سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

ویژه نامه محرم



vijename.jpg
 

 ویژه نامه محرم



- نظرات (0)

مذموم بودن گدایی

مذموم بودن گدایی کردن

تبیان به نقل از گزارش خبرگزاری مهر، متن خطبه های نماز جمعه این هفته هامبورگ به امامت آیت الله رمضانی در پی می آید.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الحمد لله الذی لا مُضادّ له فی مُلکه و لا مُنازِعَ لَهُ فی أمره. الحمدالله الذی لا شریک لَهُ فی خلقه ولا شبیه لَهُ فی عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سیدّنا ونبیّنا محمّد صلّی الله علیه وعلی آله الطاهرین واصحابه المنتجبین.  

عبادالله! أُوصیکم و نفسی بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه. 

توجه و دقت در احکام اسلام، انسان را به این نتیجه می‌رساند که اسلام برای همه امور زندگی بشریت قواعد و ضوابط ویژه‌ی خود را دارد. چه آن اموری که مربوط به ابعاد فردی انسان است، و چه آنچه که مربوط به ابعاد اجتماعی اوست. و روح همه این قوانین به حفظ جایگاه و کرامت انسان بر می گردد. لذا در حقیقت هر نوع رابطه ای برای حفظ جایگاه انسان، یک اصل اساسی شمرده می‌شود. و در هیچ جا اجازه داده نمی شود که شخص مورد تحقیر و اهانت قرار گیرد. به عنوان مثال حتی کسانی که به لحاظ وضعیت اقتصادی در سختی و فقر به سر می برند، تحت هیچ شرایطی نبایست تحقیر شوند. و آن زمان که نیاز واقعی خود را اظهار می کنند باید با آنها برخوردی کریمانه شود.

حق سوال کننده این است که اگر صدقه آماده داری به او بدهی و نیاز او را برطرف کنی، و برای برطرف شدن فقرش دعا کنی، و به درخواست او کمک کن، و اگر در صداقت گفتار او شک داری و او را متهم می دانی ولی به آن یقین نداری، بسا که شیطان برایت دامی نهاده و می خواهد تو را از بهره ات باز دارد، و میان تو و تقرب به پروردگارت حائل شود. او را به حال خود واگذار و به خوبی جواب کن، و اگر هم با این حال چیزی به او بدهی کار بجایی است

حق فقیر

این حق زمانی از سوی پیشوایان دینی ما طرح شده است که نشان می‌دهد آن بزرگواران به ریزترین مسائلی که مربوط به کرامت انسان بوده توجّه عمیق داشته و آن‌را آموزش می دادند تا جامعه بشری به این نوع آداب برای حفظ حرمت انسانها توجّه داشته باشند. از این رو امام سجاد(علیه السلام) به این حق اخلاقی اشاره می کند و در خصوص حق سائل فرموده‌اند: «وَ أَمَّا حَقُ السَّائِلِ فَإِعْطَاؤُهُ إِذَا تَیَقَّنْتَ صِدْقَهُ وَ قَدَرْتَ عَلَی سَدِّ حَاجَتِهِ وَ الدُّعَاءُ لَهُ فِیمَا نَزَلَ بِهِ وَ الْمُعَاوَنَةُ لَهُ عَلَی طَلِبَتِهِ وَ إِنْ شَکَکْتَ فِی صِدْقِهِ وَ سَبَقَتْ إِلَیْهِ التُّهَمَةُ لَهُ وَ لَمْ تَعْزِمْ عَلَی ذَلِکَ لَمْ تَأْمَنْ أَنْ یَکُونَ مِنْ کَیْدِ الشَّیْطَانِ أَرَادَ أَنْ یَصُدَّکَ عَنْ حَظِّکَ وَ یَحُولَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ التَّقَرُّبِ إِلَی رَبِّکَ فَتَرَکْتَهُ بِسَتْرِهِ وَ رَدَدْتَهُ رَدّاً جَمِیلًا وَ إِنْ غَلَبْتَ نَفْسَکَ فِی أَمْرِهِ وَ أَعْطَیْتَهُ عَلَی مَا عَرَضَ فِی نَفْسِکَ مِنْهُ- فَإِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ؛ امّا حق سوال کننده این است که اگر صدقه آماده داری به او بدهی و نیاز او را برطرف کنی، و برای برطرف شدن فقرش دعا کنی، و به درخواست او کمک کن، و اگر در صداقت گفتار او شک داری و او را متهم می دانی ولی به آن یقین نداری، بسا که شیطان برایت دامی نهاده و می خواهد تو را از بهره ات باز دارد، و میان تو و تقرب به پروردگارت حائل شود. او را به حال خود واگذار و به خوبی جواب کن، و اگر هم با این حال چیزی به او بدهی کار بجایی است».

