سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



ثواب نگاه کردن به قرآن

یکى از دستورهایى که پیشوایان دین در باب تلاوت قرآن به ما داده اند، خواندن از روى آن است و روى این مسئله تأکید فراوانى کرده اند. چه بسا علت این تأکید، بهره گرفتن از "نورانیت" قرآن است ، تا مسلمانان از آن بهره بیشترى ببرند و نورانیتش در آنان اثر گذارد.

احادیثى از معصوم علیه السلام رسیده است که : انسان هر وقت مى خواهد قرآن بخواند، از روى خط قرآن تلاوت کند، زیرا قرائت از روى قرآن ثواب بیشترى دارد. از جمله احادیثى که بر این مطلب صراحت دارد، روایت اسحاق بن عمار است که به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: جانم به قربانت ، من قرآن را حفظ کرده ام آیا از حفظ بخوانم یا از روى آن ؟

امام علیه السلام فرمود:

از روى آن بخوان . زیرا که قرائت از روى قرآن ثواب بیشترى دارد. مگر نمى دانى که نگاه کردن به قرآن علاوه بر خواندن آن ، مستقلا عبادت محسوب مى گردد.1

باز امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس قرآن را از روى آن تلاوت کند چشم وى نیز از قرآن بهره بردارى مى نماید و از عذاب او و پدر و مادرش هم کاسته مى شود گرچه با کفر از دنیا رفته باشند.2

رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز در این باره فرمودند:

هیچ چیز بر شیطان سخت تر از آن نیست که انسان قرآن را از روى آن بخواند.

نیز روایت شده که فرمود: سهم چشم هایتان را از عبادت بپردازید. پرسیدند: یا رسول الله ! سهم چشم از عبادت چیست؟ فرمود: نگاه کردن به قرآن و تفکر در آن و پند گرفتن از شگفتى هاى آن است. 3 و نیز چنین فرمود: برترین عبادت امت من تلاوت قرآن با نگاه به آن است. 4

از روایت فوق به دست مى آید که تنها خواندن قرآن ، تلاوت کامل و مطلوب نیست . بلکه علاوه بر خواندن اگر به آیات الهى ، نگاه شود و قرآن در مقابل فرد تلاوت کننده قرار داشته باشد بهتر است . شاید از این احادیث بتوان استفاده کرد که خواندن قرآن از روى آن به تدبر و تفکر نزدیکتر است تا حفظ خواندن .

خواننده قرآن هر وقت نگاره خود را متوجه الفاظ قرآن کند و فکرش را در معانى آیات آن جولان دهد و در علوم و معارف الهى و حیات بخش و پر بهایش تفکر نماید، از این دقت و تفکر، قهرا در خود احساس لذت مى کند و در روح وى سرور و شادمانى و در دلش روشنایى و نورانیت خاصى پیدا مى گردد.

فواید خواندن قرآن از روی آن

تشویق به قرائت از روى قرآن ، داراى علل و اسرار قابل توجهى است از جمله :

خواندن قرآن

اول: قرائت از روى آن باعث تکثیر و ازدیاد نسخه هاى قرآن مى گرد؛ زیرا اگر در قرائت قرآن تنها به نیروى حافظه قناعت و اکتفا شود مسلمانان به نسخه هاى قرآن احساس نیاز نمى کنند و تدریجا متروک و فراموش مى شود. در این صورت نه تنها نسخه هاى قرآن رو به ازدیاد و فزونى نمى رود بلکه کم کم از بین رفته و یا کمیاب خواهد گردید.

دوم: قرائت از روى قرآن آثار و خواصى دارد که در این احادیث به پاره اى از آن ها تصریح شده : از جمله آمده ، که هر کس قرآن را از روى آن بخواند چشم او از نگاه کردن به قرآن لذت مى برد و از آن بهره بردارى مى نماید و نور آن زیاد مى شود. چشم از دردها و بیمارى ها و نابینایى ، سالم و محفوظ مى ماند.

سوم: قرائت از روى آن سبب مى شود که خواننده در قرآن بیشتر دقت کند و از نکات دقیق و لطایفى که در آیات آن به کار رفته ، لذت و بهره بیشترى ببرد زیرا انسان از تماشاى مناظر و دیدنى هاى مورد علاقه اش لذت مى برد و این تماشا در دید و تفکر او حسن تأثیر، سرور و شادمانى مى بخشد. همچنان خواننده قرآن هر وقت نگاره خود را متوجه الفاظ قرآن کند و فکرش را در معانى آیات آن جولان دهد و در علوم و معارف الهى و حیات بخش و پر بهایش تفکر نماید، از این دقت و تفکر، قهرا در خود احساس لذت مى کند و در روح وى سرور و شادمانى و در دلش روشنایى و نورانیت خاصى پیدا مى گردد.

چهارم: باعث تخفیف گناه از والدین تلاوت کننده مى شود.

