سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

بالاترین مدال واقعی برای انسان های خاص !

بالاترین مدال

ورزشکاران وقتی وارد میدان مسابقه میشوند همه تلاش آنها برای به دست آوردن بالاترین مدال می باشد چون انسان ها دوست دارند همیشه بالاترین باشند، و بالاترین مدال واقعی و درجه براى انسان، مدال بندگى خداست که قرآن از آن تعبیر بهَ عِبادُ الرَّحْمنِ کرده است، ما در دنیا تلاش می کنیم تا به بالاترین مقامات برسیم که بندگی خدا باعث ارتباط ما با بی نهایت و رسیدن به درجات و مقام های عالی می شود.
قرآن در وصف کسانی که خواهان بالاترین مقام هستند می فرماید: «و عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما » و بندگان خداى رحمان كسانى اند كه روى زمین بى تكبّر راه مى روند، و هرگاه جاهلان آنان را طرف خطاب قرار دهند (و سخنان نابخردانه گویند) با ملایمت (و سلامت نفس) پاسخ دهند. (1)

عباد الرحمن و زندگی متعادل

«مشى» به معنای  راه رفتن , قدم زدن و حركت آرام در زمین است ولی در اینجا تنها نحوه ى راه رفتن منظور نیست بلكه شیوه ى زندگى متعادل را هم شامل شود. برخورد هر کسی نشان دهنده شخصیت و نوع تفکر اوست و کسی که ادعای بندگی خدا دارد و خواهان ترقی است در عمل باید این شعار را ثابت کند، یعنی یک انسانی که خود را بنده خدا میداند تمام کارهای خود از افراط و تفریط بپرهیزد و یک زندگی معتدل داشته باشد.

بندگان متواضع خداوند

و کلمه «هون» هم به معناى تواضع، مدارا می باشد و از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  روایت است که: شرافت به معنى حقیقى و تمام نیز حاصل نمى شود مگر با تواضع در مقابل پروردگار متعال.(2) یعنی وقتی انسان خود را در برابر خداوند حقیر و ناچیز ببیند هرگز در پی تحقیر دیگران و خود برتر بینی نخواهد بود.

عبادالرحمن دارای زندگی مسالمت آمیز می باشند

در دست گرفتن مدیریّت جامعه آرزوى عبادالرحمن است، زیرا یک مسئول میتواند با اختیارات خود مسبب هدایت افراد جامعه و یا برعکس باعث بی بند وباری در جامعه شود و اثرات مخرب آن چندین سال ادامه دار باشد. پس کسی نمی تواند ادعای بنده خدا بودن بکند و نسبت به مسئولین اداره کننده جامعه بی تفاوت باشد و یا شخصی انتخاب کند که صلاحیت نمایندگی بر امت مسلمان نداشته باشد

كلمه ى «سلام» در این جا به معناى وداع با یاوه ها و برخورد مسالمت آمیز است. متاسفانه در اکثر دعواها که بعضی ازآنها به قتل منجر می شود و یا در رانندگی هایمان و حتی در خانواده خود، انسانها با طرف مقابل خود محترمانه و مسالمت آمیز برخورد نمی کنند و سریع حرکت های خشونت آمیز انجام میدهند که در آخر سودی جز پشیمانی ندارد. خداوند در قرآن می فرماید: ای کسی که خواهان عالی ترین درجه هستی هر وقت با حرکت یا کلامی زشت رو برو شدی خود را کنترل کن و برخوردی مسالمت آمیز داشته باش.

اسلام دینی جامع

با توجه به جمله «یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً» می فهمیم اسلام یک دین جامعى است كه حتّى براى چگونه راه رفتن برنامه دارد. یعنی همانگونه که یک ورزشکار وقتی می خواهد مدال کسب کند چندین سال طبق برنامه تمرین می کند، همانگونه نیز انسانی که می خواهد مدال بندگی خدا را به گردن بیاندازد باید طبق برنامه ای که اسلام برای او مشخص کرده عمل کند و خداوند مربی ما انسانها نیز در قرآن می فرماید: نخستین نشانه بنده خدا شدن تواضع و فروتنی است.

تواضع بر همه مومنان لازم است حتی بزرگترها

اگر انسانی توانست وقار و صبر را که از بارزترین صفات یک مومن است بدست آورد دیگر در برخورد با  حرکات جاهلانه مقابله به مثل نمی کند چون خداوند می فرماید : «إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»
یک نکته ای که لازم به ذکر است اینکه تا بحث تواضع و احترام مطرح می شود همه نگاه ها به سمت کوچک تر ها می رود و بزرگترها فکر می کنند که اگر در برابر کوچکتر و فرزندان خودشان تواضع داشته باشند ابهت و بزرگی آنها از بین رفته و باعث بی احترامی به آنها میشود ولی خداوند در این آیه با باطل دانستن این نوع تفکر به ما یادآور می شود که تواضع نسبت به همه ى مردم لازم است. یعنی نسبت به زن و مرد، كوچك و بزرگ، دانا و نادان هیچ فرقی ندارد و انسانی که در پی رسیدن به خداوند است باید همیشه خاضع و فروتن باشد.

بی تفاوت نبودن عباد الرحمن نسبت به جامعه و اطرافیان

عباد الرحمن نسبت به اطرافیان و جامعه بی تفاوت نیستند و خداوند اینگونه آنها را معرفی می کند: «وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً » و کسانی که می گویند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرار ده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان!» (3)

بین مقام دنیوی و اخروی یک فرق اساسی است و آن اینکه در مقام دنیوی نمی شود چند نفر باهم نفر اول بشوند به همین خاطر با همدیگر رقابت می کنند تا یک نفر قهرمان شود ولی در درجات معنوی و اخروی این جور نمی باشد و چند نفر باهم می توانند به مقام عالی (بندگی خدا) برسند که در این آیه به این نکته اشاره کرده است.

اهمیت انتخاب افراد صالح برای عبادالرحمن

برخورد هر کسی نشان دهنده شخصیت و نوع تفکر اوست و کسی که ادعای بندگی خدا دارد و خواهان ترقی است در عمل باید این شعار را ثابت کند، یعنی یک انسانی که خود را بنده خدا میداند تمام کارهای خود از افراط و تفریط بپرهیزد و یک زندگی معتدل داشته باشد

دیگر نکته ای که درباره ویژگی عبادالرحمن  میتوان از این آیه برداشت کرد حساسیت نسبت به جامعه و اداره آن می باشد، « وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً». در دست گرفتن مدیریّت جامعه آرزوى عبادالرحمن است، زیرا یک مسئول میتواند با اختیارات خود مسبب هدایت افراد جامعه و یا برعکس باعث بی بند و باری در جامعه شود و اثرات مخرب آن چندین سال ادامه دار باشد.

