سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

چرا خلق شدم که حالا جهنمی شوم

چرا خلق شدم

اگر خدا عادل است و مهربان، چرا بنده را خلق کرد تا خطا کند و جهنمی آفرید تا خطاکارانش را به آن بیاندازد؛ این چه عدل و مهربانی است؟
برای پاسخ به این سوال لازم است ابتدا به بیان فلسفه خلقت آدمی بپردازیم:
همانطور که میدانیم خداوند متعال حکیم و عادل است. به این معنا که کاری که خلاف عقل بوده و دارای ذره ای ظلم در حق مخلوقات باشد از او صادر نمی شود. بنابراین در هر فعلی از خداوند یقیناً فلسفه و علتی نهفته است. « إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیما" [نساء/40] در حقیقت، خدا به مقدار ذرّه اى ستم نمى کند (تمام رفتارهایش بر اساس عدل است) و اگر [آن ذرّه، کارِ] نیکى باشد دو چندانش مى کند، و از نزد خویش پاداشى بزرگ مى بخشد.»

فلسفه خلقت

با توجه به آیات شریفه قرآن، می توان فلسفه خلقت را در چند مورد بیان کرد:

الف: طاعت و عبادت

این تفکر که خداوند بنده عزیزش را خلق کرده تا او را به جهنم وارد سازد؛ تفکری بس بی انصافانه و خارج از عدل است، چرا که انتخاب راه و مسیر، به دست خود انسان است و خدای متعال چیزی جز خیر برای بندگان در نظر نگرفته است و این مطلب که خداوند حتی پس از گمراهی بنده و گرفتاریش در دام شیطان باز هم از او روی برنمی گرداند و باب توبه را همواره برای بازگشت او به اغوش پر مهر رحمتش باز نگه داشته و همچنین او را دعوت به بازگشت می کند؛ دلیلی بر این مدعاست.

«وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون; [ذاریات/56] جن و آدمى را نیافریدیم مگر براى عبادت و پرستش کردن».

 ب: امتحان

«وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَ  وَ تِ وَ الاْرْضَ فِى سِتَّةِ أَیَّام وَ کَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَآءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً [هود/7] و او کسى است که آسمان ها و زمین را در شش روز (شش دوره) آفرید و عرش (و حکومت) او بر آب قرار داشت تا (بخاطر اینکه) شما را بیازماید که کدام یک از حیث عمل بهترین هستید».

 ج: مقام خلیفه اللهی

«وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّى جَاعِلٌ فِى الاْرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَآءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّى أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُون [بقره/30] و هنگامى که پروردگارت به ملائکه فرمود همانا من در زمین جانشینى قرار مى دهم (قرار دهنده ام) گفتند: آیا در زمینى که کسى که در آن فساد مى کند و خون مى ریزد قرار مى دهى؟ و حال آنکه ما تسبیح و حمد و تقدیس تو مى کنیم. فرمود همانا من چیزى را که شما نمى دانید مى دانم».
و اینگونه می توان بین این سه دلیل را جمع بست:
فلسفه اصلی خلقت، طاعت و عبادت الهی است که امتحان جزئی برای سنجش و محک آن است که نتیجه ی این طاعت و آراستگی به صفات الهی، رسیدن به مقام خلیفه الهی ست. به این معنا که هر چه انسان بیشتر در پرتوی  اطاعت و آراسته شدن به صفات الهی  شود، به همان اندازه نیز به مقام خلیفه الهی دست می یابد.
نتیجه آنکه؛ نتیجه هر سه فلسفه ذکر شده، رسیدن به رحمت واسعه ی الهی است. به عبارت دیگر هر چه انسان در طریق بندگی پیش رود، به همان اندازه می تواند از رحمت بی نهایت الهی نیز استفاده برد.
 «وَ أَنَّ إِلَى رَبِّکَ الْمُنتَهَى [نجم/42] و انتها (ى سیر عمل هر عاملى و حركت هر موجودى در جهان هستى) به سوى پروردگار توست.»
بنابراین آنچه مشخص شد؛ این است که فلسفه اصلی خلقت انسان، رسیدن به رحمت الهی و استفاده از نعمت های خداوندی است.  آنچه خداوند در روز ازل برای انسان در نظر گرفته، وجود چنین نعمتی است و در هیچ جای قرآن و روایات مشاهده نمی شود که چیزی خلاف این موارد وارد شده باشد.

شیطان دشمنی آشکار

فلسفه اصلی خلقت، طاعت و عبادت الهی است که امتحان جزئی برای سنجش و محک آن است که نتیجه ی این طاعت و آراستگی به صفات الهی، رسیدن به مقام خلیفه الهی ست. به این معنا که هر چه انسان بیشتر در پرتوی  اطاعت و آراسته شدن به صفات الهی شود، به همان اندازه نیز به مقام خلیفه الهی دست می یابد.

اما از آنجا که شیطان این دشمن آشکار آدمی نیز بیکار ننشسته و قسم [1] بر گمراهی انسان خورده، چون عاقبت محض خویش را که همان جهنم است میداند، می خواهد با نا امید کردن آدمی که آن هم وسیله و ابزاری ست برای گمراهی انسان، سعی در همراه کردن انسان با خود تا جهنم را کند.
که البته ممکن انسان بواسطه  اختیاری که خداوند متعال برای او منت قرار داده و بواسطه ی آن، او را از سایر موجودات متمایز ساخته، ممکن است هر راهی را انتخاب نماید. [2] که به فرض انتخابِ راهی که انتهایش جهنم است، خود انسان مورد ملامت خواهد بود نه عدل و عدالت الهی.
اما آنچه خداوند متعال در قرآن به بندگان وعده داده، بخشش و رحمتش است؛ حتی برای کسانی که بر خود ظلم کرده و اینک از کار خود پشیمان شده اند. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى  أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ [الزمر /53] بگو اى بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف كردید از رحمت خدا نومید مشوید كه خدا تمامى گناهان را مى آمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است»
پس از بیان تمامی این ادله های عقلی و نقلی حال این تفکر که خداوند بنده عزیزش را خلق کرده تا او را به جهنم وارد سازد؛ تفکری بس بی انصافانه و خارج از عدل است، چرا که انتخاب راه و مسیر، به دست خود انسان است و خدای متعال چیزی جز خیر برای بندگان در نظر نگرفته است و این مطلب که خداوند حتی پس از گمراهی بنده و گرفتاریش در دام شیطان باز هم از او روی برنمی گرداند و باب توبه را همواره برای بازگشت او به اغوش پر مهر رحمتش  باز نگه داشته و همچنین او را دعوت به بازگشت می کند؛ دلیلی بر این مدعاست.
پس خدا من را خلق نکرد تا گناه کنم و حتی اگر گناهی مرتکب شوم راههای بازگشتش را بروی من نبسته است و این من هستم که از میان رحمت و غضب خداوندی و از میان بهشت و جهنمش یکی را انتخاب می کنم، این همان قدرت اختیار است که خداوند متعال برای انسان در نظر گرفته و تنها او را ملبس به این صفت کرده است.
[1]. «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ [ص/82] [شیطان] گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مى برم»
[2]. «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً [انسان/3] ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد (و پذیرا گردد) یا كفران كند»


