سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

چرا نعمت‌ها گرفته می‌شود؟

ناشکری

در این مقاله در مورد برخی علل محرومیت از نعمت، راه برگشت نعمت و برخی وظایف ما در برابر نعمت ها، مطالبی را تقدیم شما عزیزان می کنیم:

چرا نعمت‌ها گرفته می‌شود؟

1- کفران نعمت:

«...فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ یَصْنَعُونَ...» (نحل 112)

نسبت به نعمت‌های خداوند کفران ورزیدند، پس پروردگار طعم گرسنگی و ترس را به آنان چشاند.

برخی انگیزه های کفران نعمت:

الف ـ یک انگیزه کفران نعمت این است که انسانها خود را سزاوار نعمت خداوند می‌دانند، مثل این که از خدا طلبی دارند، در حالی که آنچه خدا به بنده عطا می‌کند، عین تفضّل و ترّحم است و کسی به عمل و عبادت، استحقاق نعمت پیدا نمی‌کند.
ریشه این کفران نعمت، غرور است و غرور نیز غالباً ناشی از عدم شناخت و جهل به قدر و منزلت انسان در پیشگاه خداست.

بنابراین انسان نباید به عبادت و اعمال خود مغرور شود و خود را سزاوار نعمتهای الهی بداند، بلکه باید به این مطلب توجه داشته باشد که اگر تمام عمر شکر خداوند کند، حتی قادر نخواهد بود، شکرگزار جز کوچکی از نعمتهای خداوند باشد.

ب ـ فراوانی نعمت و ارزانی نعمت ها، یکی دیگر از انگیزه ناسپاسی است. بعضی انسان ها در اثر نزول نعمت های الهی از هر طرف، دچار غفلت گشته، به آن نعمت ها مشغول می‌شوند و از شکر عطا کنندة آن باز می‌مانند.

آیات و مثل های قرآنی، برای ما انسان ها درسی است که خداوند و نعمت های مادّی و معنوی او را سپاس گوییم و در هر حال شکر نعمتش را بجا آوریم.

ج ـ دیگر از انگیزه ناسپاسی این است که انسان معمولاً خود را با کسانی که از نظر دنیوی بالاتر از او هستند مقایسه می‌کند، و در نتیجة این مقایسه، زندگی و نعمت هایی که خداوند به او عطا کرده، در نظرش پست و حقیر جلوه می‌کند، و در نهایت به کفران نعمت مبتلا می‌شود، و همیشه از خدای خود، گله‌ها و نزاع هایی دارد.

بنابراین انسان باید در امور دنیوی به پایین‌تر از خود نگاه کند و در امور دینی به بالاتر از خویش نگاه کند، در این صورت روح شکرگزاری در او تقویت می‌شود.

کسی که نعمت‌های الهی بر او زیاد شود نیازهای مردم نیز به او فراوان می‌شود پس هر کسی به وظیفه الهی خویش عمل کند نعمت‌ها باقی می‌ماند و در غیر اینصورت نعمت‌ها از بین می‌رود

2- تن پروری:

وقتی حضرت موسی علیه السلام از مردم خواست تا با ستمکاران و جبّاران به جهاد برخیزند، آنان پاسخ دادند: ای موسی! تو و خدایت به جنگ آنان بروید، ما در انتظار نشسته‌ایم: «... فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ». (مائده 24)

خداوند به دنبال این تن پروری بنی اسرائیل چهل سال آنان را در بیابان‌ها سرگردان کرده و از نعمت‌ها محروم نمود: «... فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً ...». (مائده 26)

3- تبدیل نعمت به نقمت

خداوند به همه نعمت می‌دهد ، لکن بعضی با رفتار زشت خود نعمت را تبدیل به نقمت می‌کنند:

الف- قرآن می‌فرماید: «ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ». (انفال 53)

ب- «وَمَن یُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ». (بقره 211)

ج- «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا». (ابراهیم 28)

 

چه کنیم نعمت از دست رفته برگردد؟

قال علی علیه السلام: «و لو أنّ النّاس حین تنزل بهم النّقم و تزول عنهم النّعم فزعوا الى ربّهم بصدق من نیّاتهم و ولهٍ من قلوبهم لردّ علیهم كلّ شارد و أصلح لهم كلّ فاسد». (نهج البلاغه 178)

اگر مردم به هنگامی که گرفتاری برای آنها بوجود می‌آید ونعمت‌ها ازآنان سلب می‌گردد به درگاه الهی با نیت پاک فزع کنند و با اشتیاق به پروردگار برگردند ، تمام نعمت‌های از دست رفته بر می‌گردد و کلیه مفاسد آنها اصلاح می‌شود.

فراوانی نعمت و ارزانی نعمتها، یکی دیگر از انگیزه ناسپاسی است. بعضی انسانها در اثر نزول نعمتهای الهی از هر طرف، دچار غفلت گشته، به آن نعمتها مشغول می‌شوند و از شکر عطا کنندة آن باز می‌مانند

وظایف ما در برابر نعمت‌ها

برای اینکه نعمت هایی که خداوند متعال به ما عنایت کرده تا زنده‌ایم از آن بهره ببریم باید به برخی از امور توجه کرد از جمله:

1- قناعت و میانه روی در زندگی

امام کاظم علیه السلام: «من اقتصد و قنع بقیت علیه النّعمة و من بذر و اسرف زالت عنه النعمة». (بحار 78/ 327)

کسی که اعتدال را رعایت کند و در زندگی قناعت بورزد نعمت بر او باقی می‌ماند کسی که دچار تبذیر و اسراف شود نعمت از او سلب می‌شود.

2- بذل و بخشش

قال علی علیه السلام: «من بسط یده بالانعام حصّن نعمته من الانصرام». (غرر 8559)

کسی که به وسیله احسان دست باز داشته باشد نعمت الهی را از نابودی حفظ کرده است.

3- عدالت ورزی

قال الرّضا علیه السلام: «استعمال العدل و الاحسان مۆذن بدوام النّعمة». (عیون اخبار الرضا 2/ 24)

امام رضا علیه السلام فرمودند: به کار گرفتن عدالت و نیکی به دیگران نشان دهنده استمرار نعمت است.

4- رسیدگی به نیازمندان

قال علی علیه السلام: «من كثرت نعم اللَّه علیه كثرت حوائج النّاس الیه فمن قام للَّه‏فیها بما یجب فیها عرّضها للدوام و البقاء و من لم یقم فیها بما یجب عرّضها للزوال و الفناء». (نهج البلاغه حکمت 372)

کسی که نعمت‌های الهی بر او زیاد شود نیازهای مردم نیز به او فراوان می‌شود . پس هر کسی به وظیفه الهی خویش عمل کند نعمت‌ها باقی می‌ماند و در غیر اینصورت نعمت‌ها از بین می‌رود.

منابع:

هفتاد و دو نکته از قرآن و عترت ـ اکبر دهقان

نهج البلاغه حکمت 372

 


- نظرات (0)

سه "گناهی" که کیفر آن ها به قیامت نمی ماند

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله و علیه وآله) فرمود:

کیفر سه گناه به قیامت نمی ماند و در همین دنیا مجازات می شود:

۱ - عاق پدر و مادر

۲- ظلم و تجاوز به مردم

۳ - ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی. (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)



والدین ، پدر و مادر

طلبکار بودن از پدر و مادر

این روزها همه چیز عوض شده، هیچ چیز رنگ و بوی سابق را ندارد؛ یکی از آنها هم احترام به پدر و مادرها که خداوند بزرگ در قرآن کریم آن همه سفارش در مورد ایشان کرده است .

