سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

دهانِ روزه یا زبانِ روزه؟

زبان روزه

دهانی که روزه دار است، فقط چیزی نمی خورد؛ اما زبانی که روزه گرفته است، مسئولیت بزرگی را به عهده دارد.
زبانِ روزه دار به معنی روزه ی سکوت نیست؛ اصلا در اسلام چیزی به عنوان روزه ی سکوت نداریم. وقتی مومن روزه دار، زبانش را هم در حریم روزه وارد می کند، یعنی در عین اینکه دهانش چیزی نمی خورد اما زبان، به همه ی کارهای روزمره ی خود ادامه می دهد؛ اما به گونه ای دیگر.
زبان، سردمدار همه ی ارتباطات اجتماعی ماست. پس وقتی زبان روزه دار باشد، همه ی ارتباطات ما با دیگران، میتواند رنگ و بوی کبریایی روزه را به خود بگیرد.
بحث زبان روزه دار را با یک تطبیق قرآنی پی می گیریم:
آیه ی شریفه ای که فرمان روزه را اعلام مینماید، میفرماید نتیجه ی روزه داری، "تقوا" است و امید است که با روزه، به پرهیزکاری برسید. "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ" (بقره183)

به دستور قرآن گاهی باید با دشمن خدا هم نرم سخن گفت. چه برسد به کسانی که یا پاره ی تن ما هستند یا پاره ای از تنِ میهنمان.

آیه ی شریفه ی دیگری از سوره ی احزاب، "تقوا" را با یکی از ویژگی های زبان روزه دار یعنی "قول سدید" پیوند می زند. "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیدا" (احزاب70) ...........
اینجا نکته ای وجود دارد: مگر تقوا که همه ی ابعاد زندگی را دربرمی گیرد، شامل زبان و سخن ما نمیشود؟ پس چرا در این آیه تقوا پیشه کردن و سخن سدید گفتن، در کنار هم و در قالب دو دستور آمده اند؟
شاید یک پاسخ این باشد که جدا آوردن ادب سخن گفتن، برای برجسته کردن و تأکید بر آن باشد. شاید این بیان ویژه ی قرآن درباره ی نحوه ی سخن گفتن، برای توجه دادن به اهمیت و تأثیر ویژه ی "تقوای زبان" باشد در زندگی ما.
بحثمان زبان روزه دار بود. میشود گفت در فرهنگ قرآن، زبان روزه دار، یعنی زبانِ باتقوا. یعنی زبانی که سخن هایش با معیارهای قرآنی همخوانی دارد.

چند معیار قرآنی برای تقوای زبان :

1- سخن نیک

مطابق این معیار قرآنی، سخن باید راست باشد، بیهوده و لغو و باطل نباشد و فتنه و دشمنی برنیانگیزد. شمولِ این واژه و معیار قرآنی برای آداب سخن گفتن، همه ی گناهانِ زبانی را از دایره بیرون می کند. یعنی قول سدید، سخنی است که شائبه ی هیچ یک از گناهان زبانی در آن نباشد.

"وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً" (بقره 83) "و با سخنان نیكو با مردم سخن گویید"
در كافى  از امام ابى جعفر (علیه السلام) روایت آورده، كه در ذیل جمله: (وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً) ، فرمود: به مردم بهترین سخنى كه دوست می دارید به شما بگویند، بگویید. (اصول كافى ج 2 ص 165 ح 10)
و نیز امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه فرمودند: "با مردم سخن بگویید، اما بعد از آنكه صلاح و فساد آن را تشخیص داده باشید، و آنچه صلاح است بگویید." (اصول كافى ج 2 ص 164 ح 9)
و در كتاب معانى، از امام باقر (علیه السلام) روایت كرده، كه فرموده: به مردم چیزى را بگویید، كه بهترین سخنى باشد كه شما دوست می دارید به شما بگویند، چون خداى عز و جل دشنام و لعنت و طعن بر مومنان را دشمن می دارد، و كسى را كه مرتكب این جرائم شود، فاحش و مفحش باشد، و دریوزگى كند، دوست نمی دارد، در مقابل، اشخاص با حیا و حلیم و عفیف، و آنهایى را كه میخواهند عفیف شوند، دوست می دارد. (ترجمه تفسیر المیزان، ج 1، ص: 331)

2- سخن نرم

کسانی که دور و بر ما هستند، یا اعضای خانواده و فامیلند، یا دوست و همکارند، یا همسایه و هم محلی، یا همشهری و هموطن. در جامعه ی ما خیلی خیلی به ندرت پیش می آید که ما با دشمنانمان (دشمنِ واقعی نه کسی که شاید یک وقتی باهم دعوایمان شده) روبرو شویم.
نکته ی مهم اینجاست که به دستور قرآن گاهی باید با دشمن خدا هم نرم سخن گفت. چه برسد به کسانی که یا پاره ی تن ما هستند یا پاره ای از تنِ میهنمان.
خدا به موسای کلیم فرمود وقتی با هارون به سراغ فرعون ستمگر-که حالا دشمن خونی توست-  می روی، با او به نرمی سخن بگو. "فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَكَّرُ أَوْ یَخْشى "(طه44) "به نرمى با او سخن بگویید شاید متذكر شود یا از (خدا) بترسد."