- نظرات (0)

شرط قبولی اعمال

دعا در رمضان

عبادات برای توجه و نزدیکی انسانها به خداوند وضع شده است ،همانگونه که اهل بیت علیهم السلام هدف از عبادات را رسیدن و نزدیک شدن به خداوند ذکر می کردند که در این باره حضرت زین العابدین علیه السلام در مناجات های خمس عشر به خدا عرض می كنند: "یا نعیمی و جنتی یا دنیای و آخرتی؛ تو نعمت های منی، تو بهشت منی، تو دنیای منی، تو آخرت منی! آری خدا چنین بنده هایی دارد.
یکی از عبادت هایی که خداوند برای مسلمانان وضع کرده تا به وسیله آن مقرب درگاه الهی گردند روزه  است موضوعی که پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم تاکید برآن داشته اند و خداوند هم چندین بار در قرآن به این موضوع اشاره کرده است.

مقدمه ای برای تقوا

از امام صادق علیه السلام آمده است: «فمن لم یتوّلنا لم یرفع الله له عملاً» هركس ولایت و رهبری ما را نپذیرد، خدا هم اعمال او را قبول نمی كند.(كافی، ج 1، ص 430)

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»
اى كسانى كه ایمان آورده اید! روزه بر شما مقرّر گردید، همانگونه كه بر كسانى كه پیش از شما بودند مقرّر شده بود، باشد كه پرهیزگار شوید. (بقره / 183)
در این آیه خداوند به دست آورد روزه که تقوا می باشد اشاره کرده. تقوا، به معناى خویشتن دارى از گناه می باشد و در کتب لغت تقوا را به معنای پرهیز، حفاظت و مراقبت شدید و فوق العاده ترجمه کرده اند. (لسان العرب ج15، ص402)
ریشه بیشتر گناهان شهوت و هوای نفس می باشد که به وسیله روزه جلوی بسیاری از این مسائل گرفته می شود به طوری که یک ماه روزه داری تمرینی برای انسان می باشد تا بتواند در طول سال با هوای نفس خود مبارزه کند و این یعنی تقوا.
آگاهی و علم نتیجه تقوا خواهد بود یعنی وقتی انسان تقوا را پیشه کند در حقیقت در برابر شیطانی می ایستد که به وسیله تحریک شهوت، خواهان از کار افتادن عقل انسان است و خداوند به وسیله ابزار تقوا، پیروزی بر شیطان را به ما عنایت می کند همانگونه که در قرآن فرموده است :«اِن تَتَّقُوا اللهَ یَجعَل لَکُم فُرقانا» اگر تقوى پیشه كنید خداوند به شما نورانیت و روشن بینى خاصى مى بخشد كه بتوانید حق را از باطل به خوبى تشخیص دهید. (انفال / 29) پس انسان می تواند به وسیله تقوا حق و باطل را از همدیگر تشخیص بدهد.
روزه چون مثل سایر عبادات دیگر دیدنی نیست بلکه عبادتی مخفی است، تقوا و خداترسى در ظاهر و باطن به وجود می آورد که نتیجه آن علاوه بر بخشش گناهان، قرب و نزدیکی به خداوند می باشد، چنانكه در حدیث قدسى خداوند مى فرماید: «الصوم لى و انا اجزى به» روزه براى من است و من آن را پاداش مى دهم. (بحارالانوار، ج 93، ص 256، باب 30، فصل الصوم)

تمرین صبر

امام باقر علیه السّلام در تفسیر آیة 189 بقره «وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها» از درب خانه ها وارد شوید، نه از بیراهه، فرمودند : مقصود آن است كه هر كاری را از راهش وارد شده و انجام دهید و طبق دستور عمل كنید.( المیزان، ج 2، ص 59)

«وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِینَ» و از صبر و نماز یارى جویید و این كار جز براى خاشعان، گران وسنگین است. (بقره / 45)
حضرت علی علیه السلام صبر را بر چند نوع تقسیم کردند و یک قسمت صبر, صبر بر عبادت می باشد و اگر در روایات آمده كه مراد از صبر در این آیه روزه  است، اشاره به یكى از مصادیق صبر دارد.
انسان به وسیله چند ساعت روزه بودن و منع شدنش از خوردن اموال پاک و حلال ،تمرینی می کند تا صبر و تحملش بالا برود و به راحتی در برابر محرمات و اموال حرام بگذرد.
پس ما به وسیله روزه تمرین بر صبری می کنیم که دلیل سلام و تحیت فرشتگان به اهل بهشت می باشد، «سلام  عَلَیْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ» (رعد/ 24) چرا که صبر وسیله و مقدمه انجام تمام عبادات و ترک محرمات می باشد و اگر انسانی صبور نباشد، نمی تواند در برابر هوای نفس و امیال خود مقاومت کند و تسلیم شیطان خواهد شد.

