سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



مفهوم کودک وانتظار

مهدویت

نشاط روحی برای نیل به مطلوب که ضد آن، یأس و ناامیدی است، مفهوم زیبایی از انتظار را برای بشریت روشن می‌کند. اینکه منتظر چشم‌به‌راه است، امری واضح می‌نماید، اما این چشم‌به‌راه بودن به‌تنهایی برای رسیدن به مقصود کافی نیست، بلکه مهیا نمودن شرایط اصل اساسی انتظار است. عقل سلیم نمی‌پذیرد که بذر را در زمین پاشیده و تنها دست روی دست گذاشته تا خودش رشد نماید، بلکه باید برای بارور شدن آن تلاش نمود.

یکی از ارکان اساسی ظهور، آماده کردن نسل بشریت برای ورود به عرصه ظهور و مهیا شدن این شرایط است. تربیت نسل آینده، بسترسازی و ایجاد کانونی که همراه با سلامت، دیانت، امنیت و عدالت را نیز پذیرا باشد، از شرایط ظهور منجی است. شاید بخش اعظمی از موانع ظهور به حوزه خانواده و تربیت نسل و نیروی آماده‌باش حضرت حجت (عج) مربوط می‌شود؛ اما آنچه می‌تواند ما را در این زمینه یاری کند، آشنا کردن کودکان با مفهوم انتظار و آماده‌سازی است.

تربیت نسل آینده، بسترسازی و ایجاد کانون که همراه با سلامت، دیانت، امنیت و عدالت را نیز پذیرا باشد از شرایط ظهور منجی است.


زنده نگه‌داشتن یاد حضرت در زندگی:

دوران کودکی، مقدمه‌ای برای رشد فکری و آماده‌سازی جهت دریافت مفاهیم و معارف مهدوی است. نه‌تنها دوران رشد فکری کودک، بلکه پراهمیت‌ترین مرحله برای تربیت مهدوی کودک نیز هست. اگر از همان ابتدا یاد حضرت حجت (عج) را در زندگی وی پررنگ کنید، تأثیر بسیار عظیمی در روح کودک خواهد داشت. در فرهنگ شیعی ذکر و یاد از اهمیت بسزایی برخوردار است، چنانچه یاد خدا، قیامت و... سازنده و مؤثر در تربیت و تصمیم‌گیری فرد برای آینده‌اش خواهد بود.

اگر یاد حضرت (عج) را در زندگی، مجالس و محافل پررنگ کنیم مهر و محبت ایشان در دل کودکان نقش خواهد بست؛ مانند اینکه؛ هنگام شنیدن نام حضرت حجت (عج) برخیزیم و یا روزانه به یاد ایشان و برای سلامتی ایشان صدقه دهیم قطعاً اگر این کار را کودک انجام دهد تأثیرگذاری دوچندان خواهد شد. دعای عهد روزانه یا ندبه هفتگی و یا رفتن به مکان‌های منتسب به حضرت مهدی (عج) و خواندن دعاهای وارده در روزها و مکان‌ها به نام ایشان و توسل در هنگام شداید همه نشان‌دهنده ارادت به آن حضرت و بهانه‌ای برای یاد ایشان است که می‌تواند در بطن کودک نقش ببندد.

فضاسازی برای کودک:

یکی از با اهمیت‌ترین کارها در زمان کودکی نهادینه شدن محبت امام زمان (عج) در نهاد او است؛ لذا با فضاسازی در خانه می‌توان نقش و نگاری زیبا در ضمیر کودک ایجاد کرد. تهیه و نصب پوستر و تابلوهای مزین به نام و فرمایشات حضرت (عج) در خانه، پخش دعاهای منتسب در فضای خانه، استفاده از سخنرانی‌ها، مناجات و مدایح مربوط به ایشان، تهیه اسباب‌بازی‌هایی که به نوعی در مورد امامت و شخص امام عصر (عج) باشد همه در روح و جان کودک تأثیر خواهد گذاشت.

