سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

ایستگاه سیزدهم، ایستگاه اعتکاف

 
اعتکاف

دل هوای ملکوت دارد

ضیافتگاه عاشقان، میعادگاه عارفان از دور نمایان همه مشتاق وصال، همه رهسپار اعتکاف و همنشینی با معشوق. درهای خانه خدا باز و سفره مغفرت، پذیرای مشتاقان و نادمان. آرامش بخش روح و جان اینجاست، اعتکاف، خلوت است و جلوت، دوری است و نزدیکی، دوری از زمینیان و نزدیکی و انس با اهل آسمان. اعتکاف تنفس در هوای ملکوت است. در اعتکاف با حال و هوایی غریب، در آرزوی وصل، دلی بی صبر داری باید در پناه سجاده ای روحت را به عطر نیایش بیامیزی. همه درها گشوده و همه ی جاده ها نورانی و معراج باز. تنها کافی است در جویبار «انابت» تن بشویی تا «اجابت» شوی... اعتکاف نزدیک است.[1]

مفهوم شناسی اعتکاف

اعتکاف به معناى محبوس ماندن و مدتى طولانى در كنار چیزى بودن است. و همچنین به معنای حبس النفس عن التصرفات العادیه (دور كردن نفس از كارهای روز مره) معنا شده است.[2] 

اعتکاف فرصت خوبی برای زدودن زنگارهای غفلت و دنیا زدگی است. اعتکاف فرصت ذکر و دعاست

در اصطلاح شرع توقف در مساجد براى عبادت مى باشد كه، حداقل آن سه روز است و شرط آن روزه داشتن و ترك بعضى دیگر از لذائذ است. این عبادت اثر عمیقى در تصفیه روح و توجه مخصوص به پروردگار دارد و آداب و شرائط آن در كتب فقهى ذكر شده است. البته این عبادت ذاتاً از مستحبات است ولى در پاره اى از موارد استثنایى، شكل وجوب به خود مى گیرد. [2]

جایگاه و اهمیت اعتکاف در فرهنگ قرآن و روایات

در فرهنگ و آموزه های اسلامی اعتکاف و خلوت نمودن با خدا از جایگاه و اهمیت بسزایی برخوردار است. قرآن كریم مى فرماید: «وَ إِذ جَعَلْنَا الْبَیتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیتِی لِلطَّائِفِینَ وَ الْعاكِفِینَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ؛ [سوره بقره، آیه 125] و هنگامى كه آن خانه- كعبه- را براى مردم بازگشتگاه- یا جایگاه رسیدن به ثواب و پاداش- و جاى امن ساختیم، و از جاى ایستادن ابراهیم نمازگاه بگیرید. و به ابراهیم و اسماعیل سفارش كردیم- فرمان دادیم- كه خانه مرا براى طواف كنان و باشندگان آنجا- ساكنان حَرَم- و ركوع كنان و سجودكنان پاك و پاكیزه دارید!».
در اهمیت و جایگاه ارزشمند اعتکاف در منابع روایی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «اَلْمُعْتَكِفُ یعْكِفُ الذُّنُوبَ وَ یجْرى لَهُ مِنَ الاَ ْجْرِ كَاَجْرِ عامِلِ الْحَسَناتِ كُلِّها؛[4] معتكف گناهان را متوقف نموده [و از بین مى برد] و اجرى بسان انجام دهنده تمام نیكی ها دریافت مى دارد». 
همچنین در منابع روایی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) نقل شده است: مَنِ اعْتَکَفَ عِنْدَ قَبْرِ رَسُولِ اللهِ (صلى الله علیه و آله) کانَ ذلِکَ اَفْضَلُ لَهُ مِنْ حَجَّة وَ عُمْرَة بَعْدَ حَجَّةِ الاْ ِسْلامِ; [5] کسى که در کنار قبر پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) اعتکاف کند، این کار ارزشمندتر از حج و عمره اى است که بعد از حج واجب انجام مى شود».

آثار و برکات اعتکاف در زندگی

1) سنت اعتکاف فرصتی برای درمان بیماری های خطرناک:
در هیاهو و غوغای زندگی به ظاهر مدرن امروزی، انسان رنگ و بوی ابزارهای آهنی به خود گرفته است. بسیاری از گنجینه های گرانبهای او به دست فراموشی و غفلت سپرده شده است، گوهر  ارزشمند انسانی او رنگ باخته و هیبت و هویت الهی خود را از دست داده است.

در اهمیت و جایگاه ارزشمند اعتکاف در منابع روایی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «اَلْمُعْتَكِفُ یعْكِفُ الذُّنُوبَ وَ یجْرى لَهُ مِنَ الاَ ْجْرِ كَاَجْرِ عامِلِ الْحَسَناتِ كُلِّها؛ [4] معتكف گناهان را متوقف نموده [و از بین مى برد] و اجرى بسان انجام دهنده تمام نیكی ها دریافت مى دارد»

