سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

زمان ها و مکان ها مقدس

حجت الاسلام عالی

متن ذیل بخش هایی از سخنان حجت الاسلام «مسعود عالی» درباره نگاه اسلام به تقدس برخی مکان ها و زمان است که تقدیم حضورتان می شود:

حجت الاسلام «مسعود عالی» با بیان اینکه یکی از مهمترین صفات مومن غیرت است، اظهار کرد: غیرت شاخه های مختلفی دارد که از جمله آنها غیرت ملی، غیرت ناموسی، غیرت دینی است و از همه مهمتر غیرت دینی است که فرد زمانی که احساس کند احکام دین اش به خطر افتاد به پا خیزد.
این استاد اخلاق ادامه داد: امام حسین(ع) در عاشورا چنین بود، اتفاقی که در جامعه آن روز رخ داد و انحرافاتی که بعد از پنجاه سال از رحلت پیامبر(ص) در جامعه پدید آمد، اجتماع را به سمتی برد که به تدریج دچار انحطاط شد و ارزش ها یکی یکی سقوط می کرد و بدعت ها زنده می شد لذا وجود امام حسین(ع) به عنوان کسی که آگاه است و غیرت دینی دارد وارد میدان شد، حضرت غیرت الله یعنی مظهر غیرت خدا بود.
عالی تصریح کرد: این درس بزرگی برای ماست که اگر احیانا جایی می رویم که ارزش های جامعه مان در حال سقوط است حساس باشیم و تا جایی که می توانیم، اول از همه اطرافیان خود را مراقب باشیم که ارزش هایشان سقوط نکند و بعد نسبت به اصلاح جامعه خود اقدام کنیم.
وی ادامه داد: مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در چند سال اخیر از کلمه «نفوذ» بسیار استفاده کردند، نفوذ اقسامی دارد که مهمترین آنها نفوذ فرهنگی است که در ارزش ها و باورهای جامعه نمود می یابد و بعد از آن است که نفود سیاسی و اقتصادی هم بروز و ظهور پیدا می کند.
عالی ابراز کرد: یکی از مسائلی که مومن در این میان باید به آن توجه کند نفوذ در مقدسات است. باید از مقدسات پاسداری کند. متاسفانه در فرهنگ و جهانی زندگی می کنیم که در آن سکولاریسم اقدام به تقدس زدایی می کند. تفاوت این انسان و آن انسان، این کتاب و آن کتاب و این زمان و آن زمان نیست. تقدس زدایی از خصوصیات فرهنگ سکولار است.

این استاد اخلاق تاکید کرد: اما سوال آن است که مقدسات چه چیزهایی هستند و چرا یک چیز مقدس می شود و این تقدس را از کجا می گیرد؟ اکنون که صحبت می کنیم در بسیاری از کشورهای جهان یک شی مقدس است، مثلا حدود دو میلیارد نفر از مردم جهان علاوه بر بت هایی که در معابد دارند در منازل نیز بت دارند و آنها را مقدس می دانند، یعنی در زمان ما هم بت پرستی وجود دارد، یا اینکه در هند گاو را مقدس می دانند؛ اما سوال آن است که به صرف اینکه عده ای چیزی را مقدس می دانند، مقدس می شود؟ آیا صرف اینکه خودمان قرارداد کنیم که چیزی مقدس شود مقدس می شود یا اینکه تقدس یک منشا عقلانی دارند که عقل می پسندد؟ در این راستا دین داران باید دین خود را عمیق کنند و به مقدسات واقعی پایبند باشند و موهومات و خرافه را بیهوده مقدس نکنند.

وی اظهار کرد: اولین وجود مقدس در عالم وجود خداوند متعال است، مقدس یعنی مطهر و منزه است و شکی نیست که خداوند اولین موجود مقدس است، پس وجودی که قداست ذاتی دارد  پروردگار عالم است و آن وقت هر کس و یا هر چیز که ارتباط خاصی با خدا پیدا کند تقدس به آن نیز سرایت می کند اما منظور ارتباط خاص است وگرنه همه موجودات که ارتباط با خداوند دارند اما همه مقدس نیستند.
عالی افزود: برخی از انسان ها و برخی از اشیا یا موجودات هستند که ارتباط خاص با خدا دارند. آن وقت به همین دلیل است که در دین ما احکامی پیدا می کنند که حریم شان حفظ شود؛ مثلا کلام خدا ارتباط خاصی با خدا دارد لذا مقدس می شود، قرآن کلام خداوند است، احکامی خاصی بر آن مترتب است و کسی نباید دست بی وضو به آن بزند. مساجد به عنوان خانه خدا مقدس هستند، اولیای خدا و انبیا و معصومین علیهم السلام مقدس هستند.

وی با بیان اینکه اسلام پنج قسم مقدسات را دسته بندی کرده است، گفت: این پنج مورد شامل مکان های مقدس، زمان های مقدس، انسان های مقدس، اعمال مقدس و اشیای مقدس است. برای مثال برخی مکان ها مقدس هستند مثلا زمانی که موسی(ع) وارد سرزمین مقدس شد تا الواح تورات را دریافت کند خداوند فرمود کفش هایت را در بیاور که وارد سرزمین مقدس شده ای. بنابراین قرآن روی برخی مکان ها و تقدس آنها صحه گذاشته است.

عالی در ادامه ابراز کرد: برای مثال در قرآن کریم برخی مکان ها مرحومه و برخی ملعونه هستند. نقل شده است که روزی حضرت امیر(ع) با اصحاب از جنگ صفین باز می گشتند که موقع نماز شد، به سرزمینی رسیدند و حضرت(ع) گفتند اینجا سرزمین شومی است و هیچ پیامبر و وصی پیامبری در اینجا نماز نخوانده است، اما برخی خشکه مقدس ها اییستادند و نماز را خواندند اما حضرت آنجا نمازش را اقامه نکرد و جای دیگری نماز خواند. بنابر این مکان تا مکان فرق دارد. برای مثال در روایات آمده است که محل قبور معصومین(ع) از پاک ترین مکان ها است.

وی ادامه داد: مساجد و قبور اهل بیت(ع) مقدس هستند. هرجا که خانه های خدا در آن بنا شود یا شهیدی آنجا بوده و یا قطرات خون شهیدی آنجا ریخته شده است. بنابراین مقدس است.

این کارشناس مذهبی خاطرنشان کرد: مثال دیگر در مورد مکان مقدس کعبه و کربلا است. نقل شده است که زمینی که کعبه روی آن بنا نهاده شد افتخار می کرد که من آن زمینی هستم که خانه خدا بر من نهاده شد، سرزمین کربلا اما گفت که خاموش باش، تو به چه افتخار می کنی حال آنکه من آن زمینی هستم که حسین بن علی(ع) در آن دفن شده است. مقام ولی خدا کجا و مقام کعبه کجا؟ با یکدیگر قابل مقایسه نیست و در نتیجه برخی مکان ها مقدس هستند و احکامی دارند که باید به آنها توجه کنیم.