تسلیم بودن در برابر دستورات خداوند

«کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیَامَ إِلَى اللَّیْلِ»؛ بخورید و بیاشامید، تا رشته سپید صبح، از رشته سیاه (شب) براى شما آشکار گردد! سپس روزه را تا شب، تکمیل کنید. (بقره / 187)
خداوند در این آیه به مسلمان ها اجازه می دهد در این وقت معین (مغرب تا اذان صبح) از همه حلال ها استفاده و بهره ببرند ولی در غیر این مواقع دیگر باید دست نگه دارند. یعنی ما اگر بخواهیم بنده واقعی خداوند  باشیم باید تسلیم دستورات او باشیم و سرپیچی نکنیم.

ریشه بیشتر گناهان شهوت و هوای نفس  می باشد که به وسیله روزه جلوی بسیاری از این مسائل گرفته می شود به طوری که یک ماه روزه داری تمرینی برای انسان می باشد تا بتواند در طول سال با هوای نفس خود مبارزه کند و این یعنی تقوا

ارزش روزه به تسلیم فرمان خدا بودن است و ما در این یک ماه تمرین میکنیم تا بتوانیم در تمام لحظات زندگی تسلیم دستورات خداوند باشیم. پس اگر خداوند به ما دستور روزه  گرفتن داد، باید روزه  بگیریم  و اگر حكم به افطار كرد، باید روزه را شكست همانگونه که در آیه 184 بقره فرموده است:« أَیَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ» چند روز معدودی را (باید روزه بدارید) و كسانی كه از شما بیمار یا مسافر باشند روزهای دیگری را (بجای آن روزه بگیرند)
در مجمع البیان آمده است: گروهى از اصحاب پیامبر حتّى در حال سفر روزه  گرفته و مایل نبودند كه روزه  خود را بشكنند. رسول اكرم صلى الله علیه و آله آنان را گناهكار خواندند. همچنین امام صادق علیه السلام فرمود: اگر كسى در سفر روزه  بگیرد، من بر جنازه ى او نماز نمى گزارم.
روزه به ما یاد می دهد که همه کارهایمان طبق دستور و خواسته خداوند باشد همانگونه که امام باقر علیه السّلام در تفسیر آیة 189 بقره «وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها» از درب خانه ها وارد شوید، نه از بیراهه، فرمودند: مقصود آن است كه هر كاری را از راهش وارد شده و انجام دهید و طبق دستور عمل كنید.(المیزان، ج 2، ص 59)

 امر به ولایت مداری

ارزش روزه به تسلیم فرمان خدا بودن است و ما در این یک ماه تمرین میکنیم تا بتوانیم در تمام لحظات زندگی تسلیم دستورات خداوند باشیم. پس اگر خداوند به ما دستور روزه  گرفتن داد، باید روزه  بگیریم  و اگر حكم به افطار كرد، باید روزه  را شكست همانگونه که در آیه 184 بقره فرموده است: «أَیَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ» چند روز معدودی را (باید روزه بدارید) و كسانی كه از شما بیمار یا مسافر باشند روزهای دیگری را (بجای آن روزه بگیرند)

اهمیت روزه تنها و تنها در ننوشیدن و نخوردن نیست بلکه تسلیم بودن انسان در برابر دستورات خداوند است و در روایات یکی از شرط قبولی روزه رضایت والدین ذکر شده و آمده است که اگر والدین از او ناراضى باشند، شرایط این ضیافت را به جاى نیاورده است.
گفته شد که روزه ما را به تقوا می رساند، همان تقوایی که  امام باقر علیه السّلام می فرماید: «و ما تنال و لایتنا الّا بالعمل و الورع» در خط رهبری ما نیست، مگر آنانكه اهل عمل و تقوا باشد. (بحارالانوار، ج 71، ص 187)
روزه انسان را به ولایت هدایت می کند که باعث قبولی عبادات است و اگر انسانی بی ولایت باشد اعمال او به قدری بی ارزش است که به سمت آسمان بالا نمی رود  همانگونه که در حدیث از امام صادق علیه السلام آمده است: «فمن لم یتوّلنا لم یرفع الله له عملاً» هر كس ولایت و رهبری ما را نپذیرد، خدا هم اعمال او را قبول نمی كند. (كافی، ج 1، ص 430)


- نظرات (0)

عثمان طه کیست؟

اگر نگاهی به قرآن‌های روی طاقچه‌ خانه‌تان بیندازید، به احتمال زیاد روی بیشتر آنها نوشته شده است به خط «عثمان طه». عثمان طه کیست و چرا تا به حال جایگزینی به فراگیری این خط پیدا نشده است؟

به گزارش اترک نیوز، ماه رمضان، ماه روزه و قرآن و عبادت است و در این ایام بیش از هر زمانی سراغ قرآن‌های خود می‌رویم و جزء به جزء می‌خوانیم. سالهاست که بیشتر ما قرآن را با خط عثمان طه می‌شناسیم و با اینکه شاید خواندن قرآن به این خط برای ما مشکل باشد، باز رایج‌ترین قرآنی که در دست قرآن‌خوان‌ها می‌بینیم، با همین کتابت است.

عثمان طه کیست؟

«عثمان طه» حافظ برجسته و شهیر معاصر سوری است که کتابت قرآن کریم توسط او در دو دهه قبل باعث تحول در زمینه رسم الخط و چاپ قرآن کریم در جهان اسلام شد. این استاد سوری، در دهه هفتاد میلادی کتابت قرآنی را به خط نسخ به پایان رساند. نخستین چاپ این قرآن در قطع رحلی در سال ۱۴۰۰(ه.ق)  در دمشق انتشار پیدا کرد. کتابت این قرآن طرح سنجیده و برنامه ریزی شده ای دارد. به این معنی که هر صفحه آن پانزده سطر دارد وهر صفحه، با اول یک آیه آغاز شده و به آخر یک آیه ختم می‌گردد و هر جز قرآن در بیست صفحه نوشته شده و با احتساب دو صفحه در اول و دو صفحه در آخر که برای تذهیب و تزیین‌های دیگر در نظر گرفته شده مجموعا در ۶۰۴ صفحه تدوین شده است.

