سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

برای برگزیده شدن هیچ وقت دیر نیست

کسانی که از شیطان پیروی می کنند، اولا با این پیروی کردن خود را در زمره افراد گمراه ثبت نام می کنند و ثانیاً سکان زندگی خود را به دست شیطان می دهند:

(إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوینَ : در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، مگر كسانى از گمراهان كه تو را پیروى كنند)(الحجر: 42)

قیامت

از آن روزی که از درگاه خداوند اخراج شد، چون قسم خورده بود که انسان ها را به گمراهی بکشد ،روز به روز خودش را بیشتر مجهز می کرد تا جایی که دیگر به قول معروف همه فن حریف شده بود:

از هر حرفه ای که در دنیا وجود داشت استفاده می کرد تا به نیت پلید و شوم خودش برسد ، بله روز چهاردهم ماه مبارک رمضان در مورد دشمن قسم خورده تمام انسان ها حرف می زنم، دشمنی به نام شیطان که می توان گفت : دشمنی همه فن حریف است  .

از اینترنت گرفته تا ماهواره و روزنامه و مجله و کتاب و رمان و خلاصه هرچیزی که فکرت برسد را در اختیار گرفته است تا همه انسان ها را گمراه کند:

(قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ: گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى‏آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت.)(الحجر: 39)

مسیری انحرافی که با قدم گذاشتن در آن سر از نا کجا آباد در می آورید و معلوم نیست که دیگر بتوانید راه اصلی را پیدا کنید :

(كَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطینُ فِی الْأَرْضِ حَیْرانَ لَهُ أَصْحابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا: مانند كسى كه شیطان ها او را در بیابان از راه به در برده‏اند، و حیران [بر جاى مانده‏] است ، براى او یارانى است كه وى را به سوى هدایت مى‏خوانند كه: به سوى ما بیا)(الأنعام: 71)

شما تا به حال در برابر این دشمن همه فن حریف چکار کرده اید؟ تا حالا به این فکر افتاده اید که همه فن حریف شوید؟ به قول معروف در هر رشته ای سری تو سرا در بیارید و برای خودتان کسی باشید؟

کسانی که از شیطان پیروی می کنند، اولا با این پیروی کردن خود را در زمره افراد گمراه ثبت نام می کنند و ثانیاً سکان زندگی خود را به دست شیطان می دهند: إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوینَ : در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، مگر كسانى از گمراهان كه تو را پیروى كنند

تا حالا به این فکر کردید که اگر می خواهید برای خودتان کسی باشید،باید همه فن حریف باشید وگرنه دشمنان زیادی از جمله شیطان در کمین هستند تا هر لحظه پشتتان رو به خاک بزنند؟

واقعا هم همینطوره، اگر می خواهید موفق باشید و از پسِ مشکلات بر آیید باید همه فن حریف باشید  وگرنه چاره ای جز قبول شکست ندارید .

حال برای اینکه در برابر این دشمن همه فن حریف شما همه فن حریف شوید، راه های مختلفی وجود دارد که یکی از آنها با فرا رسیدن ما ه مبارک رمضان فراهم می شود و شما به راحتی می توانید بر شیطان غلبه کنید چرا که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرموده است:

(إنَّ الشَّیطانَ لَیَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ؛ فَضَیِّقوا مَجارِیَهُ بِالجوعِ؛ شیطان، همچون خون، در وجود آدمى جارى مى‏شود، پس گذرگاه‏هاى او را با گرسنگى، تنگ كنید.) (المحجّة البیضاء: 5/148)

ایمان

آری با روزه گرفتن به راحتی می توانید  همه فن حریف شوید و در نتیجه بر شیطان غلبه کنید و نگذارید او در شما نفوذ کند.

همچنین خداوند در آیات الهی جوانانی را معرفی می کند که اینها اینقدر همه فن حریف هستند که شیطان با آن همه قدرتش در برابر این گروه اظهار عجز می کند . نه اینکه به آنها کاری نداشته باشد، بلکه نمی تواند با آنها کاری داشته باشد و اصلا کاری از دستش بر نمی آید، چون این جوانان خودشان را به جدیدترین امکانات روز که همان ایمان و تقوا و توکل به خداوند متعال باشد مجهز کرده اند و جزء بندگان برگزیده خداوند شده اند و به همین دلیل هرگز ابلیس با آن همه قدرت و امکاناتش نمی تواند آنها را مجذوب زیبایی های ظاهری و امکانات خیالی خود کند  :

(إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ: چرا كه او را بر كسانى كه ایمان آورده‏اند، و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند، تسلطى نیست.)(النحل: 99)

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرموده است: إنَّ الشَّیطانَ لَیَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ؛ فَضَیِّقوا مَجارِیَهُ بِالجوعِ؛شیطان، همچون خون، در وجود آدمى جارى مى‏شود، پس گذرگاه‏هاى او را با گرسنگى، تنگ كنید

جایزه ویژه دیگری که خداوند متعال برای این دسته از افراد در نظر گرفته است این است که از آنها برای همیشه و در سختی ها و راحتی ها ،در مشکلات و خوشبختی ها و خلاصه همه جا و همه زمان حمایت می کند و چه یار و یاوری بهتر از خداوند متعال : 

(إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ وَ كَفى‏ بِرَبِّكَ وَكیلاً: «در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، و حمایتگرى [چون‏] پروردگارت بس است.»)(الإسراء: 65)

اما در مقابل کسانی که از شیطان پیروی می کنند، اولا با این پیروی کردن خود را در زمره افراد گمراه ثبت نام می کنند و ثانیاً سکان زندگی خود را به دست شیطان می دهند:

(إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوینَ: در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، مگر كسانى از گمراهان كه تو را پیروى كنند)(الحجر: 42)

و بدیهی است که زندگی که سکان دارش شیطان باشد جز از فحشاء و منکر در آن خبری نخواهد بود:

إِنَّما یَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون: [او] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‏دهد، و [وامى‏دارد] تا بر خدا، چیزى را كه نمى‏دانید بربندید.(البقرة: 169)

 .



