سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت





دلها همه بهاران

شد از شمیم باران

مه، رخ نموده امشب

در عید روزه داران

هر كس كه در دعایش

 یادی كند ز یاران

شیرین تر از عسل باد

كامش به روزگاران





- نظرات (0)

درس سوم :)کسره

کسره ( ــِـ ) : به اين حركت ، كسره كوتاه مي گويند و محل آن ،پايين حروف مي باشد .

کسره : به معنای شکستن یا پایین آمدن دهان درزمان تلفظ

حروف زير را با كسره كوتاه بخوانيد :

اِ ( ءِ ) ـ بِ ـ تِ ـ ثِ ـ جِ ـ حِ ـ خِ ـ دِ ـ ذِ ـ رِ ـ زِ ـ سِ ـ شِ ـ

صِ ـ ضِ ـ طِ ـ ظِ ـ عِ ـ غِ ـ فِ ـ قِ ـ كِ ـ لِ ـ مِ ـ نِ ـ وِ ـ هِ – يِ

تمرین :)

 سوره فلق مراجعه كنيد و فقط حروفي كه داراي فتحه و كسره كوتاه ( ــَـ و ــِـ ) مي باشند را پیدا کنید .

توجه: لطفا قبل از شروع درس، بلندگوی رایانه‌ی خود را روشن کنید

برای ذخیره فایل‌ها روی هر لینک کلیک راست کنید

و سپس گزینه‌ی save target as یا save link as را انتخاب کنید.



فیلم آموزشی


آشنایی با حروف و صداها - صدای کسره




- نظرات (0)

خدا هم توبه می کند

توبه در لغت به معناى رجوع است.(1) توبه کار از گناه نادم گشته و به سوى خدا بر مى گردد. »تاب مِن ذنبه« یعنى از گناهش برگشت. از آن جا که خدا با پذیرفتن توبه، با رحمت بیکران خود به سوى نادم رو مى آورد، گفته مى شود »تاب علیه« یعنى با رحمت وسیع به او توجه کرد.(2)

علامه طباطبایى توبه را به دو قسم تقسیم کرده‏اند:

1- توبه خدا که عبارت است از برگشتن خدا به سوى عبد به رحمت.

2- توبه عبد که عبارت است از برگشتن بنده به سوى خدا به استغفار و دست برداشتن از معصیت.(3)

توّاب آن گاه که صفت خدا باشد، به معنى زیاد توبه‏پذیر است. علامه طباطبایى توبه انسان را احاطه شده به دو توبه خدا مى داند: توبه نخست، توفیق دادن به انسان و فراهم کردن اسباب آن است.

توبه دوم آن است که (بعد از توبه انسان) خدا با رجوع دیگر به بنده‏اش، با رحمت و لطف و عفو، دل او را از لوث گناه پاک مى کند.(4) یعنى روآورى خداوند به گناه کار با دادن توفیق به او براى توبه کردن.

 

پى نوشت‏ها:

1. مقاییس اللغه، ج 1، ص 357.

2. جعفر سبحانى، منشور جاوید، ج 8، ص 211.

3. ترجمه المیزان، ج 1، ص 204.

4. همان، ج 4، ص 376.


- نظرات (0)

اعجاز «بسم الله الرحمن الرحیم»

روزی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از مدینه طیّبه بیرون رفت كه دید مرد عربی سر چاهی برای شتر خود آب می‌كشد. فرمود: آیا كسی را اجیر می‌خواهی كه برای شترت آب بكشد؟ عرض كرد: بلی، به هر دلوی سه خرما اجرت می‌دهم. حضرت راضی شد و یك دلو آب كشید و سه خرما اجرت گرفت. سپس هشت دلو دیگر كشید كه ریسمان قطع شد و دلو به چاه افتاد. مرد عرب غضبناك شد و با جسارت به صورت مبارك رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیلی زد! آن بزرگوار دست خود را میان چاه كرد و دلو را بیرون آورد و خود راهی مدینه شد. چون اعرابی این حلم و حسن خلق را از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دید دانست كه آن حضرت بر حق بوده است.

بنابراین با كاردی، دستی را كه به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ جسارت كرده بود قطع نمود و غش كرد و بر زمین افتاد. در همان حال قافله‌ای از آن راه می‌گذشتند. مرد عرب را بدین حال دیدند. چون آب به صورتش پاشیدند به هوش آمد. گفتند: تو را چه شده؟

گفت: به صورت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیلی زده‌ام. می‌ترسم كه دچار عقوبت شوم! پس برخاست و دست قطع شده خود را به دست دیگر گرفت و در پی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ راهی مدینه شد. در مدینه به سلمان برخورد و ایشان وی را به خانة فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ برد. در آنجا پیامبر خدا نشسته و حسین را روی زانو جای داده بود. اعرابی جلو رفت و عذر خواهی نمود. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: چرا دستت را قطع كرده‌ای؟ گفت: من دستی را كه به صورت نازنین شما سیلی زده باشد نمی‌خواهم.

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: اسلام بیاور و به یگانگی خدا اقرار كن! عرض كرد: اگر شما بر حقّید دست قطع شدة مرا به حال اوّل برگردانید و شفا دهید.

پیامبر دست قطع شده‌اش را به موضع خود گذاشت و فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم» و نفسی كشید و دست مبارك خود را به موضع قطع شده مالید. دست مرد عرب به حال اوّل بازگشت و او شهادتین به زبان جاری كرد و اسلام آورد.

 

منبع:

ستارگان درخشان، ج 1، ص 23.


- نظرات (0)

قرآن و تفقه در دین

مراد از تفقّه (تفقّهوا) در قرآن كریم و روایات اهل‌بیت طهارت (علیهم‌السلام)، آشنایی با فقه مصطلح كه در مقابل كلام و فلسفه قرار دارد، نیست؛ همان گونه كه واژه "حكمت" در قرآن و روایات،حكمت مصطلح، یعنی فلسفه نیست، بلكه بر فراگیری معارف اصول دین و معارف عقلی نیز "فقه" اطلاق می‌گردد و فهمیدن احكام حرام و حلال الهی نیز "حكمت" نامیده می‌شود. پس فقه كه عبارت از فراگیری عمیق است به معنایِ مطلق آگاهی به معارف دین است و به معنای اصطلاحی آن نیست وگرنه لازم می‌آید كه تنها یك‌سیزدهم قرآن كه آیات الأحكام و مربوط به فروع فقه مصطلح است، دارای فقه باشد و مراد از تفقّه در قرآن معرفت خصوص همان مقدار اندك باشد؛ در حالی كه تمامی قرآن فقه است. البته اگر مسائل حقوقی، سیاسی، اجتماعی و مدنی را جزو فقه بدانیم، آیات فقهی رقم بیشتری پیدا می‌كند.

 

برگرفته از:

تفسیر تسنیم، ج١ ، ص ٢٥١،


- نظرات (0)