سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مژده!! ما بهترین الگو را معرفی می کنیم

قران

قال الله تعالی فی کتابه: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرًا .» (سوره احزاب آیه 21)
هیچ یک از افراد و هیچ گروهی از جوامع انسانی در دنیا بدون الگو و سرمشق زندگی نمی کنند. آنها که گمان دارند مستقلند و الگو ندارند، خود نمی دانند که ناخودآگاه الگوی زندگی را انتخاب کرده اند. بی تردید انسان در زندگی جمعی اثرپذیر و احیاناً اثرگذار است و همه برای خود الگو دارند. در یک خانواده، پدر یا مادر الگوست و در مدرسه، معلم و مدیر و در دانشگاه، استاد ممتاز و در میان ورزشکاران، قهرمانان و... و در میان شیعیان، امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان اسوه و الگو پذیرفته شده اند و هیچ کس بدون الگو حرکت نمی کند.
قرآن با توجه به این که داشتن الگو و اسوه امری ضروری و عمومی است، اصل مسأله را مسلم گرفته و مصداق الگو و شرایط آن را مطرح می کند و می فرماید: لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة. اسوه ها به دو دسته حسنه و سیئه تقسیم می شوند. اسوه قرآن، اسوه حسنه است؛ اما اسوه حسنه قرآن برای کسانی است که ایمان دارند و به دیدار خدا و روز قیامت امیدوارند. «لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر»؛ می گوید: کسانی به دنبال این گونه الگو هستند که به لقای خداوند و روز قیامت امید دارند؛ یعنی قیامت و لقای خدا را باور دارند و برای آن خود را آماده می کنند.
نکته ای که در تفسیر آیه «اسوه» قابل توجه است آن است که تأسی و اقتدا به اسوه و الگو در چیزهایی متصور است که قابل پیروی و تأسی باشد؛ یعنی رفتار و گفتار و آداب و اخلاق رسول الله صلی الله علیه و آله که می توان آن را تقلید کرد و سرمشق قرار داد و اما صفات و فضایل و مناقب موهبتی از قبیل نبوت و ولایت و عصمت و علم غیب و وحی که از اختصاصات مقام رسالت و نبوت است، قابل تقلید نیست که انسان بر آن شود که با ریاضت و عبادت به مقام نبوت و ولایت مطلقه و عصمت برسد. این ها مقامات اختصاصی و موهبتی است که خدا می داند و به هر کس بخواهد عنایت می فرماید که «الله اعلم حیث یجعل رسالته» (الانعام / 124) و اوست که مقام امامت را جعل و نصب می کند.

گستره تأسی و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و اله محدود به چیزهایی است که پیامبر به عنوان دستور الهی و ادب دینی آورده است و احکام اختصاصی پیامبر و مسائل مربوط به زندگی شخصی و عادی پیامبر ظاهراً از دایره اسوه و الگو بودن بیرون است

بنابراین تأسی و تقلید از رسول الله در اموری است که الگو پذیری و تقلید در آن امکان داشته باشد. خداوند فرمود: «وما آتیکم الرسول فخذوه و مانهیکم عنه فانتهوا» (الحشر/ 7) آن چه را که پیامبر برای شما آورده بگیرید و آن چه را که نهی کرده و از آن بازتان داشته رها کنید. پس گستره تأسی و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و اله محدود به چیزهایی است که پیامبر به عنوان دستور الهی و ادب دینی آورده است و احکام اختصاصی پیامبر و مسائل مربوط به زندگی شخصی و عادی پیامبر ظاهراً از دایره اسوه و الگو بودن بیرون است.
و یک نکته دیگر که از آیه «اسوه» می توان برداشت کرد، این است که پیامبر به عنوان اسوه و سرمشق و انسان کامل بر قله ای از فضیلت و اخلاق گام نهاده و در پیشاپیش جمعیت قطب نما و قبله گاه امت است و پیروانش به سوی او حرکت می کنند ولی هیچگاه به او نمی رسند. او همواره امام و پیشواست و مردم به دنبال او و در جهت اویند و سعی و کوششان در این راستاست که خود را شبیه او  نه عین او کنند ولی او همیشه امام است و مردم مأمومان اویند. زیرا او انسان کاملی است که البته تمام شخصیتش الگوبردار نیست. چنان که امیر المؤمنین علی علیه السلام با آن همه نزدیکی به پیامبر اکرم خود را در مرتبه ای نازلتر از او می دید و می گفت: « انا عبد من عبید محمد» (اصول کافی، ج3، ص 90) من بنده ای از بندگان محمدم.
بنابر این قرآن کریم نخواسته که ما در تمام جهات و در جمیع مراحل و مراتب کمال و فضیلت همانند پیامبر باشیم و سر مویی با او فرق نداشته باشیم، بلکه بر ما لازم است که سیره و روش او را پیش رو قرار دهیم و به آن سو جهت گیری کنیم.

خلاصه کلام:

نتیجه کلام آن که دو نکته را همواره باید مورد توجه قرارداد و از آن غفلت نکرد: نخست آن که ما بایستی همواره چشم به راه اسوه دوخته و به دنبال او باشیم و راه و روش او را سرمشق قرار دهیم و کارها و برنامه های خود را با او هم آوا و هم آهنگ کنیم. دوم آن که انتظار نداشته باشیم که همه مانند حضرت محمد و حضرت علی صلوات الله علیهما زندگی کنند. چنین انتظاری بی مورد است و از ما چنین چیزی را نخواسته َاند.


- نظرات (0)

3 پلان از حساب و کتاب های خنده دار ما!

طبیعت


افطاری منزل دوستم دعوت شده بودم ... سفره انداخته بود، بیا و ببین ... انواع پیش غذاها، سوپ ها، چند مدل غذا و ... یکی از دسرهای موجود چشمم را خیلی گرفته بود ... جاتون خالی خیلی شیک و خوشمزه بود ...
بعد از افطار چند بار ازش خواستم دستور اون دسر را به من یاد بدهد، هر بار بسیار زیرکانه از گفتن دستورش، حتی گفتن اسمش که مبادا من با جستجو در اینترنت آن را یاد نگیرم خودداری کرد ... می گفت خیلی سخته ... نمی تونی ... یادم نیست ... و ...

