سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



انسان "احسن تقویم" است یا پست تر از حیوان؟!

قرآن کریم

1. این ‌که خداوند انسان را در بهترین جایگاه و یا «احسن تقویم» آفرید، بدین معنا است که او را از هر نظر، چه جسمی و چه روحی و عقلی، موزون و شایسته آفرید و استعدادهای لازم را در او قرار داد تا جایی که این توانایی را دارد تا به بالاترین مقام قرب الهی برسد.[1] و به حیاتى جاودان در جوار پروردگارش، و به سعادتى عاری از شقاوت نائل شود.

این مسئله به این دلیل امکان‌پذیر است که خدا او را به وسیله‌ای مجهز کرده که مى‏تواند با آن علم مفید کسب کند و ابزار و وسائل عمل صالح را هم به او عطا کرده است.[2]

2. این ‌که فرمود: برخی انسان‌ها مانند حیوان یا گمراه‌تر از حیوانات هستند؛ یعنی این افراد چیزی را که موجب تفاوت بین انسان و حیوان می‌شود از دست داده‌اند و آن چیز عبارت است از قدرت تشخیص خیر از شرّ ؛ تشخیص سود و زیانی که مربوط به زندگی انسانی می‌شود؛[3] و این افراد به جهت این‌ که فقط به خواب و خور و شهوت جنسى مى‏پردازند، شایسته این توصیف شده‌اند.

همان طور که امام على(علیه السلام) مى‏فرماید: «مانند حیوانات پرواری که تنها به علف می‌‏اندیشند و یا حیوانات دیگرى که در چراگاه‌ها رها شده‏اند و از این طرف و آن طرف خرده علفى بر مى‏گیرند.»[4]

به تعبیر دیگر؛ گروهى مرفه‌اند همچون گوسفندان پروارى، و گروهى نامرفه مانند گوسفندانى که در بیابان‌ها به دنبال آب و علف مى‏گردند و هر دو گروه هدفشان جز شکم چیزى نیست!

آنچه در بالا گفته شد ممکن است درباره یک فرد صادق باشد و یا درباره یک ملت، ملت‌هایى که اندیشه‌هاى خود را از کار انداخته‌اند و به سرگرمی‌هاى ناسالم روى آورده‌اند و در ریشه‌هاى بدبختى خود نمی‏اندیشند و در عوامل ترقّى فکر نمى‏کنند، نه گوش شنوا دارند و نه چشم بینا.[5]

این‌که خداوند انسان را در بهترین جایگاه و یا «احسن تقویم» آفرید، بدین معنا است که او را از هر نظر، چه جسمی و چه روحی و عقلی، موزون و شایسته آفرید و استعدادهای لازم را در او قرار داد تا جایی که این توانایی را دارد تا به بالاترین مقام قرب الهی برسد

3. با این‌که خدای متعال انسان را به بهترین حالت آفرید، ‏امّا همین انسان اگر از مسیر حق منحرف شود، چنان سقوط می‌کند که به مرحله «اسفل السافلین» کشیده می‌شود.[6]

بله؛ همین انسان، اگر استعدادهای خود را به کار نگیرد و راه کمال را طی نکند، خود را از رحمت واسعه الهی محروم می‌سازد و از بهره بردن از نفحات الهی باز می‌دارد.

او با استفاده نکردن از این استعدادها و از دست دادن خصائصی که انسان را از حیوانات متمایز می‌کند (مانند قدرت تشخیص حق از باطل)، خود را از مرتبه انسانیت تنزّل داده و در ردیف حیوانات قرار می‌دهد.

اما این‌که فرموده است: این افراد از حیوانات هم گمراه‌تر هستند به این دلیل است که این انسان دارای استعداد و قوه رسیدن به کمال مطلوب را دارد ولی در حد حیوانیت باقی ماند، در حالی که حیوانات این امکان را نداشتند که بتوانند مرتبه‌ای بالاتر از حیوانیت خود را کسب کنند. بلکه حیوانات در مسیری که خدا برایشان معیّن کرده حرکت می‌کنند و نسبت به خودشان در راه هدایت قرار دارند و در مقایسه با انسان است که می‌توان آنها را گمراه نامید.

