سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



طبقات جهنم


امام محمد باقر (ع): جهنم هفت طبقه دارد که هر طبقه مخصوص کسانی است.

طبقه اول: از تمام طبقات عذابش آسانتر است. جحیم  است. درآنجا مغز دوزخیان به جوش می

آید.مانند دیگ جوشانی که اشیا داخل آن زیروبالا می شوند.این طبقه جای کسانی است که گناه

کبیره دارند وتوبه نکرده ازدنیا میروند.

طبقه دوم: لظی است.چنین نیست که کسی بادادن فدانجات یابد.آتش دوزخ براوزبانه کشد

 تاسر وصورت واندامش رابسوزاند.دوزخ کسی رامی خواندکه ازاوروی گرداند وبااو مخالفت کند.این


طبقه حای قومی ازعرب وقریش است گه با اعتقاد ملائکه را دختران خدامیدانند.(سوره معارج آیه۱۵)

طبقه سوم: سقر است.وچه چیز داناکرد توراکه سقر چیست؟آتشی که باقی نگذارد هیچ

 عضوی رامگرآنکه بسوزاند وهلاک گرداند وفرونگذارد.یعنی پس ازهلاکت وسوختن ومردن خداوند اورا

 
زنده گرداند وبسوزاند.این طبقه جای مشرکین وبت پرستان است.

طبقه چهارم: حطمه است.وبه طور قطع اورادر حطمه افکنند وچه دانی که حطمه چیست و

 آن کوبنده کدام است؟آتش برافروخته خداست و آن آتش فوق العاده سوزاننده تر و جان کاه تر از


آتش دنیاست زیرا آتش دنیا فقط می سوزاند ولی آتش دوزخ علاوه بر سوزاندن در هم می کوبد

و میشکند و دیگر آنکه آتش دنیا اول پوست و بعد گوشت و سپس استخوان را می سوزاند ولی

آن آتش در نخستین حمله قلب را فرا می گیرد و از باطن به ظاهر می رسد و شاید علت این

عذاب این است که قلب را جایگاه عقاید باطله و مرکز نیات پلید قرار داده بودند و یکی دیگر از

 اوصاف آن آتش این است که ازهر طرف آنها را احاطه کرده و درهای دوزخ به روی آنها

بسته میشود این طبقه جای مجوس و گبران است که آتش پرست بودند(سوره همزه آیه ۴-۹)

طبقه پنجم: هاویه است آنکه سنجش کردار او از حسنات سبک باشد پس جایگاه و

 پناهگاهش هاویه است و چه دانی تو که آن چیست آتشی بی اندازه داغ و سوزان است

این طبقه جای أن عده از نصاری و ترسایان است که عیسی را پسر خدا میدانند.(سوره قارعه آیه ۸-۱۱)


طبقه ششم: سعیر است در کتاب تقدیر چنین درج است که هر کس شیطان را دوست بدارد

 واز او پیروی نماید به یقین گمراهش میکند و او را به سوی آتش سوزان رهبری میکند.این طبقه


جای آن عده از یهودان است که عُزَیر را پسر خدا میدانند.(سوره حج آیه ۴)

طبقه هفتم: جهنم است و آن روز جهنم را بیاورند در آن روز آدمی پند میگیرد ولی به حال او

چه سودی بخشد؟با حسرتی فراوان گوید:ای کاش در دنیا برای زندگی جاودانی امروز عملی

پیش میفرستادم.آن روز کسی را مانند آن عذاب نکنند و کسی را مانند آن در بند نکنند این طبقه

جای منافقین است آنان که به ظاهر مسلمان و در باطن کافر بودند و عذاب این طبقه از همه

شدیدتر است(سوره فجرآیه ۲۳-۲۶)





- نظرات (0)

شکافت هسته ای

آن کریم در 1400 سال قبل در سوره سوره الأنعام آیه 95 به امکان فرآیند شکافت هسته ای اشاره کرده است:

إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ ذَلِکُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَکُونَ

خدا شکافنده دانه و هسته است زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون مىآورد چنین ستخداى شما پس چگونه [از حق] منحرف مىشوید سوره الأنعام آیه 95

 


- نظرات (0)

خداگفته



- نظرات (0)

تعریف ودر مان آلزایمر در قرآن

Click the image to open in full size.

قرآن در 1400 سال قبل بیماری آلزایمر ودرمان آن شرح داده اما در اثر سهل انگاری وتنبلی

ما مسلمانان بی تدبیر ،افتخار کشف این بیماری نصیب یک پزشک آلمانی بنام Alzheimerشده دوستان بسیار شگفت زده ومتاسف

شدند !

