سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

هجوم همه جانبه شیطان


یکی از سیاست های شیطان را قرآن تعبیر می کند به سیاست هجوم همه جانبه که شیطان از همه طرف به انسان حمله می کند: قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَ‌اطَکَ الْمُسْتَقِیمَ : گفت: «پس به سبب آنکه مرا به بیراهه افکندى، من هم براى [فریفتن‌] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست./ ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَ‌هُمْ شَاکِرِ‌ینَ: آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‌تازم، و بیشترشان را شکرگزار نخواهى یافت.(سوره اعراف آیه 16 و 17)

شیطان گفت خدایا در مقابل اینکه تو من را گمراه کردی، لَأَقْعُدَنَّ: بهترین تعبیرش این است که من در کمین انسان ها و سر راه آنها می نشینم. از لحن گفتار شیطان مشخص است که ادب را رعایت نکرده چرا که خداوند کسی را گمراه نمی کند بلکه شیطان خودش راه گمراهی را برگزید.

شیطان در کمین چه می‌کند؟

می گوید: لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ از جلو وَمِنْ خَلْفِهِمْ از پشت سر آنها را اغوا می کنم. وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ از سمت راست و وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ از سمت چپ هم به آن ها هجوم می آورم. وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَ‌هُمْ شَاکِرِ‌ینَ اکثرشان هم شاکر نیستند.

یوسف قدرت کنار‌ه‌گیری از زلیخا را نداشت

شیطانی که از جلو و پشت سر و راست و چپ به انسان حمله می کند یعنی شما یک لحظه غفلت کنید در دامش گرفتار می شوید. در خیلی از شرایط تنها خدا می تواند که ما را از هجوم های شیطان حفظ کند. به خاطر همین است که قرآن در مورد حضرت یوسف می فرماید: کذالک لنصرف عنه سوء و الفحشاء یعنی آنچنان ما گناه و بدی را از یوسف دور کردیم. یعنی او قدرت کناره گیری از زلیخا را نداشت. پس نقش یوسف چه بود؟ می فرماید: او به ما پناه آورد.

آتش شهوت در جوان شعله ور است. شما فکر کنید زلیخا زن زیبا، به یوسف گفت: من درب ها را بستم و خودم را برای تو آماده ام. چیزی که یوسف گفت: "معاذ الله" یعنی پناه می برم به خدا. یعنی دوری از زلیخا کار من نیست. خدا باید من را کمک کند. "انه احسن مثوای" یعنی او تا حالا خیلی به من کمک کرده. من از او احسان ها و خوبی ها دیده ام. من را از چاه در آورده. و اگر بخواهد اینجا هم کمک می کند و دست من را می گیرد.

خدا می فرماید: "کذلک لنصرف عنه السوء" خدا می گوید ما دستش را گرفتیم. و از آن عمل بد نجاتش دادیم. "ولقد همت به": آن زن همه همت و جذمش را انجام داد که با یوسف آن کار را انجام دهد؛ "وهم بها لولا ان رءا برهان" ربه یعنی یوسف هم به آن همت می کرد اگر لطف و عنایت ما شامل حالش نمی شد.

آن وقت خیلی از افراد می گویند که من اگر بین 50 تا زن هم باشم گلیم خودم را از آب بیرون می کشم. یوسف از خدا خواست و خداوند هم کمکش کرد، وای به حال ما که اگر بخواهیم یک تنه وارد میدان شویم.

شیطان قدرت دارد

شما اگر آیت الله العظمی هم که باشید، برصیصای عابد هم که باشید او می تواند شما را فریب دهد: ان النفس الاماره با السوء الا ما رحم ربی، یوسف گفت: من نمی گویم پیغمبر زاده ام، نفس همیشه به بدی دستور می دهد مگر اینکه خدا بخواهد به آدم رحم کند و او از مهلکه نجات پیدا کند.

از امام باقر سوال کردند: معنی آیه "ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَ‌هُمْ شَاکِرِ‌ینَ" چیست؟ امام فرمود: من بین ایدیهم یعنی امر آخرت را برای بشر آسان می کند. شیطان شروع می کند به گفتن مسائلی چون؛ تو هر کاری می خواهی در این دنیا انجام بده، خدا رحیم است، شب اول قبر علی به فریادت می رسد.

شیطان می گوید: حالا این همه آدم مردن تو هم یکی از آن ها. حالا این همه آدم شب اول قبر را گذراندن تو هم یکی از آن ها.

