سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



خواندن آیة الکرسی


ثواب خواندن آیة الکرسی,آیه الکرسی,تفسیر سوره آیة الکرسیخواندن آیة الکرسی بسیار ثواب داشته و انسان را از بلایا دور می‌کند

 

تفسیر آیة الکرسی و فوایدن  خواندن آن

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر کس آیة الکرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیة الکرسی نظر رحمت افکند و فرشته ای را بر انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند. 

آیة الکرسی دومین آیه بزرگ قرآن

در آیة الکرسی نظرات مختلفی مطرح است که آیا آیة الکرسی همان آیه 255 سوره مبارکه بقره می باشد و یا آیات 256 و 257 هم به آن اضافه شده و بزرگترین آیه قرآن را تشکیل می دهد. آیه 282 به نام دین در همین سوره بلندترین می باشد.

 

تفسیر آیه 255 سوره بقره

«اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ».

 

پس از آنکه خداوند داستان امت‌ هاى گذشته و اختلاف آنان را با پیامبرانشان در مسئله توحید بیان کرد، در این آیه شریفه به بیان توحید می‌پردازد.

 

«اللَّهُ»؛ یعنى کسى که به دلیل قدرت و توانایی‌اش بر نعمت‌ها، پرستش سزاوار اوست. «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ»؛ احدى جز او سزاوار پرستش و خدایى نیست.

 

«الْحَیُّ الْقَیُّومُ»؛ زنده‌اى که قائم است به تدبیر خلق از آفرینش ابتدایى مردم و سپس روزى دادن به آنها.

 

«لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ»؛ او را نه چُرت و نه خواب سنگین می‌گیرد. بعضى می‌گویند: یعنى او غافل از مردم نمی‌گردد و آنها را فراموش نمی‌نماید.

 

«لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ»؛ براى اوست سلطنت و تصرف آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است.

 

«مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ»؛ کیست که شفاعت کند نزد او جز به اجازه‌اش. این جمله استفهامى است که معناى انکار و نفى دارد؛ یعنى شفاعت نمی‌کند در روز قیامت کسى براى دیگرى جز به اجازه خدا و امر خدا؛ چون مشرکان می‌پنداشتند که بُت‌ها براى آنان شفاعت می‌کنند.

 

«یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»؛ می‌داند آنچه روبه‌رو و آنچه پشت سر ایشان است.

 

«وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ»؛ به چیزى از دانش او احاطه ندارند. مقصود از کلمه «علم» در این‌جا «معلوم» است یعنى به معلومات او احاطه ندارند.

 

«إِلَّا بِما شاءَ»؛ مگر آنچه را که خود او بخواهد که دیگران بدانند و آنان را آگاه کند.

 

«وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»؛ علم و آگاهى خدا آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته است.

 

«وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما»؛ یعنى بر خداوند حفظ آسمان‌ها و زمین سنگین و سخت نمی‌باشد.

 

«وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ»؛ او بالاتر است از مانندها و ضدها و مثل‌ها و از آنچه نشانه نقص و دلیل حدوث است و او توانا است و عظیم الشأن که هیچ چیز او را ناتوان نمی‌کند و دانایى است که هیچ چیز بر او پوشیده نیست و براى مقدورات و معلومات او نهایت و پایانى نیست.

 

تفسیر آیه 256 سوره بقره

«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیم».

 

«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»؛ اکراه و اجبارى در دین نیست و امور مذهب بر قدرت و اختیار مبتنى است نه بر إجبار.

 

«قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»؛ ایمان از کفر (و حق از باطل) با دلایل روشن، جدا شد.

 

«فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ...»؛ هر کس کافر شود به شیطان و بت‌ها، و خدا را تصدیق کند، به نیروى بازدارنده مطمئنى دست یافته که قطع نمی‌شود.

 

تفسیر آیه 257 سوره بقره

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ».

 

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»

خدا ولى و سرپرست کسانى است که بخواهند ایمان آورند، و با لطف و کمک خویش آنان را از تاریکی‌هاى کفر و گمراهى بیرون می‌آورد و به نور و هدایت راهنمایى می‌کند. یا منظور این است که خداوند مؤمنان را از شبهاتى که در دین براى آنها به وجود می‌آید بیرون می‌برد و به وسیله راه حل‌هایى که در اختیارشان می‌گذارد، آنان را به نور یقین می‌رساند.

 

«وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ»؛ کسانى که بر کفر اصرار ورزند به عکس مؤمنان، اولیاى آنها شیاطین هستند که عهده‌دار امور آنان می‌باشند.

 

«یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ»؛ آنان را از نور هدایت و روشنایى به تاریکی‌هاى جهل و شرک بیرون می‌برند.

 

«أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ»؛ اینان اهل آتش و براى همیشه در آن خواهند بود.

 

ثواب خواند آیة الکرسی

ثواب خواندن آیة الکرسی,ترجمه آیة الکرسی,ثواب خواند آیت الکرسیپیامبر اکرم(ص) فرمودند: عظیم ترین آیه ای که در قرآن واقع شده است آیة الکرسی است

 

خواندن یک مرتبه آیة الکرسی

امام صادق(ع): کسی که یک بار آیت الکرسی را بخواند، خداوند او را از هزار بدی و ناگواری دنیا و هزار بدی و ناگواری آخرت دور می‌کند که آسان‌ترین ناراحتی دنیا، فقر و آسان ترین ناراحتی آخرت، عذاب قبر است و من به امید ارتقا درجه و مقامم آن را می خوانم.

