سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

عثمان طه کیست؟

اگر نگاهی به قرآن‌های روی طاقچه‌ خانه‌تان بیندازید، به احتمال زیاد روی بیشتر آنها نوشته شده است به خط «عثمان طه». عثمان طه کیست و چرا تا به حال جایگزینی به فراگیری این خط پیدا نشده است؟

به گزارش اترک نیوز، ماه رمضان، ماه روزه و قرآن و عبادت است و در این ایام بیش از هر زمانی سراغ قرآن‌های خود می‌رویم و جزء به جزء می‌خوانیم. سالهاست که بیشتر ما قرآن را با خط عثمان طه می‌شناسیم و با اینکه شاید خواندن قرآن به این خط برای ما مشکل باشد، باز رایج‌ترین قرآنی که در دست قرآن‌خوان‌ها می‌بینیم، با همین کتابت است.

عثمان طه کیست؟

«عثمان طه» حافظ برجسته و شهیر معاصر سوری است که کتابت قرآن کریم توسط او در دو دهه قبل باعث تحول در زمینه رسم الخط و چاپ قرآن کریم در جهان اسلام شد. این استاد سوری، در دهه هفتاد میلادی کتابت قرآنی را به خط نسخ به پایان رساند. نخستین چاپ این قرآن در قطع رحلی در سال ۱۴۰۰(ه.ق)  در دمشق انتشار پیدا کرد. کتابت این قرآن طرح سنجیده و برنامه ریزی شده ای دارد. به این معنی که هر صفحه آن پانزده سطر دارد وهر صفحه، با اول یک آیه آغاز شده و به آخر یک آیه ختم می‌گردد و هر جز قرآن در بیست صفحه نوشته شده و با احتساب دو صفحه در اول و دو صفحه در آخر که برای تذهیب و تزیین‌های دیگر در نظر گرفته شده مجموعا در ۶۰۴ صفحه تدوین شده است.

بزرگترین شگفتی این کتابت در همین نظم و صفحه‌بندی آیات است؛ به نحوی که این استاد سوری قرآن موفق شده طولانی‌ترین آیه قرآن کریم را در یک صفحه جای بدهد. ویژگی بعدی این کتابت اعراب‌گذاری دقیق و کامل است و تقریبا هیچ خطی از این لحاظ به کاملی عثمان طه نیست؛ گرچه همین اعراب‌گذاری گاهی خواندن قرآن را برای عموم مردم مشکل می‌کند

قرآن عثمان طه خیلی زود در تمام کشورهای اسلامی پخش و منتشر شد و تقریبا تمام خطوط و کتابت‌های دیگر را منسوخ کرد و الان با گذشت چهار دهه از عمر کتابت آن، هنوز رایج‌ترین کتابت قرآن به شمار می‌رود.

چرا خط عثمان طه انحصاری است؟

انحصار کتاب عثمان طه در کشورهای اسلامی باعث می‌شود این سوال را به وجود بیاورد که مزیت نسبی این خط و کتابت نسبت به سایر خطوط که اتفاقا قدمت بیشتری هم دارند، چیست. پاسخ سوال خود را از «احمد زرنگار» سرپرست معاونت نظارت بر چاپ و نشر قرآن کریم سازمان دارالقرآن، گرفتیم: «بحث کتابت قرآن بحثی دنباله‌دار و مورد اختلاف بین دانشمندان است. خط عثمان طه به شیوه نسخ عربی است و یک شیوه هم بیشتر ندارد؛ در حالی که خطوط فارسی حتی در نسخ هم انواع مختلفی دارد که سابقه شان هم بیشتر از خط عثمان طه است. خط عثمان طه حدودا سابقه‌ای ۵۰ ساله دارد؛ اما عمر خط ما به قرن چهارم و حتی قبل‌تر برمی‌گردد که به اسم قیاسی معروف است. اکثر ناشران به شیوه قیاسی (املایی؛ یعنی همان طور که خوانده می‌شود، نوشته شود.) قرآن‌ها چاپ می‌کردند و بعد به دلایل مختلف که بیشتر به خاطر اتحاد و اینکه در جهان اسلام بین شیعه و سنی یک کتابت واحد استفاده شود، بیشتر خط عثمان طه ترویج پیدا کرد.»

خواندن قرآن‌های عثمان طه مشکل است

یکی از بزرگترین مشکلاتی که در برخورد با قرآن‌های عثمان طه به وجود می‌آید، دشواری تلاوت این کتابت است. زرنگار در این باره می‌گوید: «من خودم معلم قرآن هستم و بقیه معلم های قرآن هم اذعان دارند که برای دانش‌آموزان و حتی قشر دانشگاهی ما خواندن خط عثمان طه سخت است که یکی از دلایل آن هم الف‌های مقصوره‌ای است که در آن وجود دارد. (مثلا کتاب به صورت کتب نوشته می‌شود.) البته حدود هشت هزار کلمه در این کتابت، همخوانی املا نداشت که به ناچار این هشت هزار کلمه تغییر پیدا کرد و الان هم این روند دارد ادامه پیدا می‌کند.»

باید انحصار بشکند

زرنگار می‌گوید خطوط و کتابت‌های قدیمی‌تر و اصیل‌تری برای قرآن کریم وجود دارند که خواندن قرآن را آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند. فقط کافی است که این انحصار بشکند. «ما به دنبال این هستیم که جلساتی بین خودمان و مرکز طبع و نشر بگذاریم بلکه بتوانیم این انحصار را بشکنیم و بقیه خطوط ایرانی هم رایج شود. مثلا خط آقای «حسن زاده» و خط استاد «عبادی» الان آماده شده است. قبلا هم فونت استاد «حسن نی‌ریزی»، استاد بزرگ خط ایران را تهیه کردیم و در اختیار ناشران قرار دادیم.»

