سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



توصیه‌های معلم اخلاق

حاج آقا خوشوقت

می‌گویند عده‌ای از آدم‌ها بعد از فوتشان شناخته می‌شوند. به‌واقع حقیقت این سخن در مورد آیت‌الله خوشوقت مصداق عینی داشت. استادی که تا وقتی پای صحبت‌های او ننشسته باشی، شیرینی ارتباط سالم بین امام و مأموم برایت قابل‌درک نیست.

بیش از هر عنوان دیگری، به ایشان می‌توان لقب "امام جماعت مردمی" داد. امام جماعتی که جاذبه‌اش را از طریق اخلاق فردی، عبادات و منش‌های مخلصانه به دست آورد و از تشکیل جمع مریدان به دور بود. 

ایشان خود نگهدار، کم‌حرف و ... بودند اما از چند کلمه ایشان هم می‌شد معانی بسیاری را درک کرد. مربی شدن و اینکه تمامی رفتار و سکنات به‌گونه‌ای باشد که تمامی درس زندگی اولیای الهی را آموزش داد، بسیار فرق دارد


استادی که انسان می‌ساخت

آیت‌الله خوشوقت، به‌طور ملموس زندگی خود را به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بود که همواره در دسترس مردم قرار داشت. از ایشان نقل‌شده: "من عمداً درجایی می‌نشینم که محل عبور مردم باشد، شاید کسی سؤال یا راهنمایی داشته باشد. یا احیاناً گذری رد شود  و صحبتی را متوجه شود و دوست داشته باشد که گوش کنند.

به تعبیری این استاد اخلاق، "طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ" بود. در همین زمینه یکی از شاگردان ایشان نقل می‌کند: "روزی از استاد پرسیدم شما چرا کتاب نمی‌نویسید؟ استاد در پاسخ به سینه خود اشاره کرده و فرمودند: بهترین نوشتن‌ها این است که بتوانی حرف‌ها را در سینه آدم‌ها ثبت کنی."

ارتباط باجوانان بعد از هر وعده نماز‌جماعت

این عالم برجسته با جوانان بسیار جذاب و دلنشین ارتباط برقرار می‌کرد، به‌طوری‌که چنین برخوردی را از کمتر امام جماعتی شاهد بودیم. ایشان معتقد بود مهم‌ترین وظیفه در مسیر زندگی، تربیت انسان‌های مستعد و بلندهمت است و جوانان را یکی از این مصادیق دانسته و برای این امر از هر فرصتی استفاده می‌کرد؛ در منزلشان نشست‌هایی با جوانان ترتیب داده می‌شد، بعد از هرسه وعده نماز‌جماعت، در مسجد نشسته و جوانان به گرد ایشان حلقه می‌زدند و ایشان هم با سعه‌صدر پاسخ‌گوی سؤالات و پرسش‌های آنان بود.

 بیش از هر عنوان دیگری، به ایشان می‌توان لقب "امام جماعت مردمی " داد. امام جماعتی که جاذبه‌اش را از طریق اخلاق فردی، عبادات و منش‌های مخلصانه به دست آورده نه بااشرافی‌گری، فخرفروشی و جمع کردن خواص به دور خود.


اهتمام به حضور کودکان در مسجد

توجه به جوانان، ایشان را از دیگر اقشار مردمی غافل نمی‌کرد. حتی به  حضور کودکان و رفت‌وآمد آن‌ها در مسجد بسیار اهمیت می‌داد. یکی از نمازگزارانی که به‌طور مستمر در نمازهای حاج‌آقا خوشوقت شرکت داشت در مصاحبه به "تسنیم" می‌گوید: "آیت‌الله خوشوقت اعتقاد داشتند که کودکان باید در مسجد حضورداشته باشند ولو برای بازی کردن، تا در بستر همین بازی در محیط مسجد با خانه خدا انس گرفته و بتوانند در کنار این شادی با ثقلین که قرآن و اهل‌بیت است ارتباط برقرار کنند."

این استاد اخلاق حتی نسبت به بانوانی که پای منبر ایشان حضور پیدا می‌کردند، سخت‌گیر نبود.
نویسنده به عینه شاهد این ماجرا بوده که: وی به همهمه‌های رایج در میان خانم‌ها حساسیت نشان نمی‌داد و حرف خود را قطع نمی‌کرد. همین برخورد موجب شد خود خانم‌ها عادت به صحبت کردن میان سخنرانی را ترک کرده و به این امر اهتمام جدی پیدا کردند تا جایی‌که اگر کسی می‌خواست شلوغی ایجاد کند، به او تذکر می‌دادند.

