سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

ویژگی هایی از نشانه های اهل ایمان

نور ایمان

یکی از وظایف مسلمین که در قرآن به آن توجه ویژه شده است محرومیت زدایی است. این نگاه به جامعه جایگاه دنیا را نیز از نگاه اسلام مشخص و معین می  سازد.
اسلام نه دین رهبانیت و ترک دنیاست و نه دین غفلت از حال محرومان . یعنی نه خود را باید در صف محرومان و فرو دستان قرار داد و نه از حال فرودستان غفلت نمود. به قدری این اصل  های اجتماعی در اسلام اهمیت دارد که قرآن مخالفان آن را در صف انکار کنندگان خدا  می  داند و یکی از نشانه های اهل کفر را بی توجهی به حال محرومان می خواند و می فرماید: آیا کسی را که روز جزا را پیوسته انکار می کند دیده ای؟ او همان کسی است که یتیم را با خشونت می راند. و دیگران را به اطعام مسکین تشویق نمی کند(ماعون/1-3).
این آیات گویای آن است که ایمان درونی انسان در رفتار ظاهری او پیدا و آشکار است. ایمان به روز جزا و اعتقاد به عالمی ماورای این عالم، مانع ظلم و ستم به محرومان همچون یتیم در جامعه می  شود: زیرا دادگر کسی که در این دنیا دادگری ندارد، خداوند است و در جایگاه تنبیه بدکاران، خداوند شدیدترین شکنجه گران است (مفاتیح الجنان، دعای افتتاح) و و دیندار مسلمان از آن آگاه است.

این ویژگی از نشانه ایمان است

مسلمان نه تنها خود باید متوجه حال دیگران باشد بلکه حتی گاهی نیز باید دیگران را به توجه نمودن به حال محرومان فرابخواند. نه تنها در سوره ماعون بلکه در سوره بلد نیز توجه به حال مساکین  و اطعام آنان از نشانه های ایمان  است که ترک آن دلیل بر کفر نیز می تواند باشد به این معنا که کافر، حق مساکین را در خوراک پرداخت نمی کند و این گونه کفر خویش به معاد را بیان می دارد.
این در حالی است که باورمداران به قیامت حتی از خوراک خویش می گذرند و با ایثار و از خودگذشتگی، خوراکی که خود بدان نیاز دارند به مستمندان و فقیران می دهند.
نمونه این ایثار و گذشت را در داستان اطعام اسیر، یتیم و مسکین مشاهده می کنیم. ایثاری که خداوند از آن در سوره انسان یاد کرده است و از قول احسان  کنندگان چنین می  گوید:«جز این نیست که ما شما را برای رضای خدا اطعام می کنیم، از شما پاداش و سپاسی نمی  خواهیم. حقا که ما از پروردگارمان در روزی که گرفته و به شدت سخت و هولناک است می  ترسیم.»

نشانه ای از ایمان داشتن به وعده های خداوند

در حقیقت این نوع از پاداش که به آن صدقه  نیز گویند نشان صدق و راستی ادعایی است که انسان با ایمان در ادعای ایمان خود دارد. خداوند نیز در قرآن از آن به عنوان صدقه یاد کرده است:«صدقه(واجب) فقط از آن فقرا و مساکین و عاملان زکات و آنها كه جلب دلهایشان كنند، و براى آزاد كردن بردگان و قرض داران و صرف در راه خدا و به راه ماندگان است، و این قرارى از جانب خداست و خدا دانای حکیم است.»(توبه/60)
راغب اصفهانی در «مفردات » می گوید: «صدقه از صدق، به معنی راستی و درستی و مطابقت حرف و عمل و هماهنگی گفتار و اعتقادات و اعمال جوارح است. به مهریه زن از این جهت صداق گفته می شود که گواه صدق و راستی اعتقاد در دوستی است» (مفردات راغب؛ ماده صدق).
از معنایی که راغب برای صدقه ارائه کرد می  توان گفت صدقه نشانه صدق و راستی کسی است که ادعای ایمان دارد و این ادعای ایمان را باید در رفتار خود نشان بدهد. در «اقرب الموارد» درباره علت تسمیه صدقه آمده است: «صدقه چیزی است که بنده بوسیله آن صدق عبودیت خویش را اظهار می کند»

یکی از نشانه های اهل کفر را بی توجهی به حال محرومان می خواند و می فرماید: آیا کسی را که روز جزا را پیوسته انکار می کند دیده ای؟ او همان کسی است که یتیم را با خشونت می راند. و دیگران را به اطعام مسکین تشویق نمی کند(ماعون/1-3).

صدقه نشانه صدق در ایمان کسی است که به وعده های خدا  ایمان دارد. خداوند وعده نموده است تا صدقه را هفتاد برابر کند و به انسان برگرداند: «مثل کسانی که اموال خویش را در راه خداوند انفاق می کنند مانند دانه گندمی است که هفت خوشه به بار آورد و در هر خوشه ای یکصد دانه باشد و خداوند هر که را بخواهد از این بیشتر نیز عطا خواهد کرد و خداوند را ثروت بی پایان و دانش بی انتهاست(بقره/261).
کسی که به این آیات ایمان دارد نباید از بذل مال خویش در راه خداوند و کمک به بندگان خدا بترسد زیرا با نگاه قرآنی صدقه و انفاق در راه خدا  نه تنها باعث کم شدن مال انسان نمی  شود بلکه آن را رشد داده و زیاد نیز می  کند.
با این نگاه، صدقه نه تنها نفعی است به حال محرومان، بلکه سود واقعی از آن صدقه دهنده می  باشد. خداوند در قرآن به رسولش امر می  فرماید از اموال مومنان صدقه ای بستان تا ایشان را پاک و مهذب گردانی و بر ایشان دعا و درود بفرست که دعای تو برای ایشان مایه آرامش  است و خدا شنوا و داناست. (توبه/103)

عاملی برای افزایش مال و دارایی

به صدقه واجب  نیز زکات  می گویند زیرا هم باعث پاکی انسان از تعلقات و وابستگی های دنیا شده هم باعث افزایش مال و دارایی انسان می گردد.
اصل کلمه «زکاة» به معناى رشد و نموّى است که از برکت الهى  در چیزهاى دنیوى و اخروى حاصل می شود. کلمه «زکات» به سهم الهى که انسان مومن از مال خود خارج می کند و به فقرا می  دهد، اطلاق می  شود، به این دلیل است که در پرداخت آن، امید رشد و افزایش مال همراه با خیرات و برکات دارد، یا موجب تزکیه و پاکى روح پرداخت کننده می شود و یا از هر دو جنبه است؛ زیرا هر دو فایده در پرداخت زکات وجود دارد (مفردات راغب؛ واژه زکات). بنابراین، «زکات» در لغت، به دو معنا آمده است: یکى رشد و نموّ و دیگرى پاکى(لسان العرب؛ واژه زکات)

