سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



منظور از دو بهشت در قرآن چیست؟



بهشت

جزء بیستم و هفتم قرآن کریم که از آیه 31 سوره مبارکه ذاریات آغاز و به پایان سوره مبارکه حدید ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.

 

عذاب کی نازل می شود؟

آیه 44 سوره ذاریات درباره سرانجام قوم ثمود است که به رهنمودهای پیامبرشان صالح علیه السلام توجه نکردند؛ بر کفرشان پافشاری کردند و عاقبت شتری را که معجزه الهی بود را کشتند. در نهایت این قوم سرکش به عذاب الهی گرفتار شد و کارش به اتمام رسید.

نکته مورد نظر در این آیه قانون موجود در آن است که بیان می کند عذاب وقتی نازل می شود که مردم از فرمان الهی سرپیچی کنند (فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ ).

البته این به شرطی است که با توبه و استغفار به مسیر حق برنگردند که اگر برگشتند عذاب برطرف خواهد شد.

امیرمۆمنان علیه السلام تنها مانع نزول عذاب الهی را استغفار معرفی می کند که اگر نباشد نافرمانی اثر خود را گذاشته و عذاب الهی نازل می شود. [1]

 

فرار به سوی خدا

در آیه 50 سوره ذاریات دستور منحصر به فردی دیده می شود که جز در این آیه در هیچ کجای قرآن دیده نمی شود و آن دستور به فرار است؛ فرار به سوی خدا (فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ)

منظور از این فرار در یک جمله، گریختن از تمام بدی‌ها به سوی تمام خوبی‌هاست؛ از تمام پستی‌ها به تمام کمالات است.

معمولاً «فرار» در جایی استفاده می شود که انسان از یک سو با موجود یا حادثه وحشتناکی روبرو شده و از سوی دیگر پناهگاهی در نقطه ای سراغ دارد ، برای همین با سرعت تمام از محل حادثه دور شده؛ به آن نقطه امن رو می آورد. [2]

آیه می فرماید: شما نیز از شرک و بت پرستی که عقیده وحشتناکی است گریخته و به توحید خالص که منطقه امن واقعی است رو آورید؛ از عذاب خدا بگریزید و به سوی رحمتش بروید؛ از نافرمانی‌ها و عصیانش فرار کنید و به توبه و انابه متوسل شوید.

مراد از این دو بهشت چیست؛ علامه طباطبایی (ره) بعد از بیان تفاسیر گوناگون در پایان، این نظر را مطرح کرده و آن را بهتر از دیگر اقوال می داند که: یک بهشت را به خاطر استحقاقی که دارد به او (انسان رهیافته به بهشت) می دهند و یک بهشت دیگر را فقط به عنوان تفضل ارزانیش می دارند

خلاصه، از زشتی‌ها، بدی‌ها، بی ایمانی، تاریکی جهل و عذاب جاویدان به گریزید و در آغوش رحمت حق و سعادت جاویدان قرار گیرید.

 

از این افراد دوری کن (دنیا خواه از خدا بی خبر)

در آیه 29 سوره نجم دستوری وجود دارد مبنی بر دوری کردن از افرادی با این دو ویژگی: روگردانی از یاد خدا (مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا) و دنیاخواهی صِرف (لَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا).

منظور از «ذكر» در این آیه یا قرآن کریم است که پیروان حق را به سوی حق روشن، هدایت نموده و با ادله قاطع و براهین واضح که جای هیچ تردیدی در آن‌ها نیست به سوی سعادت اخروی که ورای این دنیاست ارشاد می کند و یا مراد از آن، یاد خداست که در مقابل غفلت از او به کار می رود. [3] ولی ظاهر این است که این تعبیر مفهوم گسترده ای دارد که هر گونه توجه به خدا را چه از طریق قرآن و دلیل عقل و چه از طریق سنت و یاد قیامت شامل می گردد. [4]

ضمناً این نکته نیز از آیه استفاده می شود که رابطه و تأثیر متقابلی میان غفلت از یاد خدا و اقبال به زرق و برق دنیا وجود دارد. به گونه ای که غفلت از یاد خدا، انسان را به سوی دنیاپرستی سوق می دهد؛ همانگونه که دنیاپرستی انسان را از یاد خدا غافل می سازد. [5]

اینکه منظور از خوف از مقام رب چیست؛ امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که می داند خدا او را می بیند و آنچه می گوید می شنود و آنچه را از خیر و شر انجام می دهد می داند و این توجه او را از اعمال قبیح باز می دارد ، این کسی است که از مقام پروردگارش خائف است

درخت سجده می کند

در آیه 6 سوره الرحمن آمده است: وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ . آمدن نام شمس و قمر قبل از این آیه (الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ) چه بسا آدمی را به این توهم می اندازد که نکند مراد از النَّجم در این آیه، ستاره باشد؛ اما این درست نیست و منظور از آن هر روییدنی است که از زمین سر بر می آورد و ساقه ندارد و کلمه «شجر» به معنای روییدنی‌هایی است که ساقه دارند. [6]