خط عثمان طه زیباست

این استاد دانشگاه معتقد است گرچه خط عثمان طه بدخوانی‌هایی دارد؛ اما به لحاظ زیبایی کم رقیب است. «خط عثمان طه واقعا خط زیبایی است و به لحاظ زیبایی برتری‌هایی نسبت به بقیه خطوط دارد. البته به لحاظ خود خط زیباست، نه به لحاظ رسم و ضبط. درباره رسم خطوط اختلاف نظر زیاد است؛ اما درباره هیچ کدام از این رسم ها حرف ثابتی وجود ندارد و ریشه آن به هیچ معصومی نمی‌رسد و ما هیچ عبارتی از پیامبر یا ائمه درباره چگونگی کتابت قرآن نداریم. در صورتی که روایتی داشته باشیم باید به خط مشخصی مقید باشیم. عقل سلیم و عرف می‌گوید که همه چیز پیشرفت می‌کند. خط هم پیشرفت می‌کند. مثلا ما الان که نمی‌توانیم به شیوه خط کوفی بنویسیم. خطی که پیشرفت کرده و شایع است، حتی در کتاب های عربی به شیوه قیاسی و املایی است؛ یعنی همان طور که تلفظ و نطق می‌کنیم، بنویسیم و این باعث می‌شود که امر قرائت هم آسان بشود. یعنی هر چقدر کتابت آسان شود، قرائت هم آسان‌تر می‌شود. شاید یکی از دلایل این که ما حتی در رده دانشگاه مشکل روخوانی داریم، به خاطر کتابت سخت قرآن باشد. حتی در کشورهای عربی هم الان نهج البلاغه و مفاتیح و صحیفه همه به خطوط زبان عربی امروزی هستند.»

تغییر کتابت قرآن وحدت شیعه و سنی را به خطر می‌اندازد؟

برخی گمان می‌کنند که تغییر کتابت قرآن یعنی تحریف قرآن. درباره این فرضیه هم زرنگار می‌گوید: « کم‌رنگ کردن خط عثمان طه شاید باعث بشود برخی گمان کنند قرآن هایی که در ایران وجود دارد و شیعه‌ها دارند که با بقیه قرآن ها متفاوت است و بنابراین قرآن آنها تحریف‌شده است. خط عثمان طه را خودمان در ایران رواج دادیم؛ اما نباید به خاطر اینکه برخی سواستفاده نکنند، بقیه کتابت‌های قرآن را کنار بگذاریم. ما باید دانشمندان قرآنی جهان اسلام را توجیه کنیم. حتی ما در جلسات بین المللی درمورد این قضیه صحبت می‌کنیم. مثلا در سفری که به سودان داشتیم، حتی آن مسئول ناظر بر نشر قرآن هم ( معمولا در همه کشورهای اسلامی وجود دارد) می‌گفت خوش به حال شما که در ایران می‌توانید درباره رسم و ضبط قرآن تحقیق کنید. اینجا همه ساله باید همین قرآن عثمان طه را چاپ کنیم.»

مردم کتابت‌های ایرانی قرآن را نمی‌شناسند

دکتر زرنگار راه‌حل این مشکل را آشنایی مردم با دیگر خطوط و در نهایت دادن حق انتخاب به آنها می‌داند. «ما معتقدیم که باید این انحصار برداشته شود؛ اما همچنان قرآن های عثمان طه هم چاپ شوند. البته ما خیلی از قرآن‌های خود را با الگوبرداری از مدل و نظم کتابت عثمان طه چاپ کرده‌ایم. خط عثمان طه باید در کنار خطوط ایرانی به مردم عرضه شود و خود مردم خود تصمیم بگیرند که کدام خط را انتخاب کنند. الان در طول سالها آنقدر این کتابت مطرح شده که مردم به اندازه‌ای که عثمان طه را می شناسند، خطوط استادان خط ایرانی مثل استادان نیریزی، حسن زاده، عبادی، اشرفی تبریزی، سالکی، صفامهدوی و غیره را نمی شناسند.»

منبع: مهر

- نظرات (0)

چرا روز قیامت از هم فرار می کنیم؟

قیامت

قرآن می فرماید: «وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ» (زمر، 68) هنگامی که در شیپور دمیده می شود، هر آن چه در آسمانها و زمین است، بیهوش می شوند و می میرند «اِلاَّ ماشاءَ اللهُ» مگر آن کس که خدا خواسته باشد که باقی بماند. «ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخری» این نفخه دوم است. نفخۀ  «بیدار باش» است و با شیپور دوم همه بیدار می شوند.
«فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ » (زمر، 68) همه آماده می شوند و به انتظار محاسبه می ایستند، همانطور که در سوره ی یس آیه 51 آمده است: «نُفِخَ فِی الصَّوِر فَاِذاهُم مِنَ الاَجداثِ اِلَی رَبِهِّم یَنسِلُونَ»
در حقیقت یکی از وعده های الهی، محقق می شود: همه انسان ها محشور شده و حتی یک تن از آنان جا نمی ماند. [کهف، 47]

پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) در این باره فرمود: «در سه جا، هیچکس، به یاد دیگران نیست؛ هنگام میزان؛ تا این که ببیند که آیا ترازویش سنگین است یا سبک. هنگام صراء تا این که ببیند از آن عبور خواهد کرد یا نه و هنگام دریافت نامه اعمال، تا این که ببیند به دست راستش داده می شود یا دست چپش.

جمعیت بسیار زیادی گرد خواهند آمد؛ زیرا از زمان حضرت آدم تا روز قیامت، انسان های بسیار زیادی زندگی کرده و از دنیا رفته اند و خواهند رفت. عملاً وضعیت یک فرد در میان این همه جمعیت سرگردان و نگران مانند انسانی است که در دریایی سهمگین غرق شده و جز نجات خویش، اندیشه ای دیگر در سر ندارد.
حالت ها به طوری است که می فرمایند: «یُنَبَّأُ الإنْسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ» (سوره قیامت،13) در آن روز تمام اعمال گذشته انسان به او گفته می شود و از کوچک و بزرگ و مهم و ناچیز اعمالش با خبر می شود که در حال حیات از پیش فرستاده و آنچه برای بعد از مرگ گذاشته است. از نیک و بد و حسن و قبح عملکرد خود با خبر می شود
روز قیامت روز حسابرسی است. در آن روز، آن قدر بر انسان ها سخت می گذرد و افراد نگران عاقبت خود و اعمالشان هستند که از غیر خود غافل می شوند و تنها نگرانیشان سرنوشت خود است. خداوند در قرآن می  فرماید: «در آن روز هر کدام از آنها وضعى دارند که او را کاملاً به خود مشغول می سازد.» [عبس، 37]
در این روز، انسان نزدیک ترین نزدیکانش را که برادر و پدر و مادر و زن و فرزند هستند نه فقط فراموش کرده، بلکه از آنها فرار می کند، [عبس، 34 - 36] و این نشان می  دهد هول و وحشت محشر آن قدر زیاد است که انسان را از تمام پیوندها و علائقش جدا می کند.
بعضى گفته اند منظور فرار از برادران و پدران و مادران و همسر و فرزندانى است که راه ایمان و تقوا و اطاعت خدا را نپیمودند، او از آنها فرار می کند که مبادا به سرنوشتشان گرفتار شود.

