سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

رجب؛ رودی مافوق تصور در بهشت

بهشت

بر اساس آموزه های دینی درگاه رحمت و مغفرت الهی همواره به سوی بندگان باز است، کسی حق ندارد از درگاه الهی روی گردان و ناامید باشد، خداوند متعال سفره رحمت و مغفرت را همیشه و مخصوصا در ایامی برای سبقت گرفتن برای بندگان خود گسترده است. 
خداوند متعال همواره برای بندگان نادم و گنهکار، راه نجات و سعادتی قرار داده، تا اینکه از سیاهی و آلودگی های اخلاقی خود را نجات دهند. علاوه بر فرصت زیبای بازگشت و توبه به درگاه الهی، خداوند متعال ایامی را به طور خاص و ویژه برای سبقت گرفتن به سوی خود تعیین کرده، بندگان خاص الهی این ایام الهی را غنیمت می شمارند و بهترین توشه ها را در آن ایام خوشه چینی می نمایند؛ چرا که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا؛[1] همانا در طول عمر شما، نسیم های الهی وزیدن می گیرد، پس بیدار باشید و خود را در معرض این نسیم ها قرار دهید».

ماه رجب ماه وزیدن نسیم رحمت الهی، و برترین ماهها

اعمال عبادی که در این ماه سفارش شده بهترین وسیله برای پاک شدن از ناپاکی های گناه است. کما اینکه در روایتی نقل شده است. «مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ ثَلَاثِینَ یَوْماً نَادَی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ یَا عَبْدَ اللَّهِ أَمَّا مَا مَضَی فَقَدْ غُفِرَ لَکَ فَاسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فِیمَا بَقِیَ؛ کسی که سی روز از ماه رجب را روزه بگیرد، یک منادی از آسمان صدا می زند: ای بنده خدا گذشته ات بخشیده شد، در بقیه عمر عمل خود را از نو شروع کن»

ماه رجب ماه خوب خدا، یکی از زیباترین و بهترین فرصت هایی است که خداوند متعال در اختیار انسان ها قرار داده است. انسان های زیرک و هوشیار به خوبی ماه استغفار و بندگی را غنیمت می شمردند و توشه ی فراوانی از دریای بی کران رحمت الهی بر می چینند.
در روایتی بسیار زیبا و ارزشمند از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) نقل شده است که فرمودند: «رَجَبٌ شَهرُ اللّه ِ (الأصَبُّ)، یَصُبُّ اللّه فیهِ الرَّحمَةَ على عِبادِهِ؛ [2] رجب ماه ریزان خداست؛ خداوند در این ماه رحمت [خود] را بر بندگانش فرو مى ریزد».
از رسولُ اللّه ِ (صلى الله علیه و آله): در روایت دیگری نقل شده است که فرمودند:«ألا إنَّ رَجَبا شَهرُ اللّه ِ الأصَمُّ، و هُوَ شَهرٌ عَظیمٌ، و إنّما سُمِّیَ الأصَمَّ لأنّهُ لا یُقارِبُهُ شَهرٌ مِنَ الشُّهُورِ حُرمَةً و فَضلاً عِندَ اللّه؛[3] ایشان در جای دیگر اینگونه می فرمایند: بدانید كه رجب، ماه اصمّ خداست و ماه بزرگى است و براى این آن را اصمّ نامیده اند كه حرمت و فضیلت هیچ ماهى نزد خداوند تبارك و تعالى به اندازه آن نیست».
همچنین از حضرت (صلی الله علیه و اله) این چنین نقل شده است: عنه صلى الله علیه و آله: رجب را، «ماه ریزان خدا» نامیده اند؛ چون در این ماه رحمت بر امّت من بشدّت فرو مى بارد و به آن ماه اصمّ نیز گفته مى شود؛ زیرا در این ماه، كه از ماههاى حرام است، از جنگ با مشركان نهى شده است .[4]

رجب  رودی ما فوق تصور در بهشت

بر اساس روایات اسلامی رجب رودی ما فوق تصور در بهشت است.[5] رودی بهشتی که می توان ادعا نمود مسیر جریان آن مسیر دنیا را نیز طی نموده است. برکه ای ارزشمند که افراد متقی و پرهیزکار نه تنها در آخرت بلکه در دنیای مادی نیز خود را بهره مند از زیبایی های آن نموده اند.
مشتاقان و طالبان بهره مند از رود زیبای بهشتی رجب می بایست در دنیای مادی و مدرن به جستجوی آن باشند. کسانی که دراین دنیا هیچ گونه اشتیاق و تمایلی به این رود ندارند نمی توانند انتظار داشته باشند که روز واپسین آخرت از آن بهره ای داشته باشند. به همین جهت سزاوار است ماه رحمت و مغفرت و توبه را غنیمت شماریم و با بهره مندی از اهرم و عنصر تقوا و توبه به درگاه الهی زمینه بهره مندی از مواهب اخروی را فراهم نماییم.

ماه رجب سکوی پرواز و مهیا شدن برای مهمانی خدا!

انجام گناه مانع سختی بر سر راه بندگی خداوند متعال است؛ کما اینکه از  امام علی(علیه السلام) نقل شده است: «ما جَفَّتِ الدُّموعُ إلّا لِقَسوَةِ القُلوبِ و ما قَسَتِ القُلوبُ إلّا لِكَثرَةِ الذُّنوبِ؛ چشم ها بی اشك نشد مگر به سبب سخت دلی، و قلب ها سخت نشد مگر از زیادىِ گناه

از آنجا که ماه مبارک رجب پیش از ماه شعبان و رمضان واقع شده، فرصت مناسبی برای آماده شدن برای مهمانی بزرگ خدا یعنی ماه مبارک رمضان است. برای اولیای الهی ماه رجب سکوی پروازی به سوی محبوب به حساب می آید. بندگان خدا با شناخت مقام و جایگاه این ماه و انجام اعمال عبادی به خوبی در جهت اصلاح نفس قدم بر می دارند، تا اینکه با پرونده و قلبی پاک مهیای ورود در ماه شعبان و رمضان شوند.
اعمال عبادی که در این ماه سفارش شده بهترین وسیله برای پاک شدن از ناپاکی های گناه است. کما اینکه در روایتی نقل شده است. «مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ ثَلَاثِینَ یَوْماً نَادَی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ یَا عَبْدَ اللَّهِ أَمَّا مَا مَضَی فَقَدْ غُفِرَ لَکَ فَاسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فِیمَا بَقِیَ؛ [6] کسی که سی روز از ماه رجب را روزه بگیرد، یک منادی از آسمان صدا می زند: ای بنده خدا گذشته ات بخشیده شد، در بقیه عمر عمل خود را از نو شروع کن».

کارهای خوب ماه رجب: 

علاوه بر مطالب یاد شده در این نوشتار سزاوار است در این ماه به نکات مهم دیگری نیز توجه داشته باشیم.

1-بخشیدن و گذشت کردن را تمرین کنیم: همان طور که همه ما در این ماه زیبا انتظار داریم که مورد لطف، رحمت و مغفرت الهی قرار گیریم سزاوار است ما نیز در این ماه سعی نماییم عذر دیگران را بپذیریم و از خطای آنان در گذریم.

