سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

ضجه‌های جهنم از اهل ریا

ریا

سیدرضی، گرد آورنده کتاب شریف نهج البلاغه ، نکته بسیار عجیبی را راجع به جهنم بیان می فرمایند. ایشان می فرمایند: هر موقع آیات و روایات جهنم را مرور کردم، گرچه حقایقش بیش از آن است که انسان می خواند، اما نبود که بدنم نلرزد، حتی گاه به واسطه آن خواندن، مدهوش می شدم!

نه تنها ایشان، بلکه بسیاری از اولیاء الهی، بزرگان و اعاظم بیان کرده‌اند: وقتی خصوصیات جهنم و اهل نار را می خواندند و می‌شنیدند، طاقت نمی آوردند.

آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی فرمودند: من کمتر راجع به جهنم مطالعه دارم. سۆال کردند: چطور؟ فرمودند: این مطالب به قدری وحشتناک است که می ترسم مرور حالات جهنم، من را دچار وحشت کند!

عجیب است یک قسمی هستند که اهل جهنم از دست آن ها ناله می زنند. دیگران از آتش جهنم هراسناک هستند و آن ها که در آتش جهنم رفته اند، ضجه ها، ناله ها و فغان ها دارند.

در روایات بیان می شود: اگر کوچک ترین ضجه های اهل جهنم به گوش اهل تقوا در بهشت پروردگار عالم بخورد، مدهوش می شوند؛ یعنی به قدری ضجه های وحشتناکی در جهنم هست که با اینکه اهل جنت نمی بینند در جهنم چه خبر است، اما وقتی آنها را می شنوند، مدهوش می شوند!

 

مسبب فریاد آتش جهنم!

عجیب است در روایات داریم، جهنم با این حال وحشتناکش، از یک قشر ناله می زند و ضجه می کند و آن اهل ریا هستند. حال بد ریاکاران عالم عامل می شود که هم جهنم و هم آنهایی که خود در جهنم هستند و ضجه می‌زنند، به واسطه این اهل ریا، ضجه مضاعفی داشته باشند.

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بیان می فرمایند: «ان النار و اهلها یعجون من اهل الریاء»(1) به درستی که دوزخ و اهل دوزخ از اهل ریا ضجه می زنند و فریاد برمی آورند «یعجون» یعنی فریادی از عمق وجود؛ لذا «ان النار و اهلها یعجون» یعنی آتش و اهل آتش از عمق وجودشان ناله می زنند.

«فقیل یا رسول الله و کیف تعج النار» از حضرت سۆال شد: یا رسول الله! ناله و فریاد و فغان جهنم چگونه است؟ چطور آتش عذاب الهی، ضجه و فریاد می زند؟

به تعبیر دیگر، مگر اهل نار چه کرده اند که عامل برای فریاد و فغان جهنم می شوند؟

«قال من حر النار یعذبون بها»

نبی مکرم (صلی الله علیه وآله) می فرمایند: به خاطر حرارت بیش از حد عذاب اهل ریا، آتش جهنم داد می‌زند!

موقعی که خدا می خواهد اولیائش را امتحان کند، گاهی آنها را به شهرت مبتلا می کند. لذا دردناکترین لحظه برای اولیاء خدا همان لحظه شهرت است

دیدید گاهی وزنه بردارها برای اینکه نفسی بگیرند، فریادی می زنند و فغانی سرمی دهند تا آن وزنه را بردارند. بعضی از بزرگان در این زمینه هم همان تمثیل را زدند و گفتند: مثلش، مثل کسی است که بخواهد وزنه سنگینی را بلند کند، نمی تواند، تلاش می کند و آخر فریادی می زند.

ظاهراً جهنم باید برای اهل ریا بیشترین حرارت و بیشترین قوت و قدرتش را خرج کند. لذا جهنم به صدا و فریاد درمی آید که باید در حرارت خودش، تولید مضاعف کند.

 

حالت چهره ریاکار در قیامت

شقوق ریا تبیین شده است که یک مورد آن شهرت طلبی است. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بیان فرمودند: «من قرأ القرآن یرید به السمع و التماس شیء لقی الله عز و جل یوم القیامه و وجهه مظلم لیس علیه لحم و زجه القرآن فی قفاه حتی یدخله النار و یهوی فیها مع من یهوی»(2) ؛این روایت یکی از حالات ریا را تبیین می کند حضرت فرمودند: هر کس برای شهرت طلبی و اینکه آوازه اش به گوش دیگران برسد و برای به دست آوردن چیزی (یعنی خدای ناکرده دین و قرآن به عنوان ممر درآمد او باشند)، قرآن بخواند، وقتی روز قیامت به دیدار پرودگار عالم می آید، صورتش گوشت ندارد (یعنی یک اسکلت خالی است).

پس دلیل این که جهنم از این اهل ریا ناله می زند، این است: چون وقتی عمل برای غیرخدا شد، ولو به صورت ظاهر، زیبا هم باشد، اثر وضعی آن در اهل حقیقت که جهنم اهل خودش را می شناسد این است که آن صدای خوش، دیگر خوش نیست و برای همین است که جهنم هم به صدا درمی آید.