روز قیامت روز حسابرسی است. در آن روز، آن قدر بر انسان ها سخت می گذرد و افراد نگران عاقبت خود و اعمالشان هستند که از غیر خود غافل می شنود و تنها نگرانیشان سرنوشت خود است. خداوند در قرآن می فرماید: «در آن روز هر کدام از آنها وضعى دارند که او را کاملاً به خود مشغول می سازد.» [عبس، 37]

بعضى نیز گفته اند این فرار از آن رو است تا مبادا این افراد حقوقى به گردن او داشته باشند و از او مطالبه کنند، و او از اداى آن عاجز باشد.
در میان این سه تفسیر، تفسیر اول مناسب  تر به نظر می رسد، اگرچه جمع میان آنها نیز بی مانع است. [مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 26، ص 157]
پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) در این باره فرمود: «در سه جا، هیچ کس، به یاد دیگران نیست؛ هنگام میزان؛ تا این که ببیند که آیا ترازویش سنگین است یا سبک. هنگام صراء تا این که ببیند از آن عبور خواهد کرد یا نه، و هنگام دریافت نامه اعمال، تا این که ببیند به دست راستش داده می شود یا دست چپش. در این سه موضع، کسی حتی به یاد دوست صمیمی اش یا محبوبش یا نزدیکانش یا دوست و فرزندش و والدینش نخواهد بود ... به خاطر صحنه های بسیار هولناک قیامت این اتفاق خواهد افتاد» [بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 586]


- نظرات (0)

جلوه های هنر و زیبایی در قرآن

quran

به استناد آیه شریفه «الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ» (1) همه هستی زیبا آفریده شده است. این زیبایی در آیات دیگر به تفصیل تبیین شده است.

زیبایی تصویرگری آدمی

قرآن در آیات مختلف مراحل آفرینش انسان از نطفه تا دمیدن روح را یادآور شده است: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِین، ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّكِینٍ، ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِین» (2) در میان این مراحل به دو مرحله توجه بیشتر شده و ضمن توصیف آن مراحل به حسن و زیبایی، خداوند مورد ستایش قرار گرفته است.
مرحله نخست، مرحله تصویرگری جسم آدمی است گه پس از گذر از نطفه، علقه، مضغه، عظام و لحم انجام می گیرد. در این مرحله که استخوان بندی تمام شده و پیکر آدمی قوام یافته، تصویرگری جسم آدمی پایان می پذیرد.
از آیه شریفه «هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُكُمْ فِی الأَرْحَامِ كَیْفَ یَشَاءُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ»؛ «اوست كسى كه شما را آن گونه كه مى خواهد در رحم ها صورتگرى مى كند؛ هیچ معبودى جز آن تواناى حكیم نیست»

از بهجت آفرینی گیاهان که در قرآن بر آن تأکید شده، سه نکته قابل استفاده است:
1. تأثیرپذیری روان آدمی از مظاهر طبیعی و زیبایی  های آن؛
2. نقش گل ها و گیاهان در ایجاد سرور و شادمانی روحی برای آدمی؛
3. هم آوایی و موافقت قرآن با اصل سرور و شادمانی و ضرورت آن در روان آدمی.

3) بدست می آید که مراد از تصویرگری در اینجا، شکل و صورتی است که ویژه هر فرد بوده و او را از دیگری جدا می سازد.
آیه «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ» (4) بیانگر آن است که این صورتگری به نحوی زیبا و نیکو انجام گرفته است.
مرحله دوم دمیدن روح است که قرآن از آن به آفرینش دیگر در کنار آفرینش مراحل تکوّن جسم آدمی یاد کرده است؛ آنجا که می فرماید: «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» (5)
تعبیر به «أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» از حسن و زیبایی در مرحله دمیدن روح حکایت دارد؛ با توجه به کمال زیبایی آفرینش جسم و روح انسان، خداوند مجموعه آفرینش انسان را زیبا می داند: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» (6)

زیبایی آسمان ها

پهنه آسمان با داشتن رنگی نیلگون و حضور منظم و چشم نواز هزاران ستاره همواره شگفتی  آدمی را برانگیخته است. در گذشته های دور بسیاری از متفکران با استفاده از ابزارهای ساده به کاوش در اسرار آسمان پرداخته، فریفتگی خود را از نگریستن به آسمان بدین طریق بازگو می نمودند. آسمان امروز نیز با وجود تلسکوپ های غول پیکر که ستارگان را تا میلیون سال نوری رصد می کنند، متفکران را متوجه خود ساخته است.
قرآن به زیبایی آسمان ها و زیور کردن آن ها به ستارگان تأکید کرده و فرموده است: «إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْكَوَاكِبِ»؛ «ما آسمان این دنیا را به زیور اختران آراستیم» (7)
زیور ساختن آسمان دنیا که برای انسان ها قابل رویت است، نشانگر پاسخ خداوند به فطرت زیبایی خواهی انسان هاست.