2-در ارتباط با خدا تجدید نظر نماییم: چه خوب است در ماه رجب انسان در خصوص نحوه رابطه خود با خداوند متعال دقت و تأمل نماید، آیا توانسته ایم آنچنان که شایسته است حق عبودیت و بندگی خداوند متعال را امتثال نمایم. اگر قدری با خود صادق باشیم اقرار به تقصیر و کوتاهی در عبودیت خداوند متعال خواهیم نمود؛ کما اینکه در منابع روایی این چنین به ما آموزش داده شده است. «مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتكَ»[7]

در روایتی بسیار زیبا و ارزشمند از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) نقل شده است که فرمودند: «رَجَبٌ شَهرُ اللّه ِ (الأصَبُّ)، یَصُبُّ اللّه فیهِ الرَّحمَةَ على عِبادِهِ؛رجب ماه ریزان خداست؛ خداوند در این ماه رحمت [خود] را بر بندگانش فرو مى ریزد»

3-تمرین خویشتن داری و ترک معصیت: در مسیر عبودیت و بندگی خداوند متعال، ترک معصیت و نواهی الهی از اولویت و اهمیت بالای برخوردار است؛ چرا که انجام گناه مانع سختی بر سر راه بندگی خداوند متعال است؛ کما اینکه از  امام علی(علیه السلام) نقل شده است: «ما جَفَّتِ الدُّموعُ إلّا لِقَسوَةِ القُلوبِ و ما قَسَتِ القُلوبُ إلّا لِكَثرَةِ الذُّنوبِ؛ [8] چشم ها بی اشك نشد مگر به سبب سخت دلی، و قلب ها سخت نشد مگر از زیادىِ گناه.

سخن آخر:

رجب ماه بزرگى است كه خداوند [پاداش] نیكى ها را در آن دو چندان و گناهان را پاك مى كند. رجب ماه بارش رحمت الهى است . خداوند، در این ماه، رحمت خود را بر بندگانش فرو مى ریزد. سزاوار است آن چنان که شایسته این ماه مبارک است فرصت بندگی و بازگشت به سوی محبوب را در آن قدر بدانیم.

پی نوشت ها:
[1]. بحار الأنوار: ج 68، ص221.
[2]. عیون أخبار الرضا (ع): ج 2، ص71، ح331.
[3].  بحار الأنوار: ج 94، ص39، ح24.
[4]. وسائل الشیعة: ج 10، ص475، ح13887.
[5]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال: ص54.
[6]. الأمالی(للصدوق):ص539، ح1.
[7].  بحارالأنوار: ج 68، ص23.
[8]. علل الشرایع: ص 81 ، ح 1.


- نظرات (0)

جهادی بالاتر از همه ی جهادها

تلاش

با اندکی تأمل در اوضاع و احوال کشورهای به اصطلاح پیشرفته که زمین و زمان را میدان تاخت و تاز خود قرار داده اند و از تمام امکانات مکانی و زمانی سود جسته اند، به عیان معلوم می شود که هر روز آمار جرم و جنایت، خودکشی، افسردگی، احساس پوچی و عبث در آن جوامع سیر صعودی داشته است.
این پیامد ناگوار گویای آن است که جوامع مذکور عنصر بسیار کارساز معنویت و مذهب را نادیده گرفته اند و در نتیجه حقیقت آفرینش خود را فراموش کرده اند و تمام علوم و فنون و کشفیات و اختراعات آنان در مسائل دنیوی و رفاه مادی و تن پروری به کار گرفته شده است.
اما در جوامع اسلامی که همگان به هدف از آفرینش انسان واقفند، تلاش می کنند تا کمالات اخلاقی و الهی را در سایه رهنمودهای انبیا و اولیای الهی به دست آورند و به مقام نفس مطمئنه برسند.
آنان می دانند که خداجویی و معرفت کامل میسر نیست مگر آن که حقیقت خود را دریابند، و دل را محل پرورش انوار الهی و الطاف ملکوتی کنند، و از بیراهه های هوی و هوس و شهوت رانی دوری گزیند، و با نفس سرکش خویش به مبارزه برخیزند.

معنای خودسازی

حضرت علی (علیه السلام) نیز می فرماید: «طوبی لمن عصی فرعون هواه و اطاع موسی تقواه او عقله؛ خوشا به حال آن کس که با فرعون هوای نفس خود مبارزه کند و موسای عقل و تقوای خود را اطاعت کند

لغت شناسان، خودسازی را «به تهذیب اخلاق خود و کوشیدن و ظاهر خود آراستن. (لغت نامه دهخدا ج 6، ص 8833) و تزکیه را به «زکات دادن مال (همان، ج 4، ص 5869) معنا کرده اند، اما در اصطلاح، خودسازی به معنای تکمیل و پرورش نفس و استفاده از تمایلات و خواست های نفسانی به صورت هم آهنگ و در جای مخصوص خود می باشد.
حضرت امام خمینی (ره) در مورد خودسازی و معنای آن می فرماید: «پس جهاد نفس که جهاد بزرگ است، عبارت است از غلبه کردن انسان بر قوای ظاهره خود و آنها را تحت فرمان خالق در آوردن و مملکت را از لوث وجود قوای شیطانی و جنود آن خالص نمودن» (شرح چهل حدیث، ص 60)

ضرورت خودسازی

انسان عاقل می داند که اعمال و رفتارش در سعادت و شقاوت دنیا و آخرت او بی تأثیر نیست، از این رو لازم است برای رشد و تکامل و دوری از غرایز سرکش حیوانی خودسازی کند و به اصطلاح جهاد اکبر انجام دهد، زیرا تزکیه و تهذیب نفس، انسان را به خودش آشنا می کند و گرد و غبار غفلت را از چشم او برمی دارد.
حقیقت، سرایی است آراسته   هوا و هوس گرد برخاسته
نبینی که هر جا که برخاست گرد  نبیند نظر، گرچه بیناست مرد
در ضرورت و اهمیت خودسازی همین بس که «جهاد اکبر» نام گرفته است. امام محمد باقر (علیه السلام) می فرماید: «هیچ برتری و فضیلتی همانند جهاد نیست و هیچ جهادی در قدر و منزلت با جهاد با نفس برابری ندارد. (گفتار فلسفی، اخلاق از نظر همزیستی، ج 2، ص 162) ضرورت خودسازی، مسئله ای روشن و واضح است، اما برای توضیح بیشتر چند دلیل ذکر می کنیم.

1- خودسازی بزرگ ترین هدف پیامبران بوده است. قرآن مجید می فرماید: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ (جمعه، آیه 2) اوست خدایی که به میان مردم امی (پیامبری) از خودشان مبعوث داشت تا آیاتش را برای آنها بخواند و ایشان را تزکیه کند و کتاب و حکمتشان بیاموزد».

حضرت امام خمینی (ره) در ضرورت خودسازی می فرماید: «ما تا خودمان را اصلاح نکنیم، نمی توانیم کشورمان را اصلاح کنیم

2- وجود آیات و روایات متعدد درباره خودسازی دلیل محکمی بر ضرورت خودسازی است. قرآن می فرماید: «قدد اقلح من زکاها (شمس، آیه 10) هر کس به تزکیه نفس روی آورد، رستگار شد».
حضرت علی (علیه السلام) نیز می فرماید: «طوبی لمن عصی فرعون هواه و اطاع موسی تقواه او عقله؛ خوشا به حال آن کس که با فرعون هوای نفس خود مبارزه کند و موسای عقل و تقوای خود را اطاعت کند».

3- انسان خود به خود نمی تواند بر نفس پیروز شود، زیرا امیال و هواهای نفسانی ممکن است او را به هر سویی سوق دهد.

4- خودسازی و نبرد با دشمن نفس، تمام ابعاد شخصیت انسان را در بر می گیرد و کسی که بخواهد شخصیت متعالی داشته باشد، باید به خودسازی روی آورد.

5- اگر کانون عقل به تسخیر کانون دل درآید، دست و پای انسان را می بندد و امیال نفسانی طغیان می کند؛ از این رو برای جلوگیری از این امر، خودسازی ضروری است.