 

خواندن 1 تا 5 بار آیة الکرسی

پیامبر (ص) فرمود: هر کس یک بار آیت الکرسی بخواند خداوند فرشته ای فرستد تا او را حفظ کند تا اینکه 5 بار بخواند پس خداوند می فرماید او را واگذارید من خودم او را حفظ می کنم و خداوند او را از تمام موارد ضرر و خطر حفظ خواهد کرد. 

 

خواندن 100 مرتبه آیة الکرسی

امام رضا (ع) فرمود :که پیامبر(ص) فرموده اند: که هرکسی آیة الکرسی را صد بار بخواند، مثل کسی است که خداوند را در تمام عمر خود، عبادت و بندگی کرده است.


خواندن آیة الکرسی در هر روز

حضرت رسول (ص) فرمود: عظیم ترین آیه ای که در قرآن واقع شده است آیت الکرسی است. هرکس آن را تلاوت نماید، حق تعالی دو فرشته مامور کند تا اعمال نیک او را در نامه ی عملش بنویسند و کارهای بد او را محو نمایند تا روز دیگر که آیت الکرسی را بخواند.


- نظرات (0)

فرهنگ قسم خوردن

به رنگ خدا

 از جمله امور شایع در جوامع انسانی مساله قسم خوردن، قسم شنیدن و قسم دادن یکدیگر است که متاسفانه جایگاه آن به درستی شناخته نشده است و بعضا مورد سوء استفاده قرار می گیرد. غافل از اینکه قسم خوردن از فلسفه، احکام شرعی و جزائی، آثار تکوینی و اجتماعی متنابهی برخوردار است.

به همین دلیل برنامه "به رنگ خدا" که اختصاص به بررسی سبک زندگی مومنانه باتوجه به آیات نورانی قرآن کریم دارد در هفته جاری ( ۱۵ الی ۲۰ دی ۹۷) با کارشناسی حجت الاسلام سید عباس حسینی باقرآبادی و با توجه به آیه شریفه ۲۴۴ سوره مبارکه بقره فرهنگ قسم خوردن را از منظر دین و روایات بازگو می کند. 

به رنگ خدا به همت گروه معارف‌،‌ قرآن و اهل بیت علیهم السلام رادیو معارف طراحی و تولید می شود که این برنامه با دو تیم برنامه ساز از شنبه تا پنجشنبه به طور زنده ساعت ۱۷:۰۵ به روی آنتن می رود.
روح الله اسماعیلی تهیه و سردبیری ، حمید سوری اجرا ‌ و سعید رحیمی صدابرداری این برنامه را در این هفته بر عهده دارند.


- نظرات (0)

کوثر بودن،

شهادت حضرت زهرا

الگوگیری از زندگی ائمه و معصومین همواره به عنوان یک دغدغه در بین محبان اهل بیت مطرح بوده است. نگاه‌های متفاوتی به این موضوع وجود دارد، برخی به واسطه جایگاه والای معصومین، این الگوبرداری را عملی سخت و بعضا دست نیافتنی می‌دانند و برخی دیگر با ایجاد شبهه‌ای با اشاره به زندگی معصومین در دورانی متفاوت از نظر تاریخی، برنامه‌های عملی زندگی آنها را برای روزگار کنونی مناسب نمی‌دانند. به همین دلیل در گفتگو با دکتر شیرین سیدنیا، کارشناس مذهبی در امور خانواده و تربیت فرزند به بررسی روش‌های عملی برای الگوبرداری از زندگی ائمه و معصومین پرداخته‌ایم؛

تبیان: با گذشت زمان و تغییراتی که در زندگی انسان‌ها به وجود آمده است، امکان الگوبرداری از زندگی معصومین(ع)، همچون حضرت زهرا(س) چگونه امکان پذیر است؟

برای پیروی از زندگی هرکدام از معصومین(ع)، من‌جمله حضرت زهرا(س) نیاز به درک موقعیت آن زمان و شناخت سبک زندگی ایشان هستنیم که با شناخت آن‌ بتوانیم در مسیر الگو‌گیری از زندگی آن بزرگواران قدم برداریم.

اوج زیبایی رابطه پدر و دختری را می توان بین پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س) دید. اینکه حضرت زهرا (س) طوری با پدر خود رفتار می‌کردند که غم را از دل پدر خود می‌بردند، دختران خیلی خوب می‌توانند این رفتار را در منش و سبک زندگی خود داشته باشند.


الگو‌گرفتن از زندگی حضرت زهرا(س) به این معنا نیست که جزییات زندگی ایشان را بررسی کنیم و بخواهیم آن‌ها را با رفتارهای امروز تطبیق دهیم، چراکه اصلاً ممکن است همانند آن رفتارها در زندگی فردی پیش نیاید، و در مسیر او را به این نتیجه برساند که الگو بودن ائمه برای زندگی‌های امروز منتفی است. کار درست این است که بتوانیم سبکی از زندگی ایشان را دریافت کرده که باگذشت زمان پیروی کردن از آن سبک و سیاق، امکان پذیر باشد.

تبیان: با توجه به تعریفی که برای الگوگیری از زندگی معصومین (ع) فرمودید، بارزترین ویژگی‌هایی که در سبک زندگی حضرت زهرا(س) مشهود بود را معرفی بفرمایید.

