سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



روزی بی حساب

دعا و قرآن

آیات ۳۷ و ۳۸ سوره مبارکه نور به خصوصیات انسان‌هایی اشاره می‌کند که هیچ چیز دنیایی آنها را از یاد خدا غافل نمی‌کند و با این حال از روز قیامت و حساب و کتاب بیمناک هستند. اینها کسانی هستند که خداوند بیش از آنچه عمل خیرشان است به آنها پاداش می‌دهد. پاداشی که حساب و کتاب ندارد و میزان آن فراوان و فوق انتظار است.

اهمیت اطاعت از خدا و غافل نشدن از او و فرامینش نکاتی است که در این آیه آمده و کسانی که هیچ چیز دنیایی نتواند آنها را از یاد خدا غافل کند قطعاً سعادتمند دنیا و آخرت هستند.

مردان و زنان با ایمانی که از هدایت الهی بهره‌مند می‌شوند، برای رفع نیاز‌های مادی و دنیوی خود تلاش می‌کنند و به کسب و کار و تجارت می‌پردازند، اما این کارها آنها را از امور معنوی و انجام وظایف دینی باز نمی‌دارد و همواره به فکر عاقبت کار خود هستند و توجه دارند که باید در دادگاه قیامت حاضر شده و پاسخگوی کارهای خود باشند. همین امر، به عنوان عاملی قوی، اهل ایمان را از زشتی‌ها باز می دارد و به سوی کارهای خوب و شایسته سوق می‌دهد.

به این آیات توجه کنید

رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَرَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِیتَآءِ الزَّکَوةِ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَرُ(۳۷)
لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ‏(۳۸)

ترجمه

مردانى که هیچ تجارت و معامله‏‌اى آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات، سرگرم و مشغول نمى‏‌کند، از روزى که در آن، دل‌ها و چشم‏‌ها دگرگون مى‏‌شود بیمناک‌اند.(۳۷)
تا خداوند به آنان به نیکوتر از آنچه کرده‏‌اند پاداش بدهد و از فضل و رحمت خویش بر پاداششان بی‌افزاید و خداوند هر کس را بخواهد بدون حساب روزى مى‏‌دهد.(۳۸)

کلمه‏ «رِجال» در این آیه شامل همه‏ بندگان خدا مى‏‌شود، چه مرد و چه زن. «تجارت»، داد و ستد دائمى براى به دست آوردن سود است، ولى «بیع» خرید و فروش مقطعى براى رفع نیازهاى زندگى است.(تفسیر المیزان)

در حدیث مى‏‌خوانیم: مراد از کسانى که در این آیه از آنها یاد شده است، تجارى هستند که با شنیدن صداى اذان، تجارت را رها مى‏‌کنند و به سوى نماز مى‏‌روند.

تجارت، تنها عاملى نیست که انسان را سرگرم مى‏‌کند و از یاد خدا باز مى‏‌دارد، عوامل دیگرى نیز در قرآن کریم ذکر شده است، از جمله: تکاثر، آرزو، فرزند و دوست بد.

پیام ها

کسانى که تجارت آنان را غافل نکند، مردان بزرگى هستند. («رجالٌ» با تنوین آمده که علامت بزرگى و عظمت است)

اگر ایمان و اراده‏ قوى باشد، ابزار و وسائل اثرى ندارند. «لا تُلهیهم تجارة»

بازار اسلامى، هنگام نماز باید تعطیل شود. «لا تُلهیهم تجارة»

حتّى کارهاى حلال و مباح نباید انسان را از یاد خدا غافل کند، چه رسد به کارهاى مکروه و حرام. «لا تُلهیهم تجارة»

ترک تجارت، ارزش نیست، بلکه تجارت همراه با یاد خدا و نماز و زکات ارزش است. «لا تُلهیهم تجارة... عن ذکر اللّه و...» (مردان خدا براى زندگى دنیوى تلاش مى‏کنند، ولى از آخرت غافل نیستند.)

