سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

راهی برای رهایی از بدهکاری

رهایی از بدهکاری

در قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام در باب موضوع اقتصاد و مسائل وابسته به آن؛ اعم از بدهکار و طلبکار و رفتار هرکدام از آنها در مقابل یکدیگر سخن گفته شده است ...
یکی از موضوعات مطرح در باب مسائل اقتصادی موضوع دِین می باشد.

حکم دین

به صورت طبیعی اگر کسی خودش را به زیر بار دِین ببرد، از جهت جایگاه اجتماعی افت پیدا می کند و این امر مکروه شناخته می شود. یعنی کسی که از راه درآمد خود می تواند زندگی طبیعی خود را داشته باشد و با این حال خود را زیر بار دِین ببرد مکروه خواهد بود.
حال اگر نیاز مالی جدی باشد، به همان اندازه که نیاز جدی است از کراهت بدهی کاسته می شود. گاهی ایجاد بدهی مباح شناخته می شود. گاهی دِین مستحب محسوب شده و گاهی معاملات منتهی به دِین در صورتی که نیاز فرد ضروری باشد و به جز معامله دینِ معامله دیگری نیاز فرد را رفع نکند، واجب شمرده می شود.
لذا حکم دِین در اسلام از مکروه شروع شده و مباح، مستحب و واجب را در بر می گیرد. به طور کلی احکام دِین بستگی به شرایط انسان دارد اگر انسان در شرایط طبیعی باشد، زیر بار دِین رفتن مکروه است و هر چقدر نیاز انسان بیشتر باشد استقراض منتهی به دِین به سمت واجب میل می کند.

وفای به دِین

اگر كسى در حالى كه قادر است، حق مسلمانى را به خاطر ترس از فقر، ادا نكند، باید بداند كه خدا قادرتر است كه او را فقیر كند تا این كه او بخواهد غناى خود را با ندادن حق دیگران تامین كند

یکی از مسائل جدی که در مورد دِین به آن بسیار پرداخته شده بحث وفای به دِین است. آیه نخست سوره مائده بیان می کند: "ای کسانی که ایمان آورده اید به صورت کامل و تمام عیار به قراردادهای خود پایبند باشید."
یکی از اصول پایبندی به قرار داد، تعهد به ادای دِین در سررسیدهای مقرر است. اگر من یک معامله مدت دار انجام داده ام باید در موقع مقرر شده، بدهی خود را بپردازم و به وفای به موقع آن پایبند باشم.
قرآن با استفاده از لفظ وفا و با صیغه امر، وفای به دین را واجب می شمارد.
در روایتی امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ لا یَعْتَقِدُ الاَمانَةَ وَ لا یَجْتَنِبُ الْخیانَةَ؛ بدترین مردم كسى است كه پایبند به امانت نباشد و از خیانت دورى نكند. [غررالحكم، ج۴، ص۱۷۵، ح ۵۷۳۴]
و نیز طبق روایاتی که از پیغمبر صلی الله و علیه و آله به ما رسیده ایشان وفای به عهد را ویژگی بهترین امت می داند. می فرماید: پیامبر صلی الله علیه و آله: خیارُكُمْ اَحْسَنُكُمْ قَضاءً لِلدَّیْنِ؛ بهترین شما كسانى هستند كه قرض خود را بهتر ادا كنند. [نهج الفصاحه، ح ۱۴۷۴]

حکم تأخیر ادای دین

در بعضی روایات عنوان شده است که اگر کسی توانایی پرداخت بدهی را داشته باشد و پرداخت آن را به تعویق بیاندازد این مسئله ظلم است و در واقع خیانت است.
در بیانی امام باقر علیه السلام مى فرمایند: مَن حَبَسَ حقَّ امرِى مُسلم و هو یَقدرُ على اءَن یُعطیَه ایَّاهُ مَخَافَةَ مِن اءَنَّه ان خَرَجَ ذلكَ الحقُّ مِن یدهِ اءَن یَفتَقِرَ كانَ الله عزّوجلّ اءَقدَرَ على اءَن یُفقِرَه منهُ على اءَن یُغنىَ نفسَه بِحَبسه ذلكَ الحقَّ (من لا یحضره الفقیه ، ج 3، ص 112، حدیث 477، وسایل الشیعه ، ج 18، ص 331، حدیث 23788).
اگر كسى در حالى كه قادر است، حق مسلمانى را به خاطر ترس از فقر، ادا نكند، باید بداند كه خدا قادرتر است كه او را فقیر كند تا این كه او بخواهد غناى خود را با ندادن حق دیگران تامین كند.
منظور امام علیه السلام این است كه اثر وضعى نپرداختن بدهى و ندادن حق صاحب حق، این است كه انسان در نهایت، محتاج و فقیر مى شود.
از جمله تعابیر دیگرى كه در روایات به كار رفته این است كه اگر بدهكار در اداى دین، مسامحه كند، آبرو و حیثیت خود را در معرض خطر قرار داده است؛ یعنى علاوه بر اثر وضعى آن كه فقر دنیوى و عقوبت اخروى است، موجب مى شود كه آبروى او در معرض خطر قرار بگیرد.

