت چپ یعنی شهوات و لذت های دنیا را محبوب انسان می کند.

با این شرایطی که شیطان برای انسان مهیا می کند، ملائکه پرسیدند: این المفر؟ آیا راه نجاتی هم برای انسان هست؟ وخداوند 2 راه را برای نجات از شیطان برای انسان ها پیشنهاد می دهد:  یکی اینکه انسان ها دست هایشان را به سمت من بلند کرده و دعا کنند. دیگر اینکه به سجده رفته و من خدا پناه بیاوند.

به عبارتی شیطان از 4 طرف انسان را احاطه می کند و تنها راه نجات بالا رو به سوی خدا و پایین سجده برای خداوند است که او را نجات می دهد و به خاطر همین است که گفته اندنزدیک ترین راه به خدا سجده است و نزدیک تر از آن این است که انسان روزه باشد و سجده کند. در قرآن هم فرموده: استعینو با الصبر و الصلاه؛ که در تفاسیر صبر را به روزه تعبیر کرده اند.


منبع:
استاد توکلی با عنوان "سیاست هجوم همه جانبه شیطان"
- نظرات (0)

چرا شیطان خلق شد؟


بعضی ها می گویند اگه خداوند هدفش این است که انسان را هدایت کند، سپس پیامبران و قرآن کریم را فرستاد تا به وسیله آن ها انسان ها به اوج کمال برسد، پس چرا شیطان را خلق کرد؟

در این موضوع چند نکته عرض می کنیم: 
اول اینکه خدا شیطان را خلق نکرد، بلکه شیطان، شیطان شد.خدا فرعون را خلق نکرد، فرعون خودش فرعون شد.  همینشیطان 6 هزار سال خدا را بندگی کرد. جزء مقربین درگاه خداوند و حتی معلم ملائکه بود. هم عابد بود و هم عالم. تنها چیزی که شیطان را شیطان کرد، سجده نکردن در مقابل آدم بود. از جنس جن بود و از ملائکه نبود وگرنه خدا را تمرد نمی کرد. خداوند در مورد ملائکه می فرماید: لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ : در سخن بر او پیشی نمی گیرند و به فرمان او کار می کنند

اما در مورد شیطان می فرماید: وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاء مِن دُونِی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا : و آنگاه که به فرشتگان گفتیم که آدم را سجده کنید ، همه جز ابلیس که ، از جن بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت سجده کردند آیا شیطان و فرزندانش را به جای من به دوستی می گیرید ، حال آنکه دشمن شمایند . ظالمان بدچیزی را به جای خدا برگزیدند.

شیطان می گوید: قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ: من از او بهترم مرا از آتش آفریده ای و او را از گل.

می گوید من از آدم بهتر هستم چرا که من را از آتش و انسان را از گل آفریدی. به نظر مردم بی مقدار ترین چیز خاک است. 

خدا راجع به جن ها می فرماید: وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ : و جن (یا پدر اجنّه) را از شعله‏ اى سفید و سرخ و سیاه از آتش آفرید.
ما جن را از آتش خلق کردیم. ملائکه از نورند. پس شیطان از طایفه جن بود و از ملائکه نبود. پس نکته اول اینکه خلایق به واسطه اعمال بد خودشان تبدیل به بد می شوند. مثل شیطان و فرعون و یزید و صدام.

سوال دوم اینکه چرا خداوند به او مهلت داد؟
به شیطان گفته شد: قال انک من المنظرین: همانا تو از مهلت داده شدگانی و در سوره ص فرمود: الی وقت معلوم.  بین مفسرین بهترین تفسیر راجع به مهلت شیطان تا ظهور حضرت مهدی است. از امام معصوم سوال کردند چرا خداوند به شیطان مهلت داد؟ امام فرمود چون 6 هزار سال خدا را عبادت کرده بود، خداوند خواست پاداش 6 هزار سال عبادتش را بده. یک دعایش را مستجاب کرد.