اما منظور از سجده این دو، خضوع و فرمانبرداریشان در برابر امر خداست که به امر او از زمین سر بر می آورند و به امر او نشو و نما می کنند. [7]

 

مجرمان چگونه شناخته می شوند؟

در آیه 41 الرحمن خبر از رویدادی در قیامت است. خبر این است: در آن روز مجرمان با قیافه هایشان شناخته می شوند (یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ ). سوال این است که این شناخت چگونه انجام می شود؟

هر چند پاسخ این پرسش در این آیات نیامده است؛ اما می‌توان آن را در آیات دیگر و نیز برخی روایات تفسیری مشاهده کرد.

یکی از آن آیات این آیه است که می فرماید: روی مجرمان در قیامت سیاه می شود (اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ)[8] و یا می فرماید: در آن روز چهره‌هایی است که بر آنان غبار نشسته و سیاهی و تاریکی آنان را فرا گرفته است (وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ) [9].

و یکی از آن روایات هم روایتی است که درباره آیه 18 سوره نبأ وارد شده است. در آن روایت به گروه هایی از مردم اشاره شده که به دلیل آلودگی به گناه و خروج از مسیر انسانیت، در قیامت به شکل‌های غیر انسانی محشور می شوند [10] که این هم می تواند پاسخی باشد برای این سوال که چگونه مجرمان در قیامت از سیمایشان شناخته می شوند؟

خوف
دو بهشت

در آیه 46 سوره الرحمن آمده است: برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد دو بهشت هست (وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ).

اینکه منظور از خوف از مقام رب چیست؛ امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که می داند خدا او را می بیند و آنچه می گوید می شنود و آنچه را از خیر و شر انجام می دهد می داند و این توجه او را از اعمال قبیح باز می دارد ، این کسی است که از مقام پروردگارش خائف است. [11]

و اما اینکه مراد از این دو بهشت چیست؛ علامه طباطبایی (ره) بعد از بیان تفاسیر گوناگون در پایان، این نظر را مطرح کرده و آن را بهتر از دیگر اقوال می داند که: یک بهشت را به خاطر استحقاقی که دارد به او (انسان رهیافته به بهشت) می دهند و یک بهشت دیگر را فقط به عنوان تفضل ارزانیش می دارند. [12]

در آیه 54 همین سوره نیز به این دو بهشت اشاره شده است که می فرماید: وَجَنَى الْجَنَّتَیْنِ دَانٍ ؛ میوه‌های رسیده این دو بهشت در دسترس بهشتیان قرار دارد.  

رابطه و تأثیر متقابلی میان غفلت از یاد خدا و اقبال به زرق و برق دنیا وجود دارد. به گونه ای که غفلت از یاد خدا، انسان را به سوی دنیاپرستی سوق می دهد؛ همانگونه که دنیاپرستی انسان را از یاد خدا غافل می سازد

ازواج سه گانه

در آیه 7 سوره واقعه سخن از ازواج سه گانه است. اینکه این ازواج سه گانه کیستند و یا چیستند با یک توضیح کوتاه و دقت در آیات بعد روشن می شود.

واژه «زوج» در عربی به معنای صنف است. بنابراین ازواج سه گانه یعنی اصناف سه گانه و خطاب در این جمله که می فرماید: در آن روز شما اصنافی سه گانه خواهید بود (وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً) به عموم انسان‌ها است. [13]

و اما اینکه منظور از اصناف سه گانه چه کسانی هستند آیات بعد بیان می کند:

دسته اول اصحاب میمنه هستند (فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ).

«میمنه» از ریشه «یُمن» به معنی سعادت و خوشبختی گرفته شده و به این ترتیب گروه اول گروه سعادتمندان و خوشبختانند که نامه اعمالشان را به دست راستشان می دهند (بنابر اینکه میمنه از یمین به معنای دست راست به اشد)

دسته دوم اصحاب مشئمه هستند (وَ أَصحَْابُ المَشئَمَةِ مَا أَصحَْابُ المَشئَمَةِ).

«مَشئَمَة» از ریشه «شوم» به معنای بدبختی و سیه روزی گرفته شده و به این ترتیب گروه دوم گروهی بدبخت، سیه روز، بیچاره و بینوا که نامه های اعمالشان را به دست چپشان می دهند که این خود نشانه ای است برای تیره بختی و جرم آن‌ها.

