سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

بدانیم خدا از ما راضی است؟

رضایت خدا

 شکی نیست که خشنودی خدا از امام رضا (علیه السلام) بخاطر بندگی آن امام همام، نسبت به خدای بزرگ است، ما پیروان آن امام رئوف (البته امام، معصوم است و ما غیر معصوم) هم با ابراز بندگی خود بدرگاه خدا ــ که در ایمان به خدا و انجام عمل صالح، خلاصه می شود ــ می توانیم در پی کسب رضای خدا باشیم.

از کجا بدانیم خدا از ما راضی است؟

حضرت عیسی ‌بن ‌مریم به حواریین فرمود: کاری کنید که نزد خدا محبوب گردید و به خدا نزدیک شوید. گفتند: ای روح ‌الله! چگونه در نزد خدا محبوب شویم و به او نزدیک گردیم؟ گفت: با بغض اهل گناه، و با دشمنی ایشان، رضای الهی را طلب کنید!»

حضرت علی (علیه السلام) در کلامی گهربار می فرماید: «مَنْ‏ أَرَادَ مِنْكُمْ‏ أَنْ‏ یَعْلَمَ‏ كَیْفَ‏ مَنْزِلَتُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ فَلْیَنْظُرْ كَیْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوبِ كَذَلِكَ مَنْزِلَتُه‏؛[2] هر کس از شما که می خواهد جایگاه و منزلت خود را در نزد خداوند بداند،‌ پس باید ببیند که جایگاه و منزلت خداوند در آن هنگام که به گناهی می رسد چگونه است. جایگاه او نزد خداوند تبارک و تعالی، به همان مقدار است که جایگاه خداوند در نزد او است.»
پیام این حدیث این است که اگر ما اوامر الهی را مخلصانه بجا بیاوریم و از اطاعت الهی سر نپیچیم؛ باید بدانیم که رضایت الهی را بدست آورده ایم. شکی نیست که باید در تمام زندگی اینگونه باشیم؛ تا به رضوان الهی و بهشت او در آییم.
اگر انسان، دوستی داشته باشد، تمام سعی خود را برای راضی نگه داشتن او ـــ با توجه داشتن به خواسته های او ــ بکار می برد، آنگاه از طرف مقابل هم همین خواسته ها را دارد. خلاصه وقتی در دوستی های زمینی و دنیایی (با بی اعتباری های دنیا و دوستی هایش) رضایت طرفینی حرف اول را می زند؛ درباره آخرت که سرای جاوید است به طریق اولی باید رضایت طرفینی حرف اول را بزند.
اتفاقاً در حدیث داریم که دین انسان به مانند برادر انسان (بالاتر از دوست) است که باید نسبت به او توجه کامل داشته باشی.
امیرالمومنین علی (علیه السلام) به کمیل بن زیاد فرمودند: «أَخُوكَ دِینُكَ فَاحْتَطْ لِدِینِكَ‏ بِمَا شِئْت‏؛[3]دین تو مانند برادر توست، پس نسبت به دینت تا می توانی جانب احتیاط را نگه دار(محکم کاری نسبت به فرائض دینی)» 

عوامل کسب رضایت خداوند

حالا به عواملی چند که باعث کسب رضایت الهی می شود اشاره می کنیم.

1ــ ایمان و عمل صالح

هیچ كس مشمول رضاى خدا نمی ‌شود مگر با اطاعت او و اطاعت پیامبرش و اطاعت ائمه از آل محمد صلى ‌اللَّه علیه ‌و آله .

در آیات پایانی سوره بینه می خوانیم: كسانى كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات (خدا) یند! * پاداش آنها نزد پروردگارشان باغ هاى بهشت جاویدان است كه نهرها از زیر درختانش جارى است؛ همیشه در آن مى‏ مانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند؛ و این (مقام والا) براى كسى است كه از پروردگارش بترسد. [4]
بی تردید رضایت خدای بزرگ جز با عمل به دستوراتش میسر نیست، دستوراتی که با شناخت مقام خداوند و ترس از عقوبت او، و همچنین اطاعت از اهل بیت (علیهم السلام) امکان پذیر خواهد بود. حضرت صادق سلام ‌الله ‌علیه در عصر خویش رساله ‌ای مفصل برای شیعیان می ‌نویسند و برای شهرهای مختلف نسخه‌ ای از آن را می ‌فرستند. شیعیان نیز آن را در سجاده ‌های خویش قرار می‌داده‌ اند و پس از نماز آن را مرور می‌کرده ‌اند. در این رساله آمده است: و بدانید كه هیچ كس مشمول رضاى خدا نمی ‌شود مگر با اطاعت او و اطاعت پیامبرش و اطاعت ائمه از آل محمد صلى ‌اللَّه علیه ‌و آله .

2ــ تبری

در روایتی آمده است که رسول خدا (صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله) فرمود: حضرت عیسی ‌بن ‌مریم به حواریین فرمود: کاری کنید که نزد خدا محبوب گردید و به خدا نزدیک شوید. گفتند: ای روح ‌الله! چگونه در نزد خدا محبوب شویم و به او نزدیک گردیم؟ گفت: با بغض اهل گناه ، و با دشمنی ایشان، رضای الهی را طلب کنید!» [6]
در روایتی امام رضا علیه السلام در باب ویژگی شیعیان می فرمایند: قال الامام الرّضا - علیه السلام - : شیعَتُنا المُسَّلِمُونَ لاِمْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِعْدائِنا، فَمَنْ لَمْ یَكُنْ كَذلِكَ فَلَیْسَ مِنّا: امام رضا- علیه السلام - فرمود: شیعیان ما كسانی هستند كه تسلیم امر و نهی ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگی ـ در عمل و گفتار ـ خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر كه چنین نباشد از ما نیست. [جامع أحادیث الشّیعه، ج 1، ص 171، ح 234]
شاید کسی فکر کند: بغض دشمنان الهی، همان اطاعت از خداست، بله در این شکی نیست، ولی زمانی هست که انسان اطاعت الهی را گردن می نهد اما با دشمنان خدا سر جنگ و ستیز نداشته و با آنها مشکلی ندارد. مشکل اصلی دنیای اسلام، هم دقیقاً همین است که بعضی کشورهای مسلمان، شاید کم و بیش احکام اسلام را اجرا کنند (اطاعت از خدا و پیامبر)، ولی با دشمنان خدا و اسلام، مشکل چندانی ندارند. این موضوع سبب بوجود آمدن جنگ های خانمان سوزی در جهان اسلام شده است. 