مصیبت و مرض مهلکی هستی انسان را از او گرفته است، بسیاری از افراد ملول از روز مرگی های زندگی تکراری، به دنبال خلاصی از این بیماری خطرناک، به خانه خدا پناهنده شده و دست به دعا و استغاثه بر داشته اند، تا اینکه از کسالت های جانکاه غفلت خلاصی یابند.
اعتکاف فرصت خوبی برای زدودن زنگارهای غفلت و دنیا زدگی است. اعتکاف فرصت ذکر و دعاست: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِینَ؛ [سوره اعراف، آیه 205] و در دل خویش، پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس، بى صداى بلند، یاد كن و از غافلان مباش».
2) اعتکاف فرصت بهره مندی از لذت برتر:
شاید کسانی که آمال و آرزوهای مادی دنیا آنها را در خود غرق کرده، اینچنین تصور نماید که از بهترین لذت ها برخوردارند، این در حالی است که اگر این چنین افرادی لذت خلوت و انس با معبود را آنچنان که شایسته است درک می کردند، هرگز هیچ لذتی را با آن مقایسه نمی کردند: «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ؛ [سوره آل عمران، آیه14] دوستى كامها و آرزوها از زنان و پسران و مالهاى گرد كرده و بر هم نهاده از زر و سیم و اسبان نشاندار و دیگر چهارپایان- از شتران و گاوان و گوسفندان- و كشتزارها- و باغ و بوستان- در نظر مردم دل فریب آمده اینها كالاى ناچیز زندگانى این جهان است و سرانجام نیك نزد خداست».
3) اعتکاف فرصت توبه، انابه و بازگشت:
اعتكاف، فرصت ارزشمندی است كه معتکف بار دیگر در اعمال و رفتارهای خود تجدید نظر نماید، کارهای گذشته خود را مرور نموده، و از کردار نادرست و غلط خود توبه و استغفار می نماید.

از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) این چنین نقل شده است:«أللهُ أفرَحُ بِتَوبَةِ العَبدِ مِنَ العَقیمِ الوالِدِ وَ مِنَ الضّالِّ الواجِدِ؛[6]خداوند از توبه بنده اش بیش از عقیمی که صاحب فرزند شود و گم کرده ای که گمشده اش را پیدا می کند خوشحال می شود»

مصاحبت و همراهی چند روزه با افراد معنوی و خدایی، این حالت ندامت و انقلاب درونی را در وجود انسان سرعت می بخشد. بدین جهت شخص نادم و پشیمان سعی می کند به گونه ای رنگ بوی دوستان معنوی را به خود بگیرد.
این فرصت توبه و ندامت است که عیار درونی افراد را غنای دو چندان می بخشد: در اهمیت و ارزش توبه در متون روایی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این چنین نقل شده است: «أللهُ أفرَحُ بِتَوبَةِ العَبدِ مِنَ العَقیمِ الوالِدِ وَ مِنَ الضّالِّ الواجِدِ؛ [6]خداوند از توبه بنده اش بیش از عقیمی که صاحب فرزند شود و گم کرده ای که گمشده اش را پیدا می کند خوشحال می شود».
همچنین از امام علی (علیه السلام) نقل شده است: «تَعَطَّرُوا بِالاستِغفارِ لا تَفضَحكُم رَوائحُ الذُّنوبِ؛ [7] با آمرزش خواهی، خود را معطّر کنید تا بوی گناهان شما را رسوا نکند».
4). اعتکاف فرصت برای عبادت و انس با معبود:
یکی از برکات و آثار ارزشمند اعتکاف دستیابی به خلوتی برای انس و نزدیکی بیشتر با خالق هستی است. اولیای راستین همیشه خلوت با دوست را غنیمت می شمردند و از آن بیشترین بهره را نصیب خود می نمودند: از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرموند: «فِی التَّوْرَاةِ مَكْتُوبٌ یَا ابْنَ آدَمَ تَفَرَّغْ لِعِبَادَتِی أَمْلَأْ قَلْبَكَ غِنًى وَ لَا أَكِلْكَ إِلَى طَلَبِكَ وَ عَلَیَّ أَنْ أَسُدَّ فَاقَتَك؛ [8] در تورات نوشته شده است: ای فرزند آدم! برای انجام عبادت من فراغتی به وجود بیاور تا من دل تو را از بی نیازی سرشار سازم و بدون اینكه تو طلب كنی، حاجتت را برآورده كنم و من خود را ملتزم می دانم كه حوائج تو را برطرف نمایم».
و  همچنین آن حضرت از پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله) این چنین نقل فرمودند: «أفْضَلُ النّاسِ مَنْ عَشِقَ العِبادَةَ فَعانَقَها وَاَحَبَّها بِجَسَدِهِ وَتَفَرَّغَ لَها؛ [9] با فضیلت ترین مردم كسی است كه عاشق عبادت باشد و با اشتیاق تمام عبادت را به آغوش بكشد و با جسمش آن را دوست بدارد و برای آن فراغتی به وجود بیاورد».

سخن آخر:

تا فرصت هست می توان در این دنیای خاکی توشه ای برای زندگی جاودان ابدی جمع کرد نباید اجازه داد غفلت مرگبار بی خبری و بی تفاوتی سلولهای خاکستری مغزمان را در تسخیر خود در آورد ماه رجب، ماه توبه و بازگشت ماه اعتکاف و راز و نیاز را اگر غنیمت بدانیم چرا که این فرصت چون ابر بهاری خواهد گذشت.
پی نوشت ها:
[1]. بر بال قنوت: ص95.
[2]. التحقیق فی کلمات القرآن: ج۸، ص۲۰۱
[3]. تفسیر نمونه: ج 1، ص653.
[4]. كنز العمّال، متقى هندى: ج 8، ح 24012.
[5]. إقبال الأعمال، ج 1، ص195.
[6]. نهج الفصاحه: ص620 ، ح 2199.
[7]. امالی(طوسی): ص 372.
[8]. الكافی: ج 2، ص83، ح1.
[9]. مجموعة ورام: ج 2، ص37.