وظیفه ما این است که به هر طریق ممکن نام حضرت حجت (عج) را زنده کنیم، چنانچه در زمان خانه‌نشینی حضرت امیر (ع) شیعیان خاص برای احیای نام آن حضرت موقع بلند شدن «یا علی» می‌گفتند. دوران ما، زمان خانه‌نشینی حضرت مهدی (عج) است. ما باید در کلیه احوال و از هر طریق ممکن برای احیای نام حضرت تلاش کنیم و در همه حال بگوییم: یا ولی‌عصر...[1]

تهیه و نصب پوستر و تابلوهای مزین به نام و فرمایشات حضرت مهدی (عج) در خانه، پخش دعاهای منتسب در فضای خانه، استفاده از سخنرانی‌ها، مناجات و مدایح مربوط به ایشان، تهیه اسباب‌بازی‌هایی که به‌نوعی در مورد امامت و شخص امام عصر (عج) باشد همه در روح و جان کودک تأثیر خواهد گذاشت.


انتقال معارف و مفاهیم مهدوی:

یکی از بهترین زمان‌ها برای انتقال مفاهیم در زمان نوزادی و کودکی و از طریق لالائی و شعرهای کودکانه است. چنانچه الگوی نمونه بشریت فاطمه زهرا (س) بسیاری از مفاهیم والا چون شجاعت، عشق و ...را از طریق شعر و لالائی‌های کودکانه در ضمیر فرزندان خود می‌نشاندند.

ارائه معارف مهدوی با زبان دل‌نشین و ساده کودکی از طریق شعر و یا داستان در روح لطیف کودک جایگزین خواهد شد. می‌توان هم‌زمان با رشد کودک مفاهیم را نیز از لالائی به قصه و داستان و یا اجرای نمایش‌های خانگی برای او ارتقاء داد.

بسیاری از افراد برای فرار از جست‌وخیزهای کودک به اسباب‌بازی‌هایی با آهنگ‌های مختلف روی می‌آورند که این امر جز تخریب روح و روان کودک چیزی در پی ندارد.

بازی؛ محرک دیگری در انتقال مفاهیم است. یکی از طبیعی‌ترین و مؤثرترین وسایل برای انتقال مفاهیم به کودکان، عنصر بازی است. بازیِ امروز کودک تعیین‌کننده‌ی گرایش و منش فردای اوست. اینکه پدر و مادر یا مربی با کودک همبازی می‌شوند و اخلاق و منش مهدوی مانند صبر، گذشت، راست‌گویی، خوش‌خلقی و ... را به کودک تزریق می‌کنند، شخصیتی مهدوی و تأثیرگذار تربیت خواهند نمود. کودکانمان سرمایه‌های ذخیره شده دوران ظهور صاحب‌الزمان (عج) هستند، لذا شایسته است جهت آمادگی ایشان برای ظهور تلاش کنیم.

پی نوشت:
[1]. مرتضی آقا تهرانی، محمدباقر حیدری کاشانی/ خانواده و تربیت مهدوی/ ص 358.


- نظرات (0)

توبه نابخشودنی

گناه، امید

هر گناهی براساس نفوذ شیطان انجام می‌شود و اگر آدم به گناه عادت داشته باشد، ولایت و تسلط شیطان بر او مسلم خواهد بود. ولایت شیطان همان تسلط او بر آدمی است.

در اینجا این سؤال پیش می‌آید که آیا ممکن است خداوند گناهان انسان را پس از توبه نبخشد؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت: اگر توبه، توبه راستی و واقعی باشد، خداوند گناهان انسان را حتما می‌بخشد. از مهم‌ترین نشانه‌ها و شرایط توبه راستین، تکرار نکردن گناه است؛ پس اگر کسی پس از توبه، گناهش را تکرار می‌کند، معلوم می‌شود که توبه او به حقیقت نرسیده که اثری در عمل او نداشته است. در واقع اصلا توبه‌ای نکرده است که بخواهد بخشیده شود.

قدم اول در رسیدن به عشق و علاقه خدای تبارک و تعالی اطاعت از او و قدم اول اطاعت از او نیز، ترک گناه و معصیت است. اگر کسی در راه اطاعت از خداوند ثابت قدم بماند، می‌تواند به آن عشق الهی برسد و یا حداقل از آن دم بزند. قرآن کریم از زبان پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کند که: «اگر خدا را دوست دارید، از من متابعت کنید.»