آیت‌الله خوشوقت کم‌حرف و خود نگهدار بود

این مرد بزرگ، در روزگاری هم‌صحبت و هم‌نشین بزرگانی چون علامه طباطبایی صاحب "المیزان" در حوزه اخلاق و عرفان بود، ولی به‌قدری معمولی و ساده زندگی می‌کرد که اگر کسی از لایه‌های درونی شخصیت ایشان آگاه نبود، متوجه مقام علمی و معرفتی ایشان نمی‌شد.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقا‌تهرانی در گفتگو با "باشگاه خبرنگاران جوان" ارتباط مقام علمی و سبک زندگی این امام جماعت را این‌چنین تبیین می‌کند: "ایشان از تمامی علومی که آموخته بودند بارور شده و آن‌ها را در زندگی جاری ساخته بود. آموختن آیات الهی یک‌چیز است و تجلی این باورها در وجود افراد وزندگی شخص امر دیگری است. ایشان خود نگهدار، کم‌حرف و ... بودند اما از چند کلمه ایشان هم می‌شد معانی بسیاری را درک کرد. مربی شدن و اینکه تمامی رفتار و سکنات به‌گونه‌ای باشد که تمامی درس زندگی اولیای الهی را آموزش داد، بسیار فرق دارد."

تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید، طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند.  در طوفان‌ها خود را به آیت‌الله خوشوقت وصل کنید.


مشی سیاسی حاج‌آقا خوشوقت

بسیاری از کسانی که در نمازها و جلسات پرسش‌و‌پاسخ حاج‌آقا خوشوقت شرکت می‌کردند اذعان دارند که وی مسائل شرعی را در هر‌زمینه و مسأله‌ای پاسخ می‌داد اما در مورد مسائل سیاسی و موضوعات مربوط به نظام و انقلاب، همگان را به فرمان مقام‌معظم‌رهبری ارجاع داده و می‌فرمودند: "گوش به فرمان آقا باشید، ببینید نظر رهبری در این‌رابطه چیست." به کرّات در درس‌های اخلاق خود می‌گفتند: "اگر همه به حرف‌های مقام معظم رهبری گوش می‌دادند تمام مشکلات مملکت ما حل می‌شد و همیشه مدافع ولایت فقیه و رهبری بودند."

حجت‌الاسلام حسینی، یکی از ملازمان و همراهان همیشگی حاج‌آقا خوشوقت در این رابطه می‌گوید: "حاج‌آقا همیشه در مباحث سیاسی تأکید داشتند که نگاه کنید رهبری در این زمینه چه فرموده‌اند. کوچکترین اجتهادی در این مسائل نمی‌کرد. علی‌الخصوص در برابر نظرات مقام‌معظم‌رهبری یکبار هم ندیدم اجتهاد کنند یا نظری فوق نظر آقا بدهند. یک وقتی به مزاح از ایشان سؤال شد حاج آقا اگر کسی در برابر نظر رهبری حرفی زد چه کنیم؟ ایشان با لبخند فرمود: موقع نماز یک قدم جلوتر از او بایستید!"

این ارتباط و توجه میان آیت‌الله خوشوقت و مقام‌معظم‌رهبری دو‌سویه بود. رهبری نیز نسبت به حاج‌آقا‌خوشوقت ارادت و توجه خاصی داشتند. آیت‌الله صدیقی در مستندی به مناسبت ارتحال حاج‌آقا خوشوقت، خاطره‌ای را نقل می‌کنند: "به همراه تعدادی از طلاب به خدمت رهبرمعظم‌انقلاب رسیدیم. حضرت آقا فرمودند تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید، طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند. بعد بنده به حضرت آقا گفتم از چه کسی استفاده کنیم؟ رهبر معظم انقلاب در پاسخ گفتند؛ در طوفان‌ها خود را به آیت‌الله خوشوقت وصل کنید."

دستورالعملی برای رفع گرفتاری‌ها و مشکلات

در گفتگویی که مردم و جوانان با حاج‌آقا خوشوقت داشتند، از ایشان مکرّر می‌خواستند برای رفع مشکلات،گرفتاری‌ها و جلوگیری از لغزش‌ها، ذکر و دستورالعملی را معرفی کنند. این استاد اخلاق در پاسخ به همه آن‌ها می‌گفتند: "منبع اخلاق در اسلام دو چیز است: قرآن و اهل‌بیت. راهکار اساسی در رفع مشکلات و جلوگیری از لغزش‌ها هم تقوا و ترک گناه است. ذکر به تنهایی حلّال مشکلات نیست. خیلی‌ها در حال گناه، ذکر می‌گویند، این ذکر هیچ‌فایده‌ای ندارد. در اصل انسان باید تقوا داشته باشد."