زیبایی طبیعت

قرآن آنچه را که بر کره خاکی است، مایه زینت و زیبایی آن دانسته است؛ (8) «ما علی الارض» ترکیبی است فراگیر که کوه ها، دریاها، دشت ها و جنگل ها را در برمی گیرد. در برخی از روایات آمده است که نگاه کردن به دریا عبادت است. (9) شاید مقصود آن است که انسان با نگریستن همراه با تفکر به دریا که با سینه ای فراخ و خزینه ای بس ژرف، هزاران گنج و راز را در خود پنهان کرده و با توجه به زیبایی که از همگونی آسمان و لطافت آب و صحنه پرواز دسته جمعی و منظم پرندگان دریایی ایجاد می شود، به زیبایی کتاب آفرینش و زیبایی آفریننده آن پی برد که فرموده اند: ساعتی تفکر از عبادت یک سال بهتر است. (10)

زیبایی گیاهان

قرآن گیاهان را به سه ویژگی توصیف کرده است که عبارتند از:
1. موزون بودن: «وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن كُلِّ شَیْءٍ مَّوْزُونٍ»؛ «و زمین را گسترانیدیم و در آن كوههاى استوار افكندیم و از هر چیز سنجیده اى در آن رویانیدیم» (11)
2. زیبا بودن: «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَن تَمِیدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِیهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِیمٍ»؛ «آسمان ها را بى هیچ ستونى كه آن را ببینید خلق كرد و در زمین كوه هاى استوار بیفكند تا [مبادا زمین] شما را بجنباند و در آن از هر گونه جنبنده اى پراكنده گردانید و از آسمان آبى فرو فرستادیم و از هر نوع [گیاه] نیكو در آن رویانیدیم» (12)
3. شادی  آفرینی: «لِلَّذِینَ لاَ یُوْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ»؛ «وصف زشت براى كسانى است كه به آخرت ایمان ندارند و بهترین وصف از آن خداست و اوست ارجمند حكیم» (13)
موزون بودن گیاهان مانند همان اعتدال «احسن تقویم» است که به آدمی نسبت داده شده است. موزون بودن بدین معناست که صورت بندی هر گیاه به گونه ای است که جز آن روا نبوده است؛ زیبایی گیاهان که قرآن با عنوان «کریم» یاد کرده است، دومین ویژگی هر گیاه است. سومین ویژگی هر گیاه، شعف و شادمانی است که در آیه سوم با عبارت «ذات بهجه» آمده است. از بهجت آفرینی گیاهان که در قرآن بر آن تأکید شده، سه نکته قابل استفاده است:
1. تأثیرپذیری روان آدمی از مظاهر طبیعی و زیبایی های آن؛
2. نقش گل ها و گیاهان در ایجاد سرور و شادمانی روحی برای آدمی؛
3. هم آوایی و موافقت قرآن با اصل سرور و شادمانی و ضرورت آن در روان آدمی؛ (14)

زیبایی جانداران

تعبیر به «أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» از حسن و زیبایی در مرحله دمیدن روح حکایت دارد؛ با توجه به کمال زیبایی آفرینش جسم و روح انسان، خداوند مجموعه آفرینش انسان را زیبا می داند: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»

در سوره مبارکه نحل می خوانیم: «وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِیهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ وَلَكُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ»؛ «و چارپایان را براى شما آفرید در آن ها براى شما [وسیله] گرمى و سودهایى است و از آن ها مى خورید و در آن ها براى شما زیبایى است، آنگاه كه [آن ها را] از چراگاه برمى گردانید و هنگامى كه [آن ها را] به چراگاه مى برید» (15)
در این دو آیه بر دو فایده مهم از حیوانات سواری تأکید شده است. فواید ظاهری و مادی که همان به کارگیری این حیوانات برای سواری و بارکشی و استفاده از گوشت و پوست آن هاست.
صحنه ای که به هنگام حرکت دادن حیوانات اهلی همچون اسب و گوسفند بامدادان و شبانگاهان با وجود ازدحام، نظم و رام بودن، صدای هماهنگ سم آن ها، آواز حیوانات و ... رخ می نماید، آن اندازه زیبا و تماشایی است که هر انسان صاحب ذوقی را به وجد واداشته، غرق در تفکر و زیبایی آن می سازد.

زیبایی دریایی ها

از شگفتی های آب های دریا آن است که در برخی از مناطق، آب های شیرین و شور بر روی هم قرار گرفته و بی آنکه بینشان مانع و حاجبی باشد، با هم آمیخته نمی شوند و از میان آن ها لولو و مرجان که از زیباترین محصولات دریایی هستند، تولید می شود: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ ? بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ ? فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ? یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّوْلُوُ وَالْمَرْجَانُ»؛ «دو دریا را [به گونه اى] روان كرد [كه] با هم برخورد كنند، میان آن دو حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمى كنند؛ پس كدام یك از نعمتهاى پروردگارتان را منكرید، از هر دو [دریا] مروارید و مرجان برآید» (16)
قرآن از لولو و مرجان که از صدف های موجود در این آب ها هستند، به عنوان زینت و زیور آدمی یاد کرده است:«وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ «و دو دریا یكسان نیستند این یك شیرین تشنگى زدا [و] نوشیدنش گواراست و آن یك شور تلخ مزه است و از هر یك گوشتى تازه مى خورید و زیورى كه آن را بر خود مى پوشید بیرون مى آورید و كشتى را در آن موج شكاف مى بینى تا از فضل او [روزى خود را] جستجو كنید و امید كه سپاس بگزارید» (17)
برشمردن این دسته از فرآورده های دریایی به عنوان زیور آدمی، تأکید بر بهره وری کامل آن ها از هنر و زیبایی دارد؛ زیرا در غیر این صورت هرگز مورد استفاده انسان قرار نمی گرفت.


پی نوشت ها:
1. سجده:7.
2. مومنون: 12    14.
3. آل عمران: 6.
4. تغابن: 3.
5. مومنون: 14.
6. تین: 4؛ ر.ک: المیزان، ج2، ص 319.
7. صافات: 6.
8. کهف: 7.
9. بحارالانوار، ج 10، ص368.
10. همان، ج 71، ص 326.
11. حجر: 19.
12. لقمان: 10.
13. نحل: 60.
14. ر.ک: علی نصیری، قرآن و هنر، ص 47.
15. نحل: 5- 6.
16. الرحمن: 22    19.
17. فاطر: 12.


