سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

شیطان در بهشت!

شیطان در بهشت آدم

در آیات 36 بقره/2؛ 20 تا 22 و 27 اعراف/7 و 120 و 121 طه/20 آمده است كه آدم و حوّا با وسوسه، فریب و گمراه‌سازى ابلیس، از درخت ممنوع خوردند یا چشیدند و بى‌درنگ لباس هایشان فروریخت و در نتیجه، شرم‌گاهشان آشكار و از بهشت اخراج شدند. از تعبیرهاى «فَوَسوَسَ لَهُمَا الشَّـیطـنُ» (اعراف/7، 20)، «فَدلَّـهُما بِغُرور» (اعراف/7، 22)، «فَأزَلَّهُما الشَّیطـنُ» (بقره/2، 36) برمى‌آید كه ابتدا وسوسه* شیطان، بعد فریب خوردن آدم و حوّا، و‌در پى آن، لغزش و اخراج آن دو از بهشت صورت گرفته است. مفسّران در چگونگى دسترس ابلیس به آدم و حوّا ـ با این كه ابلیس از بهشت رانده شده بود ـ وجوهى گفته‌اند؛ مانند: ابلیس به آسمان نزدیك مى‌شد و با آدم سخن مى‌گفت. ابلیس به درِ بهشت نزدیك شده، آدم را صدا مى‌زد و از آن‌جا با او سخن مى‌گفت. ابلیس از زمین به آدم پیام مى‌فرستاد و با او سخن مى‌گفت و...‌.[1]

از ظاهر این توجیه‌ها برمى‌آید كه بهشتِ آدم را بهشت موعود دانسته‌اند كه ابلیس نمى‌تواند وارد آن شود؛ در حالى‌كه ظاهر آیات قرآن با این سخن سازگار نیست و دلیل محكمى براى پذیرش آن وجود ندارد.

به گفته علاّمه طباطبایى، از آیات مربوط استفاده مى‌شود كه آدم و حوّا شیطان را دیده و شناخته‌اند و مانعى ندارد كه شیطان وارد بهشت شده باشد؛ چرا كه در بهشتِ «جاوید» جایى براى شیطان نیست، نه بهشت «آدم»؛ ازاین‌رو همگى بعداً از آن اخراج شدند.[2]

در آیه 20 اعراف/7 درباره اثر وسوسه شیطان آمده است كه شیطان* آن دو را فریفت تا شرم‌گاهشان آشكار شود: «فَوَسوَسَ لَهُما الشَّیطـنُ لِیُبدِىَ لَهُما ماوُرِىَ عَنهُما مِن سَوءَتهِما» . درباره «لام» «لیبدى» دو قول وجود دارد: نخست این‌كه براى عاقبت باشد؛ یعنى وسوسه شیطان به پدیدار شدن شرم‌گاهشان انجامید و شیطان، در ابتدا از این سرانجام آگاه نبود.[3] دیگر این كه لامِ غرض باشد؛ به این شكل كه گفته شود: پدیدار گشتن شرم‌گاه، كنایه از سقوط حرمت و زوالِ مقام است؛ بنابراین، قصد شیطان از وسوسه آن دو، زوال حرمت و از میان بردن مقام آنان بوده است یا بگوییم: شیطان در لوح محفوظ دیده یا از برخى فرشتگان شنیده بود كه اگر آدم از آن درخت* بخورد، شرم‌گاهش پدیدار مى‌شود و این، نهایت زیان و سقوط را مى‌رساند؛ لذابراى حصول این غرض، وسوسه كرد.[4]

ابلیس براى نفوذ بیش‌تر در آدم و حوا، خود را خیرخواه و دل‌سوز نمایاند و به آنان وعده داد كه با خوردن از درخت ممنوع، مانند فرشتگان، جاودانه در بهشت زندگى خواهند كرد:[5]«قالَ ما نَهـكُما رَبُّكُما عَن هذهِ الشَّجَرةِ إلاَّ أَن تَكونَا مَلكَینِ أَو تَكونا مِن‌الخلدینَ * وَ قاسَمهُما إِنِّى لَكُما لَمِنَ النَّـصِحینَ.» (اعراف/ 7، 20 و 21) از آن‌جا كه آدم و حوا ابلیس را چندان نمى‌شناختند، تحت تأثیر سوگندهاى دروغ او، فریب خوردند.[6] ابلیس در سوگند* خویش به گونه‌اى عمل كرد كه آدم(علیه السلام)احتمال نمى‌داد او در كار خود دروغ‌گو باشد.[7] طبرسى مى‌گوید: او هنگام وسوسه، امورِ مربوط به قیامت را سبك و بى‌قدر مى‌نمایانْد و چنین وانمود كرد كه در آن‌جا محاسبه‌اى نخواهد بود؛ امّا امور دنیایى را بزرگ و زیبا جلوه داد.[8]

__________________

[1] التبیان، ج1، ص‌162؛ مجمع البیان، ج‌1، ص‌197؛ التفسیر الكبیر، ج‌3، ص‌15.

[2] المیزان، ج‌1، ص‌131.

[3] كشف‌الاسرار، ج‌3، ص‌577‌؛ التفسیر الكبیر، ج‌14، ص‌46.

[4] التفسیر الكبیر، ج‌14، ص‌46.

[5] كشف‌الاسرار، ج‌3، ص‌578‌؛ مجمع‌البیان، ج‌4، ص‌627‌.

[6] التفسیر الكبیر، ج‌14، ص‌46.

[7] المیزان، ج 8، ص 61؛ الفرقان، ج 8 و 9 ، ص 62.

[8] مجمع‌البیان، ج‌4، ص‌623‌.


- نظرات (0)

گناه به نیت قربة الی الله

آیت‌الله مظاهری تصریح کرد: با کمال تأسف باید گفت، امروزه شاهد عملی شدن سوگند شیطان هستیم؛ فریب شیطان کارگر شده، تا جایی که توهم، تخیل، وسوسه و آرزوهای بی‌جا سر تا پای جامعه را فرا گرفته و حتی فال‌گیری و رمالی رایج شده است.

بیانات آیت الله مظاهری و هشدار ایشان از تحقق وعده های شیطان

بزرگترین گناه طلبه (درس اخلاق امام 9)

شیطان، عامل سقوط انسان

یکی از مهم‌ترین عوامل سقوط انسان، شیطان است که قرآن شریف او را دشمن سرسخت آدمی و همراهی با او را موجب سقوط و موجب خسران دنیا و آخرت بر می‌شمرد. «انّ الشیطان لکم عدوٌ مبین»[1]

دشمنی او نیز بی‌جاست. شیطان به واسطه رذائل خودش سقوط کرد، ولی سقوط خود را ناشی از وجود حضرت آدم دانست. به همین جهت با او و اولاد او به دشمنی پرداخت و تا قیامت درصدد سقوط آنان است.

طبق آیات قرآن کریم، شیطان پس از آنکه از درگاه خداوند متعال رانده شد، چند مرتبه با خداوند اعلام جنگ کرد. از جمله، به خداوند گفت: «قالَ فَبِما أَغْوَیتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقیم‏ ثُمَّ لَآتِینَّهُمْ مِنْ بَینِ أَیدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرین»[2]، گفت: «پس به سبب آنكه مرا به بیراهه افكندى، من هم براى فریفتن آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست، آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم، و بیش‌ترشان را شكرگزار نخواهى یافت.»