در کنار تأکیدات حاج‌آقا خوشوقت بر تقوا و ترک‌گناه، صحبت‌های حجت‌الاسلام‌طارمی در رابطه با توجه حاج آقا بر ذکر صلوات، خالی از لطف نیست.


- نظرات (0)

چشم‌زخم خرافات

چشم زخم

یکی از نیروهای موجود در عالم، نیرویی است که در چشم‌­های بعضی افراد وجود دارد، به‌گونه‌ای که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرند، ممکن است آن را از بین ببرد یا در‌هم بشکند یا بیماری و خللی در آن وارد کند.[1] این مسئله از نظر عقلی امر محالی نیست چه این­که بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشم­‌ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته است که کارایی زیادی دارد حتی با تمرین و ممارست می­‌توان آن را پرورش داد؛ خواب مغناطیسی نیز از طریق همین نیروی چشم است.[2]

حواسمان باشد تا جایی که امکان دارد و تحت کنترل ماست، نعمت­‌ها، خوشی­‌ها، امکانات، زیبایی­‌ها و داشته­‌های خود را بیش‌تر و پررنگ‌تر ازآنچه که هست در نظر دیگران جلوه نکند؛ مخصوصاً نعمت­‌هایی که در حالت عادی زیاد در معرض مشاهده نیستند. زیاد تعریف نکنیم زیاد در معرض دید نگذاریم؛ لازم نیست به وسواس بیفتیم؛ فقط معمولی باشیم.


در قرآن و روایات اهل‌بیت عصمت (ع) نیز از مسئله‌­ی چشم‌زخم سخنانی به میان آمده که اصل وجود آن را تأیید می­‌کند.
قرآن کریم وجود مبارک پیامبر اکرم (ص) را در معرض خطر چشم‌زخم کافران می‌­بیند. زیبایی شگفت‌انگیز قرآن و شنیدن آن کلمات نورانی و اعجازآور از زبان پیامبری امّی، اعجاب دشمنان سرسخت اسلام را هم برمی‌­انگیخت و به بیان قرآن، نزدیک بود که پیامبر را با چشم‌زخم خود هلاک کنند.[3] امیرمؤمنان (ع) هم به‌صراحت چشم‌زخم را امری حقیقی دانسته و توسل به دعا را برای دفع آن نافع می‌­شمارد.[4]

برای دفع چشم‌زخم چه کنیم؟

پس از اثبات اصل وجود چشم‌زخم، مهم آن است که در برابر آن چه باید کرد؟ راه پیشگیری و راهکار خنثی کردن اثر آن چیست؟

خوب است چند نکته را یادآوری کنیم:
1- بعضی­‌ها تا سخن از اموری ماورائی به میان می‌­آید ترس، نگرانی و دلهره خواب و خوراکشان را می­‌گیرد، اما حقیقت آن است که مدیریت همه­‌ی امور عالم در دست خدای مهربان و قدرتمند است که هم می­‌داند و هم می­‌تواند. داشتن این بینش و تقویت کردن، تکرار و تلقین آن به قلب، مهم­ترین کاری است که در مقابله با چشم‌زخم و هر خطر دیگری باید انجام دهیم. باید ماهیچه­‌های ایمانمان را به‌قدری تقویت کنیم که حتی اگر گزندی به ما رسید، زود خوب شویم.

2- موضوع دیگری که باید در موردش دقت بیشتری به خرج دهیم، ملاحظه در مورد اظهار نعمت­‌ها و نکات مثبت زندگی در برابر چشمان دیگران است. باید حواسمان باشد تا جایی که امکان دارد و تحت کنترل ماست، نعمت­‌ها، خوشی­‌ها، امکانات، زیبایی­‌ها و داشته­‌هایمان بیش‌تر و پررنگ‌تر از آنچه که هست، در نظر دیگران جلوه نکند؛ مخصوصاً نعمت­‌هایی که در حالت عادی زیاد در معرض مشاهده نیستند. زیاد تعریف نکنیم و داشته‌هایمان را در معرض دید نگذاریم؛ لازم نیست به وسواس بیفتیم؛ فقط معمولی باشیم. عبارتی در قرآن هست که این نکته را رهنمود می‌­دهد: «وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ» [5] این عبارت قسمتی از آیه‌­ی مربوط به حجاب در سوره‌­ی مبارکه­‌ی نور است. اشاره دارد که در محیطی که نامحرم حضور دارد، نباید به‌گونه‌ای راه بروید که زینت­‌های پنهان شما دانسته شود.