داستان کسی که از پرداخت زکات کوتاهی کرد

داستان باغداران در قرآن یک مثال از کسانی است که از پرداخت زکات خودداری کردند و گرفتار عذاب و قهر الهی گشتند و از نعمت محروم. این باغداران مردمی فرومایه و دون همت بودند بخیل و خسیس و که از کار خیر جلوگیری می کردند. از آن دسته مردمی که جز سود خویش هیچ سودایی ندارند و از حرص و خست حاضر نیستند کسی کمترین مشارکتی در نعمت های ایشان داشته باشد. پس شب با یکدیگر گرد آمدند و هم عهد شدند که صبح روز بعد همه میوه ها را بچینند و نگذارند هیچ مسکین و نیازمندی بر ایشان وارد شود و چنان به نتیجه کار خود مغرور بودند که گفتند فردا کار را تمام خواهیم کرد و هیچ استثنا نکردند و اگر خدا خواهد نیز نگفتند و ندانستند که آخر وقوع حوادث به هزاران عامل بستگی دارد که اگر بر فرض یکی به دست ما باشد صدها عامل دیگر از دست ما خارج است و به همین منظور خداوند حتی به پیامبرش فرموده است که هرگز مگو فردا چنین و چنان خواهم کرد مگر اینکه بگویی ان شاء الله.
باغداران مغرور در خیال خود مطمئن از چیدن محصول صبح ها به باغ رفتند اما پیش از آمدن ایشان خداوند بادی سوزان بر آن باغ فرستاد که طوافی بر گرد باغ کرد و همه درختان و میوه آنها را خشک و تباه گردانید و ایشان چون وارد شدند و آن وضعیت سوگمند را دیدند متنبه شدند و آن کس که در میان ایشان به خوبی و انصاف نزیک تر بود گفت آیا شما را نگفتم که شکر و سپاس خدا گویید و قدر نعمت الهی را بدانید و فقیران را از در مرانید.
اکنون آن نعمت همه بر باد رفت پس همگی گفتند ای پروردگار سبحان همانا که ما بر خود ستم کردیم؛ و این همان سخن است که حضرت آدم با پروردگار خویش گفت.(سیصدو شصت و پنج روز در صحبت قرآن،ص806)


منابع:
قرآن کریم.
مفاتیح الجنان.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب.
محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل.
محی الدین الهی قمشه ای، سیصدو شصت و پنج روز در صحبت قرآن.


- نظرات (0)

صالحان، گرفتار مشكلات و گنهكاران، در رفاه هستند؟


مشکلات

پاسخ به یک شبهه

سوال و یا شبهه ‌ای که در ذهن بسیاری وجود دارد این است که چرا غالب كسانی كه مطیع اوامر و دستورهای قرآن و خداوند تبارك و تعالی هستند، از آثار این اطاعت و پیروی برخوردار نیستند و با كمبودهای شدید و گرفتاری ‌ها و بلایای زیادی روبرو هستند؟ و كسانی ‌كه كافر هستند و یا در كشورهای كفر زندگی می كنند، هم از نظر رفاه و آسایش، از وضعیت و موقعیت بهتر و برتری بهره‌ مند هستند و هم از انواع نعمت ‌های خدادادی بیشتری برخوردار می ‌باشند.

این مسئله که هر انسانی و هر قومی که در مسیر خدا گام بردارد و تقوا پیشه کند و در برابر نعمت‌های الهی شکرگزار باشد، خداوند آن‌ها را از دریای بیکران رحمت خویش مستفیض کرده و نعمت‌های خود را بر او نازل خواهد کرد، از سنت‌های خداوند و درست می‌باشد. ‌امّا مشکلات و مصیبت‌ها و تنگناهایی که مومنین بدان دچار می ‌شوند، فلسفه و علّت ‌های دیگری نیز دارد که به چند نمونه از زبان آیات قرآن کریم اشاره می ‌کنیم:

مشکلات و مصائب خود ساخته

در منطق عقل و شرع سختی ها انسان را آبدیده می کنند و او را به آسایش و سعادت می رسانند و نیروهای بالقوّه او را در مسیر پیشرفت و تکامل به فعلیت می رسانند «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» همانا به همراه هر سختی آسایش و راحتی است.»

علّت برخی بلاها و مشکلاتی که مومن به آن دچار می‌شود، خود انسان است؛ بسیاری از اوقات این خود ما هستیم که به دلیل سوء مدیریت در برنامه و یا به دلیل انتخاب‌های غلط و اشتباه و ... دچار مشکل می ‌شویم. 
به طور مثال اگر در رانندگی دچار تصادف شویم و در آن به نقص عضو مبتلا شویم و یا ... همه این‌ها مسببشان خود ما هستیم و به خداوند مربوط نمی ‌شود. قرآن کریم می ‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لاَ یَظْـلِمُ النَّاسَ شَیئا وَ لَـَکِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ یَظْـلِمُونَ (یونس/44) خداوند هیچ بر مردم ستم نمی ‌کند؛ ولی این خود مردم‌ اند که بر خویشتن ستم می ‌کنند.»

سنت امتحان الهی

برخی بلاها برای آزمایش و امتحان مردم   می‌ باشد؛ چرا که دنیا محل ابتلا و امتحان است نه دار آسایش و راحتی، آن ‌چنان‌ كه قرآن کریم می ‌فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الاْمْوَلِ وَ الاْنفُسِ وَ الثَّمَرَتِ وَبَشِّرِ الصَّـَبِرِین (بقره/155) قطعاً شما را به چیزی از قبیل ترس و گرسنگی و کاهش در اموال و جان‌ ها و محصولات، می آزماییم و مژده باد شکیبایان را»

هر کسی به اندازه تلاشش بهره می برد 

امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: «انَّ اللّه یبتلی عبادَهُ عند الأَعمال السَیِّئة بنقص الثمرات و حبسِ البرکات و إغلاقِ خزائِنِ الخَیْرات لیتوبَ تائبٌ و یُقْطِعَ مُقْطِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ متذکِّرٌ» (نهج البلاغه، خطبه 143) خداوند بندگان خویش را به هنگامی که کارهای بد انجام می دهند با کمبود میوه ها و جلوگیری از نزول برکات و بستن در گنج های خیرات به روی آنان آزمایش می کند.»