3ــ رضایت به تقدیرات الهی

حضرت علی (علیه السلام) در کلامی گهربار می فرماید: «مَنْ‏ أَرَادَ مِنْكُمْ‏ أَنْ‏ یَعْلَمَ‏ كَیْفَ‏ مَنْزِلَتُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ فَلْیَنْظُرْ كَیْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوبِ كَذَلِكَ مَنْزِلَتُه‏؛[2] هر کس از شما که می خواهد جایگاه و منزلت خود را در نزد خداوند بداند،‌ پس باید ببیند که جایگاه و منزلت خداوند در آن هنگام که به گناهی می رسد چگونه است. جایگاه او نزد خداوند تبارک و تعالی، به همان مقدار است که جایگاه خداوند در نزد او است.»

از امیرالمؤمنین علیه‌ السلام نیز نقل شده است که حضرت فرمود: «عَلَامَةُ رِضَا اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَنِ الْعَبْدِ رِضَاهُ بِمَا قَضَى بِهِ سُبْحَانَهُ لَهُ وَ عَلَیْه‏؛[7] نشانه رضایت خدای سبحان از بنده، رضایت بنده از آن چیزی است که خداوند برای او مقدر کرده است، چه خوشایند او و چه ناخوشایند او باشد»‌ 
البته وجود این احادیث و احادث مشابه، منافاتی با تلاش و کوشش انسان برای تغییر سرنوشت خودش ندارند: «اَنَّ اللَّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ؛[انفال/53] خداوند، هیچ نعمتى را كه به گروهى داده، تغییر نمى ‏دهد؛ جز آنكه آنها خودشان را تغییر دهند؛ و خداوند، شنوا و داناست.»
انسانی که دست روی دست بگذارد و بگوید: هر چه پیش آید خوش آید، هر چه تقدیر باشد همان می شود؛ این فرد خود را فریب داده است.
کسانی هستند که از خدا شاکی هستند و مدام شکوه می کنند که ای کاش خدایا! اینگونه می شد و ای کاش اینگونه نمی شد، بدون اینکه فکر کنند واقعاً به نفع آنها است یا نه، در حالی که می باید صبر را چاشنی کار کنند: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ‏ مِنَ‏ الْأَمْوالِ‏ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ؛[بقره/155]و البته شما را به پاره‏اى از سختى ‏ها چون ترس و گرسنگى و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم، و صابران را بشارت و مژده بده.»
بنابراین اگر انسان از برخی تقدیرات الهی  گله‌ مند باشد و آرزو کند که ای کاش این‌ گونه نشده بود باید بداند که خدا هم به همین میزان از او ناراضی است.

سخن آخر

شاه کلید بدست آوردن رضایت الهی، اطاعت از او و فرستادگان او در روی زمین (اهل بیت) است، اطاعتی که پایبندی انسان را به ایمان به خدا و عمل صالح را تقویت کند. حضرت علی (علیه السلام) یک راهکار عملی در این زمینه به ما نشان می دهد که: اگر می خواهی بدانی مقام و جایگاه خود را نزد خدا بدانی (خدا چقدر از تو راضی است)، بنگر که جایگاه و ابهت خدا، موقع گناه، نزد تو چقدر است. 

پی نوشت ها:
[1]. بحارالانوار، ج‏49، ص 4.
[2]. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏10 ص 95.
[3]. الأمالی (للمفید)،  ص  283 
[4]. آیات 7 و 8 سوره مبارکه بینه
[5].  بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏75 ، ص222
[6]. بحار الأنوار (ط - بیروت) ،ج‏74 ، ص 147 
[7]. شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم، ج‏4 


- نظرات (0)

با چهار کار، در بهشت صاحبخانه شوید!

راه بهشت

در سفارشی که پیغمبر (صلی الله و علیه وآله) به حضرت علی (علیه السلام) کرد، فرمود: یا علی! هرکس این چهار کار در او جمع شود خداوند در بهشت خانه ای برای او بنا می  کند.

1. کسی که یتیمی را پناه دهد.

2. بر بیچاره و ضعیف رحم کند.

3. با پدر و مادر خود مهربان باشد.

4. با بنده و زیر دست برفق (با ملایمت) و مدارا رفتار نماید.

یا علی! هر کسی یتیمی را از نظر مالی کمک کند به اندازه ای که بی  نیاز شود بهشت بر او لازم می  شود و هر که دست ترحم بر سر یتیمی بکشد به پاداش این عمل در مقابل هر دانه موی یتیم نوری درخشان خداوند در قیامت به او عطا می  کند. (زبده الاحادیث، جلد2، ص66)

بنا داریم مصادیق یاز این روایت زیبا را از آیات و سفارشات قرآنی تقدیم کنیم.