ایمان به آخرت، دنیا را نزد انسان کوچک مى‏‌کند. «لا تُلهیهم... یخافون یوماً»

با این که نماز ذکر خداست، ولى به خاطر اهمیّت، جداگانه مطرح شده است. «ذکر اللّه و اقام الصلوة»

نماز و زکات، در کنار یکدیگرند و کسانى استحقاق ستایش دارند که اهل هر دو باشند. «اِقام الصّلوة و ایتاء الزّکاة»

دنیا، شما را از آخرت غافل نکند. «یَخافون یوماً»

صحنه‏‌هاى قیامت، چشم‏‌ها را خاشع و دلها را منقلب مى‏‌سازد. «تَتقلّب فیه القلوب والابصار»

خداوند کم و کاستى‏‌هاى اعمال مردان خدا را جبران کرده و پاداش کامل به آنان مى‏‌دهد. «لِیجزیَهم اللّه أحسن ما
عملوا»

پاداش را بیش از عمل بدهید. «و یزیدهم من فضله» (در اسلام سفارش شده است که مزد را معیّن کنید، ولى هنگام
پرداخت بیش از آن مقدار بدهید.)

اگر از سود دنیا بگذرید، به سود بى‏‌حساب آخرت مى‏‌رسید. «لاتُلهیهم تجارة - واللّه یرزق ... بغیرحساب» (مراد از رزقِ
بى‏‌حساب، پاداشى فراوان و فوق انتظار است.)


- نظرات (0)

عذاب وسختی صالحان

فقر

موضوع عقاب و مجازات گنهکاران در دنیا موضوعی است که صحبت‌های زیادی درباره آن مطرح است خصوصاً اینکه چرا برخی مدام در سختی و رنج هستند و از گرفتاری‌های آنها تمامی ندارد با اینکه انسان‌های ظاهراً مؤمنی هستند.

خداوند در آیه ۷۵ سوره مؤمنون به بیان دلایل این امر پرداخته و طغیان انسان‌ها را یکی از دلایل برطرف نشدن بدبختی‌ها و گرفتاری‌های برخی انسا‌ن‌ها بیان می‌کند.

در همین زمینه از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که فرمودند: فراموش کردن و غفلت از معصیت و گناه، از بزرگترین عذاب‌ها و عقوبت‌هاى خداوند است در دنیا، و از موثرترین اسباب گرفتارى و سختى است در روز قیامت. و تا بنده مؤمن اشتغال به طاعت خدا و معرفت عیوب نفسانى خود داشته و آنچه را که به دین او صدمه و ضرر دارد ترک مى‌کند؛ پس او از آفات دور و محفوظ بوده، و در دریاى رحمت پروردگار غوطه‏ ور خواهد شد. و چنین شخصى از جواهر حکمت و از لطائف معارف و حقایق استفاده خواهد کرد.

و اگر کسى در انجام وظائف خود غفلت ورزیده و معاصى خود را فراموش کرده، و تمام اعتماد و توجه و اتکاء او به قدرت و قوت و نیروى خود شد، به طور مسلم چنین آدمى رستگار نخواهد بود.( مصباح الشریعة/ ترجمه مصطفوى/ ص: 34)

به این آیه توجه کنید:

«وَلَوْ رَحِمْنَهُمْ وَکَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّواْ فِى طُغْیَنِهِمْ یَعْمَهُونَ‏»

ترجمه

و (بر فرض) اگر به آنها رحم کنیم و (رنج و عذاب و) بدبختى‏‌هاى آنان را برطرف سازیم (به جاى هوشیارى و شکر) در طغیانشان کوردلانه اصرار مى‏‌ورزند.

در تفسیر «کنزالدّقائق» و «روح البیان» مى‏‌خوانیم: زمانى در مکه قحطى شد، ابوسفیان از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله درخواست دعا کرد، حضرت دست به دعا برداشت و قحطى برطرف شد، اما سپس آیه‏ فوق نازل شد.