گاهی ما چنان با پدر یا مادر خود صحبت می کنیم که گویی طلبکار هستیم و حق و حقوقمان را خورده‌اند.

گاه در پاسخ محبت بی ‌حد و حصرشان چنان ناسپاسی می‌ کنیم که قلبشان به درد می‌آ ید.

جوانانی دیده می شوند که به پدر و مادرشان پرخاش می کنند، گاه جواب پرسش‌ هایشان را نمی دهند و گاه با بی اعتنایی از کنارشان رد می ‌شوند و بی محابا انگار نه انگار که خداوند متعال به صراحت گفته است که حتی یک «اف» هم به ایشان نگو.

به رفتار خودمان و اطرافیانمان نگاه کنید " اف" که خوب است بعضی ها حتی دست تعرض به سمت ایشان دراز می کنند. چه بسیار افرادی که به راحتی به آنها ناسزا می گویند و حتی کتکشان می ‌زنند. این خیلی دردناک است ولی واقعیتی است در جریان.

وقتی ما دستور صریح خداوند را نادیده می‌ گیریم چطور می خواهیم دینداری کنیم؟ دیگر چه حدی نگه داشته خواهد شد؟

مواظب باشیم که عاق نشویم

عقوق والدین عبارت است از: «به خشم آوردن و آزردن و شکستن خاطر پدر و مادر و البته که آزردن یکى از آنها نیز موجب عاق شدن می شود.» [محدث قمی، شیخ عباس،نزهه النواظر فی ترجمه معدن الجواهر، ص ۱۲۸]

در کنار ایمان به خداوند و عدم شرک به او، فرمان به نیکی در حق پدر و مادر داده شده است و از رنجاندن آنان حتی با کوچک ترین کلمه نهی شده است.

 ستمگر سه نشانه و علامت بیان شده است:
الف- نسبت به کسی برتر از اوست نافرمانی می‌ کند.
ب- بر آنکه فروتر از اوست به چیرگی ستم می‌ کند که این شیوه بسیاری از حاکمان لاابالی بوده و می ‌باشد.
ج- ستمگران را یاری و پشتیبانی می‌ دهد

در روایات نیز اگرچه عاق والدین را جزو گناه هان کبیره شمرده است، [عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، صحت، باب جهاد با نفس، ص ۱۹۸] ولی مانند آیات قرآنی حدی برای این موضوع تعیین نشده است و جهت بزرگ داشت حق والدین، تنها به صرف رنجیده شدن آنان اشاره شده است. [کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافى، مصطفوى،ج‏۴ ، ص 50]

اذیت شدن آنان و رنجیده خاطر شدن والدین ملاکی است برای در نظر گرفتن حقوق واجب والدین.[۵] اگر فرزند در مواردی مخالفت با نظر والدین داشته باشد که این مخالفت موجب اذیت آنان شود، سبب عاق شدنش را فراهم کرده است.

گناه بعدی؛ ظلم به دیگران

از گناهانی که به حکم عقل و شرع بسیار مذمت شده است؛ ظلم است. انسان ظالم بیش از این که به دیگران ظلم کند؛ به خود ظلم کرده است. زیرا اگر انسان کار خوبی انجام دهد؛ در اصل به خودش خوبی کرده است.

مثلا کسی که دست فقیری را می گیرد، به خویشتن لطف کرده است. بله فرد کمک کننده به فقیر کمکی رسانده است؛ ولی در واقع، دنیا و آخرت خود را آباد کرده است.

کسی هم که در حق دیگران بدی می کند؛ در اصل به خودش ستم کرده است؛ زیرا در دنیا و آخرت ضرر می کند.

در قرآن مجید، آیات زیادی در مذمت ظلم وارد شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود: «إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ قطعاً برای ستمگران عذاب دردناکی هست» [ابراهیم، 22]

«وَإِنَّ الظَّالِمِینَ لَفِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ : ستمگران در عداوت شدید دور از حق[و در برابر حق] قرار گرفته اند» [حج، 53]

«لاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ؛ آگاه باشید؛ لعنت خدا بر ستمگران باد.»[هود، 18]

«یَوْمَ لَا یَنفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ؛ روز قیامت روزی است که عذرخواهی ظالمان سودی به حالشان نمی بخشد و لعنت خدا بر آن ها، و جایگاه بد نیز برای آنان است.» [غافر، 52]

«وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ؛ خداوند ستمکاران را دوست ندارد» [آل عمران، 57]
به کلمه ظلم و ظالمین در قرآن مراجعه کنید تا ببینید چه جزای بزرگی برای ستمکاران در نظر گرفته شده است. «لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ وَكَذَلِكَ نَجْزِی الظَّالِمِینَ؛ برای آنان بستری از دوزخ و برفرازشان پوشش هایی از آتش است و ما این گونه ستمکاران را پاداش می دهیم.» [اعراف، 41]

قیامت

در روایتی امام باقر علیه السلام ظلم را به سه دسته تقسیم می کنند:

ظلم و ستم سه گونه است: ستمی که خدا می آمرزد و ستمی که خدا نمی آمرزد و ستمی که خدا رها نمی کند. آن که خدا نیامرزد؛ شرک به خداست و آن که می آمرزد؛ ستم بر نفس است و آن که وا نگذارد، حق بندگان است بر یکدیگر. فرمود: آنچه مظلوم از دین ظالم بستاند؛ بیشتر از آن است که ظالم از دنیای مظلوم می ستاند» [بحارالانوار، ج‏72، ص 311]

فردای قیامت، کارهای نیک ظالم را بر می دارند و به مظلوم می دهند و همین طور گناهان مظلوم را به ظالم می دهند.

اذیت شدن آنان و رنجیده خاطر شدن والدین ملاکی است برای در نظر گرفتن حقوق واجب والدین.[۵] اگر فرزند در مواردی مخالفت با نظر والدین داشته باشد که این مخالفت موجب اذیت آنان شود، سبب عاق شدنش را فراهم کرده است

در سخنان حضرت علی (علیه السلام) برای ستمگر سه نشانه و علامت بیان شده است:
الف- نسبت به کسی برتر از اوست نافرمانی می‌ کند.
ب- بر آنکه فروتر از اوست به چیرگی ستم می‌ کند که این شیوه بسیاری از حاکمان لاابالی بوده و می ‌باشد.
ج- ستمگران را یاری و پشتیبانی می‌ دهد. [دشتی، محمد؛ حکمت 350]

گناه سوم: ناسپاسی

تا به حال چقدر برایتان پیش آمده که در مقابل خیر و نیکی که به دیگران کرده اید، از طرف مقابل ضربه ای خورده اید که تشکر که هیچ، نمای کاملی از ناسپاسی بوده است؟!