- نظرات (0)

خوراکی های ممنوع در قرآن

لقمه حرام، گوشت حرام
در قرآن برخی از خوراکیها به عنوان غذای ممنوع و حرام معرفی شده است. البته خوراکی های حرام منحصر به مواردی که در قرآن ذکر شده نیست و موارد دیگری نیز وجود دارد که در کتب فقهی آمده است. اما بدون تردید، آنچه در قرآن کریم حرام دانسته شده، از اهمیت بیشتری برخوردار است. این موارد تحریم شده را میتوان در دو دسته طبقهبندی کرد: ۱. آن مواردی که در اصل حلال بوده و بعداً به خاطر عارضهای حرام اعلام شده است؛ ۲. مواردی که از اصل حرام اعلام شده است.

از موارد نخست میتوان به حیوان حلال گوشتی که به طریق شرعی ذبح نشده و یا هنگام ذبح آن، اسم خدا را نبرده اند اشاره کرد و از دسته دوم، خون، شراب، خوک و حیوانات حرام گوشت دیگر را میتوان نام برد.

در آیه ای از قرآن کریم، به این موارد اشاره شده است: «حُرِّمَتْ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطیحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّیْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ»(1) ؛

«گوشت مردار و خون و گوشت خوك، و حیواناتى كه به غیر نام خدا ذبح شوند و حیوانات خفه شده و به زجر كشته شده و آنها كه بر اثر پرت شدن از بلندى بمیرند و آنها كه به ضرب شاخ حیوان دیگرى مرده باشند و باقیمانده صید حیوان درنده – مگر آنكه (به موقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید – و حیواناتى كه روى بتها (یا در برابر آنها) ذبح مى شوند، (همه) بر شما حرام شده است و (همچنین) قسمت كردن گوشت حیوان به وسیله چوبه هاى تیر مخصوص بخت آزمایى؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است ». 

در روایت گهرباری، امام صادق (علیه السلام) در فلسفه تحریم نمودن گوشت مردار، خون و گوشت خوک به طور کلی توسط خداوند متعال فرمودهاند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ یُحَرِّمْ ذَلِكَ عَلَى عِبَادِهِ وَ أَحَلَّ لَهُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكَ مِنْ رَغْبَةٍ فِیمَا أَحَلَّ لَهُمْ وَ لَا زُهْدٍ فِیمَا حَرَّمَهُ عَلَیْهِمْ وَ لَكِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا تَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا یُصْلِحُهُمْ فَأَحَلَّهُ لَهُمْ وَ أَبَاحَهُ لَهُمْ وَ عَلِمَ مَا یَضُرُّهُمْ فَنَه همْ عَنْه »(2)؛

«خداوند متعال آنها را بر بندگانش حرام نفرمود و غیر آن را حلال نگردانید به خاطر علاقهای که به حلالها داشته و نسبت به حرامها بیرغبت بوده، بلكه خداوند عزّ و جلّ مردم را آفریده و مى داند چه چیز بدن آنها را مقاوم مى كند و صلاح حال آنان است؛ پس آن را بر ایشان حلال كرده و استفاده بردن از آن را مباح و جایز شمرده است و نیز دانسته است چه چیز به آنان زیان مى رساند؛ پس آنان را از خوردن یا ارتكاب آن نهى فرمود».

بنابر این روایت شریف، در حلال و حرامهای خداوند، سلامتی جسم انسانها هم لحاظ شده است. از این رو دانش بشر، می تواند در این گونه موارد، به تحقیق بپردازد و به پارهای از فواید امور حلال و مضرات امور حرام، پی ببرد.

پی نوشت:
1- المائده (۵)، آیه ۳.
2- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین ، ۱۴۰۴ قمری، چاپ دوم، ج  ۳، ص ۳۴۵.


- نظرات (0)

تغییر جنسیت

تغییر جنسیت در اسلام

مطابق نظر آیت الله خامنه ای

تغییر جنسیت
س ۱۲۷۹: برخی از افراد در ظاهر مذکر هستند ولی از جهات روحی و روانی ویژگیهای جنس مونّث را دارند و تمایلات جنسی زنانه در آنان به‌طور کامل وجود دارد و اگر مبادرت به تغییر جنسیت نکنند به فساد می‏افتند. آیا معالجه آنان از طریق انجام عمل جراحی جایز است؟

ج: عمل جرّاحی مذکور برای کشف و آشکار کردن واقعیت جنسی آنان اشکال ندارد، به شرطی که این کار مستلزم فعل حرام و ترتّب مفسده‏ای نباشد.

س ۱۲۸۰: انجام عمل جراحی برای الحاق فرد خنثی به زن یا مرد چه حکمی دارد؟

ج: این کار فی ‏نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام پرهیز شود.

 حضرت آیت الله مکارم شیرازی


 تغییر جنسیّت :
ظاهر ساختن جنسیّت واقعى (در افراد دو جنسى كه یك جنس آنها غلبه دارد) خلاف شرع نیست بلكه واجب است. ولى تغییر جنسیّت صورى و كاذب جایز نیست.

تغییر جنسیّت دو صورت دارد،گاهى صرفاً ظاهرى و صورى است یعنى اثرى از آلت جنس مخالف در او نیست فقط یک جرّاحى صورى در او انجام مى گیرد و چیزى شبیه آلت جنس مخالف ظاهر مى گردد، این کار جایز نمى باشد و گاه واقعى است، یعنى با جرّاحى کردن عضو تناسلى مخالف ظاهر مى شود، این کار ذاتاً جایز است و محذور شرعى ندارد، مخصوصاً در مواردى که آثار جنس مخالف در او باشد، امّا چون این جرّاحى نیاز به نظر و لمس دارد تنها در موارد ضرورت مانند آنچه ذکر کرده اید مجاز است.

مطابق نظر آیت الله سیستانی

پرسش: آیا تغییر جنسیت اشکال دارد ؟
پاسخ: اگر مقصود از تغییر جنسیت این باشد که با عمل جراحى آلت تناسلى مرد را قطع کنند و به جاى آن براى او مجراى ادرار و آلت تناسلى مصنوعى بسازند و با تزریق هورمون علامات زنانگى از قبیل ریختن موهاى صورت و برآمدگى سینه در او ایجاد کنند ، یا در مورد زنى که تغییر جنسیت مى دهد مقصود این باشد که براى او آلت تناسلى مردانه مصنوعى قرار دهند و با تزریق هورمون علامات مردى از قبیل کوچک شدن سینه و روییدن موى صورت ایجاد کنند ، این امر موجب تغییر واقعى جنسیت نیست و احکام شرعى او تغییر نمى کند و از جهتى چون مستلزم کشف عورت و لمس آن است جایز نیست.

واما اگر مقصود تغییر دستگاه تناسلى داخلى وخارجى باشد که معیار اختلاف زن ومرد است ، پس این امر فى حد ذاته با قطع نظر از لوازمى که ممکن است حرام باشد اشکال ندارد ، ولى تا به حال این امر محقق نشده است و آن چه تا به حال صورت پذیرفته همان تغییر ظاهرى است که تاثیرى در تغییر احکام ندارد.

البته ممکن است در مورد کسانى که دچار ناهنجارى در دستگاه تناسلى شده اند با عمل جراحى آلت تناسلى مردانه را که مخفى شده است در مردى که ظاهرى زنانه دارد ولى دستگاه تناسلى داخلى را ندارد نمایان سازند یا به عکس آلت تناسلى ظاهرى مردانه را از زنى که دستگاه تناسلى زنانه داخلى دارد قطع کنند.