و دسته سوم که پیشگامانند (وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ). این‌ها کسانی هستند که نه تنها در ایمان پیشگامند ، که در اعمال خیر و صفات و اخلاق انسانی نیز پیشقدمند. برای همین ایشان ، «اسوه» مردم و امام و پیشوای خلق اند و به همین دلیل مقربان درگاه خداوند متعال‌اند (أُولئِکَ الْمُقَرَّبُون). [14]

 

پی نوشت ها:

1.   نهج البلاغه، حکمت 88

2.   تفسیر نمونه 22/377

3.   المیزان فی تفسیر القرآن 19/41

4.   تفسیر نمونه 22/532

5.   همان

6.   تفسیر جوامع الجامع 4/217

7.   المیزان فی تفسیر القرآن 19/96

8.   106/ آل عمران

9.   40-41/ عبس

10.  جامع الأخبار، ص 176

11.  کافی 2/70

12.  المیزان فی تفسیر القرآن 19/109

13.  المیزان فی تفسیر القرآن 19/116

14.  برگرفته از تفسیر نمونه 23/202-204

 


- نظرات (0)

بالاخره در قیامت از انسان سۆال می شود یا نه؟

قیامت

سۆال روز قیامت قانونی کلی است که شامل پیامبران و عموم مردم می شود. "فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ * فَلَنَقُصَّنَّ عَلَیْهِم بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَآئِبِینَ " سورهء اعراف، آیات 6 ـ 7؛ پس مسلّما هم از كسانى كه رسولان به سوى آنها فرستاده شده خواهیم پرسید (كه به رسولان ما چه پاسخ دادید؟) و هم از فرستادگان خواهیم پرسید (كه آیا پیام مرا رساندید یا نه و آیا به دعوت شما چه پاسخ دادند)

پس به یقین ما براى آنان (سرگذشت اعمالشان را) از روى علم بازگو خواهیم كرد و ما هیچ گاه (از آنان) غایب نبوده‏ایم

آیا امکان دارد خداوند از کردار بندگان بی خبر باشد تا روز قیامت از آنان با پرسش مطلع گردد؟

در پاسخ می فرماید: چنین نیست، بلکه خداوند همواره حاضر و ناظر کردار مردم است و لحظه ای از آنان غایب و غافل نیست.

بنابراین، سۆال برای این است که انسان متوجه گردد چه کرده و مستوجب چه پاداشی است؛ نظیر آزمونی که از دانش آموز به عمل می آید تا خود به خود به داوری بنشیند و درباره ی کارنامه خویش قضا و حکم کند.

لیکن گروهی که آثار جرم از چهره های آن‌ها هویداست، به صورت انسان زنده نمی شوند، بلکه به صورت درندگان محشور می شوند، از جن باشند یا از انس، مورد سۆال قرار نخواهند گرفت: "یَوْمَئِذٍ لَّا یُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ ... یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ فَیُۆْخَذُ بِالنَّوَاصِی وَالْأَقْدَامِ " سوره ی الرحمن، آیات 39 و 41؛ در آن روز از گناه انسان و جن نپرسند.... افزون بر این، در آن روز اعضا و جوراح شهادت می دهند.

 

منظور از این سۆال که در مورد مجرمان نفی شده کدام سۆال است؟ در دنیا یا آخرت؟

بعضی از مفسران، اولی را انتخاب کرده اند، و بعضی دومی را، و مانعی ندارد که هر دو مراد باشد، یعنی هم در موقع مجازات استیصال در دنیا از آن‌ها سۆالی نمی شود تا بخواهند پشت هم اندازی کنند و عذرتراشی نمایند و خود را بی گناه قلمداد کنند، و هم در قیامت، چرا که در آنجا بدون سۆال همه چیز روشن است و به گفته قرآن، چهره ها خود گواهی بر وضع مجرمان می دهد! "یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ " سوره رحمن آیه 41، و به این ترتیب آیه مورد بحث هماهنگ با آیه 39 سوره رحمان است که می فرماید: "فیَوْمَئِذٍ لَّا یُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ :" در آن روز از هیچ ‌یک نه انسان و نه جن در باره گناهش سۆال نمی شود".

در قیامت نیاز به "سۆال تحقیق" نیست، چرا که همه چیز عیان است و حاجت به بیان نیست، ولی "سۆال سرزنش آمیز" در آنجا وجود دارد که این خود یک نوع مجازات روانی برای مجرمان است

این تعبیر با آیه 92 سوره حجر که می گوید:" قسم به پروردگارت که ما از همه آن‌ها سۆال می کنیم"" فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ " چگونه سازگار است؟

یکی اینکه سۆال دو گونه است: "سۆال تحقیق" و "سۆال سرزنش"، در قیامت نیاز به "سۆال تحقیق" نیست، چرا که همه چیز عیان است و حاجت به بیان نیست، ولی "سۆال سرزنش آمیز" در آنجا وجود دارد که این خود یک نوع مجازات روانی برای مجرمان است. درست همانند سۆالی که پدر از فرزند ناخلفش می کند و می گوید: آیا من این همه به تو خدمت نکردم؟ و آیا جزای آن همه خدمت خیانت و فساد بود؟! (در حالی که هر دو از جریان ها با خبرند و منظور پدر سرزنش فرزند است).(3)

آیت الله معرفت در مقام پاسخ به این سوال، به مراحل قیامت اشاره کرده و وضعیّت و حال بندگان را در هر مرحله بازگو می کند. (4)

قیامت

در برخی از مراحل از سوال و جواب خبری نیست و در برخی از مراحل یا از بندگان سوال می شود و یا خود با یکدیگر گفتگو دارند.

