سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان

دعا های ماه مبارک رمضان



دانلود فایل های صوتی و تصاویر دعاهای 30 روز ماه مبارک رمضان




- نظرات (0)

گناه هان کبیره

گناه چيست؟

 «گناه» عملي است كه با اراده و رضايت الهي در تضاد بوده ، با ايجاد نوعي “ تاريكي" معنوي در نفس انسان، آدمى را از خداي متعال كه "نور" آسمانها و زمين است، دور مى‏سازد و به عبارت ديگر، موجب بازماندن وى از كمال و قرب به خدا مى‏گردد.

تعيين اين كه چه چيزي گناه است و چه چيزي ثواب از طريق كتاب و سنت مقدور است، زيرا در بسياري از موارد، گناه بودن عملي قابل تشخيص عقلاني نيست و خداي متعال است كه اين موارد را به اقتضاي علم و حكمت مطلق خود، از طريق وحي و دين، براي بشر بيان نموده است.


اقسام گناه
:
عالمان اسلامي گناهان را بر دو گونه تقسيم نموده اند: گناهان كبيره (بزرگ) و گناهان صغيره (كوچك)..
اين تقسيم بندى از قرآن و روايات سرچشمه گرفته است ؛ در قرآن چنين مى خوانيم: اگر از گناهان كبيره اى كه از آن نهى شده ايد، اجتناب كنيد، گناهان كوچك شما را مى پوشانيم وشما را در جايگاه خوبى وارد مى سازيم . (نساء، 31)  1
 و در جاى ديگر آمده است: و كتاب (نامه اعمال ) در آنجا گذارده شود، گنهكاران را مى بينى كه از آنچه در آن است ، ترسان و هراسناكند، و مى گويند: اى واى بر ما، اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى نيست ، مگر اينكه آن را شماره كرده است ؟ (كهف، 49) 2
و درباره ى بهشتيان مى خوانيم: مواهب آخرت ، جاودانه است براى آنانكه از گناهان بزرگ و كارهاى زشت پرهيز مى كنند. (شوري، 38) 3   
از اين آيات به روشنى استفاده مى شود، كه گناهان ، دو گونه اند: كبيره و صغيره و همچنين استفاده مى شود بعضى از گناهان ، بدون توبه حقيقى بخشودنى نيست ،
ولى بعضى از آنها بخشودنى است .

امام على عليه السلام در گفتارى فرمود: گناهان بر سه گونه اند: گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى كه براى صاحبش ، هم اميد بخشش داريم و هم ترس از كيفر.
 سپس فرمود: اما گناهى كه بخشيده است ، گناه بنده اى است كه خداوند او را در دنيا كيفر مى كند و در آخرت كيفر ندارد. در اين صورت خداوند حكيم تر و بزرگوارتر از آن است كه بنده اش را دو بار كيفر كند.
اما گناهى كه نابخشودنى است ، حق الناس است يعنى ظلم بندگان نسبت به همديگر كه بدون رضايت مظلوم بخشيده نمى شود.
و اما نوع سوم ، گناهى است كه خداوند آن را بر بنده اش پوشانده ، توبه را نصيب او نموده است ، و در نتيجه آن بنده هم از گناهش هراسان است و هم اميد به آمرزش پروردگارش دارد، ما نيز درباره ى چنين بنده اى ، هم اميدواريم و هم ترسان . (بحار الانوار، ج6، ص29) 4

ملاك كبيره (بزرگ) بودن گناه
:

در قرآن مجيد و كلام معصومين (ع) كليه اعمالى كه گناه محسوب مى‏شود، بيان گرديده است ، منتهي كبيره بودن گناه، پيرو ملاك هايي است.

در كتاب تحرير الوسيله امام خمينى قدس سره پيرامون معيار گناهان كبيره ، چنين آمده است :
1- گناهانى كه در مورد آنها در قرآن يا روايات اسلامى وعده ى آتش ‍ دوزخ ، داده شده باشد.
2- از طرف شرع ، به شدت ، از آن نهى شده است .
3- دلايلي وجود دارد كه معلوم مي شود آن گناه ، بزرگتر از بعضى از گناهان كبيره است .
4- عقل ، حكم كند كه فلان گناه، كبيره است .
5- در ذهن مسلمينِ پاى بند به دستورات الهى ، چنين تثبيت شده كه فلان گناه ، از گناهان بزرگ است .
6- از طرف پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله)
يا امامان (عليهم السلام) در خصوص گناهى تصريح شده كه از گناهان كبيره است .