3- سخن استوار

در كافى  از امام ابى جعفر (علیه السلام) روایت آورده، كه در ذیل جمله: (وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً) ، فرمود: به مردم بهترین سخنى كه دوست می دارید به شما بگویند، بگویید. (اصول كافى ج 2 ص 165 ح 10)

"یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً" (احزاب 70)
در نکته ی قرآنی ابتدای بحث، پیوند تقوا را با قول سدید یادآور شدیم. اما قول سدید یعنی چه؟
قول" سدید" از ماده" سد" به معنى" محكم و استوار" و خلل ناپذیر و موافق حق و واقع است، سخنى است كه همچون یك سد محكم جلو امواج فساد و باطل را مى گیرد، و اگر بعضى از مفسران آن را به معنى "صواب" و بعضى به معنى "خالص بودن از كذب و لغو" یا" هماهنگ بودن ظاهر و باطن" و یا "صلاح و رشاد" و مانند آن تفسیر كرده اند همه به معنى جامع فوق بر مى  گردد. (تفسیر نمونه، ج 17، ص447)
پس مطابق این معیار قرآنی، سخن باید راست باشد، بیهوده و لغو و باطل نباشد و فتنه و دشمنی برنیانگیزد. شمولِ این واژه و معیار قرآنی برای آداب سخن گفتن، همه ی گناهانِ زبانی را از دایره بیرون می کند. یعنی قول سدید، سخنی است که شائبه ی هیچ یک از گناهان زبانی در آن نباشد. و شاید به همین دلیل باشد که در آیه ی بعد، دستاورد بزرگی را برای صاحبان قول سدید بیان می نماید.

در فرهنگ قرآن، زبان روزه دار، یعنی زبانِ باتقوا. یعنی زبانی که سخن هایش با معیارهای قرآنی همخوانی دارد.

" یُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِیماً" (احزاب71) " اصلاح اعمال" و "مغفرت ذنوب" را نتیجه قول سدید دانسته، و فرموده: قول سدید بگویید، تا اعمالتان صالح گردد، و گناهانتان آمرزیده شود، و این بدان جهت است كه وقتى نفس آدمى عادت كرد به راستى، و به قول سدید، و به هیچ وجه آن را ترك نكرد، دیگر دروغ از او سر نمى  زند، و سخن لغو، و یا سخنى كه فساد از آن برخیزد از او شنیده نمى شود، و وقتى این صفت در نفس رسوخ یافت، بالطبع از فحشاء و منكر، و سخن لغو دور گشته، در چنین وقتى اعمال انسان صالح مى شود، و بالطبع از عمرى كه در گناهان مهلك صرف كرده، دریغ مى خورد، و از كرده ها پشیمان مى گردد، و همین پشیمانى توبه است. و وقتى توبه كرد، و خدا هم در مابقى عمر از ارتكاب گناهان مهلك محافظتش فرمود، دیگر گناهان كوچك خیلى خطرى نیست، چون خود خدا وعده داده كه اگر از گناهان كبیره اجتناب كنید، ما صغیره هایتان را مى آمرزیم،" إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ" (نساء31) و در نتیجه ملازمت قول سدید انسان را به سوى صلاح اعمال كشانیده، و به اذن خدا به آمرزش گناهان منتهى مى شود. (ترجمه تفسیر المیزان، ج 16، ص: 523)


- نظرات (0)

5 مژده به کسانی که استغفار می کنند

شب قدر

خداوند سبحان در این ماه با فضیلت، میهمانی ویژه ای برای تربیت روح ترتیب داده است. به گونه ای که می تواند در حیات معنوی تحولی شگرف پدید آورد، تحولی که او را به سعادت ابدی رهنمود می سازد و کامیابی همیشگی را برای وی تضمین می نماید.

ماه آزادی از آتش جهنم

شکوه و اهمیت برکات فراوان مادی و معنوی ای که در ماه مبارک رمضان و شب های قدر، نصیب روزه داران و اهل ایمان و تقوا می شود، قابل توصیف و درک نیست. در اهمیت و ارزش این ماه خدا همین بس که در کتب روایی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) این چنین نقل شده است: «هر کس ماه رمضان را روزه بدارد و پاک دامنی ورزد و زبانش را حفظ کند و آزارش را به مردم نرساند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می آمرزد و از آتش آزادش می کند و در سرای ابدی جایش می دهد و شفاعت او را در باره موحدان گنهکار به تعداد کوه های به هم پیوسته می پذیرد».[1]

هر کس ماه رمضان را روزه بدارد و پاک دامنی ورزد و زبانش را حفظ کند و آزارش را به مردم نرساند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می آمرزد و از آتش آزادش می کند و در سرای ابدی جایش می دهد و شفاعت او را در باره موحدان گنهکار به تعداد کوه های به هم پیوسته می پذیرد

قلب این ماه زیبا شب های قدر است، که بر اساس آیات الهی از هزار ماه بهتر است و سرنوشت و تقدیر افراد در این شب رقم می خورد : «حم، وَ الْكِتابِ الْمُبینِ، إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی  لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرینَ، فیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكیمٍ؛[سوره دخان، آیات4-1] حم، سوگند به این كتاب روشنگر، كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كردیم ما همواره انذاركننده بوده ایم! در آن شب هر امرى بر اساس حكمت (الهى) تدبیر و جدا مى گردد.»

طرح سوال:

از آنجا که بر اساس آموزه های روایی و قرآنی سرنوشت افراد در شب قدر رقم می خورد، این سوال مطرح است که چه عمل و رفتاری نقش تعیین کننده در این سرنوشت دارد؟ و  اینکه در صورت ثبت شدن سرنوشت افراد آیا قابل تغییر است و یا اینکه هیچ گونه تغییر در آن سرنوشت و تقدیر رقم نمی خورد؟

جواب مفسران در خصوص تغییر تقدیر انسان:

