سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

چگونه بارندگی را افزایش دهیم

باران

این کلام پیامبر اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و اله است که پیروان خود را هشدار می دهد تا با ترک برخی اعمال، بلا را از خود دور کنند؛ بلاهایی که عملکرد مردمان در آن ها مؤثر است. (کتاب خصال-ج ۱-ص : ۲۲۴)

اینکه گناهان و رفتار ناپسند مردم در امور دنیوی موثر است، مطلبی است که در مورد آن بسیار گفته شده و شکی در آن نیست؛ چنانکه قرآن کریم می فرماید: وَمَا أَصَابَكم مِّن مّصِیبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَیْدِیكمْ ... : و هر گرفتارى که به شما رسد به خاطر اعمالى است که انجام داده اید ...» (شوری/ 30)

با گناهان درهای رحمت الهی بسته شده و گاه زمینه نزول بلا و عذاب مهیا می شود. (فرازهایی از دعای کمیل: اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل النقم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تغییر النعم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء، اللهم اغفرلی الذنوب التی تقطع الرجاء و اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل البلاء)

امام صادق علیه السلام در این رابطه می فرمایند: پدرم همواره مى فرمود: خداوند حکم قطعى فرموده که نعمتى را که به بنده اش داده، از او نگیرد، مگر زمانى که بنده گناهى انجام دهد که به خاطر آن سزاوار کیفر گردد.»(شیخ کلینی- اصول کافى- ج 2 باب الذنوب)

و امیر مؤمنان على (علیه السلام) در خطبه 178 نهج البلاغه مى فرماید: به خدا سوگند هیچ ملتى از آغوش ناز و نعمت زندگى گرفته نشد مگر به واسطه گناهانى که مرتکب شدند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمى دارد.
قرآن کریم نیز از امت هایى یاد مى کند که از نعمت خداوند برخوردار بودند و در اثر گناه، آن نعمت ها از آنان گرفته شد و هلاک شدند: «أَلَمْ یَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهمْ فِی الأَرْضِ مَا لَمْ نمَكِّن لَّكمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَیْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهم بِذنوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِینَ: آیا ندیده اند که پیش از آنان چه بسیار امت ها را هلاک کردیم؟ (امت هایى که) در زمین به آنان امکاناتى دادیم که براى شما آن امکانات را فراهم نکرده ایم، و (باران هاى) آسمان را پى در پى بر آنان فرو فرستادیم، و رودها را از زیر (شهرهاى) آنان روان ساختیم. پس ایشان را به (سزاى) گناهانشان هلاک کردیم، و پس از آنان نسل هاى دیگرى پدید آوردیم.» (انعام/ 6)
«...فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِینَ ظَلَمواْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانواْ یَفْسقونَ: بر ستمگران به خاطر نافرمانى عذابى از آسمان فرستادیم» (بقره/ 59)

امام على (علیه السلام) نیز فرموده اند: «واحذروا ما نزل بالامم قبلکم من المثلات بسوء الافعال و ذمیم الاحوال؛ از کیفرهایى که بر سر امتهاى پیشین به سبب اعمال ناشایست و کارهاى نکوهیده آمد بپرهیزید» (نهج البلاغه، خطبه 192)

اینکه گناهان موجب نزول بلا یا موجب بسته شدن درهای رحمت می شوند، تنها مختص اقوام گذشته نیست و در هر زمان و موقعیتی پا برجاست.

گویی این سنت الهی، قانونی برای همه زمان ها است و خداوند هم مهر تأییدی بر آن زده است؛
«ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَک مغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتَّی یغَیِّروا ما بِأَنْفسِهِمْ ... : این [كیفر سخت] به سبب این است كه خدا بر آن نیست كه نعمتى را كه به قومى عطا كرده [به عذاب و نقمت ] تغییر دهد تا زمانى كه آنان آنچه را در خود [از عقاید حقّه، حالات پاك و اخلاق حسنه اى كه] دارند [به كفر، شرك، عصیان و گناه] تغییر دهند.» (سوره انفال، آیه 53)

از «تغییر نعمت ها به دلیل تغییر عملکردهای مردم»، در روایات نیز نشانه هایی می توان یافت؛ در حدیث آمده است مردى از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه «فَقالوا رَبَّنا باعِدْ بَینَ أَسْفارِنا وَ ظَلَموا أَنْفسَهمْ» (سبأ، آیه 19) سؤال کرد.

امام (علیه السلام) در جواب فرمودند: «این جماعت، گروهى بودند که چند روستای به هم پیوسته داشتند و اهل آنها همدیگر را مى دیدند، و نهرهاى روان و مال هاى زیاد داشتند. اما نعمت هاى خداى عز و جل را ناسپاسى نمودند، پس خداوند متعال نعمت هایی که در اختیار آنها بود را تغییر داد و سیل را به سوى ایشان فرستاد که به سبب آن روستاهایشان را غرق کرد و خانه ها را خراب نمود و مال هاى ایشان را از بین برد، و به جای آن باغ ها، دو باغ که حاصل آن میوه بدمزه و نامناسب بود، به آنها داد. بعد از آن فرموده است: «ذلِکَ جَزَیناهمْ بِما کَفَروا وَ هَلْ نجازِی إِلَّا الْکَفورَ» (سوره سبأ، آیه 17)؛ یعنى این عذاب عاجل، پاداش دادیم ایشان را، به سبب آنکه کفرانِ نعمت ورزیده، بر رسولان ما کافر شدند، و آیا جزا مى دهم، مگر کفور را» [کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 3، ص 678 و 679]

امام على (علیه السلام) نیز فرموده اند: «واحذروا ما نزل بالامم قبلکم من المثلات بسوء الافعال و ذمیم الاحوال؛ از کیفرهایى که بر سر امت هاى پیشین به سبب اعمال ناشایست و کارهاى نکوهیده آمد بپرهیزید» (نهج البلاغه، خطبه 192)

 

گناهان مختلف، آثار متفاوت

با توجه به منابع روایی، گناهان آثار متفاوتی در پی دارند. همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود؛ از بین رفتن حیوانات چهار پا ثمره نپرداختن زکات توسط مردم است، نباریدن باران از ظلم به مردمان، و نصرت مشرکان و غلبه آن ها بر مسلمانان از خلف وعده های مسلمانان به خود و دیگران است.(کتاب خصال-ج ۱-ص : ۲۲۴)

شاید تنها عامل این بلاها، این گناه ها نباشد، اما آنچه قطعاً از این روایات برمی آید تأثیر انکار ناپذیر گناهان در برخی پدیده های طبیعی است. از این رو برخی پدیده ها هر چند در ظاهر خارج از قدرت انسانند، اما در واقع رفتار آدمیان در آن ها نقش دارد؛ درست مانند آتش سوزاننده ای که روشن کردن آن و در نتیجه سوزاندنش به اختیار ماست.

چرا باران نمی بارد؟

در مورد بخیل شدن آسمان، گناهان متفاوتی نقل شده است که در آن تأثیر دارند. در میان مردم نیز مطالبی شایع شده که در پیامک ها و سخنرانی ها و شبکه های اجتماعی منتشر می شود.

این مطالب بیشتر گناهانی است مربوط به تک تک افراد جامعه؛ گناهانی که اختصاص به گروه خاصی ندارد و ابتلا به آن توسط هر کسی که صورت گیرد، زمینه قهر آسمان فراهم می شود.

گناهان موجب نزول بلا یا موجب بسته شدن درهای رحمت می شوند، تنها مختص اقوام گذشته نیست و در هر زمان و موقعیتی پا برجاست.

