سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



جایگاه برزخ نسبت به دنیا و آخرت

برزخ باقی مانده ی مکث و حیات زمینی و جزء دنیا به حساب می‌آید؛ «قالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِی الْأَرْضِ عَدَدَ سِنینَ قالُوا لَبِثْنا یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادِّینَ قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاَّ قَلیلاً لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» 1

پس زندگانی برزخ از بقایای زندگانی دنیا است و محکوم به بعضی از احکام آن است و مردم در این وطن، برای یکی از دو مسیر سعادت و شقاوت آماده شده و روز قیامت رهسپار یکی از این دو مسیر می‌گردند.2

  حال انسان در زندگی برزخی بسیار شبیه است به حال كسی كه برای رسیدگی اعمالی كه از او سر زده به یك سازمان قضایی احضار شود و مورد بازجویی و بازپرسی قرار گرفته ،به تنظیم و تكمیل پرونده اش بپردازند آنگاه در انتظار محاكمه در بازداشت بسر برد.3

برزخ، تکمیل کننده ی صحیفه ی اعمال انسان است. بهشت و آتش برزخی که جایگاه و قرارگاه انسان است مانند بازداشت گاهی است که مقدمه قضاوت و حکم است. پس حساب  برزخی کامل و حکم اصلی و پاداش قاطع نیست خلاصه ی مطلب این که: دنیا دار عمل است و برزخ دار آمادگی برای حساب و جزا و آخرت دار حساب و جزا است.4

 " یَوْمَ لا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعى‏ بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ "5

آنان نورانیتی را که در اثر اعتقاد صحیح و عمل صالح در دنیا کسب کرده و در برزخ آن را آماده نمودند در مقابل دارند و از حقّ تعالی اتمام این نور، و بردن آثار سوء عالمِ لهو و لعب را درخواست می‌کنند.

دنیا محل عمل، برزخ محل آمادگی، قیامت محل حساب است

وَ قالَ الَّذینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى‏ رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبیراً .یوْمَ یَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى‏ یَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمینَ وَ یَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً .وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً .أَصْحابُ الْجَنَّةِ یَوْمَئِذٍ خَیْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقیلاً 6

 
برزخ

مقصود از «مقیل» خواب قیلوله و اندک است. گرچه در برزخ از خوابهای دنیا خبری نیست ولی نسبت به قیامت که روز ظهور و بروز کامل است همچون خوابی است نسبت به بیداری، همانطور که دنیا نیز نسبت به مرگ و برزخ همچون خواب است. به همین خاطر خداوند از بعثتِ مردم در قیامت به «قیام» تعبیر کرده است.

به همین دلیل ،در روایات بیان گردیده است؛ دری از درهای بهشت به روی «میّت» باز می‌شود به او گفته می‌شود؛ با کمال آسایش بخواب. یا دری از درهای جهنّم به روی او گشوده شده، به او گفته می‌شود؛ با بدترین حالات بخواب فرو برو. این معنا، در روایات، بسیار فراوان است و هیچ خبری تصریح نکرده که میّت وارد بهشت یا جهنم می‌گردد. بلکه تمامی اخبار بیان می‌کنند دری از درهای بهشت به روی او باز شده به او گفته می‌شود با آسایش همانند یک تازه عروس به خواب فرو برو.

بسیار فراوان است و هیچ خبری تصریح نکرده که میّت وارد بهشت یا جهنم می‌گردد. بلکه تمامی اخبار بیان می‌کنند دری از درهای بهشت به روی او باز شده به او گفته می‌شود با آسایش همانند یک تازه عروس به خواب فرو برو.

سُئِلَ عن الباقرِ علیه السلام: ما الموتُ؟ فقال: هو النومُ الذی یأتیکم کل لیلةٍ إلاّ انّهُ طویل مدتُه لا یُنتَبَهُ منه إلاّ یوم القیامة.