- نظرات (0)

روزت مبارک

آپلود 
عکس


ﻫﻴﺴﺴﺴﺴﺴﺴﺲ!!!!!!

ﻳﻮﺍﺵ ﺗﺮﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲ ﻛﻨﻴﺪ!!!!!!!!!!!

ﺷﺎﻳﺪﻛﺴﻲ ﭘﺪﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ…

ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺍﻳﻦ ﻃﻼی ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻧﻜﺸﻴﺪ ...

ﻗﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ..

ﺍﺯﻛﻨﺎﺭﺵ ﺑﻮﺩﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻳﺪ،

ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﺪ،

ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻛﻨﻴﺪ ، ﭘﺪﺭﻫﺪﻳﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻫﺪ...ﭘﺪﺭﺧﻮﺩﺵ ﻫﺪﻳﻪ ﺍﺳﺖ،

ﺍﺯﺩﺳﺘﺶ ﻧﺪﻫﻴﺪ ,ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ.

ﻧﮕﻴﺪ ﺑﺎﺑﺎ ﮔﻴﺮ ، ﻧﺪﻩ; ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ,

ﻧﻪ!! ﺗﻮﺑﺮﺍی ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻛﻮﭼﻮﻟﻮﻳﻲ .... 

ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺵ ﺍﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺗﻮﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﺁﻣﺪﻩ... ﺗﺎﺍﺯﺗﻮ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ...

ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺵ ﺩﻝ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﻜﻨﻲ...

ﻓﻘﻂ ﻳﻚ ﻛﻢ ﻳﻮﺍﺷﺘﺮ!!!

ﺷﺎﻳﺪ ﻛﺴﻲ ﺩﻟﺶ ﺑﺮﺍی ﭘﺪﺭﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ......


- نظرات (0)

گناهان را چگونه محو کنیم؟

گناه

همان گونه كه اعمال صالح و نیكوی انسان به واسطه برخی گناهان حبط و تباه می شود، بعضی از اعمال نیك نیز سبب تكفیر و از بین رفتن گناهان می گردد.

در قرآن و روایات راه ها و مصادیق فراوانی كه موجب از بین رفتن گناه و آثار و عوارض آن، بلكه تبدیل سیئات به حسنات شده است، بیان شده است.

از مجموع آنها این مطلب به دست می آید كه ایمان و عمل صالح و توبه و ترك گناهان كبیره، مطمئن ترین راه از بین بردن گناهان گذشته و جلب محبّت الهی است.

خواندن نمازهای مستحبی و نافله مخصوصاً نماز شب

خداوند در قرآن می فرماید: "وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ"‏؛ [هود، 114] در آغاز و انجام روز و پاسى از شب نماز را بپا دار، که نیکی ها، بدی ها را از میان مى‏برد‏.

امام صادق(علیه السلام) در ذیل تفسیر آیه 114 هود می فرماید: صلوة المومن باللیل تذهب بما عمل من ذنب النهار؛ نماز شب مومن، گناهان روز او را محو و نابود می سازد.


ایمان و عمل صالح

قرآن كریم می فرماید: إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آن [ها] نهى شده‏اید دورى گزینید، بدی هاى شما را از شما مى زداییم. [نساء، 31]
پس باید كوشید از طریق ازدیاد معرفت و شناخت خدا و آگاهی از نعمت های مادی و معنوی او و انجام عمل صالح، ایمان را تقویت نمود.
 

توبه

توبه و انابه و بازگشت از گناهان سبب محو و از بین رفتن همه گناهان كبیره و صغیره می گردد.
آیات 68 و 69 سوره فرقان به مرتكبین برخی گناهان كبیره وعده عذاب مضاعف و خلود در جهنم داده، سپس فرموده است: مگر كسی كه توبه كند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد كه در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلكه) سیئات و بدی های اعمال آنها را به حسنات تبدیل می كند.

امام صادق(علیه السلام) در ذیل تفسیر آیه 114 هود می فرماید: صلوة المومن باللیل تذهب بما عمل من ذنب النهار؛ نماز شب مومن، گناهان روز او را محو و نابود می سازد

استغفار

یکی از اموری که سبب می شود گناهان محو شود، استغفار از گناه است که در روایات متعدّد به آن اشاره شده است.

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: انسان وقتی مرتکب گناهی می شود از صبح گاهان تا هنگام شب به او مهلت می دهند، پس اگر استغفار کرد، عمل او نادیده گرفته می شود. [کلینی ،محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 437، ح 1]
در روایت دیگری می فرمایند: هفت ساعت به او مهلت می دهند، اگر از گناه توبه کرد چیزی برای او نمی نویسند و اگر هفت ساعت گذشت و از گناه پشیمان نشد برایش می نویسند، و در ادامه می فرمایند: شخص مومن گاهی بعد از بیست سال گناهش به یادش می آید، ولی کافر همان لحظه بعد از انجام گناه فراموش می کند [همان، ح 3] و در روایت دیگری از معصوم(علیهم السلام) نقل شده که حضرت فرمود: برای هر دردی دارویی و داروی گناهان استغفار است. [همان، ص 439، ح 8]

توبه
ترك گناهان بزرگ

ترك گناهان بزرگ، سبب از بین رفتن آثار گناهان كوچك شود: إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِیمًا؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آن [ها] نهى شده‏اید دورى گزینید، بدی هاى شما را از شما مى زداییم، و شما را در جایگاهى ارجمند در مى ‏آوریم. [31، نساء]
 