کتاب ره‌نمای طریق نوشته محمدعلی جاودان


- نظرات (0)

دروغ نگوییم

دروغ

 

دروغ یعنی چیزی که می‌دانیم حقیقت ندارد را به‌عنوان حقیقت بیان کنیم. پس بیان خلاف واقع با علم به خلاف واقع بودن آن، دروغ است؛ حال با زبان بیان شود یا نوشتار یا هر راه دیگر!

بزرگی گناه دروغ، بدین‌جهت است که تکیه‌گاه همه گناهان است. سررشته هر گناهی  یک‌ امر باطل و خلاف واقع است؛ مثلاً ریشه استهزاء و تمسخر، اعتقاد به برتری خود نسبت به دیگران و تحقیر افراد دیگر است. به همین جهت پیامبر(ص) فرموده است: «ریشه تمسخر، اعتماد كردن به دروغگویان است.»‏.[1] البته فقط تمسخر نیست که ریشه در دروغ دارد، بلکه دیگر گناهان نیز ریشه‌هایی شبیه این دارند.

برای درمان این گناه و بسیاری دیگر از گناهان به کرامت و جایگاه بلندی که برای آن خلق شده است بیاندیشد و خود را در بازار گناه به حراج نگذارد. قیمت انسان بهشت است.

امّا مسئله در مورد خود دروغ کمی متفاوت است. دروغ متشکّل از چندین لایه باطل است. دروغ نه‌تنها به‌عنوان یک گناه، به امری پوچ و باطل برمی‌گردد، بلکه دروغ گوینده قصد دارد که آن امر پوچ، باطل و خلاف واقع را به‌عنوان حقیقت نشان دهد. ازاین‌رو در دروغ گفتن، بطلان و خلاف واقع مضاعف نهفته است. شاید به همین خاطر است که در هر گناهی برای در امان ماندن از تبعات آن گناه، شخص گناهکار خود را ناچار به استفاده از دروغ می‌بیند که البته این نیز امری پوچ و باطل است و دروغ نه‌تنها راه چاره نیست، بلکه همانند ریسمانی که در چاه عمیق گناهان افتاده است، کم‌کم انسان را به قعر تاریکی‌ها فرو می‌برد، تا جایی که ممکن است دیگر راه خلاصی را نیابد. شاید به همین خاطر است که امام حسن عسکری(ع) می‌فرمایند:«جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیْتٍ، وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ‏ الْكَذِب‏»؛ تمام پلیدی‌ها در خانه‌ای قرار داده شده و کلید آن دروغ‌گویی است.[2]

راهکارهای ترک دروغ

برای ترک دروغ ابتدا باید ریشه آن را کشف کنیم تا هم به‌ضرورت ترک آن پی ببریم و هم دری به‌سوی راهکارهای ترک آن بر روی خود باز کنیم و سپس به دو راهکار عملی دیگر برای ترک دروغ می‌پردازیم.

1- راهکار کلی: همانند بسیاری از گناهان، پستی نفس، ریشه ابتلا به‌دروغ نیز هست. پیامبر خدا در مورد ریشه دروغ می‌فرمایند: «لَا یَكْذِبُ الْكَاذِبُ إِلَّا مِنْ مَهَانَةِ نَفْسِه‏»؛ دروغ‌گو به خاطر پستى و دنائت نفس خود دروغ مى‌‏گوید.[3] با کشف این مطلب، انسان باید برای درمان این گناه و بسیاری دیگر از گناهان به کرامت و جایگاه بلندی که برای آن خلق شده است بیاندیشد و خود را در بازار گناه به حراج نگذارد. قیمت انسان بهشت است. «فَلَیْسَ‏ لِأَنْفُسِكُمْ‏ ثَمَنٌ‏ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِیعُوهَا بِغَیْرِهَا»؛ جان‏‌هاى شما را قیمتى جز بهشت نباشد؛ پس به غیر آن  نفروشید.[4] باید در این راهکار کلی، بسیار تفکر کرد و لحظه‌ای از جایگاه خود غافل نشویم. باید بدانیم که دروغ گفتن در شأن ما نیست.

