سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

پیمان شفاعت خدا

شفاعت

شفاعت موضوعی است که درباره آن صحبت‌های زیادی وجود دارد و برخی به کل این موضوع را رد می‌کنند درحالی که در آیات مختلف به این امر اشاره شده و حتی خدوند برای شفاعت‌کننده و حتی شفاعت شونده شرایطی تعیین کرده است.

شفاعت، واسطه شدن یک مخلوق میان خداوند و مخلوق دیگری است برای رساندن خیر یا دفع شر. شفاعت مفهومی دینی است که عموم مسلمانان به آن باور دارند. بر اساس عقاید شیعه، شفاعت به طور کامل از آن خداوند است و هیچ کس بی‌اذن او نمی‌تواند شفاعت کند. اگر خداوند از ایمان بنده‌ای راضی باشد به شفیعان اذن می‌دهد تا در حق او شفاعت کنند. در منابع معتبر اهل سنت نیز به صراحت از شفاعت یاد و از جمله به شفاعت پیامبر اکرم(ص) از مؤمنان تصریح شده است.

در این گزارش به دو آیه درباره شرایط شفاعت‌کننده و شفاعت شونده اشاره می‌کنیم که البته آیات متعدد دیگری هم در این زمینه وجود دارد که در این خصوص چندی پیش به آیه ۱۰۹ سوره مبارکه طه اشاره کردیم که گزارش آن را می‌توانید از اینجا مشاهده کنید.

شفاعت‌کننده

خداوند در  آیه ۸۷ سوره مبارکه مریم درباره شفاعت کنندگان می‌فرماید:

«لَا یَمْلِکُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْداً»

ترجمه

آنان مالک شفاعت نیستند، مگر کسى که با خداى رحمان پیمانى بسته باشد.

قرآن، براى شفاعت شرایطى قائل است و چنین نیست که هر کس هر چه را خواست شفیع خود قرار دهد. در قیامت، کفّار به هر درى مى‏‌زنند و از هر کسى پناه مى‏‌خواهند، ولى جواب منفى مى‏‌شنوند.

ممکن است مراد از «عَهد»، همان عهد بندگى خدا و دورى از شیطان باشد که قرآن مى‏‌فرماید: «ألم اَعهَد الیکم یا بنى آدم أن لا تعبدوا الشیطان اِنّه لکم عدوّ مبین و أنِ اعبدونى هذا صراط مستقیم»(یس، ۶۰ - ۶۱) اى انسان‏ها! آیا از شما پیمان نگرفتم که از شیطان اطاعت نکنید که او براى شما دشمنى آشکار است و اینکه تنها مرا پرستش کنید که این صراط مستقیم است.

و در جاى دیگرى مى‏‌خوانیم: «لا تَنفع الشفاعة الاّ مَن أذن له الرّحمن و رَضِى له قولا»(طه، ۱۹۰) در آن روز، شفاعت هیچ کس سودى نمى‌‏بخشد جز کسى که خداوند به او اجازه داده و به گفتار او راضى است.

در روایات، «عهد» به چند چیز تفسیر شده است از جمله:
الف: تعهّد به ولایت امیرالمؤمنین علىّ‏‌بن ابیطالب‏ علیهما‌السلام و امامان پس از او.(تفسیر المیزان)
ب: وصیّت هنگام مرگ که انسان مردم را گرد خود جمع کند و بگوید: من متعهّدم به «لا اله الاّ اللّه، محمّد رسول اللّه»، و حقانیّت بهشت و دوزخ.(تفسیر مجمع‌‏البیان)
ج: تعهّد ومواظبت بر نمازهاى شبانه‏‌روزى.(تفسیر المیزان)

پیام‌ها

شفاعت، داراى نظامى قانون‏مند و تحت نظارت خداوند است. «لایملکون الشفاعة الاّ مَن...»
کسى خودسرانه و از پیش خود قدرت و حقّ شفاعت ندارد. «لا یملکون»
شفاعت، جلوه‌‏اى از رحمت گسترده‏ الهى است. «عند الرّحمن عهدا»
افراد خاص و متعهّد از طرف خداوند حقّ شفاعت دارند. «الاّ مَن اتّخذ عند الرّحمن عهدا»

چه کسانی شفاعت می‌شوند؟

اما پس از مشاهده آیه در بیان شرایط شفاعت کننده و آشنایی با مفاهیم این آیه به سراغ آیه ۲۸ سوره انبیاء می‌رویم که در آن شرایط انسان شفاعت شونده بیان شده است.

یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى‏ وَ هُم مِّنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ‏

ترجمه

(خداوند) آنچه را که در (آینده) پیش روى آنان و یا گذشته‏ آنها است مى‏‌داند و آنان جز براى کسى که خداوند رضایت دهد، شفاعت نمى‏‌کنند و از ترس او (پروردگار) بیم‌ناکند.

«خوف» یعنى ترس از گناه، ولى «خشیت» به معناى ترس از عظمت الهى است، ترسى که با تعظیم و احترام همراه باشد.
در روایات آمده است که مراد از «مَن ارتضى» یعنى کسى که دین او مورد رضایت است، هر چند گناهکار باشد، زیرا شخص با ایمان به خاطر توبه‏‌اى که پس از گناه مى‏‌کند، مورد لطف قرار گرفته و مشمول شفاعت واقع مى‏‌شود.(تفاسیر صافى و نورالثقلین ؛ توحید صدوق ص ۴۰۸)

پیام‌ها

تسلیم بى‏‌چون و چرا بودن، در برابر خدایى ارزش دارد که به همه چیز آگاه است. «بامره یعملون، یعلم» (توجّه به اینکه خداوند همه چیز را مى‏‌داند سبب تسلیم همراه با خشیت مى‏‌شود.)

علم خداوند نسبت به گذشته و آینده یکسان است، بخلاف علم انسان که فقط نسبت به گذشته است. «یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم»

بندگى و تسلیم در برابر خداوند، سببِ داشتن مقام شفاعت است. «عبادٌ مکرمون، لا یسبقونه، یشفعون»

فرشتگان نیز اهل شفاعت هستند. «لا یشفعون الاّ لمَن ارتضى»

شفاعت، لیاقت مى‏‌خواهد. کسانى مشمول شفاعت واقع مى‏‌شوند که خداوند از دین آنها راضى باشد. «الاّ لمَنِ ارتضى»

معرفت بیشتر به خداوند باید سبب خشیت فزونتر باشد. «و هم من خشیته مشفقون» (مقام عصمت، مانع از خشیت از خداوند نیست.)


- نظرات (0)

مسافری که سرنوشت ری را تغییر داد


حضرت عبدالعظیم

برای مردمی که دلبسته‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند، امامزادگان یعنی فرزندان و وابستگان خاندان نبوت، یادگاران عزیزی هستند که محبت به آن‌ها شاخه‌های پربارهمان دل‌بستگی است.

در میان امام‌زادگان عزیزی که میهمان سرزمین ما هستند، حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه‌السلام فراتر از یک امام­زاده‌ی واجب‌التعظیم بوده‌اند. حضرت عبدالعظیم در زمان سه امام معصوم زیسته است و دوران امامت چهار امام را درک کرده است؛ امام موسی بن جعفر، امام علی بن موسی‌الرضا، امام محمدتقی و امام علی النقی علیهم الصلوة و السلام. از ائمه روایات و احادیث نابی را نقل کرده و گویا پیک امین امام معصوم بوده است برای شیعیان.

