سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

از هیچ کس در قیامت سؤال نمی شود!

قیامت، محاسبه

در قیامت این‌ گونه نیست که خداوند بخواهد از وضعیت انسان ‌ها و میزان کار خوب و بد آن‌ ها و در نتیجه استحقاق پاداش و کیفر آن‌ها آگاهی یابد؛ بلکه هدف از آن نشان دادن حقیقت و باطن اعمال و اعتقادات آدمی به خود اوست.(1)

محاسبه کننده اعمال

بر اساس برخی آیات تنها خداوند عهده‌دار حساب‌رسی اعمال بندگان  است:«وَإِن مَّا نُرِیَنَّكَ بَعْضَ الَّذِی نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَیْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَیْنَا الْحِسَابُ»(2) هم‌چنان که در آیه دیگری فرموده است: «إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ».(3) برخی روایات نیز همین معنا را تأکید کرده‌اند، از جمله اینکه شخصی اعرابی به محضر پیامبر(صلی الله و علیه وآله) رسید و گفت: چه کسی عهده‌ دار حساب خلق است؟ پیامبر(صلی الله و علیه وآله) فرمود: خدا. گفت: به تنهایی؟ حضرت فرمود: آری. اعرابی خندید و پیامبر(صلی الله و علیه وآله) از علت آن پرسید. مرد پاسخ داد: کریم وقتی قدرت داشته باشد عفو کند و زمانی که محاسبه کند در آن مسامحه کرده، سخت نمی‌گیرد.(4)
در مقابل این روایات، روایات دیگری وجود دارد که به صراحت حجج الهی را عهده‌ دار حسابرسی اعمال برخی افراد معرفی می‌ کند، مانند روایاتی که ائمه(علیهم السلام) را عهده ‌دار حسابرسی اعمال شیعه معرفی می ‌کند.(5)

محاسبه سریع اعمال

ایاتی از قرآن کریم بر این مسئله دلالت دارند که همه اعمال انسان مورد محاسبه قرار می ‌گیرند.(22) گستره این محاسبه چنان وسیع است که حتی نیات و اعمال جوانحی انسان را در بر می‌گیرد.(23) برخی آیات نیز بر این امر دلالت دارند که خداوند در قیامت همگان را از اعمالی که انجام داده‌اند، آگاه می‌سازد(24) و مردم نتایج اعمال خویش را می‌بینند.(25)

از ویژگی‌های حساب‌رسی الهی، سریع انجام شدن آن است. به همین جهت سریع ‌الحساب و اسرع ‌الحاسبین از جمله اسامی و صفات خداوند است. در آیاتی از قرآن کریم بر محاسبه سریع اعمال  تأکید شده است.(6) در معنای رسیدگی سریع به حساب بندگان احتمالاتی وجود دارد:
1. خداوند اعمال بندگان را به سرعت جزا می ‌دهد و وقت فرا رسیدن جزا نزدیک است؛ چنانکه می‌ فرماید: «وَلِلّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ».(7) بنابراین حساب به معنای جزای اعمال است.(8)
2. خداوند در سرای آخرت به حساب بندگان در مدت کوتاهی رسیدگی می‌ کند و حساب هیچ کس او را از حسابرسی دیگران باز نمی‌ دارد. بنابراین کثرت محاسبه‌ شدگان موجب طولانی شدن حسابرسی نمی ‌شود تا در نتیجه جزای افراد مستحق به تأخیر افتد و در حق آنان حکمی صورت گیرد؛ بلکه خداوند همه را با هم حسابرسی می‌کند.(9) خداوند در یک لحظه ماحصل اعمال نیک و بد را برای هر یک از افراد آشکار می‌‌ کند،(10) چنان‌که در آن واحد همه بندگان را روزی می ‌دهد. فردی از امام علی(علیه السلام) پرسید: چگونه خداوند با وجود فراوانی انسان‌ها به حسابشان رسیدگی می‌ کند؟ امام فرمود: آن‌چنان که با وجود فراوانی آن‌ها روزیشان می ‌دهد. باز پرسید: چگونه به حساب آن‌ ها رسیدگی می‌کند با آنکه او را نمی‌ بینند؟ امام فرمود: همان ‌گونه که آنان را روزی می ‌دهد و او را نمی ‌بینند.(11)
حساب اعمال ویژه آخرت نیست؛ بلکه در همین دنیا جریان دارد. سرعت حسابرسی و هر عملی اعم از نیک و بد در همین دنیا به سرعت محاسبه شده، طاعات از طریق توفیقات الهی و گناهان از طریق خذلان الهی پاداش یا کیفر داده می ‌شود.(12) بر اساس آیات قرآن کریم محاسبه سریع اعمال هم حیات دنیوی و هم حیات اخروی را شامل می‌شود. هر کس در دنیا دست به انجام اعمال نیک یا بدی بزند، سزا و جزای آن را به سرعت دریافت می‌کند. سرعت محاسبه اعمال در روایات نیز مورد تأکید قرار گرفته است. امام علی(علیه السلام) فرموده است: «خداوند حساب بندگان خود را در زمان کوتاهی به اندازه زمان دوشیدن یک گوسفند رسیدگی می‌کند».(13)

عمومیت حسابرسی

فردی از امام علی(علیه السلام) پرسید: چگونه خداوند با وجود فراوانی انسان‌ها به حسابشان رسیدگی می‌ کند؟ امام فرمود: آن‌چنان که با وجود فراوانی آن‌ها روزیشان می ‌دهد. باز پرسید: چگونه به حساب آن‌ ها رسیدگی می‌کند با آنکه او را نمی‌ بینند؟ امام فرمود: همان ‌گونه که آنان را روزی می ‌دهد و او را نمی ‌بینند.(11)

دامنه و گستره حسابرسی را از دو جنبه می‌توان بررسی کرد: به لحاظ افراد، یعنی اینکه آیا در قیامت همگان مورد حسابرسی قرار می‌گیرند یا آنکه گروه یا گروه‌ های خاصی از آن استثنا شده‌اند؛ دیگری به لحاظ اعمال و رفتار آدمی، یعنی آیا حسابرسی شامل همه اعمال است یا آنکه برخی اعمال مورد حسابرسی قرار نمی‌گیرند.