امام رضا علیه السلام در روایتى از پدرشان و ایشان از رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم نقل مى كنند كه حضرت فرمودند: لَىُّ الواجدِ بالدَّینِ یُحِلُّ عِرضَهُ و عُقُوبتَه ما لَم یكُن دَینُهُ فیما یَكرَه الله عزّوجلّ(وسایل الشیعه ، ج 18، ص 334، حدیث 23792).
مسامحه و سستى انسانى كه توانایى پرداخت دین را دارد، علاوه بر عقوبتى كه دارد عرض و آبروى او را در معرض خطر قرار مى دهد.
پس ادای دِین یکی از آموزه های جدی قرآن و سنت پیامبر و سنت ائمه اطهار علیهم السلام می باشد.
در کنار آیات فوق، حدیث نبوی معروف «المسلمون عند شروطهم» (وسائل الشیعه، ج 18، ص 16) نیز دلالت می کند که مسلمانان به آنچه ملتزم شده اند، وفا دارند و طبق التزامشان عمل می کنند.

سخنی با طلبکاران عزیز

هر کسى که در عمر خود یک بار سوره "یس" را بخواند دچار تنگدستى و بدهکارى و خانه خرابى و رنج و دیوانگى نشود. و به جذام و وسواس و سایر بیماری هاى زیان آور مبتلا نمى گردد، و خداوند دشوارى مرگ را بر وى آسان مى  کند، و خود کار قبض روحش را به عهده مى گیرد، و در زمره کسانى خواهد بود که خداوند متعال گشایش روزى و شادمانى او به هنگام مرگ و اسباب خشنودى به پاداشهاى اخروى او را تضمین کرده است

در کنار سفارش به ادای به موقع دین، به طلبکاران نیز سفارشاتی شده است. به طلبکاران توصیه شده اگر کسی بدهکار بود، برای او فرجه و فرصت فراهم کنید.
به عبارتی قرآن با توصیه ای اخلاقی، بحث حقوقى خود را تكمیل مى كند. قرآن کریم به طلبكاران مى گوید: در این گونه موارد كه بدهكاران سخت در تنگنا قرار دارند اگر بدهى آنان بخشوده شود، از هر نظر براى شما بهتر است. (أَن تَصَدَّقُواْ خَیرٌ لَّكُم) احساس كینه توزى و انتقام را به محبت و صمیمیت مبدل مى سازد و افراد ضعیف جامعه را به فعالیت مجددى كه نتیجه اش نصیب همگان مى شود، وا مى دارد و اضافه بر اینها، صدقه و انفاقى در راه خدا محسوب مى شود كه ذخیره روز پسین خواهد بود. [تفسیر نمونه 2/378-377]
این مطلب در آیه 280 سوره مبارکه بقره مطرح شده است: «اگر (بدهکار) تنگدست بود، او را تا فراخ دستی مهلت باید داد و صدقه دادن شما (گذشت از بدهی) برای شما بهتر است، اگر بدانید».

کلام آخر:

امام محمد باقر علیه السلام در بیانی دستور العملی برای جلوگیری از بدهکاری و تنگدستی توصیه کرده اند که البته قبل از بیان روایت، این نکته را فراموش نکنیم که این سفارش به تنهایی و بدون در نظر گرفتن مسائل دیگر و مرتبط با گرفتاری ها و تنگدستی های انسان اعم از سستی و تنبلی، دروغ گفتن در زندگی، ربا، عدم پرداخت خمس و.... قطعا به تنهایی کارگشا نخواهد بود.
امام محمد باقر علیه السّلام فرمودند: هر کسى که در عمر خود یک بار سوره "یس" را بخواند دچار تنگدستى و بدهکارى و خانه خرابى و رنج و دیوانگى نشود. و به جذام و وسواس و سایر بیماری هاى زیان آور مبتلا نمى گردد، و خداوند دشوارى مرگ را بر وى آسان مى کند، و خود کار قبض روحش را به عهده مى گیرد، و در زمره کسانى خواهد بود که خداوند متعال گشایش روزى و شادمانى او به هنگام مرگ و اسباب خشنودى به پاداشهاى اخروى او را تضمین کرده است. (ترجمه ثواب الأعمال، ص: 295)

منابع:
پژوهشکده پولی و بانکی؛ مقاله رسول خوانساری و فرشته ملاکریمی
مقاله موسویان و بهاری قراملکی. 1391، مبانی فقهی بازار پول و سرمایه، انتشارات دانشگاه امام صادق (علیه السلام)



- نظرات (0)

این تصویر حقیقی نیست!