هر كار خوب و شایسته

هر كار خوب و شایسته و هر فعلی كه مصداق حسنه باشد، عاملی برای از بین رفتن سیئات و بدی ها می باشد: انّ الحسنات یذهبن السیئات ذلك ذكری للذاكریم؛ حسنات، سیئات و گناهان (و آثار آن) را برطرف می سازند. این مطلب تذكر و یادآوری است برای آن هایی كه تذكر پذیرند.
حسنات، مطلق است و شامل همه عبادات و هر كار ارزشمندی كه شرع آن را تأیید و تعیین كرده و به قصد تقرّب به خدا نجام گیرد، می شود.
امیرالمومنین(علیه السلام) می فرماید: انّ اللَّه یكفّر بكل حسنةٍ سیئةً؛ با انجام دادن هر حسنه، خداوند، یك گناه و سیئه را می پوشاند و محو می سازد. [شیخ عبد على بن جمعه، نورالثقلین، ج 2، ص 402]

 

طهارت و حضور قلب

پیوسته با طهارت (وضو و غسل و...) بودن و اقامه نمازهای پنجگانه با حضور قلب. سلمان فارسی می گوید: روزی با پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) زیر درختی نشسته بودیم. حضرت شاخه های خشك آن درخت را تكان داد، تمام برگ های آن فرو ریخت. سپس رو به من كرد و فرمود: سوال نكردی چرا این كار را كردم. گفتم: شما بفرمایید، منظورتان چه بوده است.

كسی كه توبه كند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد كه در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلكه) سیئات و بدی های اعمال آنها را به حسنات تبدیل می كند

فرمود: هنگامی كه مسلمان وضو بگیرد (و مواظب باشد) خوب وضو بگیرد، سپس نمازهای پنجگانه را به جا آورد، گناهان او فرو می ریزد، همان گونه كه برگ های این شاخه فرو ریخت. سپس آیه انّ الحسنات یذهبن السیئات را تلاوت كرد.
اساساً آیه مذكور به عنوان تعلیل و بیان سرّ و حكمت وجوب اقامه نماز در سوره هود بعد از امر به اقامه نماز بیان شده است، یعنی نماز به عنوان یكی از مصادیق بارز حسنات، آثار معصیت و تیرگی هایی را كه در دل وجود دارد، از بین می برد.
 


تحمل بیماری

تحمل بیماری، گناهان را نابود می كند. پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) فرمود: السقم یمحو الذنوب. [محمدی ری شهری- میزان الحکمة- ج4]
 

مصایب

ناراحتی ها، مصایب، مشكلات و همّ و غم ها: پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) فرمود: ساعات المهموم، ساعات الكفّارات. [همان]



- نظرات (0)

عذر بی حاصل در قیامت

قیامت

روز قیامت از جاهایی است که در آن عذرخواهی کردن و توبه و اظهار پشیمانی هیچ فایده ای ندارد.

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ كَفَرُوا لَا تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ»: اى كسانى كه كافر شده‏اید، امروز عذر نیاورید، در واقع به آنچه مى ‏كردید كیفر مى ‏یابید.

در قیامت هر كس دعا كند مستجاب نمی شود؛ «وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا یُوْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ».
در قیامت هیچ كس به درد هیچ كس نخواهد خورد، در آنجا هر کس خودش تنها با اعمال خود می ماند و شفاعت نیز در هر حالتی پذیرفته نیست!
در سوره روم آیه 57 نیز می فرماید: «فَیَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ الَّذینَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ».
عده ای روز قیامت لب به عذرخواهی برمی دارند اما باید بدانیم که عذرخواهی در روز قیامت سود و فایده ای نخواهد داشت هر چند که عذرخواهی واقعی و با نیت اخلاص و خلوص باشد؛ زیرا در قیامت چشمان همگان به حقیقت چنان که باید و شاید روشن می شود و هیچ مطلب پوشیده ای باقی نمی ماند.
در آن حالت که مجرمان، منافقان، کافران، مستکبران و ظالمان با عذاب های الهی رو به رو می شوند از خداوند می خواهند که عذر ایشان را بپذیرد ولی خداوند بیان می کند که قیامت جای عذر خواهی نیست. (توبه آیات 64 و 66 و جاثیه آیات 34 و 35 و نیز روم آیه 57 و غافر آیه 52 و 11 و 12)

این ‌جا كه میدان هست و اجازه داده شده است، این ‌جا كه عذر خواهى براى ما درجه مى ‌آفریند، گناهان را مى ‌شوید و ما را پاك و نورانى مى‌ كند، از خداى متعال عذر خواهى كنیم

قیامت جای عذرخواهی نیست!

روزى خواهد آمد كه خداى متعال به مجرمین بفرماید: «وَلَا یُۆْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُونَ: و آنها را اذن (سخن) گفتن نمى‏دهند، پس عذر نتوانند آورد (زیرا كه عذر ندارند)». (مرسلات: 36)
در قیامت، به ما اجازه‌ى عذرخواهى نخواهند داد، به مجرمین اجازه نمى‌دهند كه زبان به عذرخواهى باز كنند؛ آنجا جاى عذر خواهى نیست.
این ‌جا كه میدان هست و اجازه داده شده است، این ‌جا كه عذر خواهى براى ما درجه مى ‌آفریند، گناهان را مى ‌شوید و ما را پاك و نورانى مى‌ كند، از خداى متعال عذر خواهى كنیم.