واین کار فى حد ذاته اشکالى ندارد و ارتباطى با تغییر جنسیت ندارد و البته اگر مستلزم نگاه یا لمس حرام باشد در صورتى جایز است که ضرورت داشته باشد یا ترک آن مستلزم حرج ومشقت شدید باشد .


- نظرات (0)

عالم مورد احترام در قرآن

قرآن

بررسی آیات قرآن و شرح آن‌ها در تفاسیر، برخی از ویژگی‌های یک عالم شایسته احترام را به انسان معرفی می‌کند. بخشی از شروح تفاسیر حول این موضوع در قسمت زیر ارائه می‌شود:

انجام وظیفه و خداترسی

۳۹ احزاب
«الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ»‏ آن كسانى كه پیام‌هاى خدا را می‌رسانند به مردمى كه مبعوث بر آن‌ها شده و آن را كتمان نمی‌كنند.
«وَ یَخْشَوْنَهُ‏» یعنى می‌ترسند از خدا در ترک آنچه خدا بر آن‌ها واجب كرده است.
«وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً» و نمی‌ترسند از غیرخدا در آنچه كه متعلّق به رسالت و تبلیغ است. این آیه دلالت دارد بر اینكه برای پیامبران(ع) در تبلیغ رسالتشان تقیّه جایز نیست.

نترسیدن از غیر حق

«وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسِیباً» حسیبا یعنى محاسبا؛ خدا براى محاسب بودن و به حساب آوردن اعمال كوچک و بزرگ انسان‌ها كافى است. پس واجب است كه از او خشیت داشته و از غیر او دچار خشیت نشوید.
«إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» این جمله توضیح می‌دهد چگونه و چه كسانى از این آیات عبرت می ‌گیرند. این آیات اثر خود را كه ایمان حقیقى به خدا و خشیت از او به تمام معناى كلمه است، تنها بر علما می‌گذارد، نه جهال.
در سابق هم گذشت كه انذار تنها در علما نتیجه بخش است چون در جایی فرمود: «إِنَّما تُنْذِرُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ» پس در حقیقت آیه مورد بحث روشن می‌‏سازد كه خشیت به معنى حقیقى كلمه، تنها در علما یافت می‌شود.

علم عملی و توحیدی

مراد ازعلما، علماى باللَّه است؛ یعنى كسانى كه خداى سبحان را به اسماء و صفات و افعالش می‌‏شناسند؛ شناسایى تامى كه دل‌هایشان به وسیله آن آرامش می‌‏یابد و لكه‌هاى شک و دو دلى از نفوس آنان زایل گشته و آثار آن در اعمالشان هویدا می‌‏گردد و فعلشان تصدیق قولشان می‌شود. مراد از خشیت در چنین زمینه‌اى، همان خشیت حقیقى است كه به دنبالش خشوع باطنى و خضوع در ظاهر پیدا می‌شود. این آن معنایى است كه از سیاق آیه برمی‌آید.

مشمول پشتوانه و هدایت الهی

آیه ۵۴ سوره حج
خدا این مؤمنان آگاه و حق‌طلب را در این مسیر پرخطر تنها نمی‌گذارد بلكه افرادى را كه ایمان آوردند، به سوى صراط مستقیم هدایت می‌كند «وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِینَ آمَنُوا إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏».
سوره اسرا آیات ۱۰۷ تا ۱۰۹
«وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ» تا آن‌ها كه به خدا و توحید و حكمتش علم دارند، بدانند كه قرآن حق است و قابل تغییر و تبدیل و زیاد و كم نیست.
«فَیُؤْمِنُوا بِهِ‏» تا ایمان آن‌ها استوار بماند و به قولى یعنى بر ایمان آن‌ها افزوده شود.
«فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ‏» و بر اثر قوت ایمان، در پیشگاه قرآن خشوع و تواضع پیدا كنند.
«وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِینَ آمَنُوا إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏» خدا مردم مؤمن را به راهى روشن و بی‌پیچ و خم هدایت می‌كند. منظور این است كه آن‌ها را بر دین حق استوار می‌دارد. برخى گویند یعنى آن‌ها را به سبب ایمان به راه بهشت هدایت می‌كند.

حق‌پذیری پیش از علم

مراد از«الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ» كسانی هستند كه قبل از نزول قرآن، خدا و آیات او را می‌شناختند؛ چه از یهود و چه از نصارى و چه از غیر ایشان. بنا بر این هیچ جهتى ندارد كه ما آن را به طائفه معینى اختصاص دهیم.
مگر آنكه كسى بگوید از سیاق استفاده می‌شود كه مقصود از آن، علماى اهل حقند كه دینشان منسوخ نشده باشد و چنین كسانى منحصراً علماى مسیحیت خواهند بود چون قبل از نزول قرآن دین غیر منسوخ همان نصرانیت بود و منظور از علماى ایشان آن‌هایند كه از دین خدا روى برنگردانده و آن را دستخوش تحریف نكردند.
به هر حال مقصود از اینكه فرمود قبل از آن علم داده شدند، این است كه براى فهم كلمه حق و قبول آن مستعد شدند چون مجهز به فهم حقیقت معناى حق گشته بودند؛ در نتیجه حق بودن قرآن كریم هم در دل هاى ایشان ایجاد خضوع بیشترى كرده است.

اهل عبادت و مناجات هستند

«یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً» كلمه اذقان جمع ذقن به معناى چانه است كه محل اجتماع دو طرف صورت است و خرور كردن ذقن به معناى به خاک افتادن براى سجده است و كلمه «سجدا» نیز همین معنا را بیان می‌‏كند.

بدون تعصب به دنبال مشترکات سازنده

سوره آل عمران آیه ۶۴
«قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ‏» سواء به معنى مساوى و برابر است‏. آمدن به سوى كلمه، به معنى اتّفاق در سخن و عمل است. یعنى اى اهل كتاب بیائید به‌ هدفى و مقصدى كه فائده آن برای همه برابر و یكسان است و تبعیضى در آن نیست و نمی‌توانید بگوئید این پیشنهاد فقط به سود یک طرف و یا عدّه‏‌اى است. در مقام پرستش و بندگى، فقط خدا را پرستش كنیم و شریكى بر او قائل نشویم و در مقام فرمانبرى و اطاعت فقط از دستورهاى خدا اطاعت كنیم و جز خدا اربابى و قانون‌گذارى نداشته باشیم.

علم علما سبب رشد و اصلاح

۶۶ سوره کهف
«قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدا»
به دنبال معلمى باشد كه هدایتگر است و مطالبى می ‏گوید كه به صلاح او و عامل رشد اوست.