- نظرات (0)

چند ادعیه ی قرآنی با گل واژه ربنا

دعا

«قرآن» کلام نازل و پایین آمده  ی خداوند است و «دعا»، کلام صاعد و بالا رونده  ی او!
حضرت روح الله    قُدِّسَ  سِرُّه    می  فرماید:
«بعضی از مشایخ ما می  فرمودند که «قرآن، قرآن نازل است؛ آمده است به طرف پایین و دعا از پایین به بالا می رود؛ این قرآن صاعد است»؛ یعنی دعا دست انسان را می  گیرد و می  بردش به بالا؛ آن بالایی که من و شما نمی  توانیم بفهمیم؛ آن  ها که اهلش هستند می  فهمند.» (1)
با این حال خود قرآن نازل، در بردارنده  ی قرآن صاعد است؛ یعنی خداوند متعال دعاهای زیادی را در خود قرآن به سوی ما نازل فرموده، تا دست بندگانش را بگیرد و آن  ها را به سوی ملکوت خدا صعود دهد. بعضی از این دعاهای قرآنی  با گل  واژه  ی «ربَّنا» آغاز می  شوند.
در این مقاله، متناسب با حال و هوای رمضانی  مان، چند نمونه از این «ربناهای قرآنی» را گزینش کرده، برایتان بیان می  کنیم.

اولین آیه: ابزاری برای یک مبارزه سخت

«رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبرْاً وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انصُرْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْكَفِرِینَ» (آیه  ی 250، سوره  ی بقره)
پروردگارا، صبر و شكیبایى بر ما فرو ریز و قدم هاى ما را ثابت و استوار بدار و ما را بر گروه كافران پیروز فرما!

پشت سر گذاشتن امتحانات و موفقیّت در آن  ها نباید ما را مغرور نكند؛ برای تداوم موفقیت و پیروزی نیز باید از خداوند استمداد نماییم: «ثَبِّت أَقدامَنا»

این آیه، دعای سپاهیان طالوت را در برابر سپاه جالوت و استمداد آن  ها را از خداوند حکایت می  کند. سپاه طالوت به فرماندهی حضرت داوود علیه  السلام درگیر جهاد اصغر بودند و برای از دست ندادن پایداری و استقامت و برای به دست آوردن پیروزی در این جهاد، از خداوند یاری می  طلبیدند. از آن  جایی که عبادت خدا و مبارزه با نفس ، جهاد اکبر است و صبر و استقامتی فزون  تر از جهاد اصغر می  طلبد، مناسب است که در ماه میهمانی خدا که صبح تا شب و شب تا صبحمان باید به عبادت و تقوا بگذرد، این دعا ورد زبان و ذکر دلمان باشد و دائماً از خدا برای پیروزی در این جهاد یاری بطلبیم.
نقل شده است که روزی حضرت پیامبر صلی  الله  علیه  و آله به جابر بن عبد الله فرمود: «ای جابر، این ماه ماه رمضان است و هرکس روزهای این ماه را روزه بگیرد و قسمتی از شب  هایش را به خواندن ادعیه و اذکار بپردازد و شکم و دامن و زبان خود را از گناه نگاه دارد، با خارج شدن از ماه رمضان، از گناهانش نیز خارج می  شود.»
جابر گفت: چه حدیث زیبایی!
حضرت فرمود: و چه شروط سختی! (2)

نکات:

1. دعا باید همراه با حرکت باشد؛ نه این  که دعا به جای حرکت باشد. در ابتدای آیه می  فرماید: «بَرَزُوا لِجالُوتَ؛ به سوی جالوت حرکت کردند»، سپس می  فرماید: دعا کردند و گفتند: «رَبَّنا أَفْرِغْ...»
2. صبر و پیروزى، ملازم یكدیگرند و به  خواست الهی، صبر همیشه مایه  ی ظفر است: «صَبْراً» -> «اُنصُرنا»
3. در سختی  ها ، انسان به صبرِ بسیار محتاج است. «أَفرِغ» به معناى «نزول فراوان» است. كلمه «صَبْراً» نیز در قالب نكره آمده است كه نشانه  ى صبر بزرگ است.
4. پشت سر گذاشتن امتحانات و موفقیّت در آن  ها نباید ما را مغرور نكند؛ برای تداوم موفقیت و پیروزی نیز باید از خداوند استمداد نماییم: «ثَبِّت أَقدامَنا».
5. وظیفه  ی انسان، حركت و تلاش و دعا و توکل است؛ امّا پیروزى به دست خدا است: «وَ انْصُرْنا»

آیه ی دوم: درخواست رحمت از خداوند

«رَبَّنَا ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَ هَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا» (آیه ی 10، سوره ی کهف)
پروردگارا، از سوى خود رحمتى به ما عطا كن و براى ما رشد و توسعه ای در كارمان فراهم ساز!
این آیه مربوط به اصحاب کهف است که بعد از آن  که از طاغوت و شرک و کفر و گمراهی به غار پناه بردند (اِذ أَوَى الفِتیَةُ إِلَى الكَهفِ)، از خدایشان طلب لطف و رحمت کردند و درخواست کردند که زمینه  ی رشد و تربیت الهی را برایشان فراهم کند.
ما نیز که از گناه و غفلت و روزمرگی به روزه و ماه رمضان پناه برده  ایم، از خدا بخواهیم که به حالمان رحم کند و ما را در مسیر پرفراز و نشیب تربیت و رشد الهی، بالا ببرد و به شکوفایی برساند.
در این آیه نیز بر «دعا همراه با حرکت» به  جای «دعا به جای حرکت» تأکید شده است. چنین نیست که اصحاب کهف بنشینند و دعا کنند و هیچ حرکتی انجام ندهند؛ بلکه همان  طور که دستانشان را به دعا بلند کردند (فقالوا ربنا...)، پاهایشان را نیز به سوی غار حرکت دادند (اوی الفتیة الی الکهف)