پس کسی نمی تواند ادعای بنده خدا بودن بکند و نسبت به مسئولین اداره کننده جامعه بی تفاوت باشد و یا شخصی انتخاب کند که صلاحیت نمایندگی بر امت مسلمان نداشته باشد.

کلام آخر:

برای اینکه کسی بتواند بنده مقرب خداوند (عباد الرحمن) بشود شرایط و مقدماتی وجود دارد که در قرآن به آن اشاره شده است ولی در اینجا فقط به چند مورد آن اشاره شد و با توجه به این چند آیات می فهمیم که عبادالرحمن افرادی فعال و با نشاط هستند که علاوه بر عبادت و طاعتی که انجام می دهند هیچ وقت مغرور نشده و دارای صفت تواضع می باشند و با دیگران مسالمت آمیز برخورد می کنند.
یکی از دیگر صفات مهم بندگان مقرب الهی اهمیت آنها به جامعه و مدیران و مسئولین آن می باشد و افرادی را به عنوان مسئول انتخاب می کنند که جامعه را به سوی بندگی خداوند نیل بدهند.

پی نوشت ها:
1. فرقان/ 63 .
2. مصباح الشریعة / ترجمه مصطفوى ص244.
3. فرقان/ 74.


- نظرات (0)

آتش و پنبه در کنار هم

آتش و پنبه

شاید این جمله را بارها شنیده باشیم که می گویند: آتش و پنبه در کنار هم نمی مانند. غرض از بکار بردن این اصطلاح بیان سخت بودن و گاه محال بودن همراهی دو امر در کنار یکدیگر است.
همانطور که پنبه ی لطیف و نرم به محض نزدیکی به حرارتِ آتش از بین می رود و تحمل گرمای آتش را ندارد، در کنار هم قرار گرفتن برخی امور سبب نابودی و از بین رفتنشان می گردد.
نیروی جاذبه ای که به سبب پیشبرد اهداف خلقت و تداوم نسل بشر میان دو جنس زن و مرد وجود دارد، هنگامی که در مجرای اصلیش واقع نشود و باعث تشکیل خانواده و ایجاد زوجیت نگردد سبب نابودی انسانیت می شود و روابط بی قاعده ی زن و مرد با یکدیگر هرج و مرج به بار می آورد.
نابسامانی پدید آمده نه تنها سبب از هم پاشیدگی نظام خانواده و بهم ریختگی روابط زوجین می گردد بلکه دامنگیر آنانکه به تنظیم قوانین میان روابط زن و مرد باور ندارند نیز می گردد.
رها سازی آتشِ همیشه شعله ور وجود آدمی بدون ایجاد چهارچوبی دقیق، امنیت روانی افراد جامعه را نابود می سازد. از آنجا که دین عهده دار سعادت دنیوی و اخروی انسانهاست و با رعایت دستوراتش زندگی پاک و آرام نصیب افراد می گردد، با تنظیم قوانینی میان زن و مرد علاوه بر توجه به نیاز ایشان به یکدیگر، امنیت روانی و سلامت روحی آنان را تنظیم نموده و حیات حقیقیشان را تضمین می نماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَة؛ هر كس- از مرد یا زن- كار شایسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكیزه اى، حیاتِ [حقیقى ] بخشیم.» (سوره نحل، 97)
شارع مقدس روابط آزاد و نامحدود زن و مرد با یکدیگر را تنها با ایجاد زوجیت میان آنها جایز می داند و در غیر آن، حدود میان ایشان را به روشنی بیان نموده است. عمل به دستورات خداوند نه تنها موجب استحکام روابط میان زوجین می گردد بلکه آنان را نسبت به یکدیگر متعهدتر می نماید و زمینه ی رشد و پرورش فرزندانی سالم و صالح را پدید می آورد.
مجموعه ی آنچه در آخرین کتاب آسمانی برای تنظیم روابط سالم زن و مرد آمده است شامل:

از آنجا که زن مظهر جمال الهی است لازم است تا زیبایی هایش را از چشم نامحرمان محفوظ بدارد. حفظ پوششی مناسب اولین قانون برای ایجاد رابطه ای سالم میان زن و مرد نامحرم است.

معرفی محارم

در اسلام میان زن و مرد دو نوع رابطه تعریف شده است و برای هر یک از این روابط قوانین و حدودی مشخص گردیده است.
طبق احکام اسلامی زن و مرد یا محرم یکدیگرند و یا آنکه به یکدیگر نامحرمند. خداوند در کلام الله مجید در دو آیه به معرفی محارم پرداخته است. ابتدا خداوند با نام بردن از افرادی که امکان ازدواج با آنان وجود ندارد محارم را معرفی نموده: «حُرِّمَتْ عَلَیْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللاَّتی أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَ..... ؛ [نكاح اینان ] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمّه هایتان، و خاله هایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر، و مادرهایتان كه به شما شیر داده اند، و خواهران رضاعى شما، و مادران زنانتان.. » (نساء، آیه 23)
سپس در آیه بعد به معرفی افرادی که آشکار شدن زینت در مقابلشان جایز است پرداخته است: « وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ.....؛ و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا..» (نور، آیه31  )
پس از شناسایی محارم لازم است تا شیوه ی رفتار و حدود برخورد با نامحرمان مشخص گردد. پاره ای از سفارشات ذکر شده در کلام الله مجید ظاهری است و بخشی از آنها سفارشات رفتاری است. حدود مشخص شده در قرآن مجید شامل:

رعایت پوشش مناسب در مقابل نامحرمان

از آنجا که زن مظهر جمال الهی است لازم است تا زیبایی هایش را از چشم نامحرمان محفوظ بدارد. حفظ پوششی مناسب اولین قانون برای ایجاد رابطه ای سالم میان زن و مرد نامحرم است.
هنگامیکه زنان جامعه زیبایی های خود را از دید نامحرمان حفظ نمایند مردان نیز به هرزگی نمی افتند و شهوتشان را راحتتر کنترل می نمایند. مساله حجاب اصلی ترین چارچوب در رابطه ی زن و مرد است که متاسفانه این روزها به سخره گرفته می شود. اما حتی آنان که حجاب را قبول ندارند و آن را مسخره می نمایند این واقعیت را می دانند که اگر زنان جامعه ای جلوه گری ننماید و پوششی مناسب داشته باشند روابط زوجین مستحکم تر خواهد بود و آسیب پذیریش کمتر خواهد شد. چرا که احکام الهی منطبق بر خلقت انسان و با شناختی کامل از ابعاد وجودیش وضع گردیده است.
آری؛ همانها که حجاب را قبول ندارند هنگام مواجه شدن با زنانی که پوشش مناسب ندارند احساس خطر می نمایند و امنیت روانی شان بهم می ریزد چرا که نگران آسیب پذیری همسرشان و دل مشغولی او هستند و در مقابل مردان نیز نگرانند که زنانشان طعمه ی دیگری نگردد. بدین منظور و برای حفظ امنیت روانی و پایداری کانون خانواده خداوند در قرآن کریم به رعایت پوشش مناسب در مقابل نامحرمان امر نموده و می فرماید: «وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ ...؛ و زیورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه [طبعاً] از آن پیداست. و باید روسرى خود را بر گردنِ خویش [فرو] اندازند..» (نور، آیه 31)

شارع مقدس روابط آزاد و نامحدود زن و مرد با یکدیگر را تنها با ایجاد زوجیت میان آنها جایز می داند و در غیر آن، حدود میان ایشان را به روشنی بیان نموده است. عمل به دستورات خداوند نه تنها موجب استحکام روابط میان زوجین می گردد بلکه آنان را نسبت به یکدیگر متعهدتر می نماید و زمینه ی رشد و پرورش فرزندانی سالم و صالح را پدید می آورد.