بزرگترین شگفتی این کتابت در همین نظم و صفحه‌بندی آیات است؛ به نحوی که این استاد سوری قرآن موفق شده طولانی‌ترین آیه قرآن کریم را در یک صفحه جای بدهد. ویژگی بعدی این کتابت اعراب‌گذاری دقیق و کامل است و تقریبا هیچ خطی از این لحاظ به کاملی عثمان طه نیست؛ گرچه همین اعراب‌گذاری گاهی خواندن قرآن را برای عموم مردم مشکل می‌کند

قرآن عثمان طه خیلی زود در تمام کشورهای اسلامی پخش و منتشر شد و تقریبا تمام خطوط و کتابت‌های دیگر را منسوخ کرد و الان با گذشت چهار دهه از عمر کتابت آن، هنوز رایج‌ترین کتابت قرآن به شمار می‌رود.

چرا خط عثمان طه انحصاری است؟

انحصار کتاب عثمان طه در کشورهای اسلامی باعث می‌شود این سوال را به وجود بیاورد که مزیت نسبی این خط و کتابت نسبت به سایر خطوط که اتفاقا قدمت بیشتری هم دارند، چیست. پاسخ سوال خود را از «احمد زرنگار» سرپرست معاونت نظارت بر چاپ و نشر قرآن کریم سازمان دارالقرآن، گرفتیم: «بحث کتابت قرآن بحثی دنباله‌دار و مورد اختلاف بین دانشمندان است. خط عثمان طه به شیوه نسخ عربی است و یک شیوه هم بیشتر ندارد؛ در حالی که خطوط فارسی حتی در نسخ هم انواع مختلفی دارد که سابقه شان هم بیشتر از خط عثمان طه است. خط عثمان طه حدودا سابقه‌ای ۵۰ ساله دارد؛ اما عمر خط ما به قرن چهارم و حتی قبل‌تر برمی‌گردد که به اسم قیاسی معروف است. اکثر ناشران به شیوه قیاسی (املایی؛ یعنی همان طور که خوانده می‌شود، نوشته شود.) قرآن‌ها چاپ می‌کردند و بعد به دلایل مختلف که بیشتر به خاطر اتحاد و اینکه در جهان اسلام بین شیعه و سنی یک کتابت واحد استفاده شود، بیشتر خط عثمان طه ترویج پیدا کرد.»

خواندن قرآن‌های عثمان طه مشکل است

یکی از بزرگترین مشکلاتی که در برخورد با قرآن‌های عثمان طه به وجود می‌آید، دشواری تلاوت این کتابت است. زرنگار در این باره می‌گوید: «من خودم معلم قرآن هستم و بقیه معلم های قرآن هم اذعان دارند که برای دانش‌آموزان و حتی قشر دانشگاهی ما خواندن خط عثمان طه سخت است که یکی از دلایل آن هم الف‌های مقصوره‌ای است که در آن وجود دارد. (مثلا کتاب به صورت کتب نوشته می‌شود.) البته حدود هشت هزار کلمه در این کتابت، همخوانی املا نداشت که به ناچار این هشت هزار کلمه تغییر پیدا کرد و الان هم این روند دارد ادامه پیدا می‌کند.»

باید انحصار بشکند

زرنگار می‌گوید خطوط و کتابت‌های قدیمی‌تر و اصیل‌تری برای قرآن کریم وجود دارند که خواندن قرآن را آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند. فقط کافی است که این انحصار بشکند. «ما به دنبال این هستیم که جلساتی بین خودمان و مرکز طبع و نشر بگذاریم بلکه بتوانیم این انحصار را بشکنیم و بقیه خطوط ایرانی هم رایج شود. مثلا خط آقای «حسن زاده» و خط استاد «عبادی» الان آماده شده است. قبلا هم فونت استاد «حسن نی‌ریزی»، استاد بزرگ خط ایران را تهیه کردیم و در اختیار ناشران قرار دادیم.»

خط عثمان طه زیباست

این استاد دانشگاه معتقد است گرچه خط عثمان طه بدخوانی‌هایی دارد؛ اما به لحاظ زیبایی کم رقیب است. «خط عثمان طه واقعا خط زیبایی است و به لحاظ زیبایی برتری‌هایی نسبت به بقیه خطوط دارد. البته به لحاظ خود خط زیباست، نه به لحاظ رسم و ضبط. درباره رسم خطوط اختلاف نظر زیاد است؛ اما درباره هیچ کدام از این رسم ها حرف ثابتی وجود ندارد و ریشه آن به هیچ معصومی نمی‌رسد و ما هیچ عبارتی از پیامبر یا ائمه درباره چگونگی کتابت قرآن نداریم. در صورتی که روایتی داشته باشیم باید به خط مشخصی مقید باشیم. عقل سلیم و عرف می‌گوید که همه چیز پیشرفت می‌کند. خط هم پیشرفت می‌کند. مثلا ما الان که نمی‌توانیم به شیوه خط کوفی بنویسیم. خطی که پیشرفت کرده و شایع است، حتی در کتاب های عربی به شیوه قیاسی و املایی است؛ یعنی همان طور که تلفظ و نطق می‌کنیم، بنویسیم و این باعث می‌شود که امر قرائت هم آسان بشود. یعنی هر چقدر کتابت آسان شود، قرائت هم آسان‌تر می‌شود. شاید یکی از دلایل این که ما حتی در رده دانشگاه مشکل روخوانی داریم، به خاطر کتابت سخت قرآن باشد. حتی در کشورهای عربی هم الان نهج البلاغه و مفاتیح و صحیفه همه به خطوط زبان عربی امروزی هستند.»

تغییر کتابت قرآن وحدت شیعه و سنی را به خطر می‌اندازد؟

برخی گمان می‌کنند که تغییر کتابت قرآن یعنی تحریف قرآن. درباره این فرضیه هم زرنگار می‌گوید: « کم‌رنگ کردن خط عثمان طه شاید باعث بشود برخی گمان کنند قرآن هایی که در ایران وجود دارد و شیعه‌ها دارند که با بقیه قرآن ها متفاوت است و بنابراین قرآن آنها تحریف‌شده است. خط عثمان طه را خودمان در ایران رواج دادیم؛ اما نباید به خاطر اینکه برخی سواستفاده نکنند، بقیه کتابت‌های قرآن را کنار بگذاریم. ما باید دانشمندان قرآنی جهان اسلام را توجیه کنیم. حتی ما در جلسات بین المللی درمورد این قضیه صحبت می‌کنیم. مثلا در سفری که به سودان داشتیم، حتی آن مسئول ناظر بر نشر قرآن هم ( معمولا در همه کشورهای اسلامی وجود دارد) می‌گفت خوش به حال شما که در ایران می‌توانید درباره رسم و ضبط قرآن تحقیق کنید. اینجا همه ساله باید همین قرآن عثمان طه را چاپ کنیم.»