نایب امام هادی(ع) در سرزمین ری

آن­چه که از زندگی حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام می‌دانیم، بیشتر مربوط به دوران امام هادی علیه‌السلام است. حضرت عبدالعظیم خود را از زادگاهش مدینه به سامرا می‌رساند تا به دیدار امام هادی برود. ملاقاتی پربرکت و تاریخی که شاید سرنوشت سرزمین ری و تهران را عوض کرده باشد. امام او را به‌عنوان نایب خود به ری فرستادند و سؤالات و مشکلات مردم را به ایشان حواله داده بودند.

اگر قبر عبدالعظیم در شهر خودتان را زیارت کنی، همچون کسی باشی که حسین بن علی علیهما السلام را زیارت کرده باشد.

نقل شده است که شخصی به نام اَباحَمّاد رازی با تحمّل زحمت‌های فراوان خود را به سامرّا می‌رساند تا از امام علی النقی علیه‌السلام مسائلی را بپرسد. امام علیه‌السلام پس از پاسخ گفتن به پرسش‌های حمّاد فرمودند: "ای اباحمّاد، هرگاه با مشکلی از مشکلات دینی یا پرسشی از مسائل اسلامی روبه رو شدی آن مشکل و سئوال خود را با عبدالعظیم حسنی در میان بگذار و از او بخواه تا پاسخ سؤالات تو را بیان نماید و ضمناً سلام مرا هم به او برسان"[1]

از آنجا که زمان امامت امام هادی علیه‌السلام دوران سیاسی سختی برای اهل بیت بود سرشار از خفقان و آزار، عبدالعظیم حسنی حضور اجتماعی آشکاری نداشت اما به امور مؤمنین رسیدگی می‌کرد. برکات مادی و معنوی حضور حضرت عبدالعظیم در زمان حیاتش در ری، فراوان است اما این برکات از چندین قرن بعد از رحلت آن بزرگوار، تا روزگار ما نیز رسیده است و از ابعاد گوناگونی به تهران و ری رونق داده است.

رونق فرهنگی و معنوی

بارگاه نورانی حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام مشتاقان زیارت اهل‌بیت را از نزدیک و دور حتی از کشورهای دیگر جهان، به ری می‌آورد. ویژگی منحصربه‌فردی در زیارت ایشان نهفته است که شاید در مورد هیچ امامزاده‌ای گفته نشده باشد و آن این است که بنا به گفته‌ی معصوم زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام همانند زیارت حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است. یکی از اهالی ری گفت: خدمت امام هادی علیه السلام مشرّف شدم. حضرت پرسید: کجا بودی؟ عرض کردم: به زیارت حسین علیه‌السلام رفته بودم. حضرت فرمود: بدان که اگر قبر عبدالعظیم در شهر خودتان را زیارت کنی، همچون کسی باشی که حسین بن علی علیهما السلام را زیارت کرده باشد."[2]

همین روایت شریف و این منزلت بی‌نظیر در زیارت حضرت سیدالکریم سبب اشتیاق بیشتر دوستداران اهل‌بیت به زیارت حرم ایشان است و همین امر سبب رونق و شکوفایی فرهنگ اهل‌بیت و فضای روحانی و معنوی شهر و دیار ما شده است.

رونق علمی

عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام در زمره‌ی عالمان و محدثان بزرگ شیعه است و در انتقال علوم اهل‌بیت علیهم السلام سهم بسزایی دارد. ی علاوه بر نقل احادیث از ائمه معاصر خویش کتاب‌هایی نیز تألیف نموده است؛ ازجمله:

حرم مطهر ایشان سال‌هاست که قطب علمی در حوزه‌ی علوم اسلامی است و حلقه‌ی مباحثات علمی در سایه‌ی آن عالم بزرگ، گرم و پررونق است.

خطبه‌های امیرالمؤمنین علیه السلام: این اثر مشتمل بر چند خطبه مولای متقیان امیرالمومنان علی علیه السلام است.

کتاب یوم و لیله: در این اثر درباره وظایف و اعمال مستحب و اخلاقی افراد در هر شبانه‌روز مطالبی عرضه شده است. باکمال تأسف اصل این اثر همانند بسیاری از آثار ارزشمند اسلامی در طول تاریخ از بین رفته است. در هر حال توضیحات علمای تاریخ و سیره به خوبی گویای این حقیقت است که حضرت عبدالعظیم علیه السلام علاوه بر تلاش برای آموزش عقاید سالم و مراقبت بر عبادات و اعمال فردی و دفاع از اهل‌بیت علیهم السلام، به‌منظور ارشاد تعلیم و تربیت صحیح دینی مردم آثاری را تألیف کردند که هر یک در نوع خود بسیار مفید و مؤثر بوده‌اند. [3]

حرم مطهر ایشان سال‌هاست که قطب علمی در حوزه‌ی علوم اسلامی است و حلقه‌ی مباحثات علمی در سایه‌ی آن عالم بزرگ، گرم و پررونق است.

رونق اقتصادی-عمرانی

به برکت حرم‌های مطهر اهل‌بیت علیهم‌السلام و حضور زائران، تنوع زیادی از فعالیت­های اقتصادی در شهرهای زیارتی شکل می‌گیرد که شهرری نیز مشمول این برکات است. برای رفاه حال زائران و رفع نیازهای آن­ها ولو برای یک حضورکوتاه مدت، لازم است مجموعه‌ای از کالاها و خدمات ارائه شود و همین امر چرخه‌ی اقتصادی شهر زیارتی را پررونق می‌چرخاند و به‌طور مستقیم و غیرمستقیم فرصت‌های شغلی فراوانی را فراهم می‌نماید. حتی شهر تهران که شاید به‌عنوان یک شهر زیارتی شناخته نشود، به واسطه‌ی آن­که مسیر آمدو شد زائران حضرت عبدالعظیم علیه السلام است، از آثار این رونق اقتصادی- عمرانی بی‌بهره نمانده است.

پی‌نوشت‌ها:
[1] - رک: شیعه نیوز
[2] - ثواب الأعمال : ١٢٤/١
[3] - رک: شیعه نیوز


- نظرات (0)

مروارید‌های نهفته در سوره فلق

سوره فلق

سوره فلق، صد و سیزدهمین سوره قرآن کریم است و جزء سوره‌های کوتاه محسوب می‌شود. این سوره نورانی و کوتاه همچون صدفی است که فضایل و خواص فراوانی را در دل خود جای داده است و امروز باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا به معرفی این مروارید‌های درخشان بپردازد.

معرفی سوره فلق

سوره فلق صد و سیزدهمین سوره و از سوره‌های مکی قرآن که در جزء سی‌ام قرار گرفته است.

سوره فلق جزو چهارقل است.

خداوند در این سوره به پیامبر (ص) دستور می‌دهد از هر شرّی به خدا پناه ببرد، مخصوصاً از شر تاریکی شب، زنان افسونگر و شر حسودان.

برخی از مفسران اهل سنت گویند این سوره هنگامی نازل شد که مردی یهودی، پیامبر (ص) را سِحر کرد و پیامبر به سبب آن بیمار شد.

پس از آمدن جبرئیل و نزول سوره فلق و ناس، آیاتی از آن بر پیامبر (ص) خوانده شد و او از بستر بیماری برخاست.

برخی از عالمان شیعه به این سخن اشکال کرده‌اند و گفته‌اند سحر و جادو بر پیامبر (ص) اثر نمی‌کند.

متن و ترجمه سوره فلق


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خدای بخشاینده مهربان

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ

بگو: به پروردگار صبحگاه پناه می‌برم.

مِن شَرِّ مَا خَلَقَ

از شر آنچه بیافریده است.

وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ

و از شر شب، چون در آید.

وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ

و از شر جادوگرانی که در گره‌ها افسون می‌دمند.

وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ

و از شر حسود، چون رشک می‌ورزد

نامگذاری سوره فلق


این سوره را فَلَق نامیده‌اند که از آیه اول آن گرفته شده است.

فلق به معنای صبح و سپیده‌دم است.

نام دیگر این سوره، «مُعَوِّذَة» (پناه بردن) است که از واژه «عوذ: پناه بردن» در آیه اول گرفته شده است.


سوره فلق و سوره ناس را مُعَوِّذَتین گویند.

این دو سوره را به دلیل اینکه آن‌ها را در مواقع احساس خطر می‌خوانند، مُشَقشَقَتَین نیز گفته‌اند.

محل و ترتیب نزول سوره فلق


سوره فلق جزو سوره‌های مکی و در ترتیب نزول، بیستمین سوره‌ای است که بر پیامبر (ص) نازل شده است. این سوره در چینش کنونی مُصحَف، صد و سیزدهمین سوره است و در جزء سی‌ام قرآن جای دارد.

ویژگی‌های سوره فلق


سوره فلق ۵ آیه، ۲۳ کلمه و ۷۳ حرف دارد. این سوره به لحاظ حجمی جزو سوره‌های مُفصَّلات است.

سوره فلق جزو چهار قل است، یعنی چهار سوره‌ای که با «قُل» آغاز می‌شوند.

محتوا سوره فلق

خداوند در سوره فلق به پیامبر (ص) دستور می‌دهد که از هر شرّی به خدا پناه ببرد، مخصوصاً از شر تاریکی شب، شر زنان افسونگر و شر حسودان.

بنابر تفسیر المیزان مراد از «النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ» فقط زنان ساحر نیستند بلکه هر شخصی است که سحر و جادو انجام می‌دهد.

به گفته تفسیر نمونه، سوره فلق به پیامبر و مسلمانان تعلیم می‌دهد در برابر هر شری به خدا پناه ببرند و خود را به او بسپارند.

شأن نزول سوره فلق

درباره شأن نزول این سوره، روایتی در منابع اهل سنت نقل شده است که عالمان شیعه آن را نپذیرفته‌اند.

در کتاب «الدر المَنثور» از کتاب‌های تفسیری اهل سنت آمده است مردى یهودى، پیامبر (ص) را سِحر کرد. جبرئیل نزد پیامبر (ص) آمد و مُعَوِّذتین (سوره فلق و ناس) را آورد و گفت: مردى یهودى تو را سحر کرده و سحر او در فلان چاه است. پیامبر (ص) علی بن ابی‌طالب را فرستاد تا سِحر را بیاورد؛ سپس دستور داد گره‌هاى آن را باز کند و براى هر گره، یک آیه از مُعَوِّذتین را بخواند. چون گره‌ها باز و این دو سوره تمام شد، پیامبر اسلام (ص) سلامتى خود را باز یافت.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌نویسد دلیلی وجود ندارد که پیامبر (ص) از نظر جسمی در برابر سِحر و جادو مقاوم باشد و جادو نتواند در بدن او مریضی ایجاد کند؛ بلکه آیات قرآن بر این دلالت دارند که دل و جان، و عقل و اندیشه پیامبر (ص) از سحر و نفوذ شیاطین در امان است.

فضیلت سوره فلق

ابن شهر آشوب - که از برجستگان علماست - می‌گوید: در بیشتر تفاسیر آمده است: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرزندان خود حضرت حسن و حسین (علیهما السلام) را در پناه سوره‌های فلق و ناس قرار می‌داد و لذا این دو سوره به معوذتین مشهور و معروف شده اند.



در کتاب شریف کافی به نقل از امام ابی الحسن (علیه السلام) آمده است: حضرت فرمود: اگر کسی در ایام کودکی، خود را در هر شب متعهد بداند که سوره‌های فلق و ناس هر یک را سه بار و توحید را صد بار، و اگر توانایی ندارد، پنجاه بار تلاوت کند، خداوند بزرگ او را از هر ناراحتی، گرفتاری، تشنگی و... که دامن گیر کودکان می‌شود در امان می‌دارد، و او به سن کهولت خواهد رسید، اگر چنین تعهدی داشته باشد، یا کسی برای او تعهد نماید، تا روز مرگ محفوظ خواهد ماند.

در سنن نسائی از عقبة بن عمار نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من فرمود: بگو: قل. گفتم: چه بگویم؟ فرمود: بگو: قل هو الله احد، قل اعوذ برب الفلق، قل اعوذ برب الناس. پیامبر این سوره‌ها را تلاوت کرد و آنگاه فرمود: چرا مردم خود را بدین سوره‌ها تعویذ نمی‌کنند و در پناه قرآن قرار نمی‌دهند. برای تعویذ نمودن بهتر از این سوره‌ها پیدا نمی‌شود.


در کتاب من لا یحضره الفقیه از قول ابی عبیده الحذا آمده است: امام ابو جعفر (علیه السلام) فرمود: هر کس در نماز وتر، سوره‌های معوذتین و توحید را تلاوت کند، به او گفته می‌شود:‌ای بنده خدا! بشارت باد تو را که خداوند نماز وتر تو را قبول کرده است.

همچنین در کتاب نسائی آمده است: عقبة بن عامر گفته است: به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رفتم در حالی که آن حضرت بر مرکب سوار بود، دستم را روی پا‌های حضرتش گذاشتم و گفتم:‌ای رسول خدا! سوره‌های هود و یوسف را به من تعلیم نما، فرمود: بلیغ‌تر و رساتر از سوره فلق نخواهی یافت. (عقبه در حدیث دیگری گفته است: بین راه جُحفه و ابواء با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌رفتیم، باد سیاه و شدیدی به وجود آمد، رسول خدا شروع به قرائت سوره‌های فلق و ناس نمود و فرمود:‌ای عقبه! تو نیز این سوره‌ها را قرائت کن که این‌ها برای رفع بلا مثل و مانند ندارند. عقبه در ادامه می‌گوید: گاهی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از این دو سوره در نماز هم بهره می‌گرفت.

لازم به یادآوری است که ختم این سوره بر اساس حروف ابجد ۲۴۱ است.