طغیان موضوعای است که در این آیه به آن اشاره شده است اما طغیان هم در افراد مختلف، تفاوت دارد که در ادامه به برخی اشاره می‌کنیم؛

طغیان عالمان، در علم است که به وسیله‏ تفاخر و مباهات جلوه مى‏‌کند.
طغیان ثروتمندان در مال است که به وسیله‏ بخل خود را نشان مى‏‌دهد.
طغیان صالحان در عمل نیک است که به وسیله‏ ریا و سُمعه (خودنمایى و شهرت‏طلبى) نمایان مى‏‌شود.
طغیان هواپرستان در پیروى از شهوت‏‌ها جلوه مى‏‌کند. (تفسیر روح‏‌البیان).

در همین زمینه خداوند در آیه ۵۷ سوره کهف از کسانی که از آیات الهی رویگردانده و به آن عمل نمی‌کنند به ستمکار تعبیر شده است.

پیام‌ها

رفاه و آسایش، جلوه‏ رحمت الهى است. «رَحِمناهم و کشفنا»
خدمت و محبّت به افراد بى‏‌شخصیّت، بى‏‌ثمر است. «رَحِمنا - للجّوا»
انسان‏هاى بى‏‌ایمان، از فرصت‏‌ها و مهلت‏‌ها سوء استفاده مى‏‌کنند. «لایؤمنون بالآخرة... للجّوا فى طغیانهم»
طغیانگرى، انسان را سرگردان مى‏‌کند. «فى طغیانهم یعمهون»


- نظرات (0)

شاه کلیدحقیقی شادی

شادی در قران
«آیه شریفه ای در قرآن وجود دارد که می فرماید: لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ. این یکی از آن نشانه های مهم و اساسی است که در این باره در قرآن مطرح شده است. آیه به ما می گوید به آنچه که از دست می دهید زیاد اندوه نخورید و به خاطر آن چیزی هم که به دست می آورید زیاد شادمان نشوید. اگر نعمت و لذتی از دست رفت به جرع و فزع نیفتید. این طور نباشد فکر کنید دنیا روی سرتان خراب شده است و همه چیز به بن بست رسیده و زندگی تمام شده است.  در حقیقت انسان مومن به قدری ظرفیت و  سعه صدر و کمال دارد که حتی اگر دنیایش را هم از او بگیرند می گوید من خدا دارم و رازق و پشتیبان من خداوند است و او  مرا رها نمی کند. در آن سو آیه تصریح می کند که اگر دنیا به شما روی کرد و به نعمت و گشایشی رسیدید نباید سرمست و مغرور شوید.  این همان اعتدالی است که از آن سخن گفتیم و باز این جا هم می بینید که در حقیقت انسان مومن انسانی معتدلی است که نه از به دست آوردن سرمست و مغرور می شود و نه به خاطر از دست دادن دچار چنان حرمانی می شود که خود را ببازد. »

آنچه در ادامه می آید  بخش دوم گفتگوی گروه قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با محمود کریمی، استاد  علوم قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق (ع) درباره نسبت دین و شادی است که در ادامه می آید.

با توجه به آن چیزی که در بخش اول گفتگو بیان کردید می توان گفت در حقیقت تامین شادی عمیق و مانا برای انسان زمانی می تواند روی دهد که بتواند خوراکی مناسب برای روح خود فراهم نماید؟

بله و البته توجه کنیم که  نه تنها در اسلام که در همه ادیان این خوراک های معنوی و روحی آماده شده است. شما در اسلام پنج بار نماز را به عنوان نماز واجب تجربه می کنید. ظاهر قضیه تکلیف است و کسی که معتقد نباشد حتی شاید برای او ملال آور هم باشد اما آن کسی که با نماز ارتباط حقیقی می گیرد می داند که با بالاترین قدرت که خداوند باشد رابطه برقرار کرده است و چون به بالاترین قدرت متصل شده است پس ترسی هم نخواهد داشت. وجودی هم که در آن ترسی نباشد و خوف و نگرانی از آینده و پیش آمدهای فردا نداشته باشد در آن صورت به شادی خواهد رسید. چرا بسیاری از افراد در زندگی دچار نگرانی هستند و انواع ترس ها اجازه نمی دهد که آن ها  با شادی عمیقی مواجه شوند؟  به خاطر این که آن ارتباط با خداوند را نه به شکل ملال آور که به شکل حقیقی تجریه نمی کنند اما وقتی کسی خود را متصل به یک قدرت عظیم می بیند این چنین کسی می داند که رشته امور جهان دست این و آن نیست که دچار تشویش کند و حتی اگر مصیبت و ناگواری ای به این فرد برسد آن مصیبت و ناگواری آرامش عمیق درونی آن فرد را به هم نمی زند.