حال ببینید ما بندگان چقدر از این رفتارها در مقابل خداوند داریم و جا دارد که او با ما چه بکند؟

در قرآن آیات بسیاری در نکوهش کفران نعمت وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌ کنیم:
«و (همچنین به خاطر بیاورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت، اگر شکرگزاری کنید (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است.» [ابراهیم/7]

در آیه دیگری، در سوره نمل خداوند، شکر و کفران نعمت را فایده و ضرری برای خود بنده می ‌داند؛ زیرا اگر خداوند، بندگان را از ناسپاسى برحذر مى ‌دارد و به سپاسگزارى دعوت مى ‌نماید به خاطر این نیست که براى او تفاوتى مى ‌کند؛ چرا که خداوند در فرض ناسپاسى نیز در بسیارى از اوقات به لطف و کرم خویش ادامه مى ‌دهد شاید بیدار شوند و خود را از انعام پروردگار، بر اثر ناسپاسى محروم نکنند بلکه این شکرگزاری به سود خود بنده می ‌باشد: «.. و هر کس شکر کند به نفع خود شکر می‌ کند و هر کس کفران نماید (به زیان خویش نموده است که) پروردگار من غنی و کریم است.» [نمل /40]

و در آیه‌ ای دیگر برای کسانی که کفران نعمت می‌ کنند مثلی زده و می ‌فرماید: «خداوند (براى آنها که کفران نعمت می‌کنند) مثلى زده است: منطقه آبادى را که امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزیش به طور وافر از هر مکانى فرا می‌ رسید اما نعمت خدا را کفران کردند و خداوند به خاطر اعمالى که انجام می‌ دادند لباس گرسنگى و ترس را در اندامشان پوشانید.» [نحل / 112]


- نظرات (0)

همراه بنی اسرائیلیان قوم محمد صلی الله علیه و آله کدامند؟

محمد صلی الله

می ‌دانیم که تأکید ها و تکرارهای قرآن بی ‌حکمت نیست و در اینجا به حکمتی در این باره اشاره می‌کنیم.

شروع داستان قوم بنی اسرائیل

ملائکه الهی در سن کهنسالی به ابراهیم علیه السلام بشارت فرزند دادند. او از همسر نازای خود بعد از عمری انتظار دارای فرزندی شد که نام او را اسحاق علیه السلام گذاشت و او نیز دارای فرزندی به نام یعقوب و ملقب به اسرائیل گردید و فرزندان او به مرور زمان تبدیل به قومی مشهور و تأثیر گذار به نام بنی اسرائیل گردیدند.

اقامت در مصر از زمان یوسف علیه السلام و خروج از آن در زمان موسی علیه السلام، سرگردانی در بیابان، دوران داوران، دوران پادشاهان،‌ دو دولت مختلف، تاخت و تاز دشمنان و دوران اسارت و تخریب شهر و پراکندگی جمعیت و نابودی متون دینی که چند بار اتفاق افتاده است، تاریخ این قوم را به شکلی خاص رقم زده است.

نویسندگان، حضور بنی اسرائیل در مناطق مختلف را باعث جلب فرهنگ ها و عقاید مختلف در بین آنها دانسته‌ اند (مسیحیت شناسی مقایسه ‌ای، ص 12) آنان به رغم تاریخ پرفراز و نشیبشان و به رغم سکونت در مناطق گوناگون جهان، هویت قومی خود را که پیوند با هویت دینی‌ شان دارد در خود حفظ کرده ‌اند و هم اینک به قوم یهود معروف هستند.

عهد شکنی بنی ‌اسرائیلیان در قرآن معروف است (سوره بقره، 83 و 85)؛ ما نیز به همان میزان که در عهدهای خود سستی کنیم، سهمی از بنی ‌اسرائیلیت را در خود جمع می ‌کنیم.

آنچه برای ما مهم است، اهمیتی است که قرآن به شرح وقایع آنان داده است،‌ طوری که وقایع زمان موسی علیه السلام و رخدادهای دیگر مرتبط با بنی ‌اسرائیل به تعبیرهای گوناگون و از زوایای مختلف در قرآن ذکر شده است.

می ‌دانیم که قرآن کتاب هدایت است،‌ قضایایی که بر بنی ‌اسرائیل پیش آمده است به شکل مهمی در زندگی ما مسلمانان نیز مطرح است و به اشکال مختلفی از نو ظهور خواهد یافت.

آنان که فراسوی ظواهر زمانه را نیز می ‌نگرند، قادرند به تکرار شدن تاریخ و یکسان بودن وقایع در میان امت ها گواهی دهند. شاهدی که در این باره وجود دارد، روایاتی از رسول الله صلی الله و علیه وآله است که در این امت هم همان اتفاقات امت های سابق جزء به جزء رخ خواهد داد.

از این لحاظ می‌توان امت محمد صلی الله علیه وآله را عصاره همه امت های پیشین  دانست.

جاری شدن سنت های پیشینیان در کلام پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله، تفسیر آیه نوزدهم سوره انشقاق " لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَق" می ‌باشد.

زنده بودن روحیات بنی ‌اسرائیلی در جامعه اسلامی

بنابراین واضح است که بنی ‌اسرائیل نه به صورت قوم خاص بلکه به صورت نگرش و طرز رفتار در جامعه اسلامی نیز حاضر هستند و نقش مهمی در تاریخ اسلام داشته دارند.

در اینجا از میان همه رخدادهای مرتبط با بر بنی ‌اسرائیل، تنها به چند نمونه بسنده می ‌کنیم و به این وسیله راه را برای خوانندگان باز می ‌کنیم تا با شناسایی، تحلیل و تطبیق این گونه رخدادها با حوادث جامعه اسلامی، شناخت بهتری از جامعه، تاریخ و نقش انسان ها در آن برسند.

از آنجائی که خدا حسابگرترین حسابگران است،‌ زمان ما با قوم بنی ‌اسرائیل برای او مشکلی ایجاد نمی ‌کند به همین دلیل است که قرآن به یهودیان و مسیحیان زمان پیامبر صلوات الله علیه همان اشکالاتی را می ‌گیرد که مربوط به کار اجدادشان در قرن ها قبل بوده است،‌ از آن رو که نیت های آنان مشابه اجدادشان است، قرآن همان اشکالات را به آنان نیز می‌ گیرد.

از این رو جا دارد در عملکرد دقت کنیم و اگر مطابقتی دیدیم بدانیم که همانچه قرآن خطاب به آنان گفته، درباره ما نیز هست و تفاوت های زمانی و ملیتی ظواهری است که برای خدا حقیقتی را پوشیده نمی‌ دارد.

محمد صلی الله

پیوندی از جنس"رضایت"

از قرآن می ‌آموزیم که مشابهت قلبی باعث یکسان شدن افراد حتی در قرن های مختلف می ‌باشد (بقره، 118) از این رو لازم است همیشه توجه داشته باشیم که قلباً نسبت به همه مومنان و کارهای خیر که در تاریخ بشر وجود دارد راضی باشیم و به هیچ کار ظالمانه ‌ای در طول تاریخ انجام شده زیرا رضایت ما، باعث شریک شدن ما در اعمال دیگران می باشد.

برخی صفات بنی ‌اسرائیلی

بنی‌ اسرائیل، پیامبر زاده هستند. زودتر از بسیار از اقوام کره زمین، دارای دین و شریعتی در سطح دین موسی علیه السلام شدند و خداوند به آنها فضایل و امکانات خاصی اعطا نمود،‌ دریا عبورشان داد و دوزاده چشمه برایشان جوشانید و نعمت هایی مخصوص بر ایشان ارزانی داشت؛ اما ناسپاسی کردند و در دین سستی کردند.