منابع
ترجمه تفسیر مجمع البیان ج‏۲۰ ص۱۳۱
ترجمه تفسیر مجمع البیان ج‏۱۷ ص۸
ترجمه تفسیر المیزان ج‏۱۶ ص۴۸۶
ترجمه تفسیر المیزان ج‏۱۷ ص۵۹
ترجمه تفسیر المیزان ج ۱۷ ص۶۰
تفسیر نمونه ج‏۱۴ ص۱۳۹
ترجمه تفسیر المیزان ج‏۱۳ ص۳۰۷
تفسیر احسن الحدیث ج‏۲ ص۱۰۴
تفسیر قرآن مهر ج‏۱۲ ص ۲۶۳


- نظرات (0)

تلاوت قرآن در منزل

دقیقه

نماز و قرآن

در روایت آمده است: خانه‌هایی که در آنها تلاوت قرآن می‌شود، «تُضِیئُ لأهْلِ السمآءِ کما یضِیئُ النجْمُ [أَلْکوکبُ الدری] لأهْلِ الأرْضِ؛ چنان‌که ستاره یا ستاره درخشنده برای اهل زمین می‌درخشد، برای آسمانیان می‌درخشد».١

در گذشته صدای قرآن از منازل بلند می‌شد. در حالات اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام در شب عاشورا آمده است: «لَهُمْ دَوِی کدَوِی النحْلِ؛ زمزمه‌ای همانند صدای زنبور عسل داشتند».٢

همچنین آمده است که ایشان: «مَا بَینَ راکعٍ وَ ساجِدٍ وَ قائِمٍ وَ قاعِدٍ؛ در حالات مختلف برخی در رکوع و برخی در سجده و برخی ایستاده و بعضی نشسته [به عبادت و راز و نیاز و مناجات و انس با خدا مشغول بودند]».٣

و در خطبه همام در شمار ویژگی‌های متقین آمده است: «فَصافونَ أَقْدامَهُمْ یتْلُونَ آیاتِ الله‏ِ آناءَ اللیلِ و أَطْرافَ النهارِ؛ مرتب به نماز ایستاده و در لحظات شب در آغاز و پایان روز، آیات خدا را تلاوت می‌کنند».۴

در محضر بهجت، ج۲، ص۲۹۶
١. مشابه: اصول کافی، ج۲، ص۲۱۰؛ من‌لایحضره‌الفقیه، ج۱، ص۴۷۳؛ تهذیب، ج۲، ص۱۲۲؛ وسائل‌الشیعه، ج۲، ص۱۲۲؛ ج۵، ص۲۹۴؛ ج۸، ص۱۵۸؛ بحارالانوار، ج۸۴، ص۱۵۳؛ ارشادالقلوب، ج۱، ص۹۲؛ اعلام‌الدین، ص۲۶۲؛ ثواب‌الاعمال، ص۴۲؛ روضةالواعظین، ج۲، ص۳۲۱؛ المقنعة، ص۱۲۰. متن روایت در همه منابع یاد شده، در مورد خانه‌هایی که در ضمن نماز شب، قرآن تلاوت می‌شود، است. عین عبارت حدیث مذکور در کافی، ج۲، ص۲۱۰، روایت ۱۳۶۷ به این صورت است: «إِنَّ الْبُیوتَ الَّتی یصَلّی فیها بِاللَّیلِ بِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ، تُضیئُ لأهْلِ السَّماءِ کما تُضیئُ نُجُومُ السَّماءِ لأهْلِ أَلأرْضِ».
٢. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۹۳؛ اللهوف، ص۹۱.
٣. همان.
۴. مشابه این سخن از امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره ویژگی‌های تقواپیشگان و نشانه‌های مؤمنان نقل شده است، به این صورت: «أَمَّا اللَّیلُ فَصافُّونَ أَقْدامَهُمْ، تالینَ لأجزاءِ الْقُرْآنِ، یرَتِّلُونَه تَرْتیلاً...» ر.ک: وسائل‌الشیعه، ج۶، ص۱۷۲؛ مستدرک‌الوسائل، ج۴، ص۲۴۰؛ بحارالانوار، ج۶۴، ص۳۱۵ و ۳۴۱؛ ج۶۵، ص۱۹۴؛ ج۷۵، ص۲۸؛ امالی صدوق، ص۵۷۰؛ تحف‌العقول، ص۱۵۹؛ صفات‌الشیعة، ص۱۸؛ کتاب سلیم، ص۸۴۹؛ کنزالفوائد، ج۱، ص۹۰؛ نیز ر.ک: بحارالانوار، ج۷۵، ص۷۳؛ اعلام‌الدین، ص۱۳۸.


- نظرات (0)

عرفانی بدون فقه اسلامی دکان زدن است

قرائتی
حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در جلسه درس تفسیر قرآن کریم که شنبه ۲۲ دی ماه در مسجد دانشگاه تهران برگزار شد، گفت: یکی از مسائل قرآن آهنگ بسیار زیبای آن است که همچون شعر ریتم دارد در حالی که شعر نیست و بر قلب سالم اثر مثبت دارد.

مفسر قرآن کریم با بیان اینکه قلب انسان‌ها سه نوع سالم، منیب و مریض است، اظهار کرد: قلب سالم پاک است و از قرآن اثر مثبت می‌گیرد، قلب منیب گاهی دچار گناه شده و برمی‌گردد اما قلب مریض از قرآن و نیکی‌های دیگر اثر مثبت نمی‌گیرد.
مفسر قرآن کریم با بیان اینکه جایگاه قلب مریض در جهنم است، عنوان کرد: انسان ظالم از قرآن برداشت درست نخواهد داشت اما کسی که قلب او سالم است با هدایت و راهنمایی اهل‌بیت(ع) می‌تواند آنگونه که درست است قرآن را فهم کند.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی افزود: قرآن کریم همچون دریایی عظیم است که به عنوان مثال یک شخص حقوقی، سیاسی، اخلاقی یا سایر علوم هر کدام متناسب با تحصیلات، علم و آگاهی که دارند گوشه‌ای از آن را درک می‌کنند.

وی با بیان اینکه امروزه هر علمی تخصص ویژه خود را دارد، گفت: به عنوان مثال تنها در بخش دندانپزشکی 11 نوع تخصص داریم چرا وقتی به دین می‌رسیم صرفا به یک کتاب، حدیث، شعر یا حتی به یک خواب اکتفا می‌کنیم و با انجام صرفا یک عمل خود را کاملا مسلمان می‌دانیم.

مفسر قرآن کریم با بیان اینکه علم دینی را باید از اعلم، فهمیده‌ترین و باسوادترین علما گرفت، خاطرنشان کرد: همانگونه که آشپزها، خیاط‌ها، آرایشگرها و بسیاری مشاغل با یکدیگر تفاوت دارند عما نیز تفاوت دارند بنابراین دینداری که ما را مجبور می‎کند به عالم‌ترین علما که فقیه باشد مراجعه کنیم.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در پایان خاطران کرد: هر معرفت و عرفانی که از کانال فقه اسلامی عبور نکرده باشد دکان زدن است که جوانان باید مراقب این امر باشند.
- نظرات (0)

قسط و عدل راه رسیدن به خداوند

قرآن و اقتصاد

در تفسیر نور در مورد آیه ۳۲ سوره مبارکه «الاعراف» آمده است: راه رسیدن به خدا، ترک امور حلال و طیّب نیست، بلکه استفاده‏ بجا و رعایت قسط و عدل است.