در حقیقت بسته به این که شما در ظاهر و رویه زندگی سکنی گزیده باشید یا عمیقا متصل باشی به آن فطرت و درون مایه اصلی باشید نگاه شما به اتفاقات عالم تغییر خواهد کرد. مثلا وقت کسی صدقه می دهد یا انفاق می کند زکات می دهد در لایه اول و ظاهری این طور به نظر می رسد که از فرد کم می شود اما وقتی کسی با حقیقت این اعمال آشنا شد احساس می کند هر کمکی به دیگران در حقیقت کمک به خود اوست. هر بخششی در حقیقت بخشیدن خود است چون وقتی کسی در مسیر انفاق و بخشایش قرار می گیرد به سعه صدر می رسد و روح بزرگ و فراخی می یابد و فرد این را در درون خود حس می کند  ظرفیتی پیدا کرده است که پیش تر در خود احساس نمی کرد و این هاست که انسان را مستعد شادی حقیقی می کند. شادی حقیقی وقتی ظاهر می شود که شما واجد چنان ظرفیتی می شوید که دیگر حوادث عالم از آنچه خوشایند به نظر می رسد یا ناخوشایند تاثیر چندانی بر روی شما نمی گذارد.

جنس شادی حقیقی از چیست؟

همه افرادی که در زندگی چنین تجربه هایی داشته اند می دانند که جنس این شادی حقیقی از چیست. می دانند که مثلا یک دروازه بزرگ برای شادی خدمت کردن است. ظاهر قضیه ممکن است حتی بسیار پرزحمت به نظر برسد. شما چندین روز صرف می کنید تا گرهی از کار کسی باز شود چندین روز زمان می گذارید تا در حق یک برادر یا خواهر دینی گره گشایی انجام دهید و وقتی ناراحتی یا فرد اندوهگین یا مبتلا به ناراحتی را برطرف می کنید آن بهجت درونی در شما پدیدار می شود.

پس یک نکته کلیدی در رسیدن به شادی این است که انسان متوجه مسئولیت های اجتماعی خود باشد و خدمت به دیگران را از یاد نبرد؟

بله اساسا لازمه اعتدال همین است که من نگاه کنم به این که اگر خانواده من برخودار است آیا همسایه و همشهری من هم برخوردار است؟ اساسا انسان یک موجود اجتماعی است و شما وقتی وارد یک جمعی شوید که ببینید انها افسرده اند حتی اگر شما از مواهب بسیاری هم برخوردار باشید انگاه مساله آنها ناخوداگاه مساله شما هم می شود چون  همه ما در کنار هم زندگی می کنیم و از مسایل هم برکنار نیسیتم.

مساله ارتباط انسان با شادی در آیات و روایات ما چگونه مطرح می شود؟ می خواهم بدانم آن شاه کلیدهایی که در آیات و روایات ما درباره رموز شاد زیستن طرح شده چیست؟

آیه شریفه ای در قرآن وجود دارد که می فرماید: لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ. این یکی از آن نشانه های مهم و اساسی است که در این باره در قرآن مطرح شده است. آیه به ما می گوید به آنچه که از دست می دهید زیاد اندوه نخورید و به خاطر آن چیزی هم که به دست می آورید زیاد شادمان نشوید. اگر نعمت و لذتی از دست رفت به جزع و فزع نیفتید. این طور نباشد فکر کنید دنیا روی سرتان خراب شده است و همه چیز به بن بست رسیده و زندگی تمام شده است.  در حقیقت انسان مومن به قدری ظرفیت و سعه صدر و کمال دارد که حتی اگر دنیایش را هم از او بگیرند می گوید من خدا دارم و رازق و پشتیبان من خداوند است و او  مرا رها نمی کند. در آن سو آیه تصریح می کند که اگر دنیا به شما روی کرد و به نعمت و گشایشی رسیدید نباید سرمست و مغرور شوید.  این همان اعتدالی است که از آن سخن گفتیم و باز این جا هم می بینید که در حقیقت انسان مومن انسانی معتدلی است که نه از به دست آوردن سرمست و مغرور می شود و نه به خاطر از دست دادن دچار چنان حرمانی می شود که خود را ببازد.