به لحاظ افراد

برخی آیات بر این دلالت دارند که سؤال و حساب همگانی است.(14) برخی دیگر به سؤال از پیامبران و امت‌های آنان تأکید می ‌کنند.(15) مفسران در تفسیر آیه 6 سوره اعراف احتمالات متعددی را مطرح کرده‌اند: یک احتمال اینکه پیامبران از ابلاغ احکام و شریعت و امت‌ها از امتثال از پیامبران مورد سؤال قرار می‌گیرند. احتمال دیگر اینکه امت‌ ها از پذیرش دعوت پیامبران و پیامبران از اینکه امت‌ها به چه چیزی عمل کرده‌اند، پرسش می‌شوند. سومین احتمال اینکه سؤال از امت‌ها توبیخی و سؤال از پیامبران سؤال گواهی و شهادت بر حق است.(16)
بنابراین بر اساس این آیات مسئله سؤال و حساب همگانی304582 است، اما در مقابل آیاتی هم وجود دارد که از هیچ کس در قیامت سؤال نمی‌ شود: «فَیَوْمَئِذٍ لَّا یُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ».(17) مفسران در جمع میان این دو دسته آیات چند وجه را ذکر کرده‌اند:
1. خداوند به عنوان استعلام و کشف مجهول از آنان سؤال نمی‌ کند؛ بلکه به عنوان محکوم کردن کفار و سرکوبی و غلبه بر آنان است. به همین جهت در ادامه آیه می ‌فرماید: «یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ». سؤال از پیامبران نیز از باب توبیخ و سرکوب نیست.
2. مراد از نفی مواقف بسیاری وجود دارد که ممکن است در برخی سؤال و حساب باشد و در برخی دیگر به به دهان‌ ها مهر زده شود و اعضای بدن گواهی و شهادت دهند و در برخی نیز از چهره‌ها وضعیت افراد مشخص می ‌شود.(18)
3. منظور این است که از آنان سؤال زبانی نمی ‌شود؛ بلکه از اعضای آن‌ ها پرسش می‌شود و آن‌ ها بر کرده ‌های خویش گواهی می‌دهند.(19)
4. ممکن است مراد نفی سؤال به شیوه متعارف در محاکم دنیوی باشد؛ زیرا خداوند به حقیقت احوال مجرمان  آگاه است و از گناهانشان نمی‌پرسد؛ بلکه در وهله اول حکم می‌کند و دفع و رد عذاب او به هیچ وجه ممکن نیست؛(20) بلکه خداوند در قیامت واقعیت یا آثار گناهان  را به گونه‌ای در وجود گنهکاران منعکس می‌ کند که هم خود آنان و هم دیگران به مجرم بودنشان واقف می ‌شوند.(21)

به لحاظ اعمال

حساب اعمال ویژه آخرت نیست؛ بلکه در همین دنیا جریان دارد. سرعت حسابرسی و هر عملی اعم از نیک و بد در همین دنیا به سرعت محاسبه شده، طاعات از طریق توفیقات الهی و گناهان از طریق خذلان الهی پاداش یا کیفر داده می ‌شود

آیاتی از قرآن کریم بر این مسئله دلالت دارند که همه اعمال انسان مورد محاسبه قرار می ‌گیرند.(22) گستره این محاسبه چنان وسیع است که حتی نیات و اعمال جوانحی انسان را در بر می‌گیرد.(23) برخی آیات نیز بر این امر دلالت دارند که خداوند در قیامت همگان را از اعمالی که انجام داده‌اند، آگاه می‌سازد(24) و مردم نتایج اعمال خویش را می‌بینند.(25)

تفاوت انسان‌ها در محاسبه

حال همه انسان‌ها در مواجهه با محاسبه الهی  یکسان نیست. برخی حساب آسان و برخی دشوار و بد در پیش رو دارند. حساب کافران حسابی بد و دشوار است.(26) در مقابل اصحاب یمین  از حسابی آسان برخوردارند.(27) مراد از بدی حساب بر اساس روایات، دقت و باریک‌بینی در محاسبه است؛ چنان‌که آسانی حساب  به معنای تسامح در محاسبه است.(28) این آسانی یا سختی بی‌علت نیست؛ بلکه ناشی از اموری از جمله نحوه رفتار با مردم و میزان برخورداری از مواهب الهی  است. آنان که با مردم به خوبی رفتار می‌کنند و از مشکلات آن‌ ها گره‌گشایی می‌کنند و اهل تسامح و گذشتند، موجبات آسانی حساب را با خود به آخرت می‌برند.(29) امام صداق(علیه السلام) به مردی فرمود: «چرا با برادرت چنین رفتار می‌کنی؟» گفت: جانم به فدایت، برای من بر او حقی است و از او تمام حقم را طلب می‌کنم. امام فرمود: «به من بگو معنای آیه «و یخافون سوء الحساب» چیست؟ آیا گمان می ‌کنی که ایشان می‌ ترسند که خداوند بر آنان ستم یا ظلم کند. نه به خدا قسم، ایشان از باریک ‌بینی و نکته سنجی در حساب می ‌هراسند».(30)
بر اساس برخی دیگر از روایات آسانی یا سختی حساب در آخرت بستگی به مواهب الهی دارد که خداوند به افراد بخشیده است. آنان که از فهم و شعور و خرد بیشتری برخوردارند، حساب دقیق‌تری خواهند داشت. در سخنی از امام باقر(علیه السلام) آمده است: «خداوند در قیامت نسبت به حساب هر کسی به اندازه خردی که در دنیا به او داده است، دقت و باریک ‌بینی می‌کند».(31)
پی‌نوشت ها:
1. مجادله: 6.
2. رعد: 40.
3. غاشیه: 26 و 25.
4. فیض کاشانی، علم‌الیقین، ج2، ص 1171.
5. بحارالانوار، ج 19، ص 264.
6. آل‌عمران: 19؛ مائده: 40؛ انعام: 62.
7. نحل: 77.
8. مجمع‌البیان، ج 2-1، ص 30.
9. المیزان، ج7، ص 318.
10. علم‌الیقین، ج2، ص 1165.
11. بحارالانوار، ج 37، ص 271.
12. ر.ک: سبحانی، منشور جاوید، ج9، ص 301 – 300.
13. مجمع‌البیان، ج21، ص 531.
14. نحل: 93.
15. اعراف: 6.
16. مجمع‌البیان، ج 4-3، ص 614.
17. الرحمن: 39.
18. مجمع‌البیان، ج 4-3، ص 615.
19. منشور جاوید، ج9، ص 296.
20. المیزان، ج 16، ص 78.
21. منشور جاوید، ج9، ص 296.
22. نحل: 93؛ انبیاء: 23.
23. بقره: 284.
24. زمر: 7.
25. زلزله: 6.
26. رعد: 18.
27. انشقاق: 8 – 7.
28. البرهان، ج2، ص 289.
29. نور: 22.
30. بحارالانوار، ج7، ص 266.
31. اصول‌کافی، ج1، ص 12.