به امیر المومنین گفتند سخت ترین چیز چیست؟ ایشان فرمودند شب اول قبر. بعد سوال کردند سخت تر از آن چیست؟ ایشان فرمودند این که انسان بخواهد دست خالی بدون توشه ای به این مسیر برود.
حضرت زهرا(س) با آن مقام به امیر المومنین فرمود: علی جان وقتی من را دفن کردی تا صبح بالای سرم قرآن بخوان، چرا که شب سختی را طی می کنم. در بیانی نیز امیر المومنین(ع) در رابطه با خودشان می فرماید: آه آه من طول السفر و قلت الزاد. اهل بیت با انهمه مقام و توانایی از کمی توشه خود و سختی راه سخن می گویند، آن وقت ما چه باید بگوییم؟

اگر فضل و رحمت خداوند نباشد، گشایشی برای ما وجود ندارد، "و لَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَن یَشَاءُ: و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هیچ کس از شما پاک نمى ‏شد ولى [این] خداست که هر کس را بخواهد پاک مى‏ گرداند."(سوره نور آیه 21)

در ادامه روایت امام باقر می فرمایند: اغوای از پشت سر یعنی شیطان امرشان می کند که مال دنیا جمع کنید و از دادن خمس و زکات منعشان می کند. اغوای از سمت راست یعنی اموری که مربوط به دین آنهاست را فاسد می کند.  کاری می کند که نماز و روزه آنها ضایع شود و بالا نرود. گناه را در نظر آن ها زیبا جلوه می دهد. 

و اغوای از سمت چپ یعنی شهوات و لذت های دنیا را محبوب انسان می کند.

با این شرایطی که شیطان برای انسان مهیا می کند، ملائکه پرسیدند: این المفر؟ آیا راه نجاتی هم برای انسان هست؟ وخداوند 2 راه را برای نجات از شیطان برای انسان ها پیشنهاد می دهد:  یکی اینکه انسان ها دست هایشان را به سمت من بلند کرده و دعا کنند. دیگر اینکه به سجده رفته و من خدا پناه بیاوند.

به عبارتی شیطان از 4 طرف انسان را احاطه می کند و تنها راه نجات بالا رو به سوی خدا و پایین سجده برای خداوند است که او را نجات می دهد و به خاطر همین است که گفته اندنزدیک ترین راه به خدا سجده است و نزدیک تر از آن این است که انسان روزه باشد و سجده کند. در قرآن هم فرموده: استعینو با الصبر و الصلاه؛ که در تفاسیر صبر را به روزه تعبیر کرده اند.


منبع:
استاد توکلی با عنوان "سیاست هجوم همه جانبه شیطان"
- نظرات (0)

چرا شیطان خلق شد؟


بعضی ها می گویند اگه خداوند هدفش این است که انسان را هدایت کند، سپس پیامبران و قرآن کریم را فرستاد تا به وسیله آن ها انسان ها به اوج کمال برسد، پس چرا شیطان را خلق کرد؟

در این موضوع چند نکته عرض می کنیم: 
اول اینکه خدا شیطان را خلق نکرد، بلکه شیطان، شیطان شد.خدا فرعون را خلق نکرد، فرعون خودش فرعون شد.  همینشیطان 6 هزار سال خدا را بندگی کرد. جزء مقربین درگاه خداوند و حتی معلم ملائکه بود. هم عابد بود و هم عالم. تنها چیزی که شیطان را شیطان کرد، سجده نکردن در مقابل آدم بود. از جنس جن بود و از ملائکه نبود وگرنه خدا را تمرد نمی کرد. خداوند در مورد ملائکه می فرماید: لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ : در سخن بر او پیشی نمی گیرند و به فرمان او کار می کنند

اما در مورد شیطان می فرماید: وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاء مِن دُونِی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا : و آنگاه که به فرشتگان گفتیم که آدم را سجده کنید ، همه جز ابلیس که ، از جن بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت سجده کردند آیا شیطان و فرزندانش را به جای من به دوستی می گیرید ، حال آنکه دشمن شمایند . ظالمان بدچیزی را به جای خدا برگزیدند.

شیطان می گوید: قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ: من از او بهترم مرا از آتش آفریده ای و او را از گل.

می گوید من از آدم بهتر هستم چرا که من را از آتش و انسان را از گل آفریدی. به نظر مردم بی مقدار ترین چیز خاک است. 

خدا راجع به جن ها می فرماید: وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ : و جن (یا پدر اجنّه) را از شعله‏ اى سفید و سرخ و سیاه از آتش آفرید.
ما جن را از آتش خلق کردیم. ملائکه از نورند. پس شیطان از طایفه جن بود و از ملائکه نبود. پس نکته اول اینکه خلایق به واسطه اعمال بد خودشان تبدیل به بد می شوند. مثل شیطان و فرعون و یزید و صدام.