- نظرات (0)

سختی‌های نبوت


محمدرسول الله

شیوه تبلیغ و دعوت و صبر و بردباری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مدت ۲۳ سال یکی از عوامل اصلی در موفقیت مکتب اسلام در برابر شرک جاهلی با تمام امکانات و استعدادهایش شد. این دعوت البته در ارتباط مستقیم با شخصیت کمال یافته ایشان بود. شخصیتی که استقامت، صبر و بردباری از ویژگی‌های بارزش است.

خداوند در قرآن کریم بارها پیامبر(ص) را به صبر و بردباری در برابر مشکلات دعوت کرده و یکی از راه‌های آسان شدن مشکلات بر پیامبر را آشنایی ایشان با تاریخ انبیای پیشین برشمرده است.

همچنین خداوند در آیات متعدد پیروزی بر مشرکان و کفار را قطعی بیان کرده تا پیامبر(ص) بداند که تحمل سختی‌ها و مشکلات بی‌ثمر و بی‌نتیجه نیست و قطعاً پیروزی از آن او و پیروانش است.

به این آیه توجه کنید

وَلَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُواْ عَلَى‏ مَا کُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى‏ أَتَهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَآءَکَ مِن نَبَإِىْ الْمُرْسَلِینَ‏ (سوره انعام آیه ۳۴)

ترجمه

و همانا پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند، لیکن در برابر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند صبر کردند، تا یارى ما به آنان رسید. (تو نیز چنین باش زیرا) براى کلمات (و سنّت‏هاى) خداوند، تغییر دهنده‏اى نیست. قطعاً از اخبار پیامبران براى تو آمده است (و با تاریخ آنان آشنایى).

در تفسیر نور درباره این آیه آمده است؛

«کلمات» به معناى سنت‏‌هاى الهى است: «ولقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین انّهم لهم المنصورون وانّ جُندنا لهم الغالبون» (صافّات، ۱۷۱ تا ۱۷۳)

تاریخ، سرچشمه و منبعى پذیرفته شده براى شناخت حوادث است. از صبر انبیاى پیشین و نابودى اقوامى چون قوم هود وصالح ولوط و ... که تکذیب کردند، باید عبرت گرفت، سنّت و برنامه الهى، فرستادن رسولان و آزادى مردم در انتخاب است. کافران را به کیفر مى‏‌رساند و رسولان را در راه دعوت، امداد مى‏‌کند.

در آیات متعدّدى از قرآن خداوند یارى و پیروزى رهبران و مؤمنان صابر را بر خود لازم دانسته است از جمله:
«کتب‏اللّه لاغلبنّ أنا و رسلى» (مجادله، ۲۱)
«وکان حقّاً علینا نصر المؤمنین» (روم، ۴۷)
«انّا لننصر رسلنا» (غافر، ۵۱)
«ولینصرنّ اللَّه من ینصره» (حج،۴۰)