بارزترین ویژگی سبک زندگی حضرت زهرا(س) کوثر بودن ایشان است. "کوثر" از نظر لغوی به معنای خیر کثیر، یعنی چیزی که کثرت و خیر آن بی‌نهایت و تا آخرت ادامه دارد، است. در مقابل کوثر "ابتر" قرار می‌گیرد. خداوند در سوره کوثر خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: "من کوثر را به تو دادم و دشمنان تو که این کوثر را ندارند، ابتر هستند."  ابتر یعنی کوتاه،بریده‌ به‌طوری‌که هرچه دارند محدود به همین دنیا بوده و یافته‌هایشان به آخرت کشیده نمی‌شود.

با این نگاه خواهیم دید که همه رفتارهای حضرت زهرا(س) مبنی بر کوثر، خیر کثیربودن ایشان بوده است. کوثری بودن زمانی حاصل است که وصل به خیر بی‌نهایت، یعنی وصل به خداوند باشد. پس مبنای رفتار و اسلوب حضرت زهرا (س) خدایی بوده است. غیر از رضایت خدا در رفتار ایشان نبوده، از فاطمه(س) عیناً همان رفتاری سر می‌زند که خداوند می‌خواهد. مبنای زندگی‌ حضرت اطاعت همه‌جانبه از شریعت خداوندی بوده که توسط پیامبر خدا(ص)، ارائه‌شده است.
نتیجه این اطاعت آن‌گونه می‌شود که حب و بغض قلبی زهرا (س)، مظهر رضایت و غضب الهی می‌شود و این موضوعی است که همه انسان‌ها، اعم از مردان و زنان جامعه می‌توانند از آن الگوبرداری داشته باشند.

چگونه می‌توان کوثری زندگی کرد؟

این‌که رفتار حضرت زهرا(س) بر مبنای اطاعت خداوند بوده و حب و بغض قلبی حضرت با چیزی جز رضایت خداوند قابل سنجش نبود، جنسیت بردار نیست؛ هرکسی می‌توانند از این سبک الگوبرداری داشته باشند. در حیطه عمل در زندگی خود نگاه کنیم. ببینیم هر عملی که می‌خواهیم انجام دهیم، هر فکری می‌خواهیم داشته باشیم و هر حالی که بخواهد در قلب ما بگذرد، در شرایطی که اگر حضرت زهرا (س) کنار ما بودند،  بازهم همین رویه را ادامه می‌دادیم؟ همین می‌تواند حلقه اتصالی بین ما و حضرت زهرا(س) و زمینه‌ای برای کوثری شدن ما باشد.

حق‌مدار بودن، جنسیت‌بردار نیست

بُعد دیگر شخصیت حضرت زهرا(س)، حق‌شناسی ایشان بود. در تمام زوایای زندگی خود نگاه می‌کردند حق با چه کسی و کجاست. تا پای جان از حق پیروی می‌کردند و مدافع حق بودند. این سبک زندگی هم چیزی است که ربطی به زن یا مرد بودن ندارد، اگر قرار باشد حضرت الگو باشند چه زن و چه مرد می‌توانند ایشان را مبنای رفتاری خود قرار دهند.

تبیان: از چگونگیِ ارتباط حضرت زهرا(س) با پیامبر اکرم(ص) بفرمایید.چگونه می‌شود که یک دختر، مادر پدر خود باشد؟
ایشان به‌واسطه خیر کثیری که در وجودشان جریان دارد، خیلی بیش از یک فرزند معمولی، رفتار می‌کنند. در رابطه با پدر، آن‌چنان کوثری و خدامدارانه برخورد می‌کنند که گویا مادر پدر خود هستند. در ظاهر رابطه دختر و پدری است اما نوع رفتار، فراتر از این رابطه است که البته این معنایی از ظاهر معنای کنیه"ام‌ابیها" می‌باشد. 

آرامش‌دهی یک دختر به پدر

حضرت زهرا(س) باوجود سن کمی که داشتند، چنان منبع مهربانی و عطوفت بودند که بعد از وجود حضرت خدیجه(س)، کسی جز ایشان التیام‌بخش زخم‌ها و مرهم دردهای پدر نبود. چه مهربانی و آرامشی از این بالاتر داریم که دختر خانواده چنین اثرگذاری داشته باشد؟

اوج زیبایی رابطه دختر و پدر

حضرت زهرا (س) رفتار بسیار مؤدبانه و محترمانه با پدر داشتند. ما به عنوان پیروان مکتب فاطمی، باید توجه داشته باشیم که شکل‌گیری این روابط عاطفی در خانواده را بین همه اعضای خانواده داشته باشیم.

اوج زیبایی رابطه پدر و دختری را می توان بین پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س) دید. اینکه حضرت زهرا (س) طوری با پدر خود رفتار می‌کردند که غم را از دل پدر خود می‌بردند؛ دختران خیلی خوب می‌توانند این رفتار را در منش و سبک زندگی خود داشته باشند.

مرد و زن هر دو باید بهترین کمک بر طاعت خداوند برای یکدیگر باشند و شرایط اطاعت از خداوند را برای یکدیگر فراهم کنند و حضرت زهرا (س) این کار را به بهترین شکل انجام می‌دادند.