موضوع اقتصاد و معیشت مردم و آثار اجتماعی و سیاسی و توجه یا بی‌توجهی به آن از سوی حکومت‌ها و همچنین رعایت نکات شرعی معاملات و مواردی از این قبیل از مسائل مهمی است که مورد تأکید قرآن کریم قرار گرفته است. به همین دلیل بخشی از آیات قرآن کریم به موضوعات اقتصادی به شکل گوناگون آن اعم از خمس، زکات، ربا، رزق حلال، اهمیت کار و تلاش و سایر موضوعات اقتصادی اختصاص دارد و این نشان‌دهنده اهمیت مقوله اقتصاد نزد خداوند متعال است.


در این راستا بنا داریم در قالب سلسله یادداشت‌ها و گزارش‌هایی به بررسی آیات اقتصادی قرآن و همچنین تفاسیر مربوط به آنها بپردازیم.

یکی از آیات قرآن کریم که با موضوعات اقتصادی مرتبط است، آیه ۳۲ سوره مبارکه «الاعراف» است که خداوند متعال در این آیه فرموده است: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ؛ اى پیامبر بگو زیورهایى را كه خدا براى بندگانش پدید آورده و نیز روزی‌هاى پاكیزه را چه كسى حرام گردانیده بگو این نعمت‌ها در زندگى دنیا براى كسانى است كه ایمان آورده‌اند و روز قیامت نیز خاص آنان مى‏‌باشد این گونه آیات خود را براى گروهى كه مى‏‌دانند به روشنى بیان مى‌‌كنیم».

افراط و تفریط باعث انهدام ارکان جامعه و ظهور فساد می‌شود

مرحوم علامه طباطبایی در کتاب المیزان در تفسیر این آیه بیان کرده است: کلمه «زین» در مقابل معنای «شین» است و به معنای کارها و چیزهایی است که عیب و نقص را از بین ببرد و استفهام در این آیه استفهامی انکاری است، اخراج زینت کنایه است از اظهار آن، خدای سبحان به الهام و هدایت خود انسان را از راه فطرت ملهم کرده تا انواع و اقسام زینت‌هایی که مورد پسند اجتماع او و باعث مجذوب شدن دل‌ها به سوی اوست ایجاد نموده و به این وسیله نفرت مردم را از خود دور سازد و انسان ضرورتا محتاج به زینت است، چون انسان بطور انفرادی زندگی نمی‌کند، بلکه در جامعه حیات دارد و زندگی اجتماعی هم قهرا محتاج به اراده و کراهت و حب و بغض، رضایت و ناخشنودی و امثال آن است و خواه نا خواه، انسان به چیزهایی بر می‌خورد که آنها را دوست دارد یا از آنها متنفر است.

لذا خداوند با الهام غیبی از ماورای فطرتش به او تعلیم داده تا به اصلاح مفاسد خود بپردازد و معایب خود را برطرف ساخته و خود را زینت دهد و خداوند زینت را حلال و جایز شمرده است و «طیب» به معنای هر چیزی است که ملایم با طبع انسان باشد و در اینجا عبارتست از مطلق چیزهایی که آدم در زندگی و بقاء خود از آنها استمداد می‌جوید و انسان نباید در آن‌ها راه افراط یا تفریط را بپیماید، چون زیاده‌روی در غذا باعث امراض گوارشی و نیاز به دارو و در نتیجه فساد در بدن و فکر می‌گردد، لذا انگیزه فطری قوی‌ترین سبب برای مباح بودن این ارزاق است، اما افراط و تفریط باعث انهدام ارکان جامعه و ظهور فساد در شئون زندگی می‌گردد و همین دستورات ظاهرأ ساده، اساس سعادت و سلامت بشر می‌باشد.

اما در ادامه می‌فرماید: همین نعمت‌هایی که امروز در دنیا مؤمن و کافر در آن شریک هستند در آخرت مختص به مؤمنین است و دیگران را از آنها بهره‌ای نیست، چون زندگی آخرت مثل زندگی دنیا نیست که همه در بهره‌مندی از نعمت‌های آن سهیم باشند، بلکه هر کس در دنیا ایمان آورد، در قیامت همه آن نعمت‌ها از آن وی خواهد بود و آنگاه بر اهل علم منت می‌نهد و می فرماید: ما آیات خود را برای دانایان بیان نموده‌ایم .

توصیه اسلام به استفاده از زیبایی‌های طبیعت

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی نیز در تفسیر نمونه در مورد این آیه آورده است: در این آیه با لحن تندترى به پاسخ آنها که گمان مى‏‌برند، تحریم زینت‌ها و پرهیز از غذاها و روزی‌هاى پاک و حلال، نشانه زهد و پارسایى و مایه قرب به پروردگار است پرداخته، مى‏‌گوید: اى پیامبر! «بگو: چه کسى زینت‌هاى الهى را که براى بندگانش آفریده و همچنین مواهب و روزی‌هاى پاکیزه را تحریم کرده است» «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ» سپس براى تأکید اضافه مى‏کند: به آنها بگو: این نعمت‌ها و موهبت‌ها براى افراد با ایمان در این زندگى دنیا آفریده شده (اگرچه دیگران نیز بدون داشتن شایستگى از آن استفاده مى‏کنند) ولى در روز قیامت و زندگى عالی‌تر (که صفوف کاملا از هم مشخص مى‏شوند) اینها همه در اختیار افراد با ایمان و درستکار قرار مى‏‌گیرد» و دیگران به کلى از آن محروم مى‏‌شوند! «قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ»
در پایان آیه به عنوان تأکید مى‏‌گوید: «این چنین آیات و احکام خود را براى جمعیتى که آگاهند و مى‏‌فهمند تشریح مى‏‌کنیم. «کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ». در مورد استفاده از انواع زینت‌ها، اسلام مانند تمام موارد، حدّ اعتدال را انتخاب کرده است و استفاده کردن از زیبایی‌هاى طبیعت، لباس‌هاى زیبا و متناسب، به کار بردن انواع عطرها، و امثال آن، نه تنها مجاز شمرده شده بلکه به آن توصیه و سفارش نیز شده است.

اسلام، با زهد نابجا و ریاضت نامشروع و رهبانیّت، مخالف است


در تفسیر نور نیز در مورد این آیه به نکات زیر اشاره شده است:
این آیه، زینت را براى انسان حلال مى‏‌شمرد. قرآن، یکى از نعمت‏‌هاى خداوند را، زینت آسمان‏‌ها با ستارگان جهت تماشاگران مى‏‌داند، «زیّنّاها للنّاظرین» امّا باید علاقه به زینت، انسان را به هلاکت نکشد و بهره‏‌گیرى از آن کنترل شده باشد، لذا قرآن، نشان‏دادن زینت زنان را جز براى شوهرانشان و مَحرم‏‌هاى آنان، حرام مى‏‌داند. «لایبدین زینتهنّ الاّ لبعولتهنّ»

عثمان‏بن مظعون، خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و از تصمیم خود نسبت به اخته و مقطوع النّسل کردن خود و عزلت و فاصله گرفتن از همسر و خانواده و اجتماع خبر داد. آن حضرت به شدّت او را از این کار منع کرد و فرمود: براى کنترل شهوت، روزه بگیر و به جاى ریاضت و رهبانیّتِ مردود به مسجد برو و در انتظار نماز بنشین و به جاى بیابان‌‏گردى، در جبهه‏‌هاى جنگ و حج و عمره شرکت کن، از همسر و عطریّات استفاده کن و از اموال خود به محرومان بده و از حرام‏‌ها دورى و هجرت کن، این راه و روش من است و هر که از این روش اعراض کند و توبه نکند، فرشتگان از ورود او به حوض کوثر منع خواهند کرد.