(برخي از فقها تعزير را نشانه كبيره بودن گناه مي دانند كه در اين صورت استمنا نيز از گناهان كبيره محسوب خواهد شد ، زيرا در روايتي آمده است كه علي (ع)، با زدن روي دست، شخص مستمني را تعزير فرمودند.)
البته گناهان كبيره نيز همه در يك سطح نيستند. بعضى بدون توبه بخشيده نمى‏شوند، مانند «شرك» و «قتل نفس» و برخى بدون توبه و تحت شرايطي و در اثر انجام كارهاي نيك ممكن است مشمول مغفرت گردند
.


فهرست گناهان كبيره:

روايات متعددى از ائمّه عليهم السلام به ما رسيده كه بيانگر تقسيم گناهان به كبيره و صغيره است ، ودر كتاب اصول كافى يك باب تحت عنوان" باب الكبائر" به اين موضوع اختصاص يافته كه داراى 24 حديث است .
در روايت اوّل و دوّم اين باب ، تصريح شده كه گناهان كبيره ، گناهانى را گويند كه خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقرر نموده است .
در بعضى از اين روايات (روايت سوم و هشتم )، هفت گناه به عنوان گناه كبيره ، و در برخى از روايات (روايت 24) نوزده گناه به عنوان گناهان كبيره ، شمرده شده است .
گرچه هر گناه ، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است ، سنگين و بزرگ است، ولى اين موضوع منافات ندارد كه بعضى از گناهان نسبت به خود و آثارى كه دارد، بزرگتر از برخى ديگر باشد، و به گناهان بزرگ و كوچك تقسيم گردد.

گناهان كبيره در كلام امام صادق
) عليه السلام):

عمروبن عبيد يكى از علماى اسلام ، به حضور امام صادق (عليه السلام) آمد، سلام كرد و سپس اين آيه را خواند: نيكوكاران كسانى هستند كه از گناهان بزرگ ، و زشتى پرهيز مى كنند.  (شوري، 38) 5
سپس سكوت كرد و دنبال آيه را نخواند؛ امام صادق (عليه السلام) به او فرمودند: چرا سكوت كردى ؟! او گفت : دوست دارم ، گناهان كبيره را از كتاب خداوند بدانم .

آنگاه امام صادق (عليه السلام) گناهان كبيره اى را كه در قرآن آمده بيان نمودند:

1- بزرگترين گناهان كبيره ، شرك به خدا است : قرآن مى فرمايد كسي كه براى خدا، شريك قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام مى كند. (مائده، 72 ) 6
2-  نااميدى از رحمت خدا: هيچ كس جز كافران از رحمت خدا، نوميد نگردد. (يوسف،87) 7
3-  ايمنى از مكر (عذاب و مهلت ) خدا: از مكر خدا ايمن نشود، مگر مردم زيان كار. ( اعراف، 99)  8
4- عقوق (و آزار) والدين : چنان كه قرآن از زبان عيسى (عليه السلام) مى فرمايد: خدا دستور داده كه به مادرم نيكى كنم و مرا زورگوى تيره بخت قرار نداده است . (مريم، 32) 9  
 
5-  كشتن انسانِ بى گناه : و هر كس فرد با ايمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است كه جاودانه در آن مى ماند، و خداوند بر او غضب مى كند و از رحمتش دور مى سازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است . (نساء، 93)10
6-  نسبت نارواى زنا به زن پاكدامن : كسانى كه زنان پاكدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى ) و با ايمان را متهم مى سازند، در دنيا و آخرت ، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشان است . (نور، 23) 11
7-  خوردن مال يتيم: همانا كسانى كه اموال يتيمان را مى خورند، آنها در شكم هاى خود، آتش فرو مى برند و بزودى در آتش سوزان مى سوزند. ( نساء، 10) 12
 