- نظرات (0)

روزانه چقدر قرآن بخوانیم

فرآوری: زهرا اجلال - بخش قرآن تبیان
قرآن

معمولاً کسی که در مقام وصیت و سفارش است چیزهایی را سفارش می کند که مهم و سرنوشت ساز باشد. یکی از وصایای رسول خدا (صَلى الله عَلیه وَ آله) به امیرمومنان علی (عَلیه السَلام) تلاوت مستمرّ قرآن است، چنانچه فرموده اند: وَ عَلَیکَ بِتَلاوَة القُرآن عَلی کُلِّ حالٍ؛ در همه حال و در هر شرایطی قرآن تلاوت کن. (شیخ حر عاملی. وسایل الشیعه، ج4: 825)
بسیاری از عبادات هنگام مریضی، مسافرت یا جهاد در راه خدا از انسان ساقط می شود و یا تخفیف پیدا می کند. اما خداوند تأکید می نماید در این موارد نیز سعی کنید تا می توانید قرآن بخوانید: إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنى  مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَکَ وَ اللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَوُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضى  وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ فَاقْرَوُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ؛ بزودی گروهی از شما بیمار می شوند و گروهی دیگر برای بدست آوردن فضل الهی و (کسب روزی) به سفر می روند و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می کنند (و از تلاوت قرآن بازمی مانند)، پس به اندازه ای که ممکن است از آن تلاوت کنید. (سوره مزمل: آیه 20)
همانگونه که انسان برای انجام کارهای روزانه برنامه تهیه می کند و هر روز صبح به برنامه اش نگاه می کند تا کارهای روزانه را مطابق آن انجام دهد، هر مسلمانی که می خواهد به قرآن عمل کند لازم است به طور مستمر و روزانه به قرآن مراجعه کند تا در پرتو دستورات و راهنمایی ها قرآن در دنیا و آخرت کامروا شود.

مقدار قرائت روزانه

اگر قاری قرآن از متفکران در معانی قران است... پس به روایتی عمل کند که می فرماید: هر روز پنجاه آیه خوانده شود، زیرا از امام صادق (عَلیه السَلام) روایت است که فرمود: القُرآنُ عَهدَ اللهِ اِلی خَلقِه فَقَد یَنبَغی لِلمَرأ المُسلِمِ اَن یَنظَرُ فی عَهدِهِ وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً؛ قرآن پیمان خدا با مردم است. پس یقیناً برای شخص مسلمان سزاوار است که با دقت در پیمان خویش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آیه بخواند. (شیخ صدوق. ثواب الاعمال: 127)

شاید بعضی از مردم بپرسند حال که قرائت روزانه قرآن  این همه اهمیت دارد، سزاوار است روزانه چند آیه از قرآن خوانده شود؟ پاسخ این پرسش در احادیث زیادی آمده است.

کمترین مقدار قرائت:

در حدیثی که از امام باقر (عَلیه السَلام) رسیده است استفاده می شود اگر مسلمانی بخواهد از غافلان و بی خبران نباشد بایستی روزانه حداقل ده آیه از قرآن بخواند. امام پنجم (عَلیه السَلام) این مطلب را از رسول گرامی خدا (صَلى الله عَلیه وَ آله) نقل کرده است: مَن قَرَأَ عَشرَ آیاتٍ فی لَیلَةٍ لَم یُکتَب مِنَ الغافِلینَ؛ هر کس در هر شب ده آیه قرآن بخواند از جمله بی خبران و غافلین نوشته نخواهد شد. (کلینی. اصول کافی، ج2: 446، 448)
البته این مقدار قرائت، غیر از قرائت آیاتی است که هر مسلمانی در نماز می خواند زیرا آن آیات بخشی از نماز است و خواندن آن بر هر مسلمان مکلفی واجب است.

پنجاه آیه، قرائت ذاکران

در ادامه حدیث قبلی آمده است، کسی که هر روز پنجاه آیه قرآن تلاوت کند در زمره کسانی است که همیشه به یاد خدا هستند: وَ مَن قَرَأَ خَمسینَ آیةً کُتِبَ مِنَ الذّاکِرینَ.
همچنین مرحوم فیض کاشانی از فقیهان، مفسران و عارفان برجسته شیعه، در کتاب شریف «المحجة البیضاء» در این مورد چنین نوشته است: اگر قاری قرآن از متفکران در معانی قران است... پس به روایتی عمل کند که می فرماید: هر روز پنجاه آیه  خوانده شود زیرا از امام صادق (عَلیه السَلام) روایت است که فرمود: القُرآنُ عَهدَ اللهِ اِلی خَلقِه فَقَد یَنبَغی لِلمَرأ المُسلِمِ اَن یَنظَرُ فی عَهدِهِ وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً؛ قرآن پیمان خدا با مردم است. پس یقیناً برای شخص مسلمان سزاوار است که با دقت در پیمان خویش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آیه بخواند. (شیخ صدوق. ثواب الاعمال: 127)

اوقات تلاوت قرآن

از آیات قرآن کریم و احادیث استفاده می شود که قرائت قرآن و ذکر خدا در همه اوقات خوب است. ولی در این وقت ها و زمان ها سفارش شده است: صبح ها بعد از نماز صبح، هنگام غروب، شب قبل از خواب، نیمه های شب و سحرگاهان.
از این رو جا دارد هر کسی به فراخور حال و فرصت هایی که دارد یکی یا بعضی از این اوقات را مشخص کند و به تلاوت قرآن بپردازد. (ابوالفضل علامی میانجی. آشنایی با آداب تلاوت قرآن:69)

در قرآن خواندن کیفیت را بالا ببریم

کسی که در مقام وصیت و سفارش است چیزهایی را سفارش می کند که مهم و سرنوشت ساز باشد. یکی از وصایای رسول خدا (صَلى الله عَلیه وَ آله) به امیرمومنان علی (عَلیه السَلام) تلاوت مستمرّ قرآن است، چنانچه فرموده اند: وَ عَلَیکَ بِتَلاوَة القُرآن عَلی کُلِّ حالٍ؛ در همه حال و در هر شرایطی قرآن تلاوت کن