عاصم‏بن زیاد نیز تصمیم گرفت شیوه‏ زندگى خود را تغییر داده واز حلال‏‌ها و لذّت‏‌ها کناره گیرد. حضرت على(ع) آن تفکر را محکوم کرد و هنگامى که از آن حضرت پرسید: پس چرا خودتان این همه ساده ‏زندگى مى‏‌کنید؟ امام در پاسخ فرمود: من رهبر جامعه ما، خداوند بر رهبران لازم کرده که سطح زندگى خود را در سطح افراد ضعیف جامعه نگه دارند و در غم دیگران شریک باشند.

حضرت على(ع)در برخورد با خوارج متحجّر، هنگام اعزام نماینده خود ابن عبّاس به سوى آنان، به او دستور مى‏‌دهد بهترین لباس‏‌ها را بپوشد و خود را معطّر و خوشبو ساخته و با اسبى زیبا نزد آنها برود. بعضى آیه را این گونه تفسیر کرده‏‌اند که رزق و زینت دنیا، آمیخته با انواع تلخى‏‌هاست، ولى رزق و زینتِ آخرت، بی‏‌غصّه و خالص است.
۱- پیامبر، مسئول مبارزه با بدعت‏‌ها است. «قل مَن حرّم»
۲- اسلام، با زهد نابجا و ریاضت نامشروع و رهبانیّت، مخالف است «قل‏مَن‏حرّم»
۳- اصل در بهره‏‌گیرى از زینت‏‌ها و طیّبات، مباح بودن است، مگر دلیلى خاص بر حرمت آنها باشد. «مَن حرّم»
۴- استفاده مناسب از زینت و ترغیب مردم به آن، ارزشمند است. «زینة اللّه» زیرا زینت به خدا نسبت داده شده است.
۵ - راه رسیدن به خدا، ترک امور حلال و طیّب نیست، بلکه استفاده‏ بجا و رعایت قسط وعدل است. «قل مَن حرّم زینة اللّه...»
۶- اسلام، هماهنگ با فطرت و آیین اعتدال است، به نیازهاى طبیعى پاسخ مثبت مى‏دهد، آنچه را مفید است حلال مى‏شمرد و از آنچه ضرر دارد نهى مى‏‌کند. «مَن حرّم... أخرج لعباده»
۷- زینت، همچون غذا، مورد نیاز انسان است. (زینت در کنار خوارکى‏ها مطرح شده است) «زینة اللّه... و الطیّبات من الرّزق»
۸ - هدف اصلى از آفریدن نعمت‏‌ها، استفاده و برخوردارى مؤمنان است، گرچه کافران نیز بهره‌‏ مى‏‌برند. «قل هى للّذین آمنوا فى الحیاة الدنیا» البتّه در جاى دیگر مى‏‌فرماید: «انّا جعلنا ما على الارض زینة لها لنبلوهم أیّهم احسن عملاً» هرچه را روى زمین است، زینت آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدام یک بهتر عمل مى‏‌کنند»
۹- در بهره‌‏بردارى از نعمت‏‌هاى دنیوى، مؤمن و کافر یکسانند، ولى کامیابى قیامت مخصوص مؤمنان است. «للّذین آمنوا خالصة یوم القیامة»
۱۰- علم وعالم، جایگاه ویژه‏اى نزد خدا دارند. «کذلک نفصّل الایات لقوم‏یعلمون».

با این اوصاف می‌توان چنین نتیجه گرفت که خداوند متعال در این آیه به شکل بسیار شدیدی پاسخ کسانی را می‌دهد که گمان می‌کنند با تحریم و پرهیز از غذاها و روزی‌های پاک و حلال، می‌توانند زهد و پارسایی خود را به اثبات رسانند و این همان مسیر تقرب به خداوند است. بلکه خداوند متعال خطاب به پیامبر می‌فرماید هرگز روزی‌های پاک و زینت‌ها را تحریم نکرده است و اگر این امور حلال، بد بودند اساسا آنها را خلق نمی‌کرد. بنابراین، نعمات خداوند، حرام نیستند بلکه موهبت هستند و حرام آن چیزی است که مفسده‌ای را در پی داشته باشد.


- نظرات (0)

سوره حمد


سوره حمد

آیت‌الله «سیدجلال مجدهاشمی» شامگاه چهارشنبه (19دی) در مسجد جامع غدیر درباره اهمیت سوره حمد، گفت: سوره حمد نخستین سوره در ابتدای قرآن است که فضایل بسیار عجیبی دارد.

استاد حوزه علمیه افزود: گاهی در روایات چنان فضایلی برای سوره حمد نقل شده که تصور می‌شود با همه قرآن مساوی یا حتی برتر از آن است. در روایتی آمده است که خداوند فرموده برخی کلمات را بر برخی ترجیح داده است و این درباره سوره حمد است که کل قرآن یک طرف و این سوره طرف دیگر قرار می‌گیرد.

آیت‎الله مجدهاشمی بیان کرد: خداوند در قرآن کریم دو جا در خطاب به پیامبر(ص) از کلمه عطا کردم استفاده کرده یکی در سوره کوثر و دیگری در آیه 87 سوره حجر درباره سوره حمد است، و این نشان از ارزش و اهیمت این سوره دارد.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه قرآن عظمت زیادی دارد اما سوره حمد فراتر از آن عظت خاصی دارد، عنوان کرد: بسیاری از آیات قرآن کریم پیش از سوره حمد نازل شده اما پیامبر(ص) به علت عظمت و قداست این سوره فرمودند که آن در ابتدای قرآن نوشته شود.

وی ادامه داد: در آیات دیگر قرآن خداوند با بندگان صحبت می‌کند اما در سوره حمد خداوند به بندگان خود یاد داده که چگونه با او صحبت کنند.

آیت‌الله هاشمی مجد با بیان اینکه برای هر چیزی اساسی است و اساس قرآن سوره حمد است، اظهار کرد: در روایتی از ائمه معصومین(ع) آمده است که اگر سوره حمد را بر یک مرده خواندید و او زنده شد تعجب نکنید، خواندن هیچ سوره‌ای از قرآن کریم بر انسان واجب نیست اما خواندن سوره حمد در شبانه روز حداقل یک بار بر هر انسانی واجب است.

استاد حوزه علمیه با اشاره به فضیلت دیگر سوره حمد، بیان کرد: در روایت آمده که همه ادیان آسمانی در قرآن خلاصه شده، همه قرآن در سوره حمد، همه سوره حمد در بسم‌الله الرحمن الرحیم، همه بسم الله الرحمن الرحیم دربای بسم‌الله و همه بسم‌الله در نقطه زیر آن خلاصه شده که این نقطه محبت امیرمومنان امام علی(ع) است، در واقع این روایت چنین بیان می‌کند که هر چه خوبی به بشر عطا شده باشد در وجود امیرمومنان امام علی(ع) است.