 

پلان 2
در مشکلی که در کامپیوترم بهش دچار شده بودم از یکی از همکاران خواستم که روند یکی از کارها را به من یاد بدهد ... چند بار در زمان ها و شرایط مختلف ... اون بنده خدا هم می آمد و آن را خیلی سریع انجام می داد و هر وقت که ازش می خواستم که کمی آهسته تر مراحل را انجام دهد تا من هم یاد بگیرم، هر بار به بهانه ای از آموزش به من فرار می کرد ... گویا فکر می کرد که با یاد دادن به من از علمش کم می شود ...
 
پلان 3
بعد از اتمام دوره ی کارشناسی ارشد، سراغ یکی از دوستانم که در آزمون دکترا شرکت کرده بود رفتم و ازش خواستم منابع و مواردی که برای موفق شدن در آزمون دکترا لازم است به من یاد آوری کند. ولی متأسفانه آن دوستمان هم گویا من را رقیب خود می دانست و از راهنمایی کردن به من کوتاهی کرد ...

با خودم فکر کردم و دیدم مشکل ما آدم ها از همان ابتدا سر همین حساب و کتاب های خودمان است ...
حساب و کتاب هایی که با دو دو تا چهار تا کردن های خودمان سنجیده می شوند و حال آنکه قانون عالم و طبیعت غیر از این است ...
البته ناگفته نماند که این مشکل مال امروز و دیروز نیست ، از همان ابتدای اسلام هم بوده است ... به مضمونی از یک روایت توجه کنید ...
شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از فقر و نداری به حضرت گلایه کرد و راهکاری خواست ... فکر می کنید حضرت چه راهکاری دادند؟...
پس انداز؟ نه
خرید بورس یا سهام ؟ خیر
حضرت فرمودند: برو صدقه بده ...
فرد با تعجب گفت: من از فقر و نداری می گویم و شما می فرمایید صدقه بده؟! (میزان الحکمه، محمد ری شهری ، دار الحدیث ، ج 2)
این روایت در حقیقت می خواهد به ما بفهماند که ماشین حساب ما با ماشین حساب خدا خیلی فرق داره ...
خیلی از مواقع که فکر می کنیم داریم کم می کنیم، برایمان زیاد می شود ...

شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از فقر و نداری به حضرت گلایه کرد و راهکاری خواست ... فکر می کنید حضرت چه راهکاری دادند؟... پس انداز؟ نه خرید بورس یا سهام ؟ خیر حضرت فرمودند: برو صدقه بده ... فرد با تعجب گفت: من از فقر و نداری می گویم و شما می فرمایید صدقه بده؟!

در خیلی مواقع ما فکر می کنیم اگر این پول را انفاق کنیم یا علممان را در اختیار دیگران بگذاریم در حقیقت داریم از آن کم می کنیم و نتیجه اش این می شود که از بخشیدن به دیگران خساست به خرج می دهیم ...
فراموش نکنیم که بخشش کردن به دیگران نوعی هرس کردن درخت نعمت برای خودمان است ....
گاهی با علم، گاهی با پول ، گاهی از دانستن یک موضوعی که شاید در حال یا آینده به درد دوستمان هم بخورد ...
و چه زیبا قرآن کریم می فرماید : مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ; مَثَل [صدقاتِ‏] كسانى كه اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى‏ كنند همانند دانه‏ اى است كه هفت خوشه برویاند كه در هر خوشه‏ اى صد دانه باشد و خداوند براى هر كس كه بخواهد [آن را] چند برابر مى‏ كند، و خداوند گشایشگر داناست. (بقره ، 261)
خدای مهربان برای اینکه این قانون را ثابت کند و همیشه جلوی چشممان یک مورد عینی داشته باشیم در طبیعت خیلی از چیزها را با همین خاصیت آفریده :
یکی از آنها گیاه نعناء است ، نعناء را هر چه بچینی جایش سبز می شود ... کم که نمی شود هیچ ، زیاد هم می شود.
بخشش و کرم هم مثل نعناء چیدن است نترسیم جایش جایگزین می شود ... پر می شود ...
این وعده ی خداوند است:
وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ (سبأ ، 39)
و هر چه را انفاق كردید عوضش را او مى ‏دهد.


- نظرات (0)

به کدام گدا باید کمک کنیم

گدایی

گاه این روش ‌ها چنان بدیع و نو هستند که هر قدر هم که محتاط باشیم، قادر به تشخیص صحت آن نیستیم و برای کمک کردن یا نکردن بر سر دو راهی می ‌مانیم.

یکی به بهانه بیماری فرزندش، یکی به بهانه ادای نذرش، دیگری به بهانه سرقت کیفش و آن یکی با حرفی دیگر می ‌خواهد از احساس ترحم شما برای رسیدن به وجه مورد نیازش به عنوان یک پل استفاده کند. به راستی چگونه می‌ شود با این همه نقاب، نیازمند واقعی را تشخیص داد؟ در این مواقع دو راه بیشتر پیش رو نیست! گرفتن دست نیازی که به سویتان بلند شده یا رد شدن از کنار این ماجرا ...
تکدی گری و اظهار ضعف و تظلّم در دین مبین اسلام امری ناشایست، شمرده شده و خداوند متعال راضی نیست که هیچ مومنی، برای امرار معاش خود، سر بار مردم باشد و با حالت ذلت از دیگران درخواست نماید.
در روایتی داریم که امام صادق (علیه‌ السلام) از پیامبر (صلی ‌الله ‌علیه‌ و ‌آله) نقل فرمود که: «خداوند تبارك و تعالى، صفت گدائى از دیگران را دشمن می ‌دارد و دوست دارد که از خودش درخواست شود و هیچ عبادتى به درگاه خداوند (عزّوجلّ) دوست داشتنی ‌تر از این نیست كه دست طلب بردارند و با دعا و نیایش، حاجات خود را از او بخواهند، مبادا كسى از گدائى درگاه خدا شرم كند، گر چه به خاطر یك بند كفش باشد.» [الكافی، ج‏۴، ص ۲۰-۲۱]
از طرفی نیز در آیات قرآن کریم به ما سفارش شده که نیازمند را رد نکنیم؛ «وَ فی‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُوم‏» (19/ ذاریات) و آنها را از راندن با خشنونت او برحذر می دارد «وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ» (10/ضحی).
سفارش اهل بیت (علیهم السلام) نیز درخصوص برخورد با نیازمند همین بوده و سفارش شده نیازمند را از خود مأیوس نکنیم.