با آمدن رمضان خیلی از ما به یاد قرآن می افتیم و البته آنهایی که عادت به قرائت قرآن دارند در این روزها بیشتر قرآن می خوانند. همینطور اقبال به مساجد و نمازهای جماعت از همه مردم دیده می شود. اما چیزی که من می خواهم به آن اشاره کنم این عادت خوب نزدیک شدن به قرآن در رمضان است.
خیلی از مردم در ماه رمضان یک بار یا دو بار و یا شاید بیشتر قرآن را از اول تا آخر می خوانند و به اصطلاح ختم می کنند و همان طور که گفتم این عادت بسیار خوب و پسندیده ای است مخصوصا که این ماه ماه قرآن است اما...
به این عبارت فکر کنید: خواندن یعنی چه؟ وقتی ما کتابی را می خوانیم (هر کتابی غیر از قرآن) آیا معنای آن را می فهمیم؟ سوال خنده داری است نه؟ مگر می شود کتابی را بخوانی بدون آنکه معنی آن را بفهمی و یا اصلا بخواهی که معنای آن را بدانی؟! اما آیا شما هم متوجه شده اید که بسیاری از ما دقیقا همین کار را با مهمترین کتاب دنیا انجام می دهیم؟ خواندن، فقط خواندن!

ثواب دارد!

مَن قَرَأَ عَشرَ آیاتٍ فی لَیلَةٍ لَم یُکتَب مِنَ الغافِلینَ؛ هر کس در هر شب ده آیه قرآن بخواند از جمله بی خبران و غافلین نوشته نخواهد شد

نگاه بسیاری از مسلمانان به قرآن اینگونه است: می خوانم چون ثواب دارد و چون ثواب دارد هر چه بیشتر می خوانم تا ثواب بیشتر ببرم...
این حرف در کل درست است چون خواندن قرآن واقعا ثواب دارد و هر حرف آن 10 حسنه در بر دارد و (الم) یک حرف نیست بلکه الف یک حرف و ل یک حرف و م هم یک حرف است (آنگونه که رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید) اما...
هدف از نزول قرآن این است که برنامه ای برای زندگی باشد (این را دیگر خیلی شنیده اید) یعنی اینکه باید در نحوه زندگی و اخلاق و روش برخورد مان با پدیده های مختلف تاثیر بگذارد و در نحوه نگرش و نحوه تفکر و نوع دیدنمان یعنی نگرش مان به کل هستی...
برای ایجاد چنین تاثیر بزرگی طبیعی است که باید قرآن را فهمید و در آن تعمق و تدبر کرد و در عمل به تعالیم آن و دوری از منهیات آن کوشید. حال نتیجه گیری با خود شماست آیا نوع برخورد ما با کتابمان صحیح است؟


- نظرات (0)

نماز های شب های ماه مبارک رمضان

منبع نماز هایی که در این تاپیک معرفی میشود کتاب ره توشه رمضان ( نمازها و دعاهای ماه مبارک رمضان ) انتشارات نبوغ می باشد

که همگی از مفاتیح الجنان استخراج شده اند .


این نماز های مستحبی تماما دو رکعت دو رکعت خوانده می شود

و نشسته هم جایز است ، لیکن ایستاده افضل است .


امام کاظم (ع) فرمود : انجام نماز های مستحبی هر مومنی را به خداوند نزدیک می نماید .


نماز شب اول :
چهار رکعت نماز ، هر رکعت یه مرتبه حمد و پانزده مرتبه توحید .

ثواب : حضرت علی (ع) : کسی که این نماز را بخواند خدای تعالی عطا کند

ثواب راستگویان و شهداء ، و تمام گناهان او را بیامرزد و روز قیامت از رستگاران باشد .


نماز روز اول :
این نماز دو رکعت است که در رکعت اول سوره حمد و سوره فتح و در رکعت دوم

سوره حمد و هر سوره ای که خواست می خواند .


نماز شب دوم :
چهار رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره قدر.

ثواب : حضرت علی(ع) : خدای تعالی تمام گناهان او را می آمرزد

و رزقش وسیع می شود و کفایت کرده می شود کار سالش .


نماز شب سوم :
دو رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره توحید .

ثواب : حضرت علی (ع) : هر کس این نماز را بخواند ندا کرده می شود

در قیامت به این که او آزاد شده خداوند است از آتش.


منبع : وسائل الشیعه ، جلد 5 ، ص 186


نماز شب چهارم :
هشت رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره قدر .

ثواب : حضرت علی(ع) : کسی که این نماز را بخواند ، بلند می گردد

عمل او در این شب به عمل هفت پیغمبر از کسانی که رسانیده اند

رسالت پروردگار متعال را .


نماز شب پنجم :
دو رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره توحید

و بعد از سلام 100 مرتبه صلوات .


ثواب : حضرت علی(ع) : کسی که این نماز را بخواند روز قیامت با من وارد بهشت می شود .

منبع : وسائل الشیعه ، جلد 5 ، ص 186 و 187


نماز شب ششم :
چهار رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد سوره تبارک .

ثواب : حضرت علی(ع) : کسی که این نماز را بخواند مثل آن است

که مصادف با شب قدر شده باشد .


نماز شب هفتم :
چهار رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد 13 مرتبه سوره قدر .

ثواب : حضرت علی(ع) : خداوند بنا کند از برای او در بهشت عدن قصری

از طلا و در امان خدا باشد تا ماه رمضان سال آینده .


نماز شب هشتم :
دو رکعت ، و در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید و بعد از نماز هزار مرتبه

(( سبحان الله )) بگوید .


ثواب : حضرت علی(ع) : هرکسی این نماز را بخواند هشت در بهشت به روی او باز

می شود از هر دری که بخواهد داخل شود .


منبع : وسائل الشیعه ، جلد 5 ، ص 187


نماز شب نهم :
شش رکعت ، بین نماز مغرب و اعشا ، در هر رکعت بعد از حمد هفت

مرتبه آیة الکرسی و بعد از نماز پنجاه مرتبه صلوات


ثواب : حضرت علی(ع) : ملائکه عمل او را بالا می برند ،

مثل عمل راستگویان و شهدا و صالحین .