پناه دادن به یتیم

یادمان باشد که رحم کردن به دیگران، رحم کردن به خودمان است و بالاترین سود این امر نصیب خودمان می شود چنانچه در روایتی فرمودند: «ارْحَمْ مَنْ فِی الْأَرْضِ یَرْحَمْكَ مَنْ فِی السَّمَاءِ» (شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376). فرمودند: شما رحم بکنید تا خدا هم به شما رحم کند

در روایتی از وجود امام صادق (علیه  السلام) وارد شده است که هر کس بخواهد مشمول رحمت خداوند گردد و وارد بهشت شود... باید نسبت به یتیمان دلسوز و مهربان باشد. [امالی صدوق، صفحه 318، مجلس 61، حدیث 15]

در قرآن خداوند در برخی آیات سفارش و تأکید فراوانی بر لزوم محبت و مهربانی نسبت به یتیمان کرده است و با تعابیر مختلف به احسان یتیم دعوت کرده و اجر و پاداش فراوانی برای آن در نظر گرفته است.

در آیه ای از قرآن کریم، خداوند مصادیق برّ و نیکوکاری  را می شمارد، یتیم نوازی را پس از ایمان به خدا و روز جزا و ایمان به پیامبر و کتاب های آسمانی و ملائکه ذکر می کند:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آَمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآَتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ .....) [مجلسی، بحارالانوار، 110 جلد]

نیکوکاری آن نیست که روی خود را به سوی مشرق و [یا] مغرب بگردانید بلکه نیکی آن است که کسی به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانی] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن] بندگان بدهد.

علامه در مورد این آیه می فرماید: آیه در مقام بیان اوصاف مومنان واقعی است و از آن جمله کسی است که مالش را با یتیمان و ذوی القربی و ... از روی محبت تقسیم می کند.[ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن]

در آیه ای دیگر در باب لزوم حفظ مال یتیم می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْكُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا [طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن ترجمه محمد باقر موسوی همدانی] «کسانی که مال یتیمان را از روی ظلم می‌خورند به درستی که آتش می‌خورند و به زودی در آتش قرار می گیرند»

و در روایتی پیامبر (صلی  الله  علیه و آله) در مورد اجر و پاداش سرپرستی یتیم فرمودند: «کسی که یتیمی را سرپرستی کند تا این که از او بی نیاز شود خداوند بهشت را بر وی واجب می کند، همان گونه که اگر کسی در مال یتیم خیانت کند مستحق دوزخ می شود»[ امالی طوسی، ج 2، ص 99]

در آیات سوره ضحی نیز بر این مطلب اشاره شده و خداوند به پیامبر (صلی  الله  علیه و آله) می فرماید همان طور که یتیم بودی و تو را پناه دادیم تو نیز یتیمان را نوازش کن و آنها را از خود دور نکن.[ مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 503]

رحم داشته باشید

در روایتی دیگر می فرمایند: «أ مرت بمداراةِ النَاس کما أ مِرتُ بتبلیغِ الرِّسالةِ» به مدارای با مردم فرمان یافته ام؛ همان گونه که به رسالت فرمان یافته ام. (حرانی عاملی، 1389: 80)

یادمان باشد که رحم کردن به دیگران، رحم کردن به خودمان است و بالاترین سود این امر نصیب خودمان می شود چنانچه در روایتی فرمودند: «ارْحَمْ مَنْ فِی الْأَرْضِ یَرْحَمْكَ مَنْ فِی السَّمَاءِ» (شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376). فرمودند: شما رحم بکنید تا خدا هم به شما رحم کند.

بر عکسش هم احادیثی داریم «مَنْ لَا یَرْحَمْ لَا یُرْحَم»(شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376) کسی که رحم نکند خدا هم به او رحم نمی کند. از هر دستی که بدهید از همان دست هم می گیرید.

کلید همه خوشبختی ها در مهربانی و احسان به والدین است

در این باب هم که الی ماشاء الله در آیات و روایات تذکراتی به ما داده شده است که از باب یاد آوری نمونه ای از آیات را در این باب عرض می کنیم:

وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا [15، احقاف]؛ و ما انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند.

وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّل مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُل رَّب ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیَانىِ صَغِیرً [24، اسراء]؛ و بر آنان بال فروتنی مهر آمیز بگستر و بگو پروردگارا بر آنان رحمت آور همچنانکه (بر من رحمت آوردن) مرا در کودکی پرورش دادند.
وَ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ لَا تُشرْكُواْ بِهِ شَیْا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا... [36، نساء]؛ و خداوند را بپرستید و چیزی را برای او شریک نیاورید و به پدر و مادر خود نیکی کنید

وَ قَضىَ  رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا... [23، اسراء]؛ و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان كنید.

و آیات دیگری نیز در مورد احترام و احسان به پدر و مادر بیان شده است .

در احادیث نیز، در مورد احسان به والدین بسیار سفارش شده و از آزردن آنان نکوهش به عمل آمده است: پاداش نگاه رحمت به والدین، حج مقبول است. رضایت آن دو رضای الهی و خشم خداست. احسان به پدر و مادر عمر را طولانی می کند و سبب می شود که فرزندان نیز به ما احسان کنند.(11)

مدارا و ملایمت داشته باشیم

در حدیث داریم که پیامبر صلی الله و علیه وآله می فرمایند: «انّما بُعثت لأ تممَ مکارمَ الاخلاق» : من برای مکارم اخلاق مبعوث شده ام. (محمدی ری شهری، 1386: 96 و 97)

و در روایتی دیگر می فرمایند: «أ مرت بمداراةِ النَاس کما أ مِرتُ بتبلیغِ الرِّسالةِ» به مدارای با مردم فرمان یافته ام؛ همان گونه که به رسالت فرمان یافته ام. (حرانی عاملی، 1389: 80)

در حدیث دیگر ایشان رفق و مدارا را محور همه خوبی ها می  داند:من حُرمَ الرفقُ فقد حُرمَ الخیر کلُّه. (همان: 81) هرکس از مدارا محروم باشد، از همه نیکویی ها محروم شده است.