بر اساس اذعان مفسران قرآن می توان این چنین بیان داشت که، در مواردی این تقدیر الهی می تواند مورد تغییر واقع شود،  علامه طباطبایی در این خصوص در ذیل آیات سوره مبارکه قدر این چنین بیان می دارد هیچ منافاتى ندارد كه در شب قدر مقدر بشود ولى در ظرف تحققش طورى دیگر محقق شود، چون كیفیت موجود شدن مقدر، امرى است، و دگرگونى در تقدیر، امرى دیگر است، هم چنان كه هیچ منافاتى ندارد كه حوادث در لوح محفوظ معین شده باشد، ولى مشیت الهى آن را تغییر دهد، هم چنان كه در قرآن كریم آمده:" یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ" علاوه بر این، استحكام امور به حسب تحققش مراتبى دارد، بعضى از امور شرایط تحققش موجود است، و بعضى ها ناقص است، و احتمال دارد كه در شب قدر بعضى از مراتب احكام تقدیر بشود، و بعضى دیگرش به وقت دیگر موكول گردد.[2]
در كافى به سند خود از هشام بن سالم و حفص بن بخترى و غیر آن دو، از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده كه در ذیل آیه «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ» فرموده: و آیا جز این است كه چیزى كه ثابت است محو مى شود، و چیزى كه محو و نابود است اثبات مى گردد.[3] این روایت را عیاشى هم در تفسیر خود از جمیل از آن جناب نقل كرده و در تفسیر عیاشى از فضیل بن یسار روایت آورده كه گفت: من از حضرت ابى جعفر (علیه السلام) شنیدم كه مى فرمود: پاره اى از امور، امورى حتمى هستند كه ناگزیر واقع مى شوند، و پاره اى دیگر امورى مشروط و موقوفند كه خداوند هر كدام را بخواهد پیش مى  اندازد و یا محو مى  كند و یا اثبات می  نماید.[4]

کارهای تأثیر گذار در سرنوشت انسان

1-توبه و بازگشت به سوی خدای متعال:

در شب قدر سرنوشت انسان رقم می خورد، اگر انسان این را خوب درک کرده باشد، چاره ای برای آینده پیش روی خود می اندیشد و از کردار زشت و تأثیر گذار در سر نوشت از خدای متعال پوزش می طلبد و تصمیم به ترک آن افعال زشت را می نماید تا اینکه، بدین وسیله هم رضایت الهی را جلب نماید و هم محبت پروردگار را . «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ؛[سوره بقره، آیه 222] هر آینه خدا توبه كنندگان و پاكیزگان را دوست دارد».  در روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و الله و سلم) در خصوص اشتیاق خداوند به توبه بنده اش این چنین نقل شده است: «أللهُ أفرَحُ بِتَوبَةِ العَبدِ مِنَ العَقیمِ الوالِدِ وَ مِنَ الضّالِّ الواجِدِ؛[5]خداوند از توبه بنده اش بیش از عقیمی که صاحب فرزند شود و گم کرده ای که گمشده اش را پیدا می کند خوشحال می شود».

2-استغفار به درگاه الهی:

در خصوص جایگاه و اهمیت استغفار لازم به ذکر است که در فرهنگ و آموزه های اسلامی استغفار و توبه به درگاه خداوند متعال از اهمیت و جایگاه ممتازی بر خوردار است و برای آن آثار و برکات فراوانی در قرآن کریم ذکر شده است.

در کتاب شریف وسایل الشیعه از امام محمد باقر(علیه السلام) این چنین نقل شده است: «هر کس در شب قدر احیاء کند، گناهانش آمرزیده می شود اگر به عدد ستارگان آسمان باشد»

از جمله اینکه خدای متعال در سوره مبارکه نوح می فرماید:« فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً؛[نوح/12-10] و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید كه او همواره آمرزنده است. [تا] بر شما از آسمان بارانِ پى در پى فرستد.و شما را به اموال و پسران، یارى كند، و برایتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد».
خداوند متعال در این آیات نورانی پنج نوید و مژده نیکو به کسانی که از استغفار و توبه به درگاه الهی استفاده می کنند می دهد:
الف). مژده ی بخشش گناهان: « إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً؛[نوح/10]او همواره آمرزنده است».
ب). بهره مندی از برکات و ارزاق آسمانی: «یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً؛[نوح/11] بر شما از آسمان بارانِ پى در پى فرستد».
پ). توسعه و وسعت مالی در زندگی: « وَیُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ؛[نوح/12] و شما را به اموال یارى كند».
ت). بهره مندی از فرزندان در حیات دنیوی: « وَ یُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنینَ؛[نوح/12] و شما را به اموال و پسران، یارى كند».
ث). موجبات آبادانی دنیا و آخرت: « وَ یَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً؛[نوح/12] و برایتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد».

3-احیا و شب زنده داری:

یکی از کارها و اعمال عبادی با ارزش و تأثیر گذار در شب قدر، شب زنده داری و عبادت و بندگی است. روایات فراوانی روزه داران و مومنین را به این عمل تشویق نموده است، کما اینکه در کتاب شریف وسایل الشیعه از امام محمد باقر(علیه السلام) این چنین نقل شده است: «هر کس در شب قدر احیاء کند، گناهانش آمرزیده می شود اگر به عدد ستارگان آسمان باشد».[7]
مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار از امام باقر(علیه السلام) و او از پدرانش نقل کرده اند که:« إِنَّ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و اله) نَهی أَنْ یُغْفَلَ عَنْ لَیْلَةِ إِحْدی وَ عِشْرینَ وَ عَنْ لَیْلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ وَ نَهی أَنْ یَنامَ اَحَدٌ تِلْکَ اللَّیْلَةَ؛[8] پیامبر خدا (صلی الله و علیه وآله) نهی کرده که از شب 21 و 23 غفلت شود و نهی کرده که کسی در آن شب بخوابد».

سخن آخر:

خدای متعال در میهمان سرای رمضان، جان و روح دوستانش را به ضیافت فرا خوانده است، نه تن و وجود مادی ایشان را و این ضیافتی است که جز خدای رحمان کسی ارزش آن را نمی داند، از اینرو در حدیث این چنین نقل شده است: « وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ تَعَالَى الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی بِه ؛[9] روزه از آن من است و من خود پاداش آن را می دهم».

