سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

ابعادی تازه از کیفیت بدن برزخی

قبر


از سوالاتی که ممکن است هر یک از ما با آن مواجه شویم، و ذهن ما را به خود مشغول کند، پرسش از روح است. سوالاتی از این دست که پس از مرگ، روح انسان به کجا می رود؟ آیا روح جزیی از بدن ماست یا به کلی از آن جداست؟ آیا روح است که در عالم قبر عذاب می‌شود یا جسم؟ و یک سوال مهم که آیا هنگام قبض روحِ انسان و مفارقت روح از بدن و به خاک سپرده شدن بدن مادی، روح انسان، بدن را ترک می‌کند؟ یا در عالم قبر به جسم بر می‌گردد؟ و به عبارت دیگر آیا در عالم برزخ روح ما همراه بدن جسمی و مادی است؟ که در ادامه به این پرسش پاسخ داده شده است.

هستی، از عوالم متعددی تشکیل شده

ابتدائا باید به این نکته توجه داشت که هستی، از عوالم متعددی تشکیل شده است که هر کدام از آنها دارای خصوصیات ویژه ای هستند و با آن خصوصیات است که از یکدیگر متمایز می‌شوند. مثلاً عالَم ماده و ناسوت دارای ویژگی هایی است که فقط مختص به خودش است؛ در عالم ماده همه چیز دارای حرکت، مکان و زمان حسی است، محدود است، نابود شدنی است و ... اما عالمی مانند عالم مثال و برزخ مرتبه‌ای از عوالم است که واسطه بین عالم ماده و عالم ارواح است؛ در عالم مثال حقیقت‌ها لطیف و مجرد همراه با آثار و عوارض مادّه (نه خود مادّه) نظیر شکل و مقدار بروز و نمود پیدا می‌کنند.

امام صادق علیه السلام فرمود: «هنگامی که خداوند، مومنی را قبض روح می کند او را در قالبی همانند دنیا قرار می دهد که با آن می‌خورد، می‌آشامد و اگر تازه وارد و آشنایی بیاید، او را به همان شکل که در دنیا بوده است، می شناسد.».(1) این روایت به خوبی بیانگر این است که ارواح در بدن‌هایی قرار می گیرند که آثار ماده را دارند اما مادّه نیستند.

روح انسان در عالم برزخ با بدن همراه می شود، اما...

توضیح این که، روح انسان به گونه اي است كه همواره بايد در قالبي و همواره با بدني باشد و بدون بدن نمي تواند وجود داشته باشد از اينرو در هر عالمي متناسب با آن عالم، بدن و قالبي را به خود مي گيرد. لذا روح انسان برای انتقال از عالم مادی به عالم برزخ باید وارد بدنی شود که استعداد پذیرش روح را در آن عالم داشته باشد. در نتیجه روح انسان در عالم برزخ با بدن همراه می شود، اما نه آن بدن مادّی سخت، محدود، فانی و ... بلکه به بدنی تعلّق می‌گیرد که لطیف، باقی و... است و در یک کلام روح در بدن مثالی خویش قرار می گیرد.

بدن برزخی با اینكه سوزش شديدی را حس می‌کند، اما از بین نمى‏رود

در روایات هم به این تحول اساسی در بدن اشاره شده تا روح و بدن قابلیت ورود به عالم قبر، برزخ و قیامت را پیدا کنند. به عنوان مثال بدن مادى در اين دنيا با مختصر سوختن از بین می‌رود، ولى در عالم برزخ و در مرتبه بالاتر، یعنی قیامت، چه بسا تحولات اساسى كه در اين بدن ايجاد مى‏شود، به صورتى مى‏گردد كه در عين حال كه سوزش و ناراحتى شديدی را احساس می کند، بدن از ميان نمی‌رود.

روح پس از ترک بدن جسمانی، تا قیامت در بدن برزخی مستقر است

پس از آن‌که روح از بدن جسمانی مادی جدا شد، با بدن برزخی یکی شده و تا روز قیامت باقی خواهد ماند در حالی که یا معذّب به عذاب و عقاب برزخی، یا متنعم در ناز و نعمت و روح و ریحان برزخی. دلیل این مدعا آیاتی است به این امر اشاره دارد. خداوند در آیه 99 و 100 سوره‌ی مومنون می فرماید: کافران می گویند: «پروردگارا! مرا به دنيا بازگردان! شايد گذشته‌ام را جبران كرده و كارهاى نيك انجام دهم! (به او خطاب شود) هرگز! آنچه مى گويى, اينك بى‌فايده است و از لحظه مرگ تا روزى كه برانگيخته شوند, (برزخ) و فاصله است .

اين آيه تصريح دارد به اينكه انسان پس از مرگ ـ و قبل از فرا رسيدن قيامت ـ داراى نوعى زندگى است و در آن عالم به خاطر جبران گناهانش درخواست بازگشت مى كند و از كرده خويش اظهار ندامت مى نمايد; اما دست رد به سينه اش زده مى شود و او را در همان عالم (برزخ) محبوس مى دارند. مسلماً درخواست ها از سوی کسی است که دارای روح و بدن مثالی است.