- نظرات (0)

عامل بودن به قرآن

قرآن

تمسک به قرآن به معنای تلاوت، تدبر و عمل به آن است. در حقیقت رکن اصلی در مسیر تمسک به قرآن کریم، عمل به آن است.

لزوم عمل به قرآن و پیروی از اولیای دین

قرآن را که کتاب ما و شما است، کوشش کنیم که به حقیقت، کتاب باشد. کتاب ما به حقیقت باشد، نه فقط لفظاً بگوییم که «کتاب ما، قرآن است. نبی ما، رسول اکرم است. امام ما، علی بن ابیطالب است». لفظ، آسان است. آسان است که من بگویم: شیعۀ علی بن ابی طالبم، لکن شیعه چی است؟ آنی است که دنبال او باشید. تشییع جنازه در وقتی است که کسی جنازه که جلو است این همراهش برود. اگر او از آن راه برود، این از این راه برود، این تشییع جنازه نیست.

كسی كه قرآن را بیاموزد و به آن عمل نكند و دنیا و زینت آن را بر قرآن ترجیح دهد، سزاوار خشم خدا است و در ردیف یهود و نصاری قرار خواهد داشت كه كتاب خدا را پشت سر انداختند.

شیعه پیرو است. اگر بنا باشد که ما، هی دم بزنیم که شیعه ‏ایم، لکن در عمل هیچ پیروی نداشته باشیم، یا پیرویمان بسیار ضعیف باشد، ما به حسب واقع، شیعه نیستیم، به حسب ادعا شیعه هستیم. 
اگر ما ادعامان این باشد که قرآن، کتاب ماست، لکن هیچ صفحه ‏ای از قرآن را به آن عمل نکرده باشیم، قرآن را ادعا داریم که کتاب ما است، اما به حسب واقع کتاب ما نیست. اگر ما بگوییم پیغمبر، پیغمبر ما هست، ادعایش آسان است، لکن تا پیروی ازش نکنیم، نمی‏توانیم بگوییم پیام آوری است از خدا. اگر ما به حرف او اعتنا نکنیم، پیامبریش برای ما فایده ندارد. و اگر چنانچه به حرف اولیا عمل نکنیم، شیعه‏ گریش برای ما فایده ندارد، فایده‏ اش ضعیف است.

سعادتمندی در پرتو عمل به قرآن

قرآن، همه چیز است؛ قرآن هم بُعْد سیاست دارد و هم بُعْد سایر چیزها؛ هم علم است و هم راهنماست؛ و هم سیاست است و هم همه چیز است. قرآن، اگر کتاب یک ملتی باشد، آن ملت سعادتمند  می‏شود. 
چنانچه عامل باشیم و با هم مجتمع باشیم و اجتماع داشته باشیم و این آیۀ شریفۀ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه‏ِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا (آل عمران، 103) را عمل کنیم، بر همه ی قدرت ها غلبه خواهیم کرد.
اگر همه «مُعْتَصِم» باشند به «حبل‏اللّه‏» ـ که قرآن کریم است، رسول اکرم است، همه مجتمع بر قرآن باشیم، تفرُّق از هم نداشته باشیم، جدایی از هم نداشته باشیم، غلبه می‏ کنیم بر تمام قدرتهای بزرگ. 

عمل به قرآن؛ بغیر از حرف زبانی باشد

قال علی علیه السّلام:  «الله الله بالقرآن لا یسبقكم بالعمل به غیركم»؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: توصیه می‌ كنم شما را به قرآن نباید دیگران بر شما در عمل به قرآن پیشی گیرند. (نهج البلاغه، نامه 47)

مسلمانان بالاخص ما شیعیان باید در عمل «کونوا دُعاةَ النّاسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم» (کافی، کلینی، ج 2، ص 78) [باشیم]؛ نشان بدهیم که از لحاظ پایبندى به مقرّرات دینى، به ضوابط دینى جزو افراد برجسته هستیم؛ این را نشان بدهیم تا تأثیر قرآن در عمل ما خودش را نشان بدهد: در مشی عمومى، در سلوک، در بواطن، در ظواهر؛ ظواهر اسلامى؛ کیفیّت برخورد، کیفیّت اسلامى؛ اینها را مراعات کنیم. (بیانات مقام معظم رهبری/۱۳۹۳/۰۴/۰۸)
عمل خودمان را قرآنی كنیم، الهی كنیم. به گفتن نیست، به زبان نیست، به ادعا كردن نیست؛ باید در عمل، در این راه حركت كنیم و قدم برداریم. (بیانات مقام معظم رهبری ۱۳۹۱/۰۴/۳۱)

حفظ قرآن با به همراه عمل به قرآن باشد

روایاتی در این باب را با هم مروری می کنیم...
قال علی علیه السّلام:  «الله الله بالقرآن لا یسبقكم بالعمل به غیركم»؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: توصیه می‌ كنم شما را به قرآن نباید دیگران بر شما در عمل به قرآن پیشی گیرند. (نهج البلاغه، نامه 47)
قال الصادق علیه السّلام: «الحافظ للقرآن العاملُ به مع السَّفَرةِ الكرامِ البَرَرَةَ»؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: كسی كه قرآن را حفظ كند و به آن عمل نماید با پیامبران بزرگوار و نیكو خواهد بود. (اصول كافی، ج 2، ص 603)

هشدار، هشدار؛ نتیجه عمل نکردن به قرآن

عمل خودمان را قرآنی كنیم، الهی كنیم. به گفتن نیست، به زبان نیست، به ادعا كردن نیست؛ باید در عمل، در این راه حركت كنیم و قدم برداریم.