دختران ما به‌واسطه جنس لطیف و سن نوجوانی و جوانی، می‌توانند در خانه شادی‌آفرین باشند، به‌گونه‌ای رفتار کنند که وقتی پدر از راه می‌رسد، خوشحال باشد که دختری در منزل دارد. به نحو احسن با ابراز ادب و مهربانی نسبت به پدر، گردوغبار خستگی و  مشغله کار بیرون را از جسم و روح پدر خارج کنند. به استقبال از پدر بروند. روبوسی کردن با پدر، دست نوازش بر سر و روی پدر کشیدن، همه این‌ها در آرامش‌دهی به پدر بسیار مهم و مؤثر است.

ناگفته نماند که دخترخانم‌ها در امور زندگی از مادر الگوبرداری می‌کنند، بنابراین در درجه اول باید مادران الگو باشند، به‌گونه‌ای که روح محبت و تسلیم و ارادت و احترام توسط مادر در خانه جریان پیدا کند.

تبیان: سبک زندگی همسرداری حضرت زهرا(س) چگونه بود و در چه موارد همراه و مطیع همسر بودند؟
مردها نیاز دارند که از سوی اعضای خانواده، مخصوصاً همسرشان حمایت شوند. این حمایت را در زندگی حضرت زهرا(س) نسبت به همسر خود می‌بینیم. ایشان به‌واسطه ویژگی کوثری بودنشان، تا پای جان از امیرالمؤمنین علی(ع) حمایت کردند.

بهترین همراه در طاعت خداوند

اوایل ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین علی(ع)، پیامبر (ص) از امیرالمؤمنین (ع) می‌پرسند: همسرت را چگونه یافتی؟ حضرت علی (ع) می‌فرمایند: "نعم العون علی طاعة الله: بهترین کمک بر طاعت خدا بودند." مسلما کسی که مقید به اطاعت از خداوند است، اطاعت از همسر که خواسته خداوند است هم انجام می دهد.

این نیز الگویی برای زندگی امروز برای همه مردان و زنان است. مرد و زن هر دو باید بهترین کمک در طاعت خداوند برای یکدیگر باشند و شرایط اطاعت از خداوند را برای یکدیگر فراهم کنند و حضرت زهرا (س) این کار را به بهترین شکل انجام می‌دادند.

آن‌وقت شما ببینید خانمی که اسباب غیبت را در منزل فراهم می‌کند، چطور می‌تواند بهترین کمک بر طاعت خداوند برای همسرش باشد؟ خانمی که اسباب دل‌نگرانی، ناراحتی، دلخوری را در زندگی فراهم کرده، یا شرایط را برای توجه به بعد عبادی در خانواده فراهم نمی‌کند، با خواسته‌های ان‌چنانی زندگی را بر شوهر تنگ می‌کند، چگونه می‌تواند زندگی فاطمی داشته باشد؟ او نمی‌تواند بگوید الگوی من فاطمه زهرا (س) است هرچند نماز بخواند و حجاب داشته باشد.

از فرمایشات حضرت زهرا (س) است که می‌فرمایند: خواسته‌ای از علی (ع) نداشتم که او را شرمنده کنم. این خود مهم‌ترین الگو در حیطه همسرداری است. آیا خانم‌های ما این‌چنین هستند؟

 اگر دین مخالف حضور زن در جامعه بود اصلاً حجاب را مطرح نمی‌کرد. وجود حجاب در دین، یعنی موافقت برای حضور زنان در جامعه اما مهم این است که این حضور چقدر و با چه هدفی باشد. مبنای اساسی برای میزان و کیفیت حضور زنان در جامعه را باید به آنچه مورد رضایت خداوند است معطوف دانست


من در خانه بنشینم و بچه‌داری کنم؟!

ایشان در اوایل زندگی خدمت حضرت رسول‌خدا (ص) رسیدند و سؤال کردند: ما کارها را باید چطور انجام دهیم؟ پیامبر(ص) دستور دادند کارهای داخل منزل با زهرا(س) و کارهای خارج از منزل برای علی(ع) باشد و هر دو این دو بزرگوار از این تقسیم‌کار راضی بودند.

حضرت زهرا (س) اعتراض نکردند و نگفتند که: "من در خانه بنشینم و بچه‌داری کنم؟!" چراکه به‌یقین می‌دانستند که این تقسیم، متناسب با ساختار روحی و جسمی زن و مرد است. آن ظرافتی که جسم زن دارد منزل را می‌طلبد و با مقاومتی که جسم مرد دارد، کارهای بیرون از منزل برای او راحت‌تر است.

اسلام با فعالیت اجتماعی زن مخالفتی ندارد

حضور زن در جامعه مورد مخالفت اسلام نیست. حضرت زهرا(س) در عین این‌که همسرداری و بچه‌داری می‌کردند، کلاس قرآن هم داشتند و به زنان قرآن آموزش می‌دادند.

اگر دین مخالف حضور زن در جامعه بود اصلاً حجاب را مطرح نمی‌کرد. وجود حجاب در دین، یعنی موافقت برای حضور زنان در جامعه اما مهم این است که این حضور چقدر و با چه هدفی باشد. مبنای اساسی برای میزان و کیفیت حضور زنان در جامعه را باید به آنچه مورد رضایت خداوند است معطوف دانست، وگرنه با ارائه یک نسخه کلی نمی‌توان معیار مشخصی برای همه خانواده‌ها بیان کرد.
اگر زنان مؤمن جامعه رضایت خداوند را در اهداف خود در نظر داشته باشند، آن‌وقت است که هر شغلی را انتخاب نکرده و کنار هرکسی کار نخواهند کرد. وارد محیط‌های مردانه‌ای که آسیب‌های بالایی برای عفاف آنان دارد، نمی شوند.

