سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

فضائل تلاوت سوره یس

 
یس
یس، و نام های دیگرش «عزیزه؛ معمّه(شامل شونده)، مدافعه قاضیه(دفع کننده برآورده) سی و ششمین سوره قرآن است که مکی و دارای ۸۳ آیه است.
از رسول گرامی اسلام روایت شده قرائت کننده این سوره نزد خداوند شریف خوانده می شود و این سوره برای قاری خود شفاعت می کند.
در روایتی دیگر از ایشان آمده: سوره «یس» در تورات «معمّه: شامل شونده» نام دارد چون خیر دنیا و آخرت را شامل حال قرائت کننده خود می کند و بلاهای دنیا و سختی های آخرت را از او دور می کند.
و نیز «قاضیه: دفع کننده برآورنده» نامیده می شود چون از قاری خود، هر بدی را دفع کرده و همه حاجت های او را روا می کند و قرائت آن سوره پاداشی برابر بیست حج دارد. و گوش سپردن به صدای قرائت آن، معادل با ثواب هزار دینار انفاق در راه خداست.۱
در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر کس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است که ده بار قرآن را ختم نماید. ۲
ایشان همچنین فرمودند: هر کس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند ۱۲ ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره ۱۰ فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می کنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند. ۳
از ابی بصیر روایت شده که حضرت صادق علیه السلام فرمودند: براستی برای هر چیزی قلبی است و قلب قرآن سوره یاسین است هر کس آن را قبل از خواب یا در روز، قبل از آنکه شام شود بخواند در آن روز از محفوظین و بهره مندان باشد تا آنکه شام کند و هر کس در شب قبل از خواب آن را تلاوت کند خداوند بر وی ۱۰۰۰ فرشته بگمارد تا او را از شر بدی و هر شیطان رانده شده و هر آسیب حفظ کنند و هر گاه در همان روز بمیرد خداوند او را وارد بهشت گرداند و ۳۰ هزار فرشته هنگام غسلش گرد آیند و برای او طلب آمرزش کنند و با استغفار او را مشایعت و بدرقه نمایند تا کنار قبر، و چون او را به قبر برند آن فرشتگان جمله در قبر با وی درآیند و خدا را عبادت کنند و ثواب او را به مرده دهند و قبرش تا هر کجا که چشم ببیند فراخ گردد و از فشار قبر ایمن باشد و همیشه از قبرش تا آسمان نوری تابان باشد تا اینکه خداوند او را از قبر بیرون آرد و چون او را برانگیخت فرشتگان خدا با او هستند و بدرقه اش کنند و با وی به گفتگو پردازند و به رویش لبخند زنند و به هر خیر و نیکی مژده اش دهند تا او را از صراط و میزان بگذرانند و در پایگاه قربی او را بدارند که هیچ مخلوقی را جز مقربان و فرستادگان حق آن مقام و منزلت و قرب را باشد، و وی با پیامبران در آن درگاه نزد خدای تعالی باز ایستد و با غمخواران غم نخورد و با اندوهگینان اندوه نکشد و با زاری کنندگان زاری نکند.
آنگاه خداوند تعالی گوید: ای بنده من شفاعت کن هر که را خواهی ،که شفاعت را درباره همه بپذیرم و حاجت بخواه که هر چه خواهی به تو دهم پس وی حاجت را از خدا بخواهد که برآورده شود و شفاعت کند که پذیرفته گردد و حساب او را چون دیگران نکشند و در آنجا چون دیگران بازداشت نشود و چون از زبونان و خوار شدگان زبون و خوار نگردد و به نکبت گناه و عمل زشتی که از او سر زده گرفتار نشود و برات آزادی او را سر گشاده بدو دهند تا اینکه از درگاه الهی به زیر آید و همه مردم از روی تعجب گویند: «سبحان الله» این بنده را حتی یک گناه نبود او از همدمان محمد صلی الله علیه و آله وسلم خواهد شد.
از جابر جعفی روایت شده که امام باقر علیه السلام فرمودند: هر کس سوره یاسین را در عمر خود یک بار بخواند خداوند به شماره تمام آفریده هایش در این جهان و آن جهان و آنچه در آسمان است به عدد هر یک ۲۰۰۰ حسنه در نامه عملش ثبت فرماید و به همین مقدار از گناهان او محو سازد و دچار تنگدستی و زیان و بدهکاری و خانه خرابی نشود و بدبختی و دیوانگی نبیند و مبتلا به جذام و وسواس و دودلی و بیماری های مضر نگردد و خداوند سختی و دشواری مرگ را بر او آسان کند و خود متصدی و مباشر قبض روح او باشد و از جمله کسانی خواهد بود که خداوند فراخی زندگی او را به عهده گرفته و ضامن خوشحالی او هنگام مرگ گردیده و خشنودیش را آخرت تضمین کرده و همه فرشتگان آسمان و زمین را خطاب فرموده که من از بنده راضی هستم پس برای او آمرزش بطلبید.۴
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم هر کس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند ۱۲ ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره ۱۰ فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می کنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند
آثار و برکات سوره
۱) آثار دهگانه قرائت سوره یس:
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به امیرالمؤمنین فرمودند: ای علی! «یس» را بخوان که در آن ده اثر است: هر که آن را قرائت کند:
۱) اگر گرسنه باشد سیرگردد؛
۲) اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛
۳) اگر عریان باشد، پوشانیده گردد؛
۴) اگر عزب باشد، ازدواج کند؛
۵) اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛
۶) اگر مریض باشد، عافیت یابد؛
۷) اگر زندانی باشد، نجات یابد؛
۸) اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛
۹) نزد میت خوانده نمی شود مگر اینکه خدا بر او آسان گیرد؛
۱۰) اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا کند.۵

۲) پیدا شدن گمشده
شخصی به امیرالمؤمنین علی علیه السلام عرض کرد: بفرمایید وقتی چیزی یا کسی گم می شود چه باید بکنم؟
حضرت فرمودند: دو رکعت نماز بخوان و در هر دو رکعت بعد از حمد «یس» بخوان و بعد از آن بگو: یا هادی الضالّهِ رُدَّ عَلَی ضالَّتی» ای هدایت کننده گمشدگان، گمشده ام را به من برگردان.
شخص می گوید: من این کار را کردم و بعد از مدتی خداوند گمشده ام را به من برگرداند.
۳) جهت امنیت یافتن از چشم زخم و شر جن
در کتاب المصباح آمده: هر کس سوره «یس» را با خود همراه داشته باشد از چشم زخم و از شر جنیان در امان بوده و خواب های خوش می بیند.۶
۴) داشتن قلبی نیرومند و ذهن قوی
اگر می خواهید قلبی نیرومند و ذهنی قدرتمند داشته باشید به سخن امام صادق علیه السلام عمل کنید که فرمود: هر کس در نهم شعبان سوره «یس» را با گلاب و زعفران نوشته و بنوشد در حفظ و امان خواهد بود و قلبش نیرومند و ذهنش قوی می گردد۷
۵) برای دیدن پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم در خواب
در حاشیه زادالمعاد علامه مجلسی آمده جهت دیدن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در خواب، سه شب و هر شب سی مرتبه «آیه ۴۲ یس» را بخواند.۸
۶) رفع فقر
جهت رفع فقر هر بامداد «آیه ۶۸ یس» را قرائت کند.۹
۷) دوای دردها
از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس سوره یس را نوشته و پس از شستن از آب آن بنوشد در درونش هزار گونه دوا و نیز هزار گونه نور و یقین و برکت و رحمت را وارد کرده است و هر گونه دردی را از او دور می کند. ۱۰
در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر کس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است که ده بار قرآن را ختم نماید
ختم مجرب
برآورده شدن حاجت مشروع
۱) یکی از بزرگان و عارفان می گوید:
سوره یاسین را بسیار می خواندم و هر حاجتی که داشتم به تلاوت این سوره به این شکل مداومت می نمودم.
در سوره یس هفت «مبین» وجود دارد؛ به هر مبین که رسیدی این دعا را ۳مرتبه بخوان:
«بسم الله الرحمن الرحیم، سبحان المنفّس عن کل مدیون، سبحان المفرج عن کل محزون، سبحان الناصر عن کل مظلوم، سبحان المخلص عن کل مسجون، سبحان من جعل خزائنه بین الکاف و النون، سبحان انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون، سبحان الذی بیده ملکوت کل شی و الیه ترجعون.»۱۱
۲) از حضرت سلمان فارسی رحمه الله روایت شده اگر کسی ده روز بعد از نماز صبح قبل از سخن گفتن با کسی، سوره یس را بخواند و این دعا را قبل از تلاوت سوره مزبور ده مرتبه بخواند بعد سوره را بخواند هر حاجتی را که بخواهد انجام شود. انشاءالله زیرا که اسم اعظم خداوندی در این دعا است:
«بسم الله الرحمن الرحیم، یا قدیم یا دائم یا حی و یا قیوم یا فرد و یا وتر یا واحد یا احد یا صمد یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد و صلی الله علی محمد و اله اجمعین برحمتک یا ارحم الراحمین.»۱۲
۳) کسی که می خواهد مشکلش حل شود شب جمعه، چهار رکعت نماز بخواند و به این ترتیب که می آید:
در رکعت اول: بعد از سوره «حمد» سوره «یس» را بخواند و سپس به رکوع رود و هنگامی که سر از رکوع بر می دارد صد مرتبه این ذکر را بگوید:
«واذا سلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی ولیومنوا بی لعلهم یرشدون» (بقره، ۱۸۶).
در رکعت دوم: حمد را دو مرتبه، سوره «یس» را یک مرتبه بخواند و بعد از آن قنوت را بجای آورد و به رکوع رفته و پس از سر برداشتن از رکوع همان ذکر (بقره، آیه ۱۸۶) را صد مرتبه تکرار کند و به سجده رود و پس از دو سجده تشهد را بخواند اما بدون سلام برخیزد مثل کاری که در نماز ظهر انجام می دهد.
در رکعت سوم: «حمد» را سه مرتبه و «یس» را یک بار و رکوع را بجای آورد و پس از سربرداشتن از رکوع این ذکر را صد مرتبه بگوید: «فسیکفیکهم الله و هو السمیع العلیم»(بقره، آیه ۱۳۷).
در رکعت چهارم: حمد را چهار مرتبه بخواند و «یس»را یکبار بخواند و بعد از رکوع بگو: «یا ربِّ إدْفَعْ عَنّی الضُّرَّ وَ انْتَ اَرْحَمُ الراحِمینْ» .
پس از دو سجده و تشهد و سلام به سجده برود و پیشانی را برزمین بگذارد و صد مرتبه این ذکر را بگوید: «استغفرالله» و بعد از آن گونه راست را بر زمین بگذارد و صد مرتبه بگوید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» و بعد گونه چپ را بر زمین بگذارد و بگوید: «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» (یس، ۸۲) و پس از آن حاجت را بخواهد که انشاءالله برآورده خواهد شد.۱۳
۴) برای برآورده شدن جمیع حاجات و سایر مهمات مجرب است به هر نیت که باشد سه نوبت سوره «یس» بخواند و هر نوبت که می خواند احتیاط می کند هرگاه به لفظ مبین می رسد یک انگشت خود را گره می کند بعد از آنکه سوره را تمام کرد سه نوبت این دعا را بخواند:
«سبحان المفرج عن کل مهموم سبحان المنفس عن کل مدیون سبحان من جعل خزائنه بین الکاف و النون انّما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی ء و الیه ترجعون یا مفرج الهم فرج یا مفرج الهم فرج یا مفرج.» ۱۵
طرز خواندن سوره یاسین
 اغلب مؤمنین شناخت عمیقی از «سوره یس» ندارند و از مناقب و فضائل و آثار دنیوی و اخروی آن غافل هستند. لذا در دام مشكلات،غم‌ها و غصه‌ها و كدورت‌ها گرفتار می مانند . اما در مجلس محبّت و مودّت مقرّبان درگاه خداوند ،از «سوره یس» سخن بسیار است .
 انسان با اندك توجّهی به بیانات پیامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) و بزرگان مكاشفه و سیر و سلوك، به این حقیقت پی می برد كه
 سوره یس از موقعیت ویژه و مرتبه‌ای بس بلند برخوردار است و‌اگر آدمی بتواند با آن فضایل و مناقب آشنا شود، خواهد توانست فواید كاملی را از آن خود سازد.
 امامان (ع) برای این كه مؤمنان را از موقعیت ممتاز این سوره كه چونان قلّه‌ای پوشیده از فضایل است ،آگاه كنند، فرموده اند:
 «یس قلب قرآن است».
 موقعیت ممتاز و جایگاه برتر و منحصر به فرد بودن قلب در بدن انسان بر كسی پوشیده نیست.
 فرشتگان ویژه
 خداوند عالم برای تدبیر امور‌جهان ، فرشتگانی بی‌شمار را خلق كرده است . برخی از آن ها مأمور نوشتن اعمال خوب و بد آدمیان ، برخی مأمور حفظ انسان از بلایا و گرفتاری ها و برخی مأمور محاسبه‌ میزان نعمات و فیوضات الهی همچون باران ، برگ و… هستند.
 هر یك از سوره ها و آیات و حروف قرآن كریم نیز دارای فرشتگانی می‌باشد كه بر آن «موكّل» هستند . مثلاً سوره ناس ،‌ فرشتگان خاص خود دارد و سوره قیامت فرشتگانی دیگر، هرگاه كه یكی از این سوره‌ها را می‌خوانید ،‌ فرشتگان خاص آن سوره با شما همراه شده برای شما دعا می كنند. به این فرشتگان اصطلاحاً «ملائكه موكَّل» می گویند.
 طبق روایتی ، سوره انعام كه یكی از با فضیلت‌ترین و با اهمیت‌ترین سوره های قرآن است ،هشتاد هزار فرشته مأمور دارد كه هنگام نزول ، همراه این سوره بودند و اكنون نیز هرگاه كسی سوره را تلاوت كند ، در حقّ او دعا و استغفار می كنند.
 از این نگاه ،‌
 سوره یس دارای موقعیت برتری است ؛ زیرا اگر بر هر سوره یا آیه و یا حرفی از آیات، یك فرشته موكل باشد ،
 در سوره یس بر هر حرف ، 10 فرشته موكّل است كه وقتی آن سوره را می خوانید در برابر شما صف می كشند و برای شما استغفار می كنند . چنین فضیلتی برای سوره دیگر ذكر نشده است . این از لحاظ كمیت است كه فرشتگان این سوره بیش از دیگر سوره‌هاست ؛ امّا از نظر كیفیت نیز نكته ای قابل توجه وجود دارد كه آن را كسانی كه شب و روز با این سوره مأنوس بوده و عمری را با آن به سر برده اند، اظهار كرده اند .
 فرشتگان سوره یس ، از سنخ دیگری هستند
 فرشتگان این سوره از سنخ دیگری هستند ؛ بسیار با صفا و مهربانند؛ با یك مرتبه خواندن سوره یس ،
 با قاری مأنوس و رفیق می شوند و برای خواننده آن، كارگشایی و استغفار می كنند .آن ها هیچ‌گاه او را تنها نمی‌گذارند و اگر در این دنیا پی نیازی رود ،
 آنها نیز نیاز او را پی گیری می كنند و برآورده می‌سازند .
 این مهربانی بسیار كه در نهاد این فرشتگان گذاشته شده است ، منشأ آثار بسیاری است كه برای سوره یس شمرده شده است .
 در واقع یكی از اسرار این سوره در این فرشتگان مخصوص و ویژه می باشد .
 حضور در قلب
 كسانی كه با سوره یس انس دایم داشته اند و «اهل یس» گشته اند می گویند:
 انسان زمانی می تواند از آثار و بركات این سوره شریفه بهره كامل را ببرد كه آن را در قلب خود جای دهد و حفظ نماید؛
 آن گاه آثار و شادابی به تمام وجودش سرایت می كند و هستی او را تحت تأثیر قرار می دهد.
 فرق است بین كسی كه از چشمه آب می آورد و كسی كه چشمه در داخل منزل او می جوشد .
 و نیز، تفاوت است
 بین كسی كه با شیشه عطر، خود را معطّر سازد با آن كس كه وجودش منشأ خوشبویی باشد و فردی كه سوره یس را حفظ كند،
 مانند كسی است كه وجودش منبع بوی خوش باشد.
 پیامبر اكرم(ص) كه بر تمام جوانب شگفتی های این سوره آگاه بود و هر لحظه ، آن ها را لمس می‌كرد ، فرموده است :
 « لَوَددْتُُ أنَّها تكون فی قَلب كلِّ انسانٍ ؛
 از صمیم قلب می گویم : ای كاش این سوره در قلب هر انسانی جای گیرد.»
 و جالب این است كه پیامبر (ص) نمی‌فرمایند هر مؤمن یا مسلمان یا خویشاوندان ؛ بلكه ایشان ،
 این توفیق را برای هر انسانی آرزو می كند.
 شگفتی فراگیر
 