قال رسول الله صلّی الله علیه و آله : «من تعلم القرآن فلم یعمل به و اثر علیه حب الدنیا و زینتها استوجب سخط الله و كان فی الدّرجة مع الیهود و النصاری الذی ینبذون كِتاب الله وراء ظهورهم»؛ پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: كسی كه قرآن را بیاموزد و به آن عمل نكند و دنیا و زینت آن را بر قرآن ترجیح دهد، سزاوار خشم خدا است و در ردیف یهود و نصاری قرار خواهد داشت كه كتاب خدا را پشت سر انداختند. (وسائل‏الشیعة ج : 6 ص184)
من كلام رسول الله صلّی الله علیه و آله: «من تعلم القرآن و لم یعمل به حشره الله یوم القیامة اعمی فیقول یا رب لم حشرتنی اَعمی و قد كنت بصیراً قال كذلك اتتك آیاتك فنسیتها»؛ پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: كسی كه قرآن را بیاموزد و به آن عمل نكند، خدا او را در روز قیامت كور محشور می ‌كند، می‌ گوید خدایا به خاطر چه مرا كور محشور كردی در حالی كه من بینا بودم. می ‌فرماید چگونه تو آیات ما را خواندید و آنها را به فراموشی سپردید و به‌ آن عمل نكردید. (عقاب الاعمال، ص 286)

فرشتگانی که حافظ و عامل به قرآن را همراهی می کنند

فضیل از امام صادق (علیه السلام) نقل كرده است: «الحافظ للقرآن، العامل به، مع السفرة الكرام البررة.» (الحیاه، ج 2، ص ص 152)؛ حافظ قرآن  كه بدان عمل كند همراه فرشتگانی ارجمند و نیكوكار است.
«سَفَره» و «كرام برره» فرشتگانی هستند كه ذكر آنها به این وصف در قرآن مجید آمده است:
«بأیدی سفره كرام برره» (عبس/15 و 16) آنان فرشتگان حامل كتاب‌های الهی از جانب خداوند متعال به سوی انبیااند. حاملان قرآن  مانند فرشتگان حامل وحی از جانب پروردگار به سوی انبیاء هستند.

حامل قرآن غیر از عامل به قرآن است

چنانچه عامل باشیم و با هم مجتمع باشیم و اجتماع داشته باشیم و این آیۀ شریفۀ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه‏ِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا (آل عمران، 103) را عمل کنیم، بر همه ی قدرت ها غلبه خواهیم کرد.

حامل بودن قرآن و به كار بستن قرآن غیر از عمل به قرآن است؛ زیرا عمل به قرآن یك كار اختصاصی و فردی است و از دایره‌ ی فرد تجاوز نمی ‌كند و انسان با عمل به قرآن سعادت و خوشبختی را برایش كسب می ‌كند و با دوری از قرآن شقاوت و بدبختی  نصیب انسان می ‌شود؛ ولی در هر حال این كار فردی و شخصی است.
و اما به كار بستن قرآن حركت در جامعه براساس رسالت قرآنی است و تحمّل انجام رسالت قرآنی و حركت براساس این رسالت است.
دایره‌ به كارگیری قرآن، جامعه است و دایره‌ ی عمل به قرآن خود فرد است. برترین چیزی كه توده‌ی مردم به آن می‌ رسند عمل به قرآن است و اینكه با این عمل خود را از سقوط و هلاكت نجات دهند. اما حاملان قرآن تلاش شان نجات دیگران به وسیله قرآن است. افراد صالح همت شان این است كه خود را از غرق شدن در امان نگهدارند و حاملان قرآن و آنانی كه قرآن را به كار می‌ بندند می‌ كوشند دیگران نیز هدایت شوند. بین این دو گروه از نظر رتبه و درجه فرق فراوان است. حاملان قرآن دانشمندان و آگاهان به قرآنند كه نورانیت آن را بین مردم گسترش می‌دهند.
ابوسعید خدری از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل كرده كه آن حضرت فرمود: «حملة القرآن عرفاء اهل الجنة.» حاملان قرآن برترین ‌های اهل بهشتند.
آگاهی به قرآن در دنیا آگاهی به بهشت در آخرت است. برای عارفان به وحی الهی جایگاهی در بهشت است كه برای غیر آنان نیست.

برترین های امت پیامبرصلی الله و علیه وآله

اگر ما ادعامان این باشد که قرآن، کتاب ماست، لکن هیچ صفحه ‏ای از قرآن را به آن عمل نکرده باشیم، قرآن را ادعا داریم که کتاب ما است، اما به حسب واقع کتاب ما نیست
پیامبر اكرم صلی الله و علیه وآله فرمود: «اشرف امتی حملة القرآن و اصحاب اللیل»، برترین امت من به كارگیران قرآن و شب زنده دارانند.

كسی كه در روز قرآن را به كار گیرد و حامل قرآن باشد، علاقه به شب زنده ‌داری خواهد داشت؛ زیرا حاملان قرآن در روز مواجه با مشكلات و سختی ‌ها می ‌شوند كه مقاومت در برابر آنها امكان‌ پذیر نیست. مگر اینكه با شب زنده داری ‌ها، صبر و مقاومت خود را افزایش دهند. وقتی انسان شب زنده‌ دار شد توفیق حامل قرآن بودن در روز را پیدا می ‌كند. این جمع اصحاب شب و روزند كه در شب ‌ها به راز و نیاز و مناجات با پروردگارشان می ‌پردازند و در مقابل پروردگارشان به سجده می ‌افتند و قرآن را با تأنّی و تأمل می ‌خوانند. وقتی روز شد آنچه را شب خوانده ‌اند به كار می‌ گیرند و خداوند متعال عزم، صبر، علم و توان آنان را افزایش می ‌دهد تا سختی ‌های انجام كار در راه خدا را تحمّل كنند كه دیگران قادر به آن نیستند