این‌جا كه فرصت هست، لطف خدا و نگاه محبّت الهى را متوجّه و شامل حال خود كنیم. «فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ»؛ (بقره: 152) مرا به یاد آورید، تا من شما را به یاد آورم.
در‌‌ همان لحظه‌اى كه شما دلتان را متوجّه خداى متعال و خدا را در دل خودتان حاضر مى ‌كنید و به یاد خدا مى ‌افتید، خداى متعال در‌‌ همان لحظه، چشم لطف و مهر و عطوفتش متوجّه شماست؛ دست لطف و بذل و بخشش او به سوى شما دراز است.
خدا را به یاد خودمان بیندازیم، و الّا روزى خواهد رسید كه خطاب الهى به سمت گناهكاران مى‌آید كه «... إِنَّا نَسِینَاكُمْ ... »؛ (سجده: 14) ما شما را فراموش كردیم، ما شما را به دست فراموشى سپرده‌ایم، بروید! عرصه‌ى قیامت این‌ گونه است.(بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه‌های نمازجمعه 1376/10/26)


- نظرات (0)

حج جاهلیت به روایت قرآن

آزمون انتخابی دانش آموزان گیلان 
برای اعزام به حج عمره برگزار شد

عصر جاهلى، یعنى دوره اى که جوامع بشرى بر اثر دور ماندن از عصر انبیاء و رسوخ عقاید و عادت هاى غلط و خرافى داراى وضعیتى مى شوند که مناسب ترین عنوان براى آن، واژه "جاهلیت" است.

این وضعیت تنها مخصوص عربِ ساکن در جزیرة العرب پیش از ظهور اسلام نیست، بلکه شامل جوامع مختلفى مى شود که در برخى ویژگى ها مشترک اند.

امروزه براى اطلاع و شناخت درست از وضعیت مشترک جوامع جاهلى، راهى جز وحى و گزارش هاى مرتبط با منابع وحیانى وجود ندارد.

 

حجّ جاهلى

حج به عنوان یکى از مهم ترین اعمال عبادى، به تبع تشریع آن در عصر حضرت ابراهیم(علیه السلام)، در عصر جاهلى نیز مرسوم بود.

حج نیز از آسیب تحریف و کژى هاى جاهلى مصون نمانده بود. تحریف هاى جاهلان در زوایاى مختلف مناسک حج رخنه کرده بود. این تحریف ها از آیات قرآن یا روایات تفسیرى قابل دستیابى است. در این جا با توجه به ترتیب مناسک حج و با بهره گیرى از دو منبع یاد شده، تصویرى از حج جاهلى را ترسیم مى کنیم:

 

تلبیه جاهلى

جاهلان، تلبیه را که به عنوان مدخلِ مناسک حج و شعار توحید مطرح بود به تعابیرى شرک آلود آمیخته کرده بودند. گونه شرک آلود تلبیه جاهلى در قرآن کریم نیامده، اما در روایات تفسیرى مربوط به بعضى از آیات، بدان اشاره شده است، از جمله درباره آیه 28 از سوره روم.

على بن ابراهیم قمى در تفسیرش روایتى مسند از امام باقر (علیه السلام) درباره سبب نزول این آیه، نقل کرده که متن آن چنین است:
قریش و عرب نخست، هنگام حج چنین تلبیه مى گفتند: «لبیک الله لبیک لا شریک لک لبیک إنّ الحمد و النعمة لک و الملک لک لا شریک لک» که همان تلبیه ابراهیم(علیه السلام) و انبیاء بود.

شیطان به صورت پیرمردى نزدشان رفت و گفت: تلبیه پیشینیان شما این نیست! پرسیدند: تلبیه آنان چگونه بوده؟ گفت: آنان چنین مى گفتند: «لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک الا شریک هو لک».

قریش این سخن را نپذیرفت، لذا شیطان گفت: باشید تا تتمه این کلام را بیاورم. گفتند: چیست؟ گفت: «الا شریک هو لک تملکه و ما یملک». آیا نمى دانید که او مالک شریک خود و دارایى اوست. در این جا قریش راضى شده و از آن پس تنها قریش چنین تلبیه مى گفتند. هنگامى که خداوند پیامبر(صلى الله علیه و آله) را مبعوث کرد بر این تلبیه آنان اعتراض کرد و گفت: این شرک است. و لذا خداوند این آیه را نازل کرد.(قمى، همان، ج 2، ص 154)

امر به خوردن از گوشت قربانى یا اطعام به مستمندان در این آیه بر وجوب این کار دلالت ندارد، بلکه براى دفع توهّم خطر یا تصور عدم جواز خوردن از این گوشت است; چرا که مردم جاهلى این کار را جایز نمى شمردند و پس از ظهور اسلام ممکن بود برخى مسلمانان، هم چنان بر آن تصور و توهم داشته باشند

از این رو خداوند در آیه 106 سوره یوسف به پیامبرش محمد(صلى الله علیه و آله) مى فرماید:
وَ ما یُوْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ; مرا آنسان که سزاوار معرفت حق من است به یکتایى نمى خوانند جز آن که شریکى از مخلوقاتم برایم قرار مى دهند. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج 1، ص 51)
پس از ظهور اسلام، پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) با جدّیت تمام در صدد زدودن جلوه هاى شرک آلود حج بر آمدند که اوج این حرکت در حجة الوداع بود.

پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) در این سفر به صورت عملى، حج توحیدى را ارائه نهاد، که از جمله این که به تصحیح تلبیه شرک آلود جاهلیان اشاره کرد.

 

طواف عریان

شکل دیگر کژى و انحراف عبادى در عصر جاهلى، آن بود که به هنگام ورود به مکه و قصد انجام طواف، لباس معمولى خود را از تن خارج کرده و از ساکنان مکه، یعنى قریش و بعضى قبایل دیگر که خود را حُمس مى خواندند (طبرسى، مجمع البیان، ج 2، ص 27) لباسى طلب مى کردند تا خود را با آن پوشانده و طواف کنند.

از بعضى نقل قول های تاریخی نیز بر مى آید که اهل مکه (حَرَم) خود را در این رسم داخل نمى کردند، و گویا سکونت در منطقه حرم، خود امتیازى بود تا بدان جهت نیازى به رها کردن لباس پیشین نداشته باشند و بلکه دیگران در لباس طواف نیازمند آنان شوند. (تفسیر القرطبى، ج 7، ص 189)
کسانى که هنگام طواف عریان مى شدند لباس خود را خارج مسجد نهاده و داخل مى شدند و اگر کسى با لباس داخل مى شد، لباسش را با ضرب و شتم مى کندند. (سیوطى، همان، ج 3، ص 78)

بنابر برخى نقل های تاریخی، آنان مى گفتند: ما آنگونه طواف مى کنیم که از مادر زاده شده ایم! (طبرى، همان، ج 8، ص 201)

حج

مى گفتند: ما در لباسى که پیش از این آلوده به گناهان شده طواف نمى کنیم و براى طواف لباسى دیگر لازم است. یا آن که تعویض لباس را نوعى تفأل براى خروج از گناهان تلّقى مى کردند. (جصاص، احکام القرآن، ج 3، ص 41 ـ 42) گروه هایى نیز خود را در این رسم، پیرو پیشینیان و پدرانشان معرفى مى کردند. (طبرى، همان، ج 8، ص 202)
در تاریخ آمده است که مردان در روز، و زنان در شب طواف عریان مى کردند. (طبرسى، مجمع البیان، ج 4، ص 244) و گاه بندها و رشته هایى را به دور خود مى آویختند (ابن جوزى، همان، ج 3، ص 127) (شبیه آن چه براى محافظت صورت مرکب از حشرات، روى آن مى آویزند) و بعضاً شعرى نیز زمزمه مى کردند. (ابن جوزى، همان ، ج 3، ص 127)

این رسم زشت موجب شد پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) که پس از غزوه تبوک در سال نهم قصد انجام حج را داشت انجام این تصمیم را به سال آتى موکول سازد و در آن سال، امیرالمومنین على(علیه السلام) را به سوى مشرکان گسیل دارد تا امر الهى مبنى بر ترک اعمال جاهلى، از جمله طواف عریان را در موسم حج به مشرکان ابلاغ کند. (معرفت، التمهید فى علوم القرآن، ج 1، ص 136)
قرآن کریم در پى تلاش براى تصحیح کژى هاى جاهلى، به رسم زشت و غلطِ طواف عریان نیز پرداخته است.

در روایات تفسیرى، آیات 26، 28، 31، 32 و 33 سوره اعراف ناظر به سنت یاد شده جاهلى معرفى شده اند.

 

پرهیز از خوردن گوشت قربانى

یکى از اعمال عبادى حج، قربانى کردن است که در روز دهم ذى حجه که معروف به عید الأضحى یا عید قربان (قربانى) است انجام مى شود. در جاهلیت نیز این رسم به عنوان بخشى از اعمال حج انجام مى گرفته است، اما همچون موارد یاد شده پیش از این، گرفتار تحریف هاى جاهلى شده بود. مردم جاهلى معتقد بودند از گوشت حیوانى که به منظور قربانى کردن ذبح شده، چون براى خداست جایز نیست خورده شود، لذا گوشت هاى قربانى را روى سنگ ها نهاده و در معرض خوراک درندگان مى گذاشتند.

پس از ظهور اسلام، پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) با جدّیت تمام در صدد زدودن جلوه هاى شرک آلود حج بر آمدند که اوج این حرکت در حجة الوداع بود. پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) در این سفر به صورت عملى، حج توحیدى را ارائه نهاد، که از جمله این که به تصحیح تلبیه شرک آلود جاهلیان اشاره کرد

با ظهور اسلام در پى نفى تحریفات جاهلى از ساحت عبادات، در آیه 36 سوره حج خطاب به مسلمانان، امر به خوردن از گوشت قربانى و نیز اطعام مستمندان از آن شد. (جصاص، احکام القرآن، ج 3، ص 308; طبرسى، مجمع البیان، ج 7 ص 155)

امر به خوردن از گوشت قربانى یا اطعام به مستمندان در این آیه بر وجوب این کار دلالت ندارد، بلکه براى دفع توهّم خطر یا تصور عدم جواز خوردن از این گوشت است; چرا که مردم جاهلى این کار را جایز نمى شمردند و پس از ظهور اسلام ممکن بود برخى مسلمانان، هم چنان بر آن تصور و توهم داشته باشند.
 

مالیدن خون قربانى به دیوار کعبه

انحراف دیگر جاهلیان در اعمال عبادى آن بود که پس از انجام قربانى براى خدا در کنار بت ها، خون قربانى را به دیوار کعبه مى مالیدند.