6- رشد و تعالی انسان بدون خودسازی ممکن نیست. حضرت امام خمینی (ره) در ضرورت خودسازی می فرماید: «ما تا خودمان را اصلاح نکنیم، نمی توانیم کشورمان را اصلاح کنیم. (رساله نوین، ج 4، ص 15)

ابعاد خودسازی

خودسازی دو بُعد دارد:
1- بُعد مادی (جسم و تن)؛ 2- بُعد معنوی (روح، عقل و قلب).
انسان برخلاف تمام موجودات که تک بُعدی هستند، دو بُعدی است. بعد مادی که آن را به نام های بُعد جسمی، بعد حیوانی، تمایلات و غرایز می شناسیم و بعد معنوی که همان جنبه ملکوتی انسان است و به نام روح شناخته می شود. این بُعد (معنوی) تمیز دهنده انسان از سایر موجودات است، و تمام پیشرفت ها و تکامل او هم که در سالیان متمادی شکل گرفته به خاطر وجود همین بُعد در انسان است.
در خودسازی نیز باید به هر دو بُعد توجه کرد تا به صورت هم آهنگ رشد کرده و اسباب ترقی و کمال انسان را فراهم آورند، زیرا اگر به بُعد مادی خود (جسم و تن) نپردازیم، مطمئناً خمود و نحیف و بیمار خواهیم شد. بنابراین همان طوری که جسم و تن ما برای رشد نیاز به تغذیه سالم دارد، روح ما نیز باید تغذیه سالم شود و تغذیه سالم برای آن، نماز، روزه، ذکر خدا و نیایش است.

از دیدگاه حضرت امام (ره) رسیدن به کمال میسر نیست مگر با خودسازی و تهذیب نفس، چرا که کمال یابی و رسیدن به درجات قرب الی الله فقط یک راه دارد و آن تهذیب نفس است و هر کس بیش تر در این امر همت کند، نزد خداوند گرامی تر و مقرب تر است

آیات و روایات درباره انسان نیز دو بُعدی است؛ به این معنا که وقتی سخن از بُعد معنوی و ملکوتی انسان پیش می آید، خدا به خود آفرین می گوید که چنین موجودی را خلق کرده است و به فرشتگان دستور می دهد و می فرماید: «فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِینَ (حجر، آیه 29) چون آفرینش آدم را به پایان بردم و از روح خود در آن دمیدم، برابر او سجده کنید».

اما وقتی صحبت از بُعد مادی و حیوانی انسان می شود و هدف انسان در خوردن و آشامیدن و شهوت رانی و ارضای هواهای نفسانی خلاصه می گردد، گناه و معصیت، خوراک بُعد مادی گشته و بُعد معنوی به طور کلی می میرد و در این صورت است که دیگر هیچ تفاوتی بین انسان و حیوان باقی نمی ماند جز اینکه انسان دارای عقل بوده ولی به مانند حیوانات رفتار می کند و در واقع از حیوان نیز پست تر می شود.
به قول سعدی:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت   نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی  چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

راه های خودسازی

برای خودسازی راه ها و شیوه های متفاوتی بیان شده است؛ روان شناسان راه های تجربی را پیشنهاد کرده اند، عارفان، ریاضت و مکاشفه را برگزیده اند، زاهدان، زهد و عبادت را انتخاب کرده اند و... لیکن همه مسیر و هدف معینی داشته اند و آن رسیدن به مرحله ای بوده که نفس مهذب باشد و سیر الی الله کند. حضرت امام خمینی (ره) در بیان راه های خودسازی می فرماید: «بدان که اول شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی، تفکر است و تفکر در این مقام عبارت است از آنکه انسان حداقل در هر شبانه روز مقداری، و لو کم هم که باشد، فکر کند... (شرح چهل حدیث، همان)
ایشان بعد از تفکر، مرحله عزم را معرفی می کند و می گوید: «بنا گذاری و تصمیم بر ترک معاصی و فعل واجبات و جبران آنچه از او فوت شده در ایام حیات» (همان، ص 7)
امام (ره) در بیان سایر راه های خودسازی، مشارطه، مراقبه و محاسبه را ذکر می کند.
مشارطه: به این معنا که هر روز با خود شرط کنیم امروز بر خلاف فرموده خداوند تبارک و تعالی رفتار نکنیم.
مراقبه: به این معنا که در تمام مدت شرط، خود را ملزم به شرط بدانیم.
محاسبه: به این معنا که در پایان هر روز اعمال خود را حسابرسی کنیم و ببینیم تا چه اندازه به عهد خود وفا کرده ایم.

خودسازی از دیدگاه امام خمینی (ره)

در خودسازی نیز باید به هر دو بُعد توجه کرد تا به صورت هم آهنگ رشد کرده و اسباب ترقی و کمال انسان را فراهم آورند، زیرا اگر به بُعد مادی خود (جسم و تن) نپردازیم، مطمئناً خمود و نحیف و بیمار خواهیم شد. بنابراین همان طوری که جسم و تن ما برای رشد نیاز به تغذیه سالم دارد، روح ما نیز باید تغذیه سالم شود و تغذیه سالم برای آن، نماز، روزه، ذکر خدا و نیایش است

در حقیقت، امام خمینی (ره) و تمام عالمان بزرگ که به درجات رفیع علمی و عرفانی رسیده اند، همگی خودسازی را سرلوحه کارهای خود قرار داده بودند. از این جمله امام (ره) که می فرمایند: «مربی مردم باید خودش منزه باشد، مهذب باشد (صحیفة نور، ج 7، ص 186) می توان دریافت که ایشان تا چه حد به خودسازی، آن هم برای کسانی که می خواهند عده ای دیگر را تربیت کنند، اهمیت می داد.
از دیدگاه حضرت امام (ره) رسیدن به کمال میسر نیست مگر با خودسازی و تهذیب نفس، چرا که کمال یابی و رسیدن به درجات قرب الی الله فقط یک راه دارد و آن تهذیب نفس است و هر کس بیش تر در این امر همت کند، نزد خداوند گرامی تر و مقرب تر است.

آثار خودسازی

خودسازی دارای آثار معنوی بسیاری است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
خودسازی، انسان را در مقام نفس مطمئنه قرار می دهد و به مقام مستجاب الدعوه می رساند و آیینه دلش را تزکیه و تصفیه می کند.
خودسازی باعث می شود تا انسان تحت تأثیر کانون دل قرار نگیرد و در همه حال، حقیقت و راستی را مد نظر داشته باشد.
فردی که خودسازی می کند، همیشه به نفس خویش بد گمان است و هر لحظه احتمال می دهد که مبادا عمل زشتی از او سر بزند.
فرد مهذب، به دنیا و آنچه در او هست، پشت پا زده و تنها به آخرت خود می اندیشد.
معاشرت نیکو، اخلاق پسندیده، رویی باز و گشاده، از ثمرات تهذیب نفس است.
فرد مهذب همیشه به قضا و قدر الهی خشنود و راضی است.
خودسازی باعث می شود تا انسان در امور زندگی برنامه ریزی های مفید داشته باشد و کارهایش بر اساس نظم شکل بگیرد.
کسی که خودسازی کرده، در تمام کارها خدا را ناظر بر اعمال خود می بیند و از این راه سعی می کند مرتکب گناهی نشود و در نتیجه جامعه ای سالم نیز به وجود خواهد آمد.

موانع خودسازی

موانع خودسازی دو دسته اند: الف) موانع درونی؛ ب) موانع بیرونی.
موانع درونی خودسازی، به غالب اخلاقی هستند؛ مانند: 1- کبر و خودخواهی ؛ 2- خود کم بینی با عقدة حقارت؛ 3- جهل به معرفت نفس.
موانع بیرونی خودسازی همانند موانع درونی در امر خودسازی اختلال ایجاد می کنند. بعضی از این موانع عبارت اند از: 1- ثروت؛ 2- دلبستگی های قومی و فامیلی؛ 3- تشریفات زاید.
هر یک از این موانع (درونی و بیرونی)، علائمی را در افراد تزکیه نشده به وجود می آورند؛ مانند: 1- حالت حیرانی و سرگردانی؛ 2- احساس اسارت و در زنجیر بودن؛ 3- احساس بیهودگی و پوچی.