امام صادق علیه السلام در این رابطه فرمود: کسى که قرآن را از روى آن بخواند خدا دیدگان او را بهره مند مى گرداند و به وسیله آن گناهان پدر و مادرش را تخفیف مى دهد، اگرچه آنان کافر باشند.5

پنجم: رعایت حق قرآن مى شود. قرآن هایى که در منازل ، مساجد و اماکن متبرکه وجود دارد هر کدام حقى به گردن مسلمانان دارند. اداى حقوق آنها، باز کردن ، نگاه کردن در آنها و قرائت است .

1- اصول كافى ، ج 4، كتاب فضیلت قرآن . ص 418، حدیث 5.

2- ثواب الاعمال ، ص 231. اصول كافى ، ج 4، ص 417، حدیث 1 و 4.

3- الجامع الصغیر.

4- آداب المتعلمین ، ص 151.

5- مصباح كفعمى ، ج 2، ص 531.

 

منبع : تأثیر قرآن در جسم و جان مولف: نعمت الله صالحى حاجى آبادى 



- نظرات (0)

ضرورت و اهمیت حفظ قرآن کریم

آثار حفظ قرآن

تبیین فوائد، برکات و آثار حفظ قرآن یکی از اصلی ترین آنهاست. در این چند سطر پیش رو سعی خواهد شد به اختصار به نکاتی در این خصوص اشاره شود:

تکرار در تلاوت آیات باعث حفظ آنها خواهد شد، بنابراین تمامی آثاری که بر تلاوت قرآن مترتب است و در احادیث اهل بیت (علیهم السلام) منعکس شده است برای حفظ قرآن نیز صادق خواهد بود. با دقت نظر بیشتر در احادیث و توجه به حالات و تغییر روحیات حافظان قرآن کریم می توان آثار و برکات متعددی برای حفظ قرآن بر شمرد که از حوصله این سطور خارج است

چه بسا برای حافظ قرآن زمینه ارتکاب گناه یا رسوخ یک برداشت غلط و ناصواب و یا یک فکر انحرافی ایجاد می شود، اما وقتی به خود تذکر می دهد که شخصیتی مطهر و الهی چون قرآن مراقب و همراه اوست، دیدگانش بینا می شود و این روشن بینی باعث جلوگیری از آن انحراف خواهد شد:

«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ (اعراف /201)

البته این سخن بدان معنا نیست که حافظان قرآن معصومند یا کسانی که حافظ قرآن نیستند از طرق دیگر به این مقام نمی رسند، اما به آن معناست که یک حافظ قرآن، به نسبت قبل از ارتباط خود از طریق حفظ با قرآن کریم، در این زمینه پیشرفتی چشمگیر خواهد داشت.

از سوی دیگر ایجاد این انس و ارتباط همراه با علاقه و عشق باعث می شود تا کمال همنشین در طرف مقابل تأثیر گذاشته و به تدریج خصوصیت پسندیده ای در حافظ قرآن پدید آید. بدیهی است دریافت این خصوصیات به میزان ظرفیت و استعداد حافظ قرآن میسر خواهد بود. از مهم ترین این خصوصیات آرامش و طمانینه ای است که در قر آن کریم موج می زند:

الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/ 28)

ذکر خداوند متعال باعث اطمینان است و این ذکر مبارک همان قرآن کریم است:

وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ (انبیاء /50)

آرامش، گمشده انسان امروز است و همگان از طرق گوناگون در پی آنند، اما روشن است که قرآن کریم کوتاه ترین راه و آسان ترین مسیر برای دستیابی به این مهم است.

قرآن

ناگفته پیداست، علاوه بر آثار فوق - همان گونه که ذکر شد- تکرار در تلاوت آیات باعث حفظ آنها خواهد شد، بنابراین تمامی آثاری که بر تلاوت قرآن مترتب است و در احادیث اهل بیت (علیهم السلام) منعکس شده است برای حفظ قرآن نیز صادق خواهد بود. با دقت نظر بیشتر در احادیث و توجه به حالات و تغییر روحیات حافظان قرآن کریم می توان آثار و برکات متعددی برای حفظ قرآن بر شمرد که از حوصله این سطور خارج است.

از دیگر آثار قابل توجه حفظ قرآن همان است که در سخنان مقام معظم رهبری ذکر شده و آن «ایجاد زمینه تدبر و تفکر در آیات قرآن» است به فرموده ایشان برای یک حافظ قرآن که با الفاظ قرآن و مفاهیم آن مانوس است، توجه به نکات ارزشمند و استخراج راهکار برای اصلاح و بهبود زندگی مادی و معنوی و دستیابی به حیات طیبه تسهیل می شود و حافظ قرآن برای جریان دادن ذهن در آیات قرآن از توانمندی خوبی برخوردار است. البته ضروری است برای رسیدن به این سطح در آموزش های حفظ قرآن، در کشور تحولی ایجاد شود و به گونه ای برنامه ریزی صورت پذیرد که این مهم تحقق یابد.