گویی این سنت الهی، قانونی برای همه زمان ها است و خداوند هم مهر تأییدی بر آن زده است؛
«ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَک مغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتَّی یغَیِّروا ما بِأَنْفسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ: این [كیفر سخت] به سبب این است كه خدا بر آن نیست كه نعمتى را كه به قومى عطا كرده [به عذاب و نقمت] تغییر دهد تا زمانى كه آنان آنچه را در خود [از عقاید حقّه، حالات پاك و اخلاق حسنه اى كه] دارند [به كفر، شرك، عصیان و گناه] تغییر دهند.» (سوره انفال، آیه 53)

اما خطاهایی هم وجود دارد که اختصاص به همه مردم ندارد و توسط گروه خاصی انجام می شود و بلای ناشی از آن دامن همه مردم را می گیرد؛ از آن جمله کسانی هستند که امورات مردم در دستشان است.

در مورد این گروه گفته شده که ظلم آن ها به مردم زیر دستشان، زمینه ساز قطع شدن نزولات آسمانی است. همان طور که در روایت پیامبر صلی الله و علیه وآله نیز اشاره شد. (کتاب خصال- ج ۱- ص: ۲۲۴)

امام صادق علیه السلام نیز از چهار گناه نام می برد که موجبات چهار بلا را فراهم می کنند؛ از جمله آن ها ظلم در قضاوت است. امام این گناه را مانعی بر نزولات آسمانی توصیف کرده است. (وسائل الشیعه / ج ۱۱ / ص ۵۱۳ / نقل از کتاب گناه شناسی حجت الاسلام قرائتی)

 

به این نکته توجه کنید

حواسمان به معنای نعمت باشد ... نعمت به چیزی گفته می شود كه آدمی را در رسیدن به هدف و سعادت مطلوبش كمك كند و در مسیر زندگی، موجب آسایش و آرامشش گردد و موانع و مشكلات را از پیش پایش بردارد.

و در مقابل، به آنچه مانع نیل به هدف و سبب اشكال و دشواری راه و موجب محرومیّت از مسیر گردد، بلا و نقمت گفته می شود.

آب و هوا و نور و چشم و گوش و دست و پا و زبان، باران و ... را نعمت می دانیم، از آن جهت كه هر كدام از این ها در حدّ خود، ما را در رسیدن به هدف های زندگی و مقاصد مطلوب كمك می كنند؛ به طوری كه در اثر نبود یا كمبود یكی از این ها، مشكلاتی برای ما پیش می آید و احیاناً منجرّ به مرگ و نابودی ما می گردد.

وقتی مجموعه ی موجودات عالم را در نظر بگیریم، می بینیم كه هر موجود و هر خلقتی در حدّ خود، به پیشرفت نظام عمومی عالم كمك می كند و اثر می بخشد و از این جهت،تمام موجودات نعمت حساب می شوند؛ و لذا خالق عالم می فرماید:

... وَ إنْ تَعدّوا نِعْمَتَ اللهِ لا تحْصوها ...؛ ...اگر نعمت خدا را شماره كنید نمى توانید آن را به شمار درآورید... [سوره ی ابراهیم، آیه ی 34]

...وَ أسْبَغَ عَلَیْكمْ نِعَمَه ظاهِرَة وَ باطِنَة...؛ ... و نعمت هاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است... [سوره ی لقمان، آیه ی 20]

از این نظر، تمام موجودات نعمتند. ولی از این طرف می بینیم که بعضی از همین نعمت ها مثل باران ( که مورد بحث ما در این مقاله است) گاهی موجب ضرر شده و نه تنها دیگر نعمت نیست بلکه بلایی می شود برای بشریت ...

در این میان این نکته را هم نباید فراموش کرد که تبدیل نعمت به نقت به دست بشر است یعنی اینکه گاه با عدم برنامه ریزی درست از نعمت های الهی استفاده درست نمی شود و در مسیر درست پیاده نمی شود و یا به واسطه ی گناهان و اعمال انسان این نعمت ها به نقمت و بلا تغییر پیدا می کنند:

 وَمَا أَصَابَكم مِّن مّصِیبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَیْدِیكمْ ... (شوری، 30) : و هر گرفتارى که به شما رسد به خاطر اعمالى است که انجام داده اید ...

... بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَک مغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتَّی یغَیِّروا ما بِأَنْفسِهِمْ ... (انفال، 53) : به سبب این است كه خدا بر آن نیست كه نعمتى را كه به قومى عطا كرده [به عذاب و نقمت ] تغییر دهد تا زمانى كه آنان آنچه را در خود [از عقاید حقّه، حالات پاك و اخلاق حسنه اى كه] دارند [به كفر، شرك، عصیان و گناه] تغییر دهند ...

 

توبه همگانی!

همان طور که عامه مردم از ارتکاب گناه منع شده اند و در صورت ارتکاب، مسیر توبه برای آن ها مهیاست تا از گناه خود دور شده و خود را در دریای رحمت الهی شستشو دهند و آثار منفی و خسارت باری که از گناهشان بر آن ها تحمیل شده، برداشته شود، مدیران جامعه نیز از این قاعده مستثناء نیستند؛ آن ها نیز با بازگشت به آغوش رحمت الهی و توبه از رفتارهای ناعادلانه و ناپسند و دست کشیدن از ظلم و بی عدالتی نسبت به مردمان می توانند زمینه رفع آثار این اعمال را فراهم کنند.
وقتی نباریدن باران از ظلم و ناعدالتی باشد، با اصلاح رفتارها، قوانین و بخشنامه ها و عزم جدی بر دوری از فساد و پایمال کردن حقوق مردم، امید مردم به رحمت آسمانی خداوند بیشتر خواهد شد. این نیز از سنت های الهی است که خداوند خود بر آن تأکید نموده است؛
«وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِروا رَبَّكمْ ثمَّ توبوا إِلَیْهِ یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكمْ مِدْراراً وَ یَزِدْكمْ قوَّةً إِلى قوَّتِكمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مجْرِمینَ؛
اى قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید، آن گاه به سوى او بازگردید، [تا] براى شما باران فراوان و پى در پى فرستد و نیرویى بر نیرویتان بیفزاید، و مجرمانه روى [از حق ] برمگردانید.» (سوره هود، آیه 52)


- نظرات (0)

یک جمله برای همه عمر کافیست

عالم محضر 
خدا

هیچ گاه نباید فراموش کرد که همه عالم محضر خداست؛ یعنی هیچ جهانی وجود ندارد که از حیطه ولایت خدا خارج باشد و موجودات یا در حیطه و تحت ولایت الله و اولیاء الله هستند و یا اگر خود را خارج از این دایره فرض می کنند خواه ناخواه به دایره ولایت ابلیس وارد خواهند شد.
به عبارت دیگر به علت اینکه "در عالم دو نوع ولایت بیشتر وجود ندارد، انحصاراً دو نوع متولی وجود خواهد داشت، پس هر کس خود را از ولایت اهل بیت علیهم السلام که همانا ولایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و خدای متعال بر مومنین است محروم کند و از ظل این ولایت خارج شود بالاجبار به ولایت ابلیس در خواهد آمد..
به عنوان مثال اگر کسی نور را از خود دور کند لاجرم در تاریکی قرار خواهد گرفت، یا اگر کسی فرزند خویش را تربیت نکند، فرزند او را تربیت خواهند کرد، اگر جامعه اسلامی ایران به سمت تکامل الهی هدایت نشود قطعا کسانی خواهند بود که آنرا به سمت تکامل مادی هدایت می کنند." (به نقل از بیانات آیت الله مصباح یزدی در سایت ایشان)

نکته ی دیگری که در باب حضور عالم در محضر خدا باید بدانیم و به آن توجه کنیم این است که حواسمان باشد آن که گفت عالم محضر خداست با عینک های ما عالم را تکه تکه نکرده بود. او همه عالم را می گفت. آفاق و انفسش را، ازل و ابدش را، زمین و آسمانش را، غیب و شهادتش را، پنهان و پیدایش را، "ماتبدون وماتکتمون " اش را، آن چه ما «حقیقی» نامش می دهیم و آن چه مجازی صدایش می کنیم را. و همان کسی که گفت عالم محضر خداست، منظورش این بود که در محضر خدا معصیت نکنید!