سنگینی و متانت در گفتار

بعد از رعایت اصلی ترین مساله در روابط زن و مرد لازم است نکات دیگر لحاظ گردد تا رابطه ای بدون آسیب میان نامحرمان برقرار گردد.
خالق دانا از آنجا که شناختی کامل به مخلوقاتش دارد به رعایت نکاتی توجه می دهد که شاید درک اهمیتش برای هر کس آشکار نباشد.
نمونه از این نکات توجه به نوع بیان و لحن سخن با نامحرمان است. سخن گفتن با ناز و کرشمه در عمق جان مردان اثر می گذارد و راه ورود شیطان در وجودشان را هموار می سازد.
از این رو خداوند در قرآن مجید خطاب به همسران پیامبر (صلی الله و علیه و آله) می فرمایند: «یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا: اى همسران پیامبر، شما مانند هیچ یك از زنان [دیگر] نیستید، اگر سَرِ پروا دارید پس به ناز سخن مگویید تا آنكه در دلش بیمارى است طمع ورزد و گفتارى شایسته گویید.» (احزاب، آیه 32)

جلب توجه ننمودن

از دیگر نکاتی که رعایت آن در حفظ رابطه ای ایمن و سالم ضروریست رفتاری است که به موجب آن توجه نامحرمان معطوف شخص نگردد. خداوند در این خصوص می فرمایند: «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِن (سوره نور، آیه 31)؛ پاهاى خود را [به گونه اى به زمین ] نكوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى دارند معلوم گردد».
متاسفانه در جامعه ی امروز نه تنها به این نکته مهم توجه نمی شود بلکه برخی افراد تمامی تلاش خود را بکار می بندند تا به هر طریق و هر چه بیشتر توجه دیگران را متوجه خویش نمایند.


- نظرات (0)

پیش خدا عزیز شویم؟

عزیز شدن

یکی از اموری که در خوب ارائه دادن یک کار نقش دارد، انجام آن در زمان مناسب است. خیلی بدیهی است که درس خواندن نیاز به زمان و مکان مناسب دارد وگرنه سعی بیهوده است. بقیه کارها هم به همین نحو نیاز به زمان مناسب و شایسته خودش را دارد.
اما اکنون می خواهم درباره انسان بودن یک دانشجو، یک مرد، یک زن و ... صحبت کنم. انسان قبل از هر چیز آفریده و بنده خداست. انسان فطرتا دوست دارد همه کارهایش را به بهترین شکل به انجام برساند. در مورد بنده بودن هم همین است اما خب تنبلی و جهالت و ... مانع می شود. با این وجود بنده ی خوب بودن راه و رسمی دارد. عزیز خدا شدن، وقت و زمانی دارد.
حتما تاکنون عنوان «عبادالرحمن» را شنیده اید. معنای لغوی «عبادالرحمن» یعنی "بندگانِ پروردگاری که بر همه مهربان است." این عبارت در سوره فرقان آیه 63 ذکر شده است که تا پنج آیه بعدش بیش از ده ویژگی از آنها را بیان فرموده است.
عبادالرحمن درجه ای است که بعید است کسی دوست نداشته باشد چنین درجه ای کسب کند، برای همین خداوند راه کسب آن را هم مفصل بیان فرموده است.
یکی از این راه ها در آیه 64 سوره فرقان بیان شده است: ﴿وَ الَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَ قِیَامًا﴾ / و آنان که شب را برای پروردگارشان با سجده و قیام به صبح می رسانند.
این آیه از چند کلمه تشکیل شده که مجموعه ای بسیار زیبا و شیوا برای بندگی و عزیز بودن معرفی می کند.

انسان فطرتا دوست دارد همه کارهایش را به بهترین شکل به انجام برساند. در مورد بنده بودن هم همین است اما خب تنبلی و جهالت و ... مانع می شود. با این وجود بنده ی خوب بودن راه و رسمی دارد. عزیز خدا شدن، وقت و زمانی دارد