یا خداوند در آیه 88 و 89 سوره واقعه می فرماید: «اما اگر انسان از مقربان باشد در روح و ریحان (در نهایت آرامش و شادمانی) و در بهشت پر نعمت است.امام صادق(ع)  در تفسیر این آیه می‌فرماید: منظور از «روح و ریحان»، آرامش و شادابی در عالم قبر (برزخ) است. (2)و در عالم قبر روح و جسم با یکدیگر است که به آرامش می رسند و الا بدن بدون روح که اثری بر آن مترتب نیست و لذت و دردی را احساس نمی کند.

آنچه مسلم است این است که روح در عالم قبر به بدن ملحق می شود اما نه به بدن مادی بلکه به بدنِ برزخی که قابلیت و استعداد همراهی با روح را داشته باشد.

پی‌نوشت:
1. لئالی الاخبار، تویسرکانی، ج4، ص 256
2.مجلسی، 1403: 6 /217


- نظرات (0)

برآورده شدن حاجات

دعا

علما این روایات را در کتب ادعیه و کتب روایى آورده اند؛ از جمله دعایى است که از امام صادق(علیه السلام) (براى برآورده شدن حاجات) روایت شده است:
«اَللّهُمَّ اجْعَلْنى اَخْشاکَ کَاَنّى اَراکَ، وَ اَسْعِدْنى بِتَقْویکَ، وَلاتُشْقِنى
خدایا چنانم کن که از تو بترسم چنانکه گویى تو را مى بینم و خوشبختم کن به پرهیزکاریت و بدبختم مکن
بِنَشْطى لِمَعاصیکَ، وَ خِرْلى فى قَضآئِکَ، وَ بارِکْ لى فى قَدَرِکَ، حَتّى لا
به نشاطم براى نافرمانى هایت و نیک بخواه برایم در قضایت و برکت ده برایم در مقدرت تا دوست
اُحِبَّ تَاْخیرَ ما عَجَّلْتَ، وَلا تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ، وَ اجْعَلْ غِناىَ فى
نداشته باشم دیرآمدن آنچه را شتاب دارى و نه زود آمدن آنچه را تأخیر اندازى و قرار ده بى نیازیم را
نَفْسى، وَ مَتِّعْنى بِسَمْعى وَ بَصَرى، وَ اجْعَلْهُمَا الْوارِثَیْنِ مِنّى، وَانْصُرْنى
در خودم و بهره مندم ساز به گوش و چشمم و قرارشان ده آن دو را وارث من و یاریم کن
عَلى مَنْ ظَلَمَنى، وَاَرِنى فیهِ قُدْرَتَکَ یا رَبِّ، وَ اَقِرَّ بِذلِکَ عَیْنى.
بر هر که به من ستم کند و قدرت خودت را در او به من نشان ده پروردگارا و دیده ام را بدان روشن کن.»[۱]
جهت اطلاع بيشتر ميتوانيد به كتاب «مفاتيح نوين» مراجعه نمائيد.

شیوه دعا كردن و مقدماتی كه در استجابت مؤثر است:

۱. معرفت و شناخت؛ نخستین شرط استجابت دعا، شناخت كسی است كه انسان او را می خواند. به همین جهت قرآن در آموزش شیوه دعا كردن می فرماید «اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً؛[۲] پروردگارتان را با تضرّع و پنهانى بخوانيد»  یعنی بدانید كسی را كه می خوانید، «رب» شماست، آفرینش، رشد و تعالی و پرورش شما در دست قدرت اوست.
پس بهترین دعا آن است كه با ربوبیت آغاز گردد. نگاهی به شیوه دعا كردن انبیا و اولیای الهی در قرآن نشان می دهد كه آنان دعای خود را با «ربی» یا «ربنا» آغاز می كردند، زیرا این واژه انسان را متوجه می سازد با مبدأیی ارتباط برقرار ساخته است كه از نخستین لحظات وجود تا آخر عمر او و بعد از آن انسان را غرق در الطاف ربوبی خویش می سازد.

۲. دعا باید با اخلاص و از صمیم قلب و با حال تضرع و تواضع باشد. تنها با زبان دعا نكند، بلكه روح دعا باید در جان و در تمام ذرات وجود آدمی رسوخ كند.

۳. دعا باید در حالت بیم و امید باشد.
نه آن چنان از اعمال خود راضی باشید كه گمان كنید هیچ نقطه تاریكی در زندگی شما نیست و هیچ گناهی مرتكب نشده اید و نه آن چنان مأیوس باشید كه خود را شایستة عفو و بخشش خدا و اجابت دعا ندانید.
از خود راضی بودن و ندیدن عیب های خویش، ضمن این كه جهل مركب و عامل مهمی برای عقب گرد انسانی و سقوط اخلاقی است، باعث می شود كه انسان به جای عیوب خویش، عیب های دیگران را ببیند؛ یعنی به بیماری كه شیطان مبتلا بود «أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ ؛[ص/۷۶] من از آدم بهترم» مبتلا شود.
چنان كه «یأس و نامیدی» هم از دام ها و حربه های شیطان است. شایسته است انسان با دو بال «بیم و امید» حركت كند:«ادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً؛[۳] خداوند را با بيم و اميد بخوانيد»

۴ – خدا را در پنهانی خواندن، دعا را زودتر به اجابت می رساند «اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً؛[۴] پروردگارتان را با تضرّع و پنهانى بخوانيد» دعا در خلوت با تمركز فكر و حضور قلب همراه است و به اخلاص نزدیكتر و از ریا و خودنمایی دور است. به همین جهت دعا در نیمه های شب و در نماز شب، آن هنگام كه همگی در خواب راحت به سر می برند، زودتر مستجاب می گردد. پیامبر اكرم(ص) می فرماید:
«خیر الدعا الخفیّ؛[۵] بهترین دعا آن است كه پنهانی (و از روی اخلاص) صورت گیرد».

