سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



تسبیح خداتوسط موجودات

در کتاب «خرائج و جرائح» قطب راوندی روایتی طولانی از امام حسین علیه السلام در ارتباط با معنای صدای حیوانات آورده شده است. این روایت بیان می دارد که در سنین کودکی از امام حسین علیه السلام در ارتباط با آوای حیوانات و اینکه آن ها هنگامی که صدا می کنند چه می گویند سؤال شد و آن حضرت در جواب فرمودند:

آیا حیوانات هم خدا را عبادت می‌کنند؟ · وبسایت فرهنگی و اجتماعی ...


ادامه مطلب - نظرات (0)

دلایل و امتیاز تلاوت قرآن به زبان عربی

اصرار بر تلاوت قرآن به زبان عربى، دلایل و حكمت‏هاى گوناگونى دارد؛ از جمله:

 1. ایجاد زبانى مشترك در میان همه پیروان و فراهم سازى نوعى وحدت و پیوند جهانى،

باعث تأكید بر قرائت و حفظ زبان عربى شده است.


 2. روح و محتواى هر پیام و سخنى، در قالب زبان خاص خود، عمیق‏تر درك مى‏گردد

تا زمانى كه به زبان‏هاى دیگر برگردانده شود و قرآن - كه داراى مضامین بسیار بلند و عالى است و

هرگز قابل ترجمه دقیق و كامل به هیچ زبانى نیست.


همه ترجمه‏هاى قرآن، براى رسیدن به معارف بلند و درك زیبایى متن اصلى نارسا است.

كافى است اندكى در مباحث مربوط به زبان‏شناسى، فن ترجمه و تئورى‏هاى مربوط به آن مطالعه كنید؛


 آن گاه خواهید یافت كه فرق بین قرآن و ترجمه‏هایش، همان فرق بین كتاب الهى و بشرى است.

 3. قرآن علاوه بر محتواى مطالب، از لطافت ویژه و نكات ادبى برخوردار است كه خود، بخشى از اعجاز قرآن است

 و در قالب هیچ ترجمه‏اى بیان شدنى نیست.

براى آگاهى بیشتر ر.ك: مجله بینات و مجله مترجم (ویژه نامه قرآن).

 4. تشویق و ترغیب بر استفاده از همان الفاظى كه جبرئیل بر پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله نازل فرموده،

یكى از شیوه‏هاى حفظ قرآن از تحریف است


بان عربی بنا به آنچه در روایات آمده است برترین و بهترین زبانها است، و همین که زبان وحی خداوند است

و تنها کتاب معجز الهی که الفاظ آن دارای اعجاز است،


 به این زبان نازل شده در برتر بودن آن کافی است، حتی بنا به آنچه در روایتی آمده است

وحی از جانب خداوند برای تمامی انبیاء به زبان عربی نازل می شود


 و برای پیامبران به زبان قومشان ترجمه می شود. (بحار 11 و 42)


- نظرات (0)

قیمت و ارزش دوستان اهل بیت


عارف واصل مرحوم حاج محمداسماعیل دولابی:
صاحب مال، قیمت مال را می داند. خدا یک موی سر مؤمن را به همه ی عالم نمی فروشد.
 شما قیمت خودتان را نمی دانید، لذا گاهی اوقات خودتان را ارزان می فروشید.
بهلول الاغ لنگی داشت. آن را به حراجی داد تا بفروشد.
حراجی شروع به تبلیغات کرد که این الاغ نیست، بلکه براق است و همان مرکبی است
 که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با آن به معراج رفتند.
 آن قدر از آن الاغ تعر یف کرد که خود بهلول باورش شد و دید حیف است آن را بفروشد؛
 لذا فریاد زد نمی فروشم، نمی فروشم و حق الزّحمه ی حراجی را داد و الاغ را پس گرفت.
بدن مؤمن به راستی براق است و با آن عبادت می کند و به معراج می رود.
هر چه خدا و اولیای خدا می گویند تو خوبی و باارزشی، تو باور نمی کنی و خودت را بد و کم ارزش می دانی.
مشکل در باور خودت است. شخصی که خود را فقیر و بد می پندارد و لذا خود را ارزان می فروشد،
 اگر کسی پیدا شود که بتواند برای او حق مطلب را در توصیف ارزش و بزرگی یک دوست اهل بیت (علیهم السلام) ادا کند
 و آن شخص هم آن را باور کند، دیگر حاضر نخواهد شد آن را در قبال متاع کم ارزش دنیا بفروشد.
برگرفته از کتاب مصباح الهدی، ص401


- نظرات (0)