مردم کتابت‌های ایرانی قرآن را نمی‌شناسند

دکتر زرنگار راه‌حل این مشکل را آشنایی مردم با دیگر خطوط و در نهایت دادن حق انتخاب به آنها می‌داند. «ما معتقدیم که باید این انحصار برداشته شود؛ اما همچنان قرآن های عثمان طه هم چاپ شوند. البته ما خیلی از قرآن‌های خود را با الگوبرداری از مدل و نظم کتابت عثمان طه چاپ کرده‌ایم. خط عثمان طه باید در کنار خطوط ایرانی به مردم عرضه شود و خود مردم خود تصمیم بگیرند که کدام خط را انتخاب کنند. الان در طول سالها آنقدر این کتابت مطرح شده که مردم به اندازه‌ای که عثمان طه را می شناسند، خطوط استادان خط ایرانی مثل استادان نیریزی، حسن زاده، عبادی، اشرفی تبریزی، سالکی، صفامهدوی و غیره را نمی شناسند.»

منبع: مهر

- نظرات (0)

چرا روز قیامت از هم فرار می کنیم؟

قیامت

قرآن می فرماید: «وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ» (زمر، 68) هنگامی که در شیپور دمیده می شود، هر آن چه در آسمانها و زمین است، بیهوش می شوند و می میرند «اِلاَّ ماشاءَ اللهُ» مگر آن کس که خدا خواسته باشد که باقی بماند. «ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخری» این نفخه دوم است. نفخۀ  «بیدار باش» است و با شیپور دوم همه بیدار می شوند.
«فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ » (زمر، 68) همه آماده می شوند و به انتظار محاسبه می ایستند، همانطور که در سوره ی یس آیه 51 آمده است: «نُفِخَ فِی الصَّوِر فَاِذاهُم مِنَ الاَجداثِ اِلَی رَبِهِّم یَنسِلُونَ»
در حقیقت یکی از وعده های الهی، محقق می شود: همه انسان ها محشور شده و حتی یک تن از آنان جا نمی ماند. [کهف، 47]

پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) در این باره فرمود: «در سه جا، هیچکس، به یاد دیگران نیست؛ هنگام میزان؛ تا این که ببیند که آیا ترازویش سنگین است یا سبک. هنگام صراء تا این که ببیند از آن عبور خواهد کرد یا نه و هنگام دریافت نامه اعمال، تا این که ببیند به دست راستش داده می شود یا دست چپش.

جمعیت بسیار زیادی گرد خواهند آمد؛ زیرا از زمان حضرت آدم تا روز قیامت، انسان های بسیار زیادی زندگی کرده و از دنیا رفته اند و خواهند رفت. عملاً وضعیت یک فرد در میان این همه جمعیت سرگردان و نگران مانند انسانی است که در دریایی سهمگین غرق شده و جز نجات خویش، اندیشه ای دیگر در سر ندارد.
حالت ها به طوری است که می فرمایند: «یُنَبَّأُ الإنْسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ» (سوره قیامت،13) در آن روز تمام اعمال گذشته انسان به او گفته می شود و از کوچک و بزرگ و مهم و ناچیز اعمالش با خبر می شود که در حال حیات از پیش فرستاده و آنچه برای بعد از مرگ گذاشته است. از نیک و بد و حسن و قبح عملکرد خود با خبر می شود
روز قیامت روز حسابرسی است. در آن روز، آن قدر بر انسان ها سخت می گذرد و افراد نگران عاقبت خود و اعمالشان هستند که از غیر خود غافل می شوند و تنها نگرانیشان سرنوشت خود است. خداوند در قرآن می  فرماید: «در آن روز هر کدام از آنها وضعى دارند که او را کاملاً به خود مشغول می سازد.» [عبس، 37]
در این روز، انسان نزدیک ترین نزدیکانش را که برادر و پدر و مادر و زن و فرزند هستند نه فقط فراموش کرده، بلکه از آنها فرار می کند، [عبس، 34 - 36] و این نشان می  دهد هول و وحشت محشر آن قدر زیاد است که انسان را از تمام پیوندها و علائقش جدا می کند.
بعضى گفته اند منظور فرار از برادران و پدران و مادران و همسر و فرزندانى است که راه ایمان و تقوا و اطاعت خدا را نپیمودند، او از آنها فرار می کند که مبادا به سرنوشتشان گرفتار شود.

روز قیامت روز حسابرسی است. در آن روز، آن قدر بر انسان ها سخت می گذرد و افراد نگران عاقبت خود و اعمالشان هستند که از غیر خود غافل می شنود و تنها نگرانیشان سرنوشت خود است. خداوند در قرآن می فرماید: «در آن روز هر کدام از آنها وضعى دارند که او را کاملاً به خود مشغول می سازد.» [عبس، 37]

بعضى نیز گفته اند این فرار از آن رو است تا مبادا این افراد حقوقى به گردن او داشته باشند و از او مطالبه کنند، و او از اداى آن عاجز باشد.
در میان این سه تفسیر، تفسیر اول مناسب  تر به نظر می رسد، اگرچه جمع میان آنها نیز بی مانع است. [مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 26، ص 157]
پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) در این باره فرمود: «در سه جا، هیچ کس، به یاد دیگران نیست؛ هنگام میزان؛ تا این که ببیند که آیا ترازویش سنگین است یا سبک. هنگام صراء تا این که ببیند از آن عبور خواهد کرد یا نه، و هنگام دریافت نامه اعمال، تا این که ببیند به دست راستش داده می شود یا دست چپش. در این سه موضع، کسی حتی به یاد دوست صمیمی اش یا محبوبش یا نزدیکانش یا دوست و فرزندش و والدینش نخواهد بود ... به خاطر صحنه های بسیار هولناک قیامت این اتفاق خواهد افتاد» [بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 586]


- نظرات (0)

جلوه های هنر و زیبایی در قرآن

quran

به استناد آیه شریفه «الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ» (1) همه هستی زیبا آفریده شده است. این زیبایی در آیات دیگر به تفصیل تبیین شده است.