پی نوشت ها:
[1]. الامالی(صدوق): ص71، ح38.
[2]. ترجمه المیزان: ج 20، ص563.
[3]. الكافى: ج 1، ص 146، ح 2.
[4]. تفسیر عیاشى: ج 2، ص 217، ح 65.
[5]. نهج الفصاحه: ص 620 ، ح 2199.
[6]. ر.ک: مستدرک الوسائل: ج7، ص474.
[7]. همان.
[8]. همان.
[9]. دعائم الإسلام: ج 1، ص.270.


- نظرات (0)

مقاومت در عرصه اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی
این ایثار جمعی را ما در ابتدای انقلاب و نیز همزمان باوقوع جنگ تحمیلی هشت ساله به وضوح می‌بینیم. ایثار اسلامی یکی از خصلت‌های مهم جامعه اسلامی است. مهاجران به واسطه ظلم دشمنان مجبور به ترک وطن و ورود به شهر دیگر شدند در حالیکه هیچ چیز از سرمایه خود را به همراه نداشتند. ولی دوستانی از جنس ایمان داشتند که حاضر شدند خالصانه و بدون هیچ گونه چشم‌ داشتی خانه و زندگی و دارایی خود را با آنان تقسیم کنند. این سبک از مقاومت در بستر ایثار را در شعب ابیطالب نیز می‌بینیم جایی که در محاصره تمام عیار اقتصادی به واسطه ایثار توانستند مقاومت کنند تا جایی که دشمن را به شکست کشاندند.
مقاومت بر اعتقادات اسلامی همیشه با وعده پیروزی در قرآن کریم همراه بوده است از جمله اینکه فرمود:« إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون‏ [احقاف/13] كسانى كه گفتند: «پروردگار ما اللَّه است»، سپس استقامت كردند، نه ترسى براى آنان است و نه اندوهگین مى‏‌شوند».
اعتقاد به "اقتصاد مقاومتی" الآن دیگر اعتقاد راسخ اکثر جامعه ماست زیرا اگر تعدادی نیز راه مذاکره را مناسب می‌دیدند با کارشکنی‌ها و بدعهدی‌های آمریکا و جیره‌خوارانش، الان دیگر بهترین راه را اقدام و عمل در زمینه اقتصاد مقاومتی می‌دانند. همانطور که گفته شد بعد از اعتقاد، استقامت در عمل است که راهگشاست. پس باید تلاش در راه اقتصاد مقاومتی با استقامت همراه باشد تا مطمئن به نتیجه قطعی و پیروزی نهایی بود.مؤمنان این‌گونه هستند؛ "یعنى در پیش روى خود هیچ خطر محتملى ندارند، و هیچ عقابى حتى احتمالى در انتظارشان نیست، و به همین جهت خوف ندارند. و نیز هیچ مكروه قطعى و محققى ندارند و به همین جهت اندوهى نخواهند داشت، چون همیشه خوف جایى پیدا مى‏‌شود كه پاى احتمال خطرى در بین باشد، و اندوه وقتى به دل مى‏‌آید كه خطرى واقع شده باشد".[1]

به عمل کار برآید به سخندانی نیست!
ایمان در جایی که منجر به عمل صالح نشود فایده‌ای ندارد. به عبارت بهتر؛ تنها ایمانی واقعی است که منتهی به عمل نیک گردد. قرآن کریم در این رابطه می‌فرماید:« یَوْمَ یَأْتی‏ بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فی‏ إیمانِها خَیْراً [انعام/158] ! امّا آن روز كه بعضى از آیات پروردگارت تحقّق پذیرد، ایمان‏‌آوردن افرادى كه قبلًا ایمان نیاورده‌‏اند، یا در ایمانشان عمل نیكى انجام نداده‌‏اند، سودى به حالشان نخواهد داشت!». پایندگی، رشد و قوام هر چه بیشتر دین اسلام ثمره تلاش‌ها و فداکاری‌هاست نه صحبت‌های بدون عمل!
نام‌گذاری این سال با عنوان "اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل " در واقع تأکیدی بر اقتصاد مقاومتی است برای الزام همگان بر اجرای اقتصاد مقاومتی؛ چرا که خود اقتصاد مقاومتی سال‌هاست دستور داده شده است امّا چون در عمل، به طور  کامل و صحیح راه آن طی نشده است دوباره امام خامنه‌ای این شعار را برای این سال انتخاب کرده‌اند. گویا تنها راه خروج کشور از این بحران اقتصادی، همین نقشه‌ است همچنان‌که در تجربه این دولت نیز برای بار چندم همین امر ثابت شد. امیر المؤمنین علیه السلام می‌فرمایند:« فبادِروا العَمَلَ ، و خافُوا بَغتَةَ الأجَلِ ؛ فإنَّهُ لا یُرجى مِن رَجعَةِ العُمرِ ما یُرجى مِن رَجعَةِ الرِّزقِ [2] ه سوى عمل بشتابید و از فرا رسیدن ناگهانى مرگ بترسید؛ زیرا آن امیدى كه به بازگشت رزق و روزى هست به بازگشت عمر نیست». لحظه؛ آن چیزی است که فقط با عمل خیر و تلاش و کوشش زنده و جاوید می‌شود نه با فقط سخن گفتن و بی‌توجّهی به کار ملموس و عملیّاتی.