8- فرار از جبهه جهاد: و هر كس در آن هنگام (جنگ ) به آنها پشت كند مگر در صورتى كه هدفش ، كناره گيرى از ميدان براى حمله مجدد و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان ) بوده باشد (چنين كسى ) گرفتار خشم پروردگار خواهد شد، و جايگاه او جهنم ، و چه بد عاقبتى است . ( انفال، 16) 13
9-  ربا خوارى: كسانى كه ربا مى خورند، بر نمى خيزند مگر مانند كسى كه شيطان باتماسخود، او را همچون ديوانه ، آشفته حال كرده است . 14( بقره، 275)
10- سحر و جادو: قطعا دانستند كه هر كس خريدار جادو شود، در آخرت ، بى بهره خواهد بود. ( بقره، 102) 15
11- زنا: هر كس كه زنا كند، مجازاتش را خواهد ديد، عذاب چنين كسى در قيامت ، مضاعف گردد و با خوارى ، هميشه در آن خواهد ماند. ( فرقان، 68) 16
12-  سوگند دروغ براى گناه : كسانى كه پيمان خود با خدا و سوگندهاى خود را به بهاى اندك مى فروشند، در آخرت ، بى بهره اند. (آل عمران، 77)
17

13-  خيانت در غنايم جنگى : و هر كه در غنيمت جنگى ، خيانت كند، روز قيامت با آنچه خيانت كرده بيايد. ( آل عمران، 161) 18
14- نپرداختن زكات واجب : در آن روز (طلاها و نقره ها را)در آتش دوزخ داغ و سوزان كرده و با آن صورت ها و پهلوها و پشت هايشان را داغ مى گذارند. ( توبه، 35) 19
15- گواهى به دروغ ، كتمان : و هر كس گواهى دادن را پنهان كند، قلبش گنهكار است . ( بقره، 283) 20
16- شراب خوارى : اى كسانى كه ايمان آورده ايد، شراب و قمار و بت ها و تيرهاى قرعه پليدند و از عمل شيطانند. پس از آنها دورى كنيد باشد كه رستگار شويد. ( مائده، 90)  21
17- ترك نماز يا واجبات ديگر بطور عمد، زيرا پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: هر كس عمدا نماز را ترك كند از پيمان خدا و رسول خدا بيزارى جسته است . (بحار الانوار، ج47، ص17) 22
18و19-  پيمان شكنى و قطع رحم ، چنانكه خداوند مى فرمايد:  براى آنانكه (پيمان را مى شكنند و قطع رحم مى كنند) لعنت و خانه بد در آخرت ، است. (رعد، 25) 23 .
امام صادق (عليه السلام) به اينجا كه رسيد، عمروبن عبيد در حالى كه از شدت ناراحتى ، شيون مى كشيد از محضر آن حضرت خارج شد و مى گفت: به هلاكت رسيد آنكس كه به راءى ، فتوا داد، و در فضل و علم با شما، ستيزكرد. (بحارالانوار، ج76، ص 8)   24

امام خميني (رض) در كتاب تحرير الوسيله مى گويد: گناهان كبيره ، بسيار است ، بعضى از آنها عبارتند از:
1- نا اميدى از رحمت خدا. 2- ايمن شدن از مكر خدا. 3- دروغ بستن به خدا يا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و يا اوصياى پيامبر عليهم السلام4- كشتن نا بجا. 5- عقوق پدر ومادر6- خوردن مال يتيم از روى ظلم . 7- نسبت زنا به زن با عفت . 8- فرار از جبهه جنگ با دشمن . 9- قطع رحم . 10- سحر و جادو. 11- زنا. 12- لواط. 13- دزدى . 14- سوگند دروغ . 15-  كتمان گواهى . (در آنجا كه گواهى دادن واجب است ) 16- گواهى به دروغ . 17- پيمان شكنى . 18- رفتار بر خلاف وصيّت . 19- شرابخوارى . 20- رباخوارى . 21- خوردن مال حرام . 22- قمار بازى . 23- خوردن مردار و خون . 24- خوردن گوشت خوك . 25- خوردن گوشت حيوانى كه مطابق شرع ذبح نشده است . 26- كم فروشى . 27- تعرّب بعد از هجرت . يعنى انسان به جايى مهاجرت كند كه دينش ‍ را از دست مى دهد. 28- كمك به ستمگر. 29- تكيه بر ظالم . 30- نگهدارى حقوق ديگران بدون عذر. 31- دروغگويى . 32-  تكبر. 33- اسراف و تبذير. 34- خيانت . 35- غيبت . 36- سخن چينى . 37- سر گرمى به امور لهو. 38- سبك شمردن فريضه حج . 39- ترك نماز. 40- ندادن زكات . 41-  اصرار بر گناهان صغيره.
از اين ميان شرك به خدا و انكار آنچه را كه خداوند دستور داده ، و دشمنى با اولياى خدا، از بزرگترين گناهان كبيره است.
همانگونه كه بيان شد طبق فتواى امام خمينى قدس سره گناهان كبيره ، بسيار است و آنچه در بالا ذكر شد قسمتى از آنها است ، مثلا توهين به كعبه و قرآن و پيامبر( صلّى اللّه عليه و آله) و امامان (عليهم السلام) يا ناسزا گفتن به آنها و بدعت گذارى و.... از گناهان كبيره است .