در باب حشر انسان ها در قیامت، حالات مختلفی وجود دارد. یکی به چهره خود انسان می آید؛ یعنی معلوم است او انسان طاهر، پاک و الهی بوده است. چهره یکی، چهره انسان است، اما دو شاخ در روی سر دارد که در روایات توضیح داده اند که چه خصلتی باعث شده اینطور شوند بعضی هم هستند که با اینکه چهره انسانی دارند اما پوزه شان، مثل پوزه سگ است اولیاء خدا روایات و مطالبی را برای ما تشریح کردند و اوصافی را در این باره گفتند که وحشتناک است! یکی هم همین است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرمایند: بدن ریاکار گوشت دارد، حرکت می کند اما صورتش گوشت ندارد؛ یعنی استخوان خالص و اسکلت است!

جهنم
شهرت؛ دردناکترین لحظه اولیاء

حضرت در ادامه می فرمایند: «و زجه القرآن فی قفاه حتی یدخله النار و یهوی فیها مع من یهوی»، همین طور که این شخص ریاکار دارد می آید، قرآن کریم مدام پس گردن او می زند؛ چون قرآن را با صدای خوش ولی برای ریا خواند که به دیگران بگوید: ببینید من هم هستم! انسان باید خیلی مواظب باشد.

آن قدر قرآن پس گردنش می زند تا اینکه در آتش جهنم داخل شود به نظر بعضی از بزرگان و اولیاء خدا، اولین ضجه ای که زده می شود، همین جاست که جهنم ناله می زند!

آیت الله مولوی قندهاری، آن کنز خفی الهی، نکته بسیار عالی را بیان فرمودند. ایشان فرمودند: موقعی که خدا می خواهد اولیائش را امتحان کند، گاهی آنها را به شهرت مبتلا می کند. لذا دردناکترین لحظه برای اولیاء خدا همان لحظه شهرت است.

آنها به قدری مخفی بودن و عشق بازی با پروردگار عالم را دوست دارند که می خواهند تمام اعمالشان بین خودشان و خدای خودشان باشد، طوری که هیچ احدی از حال آنها باخبر نباشد؛ یعنی یک عشق بازی حقیقی بین خودشان و پروردگارشان دارند. لذا آن لحظه ای که مشهور می گردند، چنان ناله و فغان می کنند ولو ابتلا و امتحان الهی است که از هیچ چیز دیگر ناله و فغان نمی کنند؛ چون می ترسند یک موقعی همان شهرت عامل برای ریا شود!

هرکس برای شهرت طلبی و اینکه آوازه اش به گوش دیگران برسد و برای به دست آوردن چیزی (یعنی خدای ناکرده دین و قرآن به عنوان ممر درآمد او باشند)، قرآن بخواند، وقتی روز قیامت به دیدار پرودگار عالم می آید، صورتش گوشت ندارد (یعنی یک اسکلت خالی است)

هشداری برای اهل مسجد!

روایت دیگری راجع به حالات اهل ریا در دوزخ بیان می کنند که انسان به شدت وحشت می کند. پیامبر عظیم الشان (صلی الله علیه وآله) می فرمایند: «انه یأمر الله عز و جل بر جال الی النار فیقول لمالک قل للنار لا تحرقی لهم أقداماً فقد کانوا یمشون الی المساجد و لاتحرقی لهم أیدیاً فقد کانوا یرفعونها الی بالدعاء فیقول مالک یا أشقیاء فما کان حالکم فیقولون کنا نعمل لغیر الله فقیل لنا خدوا ثوابکم ممن عملتم له»(3)

می فرمایند: وقتی افرادی را به آتش می افکنند، امر پروردگار به مالک دوزخ این است که به این آتش بگو: پاهای اینها را نسوزاند؛ چون با این پاها به مسجد می رفتند، دست هایشان را هم نسوزاند، چون اینها دست هایشان را به سوی من برای دعا بالا می بردند، زبان آنها را هم نسوزاند چون با آن قرآن را بسیار تلاوت می کردند.

مدام اینها را می گوید، نهایتاً آتش تعجب می کند که خدایا! این را آوردی اما می گویی پایشان را نسوزانم، دستشان را نسوزانم و...!

لذا نوع سوختن آن ها متفاوت است. صاحب جهنم به آن خطاب می کند: ای اشقیاء! چه کردید؟ شما چه حالی داشتید؟ چرا ذوالجلال و الاکرام این طور امر می کند که پاهای شما را نسوزانم، دستانتان را نسوزانم، زبانتان را نسوزانم و...؟! این چه حالی است؟!

می گویند: «کنا نعمل لغیر الله» ما عمل کردیم برای غیر خدا. «فقیل لنا خذوا ثوابکم ممن عملتم له» پس به ما گفته شد: ثوابتان را از آن کسی بگیرید که برایش عمل کردید!