از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که از آن حضرت سوال شد، مرگ چیست؟ حضرت فرمودند: همان خوابی که هر شب به سراغ شما می‌آید. فقط مدت آن طولانی‌تر است و از آن بیدار نمی‌شوید مگر در روز قیامت.بنابراین برزخ نمونه و مثالی از قیامت است و این گفته امام (علیه السلام) که فضای قبر او تا آنجا که بینائیش یاری می‌دهد گسترده می‌شود «ثم یَفسحُ له فی قبرِه مَد بصرِه» تلمیح و اشاره ی لطیفی است به همین مطلب. چرا که مثال،  به اندازه چیزی است که انسان درک می‌کند و ماوراء افق بینایی و ادراک انسان، چیزی که برای او قابل درک باشد وجود ندارد.7

 

 

تالیف: استاد محمد حسین رحیمی

تنظیم برای تبیان: حسین عسگری


1-مؤمنون 112-114

2-المیزان: ج 8، ص 102

3-شیعه در اسلام:ص 162

4-المیزان: ج 11، ص 8-9

5-تحریم: 8

6-فرقان:21-24

7-الانسان: ص 78 و 79

 


- نظرات (0)

رب همیشه خدانیست

در قرآن مجید کلمه ی رب 969 بار تکرار شده است و معانی مختلف دارد و همیشه مراد از رب خداوند متعال نیست:

معنای اول رب: پروردگار جهانیان است و از اسماء مقدسه ی الهی است . الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (1) ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است

معنای دوم رب: پادشاه است ؛ مثل معنای رب در آیه ی « یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَیَسْقِی رَبَّهُ خَمْرًا »(2) ای دو رفیق زندان من! یکی از شما ساقی شراب شاه خواهد شد...

یا آیه ی «اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّیْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ» مرا نزد خواجه خود یاد کن اما شیطان از خاطر آن یار زندانی برد که یوسف را نزد خواجه خود یاد کند

و آیه ی «ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ»(3) باز گرد و از شاه بپرس

 معنای سوم رب: مالک است که در لغت به این معنا بسیار آمده است . و از آن جمله در قضیه ی اصحاب فیل که حضرت عبد المطلب فرمود : « انا رب الابل و للبیت رب .» «من مالک شترم و خانه مالک دارد»

معنای چهارم رب: مطاع ( پیروی شده ) می باشد .

خداوند در قرآن کریم می فرماید : « اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ» علما و راهبان خود را مطاع خویش قرار دادند البته این معنا از فرمایشات امام باقر و امام صادق صلوات الله علیهما استفاده می شود.

 همچنین رب به معنای مدبر و مصلح نیز آمده است .

باید توجه داشت که رب از ماده «رب‌ب» است نه از «رب‌ی» و تربیت کننده کلمه ای است که معادل «مربی» قرار می گیرد و مربی از ماده «ربی» است و در استعمال کلمه «رب» در خصوص خداوند متعال، هم مفهوم خداوندگاری و صاحب اختیاری نهفته است و هم معنای تکمیل کننده و پرورش دهنده؛ یعنی خداست که هم صاحب اختیار عالم است و هم کمال رسان همه عالم .

پی نوشت:

1- فاتحة الکتاب: 2

2- یوسف:41

3- یوسف:42

4- یوسف: 50

5- توبه:31

منابع:

سایت فطرت

سایت ظهور


- نظرات (0)

اولين ها در قرآن كريم

همه اين اولين ها در زمينه سوره هاي قرآن است. از اين 12 «اولين قرآني» در 8 مورد به فواتح سور اشاره شده است.

درباره اصطلاح "فواتح سور" بايد گفت: «همان گونه كه مي دانيم هر سوره اي از سوره هاي قرآن با كلمه يا عبارتي شروع مي شود. به اين كلمات، جملات و عبارات ابتداي سوره ها، « فواتح سور» مي گويند.

در بين سوره هاي قرآن، سوره هايي وجود دارند كه كلمه يا جمله هاي آغازين يا به اصطلاح «فواتح» يكساني دارند يا اينكه فواتح سورشان كاملا يكسان نيست اما با هم شباهت هايي دارند. البته برخي سوره ها نيز از نظر فواتح سور، منحصر به فرد بوده و شبيه هيچ سوره ديگري نيستند. چندين دسته از سوره هايي كه فواتحشان يكسان بوده يا شباهت عمده اي با هم داشته اند را با نامي خاص نامگذاري كرده اند.»