پی نوشت ها:
1- لغت نامه علی اکبر دهخدا، ج 6، ص 8833.
همان، ج 4، ص 5869.
شرح چهل حدیث، ص 6.
گفتار فلسفی، اخلاق از نظر همزیستی، ج 2،ص 162.
جمعه، آیه 2.
شمس، آیه 10.
رساله نوین، ج 4، ص 15.
حجر، آیه 29.
شرح چهل حدیث، همان.
همان، ص 7.
صحیفه نور، ج 7، ص 186.


- نظرات (0)

4 ماده اصلی برای خوشبختی

سعادت، 
قران ، خدا ، بهشت

هر نفسى كه انسان مى زند یك گام به مرگ نزدیكتر مى شود چنان كه امیر مؤمنان على علیه السلام در آن عبارت نورانیش فرمود: نفس المرء خطاه الى أجله" انسان با نفسی که می کشد قدمی به سوی مرگ می رود. ( نهج البلاغه،ترجمه دشتی،حکمت 74) 

خداوند منان در آیه 2 سوره والعصر این مطلب را متذکر شده و در ادامه راه نجات و بیرون رفت از این خسران عظیم و زیان قهرى و اجبارى را یادآور می شود و می فرماید: (إِلَّا الَّذِینَ آمَنوا وَ عَمِلوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ)


چهار اصل خوشبختی

"صالحات" همان "اعمال شایسته" است، نه فقط عبادات، نه تنها انفاق فى سبیل اللَّه، نه فقط جهاد در راه خدا، نه تنها كسب علم و دانش، بلكه هر كار شایسته اى كه وسیله تكامل نفوس و پرورش اخلاق و قرب الى اللَّه و پیشرفت جامعه انسانى در تمام زمینه ها شود

1) اصل اول در این برنامه مسئله" ایمان" است كه زیربناى همه فعالیت هاى انسان را تشكیل مى دهد، چرا كه تلاش هاى عملى انسان از مبانى فكرى و اعتقادى او سرچشمه مى گیرد، نه همچون حیوانات كه حركاتشان به خاطر انگیزه هاى غریزى است.
به تعبیر دیگر اعمال انسان تبلورى است از عقائد و افكار او، و به همین دلیل تمام انبیاى الهى قبل از هر چیز به اصلاح مبانى عقیدتى امت ها مى پرداختند، مخصوصاً با شرك كه سرچشمه انواع رذائل و بدبختی ها و پراكندگی ها است.
جالب اینكه "ایمان" در اینجا به طور مطلق ذكر شده است، تا شامل ایمان به همه مقدسات گردد، یعنى از ایمان به خدا و صفات او گرفته، تا ایمان به قیامت و حساب و جزا و كتب آسمانى و انبیاى الهى و اوصیاى آنها.

2) در اصل دوم به میوه درخت بارور و پر ثمره ایمان پرداخته و از" اعمال صالح" سخن مى گوید.
آرى "صالحات" همان "اعمال شایسته" است، نه فقط عبادات، نه تنها انفاق فى سبیل اللَّه، نه فقط جهاد در راه خدا، نه تنها كسب علم و دانش، بلكه هر كار شایسته اى كه وسیله تكامل نفوس و پرورش اخلاق و قرب الى اللَّه و پیشرفت جامعه انسانى در تمام زمینه ها شود.

این تعبیر حتى كارهاى كوچكى همچون برداشتن یك سنگ مزاحم را از سر راه مردم شامل مى شود تا نجات میلیون ها میلیون انسان از گمراهى، در حدیثی مروی است که هر که شاخه تیغی را از راه بردارد خدا گناهان کهنه و تازه او را بیامرزد. (نهج الفصاحه، حدیث شماره 2034)
از آنجا كه ایمان و اعمال صالح هرگز تداوم نمى یابد مگر اینكه حركتى در اجتماع براى دعوت به سوى حق و شناخت و معرفت آن از یك سو، و دعوت به استقامت و صبر در طریق انجام این دعوت از سوى دیگر صورت پذیرد، به دنبال این دو اصل، به دو اصل دیگر اشاره مى فرماید كه در حقیقت ضامن اجراى دو اصل اساسى" ایمان" و" عمل صالح" است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: صبر چهار شعبه دارد: شوق، ترس، زهد و انتظار ، هر كس شوق بهشت داشته باشد، از هوا و هوس دست مى كشد و هر كس از آتش بترسد، از حرام ها خود را نگه مى دارد و هر كس به دنیا بى اعتنا باشد، گرفتارى ها را به چیزى نگیرد و هر كس منتظر مرگ باشد، در كارهاى خیر بكوشد

3) در اصل سوم به مساله "تواصى به حق" یعنى دعوت همگانى و عمومى به سوى حق اشاره مى كند، تا همگان حق را از باطل به خوبى بشناسند و هرگز آن را فراموش نكنند در مسیر زندگى از آن منحرف نگردند.
"تواصوا" از ماده "تواصى" همانگونه كه راغب در مفردات آورده به معنى آن است كه بعضى بعض دیگر را سفارش كنند و "حق" به معنى "واقعیت" یا "مطابقت با واقعیت" است، در كتاب "وجوه قرآن" دوازده معنى و مورد استعمال براى این كلمه در قرآن مجید ذكر شده است، مانند خدا، قرآن اسلام، توحید، عدل، صدق، آشكار بودن واجب بودن و مانند اینها، ولى همه آنها به ریشه اى كه در بالا گفتیم باز مى گردد.

به هر حال جمله "تَواصَوْا بِالْحَقِّ" معنى بسیار وسیعى دارد كه هم "امر به معروف و نهى از منكر" را شامل مى شود، و هم "تعلیم و ارشاد جاهل" و "تنبیه غافل" و "تشویق" و "تبلیغ" ایمان و عمل صالح را. بدیهى است كسانى كه یكدیگر را به حق سفارش مى كنند، خود باید طرفدار حق و عامل به آن باشند.

4) در اصل چهارم مساله شكیبایى و "صبر" و استقامت و سفارش كردن یكدیگر به آن مطرح است، چرا كه بعد از مساله شناخت و آگاهى، هر كس در مسیر عمل در هر گام با موانعى روبرو است اگر استقامت و صبر نداشته باشد، هرگز نمى تواند احقاق حق كند و عمل صالحى انجام دهد و یا ایمان خود را حفظ كند. آرى احقاق حق، اجرا و اداى حق در جامعه جز با یك حركت و تصمیم گیرى عمومى و استقامت و ایستادگى در برابر موانع ممكن نیست.
"صبر" در اینجا نیز معنى وسیع و گسترده اى دارد كه هم صبر بر اطاعت را شامل مى شود، و هم صبر در برابر انگیزه هاى معصیت، و هم صبر در برابر مصائب و حوادث ناگوار، و از دست دادن نیروها و سرمایه ها و ثمرات.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: صبر چهار شعبه دارد: شوق، ترس، زهد و انتظار ، هر كس شوق بهشت داشته باشد، از هوا و هوس دست مى كشد و هر كس از آتش بترسد، از حرام ها خود را نگه مى دارد و هر كس به دنیا بى اعتنا باشد، گرفتارى ها را به چیزى نگیرد و هر كس منتظر مرگ باشد، در كارهاى خیر بكوشد . (كنزالعمال، ج1، ص285، ح1388)
به راستى اگر مسلمانان امروز همین اصول چهارگانه را در زندگى فردى و اجتماعى خود اجرا كنند مشكلات و نابسامانی هاى آنها حل مى شود، عقب ماندگی ها جبران مى گردد، ضعف ها و شكست ها به پیروزى مبدل مى شود و شر اشرار جهان از آنها قطع مى گردد.