قال علی (علیه السلام): «قرووا القرآن و استظهروه فان الله تعالی لا یعذب قلباً وعی القرآن». قرآن را تلاوت کنید و آن را به خاطر سپارید، زیرا خداوند متعال دلی را که قرآن در خود دارد عذاب نمی کند

آثار حفظ قرآن در روایات

امید است با همدلی تمامی دستگاه های متولی فعالیت های قرآنی و مراکز مردمی و شخصیت های قرآنی موثر و با برنامه ریزی و توکل بر خداوند متعال هر چه زودتر تحقق منویات مقام معظم رهبری را شاهد باشیم. در پایان این بحث به نمونه هایی از احادیث اهل بیت (علیهم السلام) در باب فضیلت و برکات حفظ قرآن کریم اشاره می گردد:

قال رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم):«من اعطاء الله حفظ کتابه فظن ان احدا اعطی افضل مما اعطی فقد غمط افضل النعمه» : هر کس که خداوند حفظ کتابش را به او ببخشد و گمان برد به کسی چیزی بهتر از او داده شده، با فضیلت ترین نعمت را کوچک شمرده است.

قال رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم): «لحامل القران اذا عمل به فاحل حلاله و حرم حرامه شفع فی عشره اهل بینه یوم القیامه کلهم قد وجبت له النار» : حافظ عامل به قرآن که حلال آن را حلال و حرام آن را حرام می شمارد فردای قیامت  در مورد 10 نفر از بستگانش- که همگی آنها اهل آتشند- حق شفاعت دارد.

قال علی (علیه السلام): «قرووا القرآن و استظهروه فان الله تعالی لا یعذب قلباً وعی القرآن» . قرآن را تلاوت کنید و آن را به خاطر سپارید، زیرا خداوند متعال دلی را که قرآن در خود دارد عذاب نمی کند.

قال رسول الله (صل الله علیه واله وسلم):«ان الذی لیس فی جوفه شیء من القرآن کالبیت الخراب» : کسی که در درونش چیزی از قرآن نیست، دلش مانند خانه ویران است.

قال الامام الصادق (علیه السلام): «الحافظ القرآن العامل به مع السفره الکرام البرره»: حافظ قرآن که بدان عمل کند، در آخرت رفیق و همراه فرشتگان و سفیران الهی خواهد بود.

منبع : معاون ارتباطات سازمان دارالقرآن الکریم ؛ محمد مهدی بحرالعلوم



- نظرات (0)

چرا از ما سلب توفیق می شود؟

بعضی مسائل برای ما مخفی است؛ برای مثال شب قدر در چند شب پنهان است و انسان باید در همه این شبها بیدار بماند تا شب قدر واقعی را دریابد یا طاعت مقبول در میان طاعتها مخفی است و مشخص نیست كه خدای سبحان كدام اطاعت را قبول می‏كند، پس انسان نباید هیچ اطاعتی را ترك كند.

عِقاب هم در میان گناهان مخفی است و معلوم نیست كه انسان برای كدام گناه عقاب می‏شود. در بسیاری موارد هم خداوند گناهان را می‏بخشاید. در سوره مائده می‏خوانیم: (وَ یَعْفُوا عَنْ كَثیر).[ مائده (5) ، آیه 15] دعای «یا مَنْ یَقبلُ الیَسیرَ وَ یَعفُو عَنِ الكَثیرِ اقْبَلْ مِنّی الْیَسیرَ وَ اعْفُ عَنّی الكَثیرَ إنّكَ أنتَ العَفُوُّ الغَفُورُ»[ وسایل الشیعه ، ج2 ، ص 462 ، ح 39]، نیز از همین آیه گرفته شده است.

از این رو، گناهان نابخشودنی پنهان است و مشخص نیست كه خدا كدام گناه را نمی‏بخشد، پس انسان باید از همه گناهان دوری كند.

ولی خدا نیز در میان اولیا مستور است و معلوم نیست كه چه كسی در شمار اولیای خدا جای دارد، پس حقّ نداریم كسی را تحقیر كنیم.

 

چه عواملی منجر به سلب توفیقات می شود؟

1. فراموشی خداوند

خداوند می فرماید: «نَسوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنفُسهُمْ »؛ (حشر / 19. ) «خدا را فراموش کردند، و خدا نیز آنها را به خود فراموشی گرفتار کرد.» از یاد بردن خدا، زمینه و عاملِ از دست دادنِ بسیاری از توفیقات الهی است که در پرتو یادِ خدا قابل دست یابی است.

2. تردید داشتن

تردید، نشانهء بی بصیرتی، بی ایمانی و عاملِ بی توفیقی است. خداوند می فرماید: «إِنَّمَا یَستَئْذِنُك الَّذِینَ لا یُۆْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ ارْتَابَت قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فى رَیْبِهِمْ یَترَدَّدُونَ»؛ (توبه / 45. ) «تنها کسانی از تو اجازه (ماندن در مدینه) می گیرند که ایمان به خدا و روز آخرت ندارند و قلبشان در شک و تردید است. لذا آنان در تردید خود سرگردانند

بصیرت افزایی، عاملی تردیدزا و ایمان افزا و توفیق آفرین است.