با مطالعه تاریخ در می یابیم از همان صدر اسلام ،از این سوره با شگفتی یاد می‌شده و فضایلش معروف بوده است . حتّی گاهی بزرگانی را به فكر وا می داشته كه این همه فضیلت برای این سوره ناشی از كدام یك از آیات آن است .
 ابن عباّس می گوید :
 ‌مدّت ها فكر می كردم كه منشأ این همه فضیلت در سوره یس چیست . او می گوید تمام آثار و فضایل این سوره به دلیل وجود این آیه شریفه‌است :
 « إنَّما أمْرُهُ إذا أرادَ شَیئاً اَنْ یقولَ لَهُ كُنْ فَیكُونَ ؛همانا فرمان او چنین است كه هرگاه چیزی را اراده كند، تنها به آن می گوید:
 «موجود باش ! ، آن نیز بی درنگ موجود می شود.»
 طرز خواندن سوره یس
 بزرگانی كه خود با این سوره مأنوس بوده‌اند اغلب برای شاگردان و افراد پاك نهاد در مورد قرائت آن سوره دستورالعمل هایی نیز داشته‌اند.
 عارف بلند پایه ، آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی(ره) به شاگردان چنین سفارش می كردند كه هرشب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن ، 14 صلوات بفرستید . یعنی این سوره را در بین این صلوات‌ها قرار دهید .بی شك این 14صلوات هم یكی از اسرار مهم سیر و سلوكی در مكتب اهل بیت است. آن بزرگ مرد فرموده بودند : بنده در زندگی به هرچه كه رسیده‌ام و هرچه به دست آورده‌ام از بركت این سوره می باشد.
 حضرت آیت اللّه العظمی وحید خراسانی (دام ظلّه) نسبت به سوره یس مراقبتی ویژه دارند ؛ خودشان هر روز صبح می‌خوانند و به شاگردان هم می فرمایند كه هر روز صبح سوره یس را بخوانید و ثواب آن‌را هم به حضرت زهرا (س)هدیه كنید . 
 منبع : مقاله محمد عبداللهیان پیرامون " سوره یس " سایت :www.askquran.ir





(۱) مجمع البیان،ج۸، ص۲۵۴
(۲) الدر المنثور، ج۵، ص ۲۵۶.
(۳) مجمع البیان، ج۸، ص ۲۵۴.
(۴) درمان با قرآن، صص۸۲-۷۹
(۴)الدعوات، ص۲۱۵
(۵)المصباح کفعمی، ص۱۸۲
(۶)المصباح کفعمی، ص۳۱۳
(۷) مستدرک الوسائل، ج۴، ص۳۱۳
(۸)زاد العماد، ص۵۱۱
(۹) همان، ص۴۹۰
(۱۰)مجمع البیان، ج۸، ص۲۵۴
(۱۱) قرآن درمانی روحی و جسمی، ص۱۸۷
(۱۲)گوهر شب چراغ، ج۲، ص۱۸
(۱۳)بحارالانوار، ج۸۹، ص۳۲۱
(۱۴)کشکول ارومیه ای،ص۱۴۸
منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی محسن آشتیانی، سید محسن موسوی؛ و درمان با قرآن،محمدرضا کریمی»



- نظرات (0)

فهم مشترک از قرآن، فصلی مغفول در دنیای اسلام

 
قرآن

اگر در سطح فهم حداقلی قرآن در جهان اسلام قدمی برمی داشتیم چه بسا خیلی از این اختلافات به آسانی حل شده و حتی سوء تفاهم ها نیز برطرف می شد.

به گزارش خبرنگار مهر، یادداشت پیش رو به قلم جواد مظفری، دانش آموخته دانشگاه مذاهب اسلامی از نظر می گذرد؛

قرآن در محیطی نازل شد که تعداد با سوادان آن طبق گزارشات تاریخی به ۱۷ نفر می‌رسید! و در مدت ۲۳ سال نزول قرآن عرب با همان سطح سواد و دانش خود مفهوم اصلی قرآن را می فهمید و در حالیکه هنوز فِرَق کلامی و فقهی پیدا نشده بودند، اختلافی در آن نمی کردند و به محض اختلاف آن را به پیامبر ارجاع می‌دادند! پیامبر (ص) فرمود: «لاتَختَلِفُوا ،فَإنَّ مَن کانَ قَبلَکُم اِ ختَلَفُوا فَهَلَکوا» اختلاف نکنید، آنان که قبل از شما بودند اختلاف کردند و هلاک شدند.

روزگار این ایام خوش بلافاصله بعد از وفات پیامبر به سر آمد و دریچه هایی از فهم خاص و شیوه نگاه به آیات قرآن باز شد. به هرحال اکنون که هزار و چهارصد و اندی سال از نزول قرآن می‌گذرد با وجود پیدایش علوم مختلف این اختلافات فهم، امری اجتناب ناپذیر است.

اما باز هم مساله فهم قرآن امری غریب نیست و خداوند عالم دریچه  فهم قرآن را  نبسته است به طوری که در سوره قمر  فرمود :«وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ» (۴۰) ما قرآن را برای یادآوری آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکّر شود؟!  

اگر ما در سطح فهم حداقلی قرآن نیز در جهان اسلام قدمی برمی داشتیم چه بسا خیلی از این اختلافات به آسانی حل شده و حتی سوء تفاهم ها نیز برطرف می شد.

مثلا اگر به برخی از مسلمانان بگوییم آیا پیامبر(ص) هم اکنون به ما آگاهی دارد یا نه؟ خواهند گفت پیامبر مرده است و نمی شنود و حتی کار را فراتر برده و به مکتبی اتهام شرک وارد می‌کنند در حالیکه اگر همین آیه از سوره توبه را به او نشان دهیم از این اندیشه رهایی می یابد؛ «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ ۖ وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» [٩:١٠٥] بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می‌بینند! و به زودی، بسوی دانای نهان و آشکار، بازگردانده می‌شوید؛ و شما را به آنچه عمل می‌کردید، خبر می‌دهد!»

و یا اگر به بعضی مسلمین بگوییم که ما باید نسبت به اهل بیت پیامبر چگونه باشیم؟ خواهند گفت حب آن ها فرض است برما. حال آنکه نمی‌دانند آیه قرآن مرتبه ای بالاتر از حب را از مسلمین می‌خواهد و آن مودت است و از این طریق اتهاماتی را از مکتبی پاک می‌سازیم.(( قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی ))

و همچنین اگر مسائل هرمنوتیک را کنار بگذاریم و فهم ساده‌ خویش از ترجمه معمولی قرآن را به کار ببندیم بسیاری از اختلافات به اشتراکات مبدل می شود! یا در ارتباط با برخی احادیث ضعیف، که موجب شده تا برخی مکاتب خاص با بهانه  تکفیر دیگر مکاتب خون ها بر زمین بریزند و فکر هایی را تعطیل کند. در حالیکه طبق دستور معصومین(ع) اگر آن احادیث را در کنار قرآن قرار دهیم و با آن بسنجیم، پی می‌بریم که آن احادیث ضعیف را باید به دیوار زد.

نقطه  ضعف ما دوری از قرآن است...

فهم آن را بر خود سخت دانستیم و برطاقچه اتاقش گذاشته‌ایم. اصلا اگر یکی از مشترکات ما مسلمین قرآن است. خود قرآن اقیانوسی ست که هر گوشه  آن نیز نقطه  اشتراکی برای همدلی و همزیستی مسلمین می باشد! این اقیانوسی که قطره قطره آن شفای دل هاست! و چون دژ محکمی مقابل دشمنان اسلام، قلوب مسلمین را متحد می سازد و به آن نیرو می بخشد! اما افسوس که بر این نقطه  اشتراکمان غباری به پهنای دوری  و غفلت ما ازآن نشسته است.

کلیشه نمی گویم! حقیقتی است که از آن غافلیم و به دنبال فلان ایده غربی برای اتحاد جهان اسلام می گردیم! و این را نه به این منظور بگوییم که استفاده از راهکار های غرب مذموم است! نه! منظور این است که گنجی که در دستمان است را خوب درنیافتیم! و آن قدر این حقیقت برای پیامبرمان درد آور است که خداوند عالم از زبان ایشان در سوره  فرقان می‌فرماید: وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا (۳۰) و پیامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند».

و اما کلام آخر:

اولا قرآن را از طاقچه  اتاقهایمان برداریم و آیه آیه‌ آن را ابتدا بر لوح وجود خودمان سپس سایرین بنگاریم و از این لطف آسمانی خود را محروم نکنیم. ثانیا وقتی دانستیم اختلاف مذموم است و ثمره  ورود برخی علوم مختلف به  عرصه  فهم قرآن، نامیمون و نامبارک حاصل شد، بر ماست که مقابل این علومی که خیر خواه نیستند بایستیم و دریچه  اختلافات را گسترده تر نکنیم.

و در قدمی دیگر تلاشی برای ایجاد فهم مشترک از قطره قطره  دریای معرفت آن داشته باشیم. فهمی که کنایه ها، تشبیهات، تمثیلات را در یابد. یعنی فهم یک انسان عادی و نه سیر در اعماق و بواطن آن که مخصوص به خواص است. البته به هیچ وجه منظور این نیست که از تعمق در آیات قرآن پرهیز کنیم بلکه منظور در آن به کار بستن آن سطح فهمی است که مورد فهم عوام جامعه است می باشد. وگرنه پی بردن به حق و راز و رمز آفرینش جز با تامل و تعمق امکان پذیر نیست. اما این قرآن برای همه  اقشار جامعه سطح بیان خود را تنظیم ساخته و منظور ما اینست که در همین سطح ساده  فهم بسیاری از مسائل را که نقل و نبات مجالس مردم عادی نیز هست را می‌توان برطرف نمود!