سخن آخر اینکه، پروردگارا! همه ما در خسرانیم، و جبران این خسران جز با لطف تو میسر نیست.

منابع :
1) تفسیر نمونه،ج27
2) كنزالعمال، ج1
3) نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده
4) نهج البلاغه،ترجمه دشتی




- نظرات (0)

چشم امید ملائکه به لیلة الرغائب!

لیلة الرغائب

استادی در درس اخلاقش می گفت: خدا به دنبال بهانه ای است که ببخشاید، چرا که بخشیدن، گذشت کردن، چشم پوشی از خطا و دستگیری و لطف و عطا با ذات کبریایش عجین شده است. شب  لیلة الرغائب، اولین شب جمعه ماه رجب، شبی که ملائکه الهی نیز چشم امید به فضل و بخشش کرم الهی دارند، فرصت خوبی است برای بدست آوردن خوبی ها، «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا؛ [1] همانا در طول عمر شما، نسیم های الهی وزیدن می گیرد، پس بیدار باشید و خود را در معرض این نسیم ها قرار دهید».

شب لیلة الرغائب را دریابیم!

خداوند متعال به فرشتگان می فرماید: ای فرشتگانم هر چه می خواهید از من درخواست کنید، فرشتگان عرض می کنند: حاجت ما این است که از روزه داران رجب در گذری. خداوند متعال می فرماید این کار را انجام دادم

هر چند که درگاه لطف و کرم الهی همواره به روی بندگان خدا گشوده است، ولی گویی در ایام خاصی از سال این پذیرایی و مهمان نوازی رنگ بوی دیگری به خود می گیرد، این که چه سرّی در این مهمانی و بنده نوازی وجود دارد، هر چه هست باید خاستگاه آن را در ذات الهی جستجو کرد. ذاتی که منبع فیض، بخشش و جود و کرم است.
اولین شب جمعه ماه مبارک رجب یکی از این ایام است که حتی ملائکه الهی نیز چشم امید به برکات این شب دارند، کما اینکه در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) این چنین نقل شده است: «عن رسول اللَّه صلى الله علیه و آله- فی ذِكرِ فَضلِ شَهرِ رَجَبٍ-: لا تَغفُلوا عَن أوَّلِ لَیلَةِ جُمُعَةٍ مِنهُ، فَإِنّها لَیلَةٌ تُسَمّیهَا المَلائِكَةُ لَیلَةَ الرَّغائِبِ، وذلِكَ إنَّهُ إذا مَضى ثُلُثُ اللَّیلِ لَم یَبقَ مَلَكٌ فِی السَّماواتِ وَالأَرضِ إلّایَجتَمِعونَ فِی الكَعبَةِ وحَوالَیها، ...، فَیَقولُ لَهُم: یا مَلائِكَتی، سَلونی ما شِئتُم، فَیَقولونَ: رَبَّنا، حاجَتُنا إلَیكَ أن تَغفِرَ لِصُوّامِ رَجَبٍ، فَیَقولُ اللَّهُ تَبارَكَ وتَعالى: قَد فَعَلتُ ذلِكَ؛ [2] از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید، زیرا شبی است که فرشتگان آن را لیلة الرغائب می نامند به این جهت که هنگامی که یک سوم از شب گذشت هیچ فرشته ای در آسمان و زمین نمی ماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع می شوند و آنگاه خداوند متعال به فرشتگان می فرماید: ای فرشتگانم هر چه می خواهید از من درخواست کنید، فرشتگان عرض می کنند: حاجت ما این است که از روزه داران رجب در گذری. خداوند متعال می فرماید این کار را انجام دادم.»

قطب نما و معیار تشخیص دعاهای خوب

در فرهنگ و منابع اسلامی توجه به آرزوهای خوب دارای جایگاه و اهمیت خاص است. اگر انسان را از خواسته هایش جدا کنند گویی امید به زندگی و طراوت، تحرک و نشاط را از او گرفته باشند و بی جهت نیست که در روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این چنین نقل شده است: «الْأَمَلُ رَحْمَةٌ لِأُمَّتِی وَ لَوْ لَا الْأَمَلُ مَا رَضَعَتْ وَالِدَةٌ وَلَدَهَا وَ لَا غَرَسَ غَارِسٌ شَجَراً؛ [3] آرزو، رحمت است براى امت من و اگر آرزو نبود مادر بچه اش را شیر نمى داد و باغبان نهالى نمى كاشت».
هر چند همه انسان ها در زندگی فردی و اجتماعی خود دارای آرزوهای مختلف هستند، ولی با اندک توجهی در محتوا و ماهیت آرزوهای افراد به خوبی می توان میزان ارزش و اعتبار آن آرزوها را مشخص و معین نمود.
گروهی از انسان ها به واسطه نوع نگاه و جهان بینی که نسبت به حیات مادی دارند، دایره و حیطه آرزوهایشان تنها در زندگی مادی خلاصه می شود؛ دستیابی به موقعیت اجتماعی، ثروت فراوان، ماشین لوکس و خانه های مجلل و شیک منتهی انتظار این افراد می باشد.
خداوند متعال این دسته افراد را این چنین مورد توجه قرار می دهد: «فَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ؛ [سوره البقرة، آیه200] برخی از مردم می گویند: پروردگارا، ما را در دنیا چیزی بخش. اینان را در آخرت نصیبی نیست».

معیار آرزوهای خوب در ضمانت پایداری، ثبات، قرب آور بودن آنها به سوی خداوند متعال می باشد. در مکتب اخلاقی اسلام آرزویی ارزشمند است که ضامن سعادت ابدی افراد نیز باشد

کسانی که افق دید آنها تنها حیات مادی را در برگرفته و هیچ گونه توجهی به حیات ابدی ندارند و آرزوی خوشبختی جاودان ندارد، این چنین مورد نکوهش خداوند متعال قرار می گیرند: «ذَرْهُمْ یَأْكُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَ یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ؛[سوره حجر، آیه3] بگذار آنها بخورند، و بهره گیرند، و آرزوها آنان را غافل سازد ولى بزودى خواهند فهمید».
در مقابل این دسته افراد خداوند متعال کسانی را معرفی می فرماید که افق دیدشان تنها زندگی مادی را در بر نمی گیرد، بلکه آرزوهایشان از جامعیت و گستردگی بیشتری برخوردار می باشد: کما اینکه باری تعالی در توصیف این افراد می فرماید: «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ أُولئِكَ لَهُمْ نَصیبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ سَریعُ الْحِسابِ؛ [بقره/202-201] و بعضى مى گویند: «پروردگارا! به ما در دنیا (نیكى) عطا كن! و در آخرت نیز (نیكى) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!» آنها از كار (و دعاى) خود، نصیب و بهره اى دارند و خداوند، سریع الحساب است.»
معیار آرزوهای خوب در ضمانت پایداری، ثبات، قرب آور بودن آنها به سوی خداوند متعال می باشد. در مکتب اخلاقی اسلام آرزویی ارزشمند است که ضامن سعادت ابدی افراد نیز باشد.

آرشیو دعاهای خوب در شب لیلة الرغائب!

چه خوب است انسان قبل از فرارسیدن این شب، لیست بلندی از حاجات خوب را برای خود ثبت نماید و همواره آن حاجات را برای استجابت با خدای مهربان خود زمزمه نماید و امید اجابت آن را به خود نوید دهد، کما اینکه خداوند متعال نیز نوید اجابت دعا را پیش از این به بندگان داده است. «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَكُم؛ [سوره غافر، آیه60] پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم!»