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «اِنَّ المَعَاصِیَ یَستَولی بِهَا الخِذلَانُ عَلَی صَاحِبِهَا حَتَّی تُوقِعَهُ بِمَا هُوَ اَعظَمُ مِنهَا؛ به وسیله گناهان، خذلان (و سلب توفیق) بر گنهکار مستولی می شود تا جایی که او را در گناهان بزرگ تر می اندازد»

3. معصیت و نافرمانی (فسق: خروج از زی بندگی الهی)

خداوند در قرآن می فرماید: «مَن یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسولَهُ فَقَدْ ضلَّ ضلَلاً مُّبِیناً»؛ (احزاب / 36. ) «هر کس خدا و رسولش را نافرمانی کند، به ضلالتی آشکار گمراه شده است.» گناه و نافرمانی، موجب سلبِ توفیقِ هدایت و باعث گمراهی می گردد.

خداوند ضرب المثلی مطرح می نماید و سپس می فرماید: «یُضِلُّ بِهِ كثِیراً وَ یَهْدِى بِهِ كَثِیراً وَ مَا یُضِلُّ بِهِ إِلا الْفَسِقِینَ»؛ (بقره / 26. ) «خداوند به وسیله آن [ضرب المثل] گروهی را گمراه و گروهی را هدایت می کند، امّا جز فاسقان (نافرمانان) را گمراه نمی سازد.» در این آیه، سرچشمهء اضلال الهی، فسق و خروج از اطاعت و فرمان الهی شمرده شده است. اگر گناه نکنیم، توفیقاتمان سلب نمی شود.

4. کفر (انکار حقایق دینی و تغییر نعمتهای خداوند)

قرآن کریم می فرماید: «وَ اللَّهُ لا یَهْدِى الْقَوْمَ الْكَفِرِینَ»؛ (بقره / 264. ) «خداوند، کافران را هدایت نمی کند.» در این آیه، کفر، زمینه سازِ سلب توفیق و عاملِ گمراهی معرفی شده است.

5. ظلم (خروج از عدالت و حدّ وسط)

قرآن کریم می فرماید: «وَ اللَّهُ لا یهْدِى الْقَوْمَ الظلِمِینَ»؛ (بقره / 258. ) «خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند.» یعنی، ظلم زمینه سازِ سلب توفیق و موجب محرومیّت از هدایتِ الهی می شود.

6. اعمال ناشایست

امام صادق (علیه السلام) دربارهء کلام خدای عزّ وجلّ: «قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَت عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَ كنَّا قَوْماً ضالِّینَ»؛ (مۆمنون / 106. ) «گفتند: پروردگارا شقاوتِ ما بر ما چیره گشت.» فرمود: «بِاَعمَالَهُم شَقَوا» به وسیلهء عملهایشان بدبخت شدند

بنابراین با اعمال شایسته، توفیق سعادت نصیب ما می شود و از ما سلب نمی گردد.

گناه
پیامدها و آثار سلب توفیق

سلب توفیق، پیامدها و آثاری دارد که برخی از آنها را در اینجا می آوریم:

1. خودفراموشی

محرومیّت از توفیق یاد خدا، موجبِ خودفراموشی زیان بار می گردد. قرآن کریم می فرماید: «نَسوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسهُمْ »؛ (حشر / 19. ) «خدا را فراموش کردند، و خدا نیز آنها را به خودفراموشی گرفتار کرد

2. رویگردانی از خداوند

اگر توفیقِ روآوری به خدا از دست رود، دل، از یاد خدا رویگردان می شود. آن چنان که خداوند می فرماید: «فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ »؛ (صف / 5. ) «چون از حق روی گردانیدند، خدا هم دلهای آنان را [از توجّه به حق] گردانید

3. محرومیّت معنوی

گناه، موجب محرومیّت از موفّقیّتهای معنوی می شود. در روایت آمده است که مردی نزد امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) آمد و عرض کرد: مدتی است که از نماز شب محرومم. حضرت فرمود: «گناهان، دست و پایت را بسته اند: «جَاءَ رَجُلٌ اِلَی اَمِیر المُۆمِنِین (علیه السلام)، فَقَالَ یَا اَمِیرَ المُۆمِنِینَ! اِنِّی قَد حُرِمتُ الصَّلَاةَ بِاللَّیلِ ... فَقَالَ لَهُ اَمِیرَالمُۆمِنِین: اَنتَ رَجُلٌ قَیَّدَتکَ ذُنُوبُکَ.» (تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1365، چهارم، ج 2، ص121. )

4. تنگدلی

سلبِ توفیقِ شرح صدر باعثِ تنگدلی و آلودگی به پلیدیهای معنویِ ایمان گریزانه می گردد.