- نظرات (0)

درمان جن و طلسمات با قرآن

جادو

به راستی آیا این امور واقعیت دارند؟ آیا ممکن نیست این حالات توهمات افراد باشند؟ اگر واقعیت دارد آیا همه این امور یک چیزند و از یک نوع محسوب می‏شوند؟ اگر واقعیت دارند چه میزان تأثیر دارند و شکل تأثیر آن چگونه است و از چه طریقی نفوذ می‏کنند؟ در نهایت چگونه می‏توان از تأثیر آن‏ها جلوگیری کرد؟

در این نوشتار به این سۆالات پاسخ داده می‏شود.

 

حقیقت قوای غیر عادی

ابتدا باید دانست نیروهای غیر عادی که در سایه قدرت الهی در هستی وجود دارند به چهار دسته کلی تقسیم می‏شوند:

1. نیروهای ضمیمه‏ای   2. نیروهای آیینی    3. نیروهای روحی    4. نیروهای معنوی.(در این نوشتار تنها به دسته اول و دوم می‏پردازیم)

دسته اول که نیروهای ضمیمه‏ای است خود شامل دو دسته شیاطین و جنیان است. بدین جهت به این دسته، قوای ضمیمه‏ای گفته می‏شود که ماهیتی جدای از انسان داشته و از وجودی مستقل برخوردارند و انسان‏ها اگر بخواهند آن‏ها را به خدمت بگیرند باید قوای آن‏ها را به خود ضمیمه کنند.(ضمیمه یک موجود به موجودی دیگر)

دسته دوم نیروهای آیینی‏اند. این نیروها با استفاده از قدرت الفاظ اوراد، اعداد، جداول و رموز در عالم ایجاد می‏شوند. این نیروها چون در قالب آیین و مناسک فعال می‏شوند آیینی نام دارند: مانند سحر، جادو و طلسمات.

دسته سوم نیروهای روحی‏اند که مستقیما از روح انسان برمی‏خیزند و از خواص روح به حساب می‏آیند. مانند نیروهایی که معمولا مرتاضان از طریق ریاضت بدست می‏آورند. از قبیل قدرت تمرکز، قدرت چشم، توان جابجا نمودن اشیا و قدرت پرواز در هوا.

تأثیرِ معجزه آسایِ بعضی از الفاظ و کلمات، برای دفع شر جنیان است و آن هم به زبان آوردنِ بعضی از الفاظ قرآنی است که در روایات متعدد مورد تأکید قرار گرفته است. کارسازترین این الفاظ سه موضوع است : اول آیه‏الکرسی، دوم سوره فلق و سوم سوره ناس. در باب ناس و فلق از آیت‏الله بهجت نقل شده؛ ما که ناس و فلق را داریم نیاز به هیچ حرزی نداریم. در باب آیه‏الکرسی چنان روایات زیاد است که از نقل بیرون است

دسته چهارم که نیروهای معنوی نام دارند قدرت‏هایی است که خداوند به اهل اطاعت و بندگی عطا می‏کند. این قدرت‏ها چون بدون ابزار روحی و ذهنی و خلاصه بدون وساطت ابزارهای اکتسابی رخ می‏نمایند، نیروهای موهبتی نام دارند که خداوند به دوستان خود از سرِ تفضل عطا می‏کند. بر خلاف سه دسته بالا که اکتسابی بوده و علامت قرب الهی محسوب نمی‏شوند، دسته چهارم نشانه تعالی معنویِ انسان و پیوند روح با عالم معنا بوده و علامت معرفت محسوب می‏شود؛ به همین جهت به آن‏ها کرامت هم گفته می‏شود.

 

توضیح نیروهای ضمیمه‏ای و آیینی

نیروهای دسته اول (نیروهای ضمیمه‏ای) که شامل شیاطین و جنیان است اگر چه در پاره‏ای امور مانند هم‏اند، اما تفاوت‏های بنیادینی هم با هم دارند. وجه مشترکِ آن‏ها به این است که از نظر مرتبه وجودی از انسان ضعیف‏ترند و در حالت عادی قدرت اِشراف و ورود به زندگی انسان‏ها را ندارند.

جن

تفاوتِ آن‏ها:

شیاطین موجوداتی‏‏اند که در سایه اذن الهی به وسوسه و فریب انسان‏ها مشغول هستند. شیاطین که سردسته آن‏ها ابلیس است به صورت ابتدایی توان انجام هیچ کاری را ندارند و نمی‏توانند انسان‏ها را به کاری وادار نمایند و نه می‏توانند به زندگی انسان‏ها نفوذ کنند. به گفته قرآن کار شیطان تنها دعوت انسان‏ها به بدی است و بس.

یعنی شیاطین به تزیین گناه می‏پردازند که انسان‏ها وسوسه شده و با اختیار و اراده خود مرتکب گناه گردند اما جنیان موجوداتی‏اند که مانند انسان‏ها مکلف و صاحب اختیار‏اند. هم توان انجام تکالیف الهی را دارند و هم انجام تکلیف برای آن‏ها لازم است. از این رو مانند انسان‏ها هم مۆمن در میان آن‏ها وجود دارد و هم کافر؛ هم اهل طاعت دارند و هم اهل گناه و فسق.

اما آیا انسان‏ها می‏توانند با نیروهای ضمیمه‏ای(جنیان و شیاطین) ارتباط گرفته و از قوای آن‏ها استفاده کنند و زندگی دیگران را دچار تغییر نمایند؟

پاسخ این است که در شرایطِ عادی، ورود این نیروها به زندگی انسان‏ها امکان ندارد. اما ممکن است کسانی به واسطه اعمال کثیفی بتوانند با بعضی از این نیروها ارتباط بگیرند. جنیان مۆمن از آن‏جا که مقیّد به چهارچوب‏های دینی‏اند حاضر نیستند به تسخیر انسان‏ها درآیند. البته اصل ارتباط بعضی از جنیان مۆمن با عرفا و علما ثابت شده اما نه به صورت تسخیر و استخدام؛ بلکه در چهارچوب امور دینی و به صورت مقطعی و موقت. اما جنیان غیر مۆمن ممکن است فریب بخورند و خودشان را در اختیار بعضی از انسان‏های بی‏دین قرار دهند و کارهایی از قبیل خبرگیری را برای آن‏ها انجام دهند.

این دسته از جنیان ممکن است به واسطه انسان‏های بی‏ایمان بتوانند منشأ آثار جزئی در زندگی دیگران شوند. زندگی افراد با ایمان و متقی به لطف خداوند از این تأثیرات جزئی مصون است و ایمان از این جهت یک لایه محافظ بسیار قوی و مانعی مستحکم برای جلوگیری از جنیان و شیاطین است. اما کسانی که از باور به خدا و مناسک دینی بهره‏ای ندارند ممکن است از این نیروها تأثیرات جزئی بپذیرند.

برای دفع چشم زخم و طلسم، صدقه دهید و تکرار معوذتین و تکرار لاحول و لا قوه الا بالله را انجام دهید. همین طور در روایت وارد شده برای دفع شر جن و چشم زخم سوره یاسین را نوشته و همراه داشته باشید

لازم به یادآوری است بسیاری از افرادی که گمان می‏کنند این نیروها به زندگیشان وارد شده، در توهم به سر می‏برند و تصور آن‏ها هیچ واقعیت خارجی ندارد. ورود واقعی این نیروها ممکن است یک در هزار برای افرادی اتفاق افتد.‏ همین طور نیروهای آیینی (سحر و جادو و طلسمات) که اصل آن واقعیت دارد و بسیاری از افراد به اشتباه زندگی خود را آلوده به این امور تصور می‏کنند. آنچه در رفع تأثیر نیروهای ضمیمه‏ای گفته می‏شود برای جلوگیری از جادو و طلسمات هم مۆثر است.

مطلب بسیار مهم این که کسانی که التزام چندانی به مسائل دینی ندارند اگرچه خود هم دوست نداشته باشند، ممکن است در معرض آلودگی‏های شیطانی قرار دارند.(إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَی الَّذینَ یتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکونَ‌ ‍) (النحل، 100) تسلط شیاطین بر کسانی است که ولایت شیطان را پذیرفته‏اند و بر کسانی است که به خدا شرک می‏ورزند. از طرف دیگر، طبق آیه قرآن قوای شیطانی، هیچ تسلطی بر اهل ایمان ندارند. (إِنَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَی الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلی‏ رَبِّهِمْ یتَوَکلُونَ‌).

قرآن حکیم

نباید فراموش کرد که این آلودگی به صورت ابتدا به ساکن و ناگهانی نیست، یعنی این نیروها مستقیم به زندگی انسان‏ها وارد نشده؛ بلکه بواسطه افرادی که قبلا به صورت خودخواسته و ارادی مبتلا شده‏اند ممکن است باعث صدمات روحی و روانی در زندگی افراد دیگر شوند.

اما کسانی که به خاطر ضعف ایمان ممکن است در معرض قرار گیرند لازم است به دو دستگیره تمسک کنند. به عبارت دیگر، دو عامل می‏تواند مانع حضور این نیروها گردد: اول باور و توکل به خدا، دوم انجام بعضی از اعمال و اذکار.

آنچه قابل توجه است تأثیرِ معجزه آسایِ بعضی از الفاظ و کلمات، برای دفع شر جنیان است و آن هم به زبان آوردنِ بعضی از الفاظ قرآنی است که در روایات متعدد مورد تأکید قرار گرفته است. کارسازترین این الفاظ سه موضوع است :

اول آیة‏الکرسی، دوم سوره فلق و سوم سوره ناس. در باب ناس و فلق از آیت‏الله بهجت نقل شده؛ ما که ناس و فلق را داریم نیاز به هیچ حرزی نداریم. در باب آیةالکرسی چنان روایات زیاد است که از نقل بیرون است.

همین طور بعضی از آیات دیگر، در کنار سه مورد بالا، سفارش شده‏اند؛ مانند این آیه که در کلام امام صادق آمده است که فرمود: در شگفتم از کسی که مورد مکر و حیله واقع شده و به این ذکر پناه نمی‏آورد. (افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد.(غافر، 43)

شیاطین به تزیین گناه می‏پردازند که انسان‏ها وسوسه شده و با اختیار و اراده خود مرتکب گناه گردند اما جنیان موجوداتی‏اند که مانند انسان‏ها مکلف و صاحب اختیار‏اند. هم توان انجام تکالیف الهی را دارند و هم انجام تکلیف برای آن‏ها لازم است. از این رو مانند انسان‏ها هم مۆمن در میان آن‏ها وجود دارد و هم کافر؛ هم اهل طاعت دارند و هم اهل گناه و فسق

از آیت‏الله کشمیری (که مورد عنایت خاص امام خمینی بوده است) پرسیدند برای دفع شیاطین چه باید کرد؟ فرمود اگر آیةالکرسی و ناس و فلق بخوانند دفع گردند. (روح و ریحان، ص 137)

اما یک توصیه عام از آیت‏الله بهجت برای رفع خطر نیروهای ضمیمه‏ای و همین طور نیروهای آیینی وجود دارد که خود یک قرآن‏درمانی دقیق است. در این دستور شش‏گانه، پنج محورِ مجزا در باب قرآن وارد شده است (لازم است همه دستورات با هم عمل شوند):

1. قرآن کوچک همیشه همراه داشته باشید.

2. معوذتین [سوره‌های مبارکه فلق و ناس] را بخوانید و تکرار نمائید.

3. آیةالکرسی را بخوانید و در منزل نصب نمائید.

4. چهار قل [سوره‌های مبارکه توحید، کافرون، فلق و ناس] را بخوانید و تکرار نمائید، خصوصا وقت خواب.

5. در موقع اذان با صدای نسبتا بلند اذان بگوئی..

6. روزی 50 آیه از قرآن کریم را با صدای نسبتا بلند بخوانید(کتاب پرسش‌های شما و پاسخ‌های آیةالله بهجت – جلد اول)

دستور فوق بخصوص در برای کسی که سحر شده و کسی که مبتلا به چشم زخم است راه‏گشاست.

وی در دستور دیگری فرموده‏اند که برای دفع چشم زخم و طلسم، صدقه دهید و تکرار معوذتین و تکرار لاحول و لا قوه الا بالله را انجام دهید.

همین طور در روایت وارد شده برای دفع شر جن و چشم زخم سوره یاسین را نوشته و همراه داشته باشید.

جای دیگر آمده است به جهت باز کردن بسته شده بنویسید انا فتحنا لک فتحا مبینا و تا کلمه مستقیما ادامه دهید.(مفاتیح الجنان، باب سوم، باز کردن بسته شده)


- نظرات (0)

پیش گیری از چشم زخم

وان یکاد

اصطلاح بدچشمی، چشم زخم و چشم خوردن نیز اصطلاحی است كه امروزه در بین مردم ما زیاد شنیده می شود و به آن معتقد هستند و برای دفع آن تلاش می كنند.
شهید مطهری در باب واقعی بودن یا نبودن چشم زخم و تاثیرگذاری آیه «وَ انْ یَکادُ...» دو مقدمه بیان می کند:
اول: این که چشم زخمی که حقیقت دارد، به این معنای رایج امروز در میان ما بالاخص در میان طبقه ای که فکر می کنند همه مردم چشمشان شور است قطعا نیست. همان کفار جاهلیت هم به چنین چیزی قائل نبودند، بلکه معتقد بودند که یک نفر وجود دارد و احیانا در یک شهر ممکن است یک نفر یا دو نفر وجود داشته باشند که چنین خاصیتی در نگاه و نظر آنها باشد. پس قطعا به این شکل که همه مردم دارای چشم شور هستند و به همه مردم به اصطلاح نظر می کنند، نیست.
دوم: اگر بعضی مردم دارای چنین خصلت و خاصیتی باشند، آیا آیه «وَ انْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِابْصارِهِمْ» خاصیت جلوگیری از چشم زخم را دارد؟ ما تا حالا به مدرکی (حدیثی، جمله ای) برخورد نکرده ایم که دلالت کند و بگوید از این آیه برای چشم زخم استفاده کنید.