در موضوع مورد بحث ما هم خوب است طبق فرمایش قرآن، در ارتباطات، تعاملات و رفت‌وآمدهایمان، به‌گونه‌ای عمل کنیم که زینت­‌های مادی و معنوی زندگی­مان زیاد جلوه نکند. چون علاوه بر اینکه ممکن است غبطه و حسرت دلی را برانگیزد، نمی‌­دانیم کدام چشم محرم و کدام نامحرم نعمت­‌های ماست، معمولی زندگی کنیم.

3- علاوه بر مراقبتی که گفته شد در رفتار و مشی برنامه روزمره داشته باشیم، دعاهایی برای محافظت از چشم‌زخم و دیگر بلایا گفته‌شده که در بیان امیرالمؤمنین(ع) هم آمده که این دعاها (درصورتی‌که از منبع درستی دریافت شوند) حق هستند و اثر دارند. این دعاها به‌اصطلاح تعویذ یا حرز نامیده می‌­شوند. در کتاب مفاتیح‌الجنان نمونه‌­هایی ذکرشده است که همه سند روایی دارند. ازجمله انس روایت می­‌کند از حضرت رسول اکرم (ص) که فرمودند: هرکس این دعا[6] را در هر صبح و شام بخواند، خداوند چهار فرشته را موکل کند که او را از پیش رو، پشت سر، از طرف راست و از طرف چپ حفظ  می­‌کنند و در امان خداوند عزوجل باشد و اگر خلایق جن و انس سعی کنند که به او ضرر برسانند، نتوانند.[7]

اگر کسی بترسد که چشم خودش در کسی اثر کند یا چشم دیگری در او اثر کند، سه مرتبه بگوید: "ماشاءالله لا قوّة الا بالله العلی العظیم"


دعاهای دیگری در کتاب شریف مفاتیح منسوب به نام مبارک ائمه­‌ی اطهار هست با عناوین "حرز". دعاهای دیگری روایت‌شده که اهل‌بیت نوشته­ بودند و برای محافظت، همراه خود داشتند.

از امام صادق(ع) روایت‌شده که اگر کسی بترسد که چشم خودش در کسی اثر کند یا چشم دیگری در او اثر کند، سه مرتبه بگوید: «ماشاءالله لا قوّة الا بالله العلی العظیم» و واردشده که هرگاه کسی خود را به هیئت نیکو آراسته کرد، وقتی از منزل بیرون می­‌رود دو سوره­‌ی ناس و فلق را بخواند تا به اذن خدا چیزی به او ضرر نرساند.[8]

4- اعمال و دعاهایی که برای حفاظت از چشم‌زخم و دیگر بلایا واردشده، بیش از آن چیزی است که ما در نکته­‌ی قبل ذکر کردیم. نمونه‌­هایی را آوردیم تا مخاطبان گرامی را به یکی از منابع معتبر و مطمئن یعنی کتاب شریف مفاتیح‌الجنان که در دسترس هست، ارجاع دهیم و یادآور شویم که دسترسی به چنین منابع معتبری، آسان و کم‌هزینه میسّر است.

لازم نیست به سراغ افراد خاص با دم‌ودستگاه‌های عجیب‌وغریب برویم و هزینه کنیم. بسیاری از این افراد، سواد دینی نداشته و در خوش‌بینانه‌ترین حالت، پول مردم را هدر می‌­دهند. بماند که ممکن است آثار بسیار بد مادی و معنوی در زندگی مراجعانشان بگذارند.

پی‌نوشت:
[1] -  ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 24، ص426
[2] - همان، ص 427
[3] - سوره قلم، 51
[4] - "العین حق و الرقی حق" نهج‌البلاغه، حکمت 400
[5] - سوره نور، 31
[6] - دعا با این عبارات آغاز می­شود: بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله خیرالأسماء
[7] - شیخ عباس قمی، کلیات مفاتیح‌الجنان، انتشارات اکرام، ص 1201
[8] - همان، ص 1140


- نظرات (0)

فضیلت سوره حمد

سوره حمد

آیت‌الله «سیدجلال مجدهاشمی» شامگاه چهارشنبه (19دی) در مسجد جامع غدیر درباره اهمیت سوره حمد، گفت: سوره حمد نخستین سوره در ابتدای قرآن است که فضایل بسیار عجیبی دارد.

استاد حوزه علمیه افزود: گاهی در روایات چنان فضایلی برای سوره حمد نقل شده که تصور می‌شود با همه قرآن مساوی یا حتی برتر از آن است. در روایتی آمده است که خداوند فرموده برخی کلمات را بر برخی ترجیح داده است و این درباره سوره حمد است که کل قرآن یک طرف و این سوره طرف دیگر قرار می‌گیرد.