- نظرات (0)

تطبیق خصوصیات آل سعود با شجره خبیثه

شجره ملعونه، آل سعود 

چرا به آل سعود لقب شجره خبیثه ملعونه داده می شود؟

برای جواب به این سوال که چرا مقام معظم رهبری آل سعود را چنین معرفی می کنند باید نگاهی داشته باشیم به آیات 24-26 سوره ابراهیم و 60 اسراء (که در آنها کلماتی همچون شجره خبیثه و ملعونه آمده است) تا بفهمیم آیا خصوصیات آل سعود با این آیات تطبیق دارد یا خیر؟
در قرآن کریم خداوند متعال بعضی از اقوام و ملل را پاک و پاکیزه و دارای فواید بیشمار و مستمر برای خود و اطرافیانشان معرفی می کند و بعضی از اقوام را خبیث و آلوده که نه تنها سودی برای دیگران ندارند بلکه تماماً ضرر و زیان و موجب رنجش دیگران هستند.
خداوند متعال برای آنکه مثالی شایسته برای معرفی این اقوام داشته باشد به چند دلیل از تعبیر شجره استفاده می کند.
الف. یک درخت از ریشه و تنه و شاخ های ریزو درشت و برگ و میوه تشکیل شده است و ساختار یک قوم و طایفه نیز دقیقاً به همین شکل است لذا از گذشته های بسیار دور برای معرفی سلسله ی یک خاندان از تصویر درخت استفاده می کردند و جد بزرگ که سر سلسله بوده است به عنوان ریشه و فرزندان ارشد شاخه های اصلی و به ترتیب می رسید به برگ ها که نوه ها و اولاد آنها و اولاد اولاد آنها بوده اند و از آن به شجره نامه یاد می کردند.

در سوره اسرا خداوند متعال سخن از رویای عجیب نبی مکرم اسلام و از شجره ملعونه به میان می آورد. شجره ی ملعونه ای که سبب فتنه ی مسلمین  خواهد شد: (وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتی‏ أَرَیْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً كَبیراً) و ما آن خوابى را كه به تو نمایاندیم و آن درخت لعنت شده در قرآن را جز آزمایشى براى مردم قرار ندادیم و ما آنها را مى ‏ترسانیم ولى جز طغیانى بزرگ در آنها نمى ‏افزاید.

ب. درختان به دلیل تنوع بسیار زیادی که دارند شاهد مثال بسیار خوبی هستند؛ بعضی از درخت ها میوه دار هستند و بعضی اصلا میوه ندارند.در بین این درختان بعضی میوه های شیرین و رسیده و بعضی تلخ و بد مزه هستند بعضی می توان در زیر سایه آن استراحت کرد و بعضی پر خار بوده و سایه نیز ندارند بعضی درختان تنومند و ریشه دارند و بعضی به اندک زحمتی از جا کنده شده و سست و ضعیف هستند.
ج. تمام شاخ و برگ ها وابسته به ریشه بوده و ریشه سالم، درخت را دارای شاخ و برگ تنومند می کند و ریشه فاسد درختی ضعیف به بار می آورد.
قرآن کریم آن طایفه و قومی که راه درست را طی کرده و منشا برکات فراوانی بوده است را به عنوان شجره طیبه که دارای ریشه ثابت و محکم و شاخ و برگ مرتفع که از آلودگی ها منزه است و در همه فصول ثمره دهی دارد معرفی کرده است: (أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها) (24-25 ابراهیم)
و در مقابل از شجره خبیثه  نام می برد که هیچ ریشه ای در زمین ندوانده و به اندک تندبادی از جا کنده می شود و همواره محکوم به شکست است و به تبع چنین درختی نه سایه ای دارد و نه میوه ای برای استفاده دیگران: (وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ)
با بررسی شجره ی آل سعود به وضوح مشاهده می کنید که شجره این خاندان شباهت های بسیاری با شجره خبیثه دارد:
چرا که آل سعود شاخ و برگ درخت خبیثی هستند که بخشی از ریشه آن به محمد بن عبد الوهاب می رسد (همسر عبد العزیز بن محمد، دختر محمد بن عبدالوهاب بوده است) ریشه ای که شاخه هایش را از لجن ها و مواد فاسد فکری (که توسط جاسوسان کشورهای استعمارگر همچون انگلیس به پای آن ریخته می شد) تغذیه می کرد.
آل سعودی که ریشه ی اصلی آنها به تصریح خودشان به قبیله عنزة بن اسد بن ربیعه می رسد که از یهودیان خیبر بوده اند «و هی بلدة بنی عنزه من الیهود» (تاریخ أبی الفداء) لذا شما می بینید که با آنکه خود را مسلمان می نامند ولی با همدستی یهودیان به کشتار مسلمانان مشغولند!1

آل سعود همان شجره ملعونه است

در سوره اسرا خداوند متعال سخن از رویای عجیب نبی مکرم اسلام و از شجره ملعونه به میان می آورد. شجره ی ملعونه ای که سبب فتنه ی مسلمین  خواهد شد: (وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتی‏ أَرَیْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً كَبیراً) و ما آن خوابى را كه به تو نمایاندیم و آن درخت لعنت شده در قرآن را جز آزمایشى براى مردم قرار ندادیم و ما آنها را مى ‏ترسانیم ولى جز طغیانى بزرگ در آنها نمى ‏افزاید.

پیامبر چه خوابی دیدند و منظور از شجره ملعونه چیست؟

در کتاب الدر المنثور روایت شده است که رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) در خواب دید كه بنى فلان" بنى امیه" در منبرش همچون میمون ها جست و خیز مى ‏كنند. بسیار ناراحت شد، و تا زنده بود كسى او را خندان ندید، خداى تعالى این آیه را فرستاد: "وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ"
علامه طباطبایی در المیزان می فرماید: تمامى آنچه را كه گفتیم روایات عامه و اتفاق احادیث خاصه تایید مى ‏كند، زیرا در آنها آمده كه مراد از "رؤیا" در این آیه، خوابى است كه رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) درباره بنى امیه دید و شجره ملعونه شجره این دودمان است‏.

قرآن کریم آن طایفه و قومی که راه درست را طی کرده و منشا برکات فراوانی بوده است را به عنوان شجره طیبه  که دارای ریشه ثابت و محکم و شاخ و برگ مرتفع که از آلودگی ها منزه است و در همه فصول ثمره دهی دارد معرفی کرده است: (أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها) (24-25 ابراهیم)