داعش

سرچشمه اسلام

چندی پیش، عربستان، یکی از بزرگ ترین مدعیان اسلام در جهان، اقدام به اعدام تنی چند از مخالفان حکومتش کرد که در رأس آن ها عالم مجاهد، شیخ نمر النمر قرار داشت. بزرگ ترین خطایی که از این عالم مسلمان سر زد و برخورد حکومت سعودی را در پی داشت، انتقاد از رفتارهای ضد اسلامی حاکمان عربستان بود. این رفتار خشونت آمیز عربستان وقتی در کنار حملات وحشیانه این کشور به یمن، حمایت های بی دریغ از گروهک های تکفیری در سوریه و عراق و حضور این کشور در همه ناامنی های منطقه مورد توجه جهانیان قرار گیرد، نه تنها جذابیتی ندارد، بلکه زمینه نفرت و دوری را فراهم می کند.
                      نماند ستمکار بد روزگار                  بماند بر او لعنت پایدار (سعدی)
بهمن ماه سال گذشته بود که اولین نامه رهبر انقلاب خطاب به جوانان غربی منتشر شد. آن نامه که درست بعد از حادثه اهانت یکی از نشریات فرانسوی به ساحت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نوشته شد جوانان را به شناخت و بررسی اسلام دعوت می کرد؛ شناختی که منابع آن دست اول باشد نه اینکه از کانال رسانه های غربی یا گروه های تروریستی عبور کرده باشد. ایشان در آن نامه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و قرآن را تنها راه مطمئن برای آشنایی با اسلام معرفی کرد؛ قرآن به عنوان برنامه جامع اسلام برای بشر و پیامبر به عنوان یک الگوی تمام عیار و نتیجه کامل برنامه های قرآن.

 تقوا، که همان دوری از تاریکی ها و پلشتی هاست، اصلی ترین کلیدواژه ای است که اخلاق قرآن بر مدار آن می چرخد.

قرآن و خشونت

در قرآن کریم نه تنها هیچ دستوری در زمینه بی رحمی و سنگدلی صادر نشده و ساحت خود را به این پلیدی نیالوده بلکه دعوتش از ابتدا تا انتها به حُسن و پاکی و کمال است و پیش بینی عاقبتی ناخوشایند برای زورگوهای متکبر.
تقوا، که همان دوری از تاریکی ها و پلشتی هاست، اصلی ترین کلیدواژه ای است که اخلاق قرآن بر مدار آن می چرخد.
تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لایُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ؛ (قصص؛ 83)
این سراى آخرت را تنها براى کسانى قرار مى دهیم که اراده برترى جوئى در زمین و فساد را ندارند و عاقبت نیک براى پرهیزگاران است.
این ادعای قرآن است و در جای جای آن بر این ادعا پای می فشرد و از آن منحرف نمی شود. قرآن بهترین مصداق انسانیت را در حضرت محمد صلی الله علیه و آله می بیند. اخلاق او را می ستاید و به عنوان الگو، معرفی اش می کند.

پیامبر و خشونت

احوال و اخلاق رسول خدا صلی الله علیه و آله به صورت گسترده در کتب تاریخی و روایی منعکس شده است. حتی جزئی ترین رفتارهای پیامبر، مثل خوردن و راه رفتن و خوابیدن و لباس پوشیدن، مورد توجه قرار گرفته و برای سایرین روایت شده است.
قرآن کریم، اخلاق پیامبر صلی الله و علیه و آله را چنین توصیف می کند:
وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیم ؛ (قلم؛ 4) و یقیناً تو بر ملکات و سجایاى اخلاقى عظیمى قرار دارى.
حسن رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله اختصاص به مسلمین نداشت؛ بلکه شامل کفار و مشرکین و اهل کتاب نیز می شد. از همین رو بود که در مدت حضور پیامبر در مکه، ارتباط مردم با پیامبر موجب واهمه مشرکین از مسلمان شدن آن ها بود، تا جایی که با روش هایی مثل تحریم و توهین سعی در قطع این ارتباط داشتند.
لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك؛ (ال عمران؛ 159) اگر درشت خوی و سخت دل بودى از پیرامونت پراکنده مى شدند.
همین مطلب، اخلاق پیامبر را برای مردم عصر امروز روشن می کند. پیامبر خود می گوید که اخلاق اهل بیت چنین است: بخشیدن کسی که به آن ها ظلم می کند و بخشش به کسی که آن ها را محروم می کند. خشونت با این جوانمردی که از پیامبر نقل شده قابل جمع نیست.

در قرآن کریم نه تنها هیچ دستوری در زمینه بی رحمی و سنگدلی صادر نشده و ساحت خود را به این پلیدی نیالوده بلکه دعوتش از ابتدا تا انتها به حُسن و پاکی و کمال است و پیش بینی عاقبتی ناخوشایند برای زورگوهای متکبر.

بهانه های واهی

شاید برخی از مسلمان نماها برای رفتارهای افراطی و خشونت آمیزشان دلایلی بتراشند؛ دلایلی که در ظاهر آن ها را از قرآن گرفته اند اما با ندانستن حقیقت، در مسیر شیطان گام برداشته اند. این دو نمونه را بنگرید: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم ؛ (فتح؛ 29)
محمّد (صلی الله علیه و آله) فرستاده خداست؛ و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربان اند.
برخی از واژه «أشدّاء» خشونت برداشت کرده اند در حالی که «شدة» به معنی صلابت است و قدرت نه به معنی خشونت.