در این باب به آیة الله بهجت (ره) گفتند: کتابی در زمینه اخلاقی معرفی کنید. ایشان فرمودند: لازم نیست یک کتاب باشد، یک جمله کافیست که بدانی خدا می بیند ....
"قرآن برای اثبات این امر كه خداوند به همه امور آگاه است، اهتمام و عنایت خاصی دارد؛ در یک جا می فرماید: أَلَا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ؟ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ [ملك(67) / 14]. آیا ممكن است کسی که موجودی را می آفریند، نسبت به او عالم نباشد؟!

در عالم دو نوع ولایت بیشتر وجود ندارد، انحصاراً دو نوع متولی وجود خواهد داشت، پس هر کس خود را از ولایت اهل بیت علیهم السلام که همانا ولایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و خدای متعال بر مومنین است محروم کند و از ظل این ولایت خارج شود بالاجبار به ولایت ابلیس در خواهد آمد

در آیات ابتدای سوره حدید كه در روایات از آنها به عظمت یاد می شود، بیان خاصی از توحید ارائه شده است. از جمله می فرماید: هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ [حدید (57) / 3]؛ در ادامه نیز می فرماید: یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ مَا كُنتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیر [حدید(57) / 4]؛ قطره باران، یا دانه گیاهی كه بر زمین بیفتد، یا حشره ای كه زمین را سوراخ كند و در آن فرو برود، و آنچه از دل زمین خارج شود، مثل گیاهی که از درون زمین می روید، یا آنچه بر اثر زلزله یا آتشفشان از عمق زمین بیرون بریزد، خداوند به همه آنها آگاه است. هم چنان كه نسبت به هر آنچه از آسمان فرو می ریزد، یا در آسمان بالا می رود، نیز آگاه است؛ به همه رفتارهای شما هم آگاه است. ببینید، خداوند چه عنایت خاصی برای بیان دقیق همه موارد جزیی علم خود دارد!
هر پدیده ای که در زمین و آسمان تحقق پیدا کند از علم خدا خارج نیست. در سوره مجادله نیز می فرماید: أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَا یَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ[ مجادله(58) / 7]؛ این مطلب به قدری یقینی است، كه گویا آدمی به چشم خود آن را می بیند؛ مگر نمی بینی که خدا هر چه در آسمان و زمین است، را می داند؟ اگر سه نفر در جلسه ای خصوصی باشند و با هم نجوا كنند، حتماً چهارمین نفر شان خداست؛ و اگر پنج نفر باشند، ششمین نفرشان خداست؛ هر جا باشید، خدا با شماست. این بیان علمی غیر از بیانی است که هم به صورت عوامانه، هم از قول فلاسفه نقل شد. علم خدا  صورت ذهنی نیست؛ بلكه خدا همه جا حضور دارد و جایی نیست که از حضور او خالی باشد.
این بیان شبیه این تعبیرات است: وَكَانَ اللّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ مُّحِیطًا [نساء(4) / 126]؛ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ مُّحِیطٌ [ فصلت (41) / 54]؛ إِنَّ الله عَلَى كُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ[ حج(22) / 17]؛ همه جا خدا گواه است، یا به تفسیری دیگر، اگر چشم بینایی باشد، همه جا خدا دیده می شود. خداوند نسبت به همه چیز احاطه دارد..." (به نقل از بیانات آیة الله مصباح یزدی در سایت ایشان)

خداوند بین انسان و قلب او حایل مى شود و در واقع  از او به خودش نزدیک تر است: «أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه». پس خدا بر همه جا و همه کس تسلّط دارد. بر دل انسان ها نیز تسلّط وجودی دارد و هرچه در دل می پرورانند، می داند

بنابر این یادمان نرود آن که گفت گناه، همه گناهان ما را می گفت. اگر دروغ را گناه می دانست، فرقی میان دنیای حقیقی و مجازی نمی گذاشت. اگر تهمت زدن و تهمت شنیدن را حرام خوانده بود، فرقی میان دنیای حقیقی و مجازی اش نگذاشته بود. اگر از تیرهای شیطان ما را بر حذر می داشت، نگران چشم هایی که در مقابل دنیای مَجاز پنداشته در تیررس کمانداران شیطان قرار داشته هم بود. او فریب واژه ها و سایه ها را نخورده بود.

دنیای مجازی آنقدر هم که از اسمش بر می آید مجازی نیست و از آنجا که درب دنیای مجازی در خلوت ذهن و دل افراد باز می شود،می توان گفت باید جای این دو اسم عوض شود چرا که افراد حقیقت وجودی خود را در این عالم بروز می دهند و در رابطه ای متقابل باطنا تاثیر می پذیرند در حالی که بسیاری از اوقات در خارج از دنیای به اصطلاح مجازی در واقع آن کسی نیستند که نشان می دهند!.
"قرآن کریم با آیه مختصری به انسان هشدار می دهد و به او می فهماند که همواره در محضر خداوند تبارک و تعالی قرار دارد: «أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری» [علق / 14] یعنی همه جا محضر خدا است و همه امور از نظر پروردگار متعال می گذرد.
آیه شریفه دیگری می فرماید: خداوند بین انسان و قلب او حایل مى شود و در واقع  از او به خودش نزدیک تر است: «أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه» [انفال / 24]
پس خدا بر همه جا و همه کس تسلّط دارد. بر دل انسان ها نیز تسلّط وجودی دارد و هرچه در دل می پرورانند، می داند.
یار نزدیك تر از من به من است            وین عجب بین كه من از وى دورم
«یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُور» [غافر / 19]- او چشم هاى خیانتكار و آنچه را كه سینه ها پنهان مى كنند مى داند." (به نقل از بیانات آیت الله مظاهری در سایت ایشان)
اگر این نکات را همیشه و همه جا مد نظر داشته باشیم خیلی از مشکلاتمان حل خواهد شد ... دیگر نیاز نیست برای داشتن زندگی درست و اخلاقی کتاب های آن چنانی مطالعه کنیم ... همین که بدانیم خدا می بیند گناه کمتر می کنیم... وقتی برای کسی کاری را انجام می دهیم و از او تشکری نمی بینیم ناراحت نمی شویم چرا که می دانیم همه چیز را خدا می بیند ...

منابع:
بیانات آیت الله مصباح یزدی در سایت ایشان پیرامون "عالم محضر خداست"



- نظرات (0)

عذاب این افراد دو برابر

عذاب

در بحث پاداش و عذاب هایی که از جانب خداوند به انسان می رسد صحبت بسیار است. در این فرصت می خواهیم پیرامون مواردی که در مقابل آن ها عذاب دو برابر نصیب انسان می شود صحبت کنیم.
با ما همراه باشید....