قرآن کریم براى مقابله با این سنت غلط و نیز سنت پیشین مبنى بر اجتناب از خوردن گوشت قربانى به تصور این که تقدیم به خدا شده و نباید از آن خورد، در آیه شریفه 37 سوره حج چنین فرموده است:
لَنْ یَنالَ اللّهَ لُحُومُها وَ لا دِماوُها وَ لکِنْ یَنالُهُ التَّقْوى مِنْکُمْ کَذلِکَ سَخَّرَها لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللّهَ عَلى ما هَداکُمْ وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِینَ; هرگز [نه] گوشت هاى آن ها و نه خون هایشان به خدا نخواهد رسید، ولى [این] تقواى شماست که به او مى رسد...



- نظرات (0)

3سنگی که از بهشت نازل شد

سنگ 
بهشتی

رسول رحمت صلی الله و علیه و آله که ثقلین را به یادگار گذشت فرمود که این دو از هم جدا ناپذیرند و نیز خبر داد که هدایت در گرو تمسک به قرآن و عترت علیهم السلام است و بس.

قرآن این کتاب هدایت و نور که یکی از این ثقلین است وقتی ما را به آن سعادت واقعی می رساند که از ثقل دیگر جدا نشود. آن که قرآن را کافی دانست و مکتب خود را بی نیاز از عترت دانست به شهادت همین حدیث نورانی که قرآن و عترت را جداناپذیر معرفی می کند از هر دو آنها محروم مانده است.

توجه به این پیوند ناگسستنی، مفسرین آگاه را بر آن می دارد تا بی توجه به روایات اهل بیت علیهم السلام دست به تفسیر قرآن نزنند. همین امر سبب شده تا تفاسیر شیعه آمیخته با روایاتی باشد که از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به یادگار مانده است.

این روایات که گاه، تنها کلید فهم آیه است به صورت پراکنده در منابع روایی ما موجود است.

برخی از دانشمندان گذشته و حال تلاش کرده اند تا روایاتی را که به گونه ای به تفسیر و یا بیان آیه ای اشارت دارد در کتاب های مستقل جمع آوری کنند که حاصل این زحمات، کتاب های ارزشمندی شده که نمونه های زیر از آن دسته اند:

1.       تفسیر قمى در 2 جلد، نوشته على بن ابراهیم قمى (قرن 3)

2.       البرهان فى تفسیر القرآن در 5 جلد، نوشته سید هاشم بحرانى (قرن 11)

3.       تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب در 14 جلد، نوشته محمد بن محمدرضا قمى مشهدى (قرن 12)

4.       تفسیر جامع در 7 جلد، نوشته سید محمد ابراهیم بروجردى (معاصر)

حجم بالای این کتاب ها و نداشتن ترجمه نوع این آثار از یک سو و لزوم ترویج این نوع روایات و توجه به آنها در کنار کلام قرآن کریم ما را بر آن داشت تا به صورت گزینشی برخی از این روایات را استخراج کرده و با ترجمه روان و ارائه توضیح در هر جا که لازم به نظر می آید این معارف را به جامعه قرآن دوست و ارادتمند به اهل بیت علیهم السلام تقدیم نماییم.

کوتاهی متن، تخصصی نبودن در رشته خاصی مانند فقه، وجود آن در منابع معتبر و اصیل شیعه از مهمترین معیارهای ما در گزینش این روایات است که امیدواریم مقبول خداوند رحمان قرار گیرد.

سه سنگند که از بهشت نازل شده اند. آن سه عبارتند از: مقام ابراهیم، سنگ بنی اسرائیل [که در آیه به آن اشاره شده است] و حجرالاسود که وقتی خدا آن را به ابراهیم علیه السلام سپرد از کاغذ هم سفیدتر بود و در اثر خطاهای بنی آدم سیاه شد

وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنجَیْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ (50/ بقره)

و به یاد آورید زمانى را كه دریا را برایتان شكافتیم و شما را نجات دادیم و فرعونیان را غرق كردیم.

دعایی که حضرت موسی علیه السلام خواند و خدا دریا را شکافت. نقل شده است در جنگ حنین که در نهایت با امداد الهی [1] به پیروزی لشگر اسلام انجامید بعد از شکست ابتدایی لشگر اسلام و فرار تعداد زیادی از مسلمانان، رسول خدا صلی الله علیه و آله دست به آسمان بلند کرد و عرضه داشت: «اللّهمّ، لك الحمد و إلیك المشتكى و أنت المستعان».

جرئیل علیه السلام نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله! دَعَوتَ بِما دَعَا بِه مُوسى حِینَ فَلَقَ اللَّهُ لَهُ البَحرَ و نَجّاهُ مِن فِرعَونَ. ای رسول خدا! خدا را به کلماتی خواندی که موسی هنگامی که خدا دریا را برای او شکافت و از دست فرعون نجاتش داد خدا را با آن خوانده بود. [2]

در روایتی این عبارت، اسم اکبر خدا نامیده شده است [3] و در روایت دیگری رسول خدا فرمود:

جبرئیل علیه السلام به من گفت: می خواهید به شما کلماتی را بیاموزم [4] که موسی علیه السلام آنها را هنگام شکافته شدن دریا گفت؟ گفتم: بله. او گفت: بگو «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ وَ إِلَیْكَ الْمُشْتَكَى وَ بِكَ الْمُسْتَغَاثُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم‏»[5]

وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْناً (60/ بقره)

و به یاد آورید زمانى را كه موسى براى قوم خود آب طلب کرد. ما به او گفتیم: عصایت را به سنگ بزن. [او زد و] دوازده چشمه از آن جارى شد. 