سپس حضرت علامه در المیزان می فرماید: [ممكن است "شجره ملعونه" در قرآن اشاره به هر گروه منافق و خبیث و مطرود درگاه خدا، مخصوصاً گروه‏ هایى همانند بنى امیه و یهودیان سنگدل و لجوج و همه كسانى كه در خط آنها گام برمى ‏دارند، باشد یهودیانى كه امروز بر مراكز حساس اسلامى غاصبانه مسلط شده ‏اند، همچنین منافقانى كه با آنها معاملات سیاسى و غیر سیاسى كرده و مى‏كنند، و همه سلطه ‏گرانى كه خط بنى امیه را در برابر اسلام در كل كشورهاى اسلامى تعقیب مى ‏نمایند، و نیكان را از صحنه اجتماع كنار مى‏ زنند، فرومایگان را بر گرده مردم مسلط مى‏ كنند، دوستان حق و مجاهدان راستین را شهید و بازماندگان دوران جاهلیت  را بر سر كار مى‏ گمارند، همه اینها شاخ و برگ شجره خبیثه ملعونه هستند و آزمایشى براى مردم!]
به راستی با شنیدن این توصیفات چه کسی است که به یاد جنایات آل سعود با هم پیمانی آشکار یهود و کفار علیه مسلمین نیفتد؟
آل سعود کسانی اند که با پرداخت هزینه های کلان سعی کردند به حاکمان جائری همچون حسنی مبارک در مصر و آل خلیفه در بحرین و رئیس جمهور فراری یمن کمک کنند تا سلطه خود را بر گرده ی مردم مظلوم این مناطق تداوم بخشند.
آل سعودی که با پشتیبانی مالی و لجستیکی از گروهک ‌های تروریستی چون داعش و القاعده مصیبت ها و بلاهای زیادی را بر جامعه جهانی علی الخصوص جامعه اسلامی تحمیل کردن، کسانی که با بی ‌کفایتی در ماجرای منای حج گذشته موجب شهادت ۶۰۰۰ هزار حاجی از سراسر جهان اسلام شدند.
آل سعودی که در طی حملات هوایی و درگیری هایش در یمن دست‌ کم ده هزار نفر مسلمان را که عمدتاً زنان و کودکان و مردان غیر نظامی بودند کشته است. کشتن این همه مسلمان که اکثریت آنها را غیر نظامیان تشکیل می دهند تنها از یزید صفتان و پیروان صهیونیزم کودک کش بر می آید.
شجره ای که نبی مکرم اسلام طی روایتی از شیطنت های آنها خبر می دهد: در روایت  از صحیح بخاری چنین آمده است: ایمان در یمن است و سنگدلی  در دو قبیله ربیعه و مضر است و شاخ شیطان هم از این دو قبیله به وجود می ‌آید. (همانطور که توضیح دادیم نسب آل سعود به ربیعه و نسب محمدبن عبدالوهاب به مضر می رسد.)
لذا خواننده به خوبی متوجه حسن انتخاب این صفت برای این خاندان از سوی رهبر معظم انقلاب می شود؛ به حق خاندانی که راه مومنین را برای انجام فریضه حج سد کردند و تولیت خانه کعبه  که به فرموده قرآن بیت عتیق  (خانه آزاد) است را غصب کردند شجره ملعونه است.

1. ذکر منبع تفصیلی در سایت خبرگزاری فارس :بر اساس سخنان حجت‌الاسلام سیدمحمد یزدانی
- نظرات (0)

بهترین تغذیه برای انسان از نگاه قرآن

قران

اشتیاق به زندگی جاوید در همه انسان ها (بلکه در همه حیوانات) موجود است، و چون زندگی جاوید و حیات مصون از مرگ در دنیا ممکن نیست و هیچ فردی در این جهان برای همیشه نمی ماند در نتیجه باید مورد اشتیاق و متعلق آن که هستی جاودانه است وجود داشته باشد؛ یعنی جهان مصون از زوال و محفوظ از پدیده مرگ که همان قیامت است موجود باشد. آن جا مرگی نیست و سرتاسر حیات و زندگی است: « وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ» (عنکبوت/64) حاصل این که، محبّت و عشق به هستی دائم و زندگی جاوید امری وجودی است. این امر وجودی رابط میان محبّ و محبوب (هستی جاوید) است و بدون وجود خارجی محبوب، چنین عشق و محبّتی در نهاد انسان قرار نمی گیرد و از فطریات بشر به شمار نمی آید و می توان گفت وجود چنین محبّتی در نهاد انسان حتماً برای هدف و غایتی جاوید خواهد بود و آن هدف حتماً موجود است.
«گرچه از آن نظر که ایمان و اعتقاد ما به قیامت از ایمان به قرآن و گفتار پیامبران سرچشمه می گیرد لزومی ندارد که درباره قیامت به ذکر برهان و استدلال بپردازیم و یا شواهد و قرائن علمی بیاوریم، ولی نظر به این که خود قرآن کریم - لااقل برای نزدیک کردن مطلب به اذهان - به ذکر یک سلسله استدلالها پرداخته است و خواسته است افکار ما از راه استدلال و به طور مستقیم هم باجریان قیامت آشنا شود، ما به طور اختصار آن استدلال ها را ذکر می کنیم.» (مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج2، ص 526)
در ادامه به یکی از این استدلال ها و البته نشانه ای برای وجود معاد و قیامت عرض خواهیم کرد.
خداوند در آیه 33 سوره یس به نشانه ای اشاره می کند که دلیلی برای وجود معاد و قیامت است تا راهی باشد براى بیدارى منكران و ایمان به مبدأ و معاد.

یکی از مهمترین دلائل توحید

مساله حیات در جهان گیاهان و حیوانات و زنده شدن زمین هاى مرده از یكسو دلیل روشنى است بر اینكه علم و دانش عظیمى در آفرینش این جهان به كار رفته، و از سوى دیگر نشانه اى آشكار از رستاخیز است.

در آیه 33 سوره یس، نخست از احیاى زمین هاى مرده و بركاتى كه از آن عائد انسانها مى شود بحث كرده مى فرماید: «زمین هاى مرده براى آنها نشانه آشكارى است (از مبداء و معاد) ما آن را زنده كردیم، و دانه هائى از آن خارج ساختیم و آنها از آن تغذیه مى كنند»؛ " وَآیَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَیْتَةُ أَحْیَیْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ یَأْكُلُونَ " (یس/33)
مساله حیات و زندگى از مهمترین دلائل توحید است، مساله اى است فوق العاده مرموز و پیچیده و شگفت انگیز كه عقل همه دانشمندان را به حیرت افكنده، و با تمام پیشرفت هاى عظیمى كه در علم و دانش نصیب بشر شده هنوز كسى معماى آن را نگشوده است، هنوز كسى به درستى نمى داند تحت تاثیر چه عواملى در روز نخست موجودات بی جان تبدیل به سلول هاى زنده شده است؟
هنوز كسى نمى داند كه بذرهاى گیاهان و طبقات مختلف آن دقیقاً چگونه ساخته شده؟ و چه قوانین مرموزى بر آن حاكم است كه به هنگام فراهم شدن شرائط مساعد، به حركت در مى آید و رشد و نمو را آغاز مى كند، و ذرات زمین مرده را جذب وجود خود مى نماید، و از این طریق موجودات مرده را تبدیل به بافت هاى موجود زنده می كند، تا هر روز جلوه تازه اى از حیات را نشان دهد.
مساله حیات در جهان گیاهان و حیوانات و زنده شدن زمین هاى مرده از یكسو دلیل روشنى است بر اینكه علم و دانش عظیمى در آفرینش این جهان به كار رفته، و از سوى دیگر نشانه اى آشكار از رستاخیز است.