اما چه سود تا وقتی تدبیر وتدبر نباشد تا وقتی که به بهانه ومحذور های مختلف باب تفکر وتدبر وتعقل در قرآن بسته باشد وبه موضوعات

فرعی، بی اهمیت وتفرقه افکن بپر دازیم همیشه از قافله عقبیم

بگذریم .......ازشرح این سوز جگر !

شرح مطلب

خوب توجه کنید در چند آیه قرآن به علایم بیماری آل زایمر اشاره کرده اگر مسلمانان در طول این تاریخ 1400 ساله باور کنید یک کمی در این

آیات تدبر می کردند آیا باز افتخار کشف بیماری نصیب آن آلمانی می شد ؟؟

انصافا خوب دقت کنید آیا حقیقتا بیماری فوق را آسانتر از آیه های زیر می توان برای حتی یک کودک شرح داد؟

وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ یتَوَفَّاكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ یرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ

الْعُمُرِ لِكَی لَا یعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ
(النحل/70)

و خدا شما را آفرید سپس [جان] شما را می‏گیرد و بعضی از شما
تا خوارترین [دوره] سالهای زندگی [فرتوتی] بازگردانده می‏شود
به طوری که بعد از [آن همه] دانستن [دیگر] چیزی نمی‏دانند
(نقصان حافظه می گیرند) قطعاخدا دانای تواناست

وَمِنْكُمْ مَنْ یرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَیلَا یعْلَمَ مِنْ

بَعْدِ عِلْمٍ شَیئًا
(حج5)

و برخی از شما به غایت پیری می‏رسد به گونه‏ای که پس از دانستن

[بسی چیزها] چیزی نمی‏داند (حافظه اش مختل می شود)


بیایید بپا خیزیم که خود خدا گفته

وَلَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ

(القمر/22)

ما قرآن را برای یادآوری وپندآموزی آسان

ساختیم؛ آیا پند گیرنده ای هست؟ !

نگذارید این حرف ودرخواست خدا زمین بماند خدا که از آفریده اش امام

حسین (آن پیرو واقعی قرآن ) کمتر نیست که گفت

هل من ناصر ینصرنی ؟


اما درمان آلزایمر طبق قرآن

طبق همان سوره ی نحل دریک آیه قبل (69)

درمانش عسل است به همین سادگی

خدا اول درمان را مهیا و آماده کرده وبعد درد را می گوید !

وبه اعتقاد اینجانب در آینده ای نزدیک علم این درمان قرآنی را

اثبات می کند



وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ

مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ
(الحج/5)

وزمین را پژمرده ببینی پس هنگامی که برآن آب فروفرستیم

به جنبش در می آید وپرورش می یابد .......

در بیماری آلزایمر مغز نسبت به قبل پژمرده و خشکیده می شود

وزیبا اینجاست که در آیه ی 5 حج که همه اش در مورد آفرینش

ومراحل زندگی انسان است یک دفعه می بینیم کلا مسیر دنباله آیه

عوض شده ودر مورد زمین حرف می زند خیلی جالب است! جسم انسان چه ربطی به کره ی زمین دارد؟

حکمت چیست ؟

به نظر اینجانب شاید برای جا انداختن مطلب جسم انسان را به کره

ی زمین تشبیه کرده بنابراین در پیری همانطوریکه علم ثابت کرده آب

بدن کم می شودوکره ی مغز نیز مثل زمین پژمرده می گردد پس

یکی دیگر از راههای مقابله با آلزیمر طبق آیه 5 حج خوردن آب

نسبتا زیاد برای طراوت مغز ،پرورش وشادابی آن است

که از پژمرده گی بیرون بیاید و این نیاز به آب نسبتاً بیشتر در پیران در

پزشکی اثبات شده است

Click the image to open in full size.

به تصویر بالا نگاه کنید !

در نیمه ی چپ تصویر،مغز سالم ودر طرف راست تصویر مغز بیمار

آلزایمری برای مقایسه نشان داده شده است همانطوریکه مشاهده

می کنید مغز بیمار مثل میوه ای خشکیده وپژمرده به نظر می رسد

مشابه آنچه که در حج 5 گفته شده است!

دوباره به تصویر دیگری در زیر نگاه کنید که چطور مغز آل زایمری ها کوچک

،پژمرده وخشکیده می شود

Click the image to open in full size.

در ضمن با توجه به جمله ی إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیةً لِقَوْمٍ یتَفَكَّرُونَ(النحل/69)

ودر نظر داشتن جمله ی لِكَی لَا یعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیئًا (النحل/70)

متوجه می شویم که در بیماران آلزایمری قدرت تفکر از بین می رود

وآنها از قوم یتفکرون و دانشمندان نیستند!