زیبایی تصویرگری آدمی

قرآن در آیات مختلف مراحل آفرینش انسان از نطفه تا دمیدن روح را یادآور شده است: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِین، ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّكِینٍ، ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِین» (2) در میان این مراحل به دو مرحله توجه بیشتر شده و ضمن توصیف آن مراحل به حسن و زیبایی، خداوند مورد ستایش قرار گرفته است.
مرحله نخست، مرحله تصویرگری جسم آدمی است گه پس از گذر از نطفه، علقه، مضغه، عظام و لحم انجام می گیرد. در این مرحله که استخوان بندی تمام شده و پیکر آدمی قوام یافته، تصویرگری جسم آدمی پایان می پذیرد.
از آیه شریفه «هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُكُمْ فِی الأَرْحَامِ كَیْفَ یَشَاءُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ»؛ «اوست كسى كه شما را آن گونه كه مى خواهد در رحم ها صورتگرى مى كند؛ هیچ معبودى جز آن تواناى حكیم نیست»

از بهجت آفرینی گیاهان که در قرآن بر آن تأکید شده، سه نکته قابل استفاده است:
1. تأثیرپذیری روان آدمی از مظاهر طبیعی و زیبایی  های آن؛
2. نقش گل ها و گیاهان در ایجاد سرور و شادمانی روحی برای آدمی؛
3. هم آوایی و موافقت قرآن با اصل سرور و شادمانی و ضرورت آن در روان آدمی.

3) بدست می آید که مراد از تصویرگری در اینجا، شکل و صورتی است که ویژه هر فرد بوده و او را از دیگری جدا می سازد.
آیه «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ» (4) بیانگر آن است که این صورتگری به نحوی زیبا و نیکو انجام گرفته است.
مرحله دوم دمیدن روح است که قرآن از آن به آفرینش دیگر در کنار آفرینش مراحل تکوّن جسم آدمی یاد کرده است؛ آنجا که می فرماید: «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» (5)
تعبیر به «أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» از حسن و زیبایی در مرحله دمیدن روح حکایت دارد؛ با توجه به کمال زیبایی آفرینش جسم و روح انسان، خداوند مجموعه آفرینش انسان را زیبا می داند: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» (6)

زیبایی آسمان ها

پهنه آسمان با داشتن رنگی نیلگون و حضور منظم و چشم نواز هزاران ستاره همواره شگفتی  آدمی را برانگیخته است. در گذشته های دور بسیاری از متفکران با استفاده از ابزارهای ساده به کاوش در اسرار آسمان پرداخته، فریفتگی خود را از نگریستن به آسمان بدین طریق بازگو می نمودند. آسمان امروز نیز با وجود تلسکوپ های غول پیکر که ستارگان را تا میلیون سال نوری رصد می کنند، متفکران را متوجه خود ساخته است.
قرآن به زیبایی آسمان ها و زیور کردن آن ها به ستارگان تأکید کرده و فرموده است: «إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْكَوَاكِبِ»؛ «ما آسمان این دنیا را به زیور اختران آراستیم» (7)
زیور ساختن آسمان دنیا که برای انسان ها قابل رویت است، نشانگر پاسخ خداوند به فطرت زیبایی خواهی انسان هاست.

زیبایی طبیعت

قرآن آنچه را که بر کره خاکی است، مایه زینت و زیبایی آن دانسته است؛ (8) «ما علی الارض» ترکیبی است فراگیر که کوه ها، دریاها، دشت ها و جنگل ها را در برمی گیرد. در برخی از روایات آمده است که نگاه کردن به دریا عبادت است. (9) شاید مقصود آن است که انسان با نگریستن همراه با تفکر به دریا که با سینه ای فراخ و خزینه ای بس ژرف، هزاران گنج و راز را در خود پنهان کرده و با توجه به زیبایی که از همگونی آسمان و لطافت آب و صحنه پرواز دسته جمعی و منظم پرندگان دریایی ایجاد می شود، به زیبایی کتاب آفرینش و زیبایی آفریننده آن پی برد که فرموده اند: ساعتی تفکر از عبادت یک سال بهتر است. (10)

زیبایی گیاهان

قرآن گیاهان را به سه ویژگی توصیف کرده است که عبارتند از:
1. موزون بودن: «وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن كُلِّ شَیْءٍ مَّوْزُونٍ»؛ «و زمین را گسترانیدیم و در آن كوههاى استوار افكندیم و از هر چیز سنجیده اى در آن رویانیدیم» (11)
2. زیبا بودن: «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَن تَمِیدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِیهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِیمٍ»؛ «آسمان ها را بى هیچ ستونى كه آن را ببینید خلق كرد و در زمین كوه هاى استوار بیفكند تا [مبادا زمین] شما را بجنباند و در آن از هر گونه جنبنده اى پراكنده گردانید و از آسمان آبى فرو فرستادیم و از هر نوع [گیاه] نیكو در آن رویانیدیم» (12)
3. شادی  آفرینی: «لِلَّذِینَ لاَ یُوْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ»؛ «وصف زشت براى كسانى است كه به آخرت ایمان ندارند و بهترین وصف از آن خداست و اوست ارجمند حكیم» (13)
موزون بودن گیاهان مانند همان اعتدال «احسن تقویم» است که به آدمی نسبت داده شده است. موزون بودن بدین معناست که صورت بندی هر گیاه به گونه ای است که جز آن روا نبوده است؛ زیبایی گیاهان که قرآن با عنوان «کریم» یاد کرده است، دومین ویژگی هر گیاه است. سومین ویژگی هر گیاه، شعف و شادمانی است که در آیه سوم با عبارت «ذات بهجه» آمده است. از بهجت آفرینی گیاهان که در قرآن بر آن تأکید شده، سه نکته قابل استفاده است:
1. تأثیرپذیری روان آدمی از مظاهر طبیعی و زیبایی های آن؛
2. نقش گل ها و گیاهان در ایجاد سرور و شادمانی روحی برای آدمی؛
3. هم آوایی و موافقت قرآن با اصل سرور و شادمانی و ضرورت آن در روان آدمی؛ (14)