پیامبر صلی الله علیه و آله از جایی عبور می کرد. دید عده ای سنگی بلند می کنند. پرسید که چه می کنند. گفتند که با این آزمایش، محکم ترین و قوی ترین مرد (أشدّنا وأقوانا) معلوم می شود.
در جای دیگری از قرآن خداوند به مسلمانان در مورد رفتار با کفار چنین دستور می دهد:
وَلْیَجِدُوا فیكُمْ غِلْظَة؛ (توبه؛ 123) آن ها باید در شما «غلظة» را ببینند.
مرحوم علامه طباطبایی (ره) در مورد معنی «غلظة» چنین می گوید: «غلظة» به معنی شدت و سرسختى نشان دادن به خاطر خداست، و معنایش این نیست که با کفار خشونت و سنگدلى و بداخلاقى و قساوت قلب و جفا و بی مهری نشان دهید، چرا که این معنا مورد مذمت همه اصول دینی است. (المیزان؛ ج9؛ ص404)

کلام آخر:

شاید حاکمیت جهالت است که حاکمان زورگو را وا می دارد تا عالمان را سر به نیست کنند و این چنین تصویر زشتی را از اسلام ترسیم کنند که هر چند تصویر حقیقی نیست، اما تأثیر نامیمونش را خواهد گذاشت.
          چون سفیهان راست این کار و کیا                        لازم آمد یَقتُلونَ الأنبیاء (مولوی)


- نظرات (0)

سپر هوایی

8

«لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّه؛

براى (انسان) نگهبانانى گماشته شده است كه به ‏فرمان خدا، او را پیش رو و پشت سر (از هلاك و نابودى) حفظ مى‏كنند» (رعد/11)

پاسدارانى كه از ما مراقبت مى‏كنند

انسان مثل موجودات دیگر، محتاج و نیازمند آفریده شده؛ از روز اول كه به صورت سلولى در رحم مادر قرار مى‏گیرد نیازمندى، سراسر وجود او را در برگرفته كرده و همیشه با او همراه است.

اگر بشر از نظر تعقل و فكر، قوى و نیرومند است و با کمک دانش و بینش، زمین و دریا و فضا را تسخیر نموده است، از نظر شرایط زندگى و لوازم حیات در محدودیت شدیدى قرار دارد؛ مثلا اگر چند لحظه اكسیژن هوا، وارد شش‏هاى او نگردد، خفه مى‏شود. اگر فشار هوا كم و زیاد گردد، زندگى او در خطر مى‏افتد، اگر درجه حرارت هوا از حد معینى بالا یا پایین رود، نابود مى‏شود و انسان مقتدر، از حركت و جنبش باز مى‏ماند.این حقیقت را قرآن در آیاتى یاد آور شده و مى‏فرماید:

«یَاأَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ؛

اى مردم! شما نیازمندان درگاه خدا هستید، و خدا بى‏نیاز و شایسته ستایش است» (فاطر/15)

اگر بخواهیم واقعیت نیازمندى انسان را با مثالی بیان كنیم باید بگوییم: انسان با همه قدرت خود، مانند لامپ نیرومند پر نوری است كه چشمها را خیره مى‏سازد. این نور خیره كننده هر چه باشد، از خود او نیست و هر لحظه از مركز مولد برق، به آن قوه و نیرو مى‏رسد و اگر یك لحظه جریان برق قطع گردد، فوراً خاموش شده و خودنمایى آن تمام خواهد شد.

خلاصه بشر براى ادامه زندگى خود در آغوش طبیعت باید از عوامل بى‏شمارى كمك گیرد و اگر این كمك‏ها و امدادها به او نرسد؛ چراغ زندگى او به خاموشى گراییده از حركت و جنب و جوش مى‏افتد.

از طرف دیگر، در اطراف وجود انسان عوامل نابود كننده، فراوان است كه درهر لحظه، هستى و زندگى او را تهدید مى‏كنند:

گاهى در شبانه روز هزاران تن سنگ‏هاى آسمانى كره خاك را سنگباران مى‏كنند، حیات و زندگى بشر را به فنا و نابودى تهدید مى‏نمایند و دست آفرینش براى حفظ انسان، یك سپر هوایى (جوّ زمین) بر دور كره خاك كشیده تا سپرى در برابر این صخره‏ها باشد و این سنگ‏ها با اصابت به این زره هوایى، آتش بگیرند و از بین بروند.

عوامل انحراف فكرى از چپ و راست انسان را احاطه كرده، ایمان و اخلاق و فضایل او را تهدید مى‏كنند و در برابر همه این عوامل، حامیانى مانند مربیان صالح و پیامبران و پیشوایان وسایر عوامل و موجبات هدایت وجود دارد كه او را از هر نوع انحراف باز مى‏دارند.