رازدار اسرار خانواده‌ات باش

نکته دیگری که در همسرداری حضرت زهرا(س) قابل‌توجه بوده، رعایت اسرار خانواده است. در روایت داریم که در حالی که آثار ضعف و گرسنگی در چهره ایشان مشاهده می‌شد، خدمت پدر بزرگوارشان رسیدند اما با رعایت حال همسر و حفظ اسرار خانواده و شوهر، چیزی به پدر خود نگفتند.

چیزی به نام درد و دل کردن در اسلام نداریم

ما چیزی به‌عنوان درد و دل کردن در اسلام نداریم. درد و دل کردن با مادر و خواهر و دوست و... مشکلات را که حل نمی‌کند هیچ، به دنبال آن باب غیبت، ناراحتی و افسردگی باز می‌شود. راه رها شدن از مشکلات و رسیدن به آرامش تنها یک‌چیز است؛ در هر عصر و زمانی امام زمان(ع) مشکل‌گشای آن زمانه است. ما هم که در عصر غیبت به سر می‌بریم همین شیوه را می‌توانیم داشته باشیم. چه کسی است که صادقانه سراغ امام زمانش رفته و با او حرف بزند و جوابی نگیرد؟ همه عالم تحت مدیریت امام زمان (عج) صورت می‌گیرد. امکان ندارد کسی به امام خود رجوع کند و امام پاسخ ندهند.

بدون چشم‌داشت محبت داشتن به همسران، نتایج بسیار درخشانی را برای زندگی در پی خواهد داشت. خانمی که نسبت به شوهرش محبت بدون چشم‌داشت دارد، جبران و محبت بی‌شائبه از همسر را دریافت خواهد کرد. خانم‌ها تا جایی که می‌توانند به همسرانشان محبت کنند. محبت آدمی را عبد می‌کند.

از حضرت ولی‌عصر بخواهیم که افراد صدیق و کاردان و مؤمنی را در راه ما قرار داده تا با مشورت گرفتن از آن‌ها، مسائل ما حل شود.

زنان مأمن آرامش همسران هستند

در قرآن کریم خداوند می‌فرماید: "و مِن آیاته أنْ خلق لکم مِن أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة؛ برای شما از جنس خودتان زوج‌هایی آفریدیم که مایه آرامش شما هستند و در میان شما مودت و رحمت آفرید."

وقتی پیمان و عقد زوجیت خوانده می‌شود، مودت و رحمت بین زن و شوهر به وجود می‌آید که در کانون آن سکنی و آرامش از طرف زن برای مرد حاصل می‌شود. منتهی در مسیر زندگی خودشان ناجوانمردانه این دوستی را از بین می‌برند. "مودت" به معنی دوست‌داشتن به همراه ابراز محبت است و "رحمت" دوست‌داشتن یک‌طرفه و بدون چشم‌داشت است.

محبت داشتن بدون چشم‌داشت به همسران، نتایج بسیار درخشانی را برای زندگی در پی خواهد داشت. خانمی که نسبت به شوهرش محبت بدون چشم‌داشت دارد، جبران و محبت بی‌شائبه از همسر را دریافت خواهد کرد. خانم‌ها تا جایی که می‌توانند به همسرانشان محبت کنند. محبت آدمی را عبد می‌کند.

غرور مانع محبت کردن است

خداوند قدرت محبت را در درون همه خانم‌ها قرار داده است. دلیل اینکه شاهد هستیم در انتشار این محبت نسبت به همسران خود کوتاهی می‌کنند،غرور بی‌جا است. این درحالی‌ است که در مقابل شوهر غرور‌داشتن معنایی ندارد.

مصادیق اطاعت‌پذیری از همسر

در فرمایشی از حضرت علی (ع) است که: "فاطمه در هیچ امری قدمی خلاف میل باطنی من برنداشت. هرگاه به رخسارش نگاه می‌کردم تمام غصه‌ها و دردهایم برطرف شده و برای من مرهمی بود." این‌ها همه در حالی بود که حضرت زهرا (س) همسری داشتند که دائماً همراه رسول خدا در جنگ بوده و اداره کل امور خانه و فرزندان برعهده حضرت زهرا (س) بود.

از مصادیق دیگر اطاعت‌پذیری حضرت زهرا (س) از همسر، لحظه شهادت ایشان است. در روزهای آخر حیات شریف حضرت زهرا(س)، خلیفه اول و دوم مرتب می‌آمدند و می‌خواستند با حضرت زهرا (س) ملاقات داشته باشند. در ابتدا حضرت زهرا(س) آن‌ها را راه نمی‌دادند. این دو برای وساطت خدمت حضرت علی (ع) رفته و ایشان را واسطه قراردادند. وقتی امیرالمؤمنین خدمت حضرت زهرا(س) آمدند و خواستند که اجازه این ملاقات را بدهند، حضرت زهرا(س) در جواب ایشان می‌فرمایند: "خانه از آن شما و من همسر شما و در اختیار شما هستم، آنچه خود صلاح می‌دانید عمل کنید!" حضرت در اوج ناراحتی خود را تسلیم همسر خود می‌کنند.