اگر گدا می ‌دانست با گدایی، چه گناه بزرگی را به دوش می ‌کشد، هیچ کس از دیگری، گدایی نمی ‌کرد و اگر درخواست‌ شونده بداند كه ممانعت، هم چه بار عظیمى دارد، كسى را ردّ نخواهد كرد

امام صادق (علیه ‌السلام) در بیانی دیگر فرمود:‌ «اگر گدا می ‌دانست با گدایی، چه گناه بزرگی را به دوش می ‌کشد، هیچ کس از دیگری، گدایی نمی ‌کرد و اگر درخواست‌ شونده بداند كه ممانعت، هم چه بار عظیمى دارد، كسى را ردّ نخواهد كرد.» [عدة الداعی و نجاح ‌الساعی، ص ۹۹]
خداوند بی همتا در کلام نورانی خود پرده از روی این حقیقت پنهان برداشته و به زیبایی می فرماید: " مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ " [بقره، آیه 261] حکایت کسانی که مالشان را در راه خدا می بخشند، حکایت دانه ای است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه صد دانه باشد و خدا برای هرکس بخواهد پاداشی چند برابر می دهد و خدا وسعت بخش داناست.
با توجه به آیه ای که ذکر شد، در اثر مالی که به فقرا و مستمندان پرداخت نموده اید، نه تنها اموالتان کم نمی شود بلکه خداوند مهربان از سرچشمه ی فضل و رحمت خویش چندین برابر آن مال را به شما باز می گرداند. به عبارتی با این عمل، ما وارد یک معامله ی پرسود شده ایم؛ که از این طریق اموال خود را در بانک ذخیره الهی پس انداز کرده و در عوض سود هنگفتی از خدای بی همتا دریافت می کنیم.
به نظر نکته ای که در این آیه بتوان پیرامون موضوع بحث از آن استفاده کرد و ختم کلام برای موضوع اصلی باشد، فی سبیل الله بودن انفاق و کمک کردن به دیگران است ....

نکته ی قابل توجه

ما با توجه به اینکه به درستی یا نادرستی حرف گدا اطمینان نداریم، باید برای رضای خدا انفاق کنیم و در رابطه با صحت یا عدم صحت حرف درخواست کننده تحقیق و تفحّص لازم نیست:
چنانچه در این باب از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: به گدا چیزی بدهید حتی اگر بر اسب سوار بود. [همان، ص 417]

سوار بر اسب بودن در این روایت کنایه از عدم فقر ظاهری اوست به طوری که توانایی خرید اسب که وسیله نسبتاً مناسب آن زمان بوده را داشته است.
و در روایتی دیگر در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که پیامبر (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: گدا را از درخواستش ناامید نکنید و اگر بعضی از مساکین دروغ نمی گفتند، هر کس آنها را رد می کرد، رستگار نمی شد. [حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج 9 ص 418]
امام  علی (علیه‌ السلام) به یکی از اصحاب خود به نام کُمَیل فرمود: «یَا كُمَیْلُ لَا تَرُدَّنَّ سَائِلًا وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ أَوْ مِنْ شَطْرِ عِنَبٍ [بحار الأنوار، ج‏۷۴، ص۲۷۰] اى كمیل! درخواست‏‌ كننده را بر مگردان اگر چه به نصف خرما یا نصف انگور باشد (که به او می‌ بخشی).»
در روایتی دیگر از حضرت صادق (علیه السلام) سوال می شود گدایی می آید و در خواست کمک می کند وقتی واقع را نمی دانیم چه کنیم؟ حضرت در جواب می فرمایند: به کسانی که نسبت به آنها دلسوزی پیدا کردید کمک کنید سپس حضرت می فرمایند: کمتر از یک درهم [فاضل لنکرانی، محمد جواد، جامع المسائل، ج 2 ص 374] (به عبارتی با این سخن بیان می کنند که حتی شده با کمترین کمکی آنها را از خود ناامید نکنید)
بنابراین عقل سلیم حکم می کند که نقد را رها نکنیم و از این غافله عقب نمانیم؛ در مقابل درخواست سائلی که درست و نادرست آن را نمی دانیم معطل نکرده و طبق روایات عمل کرده و او را نادیده نگیریم و در حد توان دستش را رد نکنیم چرا که این کار پاداش عظیمی دارد.

از حضرت صادق (علیه السلام) سوال می شود گدایی می آید و در خواست کمک می کند وقتی واقع را نمی دانیم چه کنیم؟ حضرت در جواب می فرمایند: به کسانی که نسبت به آنها دلسوزی پیدا کردید کمک کنید سپس حضرت می فرمایند: کمتر از یک درهم