«شعار اسلامی یعنی آنچه که به وسیله آن وابستگی خودتان را به اسلام نشان می دهید و یک اصل از اصول اسلامی را اثبات می کنید.» (مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ۲۵، ص ۳۸۶) حال با این تعریف باید دید که آیا آیه «وَ انْ یَکادُ» در دسته شعارهای اسلام قرار می گیرد یا خیر؟


این که چشم زخم حقیقت است یا نه، یک مسأله است (حقیقت است ولو در بعضی افراد) و این که این آیه برای دفع چشم زخم باشد مسأله دیگری است. چیزی که از طرف پیغمبر یا ائمه به ما نرسیده باشد، نباید از خود بتراشیم. نظر به این که روح مردم برای چنین چیزی آمادگی دارد [آن را از پیش خود ساخته اند.]» (مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ۲۷، ص: ۶۳۲)
در نگاه شهید مطهری، چشم زخم حقیقتی است تردیدناپذیر. البته ایشان برای توضیح پذیرش چشم زخم به جسمانی بودن یا روحی و نفسانی بودن این مساله توجه دارند و آن را در چند لایه مختلف بررسی می کنند زیرا مثلا ممکن است دانشمندان جدید کشف کنند که در برخی چشم ها اشعه ای هست که اثرات سوء دارد، خصوصا اگر با یک نگاه مخصوص باشد. اگرچه این حرف در گذشته های دور قابل پذیرش نبوده ولی با پیشرفت های امروزی، راحت می توان این امر را پذیرفت.
بالاتر از اهمیت شعاع چشم، مساله نفوس است. تاثیر اعمال روحی را حتی در درمان یا عدم درمان بیماری ها می توان یافت. بنابراین، افکار و نیات و اندیشه های انسان می تواند بر بدن او تاثیر بگذارد. هر چه روح قوی تر باشد، بدن را بیشتر تحت تاثیر خود قرار می دهد.
بالاتر از این دو، روان انسان است که نه تنها در بدن او موثر است بلکه در یک انسان دیگر نیز می تواند تاثیرگذار باشد یعنی فکر یک انسان می تواند در بدن انسان دیگر تاثیر بگذارد. مصداق امروزی این باور، هیپنوتیزم و واقعیت های رخ داده در این کار است. هر قدر انسان مقابل مقاومت کمتر و ضعف بیشتری داشته باشد، دیگران راحت تر بر او اثر می گذارند.
البته ایشان تاکید می کنند که این تاثیرگذاری منفی بر دیگران خوب نیست و روح های پاک هرگز دچار چنین مسائلی نخواهند بود.

شعارهای خوب برای نصب در خانه ها انتخاب کنیم

لازم است که هم نگاهمان را اصلاح کنیم و بدانیم که همه افراد دشمن ما نیستند و همه از بهروزی ما دچار خشم های شدید نمی شوند تا به ما چشم زخم بزنند و از طرف دیگر، یادمان باشد که باید آیات دیگر قرآن را هم زنده کرد و در خانه ها آویخت تا با هر بار نگاه کردن به آنها جانمان تازه شود

شهید مطهری به دقت در انتخاب شعارهای لفظی اسلام و تاثیرات آن اهمیت می دهد و می گوید: «اسلام شعار لفظی دارد. تابلو بنویسید در خانه خودتان: انَّ اکْرَمَکُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقیکُمْ . بنویسید: لا اله الّا اللَّه، محمّدٌ رسول اللَّه، علیٌّ ولیُّ اللَّه.
تابلوهای اصول اجتماعی اسلام را در خانه های خودتان بزنید: یا ایُّهَا النّاسُ انّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ انْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفوا انّ اکْرَمَکُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقیکُمْ. بدهید از اینها تابلوهای بسیار عالی بسازند و در خانه های خودتان نصب کنید. اینقدر هم از این شعارها ما داریم که الی ماشاء اللَّه. اسلام دین ناطق و گویاست، با آدم حرف می زند؛ شمایل و تصویر یعنی چه؟!
بعضی ها می آیند یک چیزهایی انتخاب می کنند که آیه قرآن هست، اما شعار نیست. درست است، آیه قرآن همه جا مقدس است، اما هر آیه قرآن که شعار نیست. فرض کنید کسی این آیه را در خانه خودش بنویسد: الزّانِیَةُ وَ الزّانی فَاجْلِدوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ. هر کس نگاه می کند می گوید مگر این خانه، خانه فسق و فجور است؟» (مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ۲۵، ص ۳۸۶)
ایشان معتقد است: «شعار اسلامی یعنی آنچه که به وسیله آن وابستگی خودتان را به اسلام نشان می دهید و یک اصل از اصول اسلامی را اثبات می کنید.» (مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ۲۵، ص ۳۸۶) حال با این تعریف باید دید که آیا آیه «وَ انْ یَکادُ» در دسته شعارهای اسلام قرار می گیرد یا خیر؟
یکی از اشارات لطیف شهید مطهری به همین مقوله و اتفاقا کاربرد بسیار زیاد آیه «وَ انْ یَکادُ» است که می گویند: «از شعارهایی که مردم انتخاب می کنند، روحیه مردم را می شود شناخت. ما در قرآن آیه زیاد داریم، آیاتی که برای شعار قراردادن فوق العاده عالی است، جمله های زیادی داریم از پیغمبر و ائمه؛ ولی هیچ آیه ای به اندازه آیه «وَ انْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا» در میان مردم برای شعار رایج نشده است.
آیاتی که انسان هر وقت یکی از آنها را نگاه کند برای او یک درس و آموزش است. اینها را انسان نمی بیند ولی در هر خانه ای که بروید آیه «وَ انْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا» را می بینید، یعنی منم که خداوند چنین نعمت هایی به من داده و تویی که چشم شور داری و می خواهی چشم زخم به ما بزنی؛ برای این که جلوی چشم شور تو را گرفته باشم این تابلو را در اینجا نصب کرده ام و شاید کمتر خانه ای است که چنین چیزی در آن نباشد.» (مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ۲۷، ص: ۳ و ۶۳۲)
بنابراین، لازم است که هم نگاهمان را اصلاح کنیم و بدانیم که همه افراد دشمن ما نیستند و همه از بهروزی ما دچار خشم های شدید نمی شوند تا به ما چشم زخم بزنند و از طرف دیگر، یادمان باشد که باید آیات دیگر قرآن را هم زنده کرد و در خانه ها آویخت تا با هر بار نگاه کردن به آنها جانمان تازه شود.

راه های علاج سحر و چشم زخم

در پاسخ فرمودند: موارد ذیل را مراعات و عمل نمایید: 1- قرآن کوچک همیشه همراه داشته باشید. 2- معوذتین [سوره های مبارکه فلق و ناس ] را بخوانید و تکرار نمائید. 3- آیةالکرسی را بخوانید و در منزل نصب نمائید. 4- چهار قل [سوره های مبارکه توحید، کافرون، فلق و ناس] را بخوانید و تکرار نمائید، خصوصا وقت خواب. 5- در موقع اذان با صدای نسبتا بلند اذان بگوئید. 6- روزی ۵۰ آیه از قرآن کریم را با صدای نسبتا بلند بخوانید

حال با توجه به مطالبی که عرض اگر دچار سحر شده ایم و یا می خواهیم از آن جلوگیری کنیم، منابع دینی دستور العمل هایی را به ما داده است:
دوای آن در مرحله اول صدقه است. شما اگر گرفتار هستید مکرر صدقه بدهید و به نیت رفع مشکل ۱۰۰ بار و ۲۰۰ بار صدقه بدهید چنان که در روایاتی آمده است: «ان الصدقه لتدفع سبعین بلیه من بلایا الدنیا» همانا صدقه، هفتاد بلا از بلایای دنیا را دور می کند. (کافی، ج 4، ص 6)
 ذکر «ماشاءَ الله لا قُوّه إلا بالله العَلیّ العَظیم» هم زیاد بگوئید. (به نقل از آیة الله جاودان)
از آیة الله بهجت _ رضوان الله تعالی علیه _ سوال شد که " کسی که سحر شده باشد یا دچار چشم زخم شده باشد برای بطلان سحر و دفع چشم زخم باید چه کند؟ در پاسخ فرمودند: موارد ذیل را مراعات و عمل نمایید: 1- قرآن کوچک همیشه همراه داشته باشید. 2- معوذتین [سوره های مبارکه فلق و ناس] را بخوانید و تکرار نمائید. 3- آیة الکرسی را بخوانید و در منزل نصب نمائید. 4- چهار قل [سوره های مبارکه توحید، کافرون، فلق و ناس] را بخوانید و تکرار نمائید، خصوصا وقت خواب. 5- در موقع اذان با صدای نسبتا بلند اذان بگوئید. 6- روزی ۵۰ آیه از قرآن کریم را با صدای نسبتا بلند بخوانید.


- نظرات (0)

کاربرانی که ماسک بر چهره زده اند

ماسک

یکی از دغدغه ها و سؤالات ذهن من در این ایام این است که آیا مومن، همیشه باید خوش گمان به دیگران باشد یا در مواردی می تواند سوء ظن هم داشته باشد و همیشه بد گمانی گناه نیست؟ 
با این رویکرد به سراغ روایاتِ رسیده از امام هادی علیه السلام رفتم تا چشمم به این روایت زیبا افتاد که برایم جالب توجه بود.

هنگامى كه صلاح و نیكى بر زمان و اهلش ظاهر گردد اگر كسى در این حال گمان بد به دیگرى برد كه از او گناهى ظاهر نشده به او ستم كرده است و هنگامى كه فساد بر زمان و اهلش مستولى گردد هر كس گمان خوب به دیگرى ببرد خود را فریب داده است

«در کتاب اصول کافی، کلینی با سند خود از علی بن محمد نوفلی نقل می کند که گفت: از امام هادی علیه السلام شنیدم که می فرمود: چون جور و ستم، بیشتر از حق [و عدل در میان مردم] رواج داشت، روا نیست که کسی به کسی خوش گمان باشد تا در عمل، او را بشناسد». (مویّدی،1388، ص 313)

هر چند اصل بر حسن ظن مسلمانان نسبت به یكدیگر است؛ خداوند در آیه ی 12 سوره ی حجرات می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، از گمان ها جداً بپرهیزید، زیرا که (پیروی) برخی از گمان ها (گمان بدی که مخالف واقع باشد) گناه است] و در روایات دستور داده شده كه اعمال برادرت را بر نیكوترین وجه ممكن حمل كن، تا دلیلى بر خلاف آن قائم شود، و هرگز نسبت به سخنى كه از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر، مادام كه مى توانى محمل نیكى براى آن بیابى، حمل بر صحت کن. (تفسیر نمونه، ج 22، ص 183)
در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: هنگامى كه شخص با ایمان برادر مسلمانش را متهم كند ایمان در قلب او ذوب مى شود همان گونه كه نمك در آب. (الكافی، دارالحدیث، ج 3، ص 440)
اما این آیه و روایت برای همه ی شرایط و زمان ها یکسان نیست بلکه این خوش گمانی نسبت به خداوند و مومنین است و برای زمانی است که چهره ی صلاح و نیکی غالب و ظاهر باشد. اما اگر شرایط تغییر کرد و آنچه غالب شد چهره ی فساد باشد در این صورت دیگر خوش گمانی به هر چیز و هر فردی جز فریفتن خویش نخواهد بود. این سخن برگرفته از کلام حضرت امیر علیه السلام است که می فرماید: «هنگامى كه صلاح و نیكى بر زمان و اهلش ظاهر گردد اگر كسى در این حال گمان بد به دیگرى برد كه از او گناهى ظاهر نشده به او ستم كرده است و هنگامى كه فساد بر زمان و اهلش مستولى گردد هر كس گمان خوب به دیگرى ببرد خود را فریب داده است» (نهج البلاغه، حکمت 114)
از روایت امام هادی علیه السلام برداشت می شود که در مکان و زمانی که در آن غالباً افراد به دنبال فسادند، نباید خوش بین بود و باید جوانب احتیاط را مراعات کرد.

حُسنِ ظَنَّم آرزوست

از امام هادی علیه السلام شنیدم که می فرمود: چون جور و ستم، بیشتر از حق [و عدل در میان مردم] رواج داشت، روا نیست که کسی به کسی خوش گمان باشد تا در عمل، او را بشناسد

با توجه به آنچه در روایت آمد باید با احتیاط بیشتری گام برداشت و در هر ورطه ای با حسن ظنّ قدم ننهاد. یکی از این مکان ها قرار گرفتن در معرض فضای مجازی است که اگر انسان با چشم حقیقت بین بنگرد، باید حُسن ظنّ را در آن آرزو کند.