 حق اعطاء کننده

امام سجاد(علیه السلام) به دنبال بیان حق سائل در خصوص حق مسئول می‌فرمایند: «وَ أَمَّا حَقُّ الْمَسْئُولِ فَحَقُّهُ إِنْ أَعْطَی قُبِلَ مِنْهُ مَا أَعْطَی بِالشُّکْرِ لَهُ وَ الْمَعْرِفَةِ لِفَضْلِهِ وَ طَلَبِ وَجْهِ الْعُذْرِ فِی مَنْعِهِ وَ أَحْسِنْ بِهِ الظَّنَّ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ إِنْ مَنَعَ فَمَالَهُ مَنَعَ وَ أَنْ لَیْسَ التَّثْرِیبُ فِی مَالِهِ وَ إِنْ کَانَ ظَالِماً فَإِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ؛ حق کسی که از او سئوال شده اینست که اگر چیزی داد با تشکر از او پذیرفته شود و قدردانی گردد. و اگر نداد او را به خوشی معذور دارد و به او خوش بین باشی. و بدان که اگر دریغ کرد نسبت به مال خود دریغ کرده و ملامتی متوجّه او نیست، اگرچه ظالم باشد، زیرا انسان ستمکار و پنهان کننده حق است».

آنچه که در این بیان نورانی حضرت بر آن اشاره کرده چکیده‌اش این است که انسان در صورتی که از نظر مال در وضعیت خوبی قرار دارد، زمانی که نیازمندی از وی درخواستی می‌کند، هیچگاه او را محروم نسازد. زیرا در واقع خدای متعال اموال را به امانت در اختیار او قرار داده و نیازمند واقعی هم حقی دارد که باید حقش را اداء کند. چراکه خداوند در قرآن کریم در این باره می‌فرمایند: «وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ * و همانان که در اموالشان حقی معلوم است * برای سائل و محروم». و در این صورت نباید سائل را محروم کنند. «وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَر؛ و گدا را مران». لذا در هر صورت باید تلاش کند که فقر او بر طرف شود. امّا در صورتی که خود از نظر مالی در وضعیت مناسبی نیست با احترام و بزرگواری او را جواب نماید.

 مذموم بودن گدایی کردن

لازم به ذکر است هر انسانی باید تلاش کند و روزی خود را به دست آورد و دست خود را به سوی دیگران دراز نکند، زیرا گدایی کردن باعث می شود انسان خود را کوچک کند. و لذا پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) فرموده‌اند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَحَبَ شَیْئاً لِنَفْسِهِ وَ أَبْغَضَهُ لِخَلْقِهِ أَبْغَضَ لِخَلْقِهِ الْمَسْأَلَةَ وَ أَحَبَ لِنَفْسِهِ أَنْ یُسْأَلَ وَ لَیْسَ شَیْ ءٌ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ فَلَا یَسْتَحْیِی أَحَدُکُمْ أَنْ یَسْأَلَ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ وَ لَوْ بِشِسْعِ نَعْلٍ؛ خداوند تبارک و تعالی دوست می دارد چیزی را برای خود، ولی آن را برای بنده اش مبغوض می شمارد. مبغوض شمرده برای بنده، سئوال را، ولی دوست می دارد برای خود که سئوال شود، و هیچ چیزی در نزد خداوند محبوبتر از این که از او سئوال شود نیست. پس حیا نکند فردی از شما سئوال از خداوند را از فضلش ولو دربار بند کفش خود».