امام محمد باقر علیه السلام در روایتی می فرماید: «خداوند می فرماید: هیچ چیز نیست مگر اینکه دیگری را موکل گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را، که آن را به دست خود می گیرم، حتّی اینکه مرد یا زن، خرمایی یا نصف خرمایی را صدقه می دهد، آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم، همچنان که کسی کرّه اسب خود را تربیت می کند و چون روز قیامت به ملاقات من رسد آن صدقه را خواهد دید در حالی مثل کوه احد می باشد.» [وسائل الشیعه، ج9، ص 382]
به عبارتی خداوند بی نیاز آن صدقه را به گونه ای پرورش می دهد که گویا از یک کاه کوه ساخته است.»
در آخر این نکته قابل یادآوری است که اسلام برای هر موضوع و شرایطی سخن برای گفتن  و نسخه ای برای بیان موضوعات مختلف دارد؛ گاه پیش می آید که هنگامی که با فقیری مواجه می شویم، امکانی برای پاسخگویی به نیاز او در اختیار نداریم خداوند در قرآن طرز برخورد صریح با نیازمندان را در چنین شرائطى بیان مى ‏کند و مى‏ فرماید: "اگر از این نیازمندان به خاطر (نداشتن امکانات و ...) روى برگردانى، اما به جهت انتظار رحمت خدا که به امید آن هستى نباید این روى‏ گرداندن توأم با تحقیر و خشونت و بى ‏احترامى باشد، بلکه باید با گفتارى نرم و سنجیده و توأم با محبت با آنها برخورد کنى" حتى اگر مى‏ توانى وعده آینده را به آنها بدهى و مایوسشان نسازى.إسراء، 28.

خدا را شاکریم

به واقع  در اسلام و در مکتب اهل ‌بیت (علیهم‌ السلام) چقدر زیباست که برای هر چیزی آداب و بیانی دارد حتی در مورد گدایی؛ هم وظیفه‌ ی اولیّه را مشخص می‌ کند و بدی ‌های این کار را بیان می ‌فرماید و هم وظیفه‌ ی دیگران را در برخورد با این اشخاص، تعیین می ‌کند و از خداوند به خاطر این دین کامل، سپاسگزاریم.


- نظرات (0)

از برکات این فضیلت بهره مند شوید

قران

چرا حفظ قرآن

در آغاز بعثت پیامبر صلی اللّه علیه و آله برای حفظ قرآن از تحریف و نابودی، راهی جز به خاطر سپردن آیات الاهی وجود نداشت؛ ولی اكنون كه چاپ و نشر به پیشرفتی باور نكردنی دست یافته چرا از حفظ قرآن سخن می گوییم؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت: كلام الاهی تنها برای جلوگیری از تحریف و نابودی به خاطر سپرده نمی شد تا با پیشرفت صنعت چاپ حفظ بیهوده جلوه كند. این امر انگیزه های گوناگون دارد كه برخی از آن ها عبارت است از:

١ـ جلوگیری از تحریف

در صدر اسلام آیات قرآن به صورت پراكنده و بر پوست و استخوان های شانه و دنده های جانوران، چوب های درخت خرما، سنگ های سفید، كاغذ و پارچه ثبت می شد؛ (التمهید، ج 1، ص 281) و احتمال نابودی یا تحریف كلام الهی همواره وجود داشت. در این موقعیت، پیامبر اسلام صلی اللّه علیه و آله مسلمانان را به حفظ قرآن سفارش كرد و حتی گروهی را برگزید تا بدین كار پردازند. (مجمع البیان، ج 1، ص 43)

2 عمل به قرآن

 تلاوت و حفظ قرآن کریم نوعی ذكر خداوند است كه انسان در پرتو آن از هجوم بسیاری از فشارهای روانی و اضطرابات درونی مصون می َماند

یكی از اهداف «حفظ» آیات قرآن، عمل به مضامین آن است. وقتی انسان كلام وحی را به خاطر می سپارد، ناخود آگاه جانش تأثیر می پذیرد و او را در مسیر عمل به دستورهای خداوند پیش می برد. پاداش بسیار حافظان قرآن كه در برخی از روایات به چشم می خورد بدین جهت است كه آنان پیوسته آیات الاهی را تكرار می كنند و گوشت و پوست خود را با آن می آمیزند. در این موقعیت، احتمال این كه خداوند آن ها را سمت كمال و سعادت رهنمون نشود، بعید می نماید.
عمل به آیات الاهی، از دیرباز مورد توجه حافظان و قاریان بوده است. چنانكه صحابه یی مانند عثمان و أبی و عبدالله بن مسعود گفته اند: چون ده آیه از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله می آموختیم تا آن ها را به طور كامل به خاطر نمی سپردیم و عمل نمی كردیم، به فراگیری آیات دیگر نمی پرداختیم. (تفسیر قرطبی، ج 1، ص 39)

٣ـ بهره مندی از عبادت

در آیین اسلام، به خاطر سپردن آیات قرآن عبادتی مهم به شمار می رود و پاداش دارد. بیش تر روایاتی كه درباره ی ارزش و اهمیت حفظ قرآن ذكر شده است، نگاه ابزاری ندارند و حفظ را تنها برای جلوگیری از تحریف عبادت نمی َشمارند. در نگاه معصومین علیهم السّلام نفس به خاطر سپردن آیات الهی عبادت است و پاداش دارد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «اَللّهُمَ فَحَبِّبْ اِلَیْنا حُسْنَ تِلاوَتِهِ وَ حِفْظِ آیاتِهِ. (مستدرك الوسائل، ج 4، ص 375) خداوندا، تلاوت قرآن و حفظ آیاتش را برای ما دوست داشتنی فرما. این دعا نشان می دهد كه نفس تلاوت قرآن و حفظ آن محبوب حضرت است؛ و امام ششم علیه السلام به خاطر سپردن آیات الاهی را، بی توجه به مسئله ی تحریف، از حضرت احدیت درخواست می كند.
مرحوم طبرسی در كتاب مكارم الاخلاق (مكارم الاخلاق، ج 2، ص 137) بابی با عنوان «صلاة حفظ القرآن» دارد كه نشان می دهد «حفظ قرآن» ذاتاً ارزشمند است و از عبادات شمرده می شود.