گمراه کنندگان دو برابر عذاب می شوند

یکی از موضوعاتی که از اسباب و مقدمه ای برای رسیدن عذاب به انسان می باشد موضوع ضلالت است. ضلالت یعنی انحراف از راه راستِ زندگی که دو گونه است : گاه ابتدایی و گاه کیفری است.
گاهی در ابتدا انسان راه را نمی داند یعنی حق به گوش او نرسیده و پیام خداوند متعال به او منتقل نشده است و یا منتقل شده اما گوش نداده یعنی راه را خدا به او نشان داده اما او مخالفت می کند؛ وقتی کسی با راهنمایی الهی مخالفت می کند مشمول ضلالت کیفری می شود یعنی خداوند او را به کیفر گوش ندادن به راهنمایی خداوند گمراه می کند.

خطرناک ترین گمراهان چه کسانی هستند؟

خطرناک ترین گمراهان کسانی هستند که هم خودشان گمراه هستند و هم دیگران را گمراه می کنند.

"گمراهان از نظر قرآن چند طائفه هستند:

طائفه اول ابلیس و فرمانبردارانش هستند.

طائفه دوم رهبران فاسد سیاسی هستند. سران استکبار و رهبران فاسد سیاسی نخستین گروه از انسان های شیطان صفت هستند که هم گمراه و هم گمراه کننده اند که به دلیل قدرت سیاسی و امکاناتی که برای گمراه کردن مردم دارند از خطرناک ترین عوامل بیرونی گمراهی محسوب می شوند.
در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) داریم: خطرناک ترین چیزی که من بر شما می ترسم رهبران گمراه کننده است که این خطر در جامعه اسلامی اتفاق افتاد و جامعه اسلامی گمراه شدند که این گمراهی تا امروز هم ادامه دارد. (به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).

عذاب چه کسانی دو برابر محاسبه می شود؟

هر قدر مقام انسان از نظر علم و آگاهى و معرفت و ایمان بالاتر رود، اعمال نیك او به همان نسبت عمق و ارزش بیشتر، و طبعا ثواب فزون ترى خواهد داشت، بنا بر این، در بعضى از روایات مى خوانیم «ان الثواب على قدر العقل». ثواب به نسبت عقل آدمى داده مى شود كیفرها و مجازات ها نیز به همین نسبت بالا خواهد رفت

"روز قیامت وقتی است که همه در محضر خدا حاضر می شوند. نتیجه ضلالت گروه های دنباله روی استکبار در آنجا ظاهر می شود. در آیه 21 سوره مبارکه «ابراهیم» آمده است: «وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِیعًا فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُواْ إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَیْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَیْنَاکُمْ سَوَاء عَلَیْنَآ أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِیصٍ؛ و همگى در برابر خدا ظاهر مى شوند پس ناتوانان به گردن کشان مى گویند ما پیروان شما بودیم آیا چیزى از عذاب خدا را از ما دور مى کنید؟ مى گویند اگر خدا ما را هدایت کرده بود قطعا شما را هدایت مى کردیم، چه بى تابى کنیم چه صبر نماییم براى ما یکسان است، ما را راه گریزى نیست»"(به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).
بنابر این مراقب باشیم که دنباله روی چه کسی و یا کسانی هستیم ... به چه حزبی یا چه فردی رأی می دهیم؟
یادمان نرود که اگر کسی کورکورانه از کسی تبعیت کرد این آیه درباره او صادق است. عقل و خرد داریم و خداوند می گوید خردمحور باشید.
"در آیه ای از قرآن اهل جهنم از خداوند می خواهند عذاب گمراه کنندگان را دو برابر کند. در آیه 38 سوره مبارکه «اعراف» آمده است: «قَالَ ادْخُلُواْ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِکُم مِّن الْجِنِّ وَالإِنسِ فِی النَّارِ کُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَکُواْ فِیهَا جَمِیعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لأُولاَهُمْ رَبَّنَا هَؤُلاء أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ قَالَ لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَلَکِن لاَّ تَعْلَمُونَ؛ (خداوند به آنها) می گوید: داخل شوید در صف گروه های مشابه خود از جن و انس در آتش، هر زمان گروهی وارد می شوند گروه دیگر را لعن می کنند تا همگی با ذلت در آن قرار گیرند (در این هنگام) گروه پیروان درباره پیشوایان خود می گویند: خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن (کیفری برای گمراهیشان و کیفری به خاطر گمراه ساختن ما) می گوید برای هر کدام (از شما) عذاب مضاعف است ولی نمی دانید (زیرا پیروان نیز اگر گرد پیشوایان ستمگر و گمراه را نگرفته بودند آنها قدرتی بر اغوای دگران نمی داشتند)" (به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).

این تبعیت کار دستمان می دهد

در قیامت عده ای که در دنیا سنت گرای تعصبی بودند و گوششان به هیچ حرف حق و هدایتی بدهکار نبود [بقره، 170] و برای همین مسیر هدایت را رها و در همان گمراهی بزرگان و گذشتگان خود آواره مانده بودند، با ابراز ندامت از اینکه چرا پیرو خدا و رسولش نبودند (یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا) دست به شکایت از همان بزرگان خود می زنند و با انداختن تمام تقصیرها به گردن آن ها تلاش می کنند خود را بی گناه نشان دهند تا شاید روزنه ای برای فرار از عذاب بیابند (وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا) و بعد برای همان بزرگانی که در دنیا سنگشان را به سینه می زدند و در برابر دین خدا از آن ها حمایت می کردند تقاضای عذاب مضاعف می کنند (رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذَابِ).
هر چند پاسخ این عده در این آیات نیامده است؛ اما پاسخ را می توان در سوره اعراف مشاهده کرد. در آنجا آمده است: هنگامی که این پیروانِ گمراه تقاضای عذاب مضاعف برای پیشوایان و سردمداران خود می کنند به آن ها گفته می شود: لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَ لکِنْ لا تَعْلَمُونَ؛ هم برای آن ها عذاب مضاعف است و هم برای شما، ولی نمی دانید. [اعراف، 38].
مضاعف بودن عذاب ائمه کفر و ضلال روشن است؛ زیرا هم گمراه شدند و هم گمراه کردند؛ اما مضاعف بودن مجازات این پیروان گمراه چرا؟!
دلیلش به مانند رهبرانشان است؛ یک عذاب به دلیل همین گمراهی که دارند و عذاب دیگر برای کمک به آن ظالمان و تقویت راه باطلشان.
"بر کسی پوشیده نیست که ظالمان به تنهایی نمی توانند کاری از پیش ببرند؛ این ها یاران و پیروانی می خواهند تا گرم کنندگان تنور داغ ظلم و کفرشان باشند و در نبود آن ها راه باطلشان را با سنت گرایی های متعصبانه و کورکورانه شان ادامه دهند.
بنابراین مراقب باشیم که "اگر جایی ظلمی دیدم و سکوت کردیم و یا در صورت ظالم لبخند زدیم نتیجه اش را خواهیم دید ..." (به نقل از حجت الاسلام قرائتی).

عذاب مضاعف برای پیامبر خدا!

احمد بن عمر گوید: به حضرت ابوالحسن علیه السلام عرض كردم: به من بفرمائید كسیكه فرزند فاطمه باشد و با شما دشمنى كند و حق شما را نشناسد از لحاظ مجازات با سایر مردم برابر است ؟ فرمود على بن الحسین علیهما السلام مى فرمود: عقاب ایشان دو چندان است.