یکی دیگر از سنّت‌ های الهی نیز این است که هر کسی به اندازه رنج و زحمتی که کشیده استفاده و بهره‌ برداری می ‌کند. خداوند می ‌فرماید: «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی (نجم/39) و براى انسان بهره ‏‌اى جز سعى و كوشش او نیست.»
 پس هر کسی به اندازه تلاش و زحمتی که کشیده و به اندازه ‌ای که از نبوغ و استعداد الهی استفاده کرده است، در راحتی و آسایش خواهد بود. و بدون شک یکی از علت‌ های پیشرفت آنان تلاش زیادی بوده که توسط آنان برای رشد اقتصادی شده است و نتیجه آن را هم الان برداشت می‌کنند.

سختی ها و بلاها؛ وسیله ای برای تذکّر و یادآوری

انسان همچون مسافری است که در مسیر زندگی خود در حرکت است و اگر در طول مسیر همیشه در رفاه و آسایش باشد ممکن است غفلت  بر او چیره شود و او را از مسیر اصلی و هدف نهایی باز دارد، از این رو خداوند که أرحم الراحمین و از همگان نسبت به انسان مهربان تر است، زنگ بیدار باش را برای انسان در قالب بلا و سختی به صدا در می آورد و انسان را از عواقب خطرناک ضلالت و گمراهی  باخبر می سازد. 
خداوند متعال می فرماید: «وَلَقَدْ أَخَذْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْص مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ» (اعراف، 30) و ما نزدیکان و قوم فرعون را به خشکسالی و کمبود میوه ها گرفتار کردیم شاید متذکّر گردند.»
همچنین امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: «انَّ اللّه یبتلی عبادَهُ عند الأَعمال السَیِّئة بنقص الثمرات و حبسِ البرکات و إغلاقِ خزائِنِ الخَیْرات لیتوبَ تائبٌ و یُقْطِعَ مُقْطِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ متذکِّرٌ» (نهج البلاغه، خطبه 143) خداوند بندگان خویش را به هنگامی که کارهای بد انجام می دهند با کمبود میوه ها و جلوگیری از نزول برکات و بستن در گنج های خیرات به روی آنان آزمایش می کند.»

اجر و پاداش اخروی

یکی دیگر از سنّت‌ های الهی نیز این است که هر کسی به اندازه رنج و زحمتی که کشیده استفاده و بهره‌ برداری می ‌کند. خداوند می ‌فرماید: «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی (نجم/39) و براى انسان بهره ‏‌اى جز سعى و كوشش او نیست.»

خداوند به کسی ظلم نمی کند «وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّم لِّلْعَبِیدِ» در کتب کلامی و اعتقادی تحت عنوان «اعواض الآلام; عوض های سختی ها و رنج ها» بیان شده سختی ها و مصائبی که از جانب خداوند به انسان ها می سد در آخرت جبران می شود. 
گذشته از این مطلب، صبر و استقامت در برابر شدائد  و مصائب و پیمودن راه سعادت و تکامل  در شرائط سخت و دشوار، أجر و پاداش اخروی بسیاری را نصیب انسان خواهد نمود، چنان که در روایتی نقل شده روزی عبداللّه بن ابی یعفور نزد امام صادق (علیه السلام) به شکوه و گلایه پرداخت که من همیشه در سختی و بیماری به سر می برم. امام (علیه السلام) در جواب فرمودند: «لو یعلم المؤمن ما له من الأجر فی المصائب لتمنّی أنّه قرض بالمقاریض» (اصول کافی، همان، ص 255) اگر شخص مؤمن بداند که پایداری در برابر مصائب و سختی ها چه اندازه اجر و ثواب دارد آرزو می کند که بدن او با قیچی قطعه قطعه شود.»

سختی باعث تکامل است

بلاها و سختی ها زمینه ساز سعادت و کمال هستند و به تعبیر استاد مطهری «بدهای مادر خوبی ها و زائیده آن ها هستند.» ( مجموعه آثار، همان، ص 174) و در منطق عقل و شرع سختی ها انسان را آبدیده می کنند و او را به آسایش و سعادت می رسانند و نیروهای بالقوّه او را در مسیر پیشرفت و تکامل به فعلیت می رسانند «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» همانا به همراه هر سختی آسایش و راحتی است.» ( انشراح، 5)
آری اگر انسان در ناز و نعمت و آسایش به سر ببرد نمی توان توقع داشت که سخت کوش و توانمند شود چرا که اگر شخصی می خواهد فنّ شناگری را یاد بگیرد، تا سختی و مرارت فرو رفتن های مکرّر در آب را لمس نکند، شناگر خوبی نخواهد شد. 

شناخته شدن صابرین

علّت برخی بلاها و مشکلاتی که مومن به آن دچار می‌شود، خود انسان است؛ بسیاری از اوقات این خود ما هستیم که به دلیل سوء مدیریت در برنامه و یا به دلیل انتخاب‌های غلط و اشتباه و ... دچار مشکل می ‌شویم.

خداوند متعال می فرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّی نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنکُمْ وَالصَّابِرِینَ وَ نَبْلُوَاْ أَخْبَارَکُمْ» ( محمد، 31) ما همه شما را قطعاً آزمایش می کنیم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند؟ و اخبار شما را بیازمائیم.»
البته ذکر این نکته لازم است که این آزمایش ها برای علم پیدا کردن خداوند نیست چرا که خداوند بر همه چیز عالم است، بلکه برای آشکار شدن چهره انسان ها برای خودشان و دیگران است تا در روز قیامت حجّت و دلیل بر همگان تمام باشد. 