امام باقر«سلام‌الله‌علیه» در ذیل این آیه شریفه می‌فرمایند: «اینکه می‌گوید: از پیش رو می‌آیم، یعنی از راه آخرت که به آنها می‌گوید: نه بهشتى است، نه دوزخى و نه رستاخیزى. امّا از پشت سر این است که، یعنی از راه دنیایشان آنان را به گردآوری مال وا می‌دارد و فرمان می‌دهد مالى را در راه صله رحم صرف نكنند، و از آن حق کسی را ندهند و هزینه فرزندان خود را نپردازند و از نابود شدن مال، آنها را می‌ترساند. امّا از سمت راست، یعنی از راه دین آنها که اگر در گمراهى باشند، آن را برای ایشان زینت می‌بخشد و خوش‌نما می‌سازد، و اگر بر راه حقند، می‌كوشد تا آنان را از آن بیرون برد. امّا از سمت چپ، یعنی از راه لذت‌ها و شهوات، آنان را می‌فریبد.»[3]

 

راهکار نجات از سقوط شیطانی

قرآن کریم با چندین تأکید می‌فرماید که شیطان با همه زرنگی و بدجنسی‌اش، قدرت انحراف کسی که زیر پرچم خداوند باشد را ندارد. پس چه کسی را منحرف می‌کند؟ آنکه زیر پرچم شیطان است و از او حرف شنوی دارد.

«انَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یتَوَكَّلُونَ، انَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِینَ یتَوَلَّوْنَهُ»[4]

بنابراین انسان باید خودش را به خداوند سبحان بسپارد و زیر پرچم ذات باری تعالی پناه بگیرد تا از شرّ شیطان در امان بماند. شیطان با بی‌حیایی و پررویی به خداوند تشر زده و قسم خورده است که همه بندگان را گمراه می‌کند، جز مخلصین.

فریب شیطان، انسان را به جایگاه پستی می‌رساند که امام معصوم را می‌کشد و تخیل می‌کند که کار خوبی کرده است. جرداق نصرانی در کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» جمله شیرینی دارد که درباره ابن ملجم می‌گوید: «انسان به جایی می‌رسد که ولی خدا را در خانه خدا، قربة الی الله می‌کشد

«وبِعِزَّتِكَ لاَُغْوِینَّهُمْ اَجْمَعینَ اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخلَصینَ»[5]

بعضی از مفسّرین، مخلَصین را معصومین معنا کرده‌اند. اما بر اساس آیه قبلی که تلاوت شد، شیطان، حقّ سلطنت بر کسی که زیر پرچم خدا باشد و سلطنت و تسلّط خدای یگانه را بپذیرد، ندارد. چنین کسی، هرچند از معصومین نباشد، مخلص است و چون خدای تعالی نیز او را از بین سایرین برای خودش انتخاب کرده، شیطان حق تعرض به وی را ندارد.

تنیجه اینکه، اگر کسی بخواهد از شرّ شیطان محفوظ بماند و از سقوط شیطانی نجات یابد، باید خود را به زیر پرچم خداوند برساند و به او پناه ببرد. پناه بردن به زیر پرچم خدای تعالی نیز صرفاً با شعار و اظهار زبانی میسّر نمی‌شود؛ بلکه اعتقاد قلبی و تسلِط رسوخی بر چهل مسئله اعتقادی تشیع، شعار زبانی و عمل به دستورات شرع مقدس، سه ضلع مثلث ایمان هستند و هر انسانی پس از تکمیل این سه ضلع، می‌تواند مدعی شود که مؤمن یا شیعه واقعی است و زیر پرچم خداوند متعال پناه گرفته است. شیطان قدرت غلبه بر چنین شیعه‌ای که مؤمن حقیقی است را ندارد؛ زیرا مکر و نیرنگ شیطان تنها وقتی کاربرد دارد که انسان زیر پرچم او باشد.

«وَكانَ حَقًّا عَلَینا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ»[6] «وَ كَذلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنین»[7]

پس شیطان چه کسی را می‌تواند به سقوط بکشاند؟ کسی که به جای متابعت از خداوند، متابعت از شیطان را برگزیند.

جلوه نیکوی اعمال ناشایست، ناشی از مکر شیطان

یکی از خطرات تسلّط شیطان بر آدمی که سقوط او را تسریع می‌بخشد، این است که او را دچار جهل مرکب کرده و اعمال زشت و ناشایست را نزد او مزِین و نیکو جلوه می‌دهد.

«زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ»[8]

«وَ كَذلِكَ زَینَ لِكَثیرٍ مِنَ الْمُشْرِكینَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ»[9]

«وَ زَینَ لَهُمُ الشَّیطانُ أَعْمالَهُمْ»[10]

ورشکسته ترین افراد، از نظر قرآن کریم کسی است که جهل مرکب دارد و اعمال زشت خویش را نیک می‌پندارد.

وهابیت

«الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعًا»[11]

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در روایتی می‌فرمایند: نزد من از شخصی تعریف فراوانی کردند، به‌اندازه‌ای که تمایل پیدا کردم او را ببینم. روزی او را دیدم و در پِیش رفتم تا در مکانی خلوت با او حرف بزنم. در این حال او به یک نانوایی رفت و نانوا را فریب داده و دو قرص نان دزدید، تعجّب کردم! سپس داخل یک مغازه میوه ‌فروشی شد و دو عدد انار هم از او دزدید. آیا آدمی که مشهور به زهد و تقواست، دزد می‌باشد؟! تعقیبش کردم و دیدم داخل یک خرابه شد و پس از آنکه نان و انار دزدی را به یک فقیر بیمار داد، از خرابه بیرون آمد. جلو رفتم و به او گفتم: آقا، این کارها که کردی چه بود؟ زاهد و عابد و مسلمان و این کارها؟! گفت: اوّل بگو ببینم تو کیستی؟ گفتم: من جعفربن محمّد الصّادق هستم. گفت: پسـر پیامبری و قرآن بلد نیستی؟ گفتم: چگونه چنین می‌گویی؟ گفت: قرآن شریف می‌فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیئَةِ فَلا یجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها»[12]

بدین مضمون که اگر کسی کار خوبی انجام دهد، خداوند ده برابر در نامه عملش می‌نویسد و امّا اگر کار بدی بکند، فقط همان در نامه عملش نوشته می‌شود؛ من دو انار و دو نان دزدیدم، پس مرتکب چهار گناه شدم، آنگاه آن انار و نان را صدقه دادم و چهل حسنه به دست آوردم؛ چهار حسنه در مقابل آن چهار گناه قرار می‌گیرد، یعنی سی و‌ شش حسنه در نامه اعمالم نوشته خواهد شد!