وی افزود: پیامبر(ص) در شان امیرمومنان امام علی(ع) فرمودند که ای علی تو هضم در ذات خدا هستی؛ دشمنی با امیرمومنان امام علی(ع) نشانه حرامزادگی شخص است، مظلوم اول عالم بشریت امیرمومنان امام علی(ع) و مظلوم آخر فرزند ایشان امام زمان(عج) است ما شیعیان نباید اجازه دهیم که امام ما در مظلومیت و غرب باقی بماند.


- نظرات (0)

سورمُعَوِّذَتَیْن

معوذتین
دو سوره انتهایی قرآن کریم یعنی سوره‌های فلق و ناس را مُعَوِّذَتَیْن می‌نامند و روایت شده است که این دو سوره همزمان بر پیامبر وحی نازل شده است و خواص فراوانی برای آن دو ذکر شده است. اما امروز باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا به معرفی مُعَوِّذَتَیْن و همچنین علت نامگذاری این دو سوره به این نام بپردازد.

مُعَوِّذَتَیْن

مُعَوِّذَتَیْن (دو پناهنده)، به سوره‌های فلق و ناس می‌گویند که با «قُلْ اَعوذُ» شروع شده و متضمن تعویذ (پناه‌بردن به خدا) می‌باشند. به این دو سوره «مُشَقْشَقَتَیْن» نیز گفته می‌شود.

نزول یک‌باره دو سوره فلق و ناس

براساس روایتی که عقبة بن عامر از پیامبر (ص) نقل کرده است، معوذتین با هم و یکجا نازل شده‌اند. پیامبر (ص) فرمودند: «امشب دو سوره بر من نازل کردند که مثل آن ندیده‌ام یعنی معوذتین».

سیوطی هم که به همین قول معتقد بوده گفته این دو سوره مدنی هستند و در قصه سحر لبید بن اعصم، همانطور که بیهقی در دلائل النبوة نوشته نازل شده است.

زمان و وجه نزول

علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش روایتی از امام صادق (ع)، و سید هاشم بحرانی در تفسیر برهان به نقل از فضیل بن یسار روایتی از امام باقر (ع) نقل کرده‌اند که: پیامبر (ص) مریض شدند و تب ایشان شدت پیدا کرد. پس جبرئیل و (میکائیل) این دو سوره را برای شفای آن حضرت (ص) نازل کردند (جبرئیل به قرائت سوره فلق و میکائیل به قرائت سوره ناس در پایین پای آن حضرت برای شفا متوسل شدند.)

علت نام‎گذاری این دو سوره به معوذتین

قبل از جواب دادن به این سؤال تذکر این مسأله لازم است قرآن خود را به عنوان شفاء معرفی می‎کند و می‎فرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ خَساراً؛ و ما آنچه از قرآن فرستیم شفای دل و رحمت الهی به اهل ایمان است لکن کافران را به جز زیان چیزی نخواهد افزود» قرآن می‎تواند برای کسانی که به او تمسک می‎کنند و با او مأنوس هستند هم شفای ظاهری برای آن‌ها باشد و هم شفای معنوی و روحی او باشد.

امّا نسبت به این سوره از روایات این‎گونه استفاده می‎شود که اگر انسان خود یا دیگران را بوسیله این دو سوره تعویذ کند، مریضی او خوب می‎شود و از شروری که در این دو سوره بیان شده در امان خواهد بود، لذا از امام صادق " علیه السّلام " نقل شده که: «پیامبر " صلّی الله علیه و آله " مریض شدند، تب ایشان شدت پیدا کرد، جبرئیل (و میکائیل) این دو سوره را برای شفای پیامبر " صلّی الله علیه و آله " نازل کردند، جبرئیل به قرائت سوره فلق و میکائیل به قرائت سوره ناس در پایین پای آن حضرت برای شفا متوسل شدند».

هم‎چنین امام صادق " علیه السّلام " می‎فرماید: «پیامبر " صلّی الله علیه و آله " فرمود:اگر کسی خواست به دیگری بدی انجام بدهد، و او بخواهد که خدا این شخص را از او دور کند (و مانع بدی او شود) پس وقتی که او را می‎بیند بگوید: «اَعُوذُ وَ بِحَولِ اللهِ وَ قُوَتِهِ مِن حَولِ خَلقِهِ وَ قُوُّتِهِم» و سوره فلق را بخواند بعد هم این آیه را بخواند: «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ» در این صورت خداوند فریب هر فریب‎کاری و مکر هر مکرکننده‎ای و حسد هر حسدورزی را از او دور می‎کند و باید این کلمات را در صورت او بخواند».

باز نقل شده که امام رضا " علیه السّلام " یک فرد صرعی را (غشی) دید، یک کاسه آب درخواست کردو بعد امام " علیه السّلام " سوره حمد و سوره فلق و ناس (معوذتین) را قرائت فرمود: و در آب دمید، آب را روی آن مریض ریختند بعد هم مریض خوب شد و امام " علیه السّلام " فرمود: «دیگر به آن حالت بر نمی‎گردد»؛ و نقل شده که بسیار می‎شد پیامبر صلّی الله علیه و آله، امام حسن علیه السّلام و امام حسین علیه السّلام را با این دو سوره تعویذ می‎فرمود.

هم‎چنین پیامبر " صلّی الله علیه و آله " فرموده‎اند: «آیاتی بر من نازل شده که نظیرش نازل نشده و آن در سوره قل اعوذ است».
علامه طباطبایی در توضیح این حدیث می‎فرماید:شاید مراد پیامبر " صلّی الله علیه و آله " از این‎که فرمود: مثل این دو سوره بر من نازل نشده، این باشد که تنها این دو سوره در مورد عوذه و حرز نازل شده و هیچ سوره‎ای دیگر این خاصیت را ندارد.

پس می‎توان گفت:این دو سوره خاصیت تعویذ (پناه بردن به خدا) را دارد که باعث می‎شود انسان با این دو سوره خود را از شروری حفظ کند و بدین جهت این دو سوره به معوذتین نام‎گذاری شده است. در سوره فلق به پیامبر " صلّی الله علیه و آله " دستوری می‎دهد از چند چیز به خدا پناه ببر البتّه این دستور اختصاصی به پیامبر " صلّی الله علیه و آله " ندارد.



- نظرات (0)

چشم زخم

چشم زخم
سحر و جادو از توانمندی‌های ذاتی بشر است و انسان‌ها می‌توانند به اعتدال ذاتی و غیر اکتسابی به این توانایی به صورت فعلی دست یابند و یا با آموزش و پرورش، استعداد و توانمندی ذاتی خویش را در این زمینه آشکار سازند. روایات بسیاری در مورد چشم زخم و سحر جادو از ائمه نقل شده است.

بسیاری از مردم معتقدند که در بعضی از چشم‌ها اثر مخصوصی است که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرد، ممکن است آن را از بین ببرند یا در هم بشکنند، و انسان را بیمار یا دیوانه کنند.