بی اعتمادی به خداوند یکی از آثار گدایی

پرواضح است اگر انسان عادت کند و همیشه از مردم گدایی کند، او چندان اعتمادی به پروردگار ندارد. و حال آن‌که باید جزء باورهای ما باشد که روزی دهنده خداست و همواره دست نیاز باید به سوی او دراز کرد. به ‌همین جهت پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) در وصیت خود به جناب ابی ذر فرموده است: «یَا أَبَاذَرٍّ إِیَّاکَ وَ السُّؤَالَ فَإِنَّهُ ذُلٌ حَاضِرٌ وَ فَقْرٌ تَتَعَجَّلُهُ وَ فِیهِ حِسَابٌ طَوِیلٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ... أَبَاذَرٍّ لَاتَسْأَلْ بِکَفِّکَ وَ إِنْ أَتَاکَ شَیْ ءٌ فَاقْبَلْهُ؛ ای ابو ذر از سؤال کردن دوری گزین، زیرا در دنیا موجب ذلت و خواری می شود و انسان را بفقر می‌کشاند، و در روز قیامت حساب آدمی بطول می انجامد. ای ابوذر با دست خود از کسی سؤال نکن و اگر چیزی بدستت رسید آن را بپذیر».و از امام علی(علیه السلام) نقل شده است که در این خصوص فرموده‌اند: «قَالَ رَجُلٌ لِلنَّبِیِّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، عَلِّمْنِی عَمَلًا لَا یُحَالُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْجَنَّةِ. قَالَ: لَا تَغْضَبْ، وَ لَا تَسْأَلِ النَّاسَ شَیْئاً، وَ ارْضَ لِلنَّاسِ مَا تَرْضَی لِنَفْسِکَ؛ مردی محضر پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) شرفیاب شد و عرض کرد ای رسول خدا! مرا کاری بیاموز که میان آن کار و بهشت حایلی نباشد. حضرت فرمود: خشمگین مشو، و از مردم نیز چیزی مخواه، و برای مردم بپسند آنچه را برای خود می پسندی».

درخواست رفع نیاز کردن از افراد نیکوکار

بسیار روشن است کسی که در شرائط خاصی است و نیازمند است، می تواند به اهلش ابراز نیاز کند و حاجت خود را بر طرف سازد. به‌همین جهت در روایات پیشوایان دینی(ع) سفارش شده از کسانی که حاجت و نیاز تو را برآورده نمی کنند، درخواست نکنید. چراکه حضرت امیر(ع) در این باره می‌فرمایند: «لاتسئل مَن تَخاف مَنعُه؛ از کسی که می ترسی چیزی بتو ندهد چیزی مخواه». لذا اگر انسان با چنین افرادی مواجه شود، بهتر است سختی را تحمل کند و دست خود به سوی این نوع افراد دراز نکند. چه اینکه امام علی(ع) فرموده است: «فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَی غَیْرِ أَهْلِهَا؛ فوت شدن حاجت بهتر از این است که انسان آن را از غیر اهلش طلب نماید».

اگر فردی از کسی چیزی طلب کند، و او درخواست سائل را مرتفع نسازد، سائل باید به او خوش بین باشد و عذر او را بپذیرد. گرچه ممکن است او در واقع با دارندگی اش به خودش ظلم و ستم کرده باشد. ولی نباید این طور باشد که سائل هم نسبت به او بدبین باشد، زیرا به راحتی نمی توان دربار   هرکسی قضاوت و داوری کرد و او را محکوم نمود.

 سخن پایانی

یکی از موضوعات بسیار مهم این است که انسان این باور را باید در خود نهادینه کند که اگر نیازمندی به سوی انسان بیاید، این از جانب خدا به سوی او فرستاده شده تا هم فقر آن سائل از بین برود و هم انسان به عنوان یک دارا و دارنده مال به وظیفه‌ی خود عمل کند. و راه رفتن به بهشت را برای خود هموار ساخته، و به مأموریت الهی خود برای حل مشکل بنده ای از بندگان خدای تعالی به‌ گونه‌ ی صحیحی انجام وظیفه کند. زیرا اگر او مشکل فقر این سائل را حل نکند قطعاً با وسائل و افراد دیگر خداوند روزی اش را خواهد داد. بدین بیان که اگر آن صاحب مال در انجام مأموریت کوتاهی کند، بی شک او خسران کرده و به تکلیف خود عمل نکرده است. چه بسا باید این حواله به سوی خود را توفیقی از جانب خداوند بداند و شکرگزار آن باشد. البته هر کسی باید به صورت صحیح به وظیفه خود عمل کند؛ چراکه امام سجاد(علیه السلام) به این مهم اشاره فرموده‌اند. لکن اگر فردی از کسی چیزی طلب کند، و او درخواست سائل را مرتفع نسازد، سائل باید به او خوش بین باشد و عذر او را بپذیرد. گرچه ممکن است او در واقع با دارندگی اش به خودش ظلم و ستم کرده باشد. ولی نباید این طور باشد که سائل هم نسبت به او بدبین باشد، زیرا به راحتی نمی توان دربار هرکسی قضاوت و داوری کرد و او را محکوم نمود.