آیه  ی سوم: خطر و انحراف در راه است

مهم ترین نکته ی این آیه این است که انسان هرگز نباید خود را از الطاف و عنایات ربانی بی  نیاز بداند و حتی بعد از هدایت و قرار گرفتن در مسیر رشد و سعادت، از گمراهی و انحراف بترسد و دائماً پناه  جوی دستان پرمهر پروردگار باشد

«رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً  إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ» (آیه ی 8، سوره ی آل عمران)
پروردگارا، پس از آن  كه ما را هدایت كردى، دل  هاى ما را به باطل مایل مگردان و از سوى خود ما را رحمتى ببخش! به  راستى كه تو خود بسیار بخشنده اى!
در این دعای زیبا، بعد از این  که به نعمت هدایت رسیدیم، از خدا می  خواهیم که این نعمت را از ما نگیرد و ما را از خطر گمراهی و انحراف از راه هدایت حفظ کند.
حال که به میهمانی خدا راه یافته  ایم و توفیق نماز و روزه و مناجات و تقوا نصیبمان شده است، از خدا بخواهیم که ما را در این راه یاری کند و این توفیق  های زیبا را از ما نگیرد و این مهمانی آغازی باشد برای محرم شدن همیشگی  مان در انجمن مومنان و کرّوبیان!
مهم ترین نکته ی این آیه این است که انسان هرگز نباید خود را از الطاف و عنایات ربانی بی  نیاز بداند و حتی بعد از هدایت و قرار گرفتن در مسیر رشد و سعادت، از گمراهی و انحراف بترسد و دائماً پناه  جوی دستان پرمهر پروردگار باشد.

آیه آخر: مقدمه ای برای رسیدن به مغفرت و رحمت الهی

«رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمنَا وَ أَنتَ خَیرُ الرَّاحِمِینَ» (آیه  ی 109، سوره  ی مومنون)
پروردگارا، ایمان آوردیم؛ پس ما را ببخش و بر ما رحم كن که تو بهترین رحم كنندگانى!
خدای مهربان، ممنونیم از تو که ما را به مهمانی باشکوه رمضانت دعوت کردی و ما را توفیق حضور در این مراسم پرفیض عبادت و تقوا و خودسازی عنایت کردی! به تو و دین و آیین محمدی و علوی تو ایمان آورده  ایم و دعوتت را لبیک گفته  ایم؛ حال که آمده  ایم، ما را در باران مغفرتت شست  و شو ده و گرد و غبار و چرک گناه و غفلت را از گوهر جان ما پاک کن و ما را در آغوش رحمت خود جای ده که تو مهربان  ترینی!
خدایا، همان  طور که ایمانمان را با مغفرت و رحمت بی  کرانت پاداش می  دهی؛ گرسنگی و تشنگی و بی  حالی و خویشتن  داری سی روزه  ی رمضانمان را هم با الطاف ربانی  ات در عید فطر پاداش ده و هم  چنین، درد و رنج و سختی  های دنیایمان را با شادی و لذت و سعادت بهشت و رضوانت پاداش ده!
از این آیه به دست می آید که ایمان مقدمه  ی رسیدن به مغفرت و رحمت خداوند است و هرچه ایمانمان بیش  تر باشد، رحمت بیش  تری شامل حالمان می  شود: رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا
 
پی نوشت ها:
1. صحیفه ی امام، ج 13، ص 32
2. فروع کافی، ج 4، ص 87، باب ادب الصائم، ح


- نظرات (0)

چرا جهنمی شدی

چرا جهنمی شدی؟
قابل توجه بی اعتنایان به حقوق فقرا
امام صادق (علیه السلام) در باره کسیکه توانایی دارد ولی از دیگران (فقرا) دستگیری نمی کند؛ مى‏فرماید: «مَلعونٌ مَلعونٌ مَن وَهَبَ اللَّهُ لَهُ مَالًا فَلمْ یَتَصَدَّقْ مِنهُ بِشَى‏ءٍ؛[1]ملعون است، ملعون است كسى كه خدا مالى به او بخشیده و او چیزى از آن را صدقه نداده است».
می دانیم که اسلام برای کمک به مستمندان جامعه تمهیداتی درنظر گرفته است، درصورت عدم توجه و اهمال کاری در این زمینه، عواقب ناگواری در انتظار شخص خواهد بود. رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) بخشش مومن را ــ به نیازمندان ــ همچون سایبانی بر سر مومن می داندکه او را از عذاب قیامت حفظ می کند: «أرضُ القِیامَةِ نارٌ مَا خَلَا ظِلَّ المُؤمِنِ: فَإنَّ صَدَقَتَهُ تُظِلُّهُ؛[2]‏زمین قیامت یك پارچه آتش است، مگر سایبان مؤمن، زیرا صدقه‏ى مؤمن او را در سایه‏ى خود مى‏پوشاند».