برکات دنیوی حفظ قرآن کریم:

حفظ قرآن کریم بركات دنیوی نیز دارد كه عبارتند از:

الف: هدایت انسان:

تلاوت و انس با قرآن کریم از سفارشهای مكرّر معصومان علیهم السّلام است و حفظ قرآن کریم به انس با آیات الهی می انجامد؛ زیرا حافظ قرآن کریم باید برای تثبیت محفوظات قرآنی اش روزی چند بار به قرائت قرآن کریم بپردازد. ائمه علیهم السّلام حافظان قرآن کریم را به تكرار آیات الهی فراخوانده اند و فرمودند: «همان گونه كه شتر بسته شده در یك نقطه چنانچه مورد دیدار پیاپی صاحبش واقع نشود جایگاهش را ترك می كند، محفوظات حافظ قرآن کریم نیز اگر پیوسته مورد مراجعه و تكرار قرار نگیرند از خاطر زدوده می شوند» بنابراین، حافظ ناگزیر است با قرآن کریم انس گیرد و این هنگام زمینه ی هدایت، سعادت و تعالی فراهم می آید. حضرت علی علیه السّلام می فرماید: «هیچ كس با قرآن همنشین نمی شود مگر این كه از كنار آن با افزایش یا كاهش بر می خیزد: افزایش هدایت یا كاهش گمراهی » (نهج البلاغه، خ 175)

ب: آرامش روحی:

یاد خدا تأثیر بسزایی در روان آدمی دارد و دل در پرتو آن آرام می گیرد. خداوند متعال می فرماید: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «آگاه باش كه دل ها با یاد خدا آرام می گیرد.» یكی از نام های قرآن، ذكر است. تلاوت و حفظ قرآن کریم نوعی ذكر خداوند است كه انسان در پرتو آن از هجوم بسیاری از فشارهای روانی و اضطرابات درونی مصون می ماند.

ج: نجات از تنهایی:

كتاب بهترین همنشین تنهایی است و قرآن کریم زیباترین، دقیق ترین، عمیق ترین و با نفوذترین كتاب شمرده می شود. امام سجاد علیه السّلام می فرماید: اگر همه ی مردم روی زمین از دنیا بروند، تا وقتی قرآن کریم با من است، از هیچ چیز وحشت ندارم.

ه : فهم بهتر قرآن کریم:

مهم َترین اثر حفظ قرآن کریم درك بهتر آن است. حافظ به سبب تسلّط بر همه ی آیات، ارتباط آن َ ها را نیك در می َیابد و در پرتو آن دركی بهتر و درست َتر از قرآن کریم به دست می َآورد.

و: تقویت حافظه:

مهم ترین اثر حفظ قرآن کریم درك بهتر آن است. حافظ به سبب تسلّط بر همه ی آیات، ارتباط آن  ها را نیك در می یابد و در پرتو آن دركی بهتر و درست تر از قرآن کریم به دست می آورد

یكی از امتیازات قرآن کریم آن است كه تلاوت و به خاطر سپردنش سبب تقویت روح و حافظه ی حافظ می شود. در روایات آمده است كه قرائت قرآن کریم به افزایش حافظه می انجامد. (نهج البلاغه ج 66، ص 290)
 از آن جا كه حفظ این كتاب آسمانی به تكرار پیوسته و قرائت زیاد آن وابسته است، می توان گفت حفظ قرآن کریم حافظه را فزونی می بخشد. (حسینی، سیّد مجتبی، سیمای حافظان نور، صص 47 تا 53 و 61 تا 65)

فضیلت حفظ قرآن در روایات:

برای پی بردن به فضیلت و اهمیت حفظ قرآن کافی است اندکی در احادیث رسیده از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) در این باره و نیز در سیره عملی ایشان در تعامل با قرآن و اهل آن دقت کنیم. به طور کلی قرآن کریم در نگاه آن بزرگواران از جایگاهی رفیع و منزلتی ویژه برخوردار است بنابراین مسائل مربوط به آن، از جمله «تلاوت و قرائت، تدبر و عمل به فرامین آن و آموختن و آموزاندن آن» و نیز «حفظ قرآن و در سینه داشتن آن»، مورد سفارش ایشان قرار گرفته است.
به چند نمونه از احادیث مرتبط با حفظ قرآن توجه کنید:
«الْحَافِظُ لِلْقُرْآنِ الْعَامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الْکِرَامِ الْبَرَرَة»؛ (کافی، ج 2، ص 603) کسی که حافظ قرآن باشد و به آن عمل کند، با سفیران هدایت، کریمان و نیکان خواهد بود.
«إِنَّ الَّذِی یُعَالِجُ الْقُرْآنَ وَ یَحْفَظُهُ بِمَشَقَّةٍ مِنْهُ وَ قِلَّةِ حِفْظٍ لَهُ أَجْرَانِ»؛ (کافی، ج 2، ص 606) کسی که با سختی قرآن را حفظ می کند، با این که توانایی حفظ کمی دارد، دو پاداش خواهد داشت.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): «حَمَلَةُ القُرْآنِ هُمُ المَحْفُوفونَ بِرَحمَةِ اللهِ، المُلَبِّسونَ نُورَ اللهِ، المُعَلِّمونَ كَلامَ اللهِ. مَنْ عاداهُم فَقَدْ عادَی اللهَ و مَنْ والاهُم فَقَدْ والَی اللهَ.»: حافظان قرآن مشمول رحمت خدا، در بركنندگان نور خدا و آموزگاران كلام خدایند. كسی كه با آنان دوستی نماید با خدا دوستی نموده و كسی كه با آنان دشمنی كند خدا را دشمن داشته است. (مستدرك الوسائل /ج4/ص 254)




- نظرات (0)

قدیمی ترین قرآن های خطی در ایران

از میان تمامی نسخ خطی کتابت شده، قرآن های خطی بیش از دیگر منابع حائز اهمیت اند. این امر نه تنها از وجه قدسی بودن قرآن، که از منظر ارزش های هنری به کار بسته در نسخ نیز محسوب می شود.
در تعریف، نسخه خطی را می توان شامل اوراقی دانست که بر روی آن مطالبی با دست توسط قلم یا مرکب نوشته شده و آن اوراق از یک طرف به هم متصل و پیوسته و از طرف عطف بین دو جلد قرار گرفته باشد. استنساخ کتاب از زمانی که صنعت چاپ وارد میدان نشده بود، شکل گرفت و رایج شد. در ایران نسخ خطی متعددی در حوزه های مختلف نوشته شده و بعد از گذشت اعصار و قرون به یادگار مانده است.
بسیاری از نسخه های خطی هم اکنون در پستوی خانه ها و در گنجه خانواده ها نگهداری می شود؛ از این رو تعداد مشخصی از منابع خطی در ایران در دست نیست؛ با وجود این به نظر می رسد که حدود 500 هزار نسخه خطی در موضوعات مختلف شناسایی شده و نگهداری می شوند.