اقتصاد مقاومتی لازمه استقلال
امام على علیه السلام مى‌‏فرماید:«احْتَجْ الى‏ مَنْ شِئْتَ تَكُنْ اسیرَهُ، اسْتَغْنِ عَمَّنْ شِئْتَ تَكُنْ نَظیرَهُ، احْسِنْ الى‏ مَنْ شِئْتَ تَكُنْ امیرَهُ [3] محتاج هركه شوى اسیر او خواهى بود؛ بى‌نیاز از هركه گردى با او برابر خواهى شد؛ و هركه را مورد نیكى و احسان خود قرار دهى فرمانرواى او خواهى شد». احتیاج پیدا کردن به هر چیزی به تناسب ضرورتش به همان اندازه فرد یا جامعه را اسیر می‌کند بنابراین باید در همه زمینه‌ها استقلال داشته باشیم. نمود استقلال در بحث اقتصاد، مستلزم توجّه به تولید داخلی است. یعنی برای استقلال اقتصادی باید کاری کنیم که در احتیاجات مادّی بتوانیم خودمان در داخل تولید کنیم تا اسیر قدرت‌های بیرونی به خصوص دشمنان اسلام نگردیم!

نتیجه اینکه:
بعد از اینکه از اصل مذاکره هسته‌ای با قدرت‌های دنیا و در رأس آن‌ها آمریکا به طور مستقیم اثر ملموسی عاید مردم مقتدر، مؤمن و مظلوم ایران اسلامی نشد و ایمان همه به سمت راهکار اقتصاد مقاومتی بیشتر و محکم‌تر شد و در سالی که به نام اقدام و عمل در این زمینه مزیّن است، باید تلاشی عملیّاتی و موثّر و نه فقط بر روی کاغذ، برای تقویت تولید داخلی ونیز کاهش تورّم و رفع رکود و بیکاری انجام شود تا جلوه دیگری از برکات انقلاب، این بار در زمینه استقلال و رشد و شکوفایی اقتصادی به جهان عرضه شود و برگ و بار تازه‌ای از درخت تناور انقلاب اسلامی ایران به دست همین مردم انقلابی به دست آید.

پی‌نوشت ها:
[1] ترجمه المیزان، ج‏18، ص 299
[2] نهج البلاغة،  خطبة 114
[3] غررالحكم، چاپ دانشگاه تهران، ج 2/ ص 584



- نظرات (0)

چرامرگ

ضرورت مرگ
در مورد انسان نیز آیات گوناگونی اشاره به محدودیّت زمانی زندگی دنیایی می‌کنند از جمله می‌فرماید:« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُون‏ [اعراف/34] براى هر قوم و جمعیّتى، زمان و سرآمد (معیّنى) است و هنگامى كه سرآمد آن‌ها فرا رسد، نه ساعتى از آن تأخیر مى‏‌كنند، و نه بر آن پیشى مى‌‏گیرند». این آیات به صراحت هر چه تمام از فرصت محدود دنیا می‌گویند.

ضرورت مرگ از نگاه عقل
همچنان‌که می‌دانیم زندگی در این دنیا با محدودیّت‌هایی روبروست و از سویی نیز آمال و آرزوهای انسان بی‌انتهاست لذا حکمت خالق بی‌همتا ایجاب می‌کند برای رساندن مخلوق خود به این آمال و مقاصد، دنیای دیگری بدون محدودیّت قرار داده باشد. حال باید دانست که اجرای عدالت در اغلب موارد به تمام معنا در این دنیا به واسطه محدویّتش ممکن نیست لذا برای رساندن حق به اهل آن و توبیخ ظالم باید همه به مرور وارد یک دنیای دیگر بشوند. واین معنای مرگ است.
توجّه کنیم که زندگی در این دنیا برای همه بالاخره با سختی‌هایی همراه است که بهترین راه درمان آن سختی‌ها مرگ است. لذا امیرالمؤمنین علیه السلام نیز می‌فرمایند:« نِعْمَ الدَّواءُ الأجلُ [2] خوب دارویى است اجل». البتّه منظور در این‌جا مرگی است که خودش انسان را فرا بگیرد نه امثال خودکشی و...!

اهمّیت روح
آن‌چه در مورد انسان اهمّیت دارد حقیقت و باطن اوست. حقیقت انسان همان روح اوست و جسم همچون ابزاری است که در خدمت روح انسان در این دنیا به کارهایی می‌پردازد.  پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید:« مَا خُلِقْتُمْ لِلْفَنَاءِ بَلْ خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ وَ إِنَّمَا تُنْقَلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَى دَار[3] شما براى نابودى آفریده نشده‌‏اید بلكه براى ماندن و باقى بودن بوجود آمده‌‏اید و با مرگ، تغییر مكان می‌دهید و از منزلى به منزل دیگر انتقال مى‌‏یابید». مرگ باعث از بین رفتن جسم می‌شود؛ چون روح از آن جدا می‌شود. اجمالا باید دانست که روح انسان در سه دنیا وارد می‌شود. در این دنیای مادّی اسیر قفس جسم است و در برزخ وارد دنیایی با وسعت بسیار بیشتر می‌شود و اوج گسترش و شکوفایی آن در قیامت است پس با مرگ، روح انسان آزادی بیشتری پیدا می‌کند البتّه به شرطی که با آلودگی در دنیای مادّی این جهان خود را گرفتار و اسیر نکرده باشد.