با آنکه پیامبر عظیم ‌الشأنی مانند موسی علیه السلام در اختیار داشتند، رسوبات فکری غلط بر آنها غلبه می ‌کرد و هر چند وقت یکبار هوس بت ‌پرستی می‌ کردند (اعراف،‌138) و تمایل داشتند با چشم ظاهری بتوانند به خدا نگاه کنند.

قرآن برای داستان سرایی به سراغ قوم یهود نرفته است بلکه مهمترین خطراتی که برای جامعه مسلمانان ممکن است رخ دهد را با کمک وقایع قوم یهود برای مسلمانان گوشزد کرده است. کسانی که در ظاهر جزء امت محمد صلی الله علیه و آله هستند اما در حقیقت دارندگان صفات منفی بنی ‌اسرائیلی در این امت می ‌باشند.

در حال انتظار بازگشت موسی علیه السلام با آنکه جانشین آن حضرت، هارون علیه السلام آنان را نهی می ‌کرد، نتوانستند فشار این رسوبات ذهنی را تحمل کنند.

فردی به نام سامری از طلاجات آنان گوساله ‌ای ساخت که صدایی هم تولید می ‌کرد. این فرد منحرف شخصی بود که ردپای ملک الهی را تشخیص می ‌داد و به کمک آن دست به چنین کار عجیبی زده بود.

ما نیز دارای رسوبات غلطی از عرفیات و عادات زمانه و قومی و ملی هستیم و با وجود آنکه می‌ دانیم برخی از آنان مخالف عقل و دین است، باز همان را تکرار می ‌کنیم و از این راه بنی ‌اسرائیلی می ‌شویم یعنی به بت ‌پرستانی با ظاهر اسلامی مبدل می ‌شویم.

عهد شکنی بنی ‌اسرائیلیان در قرآن معروف است (سوره بقره، 83 و 85)؛ ما نیز به همان میزان که در عهدهای خود سستی کنیم، سهمی از بنی ‌اسرائیلیت را در خود جمع می ‌کنیم.

تحریف کلمات الهی (سوره بقره، 59 و 75) از کارهای بنی ‌اسرائیلیان است. ما نیز آیات و روایات فراوانی در اسلام در اختیار داریم که با انتقال ناقص آنها به یکدیگر و عمل کردن به برخی و ترک کردن برخی دیگر، در خطر ابتلا به همین درد قرار داریم.

تغییر دادن احکام شرعی (بقره، 65)، کشتن انبیاء الهی و تکذیب آنها (بقره، 87 و 91)، ربا خواری (نساء، 161)، حرام خواری (نساء، 161) و تبعیت از علمای فاسد  همگی برای ما نیز ممکن است مصداق پیدا کند که از اطاله کلام در اینجا صرفنظر می ‌کنیم.

مطالعه سوره بقره با این نگاه، بسیار می ‌تواند کارگشا باشد و روحیات مهم بنی اسرائیلی را به ما می ‌شناسد.

در نتیجه آن که، قرآن برای داستان سرایی به سراغ قوم یهود نرفته است بلکه مهمترین خطراتی که برای جامعه مسلمانان ممکن است رخ دهد را با کمک وقایع قوم یهود برای مسلمانان گوشزد کرده است. کسانی که در ظاهر جزء امت محمد صلی الله علیه و آله هستند اما در حقیقت دارندگان صفات منفی بنی ‌اسرائیلی در این امت می ‌باشند.

به امید اینکه این صفات را از خود دور کنیم و به عملکرد کسانی که این بر اثر این صفات به گمراهی افتاده‌اند نیز ناراضی باشیم.


- نظرات (0)

قله قرآن را می شناسید

سوره بقره

سوره بقره در مدینه نازل شده و «286» آیه دارد. علت نامگذارى این سوره به «بقره» داستانى است در مورد گاو بنى اسرائیل که در آیات 67 تا 73 آمده است. این سوره که طولانى ترین سوره هاى قرآن مجید است، مسلماً یک جا نازل نشده، بلکه در فواصل مختلف، و به مناسبت ها و نیازهاى گوناگون جامعه اسلامى، در مدینه نازل گردیده است. ولى با این حال جامعیت آن از نظر اصول اعتقادى اسلام و بسیارى از مسائل عملى (عبادى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى) قابل انکار نیست.

فضیلت سوره بقره

به نظر می رسد فضیلت و برتری این سوره به خاطر جامعیت آن و افضل بودن آیة الکرسى به جهت محتواى توحیدى خاص آن باشد. و این منافات ندارد که بعضى از سوره هاى دیگر قرآن از جهات دیگرى برترى داشته باشند؛ چرا که از دیدگاه هاى مختلف به آنها نظر شده است.

برترى سوره بقره از نظر جامعیت و طولانى بودن آن است. (تفسیر کوثر، ج 1، ص 34) این سوره گسترده؛ اصول معارف، اخلاق، حقوق و احکام فقهى فراوانى را در خود دارد و از این جهت در میان سوره ها بی همتا است و فراز «آیة الکرسی» از این سوره نیز برجستگی بیشتری داشته و مشتمل بر مضامین بلند توحید و خداشناسی است که از این جهت نسبت به آیات دیگر این سوره دارای اوج و عظمت می باشد.

همچنین از امام سجاد (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) چنین نقل شده است: کسى که چهار آیه از آغاز سوره بقره و آیة الکرسى و دو آیه بعد از آن و سه آیه از آخر آن را بخواند هرگز در جان و مال خود ناخوش آیندى نخواهد دید و شیطان به او نزدیک نمى شود و قرآن را فراموش نخواهد کرد. (محمد بن مسعود، التفسیر، ج 1، ص 25)
گفتنی است ثواب ها، فضیلت ها و پاداش هاى مهمى که براى تلاوت قرآن یا سوره ها و آیات خاصى نقل شده، هرگز مفهومش این نیست که انسان آنها را به صورت ورد بخواند و تنها به گردش زبان قناعت کند. بلکه خواندن قرآن براى فهمیدن، و فهمیدن براى اندیشیدن، و اندیشیدن براى عمل است.
اتفاقاً هر فضیلتى که درباره سوره اى یا آیه اى ذکر شده، تناسب بسیار زیادى با محتواى آن سوره یا آیه دارد. به عنوان نمونه در فضیلت سوره «نور» مى خوانیم هر کس بر آن مداومت کند، خداوند او و فرزندانش را از آلودگى به «زنا» حفظ مى کند. این به خاطر آن است که محتواى سوره نور دستورات مهمى در زمینه مبارزه با انحرافات جنسى دارد؛ دستور به تسریع ازدواج افراد مجرد، دستور به حجاب، دستور به ترک چشم چرانى و نگاه هاى هوس آلود، دستور به ترک شایعه پراکنى و نسبت هاى ناروا، و دستور به اجراى حد شرعى درباره زنان و مردان زنا کار.
بدیهى است، اگر محتواى این سوره در جامعه یا خانواده اى پیاده شود، آن جامعه و خانواده آلوده به زنا نخواهد شد. درست است که خواندن قرآن به هر حال ثواب دارد، ولى ثواب اصلى و آثار سازنده هنگامى خواهد بود که مقدمه اى براى اندیشه و عمل باشد. (تفسیر نمونه، ج 1، ص 57 ٓ 60)       

