سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

راهکار رفع سستی در صیانت از حجاب اسلامی

راهکار رفع سستی در صیانت از حجاب اسلامی
گاهی مواقع نیز جوّ غالب تحت عنوان اینکه همه روسری‌ها را تا نیمه می‌بندند یا آرایش کرده هستند یا در خیابان‌ها بدون چادرند ممکن است در دل برخی ایجاد شرم و وحشت کند که مبادا انگشت‌نما خاص و عام شوم و رویه «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» را در پیش گیرند که قرآن کریم جوّ غالب بدون دلیل و منطق را به‌شدت محکوم  کرده و تبعیت از رسوم جاهلی را ناشی از جهل می‌داند، پس اگر فرهنگی منطق داشت قابل‌پذیرش است و گر نه خیر. زیرا قرآن اکثریّت را ملاک حقّانیت نمی‌داند.[2]
عامل دیگر سستی در حجاب رفقای بد هستند که گاهی انسان با افرادی دوست می‌شود که بجای صداقت، رویه‌های شیطانی دارند و به دنبال خوشی‌های زودگذر و فانی هستند و انسان‌های پاک را با اصرار به گمراهی می‌کشند و با عناوینی مثل تفریح کردن پای انسان را به دام‌های شیطان گرفتار می‌کنند که این افراد حتّی ممکن است فرایض دینی به‌مانند حجاب را تضعیف کنند و آن را برخلاف رسوم اجتماعی بدانند و از آن به‌عقب ماندگی یاد کنند. راهکار ارائه‌شده قرآن آن است که گرد این گونه افراد نچرخید وگرنه زمانی نادم و پشیمان خواهید شد که پشیمانی سودی نداشته باشد هم چنانکه در سوره فرقان زبان حال این افراد را چنین بیان می‌کند: «یا وَیْلَتی لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً [فرقان/ 38] ای وای بر من، کاش فلان گمراه را دوست خود انتخاب نکرده بودم».
امید است همه مؤمنین و متدین با پرهیز از عوامل سستی در عمل به فرایض دینی و به‌کار بستن راهکارهای قرآنی هرچه بیشتر سعادت دنیوی و اخروی خود را با عمل به دستوارت دینی تضمین نمایند.

- نظرات (0)

وقتی سختی ها به مرز کفر می رساندمان

سختی
«سختی های دنیا، كتاب عبرت و تجربه است»

امیرالمومنین علیه السلام در خطبه هشتاد و هشتم نهج البلاغه می فرماید: «و فی دون ما استقبلتم من عقب و ما استدبرتم من خطب معتبر» « برای شما مردم، در مشقت و سختی هایی كه رو به سوی آنها می روید و در آن حوادث بزرگی كه پشت سر گذاشته اید، عواملی برای عبرت و تجربه وجود دارد».

برای ما انسان ها، همه اتفاقات پیرامون و آزمون و خطاهایی كه در زندگی داریم می تواند مایه كسب تجربه باشد و همچنین وسیله ای برای نزدیك شدن به درگاه خداوند. در این صورت اگر بار دیگر خودمان یا فرد دیگری را در آن موقعیت و تحت همان آزمایش دیدیم به راحتی می توانیم راه حل مناسبی برای آن پیدا كرده و رفتاری شایسته تر از قبل بروز دهیم.

در بحران ها و سختی هایی كه در زندگی هر فردی پیش می آید، روزنه هایی برای نجات و رستگاری آن فرد وجود دارد كه باید دقت كند و با استفاده از تجربه دیگران، آن روزنه ها را ببیند و مراقب باشد كه با بی صبری و كم طاقتی آن دریچه ها را به روی خود نبندد تا زمینه ساز رشد شخصیت و شكوفایی استعدادهای درونی اش باشد.

همه ما انسانها به فراخور حال خود مشكلات و سختی هایی در زندگی داریم كه برای هموار شدن مسیر زندگی و رسیدن به كمال باید این سختی ها و مشكلات را با ابزار متناسب با همان مشكل حل و فصل كرد. بعضی از مشكلات ما انسانها مادی است. و از جمله ابزار مادی ای كه حلال برخی مشكلات است، پول می باشد. مثل مشكل زندگی كردن در خانه كوچك و نیاز به خرید خانه ای بزرگتر. اما برخی دیگر از این مشكلات، معنوی، و یا تركیبی از معنوی و مادی می باشند كه با ابزار مخصوص به خودشان باید با آنها روبرو شد.

تقوا، توكل و صبر ابزارهای معنوی اند كه انسان می تواند به وسیله آنها امتحانات الهی را با موفقیت پشت سر گذارد و اسباب توجه و الطاف الهی را فراهم آورد. (من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب – هر كس تقوا پیشه كند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می كند و او را از جایی كه گمان ندارد، روزی می دهد. و من یتوكّل علی الله فهو حسبه – و هركس بر خداوند توكل كند (این توكل) كفایت تمامی امورش می كند. طلاق 2 و 3).

بحران ها و سختی هایی كه در زندگی هر فردی پیش می آید، روزنه هایی برای نجات و رستگاری آن فرد وجود دارد كه باید دقت كند و با استفاده از تجربه دیگران، آن روزنه ها را ببیند و مراقب باشد كه با بی صبری و كم طاقتی آن دریچه ها را به روی خود نبندد تا زمینه ساز رشد شخصیت و شكوفایی استعدادهای درونی اش باشد

خداوند یكی از راه های نجات را تقوا نام می برد و انسان متّقی را مشمول رحمت بی كران خود قرار می دهد. و همچنین كسی كه به خداوند توكل كند دیگر نباید چشم امید به جایی دیگر داشته باشد. البته این دو ابزار زمانی تأثیر خود را خواهند گذاشت كه با صبر عجین باشند چرا كه انسان برای موفقیت و پیروزی نیاز به یاری و همراهی خداوند دارد و خداوند یاری و كمك خود را در صبر قرار داده است ( و اصبروا إنّ الله مع الصابرین – صبر و استقامت كنید كه خداوند با صابرین است. انفال 46). امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در روایتی زیبا مى‏فرماید: یكى از صفات برجسته انسانى صبر و استقامت است، ایمان بى صبر و استقامت، بسان تن بى سر است كه بصورت یک لاشه غیر مفید در مى‏آید. (وَعَلَیْكُمْ بِالصَّبْرِ فَانَّ الصبر مِنَ الایمانِ كَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ وَلا خَیْرٍ فى جَسَدٍ لا رَأسَ مَعَهُ وَلا فى ایمانٍ لا صَبْرَ مَعَهُ - شرح نهج البلاغه ج 8 ص 232) ؛  به راستى صبر و استقامت رمز موفقیت، و اساس ترقى و تكامل و شالوده نیل به هدف است.