- نظرات (0)

نظر اسلام در رابطه با كشورهاى كفر


کشورهای صهیونیست

در تاریخ اسلام داریم که مسلمانان که در دهه اول بعثت (شاید به خاطر بت های بسیاری که در کعبه بود)، عبادات خود را به سوی بیت المقدّس انجام می دادند، بعد از هجرت به مدینه مورد نیش زبان و کنایه یهودیان قرار گرفتند که شما به سوی قبله ما نماز می خوانید، پس استقلال ندارید!
پیامبر (صلی ‌الله علیه‌ واله ‌وسلم) از این کنایه ها ناراحت می شد و به اطراف آسمان می نگریست و گویا منتظر وحی بود تا اینکه دستور آمد از این پس به سوی مسجدالحرام نماز بخوانید و قبله مستقل داشته باشید تا یهودیان بر شما حجّت و منّتی نداشته باشند و شما را دنباله روی خود ندانند: «لئلّایکون اللناس علیکم حُجة» (سوره بقره، آیه 150)
در جای جای قرآن کریم، این تذکر مشهود است که مراقب ارتباط هایمان با بیگانگان باشیم. در ادامه نمونه هایی را تقدیم می کنیم ....

کافران را دوست و سرپرست خود نگیرید

پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) به قدرى مراقب این موضوع بود که در جنگ احد  هنگامى که سیصد نفر از یهودیان براى همکارى با مسلمانان در برابر مشرکان اعلام آمادگى کردند، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آنها را از نیمه راه باز گرداند و کمک آنها را نپذیرفت، در حالى که این عدد در نبرد احد مى توانست نقش مؤ ثرى داشته باشد، چرا! زیرا هیچ بعید نبود که آنها در لحظات حساس جنگ با دشمن همکارى کنند و باقیمانده ارتش ‍ اسلام را نیز از بین ببرند. (تفسیر نمونه)

«لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی‏ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ یُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصیر» (ال عمران- 28 )
 افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند، و هركس چنین كند هیچ رابطه‏ای با خدا ندارد (و پیوند او بكلی از خدا گسسته می‏شود)، مگر اینكه از آنها بپرهیزید (و به ‏خاطر هدف‌ های مهم ‏تری تقیه كنید) خداوند شما را از (نا فرمانی) خود بر حذر می‏دارد، و بازگشت (شما) به سوی خداست.
عزت و ذلت  و تمام خیرات به دست خدا است و در این آیه مؤمنان را از دوستی با كافران  شدیداً نهی می‏كند.
این آیه در زمانی نازل شد كه روابطی در میان مسلمانان و مشركان با یهود و نصاری وجود داشت و چون ادامه این ارتباط، برای مسلمین زیانبار بود مسلمانان از این كار نهی شدند.
این آیه در واقع یك درس مهم سیاسی اجتماعی به مسلمانان می‏دهد كه بیگانگان را به عنوان دوست و حامی و یار و یاور هرگز نپذیرند، و فریب سخنان جذاب و اظهار محبت ‌های به ظاهر صمیمانه آنها را نخورند، زیرا ضربه‏ های سنگینی كه در طول تاریخ بر افراد با ایمان و با هدف واقع شده در بسیاری از موارد از این رهگذر بوده است.
اگر ما كفار  را اولیای خود بگیریم خواه ناخواه با آنان امتزاج روحی پیدا كرده‏ ایم، امتزاج روحی هم ما را می‌ كشاند به اینكه رام آنان شویم، و از اخلاق و سایر شئون حیاتی آنان متاثر گردیم (زیرا كه نفس انسانی خوپذیر است) 
تاریخچه استعمار می‏گوید: همیشه ظالمان استثمارگر در لباس دوستی و دلسوزی و عمران و آبادی ظاهر شده‌‏اند و هنگامیكه جای پای خود را محكم می‏ كردند بی رحمانه بر آن جامعه می ‏تاختند و همه چیز آنها را به یغما می ‏بردند.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصاری‏ أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ (مائده، 51)
ای کسانی که ایمان آورده اید! یهود و نصاری را ولّی ( و دوست و تکیه گاه خود) انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمی کند.

تکیه بر بیگانه  گرچه در شان نزول آیات فوق سخن از دو نفر یعنى عبادة بن صامت و عبد الله بن ابى در میان آمده ولى جاى تردید نیست که اینها فقط به عنوان دو شخص تاریخى مورد نظر نیستند، بلکه نماینده دو مکتب فکرى و اجتماعى مى باشند، یک مکتب مى گوید از بیگانه باید برید و زمام کار خود را به دست او نداد و به کمکهاى او اطمینان نکرد. دیگرى مى گوید: در این دنیاى پرغوغا، هر شخص و ملتى تکیه گاهى مى خواهد، و گاهى مصلحت ایجاب مى کند که این تکیه گاه از میان بیگانگان انتخاب شود، دوستى آنها با ارزش است و روزى ثمر بخش ‍ خواهد بود.