 موارد تبديل گناه صغيره به كبيره
:
از آيات و روايات استفاده مى شود كه در چند مورد، گناه صغيره ، تبديل به كبيره شده و حكم گناهان كبيره را پيدا مى كند از جمله :

اول. اصرار بر صغيره
:
تكرار گناه صغيره ، آن را تبديل به گناه كبيره مى كند، و اگر انسان حتى يك گناه كند، ولى استغفار نكند، و در فكر توبه هم نباشد، اصرار به حساب مى آيد. صغيره همچون نخ نازك و باريكى است كه اگر تكرار شود، طناب و ريسمان ضخيمي مى گردد كه در اين صورت پاره كردنش مشكل است .
 قرآن درباره ى پرهيزكاران مى فرمايد: آنان آگاهانه بر گناهانشان ، اصرار نورزند. (آل عمران، 135)25
امام باقر عليه السلام در شرح اين آيه فرمود: اصرار، عبارت از اين است كه كسى گناهى كند و از خدا آمرزش ‍ نخواهد و در فكر توبه نباشد.
اميرمؤ منان على عليه السلام فرمود: از اصرار
بر گناه بپرهيز، چرا كه از بزرگترين جرايم است. (مستدرك الوسايل،موسسه آل البيت، ج11، ص368) 26


از گناهان كوچك غافل نشويم
:

 امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) همراه ياران (در سفرى ) در سرزمين بى آب و علفى فرود آمد، به يارانش فرمود: ائتوابحطب ، هيزم بياوريد كه از آن آتش روشن كنيم تا غذا بپزيم . ياران عرض كردند: اينجا سرزمين خشكى است و هيچگونه هيزم در آن نيست !. رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: برويد هر كدام هر مقدار مى توانيد جمع كنيد آنها رفتند و هر يك مختصرى هيزم يا چوب خشكيده اى با خود آورد و همه را در پيش روى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) روى هم ريختند، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: اين گونه گناهان ، روى هم انباشته مى شوند.

سپس فرمود: ايّاكم و الُمحقّرات من الذّنوب از گناهان كوچك بپرهيزيد كه همه آنها جمع و ثبت مى گردد. ...( اصول كافي، ج2، ص 288 )
 امام صادق عليه السلام فرمود: لا صَغيرة مع الاِصرار در صورت
اصرار، گناه صغيره اى نباشد. ( بحار الانوار، ج 8، ص 352)


دوم . كوچك شمردن گناه:

كوچك شمردن گناه ، آن را به گناه بزرگ تبديل مى كند، براى روشن شدن موضوع ، به اين مثال توجه كنيد:
اگر كسى سنگى به سوى ما پرتاب كند، ولى بعداً پشيمان شده و عذرخواهى كند، ممكن است او را ببخشيم ، ولى اگر سنگ ريزه اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگويد: اين كه چيزى نيست ، بى خيالش . او را نمى بخشيم ، زيرا اين كار، از روح استكبارى او پرده برمى دارد و بيانگر آن است كه او گناهش را كوچك مى شمرد. به اين روايات توجه كنيد:
امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرمود: از گناهان نابخشودنى اين است كه انسان بگويد: كاش مرا به غير از اين گناه مجازات نكنند؛ يعنى آن گناهِ مورد اشاره را كوچك بشمرد. ( بحارالانوار، ج50، ص250)  27 
 
اميرمؤ منان على (عليه السلام) مى فرمايد: بدترين گناهان ، آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد. ( كلمة التقوي، ج2، ص294)  28
امام صادق (عليه السلام) فرمود: از گناه حقير و ريز، بپرهيز (سبك مشمار) كه آمرزيده نشود. عرض كردم : گناهان حقير چيست !؟ فرمود آن است كه : كسى گناه كند و بگويد خوشا به حال من اگر غير از اين گناه نداشتم . (مشكوة الانوار، ص273)  29