وجود شیطان باعث رشد انسان می‌شود

در کل وجود شیطان برای رشد انسان موثر هست که دلایل آن را در ذیل توضیح می دهیم:

نکته اول این که استعدادهایی در وجود انسان نهفته است که اگر حریفی برای انسان نباشد این استعدادها بروز نمی کنند.مثلا اگر مریضی نبود، علم طب اینقدر پیشرفت نمی کرد. شما یک کشتی گیر را در نظر بگیرید. اگر حریف تمرینی نداشته باشد روز به روز این کشتی گیر ضعیف می شود. انسان هم همینطور است.

همین واکسن هپاتیت و آمفولانزا و ... اینها میکروب را به بدن انسان وارد می کنند . یعنی میکرب آمفولانزا وارد بدن ما می شود. اما خیلی قوی وارد نمی کنند که انسان مریض شود. بدن تا می بیند این میکروب وارد شد، پادزهرش را می سازد و ترشح می کند. و وقتی آمفولانزای شدیدی بخواهد وارد بدن شود، چون بدن از قبل آمادگی پیدا کرده با این ویروس مقابله می کند.

خدا هم شیطان را وارد بدن انسان کرد که انسان پادزهرش را بزند و دیگر هیچ شیطانی نتواند او را از راه به در کند. همان طور که می دانید شیطان فقط جن نیست. ما شیطان انسی هم داریم. آیه قرآن است که یدعو حزبه، شیطان هم برای خوش دسته و حزبی دارد که همه آن ها را فرا می خواند؛ و یکونو من اصحاب السعیر. همه سعیش را می کند که شما را جهنمی کند. هم لشکر جنی دارد و هم لشکر انسی. 

شناخت نقاط ضعف

وسوسه های شیطان و هجوم او به انسان باعث می شود که انسان نقاط ضعف خودش را بشناسد. شما تا با یک کشتی گیر ماهر کشتی نگرفته باشی فکر می کنی همه را می توانی شکست دهی، اما وقتی کشتی میگیری و ضربه فنی می شوی تازه نقاط ضعف خودت را می شناسی. 

در قرآن داریم؛ اخذناکم بالبأس و الضرّاء. یعنی با سختی ها بندگانم را تربیت می کنم، لعلکم یضرعون؛ تا اینکه غرورشان را بشکنند و من را صدا بزنند.


منبع:
بیانات استاد مهدی توکلی؛ تلخیصی از سخنرانی در رابطه با "روش اغواگری شیطان"


- نظرات (0)

4ناله ابلیس

شیطان

ابلیس از زمانی که از درگاه خداوند اخراج شد، سوگند یاد کرد تمام انسان‌ها را اغوا کند؛ قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ‏ أَجْمَعین‏؛ [شیطان‏] گفت: «پس به‌عزّت تو سوگند که همگى را جدّاً از راه به در مى‏‌برم» (سوره صاد:82)؛ خداوند نیز در آیات متعددی مردم را از مکر و دشمنی او آگاه ساخت و فرمود: «إِنَّ الشَّیْطانَ‏ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبین‏؛ شیطان نسبت به انسان دشمنی آشکار است» و در آیه‌ای دیگر به‌صراحت فرمود: «أَلَمْ‌أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی‏‌آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ؛ اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید، زیرا وى دشمن آشکار شماست؟».

اما گروهی با فریب شیطان راه باطل پیش گرفتند و سعی کردند با جریان حق که همان خط انبیاء و اوصیاست سر ستیز داشته باشند؛ این جریان با عنوان حزب‌الشیطان در قرآن معرفی شد. اینها با سر سپردن به اوامر شیطان خواه به‌صورت دریافت القاء و یا خواه به‌صورت مستقیم راه عبودیت او را پیش گرفتند و بنا را بر فساد در زمین نهادند تا به امیال شهوانی و دنیایی خود دست یابند.