قرآن، مسلمانان را از همکارى با یهود و نصارى  بشدت برحذر مى‏ دارد، نخست مى‏ گوید: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، یهود و نصارى را تکیه گاه و هم پیمان خود قرار ندهید» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ).
یعنى ایمان به خدا  ایجاب مى ‏کند که به خاطر جلب منافع مادى با آنها همکارى نکنید، سپس با یک جمله کوتاه، دلیل این نهى را بیان کرده، مى ‏گوید: «هر یک از آن دو طایفه، دوست و هم ‏پیمان هم‏ مسلکان خود هستند» (بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ) یعنى، تا زمانى که منافع خودشان و دوستانشان مطرح است، هرگز به شما نمى ‏پردازند.
روى این جهت، «هر کس از شما طرح دوستى و پیمان با آنها بریزد، از نظر تقسیم بندى اجتماعى و مذهبى جزء آنها محسوب خواهد شد» (وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ). و شک نیست که «خداوند چنین افراد ستمگرى را که به خود و برادران و خواهران مسلمان خود خیانت کرده و بر دشمنانشان تکیه مى ‏کنند، هدایت نخواهد کرد» (إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ).
تکیه بر بیگانه  گرچه در شان نزول آیات فوق سخن از دو نفر یعنى عبادة بن صامت و عبد الله بن ابى در میان آمده ولى جاى تردید نیست که اینها فقط به عنوان دو شخص تاریخى مورد نظر نیستند، بلکه نماینده دو مکتب فکرى و اجتماعى مى باشند، یک مکتب مى گوید از بیگانه باید برید و زمام کار خود را به دست او نداد و به کمکهاى او اطمینان نکرد. دیگرى مى گوید: در این دنیاى پرغوغا، هر شخص و ملتى تکیه گاهى مى خواهد، و گاهى مصلحت ایجاب مى کند که این تکیه گاه از میان بیگانگان انتخاب شود، دوستى آنها با ارزش است و روزى ثمر بخش ‍ خواهد بود. 

قرآن کدام مکتب را بر می گزیند؟

قرآن مکتب دوم را به شدت مى کوبد و مسلمانان را از این طرز تفکر با صراحت و تاکید برحذر مى دارد، اما متاسفانه بعضى از مسلمانان ، این فرمان بزرگ قرآن را به دست فراموشى سپردند و تکیه گاه هائى از میان بیگانگان براى خود انتخاب نمودند و تاریخ نشان مى دهد که بسیارى از بدبختی هاى مسلمین  از همین جا سرچشمه گرفته است ! 
اندلس تابلو زنده اى براى این موضوع است و نشان مى دهد که چگونه مسلمانان به نیروى خود درخشان ترین تمدن ها را در

تاریخچه استعمار می‏گوید: همیشه ظالمان استثمارگر در لباس دوستی و دلسوزی و عمران و آبادی ظاهر شده‌‏اند و هنگامیكه جای پای خود را محكم می‏ كردند بی رحمانه بر آن جامعه می ‏تاختند و همه چیز آنها را به یغما می ‏بردند.

اندلس دیروز و اسپانیاى امروز به وجود آوردند، اما به خاطر تکیه کردن بر بیگانه چه آسان آن را از دست دادند. 
امپراطور عظیم عثمانى که در مدت کوتاهى همانند برف در فصل تابستان به کلى آب شد، شاهد دیگرى بر این مدعا است، در تاریخ معاصر نیز ضربه هائى که مسلمانان به خاطر انحراف از این مکتب خورده اند کم نیست، اما تعجب در این است که چگونه هنوز بیدار نشده ایم ! 
در هر حال بیگانه، بیگانه است و اگر یک روز منافع مشترکى با ما داشته باشد و در گام هاى محدودى همکارى کند سرانجام در لحظات حساس نه تنها حساب خود را جدا مى کند، بلکه ضربه هاى کارى نیز به ما مى زند، امروز مسلمانان باید بیش از هر وقت به این نداى قرآن گوش ‍ دهند و جز به نیروى خود تکیه نکنند. پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) به قدرى مراقب این موضوع بود که در جنگ احد  هنگامى که سیصد نفر از یهودیان براى همکارى با مسلمانان در برابر مشرکان اعلام آمادگى کردند، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آنها را از نیمه راه باز گرداند و کمک آنها را نپذیرفت، در حالى که این عدد در نبرد احد مى توانست نقش مؤ ثرى داشته باشد، چرا! زیرا هیچ بعید نبود که آنها در لحظات حساس جنگ با دشمن همکارى کنند و باقیمانده ارتش ‍ اسلام را نیز از بین ببرند. (تفسیر نمونه)