قرآن به پیامبر هشدار می دهد: وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلیلاً، إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَیاةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَیْنا نَصیراً
و اگر ما تو را ثابت قدم نمى ساختیم (و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودى)، نزدیك بود به آنان تمایل كنى. اگر چنین مى كردى، ما دو برابر مجازات (مشركان) در زندگى دنیا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، به تو مى چشاندیم سپس در برابر ما، یاورى براى خود نمى یافتى!( الإسراء : 74 و 75).
نوشته اند:«وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ» اگر چنین نبود كه ما با عطا كردن نیروى عصمت و لطف خود تو را محافظت كردیم، نزدیك بود كمى به سوى آن ها تمایل نشان دهى و بعضى از خواسته هاى آنان را عملى کنی در این صورت ما دو برابر عذاب دنیا و آخرت را به تو مى چشاندیم، یعنى هر چه عذاب دنیا براى گناه كاران و هر چه براى آخرت و پس از مرگ براى آن ها آماده كرده ایم درباره تو دو برابر مى کردیم و این مطلب دلیل بر آن است كه زشتى و بزرگى معصیت بستگى به مقام فاعلش دارد كه هر چه مقام وى بالاتر باشد، گناهش هم بزرگ تر و كیفرش سخت تر است. (ترجمه جوامع الجامع گروه مترجمان، ج 3، ص 483).
در تفسیر دیگری این پرسش، (چرا عذاب مضاعف؟) مطرح و پاسخ داده شده است: روشن است كه هر قدر مقام انسان از نظر علم و آگاهى و معرفت و ایمان بالاتر رود، اعمال نیك او به همان نسبت عمق و ارزش بیشتر، و طبعا ثواب فزون ترى خواهد داشت، بنابر این، در بعضى از روایات مى خوانیم «ان الثواب على قدر العقل». ثواب به نسبت عقل آدمى داده مى شود كیفرها و مجازات ها نیز به همین نسبت بالا خواهد رفت. (اصول كافى جلد اول كتاب العقل و الجهل صفحه 9 حدیث 8).
یك انسان بى سواد و ضعیف الایمان اگر گناه كبیره اى مرتكب شود، چندان غیر منتظره نیست و به همین دلیل مجازات كمترى دارد، اما یك فرد با ایمان و عالم پرسابقه هرگاه گناه صغیره اى نیز انجام دهد، جاى تعجب خواهد بود، و چه بسا مجازات او در برابر این گناه كوچک از مجازات آن عامى بى سواد در برابر آن گناه كبیره شدید و سنگین تر باشد. (مکارم، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج 12، ص 214).

عذاب سادات گنهکار دو برابر مردم عادی

یکی از مواردی که در مسأله عذاب دریافت دوبرابری عذاب برایشان ذکر شده است، سادات می باشند.
در روایتی داریم که می فرماید: احمد بن عمر گوید: به حضرت ابوالحسن علیه السلام عرض كردم : به من بفرمائید كسیكه فرزند فاطمه باشد و با شما دشمنى كند و حق شما را نشناسد از لحاظ مجازات با سایر مردم برابر است ؟ فرمود على بن الحسین علیهما السلام مى فرمود: عقاب ایشان دو چندان است. (اصول كافى جلد 2 صفحه 210 روایت 2)
طبق حدیث سادات گناهكار دو برابر دیگران عذاب مى كشند، چنانكه فرمانبرداران آنها نیز دو برابر ثواب مى برند. (الحمیرى؛ قرب الاسناد، ص: 357)
دلیل آن نیز روشن است؛ زیرا آنها انتساب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و امام على و حضرت زهراء (سلام اللّه علیهما) دارند و گناهان آنها، موجب ناراحتى بیشتر آنها مى شود و بنابراین گناهانشان دو برابر حساب مى شود.


- نظرات (0)

ما بهترین الگو را معرفی می کنیم

قران

قال الله تعالی فی کتابه: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرًا .» (سوره احزاب آیه 21)
هیچ یک از افراد و هیچ گروهی از جوامع انسانی در دنیا بدون الگو و سرمشق زندگی نمی کنند. آنها که گمان دارند مستقلند و الگو ندارند، خود نمی دانند که ناخودآگاه الگوی زندگی را انتخاب کرده اند. بی تردید انسان در زندگی جمعی اثرپذیر و احیاناً اثرگذار است و همه برای خود الگو دارند. در یک خانواده، پدر یا مادر الگوست و در مدرسه، معلم و مدیر و در دانشگاه، استاد ممتاز و در میان ورزشکاران، قهرمانان و... و در میان شیعیان، امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان اسوه و الگو پذیرفته شده اند و هیچ کس بدون الگو حرکت نمی کند.
قرآن با توجه به این که داشتن الگو و اسوه امری ضروری و عمومی است، اصل مسأله را مسلم گرفته و مصداق الگو و شرایط آن را مطرح می کند و می فرماید: لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة. اسوه ها به دو دسته حسنه و سیئه تقسیم می شوند. اسوه قرآن، اسوه حسنه است؛ اما اسوه حسنه قرآن برای کسانی است که ایمان دارند و به دیدار خدا و روز قیامت امیدوارند. «لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر»؛ می گوید: کسانی به دنبال این گونه الگو هستند که به لقای خداوند و روز قیامت امید دارند؛ یعنی قیامت و لقای خدا را باور دارند و برای آن خود را آماده می کنند.
نکته ای که در تفسیر آیه «اسوه» قابل توجه است آن است که تأسی و اقتدا به اسوه و الگو در چیزهایی متصور است که قابل پیروی و تأسی باشد؛ یعنی رفتار و گفتار و آداب و اخلاق رسول الله صلی الله علیه و آله که می توان آن را تقلید کرد و سرمشق قرار داد و اما صفات و فضایل و مناقب موهبتی از قبیل نبوت و ولایت و عصمت و علم غیب و وحی که از اختصاصات مقام رسالت و نبوت است، قابل تقلید نیست که انسان بر آن شود که با ریاضت و عبادت به مقام نبوت و ولایت مطلقه و عصمت برسد. این ها مقامات اختصاصی و موهبتی است که خدا می داند و به هر کس بخواهد عنایت می فرماید که «الله اعلم حیث یجعل رسالته» (الانعام / 124) و اوست که مقام امامت را جعل و نصب می کند.

گستره تأسی و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و اله محدود به چیزهایی است که پیامبر به عنوان دستور الهی و ادب دینی آورده است و احکام اختصاصی پیامبر و مسائل مربوط به زندگی شخصی و عادی پیامبر ظاهراً از دایره اسوه و الگو بودن بیرون است

بنابراین تأسی و تقلید از رسول الله در اموری است که الگو پذیری و تقلید در آن امکان داشته باشد. خداوند فرمود: «وما آتیکم الرسول فخذوه و مانهیکم عنه فانتهوا» (الحشر/ 7) آن چه را که پیامبر برای شما آورده بگیرید و آن چه را که نهی کرده و از آن بازتان داشته رها کنید. پس گستره تأسی و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و اله محدود به چیزهایی است که پیامبر به عنوان دستور الهی و ادب دینی آورده است و احکام اختصاصی پیامبر و مسائل مربوط به زندگی شخصی و عادی پیامبر ظاهراً از دایره اسوه و الگو بودن بیرون است.
و یک نکته دیگر که از آیه «اسوه» می توان برداشت کرد، این است که پیامبر به عنوان اسوه و سرمشق و انسان کامل بر قله ای از فضیلت و اخلاق گام نهاده و در پیشاپیش جمعیت قطب نما و قبله گاه امت است و پیروانش به سوی او حرکت می کنند ولی هیچگاه به او نمی رسند. او همواره امام و پیشواست و مردم به دنبال او و در جهت اویند و سعی و کوششان در این راستاست که خود را شبیه او  نه عین او کنند ولی او همیشه امام است و مردم مأمومان اویند. زیرا او انسان کاملی است که البته تمام شخصیتش الگوبردار نیست. چنان که امیر المؤمنین علی علیه السلام با آن همه نزدیکی به پیامبر اکرم خود را در مرتبه ای نازلتر از او می دید و می گفت: « انا عبد من عبید محمد» (اصول کافی، ج3، ص 90) من بنده ای از بندگان محمدم.
بنابر این قرآن کریم نخواسته که ما در تمام جهات و در جمیع مراحل و مراتب کمال و فضیلت همانند پیامبر باشیم و سر مویی با او فرق نداشته باشیم، بلکه بر ما لازم است که سیره و روش او را پیش رو قرار دهیم و به آن سو جهت گیری کنیم.