ابلیس که از این فرصت در راستای اهداف خود که همان انحراف انسان‌ها از خط مستقیم خداوند و به دنبال آن نابودی نسل انسان‌هاست، بهره برد و هرچند در مقاطع متعددی توانست ضربات زیادی بر پیکره جبهه حق وارد کند، اما هیچ گاه نتوانست مسیر کاروان بشریت به سوی آرمان‌های الهی را سد کند تا اینکه این کاروان به جریان غدیر رسید؛ در این ماجرا خداوند از مجرای رسول گرامی اسلام(ص) و به واسطه انتصاب رسمیِ امام علی(ع) به منصب ولایت‌اللهی تمام نعمات خاصه و کمال دین را بر عالم و آدم جاری کرد. طبیعتاً این مسأله برای لشکر باطل به خصوص ابلیس بسیار گران تمام شد. امام باقر(ع)  در یک روایت به نقل از پدر بزرگوارشان امام صادق(ع) شدت ناراحتی ابلیس از وقوع جریان غدیر را اینگونه بیان می‌کند:

شیطان دشمن خدا چهار بار ناله کرد: روزى که مورد لعن خدا واقع شد، روزى که به زمین هبوط کرد، روزى که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مبعوث شد و روز عید غدیر.

إِنَّ إِبْلِیسَ عَدُوُّ اللَّهِ رَنَّ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ: یَوْمَ‏ لُعِنَ‏، وَ یَوْمَ أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ، وَ یَوْمَ‏ بُعِثَ‏ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ یَوْمَ الْغَدِیرِ». (قرب‌الاسناد، ص9)
جالب توجه اینکه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه‎ای معروف به «قاصعه» بعد از آنکه به مذمت شیطان به دلیل عدم سجده بر آدم (علیه‌السلام) پرداخت و مردم را از تبعیت راه او بر حذر داشت، فرمود:

«من هنگامى که وحى بر پیامبر(ص) فرود آمد، ناله شیطان را شنیدم. گفتم: اى فرستاده خدا این آوا چیست؟ گفت: «این شیطان است که از آن که او را نپرستند ناامید و نگران است. همانا تو می‎‏شنوى آنچه را من می‎شنوم و می‎‏بینى آنچه را من می‎بینم، جز این که تو پیامبر نیستى و وزیرى و بر راه خیر می‎روى‏.»
بنابراین ابلیس که به ناچار با این صحنه مواجه شد، بنای خویش را بر ادامه دشمنی با خاندان وحی نهاد و آنچه که نباید اتفاق می‌افتاد، رخ داد.
- نظرات (0)

امید‌بخش‌ترین آیه قرآن

جهنم،دوزخ
امیر‌المؤمنین حضرت على‏‌ علیه‌السلام بر جمعى وارد شد و از آنها سؤال کرد: آیا مى‏‌دانید امیدبخش‏ترین آیه‏ قرآن کدام است؟!
هر کس به فراخور حال خویش آیه‏‌اى را خواند. بعضى گفتند: آیه‏ «انّ اللَّه لایغفر اَن یشرک به و یغفر مادون ذلک»(نساء ۴۸) یعنى خداوند جز شرک، گناهان دیگر را مى‏‌بخشد.
برخی دیگر بر آن بودند که این آیه است؛ «و مَن یعمل سوء او یظلم نفسه ثمّ یستغفر اللّه یجد اللّه غفوراً رحیما»(نساء۱۱۰) یعنى هر کس خلافکار و ظالم باشد ولى استغفار کند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد یافت.
عده‏‌اى اظهار داشتند: آیه‏ «یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة اللّه انّ اللّه یغفر الذنوب جمیعاً»(زمر ۵۳) یعنى اى بندگان من که در حقّ خود اسراف کرده‌اید! از رحمت خدا مأیوس نشوید، زیرا او همه‏ گناهان را مى‌‏بخشد.
تعدادى هم نظر به این آیه داشتند؛ «والذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا اللّه فاستغفروا لذنوبهم و مَن یغفر الذنوب الاّ اللّه»(آل‌عمران ۱۳۴) یعنى کسانى که اگر کار زشتى انجام دادند و به خودشان ظلم کردند، یاد خداوند مى‏‌کنند و براى گناهان خویش استغفار مى‏‌نمایند، و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد.
بعد از اینکه حضرت نظرات آنان را شنید، فرمود: از حبیبم رسول خدا صلى الله علیه وآله شنیدم که فرمود: امیدبخش‏ترین آیه در قرآن این آیه است: «وَأَقِمِ الصَّلَوةَ طَرَفَىِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِّنَ الَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ»
سپس پیامبر صلى الله علیه و آله ادامه دادند: یاعلى سوگند به خداوندى که مرا بشیر و نذیر به سوى مردم مبعوث کرد، وقتى که انسان براى نماز وضو بگیرد، گناهانش ریخته مى‏‌شود و زمانى که رو به قبله کند پاک مى‏‌شود. یاعلى مثال اقامه کننده‏ نمازهاى روزانه، مثل کسى است که هر روز پنج مرتبه در نهر آبى که جلوى منزل اوست خود را شستشو کند.(تفاسیر مجمع‌‏البیان و کنزالدقائق.)