توجه به تاریخ پیشینیان و بررسی عملكرد آنان در برابر آزمایشهای الهی و سختیهای دنیا برای پندپذیری و آماده ساختن روح انسان نسبت به امتحانات پروردگار بسیار موءثر است. اصولاً اگر انسانی در مسایلی كه برای او پیش می‏آید احساس تنهایی كند از نیروی صبر و مقاومتش كاسته خواهد شد امّا توجه به این حقیقت كه این مشكلات و آزمایش‏های سخت الهی برای همه اقوام و ملتها در طول تاریخ وجود داشته است سبب افزایش نیروی پایداری انسان می‏گردد و به همین دلیل قرآن مجید به طور مكرر برای دلداری پیامبر و تقویت روحیه او و موءمنان اشاره به تاریخ گذشتگان و حوادث دردناك زندگی آنها می‏كند. (وَلَقَدْ كذّبت رُسل مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلی ما كُذِّبُوا وَاُوذُوا حتّی اتاهُمْ نَصْرُنا وَلا مُبَدِّلَ لِكَلماتِ الله وَلَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبإی المُرْسَلین - پیش از تو نیز پیامبرانی تكذیب شدند و در برابر تكذیب‏ها، صبر و استقامت كردند و (در این راه) آزار دیدند، تا هنگامی كه یاری ما به آنها رسید(تو نیز چنین باش و این یكی از سنت‏های الهی است) و هیچ چیز نمی‏تواند سنن خدا را تغییر دهد و اخبار پیامبران به تو رسیده است. انعام 34).

اشتباه شما این است كه می خواهید خودتان راه حلی برای پشت سر نهادن امتحانات الهی و سختی های دنیا پیدا كنید، در صورتی كه خداوند راه پشت سر گذاردن این امتحانات را تقوا، توكل و صبر بیان نموده است. در این مدت كه با مشكلات و سختی ها روبه رو هستید، چه مقدار از روش خداوند برای مقابله با آنها استفاده نمودید؟ چرا به جای اینكه مدام از وضعیت به وجود آمده گلایه كنید كه سرانجامش كفر به خداوند است، سعی نكردید با رعایت تقوا این امتحانات را اسبابی برای پرورش خود بدانید و بدین سبب شكرگذار خداوند باشید. چرا با صبر و توكل بر خداوند سعی نكردید این سختی ها را آسان كنید. چرا حتی یكبار هم سعی نكردید به حكمت این سختیها توجه كنید و اینكه از خداوند حكیم انجام كار بیهوده محال است. كسی كه خالق تمام عالم است و به تمام هستی وجود داده است، نیازمند نیست كه نیاز خود را با سختی دادن به مخلوقاتش برآورده كند. این مخلوقاتند كه به بخشش و رحمت بی كران الهی نیازمندند.

دانش آموز زمانی كه تكالیف محوله از سوی معلم را انجام ندهد و یا با سهل انگاری انجام دهد، علاوه بر اینكه باید خود را برای رفوزه شدن و تحمّل مشقت دوباره تحصیل در همان پایه آماده كند، سختی تحمّل تنبیه معلم و شرمندگی در حضور دوستان و خانواده را نیز باید به دوش كشد. با اینكه تنبیه معلم باعث آزردگی و به مشقت افتادن دانش آموز می شود اما تنها با این روش می توان دانش آموز را نسبت به غفلت و خطایش هوشیار و آگاه كرد.

توکل از نان شب واجب تر

همانطور كه دانش آموزان كلاس برای موفقیت در امر تحصیل نیازمند محبّت و از خودگذشتگی معلم اند، ما انسانها نیز برای رسیدن به سعادت و پشت سر نهادن مشكلات ناگزیر نیازمند به توجه و لطف پروردگار می باشیم و تا این لطف و توجه از جانب خداوند نباشد موفقیت و پیروزی حاصل نخواهد شد. قطعا دانش آموزان اگر در برابر امتحانات دشوار معلم كه قادر به پاسخگویی آنها نمی باشند، از خود بی ادبی نشان ندهند و صبر را پیشه كنند، بیشتر مورد توجه و محبّت معلم قرار می گیرند تا زمانی كه به نحوه امتحان گرفتن معلم بی ادبی و كج دهنی كنند.!

سؤالی كه از شما دوست عزیز دارم این است كه لطف و توجه خداوند چه موقع بیشتر شامل انسان می شود؟ زمانی كه در برابر امتحانات الهی و سختیها ادب می كند و با صبر آنها را پشت سر می نهد و یا زمانی كه با بی ادبی و كج دهنی زبان به شكوه و خدای نكرده كفران می گشاید؟

اشتباه دیگر شما این است كه خالق خود را نمی شناسید و نمی دانید كه دوستی و دوست داشتن خداوند از جنس دوستیهای زمینی نیست. ما انسانها در صورتی دیگران را دوست داریم كه برایمان كاری انجام دهند و منافع ما را تأمین كنند. اینكه خداوند را به خاطر تأمین منافع مادیمان دوست بداریم، از جنس دوستیهای زمینی است. در حالی كه دوست داشتن خداوند با شناخت حاصل می شود و شناخت خداوند با عبادت خالصانه امكان پذیر می باشد. یعنی اول باید خداوند را عبادت كرد تا دوست داشتنی كه در نهاد انسان نهفته است خود را نمایان كند. هر چه شناخت و فهم نسبت به خداوند و اوصاف و افعالش بیشتر شود فرمانبرداری و اطاعت پذیری ما نیز از دستورات الهی بیشتر خواهد شد.

ای كاش همان گونه كه ما انسانها حاضر نیستیم مادر و پدر و نزدیكانمان را رها كنیم و موجبات بی حرمتی اشان را فراهم آوریم، قدری نیز بیشتر در برابر خداوند ادب می كردیم تا شاید بدینوسیله بیشتر موجبات الطاف و توجه خداوند را كسب نماییم.

و ای كاش به معارف و آموزه های دینی امان بیشتر آشنا بودیم و می دانستیم كه صبر در برابر امتحانات الهی تا چه اندازه مشكل گشاست. (و لنبلونّكم بشیء من الخوف و الجوع و نقصٍ من الاموال و الانفس و الثمرات و بشّر الصابرین – قطعا همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و كاهش در اموال و جانها و میوه ها آزمایش می كنیم و بشارت ده به استقامت كنندگان (كه پیروز این میدانند) بقره 154).

یكی از بهترین روشها برای افزایش صبر و استقامت پیروی از مسیر اهل بیت (ع) است. با مطالعه در سیره و روش زندگی آن بزرگواران، به روش برخورد با مشكلات و مصیبتهایی كه از جانب حكومتهای جبّار بر آنان تحمیل شد آشنا خواهید شد. و خواهید دید كه بندگان برگزیده خداوند هم از امتحانات الهی مصون نبوده و با مشكلات و سختیهایی به مراتب شدیدتر از آنچه برای شما اتفاق افتاده است روبرو بوده اند

«مواجه با مشكلات»

تقوا و پرهیزكاری: همانطور كه گفتیم از موءثرترین رمزهای موفقیت انسان كه راه برون رفت وی را در گرفتاری‏ها و مشكلات هموار می‏سازد و صبر و استقامت او را در برابر مشكلات دوچندان، تقوا و پرهیزكاری است كه آیات بیشماری بر آن تأكید می‏ورزد. (وَمَنْ یَتَّقِ الله یَجْعَل لَهُ مِنْ أمْرِهِ یُسراً - هر كس از خدای تقوا پیشه كند و پرهیزكار باشد خدا مشكلات كار او را آسان گرداند. طلاق 4). (یا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِن تَتَّقُوا الله یَجْعَل لَكُمْ فُرْقاناً - ای اهل ایمان اگر خدا ترس و پرهیزكار شوید خدا به شما فرقان بخشد. انفال 29). همانطور كه گفتیم تقوا و دل بریدن از غیر خدا باعث می شود تعلقات انسان به این دنیا اندك شود و در نتیجه تحمل سختیها و ناملایمات آسانتر.