مرگ و زندگی برای سنجش
قرآن کریم هدف از مرگ و زندگی را نشان دادن برتری انسان‌ها از لحاظ اعمال صالح می‌داند و می‌فرماید:« الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُور[ملک/2] آن كس كه مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید كه كدام یك از شما بهتر عمل مى‏‌كنید، و او شكست‏‌ناپذیر و بخشنده است». "مى‏‌دانیم كه حقیقت مرگ انتقال از جهانى به جهان دیگر است، و این قطعا یك امر وجودى است كه مى‏‌تواند مخلوق باشد و اگر مرگ در اینجا قبل از حیات ذكر شده به خاطر تاثیر عمیقى است كه توجه به مرگ در حسن عمل دارد. گذشته از این‌كه مرگ قبل از زندگى بوده است.منظور از آزمایش خداوند نوعى پرورش است به این معنى كه انسان‌ها را به میدان عمل مى‏‌كشد تا ورزیده و آزموده و پاك و پاكیزه شوند. و لایق قرب خدا گردند".[4] امام صادق علیه السلام در رابطه با آیه فوق و عبارت " أَحْسَنُ عَمَلاً" می‌فرمایند:« لَیْسَ یَعْنِی أَكْثَرَكُمْ عَمَلًا وَ لَكِنْ أَصْوَبَكُمْ عَمَلًا وَ إِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْیَةُ اللَّهِ وَ النِّیَّةُ الصَّادِقَةُ وَ الْخَشْیَةُ ثُمَّ قَالَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ حَتَّى یَخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ وَ الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِی لَا تُرِیدُ أَنْ یَحْمَدَكَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ [5] منظور این نیست كدامیك بیشتر عمل مى‏‌كنید، بلكه منظور این است كدامیك صحیح‌تر عمل مى‏‌كنید، و عمل صحیح آن است كه توأم با خداپرستى و نیت پاك باشد، سپس فرمود: نگهدارى عمل از آلودگى سخت‏‌تر است از خود عمل، و عمل خالص صالح، عملى است كه نمى‏‌خواهى احدى جز خدا تو را به خاطر آن بستاید». از آن‌جا که مرگ نابودی نیست بلکه یک انتقال است پس می‌تواند خلق شود و سؤال در مورد این‌که چرا مرگ قرار داده شده است پاسخ داده می‌شود. انسان برای تکامل، نیاز دارد که از مرحله‌ای به مرحله دیگر و از دنیایی به دنیای دیگر منتقل شود و مرگ چیزی جز این انتقال و جابجایی نیست.

نتیجه این‌که؛ مرگ واقعیّتی حتمی است و دلیل وجود آن انتخاب و پاداش به بهترین‌هاست باید بهترین باشیم در این دنیا!

پی‌نوشت:
[1] دهخدا، ماده "أبوعلی سینا"، ص654
[2] شرح غررالحکم ج6 ، ص160 ، ح9905
[3] بحار الأنوار، ج‏58، ص 78
[4] تفسیر نمونه، ج‏24، ص 316
[5] البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص 435



- نظرات (0)

خوف و رجا، برگ برنده معاد باوران

خوف و رجا،

رحمت واسعه ولی با حساب و کتاب
خداوند در سوره حمد می فرماید: «الرَّحْمنِ‏ الرَّحیمِ؛[حمد/3] خداى رحمتگر مهربان (به رحمت و مهر عام در دنیا براى همه، و خاص در آخرت براى مؤمن)» [1]
چنانکه میدانیم خدا یک رحمت گسترده و عام دارد که  هم کافر و هم مسلمان را پوشش می دهد در این دنیا، ولی یک رحمت ویژه دارد برای اهل  ایمان در آخرت، اهل ایمانی که نسبت به امر و نهی خداوند، توجه داشته اند. «الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ‏ الْمَغْفِرَة؛[نجم/32]آنان كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى كنند مگر آنكه كمى (یعنى گناه صغیره‏اى یا تخیل و وسوسه‏اى به غلبه طبیعت و عادت) از آنها سر زند، كه مغفرت پروردگارت بسیار وسیع است».[2]
کسانی هستند که اهل عبادت پروردگارنبوده و ممکن است گناهانی هم مرتکب شوند (غیبت و دروغ و امثال این)، آنگاه به زعم خود آنها را کوچک جلوه می دهند و سپس نتیجه می گیرند: چون گناه کوچکی است خدا آنرا می بخشد و ....، در حالی که قرآن این پیام را به ما می هد که: اگر اوامر و نواهی خدا را بجا بیاورید (انجام واجبات و ترک محرمات) ، ولی احیانا غفلتی، لغزشی و ... ازشما سر زد؛ آنموقع باید امیدوار به بخشش خدا بود.

باید بین خوف و رجاء بود
امام صادق (علیه السلام) وظیفه یک مسلمان و مخصوصا یک شیعه را اینچنین بیان می کند: «اَرج الله رَجاءَ لایجرّئک عَلی مَعصیتِه و خَف اللهَ خوفاً لا یؤیسُک مِن رَحمته؛[3]به خداوند امیدوار باش، امیدی که تو را بر انجام معصیتش جرات نبخشد و از خداوند بیم داشته باش بیمی که تو را از رحمتش ناامید نگرداند».

طبق این حدیث، باید امیدوار به رحمت و بخشش الهی بود ولی این امیدواری باید او را از گناه و معصیت (انجام ندادن واجبات و انجام محرمات) باز دارد، و بیم و ترس او از خدا به قدری نباشد که از رحمتش ناامید شود.
این حدیث، آب پاکی را روی دست کسانی می ریزد که بر روی بخشش و رحمت الهی در قیامت، بدون توجه به وظیفه ی دینی حساب باز کرده اند.

خوف از خدا، سبب نجات
 امام حسین (علیه السلام)، در باره خوف از خدا می فرماید: «لا یَأمَنُ یَومَ القِیامَةِ إِلا مَن خافَ اللهَ فی الدُّنیا؛[4]قیامت در امان نیست، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد».
بدون شک ترس از خدا جز با انجام واجبات و ترک محرمات حاصل نمی شود.  خدای بزرگ، خطاب به پیامبرش می فرماید: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْكُمُ‏ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ؛[آل عمران/31] بگو (اى پیغمبر): اگر خدا را دوست مى‏دارید مرا پیروى كنید تا خدا شما را دوست دارد و گناه شما را ببخشد، و خدا آمرزنده و مهربان است».
در این آیه اطاعت از خدا را باعث مغفرت می داند و به می فهماند که عمل صالح باعث در امان ماندن از خوف خدا می شود. «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ‏ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛[بقره/288]همانا كسانى كه ایمان آورده و عمل‏هاى شایسته كرده و نماز را به‏پا داشته و زكات پرداخته‏اند، براى آنان در نزد پروردگارشان پاداشى در خور شأن آنهاست، و (در آخرت) نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت».