سوم. اظهار خوشحالى هنگام گناه
:
لذت بردن از گناه و شادمانى هنگام انجام گناه ، از امورى است كه گناه را بزرگ مى كند و موجب كيفر بيشتر مى شود. در اينجا به چند روايت توجه كنيد:
اميرمؤ منان على (عليه السلام) فرمود: بدترين بدها كسى است كه به انجام بدى خوشحال گردد. ( عيون الحكم و المواعظ، ص294) 30
و نيز فرمود: كسى كه از انجام گناه ، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مى رساند.  (عيون الحكم والمواعظ، ص436) 31
 امام سجاد (عليه السلام) فرمود: از شاد شدن هنگام گناه بپرهيز، كه اين شادى بزرگتر از انجام خود گناه
است . ( بحارالانوار، ج75، ص159) 32

و نيز فرمود: عذاب دردناك گناه شيرينى آن را تباه مى سازد. 33

 
چهارم. گناه از روى طغيان
يكى ديگر از امورى كه موجب تبديل گناه كوچك به گناه بزرگ مى شود، طغيان و سركشى در انجام گناه است ؛در قرآن كريم مي خوانيم: و اما آنها كه طغيان كردند و زندگى دنيا را مقدم شمردند، بى گمان جايگاهشان دوزخ است
.34


پنجم.
 مغرور شدن به مهلت الهى:

ديگر از امورى كه گناه كوچك را به گناه بزرگ تبديل مى كند، آن است كه گنهكار مهلت خدا و مجازات نكردن سريع
او را دليل رضايت خدا بداند و يا خود را محبوب خدا بداند.

گناهكاران در دل مى گويند: چرا خدواند مارا به خاطر گناهانمان عذاب نمى كند؟ جهنم براى آنها كافى است ، وارد آن مى شوند و بد جايگاهى است .
وعده عذاب جهنم براى چنين افرادى ، دليل آن است كه گناه افرادى كه مغرور به عدم مجازات سريع خداوند هستند، گناه كبيره است . (مجادله، 8) 35

ششم. تجاهر به گناه:

آشكار نمودن گناه نيز، گناه صغيره را تبديل به گناه كبيره مى كند، شايد از اين نظر كه آشكار نمودن گناه حاكى از تجرّى و بى باكى بيشتر گنهكار است ، و موجب آلوده كردن جامعه ، و عادى نمودن گناه مى گردد.
اميرمؤ منان على (عليه السلام) فرمود: از آشكار نمودن گناهان بپرهيز، كه آن از سخت ترين گناهان است. (عيون الحكم والمواعظ، ص95)  36


ادامه مطلب - نظرات (0)

نماز شب

وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسىَ أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا محَّْمُودًا

سوره اسرا 79

    «قسمتی از شب را تهجد کرده و نافله بخوان امید است که پروردگارت تو را به مقام بسندیده ای برساند.»




- نظرات (0)