منابع:
صفیر هدایت؛ آیت الله ضیاء آبادی


- نظرات (0)

حرمت و حیثیت زن، حق الله است

زن

 تبیین حجاب در بینش قرآن كریم 

در مورد حجاب زنان، خداوند متعال در قرآن كریم می‌ فرماید:«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً؛ اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب‌ ها [روسرى هاى بلند] خود را بر خویش فروافكنند، این كار براى این كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تاكنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.» (احزاب/59)
«وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الأولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وآتِینَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا: و در خانه‏ هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت هاى خود را آشكار مكنید و نماز برپا دارید و زكات بدهید و خدا و فرستاده‏ اش را فرمان برید خدا فقط مى ‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند.» (احزاب/33)      

غریزه جنسی، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش ‏تر می‏ گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر می‏ شود، و شهوت  خود را به صورت یک عطش روحی و خواست اشباع نشدنی در می ‏آورد

زن باید كاملاً درك كند كه حجاب او تنها ‏مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف ‏نظر كردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید ‏من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضاى خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقى الهى است، ‏لذا مى ‏بینید در جهان غرب و كشورهایى كه به قانون غربى مبتلا هستند اگر زن همسردارى آلوده شد و ‏همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام مى ‏كنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن ‏نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش مى‏باشد، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن ‏راضى نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‏ اللَّه مطرح است و خداى سبحان زن را با سرمایه ‏عاطفه آفرید كه معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعه‏ اى این درس رقّت و عاطفه را ترك نمودند و به ‏دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادى مبتلا مى ‏شوند كه در غرب ظهور كرده است. 
لذا كسى حق ‏ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این كه قرآن كریم مى ‏گوید هر گروهى، اگر راضى هم ‏باشند، شما حد الهى را در برابر آلودگى اجرا كنید، معلوم مى ‏شود عصمت زن، حق ‏اللَّه  است و به هیچ ‏كسى ارتباط ندارد. قهراً همه اعضاى خانواده و اعضاى جامعه و خصوصاً خود زن امین امانت الهى هستند. زن ‏به عنوان امین حق ‏اللَّه از نظر قرآن مطرح است یعنى این مقام را و این حرمت و حیثیت را خداى سبحان كه ‏حق خود اوست، به زن داده و فرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ كن. 
‎جامعه‏ اى كه قرآن در او حاكم است، جامعه عاطفه است و سرّش این است كه نیمى از جامعه را ‏معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند، چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول ‏خانواده درس رأفت و رقّت مى‏ دهد، و رأفت و رقّت در همه مسائل كارساز است. (زن در آئینه جلال و جمال، صفحات 437 ـ 438)‏

میل به خودنمایی در زن بیشتر است

زن ‏به عنوان امین حق ‏اللَّه از نظر قرآن مطرح است یعنى این مقام را و این حرمت و حیثیت را خداى سبحان كه ‏حق خود اوست، به زن داده و فرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ كن. 
‎جامعه‏ اى كه قرآن در او حاكم است، جامعه عاطفه است و سرّش این است كه نیمى از جامعه را ‏معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند، چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول ‏خانواده درس رأفت و رقّت مى‏ دهد، و رأفت و رقّت در همه مسائل كارساز است. 

در هر بخشى و هر بعدى از ابعاد براى سیر به مدارج كمال بین زن و مرد تفاوتى نیست منتها باید ‏اندیشه‏ ها قرآن‏ گونه باشد، چنانچه قرآن بین كمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نموده است.
استاد مطهری در بیان این كه چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: علت این كه در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است كه میل به خود نمایی  و خود آرایی مخصوص زنان است. (بحارالانوار، ج103، ص238)
در حقیقت اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آن ‏ها در حدّ نیاز طبیعى انسان، سبب شکوفایى همه استعدادهاى او شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است.
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه ‏اى مستقیم با تفاوت ‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روانشناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏ هاى چشمىِ و صوتی شهوت ‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمون‏ ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّک ‏هاى شهوانى قرار مى‏ گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک ‏هاى حسى پاسخ مى ‏دهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.

فلسفه حجاب به بیان قرآن

قرآن كریم وقتى مسأله لزوم حجاب را بازگو مى‏ كند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان ‏مى ‏فرماید‎:‎‎ «ذلِكَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ» (سوره احزاب، آیه 59) یعنى براى این كه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چراكه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه ‏هستند و حرمت دارند‎. ‎‏(زن در آئینه جلال و جمال، صفحات 438 ـ 439)

هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش ‏تر می‏ گردد

استاد مطهری در بیان این كه چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: علت این كه در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است كه میل به خود نمایی  و خود آرایی مخصوص زنان است.

جاذبه و کشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریک پذیری جنس مردانه، یکی از علت‏های این حکم است. توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل که تنها فریب شیطانی ‏اند نمی ‏باشد، بلکه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را می ‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار برای مطامع سود پرستان در نیاید.
به یاد داشته باشیم که غریزه جنسی، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش ‏تر می‏ گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر می‏ شود، و شهوت  خود را به صورت یک عطش روحی و خواست اشباع نشدنی در می ‏آورد. (مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 19، ص 434) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده ‏ای به همجنس بازی  نشانه آشکاری از این حالت است.
بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسی  آنان نیز می‏گردد و پس از مدتی باعث دلزدگی و بی معنایی آن خواهد شد. گاهی نیز لذت غریزة جنسی را به واسطة زیاده روی و افراط از بین می برد و انسان را به امور دیگر می کشاند.


- نظرات (0)

کسانی که به مغفرت و پاداش بشارت گرفتن!