(تقوا یعنی انسان در زندگی به گونه ای رفتار كند كه رفتارش به هیچ وجه باعث نا رضایتی خداوند نباشد)

دنیاشناسی: یكی دیگر از عوامل موفقیّت و تمرین صبر، شناخت صحیح دنیا است كه این جهان گذرگاهی بیش نیست و محل پاداش و مجازات نمی‏باشد، این حقیقت در جمله «اِنّا لله وَاِنّا اِلیهِ راجِعُون» به آن تصریح شده است، كه ما به فرمان خدا آمده و به سوی او رجوع خواهیم كرد. بقره 155). پس غم و غصه برای جهان گذرا چه فایده ای جز حسرت خواهد داشت.

علم به آگاهی خداوند: توجه به این حقیقت كه همه این حوادث در پیشگاه خداوند رخ می‏دهد و او از همه چیز آگاه است. كسانی كه در یك مسابقه دشوار و طاقت فرسا شركت دارند همین كه احساس می‏كنند جمعی از دوستانشان در اطراف میدان مسابقه آنها را می‏بینند تحمل مشكلات برای آنها آسان می‏شود و با شوق و عشق بیشتری به نبرد با حوادث برمی‏خیزند. جایی كه حضور چند نفر تماشاچی چنین اثری در روح انسان بگذارد توجه به این حقیقت كه خداوند مجاهدتها و صبوری ما را در صحنه‏های آزمایش می‏بیند عشق و شوری وصف ناپذیری برای ادامه این جهاد در ما ایجاد خواهد كرد.( مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج1، ص 532)

توسل و الگوبرداری از رفتار ائمه (علیهم السلام): یكی از بهترین روشها برای افزایش صبر و استقامت پیروی از مسیر اهل بیت (علیهم السلام) است. با مطالعه در سیره و روش زندگی آن بزرگواران، به روش برخورد با مشكلات و مصیبتهایی كه از جانب حكومتهای جبّار بر آنان تحمیل شد آشنا خواهید شد. و خواهید دید كه بندگان برگزیده خداوند هم از امتحانات الهی مصون نبوده و با مشكلات و سختیهایی به مراتب شدیدتر از آنچه برای شما اتفاق افتاده است روبرو بوده اند. و همچنین در مواجه با مشكلات با توسل و استمداد، از آنان بخواهیم در پیشگاه الهی شفیع ما باشند تا خدای نكرده با كم صبری و كم طاقتی موجبات نارضایتی خداوند فراهم نشود.


- نظرات (0)

عاملی برای پاک شدن مومنان از گناه!

امتحان

ابتلاء و آزمایش بندگان:

آزمایش یکی از سنت‌های خداوند در مورد انسانهاست، چنانکه خداوند در قرآن می‌فرماید: « وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»؛ ( و حتما شما را به اندكى از ترس و گرسنگى و كاهشى از مال‏ها و جان‏ها و محصولات (درختان، یا ثمرات زندگى از زن و فرزند) آزمایش خواهیم نمود و شكیبایان را مژده ده)(1)

حال این امتحان که ممتحن آن خداوند می باشد در مورد بسیاری از انسانها در حوزه مشکلات و مصائب صورت می پذیرد چنانکه برخی از موارد آن را در این آیه مشاهده کردیم.

خداوند در سوره قلم نمونه ای را برای ما بیان داشته است که اینک از نظر می گذرانیم: «ما (صاحبان باغ) را آزمایش کردیم، هنگامى که سوگند یاد کردند که میوه هاى باغ را صبحگاهان (دور از چشم مستمندان) بچینند امّا عذابى فراگیر (شب هنگام) بر (تمام) باغ آنها فرود آمد و آن باغ سرسبز ، همچون شب سیاه و ظلمانى شد! صبحگاهان به‌سوى کشتزار و باغ خود حرکت کردند ، در حالى که آهسته با هم مى گفتند: «مواظب باشید امروز حتى یک فقیر وارد بر شما نشود!»

هنگامى که (وارد باغ شدند و) آن را دیدند گفتند: «حقّاً» ما گمراهیم! ... این گونه است عذاب (خداوند در دنیا)، و عذاب آخرت از آن هم بزرگتر است اگر مى دانستند!»(2)

در این آیات نقش خداوند به جهت امتحان افراد به خوبی نمایان است و در لابلای همین آیات می فرماید که در این امتحان هیچ استثنایی نیست «وَ لا یَسْتَثْنُونَ »(3)

جالب اینکه انبیا نیز از این امتحان استثناء نیستند؛ امام علی علیه السلام در نهج البلاغه مى فرماید: « قَدِ اخْتَبَرَهُمُ اللَّهُ بِالْمَخْمَصَةِ وَ ابْتَلَاهُمْ وَ امْتَحَنَهُمْ بِالْمَخَاوِفِ، وَ مَخَضَهُمْ بِالْمَکَارِهِ»؛ (خداوند آنها(انبیا) را با گرسنگى آزمایش کرد، و به مشقّت و رنج مبتلا ساخت، با امور خوفناک امتحان نمود، و با حوادث ناخوشایند خالص گردانید.)(4)

خداوند در قرآن حکمت برخی مصیبت‌ها را، مشخص شدن مۆمنان واقعی از غیر آنان می داند: «وَمَا أَصَابَكُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللّهِ وَلِیَعْلَمَ الْمُۆْمِنِینَ»؛ (و آنچه (از شكست بزرگ و كشته شدن هفتاد نفر در جنگ احد) روزى كه دو گروه با هم برخورد كردند، به شما رسید به اذن و ترخیص خدا بود (تا شما را بیازماید) و تا مۆمنین را معلوم بدارد (و علم ازلیش بر معلوم فعلى منطبق گردد).»(5)

البته این آزمایش‌ها براى آشکار شدن چهره انسان‌ها براى خودشان و دیگران است تا در روز قیامت حجّت بر همگان تمام باشد و گرنه خداوند به همه چیز عالم است.

امیر مۆمنان على(علیه السلام) مى فرماید: خداوند بندگان خویش را به هنگامى که کارهاى بد انجام مى دهند، با کمبود میوه ها و جلوگیرى از نزول برکات و بستن دَرسِ گنج هاى خیرات به روى آنان، مبتلا مى کند« لِیَتُوبَ تَائِبٌ، و...» تا شاید کسی برگردد

پاک شدن مۆمنان از آلودگی گناهان و خطاها:

در طول زندگى لغزش هایى از مۆمنان سر مى زند که مستوجب تنبیه می شوند، خداوند به خاطر ایمان این اشخاص، عذاب آن ها را در قالب بلا در همین دنیا فرو مى فرستد تا در آخرت معذب نشوند و به این وسیله آنها را از آلودگى پاک کرده و آماده متنعّم شدن از نعمت هاى اخروى مى گرداند.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «ِانَّ العَبدَ اِذَا کَثُرَت ذُنُوبُه وَ لَم یَکُن عِندَهُ مِنَ العَمَلِ مَا یُکَفِّرُهَا اِبتَلَأَهُ بِالحُزنِ لِیُکَفِّرُهَا»؛ (هنگامى که بنده اى گناهانش افزون شود و اعمالى که آن را جبران کند نداشته باشد ، خداوند او را گرفتار اندوه مى کند تا گناهانش را پاک کند.)(6)

در این گونه موارد، مصائب به اذن و اراده خداوند به خاطر عملکرد خود مۆمنان بر آنها وارد می‌شود و در نهایت سود آن هم به خود مۆمنین برمی گردد.