« اما نكته بسيار مهم و قابل توجه براي قرآن پژوهان و مفسران، آن است كه پژوهش ها نشان مي دهد برخي از آن دسته سوره هايي كه فواتح يكسان يا شبيه به هم دارند، از نظر مطالب مورد بحث و محتوايشان نيز به يكديگر نزديكند يا شباهت هايي دارند.»

نام ديگر سوره غافر، مؤمن است و منظور از مؤمن، مؤمن آل فرعون بوده كه در آيه 28 اين سوره و چند آيه بعد از آن، به او اشاره شده است،

اينك به سراغ اولين ها رفته و آنها را با هم مرور مي كنيم:

اولين سوره از سوره هايي كه با «قل » آغاز مي شوند:

سوره مباركه جن.

علاوه بر سوره جن، 4 سوره كافرون، توحيد، فلق و ناس نيز با «قل» شروع مي شوند كه به اين 4 سوره اخير در زبان عاميانه، «4 قل» گفته مي شود.

اولين سوره از سوره هاي «حواميم»:

به مجموعه سوره هايي كه با حروف مقطعه «حم» (حا، ميم) شروع مي شوند، سوره هايي «حواميم» گفته مي شود.

اولين سوره از اين سوره ها، سوره مباركه غافر است.

نام ديگر سوره غافر، مؤمن است و منظور از مؤمن، مؤمن آل فرعون بوده كه در آيه 28 اين سوره و چند آيه بعد از آن، به او اشاره شده است، وي از نزديكان فرعون بود، ولي مخفيانه دعوت حضرت موسي(ع) را پذيرفته و به خدا و دين آن حضرت ايمان آورده بود و در آيات اين سوره آمده است كه «مؤمن آل فرعون» با سخنان مؤثر خود، مانع قتل حضرت موسي(عليه السّلام) به دست فرعون شد.

از آنجا كه سوره غافر نخستين سوره از سوره هاي حواميم است، به آن «حم اولي » نيز مي گويند.

اولين سوره از سوره هاي «طواسين»:

به سوره هايي كه با حروف مقطعه «طس» (طا، سين) و يا «طسم» (طا، سين ، ميم) آغاز مي شوند، سوره هاي «طواسين» مي گويند.

اولين سوره از سوره هاي طواسين، سوره شعرا ست.

اولين سوره از سوره هاي «حمد» يا «حامدات»:

پنج سوره در قرآن با عبارت «الحمدلله » شروع مي شوند كه به اين سوره ها، «حمد» يا «حامدات» مي گويند و نخستين آنها سوره فاتحه الكتاب است.

اولين سوره از سوره هايي كه با «سوگند و «قسم» آغاز مي گردند:

بيست سوره با صيغه «قسم» شروع مي شوند كه اولين سوره از اين سوره ها، سوره مباركه صافات است.

اولين سوره از سوره هاي «ال»: سوره بقره.

اين سوره با حروف مقطعه «الم» (الف ، لام ، ميم) شروع مي شود.

اولين سوره از سوره هاي «معوذتين» :

دو سوره پاياني قرآن يعني سوره هاي «فلق» و «ناس» را كه با عبارت «قل اعوذ» (بگو پناه مي برم) آغاز مي شوند، معوذتين ناميده اند. به همين جهت اولين سوره از سوره هاي معوذتين، سوره فلق است.

 

اولين سوره از سوره هاي «قرينتين»: سوره مباركه «انفال» .

به 2 سوره انفال و برائت كه بين آنها «بسم الله الرحمن الرحيم» وجود ندارد، "قرينتين" مي گويند.

نام ديگر سوره برائت، توبه است.

سوره توبه بدون «بسم الله الرحمن الرحيم» شروع شده است.

اولين سوره از سوره هاي «زهروان»: به دو سوره بقره و آل عمران، سوره هاي «زهروان» مي گويند. پس سوره بقره اولين سوره از سوره هاي زهروان است.

اولين سوره از سوره هاي «عتاق»:

سوره اسراء اولين سوره از سوره هاي عتاق است. به 5 سوره اسراء، كهف، مريم، طه و انبياء سوره هاي "عتاق" مي گويند.

اولين سوره از سوره هاي «ممتحنات»:

به 16 سوره از سوره هاي قرآن كريم، سوره هاي «ممتحنات » گفته مي شود كه اولين سوره از سوره هاي ممتحنات، سوره مباركه سجده است.