قدیمی ترین قرآن های خطی منسوب به ائمه علیهم السلام می باشد چنانچه این نسخ قرآنی از سوی ارادتمندان به آستان قدس رضوی وقف یا اهدا شده که 100 نسخه آن مربوط به قرن اول تا سوم قمری بر روی پوست آهو کتابت شده و منسوب به دستخط مبارک هشت تن از ائمه اطهار (علیهم السلام) است

نسخه های خطی هم از حیث تاریخی و هم از منظر علمی حائز اهمیتند. در اهمیت و ارزش این منابع همین بس که همچنان راهگشای دانشمندان و پژوهشگران است و گاه نکته ای مذکور در این نسخ، کلید حل سؤالات ذهن بشر امروز.
از میان تمامی نسخ خطی کتابت شده، قرآن های خطی بیش از دیگر منابع حائز اهمیت اند.

این امر نه تنها از وجه قدسی بودن قرآن، که از منظر ارزش های هنری به کار بسته در نسخ نیز محسوب می شود.
از منظر کارشناسان هنری، بیشترین هنر اسلامی در دوره های مختلف در قرآن های خطی به کار رفته از این نظر چه در خط و چه در تذهیب و سایر هنرهای به کار بسته در متون، می توان این آثار را سرآمد دیگر نسخ خطی در دوره های مختلف دانست. از سوی دیگر، قرآن های خطی عموماً به دستور شاهان و امیران کتابت می شده و علاوه بر تمام و کمال بودن از حیث هنری، از منظر تاریخی نیز ارزشمند و قابل مطالعه اند.
گنجینه مخطوطات آستان قدس رضوی یکی از مهمترین مراکز نگهداری این منابع خطی است. گفته می شود که در این بخش از کتابخانه تعداد 22 هزار نسخه خطی قرآن کریم نگهداری می شود؛ از این رو گنجینه قرآن و نفایس موزه مرکزی آستان قدس نخستین و غنی ترین موزه قرآن جهان به شمار می آید. اما اهمیت این مرکز تنها به نگهداری تعداد نسخه های قرآنی نیست، بلکه به قدمت قرآن هایی است که از دوره ائمه اطهار (علیهم السلام) در این مرکز نگهداری می شود.

قدیمی ترین قرآن های خطی منسوب به کیست؟

قدیمی ترین قرآن های خطی منسوب به ائمه علیهم السلام می باشد چنانچه این نسخ قرآنی از سوی ارادتمندان به آستان قدس رضوی وقف یا اهدا شده که 100 نسخه آن مربوط به قرن اول تا سوم قمری بر روی پوست آهو کتابت شده و منسوب به دستخط مبارک هشت تن از ائمه اطهار (علیهم السلام) است.
قرآن های منسوب به دستخط امام علی (علیه السلام)، امام حسن (علیه السلام)، امام حسین (علیه السلام)، امام سجاد (علیه السلام)، امام صادق (علیه السلام)، امام رضا (علیه السلام) و همچنین چهار نسخه دیگر از جزوات قرآنی منسوب به دیگر ائمه اطهار (علیهم السلام) از شاخص ترین قرآن های این گنجینه است. عموم این قرآن ها در دوره صفویه به آستان قدس رضوی اهدا و یا وقف شده که در پشت برخی از این قرآن ها وقف نامه آنها به خط شیخ بهایی ذکر شده است.

قرآن منسوب به دست خط مبارک امام علی (علیه السلام)

یکی از قدیمی ترین قرآن های موجود در این گنجینه، قرآنی است منسوب به دست خط مبارک امام علی (علیه السلام) که اصل آن در کتابخانه انگلیس نگهداری می شود و چاپ عکسی آن (فاکسی میله) توسط یک ناشر پاکستانی به آستان مقدس رضوی اهدا شده است.
عشق و ارادت به خاندان اهل بیت علیهم السلام انگیزه این ناشر برای انجام چنین کاری بوده است. این نسخه که از طرف آقای بختیارالدین احمد در سال 1390 هجری شمسی به کتابخانه آستان قدس رضوی اهدا شده است، بر روی ورق پوست آهو نوشته شده است.

قدیمی‌ترین قرآن های خطی

اندازه این قرآن، 8/5 در 5 سانتی متر است. دو صفحه اول این قرآن دارای تذهیب بوده و جدولها در هر صفحه طلاکاری شده است. صفحه اول قرآن 4 سطری و بقیه صفحه ها 5  سطری می باشد و دارای اعراب گذاری می باشد. این قرآن کوچک شامل سوره های یاسین، صافات و زمر است.
در پایان این قرآن عبارت «کتبه علی بن ابیطالب» و مُهر یکی از امیران وابسته به دربار «شاه جهان» و یادداشت فرماندار انگلیسی لاهور، چارلز ریکس در سال 1854 میلادی آمده است. این قرآن به همراه دیگر قرآن های نفیس منسوب به ائمه اطهار علیهم السلام، در زمان اشغال پنجاب توسط انگلیسی ها از قلعه لاهور به لندن منتقل شده است.

قرآن منسوب به امام حسن (علیه السلام)

این قرآن خطی شامل سوره های یس تا جاثیه (جزء 23 تا 25 قرآن) است که در 122 ورق بر روی پوست آهو در اندازه 16.5 در 11.5 سانتی متر به خط کوفی هفت سطری کتابت شده است.