این گروه از انسان‌ها با این‌که خداوند به آنها گوش و چشم و قلب داده بود، از آنها بهره نبرده و خود را از سعادت محروم کردند.[7] 

 

پی نوشت ها:

[1]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 27، ص 144، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.

[2]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏20، ص 319، دفتر انتشارات اسلامى‏، قم، چاپ پنجم، 1417ق.

[3]. همان، ج 8، ص 336.

[4]. «کَالْبَهِیمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هَمُّهَا عَلَفُهَا أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا تَکْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا»؛ سید رضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق و مصحح: صبحی صالح، ص 418، هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق.

[5]. تفسیر نمونه، ج ‏7، ص 22.

[6]. همان، ج ‏27، ص 144.

[7]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 336.


- نظرات (0)

پاداشی ده برابر و عقوبتی عادلانه

بهشت
مگر پیام خدا به شما نرسید

براى آنكه تصور نشود اهل جهنم در حال غفلت مرتکب گناه شدند و راه حق را نشناختند و از روی جهل و نادانی سر از بیراهه درآوردند؛ آیه 130، بیان می‌دارد كه به اندازه كافى هشدار به آنها داده شد و اتمام حجت گردیده است.

برای همین خداوند در روز قیامت به آنها مى‏گوید: اى جنیان و ای انسانها! آیا رسولانى از خودتان به سوى شما نیامدند؟ و آیات مرا بازگو نكردند؟ و درباره ملاقات چنین روزى به شما اخطار ننمودند؟ (یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ یَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْكُمْ آیَاتِی وَیُنذِرُونَكُمْ لِقَاء یَوْمِكُمْ هَـذَا)

آن روز که روز حق است و دروغ و کتمان معنا ندارد همگی در جواب می گویند: ما بر ضد خود گواهى مى دهیم و اعتراف مى كنیم كه چنین رسولانى آمدند و پیام هاى تو را به ما رساندند؛ اما ما مخالفت كردیم (قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا)

سپس قرآن کریم به مهترین سبب انحراف و درنهایت جهنمی شدن آنها اشاره کرده و می فرماید: وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا .

به عبارتی دلایل كافى از طرف پروردگار در اختیار آنها بود و آنها می توانستند راه را از چاه بشناسند؛ ولى زندگى فریبنده دنیا، و زرق و برق وسوسه انگیز آن، آنها را فریب داد.

 

ده فرمان

آیات 151 و 152 به اصول محرمات در اسلام اشاره می کند.[1] این آیات، محرماتى كه اختصاص به شریعت معینى از شرایع الهى نداشته [2] را ضمن بیانی كوتاه و پر مغز در ده قسمت بیان مى كند:

1. هیچ چیز را شریك و همتاى خدا قرار ندهید (أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَیْئًا).

2. نسبت به پدر و مادر نیكى كنید (وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا).

3. فرزندان خود را به خاطر تنگدستى و فقر نكشید (وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ).

4. به اعمال زشت و قبیح نزدیك نشوید، خواه آشكار باشد، خواه پنهان (وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ).

5. دست به خون بى گناهان نیالایید ، مگر اینكه طبق قانون الهى اجازه قتل آنها داده شده باشد (وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ).

هر چه را که خدا داده، در حقیقت ابزاریست برای آزمایش که آیا صاحب آن امتیاز و نعمت، وظیفه اش در برابر آن عطای الهی را به درستی انجام می دهد یا نه. که اگر به درستی از آن مواهب الهی بهره برد ثواب می برد و اگر نه؛ نه

6. هیچ گاه جز به قصد اصلاح، نزدیك مال یتیمان نشوید تا هنگامى كه به حد بلوغ برسند (وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ‏).