آیت‎الله مجدهاشمی بیان کرد: خداوند در قرآن کریم دو جا در خطاب به پیامبر(ص) از کلمه عطا کردم استفاده کرده یکی در سوره کوثر و دیگری در آیه 87 سوره حجر درباره سوره حمد است، و این نشان از ارزش و اهیمت این سوره دارد.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه قرآن عظمت زیادی دارد اما سوره حمد فراتر از آن عظت خاصی دارد، عنوان کرد: بسیاری از آیات قرآن کریم پیش از سوره حمد نازل شده اما پیامبر(ص) به علت عظمت و قداست این سوره فرمودند که آن در ابتدای قرآن نوشته شود.

وی ادامه داد: در آیات دیگر قرآن خداوند با بندگان صحبت می‌کند اما در سوره حمد خداوند به بندگان خود یاد داده که چگونه با او صحبت کنند.

آیت‌الله هاشمی مجد با بیان اینکه برای هر چیزی اساسی است و اساس قرآن سوره حمد است، اظهار کرد: در روایتی از ائمه معصومین(ع) آمده است که اگر سوره حمد را بر یک مرده خواندید و او زنده شد تعجب نکنید، خواندن هیچ سوره‌ای از قرآن کریم بر انسان واجب نیست اما خواندن سوره حمد در شبانه روز حداقل یک بار بر هر انسانی واجب است.

استاد حوزه علمیه با اشاره به فضیلت دیگر سوره حمد، بیان کرد: در روایت آمده که همه ادیان آسمانی در قرآن خلاصه شده، همه قرآن در سوره حمد، همه سوره حمد در بسم‌الله الرحمن الرحیم، همه بسم الله الرحمن الرحیم دربای بسم‌الله و همه بسم‌الله در نقطه زیر آن خلاصه شده که این نقطه محبت امیرمومنان امام علی(ع) است، در واقع این روایت چنین بیان می‌کند که هر چه خوبی به بشر عطا شده باشد در وجود امیرمومنان امام علی(ع) است.

وی افزود: پیامبر(ص) در شان امیرمومنان امام علی(ع) فرمودند که ای علی تو هضم در ذات خدا هستی؛ دشمنی با امیرمومنان امام علی(ع) نشانه حرامزادگی شخص است، مظلوم اول عالم بشریت امیرمومنان امام علی(ع) و مظلوم آخر فرزند ایشان امام زمان(عج) است ما شیعیان نباید اجازه دهیم که امام ما در مظلومیت و غرب باقی بماند.


- نظرات (0)

رعایت قسط و عدل

قرآن و اقتصاد

موضوع اقتصاد و معیشت مردم و آثار اجتماعی و سیاسی و توجه یا بی‌توجهی به آن از سوی حکومت‌ها و همچنین رعایت نکات شرعی معاملات و مواردی از این قبیل از مسائل مهمی است که مورد تأکید قرآن کریم قرار گرفته است. به همین دلیل بخشی از آیات قرآن کریم به موضوعات اقتصادی به شکل گوناگون آن اعم از خمس، زکات، ربا، رزق حلال، اهمیت کار و تلاش و سایر موضوعات اقتصادی اختصاص دارد و این نشان‌دهنده اهمیت مقوله اقتصاد نزد خداوند متعال است.

در این راستا بنا داریم در قالب سلسله یادداشت‌ها و گزارش‌هایی به بررسی آیات اقتصادی قرآن و همچنین تفاسیر مربوط به آنها بپردازیم.

یکی از آیات قرآن کریم که با موضوعات اقتصادی مرتبط است، آیه ۳۲ سوره مبارکه «الاعراف» است که خداوند متعال در این آیه فرموده است: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ؛ اى پیامبر بگو زیورهایى را كه خدا براى بندگانش پدید آورده و نیز روزی‌هاى پاكیزه را چه كسى حرام گردانیده بگو این نعمت‌ها در زندگى دنیا براى كسانى است كه ایمان آورده‌اند و روز قیامت نیز خاص آنان مى‏‌باشد این گونه آیات خود را براى گروهى كه مى‏‌دانند به روشنى بیان مى‌‌كنیم».