پیام‌ها

راه حقّ، هیچ‌گاه هموار نبوده و تحققّ آرمان انبیا همراه با تحمّل مشکلات بوده است. «فصبروا على ما کذّبوا»
یکى از بهترین اهرم‏‌هاى مقاومت در برابر شداید، بیان امدادهاى الهى است. «فصبروا... حتّى اتاهم نصرنا»
رهبران، انتظار اطاعت همه را نداشته باشند. «کُذّبوا»
شرط اصلى پیروزى، صبر است. «فصبروا... حتّى اتاهم نصرنا» (خداوند به صابران، نوید پیروزى مى‏‌دهد)
دشمنان از هیچ تلاشى علیه حق، کوتاهى نمى‏‌کنند، خواه تکذیب باشد و خواه آزار. «کذّبوا، اوذوا»
صبر مستمر، زمینه‏‌ساز نزول نصرت و رحمت الهى است. «فصبروا... حتّى أتاهم نصرنا»
حقّ، پیروز است. «اتاهم نصرنا»
سنّت‏‌هاى الهى تغییر ناپذیر است و خداوند خلف وعده نمى‏‌کند. «لامبدّل لکلمات اللّه»
هر کس باید نمونه‏‌هاى مشابه خود را در تاریخ بشناسد. خداوند خطاب به پیامبر مى‏‌فرماید: «و لقد جاءک من نبأ المرسلین»
از زحمات و رنج‏‌هاى پیشینیان باید یاد و قدردانى کرد. «و لقد جاءک من نبأ المرسلین»


- نظرات (0)

انتقاد از جمودگرایی و عدم تعقل

شیخ مفید

بی‌تردید وجود علما و فرهیختگان در جامعه می‌تواند ثمرات و نتایج درخشانی را در شکوفایی و پرباری جامعه داشته باشد. چنانچه این تأثیر را در تاریخ درخشان فقه شیعه با حضور عالم برجسته و وارسته‌ای چون محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید، مشاهده می‌کنیم. این درخشش به حدی است که به حق باید گفت شیعه امامیه و علمای شیعه، مدیون این عالم بزرگ هستند. عالمی که همگان بر علم، عدالت و وثاقت او اتفاق نظر داشته و او را داناترین افراد به فقه و کلام در عصر خود معرفی می‌کنند.

با ظهور و بروز شیخ مفید، در راستای قوّت، گسترش و تعمیق علوم و دانش شیعی، حرکت ارزشمندی پایه‌گذاری شد و آن فعال کردن مرکب عقل و خرد بود. شیخ، با آشنایی که از مکتب اهل حدیث داشت، از جمودگرایی و عدم تعمق آنان در روایات به‌شدت انتقاد و به اهل حدیث شدیداً حمله می‌کند.


مرحوم شیخ مفید، در تمام رشته‌ها آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشته و اثرات مثبت و خیره کننده‌ای داشته است، چنانچه حتی علمای غیر شیعه توانایی وی را یادآور شده و از آن تجلیل کرده‌اند.

فتح الفتوحی در تاریخ فقه شیعه

یکی از حوزه‌هایی که شیخ در  ‌آن بسیار فروزان درخشید به‌طوری که تاریخ را تحت تأثیرات خود قرارداد فقه شیعه بود. آشکارترین و حساس‌ترین این تحولات با توجه به شرایط زمانی و همچنین نوپا بودن فقه شیعه و ناهماهنگی فتاوایی که از دوران‌های قبل شیخ مفید شکل‌گرفته و باقی مانده بود، فقه را در مکتب تشیع دچار ضعف‌هایی کرده بود که در برهه‌ای از تاریخ یعنی در سده چهارم هجری که بنابر نظر بسیاری آن را "فتح الفتوح" تاریخ شیعه می‌دانند. با حضور و تأثیرگذاری عالم برجسته‌ای چون شیخ مفید، ضعف‌ها فروریخته و شاهد شکوفایی و تحول عظیمی در این حوزه از چگونگی، کیفیت و شکل‌گیری جلسات درس و آموزش فقه گرفته تا مسائل بنیانی و اصولی بدنه این مباحث در این راستا هستیم.

آوازه این تحول به‌قدری وسیع، عظیم و تکان‌دهنده بود که از طرفی برای همیشه در تاریخ فقه شیعه ماندگار شد، چنانچه معیارهایی که امروزه فقها برای استنباط احکام شرعی از آن بهره می‌برند را مدیون این فقیه بزرگ هستند و از طرف دیگر دوست و دشمن زبان به تمجید او گشودند.