۵ – تطهیر مال و ثروت و خانه و زندگی از مالی كه از راه غصب، ظلم، رشوه، ربا، دزدی، غش در معامله و فریب پیدا كرده یا مالی كه خمس یا زكات و انفاقات آن پرداخت نشده است.

۶ – اجتناب از خوردن غذای شبهه ناك و تطهیر لقمه خود و افراد تحت تكفل از حرام.

۷ – غفلت از مبارزه با فساد و ترک امر به معروف و نهی از منكر، بی اعتنایی در مقابل فسادهای اخلاقی و اجتماعی و اباحه گری و نادیده گرفته شدن ارزش های دینی، موجب عدم استجابت دعا می گردد. پیامبر اكرم(ص) فرمود: «باید امر به معروف و نهی از منكر كنید. در غیر این صورت خداوند انسان ها شرور ( و كسانی كه تعهداتی دینی و اخلاقی ) بر نیكان شما مسلط می كند و هر چه بكنید، مستجاب نمی شود».[۶]

۸ – عمل به پیمان های الهی.

كیفیت دعا

۱ – دعا باید با حمد و ثنای الهی همراه باشد. خداوند، جهت آموزش شیوه دعا كردن، دعای فرشتگانی را كه حاملان عرش خدا هستند و فرشتگانی كه گرداگرد آن قرار دارند، را توصیف نموده است.«كسانى كه عرش (خدا) را حمل مى‌‏كنند و آنان كه اطراف آن هستند، پروردگارشان را با سپاس و ستايش تسبيح كرده (و به پاكى ياد مى‌‏كنند) و به او ايمان دارند و براى كسانى كه ايمان آورده‌‏اند (از خداوند) آمرزش مى‌‏خواهند (ومى‌‏گويند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فرا گرفته است، پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى كرده‌‏اند بيامرز و آنان را از عذاب دوزخ حفظ كن.»[۷]
چنان كه ملاحظه فرمودید؛ دعا را با تسبیح و تحمید خدا و اظهار ایمان به او و با كلمة طیبیه «ربنا» آغاز نمودند و از مقام رحمت و علم بی پایانش كه از صفات جمال و جلال او است، مدد خواستند سپس در حق دیگران دعا نمودند تا خدا دعا را در حق شان مستجاب گرداند.

۲ – دعا را با ذكر صلوات بر محمد و آل محمد(ص) بايد شروع نمود، زیرا صلوات درخواست سلام و درود از خداوند برای پیامبر اسلام و اهل بیت طاهرین اوست این دعا قطعا مستجاب است. وقتی در ابتدا و انتهای دعا ذكر صلوات قرار گرفت، خداوند به خاطر اول و آخر دعا، آن چه را كه در وسط قرار گرفته، اجابت خواهد كرد.

۳ – تطهیر قلب و روح: از كثافات و كدورت های گناهان، به وسیله اعتراف به گناه و توبه در پیشگاه خداوند.

۴ – در پایان، دعا را با تمسك به صفات او به اتمام برسانید، مثلا بگویید، برحمتك یا ارحم الرحمین.

«سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَ اللّهُ اَكبَرُ وَ لا حَوْلَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ؛ منزه است خدا وستايش خاص خدا است ومعبودى جزخدا نيست وخدا بزرگتر ازتوصيف است وهيچ جنبش ونيرويى نيست جز بوسيله خداى والاى بزرگ»( بخشي از دعاى عَشَرات)

برخی موانع استجابت دعا:

۱ – گناه:
گناهان سه گونه اثر می گذارند:
الف – توفیق دعا كردن را سلب می كنند.
ب – حالت تضرع و تواضع و توبه و انابه و اشك و گریه را می گیرند و نمی گذارند بنده با حضور قلب، توجه اش به سوی خدا متمركز گردد و مجذوب نفخات رحمانی او شود.
ج – در صورت خواندن دعا، دعایش مستجاب نمی گردد.
علی(ع) می فرماید: «المعصیه تمنع الاجابه[۸] با گناه از اجابت دعا جلوگیری می كنند» در دعای كمیل، شبهای جمعه دقت نمایید، آن جا كه می خوانید : « اللهم اغفرلی الذنوب التی تجس الدعا و... خدایا گناهانی كه مانع استجابت دعای من شده اند بیامرز.»
۲ – ترك دعا در هنگام خوشی ها: خداوند به حضرت داود (ع) وحی فرمود: مرا در روزهای خوش و آسایش یاد كن تا من دعای تو را در ایام گرفتاری و سختی اجابت كنم.[۹]
۳ – نافرمانی و رنجاندن والدین.
۴ – تأخیر انداختن نمازهای واجب از اول وقت.
۵ – در گفتار، بد زبان بودن.
۶ – نسبت به افراد مؤمن سوء ظن داشتن و بد طینت بودن.
۷ – با برادران یا خواهران مؤمن، با دو رویی و منافقانه برخورد كردن.
۸ – ترحم نكردن به افراد ضعیف...