خداوند براى حفاظت بدن و روح انسان پاسدارانى آفریده است كه بقا و هستى او را در برابر حوادث بیمه كنند و این عوامل همان است كه در این آیه به عنوان «معقبات» از آن یاد شده و مى‏فرماید:

«لَهُ مُعَقِباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ و مِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ اَمْرِ اللَّهِ؛

براى انسان حامیان و مراقبانى هستند كه وجود او را از هر نظر حراست مى‏كنند»

قسمتى از این «معقبات» (حامیان) همان‏هایی هستند كه بیان شده و براى ما ملموس و قابل مشاهده هستند و از طریق حس از حمایت آنها از تن و روان خود آگاهیم؛ ولى قسمت دیگر از این حامیان یك سلسله عوامل نامریى دیگرى است كه قرآن از آنها در آیاتی دیگر به لفظ «حافظین» تعبیر مى‏آورد و مى‏فرماید:

«وَ إِنَّ عَلَیْكُمْ لَحَافِظِینَ ؛

براى شما نگهبانانى (فرشتگان) گمارده‏ایم» (انفطار/10)


- نظرات (0)

چه کسانی شفاعت می‏شوند

شفاعت

شفاعت اولیای الهی در روز قیامت، متوقف بر شرایطی است که در همین دنیا باید آن شرایط را به دست آورد. در آیات و روایات، برای هیچ فرد یا گروهی، تضمین نشده است که حتماً مورد شفاعت قرار می‏گیرند؛ بلکه صفات و ویژگی‏های کلی کسانی که از این نعمت بهره‏مند و یا محرومند، بیان شده است.

بر اساس آیات و روایات، شرایط شمول شفاعت نسبت به بنده گنه‏کار، عبارتند از:

1. رضایت خداوند

شفیعان، واسطه فیض خدا هستند و به همین جهت، شرط اصلی و اساسی شفاعت، این است که مورد رضایت و پسند خداوند باشد. شفیعان، کسانی هستند که خداوند، آنان را برای این کار پسندیده و به آنان اجازه شفاعت داده است. قرآن کریم می‏فرماید: «در آن روز، شفاعت کسی سودمند نیست؛ مگر آن کسی که خدای رحمان به او اجازه دهد».(1)

شفاعت شوندگان نیز باید مورد رضایت و پسند خداوند باشند؛ یعنی شفاعت در حق کسانی مؤثر خواهد شد که در دنیا در مسیر اطاعت، بندگی و رضایت خداوند قرار داشته باشند. قرآن کریم می‏فرماید: «و [شفیعان [شفاعت نمی‏کنند، مگر برای کسی که مورد رضایت و پسند خداوند باشد».(2)

در روایات آمده است که کسی که ذریه و فرزندان رسول اکرم را آزار دهد، مورد شفاعت آن حضرت نخواهد بود. پیامبر می‏فرماید: «به خدا سوگند! برای کسانی که فرزندان و ذریه‏ام را آزار کرده باشند، شفاعت نمی‏کنم».

در حقیقت، شفاعت، تجلّی اراده و خواست خداوند، مبنی بر بخشش و آمرزش بندگانی است که در دنیا عقیده و عملشان مورد رضایت خداوند بوده است؛ هرچند دچار خطا و لغزش نیز شده‏اند و شفاعت، پاداشی در حق آنان است.

2. حفظ اصل ایمان

کسانی مورد شفاعت قرار می‏گیرند که به سبب گناهان، اصل ایمانشان به خطر نیفتاده باشد. به همین جهت، در منابع دینی، چنین آمده است که کافر، مشرک و منافق، در روز قیامت، مورد شفاعت قرار نمی‏گیرند.

رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله فرموده است: «شفاعت، برای تردیدکنندگان، مشرکان و کافران نیست؛ بلکه برای موءمنان یکتاپرست است».(3)

3. عمل به دستورات دینی

گنه‏کارانی مورد شفاعت قرار می‏گیرند که مطیع دستورات خدا، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله و اولیای دین باشند؛ یعنی درست بر خلاف آن‏چه که برخی گمان می‏کنند که وعده به شفاعت، موجب تشویق افراد به ارتکاب گناه و سر باز زدن از مسئولیت می‏شود، شرط شفاعت، عمل به دستورات دین و اطاعت از خدا و رسول و امامان معصوم علیهم‏السلام ذکر شده است. کسی که روش عملی او اطاعت از خدا و عمل به وظایف و مسئولیت‏های دینی بوده، اما گاهی هم دچار لغزش و خطا شده است، شایستگی دریافت رحمت الهی را در آخرت خواهد داشت.

امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «هرکس دوست دارد شفاعت در مورد او سودمند واقع شود، باید درصدد جلب رضایت خداوند برآید. بدانید که هیچ کس، رضایت خداوند را جلب نخواهد کرد، مگر با اطاعت از خدا و پیامبر و اولیای الهی از آل محمدعلیهم‏السلام».(4) این روایت ضمن بیان شرط اساسی شفاعت (رضایت خداوند)، راه جلب خشنودی او را عمل به دستورات دین دانسته است.