 

سه سنگ بهشتی

امام باقر علیه السلام فرمود: «نزلت ثللاثة أحجار من الجنة: مقام إبراهیم و حجر بنى إسرائیل، و الحجر الأسود»؛ سه سنگ اند که از بهشت نازل شده اند. آن سه عبارتند از: مقام ابراهیم [6]، سنگ بنی اسرائیل [که در آیه به آن اشاره شده است] و حجرالاسود که وقتی خدا آن را به ابراهیم علیه السلام سپرد از کاغذ هم سفیدتر بود و در اثر خطاهای بنی آدم سیاه شد. [7]

وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ یَكْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ یَعْتَدُونَ(61/ بقره)

بنی اسرائیل سزاوار خشم خدا شدند و این به سبب آن بود كه آنان همواره به آیات خدا كفر مى ‏ورزیدند و پیامبران را به ناحق مى ‏كشتند. دلیل این [كفرورزى و كشتن پیامبران‏] آن بود كه [از فرمانِ من‏] سرپیچى نمودند و پیوسته [از حدود حق‏] تجاوز مى‏كردند.

 

لزوم حفظ اسرار و گناه فاش ساختن آن

امام صادق علیه السلام این آیه را تلاوت کردند و فرمودند: «وَ اللَّهِ مَا قَتَلُوهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ لَا ضَرَبُوهُمْ بِأَسْیَافِهِمْ وَ لَكِنَّهُمْ سَمِعُوا أَحَادِیثَهُمْ فَأَذَاعُوهَا فَأُخِذُوا عَلَیْهَا فَقُتِلُوا»؛ به خدا قسم كه آنها را با دست هاى خود نكشتند و با شمشیرهایشان نزدند؛ بلكه سخنان ایشان را شنیدند و آنها را [نزد دشمنان و بدخواهان] فاش‏ ساختند و در نتیجه، آن پیامبران دستگیر و كشته شدند. [8]

امام صادق علیه السلام نصیحت (خیرخواهی و یکرنگی) را از مصادیق «قول حسن» شمرده و به مداومت بر آن توصیه کرده و در کنار همین بخش از آیه می فرماید: «وَ لَا تَدَعِ النَّصِیحَةَ فِی كُلِّ حَال‏»؛ در هر حال نصیحت را رها نکن

نکته:

تقیه و لزوم حفظ اسرار درون مکتب از آموزه های مهم شیعه است که تکیه بر عقل و نقل دارد. بی تردید در دنیای امروز، وجوب برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام که به دلایل گوناگون مورد احترام قشر گسترده ای از مسلمانان جهان هستند از جمله همین موارد است که باید در حفظ آن کوشید.

به یقین کسانی که با افشاگری این آموزه (آن هم با مجالس و رفتارهای ناشایست) سبب می شوند تا جان شیعیان پاک و بی گناه در مناطق دیگر جهان به خطر افتد نمونه ای از بنی اسرائیلیان این آیه اند.

قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً (83/ بقره)

با مردم به نیکی سخن بگویید. روش سخن گفتن (معاشرت) با دیگران. امام باقر علیه السلام درباره این آیه فرمود: «قولوا للناسِ أحسَنَ ما تُحِبُّونَ أن یُقالَ فیكُم‏»؛ بهترین سخنى را كه دوست دارید درباره شما گفته شود، به مردم بگویید. [9]

امام صادق علیه السلام نصیحت (خیرخواهی و یکرنگی) [10] را از مصادیق «قول حسن» شمرده و به مداومت بر آن توصیه کرده و در کنار همین بخش از آیه می فرماید: «وَ لَا تَدَعِ النَّصِیحَةَ فِی كُلِّ حَال‏»؛ در هر حال نصیحت را رها نکن. [11]

در برخی تفاسیر مانند «المیزان» این تعبیر را کنایه از «حسن معاشرت با مردم» گرفته اند که بر این اساس ترجمه روایت می شود: بهترین رفتاری را که دوست داری دیگران با تو داشته باشند تو با آنها داشته باش.

 

پی نوشت ها:

1.       لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِی مَواطِنَ كَثِیرَةٍ وَ یَوْمَ حُنَیْن‏ (25/ توبه)

2.       تفسیر القمی، 1/287

3.       فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ لَقَدْ دَعَوْتَ اللَّهَ بِاسْمِهِ الْأَكْبَرِ. الجعفریات، 218

4.       در حقیقت جبرئیل وسیله ای است که خدا بواسطه او بر علوم پیامبرش می افزاید و او را رشد می دهد. این یعنی معلم پیامبر ص خداوند است نه جبرئیل.

5.       الدعوات مرحوم راوندی، 55

6.       سنگی که جای پای حضرت ابراهیم علیه السلام بر روی آن مانده و اکنون در محفظه ای بلوری در کنار خانه خدا نگهداری می شود. نماز خواندن پشت آن از اعمال حج و عمره است.

7.       مجمع البیان 1/383

8.       کافی 2/371

9.       کافی 2/165

10.   نصیحت از ماده نصح هم به معنای خلوص است (لسان العرب 2/615) پند دادن را هم از آن جهت نصح و نصیحت گویند كه از روى خلوص نیّت و خیر خواهى محض است‏ (قاموس قرآن 8/71)

11.   مصباح الشریعة، ص 43



- نظرات (0)