پی نوشت:
[۱]. کافى، جلد ۲، صفحه ۵۷۷، حدیث ۱.
[۲]. اعراف،آیه ۵۵.
[۳]. اعراف، ایه ۵۶.
[۴]. اعراف، آیه ۵۵.
[۵]. ناصر مكارم شیرازی و همراهان، تفسیر نمونه، ج۵، ص ۲۸۱.
[۶]. سفینة البحار، ج۱، ص ۹ – ۴۴۸ .
[۷]. غافر، آيه ۷.
[۸]. غرر الحكم ، ج ۱، حدیث شماره ۸۴۲.
[۹]. سید هاشم رسول محلاتی، كیفر گناه ، ص ۱۰۷.


- نظرات (0)

دمیدن روح امید در انسان

شب قدر

دعا و نیایش از بهترین ابزارهای ارتباط روح انسان با خداوند متعال است.  این عمل به قدری اهمیت دارد که خداوند در آیاتی از قرآن به صورت مستقیم و غیر مستقیم انسان‌ها را دعوت به انجام آن کرده است. به عنوان نمونه در بخشی از آیه60 سوره غافر می‌فرماید: «وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛ پروردگار شما می‌گوید بخوانید مرا تا برای شما استجابت کنم.» 

همچنین در آیه186 سوره بقره پس از آنکه در آیات قبل درباره ماه رمضان و احکام آن سخن می‌گوید، می‌فرماید: «وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ  أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ؛ و چون بندگان من (از دوری و نزدیکی) من از تو پرسند، (بدانند که) من به آنها نزدیکم، هرگاه کسی مرا خواند دعای او را اجابت کنم. پس باید دعوت مرا (و پیغمبران مرا) بپذیرند و به من بگروند، باشد که (به سعادت) راه یابند.»
لذا توجه به خداوند متعال از مهم‌ترین دستاوردهای دعا محسوب می‌شود. نیز جلب روزی، دفع بلا، شفای دردها، به دست آوردن منزلت نزد خداوند، نجات از دوزخ، آرامش روانی، کسب معرفت در پرتو مضامین ادعیه و مناجات از دیگر دستاوردهای مثبت دعا و مناجات محسوب می‌شود که در روایات متعددی به آن‌ها اشاره شده است. به عنوان نمونه پیامبر(ص) درباره اثر دعا بر افزایش رزق می‌فرمایند: «رزق و روزی به عدد قطرات باران از آسمان بر زمین نازل می‌شود تا هر کس به اندازه خود دریافت کند، لکن خداوند زیاده دهنده است پس از فضل خداوند نعمتهای بیشتری درخواست کنید.» ( بحارالانوار، ج 9، ص 293)

رهبر معظم انقلاب در بخشی از فرمایشات خویش به برخی دستاوردهای دعا اشاره فرمودند که در ادامه می‌خوانید.
دستاورد چهارم دعا، خودسازی و رشد فضایل اخلاقی در انسان است. انسان با توجه به خدا و با حرف زدن با خدای متعال، فضایل اخلاقی را در خود تقویت میکند؛ این خاصیت قهری و طبیعی انس با پروردگار است؛ بنابراین دعا میشود پلکان عروج انسان به سمت کمالات. متقابلاً دعا رذایل اخلاقی را از انسان میزداید؛ حرص و کبر و خودپرستی و دشمنی با بندگان خدا و ضعف نفس و جبن و بیصبری را از انسان دور میکند.

ایجاد محبت به خداوند

دستاورد پنجم دعا، ایجاد محبت به خدای متعال است. دعا عشق به خدای متعال را در دل زنده می‌کند. مظهر همه‌ی زیبایی‌ها و خوبی‌ها ذات اقدس پروردگار است. دعا و انس و تکلم با خدای متعال، این محبت را در دل به‌وجود می‌آورد.

دمیدن روح امید در انسان

دستاورد ششم دعا، دمیدن روح امید در انسان است. دعا به انسان قدرت مقاومت در مقابل چالش‌های زندگی را می‌دهد. هر کس در دوران زندگی خود با حوادثی مواجه میشود و چالش‌هایی پیدا میکند. دعا به انسان توانایی و قدرت میدهد و انسان را در مقابل حوادث مستحکم میکند؛ لذا در روایت از «دعا» تعبیر شده است به سلاح. از نبی مکرم نقل شده است که فرمود: «الا ادلّکم علی سلاح ینجیکم من اعدائکم»؛ اسلحه‌ای را به شما معرفی کنم که مایه‌ی نجات شماست؛ «تدعون ربّکم باللّیل و النّهار فانّ سلاح المؤمن الدعاء». در مواجهه‌ی با حوادث، توجه به خدای متعال، مثل سلاح برّنده‌یی در دست انسان مؤمن است. لذا در میدان جنگ، پیغمبر مکرم اسلام همه‌ی کارهای لازم را انجام می‌داد؛ سپاه را میآراست، سربازان را به صف میکرد، امکانات لازم را به آنها میداد، توصیه‌های لازم را به آنها میکرد، اشراف فرماندهىِ خودش را اعمال میکرد؛ اما در همان وقت هم وسط میدان زانو میزد، دست به دعا بلند میکرد، تضرع میکرد، با خدای متعال حرف میزد و از او میخواست. این ارتباط با خدا، دل انسان را مستحکم میکند.