مغفرت

خداوند در آیه 11 سوره یس می فرماید که فقط دو گروه انذار نبی مکرم را می پذیرند: " إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِیَ الرَّحْمَن بِالْغَیْبِ؛ تو تنها كسى را انذار می كنى كه از ((ذكر)) پیروى كند، و از خداوند رحمن در پنهان بترسد" فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِیمٍ"؛  و كسى كه چنین است او را بشارت به مغفرت و پاداش پر ارزش   ده .

در اینجا به چند نكته باید توجه داشت:

انذار تنها در كسانى موثر واقع می شود كه گوش شنوا و قلب آماده دارند، انذار در آنها دو اثر می گذارد: نخست پیروى از ذكر و قرآن ، و دیگر احساس ترس در برابر پروردگار

1 - در این آیه دو وصف براى كسانى كه انذار و اندرز پیامبر (صلى الله علیه و آله) در آنها موثر است ذكر شده : پیروى از ذكر، و خشیت از خداوند در پنهان ، البته منظور از بیان این دو وصف همان آمادگى و جنبه بالقوه آن است، یعنى انذار تنها در كسانى موثر واقع می شود كه گوش شنوا و قلب آماده دارند، انذار در آنها دو اثر می گذارد: نخست پیروى از ذكر و قرآن ، و دیگر احساس ترس در برابر پروردگار.(تفسیر نمونه،آقای مکارم، ج18، ص329)

2 - منظور از ذكر به عقیده بسیارى از مفسران قرآن مجید است ، زیرا این كلمه به همین صورت كرارا در قرآن در همین معنى به كار رفته است .
و مراد از اتباع ذكر، تصدیق قرآن است و اینكه وقتى آیاتش تلاوت می شود، به سوى شنیدن آن متمایل شوى .

3 - ((خشیت))، به معنى ترسى است كه آمیخته با احساس عظمت باشد، و تعبیر به ((رحمان )) كه مظهر رحمت عامه خداوند است در اینجا نكته لطیفى در بر دارد، و آن اینكه: در عین ترس از عظمت خداوند باید امید به رحمت او نیز داشته باشند، تا دو كفه خوف و رجا  كه عامل حركت مستمر تكاملى است متوازن گردد.
مراد از «خشى الرّحمن بالغیب»، یا ترس از خدا در درون است یا ترس از خدا در مكان  هاى پنهان از چشم مردم و یا ترس از خداوند نسبت به دادگاه قیامت كه از امور غیبى است.
به عبارتی هرگاه انسان در برابر شخصیّتى بزرگ قرار گیرد، هیبت و شوكت او باعث می  شود كه به انسان حالى دست دهد كه به آن خشیت گویند و این با حالت خوف و ترسى كه ناشى از كیفر و عذاب باشد، متفاوت است.
و این به خاطر آن است كه اشاره كند به اینكه خشیت مومنین ترسى است آمیخته با رجاء و این همان حالتى است كه : عبد را در مقام عبودیت نگه می دارد ، در نتیجه نه از عذاب معبودش ایمن می شود و نه از رحمت خدا نومید .

((خشیت))، به معنى ترسى است كه آمیخته با احساس عظمت باشد، و تعبیر به ((رحمان )) كه مظهر رحمت عامه خداوند است در اینجا نكته لطیفى در بر دارد، و آن اینكه: در عین ترس از عظمت خداوند باید امید به رحمت او نیز داشته باشند، تا دو كفه خوف و رجا كه عامل حركت مستمر تكاملى است متوازن گردد

4 - تعبیر ((بالغیب )) در اینجا اشاره به شناخت خداوند از طریق استدلال و برهان است ، چرا كه ذات پاك او از حواس انسان پنهان مى باشد، تنها با چشم دل و از لابلاى آثارش مى توان جمال و جلال او را مشاهده كرد.
این احتمال نیز وجود دارد كه ((غیب )) در اینجا به معنى پنهان از چشم مردم است ، یعنى مقام ((خشیت )) و ترس او جنبه ریائى و در حضور مردم نداشته باشد، بلكه در نهان نیز داراى خشیت باشد.

5 - جمله ((فبشره )) در حقیقت تكمیل انذار است ، زیرا پیامبر(صلى الله علیه و آله) در آغاز انذار می كند، و هنگامى كه پیروى از فرمان خدا و ترس آمیخته با عظمت نسبت به او پیدا شد و اثراتش در قول و فعل انسان ظاهر گشت بشارت مى دهد.

به چه چیز بشارت می دهد؟

به چیزى كه بیشتر از هر موضوع دیگر فكر انسان را به خود مشغول می دارد، و آن لغزشهائى است كه احیانا از او سر زده ، به او بشارت میدهد كه خداى بزرگ همه آنها را بخشوده است، سپس به اجر كریم و پاداش پر ارزش كه هیچ كس جز خداوند ابعاد آن را نمى داند.
به عبارتی اگر كلمه مغفرة و نیز اجر كریم را نكره آورد، براى اشاره به اهمیت و عظمت آن دو است، یعنى: او را به آمرزش عظیمى از خدا و اجر كریمى بشارت بده كه با هیچ مقیاسى نمی توان آن را اندازه گیرى كرد، و آن عبارت است از بهشت .

اجر کریم چه معنایی دارد؟

«اجر کریم»؛ یعنی پاداش نیکو در آخرت بدون درخواست و طلب، [مراغى، احمد بن مصطفى، تفسیر المراغى، ج 22، ص 19؛ حسینى شیرازى، سید محمد، تبیین القرآن، ص 436] همراه با تکریم و گرامیداشت. [ حسینى شیرازى، سید محمد، تبیین القرآن، ص 436]


- نظرات (0)

فوتبال زندگی در90 دقیقه

فرصت

در بازی فوتبال از سه موقعیت حساس بیشتر برای وارد نمودن توپ به دروازه حریف استفاده می نمایند این سه موقعیت عبارتند از: 1- موقعیت پنالتی 2- موقعیت کرنر 3- موقعیت ضربه های آزاد که بر اثر اشتباه های تیم مقابل به دست می آیند.