آمار مراجع قانونی از جرائم اینترنتی و سوء استفاده های بی حد، نشان از غلبه ی فساد و انگیزه های شوم در این شبکه ها برای همه ی افراد مخصوصاً نوجوانان و جوانان دارد. نصیحت امام هادی علیه السلام به ما گوشزد می کند که خوش گمانی و اعتماد به هر فرد و هر چیز در این فضا روا نیست مگر این که در عمل برایت ثابت شود.
کاربران فضای مجازی مانند افرادی هستند که ماسکی را بر چهره زده و هویت اصلی خود را پشت آن پنهان کرده اند. زن، مرد می شود و مرد، زن، شیاد در لباس مصلِح جلوه گری می کند و جاهل در لباس عالم. حال سوال این است که در چنین فضایی امکان اعتماد و خوش بینی وجود دارد؟ آیا می شود انسان به چیزی تکیه کند و حسن ظن داشته باشد که هیچ هویت مشخصی ندارد؟ هر وقت انسان بتواند خوش بین به تکیه ی بر باد باشد می توان گفت که به فضای مجازی هم می توان تکیه کرد. اینجاست که در این تاریکی به ظاهر روشن، گروهی طعمه می شوند و گروهی شکارچی. در چنین فضایی، خوش بین بودن کاری بس نابخردانه و مخرب است که عواقب جبران ناپذیری را در پی خواه داشت.



- نظرات (0)

رجب؛ رودی مافوق تصور در بهشت

بهشت

بر اساس آموزه های دینی درگاه رحمت و مغفرت الهی همواره به سوی بندگان باز است، کسی حق ندارد از درگاه الهی روی گردان و ناامید باشد، خداوند متعال سفره رحمت و مغفرت را همیشه و مخصوصا در ایامی برای سبقت گرفتن برای بندگان خود گسترده است. 
خداوند متعال همواره برای بندگان نادم و گنهکار، راه نجات و سعادتی قرار داده، تا اینکه از سیاهی و آلودگی های اخلاقی خود را نجات دهند. علاوه بر فرصت زیبای بازگشت و توبه به درگاه الهی، خداوند متعال ایامی را به طور خاص و ویژه برای سبقت گرفتن به سوی خود تعیین کرده، بندگان خاص الهی این ایام الهی را غنیمت می شمارند و بهترین توشه ها را در آن ایام خوشه چینی می نمایند؛ چرا که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا؛[1] همانا در طول عمر شما، نسیم های الهی وزیدن می گیرد، پس بیدار باشید و خود را در معرض این نسیم ها قرار دهید».

ماه رجب ماه وزیدن نسیم رحمت الهی، و برترین ماهها

اعمال عبادی که در این ماه سفارش شده بهترین وسیله برای پاک شدن از ناپاکی های گناه است. کما اینکه در روایتی نقل شده است. «مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ ثَلَاثِینَ یَوْماً نَادَی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ یَا عَبْدَ اللَّهِ أَمَّا مَا مَضَی فَقَدْ غُفِرَ لَکَ فَاسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فِیمَا بَقِیَ؛ کسی که سی روز از ماه رجب را روزه بگیرد، یک منادی از آسمان صدا می زند: ای بنده خدا گذشته ات بخشیده شد، در بقیه عمر عمل خود را از نو شروع کن»

ماه رجب ماه خوب خدا، یکی از زیباترین و بهترین فرصت هایی است که خداوند متعال در اختیار انسان ها قرار داده است. انسان های زیرک و هوشیار به خوبی ماه استغفار و بندگی را غنیمت می شمردند و توشه ی فراوانی از دریای بی کران رحمت الهی بر می چینند.
در روایتی بسیار زیبا و ارزشمند از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) نقل شده است که فرمودند: «رَجَبٌ شَهرُ اللّه ِ (الأصَبُّ)، یَصُبُّ اللّه فیهِ الرَّحمَةَ على عِبادِهِ؛ [2] رجب ماه ریزان خداست؛ خداوند در این ماه رحمت [خود] را بر بندگانش فرو مى ریزد».
از رسولُ اللّه ِ (صلى الله علیه و آله): در روایت دیگری نقل شده است که فرمودند:«ألا إنَّ رَجَبا شَهرُ اللّه ِ الأصَمُّ، و هُوَ شَهرٌ عَظیمٌ، و إنّما سُمِّیَ الأصَمَّ لأنّهُ لا یُقارِبُهُ شَهرٌ مِنَ الشُّهُورِ حُرمَةً و فَضلاً عِندَ اللّه؛[3] ایشان در جای دیگر اینگونه می فرمایند: بدانید كه رجب، ماه اصمّ خداست و ماه بزرگى است و براى این آن را اصمّ نامیده اند كه حرمت و فضیلت هیچ ماهى نزد خداوند تبارك و تعالى به اندازه آن نیست».
همچنین از حضرت (صلی الله علیه و اله) این چنین نقل شده است: عنه صلى الله علیه و آله: رجب را، «ماه ریزان خدا» نامیده اند؛ چون در این ماه رحمت بر امّت من بشدّت فرو مى بارد و به آن ماه اصمّ نیز گفته مى شود؛ زیرا در این ماه، كه از ماههاى حرام است، از جنگ با مشركان نهى شده است .[4]

رجب  رودی ما فوق تصور در بهشت

بر اساس روایات اسلامی رجب رودی ما فوق تصور در بهشت است.[5] رودی بهشتی که می توان ادعا نمود مسیر جریان آن مسیر دنیا را نیز طی نموده است. برکه ای ارزشمند که افراد متقی و پرهیزکار نه تنها در آخرت بلکه در دنیای مادی نیز خود را بهره مند از زیبایی های آن نموده اند.
مشتاقان و طالبان بهره مند از رود زیبای بهشتی رجب می بایست در دنیای مادی و مدرن به جستجوی آن باشند. کسانی که دراین دنیا هیچ گونه اشتیاق و تمایلی به این رود ندارند نمی توانند انتظار داشته باشند که روز واپسین آخرت از آن بهره ای داشته باشند. به همین جهت سزاوار است ماه رحمت و مغفرت و توبه را غنیمت شماریم و با بهره مندی از اهرم و عنصر تقوا و توبه به درگاه الهی زمینه بهره مندی از مواهب اخروی را فراهم نماییم.

ماه رجب سکوی پرواز و مهیا شدن برای مهمانی خدا!

انجام گناه مانع سختی بر سر راه بندگی خداوند متعال است؛ کما اینکه از  امام علی(علیه السلام) نقل شده است: «ما جَفَّتِ الدُّموعُ إلّا لِقَسوَةِ القُلوبِ و ما قَسَتِ القُلوبُ إلّا لِكَثرَةِ الذُّنوبِ؛ چشم ها بی اشك نشد مگر به سبب سخت دلی، و قلب ها سخت نشد مگر از زیادىِ گناه

از آنجا که ماه مبارک رجب پیش از ماه شعبان و رمضان واقع شده، فرصت مناسبی برای آماده شدن برای مهمانی بزرگ خدا یعنی ماه مبارک رمضان است. برای اولیای الهی ماه رجب سکوی پروازی به سوی محبوب به حساب می آید. بندگان خدا با شناخت مقام و جایگاه این ماه و انجام اعمال عبادی به خوبی در جهت اصلاح نفس قدم بر می دارند، تا اینکه با پرونده و قلبی پاک مهیای ورود در ماه شعبان و رمضان شوند.
اعمال عبادی که در این ماه سفارش شده بهترین وسیله برای پاک شدن از ناپاکی های گناه است. کما اینکه در روایتی نقل شده است. «مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ ثَلَاثِینَ یَوْماً نَادَی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ یَا عَبْدَ اللَّهِ أَمَّا مَا مَضَی فَقَدْ غُفِرَ لَکَ فَاسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فِیمَا بَقِیَ؛ [6] کسی که سی روز از ماه رجب را روزه بگیرد، یک منادی از آسمان صدا می زند: ای بنده خدا گذشته ات بخشیده شد، در بقیه عمر عمل خود را از نو شروع کن».

کارهای خوب ماه رجب: 

علاوه بر مطالب یاد شده در این نوشتار سزاوار است در این ماه به نکات مهم دیگری نیز توجه داشته باشیم.

1-بخشیدن و گذشت کردن را تمرین کنیم: همان طور که همه ما در این ماه زیبا انتظار داریم که مورد لطف، رحمت و مغفرت الهی قرار گیریم سزاوار است ما نیز در این ماه سعی نماییم عذر دیگران را بپذیریم و از خطای آنان در گذریم.

2-در ارتباط با خدا تجدید نظر نماییم: چه خوب است در ماه رجب انسان در خصوص نحوه رابطه خود با خداوند متعال دقت و تأمل نماید، آیا توانسته ایم آنچنان که شایسته است حق عبودیت و بندگی خداوند متعال را امتثال نمایم. اگر قدری با خود صادق باشیم اقرار به تقصیر و کوتاهی در عبودیت خداوند متعال خواهیم نمود؛ کما اینکه در منابع روایی این چنین به ما آموزش داده شده است. «مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتكَ»[7]

در روایتی بسیار زیبا و ارزشمند از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) نقل شده است که فرمودند: «رَجَبٌ شَهرُ اللّه ِ (الأصَبُّ)، یَصُبُّ اللّه فیهِ الرَّحمَةَ على عِبادِهِ؛رجب ماه ریزان خداست؛ خداوند در این ماه رحمت [خود] را بر بندگانش فرو مى ریزد»

3-تمرین خویشتن داری و ترک معصیت: در مسیر عبودیت و بندگی خداوند متعال، ترک معصیت و نواهی الهی از اولویت و اهمیت بالای برخوردار است؛ چرا که انجام گناه مانع سختی بر سر راه بندگی خداوند متعال است؛ کما اینکه از  امام علی(علیه السلام) نقل شده است: «ما جَفَّتِ الدُّموعُ إلّا لِقَسوَةِ القُلوبِ و ما قَسَتِ القُلوبُ إلّا لِكَثرَةِ الذُّنوبِ؛ [8] چشم ها بی اشك نشد مگر به سبب سخت دلی، و قلب ها سخت نشد مگر از زیادىِ گناه.

سخن آخر:

رجب ماه بزرگى است كه خداوند [پاداش] نیكى ها را در آن دو چندان و گناهان را پاك مى كند. رجب ماه بارش رحمت الهى است . خداوند، در این ماه، رحمت خود را بر بندگانش فرو مى ریزد. سزاوار است آن چنان که شایسته این ماه مبارک است فرصت بندگی و بازگشت به سوی محبوب را در آن قدر بدانیم.

پی نوشت ها:
[1]. بحار الأنوار: ج 68، ص221.
[2]. عیون أخبار الرضا (ع): ج 2، ص71، ح331.
[3].  بحار الأنوار: ج 94، ص39، ح24.
[4]. وسائل الشیعة: ج 10، ص475، ح13887.
[5]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال: ص54.
[6]. الأمالی(للصدوق):ص539، ح1.
[7].  بحارالأنوار: ج 68، ص23.
[8]. علل الشرایع: ص 81 ، ح 1.


- نظرات (0)

جهادی بالاتر از همه ی جهادها

تلاش

با اندکی تأمل در اوضاع و احوال کشورهای به اصطلاح پیشرفته که زمین و زمان را میدان تاخت و تاز خود قرار داده اند و از تمام امکانات مکانی و زمانی سود جسته اند، به عیان معلوم می شود که هر روز آمار جرم و جنایت، خودکشی، افسردگی، احساس پوچی و عبث در آن جوامع سیر صعودی داشته است.
این پیامد ناگوار گویای آن است که جوامع مذکور عنصر بسیار کارساز معنویت و مذهب را نادیده گرفته اند و در نتیجه حقیقت آفرینش خود را فراموش کرده اند و تمام علوم و فنون و کشفیات و اختراعات آنان در مسائل دنیوی و رفاه مادی و تن پروری به کار گرفته شده است.
اما در جوامع اسلامی که همگان به هدف از آفرینش انسان واقفند، تلاش می کنند تا کمالات اخلاقی و الهی را در سایه رهنمودهای انبیا و اولیای الهی به دست آورند و به مقام نفس مطمئنه برسند.
آنان می دانند که خداجویی و معرفت کامل میسر نیست مگر آن که حقیقت خود را دریابند، و دل را محل پرورش انوار الهی و الطاف ملکوتی کنند، و از بیراهه های هوی و هوس و شهوت رانی دوری گزیند، و با نفس سرکش خویش به مبارزه برخیزند.

معنای خودسازی

حضرت علی (علیه السلام) نیز می فرماید: «طوبی لمن عصی فرعون هواه و اطاع موسی تقواه او عقله؛ خوشا به حال آن کس که با فرعون هوای نفس خود مبارزه کند و موسای عقل و تقوای خود را اطاعت کند

لغت شناسان، خودسازی را «به تهذیب اخلاق خود و کوشیدن و ظاهر خود آراستن. (لغت نامه دهخدا ج 6، ص 8833) و تزکیه را به «زکات دادن مال (همان، ج 4، ص 5869) معنا کرده اند، اما در اصطلاح، خودسازی به معنای تکمیل و پرورش نفس و استفاده از تمایلات و خواست های نفسانی به صورت هم آهنگ و در جای مخصوص خود می باشد.
حضرت امام خمینی (ره) در مورد خودسازی و معنای آن می فرماید: «پس جهاد نفس که جهاد بزرگ است، عبارت است از غلبه کردن انسان بر قوای ظاهره خود و آنها را تحت فرمان خالق در آوردن و مملکت را از لوث وجود قوای شیطانی و جنود آن خالص نمودن» (شرح چهل حدیث، ص 60)

ضرورت خودسازی

انسان عاقل می داند که اعمال و رفتارش در سعادت و شقاوت دنیا و آخرت او بی تأثیر نیست، از این رو لازم است برای رشد و تکامل و دوری از غرایز سرکش حیوانی خودسازی کند و به اصطلاح جهاد اکبر انجام دهد، زیرا تزکیه و تهذیب نفس، انسان را به خودش آشنا می کند و گرد و غبار غفلت را از چشم او برمی دارد.
حقیقت، سرایی است آراسته   هوا و هوس گرد برخاسته
نبینی که هر جا که برخاست گرد  نبیند نظر، گرچه بیناست مرد
در ضرورت و اهمیت خودسازی همین بس که «جهاد اکبر» نام گرفته است. امام محمد باقر (علیه السلام) می فرماید: «هیچ برتری و فضیلتی همانند جهاد نیست و هیچ جهادی در قدر و منزلت با جهاد با نفس برابری ندارد. (گفتار فلسفی، اخلاق از نظر همزیستی، ج 2، ص 162) ضرورت خودسازی، مسئله ای روشن و واضح است، اما برای توضیح بیشتر چند دلیل ذکر می کنیم.