«وَ مَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یجْعَلْ صدْرَهُ ضیِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا یَصعَّدُ فى السمَاءِ كذَلِك یجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْس عَلى الَّذِینَ لا یُۆْمِنُونَ»؛ (انعام / 125.) «و آن کس را که (به خاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد، سینه اش را آن چنان تنگ می گرداند که گویا می خواهد به آسمان بالا برود، این چنین خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی آورند، قرار می دهد

5. کوردلی (وبی بصیرتی)

غرق بودنِ کافران، منافقان و گنهکاران در گناهان باعث می شود که قلبشان به تدریج همچون صخره های سیاه، در دلِ شبهای ظلمانی، سیاه و سیاه تر شود و نیروی درک و تشخیصشان از حقیقت، مختل گردد و بر چشم و گوش و فکر و دلشان پرده بیفتد و به کوردلی مبتلا گردند و نتوانند حقّ و حقیقت را دریابند. «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصرِهِمْ غِشوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ»؛ (بقره / 7.) «خدا بر دلهایشان مهر زده و بر گوش و چشم هایشان پرده ای است و ایشان عذابی عظیم دارند

6. گناه گرایی روزافزون

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «اِنَّ المَعَاصِیَ یَستَولی بِهَا الخِذلَانُ عَلَی صَاحِبِهَا حَتَّی تُوقِعَهُ بِمَا هُوَ اَعظَمُ مِنهَا؛ (مجموعه ورام، ج 2، ص 102. ) به وسیله گناهان، خذلان (و سلب توفیق) بر گنهکار مستولی می شود تا جایی که او را در گناهان بزرگ تر می اندازد

7. شقاوت و بدبختی

همان طور که گفتیم امام صادق(علیه السلام) دربارهء کلام خدای عزّ وجلّ: «قَالُوا رَبُّنَا غَلَبَت عَلَینَا شِقوَتُنَا»؛ «پروردگارا شقاوتِ ما بر ما چیره گشت، فرمود: «بِاَعمَالِهِم شَقَوا؛ (التوحید، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق، ترجمه: محمدعلی سلطانی، ص 553، ح 2.)به وسیلهء عملهایشان بدبخت شدند.» سلب توفیقِ اعمال صالح، موجب ناشایستگی و شقاوت می گردد.

اگر توفیقِ روآوری به خدا از دست رود، دل، از یاد خدا رویگردان می شود. آن چنان که خداوند می فرماید: «فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ »؛ «چون از حق روی گردانیدند، خدا هم دلهای آنان را [از توجّه به حق] گردانید»

پیامدهای بود و نبود توفیق

اگر خداوند به پاسِ نیکی های مۆمنان، بر توفیقاتِ تشویق آمیز خود نسبت به آنان نیفزاید، قادر به ادامهء زندگی مۆمنانه نخواهند شد و چه بسا دلگرمیهای روزافزون تری پیدا نخواهند کرد تا با نشاط و انرژی و امیدِ بیشتری به پیش بروند. از سوی دیگر اگر خدا به کیفرِ گناهِ کافران، منافقان و گنهکاران، از آنان سلبِ توفیق ننماید و آثار وضعی گناهانشان را تا حدودی در این دنیا به آنان نچشاند و در زندگی شان نمایان نسازد، از استمرارِ گناه ابایی نخواهند داشت و بازدارندگیِ لازم را فراروی خود نخواهند دید و به زندگی عاصیانهء خود ادامه خواهند داد؛ امّا وجود پاداش های توفیق افزا برای مۆمنان به خاطر نیکی هایشان، دلگرمی و امید و انرژی لازم را در وجودشان می دمد و به ادامه نیکوکاری سوق می دهد و نیز سلبِ توفیق از گنهکاران در دنیا به خاطر گناهانشان، چه بسا موجبِ تنبّه و بیداری و بازدارندگیشان می شود تا از گمراهی به راه حق برگردند یا زودتر نابود شوند تا دیگران از دستِ آنان در آسایش باشند.

 

نتیجه

وجود ما انسانها و آثار وجودی مان آفریدهء خدا است و قدرت و اختیار ما نیز از ناحیهء خدا است. امّا این را که از قدرت و اختیارمان چگونه استفاده کنیم، خداوند به خودِ ما واگذار کرده است. حال اگر از قدرت و اختیارمان خوب و درست و در راه رضای خدا استفاده کنیم، خداوند پاداشی به ما می دهد و اسباب هدایت و توفیق در این زمینه را فراهم می کند و برکت استمرارِ اسبابِ هدایت و سعادت را عنایت می فرماید. امّا اگر از قدرت و اختیارمان خوب و درست و در راه رضای خدا استفاده نکردیم و بلکه از آن در راه نادرست و گناه و نافرمانی استفاده کردیم، نتیجه وضعی اش این است که مجازات می شویم و بی توفیقی و خذلان نصیبمان می گردد و اسباب و زمینه های موفّقیّت را از دست می دهیم و بلکه زمینهء سقوط و تنزّل بیشترمان می شود.