سوال دوم اینکه چرا خداوند به او مهلت داد؟
به شیطان گفته شد: قال انک من المنظرین: همانا تو از مهلت داده شدگانی و در سوره ص فرمود: الی وقت معلوم.  بین مفسرین بهترین تفسیر راجع به مهلت شیطان تا ظهور حضرت مهدی است. از امام معصوم سوال کردند چرا خداوند به شیطان مهلت داد؟ امام فرمود چون 6 هزار سال خدا را عبادت کرده بود، خداوند خواست پاداش 6 هزار سال عبادتش را بده. یک دعایش را مستجاب کرد.

وجود شیطان باعث رشد انسان می‌شود

در کل وجود شیطان برای رشد انسان موثر هست که دلایل آن را در ذیل توضیح می دهیم:

نکته اول این که استعدادهایی در وجود انسان نهفته است که اگر حریفی برای انسان نباشد این استعدادها بروز نمی کنند.مثلا اگر مریضی نبود، علم طب اینقدر پیشرفت نمی کرد. شما یک کشتی گیر را در نظر بگیرید. اگر حریف تمرینی نداشته باشد روز به روز این کشتی گیر ضعیف می شود. انسان هم همینطور است.

همین واکسن هپاتیت و آمفولانزا و ... اینها میکروب را به بدن انسان وارد می کنند . یعنی میکرب آمفولانزا وارد بدن ما می شود. اما خیلی قوی وارد نمی کنند که انسان مریض شود. بدن تا می بیند این میکروب وارد شد، پادزهرش را می سازد و ترشح می کند. و وقتی آمفولانزای شدیدی بخواهد وارد بدن شود، چون بدن از قبل آمادگی پیدا کرده با این ویروس مقابله می کند.

خدا هم شیطان را وارد بدن انسان کرد که انسان پادزهرش را بزند و دیگر هیچ شیطانی نتواند او را از راه به در کند. همان طور که می دانید شیطان فقط جن نیست. ما شیطان انسی هم داریم. آیه قرآن است که یدعو حزبه، شیطان هم برای خوش دسته و حزبی دارد که همه آن ها را فرا می خواند؛ و یکونو من اصحاب السعیر. همه سعیش را می کند که شما را جهنمی کند. هم لشکر جنی دارد و هم لشکر انسی. 

شناخت نقاط ضعف

وسوسه های شیطان و هجوم او به انسان باعث می شود که انسان نقاط ضعف خودش را بشناسد. شما تا با یک کشتی گیر ماهر کشتی نگرفته باشی فکر می کنی همه را می توانی شکست دهی، اما وقتی کشتی میگیری و ضربه فنی می شوی تازه نقاط ضعف خودت را می شناسی. 

در قرآن داریم؛ اخذناکم بالبأس و الضرّاء. یعنی با سختی ها بندگانم را تربیت می کنم، لعلکم یضرعون؛ تا اینکه غرورشان را بشکنند و من را صدا بزنند.


منبع:
بیانات استاد مهدی توکلی؛ تلخیصی از سخنرانی در رابطه با "روش اغواگری شیطان"


- نظرات (0)

4ناله ابلیس

شیطان

ابلیس از زمانی که از درگاه خداوند اخراج شد، سوگند یاد کرد تمام انسان‌ها را اغوا کند؛ قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ‏ أَجْمَعین‏؛ [شیطان‏] گفت: «پس به‌عزّت تو سوگند که همگى را جدّاً از راه به در مى‏‌برم» (سوره صاد:82)؛ خداوند نیز در آیات متعددی مردم را از مکر و دشمنی او آگاه ساخت و فرمود: «إِنَّ الشَّیْطانَ‏ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبین‏؛ شیطان نسبت به انسان دشمنی آشکار است» و در آیه‌ای دیگر به‌صراحت فرمود: «أَلَمْ‌أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی‏‌آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ؛ اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید، زیرا وى دشمن آشکار شماست؟».

اما گروهی با فریب شیطان راه باطل پیش گرفتند و سعی کردند با جریان حق که همان خط انبیاء و اوصیاست سر ستیز داشته باشند؛ این جریان با عنوان حزب‌الشیطان در قرآن معرفی شد. اینها با سر سپردن به اوامر شیطان خواه به‌صورت دریافت القاء و یا خواه به‌صورت مستقیم راه عبودیت او را پیش گرفتند و بنا را بر فساد در زمین نهادند تا به امیال شهوانی و دنیایی خود دست یابند.