توجه نداشتن به فقرا، عامل جهنمی شدن
در سوره مدثر، سبب افتادن اهل جهنم در جهنم را چند عامل می داند، دو عامل از آنها عبارتند از: بپا نداشتن نماز و دیگری کمک نکردن به مستمندان، «مَا سَلَكَكمُ‏ فىِ سَقَرَ ـــــ قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ ـــــــ وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ؛[مدثر/42و 43و44]چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!» مى‏گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم، ومستمندان را اطعام نمى‏كردیم».
کسانی که در آخرت بواسطه عدم اطعام فقرا گرفتار عذاب می شوند؛ غالبا اینچنین زبان حالی دارند: «وَ إِذا قیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذینَ كَفَرُوا لِلَّذینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ‏ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ فی‏ ضَلالٍ مُبینٍ؛[آل یاسین/47]و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى كرده انفاق كنید!»، كافران به مؤمنان مى‏گویند: «آیا ما كسى را اطعام كنیم كه اگر خدا مى‏خواست او را اطعام مى‏كرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهى آشكارید»! [3]
انسان موجودیست که به محض دارا شدن و توانمند شدن طغیان نموده [4] و در برابر خدا موضع می گیرد و چه بسا عذابهای قیامت در مورد کمک نکردن به فقرا را مورد تخریب قرار دهد. قارون زمام موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) اینچنین بود.

قارون و عدم توجه به فقرا
قارون، ثروتمندی بود و کمک به دیگران و فقیران نمی کرد. به او گفته شد: «وَ ابْتَغِ فِیمَا ءَاتَئكَ اللَّهُ الدَّارَ الاَخِرَةَ وَ لَا تَنسَ نَصِیبَكَ مِنَ الدُّنْیَا وَ أَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْكَ وَ لَا تَبْغِ الْفَسَادَ فىِ الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یحُبُّ الْمُفْسِدِینَ،[قصص/77] و در آنچه خداوند به تو داده خانه آخرت را بطلب، و سهم خود را از (عمر و مال) دنیا فراموش مكن (و تحصیل آخرت كن) و (به دیگران) نیكى كن همان‏گونه كه خدا به تو نیكى كرده، و در روى زمین در جستجوى فساد مباش، زیرا خداوند فسادانگیزان را دوست ندارد». [5]
اما او جواب سربالایی به این درخواست  ارائه نمود و چنانکه می دانیم با همه گنجش در زمین فرو رفت و عبرتی شد برای کسانیکه به مستمندان و فقرا کمک نمی کنند. «وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْاْ مَكاَنَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْكَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَیْكَأَنَّهُ لَا یُفْلِحُ الْكَافِرُونَ؛[قصص/82]و كسانى كه دیروز آرزوى جایگاه (مالى و مقامى) او را مى‏كردند چنان شدند كه مى‏گفتند: اى واى، گویى خداست كه روزى را براى هر كس از بندگانش كه بخواهد گسترش مى‏دهد و تنگ مى‏گیرد! اگر نه این بود كه خدا بر ما منت نهاد (و ما را مثل قارون نكرد) ما را نیز به زمین فرو مى‏برد. اى واى، گویى كافران رستگار نمى‏شوند! [6]
عذاب قارون ـــ که از انفاق مال خود به فقیران سرباز می زد ـــــ در این دنیا این شد که با همه گنج و ابهت ظاهریش در زمین فرو رود. در آن دنیا هم عذابی همیشگی در انتظار اوست.

راهکاری برای کمک به فقیران
در آیه 77 قصص به نکته ای اشاره شده است که انسان را در مسیر انفاق به دیگران کمک می کند. آیه می گوید: به قارون گفته شد همچنانکه خدا به تو احسان نموده، تو هم به دیگران احسان کن (وَ أَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْكَ)، کسی که ایمان درست و حسابی به خدا داشته باشد، هر چه را برای خودش میخواهد برای دیگری هم آن را می خواهد، از اینرو اگر خداوند به او احسانی نموده، به دیگران (مخصوصا فقیران) احسان می کند، وگرنه از عذاب آخرت ایمن نیست:امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید: «ما مِنْ مُؤمنٍ یَخذُلُ أخاهُ و هُو یَقْدِرُ علی نُصرتِهِ إلاّ خَذَلَهُ اللهُ فی الدّنیا و الآخِرَةِ؛[7]هرگاه مؤمنی بتواند برادر خود را یاری رساند اما كمكش نكند، خداوند در دنیا و آخرت او را تنها گذارد».
این حدیث حال و روز کسانی را بیان می کند که همچون قارون ــ که می توانست به فقیران کمک کند و این کار را انجام نداد ــ به دیگران و مستمندان توجه ندارند، و هم در این دنیا گرفتار می شوند (بی برکتی مال، خرج کردن مال درراه گناهان و ...) و هم در آخرت که عذابش همیشگی و دردناک است.

سخن آخر
اطعام نکردن به فقیران، یکی از عوامل افتادن بعضی انسانها به جهنم است. قارون کسی بود که بر اثر غرو ناشی از مال دنیا و کمک نکردن به دیگران (فقیران)، عاقبت ناگواری پیدا کرد.

پی نوشتها:
1- وسائل الشیعه: 16/ 280، باب 41، حدیث 21555؛ بحار الانوار: 93/ 133، باب 14، حدیث 67
2ــ (13)- كافى: 4/ 3، باب فضل الصدقة، حدیث 6؛ ثواب الاعمال: 140؛ بحار الانوار: 7/ 291، باب 15،
3ــ ترجمه مکارم، ص443
4ــ آیات 6 و 7 سوره علق
5ــ ترجمه مشکینی ص364
6ــ همان ص395
7ــ بحار الانوار، ج 74، ص 311
- نظرات (0)

همگانی ترین استغفار

استغفار

بیماری را باید قبل از اینکه کار از کار بگذرد و درمانش سخت و یا ناممکن شود مداوا نمود. هر درد و مرضی نیز ، علاج و درمانی داشته و هر دارویی هم، خاصیت خودش را دارد.

بیماری هر چه خطرناک ‌تر و عوارض آن بیشتر و کشنده ‌تر باشد، دارو و درمانش نیز ارزشمندتر می‌گردد.
یکی از بدترین دردها و بیماری ها گناه است که هم بسیار خطرناک و متعفن است و هم، عوارضش بسیار زیاد و هلاک کننده است.