 

هشدار در جهت غفلت زدایی و برگشت به سوی خدا:

همه ما افرادى را دیده ایم که وقتى غرق نعمتى مى شوند گرفتار «غرور و خودبینى» مى گردند، و در این حالت بسیارى از مسائل مهم انسانى و وظایف خود را به دست فراموشى مى سپارند، یا به جهت آرام بودن اقیانوس زندگى و راحتى و آسایش کامل، یک حالت «خواب زدگى و غفلت» پیدا می کنند که اگر این حالت ادامه یابد ، منجر به بدبختیشان مى گردد.

در چنین حالتی، این حوادث و مصائب اند که به این وضع خاتمه می دهند.

به‌طور مثال کارشناسان، راه هاى صاف و هموار و خالى از هر گونه پیچ و خم و فراز و نشیب را خطرناک توصیف مى کنند، چرا که یک نواختى این جاده ها سبب مى شود راننده در یک حال خواب زدگى فرو رود، و درست در اینجاست که خطر به سراغ او مى آید، لذا در این گونه جادّه ها، فراز و نشیب ها و پیچ های مصنوعى ایجاد مى کنند. مسیر زندگانى انسان نیز عیناً همین گونه است.

توکل

هرگز نمى گوییم انسان باید با دست خود حوادث ناخوشایند بیافریند و به استقبال ناراحتى ها برود، چرا که همیشه این امور در زندگى انسان بوده و هست، بلکه مى گوییم باید توجه داشته باشد که فلسفه قسمتى از این حوادث این است که جلو غرور و غفلت را که دشمن سعادت او است بگیرد.(7)

کتاب بزرگ آسمانى ما قرآن مجید در این زمینه چنین مى گوید: فساد در خشکى و دریا به خاطر اعمال مردم آشکار شد«لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» تا نتیجه قسمتى از اعمال آنها را به آنها بچشاند شاید بیدار شوند و به سوى او باز گردند.(8)

یا در جای دیگر مى فرماید: ما نزدیکان و قوم فرعون را به خشکسالى و کمبود میوه ها گرفتار کردیم«لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ» و شاید متذکّر گردند.(9)

خداوند از همگان نسبت به انسان مهربان تر است این زنگ بیدار باش را براى او در قالب بلا و سختى به صدا در مى آورد، تا وی را از عواقب خطرناک ضلالت و گمراهى باخبر سازد،شاید رو به سوى خدا آورد. پس مصائب در اینگونه مواقع در حقیقت رحمت و نعمت الهى است.

امیر مۆمنان على(علیه السلام) مى فرماید: خداوند بندگان خویش را به هنگامى که کارهاى بد انجام مى دهند، با کمبود میوه ها و جلوگیرى از نزول برکات و بستن دَرسِ گنج هاى خیرات به روى آنان، مبتلا مى کند« لِیَتُوبَ تَائِبٌ، و...(10)» تا شاید کسی برگردد... . (11)

 

شناخت دوست واقعی از غیر آن:

مصیبت در افراد گاهی باعث می شود دوست و دشمن حقیقی او برای او شناسایی شوند چنانکه خداوند به رسول الله می فرماید: «اِنْ تُصِبْکَ حَسَنَةٌ تَسُۆْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصیبَةٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ» ؛ (هرگاه نیکى به تو رسد، آنها را ناراحت مى کند؛ و اگر مصیبتى به تو رسد، مى گویند: «ما تصمیم خود را از پیش گرفته ایم.» و بازمى گردند در حالى که خوشحالند!) (12)

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «ِانَّ العَبدَ اِذَا کَثُرَت ذُنُوبُه وَ لَم یَکُن عِندَهُ مِنَ العَمَلِ مَا یُکَفِّرُهَا اِبتَلَأَهُ بِالحُزنِ لِیُکَفِّرُهَا» ؛هنگامى که بنده اى گناهانش افزون شود و اعمالى که آن را جبران کند نداشته باشد خداوند او را گرفتار اندوه مى کند تا گناهانش را پاک کند

دوست واقعی در فراز و نشیب زندگی همراه دوست خود می باشد و چه بسا در غم‌ها و مصیبت‌های او بیشتر به او سر بزند و خالصانه در پی رفع گرفتاری‌های او باشد ، بر خلاف دوست زبانی که هر جا به نفع اوست اظهار دوستی می کند ولی در مشکلات و نیازها خبری از او نیست!

 

مصائب گذشتگان مایه عبرت آیندگان:

توجه به علل مصیبت گذشتگان و عاقبت اعمال آنان می تواند بهترین تلنگر برای آیندگان باشد تا راهی را که گذشتگان رفتند و باعث بدبختی آنها شد را انجام ندهند.

معذب شدن انسانها از سنتهای خداوند است، که تابع عللی است و هرگاه علل آنها محقق شوند، معلول آنها هم خواهد آمد.

خداوند در قرآن مردم را از دچار شدن به مصیبتی همچون مصیبت‌های اقوام قبلی بر حذر می دارد و از قول یکی از پیامبرانش می فرماید: «وَیَا قَوْمِ لاَ یَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِی أَن یُصِیبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِیدٍ »؛ (و اى قوم من، مخالفت و دشمنى‏تان با من شما را بر آن ندارد كه همانند آنچه به قوم نوح (از طوفان و غرق) یا به قوم هود (از باد سموم) یا به قوم صالح (از صیحه و زلزله) رسید به شما نیز برسد! و قوم لوط از شما (از نظر زمان و مكان) چندان دور نیست!)(13)

سعی و تلاش ما در این بخش این بود که آن دسته از اسرار و حکمت‌های مصائب را که از آیات و روایات استفاده می شود، ذکر شود ولی به هیچ وجه نمی گوییم تمام حکمت‌های مصائب و بلایا را یافته حتی شاید موارد موجود در آیات و روایات را هم نتوانسته باشیم به نحو کمال و تمام بیاوریم.

برای توضیحات بیشتر شما دوستان عزیز را به آدرس‌های موجود در ذیل مطالب و تفسیر آیات مربوطه مراجعه می دهیم.

 

پی نوشت ها:

(1) . سوره بقره، آیه 155

(2) . سوره قلم، آیه 17 الی 33

(3) . سوره قلم آیه18

(4) . نهج البلاغه، خطبه قاصعه (192)

(5) . سوره آل عمران آیه 166

(6) . اصول کافى، کلینى، دارالکتب الاسلامیّه، ج 2، ص 444.

(7) . 50 درس اصول عقائد براى جوانان، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، ص: 97

(8) . سوره روم، آیه 41.

(9) . سوره اعراف، آیه 130

(10) . نهج البلاغة، الخطبة 143.