پس آنها را به دردناکترین عذاب، عذاب می کنند. عذاب آنها از طریق مقعد است. آنها به عذابی دچار می شوند که ناله و فغان بسیاری می زنند، بعد سالم می شوند اما مجدد به عذاب دچار می شوند و چنان فریادی می زنند که بیان کردند اهل جهنم از حال اینها به صدا درمی آیند. یعنی با این که خود آنها هم دارند عذاب می شوند اما از فریاد این ها به فریاد در می‌آیند. این چه فریادی است؟!

 

پی نوشت ها:

1- مستدرک الوسائل، ج 1، ص 701، باب 11

2- بحارالانوار، ج 73، ص 563، باب 76

3- بحارالانوار، ج 8، ص 523، باب 42


- نظرات (0)

ساکنان همیشگی جهنم

جهنم
چه کسانی برای همیشه در جهنم خواهند ماند؟

پاسخ اجمالی

قرآن کریم گروهی از انسان‌ها را که در برابر خدا و رسولش سرتسلیم فرود نیاورده، و از احکام و دستوراتش اطاعت نکنند - در حالی‌که موفق به توبه و ندامت نشده باشند، و از دنیا بروند - برای همیشه اهل جهنم معرفی می‌کند.

1. کافران:

إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ کُفَّارٌ أُولئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعین* خالِدینَ فیها لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ»؛[1] بر آنان که کافر بودند و در کافرى مُردند لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم باد. جاودانه در لعنت‌اند و در عذابشان تخفیف داده نشود و لحظه‌‌‏اى مهلتشان ندهند.

2. مشرکان:

«إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکینَ فی‏ نارِ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّة»؛[2] کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ‌اند، جاودانه در آن مى‌‏مانند آنها بدترین مخلوقات‌اند!

3. گناه‌کاران و مجرمان:

«بَلى‏ مَنْ کَسَبَ سَیِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون»؛[3] آرى، کسانى که کسب گناه کنند، و آثار گناه، سراسر وجودشان را بپوشاند، آنها اهل آتش‌اند و جاودانه در آن خواهند بود.

«إِنَّ الْمُجْرِمینَ فی‏ عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ»؛[4] مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه مى‌‏مانند.

4. مرتدین:

«وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛[5]و هر کس از شما از دین خود برگردد، در حالى‌که کافر است بمیرد، اینان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه خواهد شد و اینان اهل آتش هستند در آن جاویدان خواهند بود.

قرآن کریم گروهی از انسان‌ها را که در برابر خدا و رسولش سرتسلیم فرود نیاورده، و از احکام و دستوراتش اطاعت نکنند - در حالی‌که موفق به توبه و ندامت نشده باشند، و از دنیا بروند - برای همیشه اهل جهنم معرفی می‌کند

5. رباخواران:

«الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ»؛[6] آنان که ربا مى‌‏خورند، در قیامت چون کسانى از قبر برمى‌‏خیزند که به افسون شیطان دیوانه شده باشند. و این به کیفر آن است که گفتند: ربا نیز چون معامله است. در حالى‌که خدا معامله را حلال و ربا را حرام کرده است. هر کس که موعظه خدا به او رسید و از رباخوارى باز ایستاد، خدا از گناهان پیشین او درگذرد و کارش به خدا واگذار مى‌‏شود. و آنان که بدان کار بازگردند، اهل جهنّم‌اند و جاودانه در آن خواهند بود.

6. دوستان کفار:

«تَرى‏ کَثیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُون»؛[7] بسیارى از ایشان را مى‌‏بینى که با کافران دوستى مى‌‏ورزند. بد است آنچه پیشاپیش براى خود فرستادند. خشم خدا بر آنها است و در عذاب جاودانه‌‏اند.

گفتنی است که این آیه در مقام بیان مطلق تحریم مراوده و داد و ستد با دنیای کفر و یا همسایگان و شهروندان کافر نیست، بلکه به کسانی نظر دارد که با دشمنان اسلام هم‌پیمان می‌شوند برای نابودی اسلام؛ مانند دشمنی یهود با مسلمانان. خداوند می‌فرماید اى رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) بسیارى از بزرگان آنها را مشاهده مى‌‏کنى که چگونه با قریش و مشرکان معاشرت نموده و هم‌پیمان هستند و از مرام آنها پیروى مى‌‏نمایند، مانند کعب ابن اشرف و پیروان او. اگرچه این گروه به ظاهر دعواى خداپرستى دارند و خود را پیرو کتاب آسمانى می‌خوانند، ولى از نظر این‌که با بت پرستان هم‌پیمان هستند و در جنگ علیه مسلمانان با مشرکان شرکت نموده خدا پرست نیستند؛ از این‌رو غضب الهی با آنها است و برای عذاب ابدی است.

7. کسانی که اعمال صالح اندکی دارند:

«وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فی‏ جَهَنَّمَ خالِدُون»؛[8] و آنان که ترازویشان سبک باشد، به خود زیان رسانیده‌‏‌اند و در جهنم، جاوید ماندگانند.

 

پی نوشت:

[1]. بقره، 161- 162.

[2]. بینه، 6.

[3]. بقره، 81.

[4]. زخرف، 74.

[5]. بقره، 217.

[6]. بقره، 275.

[7]. مائده، 80.

[8]. مۆمنون، 103.