7. كم فروشى نكنید و حق پیمانه و وزن را با عدالت ادا كنید (وَأَوْفُواْ الْكَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ).

8. به هنگام داورى یا شهادت و یا در هر مورد دیگری که سخنى مى گوئید ، عدالت را رعایت كنید و از مسیر حق منحرف نشوید؛ هر چند در مورد خویشان شما باشد (وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى).

9. به عهد الهى وفا كنید و آن را نشكنید (وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ).

10. از این راه مستقیم من که راه توحید، راه حق و عدالت، راه پاكى و تقوا است پیروى كنید و هرگز در راه هاى انحرافى و پراكنده گام ننهید كه شما را از راه خدا ، منحرف و پراكنده مى كند و بذر نفاق و اختلاف را در میان شما مى پاشد (وَأَنَّ هَـذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِیلِهِ).

 

ایمان بی موقع و ایمان بی عمل

در آیه 158، سخن از زمانی است که عذاب نازل شده و یا مرگ آمده تا انسان را به سرای دیگر منتقل کند. در این حال، آوردن ایمان و یا داشتن آن برای دو گروه سودمند نیست و دردی از آنها دوا نخواهد کرد:

اول. بی ایمانی كه برایش ممكن بوده ایمان بیاورد و نیاورده است (لاَ یَنفَعُ نَفْسًا إِیمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ).

دوم. با ایمانی كه برایش ممكن بوده عمل صالح انجام دهد و انجام نداده است (أَوْ كَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْرًا).

چنین كسانی را ایمانِ در موقع مرگ و یا در موقع دیدن عذابِ خدا سودی نخواهد داد؛ اما كسى كه به میل و اختیار خود، ایمان آورده ولی اجل ، مهلتش نداده كه عمل صالح انجام دهد و در حالِ ایمان كسب خیرى نماید ، آیه شریفه سخنی درباره او ندارد.[3]

ایمان

بنابراین ایمانِ نافع آن ایمانى است كه اولاً از روى اختیار و رغبت باشد نه از ترس مرگ و خوف عذاب. ثانیاً به همراه آن ایمان اختیاری ، باید کار خیر کند و عمل صالح انجام دهد مگر آنکه فرصت آن را پیدا نکند؛ مثل کسی که ایمان بیاورد و لحظاتی بعد به شهادت رسد.

 

پاداشی ده برابر و عقوبتی عادلانه

در آیه 160سخن از پاداش و عقاب است و میزان آنها. قرآن کریم پاداش خیرات و حسناتی که به صحنه قیامت آورده می شوند را ده برابر اعلام کرده (مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا) و سزای گناهان و سیئات را کاملاً عادلانه و برابر با بدی انجام شده بیان می کند(وَمَن جَاء بِالسَّیِّئَةِ فَلاَ یُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا).

این ده برابر، مقداری است که در آیات دیگر به بیشتر از آن هم اشاره شده است؛ مانند آیه 173 سوره نساء که می فرماید: پاداششان را به طور كامل مى دهد و از فضل و احسانش بر آنان مى افزاید (فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَیَزیدُهُم مِّن فَضْلِهِ)

 

هر که بار خود را به دوش می کشد

جمعى از مشركان كوتاه فكر خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند و گفتند: تو از آئین ما پیروى كن، اگر بر خطا باشد، گناه تو ، به گردن ما. آیه 164 پاسخ مى‏دهد:

هیچ كسى جز براى خود عملى انجام نمى‏دهد و هیچ گنهكارى بار گناه دیگرى را به دوش نمى‏كشد :

(وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَیْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى).

این آیه با صراحت تمام، عواقب گناهی که از هر کس صادر می شود را متوجه خود او دانسته و بر چنین ادعایی خط بطلان می کشد

این آیه پاسخ به کسانی است که دیگران را دعوت به گناه می کنند و برای تشویق بیشتر و نیز راحت کردن خیال آنها چنین ضمانت می دهند که اگر این کار، گناهی داشت بر عهده ما؛ مانند کسی که به دیگری می گوید: تو روزه ات را بخور گناهش با من؛ یا به دخترش می گوید: تو حجابت را رعایت نکن گناهش با من.