محتویات سوره بقره:

سوره بقره با تأكید بر اهمیت و نقش ایمان در سعادت فردى و اجتماعى انسان، اعلام مى دارد كه تنها راه سعادت، ایمان به خدا و پایبندى به تعالیم انبیاست. این سوره از سه بخش تشكیل شده است: در بخش نخست اهمیت و جایگاه ایمان و بندگى خدا در زندگى انسان بیان مى گردد. بخش دوم به سرگذشت قوم بنى اسرائیل اختصاص دارد و در آن پیامدهاى ذلت بار مخالفت این قوم با خدا و پیامبران بیان شده و تلاش هاى آن ها در شكست دادن پیامبر اسلام خنثی مى گردد. سومین بخش سوره نیز به معرفى دین توحیدى اسلام مى پردازد و بسیارى از احكام و مقررات دینى را همراه با معارف اعتقادى و اخلاقى اسلام بیان مى كند.

کدام سوره و کدام آیه، قلّه قرآن اعلام شده اند؟

در متون روایی، «سوره بقره» به ویژه فراز «آیة الکرسی»، قُلّه قرآن معرفی شده است. (سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج 1، ص 196) در این جا به ذکر چند نمونه از این روایات بسنده می شود:

ثواب ها، فضیلت ها و پاداش هاى مهمى که براى تلاوت قرآن یا سوره ها و آیات خاصى نقل شده، هرگز مفهومش این نیست که انسان آنها را به صورت ورد بخواند و تنها به گردش زبان قناعت کند. بلکه خواندن قرآن براى فهمیدن، و فهمیدن براى اندیشیدن، و اندیشیدن براى عمل است.

1 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله): «هر چیزى قلّه اى دارد و قلّه قرآن، سوره بقره است. در این سوره، آیه اى است که سَرور آیات قرآن است و آن، آیة الکرسى است». (ترمذی، محمد بن عیسى، سنن الترمذی، ج 5، ص 157)
2 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله): «براى هر چیزى قله ای است و قله قرآن، سوره بقره می باشد». (ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج 1، ص 285)
3 امام صادق (علیه السلام): «براى هر چیزی قله اى هست و قله قرآن آیة الکرسى است، هر کسی یک بار آن را بخواند خداوند هزار ناگوارى از ناگواری هاى دنیا و هزار ناگوارى از ناگواری هاى آخرت را از او بگرداند، آسان ترین ناگوارى دنیا فقر و آسان ترین ناگوارى آخرت عذاب قبر است و من به امید ارتقای درجه و مقامم آن را می خوانم». (عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق، رسولی محلاتی، هاشم، ج 1، ص 136)
در همین راستا می توان گفت که برترى سوره بقره از نظر جامعیت و طولانى بودن آن است. (تفسیر کوثر، ج 1، ص 34) این سوره گسترده؛ اصول معارف، اخلاق، حقوق و احکام فقهى فراوانى را در خود دارد و از این جهت در میان سوره ها بی همتا است و فراز «آیة الکرسی» از این سوره نیز برجستگی بیشتری داشته و مشتمل بر مضامین بلند توحید و خداشناسی است که از این جهت نسبت به آیات دیگر این سوره دارای اوج و عظمت می باشد.
بنابراین، از جهت قله بودن بین سوره ها؛ سور بقره قله قرآن است و از جهت قله بودن آیات؛ آیة الکرسی .


- نظرات (0)

فضيلت و اعمال نيمه شعبان

 

فضيلت و اعمال نيمه شعبان

اعمال نيمه شعبان

 

فضيلت و اعمال نيمه شعبان

در حديثي كه در وسايل ‌الشيعه، بحار الانوار و مصباح المتهجد اشاره شده در خصوص فضيلت ماه شعبان آمده است:«خداوند به ذات مقدس خود سوگند خورده است كه هركس را در اين ماه به او پناه برده و از او درخواست كند، از رحمت خود محروم ننمايد».

 

شب نيمه شعبان از چنان اهميتي برخوردار است كه هم‌رديف و هم‌پاي شب‌هاي قدر قرار دارد و از اين موقعيت مي‌توان چون شب‌هاي قدر ماه مبارك رمضان براي كسب خيرات و بركات معنوي بهره برد و نهايت تلاش را براي كسب فيض داشت.

در حديثي كه در وسايل ‌الشيعه، بحار الانوار و مصباح المتهجد اشاره شده در خصوص فضيلت ماه شعبان آمده است: «خداوند به ذات مقدس خود سوگند خورده است كه هركس را در اين ماه به او پناه برده و از او درخواست كند، از رحمت خود محروم ننمايد».

 

خطبه‌اي در شرافت ماه شعبان

بنا بر آنچه در شماري از متون روايي وارد شده، پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) در يكي از سال‌ها، به هنگام آغاز اين ماه خطبه‌اي خواندند و مردم را نسبت به شرافت اين ماه آگاه فرمودند.

در بحار الانوار قسمت‌هايي از اين خطبه چنين آمده است:

«. . . شعبان ماه شريفي است و آن ماه من است. حاملان عرش آن را بزرگ مي‌شمارند و حق آن را مي‌شناسند. آن ماهي است كه در آن همچون ماه رمضان، روزي بندگان زياد مي‌گردد و در آن بهشت آذين بسته مي‌شود و اين ماه را شعبان ناميده‌اند زيرا در آن ارزاق مؤمنان تقسيم مي‌شود و آن ماهي است كه عمل در آن چند برابر مي‌شود و كار نيكو هفتاد برابر ثمره مي‌دهد».

 

امتياز پنج‌شنبه‌هاي ماه شعبان

بنا بر آنچه در حديثي ديگر كه در وسايل الشيعه به آن اشاره شده، ماه شعبان، ماهي است: «در هر پنج‌شنبه آن، آسمان‌ها زينت بسته مي‌شود، و فرشتگان به دعا مي‌پردازند كه پروردگارا! آن‌كس را كه در اين ايام روزه بدارد، ببخشاي،و دعايش را اجابت فرماي. پس هركس كه در روز اول شعبان دو ركعت نماز گزارد و در هر ركعت آن يك‌مرتبه سوره حمد و يكصد مرتبه سوره توحيد را بخواند و بعد از نماز نيز يكصد مرتبه صلوات بفرستد، خداوند تمامي حاجت‌هاي ديني و دنيايي او را اجابت مي‌فرمايد».

 

شرافت شب و روز نيمه شعبان

اما در ميان روزها و شبهاي ماه شعبان، شب نیمه شعبان اين ماه مصادف با ولادت حضرت مهدي عجّل الله تعالي فرجه الشريف از شرافت ويژه‌اي برخوردار است.