 کلام آخر:

با توجه به اینکه خداوند اولیاى خود را دوست دارد، لذا اگر خلافى كنند، فوراً آنان را با قهر خود مى‏ گیرد تا متذكّر شوند، چنانكه خداوند در قرآن مى‏ فرماید: اگر پیامبر سخنى را كه ما نگفته ‏ایم به ما نسبت دهد، با قدرت او را به قهر خود مى ‏گیریم: « وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ ‏* لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ» (سوره حاقّه، آیه 44 - 45) و همچنین اگر مؤمنین خلافى كنند، چند روزى نمى ‏گذرد مگر آنكه گوشمالى مى‏ شوند. 
امّا اگر نااهلان خلاف كنند، خداوند به آنان مهلت مى ‏دهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاك مى‏كند: «وَ جَعَلْنا لِمَهْلِکِهِمْ مَوْعِداً» (سوره كهف، آیه 59) و اگر امیدى به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قیامت به تأخیر مى ‏اندازد و به آنان مهلت مى ‏دهد تا پیمانه شان پر شود. «إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً» (سوره آل عمران، آیه 178)


- نظرات (0)

ارث بردن بهشت توسط مۆمنان

بهشت

از مجموع چند آیه از قرآن می توان نتیجه گرفت که اگر اشخاصی وجود داشته باشند که هنوز اسلام را نپذیرفته، ولی نسبت به آن دشمنی نداشته و در راه رسیدن به آنچه حق است، تلاش می نمایند و علاوه بر آن، از انجام کارهای نیک نیز غافل نمی باشند، می توان امید فراوانی داشت که مشمول رحمت واسعه الهی گردن

شرح پرسش:

در آیه ی 11 سوره ی مۆمنون آمده که «مۆمنان بهشت را به ارث می ‌برند»، ارث در اینجا چگونه معنا می ‌شود؟

تعبیری در قرآن کریم وجود دارد که مۆمنان، بهشت را به ارث می ‌برند. [1] در واژه ی ارث، شیء باید از شخصی به شخص دیگر منتقل شود؛ لذا استفاده آن در این آیه، پرسشی را در ذهن خواننده ایجاد می ‌کند، اما با کمی دقت و تحقیق درباره ی آن به دست می ‌آید که این تعبیر هیچ بُعدی ندارد.

در ذیل آیه ی مورد بحث، حدیثی نقل شده است که امام صادق (علیه السلام) می ‌فرماید: «خداوند هیچ‌ کس را نیافریده است، مگر اینکه براى او خانه‏اى در بهشت و خانه‏اى در دوزخ قرار داده است. هنگامى که بهشتیان در بهشت و دوزخیان در دوزخ جاى مى ‏گیرند، منادى ندا می ‌دهد: اى اهل بهشت! نظر افکنید. پس جملگى سر بر می ‌آورند و به دوزخ نظر می ‌افکنند. در این هنگام، جایگاهشان در آتش برایشان آشکار می ‌شود، و به آنان گفته می ‌شود: این است خانه‌ هاى شما که اگر خدا را نافرمانى می‌ کردید به آن در مى ‏آمدید. پس اگر بنا بود کسى در آن‌ جا از شدّت خوشحالى بمیرد، قطعاً بهشتیان در آن روز به سبب اینکه عذاب از آنها برگشته است از شدّت خوشحالى جان می ‌باختند. سپس ندا می‌ کنند: اى گروه دوزخیان! سر بردارید و به خانه ‌هاى خود در بهشت نظر بیفکنید. آنان سر بر می ‌آورند و خانه‌ هاى خود را با تمام نعمت ‌هایى که در آنها است‏ می ‌بینند. به آنان گفته می‌ شود: این است خانه ‌هاى شما که اگر خدا را اطاعت می‌کردید به آن داخل می ‌شدید. آن‏گاه امام(علیه السلام) فرمود: اگر چنان بود که کسى از شدّت اندوه بمیرد، قطعاً دوزخیان در آن روز از شدّت اندوه می ‌مردند: فَیُورَثُ هَۆُلَاءِ مَنَازِلَ هَۆُلَاءِ وَ هَۆُلَاءِ مَنَازِلَ هَۆُلَاء» [2]

محتوای این حدیث به گونه‌ های دیگری نیز نقل شده است. [3]

براساس این روایت معنای آیه کاملاً مشخص شده و کلمه ی ارث نیز به معنای حقیقی خود معنا می‌ شود که مۆمنان بهشت را از آنانی که شایسته آن نبودند، به ارث می ‌برند.

از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است؛ از میان چهار پایان فقط سه رأس وارد بهشت می‌شوند، الاغ بلعم باعورا، سگ اصحاب کهف و گرگی که به جهت ظلم بیش از حدّ پاسبانی فرزند او را طعمه خویش نمود

البته برخی مفسّران؛ علاوه بر این معنا، توجیهات دیگری را نیز ذکر کرده‌اند که کلمه ارث به معنای اصلی خود معنا شود. [4]

علاوه بر اینها، واژه ی ارث به غیر از معنای رایج خود، در معانی دیگری نیز استعمال می ‌شود و می ‌توان معانی دیگری نیز برای این کلمه قائل شد.

علامه طباطبائی(ره) در تفسیر خود، علاوه بر ذکر روایت فوق، می ‌گوید: «این ‌که مۆمنان فردوس را به ارث می ‌برند، به معناى این است که فردوس براى مۆمنان باقى و همیشگى است، چرا که این احتمال مى‏ رفت که دیگران هم با مۆمنان شرکت داشته باشند، و یا اصلاً غیر مۆمنان صاحب آن شوند بعد از آنها خداوند آن ‌را به ایشان اختصاص داده و منتقل نموده است.» [5]

 

بهشت
چه کسانی هرگز به بهشت راه نمی روند؟

در ارتباط با کسانی که وارد بهشت نمی شوند، آیات چنین می ‌گویند:

آیات قرآن کریم

قرآن کریم مشرکان، متکبران و تکذیب کنندگان آیات الهی را در زمره کسانی می ‌داند که هرگز به بهشت راه نخواهند یافت.

1. «کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن تکبّر ورزیدند، (هرگز) درهاى آسمان به رویشان گشوده نمى‏شود و (هیچ‌گاه) داخل بهشت نخواهند شد، مگر این ‌که شتر از سوراخ سوزن بگذرد! این‌گونه، گنهکاران را جزا مى ‌‏دهیم». (اعراف، 40)

2. «به تحقیق آنان ‌که گفتند که خدا همان مسیح پسر مریم است، کافر شدند. مسیح گفت: اى بنى اسرائیل، اللَّه پروردگار من و پروردگار خود را بپرستید؛ زیرا هر کس که براى خداوند شریکى قرار دهد خدا بهشت را بر او حرام می ‌کند، و جایگاه او آتش است و ستمکاران را یاورى نیست». (مائده، 72)

3. «و آنها که آیات ما را تکذیب کنند، و در برابر آن تکبّر ورزند، اهل دوزخ‌اند، جاودانه در آن خواهند ماند». (اعراف، 36)

با توجه به مطالب ارائه شده، می ‌توان گفت این گروه‌ها هرگز وارد بهشت نمی ‌شوند، در صورتی که موفق به توبه نشوند، اما در صورتی که توبه کنند با توبه تمام گناهان بخشوده خواهد شد، حتی شرک.