خلاصه کلام:

نتیجه کلام آن که دو نکته را همواره باید مورد توجه قرارداد و از آن غفلت نکرد: نخست آن که ما بایستی همواره چشم به راه اسوه دوخته و به دنبال او باشیم و راه و روش او را سرمشق قرار دهیم و کارها و برنامه های خود را با او هم آوا و هم آهنگ کنیم. دوم آن که انتظار نداشته باشیم که همه مانند حضرت محمد و حضرت علی صلوات الله علیهما زندگی کنند. چنین انتظاری بی مورد است و از ما چنین چیزی را نخواسته َاند.


منابع:
تلخیصی از بیانات آیة الله مهدوی کنی (ره)


- نظرات (0)

گزارش لحظه به لحظه ی جنگ با خدا

جنگ با خدا
معرفی پرضررترین معامله جهان

شاید در نظر کسانی که در بعضی از معاملات سود بیشتری بدست آورده اند،  این چنین تصور شود که موفق عمل نموده اند؛ این در حالی است که اگر به ماحصل آنچه بدست آمده و نتیجه تجارتشان دقت و تأمل شود خواهند فهمید متحمل ضرری سنگین و غیر قابل جبران شده اند؛ چراکه سالیان متمادی در عذاب و حسرت سرمایه از دست رفته ی خود گرفتار خواهند بود.
به راستی معامله ربوی در بین انواع شکل های تجارت این چنین است. ربا خواری یکی از سخت ترین و پر ضررترین معاملات مرسوم دنیا است. 
در این شیوه تجارت شاید این چنین تصور شود که دارایی و سرمایه فرد بیشتر شده است، ولی با اندکی تأمل و درنگ در خصوص عواقب شوم و عذاب های ماندگار و ابدی این تجارت به روشنی می توان اثبات نمود که در این تجارت نه تنها سودی عائد سرمایه دار نشده، بلکه بازنده تجارت بوده است؛ چرا که سرمایه و دارایی خود را صرف خرید عذاب و قهر الهی نموده است.
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) در خصوص ضرری که عائد این نوع تجارت می شود می فرماید: «مَنْ أَكَلَ الرِّبا مَلأَ اللّه عَزوَ جَلَّ بَطْنَهُ مِنْ نارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ ما أَكَلَ، و إِنِ اكْتَسَ بَ مِنْهُ مالاً لا یَقْبَلُ اللّه تَعالى مِنْهُ شَیْ ئا مِنْ عَمَلِهِ ، وَلَمْ یَزَلْ فى لَعْنَةِ اللّه وَالْمَلائِكَةِ ما كانَ عِنْدَهُ مِنْهُ قیراطٌ واحِدٌ؛ [1]هر كس ربا بخورد خداوند عز و جل به اندازه ربایى كه خورده شكمش را از آتش دوزخ پر كند و اگر از طریق ربا مالى به دست آورد، خداى تعالى هیچ عمل او را نپذیرد و تا زمانى كه قیراطى (كمترین مقدار) از مال ربا نزدش باشد، پیوسته خداوند و فرشتگانش او را نفرین كنند».

مفهوم شناسی ربا

شخص رباخوار، تشبیه به آدم مصروع یا دیوانه بیمار گونه اى شده كه به هنگام راه رفتن قادر نیست تعادل خود را حفظ كند و به طور صحیح گام بر دارد. آیا منظور ترسیم حال آنان در قیامت و به هنگام ورود در صحنه رستاخیز است؟ یعنى آنها به هنگام ورود در عرصه محشر به شكل دیوانگان و مصروعان محشور مى شوند؟»

راغب اصفهانی در کتاب مفردات خود واژه ربا را این چنین معرفی می نماید: «ربا افزایش سرمایه است اما در شرع اسلام یک نوع مخصوص اضافی از سرمایه است نه مطلق افزایش.»[2]و همچنین در کتاب لسان العرب این چنین ذکر شده است: «ربا در شرع اسلام یک نوع اضافی گرفتن از سرمایه خارج از متن عقد است.
در تعریفی دیگر آمده است: ربا، معاوضه مالی به مال دیگر که این دو اولاً هم جنس باشند ثانیاً با کیل یا وزن اندازه گیری شوند یا قرض دادن به شرط زیاده».[3]
به عبارت دیگر  ربا در اصطلاح عبارت است از  گرفتن یک مال در مقابل پرداخت مالی از همان جنس است به طوری که میزان و مقدار دریافت زیادتر از مال پرداختی باشد.[4]

شیوع و انواع ربا

در متون فقهی دو شیوه برای ربا بیان شده است: الف). ربا در بیع (ربای معاملی)، ب). ربای در قرض (ربای قرضی).
«رباى معاملاتى عبارت است از این كه: یك جنس را با جنس مشابه آن معامله كنند، در حالى كه یكى از نظر وزن بیش از دیگری است؛ مثلا یك من گندم را به یك من و نیم گندم بفروشند، هر چند یكى از دیگرى مرغوب تر باشد، یا یك كیلو شیر پرچربى را به یك كیلو و نیم شیر كم چربى بفروشند.
این كه جنس واحد چیست؟ و معیار وحدت كدام است؟ در بین فقها اختلاف است. قسم دوم، رباى قرضى است و در این قسم تفاوتى بین مكیل و موزون و معدود نیست، شارع مقدّس رباى قرضى را ممنوع و سود حاصل از آن را حرام كرده است؛ هر نوع سودى كه باشد.
حتّى اگر شما وامى به كسى دهید و شرط كنید كه براى اموات شما یك فاتحه بخواند، بازهم حرام است؛ چون شرط قرائت فاتحه خود نوعى سود است!».[5]
هشدارهای تکان دهنده ی آیات و روایات به رباخواران

1-جنگ با خدا و رسول اکرم (صلی الله علیه و اله وسلم):

یکی از تعابیر هولناک و سختی که در خصوص ربا خواری در فرهنگ قرآن مورد استفاده قرار گرفته این است که، شخص ربا خوار با این عمل قبیح خود رسماً مبادرت به کاری نموده که بی شباهت با جنگ با خدا نیست، کما اینکه در قرآن کریم این چنین بیان شده است. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِیَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون؛ اى كسانى كه ایمان آورده اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و آنچه از (مطالبات) ربا باقى مانده، رها كنید اگر ایمان دارید! اگر (چنین) نمى كنید، بدانید خدا و رسولش، با شما پیكار خواهند كرد! و اگر توبه كنید، سرمایه هاى شما، از آنِ شماست [اصل سرمایه، بدون سود] نه ستم مى كنید، و نه بر شما ستم وارد مى شود.»
علامه طباطبایی در ذیل این آیه شریف می فرماید: «و اگر كلمه «حرب» را نكره یعنى بدون الف و لام آورد براى این است كه عظمت آن جنگ را و یا نوع آن را برساند (یا بفهماند كه این جنگ با خدا و رسول، جنگى عظیم است و یا بفهماند رباخوارى نوعى جنگیدن با خدا است) و اگر این جنگ را هم جنگ با خدا و هم جنگ با رسول نامیده، براى این است كه رباخوارى مخالفت با خدا است كه حرمت آن را تشریع فرموده و مخالفت با رسول خدا صلی الله و علیه وآله است كه حكم خدا را تبلیغ نموده»[6]

2-دیوانه و آشفته حال در قیامت از قبر بر خواستن و جاودان در آتش ماندن:

از جمله تعابیر وحشتناکی که خداوند متعال در خصوص ربا خوار در روز قیامت بیان می فرماید: بیان ویژگی و احوال ایشان بعد از مرگ و بیدار شدن در صحرای محشر به صورت دیوانگی محشور می شوند: «الَّذینَ یَأْكُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ كَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِك...[سوره بقره، آیه275] كسانى كه ربا مى خورند، (در قیامت) برنمى خیزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده (و نمى تواند تعادل خود را حفظ كند گاهى زمین مى خورد، گاهى بپا مى خیزد)...»

در روایتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله و سلم) این چنین نقل شده است: «إِذا ظَهَرَتْ فِی أُمَّتِی عَشْرَ خِصالٍ عَاقَبَهُمُ اللَّهُ بِعَشْرِ خِصالٍ إِذا كَثُرَ الرِّبا كَثُرَتِ الزِّلاْزلُ...؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه در بین امت من ربا زیاد شود زلزله هم زیاد می شود»

در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریف این چنین بیان شده است: «شخص رباخوار، تشبیه به آدم مصروع یا دیوانه بیمار گونه اى شده كه به هنگام راه رفتن قادر نیست تعادل خود را حفظ كند و به طور صحیح گام بر دارد. آیا منظور ترسیم حال آنان در قیامت و به هنگام ورود در صحنه رستاخیز است؟ یعنى آنها به هنگام ورود در عرصه محشر به شكل دیوانگان و مصروعان محشور مى شوند؟»[7]
خداوند متعال در ادامه این آیه شریف گروندگان به این گناه زشت و شوم را بر دیگر این چنین مورد خطاب و تهدید قرار می دهد: « وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛[بقره، آیه 275] امّا كسانى كه بازگردند (و بار دیگر مرتكب این گناه شوند)، اهل آتشند و همیشه در آن مى مانند.»

3-شیوع عذاب های دنیوی همانند زلزله:

در روایتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله و سلم) این چنین نقل شده است: «إِذا ظَهَرَتْ فِی أُمَّتِی عَشْرَ خِصالٍ عَاقَبَهُمُ اللَّهُ بِعَشْرِ خِصالٍ إِذا كَثُرَ الرِّبا كَثُرَتِ الزِّلاْزلُ...؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه در بین امت من ربا زیاد شود زلزله هم زیاد می شود»[8].

نتیجه و پیام های:

1-معامله ربوی را با توجه به آثار زیان بار و خطرناکی که در دنیا و آخرت به دنبال دارد به راستی می توان در زمره ی پر ضرر ترین معاملات جهان به حساب آورد.
2-اگر طرفداران معاملات ربوی قدری در وخامت حال ربا خواران  در آیات و روایات می اندیشیدند هیچ گاه برای سود اندک دنیوی آخرت خود را تباه نمی ساختند.
3-شخص مؤمن و زیرک در معاملات و تجارت خود تنها سود دنیوی را نمی نگرد، بلکه سعادت اخروی را نیز در نظر می گیرد.

پی نوشت ها:

[1]. بحار الانوار: ج 73 ، ص 364 ، ح 30.
[2]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات، الفاظ القرآن: ص 187. « و الرِّبَا: الزیادة على رأس المال، لكن خصّ فی الشرع بالزیادة على وجه دون وجه ».
[3]. لسان العرب، ج 14، ص 305.
[4]. دانشنامه اسلامی.
[5]. آیه الله مکارم شیرازی، بررسى طرق فرار از ربا، ص 18.
[6]. ترجمه المیزان، ج 2، ص 648.
[7]. تفسیر نمونه، ج 2، ص366.
[8]. جامع الاخبار، ص180.


- نظرات (0)

پیامدهای سونامی مصرف لوازم آرایش

لوازم آرایش  

میل به زیبایی و زیبا بودن یکی از امیال فطری و خدادادی است، که همه افراد بشر از داشتن آن بی نصیب نیستند. به قطع و یقین می توان این چنین ادعا نمود، اگر فطرت افراد دستخوش تغییر و دگرگونی قرار نگرفته باشد، تمایل زیادی به زیبایی را در وجود خود مشاهده می نماید. آموزه های اسلامی نیز با توجه به غنا و محتوای ارزشمند خود افراد را به سوی زیبایی و زیبا بودن در زندگی ترغیب نموده است. آنچه در این بین دستخوش آسیب و انحراف قرار گرفته، مصداق، ابزار و شیوه زیبا شدن است.
با اندک نگاهی به شیوه و سبک زندگی افراد به خوبی می توان انحراف را در ابزار زیبا شدن مشاهده نمود. 
سؤال مهمی که در این نوشتار سعی داریم به آن دست یابیم شناسایی موارد انحرافی زیبایی است. آیا به راستی می توان با پوشیدن گرانترین و مشهورترین مارک های لباس جهان، و استفاده از انواع لوازم آرایش، زیبایی افراد را ضمانت کرد؟

معنا و مفهوم واژه ای به نام «زیبایی»

واژه ای به نام زیبا در لغت برگرفته از مصدر زیبیدن در معانی همچون: زیبنده، شایسته، نیکو، جمیل، خوش نما، و آراسته به کار گرفته شده است. و همچنین می توان این چنین بیان داشت: زیبایی یعنی حالت و کیفیت زیبا، که عبارت است از نظم و هماهنگی که همراه عظمت و پاکی در شیئی است و عقل و تخیل و تمایلات عالی انسانی را تحریک کرده و لذت و انبساط را به ارمغان می آورد. [۱]
یکی از زیباترین مصادیق این تعریف از زیبایی را می توان در خلقت زیبای انسان مشاهده کرد که خداوند متعال در توصیف او این چنین می فرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی أَحْسَنِ تَقْویمٍ؛ [تین، آیه۴] [كه] به راستى انسان را در نیكوترین اعتدال آفریدیم.».«فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ؛ [مومنون، آیه۱۴] آفرین باد بر خدا كه بهترین آفرینندگان است».
در تبیین زیبایی ظاهری انسان می توان این چنین ادعا نمود که، هندسه زیبا و دقیقی بر اندام انسان حاکم است. اندازه و ترکیب رنگ ها، توازن و تناسبی شگفت انگیز میان آنها برقرار است، که حاکی از عظمت خالق زیبایی هاست.

خدا زیبایی و آرایش کردن را دوست دارد!

بر خلاف تصور بعضی افراد، عشوه گری و تبرج نمایی تنها مختص به زنان نیست، بلکه گاهی جامعه مردان نیز به این مرض مهلک گرفتار می شوند و به نوعی به تنّازی زنانه دچار می شوند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در روایتی ارزشمند در توبیخ این دسته افراد می فرماید: «لَعَنَ اللَّهُ الْمُتَشَبِّهَاتِ بِالرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ؛[5] خدا زنان و مردانی که خود را به جنس مخالف شبیه می کنند، لعنت کرده است».