زیبایی جانداران

تعبیر به «أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» از حسن و زیبایی در مرحله دمیدن روح حکایت دارد؛ با توجه به کمال زیبایی آفرینش جسم و روح انسان، خداوند مجموعه آفرینش انسان را زیبا می داند: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»

در سوره مبارکه نحل می خوانیم: «وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِیهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ وَلَكُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ»؛ «و چارپایان را براى شما آفرید در آن ها براى شما [وسیله] گرمى و سودهایى است و از آن ها مى خورید و در آن ها براى شما زیبایى است، آنگاه كه [آن ها را] از چراگاه برمى گردانید و هنگامى كه [آن ها را] به چراگاه مى برید» (15)
در این دو آیه بر دو فایده مهم از حیوانات سواری تأکید شده است. فواید ظاهری و مادی که همان به کارگیری این حیوانات برای سواری و بارکشی و استفاده از گوشت و پوست آن هاست.
صحنه ای که به هنگام حرکت دادن حیوانات اهلی همچون اسب و گوسفند بامدادان و شبانگاهان با وجود ازدحام، نظم و رام بودن، صدای هماهنگ سم آن ها، آواز حیوانات و ... رخ می نماید، آن اندازه زیبا و تماشایی است که هر انسان صاحب ذوقی را به وجد واداشته، غرق در تفکر و زیبایی آن می سازد.

زیبایی دریایی ها

از شگفتی های آب های دریا آن است که در برخی از مناطق، آب های شیرین و شور بر روی هم قرار گرفته و بی آنکه بینشان مانع و حاجبی باشد، با هم آمیخته نمی شوند و از میان آن ها لولو و مرجان که از زیباترین محصولات دریایی هستند، تولید می شود: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ ? بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ ? فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ? یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّوْلُوُ وَالْمَرْجَانُ»؛ «دو دریا را [به گونه اى] روان كرد [كه] با هم برخورد كنند، میان آن دو حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمى كنند؛ پس كدام یك از نعمتهاى پروردگارتان را منكرید، از هر دو [دریا] مروارید و مرجان برآید» (16)
قرآن از لولو و مرجان که از صدف های موجود در این آب ها هستند، به عنوان زینت و زیور آدمی یاد کرده است:«وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ «و دو دریا یكسان نیستند این یك شیرین تشنگى زدا [و] نوشیدنش گواراست و آن یك شور تلخ مزه است و از هر یك گوشتى تازه مى خورید و زیورى كه آن را بر خود مى پوشید بیرون مى آورید و كشتى را در آن موج شكاف مى بینى تا از فضل او [روزى خود را] جستجو كنید و امید كه سپاس بگزارید» (17)
برشمردن این دسته از فرآورده های دریایی به عنوان زیور آدمی، تأکید بر بهره وری کامل آن ها از هنر و زیبایی دارد؛ زیرا در غیر این صورت هرگز مورد استفاده انسان قرار نمی گرفت.


پی نوشت ها:
1. سجده:7.
2. مومنون: 12    14.
3. آل عمران: 6.
4. تغابن: 3.
5. مومنون: 14.
6. تین: 4؛ ر.ک: المیزان، ج2، ص 319.
7. صافات: 6.
8. کهف: 7.
9. بحارالانوار، ج 10، ص368.
10. همان، ج 71، ص 326.
11. حجر: 19.
12. لقمان: 10.
13. نحل: 60.
14. ر.ک: علی نصیری، قرآن و هنر، ص 47.
15. نحل: 5- 6.
16. الرحمن: 22    19.
17. فاطر: 12.


- نظرات (0)

روزانه چقدر قرآن بخوانیم

فرآوری: زهرا اجلال - بخش قرآن تبیان
قرآن

معمولاً کسی که در مقام وصیت و سفارش است چیزهایی را سفارش می کند که مهم و سرنوشت ساز باشد. یکی از وصایای رسول خدا (صَلى الله عَلیه وَ آله) به امیرمومنان علی (عَلیه السَلام) تلاوت مستمرّ قرآن است، چنانچه فرموده اند: وَ عَلَیکَ بِتَلاوَة القُرآن عَلی کُلِّ حالٍ؛ در همه حال و در هر شرایطی قرآن تلاوت کن. (شیخ حر عاملی. وسایل الشیعه، ج4: 825)
بسیاری از عبادات هنگام مریضی، مسافرت یا جهاد در راه خدا از انسان ساقط می شود و یا تخفیف پیدا می کند. اما خداوند تأکید می نماید در این موارد نیز سعی کنید تا می توانید قرآن بخوانید: إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنى  مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَکَ وَ اللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَوُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضى  وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ فَاقْرَوُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ؛ بزودی گروهی از شما بیمار می شوند و گروهی دیگر برای بدست آوردن فضل الهی و (کسب روزی) به سفر می روند و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می کنند (و از تلاوت قرآن بازمی مانند)، پس به اندازه ای که ممکن است از آن تلاوت کنید. (سوره مزمل: آیه 20)
همانگونه که انسان برای انجام کارهای روزانه برنامه تهیه می کند و هر روز صبح به برنامه اش نگاه می کند تا کارهای روزانه را مطابق آن انجام دهد، هر مسلمانی که می خواهد به قرآن عمل کند لازم است به طور مستمر و روزانه به قرآن مراجعه کند تا در پرتو دستورات و راهنمایی ها قرآن در دنیا و آخرت کامروا شود.

مقدار قرائت روزانه

اگر قاری قرآن از متفکران در معانی قران است... پس به روایتی عمل کند که می فرماید: هر روز پنجاه آیه خوانده شود، زیرا از امام صادق (عَلیه السَلام) روایت است که فرمود: القُرآنُ عَهدَ اللهِ اِلی خَلقِه فَقَد یَنبَغی لِلمَرأ المُسلِمِ اَن یَنظَرُ فی عَهدِهِ وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً؛ قرآن پیمان خدا با مردم است. پس یقیناً برای شخص مسلمان سزاوار است که با دقت در پیمان خویش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آیه بخواند. (شیخ صدوق. ثواب الاعمال: 127)

شاید بعضی از مردم بپرسند حال که قرائت روزانه قرآن  این همه اهمیت دارد، سزاوار است روزانه چند آیه از قرآن خوانده شود؟ پاسخ این پرسش در احادیث زیادی آمده است.