تبیان: در محور تربیت فرزندان، چه مؤلفه‌هایی از سبک زندگی حضرت زهرا(س) را می‌توان به عنوان الگو معرفی کرد؟
ایشان از همان مبنای خیر کثیری که داشتند، فرزندان خود را تربیت کردند. چیزی از فرزندان خود نخواستند که خود نبوده باشند و این خود اصل اساسی تربیتی است؛ "بچه‌ها آن چیزی می‌شوند که می‌بینند، نه آنچه می‌شنوند." وقتی می‌بینند مادر چگونه است همان می‌شوند.

حضرت برای فرزندان‌شان شوق بندگی و خضوع در برابر خداوند را نهادینه کرده بودند. همین‌که بچه‌ها می‌دیدند مادر چگونه در تنظیم و مدیریت زندگی، برای عبادت برنامه‌ریزی می‌کند و در وقت نماز، این عبادت را بر تمام کارها ارحج می‌داند، تربیت است. مادر که عابد باشد و عبادت را درست انجام دهد، بهترین راه برای پرورش بعد عبادی فرزندان است.

مهم‌ترین مصداق عبادت، نماز است

یکی از مهم‌ترین مصادیق عبادت، نمازخواندن است. مادری که سروقت و با شوق و عشق نماز می‌خواند، با مادری که در هنگام اذان و نماز، کارهای دیگرش را مقدم بر نماز می‌داند و بعد هم نماز را به جهت انجام یک تکلیف صرف انجام می‌دهد، خیلی فرق می‌کند و بچه‌ها همه این‌ها را به‌خوبی می‌فهمند.  

بچه‌ها را از فیوضات محروم نکنیم

رفتار دیگری که حضرت در مسیر تربیت عبادی فرزندان به کار می‌بردند این بود که هیچ‌گاه در موضوعات مختلف عبادی بچه‌ها را محروم نمی‌کردند. در موضوعات و مناسبت‌های مختلف، متناسب با سن فرزندان، در مورد آن مناسبت و موضوع خاص به آن‌ها آگاهی می‌دادند. مثلاً در شب‌های قدر و بیدار ماندن و کسب فیوضات در این شب‌ها، برنامه زندگی را به شکلی برنامه‌ریزی می‌کردند که بچه‌ها در طول روز استراحت داشته باشند، شب‌ها غذای سبک تهیه می‌کردند و خلاصه اسباب کسالت و خواب‌آلودگی برای شب‌زنده‌داری را مرتفع می‌ساختند.

یکی از مهم‌ترین مصادیق عبادت، نمازخواندن است. مادری که سروقت و با شوق و عشق نماز می‌خواند، با مادری که در هنگام اذان و نماز، کارهای دیگرش را مقدم بر نماز می‌داند و بعد هم نماز را به جهت انجام یک تکلیف صرف انجام می‌دهد، خیلی فرق می‌کند و بچه‌ها همه این‌ها را به‌خوبی می‌فهمند.


 مادری که با چنین برنامه‌ریزی و تدبیری شب احیا فرزند خود را می‌نشاند، با او حرف می‌زند، دست بچه را بالا را می‌گیرد و می‌گوید: "دعا کن، تو پاک هستی و امشب شب دعا است. دعاها در این شب مستجابت می‌شود."در مسیر تربیت، الگویش حضرت زهرا(س) بوده و موفق خواهد بود.

مراقب شخصیت‌سازی‌های فرزندان باشیم

مورد دیگر که حضرت زهرا(س)، در تربیت فرزندان به آن توجه داشتند، توجه به شخصیت‌سازی آن‌ها بود. بسیاری از ابعاد شخصیت اصلی بچه‌ها در شش‌سالگی شکل‌گرفته و نهادینه می‌شود و با توجه به اینکه قسمت اعظم این ساعات را کودک با مادر سپری می‌کند، شخصیت توسط مادر شکل‌گرفته می‌شود.

در زندگی و مسیر تربیتی حضرت زهرا (س) می‌بینیم که ازآنجایی‌که ایشان خود کوثر بودند، فرزندان را کوثری پرورش دادند، یعنی فقط به دنبال اطاعت خداوند بوده، حق مدار بودند و حق مدار پرورش دادند. ظلم‌ستیز بودند و ظلم‌ستیز پرورش دادند. و همه این رفتارها را عملاً  نشان دادند و می‌بینیم که بچه‌ها، امام حسن و حسین و حضرت زینب و ام‌کلثوم، همه این‌ها حق مدار و ظلم‌ستیز هستند. رعایت حق و انصاف را حتی با دشمن خود هم دارند. در جنگیدن هم بی‌انصافی نمی‌کنند. بی‌راهه حرف نمی‌زنند و در همه حال اطاعت از خداوند و رضایت او برایشان در اولویت است.