1- خودسازی بزرگ ترین هدف پیامبران بوده است. قرآن مجید می فرماید: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ (جمعه، آیه 2) اوست خدایی که به میان مردم امی (پیامبری) از خودشان مبعوث داشت تا آیاتش را برای آنها بخواند و ایشان را تزکیه کند و کتاب و حکمتشان بیاموزد».

حضرت امام خمینی (ره) در ضرورت خودسازی می فرماید: «ما تا خودمان را اصلاح نکنیم، نمی توانیم کشورمان را اصلاح کنیم

2- وجود آیات و روایات متعدد درباره خودسازی دلیل محکمی بر ضرورت خودسازی است. قرآن می فرماید: «قدد اقلح من زکاها (شمس، آیه 10) هر کس به تزکیه نفس روی آورد، رستگار شد».
حضرت علی (علیه السلام) نیز می فرماید: «طوبی لمن عصی فرعون هواه و اطاع موسی تقواه او عقله؛ خوشا به حال آن کس که با فرعون هوای نفس خود مبارزه کند و موسای عقل و تقوای خود را اطاعت کند».

3- انسان خود به خود نمی تواند بر نفس پیروز شود، زیرا امیال و هواهای نفسانی ممکن است او را به هر سویی سوق دهد.

4- خودسازی و نبرد با دشمن نفس، تمام ابعاد شخصیت انسان را در بر می گیرد و کسی که بخواهد شخصیت متعالی داشته باشد، باید به خودسازی روی آورد.

5- اگر کانون عقل به تسخیر کانون دل درآید، دست و پای انسان را می بندد و امیال نفسانی طغیان می کند؛ از این رو برای جلوگیری از این امر، خودسازی ضروری است.

6- رشد و تعالی انسان بدون خودسازی ممکن نیست. حضرت امام خمینی (ره) در ضرورت خودسازی می فرماید: «ما تا خودمان را اصلاح نکنیم، نمی توانیم کشورمان را اصلاح کنیم. (رساله نوین، ج 4، ص 15)

ابعاد خودسازی

خودسازی دو بُعد دارد:
1- بُعد مادی (جسم و تن)؛ 2- بُعد معنوی (روح، عقل و قلب).
انسان برخلاف تمام موجودات که تک بُعدی هستند، دو بُعدی است. بعد مادی که آن را به نام های بُعد جسمی، بعد حیوانی، تمایلات و غرایز می شناسیم و بعد معنوی که همان جنبه ملکوتی انسان است و به نام روح شناخته می شود. این بُعد (معنوی) تمیز دهنده انسان از سایر موجودات است، و تمام پیشرفت ها و تکامل او هم که در سالیان متمادی شکل گرفته به خاطر وجود همین بُعد در انسان است.
در خودسازی نیز باید به هر دو بُعد توجه کرد تا به صورت هم آهنگ رشد کرده و اسباب ترقی و کمال انسان را فراهم آورند، زیرا اگر به بُعد مادی خود (جسم و تن) نپردازیم، مطمئناً خمود و نحیف و بیمار خواهیم شد. بنابراین همان طوری که جسم و تن ما برای رشد نیاز به تغذیه سالم دارد، روح ما نیز باید تغذیه سالم شود و تغذیه سالم برای آن، نماز، روزه، ذکر خدا و نیایش است.

از دیدگاه حضرت امام (ره) رسیدن به کمال میسر نیست مگر با خودسازی و تهذیب نفس، چرا که کمال یابی و رسیدن به درجات قرب الی الله فقط یک راه دارد و آن تهذیب نفس است و هر کس بیش تر در این امر همت کند، نزد خداوند گرامی تر و مقرب تر است

آیات و روایات درباره انسان نیز دو بُعدی است؛ به این معنا که وقتی سخن از بُعد معنوی و ملکوتی انسان پیش می آید، خدا به خود آفرین می گوید که چنین موجودی را خلق کرده است و به فرشتگان دستور می دهد و می فرماید: «فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِینَ (حجر، آیه 29) چون آفرینش آدم را به پایان بردم و از روح خود در آن دمیدم، برابر او سجده کنید».

اما وقتی صحبت از بُعد مادی و حیوانی انسان می شود و هدف انسان در خوردن و آشامیدن و شهوت رانی و ارضای هواهای نفسانی خلاصه می گردد، گناه و معصیت، خوراک بُعد مادی گشته و بُعد معنوی به طور کلی می میرد و در این صورت است که دیگر هیچ تفاوتی بین انسان و حیوان باقی نمی ماند جز اینکه انسان دارای عقل بوده ولی به مانند حیوانات رفتار می کند و در واقع از حیوان نیز پست تر می شود.
به قول سعدی:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت   نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی  چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

راه های خودسازی

برای خودسازی راه ها و شیوه های متفاوتی بیان شده است؛ روان شناسان راه های تجربی را پیشنهاد کرده اند، عارفان، ریاضت و مکاشفه را برگزیده اند، زاهدان، زهد و عبادت را انتخاب کرده اند و... لیکن همه مسیر و هدف معینی داشته اند و آن رسیدن به مرحله ای بوده که نفس مهذب باشد و سیر الی الله کند. حضرت امام خمینی (ره) در بیان راه های خودسازی می فرماید: «بدان که اول شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی، تفکر است و تفکر در این مقام عبارت است از آنکه انسان حداقل در هر شبانه روز مقداری، و لو کم هم که باشد، فکر کند... (شرح چهل حدیث، همان)
ایشان بعد از تفکر، مرحله عزم را معرفی می کند و می گوید: «بنا گذاری و تصمیم بر ترک معاصی و فعل واجبات و جبران آنچه از او فوت شده در ایام حیات» (همان، ص 7)
امام (ره) در بیان سایر راه های خودسازی، مشارطه، مراقبه و محاسبه را ذکر می کند.
مشارطه: به این معنا که هر روز با خود شرط کنیم امروز بر خلاف فرموده خداوند تبارک و تعالی رفتار نکنیم.
مراقبه: به این معنا که در تمام مدت شرط، خود را ملزم به شرط بدانیم.
محاسبه: به این معنا که در پایان هر روز اعمال خود را حسابرسی کنیم و ببینیم تا چه اندازه به عهد خود وفا کرده ایم.

خودسازی از دیدگاه امام خمینی (ره)

در خودسازی نیز باید به هر دو بُعد توجه کرد تا به صورت هم آهنگ رشد کرده و اسباب ترقی و کمال انسان را فراهم آورند، زیرا اگر به بُعد مادی خود (جسم و تن) نپردازیم، مطمئناً خمود و نحیف و بیمار خواهیم شد. بنابراین همان طوری که جسم و تن ما برای رشد نیاز به تغذیه سالم دارد، روح ما نیز باید تغذیه سالم شود و تغذیه سالم برای آن، نماز، روزه، ذکر خدا و نیایش است

در حقیقت، امام خمینی (ره) و تمام عالمان بزرگ که به درجات رفیع علمی و عرفانی رسیده اند، همگی خودسازی را سرلوحه کارهای خود قرار داده بودند. از این جمله امام (ره) که می فرمایند: «مربی مردم باید خودش منزه باشد، مهذب باشد (صحیفة نور، ج 7، ص 186) می توان دریافت که ایشان تا چه حد به خودسازی، آن هم برای کسانی که می خواهند عده ای دیگر را تربیت کنند، اهمیت می داد.
از دیدگاه حضرت امام (ره) رسیدن به کمال میسر نیست مگر با خودسازی و تهذیب نفس، چرا که کمال یابی و رسیدن به درجات قرب الی الله فقط یک راه دارد و آن تهذیب نفس است و هر کس بیش تر در این امر همت کند، نزد خداوند گرامی تر و مقرب تر است.

آثار خودسازی

خودسازی دارای آثار معنوی بسیاری است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
خودسازی، انسان را در مقام نفس مطمئنه قرار می دهد و به مقام مستجاب الدعوه می رساند و آیینه دلش را تزکیه و تصفیه می کند.
خودسازی باعث می شود تا انسان تحت تأثیر کانون دل قرار نگیرد و در همه حال، حقیقت و راستی را مد نظر داشته باشد.
فردی که خودسازی می کند، همیشه به نفس خویش بد گمان است و هر لحظه احتمال می دهد که مبادا عمل زشتی از او سر بزند.
فرد مهذب، به دنیا و آنچه در او هست، پشت پا زده و تنها به آخرت خود می اندیشد.
معاشرت نیکو، اخلاق پسندیده، رویی باز و گشاده، از ثمرات تهذیب نفس است.
فرد مهذب همیشه به قضا و قدر الهی خشنود و راضی است.
خودسازی باعث می شود تا انسان در امور زندگی برنامه ریزی های مفید داشته باشد و کارهایش بر اساس نظم شکل بگیرد.
کسی که خودسازی کرده، در تمام کارها خدا را ناظر بر اعمال خود می بیند و از این راه سعی می کند مرتکب گناهی نشود و در نتیجه جامعه ای سالم نیز به وجود خواهد آمد.

موانع خودسازی

موانع خودسازی دو دسته اند: الف) موانع درونی؛ ب) موانع بیرونی.
موانع درونی خودسازی، به غالب اخلاقی هستند؛ مانند: 1- کبر و خودخواهی ؛ 2- خود کم بینی با عقدة حقارت؛ 3- جهل به معرفت نفس.
موانع بیرونی خودسازی همانند موانع درونی در امر خودسازی اختلال ایجاد می کنند. بعضی از این موانع عبارت اند از: 1- ثروت؛ 2- دلبستگی های قومی و فامیلی؛ 3- تشریفات زاید.
هر یک از این موانع (درونی و بیرونی)، علائمی را در افراد تزکیه نشده به وجود می آورند؛ مانند: 1- حالت حیرانی و سرگردانی؛ 2- احساس اسارت و در زنجیر بودن؛ 3- احساس بیهودگی و پوچی.

پی نوشت ها:
1- لغت نامه علی اکبر دهخدا، ج 6، ص 8833.
همان، ج 4، ص 5869.
شرح چهل حدیث، ص 6.
گفتار فلسفی، اخلاق از نظر همزیستی، ج 2،ص 162.
جمعه، آیه 2.
شمس، آیه 10.
رساله نوین، ج 4، ص 15.
حجر، آیه 29.
شرح چهل حدیث، همان.
همان، ص 7.
صحیفه نور، ج 7، ص 186.


- نظرات (0)

4 ماده اصلی برای خوشبختی

سعادت، 
قران ، خدا ، بهشت

هر نفسى كه انسان مى زند یك گام به مرگ نزدیكتر مى شود چنان كه امیر مؤمنان على علیه السلام در آن عبارت نورانیش فرمود: نفس المرء خطاه الى أجله" انسان با نفسی که می کشد قدمی به سوی مرگ می رود. ( نهج البلاغه،ترجمه دشتی،حکمت 74) 

خداوند منان در آیه 2 سوره والعصر این مطلب را متذکر شده و در ادامه راه نجات و بیرون رفت از این خسران عظیم و زیان قهرى و اجبارى را یادآور می شود و می فرماید: (إِلَّا الَّذِینَ آمَنوا وَ عَمِلوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ)


چهار اصل خوشبختی

"صالحات" همان "اعمال شایسته" است، نه فقط عبادات، نه تنها انفاق فى سبیل اللَّه، نه فقط جهاد در راه خدا، نه تنها كسب علم و دانش، بلكه هر كار شایسته اى كه وسیله تكامل نفوس و پرورش اخلاق و قرب الى اللَّه و پیشرفت جامعه انسانى در تمام زمینه ها شود

1) اصل اول در این برنامه مسئله" ایمان" است كه زیربناى همه فعالیت هاى انسان را تشكیل مى دهد، چرا كه تلاش هاى عملى انسان از مبانى فكرى و اعتقادى او سرچشمه مى گیرد، نه همچون حیوانات كه حركاتشان به خاطر انگیزه هاى غریزى است.
به تعبیر دیگر اعمال انسان تبلورى است از عقائد و افكار او، و به همین دلیل تمام انبیاى الهى قبل از هر چیز به اصلاح مبانى عقیدتى امت ها مى پرداختند، مخصوصاً با شرك كه سرچشمه انواع رذائل و بدبختی ها و پراكندگی ها است.
جالب اینكه "ایمان" در اینجا به طور مطلق ذكر شده است، تا شامل ایمان به همه مقدسات گردد، یعنى از ایمان به خدا و صفات او گرفته، تا ایمان به قیامت و حساب و جزا و كتب آسمانى و انبیاى الهى و اوصیاى آنها.

2) در اصل دوم به میوه درخت بارور و پر ثمره ایمان پرداخته و از" اعمال صالح" سخن مى گوید.
آرى "صالحات" همان "اعمال شایسته" است، نه فقط عبادات، نه تنها انفاق فى سبیل اللَّه، نه فقط جهاد در راه خدا، نه تنها كسب علم و دانش، بلكه هر كار شایسته اى كه وسیله تكامل نفوس و پرورش اخلاق و قرب الى اللَّه و پیشرفت جامعه انسانى در تمام زمینه ها شود.