گناه، شوخی‌بردار نیست. اصلاً یکی از روش‌های شیطان برای کشاندن بنده‌ها به گناه، گناه با عنوان شوخی است. شوخی با گناه یکی از مصادیق نزدیک شدن به خطوط قرمز الهی است

2- بی مُحابا راستش را بگو: در ابتدای هر کاری که به نظر سخت می‌آید باید خود را داخل آن کار بیاندازیم و محکم جلو برویم آنگاه خواهیم دید که مسیر طولانی را پیش رفته‌ایم. ترک دروغ هم شاید با دلهره‌هایی همراه باشد که بیشتر ریشه در اوهام دارد. باید فارغ از همه ترس‌های خیالی، در مهم‌ترین موقعیت‌هایی که احساس می‌کنیم نباید راست بگوییم، محکم و بی‌محابا حرف راست را گفته و هیچ‌چیز را انکار نکنیم؛ آنگاه خواهیم دید که چه لذّتی را به دست آورده‌ایم؛ لذّت رهایی. لذّتی که همراه با باز شدن درهای جدید برای حل مشکلی است که می‌خواستیم برای حل آن به دروغ رو بیاوریم. امیر مؤمنان حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «اِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْه»‏؛ وقتی‌که از چیزى مى‌‏ترسى خود را در آن انداز، زیرا شدّت حذر كردن، از آنچه از آن مى‌‏ترسى بزرگ‌تر است.[5]

3- تمرین سکوت: بسیاری از گناهان زبان را می‌توان با به دست آوردن مهارت سکوت از بین برد. بارِ سنگین، دردسر دارد هر چه سخن کمتر، بار هم سبک‌تر! لذا باید سکوت را در جایی که زبان له‌له می‌زند که بچرخد، تجربه و تمرین کنیم. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «لَا یَزَالُ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ یُكْتَبُ مُحْسِناً مَا دَامَ سَاكِتاً فَإِذَا تَكَلَّمَ كُتِبَ مُحْسِناً أَوْ مُسِیئاً»؛ تا وقتی‌که بنده مؤمن خاموش باشد نیكوكار نوشته مى‌‏شود، و چون لب به سخن گشود نیكوكار یا بدكار نوشته خواهد شد.[6]

هیچ دروغی مصلحت ندارد و اگر برای کاری در شرع اسلام مجوّزی صادر شده است، یعنی آن کار اصلاً ماهیّت دروغ ندارد.

 

دروغ شوخی

گناه، شوخی‌بردار نیست. اصلاً یکی از روش‌های شیطان برای کشاندن بنده‌ها به گناه، گناه با عنوان شوخی است. شوخی با گناه یکی از مصادیق نزدیک شدن به خطوط قرمز الهی است که می‌فرماید: «وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَن»‏؛ و به كارهاى زشت چه آشكار و چه پنهانش نزدیك نشوید.[7] امام علی(ع) می‌فرمایند: «لَا یَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ حَتَّى یَتْرُكَ الْكَذِبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ»؛ هیچ بنده مزه ایمان را نمی چشد تا دروغ را ترك كند چه شوخى باشد و چه جدى‏![8]

دروغ مصلحتی

هیچ دروغی مصلحت ندارد و اگر برای کاری در شرع اسلام مجوّزی صادر شده است، یعنی آن کار اصلاً ماهیّت دروغ ندارد. جاهایی که گفتن حقیقت ظاهری، فساد بزرگی به وجود می‌آورد یا از خیر بسیار مهم‌تری دیگران را محروم می‌کند، اساساً در قالب دروغ جای نمی‌گیرد. به‌عبارت‌دیگر در این موارد، مصلحتی بالاتر از مصلحت بیان حقیقت ظاهری وجود دارد. لذا آن مصلحت بالاتر، حقیقت اصلی است. به‌عنوان مثال: مکر در جنگ و اصلاح بین مردم. باید بفهمیم که سلامت در راست‌گویی است. همانطور که امام علی(ع) می‌فرماید: «وَ فِی الصِّدْقِ السَّلَامَة».[9]

پی‌نوشت‌ها:
[1] الاختصاص؛ ص232
[2] نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص145
[3] الاختصاص؛ ص232
[4] تحف العقول؛ ص391
[5]نهج البلاغه؛ حکمت 175
[6] ثواب الاعمال و عقاب الاعمال؛ ص164
[7] انعام؛151
[8]الکافی؛ ج2، ص340
[9] تحف العقول، ص84