- نظرات (0)

ازدواج هم‌زمان دو خواهر

ازدواج

پرسش
آیا ازدواج هم‌زمان با دو خواهر قبل از اسلام در ادیان دیگر جایز بوده است؟
پاسخ اجمالی
احکام الهی از امور اعتباری هستند، امّا اعتباریات شرعی برخلاف اعتباریات فردی و شخصی که ممکن است امور وهمی و خیالی باشند، ریشه در امور حقیقی دارند و آثاری بر آن مترتب است.[1] بر این اساس و با توجه به باور شیعه که احکام الهی تابع مصالح و مفاسد هستند، اگر در یک زمان حکمی نبود و بعد از مدتی حکمی از طرف خداوند جعل شده، جای هیچ استبعادی نیست.
از آیه شریفه: «و [نیز حرام است بر شما] جمع میان دو خواهر کنید مگر آنچه در گذشته واقع شده، چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است»،[2] استفاده می‌شود که حکم حرمت جمع بین دو خواهر پیش از اسلام نبود.
از امام رضا(ع) پیرامون نام کسی را که دو خواهر را هم‌زمان در عقد خود داشت سؤال شد، و آن‌حضرت فرمود: «یعقوب بن اسحاق که حبار و راحیل را هم‌زمان در نکاح خود داشت و بعداً این کار تحریم شد و خداوند این آیه (نساء، 23) را نازل کرد».[3]
پس در دین اسلام به مقتضاى آیه شریفه، نمی‌توان دو خواهر را در عقد ازدواج با هم جمع کرد.
همچنین شخص نمی‌تواند با دو کنیزى که با یکدیگر خواهرند ارتباط جنسی داشته باشد.
عبارت «إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ» در آیه مورد بحث؛ استثنای منقطع است؛ یعنى «لکن خداوند شما را بر آنچه گذشته است، مؤاخذه نمی‌کند»، پس مقصود این نیست که آنچه پیش از نهى انجام داده‌اید مانعى ندارد و ادامه دهید و در این مطلب خلافى نیست. بلکه منظور این است که همانگونه که بر اساس برخی نقل‌ها یعقوب – بدون آنکه گناهی انجام دهد – همزمان با دو خواهر ازدواج کرده بود، خداوند شما مسلمانان را نیز بر ازدواج‌های همزمانی که قبل از ابلاغ این دستور انجام داده‌اید، مؤاخذه نخواهد کرد.[4]

پی نوشت:
[1]. ر.ک: «حقیقی یا اعتباری بودن تأکید بر دست راست»، سؤال 9851.
[2]. «وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَحیماً»؛ نساء، 23.
[3]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، ج‏ 1، ص 242، ‏تهران، نشر جهان‏، چاپ اول، 1378ق‏.‏
[4]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏5، ص 96، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.


- نظرات (0)

راز طولانی بودن عمر علما

روحانیت
شاید برای شما هم سؤال پیش آمده باشد که چرا میانگین عمر علما و اندیشمندان دینی بالاتر از متوسط عمر سایر افراد جامعه است. به طور مثال متوسط عمر ایرانیان 70 سال اعلام شده است که معمولا اگر مانعی مثل بیماری برای علما به وجود نیاید، بیش از این میانگین عمر می‌کنند. باید دانست چه فاکتورهایی در افزایش عمر علما مؤثر است؟ آیا آن‌ها اکسیر خاصی را در اختیار دارند؟ 

با توجه به اینکه همه انسان‌ها به عمر طولانی علاقه‌مندند و دانشمندان به جهت پاسخ به همین کشش ذاتی بشر، سالیان سال درباره فاکتورهای افزایش عمر به تحقیق و پژوهش پرداخته‌اند، بررسی علل و اسباب طولانی شدن عمر اهمیت پیدا می‌کند.

فاکتورهای افزایش عمر در پژوهش‌های علمی 

امروزه پژوهش‌های علمی زیادی درباره فاکتورهای مؤثر در افزایش طول عمر انجام شده است. معمولاً فاکتورها در ارتباط با دو جنبه جسمانی و روانی انسان و به‌صورت سلبی و ایجابی مطرح می‌شوند که البته عوامل افزایش سلامت جسم در این تحقیقات بیشتر به چشم می‌خورد. مثلاً گفته می‌شود اغذیه مقوی، ورزش، خواب به‌موقع و یا پرخوری نکردن، ترک سیگار و الکل در افزایش طول عمر مؤثر است.

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، علاوه بر مسائل جسمی و روانی، عاملی قوی‌تر و مهم‌تر در افزایش طول عمر به چشم می‌خورد. دین بعد روحانی انسان را محور حیات او قرار داده و بنابراین از نگاه دین هرچه بعد روحانی بشر قوی‌تر شود، عمر او افزایش پیدا خواهد کرد.

اما فقط سلامت جسم در افزایش عمر کافی نیست و باید روان انسان نیز در آرامش و سلامتی باشد. در این رابطه عواملی ازجمله شاد بودن، ارتباط اجتماعی مناسب، مطالعه و امید به زندگی مطرح شده است.

مثلاً "شیجاکی هینوهارا" پزشک ژاپنی که در سال 1911 متولد شد و تا امروز حدود 105 سال عمر کرده است، مؤلفه‌هایی برای طولانی شدن عمر خودش ذکر می‌کند. او دراین‌باره می‌گوید: "درد و رنج و نگرانی را از یاد ببرید؛ تنها راه فراموشی درد و رنج، در "خوشبختی" نهفته است، باید عمیقاً به این مسئله اندیشید. به مسائل مادی زیاد فکر نکنید، فراموش نکنید که شما در هنگام مرگ چیزی با خود نمی‌برید."

و یا  "تحقیقات دانشگاه ییل از یک جامعه آماری متشکل از سه هزار و ۶۳۵ نفر که همگی بالای ۵۰ سال سن داشتند نشان می‌دهد که کتاب‌‌خوان‌ها نسبت به کسانی که کتاب نمی‌خوانند تقریباً دو سال بیشتر عمر کرده‌اند."