همان‌طور که گفته شد جهان اسلام در عصر «مفید» جامعه تحول و نوآوری بر خود پوشید و این بدین جهت بود که در اواسط قرن چهارم هجری محدودیت شیعیان با تأسیس شاخه‌ای از حکومت آل‌بویه به رهبری عضدالدوله بعد از یک دوره فشار بنی‌امیه و جو خفقان بار خلفا و حکمرانان، کاهش یافت و شیعیان توانستند در این فرصت که البته خیلی هم طولانی نبود در پناه آل‌بویه از آزادی بهره برده و عقاید خویش را نشر دادند. محمدبن نعمان، شیخ مفید در این عصر می‌زیست و با توجه به اوضاع، از مقام و منزلتی بسیار برخوردار بود.

بعد از وفات عضدالدوله بار دیگر غبار دشمنی بر شیعه گردافشانی کرد، اما این بار شیخ مفید یک تنه با مدیریت و توانایی که داشت بر اوضاع تسلط پیدا کرد و تحولات و خدماتی را در راستای تشر و شکوفایی فرهنگ و علوم شیعی ایجاد نمود.

فتح بابی در حیطه مناظرات

خدمات شیخ مفید در راستای نشر مکتب تشیع در بسیاری موارد مخالفان را به خشم می‌آورد. یکی از این مواضع برپایی مناظرات بود. ازآنجا که بغداد، مقر حضور شیخ مفید و مرکز کشورهای اسلامی به شمار می‌آمد عالمان و صاحب‌نظران مذاهب گوناگون حضور داشتند.

یکی از حوزه‌هایی که شیخ مفید در آن بسیار فروزان درخشید به‌طوری که تاریخ را تحت تأثیرات خود قرارداد، فقه شیعه بود. آشکارترین و حساس‌ترین این تحولات با توجه به شرایط زمانی و همچنین نوپا بودن فقه شیعه و ناهماهنگی فتاوایی که از دوران‌های قبل از شیخ مفید شکل‌گرفته و باقی مانده بود، فقه را در مکتب تشیع دچار ضعف‌هایی کرده بود که در سده چهارم هجری که بنابر نظر بسیاری آن را "فتح الفتوح" تاریخ شیعه می‌دانند با حضور و تأثیرگذاری عالم برجسته‌ای چون شیخ مفید، ضعف‌ها فروریخته و شاهد شکوفایی و تحول عظیمی در این حوزه هستیم.


از طرفی شیخ مفید طرفدار برپایی مناظرات به سبک صحیح و درست بود و روزگار وی، دوره اوج مناظرات عالمان مذاهب اسلامی به حساب می‌آید. مجالس بحث و مناظره در ابعاد گوناگون، کلامی، فقهی یکی پس از دیگری برگزار می‌شد. مفید، در این مجالس شرکت می‌کرد و با عالمان فرق گوناگون، به مناظره می‌پرداخت و به اشکالات و شبهات پاسخ می‌گفت و از دیدگاه‌های شیعه دفاع می‌کرد. او با معلومات وسیع و گسترده و با بیان زیبایی که داشت، دشمنان مغلوب وی شده و موجبات خشم آنان فراهم می‌شد. این بدان جا پیش رفت آنانی که تجربه تلخ شکست در برابر شیخ را چشیده بودند برای رهایی از این ذلت و سرافکندگی، مرگ وی را آرزو می‌کردند.

فعال شدن مرکب عقلانیت

با همه اهمیتی که قرآن و معصومین (ع)، به عقل و خرد می‌دادند، شاهد هستیم که در زمان اهل‌بیت جریانی در میان شیعیان وجود داشت که تنها به دریافت و نقل احادیث می‌پرداختند و از بحث‌های کلامی و تفکرات عقلانی دوری می‌کردند. این سیر تفکر تا اواخر قرن چهارم بر جامعه حاکم بود.

با ظهور و بروز شیخ مفید، در راستای قوّت، گسترش و تعمیق علوم و دانش شیعی، حرکت ارزشمندی پایه‌گذاری شد و آن فعال کردن مرکب عقل و خرد بود. شیخ، با آشنایی که از مکتب اهل حدیث داشت، از جمودگرایی و عدم تعمق آنان در روایات به‌شدت انتقاد و به اهل حدیث شدیداً حمله می‌کند.
- نظرات (0)