دردِ گناه، چراغ عقل را کم سو و رفته رفته خاموش می‌کند تا جایی که صاحبش کوردل شود و راه را از چاه تشخیص ندهد و نتواند مسیرش را از جاده هلاکت به سوی بزرگراه سرسبز زندگی تغییر دهد.

مرض گناه چون با فطرت پاک انسان همخوانی ندارد، باعث می‌ شود که بیماران این دردِ وحشتناک، روز به روز حالشان وخیم‌ تر شده و در تضاد میان زلالی فطرت و لجنزار متعفن گناه، سلامت روحی و روانی خود را نیز از دست دهند.

البته این تنها آثار سوء دنیایی این بیماری است. این درد گریبانگیر هرکس شود، رهایش نمی‌ کند و آخرتش را هم خراب نموده و او را گرفتار عذاب‌ ها و سختی ‌های طاقت ‌فرسای  آخرت می‌ کند. گرفتاری ‌های آن دنیا هم که با سختی ‌های این دنیا اصلاً قابل قیاس نیستند و به مراتب سخت‌ تر و سنگین ‌تر است. 

برای همین باید از این درد به خدا پناه بُرد و برای درمان آن عجله نمود و بهترین دارو و درمان را برای آن به کار گرفت. نسخه علاج این درد را نیز طبیب دل‌ ها، پیامبر رحمت صلّی‌الله ‌علیه‌ و آله برای بشریت پیچیده و فرمودند:

لِكُلِّ دَاءٍ دَوَاءٌ وَ دَوَاءُ الذُّنُوبِ الِاسْتِغْفَارُ؛  هر مرضی، دارویی دارد و داروی گناهان، استغفار و طلب عفو از پیشگاه ذات پاک الهی است. (وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج16، ص68)
استغفار و طلب آمرزش، ابر رحمتی است که بر سر هر کس ببارد هم گناهانش را پاک نموده و هم نشاط و سر زندگی را برای او به ارمغان می ‌آورد، از این رو همه به آن نیازمندند.

هر مرضی، دارویی دارد و داروی گناهان، استغفار و طلب عفو از پیشگاه ذات پاک الهی است

استغفار دارویی است که هم آثار مخرب گناه را در زندگی دنیایی انسان از بین می ‌برد و هم عواقب و عوارض اُخروی آن را نابود می‌ سازد.
حال که اینگونه است باید از دیگران هم طلب یاری نمود. باید کاری کرد که دیگران هم برای انسان طلب آمرزش نمایند. چرا که طلب استغفار دیگران، به هدف اجابت نزدیک تر و در نتیجه امید به عفو و بخشش نیز بیشتر می‌ گردد.

اما چگونه می ‌توان طلب آمرزش دیگران را به سوی خود جلب نمود؟ برای این کار راه‌ های زیادی به ذهن می ‌رسد. اما پیامبر اکرم صلّی ‌الله ‌علیه‌ و آله راهی فراگیر و همگانی را بیان نموده و فرمود:
برای معلم قرآن تمام موجودات حتی ماهیان دریا، طلب آمرزش می کند. (مستدرک الوسائل، ج 1، ص 288)

چنانچه در قرآن کریم در آیه 164 سوره مبارکه «آل‌ عمران» آمده است که : به یقین خدا بر مومنان منت نهاد [که] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند»، که این آیه مبین مقام معلم قرآن است.
خداوند متعال در آیه دوم سوره مبارکه «جمعه» می‌فرماید که: اوست آن کس که در میان بی‌سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد و [آنان] قطعا پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند».

این آیه نیز می‌گوید که از جمله مهم‌ترین وظایف پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) تعلیم قرآن بوده است.

با استناد به این دو آیه می ‌توان ارزش و جایگاه معلم قرآن را متوجه شد.

استغفار

آموزش و یاد دادن قرآن کریم، آنقدر فضیلت و ارزش دارد که تمام موجودات عالم برای انسان طلب استغفار می‌کنند. نه تنها انسان ‌ها که حتی ماهیان دریا نیز به معلم قرآن عشق ورزیده و برای او از خداوند مهربان طلب رحمت و مغفرت می ‌نمایند.

در روز قیامت، در میان صف اولین و آخرین، معلم قرآن در صف اولین است، یعنى با ارزش‏ ترین انسان ‏هاى امت، كسى است كه عنوان معلمى دارد.

وقت زیادى لازم ندارد، جلسه قرآن نیز زیاد است. قرآن را یاد بگیریم چون یادگرفتن قرآن آسان است. آسان بودن فرا گرفتن قرآن نیز از جانب خدا قرار داده شده است:

من قرآن را آسان قرار دادم تا با چند جلسه آن را بتوانید یاد بگیرید.(قمر (54): 17)

امیرالمومنین علیه السلام مى‏ فرماید: از زمانى كه قرآن نازل گردید پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله براى ما مرتب جلسه مى ‏گذاشت و آیه ‏ها را به ما یاد مى ‏داد، معنى آنها را مى ‏فرمود و از ما مى ‏خواست كه عمل كنیم.

وقتی كه معلم قرآن از دنیا برود، تمام برزخ و قیامتش غرق در نور است. به قدرى معلم قرآن ارزش دارد كه امیرالمومنین علیه السلام مى ‏فرماید:

اهل قرآن، (معلم، دانش‏ آموز كلاس قرآن و عمل كننده قرآن)، اهل خدا و عبد ویژه خدا هستند. (غرر الحكم: 111، حكمت 1987)

این فرصتى است كه ما مى ‏توانیم از حرف زدن، بیان و گفتار، مقدارى را خرج كتاب خدا كنیم،

حال که معلم کلام خدا بودن اینقدر ارزشمند است، باید فرصت را غنیمت شمرد و از این موقعیت بیشترین استفاده را نمود.