برای نمونه در نخستین رخداد قیامت که بسیار شدید و کوبنده است، همه مدهوش می شوند.

قرآن در آیه دوّم سوره حجّ می گوید: (مردم را مست می انگاری در حالی که آنان مست نیستند): «وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى ». (5) در این مرحله انسان‌ها از همه چیز بی خبرند. دوستان مجال جستجو و پرسش از یکدیگر ندارند.

خداوند در بیان مرحله ای دیگر از قیامت از حال مجرمان پرده برمی دارد که ندا می رسد: «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ »: (6) (و آنها را (در آن مسیر) نگه دارید، كه آنان باید (از عقاید و اعمال) مورد بازپرسى قرار گیرند).

در آیات 39 تا 48 سوره مدّثر نیز می فرماید: اصحاب یمین در میان باغ‌ها از سرنوشت مجرمان می پرس‌اند که (چه چیز شما را در آتش انداخت؟): «ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ». (7) در بعضی، از انسان‌ها دقیقاً پرسش می شود.

قیامت یک روز بسیار طولانی است، و انسان از مواقف و گذرگاه های متعدّدی باید بگذرد، و در هر صحنه و موقفی باید مدّتی بایستد، طبق بعضی از روایات، این مواقف پنجاه موقف است، در بعضی از این مواقف مطلقاً سۆالی نمی شود، بلکه (رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ درون)

در تفسیر نمونه نیز در پاسخ به این سوال گفته شده است که، در آن روز و در بعضی دیگر، انسانها به جدال و دفاع و مخاصمه برمی خیزند.

خلاصه هر صحنه ای شرایطی دارد و هر صحنه، از صحنه دیگر خوفناک‌تر است.

برای این سۆال نمی کنند که همه چیز در آن روز ـ یوم البروز ـ آشکار است و در چهره انسان‌ها همه چیز خوانده می شود. ممکن است تصوّر شود، این مطلب با آیاتی که تصریح و تأکید بر مسأله سۆال از بندگان در قیامت می کند، تضاد دارد، مانند آیه 24 صافّات و آیات 92 و 93 سوره حجر: «فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ * عَمَّا كَانُوا یَعْمَلُونَ »: (

پس سوگند به پروردگارت كه بى‏تردید از همگى آنان (در روز جزا) خواهیم پرسید.*از آنچه (در دنیا) به جا مى‏آورده‏اند).

ولی با توجّه به یک نکته، این مشکل حل می شود و آن این که: قیامت یک روز بسیار طولانی است، و انسان از مواقف و گذرگاه های متعدّدی باید بگذرد، و در هر صحنه و موقفی باید مدّتی بایستد.

طبق بعضی از روایات، این مواقف پنجاه موقف است، در بعضی از این مواقف مطلقاً سۆالی نمی شود، بلکه (رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ درون)، چنان که در آیه پس از «فیَوْمَئِذٍ لَّا یُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ» می خوانیم: «یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ»: (مجرمان از چهره هایشان شناخته می شوند). و در بعضی از مواقف، مهر بر دهان انسان گذارده می شود و اعضای بدن ، به شهادت بر می خیزند. (8)

در بعضی از این مواقف، از انسان‌ها دقیقاً پرسش می شود و در بعضی دیگر، انسان‌ها به جدال و دفاع و مخاصمه برمی خیزند، (9) خلاصه هر صحنه ای شرایطی دارد و هر صحنه، از صحنه دیگر خوفناک‌تر است. (10)

بنابراین، در هر صورت بین این آیات تناقضی دیده نمی شود. و عدم توجّه به اختلاف در موضوع و مواقف قیامت سبب شده تا چنین توهّمی ایجاد شود.

 

پی نوشت ها:

(1) - آیه 24.

(2) - آیه 6.

(3) - شبهات و ردود حول القرآن الکریم، همان، صفحه 250.

(4) - همان، صفحه 260.

(5) - سوره حج، آیه 2.

(6) - سوره صافّات، آیه 24.

(7) - سوره مدثّر، آیه 42.

(8) - سوره یس، آیه 65.

(9) - سوره نحل، آیه 111.

(10) - برای مطالعه بیش‌تر مراجعه کنید به: تفسیر نمونه، تفسیر آیات مربوطه.