- نظرات (0)

بخشش گناهان باسوره

قبر
احادیث معصومین(علیهم السلام) به مثابه چراغ‌هایی هستند که در ظلمات و تاریکی‌ها مسیر را به انسان نشان می‌دهند. هر چه ما انسان‌ها عمل و گفتارمان نزدیک و شبیه به افعال ائمه هدی شود بدون تردید کفه‌ی اعمال نیک ما در آخرت سنگین‌تر خواهد شد.
امام رضا (علیه السلام) فرمودند :

هر بنده ای بر قبر مؤمنی جهت زیارت حضور یابد و ٧مرتبه سوره قدر را بخواند ، خداوند متعال گناهان او و صاحب قبر را می آمرزد.

من لایحضرفقیه،ج۱،ص۱۱۵


- نظرات (0)

بن‌بست فمنیسم یا دور برگردان اسلام


حجاب
باوجود اصلیت بنگلادشی، در سن 11 سالگی به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرد. در طول دوران تحصیل، به جهت نوع پوشش و حجابی که داشت همواره مورد تبعیضات آزاردهنده دینی قرار می‌گرفت. بعد از ورود به دانشگاه درصدد برآمد تا مرحله‌‌ی جدیدی از زندگی را آغاز کند؛ مرحله‌ای که نقش فعال‌تری در دفاع از ارزش‌های دینی‌اش داشته باشد.

با وقوع حادثه 11 سپتامبر، تبعیضات، نگاه‌ها و برخوردهای سنگین و توهین‌آمیز به مسلمانان خصوصاً بانوان مسلمان به لحاظ نوع پوششی که داشتند، با عباراتی چون "تروریسم" شکل جدی‌تری به خود گرفت. مصمم‌تر شد تا برای مقابله با این نگاه حرکتی کرده و به هر شکل ممکن به زنان مسلمان و محجبه کمک کند تا نوع نگاه‌ها به بانوان محجبه را تغییر دهد. این اراده سبب شد که "نظمه خان" روز اول ماه "فوریه" را به‌عنوان "روز جهانی حجاب" معرفی کند و با استقبال خوبی در دنیا مواجه شد.

به همین بهانه "تبیان" در گفتگو با دکتر "عاصمه قاسمی"، کارشناس علوم اجتماعی در حوزه زنان، ارتباطات و خانواده به بررسی "سیر تحولات مذهبی در میان بانوان مسلمان در غرب" پرداخته است.

حجاب هم فردی است و هم اجتماعی. در کنار تعبد و اعتقاد شخص به حجاب، این باور در جامعه برای یک زن هویتی فراتر از یک اعتقاد فردی ایجاد می‌کند.


تبیان: به نظر شما فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" در دنیای غرب چه بوده است؟
امروزه برای مسلمانانی که در غرب زندگی می‌کنند، هویت مذهبی بسیار مهم است.
اگرچه برخی معتقدند جهانی‌شدن، مردمان را به سمت فرهنگ و هویت یک شکل و قالب غربی می‌برد، اما در مقابل برخی دیگر از نظریه‌پردازان نظری خلاف گروه اول دارند و معتقدند جهانی‌شدن منجر به تقویت هویت‌های ملی و قومی می‌شود.

در این میان برای مسلمانان در غرب از سویی به خاطر شرایط اقلیتی در آن جوامع و فشار و هجمه ای که به‌طور خاص به مسلمانان وارد می‌شود و از  سوی دیگر بیداری مسلمانان در نقاط مختلف دنیا به‌خصوص بعد از انقلاب اسلامی ایران، هویت مذهبی مهم شده و تلاش کرده‌اند این هویت را در کنار دیگر ابعاد هویتی خود در جامعه غرب تقویت، حفظ و ابراز کنند. 

حجاب برای زن هویت‌ساز است

همان‌طور که می‌دانید حجاب هم بُعد فردی دارد و هم بُعد اجتماعی. این دو جنبه از هم جدا نیستند و لازم و ملزوم یکدیگرند. نمی‌توان حجاب را فقط اعتقاد فردی دید، همچنان که نمی‌توان فقط یک مسئله اجتماعی دانست. حجاب هم فردی است و هم اجتماعی. در کنار تعبد و اعتقاد شخص به حجاب، این باور در جامعه برای یک زن هویتی فراتر از یک اعتقاد فردی ایجاد می‌کند.