این آیه با صراحت تمام، عواقب گناهی که از هر کس صادر می شود را متوجه خود او دانسته و بر چنین ادعایی خط بطلان می کشد.

 

با همان نعمتی که می دهد ، امتحان می کند

در آیه 165 كه آخرین آیه سوره انعام است به اختلاف استعدادها و تفاوت و مواهب جسمانى و روحى مردم و هدف از این اختلاف و تفاوت اشاره كرده، مى‏گوید: و خداوند بعضى از شما را بر بعض دیگر درجاتى برترى داد تا به وسیله این مواهب و امكاناتی كه در اختیارتان قرار داده است ، شما را بیازماید (وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَبْلُوَكُمْ فِی مَا آتَاكُمْ).

از این آیه روشن می شود اختلافی که از نظر استعداد، هوش، فكر و انواع ذوق ها و سلیقه‏ها و حتى از نظر ساختار جسمانى در انسانها وجود دارد ، ضمن آنکه لازمه جامعه بشری است؛ برتری در این امور هرگز به معنای اجر و قرب ویژه نزد خداوند متعال نیست؛ بلکه هر چه را که خدا داده، در حقیقت ابزاریست برای آزمایش که آیا صاحب آن امتیاز و نعمت، وظیفه اش در برابر آن عطای الهی را به درستی انجام می دهد یا نه. که اگر به درستی از آن مواهب الهی بهره برد ثواب می برد و اگر نه؛ نه.

 

پی نوشت ها :

1.   تفسیر نمونه 6/29

2.   المیزان فی تفسیر القرآن 7/372

3.   همان  7/389


- نظرات (0)

معرفی 2 گروه از مۆمنان واقعی!


خمس کے متعلق اھل سنت کی دلیل
آیه خمس

آیه 41 سوره انفال آیه ای است که پرداخت خمس را بر مکلفین واجب می کند.

در آغاز آیه مى‏فرماید: بدانید هر گونه غنیمتى نصیب شما مى‏شود یك پنجم آن، از آن خدا و پیامبر و ذى القربى (امامان اهل بیت) و یتیمان و مسكینان و واماندگان در راه (از خاندان پیامبر) مى باشد (وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ).

و بعد براى تاكید اضافه مى كند: كه اگر شما به خدا و آنچه بر بنده خود نازل كردیم ، ایمان آورده اید باید به این دستور عمل كنید و در برابر آن تسلیم باشید (إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا).

از این تعبیر روشن می شود مۆمن كامل كسى است كه در برابر همه دستورات ، مخصوصاً دستورات مالى تسلیم باشد و تبعیضى در میان برنامه‏هاى الهى قائل نگردد.[1]

یکی از راویان به نام سَماعه از امام کاظم علیه السلام درباره خمس سوال می کند که خمس به چه چیزهایی تعلق می گیرد؟

امام علیه السلام در پاسخ می فرماید: فِی كُلِّ مَا أَفَادَ النَّاسُ مِنْ قَلِیلٍ أَوْ كَثِیرٍ [2] ؛هر منفعتی که افراد به دست می آورند چه کم باشد؛ چه زیاد یک پنجم آن برای صاحبان خمس است. منتهی پرداخت آن بر اساس دیگر روایات تا یکسال می تواند به تعویق بیفتد (بنا به نظر برخی مراجع تقلید، سالی یکبار) که اگر چیزی از آن باقی ماند پرداخت شود.[3]

 

تغییر نعمت به دست کیست؟

آیه 53 نعمتی که در دست مردم است را داده خدا دانسته (نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ )؛ اما تغییر آن به کاستی، تبدیل به نقمت و مانند آن را به دست مردم می داند؛ همان مردمی که این نعمت را در اختیارشان بود(یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ).