- نظرات (0)

کسانی که به اشتباه خود را بهشتی می دانند !

جهنم

در قرآن کریم فراوان از جهنم و آتش و عذاب سخن گفته شده. تعداد و رقم آیات در جای خود، اینکه چقدر من و شما خود را از اهالی آن و یا مبرا از هر گناه و عیب می دانیم به جای خود.

خداوند در یکی از آیاتش آب پاکی رو به روی دست من و شما ریخته و گفته زیاد هم خوش خیال نباشید شاید شما هم یار آتشی و هم اکنون در آن غرقید و خود از آن بی خبر!

داستان آدم و حوا را همه ما شنیده ایم، حضرت آدم علیه السلام به همراه همسرش به درختی که خداوند از نزدیک شدن بدان نهیشان کرده بود نزدیک شدند و از میوه آن خوردند و این بهانه ای بود برای هبوط آنها و آغاز گرفتاری ها در دنیا و تمام رنج و سختی های نسل بعد، یعنی من و شما!

اما خداوند به حکم کرم و مهربانی خودش راه را برای بازگشت باز گذاشت و گفت: ای انسان، جایگاه تو نزد من محفوظ است به خود آی و با اطاعت از اوامر و نواهی من به سوی من بازگرد.

منت بر سرمان نهاد و توبه پدر را قبول کرد و اسباب بازگشت را نیز مهیا نمود.

راه را نشان داد و الفبای حرکت در این مسیر را با کتاب هدایت و رسولانش به سویمان فرستاد و فقط یک چیز را از ما خواست و آن اطاعت بود و بس؛ امری سنگین و دشوار بر دوشمان نهاد چرا که انسان موجودی بس سرکش است.

آدم زود عادت می کند به بد بودن، به زشت شدن چرا که مزه بعضی از چیزها آن قدر به ظاهر شیرین و مسحور کننده است که آدم را بدجوری نمک گیر می کند.

مزه پول را کمتر کسی است که نچشیده باشد، وای به روزی که این سرمایه از راه نامشروع دو چندان شود و آسایشی که به دنبالش می آید مشهودتر!

زیر آفتاب گرم تابستان تحمل داشتن یک چادر و یک روسری که محکم دور سر پیچیده شده و یا گره خورده خیلی سخته، وقتی که کمی روسری را شل می کنی و نسیم خنکی که دور گردن می پیچد احساس می شود چقدر لذت بخش است!

 

وقتی مجبور نیستی روزهای دراز تابستان را روزه بگیری و دنبال بهونه های پوچ و بی اساسی تا از زیر بار تکلیف شانه خالی کنی خیلی لذت می بری. یا اینکه خواب شیرین سحر را برای بلند شدن برای نماز صبح برای خودت زهر نمی کنی هم لذت داره. به ظاهر شیرینی های زیادی تو این دنیای آدما پیدا میشه بعضی هاش واقعا دلچسب و نمک گیره، چنانچه اگر در آن بیافتی رها شدن از آن خیلی سخته نیاز به گفتنش نیست کم نیست خبرهای کوچیک و بزرگی که از فساد و اشتباهات ما آدم ها در سطح شهر پیچیده

روی سخن خدا با تمامی بندگانش است اعم از با ایمان و بی ایمان. آن کسی که به جای پیروی از اوامر الهی از خواسته های نفسانی خویش پیروی کند در آتشی گرفتار خواهد شد که او را یار و هم جوار خواهد بود.

چه نیکوست که لحظه ای در اعمال و افکارمان تجدید نظر کنیم و فکر نکنیم آتش و جهنم فقط برای همسایه است، شاید من و شما نیز در آتشی گرفتاریم که خود از آن غافلیم و با باز اندیشی اعمال و افکار و اخلاقیاتمان می توانیم این آتش را در نطفه خفه سازیم.

خداوندا ما را از آتشی که خود به دستان خود برافروخته ایم رها ساز.

می خواهیم کمی ریزتر شویم؛ کاری با آنهایی نداریم که با رفتارهایشان، نشان می دهد که علناً اهل آتش و جهنم هستند مثل آنهایی که ریختن خون مردم را حلال می دانند؛ آنهایی که مال مردم را به راحتی تصاحب می کنند و اهل ربا و رانت هستند و هزاران موارد دیگر.

صحبتم با آنهایی است که خودشان را اهل ایمان و معرفت می دانند.

بله با خودم و شما هستم که به زعم خودمان اهل ایمانیم و هر سال چندین و چند بار سفر مکه و کربلا می رویم، چقدر به ایمان خودم یقین دارم؟ چقدر ایمان دارم که حقی را ناحق نکردم، چقدر یقین دارم که درباره همکارم، دوستم حتی کارم درست قضاوت کردم و حق مطلب را به جا آورده ام، چقدر باور دارم که اهل آتش جهنم نیستم؟

گناه

حواسمان باشد که آنقدری که من و شمایی که با ادعای داشتن دین و ایمان و علی الخصوص فعالیت در این زمینه می توانیم به راحتی اهل آتش باشیم، آن بنده خدایی که نمازهایش قضا شده به این اندازه اهل آتش و جهنم نیست؛ (چرا که انشالله به راحتی توبه می کند و توبه اش هم پذیرفته می شود!)