با اندک توجهی در منابع ارزشمند اسلامی به خوبی می توان جایگاه و اهمیت زیبا شناسی را در آن مشاهده کرد. اهمیت و جایگاهی که منابع اسلامی برای زیبایی قائل بوده را به راستی نمی توان در هیچ آیین و مذهبی مشاهده نمود. در اهمیت زیبا دوستی همین بس که در روایتی ارزشمند از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خداوند متعال زیبا و طالب زیبایی معرفی شده است: «إنّ اللّه تعالى جمیلٌ یُحِبُّ الجَمال، و یُحِبُّ أنْ یَرى أثَرَ نِعمَتِهِ على عَبدِهِ، و یُبغِضُ البُؤْسَ والتَّباؤسَ [۱]؛ خداوند متعال زیباست، زیبایى را دوست دارد و دوست دارد اثر نعمت خود را در بنده اش ببیند. او فقر و فقرنمایى را دشمن دارد».
در اهتمام و توجه آیین مقدس اسلام به مقوله زیبایی می توان به سفارش خداوند متعال به زیبا پوشی در حین عبادت و بندگی اشاره کرد خداوند متعال آن قدر برای زیبایی افراد اهمیت قائل است که دوست می دارد در حین ملاقات بنده اش او را زیبا مشاهده نماید: «یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ، قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِه؛ [اعراف، آیات32و31] اى فرزندان آدم، نزد هر مسجدى- به هنگام نماز- آرایش خویش- جامه و آنچه مایه آراستگى است- فرا گیرید، و بخورید و بیاشامید و اسراف مكنید، كه خدا اسرافكاران را دوست ندارد. بگو: چه كسى آرایشى را كه خدا براى بندگان خود پدید آورده حرام كرده است».
همچنین در روایتی دیگر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است که فرمودند: «اِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ مِنْ عَبْدِهِ إِذَا خَرَجَ إِلَى إِخْوَانِهِ أَنْ یَتَهَیَّأَ لَهُمْ وَ یَتَجَمَّلَ؛[3] خدای تعالی دوست دارد وقتی بنده اش نزد برادران خود می رود با هیأت و ظاهری پرداخته و آراسته برود».

آرایش و زیبایی های مذموم و پوشالی!

هر چند انسان ها به طور فطری تمایل به زیبایی دارند و زیبا پسند هستند، ولی آنچه مسلم است در پاره ای از موارد به خوبی نتوانسته اند برداشت درستی از زیبایی داشته باشند، از این رو می توان این چنین ادعا نمود که برخی امور و تصاویر که در نظر انسان زیبا به نظر می آیند، در واقع زیبا نیستند، بلکه زیبانما هستند.
به تعبیر دیگر زیبایی های مجازی هستند نه زیبایی واقعی، تصویر زیبا داشتن از زیبایی های مجازی نیز در بسیاری از موارد به خاطر تسویل و تزیین شیطان است. «وَإِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ؛ [انفال، آیه 48] و آنگاه كه شیطان كارهاى آنها را برایشان بیاراست». بعضی از موارد که در نظر انسان زیبا جلوه نموده است به راستی دارای زیبایی واقعی نیستند.
آن دسته افرادی که با صرف هزینه های هنگفت مبادرت به تبرج و آرایش برای جلوه گری در اجتماع و در برابر دیدگان افراد نامحرم می نمایند به راستی مصداق واقعی زیبایی را گم کرده اند؛ چرا که خدایی که خود طالب زیبایی است این چنین رفتارهایی را زشت شمرده است: «وَ قَرْنَ فی بُیُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى؛ [احزاب، آیه 33] و در خانه هاتان آرام گیرید، و به شیوه جاهلیت پیشین به خودنمایى بیرون نیایید». 

خدا زیبایی را دوست دارد، ولی نه هر نوع زیبایی را، خدا بندگان زیبای خود را دوست دارد ولی نه هر بنده ای را؛ چرا که هر زیبایی در راستای اهداف الهی نیست، بلکه  بعضی از مصادیق آن در جهت مقاصد شوم شیطانی ساماندهی می شود.

«تبرج، به معنى آشكار شدن در برابر مردم است، و از ماده"برج" گرفته شده كه در برابر دیدگان همه ظاهر است. اما اینكه منظور از جاهلیت اولى چیست؟ ظاهرا همان جاهلیتى است كه مقارن عصر پیامبر (صلی الله و علیه و آله) بوده، به طورى كه در تواریخ آمده در آن موقع زنان حجاب درستى نداشتند و دنباله روسرى هاى خود را به پشت سر مى انداختند به طورى كه گلو و قسمتى از سینه و گردنبند و گوشواره هاى آنها نمایان بود، و به این ترتیب قرآن همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از این گونه اعمال باز مى دارد.[4]
برخلاف تصور بعضی افراد، عشوه گری و تبرج نمایی تنها مختص به زنان نیست، بلکه گاهی جامعه مردان نیز به این مرض مهلک گرفتار می شوند و به نوعی به تنّازی زنانه دچار می شوند. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در روایتی ارزشمند در توبیخ این دسته افراد می فرماید: «لَعَنَ اللَّهُ الْمُتَشَبِّهَاتِ بِالرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ؛ [5] خدا زنان و مردانی که خود را به جنس مخالف شبیه می کنند، لعنت کرده است».

تبعات شوم سونامی مصرف لوازم آرایش


1-اهرمی برای جهنمی کردن خود و دیگران:
هر چند انسان زیبایی را دوست دارد ولی نباید از یاد ببرد که در منطق قرآن هر نوع تبرج و جلوه گری در اجتماع نمی تواند مصداق زیبایی باشد؛ چرا که این شیوه جلوه گری و عوام فریبی هر چند ظاهری متفاوت به انسان می بخشد ولی آنچه مسلم است باطن و سیرت او را رنگ و بوی شیطان و دنیایی می دهد، زیبایی ظاهری که افراد را نه به خدا بلکه به مظاهر دنیایی مشغول می سازد، آیا به راستی کسی می تواند ادعا نماید که با این همه عشوه گری و تن نازی هدفی جز قرب و رسیدن به خدای متعال را ندارد؟

از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است که فرمودند: «اِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ مِنْ عَبْدِهِ إِذَا خَرَجَ إِلَى إِخْوَانِهِ أَنْ یَتَهَیَّأَ لَهُمْ وَ یَتَجَمَّلَ؛[3] خدای تعالی دوست دارد وقتی بنده اش نزد برادران خود می رود با هیأت و ظاهری پرداخته و آراسته برود».

2-بر انگیختن شهوت مردان:
شاید زنی که به انواع ادوات آرایشی و رنگ لعاب های زیبایی خود را تجهیز و تبرج نموده براستی نداند که چه تأثیر منفی و مخربی بر روان و هیجانات درونی مردان ایجاد می نماید او تنها دوست دارد که زیبا جلوه نماید، ولی غافل از این که زیبایی او به قیمت برانگیختن قوه ای در وجود مردان ختم می شود که در حالت عادی و متعارف نباید این چنین آشفته و پریشان باشد.

سخن آخر:

خدا زیبایی را دوست دارد، ولی نه هر نوع زیبایی را، خدا بندگان زیبای خود را دوست دارد ولی نه هر بنده ای را؛ چرا که هر زیبایی در راستای اهداف الهی نیست، بلکه  بعضی از مصادیق آن در جهت مقاصد شوم شیطانی ساماندهی می شود.

پی نوشت ها:
[۱]. محمد معین، فرهنگ فارسی: ج۲، ص۱۷۶۷. به نقل از حسن خرقانی، قرآن و زیبایی شناسی،ص۸۱.
[2]. بحار الأنوار: ج 10، ص92.
[3]. وسائل الشیعة، ج 5، ص11.
[4]. تفسیر نمونه: ج 17، ص290.
[5]. الكافی:  ج 5، ص552، ح4.


- نظرات (0)