معلمی که تنها به شغل و عنوان نیست، هرکسی می ‌تواند معلم قرآن شود و از این استغفار همگانی بهره ببرد.

کلام را با داستانی از اسلام در باب اهمیت معلم قرآن به پایان می بریم:

عبد الرحمن سُلـّمی در مدینه معلم قرآن بود و به کودکان قرآن می ‌آموخت. امام حسین (علیه السلام) یکی از فرزندان خویش را پیش او فرستاد تا قرآن بیاموزد.(یقیناً این فرزند، امام سجاد (علیه السلام) نبوده است، چرا که امامان احتیاجی به معلم بشری ندارند.)

امیرالمومنین علیه السلام مى‏ فرماید:

از زمانى كه قرآن نازل گردید پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله براى ما مرتب جلسه مى ‏گذاشت و آیه ‏ها را به ما یاد مى ‏داد، معنى آنها را مى ‏فرمود و از ما مى ‏خواست كه عمل كنیم.

معلم، قرائت سوره حمد را به کودک آموخت. هنگامی که کودک به نزد سیدالشهدا (علیه السلام) آمد و سوره حمد را که آموخته بود، برای پدر قرائت نمود، امام (علیه السلام) معلم را احضار کرد و دستور داد تا در حضور جمعیت، هزار دینار (سکه طلا) و هزار حُـلـّه (پارچه گرانبها) به عنوان جایزه به او دادند. اما امام حسین (علیه السلام) به این دو جایزه کلان اکتفا نکرد و آنگونه که نقل گردیده است، دستور داد تا دهان معلم را پر از درّ و جواهر کردند.

بدین سان سید الشهدا (علیه السلام) خواست تا به مردم بیاموزد این دهان و زبانی که تعلیم قرآن نموده است، سزاوار آن است که پر از در و جواهر گردد. 

به هر حال، این سه رقم جایزه گرانبهای امام حسین (علیه السلام) به معلم قرآن برای تعلیم یک سوره حمد، در مدینه مورد توجه همگان قرار گرفت. مردم تعجب کنان می‌پرسیدند: آیا تعلیم یک سوره حمد، این همه جایزه دارد؟

امام حسین (علیه السلام) در پاسخ این ابهام، کلامی فرموده است که اهمیت و ارزش آن برای معلمین قرآن از آن سه جایزه به مراتب بیشتر است.

امام (علیه السلام) فرمود: "این چیزی که من به او دادم کجا و آن چیزی که او به طفل من عطا کرده کجا؟"

آن حضرت از کار معلم تعبیر به "عطا" فرموده و بخشش خویش را در کنار آن عطا، مساله غیر قابل ارزشی به حساب آورده است. (برگرفته از جزوه : "حسین راهنمای بشر، حق پرستان را پدر"، تألیف: آیت الله سید محمد ضیاء آبادی)

بیانات کتاب مرگ و فرصت ها، نوشته حجت الاسلام انصاریان، ص: 231

جزوه : "حسین راهنمای بشر، حق پرستان را پدر"، تألیف: آیت الله سید محمد ضیاء آبادی


- نظرات (0)

با در بسته مواجه می شویم

در بسته

گاه مى ‏شود درهاى زندگى به رویمان به كلى بسته مى ‏شود و دست به هر كارى می زنیم با درهاى بسته رو به رو مى ‏گردیم، از هر جا که حرکت می کنیم، بسته و بسته است.


سبب بسته بودن درها چه کسی است خودمان یا خداوند؟

آری گاهی خداوند برای امتحان بندگانش سختی قرار داده است اما برخی از سختی ها را خود به زندگیمان راه می دهیم، علت آن چیست؟

مدت ها به دنبال این علت می گشتم تا به آیه ای برخوردم: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى» ( طه/124)  و هر كس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگىِ تنگ [و سختى‏] خواهد داشت، و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى ‏كنیم.»
«یاد خدا» عجیب است؛ چیزی که هم دنیا را در پی دارد و هم آخرت، اگر نداشته باشیم زندگی در دنیا سخت خواهد بود.با کلمه «یاد خدا» به یاد آیاتی می افتم که بارها شنیده ایم: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» آری با یاد خدا دل ها آرام می شود. در واقع یاد خدا مایه آرامش جان، تقوا و شهامت است و فراموشی آن مایه اضطراب و ترس و نگرانی.

 

علت فراموشی یاد خدا

از مهمترین علت های فراموشی خداوند، خود فراموشی است. به قول حافظ آنچه باعث می شود انسان از ذکر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.     

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست                         تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
یعنی انسانی که خودش را معیار همه چیز قرار داده و همه را برای خودش می‌ خواهد. به همین جهت از حضور خدای متعال، غافل می‌گردد. برای رهایی از این مانع باید به درمان خود بینی بپردازیم تا بتوانیم خدای خود را بیاد داشته باشیم .

از مهمترین علت های فراموشی خداوند، خود فراموشی است. به قول حافظ آنچه باعث می شود انسان از ذکر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.     

معنای حقیقی اعراض از خدا در روایات

در روایات اسلامى مى‏ خوانیم كه از امام صادق علیه السلام پرسیدند منظور از آیه مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْكاً چیست؟

فرمود: اعراض از ولایت امیر مومنان علیه السلام است. (تفسیر نور الثقلین، ج3، ص 405)
آرى آن كس كه الگوى خود را از زندگى على علیه السلام بگیرد، همان ابر مردى كه تمام دنیا در نظرش از یك برگ درخت كم ارزش تر بود آن چنان به خدا دل ببندد كه جهان در نظرش كوچك گردد، او هر كس باشد، زندگى گشاده و وسیعى خواهد داشت، اما آنها كه این الگوها را فراموش كنند، در هر شرایط گرفتار معیشت ضنك هستند.