چی بگوییم از دست آنانی که دم از تکلیف و اطاعت از اوامر الهی می زنند و به راحتی حق و حقوق خیلی ها را زیر پا می گذارند!

یادمان باشد که آتش من نوعی که با افکار و عقاید بنده های خدا سر و کار دارم خیلی تندتر از آتش خیلی های دیگر باشد که در این شرایط قرار ندارند!

گرمای این آتش خیلی بیشتر است ، آتشی که به روی بنده خدا بخندی و ادعا کنی احترامش را داری و وقتی نیاز دوست و رفیقت را ببینی روی خود را ازش برگردانی، به ظاهر به دوستت لبخند بزنی ولی در باطن شعله های حسادت و نفرت را برانگیخته تر کنی، دو رویی، سوء ظن، بدگمانی و هزاران حالت های روحی و روانی دیگری که می شود گفت هر کدام برای خود آتشی از آتش های جهنم است!

آتش جهنم فقط برای آن بنده خدایی نیست که خدا را قبول ندارد و ربط و نسبتی هم با دین برقرار نکرده، برای آن اهل ایمانی هم هست که دم از خدا می زند و بعد بنده خدا را به صلاّبه می کشد.

بله عزیز! تا وقتی که یکدست و یکرنگ با خدا نباشیم اهل آتشیم. تا وقتی که از خدا وسیله ای ساخته ایم برای رسیدن به اهدافمان، در آتشیم.

تا وقتی که زندگیمان رنگ و بوی خدایی به خود نگرفته اهل آتشیم.

آتشی که سوزاننده تر از آتش هیزم است، آتشی است که معنایش را عاقلان و عارفان دانند و بس.

آدم زود عادت می کند به بد بودن، به زشت شدن چرا که مزه ی بعضی از چیزها آنقدر به ظاهر شیرین و مسحور کننده است که آدم را بدجوری نمک گیر می کند. مزه پول را کمتر کسی است که نچشیده باشد، وای به روزی که این سرمایه از راه نامشروع دو چندان شود و آسایشی که به دنبالش می آید مشهودتر!

خداوند در آیه 38 سوره بقره زنگ آغاز تکلیف و تشریع بندگان را به صدا درآورده و بیان فرموده: آنان موظفند اوامر الهی و دستورات او را رعایت نموده و حلال و حرام او را محترم شمارند؛ و در آیه بعد یعنی آیه 39 می فرمایند: و [لى‏] كسانى كه كفر ورزیدند و نشانه ‏هاى ما را دروغ انگاشتند، آنانند كه اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.»

خلاصه سخن آنکه روی سخن خدا با تمامی بندگانش است اعم از با ایمان و بی ایمان. آن کسی که به جای پیروی از اوامر الهی از خواست های نفسانی خویش پیروی کند، در آتشی گرفتار خواهد شد که او را یار و هم جوار خواهد بود.

چه نیکوست که لحظه ای در اعمال و افکارمان تجدید نظر کنیم و فکر نکنیم آتش و جهنم فقط برای همسایه است، شاید من و شما نیز در آتشی گرفتاریم که خود از آن غافلیم و با باز اندیشی اعمال و افکار و اخلاقیاتمان می توانیم این آتش را در نطفه خفه سازیم.

خداوندا ما را از آتشی که خود به دستان خود برافروخته ایم رها ساز.



- نظرات (0)

شمابرترید

حضرت 
محمد

امام صادق علیه السلام درباره‏ى آیه 140 سوره مبارکه آل عمران فرمودند: از روزى كه خداوند آدم را آفرید، قدرت و حكومت خدایى و شیطانى در تعارض با یكدیگر بوده‏اند، امّا دولت كامل الهى با ظهور حضرت قائم علیه السلام تحقّق مى ‏یابد.

وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّوْمِنِینَ (آل عمران ـ 139)
و اگر مومنید سستى مكنید و غمگین مشوید كه شما برترید.

بعد از جنگ احد كه به خاطر عدم اطاعت از فرماندهى، بر قواى اسلام شكست وارد شد، مسلمانان روحیّه خود را از دست دادند، این آیه نازل شد كه مبادا با شكست خود را ببازید، بلكه با ایمان خود را تقویت كنید كه برترى با شماست.
در این آیه نخست به مسلمانان هشدار داده شده كه مبادا از باختن یك جنگ، سستى به خود راه دهند و غمگین گردند و از پیروزى نهایى مأیوس شوند، زیرا افراد بیدار همان طور كه از پیروزی ها استفاده مى ‏كنند، از شكست ها نیز درس مى ‏آموزند و در پرتو آن نقاط ضعفى را كه سرچشمه شكست شده، پیدا مى‏ كنند و با بر طرف ساختن آن براى پیروزى نهایى آماده مى ‏شوند.
جمله "وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُوْمِنِینَ": شما برترید اگر ایمان داشته باشید، یك جمله بسیار پر معنى است یعنى شكست شما در حقیقت براى از دست دادن روح ایمان و آثار آن بوده، شما اگر فرمان خدا و پیامبر را در این میدان زیر پا نمى‏ گذاشتید گرفتار چنین سرنوشتى نمى‏ شدید،.