نوشته ي: محمد حسين ملك زاده



- نظرات (0)

ساحران زمان موسی رافضی بودند؟

می دانید كه مخالفان، به شیعه، رافضی می گویند، به این معنی كه روش ‍ سایر مسلمانان را ترك كرده اند. روزی شخصی به امام صادق (ع) عرض كرد: امروز عمار دهنی(كه از شیعیان بود) در نزد ابولیلی قاضی كوفه، به موردی گواهی داد، قاضی به او گفت : برخیز برو، گواهی تو قبول نیست ، ما تو را می شناسیم تو رافضی هستی. عمار سخت ناراحت شد و به گریه افتاد بطوری كه شانه هایش تكان می خورد. ابولیلی به او گفت: تو از علماء و حدیث شناسان هستی ، و اگر از این نسبت (رافضی) ناراحت می باشی، از این مرام بیزاری بجوی در این صورت، در صف برادران ما خواهی شد!. عمار دهنی در پاسخ گفت: سوگند به خدا گریه ام به این خاطر نیست كه تو می پنداری، بلكه گریه ام برای تو و برای خودم می باشد. اما گریه ام برای خودم از این رو است كه مرا به مقام ارجمندی نسبت دادی كه شایسته آن نیستم ، تو گمان بردی كه من رافضی هستم ، وای بر تو، امام صادق (ع) به من خبر داد: نخستین كسانی كه رافضی معرفی شدند، ساحران زمان موسی (ع) بودند كه پس از دیدن معجزه موسی (ع) به او ایمان آوردند و اطاعت فرعون و فرعونیان را ترك (رفض) نمودند، بنابراین رافضی هر گونه كسی است كه آنچه را خداوند ناپسند می داند ترك كند، و به هر چه امر كند، انجام دهد، چه كسی است كه امروز چنین مقام والائی را داشته باشد، گریه ام از این رواست كه خداوند به قلبم آگاه است و من چنین اسم شریفی را برای خود قبول كرده ام ، آنگاه مرا سرزنش كند كه هان ای عمار: آیا تو ترك كننده امور باطل ، و بجا آورنده طاعتها هستی، چنانكه قاضی به تو گفت، در این صورت، اگر مسامحه كنم از درجاتم كاسته گردد و مستوجب عذاب شدید شوم ، مگر اینكه اولیاء من مرا شفاعت كنند. اما گریه ام برای تو از این رو است كه با این نسبت و لقب بزرگ برای من ، دروغ بزرگ گفته ای ، و دلم به حالت می سوزد كه بخاطر این دروغ سزاوار عذاب سخت الهی شوی ، چرا شریفترین نامها را به پست ترین انسانها، نسبت داده ای.


نردبان خلق این ما ومن است

عاقبت زین نردبان افتادن است

هركه بالاتر رود احمقتر است

استخوان او بتر خواهد شكست

منبع: داستان دوستان، محمد محمدی اشتهاردی


- نظرات (0)

رحمت درقرآن

ماده «رحم»ريشه بسياري از كلمات در قرآن كريم است و به دو معني در قرآن كريم به كار رفته است:

1- رحمت ، مهرباني و بخشندگي

در اولين آيه قرآن دو كلمه به اين معنا بكار رفته است: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (حمد : 1)علاوه بر آن در اين كلمه به شكل‌هاي گوناگون در قرآن كريم به كار رفته است كه در ذيل برخي از اين كلمات را مي آوريم:

قَالَ لا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلا مَنْ رَحِمَ (هود:43)

گفت: امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارنده‌اي نيست مگر كسي كه خدا بر او رحم كند.

وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَنْ تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (غافر:9)

و آنان را از بديها نگاه دار، و هر كه را در آن روز از بديها حفظ كني، البته رحمتش كرده‌اي؛ و اين همان كاميابي بزرگ است.

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَنْ مَعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَنْ يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ (ملك: 28)

بگو: «به من خبر دهيد، اگر خدا مرا و هر كه را با من است هلاك كند يا ما را مورد رحمت قرار دهد، چه كسي كافران را از عذابي پر درد پناه خواهد داد؟

مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ (انعام : 16)

آن روز، كسي كه عذاب از او برگردانده شود، قطعا [خدا] بر او رحمت آورده، و اين است همان رستگاري آشكار.