متن آیه

وَأَقِمِ الصَّلَوةَ طَرَفَىِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِّنَ الَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى‏ لِلذَّکِرِینَ
وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ

ترجمه

و نماز را در دو طرف روز و اوایل شب بپادار، (زیرا) بدرستى که کارهاى نیکو (همچون نماز)، بدى‏‌ها را محو مى‏‌کند، این (فرمان)، تذکّرى است براى اهل ذکر و پایدار باش، که همانا خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‏‌کند.

در روایات، مراد از دو طرف روز، صبح و مغرب، و مراد از اوایل شب، نماز عشا بیان شده است.(تفسیر کنزالدقائق) البتّه این آیه در مقام بیان تمام نمازهاى روزانه نیست.

شخصى از اعمال زشت خویش ناراحت بود، لذا پس از نماز در مسجد از پیامبرصلى الله علیه وآله خواست تا او را حدّ بزند، حضرت به او فرمود: چون بعد از آن عمل خلاف، در نماز جماعت شرکت کرده‏‌اى، خداوند تو را بخشید.(تفسیر مجمع‏‌البیان)

از امام صادق ‏علیه السلام سؤال شد که شخصى از طریق طاغوت درآمدهایى را بدست آورده و با امید به آیه‏ «انّ الحسنات یذهبن السیئات» به فقرا کمک مى‏‌کند و به حج مى‏‌رود؟ حضرت فرمود: «انّ الخطیئة لاتکفر الخطیئة» گناه را نمى‏‌توان با گناه پوشاند.(تفسیر کنزالدقائق) آنچه را بدست آورده مالِ مردم است و تصرّف در مال مردم به هر شکل حرام است.

پیام‌ها

رهبر باید الگوى مردم باشد. «فاستقم... اقم...»
نماز را باید با شرایط و آداب کامل بجاى آورد. در کلمه‏ «اقامه»، معناى کمال و تمام نهفته است. «اقم الصلاة»
نماز، قوّت قلب مؤمنان است. چون در آیات گذشته، فرمان به استقامت و عدم اعتماد به ظالمان مطرح شد و این امور نیاز به روحیّه‏ بالا دارد، لذا در این آیه، خداوند امر به تقویت روح با اهرم نماز مى‏‌فرماید. «فاستقم... و اقم الصلاة»

نمازها را باید در وقت مقرّر انجام داد. «طرفى النهار»
نماز، روشن‏ترین نمونه‏ کار نیک است. «اقم... ان الحسنات...»
اعمال انسان در یکدیگر تأثیر دارند. «ان الحسنات یذهبن السیئات»
دستور به نماز، روشن‏‌ترین پند خداست. «ذلک ذکرى» (نماز، ذکر الهى است)
همه‏ افراد از تذکّرات الهى، بهره‏‌مند نمى‏‌شوند.«ذکرى للذاکرین»
برپایى واقامه‏ نماز، پشتکار وحوصله مى‏‌خواهد. «اقم الصلاة ، واصبر»
- نظرات (0)