تضاد آیات سوره آل عمران و الرحمن


در سوره صافّات (1) و سوره اعراف (2) خبر از سوال در روز قیامت آمده، امّا در سوره الرحمن گفته شده است که: (در آن روز هیچ کس از انس و جنّ، از گناهش سۆال نمی شود): «فَیَوْمَئِذ لاَّ یُسْـَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَ لاَ جَآنٌّ». چگونه می توان بین این آیات جمع کرد؟


- نظرات (0)

درگوشی های مجاز و غیر مجاز

غیبت

جزء بیستم و هشتم قرآن کریم که از ابتدای سوره مبارکه مجادله آغاز و به پایان سوره مبارکه تحریم ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.

 

درگوشی های مجاز و غیر مجاز

از آیات 9 و 10 سوره مجادله استفاده می شود که اصل نجوا اگر در میان مۆمنان باشد؛ سوء ظنی بر نیانگیزد و تولید نگرانی نکند و محتوای آن توصیه به نیکی‌ها و خوبی‌ها باشد مجاز است؛ ولی هر گاه از کسانی همچون یهود و منافقان سر زند که هدفشان آزار مۆمنان است؛ نفس این عمل زشت و حرام است تا چه رسد به اینکه محتوای آن نیز شیطانی باشد. [1]

آیه نهم خطاب را متوجه مۆمنین واقعی کرده می فرماید: شما می‌توانید نجوا کنید به شرطی که نجوایتان توأم با اثم و عدوان و نافرمانی از رسول صلی الله علیه وآله نباشد (فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِیَتِ الرَّسُولِ )؛ بلکه بر مبنای تقوا باشد (وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى).

منظور از «برّ» که در مقابل «عدوان» قرار گرفته تمامی کارهای خیر است و منظور از «تقوى» هر عملی است که «اثم» یعنی گناه نباشد.

اما مراد از نجوایی که در آیه بعد مورد نکوهش قرار گرفته و از شیطان خوانده شده (إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّیْطَانِ) نجوایی است که بین منافقین و بیماردلان جریان داشته و دارد.

از ناحیه شیطان بودنش هم به این معناست که شیطان این عمل را در نظرشان زیبا جلوه داده و تشویقشان می کند که با یکدیگر نجوا کنند تا مسلمانان را اندوهگین و پریشان خاطر کنند (لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا) به اینکه گمان کنند قرار است بلایی بر سرشان بیاید. [2]

 

خدا کاری کرد که فکرش را هم نمی کردید

آیه دوم سوره حشر به یکی از امدادهای الهی اشاره می کند که در اوج ناباوری، شامل حال مسلمانان شد و درسی برای همیشه تاریخ که این خدا همان خدائیست که آن کرد و اگر مصلحت و لیاقت باشد آن لطف عجیب تکرار شدنی است.

منظور از «برّ» که در مقابل «عدوان» قرار گرفته تمامی کارهای خیر است و منظور از «تقوى» هر عملی است که «اثم» یعنی گناه نباشد

در این آیه خداوند متعال به داستان رانده شدن یهود بنی نضیر از مدینه پرداخته می فرماید: خداوند متعال همان کسی است که یهودیان بنی النضیر را برای اولین بار از خانه و زندگیشان در جزیرة العرب بیرون کرد. (هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِیَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ).

«حشر» به معنای بیرون کردن است؛ اما نه بیرون کردن یک نفر؛ بلکه یک جمعیت و آن هم به اجبار. «لِأَوَّلِ الحَْشْرِ» هم یعنی در اولین اخراج. [3]

سپس می افزایید: شما هرگز گمان نمی کردید که آن‌ها از این دیار خارج شوند (مَا ظَنَنتُمْ أَن یَخْرُجُوا)؛ آن‌ها نیز گمان داشتند که دژهای محکمشان از شکست آن‌ها و عذاب الهی جلوگیری خواهد کرد (وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ).

این تعبیر آیه نشان می دهد که یهودیان بنی نضیر در مدینه آنچنان از امکانات وسیع و تجهیزات فراوان بهره مند بودند که نه خودشان باور می کردند به این آسانی مغلوب شوند و نه مسلمانان؛ ولی از آنجا که خدا می خواست به همه روشن سازد که چیزی در برابر اراده او ، قدرتِ مقاومت ندارد حتی بدون آنکه جنگی رخ دهد ، آن‌ها را از آن سرزمین بیرون راند.

برای همین در ادامه می فرماید: اما خداوند از آنجا که گمان نمی کردند به سراغشان آمد (فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا) و در قلبشان وحشت و ترس افکند (وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ)؛ به گونه ای که با دست خویش و با دست مۆمنان خانه هایشان را ویران کردند (یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُم بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُۆْمِنِینَ).