نماز شب دهم :
بیست رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد سی مرتبه سوره توحید .

ثواب : حضرت علی(ع) : خدای تعالی رزق او را توسعه دهد و از رستگاران باشد .


نماز شب یازدهم:

دو رکعت، در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره کوثر

ثواب : حضرت علی(ع) : کسی که این نماز را بخواند در آن روز گناه نمیکند

اگرچه شیطان کوشش خود را بکند.


نماز شب دوازدهم :
هشت رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد سی مرتبه سوره قدر .

ثواب : حضرت علی(ع) : خدای تعالی به او ثواب شکر کننده ها را عطا کند

و روز قیامت از رستگاران می باشد..


نماز شب سیزدهم:
چهار رکعت، در هر رکعت بعد از حمد بیست و پنج مرتبه سوره توحید

ثواب : حضرت علی(ع) : عبور کند بر صراط مثل برق جهنده

نماز شب چهاردهم :


شش رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد سی مرتبه سوره زلزلت.

ثواب : حضرت علی(ع) : خدای تعالی آسان گرداند برای اون جان کندن

را و از سوال منکر و نکیر را .


نماز شب پانزدهم:

چهار رکعت، در دو رکعت اول بعد از حمد صد مرتبه توحید و در دورکعت دوم

بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره توحید .

ثواب : حضرت علی(ع) : هرکس بخواند عطا کرده میشود به او چیزی را که نمیداند

او مگر خدا .


نماز شب شانزدهم :
دوازده رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد دوازده مرتبه سوره تکاثر .

ثواب : حضرت علی(ع) : از قبر خارج می شود در حالی که خوشحال است

و ندا میدهد به شهادت تا اینکه وارد قیامت شود پس امر می شود او را به بهشت برند.


نماز شب هفدهم:

دو رکعت، در رکعت اول بعد از حمد یک مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم

بعد از حمد 100 مرتبه توحید و بعد از نماز 100 مرتبه (( لا اله الا الله ))


ثواب : حضرت علی(ع) : کسی که این نماز را بخواند خداوند

ثواب هزار هزار حج و جهاد را اعطا می کند .


نماز شب هجدهم :
چهار رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد بیست و پنج مرتبه سوره کوثر .

ثواب : حضرت علی(ع) : هرکس بخواند ملک الموت او را بشارت می دهد

به اینکه خدای تعالی راضی است .


نماز شب نوزدهم:

پنجاه رکعت، در هر رکعت بعد از حمدپنجاه مرتبه سوره زلزلت ( بنا به قولی یک مرتبه )


ثواب : حضرت علی(ع) : کسی که این نماز را بخواند ملاقات می کند

خدا را مثل کسی که صد حج و صد عمره به جا آورده باشد

و سایر اعمال او ایضا قبول می شود .


نماز شب بیستم :
هشت رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد هر سوره ای که می خواهد بخواند یک مرتبه.
ا
ثواب : حضرت علی(ع) : خدای تعالی می آمرزد گناهان گذشته و آینده اش را.

نماز شب های 21 و 22 و 23 و 24 مانند شب 20 است .


نماز شب بیست و پنجم :
هشت رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید .


نماز شب بیست و ششم :
هشت رکعت ، در هر رکعت بعد از حمدیک سوره هر سوره ای که باشد.


نماز شب بیست و هفتم :
چهار رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد سوره تبارک یا بیست و پنج مرتبه سوره توحید


نماز شب بیست و هشتم :
شش رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه آیت الکرسی و ده مرتبه کوثر

و ده مرتبه توحید و صلوات بفرستد و به قولی 100 مرتبه صلوات


نماز شب بیست و نهم :
دو رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره توحید .


نماز شب سی ام :
دوازده رکعت ، در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره توحید و بعد از سلام 100 صلوات



- نظرات (0)

2شرط مهم برای نزول برکات در زندگی

نزول برکت

خداوند متعال در قرآن کریم بارها و بارها خودش را برای بندگانش ، ارحم الراحمین معرفی کرده است. رحمتی که تمام عالم وجود را دربر گرفته است: (وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْ ءٍ)1 «اما رحمت من همه چیز را در برگرفته است»
رحمت حق تعالی همچون بارانی است که دائما بر عالم هستی می بارد و زمین تشنه ی موجودات را سیراب می سازد.
باران در باریدن فرقی میان زمین سخت و سنگلاخی و زمینی که به راحتی آب راجذب می کند نمی گذارد ولی تاثیر بارش باران در هرکدام متفاوت است. زمین سفت و سخت به علت نفوذ ناپذیری، باران را در درون خود جای نمی دهد و تشنه خواهد ماند ولی زمین نرم ، حاصلخیز و سرسبز می شود.
انسان ها نیز به تفاوت سختی و نرمی دل خود، بهره های متفاوتی از رحمت خداوند دارند.
ایمان و تقوا روح انسان را پاک و آماده دریافت فیوضات حضرت حق می کند اما گناه ظرف دل انسان را آلوده و ناپاک می کند و زمین دل او را کم کم از سنگ هم سخت تر می کند: (ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِیَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً)2 سپس دلهاى شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سخت تر!

ایمان ؛ عامل جذب برکات آسمان و زمین

وجود دو شرط ایمان و تقوا در این آیه شریفه ، برای نزول برکات، به این معنی است که عقل و دل و اعضای انسان باید در راستای اطاعت پروردگار قرار گیرند و در مسیر تکامل خویش قدم بردارند