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: به او گفتم نه تنها ثواب به‌دست نیاوردی که هشت گناه نیز مرتکب شدی؛ چهار گناه که مال مردم را دزدیدی و چهار گناه دیگر هم از آن‌رو که بدون اجازه آنان، اموالشان را به دیگران صدقه دادی که تصرّف در مال دیگران از گناهان بزرگ است.[13]

مصداق این واقعیت که گروهی در اثر حیله شیطان تصوّر می‌کنند کار آنان بسیار ارزنده است، در زمان فعلی فراوان یافت می‌شود. مثلاً برخی کسب حرام دارند، خمس هم نمی‌دهند، ولی با همین مال حرام و مشمول خمس، مکه می‌روند. برخی دیگر با ربا، رشوه، گرانفروشی، کم فروشی و غشّ در معامله، کسب درآمد می‌کنند و با این درآمد حرام، مجلس عزاداری برای اهل بیت«علیهم‌السّلام» برپا می‌کنند که معلوم است فایده ندارد.

امام حسین«سلام‌الله‌علیه» و یاران ایشان برای احیای دین امّت و به خصوص احیای نماز، در کربلا شهید شدند، امّا برخی نماز واجب خود را فدای مجلس عزای ایشان می‌کنند و تصوّر می‌کنند کار ثوابی انجام داده‌اند. یکی از وعّاظ قدیمی می‌گفت: در ماه محرم برای تبلیغ به شهری رفته بودم. یکی از برگزارکنندگان مجلس نزد من آمد و با نهایت خستگی گفت: برای مجلس حضرت ابوالفضل سه روز است کفش‌هایم را از پا در نیاورده‌ام. گفتم: پس چگونه وضو گرفتی و نماز خواندی؟ عصبانی شد و گفت: آن ابوالفضلی که نتواند جواب نماز را بدهد، من آن ابوالفضل را قبول ندارم.

مصداق این واقعیت که گروهی در اثر حیله شیطان تصوّر می‌کنند کار آنان بسیار ارزنده است، در زمان فعلی فراوان یافت می‌شود. مثلاً برخی کسب حرام دارند، خمس هم نمی‌دهند، ولی با همین مال حرام و مشمول خمس، مکه می‌روند. برخی دیگر با ربا، رشوه، گرانفروشی، کم فروشی و غشّ در معامله، کسب درآمد می‌کنند و با این درآمد حرام، مجلس عزاداری برای اهل بیت«علیهم‌السّلام» برپا می‌کنند که معلوم است فایده ندارد

خدمت به آستان مقدس حضرت سیدالشهداء«سلام‌الله‌علیه» و برپایی مجالس عزای ایشان بسیار ارزشمند است و ثواب فراوانی دارد، امّا جایگزین نماز واجب نشده و گناهان انسان را نیز محو نخواهد کرد. بعضی افراد در اثر فریب شیطان می‌گویند: همه غرق گناهیم و یک حسین داریم، که حرف غلطی است. شفاعت، که امر مسلّمی است، نیاز به تناسب و لیاقت دارد، امّا شیطان به عنوان اینکه همه گناهان بخشیده می‌شود، مردم را می‌فریبد. قرآن کریم می‌فرماید: «یا بَنِی آدَمَ لاَ یفْتِنَنَّكُمُ الشَّیطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیكُم مِّنَ الْجَنَّةِ»[14]

فریب شیطان، انسان را به جایگاه پستی می‌رساند که امام معصوم را می‌کشد و تخیل می‌کند که کار خوبی کرده است. جرداق نصرانی در کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» جمله شیرینی دارد که درباره ابن ملجم می‌گوید: «انسان به جایی می‌رسد که ولی خدا را در خانه خدا، قربة الی الله می‌کشد. امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: «گروهی آمدند به کربلا که قربة الی الله، امام حسین را بکشند.»

خدا نکند که انسان دست‌خوش شیطان و خرافت شیطانی بشود. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» همین مطلب را در روز عاشورا تذکر می‌دادند و می‌فرمودند: ای مردم: شیطان مسلّط بر شما شده است، ولی اثری نداشت. بعد فرمودند: «اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ»

حزب شیطان و پیروان او، به جای اینکه حرف امام حسین«سلام‌الله‌علیه» را بشنوند و متنبّه شوند، آن حضرت را به شهادت رسانیدند. به راستی که آنان حزب شیطان بودند و دچار خسارت عظیمی شدند.

«اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّیطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیطانِ هُمُ الْخاسِرُون‏»[15]

 

شیطان انسی و شیطان جنّی

دجال شیطان تک چشم

نکته‌ای که توجه به آن ضروری است، اینکه صرفاً وسوسه و فریب شیطان جنّی، عامل سقوط و تباهی انسان نیست، بلکه شیطان انسی نیز سهم به سزایی در گمراهی، انحراف و سقوط آدمیان دارد. قرآن کریم در سوره ناس می‌فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم، قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ، مَلِكِ النَّاسِ، إِلهِ النَّاسِ، مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ، الَّذی یوَسْوِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ»

می‌فرماید بخوان و بگو: خدایا پناه می‌برم به تو، پناه می‌برم به تو، پناه می‌برم به تو، از شرّ شیطان که وسوسه می‌کند، خوب را بد و بد را خوب جلوه می‌دهد. اما بعد می‌فرماید: «شیطان انسی و شیطان جنّی»، و اگر شیطان انسی بدتر از شیطان جنی نباشد، حتماً کمتر نیست. نمونه آن رفیق بد است که خطر آن به مراتب بیش از شیطان است. دختر و پسری که با هم رفیق می‌شوند و رابطه دوستانه برقرار می‌کنند، دو تا شیطان برای همدیگر هستند و هرکدام دیگری را به سقوط کشانده و به جهنّم می‌برند.

امروزه فیلم‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای مبتذل، مصداق بارز شیاطین انسی هستند و توجه به خطرات آن و پرهیز جدی از آن برای خانواده‌ها ضروری است، وگرنه نتیجه‌ای جز سقوط و تباهی نخواهد داشت.

برخی از مصادیق فریب شیطان در زمان حاضر

شیطان، چندین مرتبه بی‌حیایی کرده و به خداوند متعال تشر زده است. از جمله قرآن کریم در مورد او می‌فرماید: «لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّینَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیغَیرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن یتَّخِذِ الشَّیطَانَ وَلِیا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِینًا»[16]

كه خداوند او را لعنت كرد و او گفت: سوگند باد كه از بندگان تو بهره‏اى معین خواهم گرفت. و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد، و وادارشان مى‏كنم تا گوش‌هاى دام‌ها را شكاف دهند، و وادارشان مى‏كنم تا آفریده خدا را دگرگون سازند. و هر كس شیطان را به جاى خدا دوست و كارساز گیرد براستى زیانى آشكار كرده است.

شیطان می‌گوید: بندگان را به انجام اعمال ناشایست و گناه، امر می‌کنم. بعد می‌گوید: امور فطری آنان را تغییر می‌دهم، مثلاً عفت و غیرت که دو فضیلت و دو امتیاز فطری است، در اثر فریب شیطان در نظر برخی بی‌ارزش شده است. به جای اینکه والاترین شرافت برای مرد، غیرت او و والاترین فضیلت برای زن، عفت او باشد، بی‌عفتی و بی‌غیرتی فضیلت و امتیاز محسوب شده و برخی به جهت برخورداری از این دو رذیلت، به خود می‌بالند

با کمال تأسف باید گفت: امروزه شاهد عملی شدن سوگند شیطان هستیم. فریب شیطان کارگر شده، تا جایی که توهّم، تخیل، وسوسه و آرزوهای بی‌جا سر تا پای جامعه را فرا گرفته و حتی فال‌گیری و رمّالی رایج شده است.