(11) . 50 درس اصول عقائد براى جوانان، ص: 103

(12) . سوره توبه آیه 50

(13) . سوره هود آیه 89


- نظرات (0)

"اسماعیل" قرآن؛ الگوی جوان منتظر

 
جوان منتظر

1- صبر
دوران جوانی دوران طراوت و نیرو و شور و هیجان است. تا جایی این تحرّک و میل به هیجان بالاست که حتی از آن به شعبه‌ای از جُنون نام برده شده است. پیامبر گرامی اسلام فرمودند:« الشَّبَابُ شُعْبَةٌ مِنَ الْجُنُون‏ [1] جوانى شاخه‏‌اى از جنون است» منظور این روایت؛ خطر فراموشی استفاده از عقل است. زیرا همانطور که بیان شد جوانی دوران تحرّک و فعالیت و شور و هیجان است. این کشش درونی چنان قوی است که گاهی باعث می‌شود انسان در کارهایش فکر در عاقبت آن کار را فراموش کند؛ لذا کاری انجام دهد که نشان دهنده عدم تفکّر لازم است. در دو آیه بالا از دو عنوان "حلیم" و "صابر" نام برده شده است که دقیقا یکی از نقاط چالش برانگیز دوران جوانی است. جوان پر انرژی و تحرّک، صبر کمی دارد و همین امر باعث می‌شود که در بسیاری از اوقات با عجله اقدام به کاری کند که آینده او با خطر مواجه شود. "صبر" باعث ایجاد یک فرصتی برای تأمّل و تفکّر می‌شود که پیامد آن پشیمان نشدن در انتخاب راه و کار است. این تفکّر و تحقیق است که انسان را به وظیفه خود در قبال امام زمان خویش آگاه می‌کند. چرا که تا تکلیف و وظیفه مشخّص نباشد انتظار معنایی نخواهد داشت. باید از خدا، آگاهی به وظیفه را طلب کنیم.

2- اطاعت الهی
اطاعت از خداوند و اوامر الهی در جوانی، خصوصیّتی بی‌همتاست که در روایات نیز به آن اشاره شده است. پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند:« فَضلُ الشّابِّ العابِدِ الَّذی تَعَبَّدَ فی صِباهُ عَلَى الشَّیخِ الَّذی تَعَبَّدَ بَعدَ ما كَبُرَت سِنُّهُ كَفَضلِ المُرسَلینَ عَلى سائِرِ النّاسِ [2] برترىِ جوان عبادت پیشه كه در نورَسى به عبادت رو آورده ، بر پیرانى كه در بزرگى به عبادت رو آورده‌اند ، مانند برترى پیامبران بر دیگر مردمان است». و یا در روایتی دیگر حضرت محمّد صلوات الله علیه می‌فرماید:« یَقولُ اللّه ُ عز و جل : " الشّابُّ المُؤمِنُ بِقَدَرِی الرّاضی بِكِتابِی ، القانِعُ بِرِزقِی ، التّارِكُ لِشَهوَتِهِ مِن أجلی هُوَ عِندی كَبَعضِ مَلائِكَتی" [3] خداوند عز و جل مى فرماید : "جوانِ معتقد به قضا و قدرم ، خشنود از كتابم ، قناعت كننده به روزى ام ، و رهاكننده خواسته‌هاى نفس به خاطر من ، مانند یكى از فرشتگان من است"». انسان و فرشته قابل مقایسه با یکدیگر نیستند چرا که فرشتگان اشتهای به گناه ندارند ولی انسان از همه طرف مورد تهدید گناه است لذا شاید منظور از این تشبیه، اوج تقرّب چنین جوانانی است. همان‌طور که می‌دانیم منتظر واقعی کسی است که از امام زمان خویش اطاعت کند و البته اطاعت از امام معصوم نیز در گرو اطاعت از خداست چرا که در دعای جامعه کبیره می‌خوانیم:« مَنْ أَطَاعَكُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه [4] هر کس شما را اطاعت کند ،خدا را اطاعت کرده است».

3- توکّل بر خدا
جوان با مشکلات بسیاری در دوران جوانی روبرو است که حال و آینده او را متأثر می‌کند لذا اگر تکیه‌گاه مطمئنّی نداشته باشد دچار اثرات منفی آن از قبیل افسردگی، انحرافات عقیدتی  اخلاقی و ... خواهد شد. بهترین راه برای دور بودن از این آثار و تبعات منفی، تکیه کردن به قدرت لایزال و نامتناهی خداوند قادر و متعال است که از آن با "توکّل" تعبیر می‌شود. توکّل بر خدا یعنی تکیه کردن به قدرت و خواست و اراده خدا!
نیروی جوانی وقتی کامل می‌شود که همراه با توکل بر خدا باشد. امام کاظم علیه السلام می‌فرماید:«مَنْ أَرَادَ أَنْ یَكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْیَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه‏ [5] هر که می‌خواهد که قوی‌ترین مردم باشد بر خدا توکّل نماید». منتظر واقعی کسی است که با پشتوانه توکّل بر خداوند در سخت‌ترین و هولناک‌ترین وظایف وارد شده و آن‌ها را انجام می‌دهد. البته توکّل، یکی از نشانه‌ها و آثار ایمان و مراتب آن است. قرآن کریم می‌فرماید:« وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینَ [مائده/23] و بر خدا توكل كنید اگر ایمان دارید!». همچنانکه نشانه ایمان توکّل است؛ راه به دست آوردن و تکمیل ایمان نیز توکّل کردن بر خداست!

4- شهادت طلبی
یکی دیگر از آثار ایمان و برآمده از آیه مورد بحث، شهادت‌طلبی و آمادگی حضرت اسماعیل علیه السلام برای فدای جان خویش در راه دستور خدا و امر ولیّ خدا(حضرت ابراهیم علیه السلام) است. در دعای عهد نیز چنین خواسته‌ای را اینچنین از خداوند می‌خواهیم:« اَللّهُمَّ اجْعَلْنى ...والْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ [6] خدایا مرا از شهادت طلبان پیش‌ِ روی او قرار ده!». این یعنی اینکه منتظر باید در برابر خواست امامش تسلیم باشد!

نتیجه
موارد مختلفی از جوانان الگو در قرآن کریم آورده شده است که با تفکر در این آیات[7] می‌توان به شناخت هر چه بیشتر راه و توفیق در انجام وظیفه انتظار و سربازی واقعی امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف نائل شد. حضرت اسماعیل علیه السلام یکی از نمونه‌های جوان الگوی طراز در دین اسلام است. امید آن‌که ما نیز چنین راهی را رهرو باشیم.
"اللّهمَّ اجعَلنا مِن خَیر أَعوانه و أَنصاره و المستشهدین بین یدیه"

پی‌نوشت ها:
[1] من لا یحضره الفقیه، ج‏4، ص 377
[2] نهج الفصاحة ، ص 588، ح 2050
[3] كنز العمّال : ج 15 ص 786 ح 43107
[4] مفاتیح الجنان، دعای جامعه کبیره
[5] فقه الرضا، ص 358
[6] مفاتیح الجنان، دعای عهد
[7] به عنوان نمونه: کهف/13، انبیاء/60



- نظرات (0)

آوازه‌خوانی و نوازندگی در اسلام

فیزیک و موسیقی
موسیقی از نظر اسلام

قبل از این‌که نظر اسلام را درباره موسیقی توضیح بدهم، لازم است این نکته را یادآوری کنم که در آیات قرآن کریم و همچنین در روایات، کلمه موسیقی یا موزیک یا معادل آن از کلمات عربی سراغ ندارم؛ در قرآن کریم که قطعاً نیست و در روایات هم تا آنجا که در خاطرم هست، سراغ ندارم. فقهای ما وقتی می‌خواستند درباره حکم موسیقی در اسلام صحبت کنند، مطلب را تحت عنوان حکم «غنا» در اسلام از یک طرف و همچنین حکم «آلات لهو» از طرف دیگر مطرح کردند. در کتاب‌های فقهی، یک جا بحث درباره غنا و در کنار آن بحث درباره آلات لهو دیده می‌شود.