 

آیا از حیوانات هم وارد بهشت می‌ شوند؟

روایاتی وجود دارد که ظاهراً تمام آن ها به تفسیر قمی برمی ‌گردد. علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود روایتی را به امام رضا(علیه السلام) نسبت می دهد که چنین است: «فَقَالَ الرِّضَا (علیه السلام) فَلَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ مِنَ الْبَهَائِمِ إِلَّا ثَلَاثَةٌ- حِمَارَةُ بَلْعَمَ وَ کَلْبُ‏ أَصْحَابِ الْکَهْفِ وَ الذِّئْبُ وَ کَانَ سَبَبُ الذِّئْب أَنَّهُ بَعَثَ مَلِکٌ ظَالِمٌ رَجُلًا شُرْطِیّاً- لِیُحْشِمَ قَوْماً مِنَ الْمُۆْمِنِینَ وَ یُعَذِّبَهُمْ- وَ کَانَ لِلشُّرْطِیِّ ابْنٌ یُحِبُّهُ، فَجَاءَ ذِئْبٌ فَأَکَلَ ابْنَهُ فَحَزِنَ الشُّرْطِیُّ عَلَیْه»؛ (قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج ‌1، ص 248)‌ از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است؛ از میان چهار پایان فقط سه رأس وارد بهشت می‌شوند، الاغ بلعم باعورا، سگ اصحاب کهف و گرگی که به جهت ظلم بیش از حدّ پاسبانی فرزند او را طعمه خویش نمود.

«این ‌که مۆمنان فردوس را به ارث می ‌برند، به معناى این است که فردوس براى مۆمنان باقى و همیشگى است، چرا که این احتمال مى‏ رفت که دیگران هم با مۆمنان شرکت داشته باشند، و یا اصلاً غیر مۆمنان صاحب آن شوند بعد از آنها خداوند آن ‌را به ایشان اختصاص داده و منتقل نموده است»

ماجرای گرگ این گونه است که پادشاه ستمگری مرد پاسبانی را برای آزار و شکنجه قوم مۆمنی مأمور کرده بود و آن پاسبان پسری داشت که به او بسیار علاقمند بود، این گرگ آمد و فرزند او را خورد و پاسبان اندوهگین شد، خداوند هم به جهت انتقامی که این گرگ از او گرفت، این گرگ را وارد بهشت می‌سازد.

 

آیا بهشت مختص مسلمانان است؟

در قرآن دو گروه از آیات وجود دارد مبنی بر این که:

اولاً: اگر افرادی از اهل کتاب (همانند مسیحیان، یهودیان و صابئین)، ایمان به خدا و روز قیامت داشته و عمل نیک انجام دهند، خداوند به آنان پاداش مناسب عطا می فرماید. (بقره، 62؛ مائده، 69؛ حدید، 27)

ثانیاً: اگر اشخاصی که هنوز حق به طور کامل برای آنها تبیین نگردیده و نسبت به آن، عنادی هم ندارند، در آخرت منتظر تصمیم خداوند می مانند.

واژه های مستضعفین و اصحاب اعراف در مورد این گونه افراد است. (اعراف، 46؛ نساء، 97 و 98. و نیز روایتی در همین زمینه در کتاب کافی ج 2، ص 383-382 وجود دارد)

از مجموعه این آیات می توان نتیجه گرفت که اگر اشخاصی وجود داشته باشند که هنوز اسلام را نپذیرفته، ولی نسبت به آن دشمنی نداشته و در راه رسیدن به آنچه حق است، تلاش می نمایند و علاوه بر آن، از انجام کارهای نیک نیز غافل نمی باشند، می توان امید فراوانی داشت که مشمول رحمت واسعه الهی گردند.

 

پی نوشت:

[1]. مۆمنون، 10 و 11: «أُوْلَئکَ هُمُ الْوَارِثُونَ، الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَلِدُون»؛ آنان همان وارثانند که بهشت را به ارث برند و در آن جاودان باشند.

[2]. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 258

[3]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 8، ص 91

[4]. برای اطلاعات بیشتر ر.ک: فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 23، ص 263

[5]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 15، ص 12

بحار الأنوار، ج 8

تفسیر المیزان، ج 15

 



- نظرات (0)

خوف و رجا، برگ برنده معاد باوران

خوف و رجا،

رحمت واسعه ولی با حساب و کتاب
خداوند در سوره حمد می فرماید: «الرَّحْمنِ‏ الرَّحیمِ؛[حمد/3] خداى رحمتگر مهربان (به رحمت و مهر عام در دنیا براى همه، و خاص در آخرت براى مؤمن)» [1]
چنانکه میدانیم خدا یک رحمت گسترده و عام دارد که  هم کافر و هم مسلمان را پوشش می دهد در این دنیا، ولی یک رحمت ویژه دارد برای اهل  ایمان در آخرت، اهل ایمانی که نسبت به امر و نهی خداوند، توجه داشته اند. «الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ‏ الْمَغْفِرَة؛[نجم/32]آنان كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى كنند مگر آنكه كمى (یعنى گناه صغیره‏اى یا تخیل و وسوسه‏اى به غلبه طبیعت و عادت) از آنها سر زند، كه مغفرت پروردگارت بسیار وسیع است».[2]
کسانی هستند که اهل عبادت پروردگارنبوده و ممکن است گناهانی هم مرتکب شوند (غیبت و دروغ و امثال این)، آنگاه به زعم خود آنها را کوچک جلوه می دهند و سپس نتیجه می گیرند: چون گناه کوچکی است خدا آنرا می بخشد و ....، در حالی که قرآن این پیام را به ما می هد که: اگر اوامر و نواهی خدا را بجا بیاورید (انجام واجبات و ترک محرمات) ، ولی احیانا غفلتی، لغزشی و ... ازشما سر زد؛ آنموقع باید امیدوار به بخشش خدا بود.

باید بین خوف و رجاء بود
امام صادق (علیه السلام) وظیفه یک مسلمان و مخصوصا یک شیعه را اینچنین بیان می کند: «اَرج الله رَجاءَ لایجرّئک عَلی مَعصیتِه و خَف اللهَ خوفاً لا یؤیسُک مِن رَحمته؛[3]به خداوند امیدوار باش، امیدی که تو را بر انجام معصیتش جرات نبخشد و از خداوند بیم داشته باش بیمی که تو را از رحمتش ناامید نگرداند».