اول « یَبِیتُونَ »: این فعلی است از کلمه «بیتوته»، به معناى «ادراک شب»؛ چه بخوابد و چه نخوابد. چه بخشی از شب باشد و چه تمام شب باشد.
دوم « لِرَبِّهِمْ »: این عبارتی ترکیبی است از حرف «لِ»، اسم «رَبّ» و ضمیر «هُم»، به معنای «برای پروردگارشان» که این نشانه اخلاص است. هر کاری جز با اخلاص، هیچ ارزشی ندارد.
سوم « سُجَّدًا » و « قِیَامًا »: سجده نزدیک ترین حالت عبادی به خداوند است و نیز رُکنی از ارکان نماز می باشد. قیام نیز اساس نماز و رکن نماز است . همراه آمدن این دو، می تواند دلالت بر این داشته باشد که منظورِ آیه، اقامه نماز در شب است.
از مجموع این کلمات الهی می توان دریافت که: کسانی به بهترین شکل برای خداوندِ مهربان بندگی می کنند که زمان «شب» را به خوبی درک کنند و بفهمند خداوند با ارزانی کردن نعمت شب، چه لطفی به انسانها نموده است. در نتیجه بخشی از شب یا تمام شب را برای پروردگارشان و به خاطر نزدیک تر شدن به او و برای ابراز بندگی، بیدار باشند تا شکرانه ی این نعمت بزرگ را به خوبی به جا آورند.
می دانید که وقتی شکر نعمتی به جا آورده می شود که از آن نعمت به خوبی استفاده شود. پس وقتی شکر نعمت شب به جا آورده می شود که قدر آن را بدانیم و از این فرصت به بهترین نحو بهره ببریم. خداوند این بهترین نحو را هم برای ما بیان می کند که همان سجده کردن و قیام نمودن برای خداوند است.
سجده نمادی از عبادت است که حتی در گذشته در برابر انسانهایی مانند پادشاهان نیز سجده می کردند، به بت هم سجده می کردند و این نشان از عبادت و پرستش داشت. سجده حالتی از خضوع در انسان ایجاد می کند که موجب می شود روح انسان در برابر معبودش عاشقانه خاضع شود و خود را کوچک ببیند و معبود را بزرگ. به همین دلیل توصیه های زیادی به طولانی کردن سجده شده است.
از جمله آنکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در ضمن خطبه شعبانیه فرمود: پُشتهای شما از بار گناه سنگین شده است. آنها را با سجده های طولانی سبک کنید. (بحار، ج 93، ص 357)
از زیبایی های سجده این است که نزدیک ترین حالت به خداوند مهربان است. به همین دلیل بیش از هر وقتی، امید به آن است که دعای انسان در سجده مستجاب شود.
سعید بن یسار می گوید به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کردم: من از پیشگاه حضرت حق مسئلت و درخواست می کنم در حالى که در رکوع یا سجودم. ایشان فرمود خوب است زیرا نزدیک ترین حالت عبد به پیشگاه خدا در سجده بودن اوست. خدا را در آن حال براى خیر دنیا و آخرتت بخوان. (بحارالانوار، ج 85، ص 132)
با توجه به آیه مورد نظر و تفاسیر و احادیثی که درباره ی آیه ذکر شد، به عمل عبادی می رسیم که در قرآن به عنوان « تَهَجَّدْ » ذکر شده است.
«تهجد» که در آیه 79 سوره مبارکه اسراء قید شده است، دقیقا به معنای «برطرف کردن خواب با عبادت» می باشد. ﴿وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّک عَسَی أَن یَبْعَثَک رَبُّک مَقَاماً مَّحْمُوداً ﴾
و پاسی از شب را بیدار باش و عبادت کن، این وظیفه ای افزون برای توست، امید است که پروردگارت تو را به مقامی پسندیده برانگیزد.
نماز شب از اعمال بسیار با فضیلت است؛ هم بخاطر نماز بودنش و هم بخاطر در شب خوانده شدنش. در روایات بیش از 30 فضیلت برای نماز شب برشمرده شده است از جمله:
* نماز شب رمز سلامتی بدن و روشنایی قبر است. (سفینة البحار، ج5، ص159) هم نجات دهنده در این دنیاست و هم آن دنیا.
* نماز شب، در اخلاق، رزق، برطرف شدن اندوه، ادای دین و نور چشم مؤثّر است. (سفینة البحار، ج 2، ص 46)

از جمله آنکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در ضمن خطبه شعبانیه فرمود: پُشتهای شما از بار گناه سنگین شده است. آنها را با سجده های طولانی سبک کنید. (بحار، ج 93، ص 357)

* نماز شب، گناه روز را محو می کند و نور قیامت است. (بحار، ج 84، ص 140)
* پاداش نماز شب آن قدر زیاد است که خداوند در سوره مبارکه سجده، آیه 17 می فرماید: «فلاتعلم نفس ما اُخفی لهم من قُرّة اَعین جزاء بما کانوا یعملون» هیچ کس پاداشی را که برای آنان در نظر گرفته شده نمی داند. (تفسیر مجمع البیان)
* نماز شب شرف مؤمن است. (سفینة البحار، ج5، ص159)
* نماز شب برطرف کننده ی وحشت و تنهایی قبر است. (سفینة البحار، همان)

از مجموع این دو آیه چنین برداشت می شود که :
همانطور که در همه کارهایمان بهترین زمان، بهترین نتیجه را عاید می کند، برای بندگی و عشق ورزیدن به خداوند هم باید بهترین زمان را انتخاب کرد که همان دل شب می باشد. «و من اللیل فتهجّد»
انسان مجموعه ای از جسم و روح است. همان گونه که در تلاشیم جسمی سالم داشته باشیم، برای داشتن روحی با مقامات معنوی بالا باید با عبادت انس بگیریم. «فتهّجد، مقاماً محموداً»
با عبادت های خویش، حقّی بر خدا نداریم که طلب کنیم، هر چه هست، امید است و فضل او. «عسی: امید است»
البته نماز شب به تنهایی کافی نیست، کمالات دیگری نیز لازم است که باید در جهت کسب آنها نیز بکوشیم. این نیز از کلمه «عسی» برداشت می شود.
از کلمه «تهجد: تلاش کردن» معلوم می شود که تا کسی خود گامی به سوی کمال برندارد، خداوند او را به مقامی نمی رساند. «فتهجّد. . . یبعثک ربّک»
مقامی ارزشمند است که نزد خدا پسندیده باشد، و گرنه شهرت های پوچ، ارزشمند و ماندگار نیست. آری دود به بالا می رود، ولی روسیاه است. «یبعثک ربّک»

خدایا توفیق عبادت خالصانه و تهجد شبانه به ما عنایت کن.

منابع:
تفسیر المیزان
تفسیر نور
تفسیر مجمع البیان
بحار الانوار
سفینه البحار



- نظرات (0)

اهل معامله و تجارت هستید بخوانید

معامله

پیشوایان بزرگ اسلام به مساله تجارت اهمیت فراوانى مى دادند، تا آنجا که در روایت معروف اصبغ بن نباته آمده است که مى گوید: از على (علیه السلام) شنیدم که بر فراز منبر مى فرمود: «یا معشر التجار! الفقه ثم المتجر»، «اى گروه تجار! اول فقه بیاموزید و سپس تجارت کنید» و این سخن را امام (علیه السلام) سه بار تکرار فرمود ... و در پایان این کلام فرمود: «التاجر فاجر، و الفاجر فى النار، الا من اخذ الحق و اعطى الحق»، «تاجر فاجر است و فاجر در دوزخ است مگر آنها که به مقدار حق خویش از مردم بگیرند و حق مردم را بپردازند». (کافى جلد 5 باب آداب التجارة حدیث 1)
در حدیث دیگرى از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است: هنگامى که امیر مؤمنان على (علیه السلام) در کوفه بود همه روز صبح در بازارهاى کوفه مى آمد و بازار به بازار مى گشت و تازیانه اى (براى مجازات متخلفان) بر دوش داشت در وسط هر بازار مى ایستاد و صدا مى زد: "اى گروه تجار! از خدا بترسید"، هنگامى که بانگ على (علیه السلام) را مى شنیدند هر چه در دست داشتند بر زمین گذاشته و با تمام دل به سخنانش گوش فرا مى دادند، سپس مى فرمود: «قدموا الاستخارة و تبرکوا بالسهولة، و اقتربوا من المبتاعین، و تزینوا بالحلم، و تناهوا عن الیمین، و جانبوا الکذب، و تجافوا عن الظلم و انصفوا المظلومین، و لا تقربوا الربا، و اوفوا الکیل و المیزان، و لا تبخسوا الناس اشیائهم، و لا تعثوا فى الارض مفسدین»، «از خداوند خیر بخواهید، و با آسان گرفتن کار بر مردم برکت بجوئید، و به خریداران نزدیک شوید، حلم را زینت خود قرار دهید، از سوگند بپرهیزید، از دروغ اجتناب کنید، از ظلم خوددارى نمائید، و حق مظلومان را بگیرید، به ربا نزدیک نشوید، پیمانه و وزن را به طور کامل وفا کنید، و از اشیاء مردم کم نگذارید، و در زمین فساد نکنید» و به این ترتیب در بازارهاى کوفه گردش مى کرد، سپس به دار الاماره باز مى گشت و براى دادخواهى مردم مى نشست. (کافى، باب آداب التجاره حدیث 3)