بر آورده شدن حاجات

دستاورد دیگر دعا، برآمدن حاجات است. یکی از دستاوردهای دعا این است که حاجاتی که انسان دارد، از خدای متعال میخواهد و خدا آن حاجات را برآورده میکند. البته همه‌ی خواص دعا این نیست؛ این هم یکی در کنار بقیه‌ی دستاوردهای دعاست. فرمود: «اسألوا اللَّه من فضله»؛ از خدای متعال بخواهید و نیازهای خودتان را از او بطلبید. در دعای ابوحمزه‌ی ثمالی از قول امام سجاد (علیه‌السّلام) این‌طور عرض میشود: «و لیس من صفاتک یا سیّدی أن تأمر بالسّؤال و تمنع العطیّة و انت المنّان بالعطیّات علی اهل مملکتک»؛ تو به بندگانِ خودت دستور بدهی که از تو بخواهند، اما بنا داشته باشی که خواسته‌ی آنها را عملی نکنی؛ این امکان ندارد. وقتی خدای متعال به من و شما امر میکند که از او بخواهیم و طلب کنیم، معنایش این است که خدای متعال تصمیم دارد که آنچه را میخواهیم، به ما بدهد. لذا در روایت است که: «ما کان اللَّه لیفتح لعبد الدّعاء فیغلق عنه باب الاجابة واللَّه اکرم من ذلک»؛ خدای متعال کریم‌تر از آن است که باب دعا را باز کند، اما باب اجابت را ببندد.


- نظرات (0)

درمان دردهای بی درمان

قران

سوره قدر از سوره های مکی قرآن می باشد و  حاوی 5 آیه است. این سوره در شب قدر بر قلب مبارک پیامبر اکرم (ص) نازل شده است  و اشاره به این موضوع دارد که این شب بسیار با عظمت بوده و ارزش و قدر آن بهتر و برتر از هزار ماه در سال است. شب قدر در ماه مبارک رمضان رخ داده و اشاره  به نزول قرآن و اهمیت این شب پربرکت دارد. "خواندن سوره قدر در ماه مبارک رمضان" بسیار توصیه شده است و فضایل بی شماری برای آن شمرده اند. تشویق و اهمیت دادن به این سوره نشان می دهد که فضیلت خواندن سوره قدر در ماه مبارک رمضان از آن کسی است که بخواند و حقیقت را درک کند و به محتوای آن عمل کند. به راستی چرا فضیلت های بسیاری برای تلاوت سوره قدر ذکر شده است؟ ان شاء الله امید است همگی به معرفت قدر دست یابیم. اگر می خواهید با فضیلت خواندن سوره قدر در ماه مبارک رمضان آشنا شوید  با باشگاه خبرنگاران جوان  همراه باشید.

فضیلت خواندن سوره قدر در ماه رمضان از زبان ائمه

ائمه تاکید بسیاری بر خواندن سوره قدر داشته اند. عظمت سوره قدر از زبان ائمه در چند روایت در زیر آمده است.

سوره قدر در ماه مبارک رمضان نازل شده است  و به مناسبت آغاز آن با "انا انزلناه" به این نام نیز شهرت دارد. فضائل و خواص بی شماری برای تلاوت کنندگان این سوره شمرده اند. پیامبر اکرم (ص) در بیان خواص قدر فرمودند: هر کسی سوره قدر را تلاوت کند همانند فردی است که کل ماه رمضان را روزه گرفته و شب قدر را احیا داشته است و ثواب آن کسی را دارد که در راه خدا جهاد کرده است.

حضرت علی (ع) تاکید بسیاری بر خواندن سوره قدر در ماه مبارک رمضان دارند و در کلامی زیبا فضیلت خواندن این سوره را اینگونه توصیف کرده اند: هر چیز میوه ای دارد و میوه قرآن سوره قدر است، هر چیز گنجی دارد و گنج قرآن سوره قدر است، هر چیز یاری گری دارد و یاری گر ضعیفان سوره قدر است، و هرچیزراه آسانی دارد و راه آسان برای درماندگان سوره قدر است و هر چیز عصمتی دارد و عصمت مؤمنان سوره قدر است و هر چیز هدایتی دارد و هدایت صالحان سوره قدر است، هر چیز سروری دارد و سرور قرآن سوره قدر است. هر چیز زینتی دارد و زینت قران سوره قدر است، هر چیز بشارتی دارد و بشارت مردم سوره قدر است و برای هر چیز حجتی است و حجت بعد از پیامبر اکرم (ص) سوره قدر است پس به آن ایمان بیاورید.