تاثیر سبک زندگی دینی بر افزایش عمر

اگر سبک زندگی علما را بررسی کنیم، خواهیم دید پرهیز غذایی مناسب، مطالعه زیاد، دل نبستن به دنیا و... بسیار رعایت می‌شود، ولی این فاکتورها تنها عوامل مؤثر در افزایش عمر آن‌ها نیست.

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، علاوه بر مسائل جسمی و روانی، عاملی قوی‌تر و مهم‌تر در افزایش طول عمر به چشم می‌خورد. دین بعد روحانی انسان را محور حیات او قرار داده و بنابراین از نگاه دین هرچه بعد روحانی بشر قوی‌تر شود، عمر او افزایش پیدا خواهد کرد.

گرچه برخی از فاکتورهای دینی در نظر ما کوچک باشند و یا معتقد باشیم عبادات دینی صرفاً به درد آخرت ما می‌خورد، اما واقعیت این است که دین برای هر سه ساحت وجودی انسان برنامه دارد که یکی از نتایج عمل به این برنامه‌ها افزایش طول عمر است.

حجت‌الاسلام حمیدرضا مظاهری سیف رئیس مؤسسه علمی – فرهنگی بهداشت معنوی، درباره تأثیر پایبندی به سبک زندگی دینی در افزایش طول عمر در مصاحبه با تبیان می‌گوید: "برای انسان باید سه لایه جسمی، روانی و روحی در نظر گرفت. جسم که تکلیفش مشخص است، روان، شامل احساسات، افکار و ذهنیات ما می‌شود و روح نیز بعد معنوی وجود ما بوده و هسته اصلی حیات بشر از همین جنبه روحی و معنوی تشکیل‌شده است. یعنی جسم ما تا زمانی زنده است که روح ما باقی باشد و جسم را همراهی کرده و آن را تدبیر کند. دستورات دینی برای هر سه سطح وجودی انسان سازنده است. برای بعد جسمانی،  دین پرهیزکاری‌هایی در مسائل خوردوخوراک، خواب‌وبیداری یا حتی سحر و بین الطلوعین بیدار بودن مطرح ساخته که البته این‌ها از نظر علم پزشکی هم خواصش ثابت شده است.

در حقیقت مسائل اخلاقی بعد روانی انسان را پشتیبانی می‌کنند. مثلاً حسادت نکردن یا چشم به دیگران نداشتن در آرامش روانی مؤثر است؛ چراکه حرص و آزمندی روان ما را به هم می‌ریزد و هیجانات ما را نامنظم می‌کند. برنامه‌های اخلاقی دین روان ما را تا حد زیادی متعادل می‌کند. از همه مهم‌تر بعد روحی، عبادی و ارتباط با خداست که روح ما را تغذیه می‌کند. تجربه‌های معنوی، انس باخدا و نیایش باعث می‌شود که روح انسان قوی و نیرومند باشد و زمانی که روح نیرومند شود جسم را تدبیر می‌کند و با خودش حمل می‌کند، هرچند جسم پیر شده باشد."


دکتر احمد عابدی، استاد عرفان، فلسفه و فقه حوزه و دانشگاه درباره ارتباط تقویت بعد روحانی بشر با افزایش عمر علما به رسانه‌ها می‌گوید: "اگر کسی روحش با نشاط بود، مثلاً ذکر زیاد گفته، نماز شب خوانده، بدنِ چنین فردی، خیلی خوب می‌تواند کار کند. اما اگر کسی روحش کسل بود، مثلاً دعا نمی‌خواند، ذکر نمی‌خواند، چنین کسی این کار ظاهری را هم نمی‌تواند بکند. این‌که می‌بینیم مراجع تقلید زیاد عمر می کنند به همین خاطر است. وقتی‌که روح بانشاط است و باخدا و با معنویت است، بدن را می‌کشد. یعنی روح روی بدن اثر می‌گذارد و درنتیجه بدن، خیلی کار می‌کند. عکسش هم همین‌طوراست."

 

رابطه عقل بشری با دستورالعمل‌های دینی

بنابراین گرچه برخی از فاکتورهای دینی در نظر ما کوچک باشند و یا معتقد باشیم عبادات دینی صرفاً به درد آخرت ما می‌خورد، اما واقعیت این است که دین برای هر سه ساحت وجودی انسان برنامه دارد که یکی از نتایج عمل به این برنامه‌ها افزایش طول عمر است.

البته برخی از دستورالعمل‌های طول عمر شاید در چارچوب دستاوردهای علمی حال حاضر قابل ارزیابی نباشد، به طور مثال در کتب دینی، "شادکردن دل پدر و مادر" و یا "صله رحم" از عوامل افزایش طول عمر ذکر شده است، اما بدون شک علما و چهره های دینی توجه خاصی به این دستورات داشتند و به آن پایبند بودند.

بنابراین طولانی بودن عمر اندیشمندان دینی، برخاسته از اکسیری خاص یا دستورالعمل پیچیده‌ای نیست، بلکه پایبندی علما به دستورالعمل‌های عقلی و دینی و سبک زندگی سالم چه ازلحاظ جسمی و چه روحی آن‌ها را متمایز از دیگران کرده است. این نوع سبک زندگی ساده و عاری از تعلقات مادی، آرامش را در روح و روان انسان نهادینه می‌کند و آرامش ضامن افزایش طول عمر است.


- نظرات (0)