بهترین تغذیه انسان

جمله ((فمنه یاكلون)) از یكسو اشاره به این است كه انسان از بخشى از دانه هاى گیاهى تغذیه مى كند، و بعضى دیگر قابل تغذیه براى انسان نیست، ولى فوائد دیگرى دارد مانند تغذیه حیوانات، ساختن مواد رنگى، داروئى، و امور دیگرى كه در زندگى انسان كاملا مورد استفاده است .
و از سوى دیگر با مقدم داشتن ((منه)) بر ((یاكلون)) كه معمولاً براى حصر مى آید این نكته را بیان مى كند كه بیشترین و نیز بهترین تغذیه انسان از مواد گیاهى است .
آیه 34 یس چگونگى حیات زمین هاى مرده را بیان مى كند، مى فرماید: (ما در زمین باغهائى از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه هائى از آن بیرون فرستادیم)؛ " وَجَعَلْنَا فِیهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِیلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِ " (یس/34)
در آیه گذشته سخن از دانه هاى غذائى در میان بود، اما در اینجا از میوه هاى نیرو بخش و مغذى سخن مى گوید كه دو نمونه بارز و كامل آنها ((خرما)) و ((انگور)) است كه هر یك غذائى كامل محسوب مى شود.
در مطالعات دانشمندان نشان مى دهد كه مخصوصاً این دو میوه داراى انواع ویتامین هاى لازم و مواد مختلف حیاتى براى بدن انسان است، به علاوه این دو میوه در تمام طول سال به صورت تازه یا خشك قابل نگهدارى و استفاده براى تغذیه است .

هدف آن است كه حس حق شناسى و شكرگزارى انسان ها  را تحریك كند تا از طریق شكرگزارى قدم در مرحله معرفت پروردگار بگذارند، كه شكر منعم نخستین گام معرفت كردگار است .

این نكته نیز قابل توجه است كه در آیه قبل تنها تعبیر به احیاى زمین هاى مرده شده بود كه در قرآن مجید معمولا با نزول باران همراه است، ولى در این آیه سخن از چشمه هاى آب جارى به میان آمده ، زیرا براى بسیارى از زراعت ها آب باران تنها كافى است، در حالى كه درختان میوه معمولا نیاز به آب جارى نیز دارند.

نهایت لطف و عظمت پروردگار

آیه 35 یس هدف آفرینش  این درختان پر بار را چنین بیان می كند: ((غرض  ٍ این است كه از میوه آن بخورند، در حالى كه دست آنها در ساختمان آن كمترین دخالتى نداشته ، آیا شكر خدا را بجا نمى آورند))! " لِیَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَفَلَا یَشْكُرُونَ"
آرى میوه هائى كه به صورت غذاى كامل بر شاخسار درختان ظاهر مى شود بى آنكه كمترین نیازى به پختن و یا تغییرات دیگر داشته باشد به مجرد چیدن از درخت قابل استفاده است، و این نهایت لطف و عظمت پروردگار را در باره انسانها نشان مى دهد.
حتى این غذاى آماده و لذیذ را آنچنان بسته بندى كرده كه براى مدت زیادى قابل نگهدارى است، بى آنكه ارزش غذائى خود را از دست دهد، بر خلاف غذاهائى كه انسان از مواد طبیعى خداداد با دست خود مى سازد كه غالباً به سرعت فاسد مى شود!
تفسیر دیگرى در باره معنى آیه نیز وجود دارد كه آنهم قابل ملاحظه است ،و آن اینكه : قرآن مى خواهد هم اشاره به میوه هائى كند كه بدون تغییر مورد استفاده قرار مى گیرد، و هم به انواع غذاهاى مختلفى كه با انجام عملى روى این میوه ها به دست مى آید.
در هر صورت ، هدف آن است كه حس حق شناسى و شكرگزارى انسان ها  را تحریك كند تا از طریق شكرگزارى قدم در مرحله معرفت پروردگار بگذارند، كه شكر منعم نخستین گام معرفت كردگار است .

آخرین آیه مورد بحث سخن از تسبیح و تنزیه پروردگار مى گوید، خط بطلان بر شرك مشركان كه در آیات گذشته از آن سخن بود مى كشد، و راه توحید و یكتا پرستى را به همگان نشان مى دهد، مى فرماید: منزه است كسى كه تمام زوج ها را آفرید، از آنچه زمین مى رویاند، و از خود آنان ، و از آنچه نمى دانند! (سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ)

منابع:
تفسیر نمونه، ج 4، ص 93
مرتضی مطهری، مجموعه آثار
آیة الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج 4



- نظرات (0)

رمزگشایی از رفتار وقیحانه آل سعود

آل سعود، رفتار وقیحانه، فاجعه منا

در فرهنگ روایات، حج یکی از مهمترین ارکان و پایه های اسلام معرفی شده است.[1] میعادگاه حج بهترین و زیباترین عمل عبادی برای همگرایی و به نمایش گذاشتن اتحاد و انسجام اسلامی است. به راستی اگر هر امت و مذهبی غیر از اسلام، از این موهبت و شاخصه دینی برخوردار بود، برای اتقان مذهب و جامعه خود از آن به بهترین وجه استفاده می نمود، ولی با این حال شاهد هستیم، کلید داران بیت الله الحرام با کج سلیقگی و سوء مدیریت، این میعادگاه الهی را دست مایه اهداف سیاسی و رفتار های غیر دینی خود قرار داده و مراسم عبادی حج را وسیله ای برای اعمال سلطه و استبداد علیه سایر ملل اسلامی قرار داده اند.

اخلاق و منش پرده داران خانه ی وحی

شاهد هستیم سران سعودی مانع انجام این مراسم عبادی برای کشورهایی همچون ایران، سوریه و عراق شده اند. رفتار زشت و غیر اسلامی که پیش از آن کفار قریش به انجام آن مبادرت ورزیدند: «إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذی جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فیهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ یُرِدْ فیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ؛[سوره حج آیه 25] كسانى كه كفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا و مسجد الحرام- كه آن را براى مردم قرار دادیم و مقیم و مسافر در آن یكسانند- باز مى  دارند، و نیز هر كه در آنجا كجروى و ستمكارى- آزار مردم- خواهد او را از عذابى دردناك بچشانیم.»

وقتی سخن از خانه خدا و خدمتگزاری این مکان مقدس به میان می آید، این چنین تصور می شود گروهی عهده دار این سمت و مسئولیت مهم شده باشند که دارای اخلاق کریمانه و الهی ویژه هستند؛ این در حالیست که خبرها حاکی از بدترین و سخیف ترین رفتارها توسط خادم الحرمین است. بسیاری از زائرین خانه خدا از رفتارهای تحکم آمیز و توأم با توهین و تحقیر عمال سعودی در مراسم حج گله و شکایت دارند، از جمله بدترین و زشت ترین رفتارهایی که در سال های اخیر توسط خادم الحرمین نسبت به زائرین خانه خدا صورت گرفته، اعمال محدودیت و ممنوعیت نسبت به انجام این عمل عبادی است.