امام صادق (ع) در  روایتی  فرموده اند: سوره قدر در گنجینه رحمت الهی است و هر روز هزاران فرشته گرداگرد این سوره طواف کرده، آن را تعظیم و تکریم می کنند. هم چنین از این امام بزرگوار نقل است این سوره گنج مردم مستمند است و چنان چه کسی تنگ دست باشد و مداومت بر خواندن این سوره مبارک کند روزی او از جایی می رسد که انتظار آن را ندارد.

از امام صادق نقل است که فرمودند: نوری که پیشاپیش مومنان در روز قیامت است نور سوره قدر است.

امام باقر (ع) فرمودند: هر کس این سوره را آهسته قرائت نماید مانند آن کسی است که در راه خدا در خون خود غلتیده است. و هر کس قدر را ده بار بخواند خداوند تمامی گناهان او را محو و پاک می کند و اگر در نماز واجب خواندید صدایی از جانب خداوند آن کس را صدا می زند که ای بنده من! بخشیدم بر تو گناهان گذشته را و اعمالت را از سر بگیر.

از امام رضا (ع) نقل شده است: هر کس که نزد قبر برادر مؤمن خود از هر جانب که بگذارد دست خود را، هفت بار انا انزلناه را بخواند از بیم و هراس روز قیامت در امان خواهد بود.

برکات و آثار خواندن سوره قدر در ماه رمضان

ادای دین و قرض
یکی از آثار و برکات خواندن سوره قدر تسریع در پرداخت بدهی و خروج از دین است. امام باقر (ع) در جواب شخصی که نمی توانست قرض خود را ادا کند فرمودند: زیاد استغفار کنید و سوره قدر را فراوان بخوانید.  امام علی (ع) سوره قدر را بهترین رفیق انسان که به وسیله آن می تواند قرض خود را ادا کند معرفی می کند.

درمان دردهای بی درمان
در  حدیثی  از امام جعفر صادق (ع)   ذکر شده است: هر کس که دردی دارد کوزه ای نو بگیرد و در آن آب بریزد و این کار را خود به عهده گیرد سپس سوره قدر را به شیوه ترتیل سی بار بر آن آب بخواند . آنگاه از آن آب بنوشد و با آن وضو بگیرد و هر مقدار که از آب کم شد بر آن بیفزاید سه روز بر او نمی گذرد مگر اینکه به اذن خداوند درد او درمان می شود.

 امام صادق در  حدیثی فرمودند : هر کس سوره قدر را بر آب بخواند و سپس از آن بنوشد خداوند نوری زیبا در چشمان او قرار می دهد.

 از بین رفتن درد زایمان سخت از دیگر فضیلت های خواندن سوره قدر است.

 صاحب فرزند شدن
عده ای از افراد از داشتن فرزند و یا جنسیت دلخواه محروم اند. امام باقر (ع) به زنان باردار سفارش می کند  سوره قدر را با مشک و زعفران بنویسند و سپس بشوید. آب آن را به زن حامله بدهید.

 درمان بیماری های مختلف
امام صادق (ع)   : اگر سوره قدر را بر سفالی جدید نوشته و با آب باران شسته شود سپس مقداری شکر بر آن اضافه کنند و کسی که درد کبد دارد آن را بنوشد به اذن خداوند خوب می شود.

 داشتن خواب آرام و آرامش در هنگام خواب
 به نقل از امام صادق (ع) : هر کس بعد از نماز 15 بار سوره قدر را قرائت کند تا شب آینده در امان خداوند است. و هر که هفت بار این سوره را قبل از خواب قرائت نماید تا صبحگاه در پناه حق خواهد بود.

 اجابت شدن دعاها
در  حدیثی از امام جواد (ع) این طور  آمده است که : هر کس سوره قدر را در یکی از نمازهای خود قرائت نماید نمازش مورد قبول و ثوابش دو برابر می شود و هر کس این سوره را بخواند و آنگاه دعا کند دعایش در لوح محفوظ مستجاب نوشته می شود.

 آمرزیده شدن گناهان
امام  جعفر صادق (ع)  روایت کرده اند: هر که سوره قدر را در یکی از نمازهای واجب قرائت نماید منادی ندا می دهد : ای بنده خدا گناهان گذشته تو را آمرزیده است پس اعمالت را از سر بگیر. امام رضا علیه السلام   بیان فرموده اند: هر مومنی که هنگام وضو  گرفتن سوره قدر را بخواند از گناهانش خارج می شود مانند ان روزی که از مادر زاده شد.

 طلب آمرزش برای اموات
یکی از حقوقی که بر عهده عموم انسان ها خصوصا مومنین است به یاد داشتن و طلب آمرزش از درگاه ایزد منان برای اموات و درگذشتگان به ویژه والدین، بستگانی است که از دنیا به سرای باقی رفته اند می باشد. در   بیانات امام  هشتم در رابطه با خواندن  سوره قدر   این طور آمده است که : هر کس قبر مومنی را زیارت کند و در کنار قبر آن سوره قدر را هفت مرتبه قرائت کند، خداوند هم او و هم صاحب قبر را می آمرزد.