قدیمی‌ترین قرآن های خطی

این اثر نفیس در سال 1008 هجری قمری به دست شاه عباس اول صفوی وقف آستان مقدس امام رضا (علیه السلام) شده است. در صفحه نخست این قرآن وقف نام شاه عباس اول صفوی به خط و امضای شیخ بهایی به چشم می خورد و در صفحه آخر، ترقیم «کتبه حسن بن علی ابن ابیطالب فی سنة احدی اربعین» قابل مشاهده است.

قرآن منسوب به امام حسین (علیه السلام)؛ اهدایی مقام معظم رهبری

از جمله نفایس اهدایی از سوی مقام معظم رهبری به گنجینه مخطوطات کتابخانه آستان قدس، قرآن های نفیسی است که توسط هنرمندان خبره سده های گذشته کتابت شده و با تذهیب های فوق العاده نماد و نشانه ای از اوج هنر اسلامی است. از جمله آثار بسیار نفیس اهدایی از سوی ایشان، قرآنی ا ست به مهر شاه اسماعیل صفوی که منسوب به دستخط مبارک امام حسین (علیه السلام) است.

قدیمی‌ترین قرآن های خطی

این قرآن بسیار نفیس در 9 سطر بر پوست آهو کتابت شده و در خود مهری با عنوان ««کَتَبه حسین بن علی» دارد. این قرآن در هشت ورق نوشته شده است و یکی از قدیمی ترین نسخ خطی موجود در کتابخانه آستان قدس محسوب می شود. این قرآن در قرن اول هجری کتابت شده و با شماره 3382 در کتابخانه آستان قدس رضوی ثبت شده است.


قران منسوب به امام کاظم (علیه السلام)

در صفحه اول این قرآن که منسوب به دستخط امام هفتم شیعیان است، وقف نامه ای به خط و امضای شیخ بهایی در سال 1009 هجری قمری دیده می شود. این قرآن دارای 83 برگ در قطع بیاضی به ابعاد 28 × 17 سانتی متر است که آیات وحی در 6 سطر در هر صفحه با مرکب مشکی مایل به قهوه ای کتابت شده است. در این اثر معنوی بخشی از کلام الله مجید از آیه 252 سوره بقره تا آیه 89 آل عمران را شامل می شود که به خط کوفی، روی پوست آهو کتابت شده است.

قدیمی‌ترین قرآن های خطی

این قرآن دارای نقش و سجع مهر و تعدادی یادداشت های تاریخی و مهر متولیان وقت است.
قرآن منسوب به دست خط مبارک امام سجاد (علیه السلام)، امام صادق (علیه السلام) و امام رضا(علیه السلام) از جمله دیگر آثار ارزشمندی است که در این کتابخانه نگهداری می شود.

قرآنی که پوتین به رهبری اهدا کرد

این قرآن از ارزشمندترین قرآن های قدیمی است، چنانچه  بخش خاورمیانه شناسی دانشگاه مسکو درباره تاریخچه آن اعلام کرد: «قرآنی که رئیس جمهور پوتین به جناب آیة الله خامنه ای رهبر ایران هدیه کرد، مربوط به دوره مروان آخرین خلیفه بنی امیه بود که والی شام به سلطان سلیم عثمانی هدیه کرده بود و بعدها پادشاه دیگر عثمانی نیز آن را به عباس میرزا نائب السلطنه قاجار هدیه کرده بود.
عباس میرزا نیز در جنگ قاجار و روس به دلیل رشادت های والی گنجه این قرآن را به وی هدیه کرده بود و در دوران شوروی سابق این قرآن به دستور استالین به موزه آرمیتاژ شهر سن پترزبورگ انتقال یافت و اینک پوتین این قرآن را به آیة الله خامنه ای رهبر انقلاب ایران هدیه کرد.


- نظرات (0)

کارهای خدا برعکسه!

مسیر مستقیم

تلاش به منظور عملی سازی اسماء و صفات الهی در وجود آدمی، سبب نزدیک شدن انسان به غایت خلقتش می گردد. اما گاه بالعکس میان انسانها و پروردگارش فرسنگها فاصله است. جالب آنکه نه تنها هم سویی و هم جهتی با صفات خالق در برخی انسانها دیده نمی شود بلکه رفتاری کاملا معکوس با خالق در ایشان نمایان می گردد.
حرکت انسانها خلاف معیارهای الهی، دوری هرچه بیشتر ایشان از کامیابی دنیوی و اخروی را به همراه خواهد داشت. این دوری تا آنجا پیش می رود و ادامه می یابد که انسان را به قهقرای ضلالت می برد و از اشرف مخلوقات الهی موجودی می سازد که به فرموده ی خداوند، پست تر و رذل تر از چهارپایان خواهد بود.
با مروری در رفتارها و باورهایمان به تفاوتهای آشکارمان با پروردگار هستی صحه خواهیم گذاشت.
ما انسانها آن هنگام که به فکر آینده ی خویشیم به دنبال آنیم تا بیشتر و بیشتر بر اندوخته های خود بیفزاییم و با صرفه جویی در هزینه های زندگی داراییمان را افزایش دهیم تا روزی از نداری و فقر رنج مبریم. با این اندیشه اگر نیازمندی دست نیاز بسویمان بلند نماید از یاری رسانیش سر باز می زنیم چرا که می ترسیم اگر از داشته هایمان به او دهیم اندوخته یمان کم شود و داراییمان از بین برود. در حالیکه خداوندِ فیاضِ کریم در کتاب آسمانیش نه تنها بخشندگی و کمک به دیگران را سبب فقر نمی خواند بلکه آنها را عاملی می داند تا به وسیله ی آن بر اندوخته های مادی و معنوی فرد افزوده می گردد و مال شخص پر برکت  گردد. آنجا که می فرماید: « مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیم(1)؛ مَثَل [صدقاتِ ] كسانى كه اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى كنند همانند دانه اى است كه هفت خوشه برویاند كه در هر خوشه اى صد دانه باشد و خداوند براى هر كس كه بخواهد [آن را] چند برابر مى كند، و خداوند گشایشگر داناست» و یا آنکه در جایی دیگر می فرماید: « وَ مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیر ٌ؛ (2) و مَثَل [صدقات ] كسانى كه اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى كنند، همچون مَثَلِ باغى است كه بر فراز پشته اى قرار دارد [كه اگر] رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ریزى [براى آن بس است ]، و خداوند به آنچه انجام مى دهید بیناست».