مراقب معاملات و تجارت های حرام باشید

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: کسی که تجارت می کند باید از پنج کار دوری ورزد و گرنه نباید خرید و فروش کند: ربا،سوگند،پوشاندن عیب کالا، تعریف و تبلیغ در هنگام فروش و بدگویی از کالا در موقع خرید آن

خداوند در سوره نساء آیات 29 تا 30 در زمینه تجارت می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ ...(نساء/ 29) وَمَن یَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَارًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ یَسِیرًا » (نساء/ 30)؛ «هان! اى کسانى که ایمان آوردید، اموال خود را در بین خود به باطل مخورید، مگر آن که تجارتى باشد ناشى از رضایت دهنده و گیرنده و یکدیگر را به قتل نرسانید، که خداى شما مهربان است و هر کس از در تجاوز و ستم چنین کند به زودى او را در آتشى وصف ناپذیر خواهیم کرد، و این براى خدا آسان است».
در مورد این آیه روایات متعددی بیان شده است. از جمله در مجمع البیان در ذیل کلمه "بالباطل" نقل شده که مفسرین درباره معناى آن دو قول دارند یکى از آن دو، نظریه بعضى است که گفته اند منظور از آن ربا و قمار و بخس و ظلم است، آن گاه خودش اضافه کرده که این قول از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است. (مجمع البیان ج 2 ص 81 جزء 5)
در کتاب نهج البیان از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: منظور از باطل، قمار و سحت و ربا و سوگند است. (نهج البیان)
این آیه شریفه در اکل به باطل عام است، و همه معاملات باطل را شامل مى شود، و اگر در روایات بالا نامى از خصوص قمار برده شده، به عنوان شمردن مصادیق این اکل است،

با این شرایط تجارت کنید

در مورد شرایط تجارت در قرآن آیاتی هم ذکر شده است که عرض می کنیم و با توجه به این آیات این شرایط مشخص می شود.
1. معاملات بازرگانی باید با رضایت صورت گیرد . (نساء /29)
2 . معامله نقدی نیازی به سند ندارد. (بقره/282)
3 . هنگام نماز جمعه دست از تجارت بردارید. (جمعه/11)
4 . تجارت، مردان خدا را از یاد خدا باز نمی دارد. ( نور/38)
5 . تجارت معنوی (جهاد در راه خدا) مایه رهایی از آتش است. (صف/10و11)
6 . تجارت فناناپذیر در پرتو تلاوت قرآن و اقامه نماز و انفاق است. (فاطر/29)

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: ای جماعت تاجران! این معاملات (معمولا) با سخن لغو و سوگند همراه است ، پس آن را باصدقه در آمیزید

7. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: کسی که تجارت می کند باید از پنج کار دوری ورزد و گرنه نباید خرید و فروش کند: ربا، سوگند، پوشاندن عیب کالا، تعریف و تبلیغ در هنگام فروش و بدگویی از کالا در موقع خرید آن. (بحار103/95/18)

حق مشتری را رعایت کنید

وای بر کم فروشان؛ آنان که چون از مردم پیمانه می ستانند آن را پر می گیرند و هرگاه برای مردم پیمانه یا وزن می کنند از آن می کاهند. (انعام:آیه 152)

صدقه بدهید

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: ای جماعت تاجران! این معاملات (معمولا) با سخن لغو و سوگند همراه است، پس آن را باصدقه در آمیزید. (کنز العمال:9439)

راستگو باشید

پیامبر (صلی الله علیه و آله): تاجر درستکار، راستگو و مسلمان، در قیامت با شهیدان است. (کنز العمال:9216 )

در تجارت قسم نخورید

امام علی (علیه السلام): ای جماعت دلال! کمتر سوگند یاد کنید؛ زیرا اگر چه این کار کالا را به فروش می رساند ولی سود (حقیقی ) را می برد. (کافی:5/162/2)

منابع:
مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- ج 26
سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه تفسیر المیزان ج 4
هزار و یك نكته از قرآن



- نظرات (0)

این سوره را به فرزندانتان آموزش دهید

آموزش قرآن به فرزند

تلاوت قرآن در خانه بر سایر افراد خانواده اثر دارد، پدر و مادری که خواندن قرآن جزو برنامه زندگی آنان است فرزندانشان نیز به فراگیری و خواندن قرآن علاقه مند می شوند و این خود یکی از راه های تعلیم قرآن به فرزندان است، زیرا کودک و نوجوان به طور عمده تحت تأثیر سخنان والدین، معلمان و دوستان است و این تأثیرپذیری در کودکی بیشتر از پدر و مادر است.
به این داستان بنگرید تا ببینید نخستین معلم «محمد حسین طباطبایی» پدیده قرنی عصر حاضر کیست؟
«مادر سید محمدحسین (علم الهدی) معمولاً او را با خود به جلسات حفظی که اداره برگزار می کرد می برد، در سن 2.5 سالگی پدرش دریافت که علم الهدی با خود آیاتی از قرآن را زمزمه می کند، لذا با فراست دریافت که او استعداد و آمادگی لازم برای حفظ قرآن را دارد و زمزمه آیاتی از جزء 30 به خاطر حضور او در جلسات حفظ قرآن به همراه مادرش بوده، آیاتی را که شاگردان حفظ کرده و در جلسه تحویل می دادند شنیده و حفظ کرده است.
پس به صورت منسجم حفظ قرآن را با او شروع کرد و نتیجه ای بسیار عالی از موقع شناسی خود در استعدادیابی کودکش به دست آورد که اکنون اثرات آن در داخل و خارج کشور باعث رونق بخشیدن به محافل حفظ قرآن شده است...
 بنابراین محیط را برای کودک قرآنی کنید و منتظر باشید او پیشقدم شود...