طبق این حدیث، باید امیدوار به رحمت و بخشش الهی بود ولی این امیدواری باید او را از گناه و معصیت (انجام ندادن واجبات و انجام محرمات) باز دارد، و بیم و ترس او از خدا به قدری نباشد که از رحمتش ناامید شود.
این حدیث، آب پاکی را روی دست کسانی می ریزد که بر روی بخشش و رحمت الهی در قیامت، بدون توجه به وظیفه ی دینی حساب باز کرده اند.

خوف از خدا، سبب نجات
 امام حسین (علیه السلام)، در باره خوف از خدا می فرماید: «لا یَأمَنُ یَومَ القِیامَةِ إِلا مَن خافَ اللهَ فی الدُّنیا؛[4]قیامت در امان نیست، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد».
بدون شک ترس از خدا جز با انجام واجبات و ترک محرمات حاصل نمی شود.  خدای بزرگ، خطاب به پیامبرش می فرماید: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْكُمُ‏ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ؛[آل عمران/31] بگو (اى پیغمبر): اگر خدا را دوست مى‏دارید مرا پیروى كنید تا خدا شما را دوست دارد و گناه شما را ببخشد، و خدا آمرزنده و مهربان است».
در این آیه اطاعت از خدا را باعث مغفرت می داند و به می فهماند که عمل صالح باعث در امان ماندن از خوف خدا می شود. «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ‏ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛[بقره/288]همانا كسانى كه ایمان آورده و عمل‏هاى شایسته كرده و نماز را به‏پا داشته و زكات پرداخته‏اند، براى آنان در نزد پروردگارشان پاداشى در خور شأن آنهاست، و (در آخرت) نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت».


تفکر و تعقل، راهکاری برای خوف و رجاء
می دانیم که قرآن کریم انسانها را بارها به تفکر دعوت نموده است [7] این تفکر باید در موضوع ما (خوق و رجاء) خود را نشان دهد. اگر انسان رفیقی داشته باشد و برای او هیچ کاری انجام ندهد؛ نباید انتظار قرب و جایگاهی درنزد او داشته باشد. در امور دینی هم باید اینگونه باشد. کما اینکه درروایات از دین به عنوان برادر انسان (از رفیق به انسان نزدیکتر) تعبیر شده است. مولا امیرالمومنین (علیه السلام) به کمیل می فرماید: «یَا كُمَیْلُ، أَخُوكَ دِینُكَ، فَاحْتَطْ لِدِینِكَ‏ بِمَا شِئْتَ؛[8] ای کمیل: دین تو برادر توست تا می توانی نسبت به او جانب احتیاط (مهربانی) را نگه دار»
وقتی که انسان، سعی در راضی نگه داشتن رفیقش ــ بواسطه توجه به کارهای اوــ دارد تا در نزد او جایگاه مطلوبی داشته باشد (رجاء) و ازانجام کاری که باعث دوری از آن جایگاه مطلوب می شود می ترسد (خوف)؛ باید نسبت به دین خود (همچون برادر خود) همین خوف و رجاء را داشته باشد.

سخن آخر
رحمت خداوند وسیع است و همه ی عالم را در بر گرفته، ولی رحمت و بخشایش خاص خدا در آن جهان، تنها شامل مومنان می شود، مومنانی که با انجام عمل صالح، به درگاه خدا تقرب جسته و با خوش بینی بی مورد به بخشندگی خدا، ازانجام تکالیف شرعی سر باز نمی زنند.

پی نوشت ها:
1ــ ترجمه مشکینی ص1
2ــ ترجمه الهی قمشه ای ص527
3ــ جامع الاخبار(شعیری) ص 98
4ــ مناقب (ابن شهر آشوب ) ج 4 ، ص 69
5ــ ترجمه مشکینی ص435
6ــ اصول کافی، ج2، ص 74
7ــ به عنوان نمونه آیات 219 و 266 بقره
8ــ الأمالی (للمفید) / النص / 374
- نظرات (0)

روزانه چقدر قرآن بخوانیم؟

قرآن

معمولاً کسی که در مقام وصیت و سفارش است چیزهایی را سفارش می کند که مهم و سرنوشت ساز باشد. یکی از وصایای رسول خدا (صَلى الله عَلیه وَ آله) به امیرمومنان علی (عَلیه السَلام) تلاوت مستمرّ قرآن است، چنانچه فرموده اند: وَ عَلَیکَ بِتَلاوَة القُرآن عَلی کُلِّ حالٍ؛ در همه حال و در هر شرایطی قرآن تلاوت کن. (شیخ حر عاملی. وسایل الشیعه، ج4: 825)
بسیاری از عبادات هنگام مریضی، مسافرت یا جهاد در راه خدا از انسان ساقط می شود و یا تخفیف پیدا می کند. اما خداوند تأکید می نماید در این موارد نیز سعی کنید تا می توانید قرآن بخوانید: إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنى  مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَکَ وَ اللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَوُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضى  وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ فَاقْرَوُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ؛ بزودی گروهی از شما بیمار می شوند و گروهی دیگر برای بدست آوردن فضل الهی و (کسب روزی) به سفر می روند و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می کنند (و از تلاوت قرآن بازمی مانند)، پس به اندازه ای که ممکن است از آن تلاوت کنید. (سوره مزمل: آیه 20)
همانگونه که انسان برای انجام کارهای روزانه برنامه تهیه می کند و هر روز صبح به برنامه اش نگاه می کند تا کارهای روزانه را مطابق آن انجام دهد، هر مسلمانی که می خواهد به قرآن عمل کند لازم است به طور مستمر و روزانه به قرآن مراجعه کند تا در پرتو دستورات و راهنمایی ها قرآن در دنیا و آخرت کامروا شود.

مقدار قرائت روزانه

اگر قاری قرآن از متفکران در معانی قران است... پس به روایتی عمل کند که می فرماید: هر روز پنجاه آیه خوانده شود، زیرا از امام صادق (عَلیه السَلام) روایت است که فرمود: القُرآنُ عَهدَ اللهِ اِلی خَلقِه فَقَد یَنبَغی لِلمَرأ المُسلِمِ اَن یَنظَرُ فی عَهدِهِ وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً؛ قرآن پیمان خدا با مردم است. پس یقیناً برای شخص مسلمان سزاوار است که با دقت در پیمان خویش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آیه بخواند. (شیخ صدوق. ثواب الاعمال: 127)

شاید بعضی از مردم بپرسند حال که قرائت روزانه قرآن  این همه اهمیت دارد، سزاوار است روزانه چند آیه از قرآن خوانده شود؟ پاسخ این پرسش در احادیث زیادی آمده است.