از دیدگاه قرآن کریم، علت این‏که شفاعت به حال برخی از اهل دوزخ سودی نمی‏بخشد، عدم پای‏بندی آنان به احکام و وظایف دینی است: «از اهل دوزخ سؤال می‏کنند که: چه چیزی شما را جهنمی کرد؟ می‏گویند: ما از نمازگزاران نبودیم و بینوا را اطعام نمی‏کردیم و با اهل باطل، همراه و هم‏صدا بودیم و روز پاداش را دروغ می‏انگاشتیم تا این‏که مرگ ما فرا رسید؛ پس شفاعت شافعان، به حال آنان، سودی نمی‏بخشد».(5)

اهمیت عمل به احکام و وظایف دینی، به حدی است که در مواردی، حتی سبک شمردن و اهمیت ندادن به آن، موجب محرومیت از شفاعت می‏شود. رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله فرموده است: «شفاعت من به کسی که نمازش را سبک بشمارد، نمی‏رسد».(6)

4. رابطه معنوی شفاعت شونده و شفیعان

کسانی مورد شفاعت قرار می‏گیرند که در دنیا، ارتباط روحی و معنوی خاصی بین آنان و شافعان برقرار شده باشد؛ کسانی که نسبت به اولیای الهی، محبت و مودّت دارند و در دنیا، تحت جذبه هدایت‏گری آنان قرار گرفته، هم‏فکر، هم‏عقیده و همراه ایشان بوده‏اند، در آخرت نیز مورد شفاعت آنان قرار می‏گیرند.در حقیقت، یکی از حکمت‏هایی که سبب شد تا خداوند، اولیای الهی را در روز رستاخیز، واسطه و شفیع مغفرت و بخشش خود، به این افراد قرار دهد، همین رابطه معنوی و سنخیتی است که در دنیا میان آنان برقرار بوده است. زیرا این محبت، موجب تقویت رابطه معنوی با آنان می‏شود. محبت حقیقی، محب را شیفته محبوب کرده، موجب همسانی در عقاید، اخلاق و سلیقه‏ها می‏شود. محبت و مودّت حقیقی نسبت به پیامبر اکرم و امامان علیهم‏السلام، مانع ارتکاب گناه و دل‏بستگی‏ها و وابستگی‏های کاذب می‏شود. بر این اساس، محبت اولیای الهی، یکی از شرایط شفاعت آنان است تا انسان در پرتو آن محبت، از مغفرت، رحمت و لطف الهی بهره‏مند گردد.(7)

در منابع دینی، چنین آمده است:

- «عالم برای کسانی که با هدایت او ره یافته‏اند، شفاعت می‏کند».(8)

- «امامان معصوم علیهم‏السلام برای شیعیان و پیروان خود شفاعت می‏کنند».(9)

- «کسانی که حلقه ارتباط و اتصال به اولیای الهی را گسسته و ولایت امامان را نپذیرفته‏اند، مورد شفاعت آنان قرار نمی‏گیرند».(10)

به همین جهت در روایات آمده است که کسی که ذریه و فرزندان رسول اکرم را آزار دهد، مورد شفاعت آن حضرت نخواهد بود. پیامبر می‏فرماید: «به خدا سوگند! برای کسانی که فرزندان و ذریه‏ام را آزار کرده باشند، شفاعت نمی‏کنم».(11)

در مورد دانشمندان و کسانی که به بشریت خدمت کرده‏اند - مانند ماری کوری، لوئی پاستور، انیشتین و... - به نکات زیر دقت کنید:

الف) بیشتر آنان، ملحد و کافر نیستند؛ بلکه به خداوند معتقدند.

شفاعت اولیای الهی در روز قیامت، متوقف بر شرایطی است که در همین دنیا باید آن شرایط را به دست آورد. در آیات و روایات، برای هیچ فرد یا گروهی، تضمین نشده است که حتماً مورد شفاعت قرار می‏گیرند؛ بلکه صفات و ویژگی‏های کلی کسانی که از این نعمت بهره‏مند و یا محرومند، بیان شده است.

ب) هر چند که آخرین و کامل‏ترین دین، دین اسلام است و تمام انسان‏ها باید در برابر این پیام، سر تسلیم فرود آورند، اما باید توجه داشت که آنان انسان‏هایی نیستند که با خداوند، سر جنگ و عناد داشته باشند؛ بلکه چون جاهل و بی‏خبر از اسلامند، بدان نگرویده‏اند.

باید گفت که افراد جاهل نیز خود دو گونه‏اند: جاهلان قاصر و جاهلان مقصر. در زمان‏های گذشته با نبود امکانات ارتباطی و اطلاع رسانی و امروزه نیز با وجود تبلیغات دروغین ضد اسلامی، رسیدن به حقیقت برای برخی افراد ممکن نیست. از این رو، نمی‏توان کسانی را که به بشریت خدمت کرده‏اند، جزء جاهلان مقصر دانست و آنان را گناهکار و محروم از شفاعت شمرد. آن چه گفته شد، از منظر بشری و انسانی است؛ اما خداوند، بر اساس علم و آگاهی مطلق، حکمت و رحمت خویش، حکم می‏کند و به بندگانش نظر می‏افکند.(15)

 

پی‌نوشت‌ها:

1. طه، آیه 109.

2.انبیاء، آیه 28.

3. ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 1472.

4. مجلسی، بحار الانوار، ج 75، ص 220.

5. مدثر (74)، آیات 42 - 48.

6. میزان الحکمه، ج 4، ص 1472.

7. ر.ک: محمد شجاعی، تجسم عمل و شفاعت، ص 106

8. میزان الحکمه، ج 4، ص 1475.

9. همان

10. بحارالانوار، ج 8، ص 736.

 

منبع:

مجله پرسمان،بهمن 1385، شماره55
- نظرات (0)

قابل توجه آقایانی که قصد تجدید فراش دارند!!