ویژگیهای منافقین از نظر قرآن

قـرآن کریم نشانه هاى دقیق و زنده اى براى آنها بیان مى کند که خط باطنى آنها را مـشـخـص مـى سـازد:
1- عدم ایمان به خدا و روز قیامت
خداوند مى گوید: بعضى از مردم هستند که مى گویند به خدا و روز قـیامت ایمان آورده ایم در حالى که ایمان ندارند؛ «و من الناس من یقول آمنابالله و بالیوم الاخر و ما هم بمؤمنین، بقره آیه 8». قرآن به این واقعیت اشاره مى کند که نفاق در واقع یکنوع بیمارى است مى گوید: در دلهاى آنها بیمارى خاصى است؛ «فى قلوبهم مرض، بقره/ 10»، خداوند هم بر بیمارى آنها مى افزاید؛ «فزادهم الله مرضا».
2- آنها داعیه اصلاح طلبى دارند در حـالى که مفسد واقعى همانها هستند:
هنگامى که به آنها گفته شود در روى زمین فساد نکنید مـى گـویـنـد: مـا فـقـط اصـلاح کننده ایم؛ «و اذا قیل لهم لاتفسدوا فى الارض قالوا انما نحن مصلحون، بقره/11»؛ ما برنامه اى جز اصلاح در تمام زندگى خود نداشته ایم و نداریم!. قـرآن اضـافـه مى کند: بدانید اینها همان مفسدانند و برنامه اى جز فساد ندارند ولى خـودشان هم نمى فهمند.
3- آنها سفیه می باشند.
آنها خود را عاقل و هوشیار و مؤمنان را سفیه و ساده لوح و خوش باور مى پندارند، آن چنانکه قرآن مى گوید: هنگامى که به آنها گفته مى شود ایمان بیاورید آنگونه که توده هاى مردم ایمان آورده اند، مى گویند: آیا ما همچون این سفیهان ایمان بیاوریم «و اذا قیل لـهـم آمـنوا کما آمن الناس قالوا انـؤمن کما آمن السفهاء، بقره/ 13» قرآن در پاسخ آنها مى گوید: بدانید سفیهان واقعى اینها هستند اما نمى دانند.
4- هر روز به رنگى در مى آیند و در میان هر جمعیتى با آنها هـم صدا مى شوند.
قرآن مى گوید: هنگامى که افراد با ایمان را ملاقات کنند مى گویند ایـمان آوردیم اما هنگامى که با دوستان شیطان صفت خود به خلوتگاه مى روند مى گویند ما با شمائیم! «و اذا خـلـوا الى شیاطینهم قالوا انا معکم، بقره/ 14».
5- سیمای منافقان مانند شب تـاریـک و آتشى در شب ظلمانى (آیات 20-18 سوره بقره)
قرآن می گوید: آنها مانند کسى هستند که آتشى (در شب ظلمانى) افروخته تا در پـرتـو نـور آن راه را از بـیراهه بشناسد و به منزل مقصود برسد «مثلهم کمثل الذى استوقد نارا، بقره/ 17» آنها کر هستند و گنگ و نابینا، و چون هیچ یک از وسائل اصلى درک حـقایق را ندارند از راهشان باز نمى گردند «صم بکم عمى فهم لایرجعون، بقره/ 18».
6- عداوت باطنى و فقدان ایمان (سوره توبه، آیات 80-50)
قرآن می گوید: اگر نیکى به تو رسد آنها را ناراحت مى کند «ان تصبک حسنة تسؤهم». و ایـن نـاراحـتـى دلیل عداوت باطنى و فقدان ایمان آنهاست ولى در مقابل اگر مصیبتى به تو بـرسـد و گـرفـتـار مشکلى شوى با خوشحالى مى گویند: ما از قبل پیش بینى چنین مسائلى را مـى کـردیـم «و ان تصبک مصیبة یقولوا قد اخذنا امرنا من قبل» (توبه/ 50).
7- اعمال آنها بى روح و بى اثراست و هیچ گونه بهره اى از آن عایدشان نـمى شود. (سوره توبه، آیات 80-50)
8- آنها ترسو هستند (سوره توبه، آیات 80-50)
آنها به خدا سوگند یاد مى کنند که از شما هستند «ویحلفون بالله انهم لمنکم» در حـالـى کـه نـه از شـما هستند و نه در چیزى با شما موافقند بلکه آنها گروهى هستند که فـوق الـعـاده مـى ترسند و از شدت ترس کفر را پنهان کرده اظهار ایمان مى کنند مبادا گرفتار شوند «وماهم منکم ولکنهم قوم یفرقون» (توبه/ 56).
9- نهایت بغض و عداوت و نفرت از مؤمنان(سوره توبه، آیات 80-50)
«لویجدون ملجا او مغارات او مدخلا لولوا الیه و هم یجمحون، توبه/ 57» مى گوید: آنها چنان هستند که اگر پناهگاهى (همانند یک دژ محکم) بـیـابـند، یا دسترسى به غارهایى در کوهها داشته باشند، یا بتوانند راهى در زیرزمین پیدا کنند، با سـرعـت هر چه بیشتر به سوى آن مى شتابند تا از شما دور شوند و بتوانند کینه و عدوات خود را آشکار سازند.
10- آنها خودخواه بى منطق می باشند.
آنها هرگز راضى به حق خود نیستند. هـر کس جیب آنها را پر کند عادل است و از او راضى هستند و هر کس به خاطر رعایت عدالت حق دیگران را به آنها نبخشد ظالم و از او ناراضى مى شوند قرآن مـى گـوید: اگر سهمى به آنها داده شود راضیند و خـوشـحـال و تـو را مـجرى عدالت مى دانند هر چند استحقاق نداشته باشند «فان اعطوا منها رضوا، توبه/ 58» و اگـر چـیزى از آن به آنها داده نشود خشمگین مى شوند و تو را متهم به بى عدالتى مى کنند.
11- سوگند به دروغ جهت فریب مردم
آنـهـا بـراى پـوشـانـدن چـهـره خود بسیارى از خلافکاریهاى خود را انکار مى کردند و با توسل به سـوگـندهاى دروغین مى خواستند مردم را فریب داده و از خود راضى کنند. قرآن مى گوید: آنها براى شما سوگند به خدا یاد مى کنند تا شما را راضى کنند «یحلفون بالله لکم لیرضوکم، توبه/ 62». روشـن است که هدف آنها از این سوگندها، بیان حقیقت نیست بلکه مى خواهند با فریب و نیرنگ چـهـره واقعیات را در نظرتان دگرگون جلوه دهند، و به مقاصد خود برسند.
12- آنـهـا مردم را به منکرات تشوق، و از نیکیها باز مى دارند.