برخی خواص سوره فلق


امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بی حال و یا بیمار می‌شد، دست‌های خود را باز می‌کرد و سوره‌های حمد، فلق و ناس را قرائت می‌نمود و چهره خود را با دستش مسح می‌کرد و بهبودی می‌یافت.
در کتاب طب الائمه آمده است: پیشوای هشتم، امام رضا (علیه السلام) فردی را دید که غش کرده بود، امام دستور داد ظرف آبی آوردند، بر آن ظرف سوره‌های حمد، فلق و ناس را تلاوت کرد و بر آن دمید، آنگاه دستور داد که آب ظرف را بر سر و صورت او بریزند. آب ریخته شد و او به هوش آمد.
در کتاب دعوات راوندی به نقل از امام علی (علیه السلام) آمده است: روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را عقرب گزید، حضرتش ظرف آب خواست و بر آن سوره‌های حمد، فلق و ناس را قرائت کرد و آنگاه مقداری از آن آب را آشامید، سپس درخواست نمک نمود و آن را در آب ریخت و مخلوط کرد و بر موضع درد پاشید که درد تسکین یافت.
گفته شده که فردی به نام ثابت بن قیس بیمار شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به عیادتش رفت و برای بهبودی او سوره‌های فلق و ناس را قرائت کرد و بر او دمید و برای بهبودیش دعا نمود و او بهبودی یافت.
اَنَس - خدمتکار پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) - نیز می‌گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مرکبی داشت که چموش بود، حضرت مرکب را در اصطبل بست و دستور داد که سوره‌های فلق و ناس را بر آن حیوان قرائت کنند، وقتی این کار صورت گرفت، مرکب هم آرام شد.
در کتاب خواص القرآن آمده است: هر کس سوره فلق را در هر شب و در هنگام خواب تلاوت کند، اجرش همچون پاداش کسی است که حج کرده یا عمره به جا آورده و روزه گرفته است. سوره فلق امانی است از ناراحتی‌ها و چشم زخم امان می‌دارد.
نیز در همین کتاب نقل شده که هر کس سوره فلق را در هر شب از شب‌های ماه مبارک رمضان در نمازهایش تلاوت کند - اعم از واجب و مستحب - اجرش همچون کسی است که در مکه روزه گرفته و نماز خوانده است و نیز مانند کسی است که حج و عمره به جا آورده است.
در همین کتاب آمده است: هر کس در خواب ببیند که سوره فلق را تلاوت می‌کند و یا کسی برای او قرائت می‌نماید، بشارتی است بر این که اوضاع چنین فردی خوب خواهد شد، ثروتش افزون می‌شود، بر مخالفانش پیروز می‌گردد و خیر بسیاری به او روی می‌آورد.
در کتاب لب اللباب نقل شده که هر کس بر قرائت سوره فلق مداومت داشته باشد، سحر دیگران در او کارساز نیست و سلامتی اش تضمین می‌گردد.
ترمذی به نقل از ابو سعید خدری نوشته است: پیش از نازل شدن سوره‌های فلق و ناس، گاهی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دعا می‌کرد و نسبت به برخی امور به خداوند پناه می‌برد، ولی هنگامی که این دو سوره نازل گشتند، حضرت تنها به وسیله این دو سوره به این کار اقدام می‌کرد.
امام صادق (علیه السلام) در روایتی فرمود: هر کس در خواب ببیند که سوره فلق را قرائت می‌کند، از حیله زنان و سحر ساحران در امان است و روزی اش فراوان می‌شود.


- نظرات (0)

عامل گرفتاری قوم شعیب


عذاب

دقت در کسب حلال و دوری از اموال حرام از تأکیدات مهم دین مبین اسلام به تمام انسان‌هاست. در دیدگاه دین اسلام جامعه‌ای به سعادت دنیوی و اخروی دست می‌یابد که دارای اقتصاد سالم‌تر باشد. چرا که این مسأله ارتباط مستقیمی با تأمین نیاز‌های جسم انسان و پاکی و ناپاکی روح، اندیشه و ایمان وباور‌های قلبی او دارد. برای درک دقیق‌تر تأثیر رزق بر سرنوشت افراد همین بس که امام حسین(ع) در روز عاشورا مهم‌ترین عامل عداوت دشمنان را روی آوردن به حرام معرفی کردند و خطاب به آن‌ها فرمود: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ... ؛‌ شکم‌های شما از حرام پر شده است که حاضر نیستید صدای مرا بشنوید». جالب است که لشکریان دشمن از مسلمانان بودند که تقید به عبادات شرعی داشتند و تنها به واسطه روی آوردن به اموال حرام از مسیر حق خارج شدند؛ از این رو پیامبر(ص) در روایتی فرمودند: «الْعِبَادَةُ مَعَ أَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ علَى الْمَاء؛ کسی که مال حرام می‌خورد و عبادت هم می‌کند، مثل کسی است که روی آب ساختمان می‌سازد.» (عدة الداعی، ص302)

بنابراین اگر مسیر کسب روزی از طریق حلال باشد، جامعه به رستگاری می‌رسد در غیر این صورت آثار و تبعات آن گریبان‌گیر مردم خواهد بود. بر اساس آیاتی از قرآن جوامعی به دلیل عدم تقید به نوع درآمدشان مورد عذاب الهی قرار گرفتند که از جمله آن‌ها قوم شعیب(ع) بود: «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّة»؛ «عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه‌خیز) آنها(قوم شعیب) را فرا گرفت». در آیات مربوط به  حضرت شعیب علیه‌السلام و قومش می‌خوانیم که آن حضرت بعد از دعوت به توحید، قوم خود را به حق و عدالت در امور مالی و تجارت دعوت کرد و در نهایت کسانی که قبول نکردند، به عذاب الهی گرفتار شدند. این خود نشان می‌دهد که مسائل اقتصادی یک جامعه را نمی‌توان ساده شمرد و نیز نشان می‌دهد که پیامبران فقط مأمور به مسائل اخلاقی و عبادی نبوده‌اند بلکه اصلاح وضع نابسامان اجتماعی و اقتصادی نیز بخش مهمی از دعوت آنها را تشکیل می‌داده است.


- نظرات (0)

نگرش در خلقت شتر


شتر


خداوند در قرآن کریم بارها از حیوانات و جانواران مختلف نام برده است اما در این میان شتر حیوانی است که خدا انسان را به تأمل در خلقتش دعوت کرده و این امر را در کنار تأمل در خلقت آسمان، زمین و کوه‌ها قرار داده است.

با نگاهی به آیات ۱۷ تا ۲۰ سوره غاشیه در‌می‌یابیم که خلقت این حیوان دارای پیچیدگی‌های خاصی است و هر کدام از کار‌های شتر باوجود اینکه غریزی است می‌تواند پیامی برای انسان داشته باشد، البته جدا از خدمات گسترده‌ای است که این حیوان در بیابان‌ها به انسان می‌دهد. تا جایی که عرب‌ها به شتر کشتی صحرا می‌گویند.

امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: «اطلبوا الخیر فى اخفاف الابل طاردة و واردة» خیر و برکت را در پاهای شتر بجویید آنگاه که می‌رود و آنگاه که باز‌می‌گردد.

به این آیات توجه کنید:

أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ(۱۷)
وَإِلَى السَّمَآءِ کَیْفَ رُفِعَتْ(۱۸)
وَإِلَى الْجِبَالِ کَیْفَ نُصِبَتْ(۱۹)
وَإِلَى الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ‏(۲۰)

ترجمه

آیا به شتر نمى‏‌نگرند که چگونه آفریده شده؟
و به آسمان، که چگونه برافراشته شده
و به کوه که چگونه برپا داشته شده
و به زمین که چگونه گسترده شده است؟

اگر روحیه تفکر در انسان باشد، همه هستى کلاس درس است. یک چوپان در بیابان هم گویى در بزرگترین کتابخانه‏‌هاى دنیاست؛ زیر پایش زمین است، بالاى سرش آسمان، در اطرافش کوهها و جلوى رویش شترها، و اگر در هر یک دقت کند، اسرار بسیارى را کشف مى‏‌کند. مثلاً شتر از اسب بیشتر مى‏‌دود، از الاغ بیشتر بار مى‏‌برد. در میان حیوانات بعضى براى سوارى، بعضى براى گوشت و بعضى براى شیر مورد استفاده قرار مى‏‌گیرند، ولى شتر همه چیزش قابل استفاده است.

پلک‏هایش در برابر باد و خاک بیابان مقاوم است، در کوهان خود چربى و غذا را ذخیره کرده و در برابر گرسنگى مقاوم است. در بدنش آب را نگهدارى کرده و در برابر تشنگى مقاوم است، راه را مى‏‌داند، چنان رام است که صدها شتر تسلیم یک ساربان مى‏‌شوند، کف پاى او براى ریگزار آفریده شده، گردن او پله سوار شدن و اهرم بار برداشتن و خلاصه به قول عربها، شتر کشتى بیابانها است. قوى‏‌ترین، کم خرج‏‌ترین، پرفایده‏‌ترین و آرام‏‌ترین و بردبارترین حیوان است.