کار به جایی رسیده که برای مسئولین معجزه هزار ساله یا عصمت اکتسابی درست می‌کنند و یا مطالب غیرواقعی به عنوان ظهور نزدیک است، بیان می‌کنند و بالاخره یک چیزهایی که واقعیت ندارد، اما به حسب ظاهر زرق و برق دارد، مطرح می‌کنند.

شیطان می‌گوید: بندگان را به انجام اعمال ناشایست و گناه، امر می‌کنم. بعد می‌گوید: امور فطری آنان را تغییر می‌دهم، مثلاً عفت و غیرت که دو فضیلت و دو امتیاز فطری است، در اثر فریب شیطان در نظر برخی بی‌ارزش شده است. به جای اینکه والاترین شرافت برای مرد، غیرت او و والاترین فضیلت برای زن، عفت او باشد، بی‌عفتی و بی‌غیرتی فضیلت و امتیاز محسوب شده و برخی به جهت برخورداری از این دو رذیلت، به خود می‌بالند.

امروزه چادر که ارزش والایی دارد، در اثر مکر شیطان، در نظر بسیاری از مردم به ضد ارزش تبدیل شده است. دست کم سیزده آیه از قرآن که راجع به ضرورت حفظ حجاب است، به فراموشی سپرده شده و بی حجابی و بد حجابی، جلوه نیکویی یافته است. ارتباط جوانان با مجالس مذهبی و مسجد و روحانیت کم شده و مردم در وقت نماز، در خیابان و پارک و بازار و مراکز تفریحی هستند که حضور آنان همراه با اختلاط زن و مرد و فساد اخلاقی است. همه این موارد از مکر و فریب شیطان سرچشمه می‌گیرد که به خوبی توانسته است، اعمال ناشایست را نزد مردم نیکو جلوه دهد و از ارزش اعمال صالح و شایسته نزد آنان بکاهد و در واقع در نهاد آنان تغییر ایجاد کرده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. یس / 60

2. أعراف/ 17-16

3. تفسیر القمی، ج 1، ص 224

4. نحل /100-99

5. ص / 83-82

6. روم / 47

7. انبیاء / 88

8. توبه / 37

9. انعام / 137

10. نمل / 24

11. کهف / 104

12. انعام / 160

13. احتجاج، ج 2، ص 369

14. اعراف / 27

15. مجادله / 19

16. نساء / 119- 118

 


- نظرات (0)

توجه به لقمه

لقمه حلال

از بزرگترین اسباب قساوت و بسته بودن قلب  گناه است، اگر انسان معصیت الهی را مرتكب شود خداوند بر قلب او مُهر می زند و قلب او از كسب معرفت الهی باز می  ماند. این همان «طبع» و «رین» است كه خداوند در قرآن به آن اشاره كرده است: « كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ» (مطففین/14) ؛ نه چنین است، بلكه آنچه مرتكب می  شدند زنگار بر دل  هایشان بسته است.
«.... وَ طُبِعَ عَلی  قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَفْقَهُونَ» (توبه/87)؛ و بر دل  هایشان مُهر زده شده است در نتیجه قدرت درك ندارند و این حالت عبارت است از بسته بودن قلب از معرفت و نور.
در روایتی رسول خدا صلی الله و علیه وآله می فرمایند پنج چیز دل ها را می میراند :
1 -   گناه بالای گناه 2  -  مجادله با احمق (نابخرد) 3 -   هم صحبت و مجالست بیش از حد با زنان 4  -  نشستن با مردگان، گفتند رسول الله (صلی الله و علیه وآله) مردگان چه کسانی هستند؟ فرمود: هر بنده خوش گذران سرکش که او مرده است. (خصال شیخ صدوق 106)
در حقیقت می توان گفت که قساوت قلب  یکی از بیماری های روحی  است که منشا بسیاری از آلودگی ها و گناهان می شود و باید از آن پیشگیری کرد و اگر خدای ناکرده دچار آن شدیم آن را درمان نماییم .

از بزرگترین اسباب قساوت و بسته بودن قلب 306605 گناه است، اگر انسان معصیت الهی را مرتكب شود خداوند بر قلب او مُهر می زند و قلب او از كسب معرفت الهی باز می  ماند. این همان «طبع» و «رین» است كه خداوند در قرآن به آن اشاره كرده است: « كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى? قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ» (مطففین/14) ؛ نه چنین است، بلكه آنچه مرتكب می  شدند زنگار بر دل  هایشان بسته است

قلب  های سالم ، قلب  هایی است كه وظیفه  ی خود را به خوبی انجام می دهند، و برای غیر خداوند در آنها جایگاهی نیست و برای خداوند شریك قرار نمی  دهند. تمام حب و بغض  هایشان برای خداوند است، فقط به خدا توكل و امید دارند. ترسشان از خدا است، دوستی و دشمنی  اش برای خداست. فقط مطیع دستورهای الهی هستند. و هیچ امری را بر امر خدا و رسول مقدم نمی  داند، و این  ها نشانه  های سلامت قلب است.
و از این جا معلوم می  شود كه معارف قرآن مخصوص قلب  هایی است كه از معصیت و ناخالصی ها پاك است، قلب  هایی كه گناهان مانع رسیدنشان به فیض و معارف قرآن نمی شود.
اینكه خداوند فرمود: «لایمسّه الا المطهرون» این تماس فقط تماس جسمی نیست، بلكه به معارف قرآن نیز جز پاكان نمی  رسند. برای اینكه انسان اگر بخواهد به معارف قرآن برسد و راهی به سوی قرآن بیابد باید قلبش پاك باشد. قلب  های ناپاك مانع از رسیدن به قرآن است.

موثر ترین مسئله در طهارت قلب

طهارت قلب یعنی؛ یعنی قلب از هر نوع گناه طاهر شود. اگر قلب طاهر شد، اخلاص می‌ آید؛ چون مرکز فرماندهی روح، این قلب است. بعد از قلب طاهر، روح مسلّط بر اعضاء و جوارح می شود، وقتی روح طاهر شد، بدن طاهر می شود. دیگر ید می شود یدالله، عین می شود عین  الله.
لذا راه این است: طهارت قلب. اولیاء الهی نکته ای را در باب طهارت قلب بیان فرمودند که بسیار مهم است. تمام آن ها بیان فرمودند: اوّلین و مهم ترین مسئله در طهارت قلب، لقمه است.
نکته ی قابل توجه در این موضوع به نقل از آیت الله قرهی این است که "شما فکر نکنید لقمه یعنی فقط خوردن. لقمه یعنی امکان دارد شما از وسیله نقلیّه دولتی استفاده کنید، یا امکان دارد از آن موقعیّتی که برای شما قرار دادند سوء استفاده کنید و ... این  ها خیلی مهم است و انسان باید دقیق باشد."