13- منافقان دائما سعى مى کنند که فساد همه جا را بگیرد، و معروف و نیکى از جامعه برچیده شود.
14- انفاق نمی کنند و افرادی بخیل هستند.
آنها دستهایشان را مى بندند «و یقبضون ایدیهم، توبه/ 67» نه در راه خدا انفاق مى کنند، نه به کمک محرومان مى شتابند، و نه خویشاوند و آشنا از کمک مالى آنها بهره مى گیرند. روشـن اسـت آنـهـا چـون ایـمان به آخرت و نتایج و پاداش انفاق ندارند، در بذل اموال سخت بخیلند.
15- آنها خدا را فراموش کرده اند.
تـمام اعمال و گفتار و رفتارشان نشان مى دهد که آنها خدا را فراموش کرده اند و نیز وضـع زنـدگـى آنها نشان مى دهد که خدا هم آنها را از برکات و توفیقات و مواهب خود فراموش نموده «نسوا الله فنسیهم، توبه/ 67».
16- مـنـافـقـان فاسقند و بیرون از دایره اطاعت فرمان خدا. «ان المنافقین هم الفاسقون، توبه/ 67».
17-منافقان کم ظرفیتند!
به هنگام ضعف و ناتوانى و فقر و پریشانى، چنان دم از ایمان مى زنند که هیچ کس باور نمى کند آنها روزى در صف منافقان قرار گیرند. امـا هـمین که به نوایى برسند چنان دست و پاى خود را گم کرده و غرق دنیاپرستى مى شوند که همه عهد و پیمانهاى خویش را با خدا به دست فراموشى مى سپارند. خداوند میگوید: بعضى از منافقان کسانى هستند که با خدا پیمان بسته اند که اگر از فضل و کـرم خـود بـه مـا مـرحـمت کند قطعا به نیازمندان کمک مى کنیم و از نیکوکاران خواهیم بود. ولى این سخن را تنها زمانى مى گفتند که دستشان از همه چیز تهى بود و به هنگامى که خـداونـد از فضل و رحمتش سرمایه هایى به آنان داد، بخل ورزیدند و سرپیچى کردند و رویگردان شدند «فلما آتیهم من فضله بخلوا به و تولوا و هم معرضون، توبه/ 76».
18- منافقان کـارشکن هستند!
آنها افرادى لجوج، بهانه جو، و ایـرادگـیـر، و کـارشکن هستند، هر کار مثبتى را، با وصله هاى نامناسبى تحقیر کرده، و بد جلوه مى دهند. خداوند مى فرماید: آنها که به افراد نیکوکار مؤمنین در پرداختن صدقات و کمکهاى صادقانه، عیب مى گیرند، و مخصوصا آنها که افراد با ایمان تنگدست را که دسترسى جز به کمکهاى مختصر نـدارنـد، مسخره مى کنند، خداوند آنان را مسخره مى کند، و عذاب دردناک در انتظار آنهاست!
19- لحن گفتارشان پر است از کنایه ها و نیشها و تعبیرات موذیانه و منافقانه (سوره محمد آیات 32-30)
در آیـه شـریـفه مى افزاید: و اگر ما بخواهیم آنها را به تو نشان مى دهیم، تا آنها را با قیافه هایشان بشناسى «ولو نشا لا ریناکهم فلعرفتهم بسیماهم». در چـهـره هـاى آنـهـا عـلامتى مى گذاریم که با مشاهده آن علامت از نفاقشان آگاه شوى، و به راى العین آنها را ببینى. سـپـس مـى فرماید: هر چند مى توانى آنها را از طرز سخنانشان بشناسى «و لتعرفنهم فى لحن القول». یعنى این منافقان بیماردل را از کنایه ها و نیشها و تعبیرات موذیانه و منافقانه شان مى توان شناخت.
20- دوگانگى ظاهر و باطن (سوره منافقین آیات 11-1)
مـنـافـقـان دروغـگو هستند و به گفته خود ایمان ندارند «والله یعلم انک لرسوله والله یشهد ان الـمـنــافـقـیـن لـکـاذبـون، منافقون/ 1» چـرا کـه آنها نمى خواستند، خبر از رسالت پیامبر (ص) بدهند، بلکه مى خواستند از اعتقاد خود به نبوت او خبر دهند و مسلما در این خبر دروغگو بودند. و از اینجا نخستین نشانه نفاق، روشن مى شود و آن دوگانگى ظاهر و باطن است که با زبان مؤکدا اظـهـار ایـمان مى کنند، ولى در دل آنها مطلقا خبرى از ایمان نیست، این دروغگوئى محور اصلى نفاق را تشکیل مى دهد.
21- بر دلهاى آنها مهر نهاده شده و حقیقت را درک نمى کنند. (سوره منافقین آیات 11-1)
این به خاطر آن است که آنـها نخست ایمان آوردند، سپس کافر شدند، و لذا بر دلهاى آنها مهر نهاده شده و حقیقت را درک نمى کنند «ذلک بانهم آمنوا ثم کفروا فطبع على قلوبهم فهم لایفقهون، منافقون/ 3».
22- از درک حقائق روشن غالبا محرومند (سوره منافقین آیات 11-1)
23- اجسامى بى روح، و صورتهائى بى معنى و هیکلهائى توخالى دارند، نه از خود استقلالى، نه در درون نـور و صفائى و نه اراده و تصمیم محکم و ایمانى دارند، درست همچون چوبهائى خشک تکیه زده بر دیوار! (سوره منافقین آیات 11-1)
از نـظر باطن، گوئى چوبهاى خشکى هستند که به دیوار تکیه داده شده اند «کانهم خشب مسندة، منافقون/ 4».
24- آنها توخالى و فاقد توکل بر خدا و اعتماد بر نفس هستند که هر فریادى از هر جا بلند شود آن را بر ضد خود مى پندارند «یحسبون کل صیحة علیهم، منافقون/ 4».
25- تـرس و وحـشـتـى عجیب همیشه بر قلب و جان آنها حکم فرماست، و یک حالت سؤظن و بدبینى جانکاه سرتاسر روح آنها را فرا گرفته است.
26- متکبر و مغرور هستند.
هنگامى که به آنها گفته شود: بیائید تا رسول خدا براى شما استغفار کند، سرهاى خود را (از روى استهزا و کبر و غرور) تکان مى دهند و آنها را مى بینى که از سخنان تو اعراض کرده و تـکبر مى ورزند «واذا قیل لهم تعـالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رؤسهم و رایتهم یصدون و هم مستکبرون، منافقون/ 5».