قَالا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (اعراف : 23)

گفتند: «پروردگار، ما بر خويشتن ستم كرديم، و اگر بر ما نبخشايي و به ما رحم نكني، مسلما از زيانكاران خواهيم بود.

قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ (هود : 47)

گفت:« پروردگارا، من به تو پناه مي برم كه از تو چيزي بخواهم كه بدان علم ندارم، و اگر مرا نيامرزي و به من رحم نكني از زيانكاران باشم.»

رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِنْ يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِنْ يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلا (إسراء : 54)

پروردگار شما به حال شما داناتر است؛ اگر بخواهد بر شما رحمت مي‌آورد، يا اگربخواهد شما را عذاب مي‌كند، و تو را بر ايشان نگهبان نفرستاده‌ايم.

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (توبه : 71)

و مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند، كه به كارهاي پسنديده وا مي‌دارند، و از كارهاي ناپسند باز مي‌دارند، و نماز را بر پا مي‌كنند و زكات مي‌دهند، و از خدا و  پيامبرش فرمان مي‌برند. آنانند كه خدا به زودي مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، كه خدا توانا و حكيم است.

وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (المومنون : 118)

بگو: «پروردگارا ببخشاي و رحمت كن [كه] تو بهترين بخشايندگاني.

رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (آل عمران : 8)

پروردگارا پس از آنكه ما را هدايت كردي، دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان، و از جانب خود، رحمتي بر ما ارزاني دار كه تو بخشايشگري.

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ (آل عمران : 159)

پس به بركت رحمت الهي، با آنان نرمخو [پر مهر] شدي، و اگر تند خو و سختدل بودي قطعا از پيرامون تو پراكنده مي شدند. پس، از آنان در گذر و بر ايشان آمرزش بخواه، و در كارها با آنان مشورت كن، و چون تصميم گرفتي بر خدا توكل كن، زيرا خداوند توكل كنندگان را دوست مي‌دارد.

وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (يونس : 86)

و ما را به رحمت خويش از گروه كافران نجات ده

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلأخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (اعراف: 151)

موسي گفت: «پروردگارا، من و برادرم را بيامرز و ما را در پناه رحمت خود در آور، و تو مهربانترين مهرباناني.

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ...(فتح : 29)

محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) پيامبر خداست؛ و كساني كه با اويند، بر كافران، سختگير [و] با همديگر مهربانند

ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ (بلد : 17)

علاوه بر اين از زمره كساني باشد كه گرويده و يكديگر را به شكيبايي و مهرباني سفارش كرده‌اند؛ اينانند خجستگان.

فَأَرَدْنَا أَنْ يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا (كهف : 81)

پس خواستيم كه پروردگارشان آن دو را به پاكتر و مهربانتر از ايشان عوض دهد

2- زهدان و رَحِم، خويشاوندان و نزديكان

هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ (آل عمران : 6)

اوست كسي كه شما را آن گونه كه مي‌خواهد در رحمها صورتگري مي‌كند.

وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ وَلا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ (بقره : 228)

و زنان طلاق داده شده، بايد مدت سه پاكي انتظار كشند، و اگر به خدا و روز باز پسين ايمان دارند، براي آنان روا نيست كه آنچه را خداوند در رَحِم آنان آفريده، پوشيده دارند.

 قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأنْثَيَيْنِ نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (انعام : 143)

بگو : «آيا خدا نرهاي آنها را حرام كرده يا ماده ها را ؟ يا آنچه را كه رَحِم آن دو ماده در بر گرفته؟» اگر راست مي‌گوييد،‌از روي علم، به من خبر دهيد.

وَأُولُو الأرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ (احزاب : 6)

و خويشاوندان [طبق] كتاب خدا، بعضي نسبت به بعضي اولويت دارند ...

فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الأرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ (محمد : 22)

پس [اي منافقان،] آيا اميد بستيد كه چون ]از خدا] برگشتيد [يا سرپرست مردم شديد] در [روي] زمين فساد كنيد و خويشاوندي‌هاي خود را از هم بگسليد؟



- نظرات (0)