ابلیس که از این فرصت در راستای اهداف خود که همان انحراف انسان‌ها از خط مستقیم خداوند و به دنبال آن نابودی نسل انسان‌هاست، بهره برد و هرچند در مقاطع متعددی توانست ضربات زیادی بر پیکره جبهه حق وارد کند، اما هیچ گاه نتوانست مسیر کاروان بشریت به سوی آرمان‌های الهی را سد کند تا اینکه این کاروان به جریان غدیر رسید؛ در این ماجرا خداوند از مجرای رسول گرامی اسلام(ص) و به واسطه انتصاب رسمیِ امام علی(ع) به منصب ولایت‌اللهی تمام نعمات خاصه و کمال دین را بر عالم و آدم جاری کرد. طبیعتاً این مسأله برای لشکر باطل به خصوص ابلیس بسیار گران تمام شد. امام باقر(ع)  در یک روایت به نقل از پدر بزرگوارشان امام صادق(ع) شدت ناراحتی ابلیس از وقوع جریان غدیر را اینگونه بیان می‌کند:

شیطان دشمن خدا چهار بار ناله کرد: روزى که مورد لعن خدا واقع شد، روزى که به زمین هبوط کرد، روزى که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مبعوث شد و روز عید غدیر.

إِنَّ إِبْلِیسَ عَدُوُّ اللَّهِ رَنَّ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ: یَوْمَ‏ لُعِنَ‏، وَ یَوْمَ أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ، وَ یَوْمَ‏ بُعِثَ‏ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ یَوْمَ الْغَدِیرِ». (قرب‌الاسناد، ص9)
جالب توجه اینکه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه‎ای معروف به «قاصعه» بعد از آنکه به مذمت شیطان به دلیل عدم سجده بر آدم (علیه‌السلام) پرداخت و مردم را از تبعیت راه او بر حذر داشت، فرمود:

«من هنگامى که وحى بر پیامبر(ص) فرود آمد، ناله شیطان را شنیدم. گفتم: اى فرستاده خدا این آوا چیست؟ گفت: «این شیطان است که از آن که او را نپرستند ناامید و نگران است. همانا تو می‎‏شنوى آنچه را من می‎شنوم و می‎‏بینى آنچه را من می‎بینم، جز این که تو پیامبر نیستى و وزیرى و بر راه خیر می‎روى‏.»
بنابراین ابلیس که به ناچار با این صحنه مواجه شد، بنای خویش را بر ادامه دشمنی با خاندان وحی نهاد و آنچه که نباید اتفاق می‌افتاد، رخ داد.
- نظرات (0)

امید‌بخش‌ترین آیه قرآن

جهنم،دوزخ
امیر‌المؤمنین حضرت على‏‌ علیه‌السلام بر جمعى وارد شد و از آنها سؤال کرد: آیا مى‏‌دانید امیدبخش‏ترین آیه‏ قرآن کدام است؟!
هر کس به فراخور حال خویش آیه‏‌اى را خواند. بعضى گفتند: آیه‏ «انّ اللَّه لایغفر اَن یشرک به و یغفر مادون ذلک»(نساء ۴۸) یعنى خداوند جز شرک، گناهان دیگر را مى‏‌بخشد.
برخی دیگر بر آن بودند که این آیه است؛ «و مَن یعمل سوء او یظلم نفسه ثمّ یستغفر اللّه یجد اللّه غفوراً رحیما»(نساء۱۱۰) یعنى هر کس خلافکار و ظالم باشد ولى استغفار کند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد یافت.
عده‏‌اى اظهار داشتند: آیه‏ «یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة اللّه انّ اللّه یغفر الذنوب جمیعاً»(زمر ۵۳) یعنى اى بندگان من که در حقّ خود اسراف کرده‌اید! از رحمت خدا مأیوس نشوید، زیرا او همه‏ گناهان را مى‌‏بخشد.
تعدادى هم نظر به این آیه داشتند؛ «والذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا اللّه فاستغفروا لذنوبهم و مَن یغفر الذنوب الاّ اللّه»(آل‌عمران ۱۳۴) یعنى کسانى که اگر کار زشتى انجام دادند و به خودشان ظلم کردند، یاد خداوند مى‏‌کنند و براى گناهان خویش استغفار مى‏‌نمایند، و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد.
بعد از اینکه حضرت نظرات آنان را شنید، فرمود: از حبیبم رسول خدا صلى الله علیه وآله شنیدم که فرمود: امیدبخش‏ترین آیه در قرآن این آیه است: «وَأَقِمِ الصَّلَوةَ طَرَفَىِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِّنَ الَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ»
سپس پیامبر صلى الله علیه و آله ادامه دادند: یاعلى سوگند به خداوندى که مرا بشیر و نذیر به سوى مردم مبعوث کرد، وقتى که انسان براى نماز وضو بگیرد، گناهانش ریخته مى‏‌شود و زمانى که رو به قبله کند پاک مى‏‌شود. یاعلى مثال اقامه کننده‏ نمازهاى روزانه، مثل کسى است که هر روز پنج مرتبه در نهر آبى که جلوى منزل اوست خود را شستشو کند.(تفاسیر مجمع‌‏البیان و کنزالدقائق.)