کمترین مقدار قرائت:

در حدیثی که از امام باقر (عَلیه السَلام) رسیده است استفاده می شود اگر مسلمانی بخواهد از غافلان و بی خبران نباشد بایستی روزانه حداقل ده آیه از قرآن بخواند. امام پنجم (عَلیه السَلام) این مطلب را از رسول گرامی خدا (صَلى الله عَلیه وَ آله) نقل کرده است: مَن قَرَأَ عَشرَ آیاتٍ فی لَیلَةٍ لَم یُکتَب مِنَ الغافِلینَ؛ هر کس در هر شب ده آیه قرآن بخواند از جمله بی خبران و غافلین نوشته نخواهد شد. (کلینی. اصول کافی، ج2: 446، 448)
البته این مقدار قرائت، غیر از قرائت آیاتی است که هر مسلمانی در نماز می خواند زیرا آن آیات بخشی از نماز است و خواندن آن بر هر مسلمان مکلفی واجب است.

پنجاه آیه، قرائت ذاکران

در ادامه حدیث قبلی آمده است، کسی که هر روز پنجاه آیه قرآن تلاوت کند در زمره کسانی است که همیشه به یاد خدا هستند: وَ مَن قَرَأَ خَمسینَ آیةً کُتِبَ مِنَ الذّاکِرینَ.
همچنین مرحوم فیض کاشانی از فقیهان، مفسران و عارفان برجسته شیعه، در کتاب شریف «المحجة البیضاء» در این مورد چنین نوشته است: اگر قاری قرآن از متفکران در معانی قران است... پس به روایتی عمل کند که می فرماید: هر روز پنجاه آیه  خوانده شود زیرا از امام صادق (عَلیه السَلام) روایت است که فرمود: القُرآنُ عَهدَ اللهِ اِلی خَلقِه فَقَد یَنبَغی لِلمَرأ المُسلِمِ اَن یَنظَرُ فی عَهدِهِ وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً؛ قرآن پیمان خدا با مردم است. پس یقیناً برای شخص مسلمان سزاوار است که با دقت در پیمان خویش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آیه بخواند. (شیخ صدوق. ثواب الاعمال: 127)

اوقات تلاوت قرآن

از آیات قرآن کریم و احادیث استفاده می شود که قرائت قرآن و ذکر خدا در همه اوقات خوب است. ولی در این وقت ها و زمان ها سفارش شده است: صبح ها بعد از نماز صبح، هنگام غروب، شب قبل از خواب، نیمه های شب و سحرگاهان.
از این رو جا دارد هر کسی به فراخور حال و فرصت هایی که دارد یکی یا بعضی از این اوقات را مشخص کند و به تلاوت قرآن بپردازد. (ابوالفضل علامی میانجی. آشنایی با آداب تلاوت قرآن:69)

در قرآن خواندن کیفیت را بالا ببریم

کسی که در مقام وصیت و سفارش است چیزهایی را سفارش می کند که مهم و سرنوشت ساز باشد. یکی از وصایای رسول خدا (صَلى الله عَلیه وَ آله) به امیرمومنان علی (عَلیه السَلام) تلاوت مستمرّ قرآن است، چنانچه فرموده اند: وَ عَلَیکَ بِتَلاوَة القُرآن عَلی کُلِّ حالٍ؛ در همه حال و در هر شرایطی قرآن تلاوت کن

با آمدن رمضان خیلی از ما به یاد قرآن می افتیم و البته آنهایی که عادت به قرائت قرآن دارند در این روزها بیشتر قرآن می خوانند. همینطور اقبال به مساجد و نمازهای جماعت از همه مردم دیده می شود. اما چیزی که من می خواهم به آن اشاره کنم این عادت خوب نزدیک شدن به قرآن در رمضان است.
خیلی از مردم در ماه رمضان یک بار یا دو بار و یا شاید بیشتر قرآن را از اول تا آخر می خوانند و به اصطلاح ختم می کنند و همان طور که گفتم این عادت بسیار خوب و پسندیده ای است مخصوصا که این ماه ماه قرآن است اما...
به این عبارت فکر کنید: خواندن یعنی چه؟ وقتی ما کتابی را می خوانیم (هر کتابی غیر از قرآن) آیا معنای آن را می فهمیم؟ سوال خنده داری است نه؟ مگر می شود کتابی را بخوانی بدون آنکه معنی آن را بفهمی و یا اصلا بخواهی که معنای آن را بدانی؟! اما آیا شما هم متوجه شده اید که بسیاری از ما دقیقا همین کار را با مهمترین کتاب دنیا انجام می دهیم؟ خواندن، فقط خواندن!

ثواب دارد!

مَن قَرَأَ عَشرَ آیاتٍ فی لَیلَةٍ لَم یُکتَب مِنَ الغافِلینَ؛ هر کس در هر شب ده آیه قرآن بخواند از جمله بی خبران و غافلین نوشته نخواهد شد

نگاه بسیاری از مسلمانان به قرآن اینگونه است: می خوانم چون ثواب دارد و چون ثواب دارد هر چه بیشتر می خوانم تا ثواب بیشتر ببرم...
این حرف در کل درست است چون خواندن قرآن واقعا ثواب دارد و هر حرف آن 10 حسنه در بر دارد و (الم) یک حرف نیست بلکه الف یک حرف و ل یک حرف و م هم یک حرف است (آنگونه که رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید) اما...
هدف از نزول قرآن این است که برنامه ای برای زندگی باشد (این را دیگر خیلی شنیده اید) یعنی اینکه باید در نحوه زندگی و اخلاق و روش برخورد مان با پدیده های مختلف تاثیر بگذارد و در نحوه نگرش و نحوه تفکر و نوع دیدنمان یعنی نگرش مان به کل هستی...
برای ایجاد چنین تاثیر بزرگی طبیعی است که باید قرآن را فهمید و در آن تعمق و تدبر کرد و در عمل به تعالیم آن و دوری از منهیات آن کوشید. حال نتیجه گیری با خود شماست آیا نوع برخورد ما با کتابمان صحیح است؟