 

مصادیق اعراض از خداوند

یاد خداوند متعال فقط ذکر زبانی نیست، آنچه مهم است این که ایمان در مرحله عمل هم خود را نشان دهد و به اظهار لفظی بسنده نکند چرا که اگر انسان فقط به ذکر لفظی اکتفا کند، به پیامد های ناشی از اعراض یاد خدا، مبتلا خواهد گردید.

از جمله مصادیق عملی می توان اسراف را یاد کرد؛ به این معنا که نعمت هاى خداداد مانند چشم و گوش و عقل را در مسیر هاى غلط به كار انداختند و اسراف چیزى جز این نیست كه انسان نعمت را بیهوده بر باد دهد. (تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 332)
اگر من با زبان خود دروغ، غیبت، تهمت و...همه را انجام دهم به گونه ای از آن چه خداوند به من اعطا نموده در جهت ناپسند استفاده نموده ام که این خود نمونه از اعراض از یاد خداوند است.

اگر خداوند به من قدرت جسمی و یا مالی اعطا نموده و من به واسطه این ها به دیگری ظلم کنم، باز این هم نمونه ای از اعراض خداوند است.
با توجه به روایات، مهم این است که در مسیر ائمه علیهم السلام حرکت کنیم و آن ها را به عنوان الگو قرار دهیم و ببینیم آن ها در عمل و رفتار خود چگونه خدا را یاد می کنند.

اگر بخواهیم ائمه علیهم السلام را الگو قرار دهیم زندگیمان باید شبیه آنان گردد؛ باید از ظلم، دروغ، غیبت، خیانت در امانت و... همه به دور باشیم که این ها همه مصادیقی از اعراض خداوند است.

«به درستی که فراموشی یاد من، قلب ها را سخت می‌ گرداند» چرا که تنها با یاد خدا دل ها زنده می ‌شود و مرگ دل ها در فراموشی خداست.  

پی آمد های اعراض از ذکر خدا

غفلت از یاد خدا آثار زیانبار و ویرانگری به دنبال دارد که در زیر به برخی از این اثرات سو آن، نگاهی خواهیم انداخت:
1. تنگی معیشت و کوری در قیامت
در آیه 124 سوره طه خداوند بیان می کند اگر از ذکر من رویگردان شوید زندگی را برایتان سخت و روز قیامت شما را کور محشور می کنم و در ادامه خداوند علت نابینایی را بیان می کند: « این به خاطر آن است كه آیات ما به سراغ تو آمد همه را بدست فراموشى سپردى و از مشاهده آن چشم پوشیدى و تو امروز به دست فراموشى سپرده خواهى شد" (قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَكَذَلِكَ الْیَوْمَ تُنسَى) (126، طه) (تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 327)
2. همنشینی با شیطان
 وَمَن یَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ «و هر كس از یاد [خداى‏] رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مى‏گماریم تا براى وى دمسازى باشد. » (زخرف/ 36)

3. قساوت قلب
کسی که به هر دلیلی از ذکر و یاد خدا، دوری می ‌کند همچنانکه یکی از فواید ذکر خدا، بصرت دل و نورانیتش می ‌باشد در مقابل با دوری از یاد خدا، به قساوت قلب مبتلا می ‌گردد، چنانکه به حضرت موسی علیه السلام وحی گردید که ای موسی «به درستی که فراموشی یاد من، قلب ها را سخت می‌ گرداند» چرا که تنها با یاد خدا دل ها زنده می ‌شود و مرگ دل ها در فراموشی خداست.   


- نظرات (0)

نسخه ای برای رهایی از استرس ها و نگرانی ها

رسیدن به آرامش

حرف های زیادی از بهترین روان شناسان غرب و شرق در رابطه با رسیدن به آرامش، رهایی از نگرانی ها و ...شنیده و خوانده ایم اما باید این نکته را نیز توجه داشته باشیم، آن چه روان شناسان در بسیاری از گفته ها و کتاب های خود مطرح می کنند، بیشتر به جنبه های علل و اسباب مادی تکیه دارند و از هدف آفرینش و آفرینندۀ آن غافل هستند و این امر باعث شده که روان شناسی، علی رغم پیشرفت آن چنانی خود، هنوز در حل مشکلات جدی بشر ناتوان باشد. لذا در سال های اخیر شاهد این هستیم که برخی از آنها به سوی درمان با معنویت و خدا روی آورده اند.
اما غافل از این که بهترین تعالیم روان شناسی را دین مبین اسلام سال ها قبل به صورت درست و واقعی بیان نموده است.

در حدیثی به نقل از حذیفه منقول است که: «کان رسول الله (صلی الله و علیه و آله) اذا حزبه أمر فزع إلی الصلا  »
حضرت فرمود هر گاه امری بر پیامبر (صلی الله و علیه و آله) سخت می آمد به نماز می ایستاد

امروزه نیز برخی از دانشمندان و روان شناسان به این عقیده رسیده اند که کسی که واقعا معتقد به مذهب است هرگز گرفتار امراض عصبی نخواهد شد [رویکردی انتقادی به خواستگاه دین از نگاه فروید، غلام حسین توکلی] و خود از مبلّغان معنویت گشته اند. اما باید توجه داشت که آنها ما را از آن جهت به دینداری تشویق نمی کنند که به خدا ایمان آورده، موحد شویم و به حساب و کتاب آخرت اعتقاد پیدا کنیم و از آتش جهنم آن دنیا رهائی یابیم، بلکه برای نجات از آتش جهنم این دنیا (یعنی جهنم بیماری های روان تنی مثل زخم معده و اختلال های عصبی و روانی و جنون) است که گرویدن به معنویت را سفارش می نمایند.
ویلیام جیمز، پدر روان شناسی علمی، در نامه ای به یکی از دوستانش نوشته که: «هر چه بیشتر از سال های عمرم می گذرد کمترمی توانم بدون اعتقاد به معنا و دین زندگی کنم». وی در جائی دیگر چنین می نویسد: «ایمان یکی از نیروهائی است که بشر به مدد آن زندگی می کند و فقدان کامل آن در حکم سقوط بشر است.» [آئین زندگی، دیل کارنگی]