پرسش های مهدوی



پرسش مهدوی: برای چه امام زمان (عج) غایب است ؟

پاسخ: بیان علت حقیقی و اصلی غیبت امری دشوار و شاید دور از دسترس باشد.
درباره غیبت می‌توان، هم نگاه تاریخی داشت و هم نگاه روایی:
یك. نگاه تاریخی: وقتی به تاریخ صدر اسلام و حتی قبل از آن می‌نگریم، به خوبی می‌‌بینیم كه جبهه كفر و باطل برای مقابله با جبهه حق و نابودی آن، از هیچ اقدامی فروگذاری نكرده و در این راه حتی از كشتن پیشوایان دین نیز ابایی نداشته است. آنان به خوبی می‌دانستند ادامه حكومت دنیایی و سیطره بر مردم و كسب منافع نامشروع، زمانی امكان پذیر خواهد بود كه پیشوایان دین و هادیان حق را از سر راه خود بردارند لذا شهادت ائمه(ع) در دستور كار خلفای جور قرار گرفت. آنچه وحشت و اضطراب حاكمان خودكامه را بیشتر می‌كرد، وعده ظهور حضرت مهدی(عج) به عنوان منجی و مصلح بود. از این رو خلفای معاصر امام حسن عسكری(ع) ایشان را به شدت تحت نظر داشتند تا وقتی فرزند ایشان به دنیا می‌آید، او را در همان ابتدای زندگی به شهادت برسانند. بنابراین بسیار طبیعی است كه خداوند آخرین حجت خود را در پرده غیبت قرار دهد تا جان او حفظ شود و در موعد مقرر و زمانی كه مردم آمادگی ظهور داشتند ظهور كرده و جهان را پر از عدل و داد نماید.
دو. نگاه روایی: در روایات به علت و حكمت‌های متعددی اشاره شده است؛ از جمله:
الف. غیبت سری از اسرار الهی: پیامبر(ص) فرمود: «ان هذا لامر من امر الله و سر من سر الله» ؛ «این امر الهی و سری از اسرار خداوند است». (بحار الانوار ، ج 51، ص73).
ب. آزمایش مردم: امام علی(ع) فرمود: «به خدا قسم من و دو فرزندم شهید می‌شویم. خداوند در آخر الزمان مردی از فرزندانم را به خون خواهی ما بر خواهد انگیخت و او مدتی غایب می‌شود تا مردم آزمایش شوند و گمراهان جدا گردند تا جایی كه افراد نادان می‌گویند: خداوند دیگر به آل محمد كاری ندارد». (غیبت نعمامی، ب10).
ج. ستم پیشه بودن انسان‌ها : امیر مؤمنان(ع) فرمود: «زمین از حجت خدا خالی نمی‌ماند، ولی خداوند به دلیل ستم پیشه بودن و زیاده‌روی انسان‌ها، آنان را از وجود [ظاهری] حجت خود محروم می‌سازد»(غیبت نعمانی، ب10).
د. حفظ جان امام: امام باقر(ع) فرمود: «برای قائم ما قبل از آنكه به پا خیزد غیبتی است. راوی پرسید چرا، حضرت فرمود: می‌ترسد[از قتل]».
برخی بر اساس روایت اول می‌گویند: «علت اصلی غیبت، روشن نیست و آنچه از علت‌ها گفته شده(مانند حفظ جان) از آثار غیبت است، نه علت اصلی(فصلنامه انتظار، ش4، مقاله استاد طبسی).
برخی دیگر با توجه به تاریخ و روایات، علت اصلی غیبت را حفظ جان و بقیه موارد را از آثار آن می‌دانند.
پس غیبت امری است كه سیر حركت انسان‌ها، آن را ناگزیر كرده و در این فرایند باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی شود تا جامعه شیعه، با كمترین مشكل بتواند پذیرای آن باشد. از این رو امامان(ع) از یك سو راه‌های فهم احكام را به شاگردان می‌آموختند تا بتوانند احكام دین را در حد توان از منابع شرع استنباط و استخراج كنند و مردم را نیز به آموختن از علما و رجوع به آنها فرا می‌خواندند و از سوی دیگر با برقراری نهاد وكالت، مردم را به رجوع به وكیلان دعوت كردند. در همین راستا از زمان امام هادی و عسكری(ع) ارتباط مستقیم را كمتر كردند و در مواردی از پشت پرده جواب سؤالات را می‌دادند تا مردم به ندیدن امام عادت كنند. به دنبال آن غیبت كوتاه مدتی(صغری)، پیش بینی شد تا مردم به واسطه نواب خاص، برخی مسائل مورد نیاز را بپرسند و در ضمن رجوع دائمی به نایبان را فرا بگیرند. (ر.ك. غیبة طوسی؛ تاریخ عصر غیبتع پورسید آقایی، اصول عقاید، مصباح؛ دادگستر جهان . امینی).




- نظرات (0)

خداباماست

کمی بهترببین ................

اگر ذره بین نگاه قوی باشد ،

در تمام صفحه های ورق خورده زندگی اثر انگشت خدا دیده میشود !

ستارِ عیوب من الهی العفو غفارِ ذنوب من الهی العفو


- نظرات (0)