پیدایش آسمانها و کوهها و زمین تصادفى نیست، بلکه کاملاً حکیمانه آفریده شده و در جاى خود قرار داده شده‏‌اند.
در هر نعمتى یک جهتى برجستگى دارد (در شتر، نحوه‏ آفرینش؛ در آسمان، بلندى؛ در زمین، گستردگى و در کوهها نحوه‏ نصب شدن).

آسمان‏ها، کرات، مَدار کرات، نظم و حساب آنها که هر روز گوش‌ه‏اى از عجایب  آنها کشف مى‏‌شود، از عرصه‏‌هاى همیشگى مطالعه و کشف و تأمّل هستند.

کوه‏ها و ریشه‏‌هاى آنها در دل زمین، مثل میخ‌ها و حلقه‏‌هاى زنجیر زمین را از تزلزل و اضطرابى که در اثر مواد گداخته درون زمین پدید مى‏‌آید، حفظ مى‏‌کنند، برفها را در خود ذخیره کرده و به تدریج روانه مى‏‌کنند، جلو طوفان‏ها را گرفته و سبب تصفیه هوا مى‏‌شوند، مخزن انواع معدن‏ها و مواد صنعتى بوده و علاماتى براى مسافران و بسترى براى پرورش بعضى از گیاهان هستند. دیگر کوهها از طریق انواع سنگهاى قیمتى و زینتى مثل عقیق یا سنگهاى عمرانى همچون مرمر در ساختمان‏‌ها، سرمای‌ه‏اى پایان‏‌ناپذیر براى بشر هستند و خلاصه در این آیات به مسائل جهان‏‌شناسى و حتّى تمام مسائلى همچون کشاورزى، دامدارى، صنعت و امور فضایى به نحوى اشاره شده است.

پیام‌ها

کسانى که در کشف حقایق هستى عمیق نمى‏‌شوند، مورد سرزنش خداوند هستند. «افلا ینظرون»
از محسوسات عبور کنید تا به معقولات برسید. «افلا ینظرون...»
در معاد و نعمت‏‌هاى ویژه بهشتیان شک نکنید، مگر آفریده‏‌هاى عجیب خدا را در دنیا نمى‏‌بینید؟ «افلا ینظرون الى الابل»
همان گونه که اصل آفریده‏‌ها دلیل بر وجود خداست، چگونگى و پیچیدگى آفریده‏‌ها هم دلیل بر قدرت و علم و حکمت اوست. «کیف، کیف، کیف...»


- نظرات (0)

روزی بی حساب

دعا و قرآن

آیات ۳۷ و ۳۸ سوره مبارکه نور به خصوصیات انسان‌هایی اشاره می‌کند که هیچ چیز دنیایی آنها را از یاد خدا غافل نمی‌کند و با این حال از روز قیامت و حساب و کتاب بیمناک هستند. اینها کسانی هستند که خداوند بیش از آنچه عمل خیرشان است به آنها پاداش می‌دهد. پاداشی که حساب و کتاب ندارد و میزان آن فراوان و فوق انتظار است.

اهمیت اطاعت از خدا و غافل نشدن از او و فرامینش نکاتی است که در این آیه آمده و کسانی که هیچ چیز دنیایی نتواند آنها را از یاد خدا غافل کند قطعاً سعادتمند دنیا و آخرت هستند.

مردان و زنان با ایمانی که از هدایت الهی بهره‌مند می‌شوند، برای رفع نیاز‌های مادی و دنیوی خود تلاش می‌کنند و به کسب و کار و تجارت می‌پردازند، اما این کارها آنها را از امور معنوی و انجام وظایف دینی باز نمی‌دارد و همواره به فکر عاقبت کار خود هستند و توجه دارند که باید در دادگاه قیامت حاضر شده و پاسخگوی کارهای خود باشند. همین امر، به عنوان عاملی قوی، اهل ایمان را از زشتی‌ها باز می دارد و به سوی کارهای خوب و شایسته سوق می‌دهد.

به این آیات توجه کنید

رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَرَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِیتَآءِ الزَّکَوةِ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَرُ(۳۷)
لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ‏(۳۸)

ترجمه

مردانى که هیچ تجارت و معامله‏‌اى آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات، سرگرم و مشغول نمى‏‌کند، از روزى که در آن، دل‌ها و چشم‏‌ها دگرگون مى‏‌شود بیمناک‌اند.(۳۷)
تا خداوند به آنان به نیکوتر از آنچه کرده‏‌اند پاداش بدهد و از فضل و رحمت خویش بر پاداششان بی‌افزاید و خداوند هر کس را بخواهد بدون حساب روزى مى‏‌دهد.(۳۸)

کلمه‏ «رِجال» در این آیه شامل همه‏ بندگان خدا مى‏‌شود، چه مرد و چه زن. «تجارت»، داد و ستد دائمى براى به دست آوردن سود است، ولى «بیع» خرید و فروش مقطعى براى رفع نیازهاى زندگى است.(تفسیر المیزان)

در حدیث مى‏‌خوانیم: مراد از کسانى که در این آیه از آنها یاد شده است، تجارى هستند که با شنیدن صداى اذان، تجارت را رها مى‏‌کنند و به سوى نماز مى‏‌روند.

تجارت، تنها عاملى نیست که انسان را سرگرم مى‏‌کند و از یاد خدا باز مى‏‌دارد، عوامل دیگرى نیز در قرآن کریم ذکر شده است، از جمله: تکاثر، آرزو، فرزند و دوست بد.

پیام ها

کسانى که تجارت آنان را غافل نکند، مردان بزرگى هستند. («رجالٌ» با تنوین آمده که علامت بزرگى و عظمت است)

اگر ایمان و اراده‏ قوى باشد، ابزار و وسائل اثرى ندارند. «لا تُلهیهم تجارة»

بازار اسلامى، هنگام نماز باید تعطیل شود. «لا تُلهیهم تجارة»

حتّى کارهاى حلال و مباح نباید انسان را از یاد خدا غافل کند، چه رسد به کارهاى مکروه و حرام. «لا تُلهیهم تجارة»

ترک تجارت، ارزش نیست، بلکه تجارت همراه با یاد خدا و نماز و زکات ارزش است. «لا تُلهیهم تجارة... عن ذکر اللّه و...» (مردان خدا براى زندگى دنیوى تلاش مى‏کنند، ولى از آخرت غافل نیستند.)

ایمان به آخرت، دنیا را نزد انسان کوچک مى‏‌کند. «لا تُلهیهم... یخافون یوماً»

با این که نماز ذکر خداست، ولى به خاطر اهمیّت، جداگانه مطرح شده است. «ذکر اللّه و اقام الصلوة»

نماز و زکات، در کنار یکدیگرند و کسانى استحقاق ستایش دارند که اهل هر دو باشند. «اِقام الصّلوة و ایتاء الزّکاة»

دنیا، شما را از آخرت غافل نکند. «یَخافون یوماً»

صحنه‏‌هاى قیامت، چشم‏‌ها را خاشع و دلها را منقلب مى‏‌سازد. «تَتقلّب فیه القلوب والابصار»

خداوند کم و کاستى‏‌هاى اعمال مردان خدا را جبران کرده و پاداش کامل به آنان مى‏‌دهد. «لِیجزیَهم اللّه أحسن ما
عملوا»

پاداش را بیش از عمل بدهید. «و یزیدهم من فضله» (در اسلام سفارش شده است که مزد را معیّن کنید، ولى هنگام
پرداخت بیش از آن مقدار بدهید.)

اگر از سود دنیا بگذرید، به سود بى‏‌حساب آخرت مى‏‌رسید. «لاتُلهیهم تجارة - واللّه یرزق ... بغیرحساب» (مراد از رزقِ
بى‏‌حساب، پاداشى فراوان و فوق انتظار است.)