منابع:
تفسیر المیزان
تفسیر نمونه
کتاب قرآن و عصر ما؛ نوشته حجت الاسلام قرائتی
بیانات حجت الاسلام قرائتی؛ درس هایی از قرآن


- نظرات (0)

جهاد در راه خدا

جهاد در راه خدا

 هر گاه مجاهدان دل و جان خود را با ایمان به خدا و وعده های بزرگ او روشن سازند، و بدانند هر نفسی، و هر سخنی، و هر گامی، در این راه بر می دارند گم نمی شود، بلکه حساب همه آنها بدون کم و کاست و در نهایت دقت محفوظ است و خداوند، در برابر آنها به عنوان بهترین اعمال از دریای بیکران لطفش شایسته ترین پاداش ها را می دهد.
با این حال هرگز از تحمل این مشکلات سر باز نمی زنند و از عظمت آنها نمی هراسند، و هیچگونه ضعف و فتوری هر چند جهاد طولانی و پر حادثه و پر مشقت باشد به خود راه نمی دهند چنانچه می فرماید: "هیچ تشنگى و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمى رسد و در هیچ مكانى كه كافران را به خشم مى آورد قدم نمى گذارند و از دشمنى غنیمتى به دست نمى آورند مگر اینكه به سبب آن عمل صالحى براى آنان [در كارنامه شان] نوشته مى شود زیرا خدا پاداش نیكوكاران را ضایع نمى كند." ﴿١٢٠، توبه﴾ و نیز " و هیچ مال كوچك و بزرگى را انفاق نمى كنند و هیچ سرزمینی را نمى پیمایند مگر اینكه به حساب آنان نوشته مى شود تا خدا آنان را به بهتر از آنچه مى كردند پاداش دهد." ﴿١٢١، توبه﴾
خداوند در چند مورد به پاداش بزرگ و ضایع نشدن عمل  مجاهدان در راه خدا  در قرآن اشاره فرموده است ؛ إِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ 
- نظرات (0)

رسیدگی به خانواده های شهدا


خانواده شهدا

با نگاه قرآنی می شود این مسئله را از سه زاویه نگاه کرد: 

نگاه اول

نگاه اول، یک نگاه کلی و اصولی است. اصل "احسان" به دیگران، که همه مخلوقاتی هستند که عیال خدا حساب می شوند، سبب قرب به خدا می شود. 
خدمت به خانواده های شهدا و ایثارگران، یک "احسان" بزرگ مداوم است: "وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ" (بقره ، 195) و نیكى كنید كه خداوند نیكوكاران را دوست دارد. 
محسنین  را خدا دوست دارد، پس به خدا نزدیک می شوند. علاوه بر این، قرآن به طور خاص، احسان به پدر و مادر  را سفارش مکرر و مؤکّد می کند: "وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْسانا" (احقاف، 15) " ما انسان را توصیه كردیم كه درباره پدر و مادرش نیكى كند". نیکی و خدمت به پدران و مادران شهدا و ایثارگران، قبل از هر چیز، امتثال امرِ احسان به والدین است. 

نگاه دوم

خانواده ی شهدا از معرکه ی این آزمایش سخت، خیلی سربلند بیرون آمده اند و به یمن صبر جمیلشان، کسانی هستند که بشارت خدا بر آن ها نازل شده است: "وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ" (بقره، 155) بشارت بده به استقامت كنندگان.

از زاویه ی دیگر که نگاه کنیم، با خدمت به این خانواده های نورانی، متصل می شویم به کسانی که به خدا رسیده اند اما هنوز زنده اند. درک زنده بودن شهدا، برای ما آسان نیست؛ این را انتهای آیه ی 154 سوره ی بقره می گوید: "وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ" و به آنها كه در راه خدا كشته مى ‏شوند مرده مگویید، بلكه آنها زندگانند ولى شما نمى ‏فهمید. 
اتصال به کسانی که شربت وصل خدا را نوشیده اند و "عند ربهم یرزقون" اند، می تواند به مقرّب شدن ما کمک کند. پای صحبت خانواده ی شهدا که بنشینید، دستگیرتان می شود که شهدا حواسشان خیلی به خانواده بوده و هست؛ پس خدمت به این خانواده هایی که  نگاه واصلان الی الله مدام به آنهاست، یک فرصت طلایی است برای تقرّب الی الله