افراط و تفریط باعث انهدام ارکان جامعه و ظهور فساد می‌شود

مرحوم علامه طباطبایی در کتاب المیزان در تفسیر این آیه بیان کرده است: کلمه «زین» در مقابل معنای «شین» است و به معنای کارها و چیزهایی است که عیب و نقص را از بین ببرد و استفهام در این آیه استفهامی انکاری است، اخراج زینت کنایه است از اظهار آن، خدای سبحان به الهام و هدایت خود انسان را از راه فطرت ملهم کرده تا انواع و اقسام زینت‌هایی که مورد پسند اجتماع او و باعث مجذوب شدن دل‌ها به سوی اوست ایجاد نموده و به این وسیله نفرت مردم را از خود دور سازد و انسان ضرورتا محتاج به زینت است، چون انسان بطور انفرادی زندگی نمی‌کند، بلکه در جامعه حیات دارد و زندگی اجتماعی هم قهرا محتاج به اراده و کراهت و حب و بغض، رضایت و ناخشنودی و امثال آن است و خواه نا خواه، انسان به چیزهایی بر می‌خورد که آنها را دوست دارد یا از آنها متنفر است.

لذا خداوند با الهام غیبی از ماورای فطرتش به او تعلیم داده تا به اصلاح مفاسد خود بپردازد و معایب خود را برطرف ساخته و خود را زینت دهد و خداوند زینت را حلال و جایز شمرده است و «طیب» به معنای هر چیزی است که ملایم با طبع انسان باشد و در اینجا عبارتست از مطلق چیزهایی که آدم در زندگی و بقاء خود از آنها استمداد می‌جوید و انسان نباید در آن‌ها راه افراط یا تفریط را بپیماید، چون زیاده‌روی در غذا باعث امراض گوارشی و نیاز به دارو و در نتیجه فساد در بدن و فکر می‌گردد، لذا انگیزه فطری قوی‌ترین سبب برای مباح بودن این ارزاق است، اما افراط و تفریط باعث انهدام ارکان جامعه و ظهور فساد در شئون زندگی می‌گردد و همین دستورات ظاهرأ ساده، اساس سعادت و سلامت بشر می‌باشد.

اما در ادامه می‌فرماید: همین نعمت‌هایی که امروز در دنیا مؤمن و کافر در آن شریک هستند در آخرت مختص به مؤمنین است و دیگران را از آنها بهره‌ای نیست، چون زندگی آخرت مثل زندگی دنیا نیست که همه در بهره‌مندی از نعمت‌های آن سهیم باشند، بلکه هر کس در دنیا ایمان آورد، در قیامت همه آن نعمت‌ها از آن وی خواهد بود و آنگاه بر اهل علم منت می‌نهد و می فرماید: ما آیات خود را برای دانایان بیان نموده‌ایم .

توصیه اسلام به استفاده از زیبایی‌های طبیعت

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی نیز در تفسیر نمونه در مورد این آیه آورده است: در این آیه با لحن تندترى به پاسخ آنها که گمان مى‏‌برند، تحریم زینت‌ها و پرهیز از غذاها و روزی‌هاى پاک و حلال، نشانه زهد و پارسایى و مایه قرب به پروردگار است پرداخته، مى‏‌گوید: اى پیامبر! «بگو: چه کسى زینت‌هاى الهى را که براى بندگانش آفریده و همچنین مواهب و روزی‌هاى پاکیزه را تحریم کرده است» «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ» سپس براى تأکید اضافه مى‏کند: به آنها بگو: این نعمت‌ها و موهبت‌ها براى افراد با ایمان در این زندگى دنیا آفریده شده (اگرچه دیگران نیز بدون داشتن شایستگى از آن استفاده مى‏کنند) ولى در روز قیامت و زندگى عالی‌تر (که صفوف کاملا از هم مشخص مى‏شوند) اینها همه در اختیار افراد با ایمان و درستکار قرار مى‏‌گیرد» و دیگران به کلى از آن محروم مى‏‌شوند! «قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ»
در پایان آیه به عنوان تأکید مى‏‌گوید: «این چنین آیات و احکام خود را براى جمعیتى که آگاهند و مى‏‌فهمند تشریح مى‏‌کنیم. «کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ». در مورد استفاده از انواع زینت‌ها، اسلام مانند تمام موارد، حدّ اعتدال را انتخاب کرده است و استفاده کردن از زیبایی‌هاى طبیعت، لباس‌هاى زیبا و متناسب، به کار بردن انواع عطرها، و امثال آن، نه تنها مجاز شمرده شده بلکه به آن توصیه و سفارش نیز شده است.