 

کلمه «لهو» در قرآن کریم

کلمه «لهو» در چند جای قرآن کریم آمده است. از جمله در سوره جمعه که شاید شنیده باشید:

«وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْواً انفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِماً » (سوره جمعه، آیه 11).

روش گروهی از مسلمان‌های سست ایمان این بود که در هنگام نماز جمعه و موقعی که پیغمبر (صلی الله علیه وآله) مشغول خطبه بود، اگر صدای ساز و نوا در بیرون از مسجد بلند می‌شد یا صدای طبل کاروان تجارتی که از بیرون مکه رسیده بود، به گوششان می‌رسید برای تماشای بساط طربی که آنجا بود یا برای این‌که فرصت از دستشان نرود برای معامله با کاروان، قبل از این‌که دیگران به این قافله و کاروان تجاری برسند از پای خطبه پیغمبر (صلی الله علیه وآله) که در نماز جمعه ایراد می‌کرد پا می‌شدند و می‌رفتند. در این آیه از این افراد انتقاد شده است و می‌افزاید: «قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ.»

شما نباید به عنوان تجارت و کارهای تجارتی یا به عنوان تفریح و سرگرمی از پای خطبه پیغمبر در نماز جمعه بلند شوید و بروید؛ زیرا سودی که خدا در سنت‌های خود برای مردم با ایمان و درستکار مقدر و مقرر کرده، به مراتب از سودی که شما از حضور در مراسم شادی و طرب و یا لهو و سرگرمی یا پیشدستی در تجارت یا کاروان تازه رسیده نصیبتان می‌شود، بیشتر است.

غالباً این‌طور گفته‌اند که منظور از لهو در اینجا همان صدای شیپور و نقاره و طبل و اینجور چیزهایی بوده که کاروان‌های تجارتی معمولا وقتی از بیرون وارد شهر می‌شدند، می‌زدند تا مردم خبر بشوند که این قافله تجارتی وارد شهر شده و برای معامله با قافله بیایند. حرام بودن موسیقی و حرام بودن لهو.

در آیه 72 از سوره فرقان در صفات بندگان پاک گفته می‌شود:«وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَاماً » آنها که به باطل شهادت نمی‌دهند و یا در مجالس باطل شرکت نمی‌کنند و وقتی که از کنار لغو می‌گذرند با بزرگواری از کنار آن می‌گذرند

بیان آیات قرآن کریم

اما از این آیه نمی‌شود برای حرام بودن موسیقی و حرام بودن لهو استفاده کرد. حتی می‌شود گفت که آیه در صدد این است که بگوید چرا این‌ها نماز پیغمبر را ترک کردند و رفتند، همین‌طور که با استفاده از این آیه نمی‌شود گفت که تجارت حرام است.

در چند آیه دیگر از قرآن کلمه «اللغو» آمده و بعضی از فقها «لغو» را هم همان «لهو» معنی کرده‌اند و در آن آیات هم از لغو نکوهش شده اما باز در حرام بودن لهو استفاده نمی‌شود.

در سوره مؤمنون در آیه سوم در صفات مومنان گفته می‌شود:«وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ » آن‌ها کسانی هستند که از لغو یعنی از لهو اعراض می‌کنند. «لغو یعنی بیهوده و لهو یعنی سرگرمی. مومنان کسانی هستند که از بیهوده روی می‌گردانند.»

در آیه 72 از سوره فرقان در صفات بندگان پاک گفته می‌شود:«وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَاماً » آنها که به باطل شهادت نمی‌دهند و یا در مجالس باطل شرکت نمی‌کنند و وقتی که از کنار لغو می‌گذرند با بزرگواری از کنار آن می‌گذرند.

یا در آیه 55 از سوره قصص:« وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ »وقتی که لغو به گوش آن‌ها می‌خورد اعراض می‌کنند و روی می‌گردانند.

این آیات، خواه «لغو» به معنی «لهو» و خواه «لغو» به‌معنی «لغو» باشد و یا اصلا معنی مستقلی داشته باشد، ظاهر مطلب این است که از این آیات در اثبات حرمت موسیقی نمی‌توان استفاده کرد.

بنابراین می‌توان گفت که در آیات قرآن کریم آیه‌ای که بتوانیم از آن حرمت موسیقی و به‌طور کلی حتی حرمت لغو و حتی حرمت غنا را استفاده کنیم، موجود نیست.

 

موزه 
موسیقی
بیان روایات

روایات بسیاری درباره غنا هست که از این روایات کم و بیش برای حرمت غنا استفاده می‌شود. روایاتی هم درباره ساز زدن، تنبور زدن و اینجور چیزها هست که به آن‌ها آلات طرب و آلات لهو گفته می‌شود. این روایات هم کم و بیش بر حرام بودن استفاده از این وسایل دلالت می‌کند و این روایات هم در میان کتب شیعه و هم در کتب اهل سنت موجود می‌باشد. درباره این روایات باید اجمالا گفت که این روایات می‌خواهد بگوید غنا و همچنین استفاده از آلات طرب حرام است.

بعضی از فقها این‌طور استنباط کرده‌اند که این روایات نمی‌خواهد بگوید که موسیقی به طور کلی حرام است بلکه این‌ها می‌خواهد بگوید، این بساط مجالس لهو و لعب، این‌بساط مجالس خوشگذارنی که در زمان امامان معصوم (علیهم السلام) و در زمان پیشوایان اسلامی بوده، مجموعاً حرام است.

این مجالس، مجالسی بوده که در آن خوانندگی به عنوان نمک آش استفاده می‌شده، یعنی خوانندگی و نوازندگی برای تشویق شرکت کنندگان به گناهان دیگر بوده است. اصلاً این نوع خوانندگی و نوازندگی به این معنا که در آن مجالس زنان با مردان شرکت می‌کردند و مجالس، مجالس عیاشی، هوسرانی، هرزگی، زنا، فسق و فجور بوده و ترانه‌هایی که تشویق کننده به این کار بوده، حرام است.

 

هر آوازه خوانی و هر نوع از نوازندگی حرام نیست!