این باور از نظر عقلی امر محالی نیست. امروزه بسیاری از دانشمندان معتقدند که در بعضی از چشم‌ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده است که کارایی زیاد دارند و حتی با تمرین و ممارست می‌توان آن را پرورش داد. خواب مغناطیسی، از طریق همین نیروی مغناطیسی چشم‌ها انجام شدنی است.

چشم زخم در اسلام و چشم زخم از نظر ائمه

چنانچه از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «تاثیر چشم زدن حق است و امین نیستی که چشم تو در خودت یا در دیگری تاثیر کند. پس اگر از تاثیر چشم می‌ترسی سه مرتبه بگو: ماشاء الله لا قوة الا بالله العلی العظیم؛ اگر یکی از شما زینتی بکند و خوش آیند باشد، چون از منزل خود بیرون رود سوره فلق و ناس بخواند تا از چشم به او ضرر نرسد» (بحارالانوار)

در نهج البلاغه از قول امیر المومنین علیه السلام آمده است:

چشم زخم یا چشم کردن حق است و واقعیت دارد. (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، کلمات قصار، ش. ۴۰۰)

در حدیث آمده که چشم زخم حق است و واقعیت دارد. هر گاه کسی از شما انسان یا چیز زیبایی را دید و از آن خوشش آمد بگوید:آمنت بالله و صلی الله علی محمد و آله، در این صورت چشم او تأثیر منفی نخواهد داشت. (همان، ج. ۶۰، ص. ۱۸)

امام رضا علیه السلام برای رهایی از چشم زخم چنین توصیه ای دارند:

راوی می‌گوید: از آن حضرت پرسیدم:چشم زخم واقعیت دارد؟ ایشان فرمودند:آری، هرگاه تو را چشم زنند، کف دستت را مقابل صورتت قرار ده و سوره حمد و قل هو الله احد و معوذتین را قرائت کن و هر دو کف را به صورتت بکش. خداوند تو را از گزند آن حفظ می‌کند. (مکارم الاخلاق، ص. ۴۷۴)


حاج شیخ عباس قمی در مفاتیح ذکر کرده که برای در امان ماندن از چشم زخم این دعا خوانده شود:

اَللّهُمَّ رَبَّ مَطَرٍ حابِسٍ وَ حَجَرٍ یابِسٍ وَ لَیْلٍ دامِسٍ وَ رَطْبٍ وَ یابِسٍ رُدَّ عَیْنَ الْعایِنِ عَلَیْهِ فی کَبِدِهِ وَ نَحْرِهِ وَ مالِهِ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَری مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ اِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ. (شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، فهرست کتاب باقیات صالحات (حاشیه مفاتیح الجنان)، باب سیم، حرز‌های چشم زخم)

پیشگیری را هم جدی بگیریم

اولین راه مقابله را اسلام پیشگیری معرفی می‌کند به همین جهت به ما فرموده اند امکانات خود را خیلی به نمایش نگذارید. (واستر ذهبک و ذهابک و مذهبک، پنهان کنید درآمد، مخارج و دینتان را (التحفه السنیه (مخطوط)، السید عبد الله الجزائری:۳۳۰- ۳۳۱)

چشم زخم در بینش قرآنی

در آیه ۶۷ سوره یوسف به امکان و حقانیت چشم زخم اشاره می‌کند.

در این آیه حضرت یعقوب (علیه السلام) به فرزندان خویش فرمان می‌دهد که هنگام ورود به مصر از یک دروازه شهر وارد آن نشوند و از آن جایی که فرزندان ده گانه ایشان افرادی زیبا و تنومند و جوان بودند از ایشان می‌خواهد برای در امان ماندن از چشم زخم مردم مصر از دروازه‌های متعدد وارد شوند تا به چشم نیایند. (المیزان ج. ۱۱ ص. ۲۱۸)

بنابراین می‌توان گفت که چشم زخم امری پذیرفته شده در بینش و نگرش قرآنی است. (مجمع البیان ج. ۵ و ۶ ص. ۳۸۰)

آیه ۵۲ سوره قلم را بعضی گفته اند:آمدند بر پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله چشم زخمی بزنند، که این آیه نازل شد: وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ: و آنان که کافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزی نمانده بود که تو را چشم بزنند، و می ‏گفتند: «او واقعاً دیوانه‏‌ای است.»

مرحوم علامه طباطبائی (ره) در توضیح آیه فرموده اند:"منظور از «ازلاق به ابصار» در «لیزلفونک» در آیه ۵۲ قلم بنابر نظر همه‌ی مفسرین، چشم زدن است که خود نوعی از تأثیرات نفسانی است و دلیل عقلی بر نفی آن نداریم، بلکه حوادثی دیده شده که با چشم زدن منطبق هست. با این حال دلیلی ندارد که ما آن را انکار کرده و بگوییم یک عقیده‌ی خرافی است. (المیزان، ج. ۱۹، ص. ۴۶۸)

هرگاه تو را چشم زنند، کف دستت را مقابل صورتت قرار ده و سوره حمد و قل هو الله احد و معوذتین را قرائت کن و هر دو کف را به صورتت بکش. خداوند تو را از گزند آن حفظ می‌کند. (مکارم الاخلاق، ص. ۴۷۴)

یادآوری :

لازم به یادآوری است که قبول تأثیر چشم زخم به طور اجمال به این معنی نیست که به کار‌های خرافی و اعمال عوامانه در اینگونه موارد پناه برده شود؛ که هم بر خلاف دستورات شرع است، و هم سبب شک و تردید افراد ناآگاه در اصل موضوع است، همانگونه که آلوده شدن بسیاری از حقایق با خرافات این تأثیر نامطلوب را در اذهان گذارده است.

دعای رفع چشم زخم,نماز رفع چشم زخم

خواندن آیه و ان یکاد الذین برای رفع چشم زخم مفید است.

۱- هنگام اذان در جایی که زندگی می‌کند، با صوت جهر و آشکار{صدای بلند مثل نماز صبح}، اذان بگوید.
۲- پس از نماز صبح ۵۰ آیه از قرآن را با صوت جهر و آشکار تلاوت نماید.
۳- دو سوره‌ی معوّذتین (فلق و ناس) را زیاد بخواند.
۴- پیش از خواب ۴ قل (یعنی سوره‌های کافرون، توحید، ناس و فلق) را بخواند.
۵- همراه خود قرآن داشته باشد.
۶- آیه الکرسی را فراوان بخواند وآن را نوشته و در خانه نصب کند.
۷- صدقه دادن و تکرار معوذتین و تکرار لاحول و لا قوۀ الا بالله.
۸- حرز امام جواد علیه السلام را همراه داشته باشد مثلاً در انگشتری؛ و این حرز باید روی پوست آهوی ۶ ماهه‌ی تهامه نوشته شود. (حقیر می‌گویم طبق احادیث انگشتر ۷ جلال و عقیق یمنی اصل هم برای حفاظت خوب است.)

درمصباح کفعمی است هر کس سوره یس را بنویسد و با خود حمل کند از شر جن و چشم زخم در امان است. (کتاب پرسش‌های شما و پاسخ‌های آیة الله بهجت- جلد اول)


- نظرات (0)