در زندگی ما انسان ها نیز سه لحظه و موقعیت حساس است که شیطان این حریف قدرتمند از ضعف انسان استفاده کرده و توپ گناه را وارد دروازه دل می نماید که این اعمال ما ثبت می شود، این سه موقعیت کدامند؟

پس از نفرین حضرت نوح و هلاکت گناهکاران، شیطان به خدمت حضرت نوح آمد و گفت: ای نوح تو بر گردن من حقی داری، به عنوان تشکر در مقابل این حق می خواهم خدمتی به تو بنمایم. حضرت نوح خطاب به شیطان فرمودند: برای من بسیار ناگوار و بد است که به گردن تو حقی داشته باشم، حال بگو بدانم آن حق چیست؟ ابلیس گفت: اینکه تو نفرین نمودی

وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِینَ دَیَّارًا

و نوح گفت: پروردگارا، احدى از كافران را بر روى زمین باقى مگذار.(نوح/26)

اکنون گناهکاران غرق شده اند و من شیطان مدتی در مرخصی و استراحت به سر می بردم و می توانم برای فریب آیندگان خوب برنامه ریزی کنم. حضرت نوح فرمودند: حال ای شیطان چنین حقی را چگونه می توانی ادا کنی؟

شیطان گفت: ای نوح بدان که من در سه موقعیت بسیار به انسان نزدیک هستم و می توانم با استفاده صحیح از این سه موقعیت انسان ها را گمراه نمایم. این سه موقعیت عبارتند از:

1- عصبانیت 2- قضاوت 3- خلوت با زن نامحرم. می کوشم با سایر هم تیم های خودم از این سه موقعیت استفاده نمایم و توپ گناه را وارد دروازه دل و نامه ی اعمال انسان ها نمایم.

شیطان لشگر سواره و پیاده دارد ؛ نه به معنای نیروهای مسلح بلکه دستیاران فراوانی از جنس خود و از جنس آدمیان دارد که برای اغوای مردم به او کمک می دهند بعضی سریع تر و نیرومندتر و بعضی آرام تر و ضعیف تر همچون لشگر پیاده.

وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَیْهِم بِخَیْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِی الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا

و هر كس از آنها را بتوانى به آواى خود (به سوى گناه) برانگیز، و بر آنها (براى راندن به سوى معاصى) با سواره‏ها و پیاده‏هاى (لشكر) خود بانگ بزن، و با آنها در اموال و فرزندان شركت نما، و آنها را (در ترك هر واجب و انجام هر حرام) وعده ده و (باید بدانند كه) هرگز شیطان به آنها غیر از فریب و نیرنگ وعده‏اى نمى‏دهد.(اسرا/64)

شیطان گفت: ای نوح بدان که من در سه موقعیت بسیار به انسان نزدیک هستم و می توانم با استفاده صحیح از این سه موقعیت انسان ها را گمراه نمایم. این سه موقعیت عبارتند از: 1- عصبانیت 2- قضاوت 3- خلوت با زن نامحرم. می کوشم با سایر هم تیم های خودم از این سه موقعیت استفاده نمایم و توپ گناه را وارد دروازه دل و نامه ی اعمال انسان ها نمایم...

در مسیر دور و درازی که انسان به سوی سعادت و جلب رضای خدا دارد، گردنه های صعب العبوری است که شیاطین در آنجا کمین کرده اند، و اگر انسان تنها بماند، هرگز توانایی پیمودن این راه را ندارد.

باید دست به دامن لطف الهی زند و با تکیه و توکل بر او، این راه پر خطر را بپیماید و هر گاه طوفان شدید و شدیدتر شد، او به سایه لطف خدا بیشتر پناه برد.

در حدیثی می خوانیم که کسی از دیگری بدگویی کرد و آتش خشم در دل او افروخته شد ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: من سخنی می دانم که اگر فرد خشمگین آن را بگوید، خشمش فرو می نشیند و آن جمله (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) است. مرد خشمگین عرض کرد: آیا فکر می کنید من دیوانه ام و شیطان در وجود من رفته؟ پیامبر به قرآن استناد فرمود و این آیه را تلاوت کرد:

وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ اشاره به این که طوفان غضب، از وسوسه‌های شیطان است، همان گونه که شهوت و هوس هم یکی از آن وسوسه هاست.

وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ

و اگر وسوسه‏اى از جانب شیطان تو را تحریك كند (كه به وظیفه خود عمل نكنى) پس به خدا پناه بر، زیرا كه اوست شنوا و دانا.(فصلت /36)

 

3 دیوار دفاعی محکم در برابر شیطان

پس بیاییم همان گونه که دروازه‌بان و بازیکنان در مقابل تیم رو به رو برای دفع این سه موقعیت آماده می شوند و دیوار دفاعی تشکیل می دهند، ما هم در این سه موقعیت دیوار دفاعی محکمی از تقوا و توسل و توکل در مقابل شیطان تشکیل دهیم.

إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ

بى‏تردید كسانى كه تقوا ورزند، هر گاه وسوسه‏اى از شیطان به آنان رسد یا شیطانى دورزننده (بر دل‏ها) به فكرشان آسیب رساند (بى‏درنگ) متذكر شوند و در آن گاه بینا باشند.(اعراف -201)

مهاجمان شیطان وقتی به دروازه دل متقین نزدیک می شوند مدافعان تقوا در مقابل آنان سد دفاعی تشکیل می دهند.


- نظرات (0)