نگاه سوم

در سومین زاویه ی نگاه قرآنی به این مسئله، به سراغ ویژگی های خاص خود خانواده های معزز شهدا و ایثارگران می رویم. 
رسیدگی به خانواده های عزیز شهیدان، یعنی توجه و احترام به کسانی که یک ملت، مدیون آن ها هستند. یعنی کسانی که آب و خاک و جان و مال و ناموس و آرامش مردم، مرهون آن هاست. نمی شود گفت عزیز دل یک مادر، جگرگوشه ی یک پدر، پشت و پناه یک همسر و فرزند، کمتر از جان خود آنهاست؛ وقتی یک خانواده، عزیزِ رعنای خود را به جهاد فی سبیل الله  می فرستد، گویی جان خود را فرستاده است؛ نفس خود را، ثمره ی خود را به میدان برده است و این یعنی یک ابتلای خیلی بزرگ: "وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ..." (بقره، 155) قطعا همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى، و كمبود میوه ‏ها آزمایش مى‏ كنیم.  
خانواده ی شهدا از معرکه ی این آزمایش سخت، خیلی سربلند بیرون آمده اند و به یمن صبر جمیلشان، کسانی هستند که بشارت خدا بر آن ها نازل شده است: "وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ" (بقره، 155) بشارت بده به استقامت كنندگان. 
این خانواده، مصیبت بزرگ خود را با خدا معامله کرده و به خدا وصل کرده است. "الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ" (بقره، 156) آنها كه هرگاه مصیبتى به آنها رسد مى‏ گویند: ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم.
 و پس از این بشارت، صلوات و رحمت و هدایت خدا نصیبشان می شود: "أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ" (بقره، 157) اینها همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایت یافتگان. 
آیات 155 تا 157 سوره مبارکه بقره را که می خوانی، استواری و عظمت روح پدران و مادران شهدا پیش چشمت مجسّم می شود. سوختن قلب یک مادر و یک پدر در فراغ جوان برومندی که قد کشیدنش را سال ها به تماشا نشسته، فهمیدنی نیست شاید به همان اندازه ای که زنده بودن شهید را قرآن می گوید شما نمی فهمید. حالا این را بگذارید در کنار انتظار بی -پایانی که بعضی از همین مادران می کشند برای بازگشتن یک بند انگشت باقی مانده از آن سرو رعنا. 

میانبر دیگری که در خدمت و رسیدگی به خانواده های ایثارگران وجود دارد، این است که ارتباط نزدیک با جهادگران، روحیه و عزم جهاد را در ما نیز می پروراند؛ چه جهاد اصغر میدان جنگ و گذشتن از جان، و چه جهاد اکبر و گذشتن از هوای نفس.

غیر از معامله با خدا، غیر از اتصال و قرب خدا، چه چیزی می تواند داغ این قلب های تفتیده را جبران کند؟ غیر از اتصال و قرب خدا، چه چیزی می تواند بجای شکستن و فرو ریختن، به روح این مادران و پدران و همسران، ایستادگی و عظمت ببخشد؟ غیر از بهشت رضوان الهی، چه چیز می تواند آن سوی این معامله باشد؟ 
"إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة" (توبه، 111) خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خریدارى مى‏كند كه بهشت از آن آنها باشد. 
با این اوصاف، با گنج هایی روبرو هستیم که به خدا وصل اند. خدمت به خانواده های شهدا و ایثارگران، متصل شدن به کسانی است که در مسیر قرب الی الله پیشتازند؛ پس به فرموده ی مرجع عالیقدر، آیت الله وحید خراسانی افضل قربات است. 
میانبر دیگری که در خدمت و رسیدگی به خانواده های ایثارگران وجود دارد، این است که ارتباط نزدیک با جهادگران، روحیه و عزم جهاد را در ما نیز می پروراند؛ چه جهاد اصغر میدان جنگ و گذشتن از جان، و چه جهاد اکبر و گذشتن از هوای نفس. 

نکته ی آخر:

این مقرب شدن، فقط در دسترس مسئولین و اهالی بنیاد شهید و امور ایثارگران نیست. خانواده های شهدا و جانبازان و آزادگان، در میان ما و در همین کوچه و محله ما زندگی می -کنند. شاید از اقوام ما باشند. پیدا کردن و سر زدن و خدمت کردن به آن ها کار سختی نیست اما مقرّب شدن را شتاب می بخشد. 