1-آرزوی ظهور مصلح جهانی:

یکی از زیباترین و با ارزش ترین حاجات ممدوح در شب لیلة الرغائب، دعا برای فرج مصلح جهانی حضرت اباصالح المهدی (علیه السلام) است؛ چرا که با دعا و آرزوی فرج و ظهور او تمام گرفتاری ها و سختی ها برطرف می شود، کما اینکه از امام مهدی (علیه السلام) این چنین نقل شده است: «أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم ؛[4] برای تعجیل در فرج و ظهور من بسیار دعا كنید، همانا این كار برای خودتان گشایش خواهد بود».

2-آرزوی بهره مندی از حیات طیبه:

شب آرزوها لیلة الرغائب، اولین شب جمعه ماه رجب، شبی که ملائکه الهی نیز چشم امید به فضل و بخشش کرم الهی دارند، فرصت خوبی است برای بدست آوردن خوبی ها، «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا؛ همانا در طول عمر شما، نسیم های الهی وزیدن می گیرد، پس بیدار باشید و خود را در معرض این نسیم ها قرار دهید

همان طور که در نکات پیش نیز بیان شد، افراد هوشمند و با کیاست نه تنها آرزوی خوشبختی در دنیای مادی، بلکه توجه خاصی به حیات ابدی نیز دارند. خوشبختی و سعادتی که ایشان را نه تنها در حیات مادی  بلکه غرق در مکارم و فضایل اخلاقی نموده است. سعادتی که تنها در قالب آرزو نیست بلکه عمل و حرکت به سوی خوشبختی واقعی را نیز به دنبال دارد: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا یَعْمَلُونَ؛[سوره نحل، آیه 97] هر كس كار شایسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حیاتى پاك زنده مى داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالى كه انجام مى دادند، خواهیم داد».

نتیجه ی دعا و آرزوی حیات طیبه

نتیجه آرزوی خوب و تمنای حیات طیبه و پایبندی به عمل صالح، تحقق جامعه اى قرین با آرامش، امنیت، رفاه، صلح، محبت، دوستى، تعاون و مفاهیم سازنده انسانى خواهد بود، و از نابسامانی ها و درد و رنج هایى كه بر اثر استكبار و ظلم و طغیان و هوا پرستى و انحصارطلبى به وجود مى آید و آسمان زندگى را تیره و تار مى سازد در امان است. این از یك سو، از سوى دیگر خدا آنها را بر طبق بهترین اعمالشان پاداش خواهد داد. [5]
به امید آنکه با دعاها و درخواست های خوبی که در این روز خواهیم داشت، بهترین ها برای خود و عزیزانمان رقم بخورد.

پی نوشت ها:
[1]. بحار الأنوار: ج 68، ص221.
[2]. إقبال الأعمال: ج 2، ص632
[3]. أعلام الدین فی صفات المؤمنین: ص295 .
[4]. بحار الأنوار، ج 52، ص92، ح7.
[5]. تفسیر نمونه: ج 11، ص390.


- نظرات (0)

حاجت خواستن از غیر خدا در قرآن

کمک
 خواستن، حاجت،دعا
قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِینَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ ‏هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ «یوسف آیات 97 و 98‏» ؛ «گفتند: «اى پدر! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما ‏خطاكار بودیم. گفت: به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‏خواهم كه او، ‏همانا آمرزنده مهربان است»‏
پرسش:

چرا براى درخواست حاجت، به سراغ واسطه مى رویم؟ برخى به شیعیان اتهام مى ‏زنند كه رفتن به زیارت‏گاه ‏ها و یا حاجت خواستن از امامان: به معناى عبادت آنها و شرك است؛ چه پاسخى مى ‏توانیم به آنها بدهیم؟

پاسخ:

براساس آیات قرآنى، توحید و شرك، داراى معیارهاى روشنى هستند.

«توحید» در لغت، به معناى یكتا دانستن است و هنگامى كه بر خداوند اطلاق مى شود، به معناى اعتقاد به وحدانیت و یكى بودن اوست.

«شرك» در لغت، به معناى همتا دانستن در چیزى است و «شریك»، همان همتا و همتراز است. شرك در اصطلاح، به معناى شریك قرار دادن براى خدا در حاكمیت و ربوبیت است و حقیقت آن، این است كه كسى را همتاى خدا و هم تراز او در خالقیت، مالكیت، ربوبیت و عبادت بدانیم و این، همان شرك عظیم است.[1] قرآن مى فرماید: (أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ)[2]؛ «از هر معبودى جز خدا، بپرهیزند». مهم ترین انگاره در این جا، این است كه چه عملى نشانه توحید و چه عملى شرك است؛ تا نتوان به راحتى به كسى اتهام شرك زد و یا عمل او را خارج از دایره توحید دانست.

توحید در عبادت و زیارت

برخى به شیعیان اتهام مى زنند كه نماز شما در زیارتگاه هاى امامان (علیهم السلام) و یا حاجت خواستن از آنها، به معناى عبادت آنها و شرك است؛ در حالى كه شیعیان در زیارت گاه ها به دو صورت زیر نیت مى كنند:

یك. نماز را براى خداوند و به نیت تقرب به خدا مى خوانند و ثواب آن را به روح امامان: هدیه مى كنند.

دو. به نیابت از امامان:، نماز مى خوانند و براى خداوند، ركوع و سجود به جا مى آورند.

در این باره باید دانست كه: «عبادت» در اصطلاح قرآن و حدیث، اركان خاصى دارد كه با بودن آنها، عبادت اصطلاحى تحقق مى یابد و بدون آنها، تنها مطلق خضوع محقق مى شود. آن اركان عبارتند از:

1- انجام فعلى كه گویاى خضوع و تذلّل باشد.

2- عقیده و انگیزه خاصى كه انسان را به عبادت و خضوع نسبت به شخص واداشته است؛ مانند:

الف) اعتقاد به الوهیت كسى كه براى او خضوع كرده است؛

خداوند متعال درباره مشركان مى فرماید: (الَّذِینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ)[3]؛ «آنان كه با خداى یكتا، خدایى دیگر گرفتند، به زودى خواهند دانست كه در چه جهل و اشتباهى بوده اند و با چه شقاوت و عذابى، محشور مى شوند».

همچنین در جاى دیگرى مى فرماید: (وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِیَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا)[4]؛ «و مشركان خداى یگانه را ترك گفته، براى احترام و عزت دنیوى، خدایان باطل را برگرفتند».

از این دو آیه و آیات دیگر، استفاده مى شود كه ركن عبادت غیرخدا و شرك، اعتقاد به الوهیت غیرخداوند است؛ در حالى كه شیعیان، امامان: را بنده خدا مى دانند و معتقدند: «لا حول ولا قوة الا باللَّه»، «ولا مؤثر فى الوجود الا للَّه»؛ همه اراده ها مسخر اراده و توان حق تعالى است و همه امامان و پیامبران:،

مستقل از اراده و خواست خداوند، هیچند و تمام قدرت و ارزششان، به واسطه اتصال به آن منبع لایزال است و بندگى و اطاعت آن عزیزان نسبت به خداوند، موجب شده كه خداوند به آنها معجزات و كرامات فراوانى عطا نماید.

ب) اعتقاد به ربوبیت كسى كه بر او خضوع كرده است؛

خداوند متعال مى فرماید: (یا بَنِی إِسْرائِیلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَ رَبَّكُمْ)[5]؛ «اى بنى اسراییل! خدایى را كه آفریننده من و شماست، بپرستید».

همچنین در جایى دیگر مى فرماید: (إِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ)[6]؛ «همانا پروردگار من و شما، خداست؛ بپرستید او را كه همین است راه راست».