راهکارهای درمان قساوت قلب :

مهمترین راه های درمان قساوت قلب :

1    ذکر خدا و یاد خدا است :

زیرا خود قرآن ذکر خدا  را باعث آرامش قلب  ها می داند ، به طور مثال هوا برای ریه خوب است ، اما آب خوب نیست ، بلعکس آب برای معده خوب است اما هوا خوب نیست ، نفس انسان مثل معده است ، که طالب محبت دنیا است .
دنیا برای نفس مطلوب است اما قلب انسان مثل ریه است که به هوا نیاز دارد . محتاج ذکر الله است چطور اگر انسان برای چند لحظه ای هوا به ریه اش نرسد می میرد و اگر هوای ذکر خدا هم به قلب نرسد خواهد مرد از جمله ذکرهای مهم در جلای قلب که در بر طرف کردن قساوت خیلی موثر است ذکر استغفار (استغفرالله ربی و اتوب و الیه) 2 -  ذکر لا اله الا الله 3 - و صلوات بر محمد و آل محمد (محمدی ری شهری، گزیده میزان الحکمه، مبحث قلب و دل، ص 654) است .

2 - دوری از گناه :
نکته ی قابل توجه در این موضوع به نقل از آیت الله قرهی این است که "شما فکر نکنید لقمه یعنی فقط خوردن. لقمه یعنی امکان دارد شما از وسیله نقلیّه دولتی استفاده کنید، یا امکان دارد از آن موقعیّتی که برای شما قرار دادند سوء استفاده کنید و ... این  ها خیلی مهم است و انسان باید دقیق باشد."

همان طور که گفته شد، قساوت دل مربوط به گناه است پس اول باید توبه کرد و هر روز با خدا عهد بست که گناه نکنیم و اگر مرتکب آن شده حتما و فوراً توبه کرده و عزم بر ترک گناه داشته باشیم و در این مورد توصیه می شود حتما مناجات تائبین از مناجات خمسه عشر از امام سجاد (علیه السلام) که در مفاتیح آمده را غفلت نکنیم و به قرائت و تدبر در آن بپردازیم . (همان)

3    یاد مرگ :

باعث می شود دل انسان جلا پیدا کرده و غفلت را از بین می برد که علی (علیه السلام) می فرماید : رسول خدا (سفارش می کرد به اصحابشان به این که یاد مرگ 197465 باشید زیرا یاد مرگ شکننده ی لذات نفسانی و مانع از میل های حیوانی است .(همان)

4    مطالعه کتاب های اخلاقی و احادیث ائمه هدی :

مطالعه این کتب و احادیث (تاثیر فوق العاده دارد و امام باقر (علیه السلام) فرموده است : ان حدیثنا یحیی القلوب یعنی احادیث ما قلب را زنده می کند.) (همان)

5    مهربانی با مستمندان و ایتام :

روایت است شخصی به رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) از قساوت دلش شکایت کرد، رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمود : هر گاه بخواهی دلت نرم شود پس اطعام  کن مسکین را و دست بر سر یتیم بکش. (همان)
کلام آخر:
همه ی این ها گفته شد تا با طهارت قلب ان شاء الله از معارف قرآن روز به روز بیشتر بتوانیم دریافت کنیم چرا که به فرمایش خداوند؛ «إنه لقرآن الكریم فی كتاب مكنون لایمسّه الا المطهرون تنزیل من رب العالمین.» (واقعه/77-80) ؛ تحقیقاً این قرآنی است ارجمند، در كتابی نهفته، كه جز پاك شدگان بر آن دست نیازند و از جانب پروردگار جهانیان فرود آمده است.»

منابع:
قلب سلیم ، نوشته شهید دستغیب
پندها و اندرزها آیت الله حائری
صفیر هدایت، آیت الله ضیاء آبادی
بیانات آیت الله قرهی



- نظرات (0)

قساوت قلب

قلب سنگی

از دیگر بیماری‌های قلب، قساوت و سنگدلی است ؛ قرآن مجید از برخی انسان‌ها که علت بسیاری از بدبختی‌ها و محروم کننده انسان از رحمت الهی هستند در آیاتی خبر می‌دهد:

[أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ] « سوره مبارکه حدید / آیه 16 ».  آیا برای اهل ایمان وقت آن نرسیده که دل‌هایشان برای یاد خدا و قرآنی که نازل شده نرم و فروتن شود؟ و مانند کسانی نباشند که پیش از این کتاب آسمانی به آنان داده شده بود، آن گاه روزگار [سرگرمی در امور دنیا و مشغول بودن به آرزوهای دور و دراز] بر آنان طولانی گشت، در نتیجه دل‌هایشان سخت و غیر قابل انعطاف شد، و بسیاری از آنان نافرمان بودند.

[ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِیَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ...] « سوره مبارکه بقره  / آیه 74 ».

 سپس دل‌های شما بعد از آن [معجزه شگفت‌انگیز] سخت شد، مانند سنگ یا سخت‌تر.

[فَلَوْلا إِذْجاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ ما کانُوا یَعْمَلُونَ] « سوره مبارکه انعام / آیه 43  » پس چرا هنگامی که عذاب ما به آنان رسید، فروتنی و زاری نکردند؟ بلکه دل‌هایشان سخت شد و شیطان، اعمال ناپسندی که همواره مرتکب می‌شدند در نظرشان آراست.

بگو: آیا شما را از زیان کارترین مردم از جهت عمل آگاه کنم؟* [آنان] کسانی هستند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته { و گم شده است } در حالی که خود می‌پندارند ، خوب عمل می‌کنند

معالجه‌ی بیماری قساوت

 قساوت نمی‌گذارد انسان در برابر خطاهایش از خدا عذر بخواهد و جلوی ریختن اشک چشم را می‌گیرد.

 علت قساوت و سنگدلی دو چیز است: 1 -  دوری از عبادت،   2 - آلودگی به گناه.

اگر بخواهید قساوت و سنگدلی را معالجه کنید، باید به عبادت روی آورده و در حقیقت با تمام گناهان ترک رابطه کنید.

جهت درمان بیماری قساوت  ، باید زیاد یاد خدا کرد و با کمال عشق و شوق قرآن خواند و از دعاهای عالی اسلامی به خصوص دعای کمیل، دعای عرفه، مناجات خمس عشر، دعای ابوحمزه غفلت نکرد. جهت علاج این بیماری دردناک باید  به ائمه طاهرین علیهم السلام توسل جسته و قسمتی از شب را با محبوب واقعی خلوت کرده و از گناهان گذشته و تقصیرهایی که در عبادت داشته‌ایم یاد کرده و طلب عفو کنیم .

با به کار گرفتن این سلسله مسائل به تدریج زنگار دل پاک شده و قلب انسان به نور الهی صفا می‌گیرد و شیاطین دل انسان را رها کرده، حق در آن خانه تجلی می‌کند.

 

ریا

ریا گرگ انسان

ریا در اعمال عبادی به طور قطع باعث باطل شدن عمل می‌شود . ریاکار، در حقیقت دنیا پرست است و خدا خواهی او پوششی برای پرده ننگین دنیا پرستی اوست.