علامه طباطبایی (ره) از این آیه شریفه، قاعده ای برای نزول نعمت و سلب آن و یا تبدیلش به نقمت و عذاب به دست آورده که خلاصه اش این است:

فرود نعمت بر انسانها بستگی به زمینه روحی و نفسانی آنها دارد. اگر این استعداد و زمینه، مناسبِ نزول نعمت بود، نعمت بر آنها نازل می شود و اگر تغییر کرد و آن زمینه، تبدیل به زمینه نزول عذاب شد؛ آن نعمت رخت بربسته و عذاب و نقمت جایگزین آن می شود. [4]

هرگاه طرف مقابل و هم پیمان شما عهد نامه را پاره کرد و مفاد آن را زیر پا گذاشت (إِنْ نَكَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ) و شروع به مذمت آئین شما و تبلیغات سوء کرد(طَعَنُوا فِی دِینِكُم) ؛ شما با پیشوایان این گروهِ كافر پیكار کنید(فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْر)

بنابراین نعمتی را که خداوند متعال روزیمان کرده است تا وقتی در دست ماست که لیاقت آن را داشته باشیم؛ اما اگر با دست خود، آن لیاقت را تغییر داده و نسبت به آن نعمت، بی لیاقت شدیم؛ نعمت می رود و عذابی که اکنون لایق آن شده ایم ، جایگزین آن می شود.

 

بدترین ها نزد خدا

آیه 55، بدترین و بى ارزش ترین موجودات زنده این جهان را معرفى كرده مى فرماید: بدترین جنبندگانِ نزد خدا، كسانى هستند كه راه كفر پیش گرفتند و هم چنان به آن ادامه مى دهند و به هیچ وجه ایمان نمى آورند(إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِینَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ یُۆْمِنُونَ).

در آیه بعد قدری بیشتر درباره آنها توضیح داده و یک ویژگی بارز آنها را بیان می کند که آن عهدشکنی و پایبند نبودن به هیچ عهد و پیمانی است (یَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی كُلِّ مَرَّةٍ). اینها کسانی اند که نه از خدا شرم دارند و نه از مخالفت فرمان او پرهیز می کنند و نه از زیر پا گذاردن اصول انسانى پروا می نمایند (وَهُمْ لاَ یَتَّقُونَ).

هر چند این آیات درباره یهودیان مدینه در عصر رسول خدا صلی الله علیه وآله نازل شده و پرده از ماهیت پلید آنها بر می دارد[5]؛ اما این به معنای حصر این معنا در آنها نیست؛ بلکه بیان قاعده و قانون کلی است برای هر کس که رفتاری اینگونه دارد تا بداند و دیگران بشناسند که چنین کسی بدترین خلایق نزد خداوند است.

دفاع مقدس
حد توان نظامی در قرآن

به دستور آیه 60، توان نظامی مسلمانان در جامعه اسلامی باید به حدی باشد که دشمن و هر کس که خیال دست اندازی به حیطه نظام اسلامی را دارد به هراس اندازد(

تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ ) و نتواند حتی خیال تهاجم به آب و خاک نظام اسلامی را هم در سر بپروراند.

از این آیه استفاده می شود که نظام اسلامی باید به آخرین و پیشرفته ترین سلاح ها و تجهیزات نظامی و دفاعی مجهز باشد تا آنکه بتواند آن ترسی را که آیه می فرماید در دل دشمنانش ایجاد کند؛ هر چند داشتن این سلاح ها لزوماً به معنای به کارگیری آنها نیست. یعنی می توان گفت: داشتن از هر نوع ، ولی استفاده تنها از تسلیحاتی که با قوانین نبرد در اسلام سازگار است.

 

دو گروه از مومنان واقعی

آیه 74 به بیان دو گروه از مومنان واقعی می پردازد :

گروه اول کسانی اند که ایمان آوردند و هجرت كردند و در راه خدا جهاد نمودند (وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ).

گروه دوم کسانی اند که گروه اول را پناه دادند و یارى كردند (وَالَّذِینَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ).