این موضوع برای زنان مسلمانی که در غرب زندگی می‌کنند بسیار مهم‌تر می‌شود؛ زیرا هویت اجتماعی غربی‌شان با هویت مذهبی فردی‌شان پیوند می‌خورد و سبب می‌شود فردیتشان به جامعه پیوند بخورد آن‌هم درجامعه‌ای که ادعای آزادی داشته و ایده فردگرایی را مطرح می‌کند. 

روز جهانی "حجاب" به معنی آن است که زن مسلمان در صحنه جامعه حضور دارد، اما با یک هویت مشخص و خاص خودش و حجاب مهم‌ترین بخش هویت این زن را تشکیل می‌دهد. به عبارتی بانوی مسلمانی که در غرب با نوع پوشش و حجاب خاص در جامعه حضور پیدا می‌کند، در حقیقت بیان می‌کند که "بخش اعظم و مهم از هویت من را اسلام تشکیل داده و این باور و اعتقاد من است". اما در کنار این موضوع، کارکردهای اجتماعی حجاب برای زنانی که در غرب شرایط زنان را شاهد هستند سبب شده است که افراد دیگری که لزوماً مسلمان نیستند با این حرکت همراه شوند و حتی در روز حجاب برخی از آنها به‌طور نمادین حجاب می‌گذارند. حجاب درواقع راه‌حلی برای مشکلات و چالش‌های پیش رو زنان در جامعه عنوان شده است.

کودکانی که محجبه راهی مهدکودک می‌شوند

فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" علاوه بر اینکه زنان دیگری را در این حرکت همراه می‌کند، بخش مهم آن این است که "من هویتی دارم مستقل از دیگر زنان" این هویت به زن کمک می‌کند هم با چالش‌های جنسیتی کمتری روبرو شود، ضمن‌آنکه هویت مذهبی خود را حفظ و تثبیت می‌کند.

به همین علت است که شما می‌بینید یکی از مسائلی که در حوزه آموزش انگلستان در چند سال اخیر مطرح می‌شود حجاب دختران مسلمانان مقیم در این کشور از سن 4 و 5 سالگی است، مسلمانانی که بعضاً چند نسل در این کشور زندگی کرده‌اند. البته این با چالش‌ها و اعتراضاتی در بعضی از مدارسی که این مسئله را منع کرده‌اند همراه بوده است.
در حال حاضر حجاب دختران مسلمان یک مسئله مهم در غرب است. به‌طوری‌که خانواده‌های مسلمان در انگلستان دختران خود را محجبه به مهدکودک می‌فرستند و بر روی این عمل اصرار دارند تا جایی که دبستانی که در لندن این موضوع را منع کرده بود، از طرف والدین بچه‌ها با برخورد و پیگیری جدی روبرو می‌شود.

 

فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" علاوه بر اینکه زنان دیگری را در این حرکت همراه می‌کند،ئبخش مهم آن این است که "من هویتی دارم مستقل از دیگر زنان" این هویت به زن کمک می‌کند هم با چالش‌های جنسیتی کمتری روبرو شود، ضمن‌آنکه هویت مذهبی خود را حفظ و تثبیت می‌کند.

تبیان: اگر بخواهیم سیر تحولات حجاب را در کشورهای غربی و اروپایی بررسی کنیم، این تغییرات را چگونه می‌بینید؟
باید بگوییم که  شرایط زنان در غرب، مانند همه جوامع تغییراتی داشته است. در دنیای قبل از مسیحیت درغرب شاهد آن هستیم که زنان در شرایط و جایگاه دون پایه‌ای بوده‌اند، به آن‌ها به‌عنوان یک انسان نگاه نمی‌شده و بدون هیچ امتیاز اجتماعی محکوم در خانه ماندن بودند. لیکن با ورود مسیحیت به غرب، برابری زن و مرد برای اولین بار در جامعه مطرح می‌شود و این تفکر یک امتیاز بزرگ برای زنان ایجاد می‌کند. 