باز هم غمگین نباشید اگر بر مسیر ایمان ثابت بمانید پیروزى نهایى از آن شما است، و شكست در یك میدان، به معنى شكست نهایى در جنگ نیست.


بحث لغوی:
"وَ لا تَهِنُوا" از ماده "وهن" گرفته شده و "وهن" در لغت به معنى هر نوع سستى است، خواه در جسم و تن باشد، و یا در اراده و ایمان.

 

پیام‏ های آیه:

1ـ شكستِ موضعى در یك جنگ، نشانه‏ى شكست نهایى مسلمانان نیست. «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ»
2ـ رهبر باید روحیه‏ها را تقویت كند. «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ ...»
3ـ اگر به ایمان و اطاعت برگردید، در جنگ‏ها به پیروزى خواهید رسید. «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُوْمِنِینَ»
4ـ در سایه‏ى ایمان، مى‏ توان بر همه جهان غالب شد. «أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُوْمِنِینَ»
5ـ پیروزى و شكست ظاهرى ملاك نیست، برترى به خاطر عقاید صحیح و تفكّر سالم اصل است. «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُوْمِنِینَ»
6ـ در جهان بینى مادّى، عامل پیروزى سلاح و تجهیزات است، ولى در بینش الهى، عامل پیروزى ایمان است. «إِنْ كُنْتُمْ مُوْمِنِینَ»

در جمله "و یَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ" مى‏ فرماید: یكى از نتایج این شكست دردناك این بود كه شما شهیدان و قربانیانى در راه اسلام بدهید، و بدانید این آئین پاك را ارزان بدست نیاورده‏اید تا در آینده ارزان از دست بدهید، ملتى كه قربانى در راه اهداف مقدس خود ندهد همیشه آنها را كوچك مى‏ شمرد اما به هنگامى كه قربانى داد هم خود او، و هم نسل هاى آینده او، به دیده عظمت به آن مى ‏نگرند

إِن یَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَیَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ (آل عمران ـ 140)
اگر به شما آسیبى رسیده آن قوم را نیز آسیبى نظیر آن رسید و ما این روزها [ى شكست و پیروزى] را میان مردم به نوبت مى‏ گردانیم [تا آنان پند گیرند] و خداوند كسانى را كه [واقعا] ایمان آورده‏اند معلوم بدارد و از میان شما گواهانى بگیرد و خداوند ستمكاران را دوست نمى ‏دارد.

این آیه ضمن دلدارى به مسلمانان، واقعیّتى را بیان مى ‏كند و آن اینكه اگر شما به منظور حقّ و براى هدفى الهى متحمّل ضرر جانى شده‏اید، دشمنان شما نیز كشته و مجروح داده‏اند. اگر شما امروز در احد پیروز نشده‏اید، دشمنان شما نیز دیروز در بدر شكست خورده‏اند، پس در سختى ‏ها بردبار باشید.
بعضى از مفسران آیه را اشاره به جراحاتى كه بر كفار در میدان احد نشست مى ‏دانند، ولى اولاً این جراحات مانند جراحات مسلمین نبود بنابراین با كلمه "مثله" سازگار نیست. و ثانیاً با جمله بعد كه تفسیر آن خواهد آمد تناسب ندارد.
گرچه معمولًا كلمات «شُهَداءَ»، «شَهِیدٌ» و «شاهِدٌ» در قرآن به معناى «گواه» است، لكن به دلیل شأن نزول و مسأله جنگ و موضوع زخم و جراحت در جبهه، اگر كسى كلمه‏ى «شُهَداءَ» را در این آیه به «كشته شدگان در راه خدا» معنى كند، راه دورى نرفته است.
در جمله "و یَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ" مى‏ فرماید: یكى از نتایج این شكست دردناك این بود كه شما شهیدان و قربانیانى در راه اسلام بدهید، و بدانید این آئین پاك را ارزان بدست نیاورده‏اید تا در آینده ارزان از دست بدهید، ملتى كه قربانى در راه اهداف مقدس خود ندهد همیشه آنها را كوچك مى‏ شمرد اما به هنگامى كه قربانى داد هم خود او، و هم نسل هاى آینده او، به دیده عظمت به آن مى ‏نگرند.


نکته:
مسلمانان با توجّه به موارد ذیل باید روحیّه داشته باشند:
الف: «أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ» شما بلند مرتبه‏اید.
ب: «فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ» دشمنان شما نیز زخمى شده‏اند.
ج: «تِلْكَ الْأَیَّامُ نُداوِلُها» این روزهاى تلخ سپرى مى‏ شود.
د: «وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا» خدا مومنان واقعى را از منافقان باز مى‏ شناساند.
ه: «وَ یَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ» خداوند از شما گواهانى را براى آینده تاریخ مى ‏گیرد.
و: «وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ» خداوند مخالفان شما را دوست ندارد.