به این شکل که مسلمانان از بیرون، دژهای آن‌ها را ویران می کردند که به داخل آن راه یابند؛ یهود هم از درون ویران می کردند تا به صورت سالم به دست مسلمانان نیفتد که نتیجه این همکاری ویران شدن ، همان استحکاماتی بود که دو طرف گمان تخریب و تسلط مسلمانان بر آن را نمی دادند. [4]

یهود

ما نیز از آغاز این حرکت بزرگ اسلامی در کشورمان فراوان شاهد اینگونه امدادها بوده ایم که نه ما فکرش را می کردیم و نه دشمن؛ که آن حکومت کهن شاهنشاهی سرنگون شود؛ دست استعمار پیر و جوان از این مملکت کوتاه شود؛ صدامیان با خفت و خواری دستشان از این مملکت کوتاه شود؛ فتنه ها دامنگیر این مردم و این نظام بشود و عاقبت آن‌ها روسیاه شوند و بر عزت این مردم و نظام افزوده شود.

 

آن‌ها که مردگان را بی اثر می دانند بخوانند

در آیه 13 ممتحنه سخن از قومی است که مورد غضب خدایند (غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ) و امیدی به ثواب آخرت ندارند (قَدْ یَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ).

علامه طباطبایی (ره) مراد از این قوم را به قرینه غضب الهی بر آن‌ها، یهود می داند.

در ادامه این حالت نا امیدی آن‌ها را به نا امیدی کفار از اهل قبور تشبیه می کند (كَمَا یَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ)؛ یعنی همانگونه که کفار از اهل قبور مأیوسند.

منظور از این کفار، کسانی هستند که منکر خدا و قیامتند و معنای این بخش از آیه این است که: یهود از ثواب آخرت ناامیدند آنگونه که منکرین قیامت از دفن شدگانِ در قبور ناامیدند. [5]

از این تعبیرات استفاده می شود کسانی اهل قبور را نیست و نابود می دانند و هیچ اثری برای آن‌ها قائل نیستند ، خدا را قبول ندارند و منکر قیامت و حیات پس از مرگند.

کسانی که باورشان این است: غیر از این زندگی دنیا چیزی در کار نیست. پیوسته گروهی از ما می میرند و نسل دیگری جای آن‌ها را می گیرد و بعد از مرگ دیگر هیچ خبری نیست و ما هرگز برانگیخته نخواهیم شد (إِنْ هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ)[6]. برای همین است که اهل قبور را مرده ای بی اثر می دانند و هیچ امیدی به آن ندارند.

و جالب است که این باور، امروز باور رسمی وهابیت تکفیری است که دفن شدگان در بقیع را مردگان بی اثری می دانند که هیچ امیدی به آن‌ها نیست.

آیه دوم سوره حشر به یکی از امدادهای الهی اشاره می کند که در اوج ناباوری، شامل حال مسلمانان شد و درسی برای همیشه تاریخ که این خدا همان خدائیست که آن کرد و اگر مصلحت و لیاقت باشد آن لطف عجیب تکرار شدنی است

از ناحیه شیطان بودنش هم به این معناست که شیطان این عمل را در نظرشان زیبا جلوه داده و تشویقشان می کند که با یکدیگر نجوا کنند تا مسلمانان را اندوهگین و پریشان خاطر کنند (لِیَحْزُنَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ) به اینکه گمان کنند قرار است بلایی بر سرشان بیاید.

این فرقه بی خبر؛ بلکه معاند با معارف قرآن کریم حتی کسانی را هم که در راه خدا کشته شده اند؛ مانند حمزه سیدالشهداء و دیگر شهدای احد را مردگانی می پندارند که هیچ اثری بر آن‌ها مترتب نیست و حال آنکه این خلاف آیات قرآن است که می فرماید: هرگز به آن‌ها که در راه خدا کشته می شوند و شربت شهادت می نوشند مرده نگویید (وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ).

سپس برای تاکید بیش‌تر اضافه می کند: بلکه آن‌ها زنده اند؛ اما شما درک نمی کنید (بَلْ أَحْیَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ).

الحق و الانصاف هم، مشکل ریشه ای وهابیت تکفیری امروز، همین نداشتنِ شعور است.

 

پیامدهای شیرین خداترسی

در آیات 2 تا 5 سوره طلاق، پنج پیامد تقوا یا همان خداترسی بیان شده است که در این بخش بازگو می شود:

1. در آیه دوم آمده است: هر کس خداترس باشد و ترک گناه کند ، خداوند برای او راه نجاتی قرار می دهد و مشکلات زندگی او را حل می‌کند (وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا).

2. در آیه سوم ادامه می دهد: و او را از جایی که فکرش را هم نمی کند ، روزی می دهد (وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ).

3. در آیه چهارم می فرماید: هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند کار را بر او آسان می‌سازد (وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرًا).