هر آوازه خوانی و هر نوازندگی حرام نیست. آن نوع از آوازه خوانی و آن نوع از نوازندگی که شنونده یا حاضران در یک مجلس را به گناه می‌کشاند و اهتمام آن‌ها را به رعایت قوانین پاکی و تقوی ضعیف می‌کند و اراده آن‌ها را برای گناه نکردن و به گناه آلوده نشدن سست می‌کند و آن‌ها را به شرکت در فساد و گناه تشویق می‌کند، این نوع موسیقی حرام است. اما اگر آوازه‌خوانی یا حتی موسیقی هست که این اثر را ندارد، حرام نیست. این رأی برخی دیگر از دانشمندان و فقهاست که این روایات را این‌طور فهمیده‌اند. بنابراین درباره موسیقی در اسلام می‌توان این‌طور گفت که هر نوع آوازه خوانی و هر نوع موسیقی که شنونده را به شهوترانی و مخصوصاً به بی‌پروایی در گنه‌کاری می‌کشاند و شنونده را برای ارتکاب فسق و فجور و کارهای خلاف عصمت و پاکی و تقوی بی‌پروا می‌کند و انگیزه‌های شهوت را در او چنان برمی‌انگیزد تا در ارتکاب گناه، خدا، قانون خدا، تعالیم پیغمبران، رعایت پاکی و تقوی و رعایت ارزش‌های عالی انسانی را ولو موقتاً فراموش کند در اسلام حرام است اما نمی‌شود گفت که آوازه خوانی‌ها و موسیقی‌های دیگر به‌طور مسلم در اسلام حرام شده است.

بسیاری از ترانه‌هایی که مخصوصاً زن‌های ترانه‌خوان می‌خوانند، وقتی در مجلسی خوانده می‌شود و عده‌ای را در ارتکاب گناه بی‌اختیار می‌کند، این نوع آوازه‌خوانی و ترانه‌خوانی حرام است

حالا توجه می‌کنید به این‌که حتی کلمه لهو و به خصوص کلمه لغو هم چقدر با این نوع موسیقی مناسب است. در کلمات فقها گفته می‌شود: «اللهو ما ینهی عن ذکرالله؛ لهو آنی است که آدمی را از یاد خدا غافل کند».

 

ضمانتی برای حفظ پاکی

موسیقی كشور از عدم خلاقیت 
هنرمندان رنج می‌برد

این «از یاد خدا غافل کردن»، می‌خواهد مرحله خاصی از غفلت از یاد خدا را بیان کند و آن مرحله خاص این است که آدم با ایمان، هر وقت با گناهی و لغزشی روبه‌رو می‌شود، خودبخود به یاد خدا می‌افتد. این‌که چون این کار حرام است و خدا گفته نکن، پس نکنم. این حالت که برای یک انسان با ایمان در برخورد با گناه دست می‌دهد یکی از ضامن‌های موثر در حفظ پاکی و فضیلت در مردم است.

اصلا یکی از مهم‌ترین ارزش‌های ایمان این است که ایمان، پلیس باطن است. وقتی انسان تک و تنها هم نشسته و با گناهی روبه‌رو می‌شود، ایمان درونی و وجدان الهی بر او نهیب می‌زند که خدا ناظر اعمال توست «نکن» این نوع توجه به خدا از مهم‌ترین ارزش‌های تربیت‌های دینی است.

بنابراین خودبه‌خود آن نوع موسیقی و آن نوع از آوازه‌خوانی که در آدمی این توجه را ضعیف کند تا آن حد که انسان وقتی با گناه روبه‌رو می‌شود اصلا دیگر یادش نباشد که خدایی هست و بی‌پروا گناه کند و حتی با شوق و رغبت به گناه آلوده شود، البته حرام است.

من فکر می‌کنم که اگر هیچ آیه و هیچ روایتی هم در این‌باره نبود و فقط ما بودیم و تعالیم اسلام و بلکه تعالیم ادیان درباره ارزش ایمان، استنباط می‌کردیم که این نوع موسیقی حرام است.

 

ترانه‌هایی که زن‌های ترانه‌خوان می‌خوانند

بسیاری از ترانه‌هایی که مخصوصاً زن‌های ترانه‌خوان می‌خوانند، وقتی در مجلسی خوانده می‌شود و عده‌ای را در ارتکاب گناه بی‌اختیار می‌کند، این نوع آوازه‌خوانی و ترانه‌خوانی حرام است. بنابراین آن نوع موسیقی‌ها، آن نوع ترانه‌ها، نوازندگی‌ها و خوانندگی‌ها که در شنونده این اثر را بگذارد که او را در ارتکاب گناه بی‌پروا کند به طوری که در برخورد با گناه اصلاً یاد خدا نباشد یا یاد خدا برایش آنقدر ضعیف شده باشد که او را نتواند از گناه باز بدارد و این ضعف و این تضعیف یاد خدا نتیجه این خوانندگی و نوازندگی باشد، چنین خوانندگی و چنین نوازندگی که این اثر تضعیف کننده ایمان و پروای از گناه را داشته باشد، حرام است.


- نظرات (0)

بهانه ها و طعنه های یهود ناتمومه

بیت المقدس - کعبه

قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِی السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه «1»
این آیه و چند آیه قبل و بعد از آن به یكى از تحولات مهم تاریخ اسلام كه موجى عظیم در میان مردم به وجود آورد اشاره مى كند.
پیامبر اسلام  صلی الله علیه و آله مدت سیزده سال پس از بعثت در مكه، و چند ماه بعد از هجرت در مدینه به امر خدا به سوى "بیت المقدس" نماز مى خواند، ولى بعد از آن قبله تغییر یافت و مسلمانان مامور شدند به سوى "كعبه" نماز بگذارند.
مدت عبادت مسلمانان به سوى بیت المقدس در مدینه از هفت تا هفده ماه ذكر شده، ولى هر چه بود در این مدت مورد سرزنش یهود قرار داشتند چرا كه بیت المقدس در اصل قبله یهود بود، آنها به مسلمانان مى گفتند: اینان از خود استقلال ندارند و به سوى قبله ما نماز مى خوانند، و این دلیل آن است كه ما بر حقیم.
این گفتگوها براى پیامبر اسلام و مسلمانان ناگوار بود، آنها از یك سو مطیع فرمان خدا بودند، و از سوى دیگر طعنه هاى یهود از آنها قطع نمى شد، به همین جهت پیامبر صلی الله و علیه و آله شبها به اطراف آسمان مى نگریست، گویا در انتظار وحى الهى بود.

تغییر قبله در حقیقت مراحل مختلف آزمایش و تكامل بود. از آنجا كه خانه كعبه در آن زمان كانون بتهاى مشركان بود، دستور داده شد مسلمانان موقتا به سوى بیت المقدس نماز بخوانند و به این ترتیب صفوف خود را از مشركان جدا كنند

مدتى از این انتظار گذشت، تا اینكه فرمان تغییر قبله صادر شد و در حالى كه پیامبر دو ركعت نماز ظهر را در مسجد "بنى سالم" به سوى بیت المقدس خوانده بود جبرئیل مامور شد بازوى پیامبر را بگیرد و روى او را به سوى كعبه بگرداند.

«2».
یهود از این ماجرا سخت ناراحت شدند و طبق شیوه دیرینه خود به بهانه جویى و ایراد گیرى پرداختند. خداوند به پیامبرش دستور مى دهد به آنها بگو: شرق و غرب عالم از آن خداست، هر كس را بخواهد به راه راست هدایت مى كند (سَیَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی كَانُوا عَلَیْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ) «3»

اسرار تغییر قبله

1 - تغییر قبله در حقیقت مراحل مختلف آزمایش و تكامل بود. از آنجا كه خانه كعبه در آن زمان كانون بتهاى مشركان بود، دستور داده شد مسلمانان موقتا به سوى بیت المقدس نماز بخوانند و به این ترتیب صفوف خود را از مشركان جدا كنند.
اما هنگامى كه به مدینه هجرت كردند و تشكیل حكومت و ملتى دادند و صفوف آنها از دیگران كاملا مشخص شد، دیگر ادامه این وضع ضرورت نداشت در این هنگام به سوى كعبه قدیمى ترین مركز توحید و پرسابقه ترین كانون انبیاء باز گشتند.
این نكته، استقلال فرهنگى و شخصیت مستقل مسلمین را الهام مى بخشد. زمانی که پیغمبر اسلام  به مدینه هجرت کردند، متوجه شدند که اقتصاد مدینه به دست یهود است. بازاری تأسیس و به مسلمانان فرمان دادند تولید و محصول خود را به آنجا وارد و از آنجا صادر و استقلال داشته باشند.