اسلام، با زهد نابجا و ریاضت نامشروع و رهبانیّت، مخالف است


در تفسیر نور نیز در مورد این آیه به نکات زیر اشاره شده است:
این آیه، زینت را براى انسان حلال مى‏‌شمرد. قرآن، یکى از نعمت‏‌هاى خداوند را، زینت آسمان‏‌ها با ستارگان جهت تماشاگران مى‏‌داند، «زیّنّاها للنّاظرین» امّا باید علاقه به زینت، انسان را به هلاکت نکشد و بهره‏‌گیرى از آن کنترل شده باشد، لذا قرآن، نشان‏دادن زینت زنان را جز براى شوهرانشان و مَحرم‏‌هاى آنان، حرام مى‏‌داند. «لایبدین زینتهنّ الاّ لبعولتهنّ»

عثمان‏بن مظعون، خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و از تصمیم خود نسبت به اخته و مقطوع النّسل کردن خود و عزلت و فاصله گرفتن از همسر و خانواده و اجتماع خبر داد. آن حضرت به شدّت او را از این کار منع کرد و فرمود: براى کنترل شهوت، روزه بگیر و به جاى ریاضت و رهبانیّتِ مردود به مسجد برو و در انتظار نماز بنشین و به جاى بیابان‌‏گردى، در جبهه‏‌هاى جنگ و حج و عمره شرکت کن، از همسر و عطریّات استفاده کن و از اموال خود به محرومان بده و از حرام‏‌ها دورى و هجرت کن، این راه و روش من است و هر که از این روش اعراض کند و توبه نکند، فرشتگان از ورود او به حوض کوثر منع خواهند کرد.

عاصم‏بن زیاد نیز تصمیم گرفت شیوه‏ زندگى خود را تغییر داده واز حلال‏‌ها و لذّت‏‌ها کناره گیرد. حضرت على(ع) آن تفکر را محکوم کرد و هنگامى که از آن حضرت پرسید: پس چرا خودتان این همه ساده ‏زندگى مى‏‌کنید؟ امام در پاسخ فرمود: من رهبر جامعه ما، خداوند بر رهبران لازم کرده که سطح زندگى خود را در سطح افراد ضعیف جامعه نگه دارند و در غم دیگران شریک باشند.

حضرت على(ع)در برخورد با خوارج متحجّر، هنگام اعزام نماینده خود ابن عبّاس به سوى آنان، به او دستور مى‏‌دهد بهترین لباس‏‌ها را بپوشد و خود را معطّر و خوشبو ساخته و با اسبى زیبا نزد آنها برود. بعضى آیه را این گونه تفسیر کرده‏‌اند که رزق و زینت دنیا، آمیخته با انواع تلخى‏‌هاست، ولى رزق و زینتِ آخرت، بی‏‌غصّه و خالص است.
۱- پیامبر، مسئول مبارزه با بدعت‏‌ها است. «قل مَن حرّم»
۲- اسلام، با زهد نابجا و ریاضت نامشروع و رهبانیّت، مخالف است «قل‏مَن‏حرّم»
۳- اصل در بهره‏‌گیرى از زینت‏‌ها و طیّبات، مباح بودن است، مگر دلیلى خاص بر حرمت آنها باشد. «مَن حرّم»
۴- استفاده مناسب از زینت و ترغیب مردم به آن، ارزشمند است. «زینة اللّه» زیرا زینت به خدا نسبت داده شده است.
۵ - راه رسیدن به خدا، ترک امور حلال و طیّب نیست، بلکه استفاده‏ بجا و رعایت قسط وعدل است. «قل مَن حرّم زینة اللّه...»
۶- اسلام، هماهنگ با فطرت و آیین اعتدال است، به نیازهاى طبیعى پاسخ مثبت مى‏دهد، آنچه را مفید است حلال مى‏شمرد و از آنچه ضرر دارد نهى مى‏‌کند. «مَن حرّم... أخرج لعباده»
۷- زینت، همچون غذا، مورد نیاز انسان است. (زینت در کنار خوارکى‏ها مطرح شده است) «زینة اللّه... و الطیّبات من الرّزق»
۸ - هدف اصلى از آفریدن نعمت‏‌ها، استفاده و برخوردارى مؤمنان است، گرچه کافران نیز بهره‌‏ مى‏‌برند. «قل هى للّذین آمنوا فى الحیاة الدنیا» البتّه در جاى دیگر مى‏‌فرماید: «انّا جعلنا ما على الارض زینة لها لنبلوهم أیّهم احسن عملاً» هرچه را روى زمین است، زینت آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدام یک بهتر عمل مى‏‌کنند»
۹- در بهره‌‏بردارى از نعمت‏‌هاى دنیوى، مؤمن و کافر یکسانند، ولى کامیابى قیامت مخصوص مؤمنان است. «للّذین آمنوا خالصة یوم القیامة»
۱۰- علم وعالم، جایگاه ویژه‏اى نزد خدا دارند. «کذلک نفصّل الایات لقوم‏یعلمون».