در حالی که خدای متعال همه مسلمانان را به این واجب و عمل عبادی تشویق و امر نموده، همچنانکه شاهد هستیم سران سعودی مانع انجام این مراسم عبادی برای کشورهایی همچون ایران، سوریه و عراق شده اند. رفتار زشت و غیر اسلامی که پیش از آن کفار قریش به انجام آن مبادرت ورزیدند: «إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذی جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فیهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ یُرِدْ فیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ؛[سوره حج آیه 25] كسانى كه كفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا و مسجدالحرام- كه آن را براى مردم قرار دادیم و مقیم و مسافر در آن یكسانند- باز مى دارند، و نیز هر كه در آنجا كجروى و ستمكارى- آزار مردم- خواهد او را از عذابى دردناك بچشانیم.»
همچنین خدای متعال در آیه دیگر می فرماید: «ههُمُ الَّذینَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْیَ مَعْكُوفاً أَنْ یَبْلُغَ مَحِلَّه؛[سوره فتح، آیه25] آنها كسانى هستند كه كافر شدند و شما را از (زیارت) مسجد الحرام و رسیدن قربانی هایتان به محل قربانگاه بازداشتند.»

رمزگشایی از رفتار وقیحانه آل سعود

هر انسان منصف و آگاه به آموزه های دینی، زمانی که رفتارهای بی شرمانه ی آل سعود را مشاهده می کند این سوال به ذهن او متبادر می شود که انگیزه و علت این گونه رفتارها چه چیز می تواند باشد؟

1-جلب اعتماد و رضایت کشورهای استکباری:

آنچه مسلم و قطعی به نظر می رسد، این است که کشورهای استکباری هیچ گاه به دنبال هم بستگی و اتحاد مسلمانان نبوده و همواره از این موضوع نگران و ناخوشایند بودند، از این رو با طرح برنامه ای دقیق و از پیش طراحی شده به دنبال بر هم زدن این انسجام اسلامی بوده اند.
کشورهای سعودی نیز که جیره خواران آن کشورهای استکباری به حساب می آیند با خوش خدمتی و بازی در نقشه دشمن بیشترین سهم را در بر هم زدن این اتحاد به خود اختصاص داده تا اینکه با این رفتار غیر اسلامی رضایت حامیان استکباری خود را جلب نمایند. این در حالی است که خدای متعال هر گونه گرایش و نزدیکی به سران کفر و استکبار را ممنوع کرده است: «وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ؛[سوره هود، آیه 113] و به كسانى كه ستم كردند مگرایید- به آنان پشتگرم مشوید- كه آنگاه آتش دوزخ به شما هم خواهد رسید و براى شما جز خدا هیچ دوست و سرپرستى نباشد و آنگاه یارى نشوید.»

2-سوء تدبیر و مدیریت، عدم بصیرت و آگاهی دینی و سیاسی:
خدای متعال هر گونه گرایش و نزدیکی به سران کفر و استکبار را ممنوع کرده است: « وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ؛[سوره هود، آیه 113] و به كسانى كه ستم كردند مگرایید- به آنان پشتگرم مشوید- كه آنگاه آتش دوزخ به شما هم خواهد رسید و براى شما جز خدا هیچ دوست و سرپرستى نباشد و آنگاه یارى نشوید.»

یکی از بارزترین عواملی که موجب رفتارهای وقیحانه کشورهای سعودی شده را به درستی می توان سوء تدبیر و عدم بصیرت و آگاهی آنان معرفی کرد. به راستی بی توجهی به عواقب خطرناک اختلاف و تفرقه در بین صفوف مسلمین ریشه در عدم آگاهی و فقدان بصیرت سران سعودی دارد، اگر آنان به درستی در می یافتند که جدا کردن کشورهای انقلابی و مسلمان همچون ایران از صفوف مسلمین تنها موجب تضعیف خود ایشان خواهد بود، هیچ گاه مانع انجام مراسم عبادی حج ایرانیان نمی شدند. عاقبت این فتنه انگیزی و ایجاد تفرقه تنها موجب سستی و بی اعتباری دولت سعودی در بین کشورهای اسلامی خواهد شد؛ کما اینکه خدای متعال نیز پیش از این عواقب این اختلاف و چند دستگی را این چنین هشدار داده است: «وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُكُمْ؛[سوره انفال، آیه 46] و خدا و پیامبرش را فرمان برید و با یكدیگر ستیزه و كشمكش مكنید كه سست و بد دل شوید و نیرو و دولتتان برود.»

سخن آخر:

هر چند که بیت الله الحرام در سرزمین عربستان سعودی واقع شده، ولی این مکان نباید، بازیچه ی اهداف پلید و سیاسی دولت سعودی قرار گیرد، چرا که سرزمین وحی به خاندان سعودی تعلق نداشته و تمام مسلمین در آن سهم دارند به همین جهت می بایست حق عبادت و بندگی آنان نیز در این مکان مقدس، محترم شمرده شود.

 پی نوشت ها:

[1]. الكافی (ط - الإسلامیة)، ج 2، ص18. «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ  عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ  وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ ءٍ كَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ؛ اسلام روى پنج پایه نهاده شده: نماز و زكاة و روزه و حج و ولایت و چنان كه براى ولایت (در روز غدیر خم یا در عالم میثاق) فریاد زده شد، براى هیچ چیزى دیگر فریاد زده نشد»


- نظرات (0)

ابراهیم علیه السلام در دو راهی

قربانی کردن 
اسماعیل

در مسیر بندگى، انسان بارها بر سر دو راهی غریزه و وظیفه قرار می گیرد، در این دو راهی خطرناک، هر وقت وظیفه را انتخاب کند، در خط فرشتگان و پاکان قرار گرفته و آن روز برای او عید است! غریزه فرزند دوستی به ابراهیم (علیه السلام) می گوید اسماعیل را ذبح نکن و وظیفه به او می گوید فرزندت را در راه خدا ذبح کن! 
ابراهیم (علیه السلام) در این دو راهى، وظیفه را بر امیال شخصی و غریزه پیروز می کند و عید قربان، عید پیروزی عقل و وحی بر هوا و هوس می شود. و این گونه است که در حدیثی از حضرت علی (علیه السلام) آمده: «هر روزی که در آن معصیت خدا نشود، عید است.»

سربلندی ابراهیم علیه السلام از همه آزمایش ها 

امام سجاد (علیه السلام)  به شبلی می ‌فرماید: «آیا هنگام قربانى، نیت کردی که حنجره طمع را ذبح کنى؟ اگر این کار را نکردى، پس قربانى نکرده‌ ای.»