تعبیر قرآن از جامعه اسلامی جامعه اى خودكفا می باشد:(فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ) «4» امت اسلامى باید روى پاى خودش بایستد.زمانی که مسلمین ابتدا به طرف بیت المقدس نماز مى خواندند یهودىان طعنه می زدند که رو به قبله ى ما هستند دستورتغییر قبله  صادر شد ویکی از علل این دستور چنین بیان شد: (لِئَلَّا یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَیْكُمْ حُجَّه) «5»

تعبیر قرآن از جامعه اسلامی جامعه اى خودكفا می باشد: (فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ)

«4» امت اسلامى باید روى پاى خودش بایستد. زمانی که مسلمین ابتدا به طرف بیت المقدس نماز مى خواندند یهودىان طعنه می زدند که رو به قبله ى ما هستند دستور تغییر قبله صادر شد و یکی از علل این دستور چنین بیان شد: (لِئَلَّا یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَیْكُمْ حُجَّه) «5»
2 - یكى از احكام اسلامى منع تشبّه به کفار می باشد که دارای مصادیق مختلفی می باشد. مادامى كه پیغمبراکرم صلی الله علیه و آله در مكه بودند كعبه بتكده و مركز بتهاى مشركین بود، اگر به سمت كعبه نماز میگذارند تشبّه به آنها بود و بعد از آنكه به مدینه هجرت فرمودند نیز تا مدتی به طرف بیت المقدس نماز مى گذاردند ولى چون مدینه مركز یهود بود و آنها نیز بطرف بیت المقدس متوجه می شدند، پیامبر تشبّه به آنها را خوش نمیداشت و منتظر دستور الهى بود چنانچه از آیه شریفه «قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِی السَّماءِ» استفاده میشود لذا امر شد كه متوجه به مكّه شوند.
به علت تشبّه، نماز در مقابل نقش های ذى روح و لباس مصور و آتش و هنگام طلوع و غروب آفتاب كراهت دارد؛ زیرا اندك شباهتی به عابدان بتها و خورشید دارد.«6»
با توجه به این نکته نباید به راحتی فرهنگ وارداتی و منحط غرب را پذیرفت و فریفته تبلیغات پررنگ و لعاب آن شد.
3 - تغییر قبله از بیت المقدس به خانه كعبه براى همه سوال انگیز بود، آنها كه گمان مى كردند هر حكمى باید ثابت باشد مى گفتند اگر مى بایست ما به سوى كعبه نماز بخوانیم چرا از همان روز اول نگفتند؟ و اگر بیت المقدس مقدم بود كه قبله انبیاء پیشین محسوب مى شد چرا تغییر یافت؟.
دشمنان نیز میدان وسیعى براى سم پاشى یافتند، مى گفتند: او در آغاز متوجه قبله پیامبران گذشته شد، اما پس از پیروزیهایش نژاد پرستى بر او غلبه نمود و آن را به قبله قوم خود تبدیل كرد! یا مى گفتند: او براى جلب توجه یهود و مسیحیان، نخست بیت المقدس را پذیرفت، هنگامى كه موثر نیفتاد آن را تبدیل به" كعبه" كرد.
بدیهى است این وسوسه ها آن هم در جامعه اى كه هنوز نور علم و ایمان زوایایش را روشن نساخته بود، و رسوبات دوران شرك و بت پرستى هنوز در آن وجود داشت، چه نگرانى و اضطرابى ایجاد مى كند.

پرستش و اطاعت ظاهرى، اگر بدون تسلیم و پذیرش قلبى باشد، بى ارزش است. بنده باید تسلیم محض و بى قید و شرط امر «خدا» باشد و در برابر فرمان الهى و دین خدا، سلیقه ها و خواسته هاى شخصى را كنار بگذارد و به نیش و نوش دیگران و خوش آمدن و بد آمدن مردم بى اعتنا باشد. این تسلیم محض و بى چون و چرا بودن، همان «عبودیت» است كه فلسفه عبادت است

لذا قرآن صریحا در آیه فوق مى گوید: این یك آزمایش بزرگ براى مشخص شدن موضع مومنان و مشركان بود. روشن است هم نماز خواندن به سوى بیت المقدس براى آنها كه خانه كعبه را سرمایه معنى نژاد خود مى دانستند مشكل بود، و هم بازگشت به سوى كعبه بعد از بیت المقدس بعد از عادت كردن به قبله نخست.
مسلمانان به این وسیله در بوته آزمایش قرار گرفتند، تا آنچه از آثار شرك در وجودشان است در این كوره داغ بسوزد و پیوندهاى خود را از گذشته شرك آلودشان ببرند و روح تسلیم مطلق در برابر فرمان حق در وجودشان پیدا گردد.
خداوند مكان و محلى ندارد، قبله رمزى است براى وحدت صفوف و احیاى خاطره هاى توحیدى، و تغییر آن هیچ چیز را دگرگون نخواهد كرد، مهم تسلیم بودن در برابر فرمان او و شكستن بتهاى تعصب و لجاجت و خود خواهى است.
4 - پرستش و اطاعت ظاهرى، اگر بدون تسلیم و پذیرش قلبى باشد، بى ارزش است. بنده باید تسلیم محض و بى قید و شرط امر «خدا» باشد و در برابر فرمان الهى و دین خدا، سلیقه ها و خواسته هاى شخصى را كنار بگذارد و به نیش و نوش دیگران و خوش آمدن و بد آمدن مردم بى اعتنا باشد. این تسلیم محض و بى چون و چرا بودن، همان «عبودیت» است كه فلسفه عبادت است.
ابلیس، با وجود آن همه سابقه عبادت، چون روحیه عبودیت نداشت، در مقابل فرمان خدا درباره سجده بر آدم سرپیچى كرد و مطرود شد.
ریشه استكبار و اعراض مردم از دعوت هاى انبیاء، آن بوده كه حالت تسلیم و عبودیّت نداشتند و تابع خواسته دل بودند.
در واقعه تغییر قبله از بیت المقدس به كعبه، به روح تسلیم در برابر قانون الهی اشاره شده است: (لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبْ عَلَى  عَقِبَیْهِ) «7»

سخن پایانی:

... كعبه؛ یادگار مبارزات توحیدى ابراهیم و اسماعیل و محمد (علیهم السلام ) است.  به امید روزی که ذخیره الهی حضرت مهدى (عج) در قیام جهانى خویش، به كعبه تكیه داده و دین حق را در سرتاسر گیتی منتشر نماید.


پی نوشت ها:
 1-البقره:144
2-مجمع البیان ،ج1، ص 223
3-البقره:142
4-الفتح: 29
5-البقره: 150
6-أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 226
7-البقره:143



- نظرات (0)