هر چند این آیه درباره مهاجرین و انصار در صدر اسلام است؛ اما روشن است که این آیه نیز مانند اکثر آیات قرآن کریم پیامی جامع و کلی دارد که با بیان نمونه، در پی تعلیم و تعمیم آن در جامعه اسلامی و تمام دورانهاست.

نظام اسلامی باید به آخرین و پیشرفته ترین سلاحها و تجهیزات نظامی و دفاعی مجهز باشد تا آن بتواند آن ترسی را که آیه می فرماید در دل دشمنانش ایجاد کند؛ هر چند داشتن این سلاحها لزوما به معنای به کارگیری آنها نیست

وفاداری بر سر پیمان تا به کی؟

آیه 7 سوره مبارکه توبه به قانونی درباره سرآمدی زمان وفاداری به عهد و پیمان اشاره دارد. در این قانون آمده است که شما تا زمانی بر سر پیمان بمانید که طرف مقابل هم بر سر پیمان ایستاده(فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِیمُواْ لَهُمْ) و این وفاداری به عهد و قرارداد از لوازم تقواى دینى است به همین جهت علت دستور بالا را چنین بیان می کند: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ [6] ، اما اگر طرف مقابل پیمان شکست و تعهداتی که دوطرف موظف به رعایت آن بودند را نادیده گرفت ، شما هم تمام آنچه موظف به رعایت آن بودید را نادیده بگیرید.

 

جایی که اَیمان ملاک است نه اِیمان

اَیمان یعنی عهد و پیمان و معنای ایمان هم روشن است. آیه 12 درباره عهد شکنی کسانی است که با مسلمانان عهد و پیمان دارند که می فرماید: هرگاه طرف مقابل و هم پیمان شما عهد نامه را پاره کرد و مفاد آن را زیر پا گذاشت (وَإِن نَّكَثُواْ أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ) و شروع به مذمت آئین شما و تبلیغات سوء کرد(وَطَعَنُواْ فِی دِینِكُمْ) ؛ شما با پیشوایان این گروهِ كافر پیكار کنید(فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ ).

بعد بلافاصله دلیل این نبرد و پیکار را بیان کرده می فرماید: چون عهد و پیمان برای آنها كمترین ارزشى ندارد. (إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ) درست است كه آنها با شما پیمان ترك مخاصمه بسته اند، ولى این پیمان با نقض شدن مكرر و آمادگى براى نقض در آینده اصلا ارزش و اعتباری جدی نخواهد داشت.

 

پی نوشت ها:

1.   تفسیر نمونه 7/172

2.   کافی 1/545/حدیث 11

3.   «خمس» دارای احکام خاص خود است که در کتابهای فقهی مراجع معظم تقلید به شکل مفصل توضیح داده شده است.

4.   ر.ک به المیزان فی تفسیر القرآن 9/101

5.   همان، ص 111

6.   المیزان فی تفسیر القرآن 9/157


- نظرات (0)

بانك احاديث اهل بيت علیهم السلام

عناوين اصلي كتاب شامل:
بیش از 18000 عنوان حدیث در موضوعات زیر:

اجتماعي؛ اخلاقي؛ اعتقادي؛ اقتصادي؛ پزشكي؛ خانواده؛ زنان؛ سياسي؛

عبادت و فروع دين؛ علم و دانش؛ قدسي؛ قرآن كريم؛ قضايي؛ معصوم شناسي؛ نظامي

‏مشخصات نشر:اصفهان:مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان‌، ۱۳90.‬


دانلود از لینک مستقیم

دانلود از لینک غیر مستقیم



- نظرات (0)

دانلود بانک جامع مناسبت ها

 

بانك جامع مناسبت ها

عناوين اصلي كتاب شامل:
روز شمار شمسي؛ روز شمار قمري؛ روز شمار ميلادي
‏مشخصات نشر : ‏‫اصفهان‌‬‏‫: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان‌ ‬‏‫، ۱۳90.‬


 


- نظرات (0)