همانطور که خواندید بر فضیلت خواندن سوره قدر در ماه رمضان  توصیه اکید شده است. ماه مبارک رمضان بهترین فرصت است تا از برکات الهی بهره مند شویم و از خداوند بخواهیم معرفت سوره های گران قدر را برای ما ارزانی دارد. خواندن سوره قدر در ماه رمضان برای هر روز  توصیه شده است. امید است در این ماه شب قدر پر برکتی داشته باشید ان شاء الله


- نظرات (0)

بگویید شهر رمضان

 نگویید رمضان، بگویید شهر رمضان

بی تردید یکی از رزق هایی که در ضیافت الهی ماه مبارک رمضان تقسیم می شود، رزق قرآن، و بهره مندی از این کتاب عزیز است. چون می دانید وقتی خدای متعال این ماه را در قرآن توصیف می کند، می فرماید «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»(بقره/185) ویژگی این ماه این است که قرآن در آن نازل شده است.
مقصود از شهر رمضان غیر از این جنبه ظاهری ماه، آن جنبه حقیقی و باطنی و ملکوتی ماه رمضان و شهر الله است. در روایات فرمودند نگویید رمضان، بگویید شهر رمضان، اسماءالله است(الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 70) آن حقیقتی که در عالم هست، آن حقیقت ظرف نزول قرآن هست. این کتاب الهی که سراسر نور، ذکر و حیات است، در ظرف ماه رمضان تنزّل پیدا کرده است. لذا وقتی ما به ماه رمضان دعوت می شویم، دعوت به کتاب الله شدیم. در روایات از قرآن تعبیر به مأدبة الله شده است(التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 60) سفره ای که خدای متعال گسترده است. بر سر این سفره رزق های فراوانی هست که اهل این معرفت از این رزق برخوردار هستند و تناول می کنند.
این سفره ای که خدا در ماه رمضان پهن کرده است، «الذی انزل فیه القرآن» کتابی که در محضر خدای متعال است، کتابی که «إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ»(زخرف/3-4) کتابی که «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ»(واقعه/77-78) و یا فرموده است: «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ * فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ»(بروج/21-22) که نیاز به ترجمه ندارد، این کتاب درماه رمضان تنزّل پیدا کرده است. انوار قرآن در ماه رمضان منتشر است.

ماه رمضان غیر از این جنبه ظاهری و ملکی، یک حقیقت و باطنی دارد که اگر کسی وارد آن بشود، وارد سفره گسترده خدا شده است. آن حقیقت کتاب، اسرار کتاب در این ماه تنزّل پیدا کرده است. آنچه که ما در ماه های دیگر باید با زحمت تلاش کنیم و به دست بیاوریم، این ماه به آسانی به دست می آید. چرا؟ چون این کتاب وسیله خدای متعال در این ماه نازل شده است. به جای اینکه ما صعود کنیم، این کتاب فرود آمده است و ما راحت می توانیم از نعمت های قرآن و رزق قرآن و برکات قرآن برخوردار شویم.

یکی از ضیافت های اصلی این ماه، یکی از رزق های اصلی که در این ماه، خدای متعال بر سر سفره خودش قرار داده، رزق قرآن است. خیلی بشارت بزرگی است که به ما دادند. حضرت فرمودند یک آیه قرآن در این ماه، ثواب یک ختم قرآن در ماه های دیگر را دارد. چون قرآن در ماه رمضان، شاخ و برگ خودش را نازل کرده است. ثمرات و میوه های خودش را در دسترس شما قرار داده است. آن وقت به قلب این ماه که برسیم که شب قدر است، «انا انزلناه فی لیله قدر»، اگر کسی از سفره این ماه که قرآن هست برخوردار شد، به شب قدر که رسید، به اسرار قرآن دست پیدا می کند.

نزول قرآن در ماه رمضان یا شب قدر؟

این که قرآن در ماه رمضان و در شب قدر نازل شده است، دو جور معنا می شود.: یک معنایش این است که خدای متعال فرموده ما قرآن را در ماه رمضان نازل کردیم، یعنی قرآن در شب قدر نازل شده است. شب قدر هم شب 23 ماه رمضان است. این یک معنایش است. یک معنای دیگری که نازل شده است، این است که قرآن در کل ماه رمضان انوارش جاری است. در همه ماه رمضان سفره قرآن پهن است. ارزاق قرآن در ماه رمضان منتشر است.

منتهی در شب قدر یک ضیافت خاصی از قرآن است و آن اسرار قرآن و حقایق قرآن در شب قدر نازل می شود. لذا اگر کسی بر سر این سفره نشست، با انوار قرآن سیر کرد و وارد شب قدر شد و شب قدر را درک کرد، آن وقت به اسرار قرآن راه پیدا می کند که ضیافت خاص اهل الله واهل شب قدر است. ولی اهل ماه رمضان همه شان بر سر سفره قرآن نشسته اند و از سر سفره قرآن برخوردار هستند.