تفکر و تعقل، راهکاری برای خوف و رجاء
می دانیم که قرآن کریم انسانها را بارها به تفکر دعوت نموده است [7] این تفکر باید در موضوع ما (خوق و رجاء) خود را نشان دهد. اگر انسان رفیقی داشته باشد و برای او هیچ کاری انجام ندهد؛ نباید انتظار قرب و جایگاهی درنزد او داشته باشد. در امور دینی هم باید اینگونه باشد. کما اینکه درروایات از دین به عنوان برادر انسان (از رفیق به انسان نزدیکتر) تعبیر شده است. مولا امیرالمومنین (علیه السلام) به کمیل می فرماید: «یَا كُمَیْلُ، أَخُوكَ دِینُكَ، فَاحْتَطْ لِدِینِكَ‏ بِمَا شِئْتَ؛[8] ای کمیل: دین تو برادر توست تا می توانی نسبت به او جانب احتیاط (مهربانی) را نگه دار»
وقتی که انسان، سعی در راضی نگه داشتن رفیقش ــ بواسطه توجه به کارهای اوــ دارد تا در نزد او جایگاه مطلوبی داشته باشد (رجاء) و ازانجام کاری که باعث دوری از آن جایگاه مطلوب می شود می ترسد (خوف)؛ باید نسبت به دین خود (همچون برادر خود) همین خوف و رجاء را داشته باشد.

سخن آخر
رحمت خداوند وسیع است و همه ی عالم را در بر گرفته، ولی رحمت و بخشایش خاص خدا در آن جهان، تنها شامل مومنان می شود، مومنانی که با انجام عمل صالح، به درگاه خدا تقرب جسته و با خوش بینی بی مورد به بخشندگی خدا، ازانجام تکالیف شرعی سر باز نمی زنند.

پی نوشت ها:
1ــ ترجمه مشکینی ص1
2ــ ترجمه الهی قمشه ای ص527
3ــ جامع الاخبار(شعیری) ص 98
4ــ مناقب (ابن شهر آشوب ) ج 4 ، ص 69
5ــ ترجمه مشکینی ص435
6ــ اصول کافی، ج2، ص 74
7ــ به عنوان نمونه آیات 219 و 266 بقره
8ــ الأمالی (للمفید) / النص / 374


- نظرات (0)

معافیت و مجوز قلابی برای روزه نگرفتن


فقر

معافیت و مجوز قلابی برای روزه نگرفتن

شاید شما هم توی فضای مجازی با بعضی از مجوزهای قلابی برای حرمت شکنی، روزه خواری و روزه نگرفتن افرادی که هیچ منعی برای روزه گرفتن ندارند مواجه شده باشید. بعضی افراد با استدلال های غلط و ناتمام آسمان ریسمون می کنند، یک چیزی رو به چیزی دیگه ربط می دهند، تا اینکه ثابت کنند روزه گرفتن لازم نیست!
یکی از استدلال های این شیادان اینترنتی به این قرار است: «روزه داران هیچگاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد ... زیرا آنان به افطار اطمینان دارند» «گرسنگی کشیدن من و تو کدام گرسنه را سیر می کند؟ دروغ نگفتن و فرو نبردن گرد و خاک غلیظ به حلق، کدام بچه یتیم را لباس می پوشاند؟؟؟ كاش امسال ماه رمضان مردم كشورم بجاى مومن تر شدن "مهربان تر" شوند و بیشتر به نیازمندان كمك كنند، كاش مردم كشورم بدانند، دستانی که کمک می کنند پاک ترند از لبهایی که دعا می کنند...»
در جواب این استدلال های غلط سخن خدای متعال شنیدنی است  که می فرماید: «انْظُرْ كَیْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا یَسْتَطیعُونَ سَبیلا؛ [سوره فرقان، آیه9] ببین چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند، آن گونه كه قدرت پیدا كردن راه را ندارند!».

ابطال مجوز های قلابی و ساختگی برای روزه خواری

نمی توان از کسانی که با عناد و دشمنی به آموزه های اسلامی می نگرند، انتظار داشت که تابع و تسلیم فرامین الهی باشند، از اینرو اگر در این متن پاسخی داده می شود، تنها به جهت روشنگری و دفاع از آموزه های ناب اسلامی است.
آیا واقعاً یک روزه دار واقعی و یک مسلمان متعهد، نسبت به فقرا و نیازمندان احساس مسئولیت و وظیفه ای به خود راه نمی دهند؟! و آیا روزه گرفتن مانع کمک به دیگران می شود؟! آنچه مسلم است این شبهات سست اینترنتی توان رویارویی با آموزه های ناب اسلامی را ندارد.

توجه روزه داران واقعی به فقرا و مستمندان

این آیه شریف و شأن نزول آن، یکی از بهترین اسناد قرآنی است که اثبات می نماید روزه داران واقعی نه تنها فقرا و نیازمندان را فراموش نمی کنند بلکه آنها را بر خود مقدم می دارند. 

خداوند متعال در قرآن کریم الگوی های برتری را از سخاوتمندی و گشاده دستی برای بشریت مثال می زند. با توجه به اینکه خود نیاز به غذا داشتند با این حال غذای مورد نیاز خود را به نیاز مندان هدیه می دهند: «یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخافُونَ یَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطیراً وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى  حُبِّهِ مِسْكیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً [آنها به نذر خود وفا مى كنند، و از روزى كه شرّ و عذابش گسترده است مى ترسند، و غذاى (خود) را با اینكه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسكین» و «یتیم» و «اسیر» مى دهند!  (و مى گویند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام مى كنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهیم!»