خداوند متعال ابراهیم (علیه السلام) را بارها و بارها آزمود؛ «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُن»؛ شکستن بت ها، فتنه نمرود و افکندن ابراهیم (علیه السلام) به آتش، مواجهه با خورشید و ستاره پرستان، هجرت دادن هاجر و اسماعیل به مکه، ذبح اسماعیل و ....، از جمله این آزمایشات است و چون از همه آزمایشات الهى سرفراز بیرون آمد، مقام امامت را به او عطا فرمود؛ «قالَ إِنِّى جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماما» (البقره 124)
پس از مدتى ابراهیم علیه السلام خوابى را که از آن مأموریت ذبح فرزندش را دریافته بود با وى در میان گذاشت و اسماعیل (علیه السلام) نیز پذیرفت و پدر را به اجراى فرمان خداوند تشویق نمود؛ «قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنى إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرینَ»، وقتى هر دو آماده انجام این دستور شدند و به نقل روایات متعددى، شیطان را که تلاش مى کرد مانع اجراى این امر الهى گردد، ناکام گذاردند، ابراهیم (علیه السلام) مشغول ذبح شد، ولى خداوند متعال ابراهیم را ندا داد: «اى ابراهیم! آن رؤیا را تحقق بخشیدى (و به مأموریت خود عمل کردى) ما این گونه، نیکوکاران را جزا مى دهیم، این مسلّماً همان امتحان آشکار است، ما ذبح عظیمى را فداى او کردیم؛ «إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبینُ، وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظیم» (الصافات 100- 107)

معناى فدا و وجوه ذبح عظیم

در معناى «فداء» مرحوم طبرسى در مجمع البیان گفته است: «چیزى را گویند که به جاى چیز دیگرى قرار داده شود که از چیز اول، ضرر برطرف شود... مانند اسیرى که مقابل چیزى فدیه و آزاد شود.» (مجمع البیان، ج،8 ص: 708) 
در تفسیر نمونه آمده است «فدینا» از ماده «فدا» در اصل به معنى قرار دادن چیزى به عنوان بلاگردان و دفع ضرر از شخص یا چیز دیگر است، لذا مالى را که براى آزاد کردن اسیر مى دهند «فدیه» مى گویند، و نیز کفارهاى را که بعضى از بیماران به جاى روزه مى دهند به این نام نامیده مى شود.» (تفسیر نمونه، ج 19 ص: 116)
فداء و مشتقات آن 14 بار در قرآن کریم آمده و همه به همان معناست. (البقره،184 (5) المائده،36 (70) المعارج،11 (3) آل عمران،91 (10) یونس،54 (13) الرعد،18 (3) الزمر47) لذا قرآن کریم از چیزى که به جاى حضرت اسماعیل (علیه السلام) ذبح شد، به عنوان «ذبح عظیم»108614 یاد کرده است، اما چه چیز به جاى اسماعیل (علیه السلام) قربانى خدا شد و ذبح عظیم نام گرفت ! امام رضا (علیه السلام) فرمود: «هنگامى که عزم و اراده ابراهیم (علیه السلام) بر این قرار گرفت که فرزندش را ذبح کند، خداوند متعال به جاى او ذبح عظیمى را قرار داد و آن «کبش املح؛ قوچ سفیدى که سیاهى نیز داشت» (لسان العرب، ج 2 ص: 599) و چهل سال در بهشت چریده بود و از رحم بیرون نیامده بود و خدا آن را با دستور «کن» آفرید تا فداى اسماعیل کند.» (بحارالأنوار، ج 12 ص122 و ج 15 ص،128 ح69)

در تفسیر نمونه آمده است «فدینا» از ماده «فدا» در اصل به معنى قرار دادن چیزى به عنوان بلاگردان و دفع ضرر از شخص یا چیز دیگر است، لذا مالى را که براى آزاد کردن اسیر مى دهند «فدیه» مى گویند، و نیز کفارهاى را که بعضى از بیماران به جاى روزه مى دهند به این نام نامیده مى شود.» (تفسیر نمونه، ج 19 ص: 116)

از طرف خدا بودن این ذبح و براى خدا بودن آن وجه اصلى عظمت آن است، و در تفسیر نمونه آمده است: «در اینکه عظمت این ذبح از چه نظر بوده از نظر جسمانى و ظاهرى و یا از جهت اینکه فداى فرزند ابراهیم شد و یا از نظر اینکه براى خدا و در راه خدا بود و یا از این نظر که این قربانى از سوى خدا براى ابراهیم فرستاده شد مفسران گفت و گوهاى فراوانى دارند، ولى هیچ مانعى ندارد که تمام این جهات در ذبح عظیم جمع، و از دیدگاههاى مختلف داراى عظمت باشد.» (تفسیر نمونه، ج،19 ص: 116)

نمادی از قربانى و ذبح حیوانیت انسان

قربانى کردن حیوان، نمادی از قربانى و ذبح حیوانیت انسان است. به انسان یاد می دهد برای رسیدن به کمال انسانى، نفس حیوانی خودش را بکشد، چنان ‌که امام سجاد (علیه السلام)  به شبلی می ‌فرماید: «آیا هنگام قربانى، نیت کردی که حنجره طمع را ذبح کنى؟ اگر این کار را نکردى، پس قربانى نکرده‌ ای.»
قربانى کردن، درس بزرگ حضرت ابراهیم (علیه السلام) به همه انسان‌هاست. وقتی آن حضرت به قربانى کردن پسرش، اسماعیل مأمور شد، بدون هیچ تردیدی به جانب خداوند شتافت و جگرگوشه‌ اش را به آستان پروردگار تقدیم کرد.

بگذر از فرزند و مال و جان خویش              تا خلیل ‌الله دورانت کنند
سر بنه در کف، برو در کوی دوست            تا چو اسماعیل قربانت کنند
- نظرات (0)

اعمال چگونه ثبت می شوند؟

اعمال،

قرآن کریم در رابطه با نوشتن اعمال مى  فرماید: «وَ رُسُلُنا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ»؛ [ زخرف (43)، آیه 80] و فرستادگان ما که نزد آنان مى  باشند، مى  نویسند. (مأمور نوشتن اعمال آنها هستند)؛ «وَ انَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظینَ کِراماً کاتِبینَ یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ»؛ [انفطار( 87)، آیات 10- 12] و بر شما نگهبانانى است، نویسندگانى بزرگوار، مى  دانند آنچه را انجام مى  دهید.
این فرشتگان مامور الهی، از تمامى اعمال انسان آگاهند و اگر مواردى باشد که بر آنها مخفى بماند، خداوند متعال خود شاهد و گواه بر اعمال است. [حضرت امیر (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:«وَ کُلَّ سَیِّئَةٍ امَرْتَ بِاثْباتِهَا الْکِرامَ الْکاتِبینَ الَّذینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما یَکُونُ مِنّى  وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى  وَ کُنْتَ انْتَ الرَّقیبَ عَلَىَّ مِنْ وَرائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُم».خداوندا، بیامرز بر من هر بدى را که فرشتگان بزرگوارت را مأمور ثبت آنها کرده اى؛ فرشتگانى که بر حفظ اعمال من گماشته اى و آنان را به همراه اعضا و جوارحم، شاهد بر من قرار داده اى و تو از وراى آنان بر من نگهبان و شاهد بر آنچه که از آنان پنهان مانده، هستی.] قرآن کریم در این زمینه مى  فرماید: «انَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقیباً»؛ [نساء (4)، آیه 1] همانا خداوند بر شما نگهبان است.