مسیحیت در غرب برای زنان آزادی می‌آورد

مسیحیت با ایده برابری و انسانیت، تا حدودی برای زن در حصار خانه آن‌هم در شرایط نابرابر، آزادی حضور و عمل در جامعه به‌ارمغان می‌آورد. به تعبیر دیگر، مسیحیت برای زن در غرب آزادی می‌آورد؛ زنان  را از حصارهایی که مانع حضور آنان در جامعه و داشتن حق و امتیاز می‌شد، نجات داده و برای آنان  امتیازات اجتماعی را به ارمغان می‌آورد. اگرچه این نوع نگاه به زن خیلی به طول نمی‌انجامد و خیلی زود دچار تحریف می‌شود لیکن این تغییرات و امتیازات به‌طور خاص برای زنانی که گرایش به مذهب داشتند، بیشتر بوده است. 

پاکدامنی جنسی مطرح شده در مسیحیت، برای جذب زنانی که در حصار خانه و فرمانبرداری از مرد و بچه‌دار شدن بودند، عامل مهمی می‌شود. به گواهی تاریخ در دوران پررنگ مسیحیت در غرب با همه فراز و فرودها و محدودیت‌هایی و اشکالات و تحریفات، زنان مذهبی حتی نسبت به زنان اشراف در دوره‌هایی آزادی و استقلال بیشتری داشته‌اند. البته این نکته را باید خاطرنشان کرد آزادی و استقلال که می‌گوییم با تعریف فعلی ما از این‌دو مفهوم خیلی متفاوت است و منظور من بیشتر اعمال یک عاملیت محدود است.

تبیان: آزادی زنان در این دوران چه مصادیقی را شامل می‌شد؟
این آزادی و استقلال به این معنا بود که آن‌ها می‌توانستند در مسیر کسب معرفت و دین گام بردارند. با حضور در کلیسا و تشکیل خانه‌های تبلیغی و سفر به آموزش و همچنین تبلیغ می‌پرداختند. برخی متون تاریخی از پررنگ بودن زنان در حوزه عرفان نیز شواهدی می‌آورند یا اینکه در مسیحیت برخی از زنان به ارتباط با وحی نیز مرتبط شده‌اند.

در هر حال اینها برای زنی که در گذشته در حصاری قرار گرفته بود، آزادی به حساب می‌آمد. اگرچه این شامل همه زنان نبود و برای بخش کوچکی از زنان این فرصت فراهم شد. بنابراین دلیل اینکه در دورانی شاهد پوشش بانوان البته نه به شکلی که ما تعریف می کنیم در کشورهای غربی بوده‌ایم، زمینه‌های مذهبی و همچنین سنتی در فرهنگ آن جامعه بوده، زمینه‌هایی که بالاخره برای زن یک حد و مرزی در پوشش و رفتار و ارتباط تعریف می کرده است.

تبیان: با توجه به آنچه که از پیشینه و ورود حاکمیت مسیحیت بیان شد، چگونه روند گرایشات مذهبی من‌جمله تقید به پوشش در غرب به افول پیش رفت؟
از قرن 18 به بعد تفکر انسان‌گرایی وارد دنیای غرب شده و مذهب کنار می‌رود و این در روند در سیر تحول اندیشه و باورهای افراد جامعه و به‌تبع زنان اثرگذار بوده است. مذهب و ارزش‌های مذهبی کنار می‌رود و دنیای سرمایه‌گذاری وارد می‌شود. البته در خصوص شرایط جامعه غرب در دوران حکومت کلیسا و اینکه این ارزش‌های مذهبی چگونه بوده است الان تحلیل نمی‌کنیم فقط در خصوص این موضوع داریم صحبت می‌کنیم که بالاخره مذهبی به عنوان یک وجود داشته و تقیداتی برای افراد می‌آورده است.

در هر حال در این سیر تغییر و تحول، غرب وارد دنیای جدیدی می‌شود؛ دنیایی که انسان و ارزش‌های انسانی جایگزین مذهب و ارزش‌های مذهب شده و به‌تبع زندگی زنان را هم با تحولاتی رو‌به‌رو می‌کند. محور فردیت و انسانی سبب می‌شود زنان امتیازات اجتماعی دریافت کنند و برای رسیدن به برابری که مدنظر دارند تلاش کرده و در این راستا گروه و جنبش‌هایی ایجادمی‌کنند.