از دیگر تفاوتهای غالب ما انسانها با پرودگارمان آن است که وقتی فردی جان خود را به هر طریق از دست می دهد حیاتش را پایان یافته می انگاریم در حالیکه خداوند در قرآن کریم خلاف آنچه ما بدان باور داریم می فرماید: « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون ؛ هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده اند، مرده مپندار، بلكه زنده اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند»

چنانچه در روایت است که فردی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و عرضه داشت: من اوضاع اقتصادی خوبی ندارم  ... حضرت فرمودند: برو صدقه بده. مرد با تعجب بیشتر و بیشتر برای بار دوم سوم حال خود را به امام صادق علیه السلام عرضه کرد و گفت که من حتی برای نان شبم هم مشکل دارم و شما می فرمایید صدقه بدهم؟
 حضرت باز فرمودند برو صدقه بده، حتی شده از قسمتی از همان تکه نانی که شب برای خوردن داری ... فرد گفت چشم و رفت. بعد از مدتی آمد و خدمت حضرت عرض کرد که همان کاری که فرمودید انجام دادم و اوضاعم خوب شده است. (میزان الحکمه، محمد ری شهری ، دار الحدیث ، ج 2)
نیز گاه در روند زندگی رخ می دهد که شخصی دچار تنگدستی موقت می شود و در برهه ای از زمان نیازمند کمک دیگران می شود اما وقتی نیازش را با آنان در میان می گذارد با آنکه توان برآوردن نیازش را دارند از کمک به وی سر باز می زنند و اینطور تصور می نمایند که اگر مبلغی را که شخص تقاضا نموده به او دهند متضرر می شوند چرا که با این اندوخته می توانند جایی سرمایه گذاری نمایند تا پولشان چندین برابر گردد در حالیکه اگر آن را به شخص نیازمند برای مدتی قرض دهند نه تنها بر اندوخته یشان افزوده نمی گردد بلکه با گذر زمان از ارزشش کاسته می گردد. اما خداوندی که همه چیز بدست اوست و سود و زیان همه و همه به خواست او رخ می دهد قرض دادن را نه تنها سبب کاسته شدن مال نمی داند بلکه قرض دهی به نیازمند را سبب چندین برابر شدن اندوخته می خواند و می فرماید: « مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثیرَةً وَ اللَّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ؛(3) كیست آن كس كه به [بندگانِ ] خدا وام نیكویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید؟ و خداست كه [در معیشت بندگان] تنگى و گشایش پدید مى آورد و به سوى او بازگردانده مى شوید.»
از دیگر تفاوتهای غالب ما انسانها با پرودگارمان آن است که وقتی فردی جان خود را به هر طریق از دست می دهد حیاتش را پایان یافته می انگاریم در حالیکه خداوند در قرآن کریم خلاف آنچه ما بدان باور داریم می فرماید: « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون(4)؛ هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده اند، مرده مپندار، بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند»
به راستی آنانکه در راه دفاع از آرمانهای الهی جان می دهند حیاتشان ادامه می یابد و در نزد پروردگارشان متنعم می گردند. باور به زنده بودن و جاودانگی مجاهدان راه حق، اعتقادی است که از سوی بسیاری افراد به سخره گرفته می شود چرا که ایشان به جز حواس پنجگانه راهی برای درک حقایق عالم ندارند و ندیدن را دلیل بر نبودن می انگارند آن سان که به باورشان خدایی وجود ندارد زیرا چشمی آن را نمی بیند. به واقع درک حیات شهدا  واقعیت سختی است که اکثر انسانها در گام نخست آن را انکار می نمایند اما خداباوران با قبول آنچه پروردگارشان می گوید باورهای خویش را بر حقایق هستی آن سان که خداوند فرموده تطبیق می دهند و سخن آفریدگارشان را تایید می نمایند و اینچنین سعادت دنیوی و اخروی خویش را تضمین می نمایند.
یکی دیگر از تفاوت های کار خدا با ما بندگان نیز در این است که ما همیشه فکر می کنیم برای اینکه عزیز بشویم و عزت پیدا کنیم باید برای خودمان دم و دستگاهی درست کنیم که عده ای همیشه دور ما باشند، هر جا می خواهیم برویم با چند نفر برویم که دیگران به ما احترام بیشتری بگذارند و عزتمان بیشتر شود، باید کمی خودمان را بگیریم که مردم حساب کار دستشان باشد ... خلاصه عزت و بزرگی را در بزرگ کردن خود در میان مردم می بینیم در حالی که در حساب خدا و دستورالعمل های او و اهل بیت علیهم السلام، کاملا برعکس است؛ چنانچه در روایتى از امام على (علیه السلام) مى خوانیم: «ثَمَرَةُ التَّواضُعِ اَلْمحَبَّةُ وَ ثَمَرَةُ الْکِبْرِ اَلْمَسَبَّةُ میوه درخت تواضع  محبّت و دوستى و جلب قلوب است و میوه درخت تکبّر و خود برتربینى، کینه و عداوت و دشمن سازى است» (غرر الحکم، حدیث 4614 4613)

کلام آخر:

در زندگی هایمان خیلی اوقات به دنبال اهدافی می گردیم اما برای رسیدن به آن اهداف مسیر را اشتباه می رویم... به امید آنکه با آگاهی از مسیر درست آن هم از لسان قرآن و روایات به اهدافمان زودتر و بهتر برسیم.

پی نوشت:

1. سوره بقره، آیه261. 
2. همان، آیه 265

3. همان؛ آیه245

4.سوره آل عمران، آیه 169



- نظرات (0)