از این دسته آیات نیز استفاده مى شود كه یكى از اركان عبادت غیرخدا و شرك، اعتقاد به ربوبیت استقلالى غیرخداوند است؛ در حالى كه شیعیان احترام و خضوعى كه در برابر امامان: دارند، به این عنوان است كه آنها بندگان خوب خدا و اولیاى الهى هستند و براى آنها، جدا از ربوبیت و اراده الهى، هیچ نقش و جایگاهى را قبول ندارند.

بر این اساس، «حقیقت شرك» آن است كه كسى را همتاى خدا و همتراز او در خالقیت، مالكیت، ربوبیت و عبادت بدانیم؛ ولى اگر بگوییم:

حضرت مسیح (علیه السلام)، بیماران غیرقابل علاج را به اذن خدا شفا مى داد و مردگان را به اذن خدا زنده مى كرد و با علمى كه از ناحیه خداوند كسب كرده بود،

از مسائل پنهانى و غیب خبر مى داد، نه به راه شرك رفته ایم و نه سخنى به گزاف گفته ایم.

قرآن درباره مسیح مى فرماید: « [او را به عنوان ] رسول و فرستاده، به سوى بنى اسراییل [قرار دادیم كه به آنها بگوید:] من نشانه اى از طرف پروردگار شما، برایتان آورده ام. من از گِل، چیزى به شكل پرنده مى سازم؛ سپس در آن مى دمم و به فرمان خدا، پرنده اى مى گردد و به اذن خدا، كور مادرزاد و مبتلایان به برص را بهبود مى بخشم و مردگان را به اذن خدا، زنده مى كنم و از آن چه مى خورید و در خانه هاى خود ذخیره مى كنید، به شما خبر مى دهم. به یقین در اینها معجزه اى براى شماست؛ اگر ایمان داشته باشید».[7] بنابراین، اگر از پیامبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) و بعضى از بندگان صالح خدا، همچون اهل بیت (علیهم السلام) چنین امورى را به همین صورت، یعنى «به اذن خدا» تقاضا كنیم، نه تنها شرك نیست، بلكه عین توحید است؛ زیرا ما هرگز آنها را همتراز و هم ردیف و شریك خدا و مستقل در تأثیر قرار نداده ایم؛ بلكه بندگانى سر بر فرمان او و مجرى اوامر او دانسته ایم.

اصولًا این سؤال مطرح است كه خدایى كه تواناى مطلق است، (إِنَّ اللَّهَ عَلى  كُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ)[8]، آیا نمى تواند قدرت و اختیارات ویژه اى به برخى از بندگان خاصش عطا نماید كه آنها به اذن او اعمال كنند؟ تا این امر، موجب توجه مردم به آن سفیران هدایت شود و راه خدا، روشن شود و رهبران فرزانه، در جامعه اسلامى معرفى شوند.

با این سخن، پاسخ سؤال دوم كه چرا براى درخواست حاجت به سراغ واسطه مى رویم، معلوم مى شود.

از آیات قرآن به خوبى استفاده مى شود كه انسان ها براى توبه و بهره مندى از آمرزش الهى و یا حاجت خواستن، سه وضعیت مى توانند داشته باشند؛

1- توبه به درگاه الهى و حاجت خواستن، به طور مستقیم توسط خود شخص گناهكار و یا نیازمند انجام گیرد؛ چنان كه در قرآن مجید مى خوانیم:

(فَأَمَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَعَسى  أَنْ یَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ)[9]؛ «و اما كسى كه توبه كند و ایمان آورد و به كار شایسته پردازد، امید كه از رستگاران باشد».

2- علاوه بر این كه انسان ها به طور مستقیم به درگاه الهى توبه كنند و حاجت بخواهند، پیامبران یا اولیاى الهى نیز براى آنها طلب آمرزش و یا طلب حاجت كنند؛ چنان كه در قرآن مجید مى خوانیم: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً)[10]؛ «و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند، پیش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش مى كرد، قطعاً خدا را توبه پذیرِ مهربان مى یافتند».

بدیهى است در این صورت، بندگان خدا از آمرزش و لطف بیشتر خداوند، بهره مند خواهند شد و علاوه بر دعاى خودشان، از دعاى اولیاى الهى نیز كمك مى گیرند.

3- گاهى به جهت شدت تواضع و یا به جهت شدت خطا، انسان هاى گناهكار و یا نیازمند، ترجیح مى دهند تنها به وسیله پیامبران و اولیاى الهى از خداوند، طلب آمرزش و یا طلب حاجت كنند؛ چنان كه برادران حضرت یوسف (علیه السلام) به جهت شدت خطاى خود به حضرت یعقوب (علیه السلام) مراجعه كردند و گفتند: (قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِینَ. قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ)[11]؛ «گفتند: اى پدر! براى گناهان ما، آمرزش خواه كه ما خطاكار بودیم. گفت: به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم كه او همانا آمرزنده مهربان است».

علاوه بر آمرزش در آخرت، گاهى براى رفع عذاب دنیا نیز مى توان اولیاى الهى را واسطه قرار داد؛ چنان كه درباره قوم حضرت موسى (علیه السلام) مى خوانیم:

(وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا یا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ ...)[12]؛ «و هنگامى كه عذاب بر آنان فرود آمد، گفتند: اى موسى! پروردگارت را به عهدى كه نزد تو دارد، براى ما بخوان. اگر این عذاب را از ما برطرف كنى، حتماً به تو ایمان خواهیم آورد و بنى اسراییل را قطعاً با تو روانه خواهیم ساخت».

بنا بر آن چه گفته شد، هر سه روش طلب آمرزش و طلب حاجت، از سوى خداوند و آیات قرآنى تأیید شده اند و واسطه قرار دادن اولیا، به هیچ وجه، شرك نیست و منافاتى با درخواست مستقیم از خدا ندارد؛ بلكه اگر آدمى از وساطت اولیاى الهى بهره مند شود، از لطف و آمرزش بیشتر خداوند نیز بهره مند خواهد شد.

شگفت آن كه چگونه برخى از فرقه هاى مسلمان نما، از واژه شرك كه معناى روشنى دارد، برداشت هاى نادرست و ناروایى كرده، هرگونه درخواست از بندگان صالح خدا را-/ كه جز به اذن خدا كارى نمى كنند-/ شرك دانسته اند؛ آن هم مطلبى برخلاف صریح قرآن! تمام اشتباهات اینان، از آن جا ناشى مى شود كه آیات قرآن را در كنار هم قرار نداده اند؛ تا مفهوم واقعى آنها روشن شود؛ بلكه با پیش داورى، برداشت ناقص و نادرستى از آیات كرده اند.

پی نوشت ها:

[1]. ر. ك: لسان ‏العرب، ماده شرك؛ مفردات راغب، ماده شرك.

[2]. نحل ( 16)، آیه 36.

[3]. حجر ( 15)، آیه 96.

[4]. مریم ( 19)، آیه 81.

[5]. مائده ( 5)، آیه 72.

[6]. آل عمران ( 3)، آیه 51.

[7]. همان، آیه 49.

[8]. آل عمران ( 3)، آیه 49.

[9]. قصص ( 28)، آیه 67.

[10]. نساء ( 4)، آیه 64.

[11]. یوسف ( 12)، آیه 97 و 98.

[12]. اعراف ( 7)، آیه 134.

 

پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى، دفتر سى و ششم(تفسیر آیات برگزیده-جلد 1) ، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: پنجم، 1390.



- نظرات (0)

پرونده 3 شکایت در قیامت

مسجد وقران

آیا این همان قرآنی نیست که بارها دشمنان اسلام تلاش کردند نقطه ضعفی از آن بگیرند اما نه تنها موفق نشدند بلکه بر رسوایی خود افزودند؟
این همان قرآنی نیست که هنوز کسی را یارای هماوردی با آن نیست؟ که البته امروز خیلی ها سعی می کنند که نورش را خاموش کنند و آن را تحریف شده بخوانند اما نخواهند نتوانست چرا که این وعده ی خود خداوند است .....