تحقیق :غلامعلی نوری
منبع : دنیای اسلام

- نظرات (0)

روانشناسی رنگها درقرآن


خوانندگان جوان که با قرآن کریم مأنوس هستند، اطلاع دارند سوره بقره (گاو ماده) در

بردارنده داستانی است که یکی از ارکان آن پیدا کردن گاوی با ویژگیهای خاص و رنگ مخصوص است. سپس کشتن آن گاو و زدن بخشی از آن را به بدن کسی که به ناحق کشته شده بود تا زنده شود و قاتل را معرفی کند.

همچنین می‌دانند که اصطلاحی به نام بهانه های بنی‌اسراییلی داریم. این اصطلاح به همین داستان ربط دارد که علاوه بر قرآن کریم در کتاب مقدس هم در دو سه جا آمده است. نگارنده این سطور در یکی از «نکات قرآنی» که در نشریه «بینات» نوشته است، اشارات مفصل‌تری به آن دارد. داستان گاو در میان قوم بنی اسراییل یعنی یهودیان قدیم در حدود عصر حضرت موسی (ع) رخ داده است. خداوند به پیامبر بنی اسراییل که وحی صریح و قاطع می فرستد که باید گاوی ذبح کنند. بنی اسراییل، شاید تحت تأثیر فشارهای پنهانی قاتل و همدستانش زیر بار ذبح گاو، که می‌توانست هر گاوی باشد، نمی‌رفتند و می‌پرسیدند: این گاو باید پیر باشد یا جوان؟ کاری باشد یا از کار افتاده؟ چه رنگی باشد؟ و غیره.
پیامبر هم از طریق دریافت وحی به آنان جواب می داد تا اینکه سرانجام وصف کاملی از آن به دست داد و به این بهانه‌های بنی‌اسراییلی خاتمه داد.
آنچه به بحث حاضر ارتباط دارد آیه 69 سوره‌بقره است که در میانه‌گیرو دار پاسخ دهی به بهانه‌های بنی‌اسراییلی است:‌« قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یبَینْ لَنا ما لَوْنُها قالَ اِنَّهُ یقُولُ اِنَّها بَقَرَة صَفْراءُ فاقِع لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرِینَ؛ گفتند از پروردگارت بخواه برای ما روشن کند که رنگ آن چیست؛ گفت: او می‌فرماید آن گاوی زرد است که رنگش زرد روشن است [و] بینندگان را شاد می‌کند.»
بحث ما در عبارت «صَفْراءُ فاقِع لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرِینَ؛ گاوی است زرد، که رنگش زرد روشن است[و] بینندگان را شاد می‌کند.» است.
همه ما به حس و عیان، بعضی گاوها یا آهوها یا اشیاء زرد خوشرنگ را دیده‌ایم که دیدن آنه حال و حالت خوشی در انسان ایجاد می کند. اینکه رنگها هر کدام معنای خاص و اثر خاص دارند از مسلّمات فرهنگی و یافته‌های علمی است. در قدیم و از قدیم فی المثل رنگ سفید را نشانه‌صلح و صفا و تسلیم می‌شمردند و سیاه را نشانه عزا یا وقار چنانکه رنگ سیاه شعار عباسیان بود. یا سبز را نشانه‌معصومیت می‌انگاشتند (چنانکه شعار بنی هاشم یا سادات بود)، یا سرخ که نشانه انقلابی‌گری و خونخواهی بود.
این مسأله در ذیل دو مقوله بررسی می‌شود یکی سمبولیسم رنگها (نماد پردازی و معنای کنایی رنگها) و دیگری روانشناسی رنگ. بحث ما مربوط به روانشناسی رنگ است. از زمانی که قرآن مجید رنگ زرد روشن را شاد کننده بینندگان شمرد تا زمانی که روانشناسی رنگها در روانشناسی (و حتی نقاشی) مورد بحث و فحص علمی قرار گرفت، بیش از 12 ـ 13 قرن گذشته است.
امروزه روانشناسان به ارزش روانی گوناگون رنگها توجه و در آنها تحقیق دارند. مثلاً رنگ اتاق و اثاثیه آسایشگاههای روانی را زرد روشن می‌گیرند؛ زیرا این رنگ را شاد و شادکننده یافته‌اند که اثر آرامش دهنده و تسکین دهنده بر اعصاب و روان بیماران حسّاس و نازک طبع و زود رنج دارد. البته تأثیر این رنگ فقط بر بیماران روانی نیست، بلکه بر همه انسانهاست.
چیزی که مسلّم است این بینش و برداشت راجع به رنگها و این رنگ خاص در فرهنگ زمانه‌وحی و نزول قرآن نمی گنجد و فقط وحی الهی می‌توانسته است بیش از یک هزار سال بر پژوهش علمی رنگها سبقت بگیرد.
نویسنده: بهاءالدین خرمشاهی



- نظرات (0)