زنان در غرب از آزار جنسی درامان نیستند

در دوران مدرن، فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی تغییر می‌کند. در دنیای جدید حرف اول را سود می‌زند. دنیای جدید دنیای مصرف‌گرایی در جهت سود و منفعت بیشتر شده، از یک طرف کالا با سودش مهم می‌شود واز طرفی قدرت اصلی جامعه دست مردان است واین‌گونه است که زنان در نگاه برخی، کالا می‌شوند.

زنان در غرب با تمام تلاش‌هایی که برای رسیدن به برابری در جامعه داشته و با تمام موقعیت‌هایی که به‌دست آورده‌اند، هنوز از بسیاری از نابرابری‌ها رنج می‌برند که شاید یکی از مهم‌ترین آنها همین آزار جنسی در جامعه است. آزار جنسی در هر شکلی نشان از این دارد که زن یک کالا است و خارج از نگاه انسانی، یک مرد می‌تواند با او هر آنچه می‌خواهد انجام دهد ولو اینکه زن نخواهد.

آزار جنسی زنان بیانگر نگاه‌های جنسیت‌زده‌ی رایج در جامعه است. آزار جنسی سبب می‌شود زنان در غرب حتی در موقعیت‌های مهمی که به‌دست آورده‌اند نیز احساس رضایت و امنیت نداشته باشند. به‌طور مثال مسائلی که برای ستاره‌های هالیوود دراین‌سال‌های اخیر پیش آمد و سوءاستفاده از  زنان حتی در موقعیت‌های کاری که اتفاق افتاده است را شاهد هستیم.

مسیحیت برای زن در غرب آزادی می‌آورد؛ زنان را از حصارهایی که مانع حضور آنان در جامعه و داشتن حق و امتیاز می‌شد، نجات داده و برای آنان امتیازات اجتماعی را به ارمغان می‌آورد. اگرچه این نوع نگاه به زن خیلی به طول نمی‌انجامد و خیلی زود دچار تحریف می‌شود لیکن این تغییرات و امتیازات به‌طور خاص برای زنانی که گرایش به مذهب داشتند، بیشتر بوده است. 



تبیان: در سال‌های اخیر شاهد تحولاتی در نگرش و نوع واکنش‌های زنان در اروپا و بازگشت آنان به همان باورها و اعتقادات اولیه به نوع حجاب و پوشش هستیم. دلیل این امر را در چه می‌دانید؟
امروزه جامعه غرب با تمام پیشرفت‌هایی که  داشته در بسیاری ازجنبه‌های اجتماعی خود با چالش‌های اساسی روبرو است. به‌طور مثال با توجه به مشکلات به وجود آمده بسیاری درزمینه روابط جنسی و تربیت فرزند و... می‌بینید امروزه بحث خانواده در ابعاد مختلف دوباره پررنگ شده است. در حوزه زنان، فمنیست‌ها باوجود فریاد "آزادی  و دفاع از حقوق زنان"، باز هم با مشکلات جدی روبرو بوده و هنوز  از آزارهای جنسی در امان نیستند.

زنان در غرب دیدند باوجود اینکه در مناسبات اجتماعی در قالب رییس، وکیل و غیره حضور اجتماعی دارند، و بیش از نیمی از بازار کار غرب را عهده‌دار شده‌اند، ولی هنوز درگیر مسائلی هستند و از زیر‌بار نگاه‌های جنسیتی رها نشده و نتوانسته‌اند نگاه انسانی به زنان را عمومی کنند.

در این راستا درصدد برآمدند با یافتن راهکارهایی، از این نابرابری غیرانسانی فارغ شوند. یکی از راهکار و قالب‌ها را در حجاب و پوشش یافته‌اند به‌خصوص از طرف مسلمانان غربی که به خوبی بافرهنگ و ارزش‌های فرهنگی غرب آشنا بوده و  پی برده‌اند که پوشش می‌تواند یک راه‌کار قابل‌توجهی در این امر باشد.


- نظرات (0)