- نظرات (0)

تنها یک قرآن جیبی

تنها یک قرآن جیبی

امام رضا (علیه‌ السلام) افتخاری بی ‌نظیر برای ما ایرانیان است. امامی که با قدوم پربرکت خود نه فقط خراسان بلکه تمام این کشور اسلامی را غرق نور ساختند. کمتر ایرانی ای پیدا می‌شود که به زیارت امام هشتم نرفته و دل به پنجره فولاد نسپرده باشد. نوعی از تجلی این عشق و ارادت به حضرت رضا (علیه‌ السلام) در زیارت ایشان و شرکت در مجالس و محافل رضوی می‌باشد و نوع دیگر آن کهشاید بیشتر مورد رضایت امام هشتم باشد؛ درس گرفتن از ایشان است. هرچند که سراسر زندگی مولا امام رضا (علیه ‌السلام) برای ما شیعیان و محبان حضرتش درس زندگی است ولی ما قصد آن داریم اُنس با قرآن را به عنوان شاخصه‌ای از زندگی حضرت رضا(علیه السلام) معرفی کنیم تا دوستداران آن امام همام با الگو گرفتن از آقا علی بن موسی الرضا (علیه ‌السلام)  به زندگی خویش رنگ و بوی رضوی دهند.

ختم قرآن، برنامه‌ای روزانه
قرآن نامه معشوق است و عاشق راستین هیچگاه راضی نمی‌شود که از نامه معشوق جدا شود. قرآن کلام معبود است و هیچ عبدی راضی نمی‌شود که کلام معبودش قطع شود. قرآن سخن خالق است و مخلوق برای دوام و بقا نیازمند است که با کلام خالق پیوستگی داشته باشد. از این روست که طبق گزارش ابو ذکوان حضرت هر سه روز یک ختم قرآن انجام می‌ دادند و به ابو ذکوان فرموده بودند: «اگر می خواستم زودتر از سه روز آن را به پایان برسانم، می توانستم «اما نخواستم چنین کنم.» زیرا در موقع تلاوت به هر ایه که می رسیدم در آن فکر و اندیشه می کردم که درباره چه چیزی و در چه زمانی نازل شده است. بدین جهت در هر سه روز یک بار قرآن را به پایان می رسانم».[۱]

دعبل شاعر که شعری زیبا در وصف پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت سروده بودند و آن را برای امام خواندند؛ مفتخر به دریافت هدیه‌ای از حضرت رضا شدند. هدیه‌ای که پیراهنی از حضرت رضا (علیه‌السلام) بود و حضرت در وصف آن فرمودند: «از این پیراهن به خوبی محافظت کن که من در این پیراهن هزار شب هزار رکعت نماز خوانده ام و هزار مرتبه قرآن را در آن ختم کرده ام.[۲] متأسفانه برنامه تلاوت قرآن در زندگی روزانه ما بسیار کمرنگ گردیده است؛ حال آنکه اگر مانند ماه مبارک رمضان خود را موظف به خواندن بخشی از قرآن به صورت منظم کرده بودیم در سال می‌توانستیم چندین ختم قرآن انجام دهیم.

قرائت قرآن در بستر خواب
حضرت رضا (علیه ‌السلام) شب‌ها که برای خواب و استراحت به بستر می‌رفتند تا لحظه خواب تلاوت آیات نورانی وحی را برلب داشتند و آن را زمزمه می‌کردند. رجاء بن ابی‌ضحاک در این زمینه چنین گزارش داده‌اند: امام به هنگام خواب در رختخواب خویش فراوان قرآن می خواند و هرگاه به آیه‌ای می رسید که در آن یادی از بهشت یا جهنّم آمده بود، گریه می کرد و از خداوند بهشت را درخواست می کرده و از آتش جهنم به او پناه می برد.[۳] اگر این درس از زندگی حضرت رضا در زندگی ما جاری شود؛ خوابی توأم با آرامش در شب و عدم غفلت در روز نصیب ما می‌شود. فقط کافی است چند سوره قرآن را که از حفظ هستیم بخوانیم تا بستر خوابمان عطراگین به نور قرآن شود.

یک قرآن جیبی
می‌توان شبانه روز حضرت رضا (علیه ‌السلام) را متصل به قرآن دانست. در عصر کنونی نیز ما بسیاری از اوقات را می‌توانیم به ارتباط با قرآن اختصاص دهیم. مسیرهایی که روزانه از وسیله‌های نقلیه عمومی استفاده می‌کنیم، زمان‌هایی که منتظر رسیذن مترو یا اتوبوس هستیم، صف‌های نانوایی یا زمان‌هایی را که منتظر رسیدن نوبت در بانک‌ها می‌گذرانیم و...؛ همگی زمان‌های مرده‌ای هستند که می‌توانیم با استفاده از آنها جان‌های مُرده خود را زنده کنیم و قلبمان را جلا دهیم. تنها و تنها یک قرآن جیبی نیاز است.

پی‌نوشت:
[۱] شیخ صدوق، امالی، ص ۶۶۰؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۹،ص۹۰.
[۲]  شیخ طوسی، امالی، ص ۳۵۹؛ بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۲۳۸.
[۳]بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۹۴.


- نظرات (0)