- نظرات (0)

به کــــــجــ ـــــا چــــنــــ ـیـــــــن شـــــتـــ ــابـــــا ن؟

صداقت؟…. یادش گرامى…

غیرت؟….. به احترامش یک لحظه سکوت…

معرفت؟….. یابنده پاداش میگیرد…

مرام؟….. قطعه گم شده …

عشق؟ ….. از دم قسط…

واقـــعـــ ـا به کــــــجــ ـــــا چــــنــــ ـیـــــــن شـــــتـــ ــابـــــا ن؟؟؟


- نظرات (0)

آن گاه که...

آن گاه که...

*آن گاه که تنها شدي و در جستجوي يک تکيه گاه مطمئن هستي ، بر من توکل نما .

( نمل/79 )

*آن گاه که نوميدي بر جانت پنجه افکند و رها نمي شوي ، به من اميدوار باش .

( زمر/53 )

*آن گاه که سرمست زندگاني دنيا و مغرور به آن شدي ، به ياد قيامت باش .

( فاطر/5 )

*آن گاه که در پي تعالي و کمال هستي ، نيتت را پاک و الهي کن .

( فاطر 29-30 )

*آن گاه که دوست داري به آرزويت برسي ، به درگاهم دعا کن تا اجابت نمايم.

( غافر/60 )



- نظرات (0)