متن آیه

وَأَقِمِ الصَّلَوةَ طَرَفَىِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِّنَ الَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى‏ لِلذَّکِرِینَ
وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ

ترجمه

و نماز را در دو طرف روز و اوایل شب بپادار، (زیرا) بدرستى که کارهاى نیکو (همچون نماز)، بدى‏‌ها را محو مى‏‌کند، این (فرمان)، تذکّرى است براى اهل ذکر و پایدار باش، که همانا خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‏‌کند.

در روایات، مراد از دو طرف روز، صبح و مغرب، و مراد از اوایل شب، نماز عشا بیان شده است.(تفسیر کنزالدقائق) البتّه این آیه در مقام بیان تمام نمازهاى روزانه نیست.

شخصى از اعمال زشت خویش ناراحت بود، لذا پس از نماز در مسجد از پیامبرصلى الله علیه وآله خواست تا او را حدّ بزند، حضرت به او فرمود: چون بعد از آن عمل خلاف، در نماز جماعت شرکت کرده‏‌اى، خداوند تو را بخشید.(تفسیر مجمع‏‌البیان)

از امام صادق ‏علیه السلام سؤال شد که شخصى از طریق طاغوت درآمدهایى را بدست آورده و با امید به آیه‏ «انّ الحسنات یذهبن السیئات» به فقرا کمک مى‏‌کند و به حج مى‏‌رود؟ حضرت فرمود: «انّ الخطیئة لاتکفر الخطیئة» گناه را نمى‏‌توان با گناه پوشاند.(تفسیر کنزالدقائق) آنچه را بدست آورده مالِ مردم است و تصرّف در مال مردم به هر شکل حرام است.

پیام‌ها

رهبر باید الگوى مردم باشد. «فاستقم... اقم...»
نماز را باید با شرایط و آداب کامل بجاى آورد. در کلمه‏ «اقامه»، معناى کمال و تمام نهفته است. «اقم الصلاة»
نماز، قوّت قلب مؤمنان است. چون در آیات گذشته، فرمان به استقامت و عدم اعتماد به ظالمان مطرح شد و این امور نیاز به روحیّه‏ بالا دارد، لذا در این آیه، خداوند امر به تقویت روح با اهرم نماز مى‏‌فرماید. «فاستقم... و اقم الصلاة»

نمازها را باید در وقت مقرّر انجام داد. «طرفى النهار»
نماز، روشن‏ترین نمونه‏ کار نیک است. «اقم... ان الحسنات...»
اعمال انسان در یکدیگر تأثیر دارند. «ان الحسنات یذهبن السیئات»
دستور به نماز، روشن‏‌ترین پند خداست. «ذلک ذکرى» (نماز، ذکر الهى است)
همه‏ افراد از تذکّرات الهى، بهره‏‌مند نمى‏‌شوند.«ذکرى للذاکرین»
برپایى واقامه‏ نماز، پشتکار وحوصله مى‏‌خواهد. «اقم الصلاة ، واصبر»
- نظرات (0)

عبادت کنندگان چند دسته اند؟


عبادت,عبادت کنندگان,انواع عبادت کنندگاناگر عبادت، از اول بر اساس طمع در نعمت دنيايي و آخرتي باشد، عبادت مزدورانه است

 

عبادت کنندگان از نظر حضرت علی (ع)
امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «ان العبّاد او العبادة، كان ثلاثة: قومٌ عبدواللّه، خوفاً، فتلك عبادة العبيد، و قوم عبدواللّه تبارك و تعالي طلب الثواب، فتلك عبادة الاجراء، و قومٌ عبدواللّه تبارك و تعالي حبّا له، فتلك عبادة الاحرار و هي افضل العبادة»


امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «ان العبّاد او العبادة، كان ثلاثة: قومٌ عبدواللّه، خوفاً، فتلك عبادة العبيد، و قوم عبدواللّه تبارك و تعالي طلب الثواب، فتلك عبادة الاجراء، و قومٌ عبدواللّه تبارك و تعالي حبّا له، فتلك عبادة الاحرار و هي افضل العبادة»(1)

 

يعني پرستش و يا پرستش كنندگان سه گروه است، گروهي خداوند را از ترس مي پرستند، پس اين پرستش بندگان است، گروهي خداوند تبارك و تعالي را براي رسيدن به پاداش مي پرستند، پس اين پرستش مزدوران است، و گروهي خداوند را از روي محبت مي پرستند، و اين پرستش آزادگان است، و اين از همه پرستش ها برتر است. و در نهج البلاغه همين حديث آمده لكن به جاي كلمه «حباً» واژه «شكراً» آمده است.(2)

شايان ذكر است كه عبادت به هر كدام از اقسام ياد شده در حديث ارزشمند است، به همين جهت در آموزه هاي ديني در برابر عبادت ها پاداش هاي آن نيز مطرح شده است، پس عبادت حتي اگر از نوع عبادت از روي ترس و يا طمع در بهشت هم باشد ارزشمند است.


اما اين كه عبادت احرار يا عبادت از روي سپاس و محبت چيست؟
قبل از تبيين ماهيت عبادت سپاسي، بايد درباره چيستي و ماهيت خود سپاس و تشكر، به اختصار توضيح داده شود. درباره ماهيت شكر سخن بسيار است، از جمله درباره شكر گفته اند: حقيقت شكر آن است كه از نعمت هايي كه براي انسان آفريده شده در جهت درست استفاده شود. يكي از نعمت هاي بزرگ الهي براي انسان، نعمت عبوديت و بندگي خداوند است.

 

انسان تا مي تواند بايد تلاش كند كه از اين نعمت به صورت كامل و شايسته استفاده كند. يعني اولاً اهل بندگي و عبوديت باشد، ثانياً تاجرانه و يا از روي ترس عبادت نكند. بلكه از روي محبت و عشق و براي سپاس خداوند و براي بجا آوردن شكر عملي در برابر خداوند عبادت كند، اين نوع عبادت بهترين مصداق شكر و كامل ترين عبادات است. چون بندگي انسان را خالصانه و به عنوان سپاس الهي نشان مي دهد.(3)


و هم چنين گفته شده، شكر عبارت است از قدرداني نعمت مُنعِم و آثار اين قدرداني در هر كدام از شئون وجودي به گونه اي خاص ظهور مي كند. مثلاً آثار شكر در قلب عبارت از خضوع و خشوع و محبت است، و در زبان ثناء و مدح و حمد، و در جوارح، اطاعت و استعمال جوارح و امثال آن. و مرتبه متعالي شكر عبارت از نفس معرفت با قلب است و اظهار آن معرفت در زبان و عمل، بلكه خود حالت نفساني كه اثر معرفت منعِم است.(4)


براي مشخص شدن ماهيت و چيستي عبادت حبّي و سپاسي، در ابتداء بايد گفت:
اولاً: اساساً عبادت و پرستش خداوند در واقع، كامل ترين جلوه گاه آزادي انسان از قيد اسارت و هواهاي نفساني است. و عبد از نظر لغت، به انساني گفته مي شود كه سر تا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد، اراده اش تابع ارادة او و خواستش تابع خواست او است. در برابر او مالك چيزي نيست و در اطاعت او هرگز سستي به خود راه نمي دهد. به تعبير ديگر، عبوديت آن گونه كه در متون ديني آمده، اظهار آخرين درجة خضوع در برابر معبود است و به همين دليل تنها كسي مي تواند، معبود باشد كه نهايت سزاواري و شايستگي هر نوع كمال از آن او بوده و تمام نعمت هايي كه به انسان مي رسد از او باشد.