کسی که دارای خواسته‌های مادی و معنوی است و می‌بیند برای رسیدن به این خواسته‌ها ، باید از نیروی مردمی استفاده کند و نیروی مردمی جز از طریق جلب رضا و اعتماد آنان به‌دست نمی‌آید و جلب رضا و اعتماد مردم، جز از راه نشان دادن عبادات و خوبی‌ها میسر نیست، پس به دایره عبادات قدم می‌گذارد و دست به هر کاری خیری می‌زند، باید گفت: او پهلوان میدان ریا است و در حقیقت برای رسیدن به اهداف پلیدش دست به وسایل پاک می‌زند .

قلب اگر از ریا خالی نباشد، انسان نمی‌تواند عمل واقعی و با ارزش داشته باشد و نمی‌تواند در پیشگاه حق دارای مقام بندگی باشد، پاکی عمل و ارزش آن بستگی به قلب سالم از ریا دارد و انسان بی‌ریا از بسیاری  گناهان در امان و مصونیّت است.

بسیاری از مردم هستند که در تمام جوانب زندگی زیاد زحمت می‌کشند و خیلی کار خیر می‌کنند، اما چون زحمات آنان آلوده به ریا است، برای زحمات و کوشش آنان عاقبتی نخواهد بود و قرآن مجید آنان را از زیان کارترین مردم می‌داند:

[قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا* الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً] « سوره مبارکه کهف / آیات 103 – 104 ».                                                                                                    

بگو: آیا شما را از زیان کارترین مردم از جهت عمل آگاه کنم؟ [آنان] کسانی هستند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته { و گم شده است } در حالی که خود می‌پندارند ، خوب عمل می‌کنند .

ریا در اعمال عبادی به طور قطع باعث باطل شدن عمل می‌شود . ریاکار، در حقیقت دنیا پرست است و خدا خواهی او پوششی برای پرده ننگین دنیا پرستی اوست

عجب‌

دیگر از گناهان قلب، عجب است؛  عجب، خود بزرگ بینی و بی‌عیب دانستن خود ؛ و خود را از همه برتر انگاشتن است.

این بیماری برای انسان ، به وجود آورنده تکبر، مورث بسیاری از پلیدی‌هاست!! انسان مُعجب، هر مقامی را حقّ خود می‌داند و عقیده دارد که تمام احترامات خاص اوست ، توقع دارد همه در برابر مقام او خضوع کنند. انسان گرفتار عجب در هر حدّی که از عبادت و نیکوکاری باشد، بریده از خداست.

قرآن تنها نجات دهنده انسان را روز قیامت قلب سلیم او معرفی می‌کند :

{ یَومَ لا یَنفَعُ مالٌ وَ لا بَنونٌ إلّا مَن أتی اللهُ بِقَلبٍ سَلیمٍ } « سوره مبارکه شعراء / آیات 88 – 89 »

روزی است که مال و فرزندان نفع نمی‌دهند، آنچه نفع دارد قلبی است که صاحبش آن را سالم نزد خدا آورده باشد

امام سجّاد علیه‌السلام در دعای بیستم «صحیفه» چنین عرضه می‌فرماید:

وَعَبِّدْنی لَکَ وَلا تُفْسِدْ عِبادَتی بِالْعُجْبِ‌ « صحیفه سجادیه / دعای مکارم الاخلاق ».

الهی! مرا بنده خودت گردان و عباداتم را به عجب و خودپسندی تباه مکن.

خانه قلب اگر بخواهد تجلی گاه نیّت صادقانه گردد ، باید از تمام این گناهان پاک شود، قلب آلوده به این گناهان، قدرت بر نیّت صادقانه ندارد؛ باید در گفتار امام صادق علیه‌السلام که فرمودند:  « صاحِبُ النِّیَّةِ الصَّادِقَةِ صاحِبُ الْقَلْبِ السَّلیمِ » خیلی دقت کرد و جداً باید از آلودگی قلب ترسید که قلب آلوده، خالی از صداقت در نیّت است و عمل خالی از صداقت در نیّت، در نزد حق تعالی کم ارزش یا فاقد ارزش است و انسان چون عملش بی‌ارزش باشد، نجاتش بس مشکل است!!


کتاب عرفان اسلامی / ج3 / نوشته  آیت الله استاد حسین انصاریان


- نظرات (0)

بدانیم خدا از ما راضی است؟

رضایت خدا

 شکی نیست که خشنودی خدا از امام رضا (علیه السلام) بخاطر بندگی آن امام همام، نسبت به خدای بزرگ است، ما پیروان آن امام رئوف (البته امام، معصوم است و ما غیر معصوم) هم با ابراز بندگی خود بدرگاه خدا ــ که در ایمان به خدا و انجام عمل صالح، خلاصه می شود ــ می توانیم در پی کسب رضای خدا باشیم.

از کجا بدانیم خدا از ما راضی است؟

حضرت عیسی ‌بن ‌مریم به حواریین فرمود: کاری کنید که نزد خدا محبوب گردید و به خدا نزدیک شوید. گفتند: ای روح ‌الله! چگونه در نزد خدا محبوب شویم و به او نزدیک گردیم؟ گفت: با بغض اهل گناه، و با دشمنی ایشان، رضای الهی را طلب کنید!»

حضرت علی (علیه السلام) در کلامی گهربار می فرماید: «مَنْ‏ أَرَادَ مِنْكُمْ‏ أَنْ‏ یَعْلَمَ‏ كَیْفَ‏ مَنْزِلَتُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ فَلْیَنْظُرْ كَیْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوبِ كَذَلِكَ مَنْزِلَتُه‏؛[2] هر کس از شما که می خواهد جایگاه و منزلت خود را در نزد خداوند بداند،‌ پس باید ببیند که جایگاه و منزلت خداوند در آن هنگام که به گناهی می رسد چگونه است. جایگاه او نزد خداوند تبارک و تعالی، به همان مقدار است که جایگاه خداوند در نزد او است.»
پیام این حدیث این است که اگر ما اوامر الهی را مخلصانه بجا بیاوریم و از اطاعت الهی سر نپیچیم؛ باید بدانیم که رضایت الهی را بدست آورده ایم. شکی نیست که باید در تمام زندگی اینگونه باشیم؛ تا به رضوان الهی و بهشت او در آییم.
اگر انسان، دوستی داشته باشد، تمام سعی خود را برای راضی نگه داشتن او ـــ با توجه داشتن به خواسته های او ــ بکار می برد، آنگاه از طرف مقابل هم همین خواسته ها را دارد. خلاصه وقتی در دوستی های زمینی و دنیایی (با بی اعتباری های دنیا و دوستی هایش) رضایت طرفینی حرف اول را می زند؛ درباره آخرت که سرای جاوید است به طریق اولی باید رضایت طرفینی حرف اول را بزند.
اتفاقاً در حدیث داریم که دین انسان به مانند برادر انسان (بالاتر از دوست) است که باید نسبت به او توجه کامل داشته باشی.
امیرالمومنین علی (علیه السلام) به کمیل بن زیاد فرمودند: «أَخُوكَ دِینُكَ فَاحْتَطْ لِدِینِكَ‏ بِمَا شِئْت‏؛[3]دین تو مانند برادر توست، پس نسبت به دینت تا می توانی جانب احتیاط را نگه دار(محکم کاری نسبت به فرائض دینی)» 

عوامل کسب رضایت خداوند

حالا به عواملی چند که باعث کسب رضایت الهی می شود اشاره می کنیم.