منابع :

توصیه ها،پرسش ها وپاسخ ها ؛در محضر آیت الله جوادی آملی؛نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها    

ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 143


- نظرات (0)

چه کسانی"انعمت علیهم" هستند؟

در سوره نساء آمده است: " وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا "(و كسانى كه از خدا و فرستاده‏اش اطاعت نمایند آنان (در دنیا و آخرت) همراه كسانى هستند كه خدا بر آنها نعمت بخشیده از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و گواهان اعمال و شایستگان، و آنها نیكو رفیقانى هستند.)(69 نساء)

در این آیه نعمت داده شدگان 4 گروه معرفی می شوند:

1-انبیای الهی(علیهم السلام) که آشنایان با وحى و آگاهان از اخبار غیبى هستند.

2- صدیقین ،یعنى كسانى كه بسیار صادقند و آنچه به زبان می گویند با عملشان مطابق است. اینان دروغ نمی گویند و کاری که حق بودن آن را نمی داند نمی کند.  

3- شهدا ،که برخی می گویند کشته شدگان در راه خدا هستند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد: " كه این كلمه در قرآن كریم به معناى گواهان در اعمال است، و در هیچ جاى قرآن كه از ماده (ش- ه- د) كلمه‏اى به كار رفته به معناى كشته در معركه جنگ نیامده، بلكه مراد از آن افرادى است كه گواه بر اعمال مردمند، و مراد از صالحین كسانى است كه شایستگى نعمت خداى را دارند."(المیزان.ج2.ص651) که البته به گفته قرآن کشته شدگان در راه خدا زنده اند و گواه بر ما هستند و هر دو نظر قابل جمع است.

4- صالحین که كسانى هستند كه شایستگى نعمت خداى را دارند. باید دقت شود در ابتدای آیه آمده کسانی که خدا و پیامبر را اطاعت كند ملحق به " الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم " هستند و از خود آنان نیستند، و در انتهای آیه نیز آمده " و آنها نیكو رفیقانى هستند ." یعنی آن چهار گروهی که ذکر کردیم.

از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که مردى از انصار به حضور رسول اللَّه (صلی الله علیه وآله) آمد، و عرضه داشت: یا رسول اللَّه من تاب جدایى از تو را ندارم . به خانه‏ام مى‏روم همین كه به یاد تو مى‏افتم دیگر دستم به كار نمى‏رود . كارم را هر چه باشد رها مى‏كنم، و به زیارت تو مى‏آیم تا تو را ببینم و آرام بگیرم از بس كه به تو علاقمندم، و فعلاً در این اندیشه‏ام كه در روز قیامت كه تو داخل بهشت شده تا اعلى علیین بالا مى‏روى، من آن روز چه كنم؟ و یا نبى اللَّه آن روز چگونه بر فراق تو صبر كنم.

در جای دیگر از ابن عباس روایت شده كه گفت: در آیه" وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ" منظور از نبیین محمد (صلی الله علیه وآله) و منظور از صدیقین على است، كه اولین فردى بود كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در دعوى نبوت تصدیق كرد، و منظور از شهدا على و جعفر و حمزه و حسن و حسین (علیهم السلام) است

در پاسخ این مرد بود كه آیه شریفه زیر نازل شد: " وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا "، رسول اللَّه (صلی الله علیه وآله) آن مرد را احضار كرده آیه شریفه را برایش خواند، و به همنشینى خود مژده‏اش داد.

در جای دیگر از ابن عباس روایت شده كه گفت: در آیه" وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ "

منظور از نبیین محمد (صلی الله علیه وآله) و منظور از صدیقین على است، كه اولین فردى بود كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در دعوى نبوت تصدیق كرد، و منظور از شهدا على و جعفر و حمزه و حسن و حسین (علیهم السلام) است.

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه فرمودند: مۆمن دو قسم است : یك مۆمن است كه به شرایط خداى تعالى آن شرایطى كه با وى شرط كرده وفا مى‏كند، چنین مۆمنى با نبیین و صدیقین و شهداء صالحین خواهد بود، كه رفقاى خوبى هستند، و از كسانى خواهد بود كه خودش شفاعت دیگران مى‏كند، و كسى شفاعت او را نمى‏كند- چون حاجتى به شفاعت دیگران ندارد - زیرا نه در دنیا دچار دلواپسى‏ها مى‏شود، و نه در آخرت هول و هراس هاى آن تهدیدش مى‏كند.

قسم دوم مۆمنینى هستند كه احیاناً لغزشى مى‏كنند، چنین مۆمنى مانند خامه زراعت است، از هر طرف كه نسیم آن را خم كند خم مى‏شود، چنین كسى هم اهوال دنیا تهدیدش مى‏كند، و هم اهوال آخرت، خودش كسى را شفاعت نمى‏كند، ولى شافعان او را شفاعت مى‏كنند، و سرانجام كار او خیر است.