این تعبیر حتى كارهاى كوچكى همچون برداشتن یك سنگ مزاحم را از سر راه مردم شامل مى شود تا نجات میلیون ها میلیون انسان از گمراهى، در حدیثی مروی است که هر که شاخه تیغی را از راه بردارد خدا گناهان کهنه و تازه او را بیامرزد. (نهج الفصاحه، حدیث شماره 2034)
از آنجا كه ایمان و اعمال صالح هرگز تداوم نمى یابد مگر اینكه حركتى در اجتماع براى دعوت به سوى حق و شناخت و معرفت آن از یك سو، و دعوت به استقامت و صبر در طریق انجام این دعوت از سوى دیگر صورت پذیرد، به دنبال این دو اصل، به دو اصل دیگر اشاره مى فرماید كه در حقیقت ضامن اجراى دو اصل اساسى" ایمان" و" عمل صالح" است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: صبر چهار شعبه دارد: شوق، ترس، زهد و انتظار ، هر كس شوق بهشت داشته باشد، از هوا و هوس دست مى كشد و هر كس از آتش بترسد، از حرام ها خود را نگه مى دارد و هر كس به دنیا بى اعتنا باشد، گرفتارى ها را به چیزى نگیرد و هر كس منتظر مرگ باشد، در كارهاى خیر بكوشد

3) در اصل سوم به مساله "تواصى به حق" یعنى دعوت همگانى و عمومى به سوى حق اشاره مى كند، تا همگان حق را از باطل به خوبى بشناسند و هرگز آن را فراموش نكنند در مسیر زندگى از آن منحرف نگردند.
"تواصوا" از ماده "تواصى" همانگونه كه راغب در مفردات آورده به معنى آن است كه بعضى بعض دیگر را سفارش كنند و "حق" به معنى "واقعیت" یا "مطابقت با واقعیت" است، در كتاب "وجوه قرآن" دوازده معنى و مورد استعمال براى این كلمه در قرآن مجید ذكر شده است، مانند خدا، قرآن اسلام، توحید، عدل، صدق، آشكار بودن واجب بودن و مانند اینها، ولى همه آنها به ریشه اى كه در بالا گفتیم باز مى گردد.

به هر حال جمله "تَواصَوْا بِالْحَقِّ" معنى بسیار وسیعى دارد كه هم "امر به معروف و نهى از منكر" را شامل مى شود، و هم "تعلیم و ارشاد جاهل" و "تنبیه غافل" و "تشویق" و "تبلیغ" ایمان و عمل صالح را. بدیهى است كسانى كه یكدیگر را به حق سفارش مى كنند، خود باید طرفدار حق و عامل به آن باشند.

4) در اصل چهارم مساله شكیبایى و "صبر" و استقامت و سفارش كردن یكدیگر به آن مطرح است، چرا كه بعد از مساله شناخت و آگاهى، هر كس در مسیر عمل در هر گام با موانعى روبرو است اگر استقامت و صبر نداشته باشد، هرگز نمى تواند احقاق حق كند و عمل صالحى انجام دهد و یا ایمان خود را حفظ كند. آرى احقاق حق، اجرا و اداى حق در جامعه جز با یك حركت و تصمیم گیرى عمومى و استقامت و ایستادگى در برابر موانع ممكن نیست.
"صبر" در اینجا نیز معنى وسیع و گسترده اى دارد كه هم صبر بر اطاعت را شامل مى شود، و هم صبر در برابر انگیزه هاى معصیت، و هم صبر در برابر مصائب و حوادث ناگوار، و از دست دادن نیروها و سرمایه ها و ثمرات.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: صبر چهار شعبه دارد: شوق، ترس، زهد و انتظار ، هر كس شوق بهشت داشته باشد، از هوا و هوس دست مى كشد و هر كس از آتش بترسد، از حرام ها خود را نگه مى دارد و هر كس به دنیا بى اعتنا باشد، گرفتارى ها را به چیزى نگیرد و هر كس منتظر مرگ باشد، در كارهاى خیر بكوشد . (كنزالعمال، ج1، ص285، ح1388)
به راستى اگر مسلمانان امروز همین اصول چهارگانه را در زندگى فردى و اجتماعى خود اجرا كنند مشكلات و نابسامانی هاى آنها حل مى شود، عقب ماندگی ها جبران مى گردد، ضعف ها و شكست ها به پیروزى مبدل مى شود و شر اشرار جهان از آنها قطع مى گردد.

سخن آخر اینکه، پروردگارا! همه ما در خسرانیم، و جبران این خسران جز با لطف تو میسر نیست.

منابع :
1) تفسیر نمونه،ج27
2) كنزالعمال، ج1
3) نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده
4) نهج البلاغه،ترجمه دشتی




- نظرات (0)

چشم امید ملائکه به لیلة الرغائب!

لیلة الرغائب

استادی در درس اخلاقش می گفت: خدا به دنبال بهانه ای است که ببخشاید، چرا که بخشیدن، گذشت کردن، چشم پوشی از خطا و دستگیری و لطف و عطا با ذات کبریایش عجین شده است. شب  لیلة الرغائب، اولین شب جمعه ماه رجب، شبی که ملائکه الهی نیز چشم امید به فضل و بخشش کرم الهی دارند، فرصت خوبی است برای بدست آوردن خوبی ها، «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا؛ [1] همانا در طول عمر شما، نسیم های الهی وزیدن می گیرد، پس بیدار باشید و خود را در معرض این نسیم ها قرار دهید».

شب لیلة الرغائب را دریابیم!

خداوند متعال به فرشتگان می فرماید: ای فرشتگانم هر چه می خواهید از من درخواست کنید، فرشتگان عرض می کنند: حاجت ما این است که از روزه داران رجب در گذری. خداوند متعال می فرماید این کار را انجام دادم

هر چند که درگاه لطف و کرم الهی همواره به روی بندگان خدا گشوده است، ولی گویی در ایام خاصی از سال این پذیرایی و مهمان نوازی رنگ بوی دیگری به خود می گیرد، این که چه سرّی در این مهمانی و بنده نوازی وجود دارد، هر چه هست باید خاستگاه آن را در ذات الهی جستجو کرد. ذاتی که منبع فیض، بخشش و جود و کرم است.
اولین شب جمعه ماه مبارک رجب یکی از این ایام است که حتی ملائکه الهی نیز چشم امید به برکات این شب دارند، کما اینکه در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) این چنین نقل شده است: «عن رسول اللَّه صلى الله علیه و آله- فی ذِكرِ فَضلِ شَهرِ رَجَبٍ-: لا تَغفُلوا عَن أوَّلِ لَیلَةِ جُمُعَةٍ مِنهُ، فَإِنّها لَیلَةٌ تُسَمّیهَا المَلائِكَةُ لَیلَةَ الرَّغائِبِ، وذلِكَ إنَّهُ إذا مَضى ثُلُثُ اللَّیلِ لَم یَبقَ مَلَكٌ فِی السَّماواتِ وَالأَرضِ إلّایَجتَمِعونَ فِی الكَعبَةِ وحَوالَیها، ...، فَیَقولُ لَهُم: یا مَلائِكَتی، سَلونی ما شِئتُم، فَیَقولونَ: رَبَّنا، حاجَتُنا إلَیكَ أن تَغفِرَ لِصُوّامِ رَجَبٍ، فَیَقولُ اللَّهُ تَبارَكَ وتَعالى: قَد فَعَلتُ ذلِكَ؛ [2] از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید، زیرا شبی است که فرشتگان آن را لیلة الرغائب می نامند به این جهت که هنگامی که یک سوم از شب گذشت هیچ فرشته ای در آسمان و زمین نمی ماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع می شوند و آنگاه خداوند متعال به فرشتگان می فرماید: ای فرشتگانم هر چه می خواهید از من درخواست کنید، فرشتگان عرض می کنند: حاجت ما این است که از روزه داران رجب در گذری. خداوند متعال می فرماید این کار را انجام دادم.»

قطب نما و معیار تشخیص دعاهای خوب

در فرهنگ و منابع اسلامی توجه به آرزوهای خوب دارای جایگاه و اهمیت خاص است. اگر انسان را از خواسته هایش جدا کنند گویی امید به زندگی و طراوت، تحرک و نشاط را از او گرفته باشند و بی جهت نیست که در روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این چنین نقل شده است: «الْأَمَلُ رَحْمَةٌ لِأُمَّتِی وَ لَوْ لَا الْأَمَلُ مَا رَضَعَتْ وَالِدَةٌ وَلَدَهَا وَ لَا غَرَسَ غَارِسٌ شَجَراً؛ [3] آرزو، رحمت است براى امت من و اگر آرزو نبود مادر بچه اش را شیر نمى داد و باغبان نهالى نمى كاشت».
هر چند همه انسان ها در زندگی فردی و اجتماعی خود دارای آرزوهای مختلف هستند، ولی با اندک توجهی در محتوا و ماهیت آرزوهای افراد به خوبی می توان میزان ارزش و اعتبار آن آرزوها را مشخص و معین نمود.
گروهی از انسان ها به واسطه نوع نگاه و جهان بینی که نسبت به حیات مادی دارند، دایره و حیطه آرزوهایشان تنها در زندگی مادی خلاصه می شود؛ دستیابی به موقعیت اجتماعی، ثروت فراوان، ماشین لوکس و خانه های مجلل و شیک منتهی انتظار این افراد می باشد.
خداوند متعال این دسته افراد را این چنین مورد توجه قرار می دهد: «فَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ؛ [سوره البقرة، آیه200] برخی از مردم می گویند: پروردگارا، ما را در دنیا چیزی بخش. اینان را در آخرت نصیبی نیست».

معیار آرزوهای خوب در ضمانت پایداری، ثبات، قرب آور بودن آنها به سوی خداوند متعال می باشد. در مکتب اخلاقی اسلام آرزویی ارزشمند است که ضامن سعادت ابدی افراد نیز باشد

کسانی که افق دید آنها تنها حیات مادی را در برگرفته و هیچ گونه توجهی به حیات ابدی ندارند و آرزوی خوشبختی جاودان ندارد، این چنین مورد نکوهش خداوند متعال قرار می گیرند: «ذَرْهُمْ یَأْكُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَ یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ؛[سوره حجر، آیه3] بگذار آنها بخورند، و بهره گیرند، و آرزوها آنان را غافل سازد ولى بزودى خواهند فهمید».
در مقابل این دسته افراد خداوند متعال کسانی را معرفی می فرماید که افق دیدشان تنها زندگی مادی را در بر نمی گیرد، بلکه آرزوهایشان از جامعیت و گستردگی بیشتری برخوردار می باشد: کما اینکه باری تعالی در توصیف این افراد می فرماید: «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ أُولئِكَ لَهُمْ نَصیبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ سَریعُ الْحِسابِ؛ [بقره/202-201] و بعضى مى گویند: «پروردگارا! به ما در دنیا (نیكى) عطا كن! و در آخرت نیز (نیكى) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!» آنها از كار (و دعاى) خود، نصیب و بهره اى دارند و خداوند، سریع الحساب است.»
معیار آرزوهای خوب در ضمانت پایداری، ثبات، قرب آور بودن آنها به سوی خداوند متعال می باشد. در مکتب اخلاقی اسلام آرزویی ارزشمند است که ضامن سعادت ابدی افراد نیز باشد.

آرشیو دعاهای خوب در شب لیلة الرغائب!

چه خوب است انسان قبل از فرارسیدن این شب، لیست بلندی از حاجات خوب را برای خود ثبت نماید و همواره آن حاجات را برای استجابت با خدای مهربان خود زمزمه نماید و امید اجابت آن را به خود نوید دهد، کما اینکه خداوند متعال نیز نوید اجابت دعا را پیش از این به بندگان داده است. «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَكُم؛ [سوره غافر، آیه60] پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم!»

1-آرزوی ظهور مصلح جهانی:

یکی از زیباترین و با ارزش ترین حاجات ممدوح در شب لیلة الرغائب، دعا برای فرج مصلح جهانی حضرت اباصالح المهدی (علیه السلام) است؛ چرا که با دعا و آرزوی فرج و ظهور او تمام گرفتاری ها و سختی ها برطرف می شود، کما اینکه از امام مهدی (علیه السلام) این چنین نقل شده است: «أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم ؛[4] برای تعجیل در فرج و ظهور من بسیار دعا كنید، همانا این كار برای خودتان گشایش خواهد بود».

2-آرزوی بهره مندی از حیات طیبه:

شب آرزوها لیلة الرغائب، اولین شب جمعه ماه رجب، شبی که ملائکه الهی نیز چشم امید به فضل و بخشش کرم الهی دارند، فرصت خوبی است برای بدست آوردن خوبی ها، «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا؛ همانا در طول عمر شما، نسیم های الهی وزیدن می گیرد، پس بیدار باشید و خود را در معرض این نسیم ها قرار دهید

همان طور که در نکات پیش نیز بیان شد، افراد هوشمند و با کیاست نه تنها آرزوی خوشبختی در دنیای مادی، بلکه توجه خاصی به حیات ابدی نیز دارند. خوشبختی و سعادتی که ایشان را نه تنها در حیات مادی  بلکه غرق در مکارم و فضایل اخلاقی نموده است. سعادتی که تنها در قالب آرزو نیست بلکه عمل و حرکت به سوی خوشبختی واقعی را نیز به دنبال دارد: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا یَعْمَلُونَ؛[سوره نحل، آیه 97] هر كس كار شایسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حیاتى پاك زنده مى داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالى كه انجام مى دادند، خواهیم داد».