متاسفانه مردم فکر می کنند که در روز قیامت فقط باید جوابگوی حق الناس و شکایات مردم باشند در حالی که چنین نیست و باید به بسیاری از نعمتهایی که خداوند به ما ارزانی داشته است جوابگو باشیم.
از جمله این نعمتها قرآن کتاب آسمانی و کتاب هدایت انسانهاست که متاسفانه بسیاری از ما مسلمانان فقط ممکن است در مجالس ختم و یا سر سفره عقد لای آن را باز کنیم.
حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم در این باره می فرمایند :
 یَجیءُ یَوْمَ الْقِیَمَةِ ثَلَاثَةُ یَشْکُونَ: الْمُصْحَفُ وَالْمَسْجدُ وَالعِتْرَةُ.
یَقُولُ الْمُصْحَفُ: یَا رَبِّ حَرَّقُونِی وَ مَزَّقُونِی، وَ یَقُولُ الْمَسْجِدُ: یَا رَبِّ عَطُّلُونِی وَ ضَیَّعُونِی. وَ تَقُولُ الْعِتْرَةُ یَا رَبِّ قَتُلوُنَا وَ طَرَدُونَا وَ شَرَّدُونَا؛ فَأَجْثُو لِلرُّکْبَتَینِ فِی الْخُصُومَةِ، فَیَقُولُ اللَهَ عَزَّوَجَلَّ لِی: أَنَا أَوْلَی بِذَلِکَ مِنْکَ.[«وسائل الشّیعة « طبع امیر بهادر؛ ج 1 ص 304]

حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام فرمودند: مساجد شكایت خود را به نزد حقّ تعالی میبرند از همسایگان خود كه در آن مساجد حضور بهم نمیرسانند و نمازهای خود را در آن نمی خوانند.
خداوند به مساجد وحی میفرستد: سوگند به عزّت و جلال خودم كه من أبداً نماز آنان را قبول نمی كنم، و عدالت آنها را در بین مردم ظاهر نمی سازم، و رحمت من شامل حالشان نخواهد شد و هیچگاه در بهشت من با من همنشین نخواهند بود.»

«در روز قیامت سه گروه شکایت به پیشگاه خداوند متعال می آورند: قرآن و مسجد و عترت.
قرآن میگوید: ای پروردگار من! مرا سوزانیدند و پاره پاره کردند. و مسجد میگوید: ای پروردگار من مرا معطّل و بدون عمل گذاردند و حقّ مرا ضایع کردند. و عترت میگوید: بار پروردگارا ما را کشتند و دور کردند و متفرّق نموده و فراری دادند؛ و در مقابل پروردگار در دعوای خصومت و دادخواهی به دو زانوی خود می نشینم، پس خداوند عزّو جلّ به من میگوید: من خودم اولویّت دارم از شما درباره خصومت و دادخواهی نسبت به آنان»
ضمن حدیث طولانى دیگری در باب عظمت شأن قرآن، حضرت امام باقر علیه السّلام مى فرماید:
فَیَقُولُ یَا رَبِّ مِنْهُمْ مَنْ صَانَنِی وَ حَافَظَ عَلَیَّ وَ لَمْ یُضَیِّعْ شَیْئاً وَ مِنْهُمْ مَنْ ضَیَّعَنِی وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّی وَ کَذَّبَ بِی و.. «روز قیامت قرآن مى گوید: خدایا بعضى از بندگانت حرمت مرا نگهداشت و مرا حفظ نمود و چیزى از مرا ضایع نکرد. و بعضى دیگر مرا ضایع کرد و حق مرا خوار شمرد و مرا تکذیب نمود».
فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ ارْتِفَاعِ مَکَانِی لَأُثِیبَنَّ عَلَیْکَ الْیَوْمَ أَحْسَنَ الثَّوَابِ وَ لَأُعَاقِبَنَّ عَلَیْکَ الْیَوْمَ أَلِیمَ الْعِقَابِ. خداى تعالى مى فرماید: «به عزت و جلال و رفعت مقامم سوگند، امروز بهترین ثواب را براى تو بدهم و دردناکترین کیفر را به خاطر تو بکنم» [اصول کافى ج 2 ص 597].
قرآن یگانه كتاب هدایت است و در روایت است كه: وای به حال كسانی كه قرآن را رها كرده و به دنبال علوم دیگر رفته اند. اگر انسان تمام علوم دنیا را داشته باشد حتّی علوم اسلامی چون فقه و اصول و منطق و فلسفه ولیكن قرآن را نداشته باشد دستش خالی است و اگر قرآن را داشته باشد همه چیز را دارد و دستش پُر است، چون قرآن كلام خدا است و كسی كه خدا را دارد همه چیز را دارد و كسی كه خدا را ندارد هیچ چیز ندارد.
رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: «من نخستین كسى هستم كه بر خداى عزیز جبار روز قیامت وارد مى شود با كتاب او و خاندانم. سپس امت من وارد مى شوند، من از امتم مى پرسم شما با كتاب خدا و با خاندانم چه كردید. [قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله انا اول و افد على العزیز الجبار یوم القیمة و كتابه و اهل بیتى ثم امتى ثم اسئلهم ما فعلتم بكتاب اللّه و باهل بیتى (اصول كافى- كتاب فضل القرآن حدیث 4 ج ... ص 600)]

«در روز قیامت سه گروه شکایت به پیشگاه خداوند متعال می آورند: قرآن و مسجد و عترت.
قرآن میگوید: ای پروردگار من! مرا سوزانیدند و پاره پاره کردند. و مسجد میگوید: ای پروردگار من مرا معطّل و بدون عمل گذاردند و حقّ مرا ضایع کردند. و عترت میگوید: بار پروردگارا ما را کشتند و دور کردند و متفرّق نموده و فراری دادند؛ و در مقابل پروردگار در دعوای خصومت و دادخواهی به دو زانوی خود می نشینم، پس خداوند عزّو جلّ به من میگوید: من خودم اولویّت دارم از شما درباره خصومت و دادخواهی نسبت به آنان»

و نیز در «وسآئل » از مرحوم شیخ طوسی در مجالس با اسناد خود از زُرَیق روایت كرده است كه :
قَالَ أَبُو عَبْدِاللَهِ عَلَیْهِ السَّلامُ: شَكَتِ الْمَسَاجِدُ إلَی اللَهِ تَعَالَی الَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَهَا مِنْ جَیرَانِهَا، فَأَوْحَی اللَهُ إلَیْهَا: وَ عَزَّتِی وَ جَلَالِی ! لا قَبلْتُ لَهُمْ صَلَوةً وَ لَا أُظْهِرُ لَهُمْ فِی النَّاسِ عَدَالَةً وَ لَا نَالَتهُمْ رَحْمَتِی وَ لَا جَاوَرُونِی فِی جَنَّتِی [«وسآئل » ج 1، ص 303]
زُرَیق گوید: «حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام فرمودند: مساجد شكایت خود را به نزد حقّ تعالی میبرند از همسایگان خود كه در آن مساجد حضور بهم نمیرسانند و نمازهای خود را در آن نمی خوانند.
خداوند به مساجد وحی میفرستد: سوگند به عزّت و جلال خودم كه من أبداً نماز آنان را قبول نمی كنم و عدالت آنها را در بین مردم ظاهر نمی سازم و رحمت من شامل حالشان نخواهد شد و هیچگاه در بهشت من با من همنشین نخواهند بود.»

منابع:
معاد شناسی علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی ره ج7
گناهان کبیره شهید دستغیب ج2



- نظرات (0)