- نظرات (0)

عذاب وسختی صالحان

فقر

موضوع عقاب و مجازات گنهکاران در دنیا موضوعی است که صحبت‌های زیادی درباره آن مطرح است خصوصاً اینکه چرا برخی مدام در سختی و رنج هستند و از گرفتاری‌های آنها تمامی ندارد با اینکه انسان‌های ظاهراً مؤمنی هستند.

خداوند در آیه ۷۵ سوره مؤمنون به بیان دلایل این امر پرداخته و طغیان انسان‌ها را یکی از دلایل برطرف نشدن بدبختی‌ها و گرفتاری‌های برخی انسا‌ن‌ها بیان می‌کند.

در همین زمینه از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که فرمودند: فراموش کردن و غفلت از معصیت و گناه، از بزرگترین عذاب‌ها و عقوبت‌هاى خداوند است در دنیا، و از موثرترین اسباب گرفتارى و سختى است در روز قیامت. و تا بنده مؤمن اشتغال به طاعت خدا و معرفت عیوب نفسانى خود داشته و آنچه را که به دین او صدمه و ضرر دارد ترک مى‌کند؛ پس او از آفات دور و محفوظ بوده، و در دریاى رحمت پروردگار غوطه‏ ور خواهد شد. و چنین شخصى از جواهر حکمت و از لطائف معارف و حقایق استفاده خواهد کرد.

و اگر کسى در انجام وظائف خود غفلت ورزیده و معاصى خود را فراموش کرده، و تمام اعتماد و توجه و اتکاء او به قدرت و قوت و نیروى خود شد، به طور مسلم چنین آدمى رستگار نخواهد بود.( مصباح الشریعة/ ترجمه مصطفوى/ ص: 34)

به این آیه توجه کنید:

«وَلَوْ رَحِمْنَهُمْ وَکَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّواْ فِى طُغْیَنِهِمْ یَعْمَهُونَ‏»

ترجمه

و (بر فرض) اگر به آنها رحم کنیم و (رنج و عذاب و) بدبختى‏‌هاى آنان را برطرف سازیم (به جاى هوشیارى و شکر) در طغیانشان کوردلانه اصرار مى‏‌ورزند.

در تفسیر «کنزالدّقائق» و «روح البیان» مى‏‌خوانیم: زمانى در مکه قحطى شد، ابوسفیان از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله درخواست دعا کرد، حضرت دست به دعا برداشت و قحطى برطرف شد، اما سپس آیه‏ فوق نازل شد.

طغیان موضوعای است که در این آیه به آن اشاره شده است اما طغیان هم در افراد مختلف، تفاوت دارد که در ادامه به برخی اشاره می‌کنیم؛

طغیان عالمان، در علم است که به وسیله‏ تفاخر و مباهات جلوه مى‏‌کند.
طغیان ثروتمندان در مال است که به وسیله‏ بخل خود را نشان مى‏‌دهد.
طغیان صالحان در عمل نیک است که به وسیله‏ ریا و سُمعه (خودنمایى و شهرت‏طلبى) نمایان مى‏‌شود.
طغیان هواپرستان در پیروى از شهوت‏‌ها جلوه مى‏‌کند. (تفسیر روح‏‌البیان).

در همین زمینه خداوند در آیه ۵۷ سوره کهف از کسانی که از آیات الهی رویگردانده و به آن عمل نمی‌کنند به ستمکار تعبیر شده است.

پیام‌ها

رفاه و آسایش، جلوه‏ رحمت الهى است. «رَحِمناهم و کشفنا»
خدمت و محبّت به افراد بى‏‌شخصیّت، بى‏‌ثمر است. «رَحِمنا - للجّوا»
انسان‏هاى بى‏‌ایمان، از فرصت‏‌ها و مهلت‏‌ها سوء استفاده مى‏‌کنند. «لایؤمنون بالآخرة... للجّوا فى طغیانهم»
طغیانگرى، انسان را سرگردان مى‏‌کند. «فى طغیانهم یعمهون»


- نظرات (0)

شاه کلیدحقیقی شادی

شادی در قران
«آیه شریفه ای در قرآن وجود دارد که می فرماید: لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ. این یکی از آن نشانه های مهم و اساسی است که در این باره در قرآن مطرح شده است. آیه به ما می گوید به آنچه که از دست می دهید زیاد اندوه نخورید و به خاطر آن چیزی هم که به دست می آورید زیاد شادمان نشوید. اگر نعمت و لذتی از دست رفت به جرع و فزع نیفتید. این طور نباشد فکر کنید دنیا روی سرتان خراب شده است و همه چیز به بن بست رسیده و زندگی تمام شده است.  در حقیقت انسان مومن به قدری ظرفیت و  سعه صدر و کمال دارد که حتی اگر دنیایش را هم از او بگیرند می گوید من خدا دارم و رازق و پشتیبان من خداوند است و او  مرا رها نمی کند. در آن سو آیه تصریح می کند که اگر دنیا به شما روی کرد و به نعمت و گشایشی رسیدید نباید سرمست و مغرور شوید.  این همان اعتدالی است که از آن سخن گفتیم و باز این جا هم می بینید که در حقیقت انسان مومن انسانی معتدلی است که نه از به دست آوردن سرمست و مغرور می شود و نه به خاطر از دست دادن دچار چنان حرمانی می شود که خود را ببازد. »

آنچه در ادامه می آید  بخش دوم گفتگوی گروه قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با محمود کریمی، استاد  علوم قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق (ع) درباره نسبت دین و شادی است که در ادامه می آید.

با توجه به آن چیزی که در بخش اول گفتگو بیان کردید می توان گفت در حقیقت تامین شادی عمیق و مانا برای انسان زمانی می تواند روی دهد که بتواند خوراکی مناسب برای روح خود فراهم نماید؟

بله و البته توجه کنیم که  نه تنها در اسلام که در همه ادیان این خوراک های معنوی و روحی آماده شده است. شما در اسلام پنج بار نماز را به عنوان نماز واجب تجربه می کنید. ظاهر قضیه تکلیف است و کسی که معتقد نباشد حتی شاید برای او ملال آور هم باشد اما آن کسی که با نماز ارتباط حقیقی می گیرد می داند که با بالاترین قدرت که خداوند باشد رابطه برقرار کرده است و چون به بالاترین قدرت متصل شده است پس ترسی هم نخواهد داشت. وجودی هم که در آن ترسی نباشد و خوف و نگرانی از آینده و پیش آمدهای فردا نداشته باشد در آن صورت به شادی خواهد رسید. چرا بسیاری از افراد در زندگی دچار نگرانی هستند و انواع ترس ها اجازه نمی دهد که آن ها  با شادی عمیقی مواجه شوند؟  به خاطر این که آن ارتباط با خداوند را نه به شکل ملال آور که به شکل حقیقی تجریه نمی کنند اما وقتی کسی خود را متصل به یک قدرت عظیم می بیند این چنین کسی می داند که رشته امور جهان دست این و آن نیست که دچار تشویش کند و حتی اگر مصیبت و ناگواری ای به این فرد برسد آن مصیبت و ناگواری آرامش عمیق درونی آن فرد را به هم نمی زند.