از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده كه پدر بزرگوارشان در پاسخ كسي كه از فضيلت شب نيمه شعبان از ايشان پرسيده بود فرمودند: اين شب برترين شبها بعد از شب قدر است، خداوند در اين شب فضلش را بر بندگان جاري مي‌سازد و از منت خويش گناهان آنان را مي‌بخشد، پس تلاش كنيد كه در اين شب به خدا نزديك شويد. همانا اين شب، شبي است كه خداوند به وجود خود سوگند ياد كرده كه در آن درخواست كننده‌اي را، مادام كه درخواست گناه نداشته باشد، از درگاه خود نراند.

 

در بحار الانوار در مورد اهميت شب نیمه شعبان از زبان پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله) اين‌گونه روايت شده است: من شب نيمه شعبان خوابيده بودم كه جبرائيل به نزدم آمد و گفت: اي محمد! آيا در اين شب مي‌خوابي؟

گفتم: اي جبرائيل! مگر اين شب چه شبي است؟

جبرائيل گفت: اين شب، شب نيمه شعبان است. اي محمد برخيز! پس مرا از بستر خواب بلند نمود و آنگاه مرا به بقيع برد و گفت: سرت را بلند كن و به آسمان بنگر.

 

شب نیمه شعبان شبی است كه درهاي آسمان در آن باز مي‌شود:درهاي رحمت. در «رضوان»، در «مغفرت»، در «فضل»، در «توبه»، در «نعمت»، در «جود» و در «احسان»؛ و خداوند به عدد موها و پشمهاي گاو و گوسفند مردم را از آتش جهنم آزاد مي‌كند، زمان مرگ را در آن ثبت كرده و به‌مدت يك سال روزيها را تقسيم مي‌كند؛ و هرچه را كه در تمام سال اتفاق مي‌افتد فرو مي‌فرستد. محمد! كسي كه اين شب را با گفتن «الله اكبر»، «سبحان الله» و «لا اله الا الله» و دعا و نماز و قرآن خواندن و انجام اعمال مستحب و استغفار كردن زنده نگهدارد بهشت منزل و استراحتگاه او خواهد بود و گناهان گذشته و آينده‌اش بخشيده مي‌شود.

در حالي نزدت آمدم كه تمام فرشته‌ها در آسمان پاهايشان را جفت كرده‌اند عده‌اي تسبيح مي‌كنند، عده‌اي در ركوع، عده‌اي در سجود و گروهي ذكر مي‌گويند. شبي است كه كسي دعا نمي‌كند مگر اين كه مستجاب مي‌شود، كسي چيزي نمي‌خواهد مگر اين كه به او داده مي‌شود، كسي درخواست مغفرت و بخشش نمي‌كند، مگر اين كه بخشيده مي‌شود، كسي توبه نمي‌كند مگر اين كه توبه‌اش پذيرفته مي‌شود. كسي كه از خير اين شب محروم شود، از خير بزرگي محروم شده است.(1)

 

نيمه شعبان علاوه بر اينكه روز و زمان خجسته ميلاد امام عصر عجّل الله تعالي فرجه الشريف است، فرصت معنوي مناسب و ارزشمندي براي راز و نياز با خالق هستي و نزديكي هرچه بهتر و بيشتر به معبود و كسب بركات الهي است.

 

شب نیمه شعبان از چنان اهميتي برخوردار است كه هم‌رديف و هم‌پاي شب‌هاي قدر قرار دارد و از اين موقعيت مي‌توان چون شب‌هاي قدر ماه مبارك رمضان، براي كسب خيرات و بركات معنوي بهره برد و نهايت تلاش را براي كسب فيض داشت.

 

دعاي كميل را در شب نيمه شعبان فراموش نكنيم!

بنا بر روايت «كميل» يار وفادار اميرالمؤمنين (عليه السّلام)، در جلسه‌اي يكي از ياران حضرت از ايشان درباره اين آيه شريفه سوره دخان «فيها يفرق كل أمر حكيم» سؤال كرد، ايشان نيز در تفسير شب قدر كه امور آدميان در آن مقدر مي‌شود به بيان اهميت شب نيمه شعبان پرداختند و به خصوص بر خواندن دعاي حضرت خضر (عليه ‌السّلام) در اين شب(شب نیمه شعبان) تاكيد كردند.

 

پس از اتمام جلسه و آنگاه كه كميل به منزل خود بازگشت، باز به نزد حضرت مراجعه كرد تا دعاي خضر را از ايشان فرا گيرد.حضرت نيز نخست او را امر به نوشتن كردند و آنگاه دعاي معروف كميل را براي او خواندند، و سرانجام او را به خواندن اين دعا در شب نيمه شعبان سفارش فرمودند.(2)

 

با گشت و گذاري در بوستان روايات رسيده از خاندان عصمت و طهارت عليهم السّلام هم بخشي از آن اسرار بر ما عيان مي شود و هم به دستور العمل‌هاي شفابخشي برمي‌خوريم كه خاندان عصمت عليهم السّلام آنها را براي رشد و بالندگي بشر به او تعليم كرده اند.

آنچه در پي مي آيد احاديثي اند از اين سنخ كه اسرار گفته اند و اعمال تعليم كرده اند. باشد تا بدانيم و عمل كنيم و پر بكشيم. پرواز به سوي بي‌نهايتي كه از آنجا آمده ايم و ناگزير بايد به آنجا برگرديم.

 

فضيلت و اعمال نيمه شعبان

 

عنايتي خاص به زائران حضرت حسين عليه السّلام

امام صادق عليه السّلام فرمود: وقتي نيمه شعبان مي شود هاتفي از افق اعلي ندا مي دهد كه أَلَا زَائِرِي قَبْرِ الْحُسَيْنِ ارْجِعُوا مَغْفُوراً لَكُمْ وَ ثَوَابُكُمْ عَلَى رَبِّكُمْ وَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكُمْ اي زائران قبر حسين، شما در حالي به شهر و ديار خود برمي‌گرديد كه مورد بخشش الهي قرار گرفته ايد و ثواب و اجر اين زيارت شما را خداوند متعال و پيامبرش به‌عهده گرفتند. (كافي 4/589)

 

امام صادق عليه السّلام فرمود: مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع لَيْلَةً مِنْ ثَلَاثٍ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ؛ اگر كسي در يكي از اين سه شب، قبر حسين‌بن علي عليهما السّلام را زيارت كند خداوند متعال گناهان گذشته و آينده او را مي آمرزد. راوي عرض مي كند: فدايتان شوم اين سه شب، كدام شبها هستند؟ امام عليه السّلام فرمودند: شب عيد فطر، شب عيد قربان و شب نيمه شعبان. (كتاب المزار، ص 45)

 

امام صادق عليه السّلام فرمود: مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ وَ لَيْلَةَ الْفِطْرِ وَ لَيْلَةَ عَرَفَةَ فِي سَنَةٍ وَاحِدَةٍ؛ اگر كسي در يك سال حسين‌بن علي عليهما السّلام را در شب نيمه شعبان و شب عيد فطر و شب عرفه زيارت كند خداوند متعال براي او هزار حج و هزار عمره مقبول ثبت مي كند و نيز هزار نياز دنيايي و آخرتي او نيز برآورده خواهد شد. (كتاب ‏المزار ص 50)

 

‏محمدبن ابي‌نصر بزنطي مي گويد از امام رضا عليه السّلام پرسيدم: در كدام ماه قبر شريف اباعبدالله الحسين عليه السّلام را زيارت كنيم؟ حضرت فرمودند: فِي النِّصْفِ مِنْ رَجَبٍ وَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ؛ در نيمه رجب و نيمه شعبان. (كتاب‏ المزار، ص 40)