چرا ایمان به دین تا این درجه آرامش و خونسردی و شکیبائی به ما می بخشد؟

راه  کارهایی برای کنار آمدن با استرس

همیشه پیشگیری بهتر از درمان است؛ بهترین راه پیشگیری که قرآن بیان می کند، تغییر در نگرش  و رویت انسان به هستی و خود است. وقتی انسان نگرشی صحیح در این حوزه ها داشته باشد، به طور طبیعی هیچ عاملی نمی تواند او را دچار اندوه و اضطراب کند.

راه  های کنار  آمدن با استرس به شما کمک می  کند تا احساس بهتر و شفاف  تری نسبت به خودتان و اطراف تان داشته باشید. مخصوصا زمانی که شغل پر استرسی دارید و فشارهای دو چندانی در زندگی تحمل می  کنید. پایین آمدن سطح استرس  می  تواند به پایین   آوردن میزان فشار خون و قند خون شما نیز کمک کند و اتفاقا راه کنار آمدن با آن چندان سخت نیست. فقط کافی است زمانی که ذهنتان دچار استرس می شود (و البته چه بهتر و شایسته اینکه همیشه)، این نکات را به خاطر بیاورید...

خدا را بسیار یاد كنید

یکی از راه های درمان سریع و اورژانسی اندوه و اضطراب این است که دل فارغ و تهی شده را به سرعت با یاد و ذکر الهی پر کنیم؛ زیرا وقتی چیزی از ما گرفته می شود، به همان میزان یک منطقه فراغ و خالی در دل ما ایجاد می شود، که می بایست آن را پر کرد.
از نظر قرآن بهترین چیزی که می تواند به سرعت آن منطقه فراغ و خالی را پر کند، یاد خدا و ذکر الهی است که آرامش بخش است.
خداوند در آیه 10 سوره قصص می فرماید که دل مادر موسی (علیه السلام) فارغ و تهی شد و همین مساله موجب تلاطم روحی و روانی اش شده به گونه ای که اگر خداوند نبود ممکن بود که مساله مادر شدن را افشا کند و اسرار را هویدا سازد. اما خداوند این کشتی طوفان زده و تهی و فارغ شده از موسی (علیه السلام) را با طناب و لنگر وحی و ذکر محکم و استوار ساخت و اجازه نداد آن اندوهی که بر جانش آمده و اضطرابی که بدان گرفتار شده باقی بماند بلکه آن را بر طرف کرد.
بنابر این یکی از مهم ترین قواعدی که می تواند آدمی را بر اضطراب ها و استرس های زندگی فائق آورد و بر آن پیروز کند؛ بله درسته! یاد خدا را عامل آرامش روانی است: "ألَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبِ؛ با یاد خدا دل   ها آرامش می   یابد".[رعد، آیه 28]

درمان اضطراب و استرس بدون دارو

یکی از مهم ترین قواعدی که می تواند آدمی را بر اضطراب ها و استرس های زندگی فائق آورد و بر آن پیروز کند؛ بله درسته! یاد خدا را عامل آرامش روانی  است: "ألَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبِ؛ با یاد خدا دل   ها آرامش می یابد".[رعد، آیه 28]

همیشه پیشگیری بهتر از درمان است؛ بهترین راه پیشگیری که قرآن بیان می کند، تغییر در نگرش و رویت انسان به هستی و خود است. وقتی انسان نگرشی صحیح در این حوزه ها داشته باشد، به طور طبیعی هیچ عاملی نمی تواند او را دچار اندوه و اضطراب کند.
اگر انسان ها بدانند که موجودی فقیر در ذات هستند (فاطر، آیه 15) و هیچ چیز در وجودشان یا بیرون از وجودشان مال آن ها نیست، بلکه خودشان و همه هستی مال خداوند است؛ در این صورت دیگر برای خودشان، هیچ دارایی را فرض نمی کنند که بدان دلبسته و علاقمند شوند و یا از دست دادن آن را امری غیر طبیعی بشمارند و سپس دل نگران شده و یا مضطرب از دست دادن باشند و یا آن که از دست دادن آن موجب اندوه ایشان شود؛ چرا که اینان وجود خودشان و همه دارایی های خودشان را از آن خداوند می دانند و خود را امانت داری بیش نمی دانند که پس از مدتی می بایست آن را به صاحب مال بازگردانند و امانت را ادا نمایند. (فاتحه الکتاب، آیه 3، نساء، آیه 58؛ و آیات دیگر)
اما وقتی انسان خود را مالک جان و چیزهای دیگر بداند و یا به دارایی که در اختیارش به عنوان امانت است، دلبسته و علاقه مند شود، هنگامی که آن امانت گرفته شود، این تعلقات و دلبستگی ها او را همان طور که شاد کرده وقتی از دست می رود اندوهگین می سازد.

نماز نقش مهمی در آرامش دارد

خداوند در قرآن می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ» [بقره/277]
کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردند و نماز برپا داشته و زکات داده اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان برای آنان خواهد بود؛ و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.
در حدیثی به نقل از حذیفه منقول است که: «کان رسول الله (صلی الله و علیه و آله) اذا حزبه أمر فزع إلی الصلاه» حضرت فرمود هرگاه امری بر پیامبر (صلی الله و علیه و آله) سخت می آمد به نماز می ایستاد. [تفسیر قرآن عظیم (ابن کثیر) و ایشان به نقل از طبری ج 1، ص 298]
- نظرات (0)