1ــ ایمان و عمل صالح

هیچ كس مشمول رضاى خدا نمی ‌شود مگر با اطاعت او و اطاعت پیامبرش و اطاعت ائمه از آل محمد صلى ‌اللَّه علیه ‌و آله .

در آیات پایانی سوره بینه می خوانیم: كسانى كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات (خدا) یند! * پاداش آنها نزد پروردگارشان باغ هاى بهشت جاویدان است كه نهرها از زیر درختانش جارى است؛ همیشه در آن مى‏ مانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند؛ و این (مقام والا) براى كسى است كه از پروردگارش بترسد. [4]
بی تردید رضایت خدای بزرگ جز با عمل به دستوراتش میسر نیست، دستوراتی که با شناخت مقام خداوند و ترس از عقوبت او، و همچنین اطاعت از اهل بیت (علیهم السلام) امکان پذیر خواهد بود. حضرت صادق سلام ‌الله ‌علیه در عصر خویش رساله ‌ای مفصل برای شیعیان می ‌نویسند و برای شهرهای مختلف نسخه‌ ای از آن را می ‌فرستند. شیعیان نیز آن را در سجاده ‌های خویش قرار می‌داده‌ اند و پس از نماز آن را مرور می‌کرده ‌اند. در این رساله آمده است: و بدانید كه هیچ كس مشمول رضاى خدا نمی ‌شود مگر با اطاعت او و اطاعت پیامبرش و اطاعت ائمه از آل محمد صلى ‌اللَّه علیه ‌و آله .

2ــ تبری

در روایتی آمده است که رسول خدا (صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله) فرمود: حضرت عیسی ‌بن ‌مریم به حواریین فرمود: کاری کنید که نزد خدا محبوب گردید و به خدا نزدیک شوید. گفتند: ای روح ‌الله! چگونه در نزد خدا محبوب شویم و به او نزدیک گردیم؟ گفت: با بغض اهل گناه ، و با دشمنی ایشان، رضای الهی را طلب کنید!» [6]
در روایتی امام رضا علیه السلام در باب ویژگی شیعیان می فرمایند: قال الامام الرّضا - علیه السلام - : شیعَتُنا المُسَّلِمُونَ لاِمْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِعْدائِنا، فَمَنْ لَمْ یَكُنْ كَذلِكَ فَلَیْسَ مِنّا: امام رضا- علیه السلام - فرمود: شیعیان ما كسانی هستند كه تسلیم امر و نهی ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگی ـ در عمل و گفتار ـ خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر كه چنین نباشد از ما نیست. [جامع أحادیث الشّیعه، ج 1، ص 171، ح 234]
شاید کسی فکر کند: بغض دشمنان الهی، همان اطاعت از خداست، بله در این شکی نیست، ولی زمانی هست که انسان اطاعت الهی را گردن می نهد اما با دشمنان خدا سر جنگ و ستیز نداشته و با آنها مشکلی ندارد. مشکل اصلی دنیای اسلام، هم دقیقاً همین است که بعضی کشورهای مسلمان، شاید کم و بیش احکام اسلام را اجرا کنند (اطاعت از خدا و پیامبر)، ولی با دشمنان خدا و اسلام، مشکل چندانی ندارند. این موضوع سبب بوجود آمدن جنگ های خانمان سوزی در جهان اسلام شده است. 

3ــ رضایت به تقدیرات الهی

حضرت علی (علیه السلام) در کلامی گهربار می فرماید: «مَنْ‏ أَرَادَ مِنْكُمْ‏ أَنْ‏ یَعْلَمَ‏ كَیْفَ‏ مَنْزِلَتُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ فَلْیَنْظُرْ كَیْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوبِ كَذَلِكَ مَنْزِلَتُه‏؛[2] هر کس از شما که می خواهد جایگاه و منزلت خود را در نزد خداوند بداند،‌ پس باید ببیند که جایگاه و منزلت خداوند در آن هنگام که به گناهی می رسد چگونه است. جایگاه او نزد خداوند تبارک و تعالی، به همان مقدار است که جایگاه خداوند در نزد او است.»

از امیرالمؤمنین علیه‌ السلام نیز نقل شده است که حضرت فرمود: «عَلَامَةُ رِضَا اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَنِ الْعَبْدِ رِضَاهُ بِمَا قَضَى بِهِ سُبْحَانَهُ لَهُ وَ عَلَیْه‏؛[7] نشانه رضایت خدای سبحان از بنده، رضایت بنده از آن چیزی است که خداوند برای او مقدر کرده است، چه خوشایند او و چه ناخوشایند او باشد»‌ 
البته وجود این احادیث و احادث مشابه، منافاتی با تلاش و کوشش انسان برای تغییر سرنوشت خودش ندارند: «اَنَّ اللَّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ؛[انفال/53] خداوند، هیچ نعمتى را كه به گروهى داده، تغییر نمى ‏دهد؛ جز آنكه آنها خودشان را تغییر دهند؛ و خداوند، شنوا و داناست.»
انسانی که دست روی دست بگذارد و بگوید: هر چه پیش آید خوش آید، هر چه تقدیر باشد همان می شود؛ این فرد خود را فریب داده است.
کسانی هستند که از خدا شاکی هستند و مدام شکوه می کنند که ای کاش خدایا! اینگونه می شد و ای کاش اینگونه نمی شد، بدون اینکه فکر کنند واقعاً به نفع آنها است یا نه، در حالی که می باید صبر را چاشنی کار کنند: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ‏ مِنَ‏ الْأَمْوالِ‏ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ؛[بقره/155]و البته شما را به پاره‏اى از سختى ‏ها چون ترس و گرسنگى و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم، و صابران را بشارت و مژده بده.»
بنابراین اگر انسان از برخی تقدیرات الهی  گله‌ مند باشد و آرزو کند که ای کاش این‌ گونه نشده بود باید بداند که خدا هم به همین میزان از او ناراضی است.

سخن آخر

شاه کلید بدست آوردن رضایت الهی، اطاعت از او و فرستادگان او در روی زمین (اهل بیت) است، اطاعتی که پایبندی انسان را به ایمان به خدا و عمل صالح را تقویت کند. حضرت علی (علیه السلام) یک راهکار عملی در این زمینه به ما نشان می دهد که: اگر می خواهی بدانی مقام و جایگاه خود را نزد خدا بدانی (خدا چقدر از تو راضی است)، بنگر که جایگاه و ابهت خدا، موقع گناه، نزد تو چقدر است. 

پی نوشت ها:
[1]. بحارالانوار، ج‏49، ص 4.
[2]. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏10 ص 95.
[3]. الأمالی (للمفید)،  ص  283 
[4]. آیات 7 و 8 سوره مبارکه بینه
[5].  بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏75 ، ص222
[6]. بحار الأنوار (ط - بیروت) ،ج‏74 ، ص 147 
[7]. شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم، ج‏4 


- نظرات (0)

با چهار کار، در بهشت صاحبخانه شوید!