4. در آیه پنجم می فرماید: هر کس تقوای الهی پیشه کند و از مخالفت فرمان او بپرهیزد ، خداوند گناهان او را می بخشد (وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یُكَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ).

5. بعد ادامه می دهد: و پاداش او را بزرگ می‌سازد (وَیُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا).

 

پی نوشت ها :

1.   تفسیر نمونه 23/434

2.   ر.ک به المیزان فی تفسیر القرآن 19/187-188

3.   المیزان فی تفسیر القرآن 19/201

4.   برگرفته از تفسیر نمونه 23/488-493

5.   المیزان فی تفسیر القرآن 19/243

6.   37/ مۆمنون


- نظرات (0)

مگر نگفتند با دشمنان خدا دشمن باشیم؟!

ختم قرآن

در ابتدا لازم به ذکر است که «یُوَادُّونَ » در آیه اوّل، از مادّه «ودّ» می به اشد. یکی از معانی بیان شده برای این واژه دوست داشتن است. امّا به معنای آرزو داشتن نیز آمده است.

در لسان العرب (1) گفته شده: «وَدِدْتُ الشی‏ءَ أَوَدُّ، و هو من الأُمْنِیَّة»، همچنین عبارت: «وَدِدْتُ لو كانُ كَذا و لو أَنَّك فَعَلْتَ كَذا» چنین ترجمه شده است: (آرزو می‌کنم که چنان بود و یا چنین می‌کردی). (2)

علاوه براین راغب اصفهانی نیز همین معنا را ذکر کرده است. (3)

در نتیجه می‌توان گفت «ودّ» به معنای دوستی همراه با تمایل و آرزوی قلبی می باشد.

به عنوان مثال شخصی کسی را دوست داشته باشد به گونه ای که میل داشته باشد تا در اخلاق، رفتار، عقیده، مقام و ... به مانند او باشد.

بنابراین، در آیه 22 سوره مجادله: «لَا تَجِدُ قَوْمًا یُۆْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ...» بیان شده است که با دشمنان خدا و مشرکان نباید پیوند و دوستی قلبی داشت. علّت آن نیز مشخّص است، زیرا سبب می شود تا ایمان و عقیده شخص مۆمن به خطر بیفتد.

رفتار شایسته با پدر و مادر باید بگونه ای باشد که سبب دگرگونی در عقاید شخص نگردد و محبّت و دوستی آن‌ها باید در حدّ خوش اخلاقی با آن‌ها به اشد نه تمایل قلبی به افکار باطلشان

امّا در آیه 15 سوره لقمان، ابتدا توصیه شده است که (هر گاه آن دو ـ والدین مشرک ـ تلاش کن‌اند که تو چیزی را شریک من قرار دهی، ... از ایشان اطاعت مکن)،: «إِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِی مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا » و پس از این گفته شده (با آن دو، در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن): «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا». یعنی رفتار شایسته با پدر و مادر باید بگونه ای باشد که سبب دگرگونی در عقاید شخص نگردد و محبّت و دوستی آن‌ها باید در حدّ خوش اخلاقی با آن‌ها باشد نه تمایل قلبی به افکار باطلشان.

اگر خوب بنگریم می بینیم در سوره لقمان نیز خداوند به مودّت (پیوند قلبی) با پدر و مادر مشرک امر نکرده است. به همین خاطر لزوم احترام به آنان را با عبارتی دیگر یعنی: (مَعْرُوفًا) بیان کرده است.

در نتیجه هیچ گونه تضادّی بین دو آیه دیده نمی شود و دو آیه کاملا با یکدیگر هماهنگ می باشند.

 

پی نوشت ها:

(1) - لسان العرب، جلد 3، صفحه 454.

(2) - فرهنگ ابجدی عربی ـ فارسی، جلد 1، صفحه 980.

(3) - ترجمه مفردات، جلد، صفحه 432.

 


خداوند در آیه 22 سوره مجادله می فرماید: (هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و پیامبرش دوستی کنند، هر چند پدران یا پسران یا برادران یا خویشاوندانشان باشند): «لَا تَجِدُ قَوْمًا یُۆْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ».

با این حال در آیه 15 سوره لقمان سفارش شده است که اگر پدر و مادر تو مشرک بودند، (با آن دو، در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن): «صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا».

آیا این دو آیه با یکدیگر سازگارند؟


- نظرات (0)

آشنایی با یکی از مسبحات قرآن


اسراء
آشنایی با سوره مبارکه اسراء

سوره مبارکه اسراء هفدهمین سوره قرآن کریم است که پس از سوره نحل و قبل از سوره کهف قرار دارد.

این سوره از نظر ترتیب نزول پنجاهمین سوره قرآن است که قبل از سوره یونس (علیه السلام) و پیش از هجرت در مکه بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) نازل شده است و بر همین اساس جزو سوره های مکی قرآن به شمار می آید.