 

انسان وقتي در برابر چنين وجودي، نيايش و كرنش و خضوع و عبادت مي كند، به طور يقين يا از روي محبت و عشق است و يا از روي سپاس گزاري از آنچه فيض، رحمت، نعمت و مانند آن است. لذا عبوديت كامل آن است كه انسان جز به معبود واقعي، يعني كمال مطلق نينديشد، جز در راه او گام بر ندارد و هر چه غير او است فراموش كند. حتي خويشتن را فراموش نمايد و اين گونه عبادت است كه هدف آفرينش را تأمين خواهد كرد.(5) اين گونه بندگي و پرستش، در واقع نمودار سپاس گزاري از حق بوده و نشان دهنده محبت و عشق بنده به خداوند است. اما اگر عبادت در همان آغاز از روي ترس يا طمع صورت بگيرد، گرچه مطلوب است، اما كامل و ايده ال نخواهد بود. اين كلام نغز حافظ در اين باره بسيار زيبا است كه مي گويد:
تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن
كه خواجه خود روش بنده پروري داند


ثانياً: اگر بندگي و عبادت، از اول بر اساس طمع در نعمت دنيايي و آخرتي باشد، عبادت مزدورانه است. اما اگر انسان بر اساس فرهنگ و حياني عمل كند. يعني مطالعه آثار الهي و نعمت هاي او، انسان را وادار نمايد كه از روي سپاس آن همه نعمت، خدا را عبادت نمايد. همان عبادت سپاسي خواهد بود.


با توجه به اين بيان معلوم مي شود كه عبادت سپاسي، بعد از توجه به نعمت و شناخت نعمت و در مقام شكرگزاري از نعمت ها انجام مي شود. برخلاف عبادت مزدورانه كه در همان آغاز از روي طمع صورت مي گيرد.


ثالثاً: در آيه ديگر، درباره عبادت سپاسي و پرستش از روي شكرگزاري آمده است: انّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقاً فابتغوا عند اللّه الرزق و اعبدوه و اشكرواله(6) يعني كساني را كه غير از خدا پرستش مي كنيد مالك رزق شما نيستند، روزي را نزد خدا بطلبيد و او را پرستش كنيد و شكر او را بجا آوريد. از اين آيه بدست مي آيد كه انگيزه برخي عبادت ها و يا اساساً انگيزه عبادت ها، حس شكرگزاري در مقابل مُنعِم حقيقي است، و هر انساني كه مي داند نعمت از آن خدا است و اوست كه نعمت مي دهد، تنها او را عبادت مي كند و از او شاكر است، پس عبادت شاكرانه است كه بهترين و كامل ترين نوع عبادت ها محسوب مي شود.(7)

رابعاً: از آن جا كه عبادت شاكرانه در واقع از روي عشق و اخلاص و محبت صورت مي گيرد و هيچ گونه شائبة ترس و طمع در ميان نيست، به همين جهت در بعضي روايات به جاي «شكر» سخن از «حبّ» است، يعني عبادت عاشقانه كه تنها از روي دل دادگي و عشق به خدا و سپاس او انجام مي گيرد.


پی نوشت:
1. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، بيروت، نشر دارالحياء تراث العربي، 1391 ش، ج 1، ص 45، ابواب مقدمات العبادت، باب 9، ح1.
2. نهج البلاغه، کلمات قصار، 237.
3. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1379 ش، ج15، ص416، ج11، ص186، ج10، ص280، ج 18، ص51، ج 16، ص148.
4. موسوي خميني، سيد روح الله، چهل حديث، نشر مؤسسه آثار امام، 1378 ش، ص 345 ـ 346.
5. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، نشر دارالکتب الاسلاميه، 1379 ش، ج 22، ص 378.
6. عنکبوت: 17.
7. تفسير نمونه، همان، ج 16، ص 233.


- نظرات (0)

راه افزایش رزق و روزى در کلام امام علی (ع)


راههای افزایش رزق و روزى

امام علی (عليه السلام) فرمودند: روزى را به وسيله صدقه فرود آوريد

 

امام علی (ع) در حکمت 137 نهج البلاغه به راه افزایش رزق و روزى می پردازد.

امام علی (ع) در حکمت 137 نهج البلاغه به راه افزایش رزق و روزى می پردازد.

حکمت137نهج البلاغه:
امام علی (عليه السلام) فرمودند: سْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ
روزى را به وسيله صدقه فرود آوريد.

شرح و تفسير
امام علی (عليه السلام) در اين كلام كوتاه حكمت آميز اشاره به اسباب فزونى نعمت كرده مى فرمايد: «روزى را به وسيله صدقه فرود آوريد» (اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ).

منظور از رزق و روزى تمام مواهب الهى است كه انسان در زندگى به آن نياز دارد و معمولاً بر مواهب مادى از قبيل مال و املاك گوناگون اطلاق مى شود، هرچند درباره امور معنوى نيز به كار مى رود مثلاً مى گوييم: «اللّهُمّ ارْزُقْنَا الاْيمانَ وَالْيَقينَ، خداوندا ايمان و يقين به ما روزى بفرما» ولى در كلام مورد بحث اشاره به مواهب مادى است.