زن و مرد
مقصود از عدالت در چند همسری که در آیه « فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ» آمده، چیست؟

برنامه‌ها و احکام الهی، منطبق با فطرت و احتیاجات و نیازهای واقعی بشر جعل شده است که اگر انسان خردمند با دقت نظر در آن اندیشه کند ، قطعاً به بسیاری از آنها پی می‌برد.

از جمله این احکام که مورد اتفاق شیعه و سنی می‌باشد؛ تجویز تعدّد زوجات و چند همسری است که به طور یقین خداوند حکیم، با در نظر گرفتن تفاوت ساختمان بدن و نیازهاى جسمی و روانى مردان و زنان و ارگانیسم بدنی و روانی دو طرف، آن را تشریع نموده و در قرآن کریم فرموده است: «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ»؛[1] و اگر در اجراى عدالت میان دختران یتیم بیمناكید، هر چه از زنان [دیگر] كه شما را پسند افتاد، دو دو، سه سه، چهار چهار، به زنى گیرید. پس اگر بیم دارید كه به عدالت رفتار نكنید، به یك [زنِ آزاد] یا به آنچه [از كنیزان‏] مالك شده‏اید [اكتفاء كنید]. این [خوددارى‏] نزدیكتر است تا به ستم گرایید [و بیهوده عیال‏وار گردید].

محبت‌هاى درونى مادامى که موجب ترجیح بعضى از همسران بر بعضى دیگر از جنبه‌هاى عملى نشود ممنوع نیست، آنچه مرد موظّف به آن است رعایت عدالت در جنبه‌هاى عملى و خارجى است

کلمه «مَثنى» بر وزن «مفعل» است و کلمه «ثُلاث» و «رُباع»، بر وزن «فعال» است، و این دو وزن (مفعل و فعال) در باب اعداد، دلالت بر تکرار ماده می‌کند. در نتیجه، معناى «مثنى»، دو تا دو تا و معناى «ثلاث»، سه تا سه تا و معناى «رباع» چهار تا چهار تا است و چون خطاب در آیه به تمامى مردم است، نه به یک نفر، لذا هر یک از این سه کلمه را با حرف «واو»، از دیگرى جدا کرد تا تخییر را برساند و این معنا را افاده کند که هر یک از مۆمنان اختیار دارند در این‌ که دو یا سه و یا چهار نفر همسر براى خود انتخاب کنند، از آن ‌جا که تمام مردم در این‌جا مخاطب مى‏باشند، عددهاى «دو»، «سه» و «چهار» باید در قالب کلماتى ادا شوند که بیانگر تکرار است که آن کلمات عبارتند از: «مثنى»، «ثلاث» و «رباع».[2]

البته قرآن کریم، گرفتن چند همسر را مشروط به رعایت عدالت، بین همسران قرار داده است و با جمله «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً »، آن را تعدیل نموده و در محور اعتدال، و میانه‌روى در زندگى قرار داده است، چنانچه بیم آن رود که نتوانند به این شرط عمل نمایند، تنها باید به یک همسر اکتفا کنند.[3]

بدون تردید «عدالت» در محبت‌هاى قلبى خارج از قدرت انسان است، چه کسى می‌تواند محبت خود را که عواملش در بیرون وجود او است از هر نظر تحت کنترل درآورد؟

به همین دلیل، رعایت این نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده و در آیه دیگر می‌فرماید: «شما هر قدر کوشش کنید نمی‌توانید در میان همسران خود (از نظر تمایلات قلبى) عدالت و مساوات برقرار سازید».[4] زیرا محرّک و انگیزه‌های تمایل قلبی؛ مانند زیبایی، کمالات دینی و شخصیتی یک زن ، همگی بیرونی و خارج از اختیار مرد است و چیزی که خارج از اختیار انسان باشد مورد تکلیف واقع نمی‌شود.

زن

بنابر این، محبت‌هاى درونى مادامى که موجب ترجیح بعضى از همسران بر بعضى دیگر از جنبه‌هاى عملى نشود ممنوع نیست، آنچه مرد موظّف به آن است رعایت عدالت در جنبه‌هاى عملى و خارجى است.[5]

از این بیان روشن می‌شود: کسانى که خواسته‌اند از ضمیمه کردن آیه «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً» به آیه «وَلَن تَسْتَطِیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَیْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ» چنین نتیجه بگیرند که تعدّد زوجات در اسلام مطلقاً ممنوع است؛ زیرا در آیه نخست آن را مشروط به عدالت کرده، و در آیه دوم عدالت را براى مردان در این مورد امرى محال دانسته است، سخت در اشتباهند؛ زیرا همان‌طور که اشاره شد عدالتى که مراعات آن از قدرت انسان بیرون است، عدالت در تمایلات قلبى است، و این از شرایط تعدّد زوجات نیست و آنچه از شرایط است عدالت در جنبه‌هاى عملى است.[6]

گواه بر این موضوع ادامه آیه است: «تمام تمایل قلبى خود را متوجه یک نفر از آنان نسازید که دیگرى را به صورت بلاتکلیف در آورید»؛[7] یعنى اکنون که نمی‌توانید مساوات کامل در محبت میان همسران خود رعایت کنید ، لااقل تمام تمایل قلبى خود را متوجه یک نفر از آنان نسازید که دیگرى را به صورت بلا تکلیف در آورید.[8]

با توجه به مطالبی که ذکر شد؛ مقصود از این عدالت -که شرط گرفتن چهار زن می‌باشد- این است: دادن نفقه به هر یک از همسران در حدّ شأن آنها، رعایت مساوات در مسائل زناشویی و هم‌خوابگی[9] و رفتار نیکو و گشاده‌رویی[10] به همه همسران بدون فرق گذاشتن بین آنها، نه این‌که نسبت به برخی ابراز احساسات و محبّت نماید و نسبت به برخی دیگر کاملاً بی‌اعتنا یا کم توجّه باشد.