جهان هستی در دل خود یکسری قوانینی دارد که هیچ گاه تخلف نمی کند. قوانینی که به دست پر توان خالق هستی در آن نهادینه شده است که از جمله ی آنها ،قانون خدمت رسانی به مومنین است.
در آیه 96 سوره مبارکه اعراف آمده است که : (وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى  آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) اگر اهل شهرها و آبادی ها، ایمان مى  آوردند و تقوا پیشه مى  كردند، بركات آسمان و زمین را بر آنها مى  گشودیم .
جهان هستی به فرموده قرآن کریم همواره در حال تسبیح و عبادت خالق خویش است3 و خواسته یا ناخواسته از پروردگار خود اطاعت می کند4.اما انسان به حکم اختیاری که دارد می تواند خداوند را عبادت یا معصیت کند. در صورتی که عبادت خداوند را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهد با جهان تکوین همراه و هماهنگ می شود و جهان پیرامون او خود را در اختیارش می گذارد. اما در صورت معصیت پروردگار، خود را با طبیعت ناهماهنگ و ناسازگار کرده و طبیعت نیز او را همچون عضوی ناسالم پس می زند.
شهید مطهری در این باره می فرماید:
(آیا كار من به عنوان یك كار انسانى، به عنوان صداقت و تقوا و پاكى یا به عنوان فسق و ناپاكى و خیانت هم در عالم اثر مى گذارد یا نه؟ آیا عالم از این جهت هم عكس  العمل دارد یا نه؟
فلسفه بزرگ این است كه اى انسانها! اگر شما در مسیر انسانیت، در مسیر خلقت قرار بگیرید كه همان مسیر تكامل است.... آنوقت شما مى شوید اجزائى هماهنگ با سایر اجزاء عالم، توافق و تطابق با عالم پیدا مى كنید، آنگاه جزئى هستید كه با كل خودتان متطابق هستید، در آن وقت است كه عالم هم با شما تطابق دارد. این است كه قرآن مى فرماید: وَ لَوْ انَّ اهْلَ الْقُرى  امَنوا وَ ... اگر مردم اهل ایمان و تقوا باشند آنوقت فرزندان صالح این عالم و جهان مى شوند، آنگاه جهان هم خیر خودش را به سوى این فرزند صالح خودش روانه مى كند.5 و اگر انسان بر ضد مسیر خاص طبیعت قرار بگیرد، یعنى بر ضد مسیر تكامل قرار بگیرد، كشیده بشود به سوى فسق و فجور ... آنگاه طبیعت مثل بدنى كه جزء بیگانه را از خود دفع و رد مى كند ... این عكس العمل هاست كه به نام عذابها گفته شده است.6
آری ایمان و تقواست که باعث نزول برکات بر انسان ها می شود و بی تقوایی و فسق و فجور است که مایه ی نکبت در زندگی ها می شود.به قول معروف : از ماست که بر ماست.
ایمان عبارتست از اعتقادی که از عقل به قلب نفوذ کرده باشد و در آنجا مستقر شده باشد و تقوا عبارتست از ایمانی که به صورت نیرویی قوی در جوارح و جوانح انسان پدیدار گشته تا انسان را در برابر معاصی پروردگار حفظ و نگهداری کند.
بنابراین وجود دو شرط ایمان و تقوا در این آیه شریفه ، برای نزول برکات، به این معنی است که عقل و دل و اعضای انسان باید در راستای اطاعت پروردگار قرار گیرند و در مسیر تکامل خویش قدم بردارند.
چرا جوامع کفر پیشه، بیش از مسلمانان در ناز و نعمتند در حالی که نزول برکت به مشروط به ایمان و رعایت تقواست؟
برای جواب به این پرسش در ابتدا باید واژه ی برکت  را تعریف کنیم.

نعمت هایی که خداوند متعال به کفار می دهد از دایره برکت خارج است چرا که همراه با سعادت نیست و برای آنها نوعی عذاب تدریجی است.
در آیه 85 سوره توبه خداوند متعال وجود اموال و اولاد فراوان را وبال گردن آنها و مایه ی بدبختیشان می داند: «وَلاتُعْجِبْكَ امْوالُهُمْ وَاوْلادُهُمْ انَّما یُریْدُ اللَّهُ انْ یُعَذِّبَهُمْ بِها فِى الدُّنْیا وَتَزْهَقَ انْفُسُهُمْ وَهُمْ كافِروُنَ؛ مبادا اموال و اولادشان مایه اعجاب تو گردد، خدا مى خواهد به وسیله آن، آنها را عذاب كند و جانشان بر آید در حالى كه كافر باشند.»

برکت در اصل به معنی رشد و زیادی و سعادت است و به معنی نعمتی است که پایدار بماند.8در مقابل که این نعمات در برابر کفار بى  بركت است كه زود فانى، نابود و بى اثر مى شوند. بنابر این نعمت هایی که خداوند متعال به کفار می دهد از دایره برکت خارج است چرا که همراه با سعادت نیست و برای آنها نوعی عذاب تدریجی است.
در آیه 85 سوره توبه خداوند متعال وجود اموال و اولاد فراوان را وبال گردن آنها و مایه ی بدبختیشان می داند: «وَلاتُعْجِبْكَ امْوالُهُمْ وَاوْلادُهُمْ انَّما یُریْدُ اللَّهُ انْ یُعَذِّبَهُمْ بِها فِى الدُّنْیا وَتَزْهَقَ انْفُسُهُمْ وَهُمْ كافِروُنَ؛ مبادا اموال و اولادشان مایه اعجاب تو گردد، خدا مى خواهد به وسیله آن، آنها را عذاب كند و جانشان بر آید در حالى كه كافر باشند.»

سخن آخر

استغفار یکی از عواملی است که باعث نزول انواع نعمت ها می شود، همچنان که حضرت نوح به قوم خود چنین گفت: (فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً) به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید كه او بسیار آمرزنده است. تا بارانهاى پربركت آسمان را پى در پى بر شما فرستد، و شما را با اموال و فرزندان فراوان كمك كند و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار دهد»
از خداوند می خواهیم که در این ایام مبارک اولا پاکی روح و جان و سپس توفیق رعایت تقوا و بندگی را بدهد.
پی نوشت ها:
1. اعراف 156
2. بقره 74
3. یُسَبِّحُ  لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزیزِ الْحَكیم  (جمعه 1)
4. وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْها (آل عمران 83)
5. مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى، ج 27، ص: 643
6. مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى، ج 15، ص: 42
7. نوح 10-12
8. البَرَكَةُ، محرَّكةً: النَّماءُ و الزیادةُ، و السَّعادَةُ. القاموس المحیء ج 3، ص: 399__ قاموس قران    ج 1    189   



- نظرات (0)