در مورد اهمیت تعلیم قرآن، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده: «سوره ی یس را به فرزندان خود بیاموزید؛ «فانها ریحانة القرآن؛ زیرا که آن گل خوشبوی قرآن است».( کتاب شریفه ی «فضائل القرآن و العترة»،تألیف مرحوم آیت اللّه حاج میرزا ابوالفضل نجفی قدسی اصفهانی(ره))

مهم ترین حق فرزند بر پدر و مادر

یکی از حقوق فرزندان، تعلیم قرآن به آنهاست؛ امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) در این باره می فرماید: فرزند را بر پدر حقی است و پدر را بر فرزند حقی، حق پدر بر فرزند آن است که فرزند در هر چیز جز نافرمانی خدای سبحان او را فرمان برد و حق فرزند بر پدر آن است که او را نام نیکو نهد و نیکو تربیت کند و قرآنش تعلیم دهد.
این تعلیم قرآن می تواند توسط خود پدر به طور مستقیم صورت گیرد و یا اینکه برای فرزندش معلم قرآن بگیرد که در این رابطه اکثر مسلمین غافل بوده و پدران به این حق عمل نمی کنند.
در روایتی است که اگر معلمی به کودکی بسم الله الرحمن الرحیم یاد دهد خداوند آن کودک و آن معلم و پدر و مادر کودک را از دوزخ نجات می دهد. (تفسیر منهج الصادقین ذیل یه اول حمد)

پدر و مادری که در خانه با صدای بلند قرآن می خوانند اثر تربیتی در روح و جان فرزندانشان می گذارد و آنان را به قرآن علاقمند می کنند.

شیوه های آموزش قرآن به کودکان

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: "هیچ مردی فرزند خود را قرآن نیاموزد مگر این که خداوند پدر و مادر کودک را در روز قیامت تاج پادشاهی عطا کند و دو لباس بهشتی به آنان بپوشاند که هرگز مردم مانند آن را ندیده باشند". (وسائل الشیعه، ج 4، ص 825)
در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است که می فرماید: "فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: محبت پیامبرتان، محبت اهل بیت علیهم السلام و قرآن".(کنز العمال، ج 16، ص 456)
ائمه معصومین (علیهم السلام) پدران و مادران را  برای انجام این مهم، فراوان تشویق كرده و اجر و پاداش معنوی خداوند را در قبال این عمل یادآور شده اند .امام حسن عسكری (علیه السلام)  فرمودند: خدواند به پدر و مادر پاداش فراوانی را عنایت می كند. آنان با شگفتی سؤال می كنند: پروردگارا ! این همه تفضل درباره ما در قبال چیست؟ اعمال ما شایسته چنین پاداشی نبوده است. در جواب آنها گفته می شود: هذه بتعلیم كما ولد كما القرآن و تبصیر كما ایه بدین الاسلام. این همه عنایت و نعمت، پاداش شماست كه به فرزند خود كتاب خدا، قرآن را آموختید و او را در آیین اسلام بصیر و بینا تربیت كردید. (جمعی از استادان ،1382 ص 182)

سوره ای که آموزش آن به کودک سفارش شده است

در مورد اهمیت تعلیم قرآن، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده: «سوره ی یس را به فرزندان خود بیاموزید؛ «فانها ریحانة القرآن؛ زیرا که آن گل خوشبوی قرآن است» (کتاب شریفه ی «فضائل القرآن و العترة»، تألیف مرحوم آیة اللّه حاج میرزا ابوالفضل نجفی قدسی اصفهانی(ره))
سوره یس یکی از زیباترین سوره های قرآن کریم است که برکات و مزایای بسیاری در مورد این سوره در روایات ذکر شده است.
همچنین بزرگان و علما هم توصیه بسیار برای تلاوت این سوره به ما داشته اند. از جمله ایشان آیة الله وحید خراسانی است که سیره عملی خودشان اینست که هر صبح این سوره تلاوت می کنند و توصیه کرده اند که هر صبح است سوره تلاوت شود و به صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا علیهماالسلام هدیه شود.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: "هیچ مردی فرزند خود را قرآن نیاموزد مگر این که خداوند پدر و مادر کودک را در روز قیامت تاج پادشاهی عطا کند و دو لباس بهشتی به آنان بپوشاند که هرگز مردم مانند آن را ندیده باشند

عنایاتی خاص در قبال آموزش قرآن به فرزندان

از پیامبر بزرگوار و اهل بیت عصمت - علیهم السّلام - روایات زیادى وارد شده كه خداوند در برابر آموزش قرآن به فرزندان عنایت خاصى در روز قیامت به پدران و مادران دارد.

الف - تاج گذارى پدران و مادران از طرف خداوند

معاذ گوید از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله ) شنیدم مى فرمود: هیچ مردى فرزند خود را قرآن نیاموزد مگر اینكه خداوند پدر و مادر كودك را در روز قیامت تاج پادشاهى عطا كند و دو لباس بهشتى به آنان بپوشاند كه هرگز مردم مانند آن را ندیده باشند. (وسائل الشیعه ، ج 4، ص 825)

ب - لباس بهشتى جایزه تعلیم قرآن:

امام صادق (علیه السلام ) فرمود: هر كس به فرزند خود قرآن یاد دهد روز قیامت پدر و مادرش را فراخوانند و دو لباس ٍ بهشتى به آنان بپوشانند كه از نور آن چهره بهشتیان روشن و پر فروغ گردد. ( عده الداعى ، ص 79؛ وسائل الشیعه ، ج 15، ص 194)

ج - پاداش شگفت انگیز:

عایشه از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله ) نقل كند كه فرمود: هر كه فرزند خود را قرآن بیاموزد خداوند روز قیامت حلقه افتخارى به گردن او آویزد كه باعث حیرت اوّلین و آخرین شود. (كتاب العیال ، ج 1، ص 478)

د - سیماى اخروى آموزش قرآن:

امام صادق (علیه السلام ) فرمود:
قرآن را بیاموزید زیرا روز قیامت قرآن به صورت جوانى زیبا و سفید روى به سوى صاحبش آمده به او مى گوید: من همان قرآنى هستم كه شبهایت را به بیدارى كشانده و در وسط روز تشنه ات گذاشته و آب دهانت را خشك كرده و اشك چشمت را جارى ساخته بودم. پس (امروز) شاد و مسرور باش، سپس تاجى بیاورند و بر سر او بگذارند و برات رهایى از آتش جهنم را به دست راست او و جاودانگى در بهشت را به دست چپش بدهند، و دو لباس بهشتى به او بپوشانند و به او گفته شود بخوان و بالا برو، و او به هر آیه اى كه بخواند درجه اى بالاتر رود، سپس اگر پدر و مادرش مومن بوده اند دو لباس بهشتى بر آنان بپوشانند و به آنان گفته شود این پاداش براى آن است كه به فرزندتان قرآن یاد دادید. (كافى ، ج 2، ص 441)