 

ملاقات با پيامبران الهي از نزديك

امام صادق عليه السّلام فرمود: هركس دوست دارد پيامبران الهي را از نزديك ملاقات كند؛ فَلْيَزُرْ قَبْرَ الْحُسَيْنِ‌بْنِ عَلِيٍّ ع فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ؛ پس بر او لازم است تا در نيمه شعبان قبر حسين‌بن علي عليهما السّلام را زيارت كند؛ چرا كه در چنين روزي ارواح پيامبران عليهم السّلام از خداوند متعال اجازه مي گيرند تا به زيارت حسين عليه السّلام مشرف شوند كه خداوند متعال هم به آنها اجازه مي دهد. (تهذيب‏ الأحكام، ج 6، ص 48)

 

توصيه به احياي شب نيمه شعبان

جبرئيل عليه السّلام از جانب خداوند متعال پيام آورد: يا رسول الله! شب نيمه شعبان را زنده بدار؛ امّتت را هم به اين كار توصيه كن. در اين شب مي توان با اعمال عبادي به خدا نزديك شد چرا كه اين شب شبي است بس شريف و ارزشمند.

بعد اضافه كرد: امشب شبي است كه لَايَدْعُو فِيهَا دَاعٍ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ وَ لَا سَائِلٌ إِلَّا أُعْطِيَ وَ لَا مُسْتَغْفِرٌ إِلَّا غُفِرَ لَهُ وَ لَا تَائِبٌ إِلَّا تِيبَ عَلَيْهِ؛ هر دعايي در آن مستجاب است و به درخواست هر نيازمندي پاسخ داده مي شود هركه طلب بخشش كند او را مي بخشند و هركه توبه كند پذيرفته مي شود. يا رسول الله محروم واقعي كسي است كه از خيرات اين شب محروم بماند. (وسائل الشيعة، 8/104)

 

زنده‌دلي با زنده نگهداري شب نيمه شعبان

رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمود: هركس كه شب عيد و شب نيمه شعبان را زنده بدارد لَمْ‌يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ قلب او در روزي كه قلبها مي ميرد نخواهد مرد و هيچ‌گاه دل‌مرده نخواهد شد. (ثواب ‏الأعمال، ص77)

 

برترين شب بعد از شب قدر

امام صادق عليه السّلام نقل مي كند كه از امام باقر عليه السّلام در مورد فضليت شب نيمه شعبان سؤال كردند. امام عليه السّلام در پاسخ فرمودند: هِيَ أَفْضَلُ لَيْلَةٍ بَعْدَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ شب نيمه شعبان بعد از شب قدر از ارزشمندترين شبهاست.

 

در اين شب خداوند متعال فضلش را به بندگانش عطا مي كند و آنها را مورد آمرزش ويژه خود قرار مي دهد. در اين شب نهايت كوشش خود را به خرج دهيد تا به خدا نزديك شويد. چرا كه در اين شب خدا به خودش قسم خورده كه دست نيازمندي را رد نكند مگر آنكه گناهي را در خواست كرده باشد. همان‌گونه كه خداوند شب قدر را براي پيامبر ما صلّي الله عليه و آله قرار داد اين شب را هم به ما اهل بيت اختصاص داد.

 

حضرت ادامه دادند؛ تا آنجا كه مي توانيد در اين شب دعا كنيد و خدا را بستاييد اگر كسي در اين شب صد بار سبحان الله و صد بار الحمد لله و صد بار الله اكبر بگويد غَفَرَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ مَا سَلَفَ مِنْ مَعَاصِيهِ وَ قَضَى لَهُ حَوَائِجَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ خداوند تمامي گناهان گذشته او را مي آمرزد و نيازهاي دنيا و آخرت او را برآورده مي سازد. (الأمالي‏ للطوسي، ص 29)

 

تعجب اميرالمؤمنين عليه السّلام از بي‌تفاوتي نسبت به اين شبها

اميرالمؤمنين عليه السّلام مي‌فرمود: يُعْجِبُنِي أَنْ يُفَرِّغَ الرَّجُلُ نَفْسَهُ فِي السَّنَةِ أَرْبَعَ لَيَالٍ در شگفتم از كسي كه چهار شب از سال را به بي‌تفاوتي مي گذراند. آن چهار شب عبارتند از: شب عيد فطر، شب عيد قربان، شب نيمه شعبان و اولين شب از ماه رجب. (مصباح ‏المتهجد، ص 852)

 

عرضه اعمال سالانه در شب نيمه شعبان

امام صادق عليه السّلام فرمود: پدرم امام باقر عليه السّلام مي فرمود: إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أَدُومَ عَلَى الْعَمَلِ إِذَا عَوَّدْتُهُ نَفْسِي من دوست دارم هر عمل صالحي را كه انجام مي دهم آن‌قدر در آن مداومت داشته باشم تا روحم به آن عادت كند از اين رو اگر به دلايلي عمل مستحبي را انجام ندادم در اولين فرصت آن را به‌جا مي آورم تا نفسم به آن عادت كند. برترين عمل نزد خداوند متعال عملي است كه بر آن مداومت شود.

 

سپس فرمود: فَإِنَّ الْأَعْمَالَ تُعْرَضُ كُلَّ خَمِيسٍ وَ كُلَّ رَأْسِ شَهْرٍ وَ أَعْمَالَ السَّنَةِ تُعْرَضُ فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ تمام اعمال [يك هفته] در هر پنج‌شنبه و [تمام اعمال يك ماه] در اول ماه [بعد] و اعمال يك سال در نيمه شعبان [به خدمت ولي عصر آن زمان] عرضه مي شود. پس اگر مي خواهي عملي را به نفست عادت دهي آن را يك سال ادامه بده. (بحار الأنوار، ج84، ص37)

 

رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمودند: مَنْ صَلَّى لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ مِائَةَ رَكْعَةٍ بِأَلْفِ مَرَّةٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ هركه در شب نيمه شعبان صد ركعت نماز با هزار قل هو الله احد بخواند(3) روزي كه قلبها مي ميرند قلب او نمي ميرد و تا نمرده است صد فرشته را خواهد ديد كه خيال او را از بيم عذاب الهي آسوده مي كنند به اين ترتيب كه سي ملك از آنها به او نويد بهشت مي دهند. سي ملك ديگر او را از شيطان حفظ مي كنند. سي ملك ديگر روز و شب براي او طلب بخشش مي كنند و ده تاي آخر هم او را در برابر مكر و حيله حيله‌گران و مكاران ياري مي كنند. (إقبال ‏الأعمال، ص 701)

 

سفارش امام رضا عليه السّلام در شب نيمه شعبان

عليّ‌بن حسن فضال مي گويد پدرم گفت كه در مورد نيمه شعبان از امام رضا عليه السّلام سؤال كردم. امام فرمود: هِيَ لَيْلَةٌ يُعْتِقُ اللَّهُ فِيهَا الرِّقَابَ مِنَ النَّارِ وَ يَغْفِرُ فِيهَا الذُّنُوبَ الْكِبَارَ پرسيدم: در اين شب نماز خاصي واجب شده است؟ فرمود: اين شب عمل واجبي ندارد اما اگر دوست داشتي عمل مستحبي به‌جا آوري نماز جعفر طيار را بخوان و در آن بسيار ذكر خدا بگو و استغفار كن و دعا نما. زيرا پدرم مرتب مي فرمود كه دعا در اين شب مستجاب است. عرض كردم مردم مي گويند كه امشب شب صكاك (صدور برات و مقدرات) است. فرمود شب صكاك، شب قدر در ماه رمضان است. (عيون‏ أخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص29)