صدیقین ،یعنى كسانى كه بسیار صادقند وآنچه به زبان می گویند با عملشان مطابق است.اینان دروغ نمی گویند و کاری که حق بودن آن را نمی داند نمی کند

آیه دیگری در سوره مریم در این زمینه است." أُوْلَئِكَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ مِن ذُرِّیَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّیَّةِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِیًّا "(اینان (این انبیاء ده‏گانه و مریم) كسانى هستند از پیامبران كه خداوند به آنها نعمت (نبوت، دین و كتاب آسمانى) عطا كرده، (پیامبرانى) از اولاد آدم، و از (نسل) كسانى (از اولاد نوح) كه آنها را همراه نوح به كشتى نشاندیم (مانند غیر ادریس) و از اولاد ابراهیم و اسرائیل (مانند انبیاء بنى اسرائیل و مریم) و (آنها عبارت‏اند) از كسانى كه آنها را هدایت كردیم و برگزیدیم، هنگامى كه آیات خداى رحمان (آیات كتاب‏هاى آسمانى یا نشانه‏هاى توحید و عظمت او) بر آنها خوانده مى‏شد گریان و سجده‏كنان بر رو درمى‏افتادند.)(58 مریم)

"اولئك" در ابتدای آیه اشاره به نامبردگان در آیات قبل است، یعنى به زكریا، یحیى، مریم، عیسى، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، موسى، هارون، اسماعیل و ادریس(علیهم السلام).

باید به این نکته توجه کرد که " من" در جمله "مِنَ النَّبِیِّینَ" تبعیضى است، و عدیل آن در جمله " وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا " است و بیانیه نیست. زیرا برخی از کسانی که "اولئك" به آنها اشاره می کند مانند مریم از انبیاء نبودند.

و اینکه بطور خاص عده ای را نام برده چون این افراد از نعمت سعادت و نبوت بر بشریت برخوردار بودند و به صورت خاص آنان را یاد می کند.

 


- نظرات (0)

آثار دنیوی و اخروی گوش دادن به قرآن

بهترین فرمولی که شاید در دهه ی اخیر به طور علمی و تجربی برای همگان با انجام یکسری آزمایشات، آشکار شد، این بود که، اصوات در ایجاد آرامش و رفع اضطراب از انسان ها بسیار می تواند تاثیر گذار باشد.

پروفسور « ماسارو ایموتو» (Masaru Emoto) که یک محقق ژاپنی هست، یکی از این افراد است، که با انجام یک سری آزمایشات و ایجاد صوت های مختلف بر روی آب، و با انجماد سریع آب، متوجه ی این مطلب شد که اصوات با توجه به خصوصیاتی که دارند، هر یک اثر خاص بر خود را بر مولکول های آب می گذارند، که البته در کشور خودمان نیز آزمایشات مشابه این آزمایش نیز انجام گرفت.

از جمله ی اصواتی که در این آزمایش بر روی مولکول آب، امتحان شد، صوت قرآن بود.

محققان متوجه این امر شدند، زمانی که صوت قرآن بر آب پخش می شود مولکول های آب، در بهترین و منظم ترین حالت ممکن قرار می گیرند، به طوری که هیچ یک از اصوات قادر به چنین اثری نیستند.

از آنجا که دو سوم از بدن انسان، را آب تشکیل داده، تاثیر گذاری آن بر انسان نیز مشهود است.

با علنی شدن نتایج این آزمایش بود که معنای این آیه بصورت کامل تری برای ما مسلمانان مشخص شد:

« وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُۆْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا [الإسراء : 82] و از قرآن آنچه را كه براى مۆمنین شفا و رحمت است فرو مى‏فرستیم (شفا از امراض معنوى و اجتماعى) و بر ستمكاران جز زیان (روحى و اجتماعى) نمى‏افزاید.»

 

دو نکته ی مهم در این آیه:

نکته ی اول:

همانطور که در آیه ی شریفه نیز به آن اشاره شده است؛ قرآن کریم از هر جهت شفاء برای مومنین است، از سویی به واسطه ی استدلال های آن، رکود فکری افراد را شفا می دهد و از سویی موعظه های آن، قساوت قلب را و از سوی دیگر آهنگ و فصاحتش سبب زدودن اضطراب و افسردگی می گردد.[برگرفته از تفاسیر نور و نمونه]

پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله:هر كس قرآن را بشنود ، خداوند به ازاى هر حرفى ، یك حسنه براى او مى‏نویسد و در زمره كسانى كه قرآن مى‏خوانند و [از درجات و پلّه‏هاى بهشت ]بالا مى‏روند، محشور مى‏گردد

نکته ی دوم:

شفا بودن قرآن فقط برای کسانی است که ایمان آورده و جزء ظالمین نباشند؛ که البته میزان ایمان شنونده ی آن نیز، در میزان کسب آرامش از قرآن کریم بسیار موثر است و همچنین عدم ایمان به آن نیز نتیجه ی عکس می دهد:

«إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ [ انفال/2] مۆمنان تنها كسانى هستند كه چون یاد خدا به میان آید دل‏هایشان مى‏ترسد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان مى‏افزاید، و همواره بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند.»