 منظور از «صدقه» هرگونه موهبت مادى است كه بدون عوض و با انگيزه الهى در اختيار ديگرى قرار داده شود.

امام علی (عليه السلام) در اين كلام نورانى رابطه نزديكى ميان صدقات و فزونى رزق و روزى بيان فرموده است. اين معنا در روايات ديگر نيز با عبارات متفاوتى آمده است از جمله در حكمت 258 خواهد آمد كه امام(عليه السلام) مى فرمايد: «إذا أمْلَقْتُمْ فَتاجِرُوا اللهَ بِالصَّدَقَةِ، هر زمان فقير و نيازمند شديد با دادن صدقه با خداوند معامله كنيد».

 در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه به يكى از فرزندانش فرمود: از آن مالى كه نزد تو بود چقدر باقى مانده؟ عرض كرد: فقط چهل دينار.

 امام(عليه السلام)فرمود: برو و آن را به نيازمندان صدقه بده.

عرض كرد: چيزى غير از آن در بساط نيست. فرمود: مى گويم آن را صدقه بده خدا به جاى آن به ما مى دهد. سپس فرمود: «أَما عَلِمْتَ أنَّ لِكُلِّ شَيْء مِفْتاحاً وَمِفْتاحُ الرِّزْقِ الصَّدَقَةُ، آيا نمى دانى هرچيز كليدى دارد و كليد رزق صدقه است؟» پس برو و آن را در راه خدا به نيازمندان بده. فرزند امام اين كار را كرد.

ده روز نگذشته بود كه از محلى چهار هزار دينار خدمت حضرت آوردند. امام(عليه السلام)فرمود: فرزندم! چهل دينار براى خدا دادى و خداوند چهار هزار دينار به ما داد.

نكته: اسباب و موانع رزق و روزى رزق و روزى اسباب و موانع مختلفى دارد. اين اسباب و موانع بر دو گونه است: بخشى جنبه مادى و ظاهرى دارد و بخشى جنبه معنوى. اسباب مادى رزق و روزى تلاش و كوشش و دقت در انتخاب كسب و كار و برخورد خوب با مردم و داشتن حساب و كتاب دقيق و امثال آن است.

موانع مادى آن نيز تنبلى، بدرفتارى با مردم و اقدام هاى بدون مشورت و بى مطالعه و امثال آن است. اما اسباب معنوى آن امور زيادى از جمله دادن صدقه و بخشش در راه خداست. قرآن كريم مى فرمايد: «(يَمْحَقُ اللهُ الرِّبَا وَيُرْبِى الصَّدَقَاتِ)، خداوند ربا را نابود مى كند، و صدقات را افزايش مى دهد» اين آيه نيز اشاره به اين معنا دارد كه صدقه باعث ازدياد روزى مى شود. همچنين در احاديث اسلامى آمده است كه نماز شب، بيدار ماندن ميان طلوع فجر و طلوع آفتاب و پرداختن به ذكر و دعا تأثير زيادى در فزونى روزى دارد. از جمله موانع معنوى روزى گناهان مختلف است، از اين رو در بعضى از احاديث امير مؤمنان آمده است: «إذا أبْطَئَتِ الاْرْزاقُ عَلَيْكَ فَاسْتَغْفِرِ اللهَ يُوَسِّعْ عَلَيْكَ فيها، هنگامى كه روزى براى تو سخت شد از گناهانت استغفار كن خداوند روزى تو را وسيع مى گرداند».

 روايت معروفى نيز در ذيل آيات 10 به بعد سوره «نوح»: (فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً * يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِّدْرَاراً * وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَال وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَّكُمْ جَنَّات وَيَجْعَلْ لَّكُمْ أَنْهَاراً …) از امير مؤمنان على(عليه السلام)نقل شده كه گروهى نزد آن حضرت آمدند و از خشكسالى و كمبود فراورده هاى كشاورزى و مانند آن شكايت داشتند. حضرت به همه آنها دستور داد كه از گناهان خود توبه كنند و به اين آيات استناد فرمود. در مورد صله رحم از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است كه مى فرمايد: «صُلَةُ الاْرْحامِ تُزَكِّى الاْعْمالَ وَتُنْمِى الاْمْوالَ، صله رحم اعمال انسان را پاكيزه و اموال را فزونى مى دهد». در مقابل آن قطع رحم باعث تاريكى فضاى زندگى و كمبود روزى است.

 


- نظرات (0)