ه - سنگینى نامه عمل و تذكره عبور از صراط

رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود: هر كس به فرزند خود قرآن تعلیم دهد... (همان قرآن) نامه عملش را (در روز قیامت) سنگین كند و او را از پل صراط همانند برق جهنده عبور دهد و هیچ گاه از او جدا نگردد تا از طرف خداوند بهترین چیزى كه آرزو مى كرد بر او نازل شود. (مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 290)

منبع:
برگرفته از کتاب شریف «فضائل القرآن و العترة»، تألیف مرحوم آیت اللّه حاج میرزا ابوالفضل نجفی قدسی اصفهانی(ره)



- نظرات (0)

کسانی که از نفخه صور در امانند


موج صدا

معنای لغوی و اصطلاحی

نفخ در لغت به معنای دمیدن و صور به معنای "شیپور" یا شاخ میان تهی است. در قدیم معمولاً برای حرکت قافله یا لشکر، یا برای توقف آن‏ها به صدا در می آوردند که دارای دو آهنگ خاص بود:شیپور توقف، قافله را یک جا متوقف کرده و شیپور حرکت، اعلام شروع حرکت بود. این تعبیر کنائی زیبا در قرآن کریم در مورد حقیقتی بس عظیم استعاره گرفته شده است.

حقیقت نفخ صور

در قرآن از حادثه پایان جهان (دنیا) و آغاز جهان دیگر (قیامت) تعبیرات گوناگونی شده و در بیشتر از ده آیه سخن از "نفخ صور" به میان آمده است "در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمان‏ها و زمین هستند می میرند... سپس بار دیگر در صور دمیده می شود، ناگهان همگی به پاخیرند...".(زمر  آیه 68)

از مجموع آیات استفاده می شود:

اولاً:در پایان این جهان، صیحه عظیمی اهل آسمان‏ها و زمین را می میراند و این صیحه مرگ است که توسط یکی از ملائکه به نام "اسرافیل" در صور دمیده می شود، به همین خاطر به آن "صور اسرافیل" گفته می شود. در مورد کیفیت صور اسرافیل و زمان آن، روایات فراوانی وارد شده است. در پایان اسرافیل نیز می میرد. تا هر وقت که خداوند اراده کند، وضع به همین منوال خواهد بود.(3علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 59، ص 262 و ج 6، ص 324)

ثانیاً دگرباره بعد از مدت زمانی که خدا بخواهد، در آغاز رستاخیر با صیحه و فریاد عظیمی همه مردگان زنده می شوند و برای حسابرسی در درگاه خداوند حاضر می گردند.(تفسیر نمونه، ج 19، ص 534 به بعد؛ معارف و معاریف، ج 6، ماده صور.

و این دو نفخه  بسیار هولناک و عظیمند و روزهای سختی است برای مردمان هیچ مفر و پناهی نیست،دیگر هر کس میداند و عملش .

دگرباره بعد از مدت زمانی که خدا بخواهد، در آغاز رستاخیر با صیحه و فریاد عظیمی همه مردگان زنده می شوند و برای حسابرسی در درگاه خداوند حاضر می گردند

آیا کسانی هستند که از این نفخات در امان باشند؟

 شرح و توصیف عده‏اى که از نفخه صور در امانند، در قرآن کریم و روایات این گونه است:

الف. در دو آیه (67 سوره زمر و 87 سوره‏ نمل) مربوط به”نفخه‏ اول” (میراندان)، بعداز بیان این که هر کس در آسمان‏ها و زمین است، در اثر دمیده شدن در صور، دچار “فزع” و “صعق” مى‏شوند، با عبارت (اِلاّ من شاء الله) – مگر کسانى که خدا خواست – عده‏ایى را از این نفخه استثنا کرده که آیات 90 – 89 سوره‏ نمل آن را تفسیر نموده و مى‏فرمایند: آنان کسانى هستند که داراى “حسنه” مى‏باشند.

ب. همچنین از آیاتى که بیان‏گر “نفخه‏ حیات”اند، نظیر آیات 68 سوره‏ زمر و 53 سوره‏ یس، فهمیده مى‏شود همان کسانى که در نفخه اماته در گذشتند، هم آنان در نفخه دوم زنده و نزد خدا حاضر خواهند گشت، ولى با این وجود، خداوند در آیه 127 و 128 سوره صافات “بندگان مخلَص” خویش را از این احضار شوندگان استثنا مى‏نماید؛  از این روى کسانى که داراى “حسنه” و جزو “بندگان مخلَص” خداوند مى‏باشند، از حوادث دو نفخه در امان اند. با روشن شدن معناى این دو واژه (حسنه و مخلَصین) به وضوح مى‏توانیم چنین افرادى را بشناسیم؛ از این رو آیات و روایات را مورد بررسى قرار مى‏دهیم تا معناى این دو واژه تفسیر گردد:

1- مراد از “حسنه”، “حسنه مطلق” است؛ یعنى حسنه‏اى که با هیچ گونه سیئه‏اى آمیخته نگردد. و کسانى که داراى حسنه مطلق‏اند، افراد خاصى از اهل ایمان هستند و ذات آنان از هر پلیدى پاک و پاکیزه و از هر نوع “نفاق” و “کفر” و “شرک” پیراسته است. هیچ گاه دل به غیر خدا نداده و همه امور خویش را به او سپرده و به مقام تسلیم محض و توکل رسیده، از آنها نیز عبور کرده، بدون هیچ شائبه استکبار و اظهار هستى و فرعونیت، فانى در ذات حق هستند. این ویژگى‏ها بیان‏گر مقام “ولایت” است؛ از این رو در روایات از “حسنه” در این آیه به ولایت امیرمؤمنان (ع)[1] و معرفت ولایت و حب اهل بیت (‏ع) و از “سیئه” به انکار ولایت و بغض نسبت به اهل بیت (‏ع) تعبیر شده است.[2]

دعا

2- مراد از “مخلَصین” نیز کسانى‏اند که بنابر آیه “فبعزّتک لأغوینّهم أجمعین إلاّ عبادک منهم المخلصین”[3]، ممتاز از همه انسان‏ها، از اغواى شیطان رهیده‏اند و چون اغواى شیطان – بنابر مضمون آیه 22 سوره ابراهیم – با وعده‏هاى دروغ و پذیرش آن کارگر مى‏افتد و از طرفى پذیرش آن ناشى از “شرک” گمراهان است، مخلَصین بندگانى‏اند که از هر گونه شرکى پاک و پیراسته و فقط براى خداوند خالص گشته‏اند.