با این اوصاف می‌توان چنین نتیجه گرفت که خداوند متعال در این آیه به شکل بسیار شدیدی پاسخ کسانی را می‌دهد که گمان می‌کنند با تحریم و پرهیز از غذاها و روزی‌های پاک و حلال، می‌توانند زهد و پارسایی خود را به اثبات رسانند و این همان مسیر تقرب به خداوند است. بلکه خداوند متعال خطاب به پیامبر می‌فرماید هرگز روزی‌های پاک و زینت‌ها را تحریم نکرده است و اگر این امور حلال، بد بودند اساسا آنها را خلق نمی‌کرد. بنابراین، نعمات خداوند، حرام نیستند بلکه موهبت هستند و حرام آن چیزی است که مفسده‌ای را در پی داشته باشد.


- نظرات (0)

تلاوت قرآن در منزل

نماز و قرآن

در روایت آمده است: خانه‌هایی که در آنها تلاوت قرآن می‌شود، «تُضِیئُ لأهْلِ السمآءِ کما یضِیئُ النجْمُ [أَلْکوکبُ الدری] لأهْلِ الأرْضِ؛ چنان‌که ستاره یا ستاره درخشنده برای اهل زمین می‌درخشد، برای آسمانیان می‌درخشد».١

در گذشته صدای قرآن از منازل بلند می‌شد. در حالات اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام در شب عاشورا آمده است: «لَهُمْ دَوِی کدَوِی النحْلِ؛ زمزمه‌ای همانند صدای زنبور عسل داشتند».٢

همچنین آمده است که ایشان: «مَا بَینَ راکعٍ وَ ساجِدٍ وَ قائِمٍ وَ قاعِدٍ؛ در حالات مختلف برخی در رکوع و برخی در سجده و برخی ایستاده و بعضی نشسته [به عبادت و راز و نیاز و مناجات و انس با خدا مشغول بودند]».٣

و در خطبه همام در شمار ویژگی‌های متقین آمده است: «فَصافونَ أَقْدامَهُمْ یتْلُونَ آیاتِ الله‏ِ آناءَ اللیلِ و أَطْرافَ النهارِ؛ مرتب به نماز ایستاده و در لحظات شب در آغاز و پایان روز، آیات خدا را تلاوت می‌کنند».۴

در محضر بهجت، ج۲، ص۲۹۶
١. مشابه: اصول کافی، ج۲، ص۲۱۰؛ من‌لایحضره‌الفقیه، ج۱، ص۴۷۳؛ تهذیب، ج۲، ص۱۲۲؛ وسائل‌الشیعه، ج۲، ص۱۲۲؛ ج۵، ص۲۹۴؛ ج۸، ص۱۵۸؛ بحارالانوار، ج۸۴، ص۱۵۳؛ ارشادالقلوب، ج۱، ص۹۲؛ اعلام‌الدین، ص۲۶۲؛ ثواب‌الاعمال، ص۴۲؛ روضةالواعظین، ج۲، ص۳۲۱؛ المقنعة، ص۱۲۰. متن روایت در همه منابع یاد شده، در مورد خانه‌هایی که در ضمن نماز شب، قرآن تلاوت می‌شود، است. عین عبارت حدیث مذکور در کافی، ج۲، ص۲۱۰، روایت ۱۳۶۷ به این صورت است: «إِنَّ الْبُیوتَ الَّتی یصَلّی فیها بِاللَّیلِ بِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ، تُضیئُ لأهْلِ السَّماءِ کما تُضیئُ نُجُومُ السَّماءِ لأهْلِ أَلأرْضِ».
٢. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۹۳؛ اللهوف، ص۹۱.
٣. همان.
۴. مشابه این سخن از امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره ویژگی‌های تقواپیشگان و نشانه‌های مؤمنان نقل شده است، به این صورت: «أَمَّا اللَّیلُ فَصافُّونَ أَقْدامَهُمْ، تالینَ لأجزاءِ الْقُرْآنِ، یرَتِّلُونَه تَرْتیلاً...» ر.ک: وسائل‌الشیعه، ج۶، ص۱۷۲؛ مستدرک‌الوسائل، ج۴، ص۲۴۰؛ بحارالانوار، ج۶۴، ص۳۱۵ و ۳۴۱؛ ج۶۵، ص۱۹۴؛ ج۷۵، ص۲۸؛ امالی صدوق، ص۵۷۰؛ تحف‌العقول، ص۱۵۹؛ صفات‌الشیعة، ص۱۸؛ کتاب سلیم، ص۸۴۹؛ کنزالفوائد، ج۱، ص۹۰؛ نیز ر.ک: بحارالانوار، ج۷۵، ص۷۳؛ اعلام‌الدین، ص۱۳۸.

منبع:
مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره


- نظرات (0)