کمترین مقدار قرائت:

در حدیثی که از امام باقر (عَلیه السَلام) رسیده است استفاده می شود اگر مسلمانی بخواهد از غافلان و بی خبران نباشد بایستی روزانه حداقل ده آیه از قرآن بخواند. امام پنجم (عَلیه السَلام) این مطلب را از رسول گرامی خدا (صَلى الله عَلیه وَ آله) نقل کرده است: مَن قَرَأَ عَشرَ آیاتٍ فی لَیلَةٍ لَم یُکتَب مِنَ الغافِلینَ؛ هر کس در هر شب ده آیه قرآن بخواند از جمله بی خبران و غافلین نوشته نخواهد شد. (کلینی. اصول کافی، ج2: 446، 448)
البته این مقدار قرائت، غیر از قرائت آیاتی است که هر مسلمانی در نماز می خواند زیرا آن آیات بخشی از نماز است و خواندن آن بر هر مسلمان مکلفی واجب است.

پنجاه آیه، قرائت ذاکران

در ادامه حدیث قبلی آمده است، کسی که هر روز پنجاه آیه قرآن تلاوت کند در زمره کسانی است که همیشه به یاد خدا هستند: وَ مَن قَرَأَ خَمسینَ آیةً کُتِبَ مِنَ الذّاکِرینَ.
همچنین مرحوم فیض کاشانی از فقیهان، مفسران و عارفان برجسته شیعه، در کتاب شریف «المحجة البیضاء» در این مورد چنین نوشته است: اگر قاری قرآن از متفکران در معانی قران است... پس به روایتی عمل کند که می فرماید: هر روز پنجاه آیه  خوانده شود زیرا از امام صادق (عَلیه السَلام) روایت است که فرمود: القُرآنُ عَهدَ اللهِ اِلی خَلقِه فَقَد یَنبَغی لِلمَرأ المُسلِمِ اَن یَنظَرُ فی عَهدِهِ وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً؛ قرآن پیمان خدا با مردم است. پس یقیناً برای شخص مسلمان سزاوار است که با دقت در پیمان خویش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آیه بخواند. (شیخ صدوق. ثواب الاعمال: 127)

اوقات تلاوت قرآن

از آیات قرآن کریم و احادیث استفاده می شود که قرائت قرآن و ذکر خدا در همه اوقات خوب است. ولی در این وقت ها و زمان ها سفارش شده است: صبح ها بعد از نماز صبح، هنگام غروب، شب قبل از خواب، نیمه های شب و سحرگاهان.
از این رو جا دارد هر کسی به فراخور حال و فرصت هایی که دارد یکی یا بعضی از این اوقات را مشخص کند و به تلاوت قرآن بپردازد. (ابوالفضل علامی میانجی. آشنایی با آداب تلاوت قرآن:69)

در قرآن خواندن کیفیت را بالا ببریم

کسی که در مقام وصیت و سفارش است چیزهایی را سفارش می کند که مهم و سرنوشت ساز باشد. یکی از وصایای رسول خدا (صَلى الله عَلیه وَ آله) به امیرمومنان علی (عَلیه السَلام) تلاوت مستمرّ قرآن است، چنانچه فرموده اند: وَ عَلَیکَ بِتَلاوَة القُرآن عَلی کُلِّ حالٍ؛ در همه حال و در هر شرایطی قرآن تلاوت کن

با آمدن رمضان خیلی از ما به یاد قرآن می افتیم و البته آنهایی که عادت به قرائت قرآن دارند در این روزها بیشتر قرآن می خوانند. همینطور اقبال به مساجد و نمازهای جماعت از همه مردم دیده می شود. اما چیزی که من می خواهم به آن اشاره کنم این عادت خوب نزدیک شدن به قرآن در رمضان است.
خیلی از مردم در ماه رمضان یک بار یا دو بار و یا شاید بیشتر قرآن را از اول تا آخر می خوانند و به اصطلاح ختم می کنند و همان طور که گفتم این عادت بسیار خوب و پسندیده ای است مخصوصا که این ماه ماه قرآن است اما...
به این عبارت فکر کنید: خواندن یعنی چه؟ وقتی ما کتابی را می خوانیم (هر کتابی غیر از قرآن) آیا معنای آن را می فهمیم؟ سوال خنده داری است نه؟ مگر می شود کتابی را بخوانی بدون آنکه معنی آن را بفهمی و یا اصلا بخواهی که معنای آن را بدانی؟! اما آیا شما هم متوجه شده اید که بسیاری از ما دقیقا همین کار را با مهمترین کتاب دنیا انجام می دهیم؟ خواندن، فقط خواندن!

ثواب دارد!

مَن قَرَأَ عَشرَ آیاتٍ فی لَیلَةٍ لَم یُکتَب مِنَ الغافِلینَ؛ هر کس در هر شب ده آیه قرآن بخواند از جمله بی خبران و غافلین نوشته نخواهد شد

نگاه بسیاری از مسلمانان به قرآن اینگونه است: می خوانم چون ثواب دارد و چون ثواب دارد هر چه بیشتر می خوانم تا ثواب بیشتر ببرم...
این حرف در کل درست است چون خواندن قرآن واقعا ثواب دارد و هر حرف آن 10 حسنه در بر دارد و (الم) یک حرف نیست بلکه الف یک حرف و ل یک حرف و م هم یک حرف است (آنگونه که رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید) اما...
هدف از نزول قرآن این است که برنامه ای برای زندگی باشد (این را دیگر خیلی شنیده اید) یعنی اینکه باید در نحوه زندگی و اخلاق و روش برخورد مان با پدیده های مختلف تاثیر بگذارد و در نحوه نگرش و نحوه تفکر و نوع دیدنمان یعنی نگرش مان به کل هستی...
برای ایجاد چنین تاثیر بزرگی طبیعی است که باید قرآن را فهمید و در آن تعمق و تدبر کرد و در عمل به تعالیم آن و دوری از منهیات آن کوشید. حال نتیجه گیری با خود شماست آیا نوع برخورد ما با کتابمان صحیح است؟


- نظرات (0)