در حقیقت بسته به این که شما در ظاهر و رویه زندگی سکنی گزیده باشید یا عمیقا متصل باشی به آن فطرت و درون مایه اصلی باشید نگاه شما به اتفاقات عالم تغییر خواهد کرد. مثلا وقت کسی صدقه می دهد یا انفاق می کند زکات می دهد در لایه اول و ظاهری این طور به نظر می رسد که از فرد کم می شود اما وقتی کسی با حقیقت این اعمال آشنا شد احساس می کند هر کمکی به دیگران در حقیقت کمک به خود اوست. هر بخششی در حقیقت بخشیدن خود است چون وقتی کسی در مسیر انفاق و بخشایش قرار می گیرد به سعه صدر می رسد و روح بزرگ و فراخی می یابد و فرد این را در درون خود حس می کند  ظرفیتی پیدا کرده است که پیش تر در خود احساس نمی کرد و این هاست که انسان را مستعد شادی حقیقی می کند. شادی حقیقی وقتی ظاهر می شود که شما واجد چنان ظرفیتی می شوید که دیگر حوادث عالم از آنچه خوشایند به نظر می رسد یا ناخوشایند تاثیر چندانی بر روی شما نمی گذارد.

جنس شادی حقیقی از چیست؟

همه افرادی که در زندگی چنین تجربه هایی داشته اند می دانند که جنس این شادی حقیقی از چیست. می دانند که مثلا یک دروازه بزرگ برای شادی خدمت کردن است. ظاهر قضیه ممکن است حتی بسیار پرزحمت به نظر برسد. شما چندین روز صرف می کنید تا گرهی از کار کسی باز شود چندین روز زمان می گذارید تا در حق یک برادر یا خواهر دینی گره گشایی انجام دهید و وقتی ناراحتی یا فرد اندوهگین یا مبتلا به ناراحتی را برطرف می کنید آن بهجت درونی در شما پدیدار می شود.

پس یک نکته کلیدی در رسیدن به شادی این است که انسان متوجه مسئولیت های اجتماعی خود باشد و خدمت به دیگران را از یاد نبرد؟

بله اساسا لازمه اعتدال همین است که من نگاه کنم به این که اگر خانواده من برخودار است آیا همسایه و همشهری من هم برخوردار است؟ اساسا انسان یک موجود اجتماعی است و شما وقتی وارد یک جمعی شوید که ببینید انها افسرده اند حتی اگر شما از مواهب بسیاری هم برخوردار باشید انگاه مساله آنها ناخوداگاه مساله شما هم می شود چون  همه ما در کنار هم زندگی می کنیم و از مسایل هم برکنار نیسیتم.

مساله ارتباط انسان با شادی در آیات و روایات ما چگونه مطرح می شود؟ می خواهم بدانم آن شاه کلیدهایی که در آیات و روایات ما درباره رموز شاد زیستن طرح شده چیست؟

آیه شریفه ای در قرآن وجود دارد که می فرماید: لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ. این یکی از آن نشانه های مهم و اساسی است که در این باره در قرآن مطرح شده است. آیه به ما می گوید به آنچه که از دست می دهید زیاد اندوه نخورید و به خاطر آن چیزی هم که به دست می آورید زیاد شادمان نشوید. اگر نعمت و لذتی از دست رفت به جزع و فزع نیفتید. این طور نباشد فکر کنید دنیا روی سرتان خراب شده است و همه چیز به بن بست رسیده و زندگی تمام شده است.  در حقیقت انسان مومن به قدری ظرفیت و سعه صدر و کمال دارد که حتی اگر دنیایش را هم از او بگیرند می گوید من خدا دارم و رازق و پشتیبان من خداوند است و او  مرا رها نمی کند. در آن سو آیه تصریح می کند که اگر دنیا به شما روی کرد و به نعمت و گشایشی رسیدید نباید سرمست و مغرور شوید.  این همان اعتدالی است که از آن سخن گفتیم و باز این جا هم می بینید که در حقیقت انسان مومن انسانی معتدلی است که نه از به دست آوردن سرمست و مغرور می شود و نه به خاطر از دست دادن دچار چنان حرمانی می شود که خود را ببازد.


- نظرات (0)

سختی‌های نبوت


محمدرسول الله

شیوه تبلیغ و دعوت و صبر و بردباری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مدت ۲۳ سال یکی از عوامل اصلی در موفقیت مکتب اسلام در برابر شرک جاهلی با تمام امکانات و استعدادهایش شد. این دعوت البته در ارتباط مستقیم با شخصیت کمال یافته ایشان بود. شخصیتی که استقامت، صبر و بردباری از ویژگی‌های بارزش است.

خداوند در قرآن کریم بارها پیامبر(ص) را به صبر و بردباری در برابر مشکلات دعوت کرده و یکی از راه‌های آسان شدن مشکلات بر پیامبر را آشنایی ایشان با تاریخ انبیای پیشین برشمرده است.

همچنین خداوند در آیات متعدد پیروزی بر مشرکان و کفار را قطعی بیان کرده تا پیامبر(ص) بداند که تحمل سختی‌ها و مشکلات بی‌ثمر و بی‌نتیجه نیست و قطعاً پیروزی از آن او و پیروانش است.

به این آیه توجه کنید

وَلَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُواْ عَلَى‏ مَا کُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى‏ أَتَهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَآءَکَ مِن نَبَإِىْ الْمُرْسَلِینَ‏ (سوره انعام آیه ۳۴)

ترجمه

و همانا پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند، لیکن در برابر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند صبر کردند، تا یارى ما به آنان رسید. (تو نیز چنین باش زیرا) براى کلمات (و سنّت‏هاى) خداوند، تغییر دهنده‏اى نیست. قطعاً از اخبار پیامبران براى تو آمده است (و با تاریخ آنان آشنایى).

در تفسیر نور درباره این آیه آمده است؛

«کلمات» به معناى سنت‏‌هاى الهى است: «ولقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین انّهم لهم المنصورون وانّ جُندنا لهم الغالبون» (صافّات، ۱۷۱ تا ۱۷۳)

تاریخ، سرچشمه و منبعى پذیرفته شده براى شناخت حوادث است. از صبر انبیاى پیشین و نابودى اقوامى چون قوم هود وصالح ولوط و ... که تکذیب کردند، باید عبرت گرفت، سنّت و برنامه الهى، فرستادن رسولان و آزادى مردم در انتخاب است. کافران را به کیفر مى‏‌رساند و رسولان را در راه دعوت، امداد مى‏‌کند.

در آیات متعدّدى از قرآن خداوند یارى و پیروزى رهبران و مؤمنان صابر را بر خود لازم دانسته است از جمله:
«کتب‏اللّه لاغلبنّ أنا و رسلى» (مجادله، ۲۱)
«وکان حقّاً علینا نصر المؤمنین» (روم، ۴۷)
«انّا لننصر رسلنا» (غافر، ۵۱)
«ولینصرنّ اللَّه من ینصره» (حج،۴۰)

پیام‌ها

راه حقّ، هیچ‌گاه هموار نبوده و تحققّ آرمان انبیا همراه با تحمّل مشکلات بوده است. «فصبروا على ما کذّبوا»
یکى از بهترین اهرم‏‌هاى مقاومت در برابر شداید، بیان امدادهاى الهى است. «فصبروا... حتّى اتاهم نصرنا»
رهبران، انتظار اطاعت همه را نداشته باشند. «کُذّبوا»
شرط اصلى پیروزى، صبر است. «فصبروا... حتّى اتاهم نصرنا» (خداوند به صابران، نوید پیروزى مى‏‌دهد)
دشمنان از هیچ تلاشى علیه حق، کوتاهى نمى‏‌کنند، خواه تکذیب باشد و خواه آزار. «کذّبوا، اوذوا»
صبر مستمر، زمینه‏‌ساز نزول نصرت و رحمت الهى است. «فصبروا... حتّى أتاهم نصرنا»
حقّ، پیروز است. «اتاهم نصرنا»
سنّت‏‌هاى الهى تغییر ناپذیر است و خداوند خلف وعده نمى‏‌کند. «لامبدّل لکلمات اللّه»
هر کس باید نمونه‏‌هاى مشابه خود را در تاریخ بشناسد. خداوند خطاب به پیامبر مى‏‌فرماید: «و لقد جاءک من نبأ المرسلین»
از زحمات و رنج‏‌هاى پیشینیان باید یاد و قدردانى کرد. «و لقد جاءک من نبأ المرسلین»