در جنگ ‏ها و فراز و نشیب ‏هاى زندگى، اهل ایمان از مدّعیان ایمان باز شناخته مى ‏شوند. «لِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا»

بحث روایی:
امام صادق علیه السلام درباره‏ى این آیه فرمودند: از روزى كه خداوند آدم را آفرید، قدرت و حكومت خدایى و شیطانى در تعارض با یكدیگر بوده‏اند، امّا دولت كامل الهى با ظهور حضرت قائم علیه السلام تحقّق مى ‏یابد.
(تفسیر عیّاشى، ج 1، ص 199)


بحث لغوی:
"قرح" به معنى جراحتى است كه در بدن بر اثر برخورد با یك عامل خارجى پیدا مى ‏شود.
نداولها: دول: گردیدن. «دال الایام: دارت» نداول: مى ‏گردانیم.


پیام‏ های آیه:
مسلمانان نباید در صبر و بردبارى از كفّار كمتر باشند. «فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ»
2ـ حوادث تلخ و شیرین، پایدار نیست. «تِلْكَ الْأَیَّامُ نُداوِلُها بَیْنَ النَّاسِ»
3ـ در جنگ ‏ها و فراز و نشیب ‏هاى زندگى، اهل ایمان از مدّعیان ایمان باز شناخته مى ‏شوند. «لِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا»
4ـ خداوند از شما شهیدانى، كشته‏ى راه حقّ گرفت تا به آسانى از دین خدا دست برندارید. «وَ یَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ»
5ـ خداوند از خود شما گواهانى گرفت كه چگونه نافرمانى از رهبرى موجب شكست مى‏ شود. «وَ یَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ»
پیروزى موقّت كفّار، نشانه محبّت خداوند به آنان نیست. «اللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ»


7ـ حركت و جریان‏ هاى تاریخى به اراده‏ى خداوند است. «نُداوِلُها»

منابع:
تفسیر نور ج 2
تفسیر نمونه ج 3
تفسیر عیّاشى، ج 1
تفسیر احسن الحدیث ج 2



- نظرات (0)

استغفار را از یاد آنان می برم؟

استغفار

امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتى آیه 135 سوره آل عمران نازل شد، ابلیس همه‏ى یاران خود را جمع كرد و چاره ‏جویى نمود. شیاطین پیشنهاداتى دادند كه پذیرفته نشد، وسواس خنّاس گفت: من چاره مى‏ كنم!

گفتند: چگونه؟

گفت: به آنها وعده مى ‏دهم و به آرزوها گرفتارشان مى‏ كنم تا دچار گناه شوند و وقتى گرفتار شدند، استغفار را از یاد آنها مى ‏برم. (وسائل الشیعه، ج 11، ص 66)

وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ(آل عمران ـ 135)
(افراد با تقوا) كسانى هستند كه هر گاه كار زشتى انجام دهند و یا به خویشتن ستم كنند، خدا را یاد كرده و براى گناهان خود استغفار مى‏ كنند. و جز خدا كیست كه گناهان را ببخشد؟ و (متّقین) چون به زشتى گناه آگاهند بر انجام آنچه كرده‏اند، پافشارى ندارند.


پرهیزگاران اصرار بر گناه نمى‏كنند (وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ...)

در ادامه آیه گذشته که سیمای پرهیزکاران را بررسی می کرد در آیه فوق اشاره به یكى دیگر از صفات پرهیزكاران شده كه" آنها علاوه بر اوصاف مثبت گذشته اگر مرتكب گناهى شوند به زودى بیاد خدا مى‏ افتند و توبه مى‏ كنند و هیچ گاه اصرار بر گناه نمى ‏ورزند".
از تعبیرى كه در این آیه شده چنین استفاده مى‏ شود كه انسان تا به یاد خدا است مرتكب گناه نمى ‏شود آن گاه مرتكب گناه مى ‏شود كه به كلى خدا را فراموش كند و غفلت تمام وجود او را فرا گیرد، اما این فراموشكارى و غفلت در افراد پرهیزگار دیرى نمى ‏پاید، به زودى بیاد خدا مى‏ افتند و گذشته را جبران مى‏ كنند، آنها احساس مى‏ كنند كه هیچ پناهگاهى جز خدا ندارند و تنها باید آمرزش گناهان خویش را از او بخواهند (وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ)" كیست جز خدا كه گناهان را ببخشد".

فراموشكارى نتیجه سهل‏انگارى و وسوسه‏هاى شیطانى است، و تنها كسانى گرفتار آن مى‏شوند كه خود را در برابر او تسلیم كنند، و به اصطلاح با وسواس خناس همكارى نزدیك نمایند!