 

پی نوشت ها :

[1]. نساء، 3.

[2]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 4، ص 167 - 168، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ پنجم، 1417ق.

[3]. حسینى همدانى، سید محمد حسین، انوار درخشان، محقق: بهبودی، محمد باقر، ج 3، ص 332، کتابفروشى لطفى، تهران، چاپ اول، 1404ق.

[4]. «وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ»؛ نساء، 129.

[5]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 3، ص 255، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.   

[6]. همان، ص 255 – 256؛ و ر.ک: موسوی خویی، سید ابو القاسم، موسوعة الإمام الخوئی، ج 1، ص 212 – 213، مۆسسة إحیاء آثار الإمام الخوئی، قم، چاپ اول، 1418ق.

[7]. «فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَةِ»؛ نساء، 129.

[8]. تفسیر نمونه، ج 3، ص 256.

[9]. ر.ک: موسوی خویی، سید ابو القاسم، صراط النجاة (المحشّٰی)، گردآورنده: عاصی عاملی، موسی مفید الدین، ‌ج 3، ص 253، مکتب نشر المنتخب، قم، چاپ اول، 1416ق؛ مکارم شیرازی، ناصر، استفتاءات جدید، محقق و مصحح: علیان‌نژادی‌، ابوالقاسم، ج 1، ص 246، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، قم، چاپ دوم، 1427ق.

[10]. محدث بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، محقق و مصحح: ایروانی، محمد تقی، مقرم‌، سید عبد الرزاق، ج 24، ص 609، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1405ق؛ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محقق و مصحح: قوچانی، عباس، آخوندی، علی، ج 31، ص 182، ‌دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ هفتم، 1404ق. 


- نظرات (0)

تعدد زوجات، محال یا ممکن؟

تعدد زوجات، محال یا ممکن؟

روزى، ابن ابى العوجاء، یكى از دانشمندان مخالف اسلام، پرسشى درباره تعدد زوجات، مطرح كرد و گفت: قرآن از سویى در آیه سومِ سوره نساء، مى فرماید:

(فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباع فَاِنْ خِفْتُمْ اَلاّ تَعْدِلُوا فَواحِدة ) یعنى: " با زنان پاك مسلمان ازدواج كنید، با دو یا سه و یا چهار زن؛ و اگر مى ترسید میان آنها به عدالت رفتار نكنید، پس به یك همسر اكتفا كنید”.

و از سوئى دیگر در آیه 129 همین سوره مى فرماید:

(وَ لَنْ تَسْتَطیعُوا اَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ) یعنى: “هرگز نمى توانید، میان زنان به عدالت رفتار كنید؛ هر چند در این راه بكوشید”.

با ضمیمه كردن آیه دوم به آیه اول در می یابیم كه تعدد زوجات در اسلام ممنوع است؛ زیرا تعدد زوجات مشروط به عدالت است و عدالت هم ممكن نیست. پس تعدد زوجات در اسلام حرام است.

هشام از پاسخ باز ماند و از ابن ابى العوجاء فرصت خواسته و براى گرفتن پاسخ به مدینه شتافت. هشام سخن ابن ابى العوجاء را براى حضرت امام صادق علیه السّلام باز گفت. امام فرمود: منظور از عدالت در آیه سومِ سوره نساء، عدالت در نفقه و رعایت حقوق همسرى و طرز رفتار و كردار است؛ و مراد از آیه 129 همین سوره، عدالت در تمایلات قلبى است.

(2) بنابراین تعدد زوجات در اسلام حرام نیست و با شرایطى جایز است.

هشام از سفر برگشت و پاسخ را در اختیار ابن ابى العوجاء قرار داد. او سوگند یاد كرد كه این پاسخ از تو (هشام) نیست.

پی نوشت:

شایان ذکر است که تفسیر عدالت  به دو معنا به علت قرائن موجود در هر دو آیه است زیرا در ادامه آیه 129 سوره نساء آمده است: «فَلا تَمیلُوا كُلَّ المَیْلِ فَتَذرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ» ؛ تمام علاقه قلبى خود را متوجه به یك همسر نكنید تا آن زن دیگر را سرگشته و بلاتكلیف رها كنید» ؛ بنابراین با این تعبیر،  تعارض ظاهری آیات مرتفع می گردد.


منبع:

پاک نیا، عبدالکریم، جلوه هایی از نور قرآن در مناظره ها، قصه ها و نکته ها


- نظرات (0)