- نظرات (0)

انتقاد از جمودگرایی و عدم تعقل

شیخ مفید

بی‌تردید وجود علما و فرهیختگان در جامعه می‌تواند ثمرات و نتایج درخشانی را در شکوفایی و پرباری جامعه داشته باشد. چنانچه این تأثیر را در تاریخ درخشان فقه شیعه با حضور عالم برجسته و وارسته‌ای چون محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید، مشاهده می‌کنیم. این درخشش به حدی است که به حق باید گفت شیعه امامیه و علمای شیعه، مدیون این عالم بزرگ هستند. عالمی که همگان بر علم، عدالت و وثاقت او اتفاق نظر داشته و او را داناترین افراد به فقه و کلام در عصر خود معرفی می‌کنند.

با ظهور و بروز شیخ مفید، در راستای قوّت، گسترش و تعمیق علوم و دانش شیعی، حرکت ارزشمندی پایه‌گذاری شد و آن فعال کردن مرکب عقل و خرد بود. شیخ، با آشنایی که از مکتب اهل حدیث داشت، از جمودگرایی و عدم تعمق آنان در روایات به‌شدت انتقاد و به اهل حدیث شدیداً حمله می‌کند.


مرحوم شیخ مفید، در تمام رشته‌ها آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشته و اثرات مثبت و خیره کننده‌ای داشته است، چنانچه حتی علمای غیر شیعه توانایی وی را یادآور شده و از آن تجلیل کرده‌اند.

فتح الفتوحی در تاریخ فقه شیعه

یکی از حوزه‌هایی که شیخ در  ‌آن بسیار فروزان درخشید به‌طوری که تاریخ را تحت تأثیرات خود قرارداد فقه شیعه بود. آشکارترین و حساس‌ترین این تحولات با توجه به شرایط زمانی و همچنین نوپا بودن فقه شیعه و ناهماهنگی فتاوایی که از دوران‌های قبل شیخ مفید شکل‌گرفته و باقی مانده بود، فقه را در مکتب تشیع دچار ضعف‌هایی کرده بود که در برهه‌ای از تاریخ یعنی در سده چهارم هجری که بنابر نظر بسیاری آن را "فتح الفتوح" تاریخ شیعه می‌دانند. با حضور و تأثیرگذاری عالم برجسته‌ای چون شیخ مفید، ضعف‌ها فروریخته و شاهد شکوفایی و تحول عظیمی در این حوزه از چگونگی، کیفیت و شکل‌گیری جلسات درس و آموزش فقه گرفته تا مسائل بنیانی و اصولی بدنه این مباحث در این راستا هستیم.

آوازه این تحول به‌قدری وسیع، عظیم و تکان‌دهنده بود که از طرفی برای همیشه در تاریخ فقه شیعه ماندگار شد، چنانچه معیارهایی که امروزه فقها برای استنباط احکام شرعی از آن بهره می‌برند را مدیون این فقیه بزرگ هستند و از طرف دیگر دوست و دشمن زبان به تمجید او گشودند.

همان‌طور که گفته شد جهان اسلام در عصر «مفید» جامعه تحول و نوآوری بر خود پوشید و این بدین جهت بود که در اواسط قرن چهارم هجری محدودیت شیعیان با تأسیس شاخه‌ای از حکومت آل‌بویه به رهبری عضدالدوله بعد از یک دوره فشار بنی‌امیه و جو خفقان بار خلفا و حکمرانان، کاهش یافت و شیعیان توانستند در این فرصت که البته خیلی هم طولانی نبود در پناه آل‌بویه از آزادی بهره برده و عقاید خویش را نشر دادند. محمدبن نعمان، شیخ مفید در این عصر می‌زیست و با توجه به اوضاع، از مقام و منزلتی بسیار برخوردار بود.

بعد از وفات عضدالدوله بار دیگر غبار دشمنی بر شیعه گردافشانی کرد، اما این بار شیخ مفید یک تنه با مدیریت و توانایی که داشت بر اوضاع تسلط پیدا کرد و تحولات و خدماتی را در راستای تشر و شکوفایی فرهنگ و علوم شیعی ایجاد نمود.

فتح بابی در حیطه مناظرات

خدمات شیخ مفید در راستای نشر مکتب تشیع در بسیاری موارد مخالفان را به خشم می‌آورد. یکی از این مواضع برپایی مناظرات بود. ازآنجا که بغداد، مقر حضور شیخ مفید و مرکز کشورهای اسلامی به شمار می‌آمد عالمان و صاحب‌نظران مذاهب گوناگون حضور داشتند.

یکی از حوزه‌هایی که شیخ مفید در آن بسیار فروزان درخشید به‌طوری که تاریخ را تحت تأثیرات خود قرارداد، فقه شیعه بود. آشکارترین و حساس‌ترین این تحولات با توجه به شرایط زمانی و همچنین نوپا بودن فقه شیعه و ناهماهنگی فتاوایی که از دوران‌های قبل از شیخ مفید شکل‌گرفته و باقی مانده بود، فقه را در مکتب تشیع دچار ضعف‌هایی کرده بود که در سده چهارم هجری که بنابر نظر بسیاری آن را "فتح الفتوح" تاریخ شیعه می‌دانند با حضور و تأثیرگذاری عالم برجسته‌ای چون شیخ مفید، ضعف‌ها فروریخته و شاهد شکوفایی و تحول عظیمی در این حوزه هستیم.


از طرفی شیخ مفید طرفدار برپایی مناظرات به سبک صحیح و درست بود و روزگار وی، دوره اوج مناظرات عالمان مذاهب اسلامی به حساب می‌آید. مجالس بحث و مناظره در ابعاد گوناگون، کلامی، فقهی یکی پس از دیگری برگزار می‌شد. مفید، در این مجالس شرکت می‌کرد و با عالمان فرق گوناگون، به مناظره می‌پرداخت و به اشکالات و شبهات پاسخ می‌گفت و از دیدگاه‌های شیعه دفاع می‌کرد. او با معلومات وسیع و گسترده و با بیان زیبایی که داشت، دشمنان مغلوب وی شده و موجبات خشم آنان فراهم می‌شد. این بدان جا پیش رفت آنانی که تجربه تلخ شکست در برابر شیخ را چشیده بودند برای رهایی از این ذلت و سرافکندگی، مرگ وی را آرزو می‌کردند.

فعال شدن مرکب عقلانیت

با همه اهمیتی که قرآن و معصومین (ع)، به عقل و خرد می‌دادند، شاهد هستیم که در زمان اهل‌بیت جریانی در میان شیعیان وجود داشت که تنها به دریافت و نقل احادیث می‌پرداختند و از بحث‌های کلامی و تفکرات عقلانی دوری می‌کردند. این سیر تفکر تا اواخر قرن چهارم بر جامعه حاکم بود.

با ظهور و بروز شیخ مفید، در راستای قوّت، گسترش و تعمیق علوم و دانش شیعی، حرکت ارزشمندی پایه‌گذاری شد و آن فعال کردن مرکب عقل و خرد بود. شیخ، با آشنایی که از مکتب اهل حدیث داشت، از جمودگرایی و عدم تعمق آنان در روایات به‌شدت انتقاد و به اهل حدیث شدیداً حمله می‌کند.
- نظرات (0)