با توجه و دقت در مفهوم این دو واژه، مى‏توان گفت هر دو، بیانگر یک حقیقت و داراى معناى واحدند؛ از این رو، مى‏توان افرادى را که از حوادث دو نفخه اماته و احیا استثنا شده‏اند، این گونه وصف کرد: آنان انسان‏هایى هستند که به گونه‏اى که براى غیر خدا، وجودى نمى‏بینند و نام و نشانى جز او نمى‏یابند و اختیارى براى نفع و ضرر و مرگ و حیات خویش قایل نبوده و حقیقت و سرّشان غرق و مستهلک و فانى و ذوب در خداوند گشته و همه امور خود را به خدا سپرده و از آنها چیزى صادر نمى‏شود، جز آن چه رضاى خدا در آن است (نوافل) و تنها رضاى خدا را مى‏جویند؛ از این رو خداوند چشم و گوش و دست و زبان و قلب آنان گشته[4] و به دور از هیچ غلوى، آنان آینه تمام نماى خداوند شده و تنها رُخ او را مى‏نمایانند. و در حقیقت آنان همان “وجه اللَّه”اند. “وجه”؛ یعنى چهره باطنى و حقیقت هر چیز که “شناخت کامل” شى‏ء فقط به واسطه آن ممکن است. و وجه اللَّه بودن این بندگان به معناى آن است که آنان کامل ترین آیت خداوند و آینه‏اى تمام نماى او مى‏باشند که خداوند مى‏فرماید: “کل شى‏ءٍ هالک إلاّ وجه”؛ یعنى همه چیز جز وجه او فانى است؛[5] از این رو در حالى که همه اشیا و خلایق، آسمان‏ها و زمین و نیز زمینیان و برزخیان و اهل آسمان‏ها؛ یعنى ملایکه و … حتى ملایکه مقرب در اثر نفخه نخست فانى مى‏گردند، آنان باقى‏اند و زوال و نابودى از حقیقت آنان دور است؛ از آن رو که هستیشان ذوب و فانى در خداوند است و وجودى براى آنان، سواى و جود خداوند و وجه او، باقى نمانده است، نه توقفى در برزخ دارند و نه در قیامت، حشرى براى حساب و کتاب و سؤال و جواب دارند؛ زیرا قبل از آن در دنیا در اثر مجاهدت و مراقبت و ریاضت در راه رضاى خداوند، هم از تعلّقات مادى و صورت‏هاى مثالى و قالب‏هاى برزخى رهیده‏اند و هم به حساب و کتاب خود رسیده‏اند و یکسره به بهشت ذات و لقاى پروردگار بار یافته‏اند. جایگاه امنى که ره یافتگان به آن در امن و آرامش و اطمینان به سر مى‏برند؛[6] از این رو از گزند همه حوادث فراگیر و عظیم نفخه اماته و احیا نیز در امانند؛ زیرا آن چه ثمره این رخداد بزرگ خواهد بود، همانا “رساندن و بهره‏مند کردن” همه موجودات، به فراخور استعداد و سعه وجودى هر یک از آنها، به “حیات عنداللّهى” است. در حالى که این بندگان به چنین حیاتى کامل‏تر و بالاتر از آن چه به سبب نفخ صور بهره دیگران خواهد گشت، در دنیا بار یافته بودند.

افرادى را که از حوادث دو نفخه اماته و احیا استثنا شده‏اند، این گونه وصف کرد: آنان انسان‏هایى هستند که به گونه‏اى که براى غیر خدا، وجودى نمى‏بینند و نام و نشانى جز او نمى‏یابند و اختیارى براى نفع و ضرر و مرگ و حیات خویش قایل نبوده و حقیقت و سرّشان غرق و مستهلک و فانى و ذوب در خداوند گشته و همه امور خود را به خدا سپرده و از آنها چیزى صادر نمى‏شود، جز آن چه رضاى خدا در آن است (نوافل) و تنها رضاى خدا را مى‏جویند

با دقت در آن چه گذشت فهمیده مى‏شود که آنان در حقیقت مصداق کامل “موتو قبل أن تموتوا” مى‏باشند و به واسطه “وجود وجه اللهى‏یشان” حشر و حضور آنان در قیامت نیز متفاوت با دیگر موجودات است. به گونه‏اى که بر همه موجودات حاضر در آن، محیط خواهند بود.

مصداق کامل و حقیقى این بندگان – با توجه به این که در روایات، “حسنه”[7]، “وجه اللَّه”،[8] و “اسماى حسنا”[9] و “آیت کبرا”[10] و نظایر این‏ها بر پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت او (ع) منطبق شده است – چهارده معصوم (‏ع) مى‏باشند، ولى انبیا و اولیاى الهى و انسان‏هایى که عارف و دوست دار و پیراسته از دشمنى و بغض نسبت به مقام آنان هستند نیز به حسب درجاتى که دارند و در حد ظرفیت وجودى و به فراخور تلاش خود در سیر به سوى ولایت آنان، در مراتب و درجات پایین‏تر، مصداق “این بندگان” هستند و خواهند بود.

در پایان، این نکته را یادآور مى‏شویم که این رُخداد گسترده، با توجه به عظمت و اهمیتش، تفصیلى افزون از این نوشته را خواهان است؛ از این رو پیشنهاد مى‏شود کتاب‏هایى که درباره آن به رشته تحریر در آمد مورد مطالعه قرار گیرد، تا به لطف و رحمت بیکران خداوند، حقایق و اسرار بیشترى از این پدیده بزرگ هویدا گردد.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1-طهرانى، محمد حسین، معاد، ج ۴٫

2- جوادى آملى، عبدالله، معاد در قرآن (تفسیر موضوعى قرآن)، ج ۴، ص ۲۹۷ – ۲۸۱٫

3- طباطبائی، سید محمد حسین، حیات پس از مرگ، ترجمه، سید مهدى نبوى و صادق لاریجانى، ص ۶۲ – ۴۸٫

 

پی نوشت ها :

[۱]. تفسیر قمى؛ بحار، ج ۷، ص ۱۱۷ و ۱۷۵؛ ج ۲۴، ص ۴۵٫

[۲]. حاکم حسکانى، شواهد التنزیل، ج۱، ص ۴۲۶؛ کافى، ج۱، ص ۱۸۵، ح ۱۴٫

[۳]. ص، ۸۲ و ۸۳٫

[۴]. کافى، ج ۲، ص ۳۵۲، (حدیث قرب نوافل).

[۵]. ر.ک نمایه: فناى اشیاى روى زمین (تفسیر آیه‏ ۲۶ سوره الرحمن)، س۱۶۲٫

[۶]. فجر، ۳۰ – ۲۷٫

[۷]. بحارالانوار، ج ۷، ص ۱۱۷ و ۱۷۵و ج ۲۴، ص ۴۵٫

[۸]. همان، ج ۴، ص ۷ – ۵؛ ج ۲۴، ص ۱۱۶ – ۱۱۴٫

[۹]. همان، ج ۲۵، ص ۴، ح ۷٫

[۱۰]. همان، ج ۲۳، ص ۲۰۶٫

 



- نظرات (0)