سوره اسراء همچنین از سوره هایی است که یک جا نازل شده و تنها چند آیه آن در مدینه نازل شده است.  

سوره اسراء 111 آیه و 1523 کلمه دارد و از نظر حجم جزء سوره های مثین است؛ یعنی سوره هایی که چند آیه کمتر یا بیش‌تر از صد آیه دارند .

این سوره مبارکه از ابتدای جزء پانزدهم آغاز شده و سه چهارم این جزء را در بر می گیرد .

در آیه 107 این سوره سجده مستحبی وجود دارد؛ بنابراین سوره مبارکه اسراء جزو سوره های سجده دار به شمار می آید.

سوره مبارکه اسراء اولین سوره از سوره های «مسبحات» است چرا که با کلمه «سبحان» آغاز شده است .

مسبحات سوره هایی هستند که با تسبیح پروردگار شروع شده اند. سوره های حدید، حشر، صف، جمعه تغاین و اعلی از دیگر سوره های مسبحات هستند.

 

نام های سوره

«اسراء» یکی از نام های این سوره مبارکه است. «اسراء» و «سری» به معنای سیر در شب است. این سفر که سفری روحانی و جسمانی بود ، در بیداری برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله وسلم) محقق شد و جبرئیل (علیه السلام) در این سفر پیامبر را همراهی کرد.

«بنی اسرائیل» هم از نام های معروف این سوره مبارکه است و از آنجا که آیات بسیاری از این سوره به جریانات قوم بنی اسرائیل اشاره دارد ، این سوره به بنی اسرائیل هم نامیده می شود.

«سبحان» سومین نام این سوره مبارکه است ؛ کلمه سبحان از تسبیح و تنزیه است و علت این نام گذاری آن است که در آیه نخست سوره از تسبیح خداوند سخن به میان آمده است.

«اسراء» یکی از نام های این سوره مبارکه است. «اسراء» و «سری» به معنای سیر در شب است. این سفر که سفری روحانی و جسمانی بود ، در بیداری برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله وسلم) محقق شد و جبرئیل (علیه السلام) در این سفر پیامبر را همراهی کرد

ویژگی های سوره

یکی از ویژگی های سوره مبارکه بنی اسرائیل آیات خاصی است که در رابطه با قرآن کریم آمده است؛ از جمله آیه شریفه، نهم که بیان می دارد: «همانا این قرآن مردم را به استوارترین طریق هدایت می کند و اهل ایمان را که نیکوکار باشند ، به اجر و ثواب عظیم بشارت می دهد.»

در آیه شریفه هشتاد و دوم این سوره نیز خداوند می فرماید: «و ما آنچه از قرآن فرستیم ، شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است و کافران را جز زبان چیزی نخواهد افزود.»

 

موضوعات اصلی سوره

* اشاره به مسئله اسراء و معراج پیامبر، مبدأ و مقصد معراج و علل و فواید آن

*اشاره به قسمت اول معراج یعنی سفر مهم پیامبر گرامی اسلام در ابتدای سوره مبارکه

* ارائه درس‌هایی از توحید و خداشناسی

* اشاره به معاد و رستاخیز انسان‌ها و محاسبه دقیق پرونده اعمال آدمی

* بیان قسمتی از داستان عبرت انگیز موسی در مقابله با فرعون و اراده و برگشت آثار نیک و بد انسان به خود

* بیان اوصافی در خصوص قرآن کریم

سوره مبارکه اسراء اولین سوره از سوره های «مسبحات» است چرا که با کلمه «سبحان» آغاز شده است

* ذکر برخی از قوانین طبیعت نظیر حرکت زمان و گردش شب و روز، منافع و عواید آن در زندگی بشر

* نهی از اسراف، تبذیر و زیاده روی و ارائه راه اعتدال و میانه روی

* ارائه برخی از احکام مانند حرمت قتل، حق قصاص برای ولی مقتول، حرمت زنا، حرمت تعدی به مال یتیم و صیانت آن و لزوم حفظ اموال یتیمان و رعایت مصلحت یتیم در تصرف آن، بیان اوقات نمازها، لزوم عمل به پیمان‌ها، عقود و قراردادها، وجوب ایفای حق مردم در معاملات و حرمت کلاه برداری، کم فروشی و...

* امر به رعایت حقوق والدین، خویشان، محرومان و درماندگان جامعه

* فرازهایی از تاریخ پیامبرانی چون موسی و نوح علیهماالسلام

* اشاره به مقام، ارزش، کرامت و برتری انسان بر دیگر مخلوقات الهی

* بیان برخی از بهانه جویی های مشرکین در دشمنی با رسول خدا

* ذکر اسماء حسنای الهی و حمد و سپاس خدا و اشاره به نماز شب، دعاها و نیایش های عارفانه، شبانه در ارتقاء شخصیت انسان.


- نظرات (0)