نتیجه ی دعا و آرزوی حیات طیبه

نتیجه آرزوی خوب و تمنای حیات طیبه و پایبندی به عمل صالح، تحقق جامعه اى قرین با آرامش، امنیت، رفاه، صلح، محبت، دوستى، تعاون و مفاهیم سازنده انسانى خواهد بود، و از نابسامانی ها و درد و رنج هایى كه بر اثر استكبار و ظلم و طغیان و هوا پرستى و انحصارطلبى به وجود مى آید و آسمان زندگى را تیره و تار مى سازد در امان است. این از یك سو، از سوى دیگر خدا آنها را بر طبق بهترین اعمالشان پاداش خواهد داد. [5]
به امید آنکه با دعاها و درخواست های خوبی که در این روز خواهیم داشت، بهترین ها برای خود و عزیزانمان رقم بخورد.

پی نوشت ها:
[1]. بحار الأنوار: ج 68، ص221.
[2]. إقبال الأعمال: ج 2، ص632
[3]. أعلام الدین فی صفات المؤمنین: ص295 .
[4]. بحار الأنوار، ج 52، ص92، ح7.
[5]. تفسیر نمونه: ج 11، ص390.


- نظرات (0)

حاجت خواستن از غیر خدا در قرآن

کمک
 خواستن، حاجت،دعا
قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِینَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ ‏هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ «یوسف آیات 97 و 98‏» ؛ «گفتند: «اى پدر! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما ‏خطاكار بودیم. گفت: به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‏خواهم كه او، ‏همانا آمرزنده مهربان است»‏
پرسش:

چرا براى درخواست حاجت، به سراغ واسطه مى رویم؟ برخى به شیعیان اتهام مى ‏زنند كه رفتن به زیارت‏گاه ‏ها و یا حاجت خواستن از امامان: به معناى عبادت آنها و شرك است؛ چه پاسخى مى ‏توانیم به آنها بدهیم؟

پاسخ:

براساس آیات قرآنى، توحید و شرك، داراى معیارهاى روشنى هستند.

«توحید» در لغت، به معناى یكتا دانستن است و هنگامى كه بر خداوند اطلاق مى شود، به معناى اعتقاد به وحدانیت و یكى بودن اوست.

«شرك» در لغت، به معناى همتا دانستن در چیزى است و «شریك»، همان همتا و همتراز است. شرك در اصطلاح، به معناى شریك قرار دادن براى خدا در حاكمیت و ربوبیت است و حقیقت آن، این است كه كسى را همتاى خدا و هم تراز او در خالقیت، مالكیت، ربوبیت و عبادت بدانیم و این، همان شرك عظیم است.[1] قرآن مى فرماید: (أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ)[2]؛ «از هر معبودى جز خدا، بپرهیزند». مهم ترین انگاره در این جا، این است كه چه عملى نشانه توحید و چه عملى شرك است؛ تا نتوان به راحتى به كسى اتهام شرك زد و یا عمل او را خارج از دایره توحید دانست.

توحید در عبادت و زیارت

برخى به شیعیان اتهام مى زنند كه نماز شما در زیارتگاه هاى امامان (علیهم السلام) و یا حاجت خواستن از آنها، به معناى عبادت آنها و شرك است؛ در حالى كه شیعیان در زیارت گاه ها به دو صورت زیر نیت مى كنند:

یك. نماز را براى خداوند و به نیت تقرب به خدا مى خوانند و ثواب آن را به روح امامان: هدیه مى كنند.

دو. به نیابت از امامان:، نماز مى خوانند و براى خداوند، ركوع و سجود به جا مى آورند.

در این باره باید دانست كه: «عبادت» در اصطلاح قرآن و حدیث، اركان خاصى دارد كه با بودن آنها، عبادت اصطلاحى تحقق مى یابد و بدون آنها، تنها مطلق خضوع محقق مى شود. آن اركان عبارتند از:

1- انجام فعلى كه گویاى خضوع و تذلّل باشد.

2- عقیده و انگیزه خاصى كه انسان را به عبادت و خضوع نسبت به شخص واداشته است؛ مانند:

الف) اعتقاد به الوهیت كسى كه براى او خضوع كرده است؛

خداوند متعال درباره مشركان مى فرماید: (الَّذِینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ)[3]؛ «آنان كه با خداى یكتا، خدایى دیگر گرفتند، به زودى خواهند دانست كه در چه جهل و اشتباهى بوده اند و با چه شقاوت و عذابى، محشور مى شوند».

همچنین در جاى دیگرى مى فرماید: (وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِیَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا)[4]؛ «و مشركان خداى یگانه را ترك گفته، براى احترام و عزت دنیوى، خدایان باطل را برگرفتند».

از این دو آیه و آیات دیگر، استفاده مى شود كه ركن عبادت غیرخدا و شرك، اعتقاد به الوهیت غیرخداوند است؛ در حالى كه شیعیان، امامان: را بنده خدا مى دانند و معتقدند: «لا حول ولا قوة الا باللَّه»، «ولا مؤثر فى الوجود الا للَّه»؛ همه اراده ها مسخر اراده و توان حق تعالى است و همه امامان و پیامبران:،

مستقل از اراده و خواست خداوند، هیچند و تمام قدرت و ارزششان، به واسطه اتصال به آن منبع لایزال است و بندگى و اطاعت آن عزیزان نسبت به خداوند، موجب شده كه خداوند به آنها معجزات و كرامات فراوانى عطا نماید.

ب) اعتقاد به ربوبیت كسى كه بر او خضوع كرده است؛

خداوند متعال مى فرماید: (یا بَنِی إِسْرائِیلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَ رَبَّكُمْ)[5]؛ «اى بنى اسراییل! خدایى را كه آفریننده من و شماست، بپرستید».

همچنین در جایى دیگر مى فرماید: (إِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ)[6]؛ «همانا پروردگار من و شما، خداست؛ بپرستید او را كه همین است راه راست».

از این دسته آیات نیز استفاده مى شود كه یكى از اركان عبادت غیرخدا و شرك، اعتقاد به ربوبیت استقلالى غیرخداوند است؛ در حالى كه شیعیان احترام و خضوعى كه در برابر امامان: دارند، به این عنوان است كه آنها بندگان خوب خدا و اولیاى الهى هستند و براى آنها، جدا از ربوبیت و اراده الهى، هیچ نقش و جایگاهى را قبول ندارند.

بر این اساس، «حقیقت شرك» آن است كه كسى را همتاى خدا و همتراز او در خالقیت، مالكیت، ربوبیت و عبادت بدانیم؛ ولى اگر بگوییم:

حضرت مسیح (علیه السلام)، بیماران غیرقابل علاج را به اذن خدا شفا مى داد و مردگان را به اذن خدا زنده مى كرد و با علمى كه از ناحیه خداوند كسب كرده بود،

از مسائل پنهانى و غیب خبر مى داد، نه به راه شرك رفته ایم و نه سخنى به گزاف گفته ایم.

قرآن درباره مسیح مى فرماید: « [او را به عنوان ] رسول و فرستاده، به سوى بنى اسراییل [قرار دادیم كه به آنها بگوید:] من نشانه اى از طرف پروردگار شما، برایتان آورده ام. من از گِل، چیزى به شكل پرنده مى سازم؛ سپس در آن مى دمم و به فرمان خدا، پرنده اى مى گردد و به اذن خدا، كور مادرزاد و مبتلایان به برص را بهبود مى بخشم و مردگان را به اذن خدا، زنده مى كنم و از آن چه مى خورید و در خانه هاى خود ذخیره مى كنید، به شما خبر مى دهم. به یقین در اینها معجزه اى براى شماست؛ اگر ایمان داشته باشید».[7] بنابراین، اگر از پیامبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) و بعضى از بندگان صالح خدا، همچون اهل بیت (علیهم السلام) چنین امورى را به همین صورت، یعنى «به اذن خدا» تقاضا كنیم، نه تنها شرك نیست، بلكه عین توحید است؛ زیرا ما هرگز آنها را همتراز و هم ردیف و شریك خدا و مستقل در تأثیر قرار نداده ایم؛ بلكه بندگانى سر بر فرمان او و مجرى اوامر او دانسته ایم.

اصولًا این سؤال مطرح است كه خدایى كه تواناى مطلق است، (إِنَّ اللَّهَ عَلى  كُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ)[8]، آیا نمى تواند قدرت و اختیارات ویژه اى به برخى از بندگان خاصش عطا نماید كه آنها به اذن او اعمال كنند؟ تا این امر، موجب توجه مردم به آن سفیران هدایت شود و راه خدا، روشن شود و رهبران فرزانه، در جامعه اسلامى معرفى شوند.

با این سخن، پاسخ سؤال دوم كه چرا براى درخواست حاجت به سراغ واسطه مى رویم، معلوم مى شود.

از آیات قرآن به خوبى استفاده مى شود كه انسان ها براى توبه و بهره مندى از آمرزش الهى و یا حاجت خواستن، سه وضعیت مى توانند داشته باشند؛

1- توبه به درگاه الهى و حاجت خواستن، به طور مستقیم توسط خود شخص گناهكار و یا نیازمند انجام گیرد؛ چنان كه در قرآن مجید مى خوانیم:

(فَأَمَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَعَسى  أَنْ یَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ)[9]؛ «و اما كسى كه توبه كند و ایمان آورد و به كار شایسته پردازد، امید كه از رستگاران باشد».

2- علاوه بر این كه انسان ها به طور مستقیم به درگاه الهى توبه كنند و حاجت بخواهند، پیامبران یا اولیاى الهى نیز براى آنها طلب آمرزش و یا طلب حاجت كنند؛ چنان كه در قرآن مجید مى خوانیم: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً)[10]؛ «و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند، پیش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش مى كرد، قطعاً خدا را توبه پذیرِ مهربان مى یافتند».

بدیهى است در این صورت، بندگان خدا از آمرزش و لطف بیشتر خداوند، بهره مند خواهند شد و علاوه بر دعاى خودشان، از دعاى اولیاى الهى نیز كمك مى گیرند.

3- گاهى به جهت شدت تواضع و یا به جهت شدت خطا، انسان هاى گناهكار و یا نیازمند، ترجیح مى دهند تنها به وسیله پیامبران و اولیاى الهى از خداوند، طلب آمرزش و یا طلب حاجت كنند؛ چنان كه برادران حضرت یوسف (علیه السلام) به جهت شدت خطاى خود به حضرت یعقوب (علیه السلام) مراجعه كردند و گفتند: (قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِینَ. قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ)[11]؛ «گفتند: اى پدر! براى گناهان ما، آمرزش خواه كه ما خطاكار بودیم. گفت: به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم كه او همانا آمرزنده مهربان است».

علاوه بر آمرزش در آخرت، گاهى براى رفع عذاب دنیا نیز مى توان اولیاى الهى را واسطه قرار داد؛ چنان كه درباره قوم حضرت موسى (علیه السلام) مى خوانیم:

(وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا یا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ ...)[12]؛ «و هنگامى كه عذاب بر آنان فرود آمد، گفتند: اى موسى! پروردگارت را به عهدى كه نزد تو دارد، براى ما بخوان. اگر این عذاب را از ما برطرف كنى، حتماً به تو ایمان خواهیم آورد و بنى اسراییل را قطعاً با تو روانه خواهیم ساخت».

بنا بر آن چه گفته شد، هر سه روش طلب آمرزش و طلب حاجت، از سوى خداوند و آیات قرآنى تأیید شده اند و واسطه قرار دادن اولیا، به هیچ وجه، شرك نیست و منافاتى با درخواست مستقیم از خدا ندارد؛ بلكه اگر آدمى از وساطت اولیاى الهى بهره مند شود، از لطف و آمرزش بیشتر خداوند نیز بهره مند خواهد شد.

شگفت آن كه چگونه برخى از فرقه هاى مسلمان نما، از واژه شرك كه معناى روشنى دارد، برداشت هاى نادرست و ناروایى كرده، هرگونه درخواست از بندگان صالح خدا را-/ كه جز به اذن خدا كارى نمى كنند-/ شرك دانسته اند؛ آن هم مطلبى برخلاف صریح قرآن! تمام اشتباهات اینان، از آن جا ناشى مى شود كه آیات قرآن را در كنار هم قرار نداده اند؛ تا مفهوم واقعى آنها روشن شود؛ بلكه با پیش داورى، برداشت ناقص و نادرستى از آیات كرده اند.

پی نوشت ها:

[1]. ر. ك: لسان ‏العرب، ماده شرك؛ مفردات راغب، ماده شرك.

[2]. نحل ( 16)، آیه 36.

[3]. حجر ( 15)، آیه 96.

[4]. مریم ( 19)، آیه 81.

[5]. مائده ( 5)، آیه 72.

[6]. آل عمران ( 3)، آیه 51.

[7]. همان، آیه 49.

[8]. آل عمران ( 3)، آیه 49.

[9]. قصص ( 28)، آیه 67.

[10]. نساء ( 4)، آیه 64.

[11]. یوسف ( 12)، آیه 97 و 98.

[12]. اعراف ( 7)، آیه 134.

 

پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى، دفتر سى و ششم(تفسیر آیات برگزیده-جلد 1) ، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: پنجم، 1390.



- نظرات (0)