منبع:
بیانات آیت الله سید مهدی میرباقری


- نظرات (0)

"به صورت چاپلوسان خاک بپاشید"


چاپلوسی


همواره بزرگترین آسیب‌های تهدیدکننده برای جامعه دینی، آسیب‌هایی بوده است که از درون جامعه نشأت گرفته و دامنگیر آن می شوند. خطر انحراف مسئولین، انحراف جامعه را به همراه دارد و البته گاهی رفتار مردم نیز آتش فساد و انحراف مسئولین را شعله ورتر می کند. از جمله رفتارهای خطرناک مردم که تاثیر بسیار بدی بر مسئولین داشته و اسباب انحراف ایشان را فراهم می کند، تملّق و چاپلوسی نسبت به مسئولین است که اکثر آنها را به ورطه خودبرتر بینی و لااقل اهمال در انجام وظایفشان می‌کشاند.
شاید بهترین تعریف دینی از تملّق را در تعبیر امام علی علیه السلام بیابیم که می فرمایند: اَلثَّناءُ بِاَكثَرَ مِنَ الاستِحقاقِ مَلَقٌ؛ تعريف بيش از استحقاق، چاپلوسى است. (1)

بدگمانی در اجتماع، از آثار سوء تملّق است

از دو منظر می‌توان به این مقوله پراخت. نخست، از جهت شخصی که چاپلوسی می‌کند و سپس، از جهت شخصی که تملّق می شود.
شخص متملّق، با تمجید نابجا از اعتبار و عزّت ساقط می شود. امام علی علیه السلام می فرمایند: كَثْرَةُ الثَّنَاءِ مَلَقٌ‏ يُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ يُدْنِي مِنَ الْغِرَّةِ؛ بسیار ستایش کردن از افراد، چاپلوسی است که تکبر را سبب می شود و شخص (متملق) را از عزت دور می سازد.

کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.

(2) تأسف بارتر آنکه تملّق، شخص مقابل را از بین می برد و باعث بدگمانی در هر دو می شود به همین خاطر امام هادی علیه السلام در جواب شخصی که در تعریف و تمجید آن حضرت زیاده‌روی کرد، فرمودند: أَقْبِلْ عَلَى شَأْنِكَ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْمَلَقِ يَهْجُمُ عَلَى الظِّنَّةِ؛ از این کار خودداری کن که تملق بسیار، بدگمانی به بار آورد.(3) البته بدگمانی در اجتماع نیز، از جمله آثار سوء تملّق است.

تعریف و تمجید نابجا نه تنها نشانه دوستی نیست بلکه ...

در تعالیم اسلامی از تعریف و تمجید نابجا نهی شده است تا جایی که این کار نه تنها نشانه دوستی نیست، بلکه چنانکه در ادامه خواهد آمد اثری خلاف دوستی دارد. امام حسین علیه السلام در این باره می فرمایند: مَن اَحَبَّکَ نَهاکَ وَ مَن اَبغَضَکَ اَغراک؛ کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.(4) به راستی مگر تعریف و تمجید چه آثار زیان باری بر روی شخص مورد تمجید دارد؟

تملّق و ایجاد فاصله توهمی میان مردم و مسئولین

همانطور که پیش از این گفته شد، مهمترین ضرر تملّق، ایجاد کبر و خودبرتربینی شخص نسبت به دیگران است اتفاقی که منشأ همه گرفتاری‌های انسان می‌شود. تملّق باعث می شود به خصوص کسانی که در جامعه اسلامی مسئولیتی دارند و قرار است به آحاد مردم جامعه خویش خدمت کنند، بین خود و مردم فاصله جدی ببینند، لذا از انجام مسئولیت‌هایشان بازمی مانند. البته آثار خودبرتربینی به همین جا ختم نمی شود بلکه تا انسان را به انواع گمراهی‌ها نکشاند او را رها نخواهد کرد. دلیلش هم این است که خطاهای انسان را از جلوی دیدگانش می برد و نمی تواند اشکالات کار و مسئولیتی که به عهده گرفته است را ببیند لذا در خطا غوطه‌ور می‌شود بدون آنکه متوجّه شود.

به صورت چاپلوسان خاک بپاشید

گفتیم مردم با تملق می‌توانند در مسئولین اثر سوء بگذارند، امّا نباید فراموش کنیم که عدم برخورد صحیح مسئولین با این رفتار زشت است که باعث گسترش و دوام تملّق می‌شود. به عبارت دیگر وقتی افراد سودجو در قبال کار زشت خود، عکس العمل منفی از مسئولین نمی‌بینند بلکه احساس رضایت را در مسئولین حس می‌کنند به این کار خود ادامه می دهند و همه جامعه را از آسیب های آن متضرّر می کنند. در روایتی منسوب به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله آمده است که فرمودند: احْثُوا فِي‏ وُجُوهِ‏ الْمَدَّاحِينَ‏ التُّرَاب‏؛ به صورت چاپلوسان خاک بپاشید. (5) البته در تبیین این جمله گفته شده است که منظور از خاک پاشیدن، بی توجهی به آنان و عدم هر گونه تقدیری از آنهاست.(6) با این اوصاف، با مسئولی که در جامعه اسلامی افرادی را به خدمت می گیرد تا تملّقش بگویند چگونه باید برخورد کرد؟! اجتماع، وقتی افراد متملّق را دستِ پُر می بیند، متمایل به فساد و انحراف می شود!

پی‌نوشت:
1. نهج البلاغه،صبحی صالح،، ص 535، حكمت 347
2. عيون الحكم و المواعظ، لليثي ؛ ص389
3. بحار الانوار، ج70، ص295
4. بحار الانوار(ط-بیروت)ج75،ص128
5. من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص 11
6. النهاية في غريب الحديث و الأثر ؛ ج‏1 ؛ ص184


- نظرات (0)