شأن نزول آیه:

علامه امینی در کتاب الغدیر در شأن نزول این آیه شریف این چنین نقل می کند: «امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) بیمار شدند. حضرت على ( علیه السلام) و فاطمه زهرا (علیها السلام) براى شفاى آن دو نذر كردند كه سه روز روزه بگیرند. در اولین روز، همین كه خواستند افطار كنند، شخص فقیر و مسكینى در خانه را كوبید و اعلام كرد كه من نیازمندم، آنان نان خود را به او داده و با آب افطار نمودند، روز دوم نیز همین كه خواستند افطار كنند، یتیمى اظهار نیاز كرد، باز غذاى خود را به او عطا كردند و با آب افطار كردند. روز سوم نیز همین كه لحظه افطار رسید، شخصى آمد و گفت من اسیر هستم به من كمك كنید، با اینكه نیاز شدیدى به غذا داشتند باز هم غذا را به او دادند. روز بعد كه با رنگ هاى پریده خدمت پیامبر (صلى الله علیه و آله) رسیدند، بشارت یافتند كه آیاتى در فضیلت آن بزرگواران نازل شده كه آنان غذاى خود را خالصانه و عاشقانه به مسكین و یتیم و اسیر دادند و از همه مهم تر آنكه در دل نیز انتظار پاداش و تشكرى نداشتند، آنها نمى خواستند از اعمال خود سندى براى آینده خود درست كنند، هدف آنان جز رضاى خدا نبود: [1]
این آیه شریف و شأن نزول آن، یکی از بهترین اسناد قرآنی است که اثبات می نماید روزه داران واقعی نه تنها فقرا و نیازمندان را فراموش نمی کنند بلکه آنها را بر خود مقدم می دارند. 
علاوه بر این نمونه خاصی که ذکر شد، در قرآن کریم با آیات فراوانی مواجه هستیم که همگی دلالت بر  وظایف مشخص و سنگین افراد در قبال مستمندان و نیازمندان دارد: «یا َأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ؛ [سوره بقره، آیه 267] ای اهل ایمان ! انفاق کنید از بهترین آنچه اندوخته اید و از آنچه برای شما از زمین می رویانیم». نه تنها خدای متعال همگان را به یاری فقرا ، نیازمندان و ایتام ترغیب می نماید هر گونه سستی و کوتاهی نسبت به آنان را با سخت ترین عذاب ها جواب می دهد. «عَنِ الْمُجْرِمینَ، ما سَلَكَكُمْ فی سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكین؛ [سوره مدثر، آیات44-41] از مجرمان: چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!» مى گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم، و اطعام مستمند نمى كردیم»

علت و فلسفه وجوب روزه، کمک به نیازمندان و فقرا

علاوه بر تأکید فراوان آیات قرآن کریم بر دستگیری و کمک به نیازمندان، آموزه های روایی نیز بر این امر اهتمام خاص داشته، وظایف مومنین را در این خصوص روشن نموده است. برای نمونه در روایات، یکی از علل و فلسفه وجوب روزه در اسلام، توجه به نیازمندان و کمک به ایشان معرفی شده است.
«هشام بن حكم از امام صادق (علیه السّلام) درباره علت روزه گرفتن سوال كرد، آن حضرت فرمود: همانا كه خداى عزّ و جلّ روزه را از آنرو واجب ساخت كه غنى و فقیر بوسیله آن در یك سطح قرار گیرند. و این بدان سبب است كه غنى چنان نبود كه اثر گرسنگى را احساس كند، تا بر فقیر رحم آورد، زیرا غنى هر زمان كه چیزى مى خواست بر آن قادر بود، از این رو خداى عزّ و جلّ اراده كرد تا میان افراد خلقش تساوى برقرار سازد، و رنج گرسنگى و درد را به غنى بچشاند، تا نسبت به  ضعیف رقّت كند، و بر گرسنه رحم آورد» [2]  
در روایت دیگر نیز در  بحار الانوار از امام فلسفه روزه گرفتن سوال شد: «فِی الْجَوَابِ لِیَجِدَ الْغَنِیُّ مَسَّ الْجُوعِ فَیَمُنَ  عَلَى الْفَقِیر؛ [3] در جواب فرمودند: براى آنكه غنى اثر گرسنگى را بیابد، و از این رو دست احسان و انعام بر فقیر بگشاید».
علاوه بر این، توجه و توصیه ارزشمند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) در خطبه شعبانیه حائز اهمیت است؛ چرا که حضرت در آن خطبه ارزشمند وظایف روزه داران را ترسیم می نماید و این وظایف را کمک برای مستمندان بر می شمارد: «واذْکرُوا بِجُوعِکمْ وَ عَطَشِکمْ فِیهِ جُوعَ یوْمِ الْقِیامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکمْ وَ مَسَاکینِکمْ؛ [4] و به گرسنگی و تشنگی خود در این ماه، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را یاد کنید و بر فقیران و مسکینان خود صدقه دهید» «وَ مَنْ أَکرَمَ فِیهِ یتِیماً أَکرَمَهُ اللَّهُ یوْمَ یلْقَاهُ؛  [5] و کسی که یتیمی را در این ماه گرامی بدارد، خدا او را در روز قیامت گرامی دارد».

سخن آخر:

هدف از بیان این آیات و روایات بیان این مطلب بود، که آموزه های اسلامی همگان را متوجه مسئولیت و وظیفه خطیر آنان در قبال مستمندان و فقیران متوجه می سازد، از اینرو یک شخص مومن و روزه دار بر اساس این ادله روایی و قرآنی هیچ گاه از خود سلب مسئولیت نمی نمایند و نه تنها در ایام روزه بلکه در طول سال به اندازه توان خود دستگیر این قشر آسیب پذیر اجتماع می باشد.

پی نوشت ها:
[1]. الغدیر، ج 3، ص 111.
[2]. من لا یحضره الفقیه: ج 2، ص73، ح1766.
[3]. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 93، ص369،
[4]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص295.
[5]. همان.


- نظرات (0)