راه بهشت

در سفارشی که پیغمبر (صلی الله و علیه وآله) به حضرت علی (علیه السلام) کرد، فرمود: یا علی! هرکس این چهار کار در او جمع شود خداوند در بهشت خانه ای برای او بنا می  کند.

1. کسی که یتیمی را پناه دهد.

2. بر بیچاره و ضعیف رحم کند.

3. با پدر و مادر خود مهربان باشد.

4. با بنده و زیر دست برفق (با ملایمت) و مدارا رفتار نماید.

یا علی! هر کسی یتیمی را از نظر مالی کمک کند به اندازه ای که بی  نیاز شود بهشت بر او لازم می  شود و هر که دست ترحم بر سر یتیمی بکشد به پاداش این عمل در مقابل هر دانه موی یتیم نوری درخشان خداوند در قیامت به او عطا می  کند. (زبده الاحادیث، جلد2، ص66)

بنا داریم مصادیق یاز این روایت زیبا را از آیات و سفارشات قرآنی تقدیم کنیم.

پناه دادن به یتیم

یادمان باشد که رحم کردن به دیگران، رحم کردن به خودمان است و بالاترین سود این امر نصیب خودمان می شود چنانچه در روایتی فرمودند: «ارْحَمْ مَنْ فِی الْأَرْضِ یَرْحَمْكَ مَنْ فِی السَّمَاءِ» (شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376). فرمودند: شما رحم بکنید تا خدا هم به شما رحم کند

در روایتی از وجود امام صادق (علیه  السلام) وارد شده است که هر کس بخواهد مشمول رحمت خداوند گردد و وارد بهشت شود... باید نسبت به یتیمان دلسوز و مهربان باشد. [امالی صدوق، صفحه 318، مجلس 61، حدیث 15]

در قرآن خداوند در برخی آیات سفارش و تأکید فراوانی بر لزوم محبت و مهربانی نسبت به یتیمان کرده است و با تعابیر مختلف به احسان یتیم دعوت کرده و اجر و پاداش فراوانی برای آن در نظر گرفته است.

در آیه ای از قرآن کریم، خداوند مصادیق برّ و نیکوکاری  را می شمارد، یتیم نوازی را پس از ایمان به خدا و روز جزا و ایمان به پیامبر و کتاب های آسمانی و ملائکه ذکر می کند:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آَمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآَتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ .....) [مجلسی، بحارالانوار، 110 جلد]

نیکوکاری آن نیست که روی خود را به سوی مشرق و [یا] مغرب بگردانید بلکه نیکی آن است که کسی به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانی] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن] بندگان بدهد.

علامه در مورد این آیه می فرماید: آیه در مقام بیان اوصاف مومنان واقعی است و از آن جمله کسی است که مالش را با یتیمان و ذوی القربی و ... از روی محبت تقسیم می کند.[ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن]

در آیه ای دیگر در باب لزوم حفظ مال یتیم می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْكُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا [طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن ترجمه محمد باقر موسوی همدانی] «کسانی که مال یتیمان را از روی ظلم می‌خورند به درستی که آتش می‌خورند و به زودی در آتش قرار می گیرند»

و در روایتی پیامبر (صلی  الله  علیه و آله) در مورد اجر و پاداش سرپرستی یتیم فرمودند: «کسی که یتیمی را سرپرستی کند تا این که از او بی نیاز شود خداوند بهشت را بر وی واجب می کند، همان گونه که اگر کسی در مال یتیم خیانت کند مستحق دوزخ می شود»[ امالی طوسی، ج 2، ص 99]

در آیات سوره ضحی نیز بر این مطلب اشاره شده و خداوند به پیامبر (صلی  الله  علیه و آله) می فرماید همان طور که یتیم بودی و تو را پناه دادیم تو نیز یتیمان را نوازش کن و آنها را از خود دور نکن.[ مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 503]

رحم داشته باشید

در روایتی دیگر می فرمایند: «أ مرت بمداراةِ النَاس کما أ مِرتُ بتبلیغِ الرِّسالةِ» به مدارای با مردم فرمان یافته ام؛ همان گونه که به رسالت فرمان یافته ام. (حرانی عاملی، 1389: 80)

یادمان باشد که رحم کردن به دیگران، رحم کردن به خودمان است و بالاترین سود این امر نصیب خودمان می شود چنانچه در روایتی فرمودند: «ارْحَمْ مَنْ فِی الْأَرْضِ یَرْحَمْكَ مَنْ فِی السَّمَاءِ» (شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376). فرمودند: شما رحم بکنید تا خدا هم به شما رحم کند.

بر عکسش هم احادیثی داریم «مَنْ لَا یَرْحَمْ لَا یُرْحَم»(شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376) کسی که رحم نکند خدا هم به او رحم نمی کند. از هر دستی که بدهید از همان دست هم می گیرید.

کلید همه خوشبختی ها در مهربانی و احسان به والدین است

در این باب هم که الی ماشاء الله در آیات و روایات تذکراتی به ما داده شده است که از باب یاد آوری نمونه ای از آیات را در این باب عرض می کنیم:

وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا [15، احقاف]؛ و ما انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند.

وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّل مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُل رَّب ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیَانىِ صَغِیرً [24، اسراء]؛ و بر آنان بال فروتنی مهر آمیز بگستر و بگو پروردگارا بر آنان رحمت آور همچنانکه (بر من رحمت آوردن) مرا در کودکی پرورش دادند.
وَ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ لَا تُشرْكُواْ بِهِ شَیْا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا... [36، نساء]؛ و خداوند را بپرستید و چیزی را برای او شریک نیاورید و به پدر و مادر خود نیکی کنید

وَ قَضىَ  رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا... [23، اسراء]؛ و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان كنید.

و آیات دیگری نیز در مورد احترام و احسان به پدر و مادر بیان شده است .

در احادیث نیز، در مورد احسان به والدین بسیار سفارش شده و از آزردن آنان نکوهش به عمل آمده است: پاداش نگاه رحمت به والدین، حج مقبول است. رضایت آن دو رضای الهی و خشم خداست. احسان به پدر و مادر عمر را طولانی می کند و سبب می شود که فرزندان نیز به ما احسان کنند.(11)

مدارا و ملایمت داشته باشیم

در حدیث داریم که پیامبر صلی الله و علیه وآله می فرمایند: «انّما بُعثت لأ تممَ مکارمَ الاخلاق» : من برای مکارم اخلاق مبعوث شده ام. (محمدی ری شهری، 1386: 96 و 97)

و در روایتی دیگر می فرمایند: «أ مرت بمداراةِ النَاس کما أ مِرتُ بتبلیغِ الرِّسالةِ» به مدارای با مردم فرمان یافته ام؛ همان گونه که به رسالت فرمان یافته ام. (حرانی عاملی، 1389: 80)

در حدیث دیگر ایشان رفق و مدارا را محور همه خوبی ها می  داند:من حُرمَ الرفقُ فقد حُرمَ الخیر کلُّه. (همان: 81) هرکس از مدارا محروم باشد، از همه نیکویی ها محروم شده است.


- نظرات (0)