و در مقابل كسانی كه ایمان به خدا ندارند هیچ بهره و آرامش و افزایش ایمانی را از استماع آیات نخواهند داشت:

«وَ إِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن یَقُولُ أَیُّكُمْ زَادَتْهُ هَـذِهِ إِیمَانًا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ [توبه/124] و چون سوره‏اى نازل شود برخى از آنها (از منافقان به عنوان استهزا) گویند: این سوره بر ایمان كدام یك از شما افزود؟ (بگو) اما كسانى كه ایمان آورده‏اند بر ایمان آنها افزود و آنها (از دریافت تحفه نو آسمانى) شادمانى مى‏كنند.»

قرآن
آداب گوش دادن به قرآن

وَإِذَا قُرِىءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ : و چون قرآن خوانده شود بدان گوش فرا دهید و خاموش باشید، باشد كه مشمول رحمت شوید.( الأعراف : 204)

در مورد واژه «أَنْصِتُوا» گفته اند که از ماده «اِنْصات» به معنى سکوت توأم با گوش فرا دادن است.

این آیه چنان چه از ظاهرش استفاده می شود، کلی است یعنی هرگاه قرآن تلاوت شود، باید انسان سکوت کند و به آن گوش بدهد تا حقایق و نصایحش را درک نماید و از آن بهره گیرد.

برخی از راویان اهل سنت و برخی مفسران شیعی نیز، سکوت را مخصوص نماز می دانند و روایت هایی در شان نزول آیه نقل می کنند که ضرورت سکوت کردن و گوش دادن به قرآن در هنگام برپایی نماز را می رساند، ولی از ظاهر آیه چنین ویژگی برنمی آید، گو این که در مجمع البیان از امام صادق علیه السلام روایتی نقل کرده است که کلی بودن این امر ارشادی را می‌رساند. آن حضرت چنین می فرماید:

«یَجِبُ الاِنْصاتُ لِلْقُرْآنِ فِى الصَّلوةِوَ فِى غَیْرِها وَ اِذْا قُرِءَ عِنْدَکَ الْقُرْآنُ وَجَبَ عَلَیْکَ الاِنْصاتُ وَ الاِسْتِماعُ: «واجب است در نماز و غیر نماز به هنگام شنیدن قرآن سکوت و استماع کرد و هنگامى که نزد تو قرآن خوانده شود، سکوت کردن و گوش فرا دادن لازم است».( تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 57)

به هر حال آنچه مسلم است باید مسلمانان در هنگام شنیدن آیات قرآن، هم به احترام کلام خدا و هم برای شنیدن و استفاده کردن و احکام الهی را در زندگی خود پیاده کردن و از نصایح قرآن بهره بردن، سکوت کنند و پیام خدا را با گوش جان بشنوند که هیچ سخنی شیرین تر و دلرباتر و زیباتر و مفیدتر و مقدس تر و ارزشمندتر و شیواتر و موثر از سخن خدا نیست. 

امام زین العابدین و امام صادق علیهما السلام: هر كس یك حرف از كتاب خداوند عزّ وجلّ را بدون آن كه بخواند، گوش كند، خداوند براى او یك نیكى مى‏نویسد و یك بدى را از او مى‏زداید و او را یك درجه بالا مى‏برد

ثواب شنیدن قرآن

پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، شنیدن یك آیه از كتاب خدا، اجرش بیشتر از صدقه دادن به اندازه صُبَیر (1) است.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: قارى قرآن و شنونده، پاداش یكسان دارند.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: هر كس به یك آیه از كتاب خداوند متعال گوش دهد ، برایش ثوابى دو چندان نوشته مى‏شود.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: خداوند، از شنونده قرآن، بلاى دنیا را دور مى‏كند و از قارى قرآن، بلاى آخرت را.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: هر كس قرآن را بشنود، خداوند به ازاى هر حرفى، یك حسنه براى او مى‏نویسد و در زمره كسانى كه قرآن مى‏خوانند و [از درجات و پلّه‏هاى بهشت ] بالا مى‏روند، محشور مى‏گردد.

- امام على علیه السلام: هر كس به یک آیه از قرآن گوش دهد، برایش بهتر از آن است كه به اندازه ثَبیر (2) به او طلا داده شود.

-امام زین العابدین و امام صادق علیهماالسلام: هر كس یك حرف از كتاب خداوند عزّوجلّ را بدون آن كه بخواند، گوش كند ، خداوند براى او یك نیكى مى‏نویسد و یك بدى را از او مى‏زداید و او را یك درجه بالا مى‏برد. (کتاب شناخت‌نامه قرآن برپایه قرآن و حدیث ، ج3 ، ص287 )

 

پی نوشت ها:

1.صُبَیر: از بزرگ‏ترین كوه‏هاى یمن .

2.ثَبیر: كوه معروفى در مكّه .

منابع: 

کتاب شناخت‌نامه قرآن برپایه قرآن و حدیث ج3 ، محمد محمدی ری شهری

سایت رهروان ولایت برگرفته از تفسیر نور و تفسیر نمونه ، و سایت رسمی پرفسور  ماسارو ایموتو


- نظرات (0)