فرشتگان مامور الهی، از تمامى اعمال انسان آگاهند و اگر مواردى باشد که بر آنها مخفى بماند، خداوند متعال خود شاهد و گواه بر اعمال است

قرآن کریم در جاى دیگر مى  فرماید: «وَ وُضِعَ الْکِتابُ فَتَرَى الُمجْرِمینَ مُشْفِقینَ مِمَّا فیهِ وَ یَقُولُونَ یا وَیْلَتَنا ما لِهذَا الْکِتابِ لایُغادِرُ صَغیرَةً وَ لاکَبیرَةً الَّا احْصیها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً»؛[ کهف( 18)، آیه 49] و کتاب نهاده مى  شود، پس تبهکاران را مى بینى از آنچه در کتاب است هراسناکند و مى گویند: واى بر ما! این چه کتابى است که هیچ کوچک و بزرگى را فرو گذار نکرده، مگر اینکه همه را برشمرده است و هر عملى را که انجام داده  اند حاضر مى یابند.
ظاهر آیه این نیست که عمل نوشته شده را مى بینند، بلکه عین اعمالى را که طىّ یک عمر انجام داده اند، یکجا مى بینند. پس اعمال انسان به طور یقین ثبت مى شود، هر چند واقعیت آن ثبت براى ما روشن نباشد.

آثار اعمال در محیط منعکس می شود

در آیه 12 سوره یس خداوند به مساله معاد و رستاخیز و ثبت و ضبط اعمال براى حساب و جزا اشاره كرده، مى فرماید: ما مردگان را زنده مى كنیم (إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى)
تكیه روى عنوان ((نحن)) (ما) اشاره به این است كه با قدرت عظیمى كه همه در ما سراغ دارید دیگر جاى بحث و گفتگو نیست كه چگونه استخوان هاى پوسیده و عظام رمیم از نو جان می گیرد، و لباس   حیات در تن مى پوشد؟ نه تنها مردگان را زنده می كنیم بلكه تمام آنچه را از پیش فرستاده اند و تمام آثار آنها را مى نویسیم (وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ )
بنا بر این چیزى فروگذار نخواهد شد مگر اینكه در نامه اعمال براى روز حساب محفوظ خواهد بود.
جمله ((ما قدموا)) (آنچه را از پیش فرستادند) اشاره به اعمالى است كه انجام داده اند و اثرى از آن باقى نمانده، اما تعبیر به ((و آثارهم )) اشاره به اعمالى است كه از انسان باقى مى ماند و آثارش در محیط منعكس می شود، مانند صدقات جاریه (بناها و اوقاف و مراكزى كه بعد از انسان باقى می ماند و مردم از آن منتفع مى شوند.)
این احتمال نیز در تفسیر آیه وجود دارد كه ((ما قدموا)) اشاره به اعمالى است كه جنبه شخصى دارد، ((و آثارهم)) اشاره به كارهائى است كه سنت می شود و بعد از انسان نیز موجب خیر و بركت، و یا شر و زیان و گناه مى گردد.
در پایان آیه براى تاكید بیشتر مى افزاید ما همه چیز را در كتاب آشكار احصا كرده ایم (وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ)

انواع كتاب هاى ثبت اعمال

"نامه اعمال شخصى" است كه ثبت كننده تمام كارهاى یك فرد در سراسر عمر او است ، قرآن مى گوید: روز قیامت به هر كس گفته مى شود: اقرء كتابك كفى بنفسك الیوم علیك حسیبا: «خودت نامه اعمالت را بخوان ، كافى است كه خود حسابگر خویش باشى.» (اسراء/ 14)

از آیات قرآن مجید چنین استفاده می شود كه اعمال انسان در چند كتاب ثبت و ضبط می گردد، تا به هنگام حساب هیچ گونه عذر و بهانه اى براى كسى باقى نماند.
1- "نامه اعمال شخصى" است كه ثبت كننده تمام كارهاى یك فرد در سراسر عمر او است ، قرآن مى گوید: روز قیامت به هر كس گفته مى شود: اقرء كتابك كفى بنفسك الیوم علیك حسیبا: «خودت نامه اعمالت را بخوان ، كافى است كه خود حسابگر خویش باشى.» (اسراء/ 14)
این همان كتابى است كه ((نیكوكاران آن را در دست راست دارند و بدكاران در دست چپ.(حاقه/ 19 و 25).
2- كتابى است كه ((نامه اعمال امت ها)) است، و بیانگر خطوط اجتماعى زندگى آنها می باشد چنانكه قرآن مى گوید: كل امة تدعى الى كتابها: روز قیامت هر امتى به نامه اعمالش فرا خوانده می شود. (جاثیه - 28)
3- همان كتاب نامه جامع و عمومى لوح محفوظ است كه نه تنها اعمال همه انسانها از اولین و آخرین، بلكه همه حوادث جهان در آن یكجا ثبت است، و گواه دیگرى در آن صحنه بزرگ بر اعمال آدمى است، و در حقیقت امام و رهبر براى فرشتگان حساب، و ملائكه پاداش و عقاب است.

حدیثی گویا و بیدار کننده

در حدیث گویا و بیدار كننده اى از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم: رسول خدا وارد زمین بى آب و علفى شد، به یارانش فرمود: هیزم بیاورید، عرض كردند: اى رسول خدا! اینجا سرزمین خشكى است كه هیچ هیزم در آن نیست، فرمود: بروید، هر كدام هر مقدار می توانید جمع كنید، هر یك از آنها مختصر هیزم یا چوب خشكیده اى با خود آورد، و همه را پیش روى پیغمبر (صلى الله علیه و آله) روى هم ریختند (شعله اى در آن افكند و آتشى عظیم از آن زبانه كشید) سپس پیامبر اکرم فرمود: اینگونه گناهان (كوچك) روى هم متراكم مى شوند (و شما براى تك تك آنها اهمیتى قائل نیستید!) سپس فرمود: بترسید از گناهان كوچك كه هر چیزى طالبى دارد، و طالب آنها آنچه را از پیش فرستادند، و آنچه را از آثار باقى گذاشته اند مى نویسد و همه چیز را در كتاب مبین ثبت كرده .(نورالثقلین، ج4، ص378)
این حدیث تكان دهنده ترسیمى است گویا از تراكم گناهان كم اهمیت و آتش عظیمى كه از مجموع آنها زبانه مى كشد.

منابع:
مجموعه جزوات صفیر هدایت؛ حجت الاسلام ضیاء آبادی


- نظرات (0)