باید توجه داشت كه در آیه علاوه بر عنوان فاحشه، ظلم بر خویشتن نیز ذكر شده (أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) و فرق میان این دو ممكن است این باشد كه فاحشه اشاره به گناهان كبیره است و ظلم بر خویشتن اشاره به گناهان صغیره.
در پایان آیه براى تاكید مى‏ گوید:" وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ":" آنها هرگز با علم و آگاهى بر گناه خویش اصرار نمى ‏ورزند و تكرار گناه نمى ‏كنند".
در ذیل این آیه از امام باقر علیه السلام نقل شده كه فرمود:" الاصرار ان یذنب الذنب فلا یستغفر اللَّه و لا یحدث نفسه بتوبة فذلك الاصرار ": اصرار بر گناه این است كه انسان گناهى كند و دنبال آن استغفار ننماید و در فكر توبه نباشد این است اصرار بر گناه. (تفسیر عیاشى در ذیل آیه‏)
در كتاب "امالى صدوق" از امام صادق علیه السلام حدیثى پر معنى نقل شده كه خلاصه آن چنین است: "هنگامى كه آیه فوق نازل شد و گناهكاران توبه كار را به آمرزش الهى نوید داد ابلیس سخت ناراحت شد، و تمام یاران خود را با صداى بلند به تشكیل انجمنى دعوت كرد آنها از وى علت این دعوت را پرسیدند، او از نزول این آیه اظهار نگرانى كرد، یكى از یاران او گفت: من با دعوت انسان ها به- این گناه و آن گناه تاثیر این آیه را خنثى میكنم، ابلیس پیشنهاد او را نپذیرفت، دیگرى نیز پیشنهادى شبیه آن كرد كه آن هم پذیرفته نشد، در این میان شیطانى كهنه كار به نام "وسواس خناس"! گفت من مشكل را حل می كنم، ابلیس پرسید: از چه راه؟ گفت: فرزندان آدم را با وعده‏ها و آرزوها آلوده به گناه مى ‏كنم، و هنگامى كه مرتكب گناهى شدند یاد خدا و بازگشت به سوى او را از خاطر آنها مى ‏برم، ابلیس گفت راه همین است و این ماموریت را تا پایان دنیا بر عهده او گذاشت"!

روشن است كه فراموشكارى نتیجه سهل ‏انگارى و وسوسه ‏هاى شیطانى است، و تنها كسانى گرفتار آن مى ‏شوند كه خود را در برابر او تسلیم كنند و به اصطلاح با وسواس خناس همكارى نزدیك نمایند!

مردان بیدار و با ایمان كاملا مراقبند كه هرگاه خطایى از آنها سر زد در نخستین فرصت آثار آن را با آب توبه و استغفار از دل و جان خود بشویند و دریچه ‏هاى قلب خود را به روى شیطان و لشكر او ببندند كه آنها از درهاى بسته قلب وارد نمى‏ شوند؟

 

بحث لغوی:

"فاحشة" از ماده فحش و فحشاء به معنى هر عمل بسیار زشت است و انحصار به اعمال منافى عفت ندارد زیرا در اصل به معنى "تجاوز از حد" است كه هر گناهى را شامل مى ‏شود.
البته بعضى مفسّران، مراد از «فاحِشَةً» را زنا و مراد از «ظلم» را سایر گناهان دانسته ‏اند و بعضى دیگر مراد از «فاحِشَةً» را گناهان كبیره و «ظلم» را گناهان صغیره دانسته‏اند.
یصروا یعنی اصرار به معنى ادامه دادن و صر در اصل به معنى بستن و گره زدن است.

متّقى كسى است كه اصرار بر گناه نداشته باشد. زیرا اصرار بر گناه، نشانه‏ى سبك شمردن آن و غفلت از یاد خداست. «وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا»

بحث روایی:

در روایات مى‏ خوانیم كه بى‏ توجّهى به گناهان گذشته و ترك توبه از آنها، به منزله‏ى اصرار بر گناه است. («هو ان یذنب الذنب فلا یستغفر اللَّه و لا یحدث نفسه بتوبة فذلك الاصرار». كافى، ج 2، ص 287)

 

پیام ‏های آیه:

1ـ گاهى از افراد متّقى نیز گناه صادر مى ‏شود. «لِلْمُتَّقِینَ»، «الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»
خطرناك‏تر از انجام گناه، غفلت از گناه و بى‏توجّهى به زشتى آن است. متّقین اگر هم گناه كنند، بلافاصله استغفار مى ‏نمایند. «إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»، «ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا»
3ـ نشانه‏ى تقوا، توبه فورى از گناه است. «إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»، «ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا»
یاد خدا، رمز توبه است. «ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا»
5ـ تا یاد خدا در دل گناهكار زنده است، مى ‏تواند در مدار متقین وارد شود. «إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»، «ذَكَرُوا اللَّهَ»
6ـ گناه، ظلم به خویشتن است. «ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ»
7ـ تنها خداوند است كه گناهان را مى ‏بخشد. «وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ»
8ـ متّقى كسى است كه اصرار بر گناه نداشته باشد. زیرا اصرار بر گناه، نشانه‏ى سبك شمردن آن و غفلت از یاد خداست. «وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا»

9ـ اصرار آگاهانه بر گناه، سبب محرومیّت از مغفرت الهى است. «وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا»


منابع:
تفسیر نور، ج 2
تفسیر نمونه، ج 3
تفسیر عیاشى در ذیل آیه‏
وسائل الشیعه، ج 11
تفسیر احسن الحدیث، ج 2

 


- نظرات (0)

عجب ازکارما

مقصران اصلی شیوع بی‌حجابی در کشور

- نظرات (0)