 

--------------------------------------

پي‌نوشت:

1 . ابن‌طاووس، عليّ‌بن موسي، اقبال الأعمال، ص 212؛ مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، ج 98، ص 413

2. ابن‌طاووس، عليّ‌بن موسي، همان ص 220

3. به اين ترتيب كه پنجاه نماز دو ركعتي به‌جا آورد و در هر ركعت بعد از حمد ده بار سوره توحيد را تكرار كند.*

منبع:fardanews


- نظرات (0)

بچه دار شدن های ترسناک

فرزند

فرزندآوری در قرآن

با نگاهی اجمالی به قرآن در می بابیم که خداوند اصل وجود فرزند را نعمتی الهی برشمرده، چنان که در سوره نحل آیه ۷۲ فرموده است: «خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگانى نهاد و از چیزهاى پاکیزه به شما روزى بخشید آیا [باز هم] به باطل ایمان می آورند و به نعمت خدا کفر می ورزند.»
اولاً این آیه بیانگر این مطلب است که ترک ازدواج و جلوگیری از فرزند دار شدن و تحریم حلال های الهی، باطل گرایی و کفران نعمت است «أفبالباطل یومنون و...».
ثانیاً انسان میل به ماندگار شدن خود یا یادگارهای خود دارد. «جعل لکم من ازواجکم بنین..» ( تفسیر نور، ج 6، ص 425). نوعاً انسان ها به دنبال جاودانگی و باقی گذاشتنن نامی از خود هستند که یکی از بهترین کارها برای رسیدن به این مقصود آوردن فرزندانی صالح و پاک است.
خداوند در آیه ی دیگر از کشتن فرزندان به خاطر روزیشان نهی می کند و می فرماید: «وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبِیراً». (سوره اسراء، آیه 31). ما هستیم که شما و فرزندانتان را روزی می دهیم! شما بچه ها را می کشید از ترس این که مبادا نتوانید رزق و روزی آنها را فراهم کنید شما ابداً رازق و روزی دهنده نیستید، بلکه خداوند است که شما و آنان را جمیعاً روزی می دهد. روزی هیچ فرزندی به خاطر وجود فرزند دیگر کم نخواهد شد.

فرزندآوری در روایات

رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) فرمود: «با دختران بکر که استعداد بچه دار شدن در آنها وجود دارد ازدواج کنید زیرا که من به شما افراد امت در روز قیامت بر سایر امت ها مباهات می نمایم».

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) در روایت می فرمایند: ...آیا نمی دانید که من در روز قیامت بر سایر امتها افتخار می کنم حتی به جنینی که سقط شده باشد! او پیوسته بر در بهشت ایستاده و مقیم است، با حالت مباهات و افتخار شکم خود را جلو داده و دست به کمر زده، در این حال خداوند عز و جل به او می گوید: داخل در بهشت شو! او پاسخ می دهد: داخل نمی شوم تا پدر و مادرم پیش از من داخل شوند.در این حال خداوند متعال به فرشته اش می گوید: پدر و مادرش را نزد من بیاور و خداوند امر می نماید که آن دو نفر در بهشت وارد شوند. خداوند به فرزند سقط شده در این موقع می گوید: این به علت زیادی فضل و رحمت من برای تو بوده است.
شیخ حرّ عاملی از کلینی از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) فرمود: «با دختران بکر که استعداد بچه دار شدن در آنها وجود دارد ازدواج کنید زیرا که من به شما افراد امت در روز قیامت بر سایر امت ها مباهات می نمایم». (اصول کافی، ج 5، ص 333)
و در روایتی امام رضا (علیه السلام) می فرمایند رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) به مردی فرمود: «با زن زشت صورت در صورتی که توانایی بچه دار شدن را داشته باشد ازدواج کن و با زن زیبا در صورتی که بچه دار نمی شود ازدواج نکن زیرا که من در روز قیامت به شما امت افتخار می کنم بر سایر امت ها. مگر نمیدانی که فرزندان در زیر عرش خداوند برای پدران از خداوند طلب مغفرت می کنند».
همچنین در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که ایشان فرمودند: شومی در سه چیز است: زن و مرکب و خانه و شومی زن را در این می دانستند که مهریه اش بسیار باشد و توانایی بچه دار شدن را نداشته باشد.
از طرف دیگر پیامبر اسلام صلی الله و علیه و آله می فرمایند: بهترین زنان شما کسی است که زیاد بچه بیاورد و زیاد شوهرش را دوست داشته باشد و با عفت باشد ...) (علامه حسینی طهرانی، کاهش جمعیت ضربه ای سنگین بر پیکر مسلمین، ص53).

ترک ازدواج و جلوگیری از فرزند آوری و تحریم حلال های الهی، باطل گرایی و کفران نعمت است «أفبالباطل یومنون و...».

این روایات به وضوح توصیه می کند که اگر می خواهید ازدواج کنید توجه داشته باشید که با چه کسی ازدواج می کنید. ازدواج شما با کسی باشد که یکی از شرایطش استعداد بچه دار شدن است. یعنی در اسلام علاوه بر کیفیت تربیت فرزند، کمّیت هم بسیار مهم است یعنی تعداد فرزندان هم اهمیت دارد.
داشتن فرزندان زیاد باعث خواهد شد که کانون خانواده در مقابل حوادث روزگار به راحتی از هم گسیخته نشده از تنش های روحی و روانی در امان بماند و همچنان استوار و پایدار باقی بماند.
فرزندان زیاد این خصوصیت مهم را داراست که بچه ها خود کنترل خواهند بود به این معنی که برادران و خواهران با مشارکت یکدیگر به رفع و رجوع مشکلات خویش خواهند پرداخت و بار تربیت فرزندان کوچکتر بر دوش برادران و خواهران بزرگترشان خواهد افتاد. می آموزند و هم آموزش می دهند و از طرف دیگر شیرینی داشتن خواهر و برادر حلاوت بیشتری به خانواده می بخشد و پایگاه عاطفی خانواده را محکم تر می کند.

جمعیت پشتوانه ی اقتدار ملی و دینی

در نظام های دموکراتیک امروزی یکی از مهم ترین مواردی که در اقتدار ملی و اقتدار دینی حکومت ها دخالت مستقیم دارد، جمعیت و نیروی انسانی است. هر چه جمعیت کارآمد ملّی و دینی بیشتر باشد، پشتوانه ی پایداری و اقتدار نظام محکم تر خواهد بود. در میدان سبقت گرفتن نظام های سیاسی و نهادهای دینی و مذهبی فراوانی جمعیت است که نظام و نهاد مورد نظر خود را به کرسی خواهد نشاند. از این جهت باید به این امر اهتمام ورزید و از آن غفلت نکرد.


- نظرات (0)