- نظرات (0)

نتیجه بدقولی

بد قولی

خداوند بزرگ در قرآن کریم، خود را با وفاترین می شمارد و می فرماید: وَ مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ؛ چه کسی به پیمانش پای بندتر از خداست. (توبه: 111)
خداوند منان، کمترین احتمال پیمان شکنی 314723 را نسبت به خود قاطعانه مردود می شمارد: فَلَنْ یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ؛ خداوند هرگز پیمان شکنی نمی کند. (بقره: 80)
در جایی دیگر فرموده است:  وَ بِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (انعام: 152)
به عهد الهی وفا کنید. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده است تا متذکر شوید.
و نیز می فرماید: وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْوءُلاً. (اسراء: 34)
به پیمان های خود وفادار باشید زیرا از پیمان ها سوال خواهد شد.
و در آیه دیگری هم آمده است: وَ الَّذینَ هُمْ لأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ؛ آنان (مومنین) به امانت و عهد و پیمان خود وفادارند. (مومنون: 8)

امام على علیه السلام می فرمایند: وَ إیّاكَ ... اَن تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَكَ بِخُلفِكَ... الخُلفَ یوجبُ المَقتَ عِندَ اللّه وَ النّاسِ: بپرهیز از خلف وعده كه آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مى شود

فراموش نکنیم که نادیده گرفتن پیمان ها، جز خودخواهی و بی اعتنایی به حقوق دیگران و سبک شمردن شخصیت آنها علتی ندارد و افراد خودخواه و پیمان شکن از دید پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله نکوهش شده اند. چنان که ایشان فرموده است: «لا دینَ، لِمَن لا عهدَ له؛ آن کس که به پیمان خود وفادار نیست، مسلمان نیست.»
و نیز حضرت علی (علیه السلام) در این رابطه می فرمایند: هیچ موضوعی همانند وفای به عهد  در میان مردم با تمام اختلافاتی که دارند، مورد اتفاق نیست.(نهج البلاغه، نامه 53)
همین وفای به عهد درباره کودک اهمیتش زیادتر، و تاکید بیشتر به خود می گیرد تا جامه عمل پوشانده شود، در این رابطه داریم که پیامبر صلى  الله  علیه  و  آله می فرمایند :«اَحِبُّوا الصِّبیانَ وَ ارحَمُوهُم ، وَ اِذا وَعَدتُموهُم شَیئا فَفُوا لَهُم ، فَاِنَّهُم لا یَدرونَ اِلاّ اَ نَّ  كُم تَرزُقونَهُم»؛ كودكان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید و هرگاه به آنان وعده دادید، به آن وفا كنید، زیرا آنان روزى دهنده خود را كسى غیر از شما نمی دانند. (كافى، ج 6، ص 49)
بنا به فرمایش پیامبر گرامی اسلام صلى  الله  علیه  و  آله ؛ کودک، والدین را تکیه گاه اصلی خود می داند. فرزند اگر گفتار و كردار والدین خود را دوگانه ببیند، خود را بی پناه حس می كند و آشفته و سرگشته می شود و این بی اعتمادی به والدین، حتی اعتقاد او نسبت به اصول انسانی و اسلامی سست می کند و بیان مطالب تربیتی و الفاظ زیبا هرگز نمی تواند جبران كننده زشتی خلف وعده شود و اثر آن را از ذهن حساس و تیزبین فرزند پاک کند.

نشانه ای از نشانه های مومن بودن

 پیامبر صلى  الله  علیه  و  آله می فرمایند :«اَحِبُّوا الصِّبیانَ وَ ارحَمُوهُم ، وَ اِذا وَعَدتُموهُم شَیئا فَفُوا لَهُم ، فَاِنَّهُم لا یَدرونَ اِلاّ اَ نَّ  كُم تَرزُقونَهُم»؛ كودكان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید و هرگاه به آنان وعده دادید، به آن وفا كنید، زیرا آنان روزى دهنده خود را كسى غیر از شما نمی دانند

خداوند متعال یکی از نشانه های مومنان  را وفای به عهد می شمرند و می فرمایند:«وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ» (سوره بقره/177) (مومنان آنهایی هستند که) به عهد و پیمان خود وفا دارند. پس کسی که چک او بر می  گردد در ایمانش شک کند علامت ایمان  وفای به عهد است؛ کسی که قول داده باید عمل کند.
در آیه ای دیگر خداوند با بیان نشانه های خردمندان  حق جو بیش از هر چیز، وفای به عهد و پیمان را گوشزد می کند: «الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها کسانی هستند که به عهد الهی وفا می کنند و پیمان را نمی شکنند.» (رعد: 20)

وفای به عهد حتی نسبت به دشمنان

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز وفای به عهد را از شرایط اساسی ایمان می داند و حضرت امیر علیه السلام نیز در فرمان خود به مالک اشتر، به اهمیت این مسئله در اسلام و جاهلیت اشاره می کند و آن را مهم ترین و عمومی ترین قانون اجتماع می شمارد:

و نیز حضرت علی (علیه السلام) در این رابطه می فرمایند: هیچ موضوعی همانند وفای به عهد  در میان مردم با تمام اختلافاتی که دارند، مورد اتفاق نیست

اگر با دشمنی پیمانی بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری، به پیمان خویش وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار ده که در میان واجبات الهی، هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان، با تمام اختلافاتی که با هم دارند، مورد اتفاق عمومی نیست. تا آنجا که مشرکان نیز پیش از مسلمانان در روابط خود بدان پای بند بودند؛ زیرا از پی آمدهای پیمان شکنی خاطرات تلخی داشتند.

کلام آخر:

بزرگی و انسانیت با خلف وعده سازگاری ندارد از همین جهت چنین انسانی بر آن چه ممکن نیست وعده نمی دهد... همانطور که امام على علیه السلام فرمودند: لا تَعِدَنَّ عِدَةً لاتَثِقُ مِن نَفسِكَ بِانجازِها: وعده اى نده كه از وفاى به آن اطمینان ندارى. (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص253 ، ح5316)
علت آن هم چنین بیان شده که امام على علیه السلام می فرمایند: وَ إیّاكَ ... اَن تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَكَ بِخُلفِكَ... الخُلفَ یوجبُ المَقتَ عِندَ اللّه وَ النّاسِ: بپرهیز از خلف وعده كه آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مى شود. (نهج البلاغه (صبحی صالح) نامه 53 ،ص444)



- نظرات (0)